تیوال دانلود فیلم و سریال
S3 : 20:53:22
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
۱۰ از ۵
دیگه بهتر از این مگه میشه دید ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Ali
درباره مستند بزم رزم i
یک بار دیگه دیدم
هر بار میبینم بیشتر به زحمتی که برای این کار کشیده شده و تدوین فوق العاده ای که داره پی میبرم
دم هر کس که برای کارش ارزش قائله و کم کاری نمیکنه گرم .
چطور میتونم انلاین ببینم علی جان؟
تو هاشور پیداش نکردم...
۲۱ بهمن
من به لطف کامنت یکی از دوستان، دی‌وی‌دی رو از اینجا اینترنتی تهیه کردم
https://nivaar.ir/%D8%A8%D8%B2%D9%85-%D8%B1%D8%B2%D9%85
۲۲ بهمن
چقدر عالی شاهین جان
۲۲ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا جاویدی
درباره فیلم بهمن i
برای صبح سیزدهم بهمن 98

من ریزه کاری های بارانم

در سرنوشتی خیس می مانم

دیگر درونم یخ نمی بندی

بهمن ترین ماه زمستانم!

رفتی که من یخچال قطبی را

در آتش دوزخ برقصانم

رفتی که جای شال در سرما

چشم ... دیدن ادامه » از گناهانت بپوشانم

ای چشمهای قهوه قاجاری!

بیرون بزن از قعر فنجانم

از آستینم نفت می ریزد

کبریت روشن کن، بسوزانم


از کوچه های چرک می آیم

در باز کن، سر در گریبانم

در باز کن ،شاید که بشناسی

نتهای دولاچنگ هذیانم

یک بی کجا درمانده از هر جا

سیلی خور ژنهای خودکامه

صندوق پُست پَست بی نامه

یک واقعاً در جهل علامه

یک واقعاً تر شکل بی شکلی

دندانه های سین احسانم

دندانه ام در قفل جا مانده

هر جور می خواهی، بچرخانم

سنگم که در پای تو افتادم

هر جا که می خواهی، بغلتانم

پشت سرت تابوت قایقهاست

سر بر نگردان روح عریانم!

خودکار جوهر مرده ‌ام یا نه؟

چون صندلی از چار پایانم

می خواهی آدم باش یا حوّا

کاری ندارم، من که حیوانم

یک مژه بر پلکم فرود آمد

یک میله از زندان من کم شد

تا کش بیاید ساعت رفتن

پل زیر پای رفتنم خم شد

بعد از تو هر آیینه ای دیدم

دیوار در ذهنم مجسم شد

از دودمان سدر و کافوری

با خنده از من دست می‌شوری

من سهمی از دنیا نمی خواهم

می خواستم، حالا نمی خواهم

این لاله‌ بدبخت را بردار

بر سنگ قبر دیگری بگذار

تنهایی ام را شیر خواهم داد

اوضاع را تغییر خواهم داد

اندامی از اندوه می سازم

با قوز پشتم کوه می سازم

باید که جلاد خودم باشم

تفریق اعداد خودم باشم

آن روزها پیراهنم بودی

یک روز کامل بر تنم بودی

از کوچه ام هرگاه می رفتی

با سایه‌ من راه می رفتی

ای کاش در پایت نمی افتاد

این بغض‌های لخت مادرزاد!

ای کاش باران سیر می ‌بارید

از دامنت انجیر می بارید!

در امتداد این شب نفتی

سقط جنونم کردی و رفتی

در واژه های زرد می میرم

در بعدازظهری سرد می میرم

باید کماکان مُرد، اما زیست

جز زندگی در مرگ راهی نیست

باید کماکان زیست، اما مُرد

با نیشخندی بغض خود را خورد

انسان فقط فوّاره ای تنهاست

فوّاره ها تُف های سر بالاست

من روزنی در جلد دیوارم

دیوار حتماً رو به آوارم

آواره یعنی دوستت دارم…

آوار کن بر من نبودت را

با “روت” نه با فوت ویرانم

از لای آجر‌ها نگاهم کن

پروانه ای در مشت طوفانم

طوفان درختان را نخواهد برد

از ابر باران زا نترسانم

بو می کشم تنهایی خود را

در باجه‌ زرد خیابانم

هر عابری را کوزه می بینم

زیر لبم خیّام می خوانم

این شهر بعد از تو چه خواهد کرد

با پرسه های دور میدانم؟

یک لحظه بنشین برف لاکردار!

دارم برایت شعر می‌خوانم:



خوب است و عمری خوب می ماند

مردی که روی از عشق می گیرد

دنیا اگر بد بود و بد تا کرد

یک مرد عاشق خوب می میرد

از بس بدی دیدم، به خود گفتم:

باید کمی بد را بلد باشم

من شیر پاک از مادرم خوردم

دنیا مجابم کرد بد باشم

دنیا مجابم کرد بد باشم

من بهترین گاو زمین بودم

الان اگر مخلوق ملعونم

محبوب رب العالمین بودم

سگ مست دندان تیز چشمانش

از لانه بیرون زد، شکارم کرد

گرگی نخواهد کرد با آهو

کاری که زن با روزگارم کرد

هر کار می کردم سرانجامش

من وصله‌ ای ناجورتر بودم

یک لکه‌ ننگ دائمی، اما

فرزند عشق بی پدر بودم

دریای آدم زیر سر داری

دنیای تنها را نمی بینی

بر عرشه با امواج سرگرمی

پارو زدنها را نمی بینی

ای استوایی زن! تنت آتش

سرمای دنیا را نمی فهمی

برف از نگاهت پولکی خیس است

درماندگی ها را نمی فهمی

درماندگی یعنی تو اینجایی

من هم همینجایم، ولی دورم

تو اختیار زندگی داری

من زندگی را سخت مجبورم

درماندگی یعنی که: فهمیدم

وقتی کنارم روسری داری

یک تار مو از گیسوانت را

در رختخواب دیگری داری…

آخر چرا با عشق سر کردی

محدوده را محدودتر کردی؟

از جان لاجانت چه می خواهی؟

از خط پایانت چه می خواهی؟

این درد انسان بودنت بس نیست؟

سر در گریبان بودنت بس نیست؟

از عشق و دریایش چه خواهی داشت؟

این آب تنها کوسه ماهی داشت

گیرم تو را بر تن سری باشد

یا عرضه‌ نان آوری باشد

گیرم تو را بر سر کلاهی هست

این ناله را سودای آهی هست

تا چرخ سرگردان بچرخانی

با قد خم دکان بچرخانی

پیری، اگر روی جوان داری

زخمی عمیق و ناگهان داری

نانت نبود، آبت نبود ای مرد؟!

با زخم ناسورت چه خواهی کرد؟

پیرم، دلم همسن رویم نیست

یک عمر در فرسودگی کم نیست

تندی نکن ای عشق کافر کیش!

خیزاب غم! گردابه تشویش!

من آیه های دفترت بودم

عمری خدا پیغمبرت بودم

حالا مرا ناچیز می بینی؟

دیوانگان را ریز می بینی؟

عشق آن اگر باشد که می گویند

دلهای صاف و ساده می خواهد

عشق آن اگر باشد که من دیدم

انسان فوق العاده می خواهد

سنی ندارد عاشقی کردن

فرقی ندارد کودکی، پیری

هروقت زانو را بغل کردی

یعنی: تو هم با عشق درگیری

حوّای من! آدم شدم وقتی

باغ تنت را بر زمین دیدم

هی مشت مشت از گندمت خوردم

هی سیب سیب از پیکرت چیدم

سرما اگر سخت است، قلبی را

آتش بزن، درگیر داغش باش

ول کن جهان را! قهوه‌ات یخ کرد

سرگرم نان و قلب و آتش باش

این مُرده ای را که پی اش بودی

شاید همین دور و برت باشد

این تکه قلب شعله بر گردن

شاید “علی آذر“ت باشد

او رفت و با خود برد شهرم را

تهران پس از او توده ای خالی ست

آن شهر رویاهای دور از دست

حالا فقط یک مشت بقالی ست

او رفت و با خود برد یادم را

من مانده ام با بی کسی هایم

خب، دست کم گلدان و عطری هست

قربان دست اطلسی هایم

او رفت و با خود برد خوابم را

دنیا پس از او قرص و بیداری ست

دکتر بفهمد یا نفهمد، باز

عشق التهاب خویش آزاری ست

جدی بگیرید آسمانم را

من ابتدای کند بارانم

لنگر بیاندازید کشتی ها!

آرامشی ماقبل طوفانم

من ماجرای برف و بارانم

شاید که پایی را بلغزانم

آبی مپندارید جانم را

جدی بگیرید آسمانم را

آتش به کول از کوره می آیم

باور کنید آتشفشانم را

می خواستم از عاشقی چیزی

با دست خود بستم دهانم را

من مرد شبهایت نخواهم شد

از بسترت کم کن جهانم را

رفتن بنوشم اشک خود را، باز

مردم شکستند استکانم را

تا دفترم از اشک می میرد

کبرای من تصمیم می گیرد

تصمیم می گیرد که برخیزد

پایین و بالا را به هم ریزد

دارا بیفتد پای ساراها

سارا به هم ریزد الفبا را

سین را، الف را، را و سارا را

درهم بپیچانند دارا را

دارا نداری را نمی فهمد

ساعت شماری را نمی فهمد

دارا نمی فهمد که نان از عشق

سارا نمی فهمد، امان از عشق!

سارای سال اولی مرد است

دستان زبر و تاولی مرد است

این پا که سارا! مال یک زن نیست

سارا که مال مرد بودن نیست

شال سپید روی دوش ت کو؟

گیلاسهای پشت گوش ت کو؟

با چشم و ابرویت چه ها کردی؟

با خرمن مویت چه ها کردی؟

دارا! چه شد سارایمان گم شد

سارا و سیبش حرف مردم شد؟

تنها سپاس از عشق خودکار است

دنیا به شاعرها بدهکار است

دستان عشق از مثنوی کوتاه

چیزی نمی خواهد پلنگ از ماه

با جبر اگر در مثنوی باشی

لطفی ندارد مولوی باشی

استاد مولانا که خورشید است

هفت آسمان را هیچ می دیده ست

ما هم دهان را هیچ می گیریم

زخم زبان را هیچ می گیریم

دارم جهان را دور می ریزم

من قوم و خویش شمس تبریزم

نانت نبود؟ آبت نبود ای مرد؟!

ول کن جهان را! قهوه‌ات یخ کرد…

“علیرضا آذر”
زهره مقدم و امیرمسعود فدائی این را خواندند
آیدا طاهرزاده و فاطمه ایزدپناه این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
hirbods
درباره فیلم غلامرضا تختی i
گرچه با گذشت ۵۲ سال از مرگ تختی هنوز برای بسیاری پذیرش این واقعیت که اسطوره‌شان «خودکشی»کرد غیرممکن است و ترجیح می‌دهند همچنان خیال کنند که رژیم شاه‌ او را کشت، اما واقعیت آنست که مجموعه‌ای ازتلخی‌ها، ناکامی‌ها وتنهایی‌ها جهان پهلوان را سرانجام به نقطه‌ای سوق داد که باستقبال مرگ برود.
.
آقای مهدی رستم پور به زیبایی وضعیت غم انگیزسال‌های پایانی تختی را ترسیم نموده. امیدوارم ازنقل مطلب شان راضی باشند. . زمستان پهلوان‌کش چهل و شش: در سالمرگ تختی بجای داستان تکراری «مردانگی» از «ناجوانمردی»می‌نویسم.
.
تختی را تهران سنت‌ها و خرافه ها کشت.دی ۴۶، همون مردمی که قلمدوشش می‌کردند زمینش انداختند. تختی نه درگود زورخانه یا روی تشک، او در برابر جماعتی (سطحی نگر) و سخن‌چین زانو زدکه غمخوارشان بود. با همراهی همدوره‌های حسودش که محبوبیت تختی راتاب نمی‌آوردند.
.
تختی شبیه آن‌ها نبود که(مادرهایشان)برایشان زن می‌گرفتند؛ شهلا و غلامرضا عاشق هم شده بودند.
ازیکی شان پرسیدم:
-چه دیدید ازشهلاکه هنوزبدش را می‌گویید؟ .
.
-گفت:« در شأن تختی نبودبا سه بازو بند پهلوانی،زنش با همکلاسی‌هاش پوکربازی کند.».
-همین؟.
.
-نه، بازم هس، کت دامن می‌پوشید، سرزانوهاش پیدا بود!
.
.
پچپچه ... دیدن ادامه » پهلوان پنبه‌های بی پرنسیب با سیبیل‌های تاج هدهدی بگوش تختی می‌رسید:«قهرمان المپیک باس یه جوغیرت...چی میگن کوچه و خیابون؟" ......».
. تفریح تختی پیاده روی لب دیوارهای دانشگاه بود و همسرش ازپشت همان دیوارها آمد. زن روشنفکری که حقوق خود را می‌شناخت. شهلا از پلی تکنیک پا بخانه تختی گذاشت....تختی هرگز دست بزن نداشت. کلاه مخملی و پاشنه تخم مرغی نبود. مرامش بیگانه با هر نشانه ای از خشونت
.
حالا۳۷ ساله با زن و بچه...
.
مردی طرد شده درحکومت و بریده ازجامعه. تلاطم روح سنگین‌تر از وزنِ بدنش. دلتنگ غبار آرامبخش تشک اما خسته از مبارزه...و نمی‌توانست بیرحمی روزگار را قوس کند...
.
«تختی آخرین فن را بخودش زد.».
. نوعروس ماند با نوزاد یتیم در خلوتی که «طایفه زنده کش مرده پرست» برایش تدارک دید. غلامرضا پیش ازخاک ابن بابویه درآغوش اومی آرمیدامانامش به همه تعلق داشت جزشهلا ...که به لوریس چکنواریان گفته بود«دوباره20ساله شوم با تختی ازدواج می‌کنم.» .
.
انقلاب گرچه نعش تختی را مصادره کرد، در جذب همسرزنده اش ناکام ماند...شهلا پدرخوانده سیاسی نمی خواست برای پسرش.«هم مادری کرد هم جهان پهلوانی»تا پسرش،یادگار تختی را آزاده باربیاورد..
.
از اینستاگرام صادق زیباکلام
میترا
درباره فیلم نبات i
فیلم رو خیلی دوست داشتم
فکری که در روابط عاشقانه ایجاد میکرد که همیشه اونی که میره مقصر نیست شاید اونی که اجازه رفتن بهش میده هم مقصره
و تاثیر کارمای عشق و تاوان خیانت به عشق و پشیمونی از اشتباه روی زندگی ها خیلی خوب نشون داده شده بود.
شهاب حسینی عالی بود .ساده ،روان، جذاب، درست و دقیق بازی کرد که بازی نه واقعا شکست عشقی رو زندگی کرد.
و بازیگر دختر کوچولو خیلی خوب بخصوص تو صحنه فروش محصولاتش به باباش یاد خودم افتادم :)
نازنین فراهانی در صحنه کتک زدن خودش خیلی عالی بازی کرد...

۱۰/۷
الهه الف
درباره سریال مانکن i
حالا که سریال به اپیزودهای پایانیش نزدیک شده می شه نظر درست تری داد. با این که فضا و موقعیت و کاراکترها و قصه و ... همه چی داستان بسیار تخیلیه و میزان همذات پنداری با قصه رو به شدت نزول می ده اما چون در هر اپیزود اتفاق جدیدی می افته و گرهی باز می شه یا گره جدیدی اضافه می شه از دیدنش پشیمون نیستم. علاوه بر این اون تم پلیسی و کاراگاه گونه فیلم رو پسندیدم. در نظر قبلی گفته بودم بازی خانم زارعی متوسطه. الان اصلاح می کنم و می گم بازیشون از اواسط سریال به بعد دیدنی تر شده. در کل نسبت به سریال های جدیدی مثل دل یا کرگدن خیلی بهتره.
من احساس میکنم شاهد ضعیف‌ترین بازی مریلا زارعی ام. بازی فروتن رو که اصلا نگم...
۰۵ بهمن
آقای فروتن اینجا بازیشون خیلی ضعیفه. مثلا می خواستن مرموز باشن ولی بیشتر منفعل شدن. بازی خانم زارعی در این سریال نسبت به سینمایی هاشون خیلی ضعیف تره ولی من بازیشون رو نسبت به اوایل همین سریال گفتم. اوایل خیلی نچسب و بد بود ولی رفته رفته مخصوصا در قسمت ... دیدن ادامه » های پایانی خیلی بهتر شده.
۰۵ بهمن
دقیقا الهه جان.
واقعا من هربار فروتن رو میبنم فقط با خودم میگم “چرا؟”
۰۵ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه الف
درباره سریال دل i
احتمال افشای داستان
.
.
.
هشت قسمت گذشته هنوز معلوم نیست دختره برای چی عروسی رو به هم زده! قبول که شاید گره اصلی داستان همینه. ولی آخه نباید چهارتا گره درست حسابی دیگه هم باشه؟ نباید تو هر قسمت یک چیزی عاید بیننده بشه و یک حرکت رو به جلویی صورت بگیره؟ تو هر قسمت فقط دیالوگ های نازل و دست چندم رد و بدل می شه. پنجاه دقیقه باید ببینی خلاصش اینه که باز یکی اومد واسطه بشه و باز مسئله حل نشد. همین. داستان جلو نمی ره. درجا می زنه. به شکل آزاردهنده ای راکده.
این طوری واقعا هر کسی می تونه نویسنده و کارگردان بشه! نوشتن این داستان ها و دیالوگ های سطح پایین خیلی هم استعداد نمی خواد!
celine، پیمان لسان و سپیده این را خواندند
پویا فلاح، امیرمسعود فدائی، 7 جولای و Negin Fooladi این را دوست دارند
از قضا خزعبل نوشتن در سطح این سریال بسیار کار سختیه
اینو کسی میگه که بارها تلاش کرده و نتونسته
اکر تو ایران هم مثل همه جای دنیا یه سریال نهایتاً سه قسمت فرصت داشت که انتنش رو نگه داره دیگه شاهد این سیل ثلبریتی و پر کردن کاور نبودیم
۰۵ بهمن
آره واقعا یکی از سوالات بی پاسخ خانمها همیشه این بوده که تو سریالای ترکیه چرا زنا تو خونه هاشون با کفش پاشنه بلند راه میرن کار میکنن؟
که اینجا نشون میده ما هم همینجوریم دیگه!
۰۵ بهمن
@ محمد مهدی فتحیان: کاملا درسته. من خط پایان رو بر دیدن این سریال کشیدم.
@7 جولای: سریال ترکیه ای نمی بینم ولی قطعا همین طوره. کلا کارگردان خواسته عقب نمونه :ی
۰۵ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نرگس
درباره فیلم سرکوب i
چقدر دلم میخواست موضوعی به این خوبی که میتونه حتی خونه ای رو نماد یه کشور نشون بده،بهتر بهش پرداخته میشد،ذهنم مشغول این قصه شد از وقتی که دیدم.از این دست فیلمها کم داریم تو سینما.حیف که میشد خیلی بهتر از این باشه و نشد!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«خواب زده» به خانه‌ها آمد | عکس
» «خواب زده» به خانه‌ها آمد
... دیدن متن »

سریال «خواب زده» به کارگردانی سیروس مقدم و تهیه‌کنندگی الهام غفوری به شبکه نمایش خانگی آمد.
سریال «خواب زده» به کارگردانی سیروس مقدم و تهیه‌کنندگی الهام غفوری که در ژانر ماورایی و هیجان ساخته شده امروز به شبکه نمایش خانگی آمد. سعید نعمت‌اله نویسندگی «خواب زده» را برعهده داشته و این اولین سریال مقدم برای شبکه نمایش خانگی است. «خواب زده» از امروز 1 بهمن در بستر روبیکا و پلتفرم دانلود سلام سینما قابل مشاهده است و نسخه فیزیکی آن توسط دنیای هنر پخش می‌شود.
خلاصه داستان: رها و هماى قصه با دیدن یک خواب مشترک با هم آشنا می‌شن و این شروع ماجراهاى عشقى و ورودشان به زندگى یکدیگر است...
لادن مستوفی، امیرعلی دانایی، مهدی سلطانی، ایرج نوذری، پریوش نظریه، فرید سجادی‌حسینی، مارال فرجاد، کوروش سلیمانی، مجتبی طباطبایی، ارسلان قاسمی، باران حاج‌رضایی، بیتا احمدی، باحضور: علیرضا شجاع‌نوری، با معرفی: سیما بابایی بازیگران «خواب زده» هستند و از دیگر عوامل سریال می‌توان به: مدیرفیلمبرداری: فرشاد گلسفیدی، تدوین: خشایار موحدیان و سعید سیاح، طراحی و ترکیب صدا: حسین ابوالصدق، آهنگساز: افشین عزیزی، خواننده: علی زند وکیلی، طراح صحنه و لباس: آرزو غفوری، مدیر صدابرداری: فرشید احمدی، طراح گریم: مرتضی کهزادی، عکاس: علی بیات، اصلاح رنگ و نور: سامان وفایی، طراح جلوه‌های ویژه بصری: محسن فرج‌اللهی، مصطفی نوحه‌خوان، مدیرتولید: محمود اتحادی، جانشین تولید: محمدرضابهرام آهی، مدیر تدارکات: مهدی رهبری، مدیر برنامه‌ریزی: داود باقری، دستیاراول کارگردان: احسان سجادی‌حسینی، طراح گرافیک و عنوان بندی: سیروس سلیمی اشاره کرد.
قسمت‌های بعدی سریال «خواب زده» هر سه‌شنبه منتشر خواهد شد

امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پخش سریال «خواب زده» اولین اثر سیروس مقدم در شبکه نمایش خانگی، به تعویق افتاد. | عکس
» پخش سریال «خواب زده» اولین اثر سیروس مقدم در شبکه نمایش خانگی، به تعویق افتاد.
... دیدن متن »

در حالیکه قرار بود سریال خواب زده از ۲۴ آذر در بستر روبیکا و پلتفرم دانلود سلام سینما توزیع گردد، عوامل این سریال با احترام به این روزهای تلخ مردم توزیع این سریال را به تعویق انداختند. سیروس مقدم کارگردان سریال‌های شاخص تلویزیونی در این سال‌ها، سریال «خواب زده» به نویسندگی سعید نعمت‌اله و تهیه‌کنندگی الهام غفوری را برای شبکه نمایش خانگی ساخته است. «خواب زده» اولین اثر مقدم برای شبکه نمایش خانگی است و زمان جدید پخش آن به زودی اعلام می‌گردد.
در خلاصه داستان آمده: رها و هماى قصه با دیدن یک خواب مشترک با هم آشنا می‌شن و این شروع ماجراهاى عشقى و ورودشان به زندگى یکدیگر است...
علیرضا شجاع نوری، لادن مستوفی، سیما بابایی، امیرعلی دانایی، مهدی سلطانی، پریوش نظریه، ایرج نوذری، آدرینا توشه‌‌فرید، سجادی‌حسینی، کوروش سلیمانی، مارال فرجاد، ندا عقیقی، باران حاج‌رضایی، مجتبی طباطبایی، فرهاد مهدوی، نازنین فلاحی، عرفان ابراهیمی بازیگران این سریال هستند. 

امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم امیر حسین ثقفی میتونست اسم فیلم رو جای روسی بذاره: تجربه ای برای نمایش قابهای تارکوفسکی در فیلم استاکر با یک داستان گور و گم و گیج!
امیرمسعود فدائی و فاطمه این را خواندند
پویا فلاح، ستاره دهقانی، نیکا نصیری، سپهر و نرگس این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه بابام سر صحنه فیلمبرداری این فیلم بود، درحالیکه دوربین رو از فیلمبردار میگرفت با عصبانیت سرش داد میزد: کم تکون بده این صاب مرده رو!
خب منم مثل بابام اعصاب ندارم و اگه بخوام یه فیلم رو مثال بزنم که میتونسته خوب باشه ولی فیلمبرداری اونو نابود کرده قطعا این فیلمه!
دوربین همه جا مثل الاکلنگ یا تاب، یا بالا پایین میره یا سوییچ میشه از این به اون یا میگرده یه آیینه رو پیدا کنه که از اونجا فیلم بگیره. آخه سیستان و بلوچستان یعنی دشت باز. بعد فقط کلوز اپ میبینیم تو این فیلم. واقعا شاهکاره اینکه قاچاقبرها و شوتی ها رو با اون سرعتشون تو اون جاده ها طوری فیلمبرداری کنی که انگار دارن تو اتوبان حکیم رانندگی میکنن. دوربین هیچ جا سر جاییکه باید باشه نیست یا اگه بوده درآورده شده پس تدوین هم بشدت بده. از همه بدتر صحنه کمین نیروها و تعقیب و گریزه که اصلا معلوم ... دیدن ادامه » نیست کی به کیه‌. تو اونجام همش نمای بسته عبدالحمید رو میبینیم که الکی در حال تیراندازیه. مشخص نیست پلیس کجاست، معاندها چیکار میکنن و فاجعه وقتیه که در پایان یه نمای باز از این صحنه نشون میده میبینیم که یه عالمه ماشینه که لای هم هستن و شانس آوردن به هم نخوردن. یه کارگردانیه بد!
صحنه های بازار پاکستان رو دوست داشتم و نمیدونم میخواست بگه پاکستان از سیستان ما محرومتره؟ علت چرخش عبدالحمید رو نمیفهمم ولی اینکه با ریش گذاشتن این تغییر رو اعلام میکرد جالب بود. سایه شوم یه برادر توی زندگی عبدالحمید و اون حس رعب و وحشت رو تونسته بود دربیاره. رابطه برادر و خواهری فائزه و شهاب هم خوب پرداخت شده بود.
در مورد بازیها، هوتن شکیبا بازی یکنواخت قوی نداشت بعضی جا ها عالی بود مثل شروع فیلم و یا جاییکه فائزه ازش میپرسه شهاب کجاست و در بیشتر جاها معمولی. لهجه قمی و بازی شبنم مقدمی عالی بود و گریم و لهجه بلوچی و بازی فرشته صدر عرفایی حرف نداشت. الناز شاکر دوست ته لهجه قمی و لنگ زدن رو بالا و پایین اجرا میکرد بعضی جاها انگار یادش میرفت ولی در کل بازیش قابل قبول بود.
تکیه روی صحنه های خشن فیلم بیشتر از نوع تفکری بود که اونها رو میسازه. در موسیقی هم که خست به خرج داده بودند.
و نهایت شبی که ماه کامل شد اشاره داره به چی یا کی؟ به اینکه عبدالحمید فائزه رو آرایش میکنه و بعدش خونشو میریزه. به عبدالحمیده که آدم کشت یا فآئزه که خوشگل شده بود؟ زمانی که فائزه آرایش کرده بود و عبدالحمید بهش میگه مثل ماه بدر شدی بعدش بلافاصله میفهمه عبدالمالک چیکارست. مثل رمانهای جنایی آگاتا کریستی اشاره به جنایت داره؟
دقیقا اولین ایرادی که به این فیلم گرفتم فیلمبرداری افتضاحش بود بعد تایم بی مورد طولانیش و بعد چیزهای دیگه.
شیرفلکه کلوزآپ تو این فیلم از جا در اومده دیگه...
۱۹ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم نامه کاملا به واقعیت وفادار نبود.در قیاس با شیار 143 اصلا انسجام نداشت. تدوین خیلی ضعیف بود و سکانس ها ارتباط موثری نداشتند. سطح بازیگری در سینمای ایران اصلا قابل اعتنا نیست. بازی شاکر دوست معمولی و دور از شخصیت نوجوانی از 13 تا 20 سالگی بود و اصولا نباید برای بازی در آن سن انتخاب می شد.بازی شکیبا معمولی بود. اما در قیاس با محمدزاده در سرخ پوست، و بهداد در قصر شیرین سزاوار سیمرغ بود.
چهره پردازی خوب بود. فیلم برداری مخصوصا در صحنه های درگیری معمولی بود.
تنها نقطه عطف فیلم بازی فرشته صدر عرفایی بود.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه الف
درباره سریال دومینو i
بهتر بود در مشخصات سریال ذکر می شد که مدت زمان هر قسمت 10 دقیقه هست! و کلا 10 اپیزود هست. یعنی روی هم رفته 100 دقیقه است. به نظر میاد کارگردان یک فیلم سینمایی ساخته و بعد دلش نیومده یک دفعه پخشش کنه و دوست داشته سریال رو هم تجربه کنه.
دو قسمتی که پخش شده یعنی 20 دقیقه از سریال و با این 20 دقیقه نمی شه در مورد کلیت کار نظر داد. فعلا نه بازی ها خاص بوده نه موضوع خیلی هیجان انگیز بوده.
.
.
.
!!از اینجا به بعد ممکنه اسپویلر باشه (احتمال افشای داستان)!!
.
.
.

خلاصه اش هم همین طور که نوشته شده دوست پسر/عاشق سابق عروس خانم شب عقدش پیامک می زنه که شوهرت آدم درستی نیست و اون ها بعد از مراسم می رن که ببیننش.
بهار گراوندی و Samira این را خواندند
گلبرگ کامروز(گافکا)، امیرمسعود فدائی و 7 جولای این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

گر نباشد حیا و درک و شعور
آدمی طعنه می‌زند به ستور
جانِ انسان که تربیت نشود
آدمی گاو می شود به مرور
حَیَوانی پلشت و نکبت بار
که فقط می توان از او شد دور
می چرد هرچه را که می بیند
وانگهی گند می زند در سور
تن، تنومند و طبع ایشان پست
چشم بینا و ذوق ایشان کور
گر که خدمت کند به قصد ریاست
ور عبادت کند ، به نیّتِ حور
گر دهان وا کند به دُر سُفتن
متنفر شویّ و او منفور
فی ... دیدن ادامه » المثل گر رود به گورستان
دم به دم رم کنند اهل قبور
بارها دیده ام من ایشان را
از قضا آدمی ست بس مشهور
.
.
#مرتضی_لطفی
شاگرد : آقا آدم چطوری گاو میشه؟؟؟؟؟؟؟؟
عماد : به مرور.......
۰۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این روزها که جناب موتمن فیلم "چشم و گوش بسته" را در اکران دارد واقعا برای "شستن و بردنِ" اثر بلایی که سینمای ایران را به حضیض ذلت برده باید شبهای روشن را یکبار دیگر دید و به خود یاد آوری کرد که فیلمسازان ما توانایی اقتباس خوب و ساختن چنین عاشقانه ی محکمی را دارند اما دریغ که چشم و گوش بسته اند!
افسوس...
۰۸ دی
سر یه کلاسی همین دریغو انتقال دادم به جناب موتمن که خب البته نگم دیگه چی شد :(
۰۹ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیما نیک
درباره فیلم پرویز i
بسیار شبیه جوکر ۲۰۱۹
به نظرم حتی میشه جرات کرد و پرویز رو بهتر و بازی زنده یاد هفتوان را درخشانتر ابراز کرد.
واجب شد ببینمش
۰۲ دی
احتمال افشا یا کاهش جذابیت











بزرگترین ... دیدن ادامه » ایرادش اینه که دوجانبه قانون فرمی رو که خودش گذاشته رو نقض می‌کنه: یکی اونجا که بچه رو می‌ذاره و می‌ره و یکی توی دعوای جلو ساختمون.
۰۲ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بزم رزم منتشر شد :)
امیرمسعود فدائی و شاهین ه این را خواندند
سید حامد حسینیان، آدنا و مژگان فرشباف این را دوست دارند
لینک دانلود فعال داره؟؟
۳۰ آذر
سلام به غیر از فروشگاهی که ذکر شد جای دیگر هم میفروشند ؟
۱۳ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
parisanov21
درباره مستند زمناکو i
نمی دونم این فیلم اصلا اکران شده یا نه اما به لطف هاشور موفق به دیدنش شدم. بسیار فیلم تاثیرگذار و پر از حرف ناگفته بود. داستان فیلم شبیه "در جستجوی فریده" است ولی من اینو بیشتر دوست داشتم. امیدوارم دلیل مهجور موندن این فیلم محوریت اقوام کورد و قضایای پشت واقعه بمباران حلبچه نباشه که بیشتر باعث شرم و افسوس میشه.
امیرمسعود فدائی و نیما نیک این را خواندند
امیر مسعود و بامداد این را دوست دارند
فیلم تو هنر و تجربه اکران شده قبلا
۳۰ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم سیار تاثیرگذار و خوش ساخت با بازی ها بسیار خوب و خانم صدرعرفایی یک ستاره بی نظیر در این فیلم هستن که تماشای هنرنمایی ایشون در این فیلم خودش به تنهایی دلیلی برای دیدن این فیلم میتونه باشه. دست مریزاد به این هنرمندان، زده باد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده فیلم از نام گذاری و ارتباطش با شخصیت ها تا شخصیت پردازی و خط روایی کاملا قابل اعتنا بود. ساده، منسجم و زیبا.
بهداد بازی قابل قبولی ارایه کرد که حتما نقطه قوتی در کارنامه وی است.
بازیگران خردسال عالی بودند.
از انگشت شمار فیلم هایی بود که بازی نقش های فرعی نه در اختیار ستارگان بود و نه نابازیگران اما به بهترین شکل ممکن ارایه شد. به دلیل انتخاب و کارگردانی مناسب.
فیم نیاز به موسیقی و تصویر برداری قدرتمندتری داشت.
پلان های داخل خانه اصلا جالب نبود. فیلم برداری در ماشین نیز کاملا بدون ابتکار و کم تاثیر بود.

در مجموع فیلمی که باید دید و چند جمله در موردش حرف زد.




زهره مقدم و امیرمسعود فدائی این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Negin Fooladi
درباره فیلم سرخپوست i
خیلی پایانِ safeای داشت :(
تا وسطا من رااااضی بودم آهنگه ویگن که تموم شد دیگه اتفاقای الکی چسبید تو فیلم ، از همه بدتر پایانش بود ، حتی بااینکه از پایان باز و رو هوا بدم میاد ترجیح میدادم پایانش رو نشون نمیداد
۱۹ آذر
من اگه سکانس پایانی وجود نداشت شاهکار بود برام!! چه آدم کم‌توقعی‌ام من!!!
۱۹ آذر
من جای کارگردان بودم یه پایان دیگه میساختم یه ده دیقه جدا تقدیم میکردم ، خیلی از کامنتا از پایان ناراضین ، نه توقع بالایی هم نیست خدایی ، اینجا که فقط منتظرن ببینن مردم توقشون چیه برآورده کنن .
۱۹ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید