تیوال | دیوار
S1 : 15:12:44
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

دو تا بلیط برای سه شنبه 5 تیر ردیف 4 صندلی 6 و 7 دارم که نمیتونم خودم برم. اگر کسی لازم داره در همین پست اطلاع بده. سپاس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی دکتر سید هاشم خان شافع و کارگردانی مرتضی برزگرزادگان و با بازی محمدرضا آزادفرد، محمد پورا و ... با حضور سعید کنگرانی، با تخفیف روزهای نخست، آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس های تازه این نمایش به کارگردانی احمد سلگی و با بازی فائزه اشراقی، مهشید باقری و ... برای روز چهارشنبه ۱۳ تیر همینک آغاز و برای روزهای پنجشنبه ۱۴ تا دوشنبه ۱۸ تیرماه از ساعت ۱۵ امروز یکشنبه آغاز خواهد شد.
همچنین سانس های سه شنبه ۱۹ تا جمعه ۲۲ تیرماه ( به همراه دو سانس ویژه ساعت ۱۶ برای روزهای پنجشنبه و جمعه) امروز ساعت ۲۰ آغاز می شود.
مریم رودبارانی و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، پنجشنبه ۷ و جمعه ۸ تیر، به کارگردانی مژگان خالقی و با بازی معصومه کریمی، نوید بانی، فائزه بختیار، فاطمه بختیار، آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روز تازه این نمایش، چهارشنبه ۶ تیر، به نویسندگی و کارگردانی علی مست علی و با بازی الهام اخوان، کیانوش جواد اسلامی و ... آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از نمایش پرده خانه
۲ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲ ساعت پیش
محمد عسگری و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از نمایش بدن مقدس
۲ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا نمیشه بلیط این نمایش را خرید کنیم؟
از سایت تیکت باید خرید کنید
۴۱ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره سامانه کیف پول
برندگان قرعه‌کشی هفته سی و چهارمین کیف پول تیوال، معرفی شدند! | عکس
کیف پول الکترونیک تیوال
» برندگان قرعه‌کشی هفته سی و چهارمین کیف پول تیوال، معرفی شدند!
... دیدن متن »

سلام

همچنان قرعه کشی و جوایز پرداخت با کیف پول تیوال ادامه داره. طبق روال قبل این هفته هم به سه نفر هر یک ۲ بلیت یک نمایش تقدیم میشه.  برنده‌های این هفته آقای نوید آغاز و سرکار خانم شهرناز ق و سرکار خانم نفیسه رستمی هستن که هر کدوم برنده دو بلیت نمایش «چشم برهم زدن» در زمان دلخواه شدن که امیدواریم از دیدن این نمایش لذت ببرن.

حامی جوایز این هفته گروه محترم  نمایش  «چشم برهم زدن» و مجموعه تالار حافظ هستن که از همین تریبون ازشون سپاسگزاری می‌کنیم :)

 

با کیف پول تیوال هم راحت تر و هم سریعتر میتونید بلیت بخرید، حالا بماند که از تخفیف‌های خوبی هم بهره‌مند میشی. امیدواریم برنده بعدی شما باشید.

Saharnaz Gh این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از دوشنبه ۱۱ تا چهارشنبه ۱۳ تیر، به نویسندگی برتولت برشت، و کارگردانی هومن رهنمون و با بازی فاطمه اللهویرنی، بهار پاسبان، نازنین تاجیک و ... فردا (دوشنبه) ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مقاله اگزیت
تبلیغات یا تلقینات تئاتر؟

به قلم آرمان عزیزی منتقد گروه تئاتر اگزیت

 
شاید از خود بپرسید مساله‌ی تبلیغات تئاتر در شرایطی که تئاتر با هزار مشکل کوچک و بزرگ دست و پنجه نرم می‌کند چقدر اهمیت دارد و اساسا تبلیغات یک اثر تئاتری چقدر وابسته و تاثیرگذار در ماهیت آن اثر است که بتوان آن را سوژه‌ی بحث امروز (اکنون ما در ایران) کرد؟ و از همه مهمتر اینکه در موقعیتی که تئاتر نیازمند حمایت‌های مالی و مردمی است، چقدر می‌توان به مساله‌ی تبلیغات (که به نظر می‌رسد شاهراه ارتباطی این هنر و مردم است) به دیده‌ی یک آسیب نگاه کرد؟ پاسخ را با یک مثال شروع می‌کنم.
چند ماه پیش یکی از دوستانم نمایشی را به من پیشنهاد کرد که قرار بود در چند روز آینده افتتاح شود. دوست من اصرار زیادی داشت که این نمایش حتما نمایش خوبی است و حتما باید به دیدنش بروم. سریعا نام نمایش را در گوگل جستجو کردم و با چند خبر در صفحات خبری تئاتر مواجه شدم. فلان بازیگر مشهور هم به این نمایش پیوسته، تمرینات ۶ ماه طول کشیده، کارگردان اثر در مصاحبه‌ای گفته سعی در ساختارشکنی داشته و از نمایشنامه فراتر رفته است. فلان آهنگساز بسیار مشهور رهبری گروه موسیقی اثر (در مورد یک اثر موزیکال حرف می‌زنم)  را به عهده گرفته است. در جستجوها با صفحه‌ی اینستاگرام آن نمایش برخوردم. با اینکه نمایش هنوز شروع نشده‌ بود، بیشتر از ۵ هزار فالوور داشت. آخرین پست تیزر تبلیغاتی اثر بود. یک ویدئو با کیفیتی متوسط اما بسیار مبهم که تمرکزش روی تمرینات بازیگر مشهور است. تیزر حاوی موسیقی و تدوین جالبی بود اما باز متوجه نشدم این نمایش برای من جذاب خواهد بود یا نه. تنها چیزی که از تیزر نمایش گرفتم زرق و برق باشکوهی است که قرار است در نمایش در انتظار مخاطب باشد. در پُست‌های بعدی صفحه‌ی اینستاگرام نمایش، اظهار نظر فلان استاد سینما و فلان کارگردان مشهور تئاتری بود که در تحسین و تمجید از اثر کم نگذاشته‌ بودند. ترجیح دادم برای دیدن نمایش بلیط را زودتر تهیه کنم، نکند که نمایش از دستم برود. در اجرای روز سوم نمایش، چندین چهره‌ی مشهور آشنا و نیمه‌آشنا فرهنگی دیدم که در محوطه‌ی بیرونی سالن ایستاده‌ و خوش و بش می‌کردند و قهقهه می‌زدند. تماشاگرانی که منتظر شروع نمایش بودند تاخیر در شروع نمایش را با ابراز ارادت و علاقه به این چهره‌ها سر می‌کردند و عکاس‌ها از هجوم چهره‌های مشهور عکس می‌گرفتند. با بیست دقیقه‌ تاخیر نمایش شروع شد ولی به نظر نمی‌رسید مساله‌ی خاصی اتفاق افتاده باشد. همه با رضایت و شوق وارد سالن شدند. اساتید و چهره‌های مشهور در ردیف‌های جلویی و ما مشتاقان هنر پشت سرشان. سکوت سالن را فرا می‌گیرد؟ نه! عکاسان مشتاق، مثل یک کنفرانس خبری در حال تیراندازی به تن نحیف سکوت سالن بودند. خلاصه، نمایش دوباره بعد از یک تاخیر ۱۰ دقیقه‌ای در سالن شروع ‌شد. صدای عکاسان هنوز دست از سر مخاطبان بر نداشته‌ بود. هرجا که یک شوخی نصفه نیمه‌ای در نمایش اتفاق می‌افتاد، اساتید تئاتری و چهره‌های مشهور قهقهه می‌زدند. انگار با این صداها از کارگردان تشکر می‌کردند که به نمایش دعوتشان کرده‌است. هاهاها... هوهوهو... ترق ترق ترق... بیب بیب بیب (یکی از عکاسان صدای بیپ دوربینش را خاموش نکرده) در حین نمایش در باز ‌شد و تماشاچی تازه در تاریکی به همراه راهنمایی که چراغ‌قوه را روی صورت من می‌انداخت وارد شد. نمایش اما ادامه دارد. ها ها ترق هو بیب.... تا اینکه بالاخره نمایش تمام شد. انفجار تشویق... همه به احترام گروه بلند ‌شدند... اساتید محکم‌تر دست می‌زدند. اجرا به روح فلان استاد فقیدی که تازه دار فانی را وداع گفته تقدیم ‌شد، اساتید و چهره‌های آشنا معرفی شدند. ملت تشویق می‌کردند و اساتید به نوبت تعظیم می‌فرمودند. دسته گل‌ها سرازیر شد و من بلاخره راهی یافتم تا از سالن بیرون بروم. بیرون از سالن احساس کردم از نمایش خوشم نیامده، اما صدای پچ‌پچ مخاطبان پشت سرم ‌آمد که کلمات عالی و بی‌نظیر را از میانشان تشخیص ‌دادم. هنگام خروج از سالن، از کنار سه‌پایه‌ای که رویش پوستر نمایش با چندین امضای خوش خط و اما ناخوانا جاگرفته رد شدم. چند روز بعد چند منتقد کار را تحسین کردند. در هوم پیج ایسنتاگرامم پر ‌شد از بازنشر تیزر نمایش. همه خوشحال و شاد از این نمایش بی‌نظیر.
تعجب می‌کنید اگر بگویم همه‌ی این ماجرای واقعی ترکیبی از چند ترفند ساده‌ و شناخته‌شده‌ی تبلیغاتی است؟ شاید همه‌شان فکرشده و کار تیم تبلیغاتی گروه نمایش نباشد اما بدون شک همه‌ی اتفاقاتی که تعریف کردم در مقوله‌ی تبلیغات این نمایش می‌گنجند. سوال اساسی اینجاست که من به عنوان یک مخاطب (شاید سخت‌گیر یا شاید کج‌سلیقه) چطور می‌توانم نظر منفی‌ام را در مورد این نمایش، زیر بار این همه هیاهو (برای هیچ!) و سر و صدا به گوش مخاطبان دیگر برسانم؟ دیگران چه می‌کنند؟
احتمالا با خودتان فکر میکنید شبکه‌های اجتماعی به همین درد می‌خورند. اما آیا خیلی از مخاطبان پیش از آنکه به فکر رساندن صدایشان به دیگران باشند، تا گفت‌وگویی شکل بگیرد زیر بار این همه تبلیغات نظرشان عوض نمی‌شود؟ نکند این من هستم که اشتباه می‌کنم؟ شاید نمایش را نفهمیدم! این همه طرفدار حرفه‌ای! چطور من خوشم نیامد؟ و آرام آرام به این نتیجه می‌رسم که نمایش خوبی بوده و من هم به آرامی در این زنجیره قرار می‌گیرم. محض خالی نبودن عریضه آن را به دوستانم هم پیشنهاد می‌دهم. فراموش می‌کنم که چیزی از زیبایی این نمایش نفهمیدم!
حال برای اینکه بحث را به تعریف ماجرا محدود نکنم به چند نکته‌ی مهم در همین راستا اشاره می‌کنم و در انتها از ترکیبشان نتیجه‌ی مورد نظرم را برای شما شرح می‌دهم.

۱.      هژمونی رسانه، تبلیغات و حذف صداهای مخالف
 
از زمانی که آنتونیو گرامشی بحث هژمونیک بودن رسانه‌ها را پیش کشید و بودریار از یک‌سویه بودن آن‌ها[۱] و فرار از پاسخ‌گویی حرف زد، زمان زیادی می‌گذرد. آن زمان هنوز شبکه‌های اجتماعی سر برنیاورده بودند. امروز رسانه‌ها تحت رقابت با شبکه‌های اجتماعی و برای جلب رضایت مخاطبانشان، فضا را برای اظهار نظر، کامنت‌ها و برنامه‌های ارتباطی با مخاطب باز کرده‌اند. شبکه‌های اجتماعی پیشگامان تازه‌ی دنیای ارتباطات هستند با یک وعده‌ی شیرین: «هر فرد یک رسانه»
اما ... دیدن ادامه » آیا واقعا مخاطبان شبکه‌های اجتماعی از هژمونی رسانه‌ها در امانند؟ آیا عصر یکه‌تازی رسانه‌های یک‌سویه و تک‌رو سر آمده؟ پاسخ محققان نه است[۲]. شبکه‌های اجتماعی در لباس تازه هنوز تحت تاثیر هژمونی رسانه هستند. [۳] محتوا تحت «تسلط» اقلیتی خاص ( برگزیده یا elite) است تا به کمک شهرت اجتماعی‌ (هرچند کوتاه مدت)، قدرت و ثروتشان، فرهنگ، فلسفه و اخلاقیاتشان را در دنبال‌کنندگانشان (کاربران این شبکه‌ها) تزریق کنند. میزان تسلط، وابسته به وضعیت و هوشمندی این اقلیت است. اما این اقلیت نیز تحت تسلط آژانس‌های تبلیغاتی‌اند. روش و مسیر را این آژانس‌ها تعیین می‌کنند.
این وضعیت بسیار پیچیده‌تر از این حرف‌هاست، اما این ساده‌سازی کاملا بر اساس ساز و کار این وضعیت است. آژانس‌های تبلیغاتی با رصد کردن موج‌های کوچک اجتماعی، نشانه‌های فرهنگی و سیاسی را ثبت می‌کنند و با دفورماسیون این نشانه‌ها، پتانسیل‌های تبلیغاتی را در جامعه هدف می‌گیرند.[۴] هدف فروش بیشتر و تسلط بر شرایط بازار است. اینفلوئنسرهای بزرگتر قوانین بازی را از آژانس‌های تبلیغاتی می‌گیرند، اینفلوئنسرهای کوچکتر، در این شرایط بازی را ادامه ‌می‌دهند و فالوورها نیز در این بازی مهره‌های سرباز خواهند بود. نظرات کاربران در معدود مواردی البته این بازی را بهم می‌زنند اما سیستم سریعا آماده‌ی ترمیم آسیب‌ها خواهد بود و حفره‌ها را پر خواهد کرد.

 
۲.      تئاتر خصوصی و قوانین بازار
بحث مضرات خصوصی شدن تئاتر بحث پیچیده‌ایست که در این مقاله نمی‌گنجد، اما مسئله اینجاست که اکنون در ایران با تئاتر خصوصی‌شده‌ی تغییر شکل یافته‌ای سر و کار داریم. تغییر شکل از آن نظر که همچنان میان خصوصی بودن و تمنای غمزه‌های لحظه‌ای دولت دست و پا می‌زند.
اما این بار در این مقاله من قصد دارم فرض کنم که غایت تئاتر ایران همان تئاتر خصوصی است. همان‌چیزی که دولت و دست‌نشانده‌هایشان آرزو دارند. اگر قرار است که تئاتر خصوصی باشد باید برای زنده ماندن تابع قوانین بازار شود، تا بتواند از موقعیت‌ها استفاده کرده و مسیر سرمایه را به سمت خود متمایل کند. قوانین بازار یعنی رقابت و عرضه و تقاضا. در رقابت امروز بازار سرمایه، خدمات پس از فروش، ضمانت کیفیت و پاسخ‌گویی به مشتری معرفی می‌شوند. در عرضه و تقاضا، قیمت‌ها تحت تاثیر نیاز بازار و تاثیر تبلیغات تعریف می‌شوند. یعنی در واقع هر آنچه تئاتر امروز با فریبکاری از زیر بار مسئولیتش در رفته است. تئاتری که علاقمند به خصوصی شدن و جذب سرمایه‌های سرگردان حوزه‌ی فرهنگ است باید در برابر مخاطب (مشتری) پاسخ‌گو باشد. بتواند کیفیتش را تضمین کند و در برابر رقبا پیشنهادهای (Offers) جذابی داشته باشد. بتواند پس از فروش کالای فرهنگی‌اش به مشتریِ ناراضی خدمات بدهد، در شرایطی پولش را به نحوی برگرداند و در ارائه‌ی اطلاعات کالایش پیش از خرید، شفاف رفتار کند. تئاتری که امروز، هیچ راه ارتباطی با مخاطبش چه قبل از نمایش اثر، چه بعد از تمام شدنش در نظر نمی‌گیرد، در برابر نارضایتی مشتری کاملا بی‌تفاوت است، با پول، نظر منتقدان را به نفع خود تغییر می‌دهد، نظرات منفی را در صفحات تئاتری حذف می‌کند، قیمت بلیتش را فقط بر اساس نظرات شخصی تعیین می‌کند، با تبلیغاتِ غیرشفاف و دخالت در روند جلب نظر مخاطبان از طریق به دست گرفتن تسلط رسانه‌های اجتماعی، اکوسیستم بازار را بهم می‌زند، چطور می‌توان به صداقتش اعتماد کرد؟
در شرایطی که تلاش یک گروه تئاتری صرف ترفندهای فریبکارانه‌ی تبلیغاتی می‌شود و رسانه‌ها با پول، تمام حقایق را وارونه جلوه می‌دهند، تئاتر بی‌معنی می‌شود.
این اتفاق تنها ماهیت عقیم تئاتر امروز را نشان می‌دهد.

 
۳.      بازار غیرشفاف، رقابت محدود و واقعیات پیش‌ساخته
در شرایطی که هر اثر تئاتری برای دیده‌ شدن و بازگشت سرمایه‌اش باید با همتایان دیگرش رقابت کند یک برگ برنده نیز دارد و آن محدودیت انتخاب مخاطبان (به خصوص طبقه‌ی متوسط) برای صرف سرمایه و سرگرم شدن است. مخاطبانی که برای حضور در عرصه‌ی جامعه و تعامل با همدیگر فرصت‌های محدودی دارند و برای گذراندن اوقات فراغتشان گزینه‌های کمی پیش رو دارند هدف تبلیغات تئاتر قرار می‌گیرند.
حضور مخاطب اما باید مستمر باشد. زمانی که دست تبلیغات بعد از گذشت زمان رو شود و هر اجرای تئاتری به کیفیت و فریبندگی تبلیغاتش نباشد و مخاطب ناراضی از سالن بیرون برود، تئاتر خصوصی احساس خطر خواهد کرد. اینجاست که نقش مهم آژانس‌های تبلیغاتی تازه شروع خواهد شد. در این پروسه، تئاتر به عنوان محل جذب سرمایه دست همکاری به سمت بنگاه‌های تبلیغاتی دراز می‌کند و بنگاه‌های تبلیغاتی متقابلا به سمتی متمایل می‌شوند که پتانسیل سرمایه‌گذاری فرهنگی و اجتماعی داشته باشد. دوباره روند شناسایی نشانه‌های مورد علاقه‌‌ی (Trends Signs) جامعه‌ی هدف شروع می‌شود. هدفگذاری‌ها به قصد پایین آوردن ریسک سرمایه‌گذاری این‌بار در محتوا و موضوعات دخالت می‌کنند. (یادتان هست سال پیش چند اثر تئاتری با مضامین نوستالژیک و گذشته‌ی پر افتخار ما ایرانیان به صحنه رفت؟) در همین نقطه تئاتر به آرامی از تمام آرایه‌های هنری‌اش تهی می‌شود و ابزاری می‌شود برای ارضا و تثبیت خواسته‌های جامعه‌ی خرده بورژوا. محتوا، تبلیغات را احضار می‌کند و تبلیغات نیز محتوا را کنترل می‌کند. یک بده بستان ساده است. تبلیغات مشتری بیشتر به سالن‌ها سرازیر می‌کند، تئاترها نیز در مقابل برای تضمین هزینه‌ی تبلیغات در برابر ایده‌های بازار سر خم می‌کنند.
رسانه‌ها به مرور تسلط کامل بازار تئاتر را بدست می‌آورند و واقعیتی که در جامعه در جریان است به دست همین بنگاه‌های تبلیغاتی (که دیگر تئاتر هم جزئی از آن‌ها شده است) دچار اعوجاج شده و تبدیل به واقعیت پیش‌ساخته می‌شود. واقعیتی منطبق بر مناسبات بازار سرمایه، چه چیزی مخاطب سرگردان را جذب می‌کند، همان را روی صحنه می‌آوریم (مثل هجوم استندآپ کمدی‌ها بر صحنه‌ی نمایش). در واقع تبلیغاتی که سعیشان «تلقین» مفاهیم است نه اطلاع‌رسانی و فراهم کردن فرصت گفت‌وگو.
 
نتیجه: چه باید کرد؟
 
آیا ما با تبلیغات به کل مخالفیم؟ نه. ما با بازنمایی منطق بازار بر روی صحنه مخالفیم. ما با تبلیغاتی مخالفیم که در مناسبات بازار همه چیز اعم از هنر، تکنیک، مفاهیم انسانی و اخلاقیات را فدای فروش می‌کند. آیا نمی‌شود تبلیغات را در تعامل جدی با مردم پیش برد؟ واقعا نمی‌شود به مخاطبان اجازه‌ی اظهار نظر داد؟ نمی‌شود رسانه‌های متمرکز دولتی را برای نمایش تبلیغات تئاتر به صورت رایگان مجاب کرد؟
سویه‌ی حرف این مقاله مخاطب است. هدف من این پیشنهاد به مخاطبان تئاتری است که نباید مقهور ایده‌ی رسانه‌ها شد. تشکیل  گروه‌های کوچک برای گفت‌وگو در مورد یک اثر، نوشتن نظرات و حضور در عرصه‌ی تئاتر، دخالت در اجرا، اعتراض به کارگردانی که در هر اجرا یک یا دو عکاس را مجبور می‌کند تا از اثرش عکس بگیرند، اعتراض و مخالفت با کارگردانانی که روابط عمومی ضعیفی دارند و پاسخ‌گوی نظرات مخاطب نیستند، بایکوت بازیگری که تنها به قصد فروش در اثری نقش ایفا می‌کند، اعتراض به تئاتری که با بی‌تفاوتی تاخیر در شروع اجرایش را بی‌اهمیت جلوه می‌دهد. در واقع پیشنهاد من یافتن راه حضور بر صحنه‌ی تئاتر است. مخاطبان باید صحنه را در دست بگیرند تا افسارشان به دست منطق پوچ سرمایه نیافتد. برگزاری کمپین برای مخالفت با کارگردانانی که هزینه‌های شفاف اثرشان را ارائه نمی‌دهند و در نهایت مخالفت جدی با مدافعان تئاتر خصوصی که در خانه‌ی تئاتر ایده‌های دولت را برای سرباز زدن از حمایت تئاتر تکرار می‌کنند.
هدف این است که تئاتر از بند کالایی شدن بیشترش خلاص شود و بیشتر نگاهش به جای بازگشت سرمایه به تغییر و تاثیر در اجتماع باشد. همچون یک نهاد اجتماعی، نه مثل یک دکان بقالی که فقط به فکر فروش دولاپهنای اجناس بنجلش است.

خرداد ۱۳۹۷


منابع:
[۱] مقاله‌ی «در فضایی کاملا ابهام‌انگیز» ژان بودریار، ترجمه‌ی ابراهیم حقیقی و مرتضی تیمورتاش
[۲] Bigthink.com- How Social Media is changing the fabric of reality- Orion Jones
[۳] http://newhousesocialmedia.syr.edu/are-social-media-hegemonic/
[۴] مقاله‌ی «قدرت رسانه‌ای، ایدئولوژی و بازارها» جیمز کوران، ترجمه‌ی شهناز مسمی‌پرست
Sina_10 و مریم راد این را دوست دارند
متاسفانه در دو سال اخیری که مخاطب تئاتر شدم غالب نمایش های پر فروش و پر سروصدا بیشتر نمایش های پر زرق و برق برای مقهور کردن تماشاچی و عاری از هرگونه مفهوم و معنا بود ، نمونه بارز می سی سی پی نشسته میمیرد که البته از نظر نور و صدا و دکور فوق العاده اما از ... دیدن ادامه » نظر محتوا ، خود کارگردان هم نمی دونست چی داره میگه و چرا اون کارا رو صحنه انجام میدن، فقط هدفش رکورد فروش تئاتر بود! چیزی که تا امروز شخصا ندیدم بزرگان تاریخ تئاتر از نمایشنامه نویس تا کارگردان و بازیگر به دنبالش باشن، اما جامعه ای که دیسکو و شادی های متداول رو نداره طبعا تحت تاثیر رقص نور روی صحنه و لباس قرمز ویشکا آسایش روی صحنه قرار میگیرد، بدون اینکه فکر کنه آیا این تئاتر در جایگاه خودش او را به تفکر و چالش کشیده یا نه، در حال این دسته آثار هم سرگرمی رو ایجاد می کنن اما اگر در همین حد بخوایم بمونیم قطعا تئاتر ارزش خودش رو از دست میده، اما به نظرم مقصرتر از تولیدکنندگان این دسته تئاتر و مردم عادی که تحت تاثیر قرار گرفتن ، اون دسته از روشنفکرنماهایی هستن که از روشنفکری سیگار به لب و مشروب به دست رو بلدن نه فکر کردن و پیش رو و منتقد بودن ، همان‌قدر این افراد تحت تاثیر قرار این زرق و برق هستن که یک بچه توی سیرک ، و چنان از کار دفاع می کنم(جالب اینکه وقتی از کار ایراد میگیرید قادر نیستن پاسخ منطقی بدن حتی نمی تونن در دو جمله بگن چرا کار خوب بود، فقط جوگیر هیجانات درونی هستن) انگار عهد اخوت دارن و تنها توجیهشون
برای خوب بودن اینکه کارگردانش فلانیه و بازیگرش بهمانی، چیزی که در هنر پیشرو جوامع جهان اول نمی‌بینیم با این عناوین کاری رو توجیه کنن،
وقتی در جامعه ای بزرگ شدیم که یاد گرفتیم ادا دربیاریم در مورد سواد و تفکری که نداریم از مردم عادی چه توقعی هست؟!
۲ ساعت پیش
ی پیشنهاد هم برای نویسنده یا نویسندگان عزیز این مطلب دارم، سرانه مطالعه مردم ما کلا دو دقیقه است ، کمی موجزتر بنویسید مطلب صحیح تون بهتر منتقل میشه به کسانی که حوصله مطالعه ندارن
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از چهارشنبه ۶ تا جمعه ۸ تیر، به نویسندگی، طراحی و کارگردانی آسو بهاری و با بازی مجتبی فلاحی، نسیم میرزاده، بهزاد خلج و ... آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، از چهارشنبه ۶ تا جمعه ۸ تیر، به کارگردانی نسیم یاقوتی و با بازی و عروسک گردانی رامین مسییبی، شادی محمدی، علی رضا فتح علیان، نینا فرشادی، آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیر راهبان رو ببینید و سوای لذت بردن از متنی عالی و پر جزئیات وارد جهان کارگردانی کیومرث مرادی بشید....جایی که میزانسن ها شما رو شگفت زده می کنه...طراحی و میکس صدا و موسیقی در بالاترین حد خودش قرار داره....طراحی نور و اساسا نورپردازی ، قاب های زیبا، متفاوت و کاربردی ای به شما عرضه می کنه(که از تخصص های کارگردانه)....طراحی صحنه سیامک احصایی که بسیار به کار کمک کرده و در آخر حضور و تلاش بازیگران کار که آینده تئاتر ایران هستند که در عین جوانی پختگی رو در بازی هاشون میشه حس کرد و بسیار سخت کوش و پر تلاش هستند و بعضی از بازی ها شما رو به وجد میارن.
تماشای این نمایش رو توصیه می کنم....ببینید و لذت ببرید.
عاطفه گندم آبادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از چهارشنبه ۶ تا جمعه ۸ تیر، به نویسندگی محمود استاد محمد و به طراحی و کارگردانی رضا بهرامی و با بازی پرستو گلستانی، مهران امام بخش، امیر عدل پرور، آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد خرید بلیت اجرای پایانی این نمایش با متن محمد یعقوبی روز پنجشنبه ۷ تیرماه با ۵۰٪ تخفیف بوده و شرکت در جلسه نقد و بررسی توسط کانون نویسندگان و منتقدان انجمن نمایش استان تهران پس از اجرا برای خریداران آزاد خواهد بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
+ چرا شما زنها وقتی باید راستشو بگید، دروغ می گید
- با این کار از خودمون محافظت می کنیم!
عاطفه گندم آبادی و مریم زارعی این را خواندند
ماهرو رستمی و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر خیانتی نبود ، صلیبی هم نبود...
عاطفه گندم آبادی این را خواند
فرزاد جعفریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از چهارشنبه ۶ تا جمعه ۸ تیر، به نویسندگی سروناز زمانی و کارگردانی ساناز زمانی و با بازی مهدی بوسلیک، جواد پولادی و ... امروز (یکشنبه) ساعت ۱۶ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دکور خوب. گریم ها خوووووووب. بازی ها خوب.تهویه سالن خوب.آن تایم بودن خووووووووووب. دکور خوب. موزیک خوب
در کل راضی اومدم بیرون. کار بامزه بود ولی از نطرم خنده داری که انتظار داشتم نبود
خسته نباشید به همگی.بازی ها همه یکدست بود. به امید اجراهای دیگرتون
خانم فضل اللهی دکور خوب رو دوبار نوشتید .
یعنی دکورش دو برابر موارد دیگه خوب بوده:دی
۳ ساعت پیش
میخواستم ببینم کی دقتش بیشتره :)
هاهاها. دمت گرم ماهروی عزیزززم
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تک تک شخصیت هایش را زندگی کرده بودم. بچه زمان جنگ، بچه بمباران و ترس و بلاتکلیفی. بچه بازی های کوتاه و علاقه های کودکی. فضا. زمان. صدا. لحن. زبان. همه چیز دقیق طراحی شده بود. آنقدر که در چشم برهم زدنی پرت میشوی به دهه شصت. آنوقت ها که جان میدادیم برای درد مادرهایمان. برای چشمکی یواشکی هزار برنامه ریزی میکردیم و ساعت ها برای ساختن یک قایق کاغذی وقت صرف میکردیم.
ما راه را اشتباه آمده ایم. باور کن این پیشرفت نیست. با عقب رفته ایم در زمان. این حرف را با دیدن این نمایش بهتر درک میکنید.
دهه پنجاه و شصتی های عزیز، فرصت دیدن کودکیتان را از دست ندهید.
۱۳ ساعت پیش
نیلوفر ثانی و فهیمه تردست این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- و باز هم به لطف سانس ویژه تونستم نمایش موردعلاقه م رو ببینم. نمایشی که باید غرق بازی های کلامی اش نشد.
- یادم هست کودکی ها برای خودمان یک شوخی بامزه داشتیم: به فیلی که شلوار جین پوشیده فکر نکن. خب. حالا چشماتو ببند. به چی فکر میکنی؟
حالا حکایت همان بازی های کلامی این نمایش است. سخت است اما فکر نکن. آنوقت تغییر لحن شازده کوچولو را که آلوده ما زمینی ها میشود خوب تر میفهمی. و دلت بیشتر میسوزد وقتی معصومانه میگوید من میخواستم برگردم سیاره م...
- به خاطر علاقه ام به شازده کوچولو بسیار نگران بودم برای دیدن این نمایش. چون میدانستم تنها چیزی که رگم برایش باد میکند و پایش می ایستم شازده کوچولوست. اما این اثر به اندازه اثر اگزوپری شازده کوچولو را عاشقانه نگاه میکرد.
شازده کوچولویی که لاجرم گاهی گذارش به زمین می افتد.
- بازی ها روان و‌یکدست بود اما خب آدم حق ... دیدن ادامه » دارد از نقشی بیشتر خوشش بیاید. نقش گل را زیاد دوست داشتم.
- طبق معمول هم صدای خنده های بلند و چک کردن گوشی و باز کردن پاکت چیپس لذت کامل را از تماشای تئاتر میگیرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکشنبه ها به رسم همیشه تئاتر شهر 50% تخفیف دانشجویی خواهیم داشت.
برای بهره بردن از این تخفیف با ارائه کارت دانشجویی به گیشه تئاترشهر مراجعه نمایید.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید