آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال | دیوار
S3 : 00:23:40 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
دستیارکارگردان و مدیرروابط عمومی نمایش زندگی کنسرو شده
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کارگردان نمایش جذامیان
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مدیرروابط عمومی،طراح پوستر و بروشور و تیزر ساز نمایش اسکرین شات
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
طبق معمول بسیار بی‌ربط و موقت

یه مدته در کنار تیوال دارم توی فیدیبو چرخ میزنم...و خب خیلی باحاله...البته کلی هم حرص می خورم و غر میزنم...بعد کلا یه جوریه اپلیکیشن‌ش که نمیدونم چرا قلق‌‌ش دستم نمیاد؟! یا شایدم اصلا قلق خاصی نداره...مثلا کلی کامنت و نقد میذارم بعد اصلا پیداش نمیکنم؟! بعد با خودم میگم خدایا نکنه اینم مث تیوال یه دیوار داره،که همه دری وری هام داره پشت سر هم اونجا دیده میشه؟؟؟ نکنه منم مث اون "لیدی تیاتر" سوژه فیدیبویی ها شدم؟ بعد اصلا آگاهی هاشون کوو؟؟؟ چرا نوتیف ندارن؟؟؟ یکی آدم رو ریپلای کنه از کجا باید با خبر شیم؟؟؟حتی همیاری‌ِ درست درمون هم ‌ندارن که آدمو راهنمایی کنه!!

خلاصه که خودم توی تیوال ایستگاه‌بگیرم،ولی خدا میدونه چند تا " به فیدیبو خوش آمدید" دارم ولی خبر ندارم...😏🙄

{#}چرخِ_گردون

بهار گراوندی این را خواند
تا جایی که من میدونم دیوار که نداره، بعدم زیر هر کتاب نظرتو مینویسی دیگه، اون بغل نظرتم جلو اون فلش ریپلای اگه کسی پاسخی برای کامنتت داشته باشه عدد میزنه، مثلا فلان تعداد به کامنت تو پاسخ دادند، رو اون فلشه بزنی جوابای ملتو میبینی.
چیز خاص دیگه‌‌ای من ندیدم
۲۲ دقیقه پیش
سیدمهدی
تا جایی که من میدونم دیوار که نداره، بعدم زیر هر کتاب نظرتو مینویسی دیگه، اون بغل نظرتم جلو اون فلش ریپلای اگه کسی پاسخی برای کامنتت داشته باشه عدد میزنه، مثلا فلان تعداد به کامنت تو پاسخ دادند، ...
خب من اصلا یادم‌نیست زیر کدوم کتابا نظر دادم یا انتقاد کردم و اینا!!🙄
مثلا گاهی گذری به یه کتاب برخوردم، یه چیزی به ذهنم اومده و نوشتم، اکثرا هم در انتقاد به فیدیبو،ولی فرداش اصلا یادم نبوده اسم کتابه چی بود؟😌
الان آگاهی‌ای چیزی ندارم یعنی؟یه قسمتی که اونا رو بتونم ببینم؟عجیبه اگه نباشه...ولی خودمم چیزی پیدا نمیکنم...
۵ دقیقه پیش
بهار گراوندی
منم همینا که سید‌مهدی اشاره کرد رو فقط دیدم. ولی در مجموع طاقچه رو بیشتر از فیدیبو پسندیدم
طاقچه رو سر نزدم..نوار و فیدیبو رو دارم😊
۴ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یک میکده حال خوب می خواهم باز
دریا دریا جنوب می خواهم باز
در حسرت یک نفس فراتر با دوست
یلدا یلدا غروب می خواهم باز
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ما کجا و ایشان کجا، کاری به سیاست کلان و استعمار و غرب زدگی و فلان ندارم، فقط شخصا ترجیح میدادم دولتمردیا زنم، با چنین دیدگاهی به دنیا مینگریست و اصولا تعریفی از انسان و انسانیت داشت،

به نظرم این زشت‌ترین سوال دنیاست: این‌که «وقتی بزرگ شدی می‌خواهی چه‌کاره شوی؟» انگار بزرگ شدن متناهی است!‌ انگار آدم هر کاره‌ای هم که بشود، همین بس است و دیگر والسلام و نامه تمام! اما حقیقت این است که ممکن است انسان در زندگی چندین و چند کاره شود؛ مثلِ خود من که چندکاره شدم: وکیل، نائب‌رئیس بیمارستان، همسر، مادر و در نهایت بانوی اول آمریکا. انسان پیوسته در مسیر شکل گرفتن است؛ مسیری که هیچ وقت کامل نمی‌شود و انتهایی ندارد، چون اگر انتهایی داشته باشد و آدم از شدن دست بکشد، دیگر چه چیزی باقی می‌مانَد؟

📘 {#}شدن
✍🏻 {#}میشل_اوباما 
چه پاراگراف معرکه ای بود...دمت گرم...خیلی حال کردم...
این کتاب رو خیلی وقته در نوبتِ "شنیدن" دارم...بیشتر مشتاق شدم👍
۲ ساعت پیش
اگر روزی سیاستمداری در ایران اینطور فکر کنه، مردم قیام می کنند و به زیر میکشنش.
این جملات حتی در محافل روشنفکری هم محلی برای اجرا و عمل نداره.
این جملات یعنی آنچه هستیم “خوب نیست” و باید “تلاش” کنیم و “تغییر” کنیم. و اگر این رو به کسی، هر کسی، بگی یعنی حکم مرگت و خونت مباحه.
۴۸ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چقدر لذت بردم و چقدر تاسف خوردم که فرصت دیدن این اجرا رو از نزدیک نداشتم، عالی بود

چنگیز، شبی رفت به خواب پسرانش
فرمود که از کار من اندرز بگیرید
گر این طرفِ مرز به جایی نرسیدید
کام دل خود، زآن طرفِ مرز بگیرید
کوروش اگر از مردم چین باج ستانده‌ست
باج از خلفِ رستم و گودرز بگیرید
مأکول، از آن مردمِ بیچاره ستانید
محصول، از آن قوم کشاورز بگیرید
از بحر و بَرش، ماهی و مرغ و مس و آهن
بی ترس برآورده و، بی لرز بگیرید
بیدار در آن ... دیدن ادامه ›› خطّۀ بهرام کسی نیست
از مزرعه‌اش نیمه‌شبان «ارز» بگیرید
با اسب گرفتیم چموشانِ عجم را
این‌ها که خموشند، بدین طرز بگیرید

آن برق فروشی که خودش برق ندارد
بی‌مایه‌ترش از علف هرز بگیرید
چنگیز همین مردم بیگانه پرستند
یعنی خودمانیم، چنین فرض بگیرید!

سید علی میر افضلی

۲۵ دی ۱۳۹۹

محمد مجللی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
{#}کسالت جمعه {#} رفقای تیوالی {#} مرگ بر کرونا {#} پست موقت نیلوفر خانم طوری

همانطور که در پاسخ به پست جناب سید حسن خان موسوی کیانی نوشتم، بعضی فیلمها واقعا خوب و ارزشمند هستند و باید دیده بشن اما شاید همون یکبار برای آدم ممکن باشه و دفعات بعد یک چیزی تو روح و روانمون اجازه نزدیک شدن و تماشای دوباره شونو بهمون نده، منظورم اصلا فیلمهایی که خسته کننده یا کسالت بار یا نامفهوم یا سرد و تلخ هستند نیست، اتفاقا منظورم فیلمهایه که با عشق و هیجان و لذت دیدیم اما یکجورایی دیگه جرات نزدیکی به اون سوژه رو نداریم، مثلا فیلمهای raw و Midsommar برای من از این دست بودند، فیلمهایی که همیشه به یادشونم و خوشحالم که دیدمشون اما شاید تا مدتها فقط بهشون فکر کنم اما تماشای مجدد خیر!! مشکل من اصلا خشونت یا سکس یا سیاه نمایی نیست مثلا سریال مورد علاقه من واکینگ دد هست که دایم دارن ملت رو از وسط جر میدن و میخورن! اما اصلا این تصاویر و صحنه ها نیست که اون بخش روحم رو آزرده میکنه بلکه عمق حقیقی و قابل باور سیاهی روح انسانه که بعضی کارگردانها تو چشممون فرو میکنن و دردش برام قابل تحمل نیست.
اگر شما هم همچین تجربه هایی دارید خوشحال میشم به اشتراک بذارید؛
محمد مجللی، سپهر، نیلوفر و پویا این را دوست دارند
فکر میکردم تو داشتن این حس تنها باشم و بسیار بسیار جالب بود برام که فهمیدم تنها نیستم
این حس رو به چندتا فیلم تو ژانر های کاملا مختلف دارم که باعث شده هنوز نتونسته باشم وجه اشتراکی بین شون پیدا کنم. دوتاشون رو مثال میزنم اینجا
فیلم her که دیدنش مو به تن من سیخ می‌کنه و تداعی کننده ی تمامی تنهایی های زندگیم هست
دومی هم فیلم perks of being wallflower که تو دوران دبیرستان وقاچاقی طور از دوستم گرفتم و عشقی که به تصویر کشید چیزی بی مانند رو برام خلق کرد که باعث شده هنوزم که هنوزه تک تک جزییات فیلم رو بعد از این همه سال به خوبی بیاد بیارم اونم در حالی که هیچوقت برخلاف علاقه ی شدیدم ... دیدن ادامه ›› به فیلم نتونستم دوباره ببینمش...

احساس میکنم حال روحی که موقع دیدن فیلم داریم و شرایطی که در حال تجربه اش هستیم نقش مهمی داشته باشن تو این قضیه..
۶ ساعت پیش
محمد کارآمد
فکر کنم بکم منظورمو بد متوجه شدی، دلتنگی یا غم یا دوست داشتن از فیلم درسته اما بعضی فیلمها هستند که با یک نقطه از روحت بصامد یا فرکانس همگونی دارند، یعنی تو سالها بوده داشتی فلان موضوع تلخ ...
نه اتفاقا متوجه شدم منظورتو...ولی تو از بینِ فیلمهای خوب،یه مدل خیلی خاص رو داشتی اشاره میکردی و من فیلم اون مدلی یادم نیومد..
واسه همین هم مدلِ خودم رو گفتم...اینکه از بین اون فیلم خوبایی که دیدم،این مدلی ها رو دوست ندارم مجدد ببینم...


ولی خب اکی...پاکش کردم..
۱ ساعت پیش
مادر آرنوفسکی
فهرست شیندلر
اتوبوسی بنام هوس
پلتفرم
دختر میلیون دلاری
۱۵ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درباره کتاب " شکار کبک" نوشته رضا زنگی‌آبادی
چاپ شده در رورنامه سازندگی در تاریخ 1399.10.14
وقتی یک طعمه، شکارچی می شود
مریم تاواتاو
"شکار کبک " نوشتۀ " رضا زنگی آبادی " داستان یک قاتل سریالی است که در آخرین شکارِ خود به بازگویی ماجرای گذشتۀ زندگیش می پردازد. کتاب، جنبه های مختلفی از یک جوان به نام " قدرت " را نشان می‌دهد تا روایتگر چرایی و چگونگیِ رسیدنش به مختصاتی است که او ایستاده؛ مختصاتی از جنسِ کشتن، نفرت و انتقام .
ما در روزگاری زندگی می کنیم که حضور قاتل های سریالی، تاریخچه ای پیدا کرده به قدمت سالهایی که عمر بشر به امیدِ پیشرفتهایش انتظار زندگیِ آرام تری داشته؛ اما حالا در عوض، انواعی از قاتلان سریالی دارد که هریک به شیوه ای قربانیانشان را سلاخی می کردند. این که ادبیات تا چه میزان هم پایِ اتفاقاتِ ماجرای هریک از انواع این قاتل‌ها حرکت کرده و توانسته تصویری از زندگی، طرز فکر و به خصوص گذشتۀ مجرم را نشان دهد، حرکتی است جهانی که شیب تندی به خود گرفته. تاکیدِ بیشتر بر گذشتۀ این افراد، نوعی پیشگیری از آینده است؛ آینده‌ای که می تواند این سیکل را دوباره تکرار کند و باز قاتل پرور شود. شاید اگر ریشه های کاشت و برداشت رفتاری این گونه افراد، بیشتر تحلیل شود ... دیدن ادامه ›› از حضور قارچیشان بکاهد.
از طرفی روایتِ این مسالۀ جنایی که در تاروپود یک اختلالِ روان‌شناختی تنیده شده، تا حد زیادی می تواند یک ایده داستانیِ جذاب محسوب شود. تلقیق بعد روان با بخش بیرونیِ حوادث، ترکیبی خاص و البته داستانی از شخصیت‌هایی می‌سازد که تا حد زیادی ابعاد مختلفی دارند و تحلیل هر بعدش می تواند ریشه یابیِ قابل توجهی باشد از انسان هایی که آتش نفرت روشن کردند و به جان جامعه انداختند. از طرفی سوال مهم تر این است که در این سال ها ادبیات ایران تا چه میزان روی واکاویِ این موضوع، تمرکز داشته . سوالی که پاسخ آن اشاره به نگاه کم رنگ تری است که کتاب های داستان در این مدت به این مساله داشته اند. البته جدای از دشواریِ نگارش در این حوزه ، نوشتن از این گونه قاتل ها نیازمند تسلط بر دانشِ روان شناسی جرم هم دارد؛ نگاهی که پیدایش یک مجرم را تنها خلاصه در ژنتیک و ذات سیاه یک انسان نمی بیند بلکه تاثیر عوامل دیگر از جمله خانواده ، آسیب‌های اجتماعی و برخورد جامعه را نیز دست کم نگرفته و با دیدگاهی جامع به واکاوی پیدایش یک شخصیت ضداجتماعی می پردازد .
شکار کبک با همین توجه ویژه به گذشتۀ زندگی شخصیت اصلی‌اش سعی در بیان نکته‌هایی کلیدی دارد ؛ این که تاوانِ گذشتۀ فجیع فرد را یک جامعه هم می دهد؛گاه در مقیاس های کوچک تر هم چون موج کوچکی که در گوشۀ ساحل ، یک دایرۀ کوچک و ضعیف در کنارۀ آب تشکیل می دهد که تکانش توجه کسی را در آن ساحل جلب نمی‌کند و گاه در حد یک طوفان که همه چیز را در خود می‌بلعد. "قدرت" در کتاب شکار کبک، محصول یک گذشته پر از حقارت، تنهایی و آسیب است؛ محصولی که دست انداخته تا هرچه می توانسته در اطرافش را به نابودی بکشاند. زنگی آبادی، کتاب را با یک شروع طوفانی، آغاز کرده . جایی که طعم های کوچک تری از حقارت و بی اعتنایی پسربچه به چشم بیاید و آن را در مقام مقایسه با دوران بزرگسالی اش قرار می دهد؛ دورانی که طعم های کوچک، مزه اصلی از نفرت به خود گرفته و حالا قصد کرده تمام غذاهای عالم را مسموم کند .
کتاب در فواصل زمانی مختلف، روایت های پراکنده ای از زندگی قدرت بیان می کند. از طرفی هوشمندی نویسنده در انتخاب زمان‌هایی به عنوان تکیه‌گاه به‌عنوانِ نقطۀ بازگشت به گذشته، ستودنی است؛ او به گونه ای روایت را به زمان و مکانی در گذشته می رساند که کاملا مرتبط با حال و روز فعلی قاتل هم هست . انگار نویسنده، چراغ‌قوه انداخته به گذشته ای تاریک؛ گذشته ای که چراییِ بسیاری از رفتارهای فعلی"قدرت" را نشان می دهد. اگرچه انتخابِ فلاش‌بک برای روایتِ بازگشت‌های داستانی، یکی از رایج‌ترین شیوه‌ها برای گفتمان درباره زندگی نامه یک شخصیت است اما واقعیت آن است که این نوع روایت ها معمولا به دلیل فراوانیِ استفاده شان در نمونه های مشابه داستانی، عنصرِجذابیت را تا حدودی نزد خواننده گرفته اند و تنها در مواردی که ارتباط اتفاقات گذشته و حال با گره‌های محکمی انجام شود، می تواند تاثیرگذاریِ مطلوبش را حفظ کند و این اتفاقی است که زنگی آبادی، در شکار کبک از عهده آن برآمده است . او به شدت خود را متاثر از گذشته می داند .گذشته‌ای که اگرچه با بی‌نظمی می‌خواهد هرج و مرج آن را توصیف کند اما در عین حال با نظمی خاص به روایت می‌پردازد و تکه هایی از آن را بیان می‌کند که تا حدود زیادی به رفتار امروز شخصیتش ارتباط دارد . قدم به قدم، اتفاق‌های جدید، پازل اتفاق‌های قبلی را تکمیل می کند؛ انگار هر حادثه، آدرسی را در گذشته نشان می هد ، آدرسی که محلِ خانه‌های کاشتِ نفرت در قلب قدرت را نشان می دهد .
در این میان، توصیف شخصیت های فرعی و ساخت صدایِ مختص به هرکدام از آن‌ها نیز از ویژگی‌های جذاب کتاب است . شخصیت ها شبیه هم نبوده بلکه حتی لحن هریک از آن ها نیز به نوعی خاص ، حادثه ها را بازگو می کند تا شمای کلی خانواده و جامعه کوچک روستایی که روی خوشی نشان قدرت ندادند به خوبی بازسازی شود .
با توجه به تلخیِ بطن ماجرای کتاب، هنر نویسنده آن است که با توسل به جنبه های داستانیِ ماجرا ، خواننده را مبهوتِ بیانِ قصه ای کند که عمق وسیعی دارد . رضا زنگی‌آبادی، توانسته با قلمِ روانش از پسِ بیانِ ماجرا بربیاید تا از شدت بغرنج بودنِ شنیدنِ ماجرای هولناکِ قتل های سریالی بکاهد تا مخاطب به جنبه‌های عمیق تر و دورۀ کودکیِ "قدرت " هم توجه کند. دوره ای که قدرت، چتر حمایت مادر را داشت . اما زمانی که این چتر از دست رفت او در میانه طوفانی عظیم، بی سرپناه ماند. البته رفتارهای قلدرمآبانه پدر در شکل‌گیری شخصیتِ ناراضیِ او بی تاثیر نبود. هم چنین اتفاقی که کمی بعد از مرگ مادر می افتد باعث می شود چنان کینه ای از پدر و نامادری به دل بگیرد که هرگز نتواند آن ها را ببخشد.
فقدان و تجاوز دو موضوع مشترک در اکثر قاتلان سریالی است. فقدانِ مادر و بعد از آن، عدمِ مراقبت از کودک که معمولا با فروپاشیِ خانواده همراه بوده منجر به وقوع حادثۀ تلخ می‌شود. البته ذکر این نکته واجب است که تمام قاتل‌ها تجاوزدیده و مادر از‌دست‌داده نبودند. اما فقدان و تجاوز، طوفان عجیبی است که هرکسی نمی‌تواند از آن، سالم بیرون بیاید؛ همان‌طور که "قدرت" در پسِ خشونت‌های پدر و بی‌توجهی‌هایی که نصیبش شد، نتوانست از پسِ دردِ روحش بربیاید و تبدیل به زخم‌خورده‌ای شد که تشنه انتقام است.
شاید ادبیات، جهانِ فرصت.هاست؛ جهانِ توجه به اتفاقاتی که می توان ، سر و شکل داستان به آن‌ها بخشید ، روی کاغذ آوردشان و هراسِ اتفاق را به تلاش برای کشفِ حقیقتِ چراییِ آن ماجرا سوق داد. و حتما بخشی از این حقیقت به این موضوع می‌پردازد که قاتلان ، انسان هایی ازابتدا مجرم نبوده‌اند بلکه شرایط و رفتار غلط نیزدر هل دادن آن ها به همراه زمینه ژنتیکی‌شان به دام جرم نیز موثر بوده است .
شکارکبک نمونه ای موفق از تلفیق روان‌شناسی و داستان است . نقطه‌ای که جامعه‌شناسی و جرم‌شناسی یکدیگر را در آغوش می‌گیرند، به شانه‌های هم می‌زنند و اشک می ریزند برای انسان‌هایی که قربانی می‌شوند، قربانی‌شدن را یاد می‌گیرند و قربانی می.کنند تا این چرخه معیوب ادامه‌دار شود و البته فعال‌بودنِ این چرخه، بیدار کردنِ هیولای نفرت است که رحم به هیچ‌کس نمی‌کند ؛ تر و خشک را با هم می‌سوزاند؛ قربانیِ دیروز، سلاخِ امروز می‌شود . شاید شکار کبک، عقوبت تاثیر رفتارِ یک اقلیت بر اکثریت است .
//خوک//
متنی در مورد فصل اول قسمت اول سریال بلک میرور
به شدت جذاب و غیر منتظره بود... ولی کامل ترش در فیلم شبکه ۱۹۷۵ دیده می شود..
هنرمندی که برای ثبت در تاریخ شاهزاده ای را گروگان می گیرد تا در عصر رسانه، جایی که مردم حتی گالری های نقاشی را مجازی می بینند، اثری خاص و تکرار نشدنی بیافریند و اکثر مردم جهان در یک لحظه این اثر را ببینند...
شاید با این ادعا روبرو شویم سندی از هنرمند بودنش نیست..
پس جاودانه شدن به چه قیمتی؟
باز هم فرقی نمی کند چون دلیلی برای جنون گروگانگیر هم نیست... یک عملیات پیچیده طراحی می شود که پلیس و اطلاعات یک کشور از حل آن ... دیدن ادامه ›› عاجزند چرا؟
چون طراح این عملیات می خواهد بعد از مرگش از او یاد شود..
و اسمش جاودانه بماند..
یا دیوانه است یا یک منحط اخلاقی..
دست به دامان یو تیوب می شود و کارش را پیش می برد..
بر خلاف نظر دیگران، انحطاط اول به لجن کشیدن هنر با گروگانگیری است، کاری کثیف از یک واقعیت.. و خوک انتخاب درستی بود..
مرحله دوم انحطاط دیدن تصویری از اجبار یک فرد که جایگاه مهمی در کشور دارد و همان حس فضولی در زندگی یک سلبریتی است... و انحطاط آنجاست که از دایم الخمرهای کافه ها تا پزشکان و افراد تحصیلکرده اجتماع همگی به تماشا می نشینند..

و شاید مرحله سوم و مهمترین نکته اش این باشد چطور با دانستن موضوعاتی ساده از جمله حس فضولی عمومی می توان حواس ها را طوری پرت کرد که از موضوع اصلی ( نجات دختر) همه غافل شوند حتی نیروهای پلیس و امنیتی..


مدت زمان کم این قسمت نمی تواند رابطه درستی بین نخست وزیر و همسرش تعریف کند و این قسمت ابتر تمام می شود...
اما چیزی که برای خود من عجیب بود تحلیل ناقصی در مورد سیاست و حفظ قدرت به هر قیمت بود که تحلیل کاملا اشتباهی است‌‌... اپیزود ضعیفی بود و ایده فوق العاده را خراب کرد ولی مسلما در مورد حفظ قدرت به هر قیمتی نبود...
فیلم بلند یا سریال صد قسمتی نیست که بتونه سیر تا پیاز رو توضیح بده، این اپیزودهای کوتاه به اندازه لازم کد و کلید به بیننده تیزبین حرفه ای مثل شما میده که تا تهشو بخونید، ضرب آهنگ تند و تعلیق زیاد و فرود آوردن ضربه نهایی در موقعیت شگفت انگیز، سیکل دائمی بلک میرور در همه اپیزودهاست، پس بهانه نگیر و با سخت گیری لذت این مهمانی باشکوه رو از خودت نگیر
۱۴ ساعت پیش
محمد حسن موسوی کیانی
موافقم.. ولی ربطی به سیاست و حفظ قدرت نبود.. و به اشتباه رابطه همسر را بُلد می کند...
عرض کردم، از نظر من نه سیاست بُلد بود تو این سریال، نه رابطه‌ با همسرشون، قدرت و تاثیر رسانه مسئله اصلی بود.
به عقیده بنده توجه شما بیشتر به حاشیه و زیرمتن این سریاله تا منظور اصلیش.
۲ ساعت پیش
محمد حسن موسوی کیانی
اون خیلی ابتدایی بود.. فایت کلاپ و فارنهایت ۴۵۱ خیلی بهتر بود اپیزود دوم فصل اول بود...
فایت کلاب چه ربطی داشت این وسط؟
۲ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آقای مجللی
خیلی ممنون برای معرفی انیمیشن Wolfwalkers🙏
کیف کردم.




همیاری جان کاش جوری بشه که یه روزی امکان تگ و منشن هم به امکاناتت اضافه کنی میدونم سخته ولی میتونی
سمانه این را خواند
محمد کارآمد، امیر مسعود، سیدمهدی و محمد مجللی این را دوست دارند
چقدر خوب که دیدیش رفیق
تیوال رو باز کردم و با دیدن پوسترش لبخند اومد رو لبم :)
۶ ساعت پیش
محمد مجللی
چقدر خوب که دیدیش رفیق تیوال رو باز کردم و با دیدن پوسترش لبخند اومد رو لبم :)
خیلی خوب بود. بازم ممنون.
۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
و اگر سالن ها باز شوند... بازِ باز...
باز هم تیوال را خواهم گشت، صفحه به صفحه، برگ به برگ...
تا بیابم شاید نمایشی باب دل. دلِ سرد و سخت شده از روزهایی که از سرگذرانده ام...
تا مشت و مالی بگیرد این دل و ذهن زیر دست و پای بازیگر... زیر قلم نویسنده... زیر ذهن کارگردان...
سالِ تعطیلی که گذشت و سر پایان هم ندارد، تنها ماندم. جدا ماندم از سالن. از بوی صحنه، عطر بلیط، طعم قهوه ی کافه چی.
باید بیاید دوباره روزهای سرخوشْ قدم زدن به مقصد نوفل، سنگلچ، شهرزاد. و کیفور برگشتن به مقصدِ نارسیده.
می آید دوباره ناگهان دیدن دوستی، آشنایی، چیزی در صف ورود به سالن. و گپ زدن که نورش خوب بود و موسیقی را دوست نداشتم و چه کرد فلان بازیگر و بیسار کارگردان...
شانه به شانه نشستن با غریبه ای که هر دو در دل می دانید که آن یکی هم عاشق تیاتر است و آن یکی آن طرفی و آن آن طرف تری.
بدون ماسک و الکل و پروتکل و ترس ... دیدن ادامه ›› و دلهره.
همه ی دلهره برای بازیگر باشد که تپق نزند یا پرده ی بعدی که خراب نکند لذتی که تا الان برده ای.
و دلهره ای نباشد که نکند ویروس را با خود ببری.
و همه ی دلهره این باشد که چطور بعد از این نمایش، بیست دقیقه ای تا آن یکی سالن برسی و بلیطت نسوزد.
دلشوره های شور و دلشوره های شیرین.
شیرین باید شود این زندگی دوباره.
نونِ خامه ای باید شود دوباره،
با گیلاس یا بی گیلاس...
می شود، می دانم.
باز از سر شوق، سیرْ دیدْ باید زد زندگی را...
هیزی باید کرد زیبایی های ساعت ها را...
حظ میبریم شیرینی های حیات را...
روزهاتان روشن، دلهاتان آتشین، نگاه هاتان پرفروغ...
سلام خدمت تیوالی ها و مخاطبین محترم
گروه نمایش یاماها
از روز چهارشنبه اجرای خود را آغاز میکند
و
بلیت فروشی از روز شنبه آغاز میشود
به زودی میبینمتون ♥️🎭
حاجی منتظریم...
پوسیدیم به خدا...
۱۰ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
واقعا زیبا بود ... ارزش دیدن داره حتی چند بار
سید حامد حسینیان و سمانه این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام خسته نباشید
۱- فیلم تئاتر بدون تماشاگر و آخرین نامه رو نمایش نمیدهید؟؟؟ در فیلم تئاترها؟؟
۲- آیا فیلم تئاتر ها رو نمیشه بر اساس بازیگر مورد علاقه انتخاب کنیم؟؟؟ این فیلتر و ندارین؟؟ این در حالیه که در اینستاگرام در استوری ها طبقه بندی شده است.

با تشکر فراوان
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش آنکه گفت آری آنکه گفت نه.
بسیار لذت بخش. مخاطب را به خوبی همسو کرده و به وجد می آورد.
نماد ها و حالت های بازیگران.سرود های بسیاااار زیبا و دلنشین که گاها حماسی و گاها احساسی بودند.نقطه های قوت نمایش سرود های فوق العاده اش،میزانسن های جالب و چشم انداز بازیگران و حس و حال جوانان پر انرژی و مر نشاط گروه بازیگران.
تفاوت های با دلیل و مفهوم دار بین آنکه گفت آری و آنکه گفت نه که هرکدام به درستی نشان دهنده ی مفهوم و رساندن هدف هرکدام به مخاطب است.
هماهنگی های خوب بین گروه بازیگران با آن تعداد جمعیت که البته گاها مشکلاتی بروز پیدا میکرد اما با این حال باز هم بسیار تلاش و سعی های بازیگران را برای هماهنگی میشد دید و خوب هم از آب درآمده بود.
نشان دادن آنکاری که آیندگان که ما باشیم باید انجام دهیم و شکستن آن سد های فکری که سَر دراز دارد، آن یاغی بودن و خروشیدن...
تبریک به استاد رهنمون ،من آنچنان سواد و توانایی نقد کردن را ندارم، اما فکر میکنم اگر نقدی هم به کار وارد بود ،آنچنان حس و حال نمایش درست و به جا بود که من در طول نمایش در حال لذت بردن و همسو شدن بودم.
سمانه و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
✓ مجموعه اشعار هاشور در هاشور ۰۲ {#}سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)

- دهان:

دهانم را هم ببندند
باز واژه های تلنبار شده
بسیارند در حلقم
و در هر شعر ام
تنها تویی که
از دهانم بیرون می‌آیی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

- تن:

بر تن دارم
پیراهنی از اندوه
که روزگار
بر ... دیدن ادامه ›› تن من دوخته است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

- گیسو:

در گیسوان تو
زندانی شده است
نسیم بهاری
آزاد نخواهد کرد
هیچ اردیبهشتی
عطر گیسوانت را


{#}سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
{#}هاشور_در_هاشور
۲ روز پیش، پنجشنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عقد تفاهم‌نامه دبیرخانه تئاتر دانشگاهی و مدرسه هیلاج | عکس عقد تفاهم‌نامه دبیرخانه تئاتر دانشگاهی و مدرسه هیلاج
تفاهم‌نامه همکاری بین دبیرخانه بیست و سومین جشنواره تئاتر دانشگاهى و مدرسه فیلم‌سازى و بازیگری هیلاج منعقد شد. مدرسه فیلم‌سازى و بازیگری هیلاج و بیست و سومین جشنواره تئاتر دانشگاهى در خصوص تعاملات و همکاری فیمابین و برگزارى کلاس‌هاى آموزشى در تماشاخانه هیلاج  به توافق و تفاهم رسیدند.امیرشهاب رضویان و رامین معصومیان  مدیرمسئول و مدیر تماشاخانه مدرسه هیلاج در این خصوص گفتند: همیشه ارتقا مبانی آموزشی از امور مورد علاقه‌ی مدرسه ما بوده است و برگزاری بخشی از کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی این جشنواره در تماشاخانه‌ی هیلاج می‌تواند برای دانشجویان ...
دیدن ادامه ››

تفاهم‌نامه همکاری بین دبیرخانه بیست و سومین جشنواره تئاتر دانشگاهى و مدرسه فیلم‌سازى و بازیگری هیلاج منعقد شد. مدرسه فیلم‌سازى و بازیگری هیلاج و بیست و سومین جشنواره تئاتر دانشگاهى در خصوص تعاملات و همکاری فیمابین و برگزارى کلاس‌هاى آموزشى در تماشاخانه هیلاج  به توافق و تفاهم رسیدند.

امیرشهاب رضویان و رامین معصومیان  مدیرمسئول و مدیر تماشاخانه مدرسه هیلاج در این خصوص گفتند: همیشه ارتقا مبانی آموزشی از امور مورد علاقه‌ی مدرسه ما بوده است و برگزاری بخشی از کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی این جشنواره در تماشاخانه‌ی هیلاج می‌تواند برای دانشجویان شرکت کننده در جشنواره، علاقمندان تئاتر و هنرجویان ما مفید باشد.

در طی بیست و هفت سال فعالیت مدرسه فیلمسازی و بازیگری هیلاج، همیشه از رویدادهای فرهنگی استقبال کرده ایم. همچنین مجتبی جدی دبیر بیست و سومین جشنواره تئاتر دانشگاهی افزود، تاکیید مدرسه هیلاج  بر آموزش صحیح و آکادمیک و رویکرد آموزش محور بودن جشنواره تئاتر دانشگاهی ما را بر آن داشت، تا در راستای تعالی امر آموزش و ایجاد بستری مناسب برای تحقق این امر مهم، نهایت همکاری را بین دبیرخانه جشنواره تاتر دانشگاهی و مدرسه فیلم‌سازی و بازیگری هیلاج داشته باشیم.

بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران به دبیری سید مجتبی جدی و همت اداره کل فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری در اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ در تهران برگزار می‌گردد.

منبع: خبرگزاری فارس

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
محمد عسگری و رویا کاظمی این را دوست دارند
این گزارش های تصویری ادامه دارد...
این دوست دارم های من ادامه دارد...
این امیدهای من ادامه دارد...
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مینا جوان (minminmin)
درباره فیلم‌تئاتر خانه برناردا آلبا i
من اینو خریدم ولی نمی تونم ببینم خطا میده!
درود بر شما
خرید شما بررسی شد و مشکلی در پخش فیلم تیاتر دیده نشد. لطفا مراحل زیر را برای تماشای فیلم تیاتر انجام دهید:
- وارد حساب کاربری تیوال خود شوید.
- از منوی بالای سایت وارد بخش «پیگیری خرید» شوید.
- رسید فیلم تیاتر خریداری شده (که شماره پیگیری آن نیز برای شما پیامک شده) را پیدا نمایید.
- روی دکمه «تماشای فیلم تیاتر» کلیک ... دیدن ادامه ›› نمایید تا فیلم برای شما به نمایش درآید.
** لطفا از بروز و آپدیت بودن مرورگر سیستم تان و مناسب بودن سرعت اینترنت و خاموش بودن فیلترشکن اطمینان حاصل نمایید.

همچنین پرسش شما در این رابطه، روی چت آنلاین نیز پاسخدهی شده است.
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پاپ
بهانه ای برای تیوال نگاری، پس از مدت ها
مدت هایی دور از سینمای کدر و تئاتر شفاف
هیچ بازیگر مشهوری نداشت، برق هیچ برندی ذهنم را از توماج پرت نکرد و این خود نیمی از تندیس نمکین من رو برای فیلم مسجل می کنه.
عمق اندوه در پس زمینه نواهای طرب ناک فیلم کاملا حس میشد. اندوهی ستودنی و نهادینه شده در زندگی.
نگاه هایی به شدت باورپذیر، بازیگری وجود ندارد، هست آنچه هست و ما به گوشه ای از هستی سرک می کشیم. (تنها مادر و دختر سیاهش به من یادآوری کردند که شاهد اثری هنری هستم)
بوشهر احسان عبدی پور به قدری اثرگذار و الهام بخش است که میترسم گذرم به آنجا بیفتد و تصوراتم ... دیدن ادامه ›› تبخیر شوند.
آثار منثور کارگردان و صدای مسموعش در تمام فیلم ملموس است، اگر مخاطب آنها بوده باشید، شخصیت ها غریبه نیستند.
منثورجات و روایاتی که چون چهره ندارند، لوکیشن ندارند، نورپزدازی، دکور و هیچ ندارند همه شان را خودمان میسازیم و این گونه در تهیه اثر هنری نهایی برای ثبت در ذهن و روحمان سهیم هستیم. جاهای خالی را خودمان پر میکنیم و شاید با این تحریف بیشتر خوش می گذرانیم. این ها را گفتم که بگویم این فیلم اثرگذار بود اما پادکست "کبریت" مرا بیشتر یاد بدبختی های عشقیم انداخت... خیلی بیشتر...

و چه قهرمانانی، علی، هستی، توماج، شیرین... فیلم برای هر سلیقه ای قهرمان ارائه میکند. علی که هم سرش سبز بود و هم زبانش اما اهل جلوی دوربین رفتن نبود و بار هویتش را هستی به دوش کشید... هستی، متولد سال سگ، حامی و نگهبان... توماج 22مایلی، که زین پس با حفره ای در سینه به زنده بودن ادامه خواهد داد و شیرین منطقی که همه هزینه های اتریشی برای اون میشه... حراج عصمت نتیجه ی جرئتی قهرمانانست اگر از سر حماقتی افسانه ای نباشد.
سرباز نبوده ام، حیف، کاش بیشتر سرباز را میفهمیدم، اما در نوجوانی تپل بودم، نوجوان تپل فیلم بر همه ی قهرمانان اثر گذاشت، شاید لقب قهرمان قهرمانان هم برازنده ی اندامش باشد هم هویتش.

تمام ؛)
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید