تیوال | دیوار
S3 : 22:38:51
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

به نظرم:
نقطه قوت تئاتر بازی علی سرابی بود (که به خاطر همون کلا اومدم نمایشو ببینم)
تیپ علی سرابی نمایش های اخیر بود ولی نکته مهم اینه که تو یک تیپ ایشون تونستن انواع مختلفی رو نمایش بدن. عادت ها، لهجه ها (لهجه هایی که مختص هیچ منطقه ای نستن) و حرکات (بعضا هیستریک)ی که کاملا منحصر به فردن و البته اجرای بی نقص دیالوگ ها و منولوگ های طویل و پیچیده...

این نمایش کلا برای مفهومی که می خواست در موردش صحبت کنه زیاد بود. تو بیان مصادیق ممیزی و این موضوع که بی دلیل خیلی کلمات و صحنه ها حذف می شن هیچ نکته یا داستانکی برای بیان نبود و سعی فقط در خندوندن و جذب تماشاچی بود. (که اگه علی سرابی نبود این خنده هم ممکن نبود)

و اینکه این 3 نمایش (نمایشی که ما دیدیم، نمایشی که دختر جوان نوشته بود و نمایشی که مرد بازبین نوشته بود (که قسمتی از نمایش دختر جوان بود)) به نوعی سیر ... دیدن ادامه » تغییرات معیارهای ممیزی رو نشون می دن و اتفاقا قطعا به مواردی که امروزه در تئاتر ممیزی می شن اشاره ای نشد (مواردی که دیگه نه مربوط به نگاه جنسیتی می شن، نه با احکام کاری دارن، نه با امریکا و نه با ... بلکه فقط مختص "برهه حساس کنونی" می باشند، اون مسائل فیلتر نمی شن که حواسمون از چیزایی که فیلتر می شن پرت شه، به چیزایی که قبلا ممنوع بودن اشاره می شه تا شاید از روی تعجب بخندیم و جذب شیم و چرخ فرهنگ بچرخه)


دیدن این نمایش توصیه نمیشه... اینستاگرامتون بیشتر می خندونتتون

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی شهرام عبدلی برای روزهای چهارشنبه ۸ تا جمعه ۱۰ اسفندماه با تخفیف روزهای نخست همینک آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک لحظه رد پای تو را گم نمی کنم
هیچ اعتنا به طعنه مردم نمی کنم
مردم ، اسیر خواهش خویشند ، بگذریم
دیگر در این زمینه تکلم نمی کنم
مردم ، دو چهره اند ، مرامی که خوب نیست
با این مرام خلق تفاهم نمی کنم
جز روی دلگشای تو را ای امید محض
در پیش چشم خویش تجسم نمی کنم
عمری مرا گذشته و در این دو روز هم
یک لحظه رد پای تو را گم نمی کنم


از: اهورا
رها باصفا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اون شبی که باهات دوست شدم خیلی احساس خوش بختی می کردم. هیچ وقت اون شب و اون اولین بوسه رو فراموش نمی کنم... از اون به بعد خودمو وقف تو کردم و غرق شدم توی عشقی که از تو توی وجودم جوونه زد... هرکار کردم، فکرم این بود که "س" خوشحال باشه، "س" دوست داشته باشه. ولی تو از همون اولش آب پاکی رو روی دستم ریختی: "هزاران آدم از بُعد مسافت از هم دور میشن و عشق و محبت شون از بین میره و با آدمای دیگه ای آشنا میشن و...." سعی کردم با حرفات کنار بیام، کنار بیارم قلبمو، دلمو، احساساتم رو که بند شده بود به خوبی و خوشی تو... به عشق بی حد و حصرِ تو... و با خودم گفتم: "راست میگه شاید... نباید بذارم این احساسات زندگیمو تحت الشعاع قرار بده، "س" زندگی خودشو داره، منم زندگی خودمو... و این وسط یه عشقی هست که ممکنه روزی دیگه نباشه..."
ولی هرچی گذشت به دروغ بودنِ این فکر ... دیدن ادامه » بیشتر پی بردم.. دروغی که هرروز و هر روز و هرروز به خوردِ مغز و قلبم دادم ولی فردا دوباره بیدار شدم دیدم همش هضم و دفع شده...
خوشی و ناخوشیم به طرز غریبی گره خورد بهت. اما سعی کردم نذارم این احساس به تو افکار ناخوشایند القا کنه، سعی کردم نذارم به این فکر کنی که احساس من ممکنه زنجیر بزنه به پای زندگی و احساست... اما انگار موفق عمل نکردم... "انسان آنچه را دوست دارد نابود میکند" ؟ یا "دربند میکشد"؟ حتا از این کارم دوری کردم... ولی باز هم ظاهرا موفق عمل نکردم، چون تو دور شدی، بیش از حد انتظارم دور شدی! درست مثل کسی باهام رفتار شد که لباسی رو که خیلی دوست داره میخره و اولش ذوق و شوقش رو داره اما بعدش... بعد از چندبار پوشیدنش، میندازتش کنار... چون براش تکراری شده و اون لباسم میشه مثل لباسای دیگه براش که گاهی توی قفسه ی لباسا دیده و پوشیده میشه...
احساس میکنم قلبم دیگه توی قفسه سینه ام جا نمیشه... احساس میکنم مچاله شده. مچاله ی مچاله! چون عشق بزرگش کرده ولی اتاق قبل اش همون اندازه ایِ که بود... به یک لحظه زندگیِ بدون تو فکر میکنم و نفسم میگیره... همه چیز برام دلگیره... خیلی دلگیر...
بعد با خودم فکر میکنم: کاش انقدر قوی بودمکه می تونستم یه تصمیم بهتر برای زندگیم بگیرم... نمی دونم حتا ممکنه اون تصمیم بهتر چی می بود؟! شاید بُریدن از تو... ولی بریدن از تو مگه به همین راحتیه؟ مثلِ بریدن یه عضو... و اصلا چرا باید به این مسئله فکر کنم؟ شاید چون احساس میکنم که تو دیگه منو دوست نداری یا اقلا به اندازه ای که قبلا داشتی، نداری....
بی وقفه توی ذهنم باهات حرف می زنم و ازت می پرسم: "چرا؟ چرا دوستم نداری؟ مگه من چی کار کردم؟ جز اینکه لحظه به لحظه عشقم رو به تو بیش تر و بیش تر کردم؟ جز اینکه ذکر روز و شبم شد اسمِ تو؟ پس چرا فرار میکنی؟ چرا دوری؟ چرا انقدر دوری؟ چرا انقدر دوووووووور؟"
قبلا از جنسیت خودم بدم می اومد... فکر اینکه چیزای خیلی بد در "نهادم" هست و افکار مزخرف و بیهوده ی سالها بردگی... بردگی در قالبِ زنی که دیده نشد، تحقیر شد و هرچه بیشتر، به درونش پناه برد... اما با تو... با تو آشتی با کهن ترین شکلِ یک زن رو تجربه کردم، حس کردم دوست دازم زن باشم، لباس گلدار و دامن چین دار بپوشم، آشپزی کنم و قربون صدقه ات برم... اما الان... الان که این احساسات، این احساساتِ زیادِ لعنتی باعث شده تو ازم دور بشی، بازم از این جنسیت بدم میاد، بیزار شدم حتا انگار... بیزار از اینکه اون چه تو رو باید به من پیوند میداد و لاجرم به من نزدیک میکرد، باعث دوری شده... دوری و دوری و دوری....
دلم میخواد می تونستم به سبک زنای بوشهری عزاداری کنم، در سوگِ عشقی که از دست میره و من نمیتونم براش کاری بکنم... خاک و کاه به سر بپاشم، گِل به سر و صورت بگیرم، مثل آونگی بی تاب، تاب بخورم به چپ و به راست... و صورت بخراشم و غرق بشم توی اشکی که تمومی نداره....
دلم میخواست  می تونستم این حرفا رو، بدون اینکه بغض راه گلومو بگیره، به خودت بزنم، به خودِ خودت. و تو یه تنه همه چی رو درست کنی و بهم بگی:"خیلی خُلی که این فکرا رو کردی، که من قرار نیست از کنارت برم، که همیشه پیش ات می مونم..." که مثل اون روز بهم بگی:"خودم ازت مراقبت میکنم" ولی میدونم که نمیتونم این حرفا رو بهت بگم... چون این حرفا نشون میده چقدر ضعیفم و تا چه اندازه بی تابم... که این حرفا، همون حرفاییِ که برای نزدن ساخته شدن...
توی دلم یه چیزی بالا و پایین میره و گریه ام اوج میگیره و اوج میگیره... انگار با رسیدن به آخرای این نوشته، ما هم داریم به آخرای رابطه می رسیم... و فکر میکنم شاید رفتنِ تو به این سفرِ لعنتی انگار، تیر خلاصیِ به رابطه ای که مثلِ قطبِ جنوبه...

از: خود
آذرمهر، قاصدک، Marillion و بامداد این را دوست دارند
رها جان بلاخره سکوت دوروزم با خوندن نوشتت شکست
و چقد حرفایی ک توی ذهن و دلت با خودت تکرار میکنی و کلنجار میری با خودت ....
۳ ساعت پیش
قاصدک عزیزم...
چقدر این حرفها درون دلم درد می کشید...
۳ ساعت پیش
میدونی رها امروز درست 21 روز بعد تولدمه و دقیقا 21 روز مونده تا دومین تولد شروعی ک ...
حستو کاملا درک میکنم
کاملا تموم جمله هاتو میشناسم و میفهمم
قشنگ جمله هات انگار از درونم میاد و شنیده میشه
شروع چیز قشنگیه توی هرچیزی بخصوص توی ی رابطه عاطفی و دوستی
میدونی از صب دارم ب دوسال قبلم فک میکنم ب تموم چیزایی ک به قول تو هرروز توی ذهنت با خودت تکرار میکنی و هی با خودت ب ی دلیل فک میکنی
اما ...
هیچوقت ازین ک ی دخترم بدم نمیومد با وجود اینکه همیشه پسرونه رفتار میکردم و همیشه وسط زمین فوتبال با پسرا هم بازی بودم حتی با وجود اینکه دلم میخاس سرک بکشم ببینم دنیای مردونه چجوریه و کارای مردونه کردم و حتی رشته و حرفه کاریم
همیشه ذوق داشتم ک ی دخترم حتی با وجود اینکه یکم زیادی ریزه موندم و ب زیبایی بقیه نیستم
اما ... دیدن ادامه » خوشحال بودم دختر بودنمو واقعا دوسداشتم از حسای زنانه ی ذهنم ک باعث میشد بنویسم ک به جای قلم مو با انگشتام رنگارو لمس کنم ک هر کار زمخت و مردونه رو به شاعرانگی بکشم لذت میبردم
ولی امروز واسه اولین بار توی آینه قدی ب پستی و بلندیای اندام زنانم نفرت داشتم بیزار بودم ک جنسیتم اینه بیزار شدم ک ی زنم ک یه دخترم
میدونی چرا
چون ب قول تو شدم ی تکرار! و امان از تکراری بودن
چون به جای تموم اون حسای بینظیر و لطیف ک من تو و تموم دخترا داریم و از بخشیدنش دنبال چیزی نیستیم به جای تک تک لبخندایی ک از ته دلمون از عمق وجودمون رو لب نقش میزنیم به جای تموم گرمایی که وجود زنانه و احساساتمون ب ادمای اطارافمونو بخصوص ب اونی ک جانانمون میشه سردی یه جمله و تلخیشو با تموم جونم چشیدم
"مزخرف ترین نچسبت ترین و بیشعور ترین دختر بودن رو"
میدونی این شعار نیس ک وارد ی رابطه عاطفی میشی و دوسداری از عمق وجودت خودت باشی و خودت بودن ک ی روز ی آدمو ب سمتت کشونده ی روز باعث دوریاشه
میدونی مشکل از خودت بودنه نیس
مشکل اینه ک بلد نیستیم نقش بازی کنیم ک شبیه ب قول تو بقیه لباسا باشیم
همون لباسیم اما ی روز بخاطر لباسای جدیو مچاله ته ی انبار متعفنیم
ادما با جمله های خشگلی میان تو زندگی همدیگه
مث این جمله ک تو انقد عالی هستی ک نمتونم بگم خاهرم باش مهر میخام عشق میخام...
و با جمله های سرد و تلخ دور میشن مث این جمله ک اویزونی و ....و بقیه بهت ارجحیت دارن!
ی پارادوکس بی نقص!

و دلیلش هم چیزیه ک خودشونو باهاش قانع میکنن
ک تو و احساساتت منو دور کرد!ِ
میدونی دلم میخاد بلند بگم لعنت به این جمله
لعنت به این جمله ک مرز بیقراریارو تبدیل میکنه به قطب یخ زده دل سنگ یه ادم

۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوره تازه اجرای این نمایش، به کارگردانی علی شمس از سه شنبه ۷ اسفند در تماشاخانه ایرانشهر آغاز خواهد شد.
» ویدئویی از نمایش «وقتی خروس غلط می‌خواند»
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خصوصی سازی و معیشت مردم  | عکس
» خصوصی سازی و معیشت مردم
... دیدن متن »

درسگفتارهای زمستان ۱۳۹۷ موسسه مطالعات سیاسی-اقتصادی "پرسش" با درسگفتاری از دکتر فرشاد مومنی ادامه دارد.
درسگفتار "تجربه خصوصی سازی در ایران" از روز شنبه ۴ اسفندماه ساعت ۱۷ آغاز می شود.
این درسگفتار درصدد است تا روند خصوصی سازی در دوران بعد از انقلاب و تاثیر آن بر اقتصاد کشور و معیشت مردم را با تکیه بر امارهای موجود و تحقیقات صورت گرفته تفسیر و تبیین کند.
علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در این درسگفتارهای می توانند با شماره های روابط عمومی موسسه پرسش ۸۸۸۲۲۰۱۰-۸۸۸۳۷۶۴۷ تماس گرفته و یا به وب سایت موسسه مراجعه کنند.
موسسه پرسش در خیابان قائم مقام فراهانی-پایین تر از خیابان استاد مطهری-کوچه شبنم- پلاک ۳ واقع شده است.

ابرشیر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از چهارشنبه ۸ تا جمعه ۱۰ اسفند (ساعت اجرا ۲۲:۰۰) به کارگردانی احمد سلگی و با بازی سپندار اعلم، نازنین بهرامی، حدیث بیابان‌گرد و ... امروز (پنجشنبه) ساعت ۱۷ آغاز خواهد شد.
یلدا معصوم این را خواند
آذرمهر این را دوست دارد
چقدر زود تموم شد
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۹ ساعت پیش
محمد عسگری، محمدرضا دانش، آذرمهر، سید حامد حسینیان و محمد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۹ ساعت پیش
محمد عسگری و آذرمهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی احد خالقی و با بازی فرزاد باقری، آسیه سلطانی و ... با تخفیف روزهای نخست آغاز شد.
آذرمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی مهناز فایقی و با بازی آرش پیام، ستاره آقائیان، محمد نبوی و ... فردا (جمعه) ساعت ۲۰ آغاز خواهد شد.
آذرمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس ویژه اجرای پایانی این نمایش، جمعه ۳ اسفند ساعت ۱۸:۰۰، به کارگردانی عقیل بهرامی و با بازی امیرحسین مهماندوست و ... آغاز شد.
عقیل بهرامی و آذرمهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش سر میز شام i
کارگردان: سیامک صفری تا ۲۴ اسفندماه سالن نوفل لوشاتو
» ویدیویی از نمایش سر میز شام
۱۰ ساعت پیش
آذرمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی قطب الدین صادقی، کارگردانی رضا موسوی و با بازی شادی امیری با تخفیف روزهای نخست، آغاز شد.
آذرمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خیلی خوبی بود. مفرح و با دیالوگ قافیه دار و آهنگین که عالی بود. برخلاف سایر تئاترهای کمدی الفاظ رکیک بکار نبردن. تلفیقی از سبک سنتی و مدرن بود و بیشتر از هنرمندی و حرکات بازیگران بود که مخاطب به وجد میومد و تمامی مخاطبین راضی بودن. ضمن اینکه برخلاف کامنتی که از سوی یکی از کاربران خوندم سالن فوق العاده خوب و منظمی داشت. راس ساعت شروع شد و همه چی طبق برنامه پیش رفت.
آذرمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فائزه
درباره نمایش ملاقات i
چقدر بی طاقتم برای دیدنش *_*

گویا قراره یه کار فوق العاده ببینیم بعد از ترجمه و اجرای جناب سمندریان... اینبار با ترجمه و اجرای پارسا پیروزفر.
و گرچه دلم میگه کاش میشد بازی بینظیر پیام دهکردی و گوهر خیراندیش رو دوباره روی صحنه و در همون نقش ببینم، ولی مطمئنم انتخاب آقای پیروزفر عالی خواهد بود و این کست هم به شدت هیجان انگیزه :)

آخ
جانا سخن از زبان ما میگویی

نمیشه من پامو توی سالن اصلی تئاتر شهر بذارم و حداقل چند ثانیه به گوشه ی سمت چپ صحنه خیره نشم و تلاش نکنم صحنه ی سیگار کشیدن این پیام دهکردی نازنین رو به یاد بیارم...

و با شکوه ترین رورانسی که تجربه کردم.
۵۰ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، از چهارشنبه ۸ تا جمعه ۱۰ اسفند، به کارگردانی علی احمدی و با بازی تینو صالحی، الناز حبیبی، علی شادمان، وحید آقاپور و خسرو احمدی، امروز (پنجشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
خرید بلیت روزهای پنجشنبه ۹ و جمعه ۱۰ اسفند در دوسانس ۱۷:۰۰ و ۱۹:۱۵ امکان پذیر است.
آذرمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایشنامه‌خوانی به کارگردانی شاهین ملک زاده و نقش‌خوانی سعید نبوی، محسن علیمحمدی، نفیسه قدرتی و ... آغاز شد.
آذرمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگردان: میثم نوروزی تا ۲۴ اسفندماه خانه هنر پیچازی
» ویدیویی از نمایش مصائب یک نویسنده آماتور
۱۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش با بازی سام دادخواه و میثم نوروزی از دوشنبه ۶ تا چهارشنبه ۸ اسفندماه همینک آغاز شد.
آذرمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی بهنوش بختیاری و پیروز میرزایی و با بازی زیبا مصطفایی، هلیا حسن زاده آغاز شد.
آذرمهر و بامداد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
افشین اردوخان
درباره اپرای عروسکی عشق i
سلام دوستان
من یک سوال دارم لطفا راهنمایی کنید
من چند نفر مهمان دارم که تا به حال تئاتر ندیدن. دوست دارم دعوتشون کنم ی نمایش خوب ببینن. به نظرتون این نمایش به عنوان اولین تجربه می تونه جذبشون کنه؟ یا دنبال نمایش دیگه ای باشم؟
ممنون
هانی حسینی این را خواند
آذرمهر و شکیبا این را دوست دارند
بادرود
دوست گرامی من شخصا اگر بخواهم کسی که تا بحال تیاتر ندیده به تئاتر ببرم و یا به تئاتر دیدن ترغیب کنم علی رغم اینکه خودم کارهای نو و خلاقانه رو دوست دارم سعی میکنم یه تئاتر کلاسیک را انتخاب کنم ، اپرای عروسکی عشق هم همانطور که از اسمش پیداست اپرا ... دیدن ادامه » گونه و عروسکیست که شاید به نوعی از فضای کلاسیک تیاتر دور باشه و توقع تماشاگران جدید را برطرف نکنه البته واقعا به مخاطب ، علاقه مندی هایش و دانشش به شدت وابسته است .البته باید بگم اکثر کارهای جناب غریب پور را دیدم و دوست دارم
۱۱ ساعت پیش
با سلام
علیرغم اینکه هرچیزى سلیقه اى هست، فکر میکنم اگه گروه سنى مهمانانتون بالاى ٣٠ سال هست احتمالاً از کار خوششون بیاد چون موسیقى با وجود اپرایى بودن ولى تم سنتى داره و اشعار هم اکثراً قصیده و غزل هست ولى اگه گروه سنى مهمونانتون کمتر هست شاید با این ... دیدن ادامه » نوع موسیقى ارتباط خوبى نداشته باشن. به لحاظ فرم و طراحى ولى فکر میکنم براى همه سنین جذاب باشه
۸ ساعت پیش
سلام
جناب اردوخان با توجه به اینکه هیچ آگاهی از سلیقه و علاقه افراد نسبت به هنرهای نمایشی ندادید
من یک توضیح بدم
نظرم را از معنا جدا میکنم و ظاهر رو میگم
چرا که اگر از معنا و مفهوم بخواهم بگم ، سطرها نوشتم تا کنون و شاید سلیقه من باشد یا حسم.
پس از ظاهر امر میگم

اپراهای عروسکی گروه آران تجمیعی خاص از صدا و حرکت است به لطف استاد غریب‌پور(پژوهشگر ، نویسنده و کارگردان آثار).
جان بخشیدن به جسمی بی روح (توسط گروه بی بدیل آران)
و ... دیدن ادامه » دم ِ این نفَس ِ جان، موسیقی میشود و بازدمش اشعار
پس ساده تر بگویم ، شما دنیایی متفاوت از تئاتر انسانی مرسوم میبینید از دریچه چشمان پژوهشگر،نویسنده و کارگردان اثر...
هر دوره از اجرا نزدیک به صد و اندی شخص را همراهی کردم در سالن
با هر سلیقه و سبک و سیاق فکری
به طور جد میگم
اپراهای عروسکی به طور معمول قابل مقایسه با تاتری دیگر نیست که بخواهم بگویم دیگری را بروید بهتر است یا فلان اجرا.(سطح کیفی منظورم نیست ، نوع اجرا را میگویم)
شما و همراهانتان تماما چیزی را تجربه میکنید که فقط و فقط مختص این سالن و این سبک از هنرنمایشیست در ایران و جهان.
سن از نوجوان پانزده ساله همراهم آمده که حیرت زده از تجربه اش میگفته
تا هفتادو اندی سال تجربه ادبیات و سینما و معماری و ....
من زمانی که اشخاص را دعوت به دیدن اجراهای آران میکنم ، همه شور هستم و شوق
بارها شده به واسطه حرفهایی که زده شد تشنه دیدن شده‌اند و سیراب از سالن بیرون آمدند...
به آنها نگفتم شاهکار به آنها نگفتم شکوه ِ جانبخش ِ گروه آران قرار است ببینند(که خودشان تجربه کنند)
به آنها گفتم تو چیزی را تجربه خواهی کرد که در هیچ کجای دیگر نمیبینی...
پس وقتی از سالن بیرون میایند خودشان گفتند
شاهکار بود و چقدر حالم خوب است ...
(شاید همراهان من ، همه دوستدار بودند و مشعوف...باقی را خبر ندارم)
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این هفته می خوام این تاتر ببینم .... عاشق سام درخشانی ام ...خیلی خـــــوبه ....هم کمدی خوب بازی میکنه هم جدی...خوشتیپ هم که هست... همه چی تمومه لامصب :)
لیلا مظاهری این را خواند
آذرمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرستش...
درباره نمایش ۳۰/دی/۹۵ i
انتظارم بیشتر بود... شاید خیلی بیشتر... یک داستان کلیشه ای... دیالوگهای کلیشه ای... حتی بازیهای کلیشه ای.... چرا طراحی صحنه انقدر شلوغ بود... چرا تماشاچی ها انقدر بی ملاحظها بودن... چرا بازیگر تپق میزدن... چرا تماشاچی شلوغ میکرد و بازیگر بهش اکت نشون میداد... و کلی چرای دیگه.... ولی در کل خسته نباشید اونم من باب رعایت ادب...
امیر مسعود، آذرمهر و یلدا معصوم این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرستش...
درباره نمایش کال سنتر i
من به شخصه زیاد طرفدار کار کمدی نیستم و این کار جزو معدود کارهایی در این ژانر بود که به تماشا نشستم ولی حقیقتا پشیمون نیستم از دیدن این نمایش... کار خوب... اجرای خوب.... کارگردانی خوب... برای گروه اجرایی و بقیه عوامل آرزوی موفقیت دارم...
عقیل بهرامی و آذرمهر این را دوست دارند
پرستش عزیز مرسی که دعوت من رو برای نظر دهی در تیوال که در رورانس انجام دادم پذیرفتی، خدا رو شکر که خاطره خوبی داری
۲۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر کامنت مثبت و در مقابل چقدر کامنت منفی... من خودم چند شب پیش کار رو دیدم... بازیها خوب و درخور تشکر بودند... و فقط گاهی صدای خانم پروانه شنیده نمیشد که میشه این رو گذاشت به پای تجربه اول ایشون... ولی در کل کار خوبی بود... با تشکر از همه دوستان و عکامل این کار و به امید دیدن کارهای بهتر
مسیح راستی و مریم فیضی این را خواندند
شاهین و آذرمهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید