تیوال دانلود فیلم و سریال
S3 : 06:20:00
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در میان همهمه ی خشم های فلزی که از طیاره های بعثی بر سرمان می بارید, ما چیزی برای از دست دادن نداشتیم!
من یقه اسکی ام را زیرِ کت مشکی ام میپوشیدم و در اتاق سردم با تصحیح ورقه های امتحانی شبم را روز می کردم!
تو آن بافت زرشکی رنگت که پارسال بافته بودی را بر دوشت می گذاشتی و کتاب های زبانت را می خواندی.
ما حرف نمی زدیم! ما از حرف زدن می ترسیدیم!
بلدِ حرف زدن که باشیم, تهرانِ بمب زده برایمان از هر شهر دیگری امن تر خواهد بود.
بوی پرتقال های سوخته روی بخاری مدرسه می آید. کاش امروز بعدِ بمباران, زنگی به مدرسه بزنی و حالم را بپرسی! منم با بی میلی بگویم که خوبم و در نابلد ترین حالت ممکن از تو بخواهم که نگران نباشی!
امروز یکی از شاگرد هایم را تنبیه کردم! گریه اش درامد! از بی رحمی ام بغضم گرفت. جبران میکنم! قول می دهم.
عزیز دلم! من عاشق خنده هایت هستم. حتی وقتی نمیدانم ... دیدن ادامه » در حال خندیدن به منِ ناشی هستی یا واقعا از ته دل می خندی!
من عاشق همین سرخاب سفیدآب های ناشیانه ات هستم!
درست گفتی, آدم باید در مواقع سخت روی یارش حساب باز کند! یار بودنِ در خوشی که سخت نیست.
راستی! روی میز آشپزخانه برایت یک دسته گل گذاشتم. امید وارم دوستش داشته باشی!
من برمی گردم. خیلی زود. برمیگردم و خانه خراب شده مان را با هم درست میکنیم. به من فرصت بده تا موج بمب از سرم بپرد! فرصت بده تا خاک های روی صورتم را کنار بزنم.
منتظرم باش... آقای پیمان معادی, از صمیم قلب , بابت بمب, یک عاشقانه شمارا دوست دارم.
همت تان , سبز...
امیر مسعود این را خواند
اریک قاراسمیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فاصله بسیار از کارهای پیشین آقای علیمردانی.
امیدوارم مسیر پیشین و امیدوارکننده را پی بگیرند.
حمیدرضا مرادی این را خواند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیما انگورانی
درباره سریال هیولا i
به قول محمد بحرانی، مهران مدیری کاپیتان طنز ایرانه و این بنظر من بهترین کلمه ای که میشه اون رو باهاش توصیف کرد. برای اینکه بدلیل کاریزمای ذاتی و شعور طنزی که داره میتونه تیمش رو به بهترین نحو بکار طنز وادار کنه. این در شرایطی که میبینید اکثر کسانی که با اون کار کردند به تنهایی خیلی موفق نبودند که البته پیمان قاسمخانی استثناست و اونهم برای خودش صاحب سبکه و یک نابغست. حالا این دو نفر تصمیم گرفتن که دوباره باهم همکاری کنند. "خدا رو شکر"

امیدوارم این هنرمند ارزنده کشورمون که اخیراً ابراز خستگی و افسردگی میکرد با انرژی به جایگاه خودش که ارتقاع طنزه برگرده و خنده رو به لب مردم بیاره.
سپیده این را خواند
نیلوفر پیری، نیلوفر، روبینا بوغوسیان و رویا این را دوست دارند
متاسفانه هیولا جز کنایه های سیاسی اقتصادی که این روزها حسابی مد است قصه ای جذابی برای پیگیری ندارد نحوه تغییر خانواده شرافت هم آنقدر اگزوتیک و سطحی است که حسابی توی ذوق میزند و مدیری در این سریال ریتم و اندازه را در شوخی ها رعایت نمیکند شوخی ها یا زیادی ... دیدن ادامه » کش میآیند یا دائما تکرار میشوند مثل موقعیت های عمدتا خاله زنکی سریال و البته آنچه باعث تاسف بیشتر است نگاه از بالا به پایین مدیری به مردم و فرهنگی هاست. آدمهایی که یا عمدتا ساده لوح و احمقند فرقی هم نمیکند تحصیلکرده باشند یا لمپن بازاری و تمام فکر و ذکرشان هم ظواهر زندگیست و از مادر گرفته تا همسر و غیره و پسر هوشنگ هم که مثلا همچنان شرافت داره نیمچه منگل میزنه

۰۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
؟؟لینک دانلود این فیلم کجاست
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تین ایجر روشنفکر!

چیزی که بعد از دیدم این فیلم حس میشود این است که چنین فیلمی به شور و حال بیرونی بیشتری نیاز داشت و به کش و قوسها و کندوکاوهای بی پرده تر، مشکل بزرگ فیلم این است که نوع روایت ملو و لحن سرد فیلم چندان تناسبی با مضمونش که سرکشی در دوران تین ایجری و یا دوران بلوغ است ندارد.
نوع عصیان گلسا در برابر دوستان و خانواده اش زیادی بالغانه و خودآگاهانه است و چندان از جنس عصیان نوجوانانه نیست و بیشتر به کارکترهای روشنفکر پریشان حال میخورد و زیادی با نماد تزئین شده است (تاکید زیاد روی شباهت استعاری بین گلسا و اسب مورد علاقه اش)
همانطور که کاراکتر اصلی با ریسک دزدی ار فروشگاه صرفا جهت خوشگذارانی ( از جنس عدم درک و بلوغ) معرفی میشود چطور در ادمه عصیانش همتراز آدمهاییست (که آگاهی و درک بالایشان از فضای اطراف آنها را پریشان کرده است)
اگر هم ... دیدن ادامه » علت چنین تناقض رفتاری متحول شدن کاراکتر از لحاظ شعور درونی باشد خوب این اتفاق مهم نمیتواند در ابتدای فیلم صرفا با یک بگو ومگو با دوستان و یک سیلی خوردن رخ دهد نیاز به پیش زمینه ی قوی تر دارد که در فیلم غایب است.
امیر مسعود و سپیده این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا صفر ستاره نداریم ؟؟ براستی چرا و به چه علت ؟؟ :I

یا العجب !! 11 تا پنج ستاره ؟؟؟
:)))
۲۶ تیر
ای داد بیداد. من هیشوخت خیلی ترغیب نشدم به دیدنش بدینوسیله از شهودم سپاسگزاری لازم رو دارم :)
۲۷ تیر
خیلی هم عالی :))) منم به لطف نماوا چشمم به دیدارش روشن شد :((
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نرگس
درباره مستند در جستجوی فریده i
فکر نمیکردم یه مستند انقدر بتونه اشک من رو در بیاره...
هیچوقت نفهمیدم کی و کجا عاشق این خاک شدم و مهاجرت کردن شد کابوس زندگیم.این فیلم حس تعلق رو به خوبی بیان کرد.حسی که برای توضیح دادنش کلمات نمیتونن کمکی کنن.واقعا زیبا ساخته شده بود و تاثیرگذار
زهره مقدم
درباره مستند در جستجوی فریده i
امروز خیلی برا من قطعی داشت.. با بالاترین سرعت ممکن بازم همش قطع میشد بین فیلم. قبلا از هاشور ندیده بودن چیزی نمیدونم کلا اینجوریه یا شانس منه.
محمد لهاک (آقای سوبژه) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با صدهزار مردم تنهایی...
بی صدهزار مردم تنهایی...
تماشای این فیلم هیچ وقت برام تکراری نمیشه. دیالوگ ها، لوکیشنا مخصوصا اون کتابخونه و اون کوچه ها برام جذاب و جالبه. از بازی زیبای هنرپیشه های این فیلمم که دیگه نگم براتون. خودتون بهتر می دونید
این فیلم بی نظیره
۱۹ تیر
آه.... :(
۲۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی تو اکران نتونست ببینه میتونه آنلاینش اینجا بخره و توی هاشور ببینه
مستند خوبی بود
رضا غیوری و iamnegin@ این را خواندند
رضا بولو، محمدرضا دانش، ارغوان و نرگس این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار فیلم بد و بازی های بدتر و تدوین افتضاح
فرزاد جعفریان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کپی برداری از جدایی نادر از سیمین
همان پدره فلج که پسر از او مراقبت می کند
همان شخصیت قهرمان با وجدان که گاهی اشتباهاتی می افریند
همان مرد عصبانی و فقیر
و همان زنه ساده و بدبخت به سبک ساره بیات
و حسن ختام همان پایان باز
نمیتوان گفت بازی ها خوب بود چون بازیگرانی مثل امیر اقایی نوید محمد زاده و هدیه تهرانی هرگز بد نبوده اند و به رسم تمام کار ها بازم هم خوب هستند.
همان پدره فلج ... همان زنه ساده ... همان ه ـ کسره! :))
۲۶ خرداد
این که شما درست‌نویسی رو منحصر به کلاس ادبیات می‌دانید برام خیلی جالبه!!! امیدوارم توجیهی برای یک اشتباه سهوی بوده باشه. وگرنه موفق باشید و همچنان به دوست می‌دارید هرجور بنویسیدتان ادامه دهید. ولی خب این رویه طبیعتاً واکنش برانگیز است. منتظر معلم‌های ... دیدن ادامه » ادبیات امثال من هم باشید و نرنجید :)))
۲۸ خرداد
متوجه جمله کپی برداری از جدایی نادر از سیمین نشدم
۱۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایمان باقری
درباره سریال هیولا i
بازارگرمی...

اکنون که تقریبا نیمی از سریال هیولا گذشته بار دیگر در این سالها شاهد شکست مدیری در بازگشت به روزهای اوجش هستیم شاید دیگر نباید انتظاری از مدیری داشت، شاید دیگر در عرصه کمدی هر چه در چنته داشته خرج کرده و دست و پا زدن هایش بیشتر او را فرو می برد. (همکاری دوباره با قاسمخانی ولو در حد طراح قصه) (همکاری با بازیگرهای متفاوت با ترازی بالاتر همچون اصلانی و مقدمی) اگرچه در ابتدا نویددهنده اوج گیری دوباره مدیری است اما مشخص شد که همچنان در بر همان پاشنه میچرخد ولو با رنگ و لعاب بیشتر
مدیری با کمدی آیتمی شروع کرد و با کمک پیمان قاسمخانی و وام گرفتن از سیتکامهای معروف آمریکایی در ادامه سر و شکل داستانی به آنها بخشید که به تولید آثار موفقی چون پاورچین و برره رسید.اما از قهوه تلخ به این سمت به ورطه تکرار افتاد و با جدایی قاسمخانی از پروژه هایش ... دیدن ادامه » در قصه پردازی هم ناکام ماند. اما او خواست ترفند دیگری به کار بگیرد در واقع مدیری (به خصوص از فیلم ساعت 5 عصر به بعد ) تصمیم گرفت با بها دادن بیشتر و جدی تر به طرح شوخی ها با مضامین سیاسی اجتماعی و با افزودن بار مضمونی به آثارش کمبودهای سختاری را از چشم مخاطب دور نگاه دارد. اما همچنان دغدغه مدیری کمدی فارس ( نمایشی و غلو آمیز) است و با این وجود او میخواهد اثرش به واسطه بار مضمونی مدنظر ژستی رئالیستی به خود بگیرد که منجر به تناقضی بنیادین در روایت میشود؛ تناقض در نوع شوخی ها، تناقض در لحن شوخی ها و در کل تناقض در شخصیت پردازی ها و فضای زیستی اثر
سریال هیولا علاوه بر مشکلاتی چون کمبود ملات کافی برای قصه گویی و درجازدن در همان طرح اولیه آشکارا از این مشکل رنج میبرد به طور مثال سریال هر بار وارد موقعیت اعتصاب معلمان میشود (مثل سکانس آخر قسمت ششم) فضایی رئالیستی به خود میگیرد و هر بار مدیری و همکارانش سر میرسند مثل (مهمانی لاکچری) به یکباره فضا مملو از شوخی های نمایشی و اغراق آمیز میشود حال کاراکتر هوشنگ در رفت و آمد بین این آدمها تبدیل شده است به ملغمه ای از معلم شریف تحصیلکرده جدی و فرد ساده لوح با ضریب هوشی پایین (انگار کیانوش شبهای برره و مسعود شصتچی مرد هزارچهره) با هم ادغام شده اند. و در نهایت مخاطب در همان ابتدا تکلیفش با این کاراکتر روشن نیست و حضور فرهاد اصلانی هم در نقش چنین کاراکتر ناقص الخلقه ای کمکی نمیکند. بقیه هم که با ارفاق تیپهایی هستند سطحی، و چه حیف که استعدادهای بازیگری شبنم مقدمی در چنین نقش بی مزه ای که معمولا امثال الیکا عبدالرزاقی آنها را بازی میکردند هدر میرود.و خود مدیری هم انگار دارد همان استندآپهای دورهمی را پیاده میکند.
به نظرم اصلا کل این سریال به واسطه همان استندآپها ساخته شده به مثابه دکمه ای که برایش پالتو میدوزند. بنابراین سریال به جای قصه پردازی جذاب و خلق موقعیتهای پر فراز و نشیب که حالا از دلش چند کنایه سیاسی هم دربیاید تبدیل شده است به سریالی با روایتی الکن که عمده جذابیت ظاهری اش همان مضمانین انتقادی و کنایه های سیاسی گلدرشتش است که آن هم با تکرار زیاد از حد قبح اش شکسته شده است و عملا تمام جدیت مسئله ای چنین مهمی (پولشویی ها) را از بین برده و در حد لوس بازی تقلیل داده و در نهایت منجر به بازارگرمی بیشتر سریال در نظر توده ی مردم شده است.
بسیار بسیار عالی نوشتید
۲۵ خرداد
نوشته‌های سینمایی دقیق و خوب ایمان جان باقری :) مرسی
۲۵ خرداد
نظر لطف شماست علی جان
۲۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همون طور که پیش بینی کرده بودم سریال رفته رفته بهتر شد. از قسمت چهار به بعد واقعا جالب شده و متن خوب و قوی ای داره. بازیگران هم همه عالین مخصوصا هادی کاظمی. قسمت پنجم عالی بود به خصوص سکانس نامه عربی نوشتن.
انقدر قسمت اول بد بود که بعید میدونم بخوام ادامشه و ببینم
۰۱ خرداد
اره الهه جان . یه کوچولو مزاح کردم . سر فرصت حتمن قسمت ۵ و میبینم
۰۲ خرداد
:) :-*
۰۲ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
: چرا به همه میگی دایی
: برا اینکه اگه دعوا شد یه وقت فحش مادر نده
samira sh
درباره فیلم گرگ بازی i
به نظرم فیلم قشنگ و متفاوتی بود. بازیها عالی بودن. کاملا هم موضوع و انتهای فیلم قابل فهم بود فقط باید با دقت دیده بشه.جالب بود. اخرش از خودم پرسیدم چرا اخه؟!
حمیدرضا مرادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارهای آقای مدیری همیشه از یه کیفیت حداقلی بسیار بالایی برخودارن و این کار هم از این قاعده مستثنی نیست
پروداکشن بسیار قوی و سطح بالاس..کارگردانی‌های دقیق آقای مدیری و این متفاوت بودن هر کار نسبت به کارهای قبل، بسیار نکات مثبتیه
همکاری دوباره آقای مدیری با آقای قاسم‌خانی هم می‌تونه کار جذابی رو شکل بده..که البته در ادامه بهتر مشخص می‌شه

اما واقعا داستان این کار به طرز عجیب و غریبی کپی ه، یعنی واقعا حتی شغل معلم شیمی بودن رو هم نمی‌شد عوض کرد؟؟ حالا نمی‌دونم در ادامه چطوری داستان رو روایت کنن و جلو برن ولی در حد یک قسمت به طرز تو ذوق زننده‌ای داستان رو از بهترین نمونه خارجی موجود بین سریالا برداشتن..نمی‌دونم، امیدوارم در ادامه دور بشن از این ایده اصلی که حتی پیش‌داستان شخصیت اصلی هم به طور کامل یکی هست!
اتفاقا من هم دیشب قسمت اولش رو دیدم. خیلی اهل خریدن سریال های شبکه نمایش خانگی نیستم ولی این رو به اعتبار همکاری مدیری و قاسمخانی خریدم. و حق با شماست. تا اینجا مشابهت ها با اون سریال معروف خارجی خیلی زیاده . دبیر شیمی دبیرستان که علی رغم استعدادش بی پوله ... دیدن ادامه » و درگیر خرج زندگی. و اونجا شاگرد سابق و اینجا شاگرد ردی و رفوزه شده که احتمالا قراره پیشنهاد وسوسه انگیزی به معلمش بده. به قول شما امیدواریم قسمتهای بعدی خط داستان فاصله بگیره از اون سریال. البته سابقه کپی کردن آقای قاسمخانی کم نبوده. منتها این کار رو انقدر تمیز و خوب انجام میده که انگار آدم می بخشش!!! حالا اگر زبانم لال این کپی کاری ادامه پیدا کنه، امیدوارم به سیاق خانم میلانی در توجیه اش نگه که این داستان بهش الهام شده بوده!!!
۱۴ اردیبهشت
سخته :)
فشار میاد بهشون :)
۱۸ اردیبهشت
:)
۱۸ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره سریال هیولا i
اون مرتیکه دارو فروش رو چقد خوب شبیه تتلو درآورده بودن. حالت تهوعی که در آدم ایجاد میکرد کاملا محسوس و ملموس بود. آفرین!
واقعا؟؟مثلا قرار بوده اونو به یاد بیاره؟؟ چرا من متوجه نشدم!!
ولی خیلی خوب بود..خییییلی قوی..که البته کمتر از این هم انتظار نمیره از این تیم..
۱۲ اردیبهشت
نه که لزوما قرار این بود، فقط خیلی شبیه بود از نظر ظاهری
۱۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رمزگشایی: به وضوح مشخصه که داستان فیلم به کدام داستان واقعی اشاره میکنه، اما انتخاب جان لنون و شباهتش به آقای فوتبالیست بسیار زیرکانه است. تصاویر اون بخصوص اون پرترۀ برزرگش با اون عینک قرمز که اشاره به تیم قرمز پایتخت داره باعث میشه که من از هومن سیدی به خاطر ارزشی که برای مخاطب قائله بیشتر خوشم بیاد.
اریک قاراسمیان این را خواند
کاوه علیزاده، ساز دهنی، حمیدرضا مرادی و سپیده این را دوست دارند
فبلم خیلی خوبی بود
فضا سازی عالی
و بازی الحق و الانصاف مستحق جایزه
۱۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه الف
درباره سریال هیولا i
قسمت اولش خیلی خوب بود. بازی های خوب و داستان خوب. شروعش نوید سریال جالبی رو می ده.
یاد برکینگ بد انداختتم البته قاسمخانی استاد کپی از رو کارهای بزرگه و کارشم خوب بلده
۱۱ اردیبهشت
برکینگ بد رو ندیدم. اما با این که قاسمخانی کارش رو بلده موافقم.
۱۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید