تیوال گروه نمایش موج | دیوار
T1 : 03:14:37
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید


نگاهی به نمایش «آناکارنینا»
تغییر جهان اخلاقی تولستوی به دنیای مدرن رسانه‌زده


آرش عباسی در «آناکارنینا» جای قهرمان نگون‌بخت را با عامل مردانه داستان عوض می‌کند تا این بار این ورونسکی باشد که زیر قطار فروبپاشد. عباسی داستان را از جهان اخلاقی تولستوی به دنیای مدرن رسانه‌زده برده است.

باشگاه خبرنگاران پویا - احسان زیورعالم

پرولوگ پس اجراهای مداوم «نویسنده مرده است»، آرش عباسی جهان مورد علاقه‌اش را به نمایش دیگری انتقال می‌دهد، در قالب زنی جادویی در ادبیات که شاید این نویسنده/کارگردان ایرانی را نیز اغوا کرده باشد. برای آنان که آرش عباسی و کارهایش را دنبال کرده باشند، مواجهه با «آناکارنینا» برابر است با برابرسازی میان دو اثر. بسیار خودآگاه درمی‌یابیم این جهان چه شبیه است به همان جهان نمایشی که چندی پیش در تالار حافظ روی صحنه رفته است.

«آناکارنینا» اقتباسی است بسیار آزاد از رمان مشهور مشایخ ادبیات روسیه، لئو تولستوی. داستان زنی که برای حل مشکل زناشویی برادرش عازم سفری می‌شود که نتیجه‌اش اسارت خود او می‌شود. آنا که خود را در قید و بند وفاداری به همسر می‌داند، ناگهان دلباخته مردی می‌شود که هیچ اعتقادی به این جهان‌بینی ندارد و در نهایت این آنا است که در برزخ وفاداری و خیانت می‌سوزد.

آرش عباسی تنها یک بخش از این رمان را برگزیده است تا آن را تعمیم به جهان اثر خود دهد؛ همان جایی که آناکارنینا با ورنوسکی روبه‌رو می‌شود و عشقش آغاز می‌شود. این بخش از داستان در فیلمی تکرار شده است که بازیگر زن نمایش (معصومه رحمانی) در نقش آناکارنینا با مرد زندگیش در یک بازه چند ساله (بهنام شرفی) روبه‌رو می‌شود؛ اما اکنون چند سال از آن واقعه گذشته. زوج نمایش از هم جدا شده، زن بازیگری شناخته شده است که اخیراً جایزه «بفتا» را برده است و مرد مجری مشهور برنامه Woody Show است که قرار است در پانصدمین برنامه‌اش عموم مردم را شگفت‌زده کند. او با معشوق سابقش هم‌کلام می‌شود و در نهایت نابود می‌شود. چیزی برخلاف داستان تولستوی.

پرده ... دیدن ادامه » نخست «آناکارنینا» نسخه تراژیک‌تر «نویسنده مرده است». موقعیت همان است. یک مرد جوان دلباخته زنی بزرگتر از خود است، زنی که در حال حاضر بازیگری شناخته شده است؛ اما برخلاف بازی دیالکتیکی اثر سابق که منجر به یک موقعیت شبه‌کمیک میان نویسنده شهرستانی و بازیگر رند می‌شود، در اینجا فروپاشی شخصیت مرد به مخاطب عرضه می‌شود. در «نویسنده مرده است»، پسر نویسنده پازلی را طراحی می‌کند و با بازیگر وارد بازی می‌شود و در نهایت با نشان دادن قدرت خود، با بازیگر سر یک میز می‌نشیند و به خوردن ادامه می‌دهد. آنان دو تن بودند و دو تن هستند.

در مقابل، «آناکارنینا» یک دوئل واقعی است. موقعیت زن و مرد، موقعیتی مملو از خصومت است، خصومت در طول نمایش شکل نمی‌گیرد. برخلاف «نویسنده مرده است»، داستانی طولانی پشت خود می‌بیند. دوئتی که قرار است روی صحنه نواخته شود، پارتیتوری از پیش نوشته دارد که به شکل صریح توسط تهیه‌کننده نگاشته شده است. همه چیز در سه پرده قرار است رخ دهد؛ همان‌طور که برنامه Woody Show سه مرحله دارد: مقدمه، جدال، فروپاشی.

آرش عباسی به دلایلی جهان اثر خود را جایی در یک کشور انگلیسی‌زبان - به سبب نام بردن جایزه بفتا، احتمالاً بریتانیا - برگزیده است. این سفر چند هزار کیلومتری باعث شده است زبان نمایش نسبت به اثر پیشین بسیار متفاوت باشد. مهمتر آنکه مکان نمایش - یک استودیو تلویزیونی - و موقعیت نمایش - یک برنامه زنده - زبان را سخت و لحن را در بند می‌کند. آغاز نمایش بازیگران به سختی حرف می‌زنند. سعی می‌کنند این عصای قورت داده شده را از حلق و حنجره خود بیرون کشند. این تلاش منجر به عصبیت می‌شود. پرده‌های حاجب میان دو شخصیت فرومی‌ریزد. آنان ماسک‌هایشان رو فرومی‌اندازند. کار تا جایی پیش می‌رود که زن قدرت زنانه‌اش را به رخ مرد می‌کشد. او از سایز پا سخن می‌گوید. عدد این سایز 41 است. انتخاب نیز جذاب است. عموماً پای زن‌ها بین 37 تا 40 است و صاحب سایز 41 قدی افراشته است. زن می‌گوید در آن شب کذایی، همان شب صحنه مواجهه آنا و ورنوسکی، گفته است پایش 42 است، یعنی مطلوب‌تر ساختن خویش در ذهن مرد.

پرده دوم پرده آخر، پرده فروپاشی است و برای این فروپاشی این دوئل‌بازان پشت دو میکروفون می‌ایستند. دوئل شکل گرفته است. شلیک واژگان آغاز می‌شود. به سوی یکدیگر هدف می‌گیرند. مرد بیش از زن مورد اصابت قرار می‌گیرد. به یاد داشته باشیم که مرد از یک موقعیت برتر، اکنون در حضیض عسرت به سر می‌برد. او که روزی به معشوق خود خیانت کرده است، آن هم به زنی که سایز پایش 37 است، با وجود ادعای عاشقی بدمستی می‌کند و هر از گاهی به آنا تماس می‌گیرد و از عشق سوزانش می‌گوید، اسیر شده است. او نمی‌تواند بگوید اشتباه کرده است. او در پانصدمین برنامه محبوبش می‌خواهد بر سریر خدایی تکیه دهد؛ اما تاجش زمانی می‌افتد که درمی‌یابد اوست که به جای آناکارنینا زیر قطار می‌افتد. آنا واژه نهایی را شلیک می‌کند و سیاه‌پوش در تاریکی سایه‌های صحنه محو می‌شود. در اینجا زبان دیگر آن زبان نخستین نیست.

آرش عباسی از یک اقتباس آزاد فراتر می‌رود. او ایده تولستوی را دگرگون می‌کند. دیگر با آن وجه اخلاقی تولستوی روبه‌رو نیستیم. در اینجا پدیده‌های مدرنی دستمایه نمایش است. مهمترینش رسانه است، چه در قالب برنامه تلویزیونی و چه در شمایل سینماییش و همه اینها در رسانه‌ای دیگر به اسم تئاتر نشان داده می‌شود که همگی در بستر داستان تجلی پیدا می‌کنند. شاید تولستوی چنین نگاهی به رسانه نداشته باشد. میان او و هم‌وطن نظریه‌پردازش در حوزه رسانه، یاکوبسن، ده‌ها سال فاصله است. این «آناکارنینا» محصول امروز است و قهرمان تولستوی، شخصیتی آرمانی در جهان اخلاقی-ارتدوکسی پیرمرد روس.

پرده سوم نمایش اگرچه قهرمانانش را خاک می‌کند، اگرچه تمام آن زیبایی هاله‌وار به دورشان را می‌زداید؛ اما به بازیگران نمایش فرصت تازه‌ای می‌دهد. اگر به نمایش‌های اخیر بهنام شرفی و معصومه رحمانی نگاهی بیاندازیم، به خوبی قابل‌درک است که هر دو موقعیت خوبی نداشته‌اند. یا نقش‌ها در قد و قواره‌ آنان نبوده، یا کارگردان نتوانسته است توانایی بازیگر را بارز کند یا آنکه بازیگر در تکرار و کلیشه اسیر شده است. با نگاهی به آثار اخیر شرفی می‌توان فهمید که کارگردانان از او به عنوان یک بازیگر کمدی با قابلیت ثابت بهره برده‌اند. برای مثال بازی او در «نماینده ملت» تفاوتی با نقشش در «دپوتات» ندارد. رحمانی نیز دو نمایش اخیرش فراموش‌شدنی بودند. در «هاروی» او نقشی را بازی می‌کند که با وجود بار کمدیش از پسش برنمی‌آید و در سایه کاظم سیاحی و مسعود کرامتی محو می‌شود. در «قیطریه» نیز دست به انتخابی اشتباه می‌زند.

در مقابل، بازی در «آناکارنینا» فرصتی برای نشان دادن جلوه‌های دیگر بازیگری این دو هنرمند جوان است. خبری از آن شوخ‌طبعی‌های بداهه‌گویانه شرفی نیست. او در نقش مجری بازنده خود را درگیر می‌کند. او بدنش را در بازی شریک می‌کند. ظاهر مرتبش آرام‌آرام به زوال نزدیک می‌شود. کافی است او را در لحظات پایانی نظاره کنید تا ببینید چگونه موهایش آشفته شده است، پوستش از حال می‌رود و رخساره‌اش زرد می‌شود.

رحمانی نیز موفق است. او بازی سکوتش را - که در نمایش «سه خواهر و دیگران» امجد تمرین کرده است - با لبخندی طولانی همراه می‌کند. ناگهان لب به سخن می‌گشاید. نسبت به شریک بازیگریش ضعیف‌تر است. آرام‌آرام اوج می‌گیرد. قدرت برتر نمایش می‌شود. با وجود موقعیت و شخصیتش در نمایش ناگهان نقابی بر چهره می‌زند که جماعت مخاطب را دگرگون می‌کند و در نهایت در آن دوئل میکروفون‌ها بدون لرزشی در صدا، می‌گرید و مونولوگ می‌گوید تا بازی‌ها بیش از هر چیزی به نقطه قوت نمایش آرش عباسی مبدل شوند.

اپی‌لوگ آرش عباسی در مسیری است برای رسیدن به نقش یک دیالوگ‌نویس قهار. اگرچه پیچیدگی نمایش «نویسنده مرده است» نسبت به «آناکارنینا» بیشتر است؛ اما به معنای عقب‌گرد عباسی نیست. با این حال نباید این نکته را نادیده‌ گرفت که متن و نویسندگی برای او از کارگردانی و اجرا والاتر است. قدرت واژگان بیش از قدرت میزانسن‌هاست. شاید واژگان میزانسن‌ها را می‌سازند. برای عباسی گفتارها بیش از رفتارها اهمیت پیدا می‌کند. از همین روست در صفحه تیوال هواداران نمایش دیالوگ‌ها را تکرار کرده‌اند.

عباسی موتیف‌ها را به خوبی برگزیده‌ است. از قطار که عامل آشنایی و زوال است تا کنایه کفش برآمده از سیندرلا که کهن‌الگوی عشق ناب بوده و اکنون مفهوم اروتیکی عشق، مفهوم زودگذر بودن علاقه و در نهایت مصرفی بودن این واژه دوست‌داشتی است. رسانه که مفصل از آن صحبت شد و در نهایت قدرت آن، نقش تهیه‌کننده و کسانی که دیده نمی‌شوند؛ اما سرنوشت جماعتی را روی انگشتانشان می‌چرخانند.

نکته نهایی آنکه در کشورهای انگلیسی‌زبان سایز و اندازه پا را نه با اعداد دو رقمی که با شمارگان تک‌رقمی شمارش می‌کنند. کاش این نکته از قلم نمی‌افتاد. شاید گفته شود مخاطب ایرانی نمی‌فهمد؛ ولی آن هم می‌توانست به بخشی از پازل نمایش بدل شود.
مهدی حسین مردی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از همه دوستانی که در طول اجرا با نظرات شون با ما همراه بودند صادقانه تشکر می کنیم. خوشحالیم که شما در کنار گروه ما هستید.
به امید کارهای دیگر
پرند محمدی این را خواند
مهدی حسین مردی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو اجرای پایانی
امروز سه شنبه ۲۷ تیر
اجرای اول ۱۷:۳۰
اجرای دوم ۱۹:۳۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد نمایش "آناکارنینا"

▪️نویسنده، طراح و کارگردان: آرش عباسی

▫️▫️ یک زن: آنا - کیت

▫️داستان نمایش "آرش عباسی" بخشی از قصه و نام رمان تولستوی را در خود دارد و آدمهایی خاص از فرهنگ و جامعه ای مشخص را روایت می کند، اما غیر ممکن است که نتوانی دنیایشان را با جهان خودت مقایسه کنی و به واسطه اشتراک آن با تجربه هایت از درک رویداد لذت نبری!

▫️"آرش عباسی" هم در نویسندگی و هم در کارگردانی روز به روز بهتر می شود. متن و اجرای "آنا کارنینا" همه ویژگی های یک اجرای حرفه ای تئاتر را در خود دارد. کم ایراد، گزیده و ساده و تقریبا کامل است. خوب شروع می شود. ویدئو و موسیقی به درستی انتخاب و اجرا شده اند. صحنه به درستی و به اندازه آرایش یافته است. از همه اینها مهمتر برای داستان و روایت رویداهای آن موقعیت و فضای درست و هوشمندانه ای انتخاب شده است. شاید می شد گفتگو و بحث و جدل زن و شوهر طلاق گرفته را در هر مکان دیگری هم روایت کرد. در یک مهمانی، در کافی شاپ یک هتل یا هر جای دیگری می شد "کیت" و "وودی" را به بهانه ای در مقابل یکدیگر قرار دارد و خیانت در زندگی آنها را روایت کرد. اما عباسی برای ایجاد فرصت انتقام و روایت داستانش بهترین رویدادگاه و موقعیت نمایشی را انتخاب کرده است.

▫️انتخاب هوشمندانه موقعیت "تاک شو" تلویزیونی فرصت مناسبی را در اختیار قرار داده تا وضعیت نمایشی به بهترین شکل و با دارا بودن بیشترین پتانسیل برای خلق مواجهه و ستیز دراماتیک ایجاد شود. زبان به یک عنصر فعال برای ستیز میان کارکترهای نمایشی تبدیل می شود و درام به کمک وضعیت ایجاد شده و مهارت نویسنده در دیالوگ نویسی حتی رویدادهای گذشته را به خوبی در زمان حال به روایت در می آورد.

▫️از همین روست که "آناکارنینا" در اجرا موفق است. پتانسیل لازم برای ضربآهنگ سازی در اجرا را از ویژگی های متن می گیرد و با ریتمی زیباشناختی به اجرا در می آید. نظمی هارمونیک بین موسیقی، تصویر، بازی، زبان و عمل نمایشی وجود دارد که در ترکیبی هماهنگ را در اجرا به وجود آوردند. هماهنگی بین اجزا در به نتیجه رساندن کلیت اجرا و در ارتباط با معنای اثر شکل گرفته که کار "آرش عباسی" کامل کرده است. "آناکارنینا" با جذابیت هایش تماشاگرش با خود همراه می کند و به واسطه روابط کنشمند کاراکترهایش معنا را به با ذهنیت مخاطب به چالش می گذارد. در "آناکارنینا" عناصر در عین سادگی و به اندازه گی شان نظم هنری قابل قبول را عرضه می کنند که شکل و معنا را در ارتباط با هم به درستی با هم دارد.

▫️جورج دیوید بیرکهوف هنر موفق را هنری می داند که منجر به برقراری ارتباطی دوسویه با ذهن مخاطب هنر شود. نخست، بتواند چالش‌های ذهنی به وجود آورد و دوم بازتاب‌هایی ایجاد کند. در "آناکارنینا" این ارتباط دوسویه با چالش آفرینی بواسطه مواجهه غیرقابل انتظار در "تاک شو" وودی7 آغاز می شود و با به داوری نشاندن قضاوت تماشاگر بازتاب پیدا می کند. در واقع اجرا به خوبی از عهده ایجاد این ارتباط دوسویه در شکل و معنا برآمده است. از نظر بیرکهوف، هنرمند موفق کسی است که احساس نظم و وابستگی را القا کند و در همان حال چیزهای غیرمنتظره را در اثر خود وارد سازد. "آرش عباسی" در ساختار نمایشنامه و روایت اجرا با برهم زدن نظم و جریان رایج در برنامه تلویزیونی از همان آغاز ترکیبی از برهم ریختگی نظم موجود را به وجود می آورد.

▫️به ... دیدن ادامه » چالش کشاندن برنامه تلویزیونی با افشا زندگی شخصی و ستیز میان "کیت" و شوهر سابقش که حالا مجری برنامه ستاره تلویزیون است کنش های غیرمنتظره ای را به وجود می آورد که می توان آن را به عنوان ریتمی زیبایی شناختی و به گونه ای مشابه در ساختار و محتوای "آناکارنینا" مورد ارزیابی قرار داد.

▫️نمایش "آناکتارنینا" اقتباسی هوشمندانه از رمان معروف "تولستوی" است. اقتباسی که در عین عدم وفاداری به رمان روسی مهمترین بخش ساختارش را مدیون آن است. از شخصیت "کیت-آناکارنینا" و در هم آمیختگی و یکی شدن شان تا شکل گیری ساختار پیرامون آن و گسترش دادن تراژدی عاشقانه "آنا" تولستوی در جان داستان نمایشی همه و همه به خوبی اهمیت این اقتباس موفق را ثابت می کنند. مگر می توان "آناکارنینا" را از این نمایش حذف کرد. مگر می توان فصل مشترک رابطه که یک سکانس سینمایی براساس رمان است و استندآپ کمدی "تاک شو" تلویزیونی هم براساس آن اجرا می شود را از اجرا در آورد و مگر می توان مونولوگ پایانی "کیت" را خطاب به "داریا" نادیده گرفت که همانقدر که می تواند متعلق به "آناکارنینا"تولستوی باشد، به "آناکارنینا" آرش عباسی هم تعلق دارد.

▫️اقتباس "آرش عباسی" از رمان تولستوی... (ادامه در سایت)

امیر این را خواند
مهدی حسین مردی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بلیت های اجرای دوم روز سه شنبه تمام شد

بلیت های اجرای اول این روز موجود است
Maziar_e این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سرویس تئاتر هنرآنلاین: آرش عباسی سال‌هاست خود را به عنوان یک نمایشنامه‌نویس و کارگردان در تئاتر کشور مطرح کرده. نگاه او به تئاتر، نوعی بیان اجتماعی‌ست که او را از سایر درام‌نویسان اجتماعی هم‌نسل‌اش متفاوت کرده است. او این روزها نمایش "آناکارنینا" را در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه دارد که به گفته آرش عباسی در ادامه دیگر اثر او نمایش "نویسنده مرده است" می‌توان آن را ارزیابی کرد. روایتی زنانه از موضوع عشق و خیانت که فقط تم موضوعی آن از رمان جاودانه "تولستوی" اقتباس شده و آرش عباسی روایتی امروزی را بر اساس زندگی یک چهره سینمایی که در دوران اوفول خود به سر می‌برد به نمایش گذاشته است. با آرش عباسی، معصومه رحمانی و بهنام شرفی نویسنده، کارگردان و بازیگران این نمایش درباره شکل‌‌گیری "آناکارنینا" گفت‌و‌گویی داشتیم که در ادامه ... دیدن ادامه » می‌خوانید:

http://www.honaronline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-3/101941-%D8%A2%D8%B1%D8%B4-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D8%AE%D9%88%D9%81-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A2%D9%86%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86
پرند محمدی و ماهرخ این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به علت استقبال از اجراهای پایانی

اجرای فوق العاده ساعت 17:30 روز سه شنبه

خرید بلیت از تیوال
farhad riazi و صادق قویم این را دوست دارند
فروش این اجرای ویژه از کی شروع میشه؟
۲۵ تیر
تا ساعت 12 امروز باز میشه دوست عزیز
۲۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه اجرای پایانی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

موضوع جهان شمولی به نام عشق
نگاهی به نمایش آناکارنینا به نویسندگی و کارگردانی آرش عباسی

افشین علی اصفهانی
تنها نام آناکارنینا رمان مشهور تولستوی نویسنده شهیر روس کفایت می کند تا هر مخاطب آشنا با این رمان را مجاب کند تا برای دیدن نمایشی با این نام به سالن استاد ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر کشیده شود . اما در کنار نام اثر، نام نویسنده و کارگردان این نمایش آرش عباسی و بازیگرانی چون بهنام شرفی و معصومه رحمانی خود می تواند مخاطبان پیگیر تئاتر را برای دیدن این نمایش جذب کند. ما نیز از این قاعده مستثنا نبودیم و پس از دیدن نمایش برای شما یادداشتی درباره ی این نمایش نوشتیم تا شمارا بیشتر با این اثر و ویژگی هایش آشنا کنیم.اگر رمان آناکارنینا را پیش از دیدن نمایش مطالعه کرده باشید در همان شروع نمایش با این مواجه خواهید شد که این نمایش که آناکارنینا ... دیدن ادامه » نیست!آرش عباسی نویسنده جوان و نام آشنای تئاتر کشور با نگاهی خلاقانه به رمان آناکارنینا و بهره گیری از خط اصلی این رمان نمایشنامه ای را خلق کرده است با دو شخصیت، کیت و وودی در فضای یک برنامه زنده تلویزیونی، وودی مجری مشهور تلویزیون در پانصدمین قسمت از شو خود قرار است میهمانی داشته باشد که حتی خودش نام او را نمی داند، چرا که قرار است بینندگان میلیونی وودی شو به بهانه پانصدمین قسمت این شو شگفت زده شوند و اما میهمان پانصدمین قسمت وودی شو کسی نیست جز خانم کیت بازیگر سینما که ایفاگر نقش آناکارنینا بوده است و روزگاری معشوقه ی وودی، رویارویی جنجالی این دو شخصیت در این برنامه زنده تلویزیونی آن چیزی است که برای مخاطب به نمایش گذاشته می شود. از لحاظ نمایش نامه پرداختن به موضوع جهان شمولی چون عشق که برای طیف زیادی از مخاطبان ملموس است یکی از ویژگی هایی است که دایره ی مخاطبان این نمایش را گسترش می دهد.از طرفی این نمایش دارای موقعیت جذابی است، کیت که برای گرفتن انتقام خیانتی که به او شده حاضر شده در برنامه تلویزیونی رو بروی کسی بنشیند که روزی بهش خیانت کرده است و مسبب مشکلات بسیاری در زندگی او شده و از طرفی وودی که با حضور کیت شگفت زده شده است و نمی تواند حدس بزند که چه در ذهن کیت می گذرد. نمایشنامه با ریتمی آرام شروع می شود ،رفته رفته اوج می گیرد و دوباره به ریتمی آرام باز می گردد که خود باعث می شود مخاطب آرام آرام با دیالوگ های گیرا درگیر ماجرا شود و به دنیای این برنامه تلویزیونی برود و سپس دوباره با منولوگ های انتهایی شخصیت ها یواش یواش به دنیای خودش بازگردد با کوله باری از تجربیاتی که در طول این نمایش به دست آورده است. سکوت و سکون های مناسب که دست بازیگرها را برای بازی و جذب کردن مخاطب بازی می گذارد به گونه ای چیدمان شده است که گویی آرش عباسی همچون آهنگسازی ملودی ساخته است تا مخاطب در مدت زمان نمایش هرگز احساس خستگی و خواب آلودگی نکند. طراحی فضای یک برنامه زنده ی تلویزیونی توانسته مخاطبان نمایش را در جایگاه مخاطبان این برنامه در سالن قرار دهد و از این رو مخاطبان احساس نزدیکی بیشتری با ماجرا دارند؛ از طرفی استفاده از ویدئو پروژکتور برای بک گراند نمایش را می توان هم بعنوان استفاده از تکنیک های مدرن در نمایش دانست و هم جایگزین مناسبی برای دکور در سالن هایی که چند نمایش در یک شب در آن ها اجرا می شود. از لحاظ بازیگری بهنام شرفی (وودی) بخوبی انرژی یک مجری در آن سبک شو با مخاطب های میلیونی را به مخاطب منتقل می کند، گاهی اغراق هایی در رفتار های مجری دیده می شود که می توان آن را استرس و ترس از فرو ریختن شخصیت وودی جلوی میلیون ها طرفدارش دانست.معصومه رحمانی دیگر بازیگر این نمایش که یک بازی در بازی دارد یعنی بطور همزمان هم کیت می باشد و از طرفی هم با مرور خاطرات تلخ زندگی خود همزاد پنداری با آناکارنینا کاراکتری که سالها پیش نقش آن را ایفا کرده است دارد؛ با بازی در سکوت های خوب، لبخند های سرد و مصنوعی، گریه های به جا اما مغرورانه و رفتارهایی که شاید به عدم تعادل روانی تشبیه شود، بخوبی توانسته ویژگی های کیت را برای مخاطب به نمایش بگذارد و مخاطب را درگیر خود می کند. بعنوان نتیجه در یک نگاه کلی به ویژگی های این نمایش می توان نمایش آناکارنینا را اثری قابل قبول دانست.
مینا و سیدمهدی سیدحجازی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش عباسی بی شک یکی از قَدَرترین نمایشنامه نویسان معاصر ایرانی است ، او به خوبی صحنه را می شناسند و خلاقانه با روایتی امروزی رمان کلاسیک " آنا کارنینا" را از آن خود می کند .
..........

آنجا که نمایشنامه صحنه را می رباید

نگاهی به "آنا کارنینا " به نویسندگی و کارگردانی: آرش عباسی

معصومه نورزاد- در روزگاری که صحنه بی رمق است و هنرنمایی ها کم جان ، شگفت زده می شوی وقتی کلمات یک نمایشنامه نویس آنچنان صحنه را می رباید که همه چیز تحت تأثیر آن قرار می گیرد . "آنا کارنینا" که این روزها در هفته پایانی اش بر صحنه تماشاخانه ایرانشهر می درخشد ، این چنین است ، نمایشنامه ای که تنها با اشاره کوچکی به اثر معروف تولستوی نوشته شده و داستانی کاملا مدرن و متفاوت دارد .روایتی که به چالش های میان یک شومن معروف با یک بازیگر مشهور سینما که در نقش "آنا کارنینا " بازی کرده است ، می پردازد

آرش عباسی بی شک یکی از قَدَرترین نمایشنامه نویسان معاصر ایرانی است ، او به خوبی صحنه را می شناسند و خلاقانه با روایتی امروزی رمان کلاسیک " آنا کارنینا" را از آن خود می کند . ایده پردازی هوشمندانه او در خلق شخصیت ها و روندی که داستان طی می کند در آثار قبلی او نیز مشهود است . نگرش مولف گونه او در آثارش آنچنان موثر واقع شده که می توان امتداد بسیاری از شخصیت ها را در هر یک ازکارهای قبلی او، به راحتی دید وواکاوی کرد .

این نمایش داستان انسان هایی را روایت می کند که علیرغم پوسته قوی بیرونی با دنیای خاکستری و پیچیدگی هایشان ، غافلگیری های بی امان را در فرایندی مضمحل به ارمغان می آورند، وجودشان با حال و هوای بی هویت امروز جان گرفته آنچنان که در سایه رسانه ، قدرت می گیرند ، اوج می یابند ، اسطوره می شوند و به ناگاه در سایه قدرتی کاذب ، تمامی پله هایی را که به سمت اوج پشت سر گذاشته اند ، یک به یک از دست داده و به سرازیری هولناکی می رسند.

به نظر می رسد ، در دنیایی که مفاهیم انسانی هر لحظه رنگ می بازند ، سخن گفتن از حقایق تلخ و تکراری تا جایی که بشود 70 دقیقه تماشاچی را میخکوب بر روی صندلی نشاند در توان معدود نویسندگانی است که عباسی یکی از آن تعداد اندک است .

بی ... دیدن ادامه » شک ، یکی از موفقیت های آرش عباسی در مقام کارگردانی، هدایت درست بازیگران برای باورپذیری در نقش هایشان است . برای این کارگردان فرقی ندارد هنرمند مطرح سینما باشی یا تأتر . او به توان بازیگرانش ایمان دارد و تا آنجا که می باید این حقیقت را به آنان یادآور می شود که می توان بهترین را بر روی صحنه خلق کرد تا آنجا که باورپذیری را به بالاترین حد رساند و تماشاچی را مایوس و سرخورده روانه خانه نکرد .

در گیر و دار روزهایی که به سرعت برق و باد از پی هم آمده و می روند سخن گفتن از عشقی که از دست رفته و انسانیتی که فدای پزها و فیگورهای روشنگرانه شده کاری بس بیهوده به نظر می آید اما نویسنده و کارگردان این نمایش ، حقیقتی را به اثبات می رساند که می شود بارها و بارها از مفاهیم تکراری و انسانی سخن ساز کرد به شرط آن که خلاقیت چاشنی اصلی اثر باشد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت احمد طالبی‌نژاد برای آنا کارنیا

نویسنده‌ای بزرگ در راه است

تاک‌شو»ها به‌عنوان یکی از پرطرفدارترین برنامه‌ها امروزه، خوراک اصلی شبکه‌های تلویزیونی را تشکیل می‌دهند؛ از اوپرا وینفری که سال‌هاست یک تاک‌شوی محبوب را به طور کلی در زمینه تابو‌شکنی از مسائل اجتماعی تا اخلاقی و ... اجرا می‌کند و از همین راه به یکی از ثروتمندترین هنرمندان معاصر تبدیل شده، گرفته تا همین رامبد جوان و خندوانه ایرانی. ویژگی مهم تاک‌شو‌ها، صراحت در بیان موضوع‌های اجتماعی، اخلاقی و حتی شخصی و هر چیزی که عطش کنجکاوی‌های توده مردم را فرومی‌نشاند، به شمار می‌رود؛ اینکه میهمانان برنامه به صورت غافلگیر‌کننده‌ای در معرض پرسش‌های گاه خصوصی قرار می‌گیرند و ناگزیر دست به افشا‌گری درباره خود می‌زنند. موضوع نمایش «آنا کارنینا» نوشته و کار آرش عباسی نیز ... دیدن ادامه » همین نکته است که البته به صورت معکوس اتفاق می‌افتد. این‌بار میهمان، میزبان یا شومن را غافلگیر می‌کند. مجری برنامه پرطرفدار «وودی‌شو»، یک ستاره سینما را دعوت کرده که ازقضا همسر سابق او بوده و این میهمان که بهترین کارش بازی در نقش آنا کارنینا در فیلمی به همین نام بوده، فرصت را غنیمت شمرده و راز‌های زندگی مشترک خودش را با این شومن فرصت‌طلب که به او خیانت و با دوستش رابطه برقرار کرده، در مقابل‌ میلیون‌ها بیننده برملا می‌کند. این کل ماجرای دراماتیک نمایش است؛ اما عباسی این موضوع را به مضمونی اخلاقی تبدیل کرده و آینه‌ای در مقابل ما قرار داده تا خود را در آن بنگریم؛ یعنی او در این دوران بی‌اخلاقی‌های مکرر، مخاطبش را به قضاوت درباره خود فرامی‌خواند. مقوله خیانت و بی‌مهری و دیگر پلشتی‌های زندگی خانوادگی را نه در دایره محدود هنرمندان که به صورت وسیع‌تر بیان می‌کند و ما را در معرض این پرسش قرار می‌دهد که چرا در این جهان گسترده که به مدد رسانه‌ها به قول مارشال مک‌لوهان به قبیله‌ای کوچک تبدیل شده، فضائل اخلاقی، جای خود را به رذائل اخلاقی داده است؟ از قراین برمی‌آید که آرش عباسی در پرداخت این نمایش، گوشه‌چشمی به زندگی خصوصی یکی از شومن‌های ایرانی داشته و طرز راه‌رفتن و حتی برخی دیالوگ‌های وودی و دیگر نشانه‌هایی که در متن و اجرا می‌بینیم، به‌هرحال یادآور شخص یاد‌شده است. هرچند ماجرا در یک شبکه تلویزیونی آمریکایی اتفاق می‌افتد و به قول معروف، دخلی به رسانه ملی ما ندارد؛ چراکه برنامه‌سازان ما علی‌القاعده، موجوداتی پاک، پاکیزه و منزه از هرگونه آلودگی اخلاقی‌اند و سیرت و صورتشان نمادی از انسان‌های کامل است و اصلا هم شباهتی با این فرمایش حافظ بزرگ ندارند که «... چون به خلوت می‌روند... ». در واقع می‌شود گفت موضوع نمایش در جایی به نام «تهران‌جلس» اتفاق می‌افتد. پس بنا را بر این می‌گذاریم که «ان‌شاءالله بز است» و از هرگونه مشابه‌سازی درمی‌گذریم و می‌پردازیم به این نکته که با توجه به دو کاری که از این نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان دیده‌ام –نویسنده مرده است که سال گذشته بر صحنه رفت و همین آنا کارنینا- می‌توان نوید داد که نویسنده‌ای بزرگ در راه است (ممکن است کار‌های دیگری هم از او بر صحنه رفته باشد که نگارنده از آن بی‌خبر است)؛ مشروط بر اینکه تمرکز اصلی‌اش بر درام‌نویسی باشد و کارگردانی آثارش را تا حد امکان به دیگران بسپارد. این حرف به این معنا نیست که او کارگردانی بلد نیست، بلکه به این معناست که قلمش از قدمش بسیار قوی‌تر عمل می‌کند. به‌هرحال کم نبوده‌اند درام‌نویسانی که هرگز هوس کارگردانی نکرده‌اند. هرچند در زمینه انتخاب بازیگر، هم در کار پیشین که خودش و لادن مستوفی بازی می‌کردند و هم در آنا کارنینا که دو بازیگر توانا با نام‌های معصومه رحمانی و بهنام شرفی، تنها بازیگرانش هستند، درست و زیرکانه عمل کرده است و البته باید گفت بخشی از موفقیت کارگردان، مدیون انتخاب‌های درست است. در واقع آنچه این نمایش پردیالوگ و گاه دشوار را به اثری جذاب و روان تبدیل کرده، بیشتر ناشی از بازی‌های روان و یکدستی است که روی صحنه شاهد هستیم. با این وجود، چنان که به خود عباسی هم گفتم، بهتر بود این متن بسیار دقیق، روان‌کاوانه و افشاگرانه را کارگردانی مسلط‌تر به صحنه می‌برد تا به یکی از بهترین آثار سال‌های اخیر تئاتر ایرن تبدیل شود. آنا کارنینا برخلاف نامش، حتی دیوارکوبش (پلاکارد و پوستر) هم که در آن دو شخصیت نمایش با لباس‌های کلاسیک دوران تزار‌ها ظاهر شده‌اند، هیچ ربطی به تولستوی ندارد و در واقع یک جور وام‌گرفتن از یک اثر ماندگار ادبیات کلاسیک روسیه است. می‌شود بابت این وام‌گیری به‌ویژه طراحی دیوارکوب و معرفی‌نامه (بروشور) با عکسی که ذکر شد، کارگردان را مؤاخذه کرد؛ اما این متن و حتی اجرا آن‌قدر ارزشمند و هنرمندانه است که بر این خطای کوچک چشم ببندیم. من از این پس اگر زنده ماندم، حتما خواننده و بیننده آثار قلمی این نویسنده خواهم بود.
مینا &۱۲ این را خواند
وحید عمرانی ، ماهرخ ، مهدی جوانی ، مینا و سیدمهدی سیدحجازی این را دوست دارند
چقدر عالی نوشتن. خواندن این یادداشت رو به همه کسانی که نمایش رو دیدن پیشنهاد می کنم
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

از صفحه اینستاگرام مهران رنج بر

نمایش آناکارنینا
متن و کار بی نظیر آرش عباسی
و
بازی رفیق جان، بهنام شرفی
معصومه رحمانی عزیز
محاله کاری خوب نباشه و من شما رو تشویق به دیدنش بکنم...
این نمایش به شدت، ساده، بدون شو، و بسیار مینیمال و زیباست.....
این کار رو از نزدیک تماشا کنین و یک درام امریکایی خوب رو که درست و اصولی توسط آرش عزیز نوشته شده ، ببینین که ٧٠ دقیقه براتون ١٠ دقیقه به حساب خواهد اومد....هر شب تماشاخانه ایرانشهر ساعت ١٩:٣٠
زیاد تخصصیش نکردم ولی یک جمله برای رفقای آرتیستم می گم:
نمایش آناکارنینا
یه تیاتر دیوید ممتی هستش....
پرند محمدی این را خواند
مهدی حسین مردی و مهدی جوانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هادی خضاب

نمایش آناکارنینا نوشته ای از آرش عباسی که به جرأت می گویم با این نمایش ثابت کرد که اگر کارگردان یک شوء تلویزیونی در هر کشوری بود میتوانست آنرا پُر بیننده ترین برنامه آن کشور کند منظور از این جمله این است که او به بهترین شکل توانسته یک تاتر با موضوع شوء تلویزیونی را به صحنه بکشد و آناکارنینا نمایشی تنها با دو بازیگر بهنام شرفی و معصومه رحمانی در ابتدا اعجاز بازیگری و معنی کردن بازیگری به معنی خودِ خودِ بازیگری
من هادی خضاب از دید کار حرفه ای خودم یعنی اجرای تلویزیونی به دیدن این نمایش نشستم زیرا بهنام شرفی نقش یک مجری(شومن آمریکایی) را بازی می کند
نمایشی دیدم که اصطلاح دراومدن کار را میتوان در آن دید
موضوع نمایش یک شوء تلویزیونی بود که اگر بجای تماشاگر تاتر دوربین های تلویزیون این نمایش را به تصویر می کشیدند هیچ کمی و کاستی از یک ... دیدن ادامه » شوء تلویزیونی دیده نمی شد
و این نکته که یک بازیگر چطور میتواند تا این حد به یک حرفه ی سخت با تمام پیچ و تاب هایش در زمان تمرین چند روزه ی تاتر به اجرا(مجری گری) نزدیک شود
با تجربه پنج ساله در اجرای برنامه های تلویزیونی می گویم که بهنام شرفی یک مجری تمام عیار در نمایش آناکارنینا بود که زبانم جز هیرت و تحسین در مورد ایشان ناکام است.
و خانم معصومه رحمانی که بازهم جز تعجب نمیتوانم چیزی بگویم و تنها یک جمله راجع به ایشان در نمایش : گویی خود بازیگر آناکارنینا را دیدم که دوبله ی فارسی شده بود
متأسفانه هفته ی پایانی نمایش است که کاش خیلی بیشتر از مردم میتوانستند از دیدن این نمایش لذت بی بدیلی ببرند
مینا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کانون ملی منتقدان تئاتر ایران برکزار می کند:

نشست نقد نمایش آنا کارنینا

امروز دوشنبه 19 تیر ماه نود شش

دانشکده خبر ساعت 15:30

ظلع شمال غربی میدان ولی عصر کوچه ارژنگ دانشکده خبر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
9 اجرای پایانی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
⁠ علی جعفری فوتمی

برای آرش عباسی و آناکارنینایش:

این یادداشت کوتاه نه نقد نمایش« آناکارنینا» و نه حتی توصیه نامه برای دیدن یک نمایش است.این چندخط صرفا ادای احترام به رفیق هنرمندی است که با دقت و شریف نمایشنامه می نویسد و روی صحنه می برد و حالا اگرچه مثل همه ی آفرینندگان درمسیر آفرینشهایش فراز و فرود دارد، می شود با خیال راحت فرازهایش را بیش از فرودها دید و لذت برد.
«آناکارنینا»آخرین اثر آرش عباسی این شب ها روی صحنه است.خود آرش «آناکارنینا» را ادامه ی نمایش موفق «نویسنده مرده است » می داند،من اما «آناکارنینا» را اثری کاملا مستقل از «نویسنده...» می بینم.تاریخ نگارششان هم پنج سالی باهم اختلاف دارد و پنج سال برای یک نمایشنامه نویس جوان اصلا زمان کمی برای پخته تر شدن نیست.اگر شاکله ی «نویسنده...» را بازی دروغ ها بدانیم،«آناکارنینا» بی شک بازی ... دیدن ادامه » حقیقت هاست . جهان «نویسنده...» عاری از عشق و جهان «آناکارنینا» جهان عاشقانه است.«نویسنده...» اگرچه در خارج از ایران هم به روی صحنه رفته و با استقبال هم مواجه شده است اما بیشتر برمبنای تجربیات محلی نویسنده پدید آمده است در حالی که «آناکارنینا» نه به دلیل جهان داستانی خارج از ایران که به دلیل موضوع برای همه مخاطبان ،در هرکجای دنیا که باشند،جذاب و قابل درک خواهد بود(گرچه که شما هم ممکن است با دیدن نمایش مثل من یاد چهره های مشهوری بیافتید که خوب آنها را می شناسید و قصه شان اتفاقا شباهت قابل توجهی به داستان کیت و وودی و نلی دارد). د⁣ر «آناکارنینا» عباسی با ظرافت و قدم به قدم مخاطب را با هردو کاراکتر نمایش همراه نگه می دارد و با دقتی مثال زدنی «وودی» و «کیت» را به همان اندازه که باید به ما می شناساند.«آناکارنینا»ی آرش عباسی که اقتباسی آزاد از اثر جاودانه تولستوی است ،اگرچه ممکن است در نگاه اول خیلی دور از رمان تولستوی به نظر برسد اما در نگاهی ژرف تر به روح اثرتولستوی متعهد باقی مانده است.
ظاهرا ابتدا قرار بود لادن مستوفی در «آناکارنینا» نقش کیت را بازی کند.مستوفی بازیگر اجراهای «نویسنده...» بوده است و به نظرم خیلی هم خوب و مقبول بازی کرده است.اما وقتی «آناکارنینا» را دیدم خوشحال شدم که نقش کیت را معصومه رحمانی بازی کرده است.قضاوت اینکه برای بازی در نقش کیت مستوفی گزینه بهتری بود یا رحمانی نه مبنای علمی دارد و نه اصولا کار درستی است.اما از آنجا که این یادداشت هم صرفا چندخطی برای آرش عباسی است و نه نقد این نمایش، به خودم این اجازه را دادم چنین قضاوتی را انجام دهم.رحمانی چنان تصویر باورپذیری از کیت نشان می دهدکه پذیرش بازیگر دیگری برای ایفای این نقش سخت می شود.
در ابتدای یادداشت قرار گذاشتم که توصیه نامه ای برای دیدن نمایش نباشد.اما به راستی چه اشکالی دارد به شما که این یادداشت را می خوانید دیدن «آناکارنینا» را توصیه کنم؟دیدن این تئاترخوب با بازی های خوب بهنام شرفی و معصومه رحمانی به شما نشان خواهد داد برای تولید یک نمایش قابل اعتنا و توجه الزاما نیازی به حضور سوپراستار نیست و «آناکارنینا» ستاره های خودش را می سازد.
«آناکارنینا» این شب ها ساعت ۱۹.۳۰ در سالن استادناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است.دیدنش را از دست ندهید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آناکارنینا؛چیزی شبیه به رانندگی در مستی



سرویس تئاتر درامانقد:نمایش “آناکارنینا”، نوشته و کار آرش عباسی که این روزها در تماشاخانه ایرانشهر اجرا می شود اقتباسی مدرن از رمان سترگ تولستوی نیست. این نمایش تنها از ظرفیت آناکارنینا- و خاصه شخصیت او در رمان- به این بهانه استفاده کرده است تا درامی را خلق کند که در آن هویت و نسبت آن با عشق نقش اصلی را بازی می­کند.

در ابتدا ما با یک برنامه تلویزیونی روبرو هستیم که مجری آن از بابت مهمانی که خواهد داشت هیجان زده است، بعدتر می­فهمیم که مهمان او زن بازیگری است که پیشتر با این مرد در رابطه­ ای عاطفی قرار داشته است. حضور کیت (با بازی معصومه رحمانی) در لباس آناکارنینا و رابطه خاصی که با وودی (با بازی بهنام شرفی) مجری برنامه داشته است موجب می شود که اینجا داستان آناکارنینا روی صحنه روایت شود، اما باز هم این بهانه­ ای است برای رسیدن به رابطه کیت و وودی. اینجاست که مصاحبه در یک برنامه تلویزیون عامه پسند تبدیل به یک گفت و گوی دراماتیک و در عین حال برانگیزاننده می ­شود. موقعیت آدمهای نمایش اینچنین متزلزل می ­گردد، یک شوی تلویزیونی به یک گفت و گوی عاشقانه بدل می­ شود و گفت و گوی یک مجری و مهمان به گفت و گوی یک عاشق و معشوق تغییر شکل می ­دهد. اما این واژگونی ­ها اینجا به پایان نمی ­رسد. نکته مهم این است که تقریباً دیگر آن کسی که به واسطه سؤالات و موقعیت ­های پیش بینی شده این برنامه دچار چالش می شود مهمان برنامه، یعنی کیت نیست، بلکه میزبان یعنی وودی است. این تجربه را البته به طریق دیگری و در داستانی متفاوت آرش عباسی قبلاً هم از سر گذرانده بود. به نوعی نمایشنامه “نویسنده مرده است” کار پیشین عباسی هم دارای همین شکل دراماتیک بود؛ تغییر موقعیت و جابجایی شخصیت­ها در آن موقعیت و همچنین تداخل بازی و واقعیت به نوعی که تشخیص آن برای خود شخصیت­ ها هم دشوار می ­گردد. اما آنچه تفاوت عمده “آناکارنینا” با “نویسنده مرده است” محسوب می شود و به نوعی می­ توان تجربه به خصوص عباسی در این متن دانست، در یک سوم ابتدایی نمایش اتفاق می افتد. جایی که سکون، ایستایی و حرکت به درون احساسات جاری در شخصیت­ها، تبدیل به فرم نمایش می ­شود. اگر در “نویسنده مرده است” بازی و دروغ عامل محرک است، اینجا در “آناکارنینا” حقیقت است که درام را پیش می­ برد. اینجا دقیقاً جایی است که شخصیت­ها از پوسته و تظاهر خود بیرون می ­زنند و حقیقت خود را افشا می­ کنند و همین مسئله منجر می ­شود که تمرکز، ایستایی و عمق بیشتری بر “آناکارنینا” حاکم گردد.

لذت­ بخش­ ترین قسمت نمایش همان اوقاتی است که دو شخصیت رویاروی هم می­ نشینند، حرف می­زنند و به دلیل عمق عاطفی و جذابیت دراماتیک دیالوگها بجای نمایش دادن و حمله یک سویه به مخاطب، او را به فضای نمایش دعوت می ­کنند و به درون عواطف خود می­ برند. نمایش با بیرون ریزی و نمایشگری وودی به عنوان مجری یک برنامه پرطرفدار و عامه پسند آغاز می­ شود، اما در حقیقت آنچه تماشاگر را بر روی صندلی میخکوب و در فضای نمایش غرق می­کند نه نمایشگری و ظاهرسازی، بلکه افول این تظاهر و رسیدن به وضعیتی آرام، ساده و در عین حال آشوبگر و بغرنج در بیان عواطفِ پنهان است. تفاوت عمده­ دیگری که بین “نویسنده مرده است” و “آناکارنینا” با وجود تشابهات بیرونی وجود دارد، تفاوت میان حقیقت و دروغ یا بود و نمود است. اگر “بود” در “نویسنده مرده است” میان نمود و اراده آدمها پنهان می­ گردد، این “بود” است که از میان “نمود” “آناکارنینا” را می سازد.

یکی از عوامل مهم ساختاری در نمایشنامه “آناکارنینا” این است که یک موقعیت غیر عادی، یک رخداد نامعمول و یک مسئله بغرنج عاطفی در ابتدا -و پیش از فروپاشی پایانی- به شکلی عادی بیان می­ شود و شکل می ­گیرد. مهمترین مزیت این شکل از بیان با توجه به فردیت حاکم بر درام – از این جهت که به رابطه ای خصوصی و درونی می­ پردازد- این است که تماشاگر را بدون اینکه با تقطیعات و تکانه­ های حسی در آنات نمایش مواجه کند، به مسئله نمایش وارد می­ کند و همچنین باعث می­ شود که مخاطب بیشتر از چون و چرا در آنچه می­بیند و قضاوت درباب آن، یک وضعیت را مشاهده و خود را در آن پی جویی کند. این روند عادی بیان امر غیر عادی و نامرسوم سبب می شود تماشاگر نمایش را باور کند پیش از آنکه بخواهد به دلایل این باور فکر کند. در نمایشنامه­ ای که بنیان آن را یک مسئله عاطفی و فردی تشکیل می­ دهد، عادی نمایی و خونسردی اساساً از سطحی نگری عاطفی و نمایشگری متقلبانه که تماشاگر را از کار بیرون بیندازد یا به نحوی کاذب هم هویت کند جلوگیری می ­کند؛ با این رویکرد “آناکارنینا” می توانست حتی از این هم کمتر احساسات گرا باشد. البته تنها به عنوان یک تذکر باید بگویم این رویکرد ساختاری به همان اندازه که در کاری درونگرا و فردگرا مفید است، در کاری با رویکردهای بیرونی و اجتماعی می تواند غلط باشد.

اما علاوه بر اینکه در ساحت متن و درام پردازی “آناکارنینا” یک نقطه عطف در کارنامه عباسی است در ساحت اجرایی سکون و سکوت و زیباشناسی ایستای حاکم بر صحنه که کلمات را بُعد و جلوه می­ بخشد یکی از بهترین و مهمترین دستاوردها عباسی در کارگردانی است. رسیدن به خلاصگی، نه در صحنه، بلکه در چینش موقعیت و میزانسن یعنی اعتماد به نفس نسبت به آنچه روی صحنه می گذرد و در باطن نمایش وجود دارد و این اعتماد به نفس پرشی مهم در کارگردانی عباسی است. نکته دیگر اجرایی آناکارنینا بازی درخشان معصومه رحمانی است. البته پیشتر هم نگارنده این نقد، بازی­های تحسین برانگیزی از رحمانی دیده بود، اما این نقش و حضور نرم اما مقتدر او روی صحنه آن هم بدون اضافات اخلال­گر ستایش برانگیز است. از دیگر سو با توجه به اینکه کیت در نمایش، هدایتِ وودی و همچنین درام و پیشرفت موقعیت و پیچیده سازی آن را بر عهده دارد این اقتدار رحمانی، در تحقق شخصیت روی صحنه بیشترین کمک را کرده است. شخصیتی آشوبگر و نا متعارف با گذشته ای که او را پاک باخته کرده است و به او اجازه ریسک و هدایت کردن در آن شرایط پر ریسک را داده است. وقتی کیت از عادتش به رانندگی با سرعت زیاد در حال مستی می گوید باید منتظر این سرعت زیاد آشوبگر و برانداز – در کنار هدایتی که احتمالا چیزی شبیه به رانندگی در مستی می طلبد- باشیم و صحنه به نوعی جولانگاه تازه کیت/آناکارنینا است.

اما بستار یا پایان نمایش “آناکارنینا” به قوت آغاز و میانه نمایش نیست. مهمترین دلیل هم این است که این پایان برای آن آشوب ساخته شده، قانع کننده نیست. خاصه جملات پایانی وودی اساساً نمایش را با همان قوت بدنه ­اش پایان نمی­بخشد. نمی­توان از چنین موقعیت دراماتیک و عاشقانه­ ای به گفتاری اخلاقی- احساسی رسید، مگر اینکه در مرزهای خود عواطفی که در کار بیان می­ شود باقی نمانیم. اساساً عواطفی چنین ضربه خورده و پیچیده شده و پنهان، در منطقه­ ای بیرون از اخلاق و بیشتر در ساحت غیر قابل کنترل انسان حضور دارد، لذا به لحاظ منطقی این پایان می­ تواند خاصه در گفتار وودی شکلی دیگر پیدا کند و خاصیت نامنتظر و متفاوت نمایش را گسترش دهد.

“آناکارنینا” ... دیدن ادامه » نمایشی دوست داشتنی است، که از عواطف اصلی و درونی به نحوی جذاب و دراماتیک حرف می ­زند و شخصیت­هایی را روی صحنه نشان می­دهد که ذهن مخاطب را درگیر درونیات خود می­ کنند.
علیرضا نراقی
※※آنا کارنینا نمایشی دوست داشتنی است※※
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده «آناکارنینا» زمانی که در ایتالیا بودم، به ذهنم رسید. ایده که چه عرض کنم، در ابتدا فقط یک تصویر داشتم. مدت‌ها بود دلم می‌خواست روی «آناکارنینا» کار کنم؛ اما به نظرم اقتباس از آثار معروف به همان شکل از بیهوده‌ترین کارهای جهان است. دنبال چیز تازه‌ای می‌گشتم؛ اما چیزی پیدا نمی‌کردم. فقط یک تصویر داشتم از نمایشی به اسم «آناکارنینا». تصور می‌کردم در تالار وحدت قرار است اجرا کنم، در انتهای صحنه قطار در ایستگاه متوقف می‌شود و آنا از آن پیاده می‌شود و به سمت جلوی صحنه حرکت می‌کند، در پیشانی صحنه می‌ایستد و شروع می‌کند به دیالوگ‌گفتن: دالی عزیز، من از سن‌پترزبورگ تا مسکو آمدم که... . این اولین تصویری بود که در این اجرا به این شکل اجرایش نکردم. از همان لحظه اول آنا برایم لادن مستوفی بود. تا دو سال این تنها تصویری بود که از نمایشی به اسم «آناکارنینا» ... دیدن ادامه » داشتم. یک خط هم نمی‌توانستم بنویسم. اساسا در ایتالیا چیزی نتوانستم بنویسم؛ اما بالاخره ایده را پیدا کردم. «آناکارنینا» در یک برنامه زنده تلویزیونی.

گفتگوی روزنامه شرق با آرش عباسی درباره آنا کارنیا:

http://www.sharghdaily.ir/News/135080/%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%A8%E2%80%8C%D8%B4%D8%AF%D9%87%E2%80%8C
Captain این را خواند
کامیار عسکری و سیدمهدی سیدحجازی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید