آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال | دیوار
S3 : 23:28:39 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
تخفیف وفاداری اجباری..
والا حرفی نمی زنم همسانسوری تیوال ( همیاری قدیم)
دوباره سانسور می کنم حرفهایم را..
واسه همین برای مراجعه به حرفهای گذشته ام رجوع کنید
به تئاترهای گذشته سالن مستقل..

والا از ترس سانسور همسانسوری تیوال باید این جوری
حرف بزنیم..
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میلاد رمضانی
درباره نمایشنامه‌خوانی آقا ذبیح i
بسیار عالی بود،
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
صبا نجاتی  
درباره نمایش دریم لند i
پیش فروش دور جدید اجراهای دریم لند در ایرانشهر
شنبه 12 مهر
ساعت 12
😍
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در تمامِ میهمانی‌ها
آویزِ گردن من
کلید خانه‌ی توست
حالا بگذریم
مرا جرات آمدن نیست و
تو را ...
جراتِ عوض‌کردن قفل

سارا_محمدی_اردهالی



In all parties
hangs over my neck
your door key.
Needless to say
neither I dare to turn it in
nor you to change the lock.


Sara_Mohammadi_Ardehali
Translated by Ahmad Pouri
مرضیه
درباره نمایش اسطرلاب ۱/۱ i
با توجه به کامنت های قبل انگار تغییری توی صحنه داده بودن اما صحنه همچنان خیلی لخت و بی استفاده بود؛ بازیگران هم متاسفانه یه جاهایی تپق و سوتی های بدی داشتن که میزد تو ذوق
در کل داستان پیچیدگی خاصی نداره و بیشتر بازی دیالوگ هاست که شما رو همراه می کنه
من نمی تونم بگم دوسش داشتم؛ اما خسته نباشید میگم به عوامل محترم
سپهر و محمد حسن موسوی کیانی این را خواندند
صدرا صباحی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
// پُست ابراهیم//
چقدر نمایش بدی بود...
پسا ابراهیم منظورم هست چیزی شبیه پُست مدرن!!!

ابراهیم هادی شهید شد اما ابراهیم حاتمی کیا زنده ماند
و امثال ابراهیم هادی را شهید کرد!!!
حاتمی کیا که با اسب اومد تو کوروش تا بگه داعش بده
مردم را ترسوند تا بگه داعش همه را می ترسونه...
از کجا معلوم ابراهیم هادی اگر زنده بود بهتر از حاتمی کیا
می شد.. اونم به بهانه شهدای کانال...
همانطور ... دیدن ادامه ›› که حاتمی کیا شخصیت های داستان اش چون
جنگ رفتند محق هستند مردم را به گروگان بگیرند...

اگر موسیقی از کرخه تا راین را حذف کنیم هنوز فیلم
بهتری است...
در کل اینکه ایده تکراری و پرداخت بد لیلی عاج کجایی
ابراهیم را به محاق برد..
می بینم که شاید ابراهیم هادی به جرم اختلاس به کانادا
پناهنده می شد..
علاوه بر زبیر سرنوشت شمر بن ذی الجوشن جالب توجه
است..
شمر در جنگ صفین مجروح شد، ممکنه بود شهید بشه
ولی زنده ماند وقایع عاشورا...
و برعکس زهیر بن قین عثمانی بود و مسیر معکوس شمر
را طی کرد..
خیلی این اسطوره سازی های احمقانه را نمی فهمم..

منظور به اینکه کجایی ابراهیم به روایت عاج، اثری عقیم،
شعارزده، تکراری و نصیحت محور از جنس ده نمکی هست
اگر ده نمکی ساخته بود اسم این نمایش کجایی ابراهیم ها
می شد و اسم ده نمکی مرا متعجب نمی کرد اما اسم لیلی
عاج مرا متعجب کرد، ازش انتظار همچین کار ضعیفی را
نداشتم..
اما انتخاب نقش قدرت خیلی خوب بود..
عین فرمانده اسبق پایگاه بسیج محله اسبق مان بود..
حرف زدنش، نوحه خوندنش... کلی حال کردم، به خصوص
کله کچل اش و نصیحت کردنش...
دقیقا هم همین جوری اند، آدم های ساده و معترض و البته
ضد رفسنجانی، خاتمی و روحانی..
بماند..
حس خوبی بود یک آدمی این قدر واقعی بود...
تنها نکته مثبت و دوست داشتنی و واقعی اثر بود...

ممنون از درج نظرتون . 🙏
۴۲ دقیقه پیش
محمد حسن درباغی فرد
ممنون از درج نظرتون . 🙏
خواهش می کنم قابلی نداشت...
۱۸ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عزیزان،
اگر روحیه حتی کمی حساسی دارید عمیقا پیشنهاد میکنم پست بعدی رو نخونید. پست امپرسیونیست
سپهر، صبا صالحیان و محمد حسن موسوی کیانی این را خواندند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
دیر گفتی بابا، من خوندم و نفسم حبس شد
حیف ک مامان هستم و هر چی بگم ممکنه سوبرداشت بشه
۲ ساعت پیش
حاجی نمیخواستم بخونم..
گفتی حساس شدم رفتم خوندم...
۳ دقیقه پیش
محمد حسن موسوی کیانی
حاجی نمیخواستم بخونم.. گفتی حساس شدم رفتم خوندم...
نوش جان 😂
۲ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
توی شکم مادر که نمیتونن بچه رو خفه کنن . پس یه میله مانند ، وارد مغز بچه میکنن و محتویات مغز رو خالی میکنن . و اینطوری بچه سقط میشه .
وقتی اینا رو میگفت به این فکر میکردم خب چرا این مادر که حالا دنبالِ حق سقطِ جنینه و اینو حق مسلمش میدونه و بابتش تظاهرات و راهپیمایی های متعدد برگزار میکنه ، از روشهای مختلف برای جلوگیری از بارداری استفاده نکرده ؟ کم راه نداریم برای پیشگیری از بارداری . چرا حالا که بچه چنان بزرگ و کامل شده که تنها راهِ مرگش خالی کردنِ مغزشه ، به فکر این افتاده که بچه نمیخواد !
اما نپرسیدم . چون توی کشورای غربی هیچ آزادیِ عقیده ای وجود نداره . اینکه میگن آزدی بیان هست فقط برای مخالفت یا فحش دادن به سنتها و دین و ... است . اما کافیه یک جمله اون هم نه مستقیم ، حتا محو و غیر مستقیم ، بر علیه این موارد بگی . مطلقن و کاملن سانسور و بایکوت میشی . مثلن برای کارِ من دیگه محاله بتونی جایی نمایشگاه بذاری یا اجرا داشته باشی و .... کاملن آینده ی شغلی و حرفه ایت از بین میره .

اما الان توی ایران که میشه راحت بود و علیه خیلی از باورهای جهانی حرف زد حتا میشه هولوکاست رو انکار کرد یا همجنسگراها رو دار زد و ... به این فکر میکنم که چقدر از این آزادیهایی که مردمِ دنیا دنبالشن به تمدن و فرهنگ و بهتر شدنِ زندگی و ... ... دیدن ادامه ›› مربوطه ؟
من زیادی محافظه کار و سنتی ام ، و راستش میترسم از آزادیهای بعدی که قراره به لیستِ خواسته های انسانها اضافه شه .
به این فکر میکنم که واقعن درست چیه ؟ و جایی که مجبورت میکنن نظرت رو بگی ، واقعن باید چیکار کنی ؟

میم، سپهر، بهار گراوندی، Ali و سارا_ز این را خواندند
نیلوفر، محسن جوانی و صبا صالحیان این را دوست دارند
این روش سقط رو از کجا اوردی؟!!
فکر نمی کنی برای یهویی نوشتن یکم زننده باشه؟!!!!

در نمایشی همچین چیزی بیان شد و گویا نزدیک بوده خانم بارداری بچه ش رو از دست بده!
بامداد، از خوندنش یکه خوردم
۳ ساعت پیش
مجتبی مهدی زاده
چیزی در وجود من است که مرا می‌ترساند مبادا جنون بگیرم. در عمیق‌ترین دالان‌های زیرزمینی آن‌قدر این‌سو و آن‌سو خزید تا سرانجام به بیماری رعب مکان خود عادت کرد همان‌طور که آدمی به دردی که فروکش ...
این نوشته ی کیه جناب مهدی زاده؟
۳۴ دقیقه پیش
"...به این فکر میکنم که چقدر از این آزادیهایی که مردمِ دنیا دنبالشن به تمدن و فرهنگ و بهتر شدنِ زندگی و ... مربوطه ؟"

هرچند که شروع متن خیلی سنگین و تلخه ولی برداشت من از متن نه سقط جنین بود، نه روش‌هاش... همین سوال بالاس که برای خود منم خیلی وقتا سواله. که آزادی واقعاً نباید ته داشته باشه؟ و هرکاری که به اسم آزادی انجام میشه، حتی اگه به جایی یا شخصی جز اون شخص آسیب می‌زنه، باز نباید در مقابلش اعتراض کرد؟
۳۳ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سه روزه میخام یه چیزی بنویسم، می‌ترسم سپهر جان هوایی بشه😉
سه تا از صندلی‌های این اجرا کج و کوله بودن و تماااام مدت نمایش منو یاد شیهیدن انداخت. آه و آه و آه
فاطمه معصومی این را خواند
Ali، سپهر و بهار گراوندی این را دوست دارند
دلم تنگ شده براش 😥
اگر اجرا داشت حتما هفته ای یک بار می رفتم 😁
۳ ساعت پیش
سپهر
در ازدحام ِ این همه ظلمت ِ بی عصا چراغِ راهم را از من گرفته اند اما من دیوار به دیوار از لمس ِ معطر ِ ماه به سایه روشن ِ خانه باز خواهم گشت. پس زنده باد امید " سیدعلی_صالحی"
خیلی ها جاها این شعر پایین👇 رو که نوشتم دوستانم توهین برداشت کردند
خواستم قبل نوشتنش این توضیح رو بدم که هیچ توهینی به هیچ شخصی در این شعر نمی بینم
و به شدت دوستش دارم مدت های زیادی تو فیس بوک کاور صفحه ام بود



او که بی دلیل مرا به درآمدن آفتاب امید می دهد
ابله ، دلسوزِ ساده ایست که نمی داند
نومیدی سرآغازِ داناییِ آدمیست


" سیدعلی_صالحی "
۱ ساعت پیش
سپهر
خیلی ها جاها این شعر پایین👇 رو که نوشتم دوستانم توهین برداشت کردند خواستم قبل نوشتنش این توضیح رو بدم که هیچ توهینی به هیچ شخصی در این شعر نمی بینم و به شدت دوستش دارم مدت های زیادی تو فیس ...
اقا توهین نکن :))
۵۳ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بانوی شعر من
همپای من بیا
با تلخیای من
بازم تو را بیا

موهاتو وابکن
بازم بپیچشون
با خنده رو لبت
عطرت میونشون

با موج موی تو
نت های ساز من
هم رقص میشدیم
تو خنده های من

من ساز میزدم
گرم و لطیف و بم
حالا ولی فقط
یخ. زیر و ... دیدن ادامه ›› پر ز غم

بانوی ساز من
سازم پر از غمه
برگرد لعنتی
قلبم ترک زده

من نقش میزدم
گل برگ میخک و
حالا ولی ببین
سیگار و نفرت و

سرگیجه میزدم
با ناز کردنت
وقت سه سالگیت
با راه رفتنت

بازم روی تخت
با تار موی تو
تب میکنم گلم
بی مرهمای تو

بی لاک قرمز و
بی رژ صورتی
عطرای سکسی و
زرد عروسکی

گیلاس توی دست
یک مشت قرص خواب
عادت نمیکنم
لعنت به قرص خواب

لعنت به قرص خواب


۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
لذت بردم قاصدک جان
درود بهت
۳ ساعت پیش
امپرسیونیست
لذت بردم قاصدک جان درود بهت
سلامت باشی رفیق نازنین😉🌸🌸🌸🌸
۳ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آروین مقدمی
درباره نمایش توبه i
تبریک میگم به سرکار خانم زمانی و گروه بسیار پر استعدادشون، اجرای روان و قابل قبولی رو شاهد بودیم.
جز تعدادی نقص کوچک سایر اتفاقات نمایش دلنشین و دلچسب بود و امیدوارم هرروز بیشتر و بهتر از دیروز بدرخشید.
آذین حجازی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آذین حجازی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مصاحبه هنر آنلاین با امیر عبادی در مورد نمایش《 کمی از من را ببنید》

http://www.honaronline.ir/fa/tiny/news-152934
آذین حجازی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پوریا صادقی
درباره فیلم رضا i
یه فیلم محترم، نو، سنت شکن و ارزشمند
داستان از نگاه یک مرد با نگاه بالغ و روشن بیان میشه. مردی که بیشتر انسانه تا نر. مردی که علاقه رو تو احترام می دونه نه در مالکیت. احترام به خودش و محبوبش. وقتی محبوبش قصد ترک کردنش رو میگیره، به تصمیمش احترام میذاره. می دونه یه رابطه ی یه طرفه، رابطه نیست. احترام به محبوب.
از طرفی وقتی از ارتباطش خارج میشه، مدتی رو برای اون رابطه سوگواری میکنه‌‌، دپرس و بی حوصله میشه اما توش غرق نمیشه. به سیگار، مخدر و الکل پناه نمیبره. زندگی رو رها نمیکنه. زندگی ادامه داره. به دنبال یه رابطه میگرده تا بتونه به زندگی ادامه بده. احترام به خود.
وقتی احتمال میده ممکنه محبوبش برگرده، در رابطه جدیدش مطرح می کنه و تاوانش رو میپذیره. مسئولیت پذیری.
رضا یه فیلم احساسی با دستمایه های نوستالژیک نیست. که برای خوشایند مخاطب، هر احساساتی رو دستمایه کنه. با اینکه به شدت این پتانسیل رو داشت که از ریل خارج بشه و به اعماق یکی از این دامها سقوط کنه. اما شق و رق می ایسته و حرفش رو میزنه.
هرگز این میزان از بلوغ فکری رو در کارگردانی ایرانی ندیده بودم. ... دیدن ادامه ›› دست مریزاد

فیلمبرداری رو بسیار دوست داشتم. قابها، رنگ ها، حرکت دوربین در صحنه های مختلف عالی بود.
اینکه قابها بازیگر محور نبود و لوکیشن محور بود رو خیلی دوست داشتم. تقریبا همه ی قابها بر اساس معماری یا المان معماری انتخاب شده بود. در عین حال که موقعیت بازیگر/بازیگران هم درست انتخاب شده بود. شگفت انگیز بود.
قاب هایی که تقریبا همه عمق داشت.

نورپردازی ها کمی تیاتری بود که خب طبعا پسندیدم.

صدابرداری و صداگذاری رو دوست داشتم. موسیقی ها رو هم.

گریزی که در بیان مفهوم ها و اتفاقات مورد نظر و فرار از تیغ سانسورچی داشت هم هوشمندانه بود.

در مجموع نام علیرضا معتمدی تا مدتها در ذهنم خواهد ماند.
آذین حجازی و ایمان باقری این را خواندند
بهار گراوندی، دیار، محسن جوانی، سپهر و نسیبه این را دوست دارند
من خیلی از این فیلم خوشم اومد. البته با خانواده دیدمش و اونا اصلا خوششون نیومد😅
۷ ساعت پیش
پوریا صادقی
منتظر برگشت نیست. فاطی رو دوست داره و دوست داره برگرده ولی منتظرش نیست. این جذابه. هیچ جا دیده نمیشه که منتظر باشه. چه تعارضی؟ روشن فکری و مسجد رفتن؟ رضا یه نمونه خوب از ادمیه که کنترل ...
به نظرم نمیتونم منظورم رو بهت منتقل کنم
مشخصاً چیزی که من می‌بینم باری به هر جهته نه سوار کار بودن
هر چه پیش آید خوش آید: زنه رفت، خوبه. برگشت، خوبه. دختر عمه رو دیدم، خوبه. پا نداد کامل، خوبه. کافه باز بود ، خوبه. چایی داشت خوبه، دختره کافه‌چی پا داد خوبه. چهارشنبه سوری بود خوبه.
آدم نرمال برای عبور از بحرانی به این بنیادین حداقل چندین ماه زمان ... دیدن ادامه ›› نیاز داره.
اینکه ما بشینیم تا ببینیم زمان چی جلومون میزاره ابداً نشون دهنده روسنفکری نیست.
یه مثال روشن توپ شبانه مدرس صادقیه کاراکتر ساخت درستی داره و تو نخ زنها بودنش هم درسته ولی اینجا یه پوسته خیلی نازک داریم از هر چیزی؛ به شکل واضحی همه چی حالت موسمی داره و نگاه به مسائل واقعاً سطحیه.
من اصلاً مجاب نمی‌شم، یه مثال دیگه: جدایی فرهادی رو به یاد بیار: اینکه کاراکتر مرد حسرت یه نرو رو به دل زنش گذاشته به درستی تصویر می‌شه: از صحنه پمپ بنزین تا انتها. از اون طرف به شدت انسانه: دلش برای طرف دعواش می‌سوزه، با مادر زنش درست برخورد مبکنه ولی دلیل نمیشه هر دیقه یه مدل بشه.
۱ ساعت پیش
محسن جوانی
به نظرم نمیتونم منظورم رو بهت منتقل کنم مشخصاً چیزی که من می‌بینم باری به هر جهته نه سوار کار بودن هر چه پیش آید خوش آید: زنه رفت، خوبه. برگشت، خوبه. دختر عمه رو دیدم، خوبه. پا نداد کامل، خوبه. ...
زنش رفته، خوب نیست. داغونه.
خب اتفاقات این فیلم هم چندین ماه طول میکشه. فاطی میره هند و میاد.
و نکته ی تحسین برانگیزش برام همین “خوب” بودن تقریبا دائمیشه. این ادم اسیر هیجانات نبودن رو زیست کرده. هزاران نوع تصنعی میشد این حالت رو بازی کرد. و فقط یه جورش طبق واقعیت یه ادم ازاد از هیجاناته.
انتظار داری هیجانات معمول رو نمایش بده. تو هزاران فیلم دیگه نمایش داده شده. برای همین نمیبینمشون. ولی این یه چیز جدید ولی واقعی رو ساخته. راستش رو بخوای دوست دارم بشینم با معتمدی گپ بزنم. یه چت کوچیک کردم باهاش ولی یه گپ مفصل چیز دیگه س.
رضا نمیشینه ببینه زمان چی جلوش ... دیدن ادامه ›› میذاره. هر جا با چیزی برخورد میکنه که فکر می کنه ممکنه به دردش بخوره، اقدام میکنه. اگرم فکر کنه به دردش نمی خوره، از کنارش رد میشه. مثل اون دختر تو کوچه که از کنارش رد میشه. و کلش به چشمت یه حریصی اومده. در صورتیکه نیست. با همکارش تیک نمیرنه. با چند تا دختر دیگه که با خاله شن تیک نمیزنه. انتخاب میکنه.
می دونم مجاب نمیشی، برای همینم راحت حرفم رو میزنم. خیالم راحته تاثیری نداره 😂
ندیدم اون مشاجره گرافی رو... ولی چیزی که تعریف میکنی یه ادم اسیر هیجاناته نه یه انسان.
یه جا غرورش یا خشمش(چون ندیدم، مطمین نیستم کدومه) میگه نگو نرو. بعد افسوس دامنش رو میگیره و دلش میسوزه. فقط هیجاناته نه تعقل یا رهایی. و دقیقا هر دیقه یه شکله. عصبانی، مهربون، محترم. هیچ چیز ثابتی تو کارامترش نیست. برعکسِ رضا.
فرهادی از هیجانات و حتی احساسات مخاطبش سواستفاده و بهره برداری میکنه. از داستان یک شهر همین بود.
۴۲ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره فیلم بی گاه i
"بی‌گاه" بهترین فیلم جشنواره یک کشور یک فیلم فرانسه
به گزارش مشاور رسانه‌ای فیلم، پس از نامزدی "بی‌گاه" در میان ۷ فیلم نهایی از کشورهای آلمان، روسیه، فیلیپین، بورکینافاسو، لهستان، مکزیک و ایران در جشنواره "یک کشور یک فیلم فرانسه" و برگزاری این جشنواره از تاریخ ۱۰ تا ۱۶ شهریورماه و پس از طولانی شدن داوری فیلم‌ها، فیلم "بی‌گاه" به نویسندگی و کارگردانی پویا اشتهاردی و تهیه‌کنندگی محمد سجادیان توانست جایزه بهترین فیلم داستانی را از این جشنواره کسب کند. بی‌گاه که هم ‌اکنون در سینماهای هنروتجربه در حال اکران است، روایت سربازی بلوچ است که به علت کشیدن سیگار، روز عروسی خواهرش لغو مرخصی شده است.ایمان افشار، شایان ...
دیدن ادامه ››

به گزارش مشاور رسانه‌ای فیلم، پس از نامزدی "بی‌گاه" در میان ۷ فیلم نهایی از کشورهای آلمان، روسیه، فیلیپین، بورکینافاسو، لهستان، مکزیک و ایران در جشنواره "یک کشور یک فیلم فرانسه" و برگزاری این جشنواره از تاریخ ۱۰ تا ۱۶ شهریورماه و پس از طولانی شدن داوری فیلم‌ها، فیلم "بی‌گاه" به نویسندگی و کارگردانی پویا اشتهاردی و تهیه‌کنندگی محمد سجادیان توانست جایزه بهترین فیلم داستانی را از این جشنواره کسب کند. بی‌گاه که هم ‌اکنون در سینماهای هنروتجربه در حال اکران است، روایت سربازی بلوچ است که به علت کشیدن سیگار، روز عروسی خواهرش لغو مرخصی شده است.
ایمان افشار، شایان افشار، ایوب افشار، مهسا نارویی، آوا آذرپیرا، ملابخش رئیسی و جمعی از بازیگران محلی چابهار در «بیگاه» نقش‌آفرینی می‌کنند و از دیگر عوامل فیلم می‌توان به: مدیر فیلمبرداری: رضا حماسی، موسیقی: نوید جابری، مدیر صدابرداری: علی عبدالحسینی، میکس و ترکیب صدا: انسیه ملکی، طراحی صدا: رافائل برنابئو گارسیا، اصلاح رنگ و جلوه‌های بصری: محراب مشهدبان، مدیر تولید: محمدرضا تهرانی، مجری طرح: حسین شیخی، تهیه‌کننده اجرایی: مهدی بهروز، مشاور بین‌الملل: مسعود ایمن‌دوست، عکاس: شهرزاد نجفی و سمانه وجدان و مشاور رسانه‌ای: مهدی سلیمانی برچلویی اشاره کرد.

سپهر و محسن جوانی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای من سر درآوردن از دنیای خواب همیشه دغدغه ای بود پر از اشتیاق، کنجکاوی و راز.
در ابتدای نمایش بخاطر محیط باز و سر و صدا های موجود تمرکز روی نمایش کمی سخت بود اما در ادامه، همون محیط کمکی شد برای بیشتر غرق شدن من در فضای خواب گونه و رمزآلود نمایش. درخت های بلند ، سایه های کشیده و صداهای در هم پیچیده. متن نمایش از نقاط قوت نمایش بود که دائما در تصویر سازی از من و تخیلاتم سبقت میگرفت. شاید نواقصی در طول کار وجود داشت اما انسجام بازیگران احساس همگنی که در تئاتر دنبال آن هستیم را به من میداد. شاید نیاز بود تا برای شنیدن مونولوگ های کار تمرکز بیشتری بخرج دهم، اما اگر واقعا به بازیگران گوش بسپارید تماما با فضای خواب آلود در محیط توهم زای نیمه جنگلیه پارک، مخلوط خواهید شد.
توصیه من این است که حتما اگر به دنبال تجربه ای کاملا متفاوت هستید، به تماشای این نمایش محیطی بایستید.
پویا و آذین حجازی این را خواندند
برکه بذری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حسام حسینی شاعر آهنگساز و تنظیم کننده ایرانی متولد هشتم دی ماه است
برند ژوریس متعلق به وی و استودیو آن در ظفر قرار گرفته است
او موسیقی متن را در کلاس های ویدیویی هانس زیمر و تنظیم را در گرو 3 گذراند
حسام حسینی فهرجی در زمینه ی تهیه شعر آهنگسازی و خوانندگی در نمایش های مانند درخت سیب گناه کار نیست به کارگردانی استاد جعفری و نزد تماشاخانه استاد قطب الدین صادقی , ثار به کارگردانی استاد بیژن شیرمرز در حوزه فرهنگ وزارت ارشاد, مستند خشک سالی به کارگردانی استاد احمدی و .... حضور داشت
اولین آلبوم او با نام جز مرگ در پایان سال 99 آماده انتشار است
جهت هماهنگی کاری فقط با شماره ذیل تماس حاصل نمایید
09195805862
پویا این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یه ویدیو الان دیدم از بازداشت اراذل و اوباش پارک دانشجو و طرح پاکسازی پارک
حالا نشونه ی بازداشتی ها چی بود؟
تتو و ریش
تیشرت با طرح و نوشته های خارجی

کامنت های ملت چی بود؟
خداروشکر گرفتن شون پارک پر شده از ادم های همجنسباز
خداروشکر گرفتنشون اواخواهرها رو، از تتوهاشون معلومه چقدر خلافن
نگاه کن چه ریش و لباسی دارن، تابلوعه ادم های.... ان!

اخرشم یه جناب سرهنگی میاد میگه گردن اینایی که برای مردم مزاحمت ایجاد کردن میشکنیم

دنا پلاس و واکسن کرونا دار ها شامل گردن شکستن نمیشن نه؟
اوکی حله
? Rayon's Father : What do you want, Raymond

Rayon : Oh, I'm fine, thanks. And you? Long time no see

Rayon's Father : I suppose I should thank you for wearing men's clothes and not embarrassing me.

Rayon : Are you ashamed ... دیدن ادامه ›› of me? 'Cause I hadn't realized that.

Rayon's Father : God help me.

Rayon : He is helping you. I have AIDS.

Dallas Buyers Club

۱۱ ساعت پیش
پ.ن
بعد از نوشتن این متن مثال های زیادی از گذشته ی دور و نزدیک بیادم اومد.
اما یکی از دردناکترین اون ها کاووس سید امامی هست. اخبار ایران برای نشون دادن سیاه بودن ذات ایشون تصاویرش با شلوارک و حیوان خونگی(سگ) رو نشون داد.
سرگذشتشون چی شد؟ متاسفانه در زندان ... دیدن ادامه ›› خودکشی شدن!

پس اگر میخواهید دستگیر یا خدایی نکرده خودکشی نشوید، اخبار نشانتان ندهد یا گردنتان نشکند، نگذارید فیلم تان با حیوان خانگی و شلوارک پخش شود، عواقب خوبی ندارد
تبصره: دزدی، ناعدالتی، اختلاس و سایر موارد اگر با لباس پوشیده و مناسب انجام شوند، مشکلی ندارند.
۶ ساعت پیش
سروناز یکتا
? Rayon's Father : What do you want, Raymond Rayon : Oh, I'm fine, thanks. And you? Long time no see Rayon's Father : I suppose I should thank you for wearing men's ...
سروناز جان دست رو چه فیلمی هم گذاشتی...
مرسی...
۶ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
علی صفری
درباره نمایش هجوم i
در حال حاضر نزدیک به سیصد نوزاد سقط شده وجود دارن که نمی میرن

هجوم
نویسنده و کارگردان: علی صفری

به زودی در تماشاخانه اهورا
گیل پس از 46 سال در تماشاخانه سنگلج لبخند می‌زند | عکس میکائیل شهرستانی نمایش «»لبخند با شکوه آقای گیل» را در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه می‌برد.گیل پس از 46 سال در تماشاخانه سنگلج لبخند می‌زند
به گزارش روابط عمومی تماشاخانه سنگلج  نمایش «لبخند با شکوه آقای گیل» به نویسندگی اکبر رادی و طراحی و کارگردانی میکائیل شهرستانی از 13 مهرماه در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه می‌رود.  لبخند با شکوه آقای گیل که از نمایشنامه‌های شاخص اکبر رادی‌ است، پیش‌تر  در سال 53 و به کارگردانی رکن‌الدین خسروی در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه رفته بود. داستان این نمایشنامه در سال‌های پس از اصلاحات ارضی ایران در خانواده‌ای از طبقه ملاک گیلان به نام "گیل" می‌گذرد لبخند با شکوه آقای گیل هرشب ساعت 19:30 به روی صحنه می‌رود. علاقه‌مندان ...
دیدن ادامه ››

به گزارش روابط عمومی تماشاخانه سنگلج  نمایش «لبخند با شکوه آقای گیل» به نویسندگی اکبر رادی و طراحی و کارگردانی میکائیل شهرستانی از 13 مهرماه در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه می‌رود. 

لبخند با شکوه آقای گیل که از نمایشنامه‌های شاخص اکبر رادی‌ است، پیش‌تر  در سال 53 و به کارگردانی رکن‌الدین خسروی در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه رفته بود. داستان این نمایشنامه در سال‌های پس از اصلاحات ارضی ایران در خانواده‌ای از طبقه ملاک گیلان به نام "گیل" می‌گذرد

لبخند با شکوه آقای گیل هرشب ساعت 19:30 به روی صحنه می‌رود. علاقه‌مندان برای تهیه بلیت می‌توانند به سایت اینترنتی تیوال مراجعه نمایند.

 

آذین حجازی و نیلوفر پیری این را خواندند
پویا و مژگان این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اجرای نمایش نامه خوانی چفیه در فریدونکنار | عکس اجرای نمایش نامه خوانی چفیه در فریدونکنار
 نمایش نامه دفاع مقدسی چفیه در اولین جشنواره نمایش نامه خوانی «پرواز تا دریا» شهرستان فریدونکنار خوانش شد. به گزارش تیوال تئاتر، نمایش نامه دفاع مقدسی چفیه به نویسندگی حمیدرضا گل محمدی تواندشتی و کارگردانی فاطمه گل محمدی تواندشتی ، نهم مهر ماه 98  از سوی گروه تئاتر سیاوشان جهاد دانشگاهی واحد مازندران در اولین جشنواره نمایش نامه خوانی «پرواز تا دریا» شهرستان فریدونکنار به اجرا در آمد. خلاصه داستان نمایش نامه چفیه می پردازد به ماجرای دو همکلاسی  و بچه محل که پس از سال ها در یک آرایشگاه به هم برخورد می کنند و... دستیاری کارگردانی و طراحی پوستر این ...
دیدن ادامه ››

 نمایش نامه دفاع مقدسی چفیه در اولین جشنواره نمایش نامه خوانی «پرواز تا دریا» شهرستان فریدونکنار خوانش شد.

به گزارش تیوال تئاتر، نمایش نامه دفاع مقدسی چفیه به نویسندگی حمیدرضا گل محمدی تواندشتی و کارگردانی فاطمه گل محمدی تواندشتی ، نهم مهر ماه 98  از سوی گروه تئاتر سیاوشان جهاد دانشگاهی واحد مازندران در اولین جشنواره نمایش نامه خوانی «پرواز تا دریا» شهرستان فریدونکنار به اجرا در آمد.

خلاصه داستان نمایش نامه چفیه می پردازد به ماجرای دو همکلاسی  و بچه محل که پس از سال ها در یک آرایشگاه به هم برخورد می کنند و...

دستیاری کارگردانی و طراحی پوستر این نمایش را سید علیرضا رزمگر بر عهده داشت و فاطمه گل محمدی تواندشتی به عنوان توضیح خوان، سید علیرضا رزمگر، سید امیررضا محمد نژاد و امیرضا ناندوست به عنوان خوانش گر نمایش نامه در این نمایش نامه خوانی همکاری داشتند.

آذین حجازی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
زنحیره ارزش در یک نمایش
تئاتر یکی از شاخص‌های توسعه فرهنگی محسوب می‌شه
دوست آلمانی من می‌گه، در آلمان هستند کسانی که اگر پول خرید بلیط نداشته باشن، وعده‌های غذایی‌شون رو محدود می‌کنن تا بتونن به تماشای یک تئاتر برن!
و این یعنی بالندگی فرهنگی ...
البته، در این مدل عوامل محیطی و غیره، مورد نظر نبوده
ایمان باقری
درباره فیلم رضا i
رضا فیلمی است که کیفیت متناقصی دارد اما در مجموع فیلم قابل تاملی است اگر فیلمساز تکلیفش را به روشنی با خود و مخاطب روشن میکرد که میخواهد فیلم سهل و ممتنع و صمیمی بسازد با فرمی ظاهرا بداهه و یا فیلمی روشن فکرانه با مایه های فلسفی عرفانی میشد با فیلم یکدست تری روبه رو بود و قضاوت روشن تری داشت.
این تناقض در همان نماهای ابتدایی وحود دارد شخصیت اصلی در نمای ثابت جلوی دوربین برای آماده شدن لباس خانه را در میاورد و لباس بیرون می پوشد و بی هیچ دلیلی باز لباس بیرون را در می آورد و دراز میکشد چنین نماهایی در اکثر فیلمها نشان داده نمیشود چون بی اهمیت و بی معنی به نظر می رسند روزمرگی وارد فیلم شده اما زمانی که نریشن وارد میشود نریشنی که روایت یک داستان فلسفی و عرفانی است ناگاهان فضا بوی تفاخر میگیرد.
در ادامه وارد رابطه ها و گفتگوهای رضا با زن های اطرافش میشویم اکثر سکانسهای دو نفره هم در پردازش میزانسن و هم دیالگوها اتمسفر روزمرگی و صمیمت و بداهه دارند رضا هم آدم باحال و ریلکسی به نظر می رسد که وارد است با دخترها گرم بگیرد حتی اگر در حال طلاق باشد طلاقی که باز هم نیازی نیست دلیل آنچنانی داشته باشد.اگر دو نفر میخواهند ناهار بخورند واقعا جلوی دوربین ناهار میخورند دو تا قاشق تو دهنشان نمیگذارند و تمام. اگر قرار باشد به گربه ها قطره ای داده شود واقعا به همه گربه های توی صحنه قطره داده میشه و این کاراها در خلال همان گفتگوها انجام میشود
اما باز در سکانسهای بعدی شاهد صحنه های خاصی هستیم از مسجد و مولودی خوانی و نوازندگی ترومپت در خیابانی خالی و سورئالی و نمای شیک دو نفره وسط بیابان که در پس زمینه شتری وجود دارد و مناسک خال کوبی در حمام باستانی... واقعا این ادا و اطوارها یعنی چه؟ و چه ربطی به بقیه ... دیدن ادامه ›› فیلم دارد؟
فیلمی که باید بی آلایش باشد چون آدمش هم ظاهرا بی شیله و پیله است و به نوعی خودش است و هول و هراسی درونی انچنانی هم ندارد حتی روی تخت بیمارستان هم مخ دختری را کار می گیرد حالا آن داستان سورئال اضمحلال پیرمردی در انتظار مرگ در کجای دغدغه هایش در کل فیلم دیده شده؟
رضا ظاهرا آدم راضی و جاری ای هست به بیان صریح دخترباز بوده و دخترهای دانشگاه را دور خودش جمع میکرده و سر جنگ هم با زندگی ندارد
اما مسئله این است که بسیاری از آدمها نمی خواهند یا نمی توانند چنین افرادی را جدی بگیرند و همین مسئله چالش ارتباطی افراد با امثال رضاست منتها در انواع مختلفی از واکنشها از خشونت عریان ویلت، دو به شکی فاطی از رفتن و ماندن و پس زدن صریح دوست دانشکاهی که رضا هیچ وقت برایش جالب نبوده اصل فیلم این است در همین حد ملموس و زمینی و نبود آن اضافات ملوکانه هم فیلم را ملموس تر و صمیمانه تر میکرد.