تیوال گروه نمایش موج | دیوار
T1 : 23:44:34
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
تنها سه اجرا از آنا کارنینا باقی مانده است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش "آنا کارنینا" به هفته پایانی اجرای عمومی خود در پردیس تئاتر شهرزاد رسید.

به گزارش هنرآنلاین، نمایش "آنا کارنینا" به نویسندگی و کارگردانی آرش عباسی که از 17 مرداد ماه در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است، جمعه 10 شهریور ماه اجراهای آن در این پردیس تئاتری به پایان خواهد رسید.

داستان این نمایش با بازی معصومه رحمانی و بهنام شرفی، درباره یک مجری معروف تلویزیون است که در پانصدمین برنامه‌اش مهمان ویژه‌ای دارد؛ همسر سابق‌اش که هنرپیشه معروفی است، مهمان این قسمت برنامه است و آن‌ها باید روبروی همدیگر بنشینند و در کمال آرامش برنامه را اجرا کنند اما سایه همسر جدید مجری که او هم هنرپیشه معروفی است لحظه‌ای دست از سر آن‌ها برنمی‌دارد...

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از: نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان: آرش عباسی، مدیرتولید: مهدی اکبری، ... دیدن ادامه » دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: هادی عزیزی، طراح صحنه و لباس: آرش عباسی، طراح گریم: مونا جعفری، طراح نور: آرش عباسی، گرافیک: محمد شمس، پوستر: مینو میرشاه‌ولد، ساخت تیزر: داریوش شهبازی، انتخاب موسیقی: آرش عباسی، مدیران صحنه: فرهاد قدیمخانی و مسعود روستا، منشی صحنه: ساحل مصلحی و ساخت دکور: حسین هاشمی.

علاقه‌مندان می‌توانند بلیت‌های "آنا کارنینا" را از سایت تیوال یا گیشه پردیس تئاتر شهرزاد تهیه کنند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مجابی: "آنا کارنینا" تصویری از نگاه ابزاری تلویزیون به انسان معاصر است

جواد مجابی به همراه همسرش ناستین جوادی پنجشنبه شب گذشته مهمان نمایش "آنا کارنینا" بودند و پس از اجرا با آرش عباسی نویسنده و کارگردان و بهنام شرفی بازیگر نمایش گفت‌وگو کردند.


به گزارش هنرآنلاین، جواد مجابی نویسنده و منتقد ادبی و هنری ضمن ابراز خرسندی از دیدن نمایش "آنا کارنینا" گفت: نقاب‌های که انسان‌ معاصر هر روز بر چهره می‌زند در این نمایش دیده می‌شود. نقاب در محل کار، نقاب در اجتماع و نقاب خانه و زندگی، این نقاب‌ها کنار می‌رود تا شخصیت اصلی انسان معلوم شود.

وی ادامه داد: دو بازیگر نمایش بازی‌یشان عالی بود اگر چه من پیش‌تر از آن‌ها تصویری در سینما یا تلویزیون ندیده بودم. ذات تلویزیون در "آنا کارنینا" به خوبی نمایش داده شده بود و نگاه ابزاری ... دیدن ادامه » تلویزیون به انسان معاصر به زیبایی به تصویر کشیده شده بود. چه پیش از انقلاب و چه پس از آن نمایش یا فیلمی ندیده بودم که لحظه به لحظه افتادن نقاب‌ها را چنین دقیق به نمایش بکشد.

این محقق همچنین افزود: در مجموع دوست دارم نمایش‌های دیگر آرش عباسی را ببینم و خوشحالم که "آنا کارنینا" را دیدم. از این که این همه شور و شوق در جوانان در این شب می‌بینم لذت می‌برم که هنر و تئاتر زنده است.

ناستین جوادی با اشاره به شخصیت‌پردازی درست شخصیت زن نمایشنامه گفت: به نظرم رسید این متن و نمایشنامه خوب، می‌بایستی یک مشاور زن هم داشته باشد و این نشان از شناخت دقیق نویسنده و کارگردان اثر و تسلط‌اش به کار دارد. بازی ‌ها هم در کنار این متن فوق‌العاده، عالی بود.
امید این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت دکتر جواد مجابی برای آنا کارنینا

ظرافت "آنا کارنینا" در برانداختن نقاب‌هایی که در پهنه رسانه افشا می‌شود

جواد مجابی شاعر، نقاش، محقق ادبی- هنری، روزنامه‌نگار، طنزپرداز و داستان‌نویس پس از تماشای نمایش "آنا کارنینا" یادداشتی منتشر کرد. در متن یادداشت مجابی آمده است:
"آنا کارنینا به نویسندگی و کارگردانی آرش عباسی و بازیگری معصومه رحمانی و بهنام شرفی اثری جذاب است که در آن نقاب، موضوع مهمی است. نقابِ شهرتِ شومن تلویزیونی ناراستی‌های شخصی او را می‌پوشاند. نقاب تظاهر، نقاب مردسالاری، نقاب اخلاق‌گرایی در این نمایش با قدرت و ظرافت مطرح می‌شود و یک زندگی در هم شکسته و سراپا دروغ در پهنه رسانه و افکارعمومی افشا می‌شود. تئاتر معاصر ایران با این همه تقلای هوشمندانه جوانان، پایدار خواهد ماند."
یادآور می‌شود نمایش "آنا ... دیدن ادامه » کارنینا" تا 10 شهریور ماه ساعت 19 در سالن شماره سه پردیس تئاتر شهرزاد به روی صحنه است.
پرند محمدی این را خواند
امید این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت آقای هوشنگ گلمکانی برای آنا کارنینا:

نمایشی پر از غافلگیری و ظرافت با دیالوگ‌ها و چرخش‌های هوشمندانه/ دیدنش را به‌شدت توصیه می‌کنم

تماشای نمایش «آنا کارنینا» کار آرش عباسی در پردیس تئاتری پررونق و شوق‌انگیز و تازه‌تأسیس شهرزاد، بسیار لذت‌‌بخش بود. این نمایش، اقتباسی از «آنا کارنینا»ی تولستوی نیست و بند باریکی برای اتصال به این اثر کلاسیک دنیای ادبیات دارد. ماجرای یک بازیگر سینماست که مهم‌ترین نقشی که بازی کرده نقش آنا کارنینا در یک فیلم است و حالا آمده در یک شوی تلویزیونی پربیننده که مجری آن شوهر سابقش است به عنوان مهمان شرکت کند. و البته گاهی ارجاع‌هایی کنایی به «آنا کارنینا» هم می‌شود
نمایش «آنا کارنینا» داستانی جذاب از چالش ابدی و بی‌پایان زن و مرد است؛ پر از غافلگیری و ظرافت با دیالوگ‌ها و چرخش‌های هوشمندانه. مضمون ... دیدن ادامه » و قالب این اثر، به‌شدت یادآور «نویسنده مرده است» کار قبلی آرش عباسی است که در آن هم زن و مردی اهل دنیای نمایش که قبلا زندگی مشترکی داشته‌اند پس از چند سال با هم برخوردی پر از غافلگیری دارند که در آن جا هم زندگی گذشته‌شان بر کیفیت این دیدار سایه انداخته است.
مضمون دیگری که این بار عباسی به نمایشش افزوده، ذات افشاگرانه و به تعبیری بی‌رحمانه رسانه و دنیای نمایش است که «شبکه» سیدنی لومت را به یاد می‌آورد. در میان نمایش‌های اغلب انتزاعی پر از مغلق‌گویی که این سال‌ها بر صحنه میآید، «آنا کارنینا» نمایشی دلپذیر و سرراست و گویا و خالی از ابهام‌های مخل است، با بازی‌های دیدنی دو بازیگرش، که با لذت فراوان تماشایش کردم و خاطره‌اش در یادم می‌ماند. دیدنش را به‌شدت توصیه می‌کنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی بر نمایش آنا کارنینا
نگار میرسعید

کیت : در دو سال گذشته چیزی از من یادت نمیاد ...؟
وودی : الان نمیتونم چیزی بگم !
' الان' برای وودی ، پرافتخار ترین مجری سال امریکا با بیشترین تعداد بیننده ، چیزی شبیه واژه ی آبرومند ماندن در برنامه ی زنده ی تلویزیونی اش است ..
وودی تمام تلاشش را میکند تا با کت براق و پاپیون منظم روی آن ، بیننده هایش وجه دیگری از صورت او را نبینند.. نقابی که همه ی شادمانی و هیجانش زیر آن پوسته پوسته شده. نقابی که دو سال است ، از زمانی که بی هیچ رد پایی و توضیحی از خود زن دیگری را به کیت ترجیح داده، زده است .
اما کیت ، بازیگر نقش آنا کارنینا ، و همراه زندگی ی چند ساله ی وودی که بیخبر از او به برنامه دعوت شده - آنهم با همان لباس دلبرانه برای وودی - چرا باید چنین فرصتی را از دست بدهد.. آنا یا کیت ،، وودی را درست در یک برنامه ی لایو و در زمانی غافلگیر میکند که او در اوج درخشش و دلبری برای زن هایی ست که که به گفته ی کیت شماره ی کفششان ٤١ باشد..
همه ی این چهل و یکی ها کنار ما هستند.. با عطر های خوشبو..
کیت اما قصدش در برنامه فقط انتقام نیست.. همچنان دلتنگ است. ..
طراحی یک شوی مطرح تلویزیونی به عنوان یک دادگاه - به جرم خیانت - که چنین جرمی در هیچ کجای جهان وجود ندارد ، خلاقیت کارگردان و طراحی فضایی به مثابه بی وزنی و زندانی انتخابی ، برای وودی ست .
کیت : توی همه ی شب هایی که من با هیولام تمام اتوبان های شهر رو زیر و رو میکردم تو سرت جای دیگه ای گرم بود!
وودی: منظورش از هیولا ماشینشه!
کیت : نه ، هیولا همون مردیه که باید میبود و نبود...
فضای دراماتیزه شده ی برنامه ی زنده، در میان اشک های کیت و سرگردانی وودی و چهره ای که گاه به ندامت میرسد، به مونولوگ پایانی برنامه میانجامد. مونولوگی که در واقع به عهده ی میهمان است . اما وودی میکروفون را به دست میگیرد و شاید همه ی اشتباهاتش را.. و میگوید که گذشته دست از سرش برنمیدارد...
کیت ... دیدن ادامه » اما، باز هم انا کارنینا میشود و با همان اشک های غلتان ، به آنهایی که صدایشان را میشنود میگوید که بهترین انتقام از وودی دیدن چهره ی متلاشی شده ی اوست .. گرچه بوی زن های دیگر همین چهره را هم از یاد میبرد..
آناکارنینا دادگاهی انتزاعی ست که هیات منصفه اش روی صندلی ها نشسته اند... اما آیا انصافشان به قدر تمام اتوبان هایی هست که کیت با هیولایش با سرعت غیر مجاز از آنها عبور کرده است ....؟
مهدی حسین مردی این را خواند
رضا بولو و امید این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


آخر بازی

نقد نمایش «آناکارنبنا» نویسنده، طراح و کارگردان: آرش عباسی آخر بازی

مهدی نصیری- «آنا کارنینا» همه ویژگی های یک اجرای حرفه ای تئاتر را در خود دارد. کم ایراد، گزیده و ساده و تقریبا کامل است. خوب شروع می شود. ویدئو و موسیقی به درستی انتخاب و اجرا شده اند. صحنه به درستی و به اندازه آرایش یافته است. از همه اینها مهمتر برای داستان و روایت رویداهای آن موقعیت و فضای درست و هوشمندانه ای انتخاب شده است.

استان نمایش «آرش عباسی» بخشی از قصه و نام رمان تولستوی را در خود دارد و آدمهایی خاص از فرهنگ و جامعه ای مشخص را روایت می کند، اما غیر ممکن است که نتوانی دنیایشان را با جهان خودت مقایسه کنی و به واسطه اشتراک آن با تجربه هایت از دنیای پیرامون از درک رویداد لذت نبری!

«آرش عباسی» هم در نویسندگی و هم در کارگردانی روز به روز بهتر می شود. «آنا کارنینا» همه ویژگی های یک اجرای حرفه ای تئاتر را در خود دارد. کم ایراد، گزیده و ساده و تقریبا کامل است. خوب شروع می شود. ویدئو و موسیقی به درستی انتخاب و اجرا شده اند. صحنه به درستی و به اندازه آرایش یافته است. از همه اینها مهمتر برای داستان و روایت رویداهای آن موقعیت و فضای درست و هوشمندانه ای انتخاب شده است. شاید می شد گفتگو و بحث و جدل زن و شوهر طلاق گرفته را در هر مکان دیگری هم روایت کرد. در یک مهمانی، در کافی شاپ یک هتل یا هر جای دیگری می شد «کیت» و «وودی» را به بهانه ای در مقابل یکدیگر قرار دارد و خیانت در زندگی آنها را روایت کرد. اما عباسی برای ایجاد فرصت انتقام و روایت داستانش بهترین رویدادگاه و موقعیت نمایشی را انتخاب کرده است.

«تاک شو»وودی در آستانه پانصدمین اجرا به عنوان موفق ترین برنامه تلویزیون شناخته می شود و وودی به عنوان مجری این برنامه در اوج محبوبیت در مقابل «کیت» ستاره سینما و همسر سابقش می نشیند که شیفته شخصیت «آناکارنینا» است و در زندگی شکست خورده عاشقانه اش خود را بیش از اندازه به او شبیه می بیند. موقعیت ترتیب داده شده در دنیای نمایش به گونه ای است که از یک سو تهیه کننده و برنامه سازان بدنبال جذابیت بیشتر و جذب بیشتر مخاطب از قرار دادن مجری محبوب برنامه شان در چنین وضعیتی بیشترین بهره را می برند و به عنوان یاریگر در کنار «کیت» و در مقابل «وودی» قرار می گیرند. و از سوی دیگر «کیت» بعد از سالها و درست در نقطه اوج موفقیت حرفه ای همسر سابقش، بهترین فرصت را برای انتقام گرفتن از او پیدا کرده است. انتخاب هوشمندانه این موقعیت، فرصت مناسبی را در اختیار قرار داده تا وضعیت نمایشی به بهترین شکل و با دارا بودن بیشترین پتانسیل برای خلق مواجهه و ستیز دراماتیک ایجاد شود. همینگونه هم هست. زبان به خوبی به یک عنصر فعال برای ستیز میان کارکترهای نمایشی تبدیل می شود و درام به کمک وضعیت ایجاد شده و مهارت نویسنده در دیالوگ نویسی حتی رویدادهای گذشته را به خوبی در زمان حال به روایت در می آورد. رویدادهای گذشته با کیفیت قابل قبول دراماتیک و هم ارزش با رویدادهای زمان حال، قدرت و جذابیت نمایشی پیدا می کنند.

از همین روست که «آناکارنینا» در اجرا موفق است. پتانسیل لازم برای ضربآهنگ سازی در اجرا را از ویژگی های متن می گیرد و با ریتمی زیباشناختی به اجرا در می آید. نظمی هارمونیک بین موسیقی، تصویر، بازی، زبان و عمل نمایشی وجود دارد که در ترکیبی هماهنگ را در اجرا به وجود آوردند. هماهنگی بین اجزا در به نتیجه رساندن کلیت اجرا و در ارتباط با معنای اثر شکل گرفته که کار «آرش عباسی» کامل کرده است. «آناکارنینا» با جذابیت هایش تماشاگرش با خود همراه می کند و به واسطه روابط کنشمند کاراکترهایش معنا را به با ذهنیت مخاطب به چالش می گذارد. در «آناکارنینا» عناصر در عین سادگی و به اندازه گی شان نظم هنری قابل قبول را عرضه می کنند که شکل و معنا را در ارتباط با هم به درستی با هم دارد.

... دیدن ادامه »

جورج دیوید بیرکهوف هنر موفق را هنری می داند که منجر به برقراری ارتباطی دوسویه با ذهن مخاطب هنر شود. نخست، بتواند چالش‌های ذهنی به وجود آورد و دوم بازتاب‌هایی ایجاد کند. در «آناکارنینا» این ارتباط دوسویه با چالش آفرینی بواسطه مواجهه غیرقابل انتظار در «تاک شو» وودی آغاز می شود و با به داوری نشاندن قضاوت تماشاگر بازتاب پیدا می کند. در واقع اجرا به خوبی از عهده ایجاد این ارتباط دوسویه در شکل و معنا برآمده است. از نظر بیرکهوف، هنرمند موفق کسی است که احساس نظم و وابستگی را القا کند و در همان حال چیزهای غیرمنتظره را در اثر خود وارد سازد. «آرش عباسی» در ساختار نمایشنامه و روایت اجرا با برهم زدن نظم و جریان رایج در برنامه تلویزیونی از همان آغاز ترکیبی از برهم ریختگی نظم موجود را به وجود می آورد.

به چالش کشاندن برنامه تلویزیونی با افشا زندگی شخصی و ستیز میان «کیت» و شوهر سابقش که حالا مجری برنامه ستاره تلویزیون است کنش های غیرمنتظره ای را به وجود می آورد که می توان آن را به عنوان ریتمی زیبایی شناختی و به گونه ای مشابه در ساختار و محتوای «آناکارنینا» مورد ارزیابی قرار داد.

نمایش «آناکتارنینا» اقتباسی هوشمندانه از رمان معروف «تولستوی» است. اقتباسی که هرچند به رمان روسی وفادار نیست، اما مهمترین بخش ساختارش را مدیون آن است. از شخصیت «کیت-آناکارنینا» و در هم آمیختگی و یکی شدن شان تا شکل گیری ساختار پیرامون آن و گسترش دادن تراژدی عاشقانه «آنا» تولستوی در جان داستان نمایشی همه و همه به خوبی اهمیت این اقتباس موفق را ثابت می کنند. مگر می توان «آناکارنینا» را از این نمایش حذف کرد. مگر می توان فصل مشترک رابطه که یک سکانس سینمایی براساس رمان است و استندآپ کمدی «تاک شو» تلویزیونی هم براساس آن اجرا می شود را از اجرا در آورد و مگر می توان مونولوگ پایانی «کیت» را خطاب به «داریا» نادیده گرفت. مونولوگی که همانقدر که می تواند متعلق به «آناکارنینا»ی تولستوی باشد، به «آناکارنینا»ی آرش عباسی هم تعلق دارد.

«آرش عباسی» اقتباس موفقی از ادبیات داستانی داشته و در واقع یکی از مهمترین بخش های رمان را به عنوان قلب داستان نمایش اش انتخاب کرده است. عشق و خیانت فصل مشترک تماتیک هر دو داستان است و ملاقات "آنا" با افسر و روح کنشگر عشقی است که از رمان در قصه نمایش جاری می شود. تنها تفاوت «آنا»ی تولستوی با «آنا»ی «آرش عباسی»در تعریف این دو شخصیت از خیانت است. قهرمان زن نمایش عباسی با انتقامش و با بیانیه ای که در پایان و خطاب به «داریا» می گوید خیانت را به طور مطلق رد می کند. اما «آنا»ی رمان تولستوی خیانت را بر اساس عشق و غریزه اش تفسیر می کند. او تفسیری دیگر از عشق دارد و از این منظر با قهرمان نمایش عباسی متفاوت است.

«آرش عباسی» از منظر معناشناختی اقتباسی متفاوت از متن اصلی داشته و مهمتر اینکه، در تحلیل اش با معنای تماتیک داستان ادبی نیز متفاوت است و آن را براساس نیاز و تحلیل داستان خودش تفسیر کرده است. در واقع تفسیر او از خیانت با تعریف 140 سال پیش تولستوی متفاوت است. پس زمانی که خود کارگردان در گفتگوهایش و حتی در جایی از نمایش اش (اجرای استندآپ کمدی) به امروزی سازی «آناکارنینا» اشاره می کند، باید گفت که توانسته آن را در اجرایش اثبات کند. درست است! عباسی توانسته «آناکارانینا» را به روز کند و «آناکارنینا»ی دیگری را به روی صحنه ببرد که اگرچه روحی مشترک و مشابه با «آنا»ی تولستوی دارد اما منطق اش با او متفاوت است. این «آنا»برای تماشاگر امروزی قابل قبول تر و درک شدنی تر است.

از سوی دیگر تفسیر کارگردان از دنیای نمایش هم کاملا یکجانبه و به نفع قهرمان زن نمایش نیست. وودی در پایان بازی انتقام اعتراف می کند که بعد از جدایی همواره از خوشبختی و موفقیت «کیت» خوشحال بوده است. او با وجود تمام آنچه که در طول این بازی بر سرش آمده قضاوت نمی کند و در پی انتقام نیست. درمانده و شکست خورده به نظر می رسد اما اگرچه در این بازی رسانه ای و در مقابل همسر و سابقش همه چیز را باخته اما بیش از آنکه شبیه به یک هیولای خطاکار نشان بدهد مردی شکست خورده و درمانده نشان می دهد. آخر بازی متفاوت است و «آرش عباسی» برخلاف آنچه به نظر می رسد جانبدارنه و یکسویه پشت قهرمان زن داستانش نایستاده است.

علاوه بر اینها نمی توان انتقادات مستقیم نمایش به تلویزیون و برنامه های تلویزیونی را هم نادیده گرفت. «آرش عباسی» بارها و بارها در گفتار نمایش اش تلویزیون را مورد انتقاد قرار می دهد و به واسطه موقعیت نمایشی هم توانسته بخشی از این انتقادات را وارد دنیای اجرا کند. حتی اشارات مستقیم او به یک شو تلویزیونی مشخص اجازه داده تا داستان هم با داستانی دیگر انطباق پیدا کند. او بدین ترتیب حتی برای تم داستانش هم نمونه ای بیرونی یافته و معنای آن را در دنیای واقعی ستارگان تلویزیونی امروز به چالش گذاشته است.



مهدی نصیری- عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران
عطیه این را خواند
راضیه فیض آبادی و امید این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنجا که نمایشنامه صحنه را می رباید

نگاهی به "آنا کارنینا " به نویسندگی و کارگردانی: آرش عباسی

معصومه نورزاد-.-بانی فیلم. - در روزگاری که صحنه بی رمق است و هنرنمایی ها کم جان ، شگفت زده می شوی وقتی کلمات یک نمایشنامه نویس آنچنان صحنه را می رباید که همه چیز تحت تأثیر آن قرار می گیرد . "آنا کارنینا" که این روزها در هفته پایانی اش بر صحنه تماشاخانه ایرانشهر می درخشد ، این چنین است ، نمایشنامه ای که تنها با اشاره کوچکی به اثر معروف تولستوی نوشته شده و داستانی کاملا مدرن و متفاوت دارد .روایتی که به چالش های میان یک شومن معروف با یک بازیگر مشهور سینما که در نقش "آنا کارنینا " بازی کرده است ، می پردازد

آرش عباسی بی شک یکی از قَدَرترین نمایشنامه نویسان معاصر ایرانی است ، او به خوبی صحنه را می شناسند و خلاقانه با روایتی امروزی رمان کلاسیک ... دیدن ادامه » " آنا کارنینا" را از آن خود می کند . ایده پردازی هوشمندانه او در خلق شخصیت ها و روندی که داستان طی می کند در آثار قبلی او نیز مشهود است . نگرش مولف گونه او در آثارش آنچنان موثر واقع شده که می توان امتداد بسیاری از شخصیت ها را در هر یک ازکارهای قبلی او، به راحتی دید وواکاوی کرد .

این نمایش داستان انسان هایی را روایت می کند که علیرغم پوسته قوی بیرونی با دنیای خاکستری و پیچیدگی هایشان ، غافلگیری های بی امان را در فرایندی مضمحل به ارمغان می آورند، وجودشان با حال و هوای بی هویت امروز جان گرفته آنچنان که در سایه رسانه ، قدرت می گیرند ، اوج می یابند ، اسطوره می شوند و به ناگاه در سایه قدرتی کاذب ، تمامی پله هایی را که به سمت اوج پشت سر گذاشته اند ، یک به یک از دست داده و به سرازیری هولناکی می رسند.

به نظر می رسد ، در دنیایی که مفاهیم انسانی هر لحظه رنگ می بازند ، سخن گفتن از حقایق تلخ و تکراری تا جایی که بشود 70 دقیقه تماشاچی را میخکوب بر روی صندلی نشاند در توان معدود نویسندگانی است که عباسی یکی از آن تعداد اندک است .

بی شک ، یکی از موفقیت های آرش عباسی در مقام کارگردانی، هدایت درست بازیگران برای باورپذیری در نقش هایشان است . برای این کارگردان فرقی ندارد هنرمند مطرح سینما باشی یا تأتر . او به توان بازیگرانش ایمان دارد و تا آنجا که می باید این حقیقت را به آنان یادآور می شود که می توان بهترین را بر روی صحنه خلق کرد تا آنجا که باورپذیری را به بالاترین حد رساند و تماشاچی را مایوس و سرخورده روانه خانه نکرد .

در گیر و دار روزهایی که به سرعت برق و باد از پی هم آمده و می روند سخن گفتن از عشقی که از دست رفته و انسانیتی که فدای پزها و فیگورهای روشنگرانه شده کاری بس بیهوده به نظر می آید اما نویسنده و کارگردان این نمایش ، حقیقتی را به اثبات می رساند که می شود بارها و بارها از مفاهیم تکراری و انسانی سخن ساز کرد به شرط آن که خلاقیت چاشنی اصلی اثر باشد.
امید این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرش عباسی از اجرای نمایش «آناکارنینا» می گوید









«آناکارنینا» درباره تازه‌شدن دیدار دو شخصیت مشهور مقابل چشم ‌میلیون‌ها تماشاگر است. دیداری که صمیمانه و دوستانه نیست و فقط برای این ترتیب داده می‌شود که فرصتی برای انتقام‌جویی و عقده‌گشایی‌هایی بسازد که یک طرف این دیدار مدت‌ها منتظر آن بوده. نتیجه اما آن‌طور که دو طرف ماجرا می‌خواهند، نمی‌شود. آنها انتظار اتفاق دیگری دارند اما همیشه داستان آن‌طور که آنها می‌خواهند و پیش‌بینی می‌کنند، پیش نمی‌رود. چه در گذشته و چه حالا زندگی‌ داستان دیگری برای آنها رقم می‌زند. آرش عباسی که چندسالی است در ایتالیا مشغول به تحصیل است هر زمان که فرصت پیدا کرده به ایران آمده و نمایشی را روی صحنه برده. امسال، سال پرکاری برای اوست. اردیبهشت ماه «نویسنده مرده ‌است» را روی صحنه برده بود و حالا «آناکارنینا» را اجرا می‌کند. او در این گفت‌و‌گو دلایل خود برای زیرذره‌بین‌بردن زندگی افراد مشهور را بازگو کرده است.

چطور شد به سراغ چنین موضوعی که مرتبط با زندگی سلبریتی‌ها و افراد مشهور است، رفتید؟
چیز تازه‌ای برایم نبود، در «نویسنده مرده است» هم همین کار را کرده بودم. این قشر زندگی جذابی دارند تا بقیه مردم. زندگی سلبریتی‌ها فراز و نشیب فراوانی دارد البته مثل زندگی همه مردم عادی اما آنها به واسطه شهرت شرایط خاص‌تری دارند. مهم‌ترینش این است که همه آرزو می‌کنند جای آنها باشند اما در بعضی مواقع آنها خودشان این حس را ندارند که زندگی حسرت‌برانگیزی دارند. احتمالا بارها شنیده‌اید که فلان هنرپیشه یا چهره معروفی که دیگران تصور می‌کنند در شرایط ایده‌آ‌لی زندگی می‌کنند از افسردگی شدیدی رنج می‌برند. هیث لیچر تنها ٢٨ سال زندگی کرد اما انواع و اقسام مشکلات و اعتیاد‌ها را تجربه کرد، جیم کری، کاترین زتاجونز، اشلی جاد که سابقه خودکشی و بستری‌شدن در بیمارستان به دلیل افسردگی هم دارد و خیلی‌های دیگر مدت‌ها با افسردگی دست و پنجه نرم کردند. اینها چیزهایی است که عیان شده، خیلی‌ها هم سعی می‌کنند مشکلاتشان پنهان بماند. تضادی در زندگی این قشر وجود دارد که جذاب است. بخش مهمی از زندگی‌شان پنهان است و این بخش برای من جذاب است. نمی‌خواهم بگویم پرداختن به این چیزها حتما واجب است؛ نه. می‌خواهم بگویم از دل این چیزها می‌توان به حرف‌های دیگری رسید. می‌توان درباره جامعه و شرایط حاکم بر آن حرف زد. می‌توان درباره زندگی انسان معاصر حرف زد. برای من اینها فقط دلایلی هستند برای پرداختن به مسائل مهم‌تر. به‌طور مشخص در «آناکارنینا» و «نویسنده مرده است» اینها بهانه‌هایی بودند برای پرداختن به مقوله عشق، دروغ، آرزوهای سرکوب‌شده، خیانت و خیلی چیزهای دیگر که سایه آنها بر سر انسان معاصر سنگینی می‌کند.
در نمایش اشاراتی مستقیم به یکی از برنامه‌های تلویزیونی موفق می‌شود و حتی می‌توان چنین تصور کرد که شما با نگاه به زندگی یکی از مجریان تلویزیون اساس نمایش خود را پایه گذاشتید؟
به‌هرحال ... دیدن ادامه » من در این جامعه زندگی می‌کنم. اتفاقات فضای مجازی را به اندازه اتفاقات روز جامعه دنبال می‌کنم. سوژه‌هایم را از دل جامعه بیرون می‌کشم. آدمی هستم که از مترو استفاده می‌کنم تا در دل جامعه باشم و رفت‌وآمد داشته باشم. در همین مترو مدام در حال قصه‌ساختنم. دست‌فروش‌های مترو هر کدام ساعت‌ها ذهنم را مشغول می‌کنند؛ اینکه از کجا آمده‌اند، چه می‌کنند و قرار است به کجا برسند. گوش‌هایم تیز است و چشم‌هایم مدام در حال چرخیدن و اسکن‌کردن از آدم‌‌هاست. طبیعی است که ذهنم را آزاد بگذارم تا از هر چیزی که می‌بیند استفاده کند. درباره سؤال شما باید بگویم به‌طور دقیق نه؛ از الگوی خاصی استفاده نکردم اگرچه نمونه‌هایی وجود دارند و شباهت‌های زیادی میان این قصه و چیزی که مدنظر شماست، وجود دارد. قصه یک‌خطی نمایش «آناکارنینا» خودش حدس‌هایی را به وجود می‌آورد و تصویرهایی را در ذهن مخاطب درست می‌کند که دست من نیست. یک مجری معروف تلویزیونی در پانصدمین برنامه‌اش باید روبه‌روی هنرپیشه‌ای بنشیند که تا دو سال پیش با هم زندگی می‌کردند. مجری از همسرش جدا شده و با هنرپیشه دیگری ازدواج کرده و حالا با او زندگی می‌کند... . من فقط به این موقعیت جذاب فکر می‌کردم. به این مثلث که دو ضلعش را روی صحنه می‌بینیم و ضلع سوم را نمی‌بینیم اما سنگینی این ضلع سوم در لحظه لحظه نمایش حس می‌شود. آن آدم غایب مثل بقیه کاراکترهای غایب نمایش‌نامه‌هایم برایم خیلی خیلی پررنگ بود. او را نمی‌بینیم اما همه این اتفاق‌ها به خاطر او به وجود آمده است.
خیانت همیشه موضوع جذابی برای یک نویسنده و کارگردان است؛ با توجه به فضای نمایش‌های قبلی‌تان چرا این موضوع را دستمایه آثار نمایشی خود قرار می‌دهید؟
خیانت و گذشتن از آن چیز ساده‌ای نیست. دلایل متعدد خودش را هم دارد. هر طرفی که چنین کاری بکند برای خودش توجیه‌هایی دارد. موضوع حساسی است که در زندگی امروزه ما و انسان هم‌عصر ما تعریف تازه‌ای پیدا کرده است. بخش مهمی از این تعاریف و مفاهیم به خاطر شکل زندگی ما، درگیری‌های ما با تکنولوژی و حضور آن در زندگی ماست. برای من هم نوشتن درباره این مسئله جذاب است.
از ابتدا نمایش‌نامه به همین شکل با همین پایان‌بندی نوشته شده بود یا اینکه در بازنویسی‌ها به این نسخه رسیدید؟
هیچ‌وقت متن را نمی‌بندم. سال‌هاست با متن نصفه تمرین را شروع می‌کنم. لذت تئاترکارکردن همین است. من اگر قرار باشد از اول مطمئن باشم چطور کارم تمام می‌شود، دیگر اصلا شروع به نوشتن نمی‌کنم. این بزرگ‌ترین جذابیت تئاتر است. تئاتر برایم دریاچه‌ای است که باید بروم داخلش تا بفهمم چقدر عمیق است. از بیرون نمی‌توانم بفهمم. نه تنها بارها پایان‌بندی را عوض کردم؛ بلکه هر شب چیز تازه‌ای پیدا می‌کنم و فردا به کار اضافه می‌کنم. درباره آنا‌کارنینا یک بار در تمرین‌ها کامل متن را نوشتم و تمرین کردیم؛ اما دوباره ریختم دور و مجددا نوشتم. به دلایل مختلف خواسته و ناخواسته بازنویسی کردم. این دست برنامه‌های تلویزیونی در همه جای دنیا از یک رک‌بودن و بی‌پروایی برخوردار هستند که ما اینجا نمی‌توانستیم آن را اجرا کنیم. من هم متن را طوری نوشتم که حتی یک مورد ممیزی هم نخورد.
در بعضی از مصاحبه‌هایتان اشاره کردید این نمایش را در ادامه نمایش قبلی خود که اردیبهشت روی صحنه بود؛ یعنی «نویسنده مرده است» به اجرا درمی‌آورید. چرا تصمیم به ادامه همان نمایش گرفتید؟
«نویسنده مرده است» دست از سر من برنمی‌دارد. در سال‌های گذشته لحظه‌ای فراموشش نکرده‌ام. هرچه می‌گذرد، بیشتر شیفته‌اش می‌شوم و می‌خواهم از تکنیکی که دارد، بیشتر استفاده کنم. «آنا‌کارنینا» پر از نشانه‌های «نویسنده مرده است»، است. در راستای آن است؛ اما ادامه‌اش نیست. برای ادامه «نویسنده مرده است» ایده دارم، با همان شخصیت لیلی و فرهاد، زمانی که سال‌ها گذشته است. آن فیلمی که قرار بود ساخته شود، ساخته نشده و حالا این‌بار به جای تراس مجلل خانه لیلی روی تراس کوچک و محقر فرهاد نمایش‌نامه‌نویس قرار گذاشته‌اند. این داستان «نویسنده مرده است٢» است که باید شروع کنم به نوشتنش. حالا مطمئن نیستم مثل سینما از عنوان ٢ استفاده کنم؛ ولی شخصیت‌ها همان هستند. هنرپیشه معروف سینما و نمایش‌نامه‌نویسی که دیگر خیلی جوان نیست.
در ابتدا از لادن مستوفی به‌عنوان بازیگر نمایش نام برده شد، چه اتفاقی افتاد که بازیگر نقش «آناکارنینا» را تغییر دادید؟
داستانش مفصل است. ایده «آناکارنینا» زمانی که در ایتالیا بودم، به ذهنم رسید. ایده که چه عرض کنم، در ابتدا فقط یک تصویر داشتم. مدت‌ها بود دلم می‌خواست روی «آناکارنینا» کار کنم؛ اما به نظرم اقتباس از آثار معروف به همان شکل از بیهوده‌ترین کارهای جهان است. دنبال چیز تازه‌ای می‌گشتم؛ اما چیزی پیدا نمی‌کردم. فقط یک تصویر داشتم از نمایشی به اسم «آناکارنینا». تصور می‌کردم در تالار وحدت قرار است اجرا کنم، در انتهای صحنه قطار در ایستگاه متوقف می‌شود و آنا از آن پیاده می‌شود و به سمت جلوی صحنه حرکت می‌کند، در پیشانی صحنه می‌ایستد و شروع می‌کند به دیالوگ‌گفتن: دالی عزیز، من از سن‌پترزبورگ تا مسکو آمدم که... . این اولین تصویری بود که در این اجرا به این شکل اجرایش نکردم. از همان لحظه اول آنا برایم لادن مستوفی بود. تا دو سال این تنها تصویری بود که از نمایشی به اسم «آناکارنینا» داشتم. یک خط هم نمی‌توانستم بنویسم. اساسا در ایتالیا چیزی نتوانستم بنویسم؛ اما بالاخره ایده را پیدا کردم. «آناکارنینا» در یک برنامه زنده تلویزیونی. آن زمان در سفری که به ایران داشتم، ایده را با لادن در میان گذاشتم و شروع به نوشتن کردم. نقطه‌ضعف بزرگی در نوشتن دارم و آن هم این است که هم با بازیگر ذهنی‌ام می‌نویسم، هم به جای شخصیت‌ها اعم از زن و مرد بازی می‌کنم و می‌نویسم. اولین اشکالش این است که آن بازیگر برای آن نقش در ذهنم حک می‌شود. تا حد ممکن از خصوصیات آن بازیگر برای شخصیت استفاده می‌کنم و دومین ایرادش این است که گاهی شیفته بعضی نقش‌ها می‌شوم. چنان غرق‌شان می‌شوم که دلم نمی‌خواهد کسی آن را بازی کند. در نمایش‌نامه «زیرزمین» همین اتفاق افتاد و یک بار خودم آن را بازی کردم. در «همه‌چیز درباره آقای ف» هم همین شد. در «آفتاب از میلان طلوع می‌کند» هم همین اتفاق افتاد و در «نویسنده مرده است» هم همین شد. به جز مورد آخر در بقیه موارد به خاطر شیفتگی‌ام به نقش، هم خودم لطمه خوردم و هم کار. در حال اصلاح‌کردن این نقطه‌ضعف هستم و روی خودم کار می‌کنم که دچار چنین معضلی نشوم؛ اما مورد اول راه ندارد. باید با این شرایط بسازم. همان‌طور‌که از اول لادن مستوفی را برای «آناکارنینا» دیده بودم و فکر نمی‌کردم بازیگر دیگری این نقش را بازی کند. در زمان اجرای «نویسنده مرده است» در همین روزنامه «شرق» یادداشتی درباره لادن مستوفی نوشته بودم و پایانش را این‌طور تمام کرده بودم که لادن فقط باید دیر خسته شود تا همه اتفاقات خوب یکی‌یکی برایش بیفتد. یک هفته بعد پیش‌بینی‌ام درست از آب درآمد و لادن گفت که نمی‌تواند در «آناکارنینا» کار کند. از یک طرف فکر می‌کنم خسته شده بود و از طرف دیگر آن‌قدر که من به او و کارش اعتقاد دارم، او به من و کارم اعتقاد نداشت. حق طبیعی‌اش هم هست؛ پس ناگزیر بعد از اینکه مطمئن شدم مثل اتفاقات «نویسنده مرده است» قرار نیست بگوید: داشتم برایت بازی می‌کردم و واقعا تصمیم گرفته است در «آناکارنینا» نباشد، اولین کارم این بود که متن را دوباره بازنویسی کردم و همه نشانه‌هایی را که برای بازی او گذاشته بودم، حذف کردم؛ عذاب‌آور‌ترین کار ممکن یک ماه قبل از اجرا؛ اما شبانه‌روز کار کردم تا ردپایش را از نمایش‌نامه حذف کنم؛ اگرچه به طور کامل این اتفاق نیفتاد.
معصومه رحمانی با اینکه بازیگر توانایی است؛ اما کمتر در تئاتر روی صحنه می‌رود یا حداقل نقش اصلی را بازی می‌کند. چطور شد او را برای شخصیت اصلی نمایش انتخاب کردید؟
معصومه رحمانی را از سال‌ها پیش روی صحنه دیده بودم و همیشه فکر می‌کردم یک جا از او استفاده کنم. البته این نقش برای او خیلی ایده‌آل نبود؛ اما قسمت بود که او بازی کند. معصومه را برای کار دیگر و نقش دیگری مدنظر داشتم؛ ولی اینجا از او استفاده کردم. به نظرم بهترین نتیجه را تا اینجای کار گرفتم. او بازیگر بسیار باهوشی است. شخصیت را به‌خوبی می‌شناسد، درک می‌کند و به بهترین شکل ممکن او را روی صحنه می‌برد.
بهنام شرفی سابقه همکاری با شما را دارد. اولین انتخاب برای این نقش او بود یا اینکه به بازیگران دیگری هم فکر کرده بودید؟
بهنام شرفی تئاتر را با من شروع کرده. سال‌ها در گروهم بوده و سال‌هاست دنبال فرصت بودم که جایی درست از او استفاده کنم. اینجا بهترین جایی بود که می‌شد از او استفاده کرد. لیاقت چنین نقشی را داشت و از جان مایه گذاشت برای این نقش. آینده درخشانی دارد و به زودی به یکی از بهترین‌های تئاتر ایران تبدیل خواهد شد. اول به بازیگران دیگری فکر کرده بودم. به مجری‌های تلویزیون؛ با یکی، دو تا هم وارد مذاکره شدم اما نشد. با بعضی از بازیگران چهره هم وارد مذاکره شدم اما این نقشی نبود که هرکسی از عهده‌اش بر بیاید. دست آخر به بهنام رسیدم و خیلی از این انتخاب راضی‌ام. امیدوارم بهنام قدر موقعیت‌هایش را بداند. درست انتخاب کند و صبور باشد تا به وقتش در آن حدی که انتظار دارد، دیده شود.
داستان چندان ربط زیادی به رمان «آناکارنینا» پیدا نمی‌کند، منظورم این است که آناکارنینا در نمایش‌نامه شما در جایگاه داستان فرعی قرار می‌گیرد و انگار بهانه‌ای برای مطرح‌کردن خیانت در زندگی افراد مشهور است، چرا این رمان را انتخاب کردید؟
بارها گفته‌ام که از آثار کلاسیک فقط ایده‌های‌شان برای من مهم است. تولستوی درباره انسان ١٤٠ سال پیش رمان نوشته اما حالا در این روزگار همه‌چیز فرق کرده است. شکسپیر هم درباره انسان قرن هجدهمی نمایش‌نامه نوشته است، دلیلی ندارد من در قرن بیست‌ویک حرف‌های او را به صحنه ببرم. کار من این است که برای زمانه خودم کار کنم. من ایده‌های درخشان آنها را می‌گیرم و داستان و به آدم‌های معاصر خودم تزریق می‌کنم. اپرا هم قرار نیست اجرا کنم که در چهار ساعت رمان «آناکارنینا» را با موسیقی و رقص و آواز نمایش دهم.
انتخاب این داستان فرعی درحالی انجام شده که ما تعریف چندانی از داستان «آناکارنینا» نمی‌بینیم. برای تماشاگری که با این داستان آشنایی چندانی ندارد، هیچ تلاشی در جهت نزدیکی آنها با داستان نمی‌کنید؟
اصلا لزومی نداشت تماشاگر «آناکارنینا» را بشناسد. اطلاعات کافی در همان اول نمایش درباره رمان داده می‌شود. کافی است. قرار نبود کار تولستوی را بازنویسی و اجرا کنم. آن‌قدر در اقتباس آزاد بودم که شاید بتوان گفت اصلا اقتباسی انجام نشده. برای همین لزومی هم ندیدم در بروشور بنویسم براساس رمان تولستوی. نمی‌خواستم حق نویسنده ضایع شود در واقع نمی‌خواستم از اسم نویسنده استفاده ابزاری کنم؛ چون از رمان او نیست.
قبول دارید نمایش‌نامه تا حدی رگه‌های فمنیستی دارد؟
من درباره زنان می‌نویسم. سال‌هاست کارم همین است. قهرمان همه نمایش‌نامه‌هایم زنان هستند. همه هم در حال جنگیدن‌اند. لابی، خانم، کیلومتر پنجاه، پدران مادران فرزندان، باد که می‌نویسد و... همه درباره جنگ زنان با شرایط پیرامون‌شان است. اسمش برایم مهم نیست فمنیست باشد یا هر چیز دیگر. برای بعضی از نمایش‌نامه‌هایی که نوشتم واقعا عذاب کشیدم با «ورود آقایان ممنوع» و «پیچ تند» از این دست هستند. مشکلات زیادی برای به صحنه رفتن‌‌شان داشتم اما خوشحالم که نوشتم‌شان. خوشحالم پای‌شان ایستادم.
پس به همین دلیل بیشتر به کیت پرداختید و حق را به او دادید؟
در «آناکارنینا» یکی از جدی‌ترین نقدهایی که به من می‌شود، این است که چرا حق را به زن می‌دهی و مرد را محکوم می‌کنی. قصدم این نبوده. داستان من را به اینجا رساند. قرار نیست قضاوت کنم و عدالت را رعایت کنم. این دو نفر این‌گونه زندگی کردند. حق را به کسی ندادم اتفاقات زندگی‌شان این‌گونه رقم خورده. ممکن بود در شرایط دیگر همه چیز برگردد به سمت وودی و کیت مقصر شناخته شود. هر چند الان هم فقط شخصیت مرد نیست که گناهکار داستان است.
در بخشی از نمایش‌نامه به اشتباهاتی که کیت داشته هم پرداخته می‌شود و تماشاگر می‌تواند به وودی هم حق بدهد؟
حتما همین است. کیت دچار توهمی شده است که خیلی بازیگرها به آن دچارند. خیلی از بازیگران تئاتر و سینمای ما هم به آن دچارند. گمان می‌کنند جهان بدون آنها چیزی کم دارد اما بود و نبودشان تغییری در ساختار جهان ایجاد نمی‌کند. این فقط وهم آنهاست که با آن به خودشان و دیگران آسیب می‌رسانند. من همیشه گفتم تئاتری که ما کار می‌کنیم، اصلا جایی برای خودشیفتگی باقی نمی‌گذارد. سهم آدم‌هایی که در همین تهران یک نمایش را می‌بینند چقدر است؟ این سهم اندک اصلا جایی برای فخرفروشی ندارد. منظورم تعداد آدم‌ها نیست، منظورم تأثیری است که تئاتر بر آنها می‌گذارد. این مسئله مهمی است. در بهترین شرایط هم ما با حداقل مخاطبان در مقایسه با بیشتر بخش‌های فرهنگ رو برو هستیم؛ پس این همه وهم و خودبزرگ‌بینی در عالم تئاتر طبیعتا نباید جایی داشته باشد.
فکر نمی‌کنید اگر قاضی بهتری ‌بودید و منصفانه‌تر به این دو نگاه می‌کردید به وودی هم بیشتر می‌پرداختید؟
چون نمی‌خواستم قاضی باشم، بیشتر نپرداختم. وودی از موقعیتی که داشته سوءاستفاده کرده؛ در مقطعی البته. بعد هم طرف را رها کرده و رفته است. من نمی‌توانستم بیشتر از آنچه می‌بینید از او دفاع کنم. هر چند جاهای زیادی هم به او حق دادم اما باز تأکید می‌کنم آدم‌های این نمایش‌نامه به این سو رفتند. من نمایش‌نامه می‌نویسم در کارم هم وقایع دراماتیک برایم مهم است.
با استفاده از تصاویر تیتراژ یک برنامه تلویزیونی و موسیقی و ویدئوپروجکشن فضای ملموس‌تری را از یک تاک‌شو برای تماشاگران تئاتر به وجود می‌آورید که تأثیرگذار است اما فضای اجرائی را از تئاتر دور و به تصویر یا شو تلویزیونی نزدیک‌تر می‌کند. نگران بازخوردهای منتقدان تئاتری نبودید؟
تکنیک چیزی است که در سال‌های اخیر خیلی به آن فکر می‌کنم. تا جایی که برایم امکان داشته باشد، از ویدئو و صدا استفاده می‌کنم. این کار که جایش را داشت. فکر می‌کنم باید از اینها استفاده می‌کردم تا هرچه‌بیشتر به فضای موردنظرم نزدیک شوم.
سعی می‌کنید همین فضا را در نمایش‌‌های بعدی خود ادامه دهید یا اینکه به سراغ مضامین دیگری خواهید رفت؟
خودم را محدود نمی‌کنم. باید ببینم چه پیش می‌آید. یک روز در ایتالیا نمایش «پدران، مادران فرزندان» را اجرا کردم که هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم در آن فضا کار کنم. مدت‌ها به تئاتر فیزیکال فکر می‌کردم که پیش‌تر در ذهنم نبود. تئاتر اینتراکتیو کار کردیم. گروهمان در حال تجربه‌کردن است و سرکشیدن به جاهای ناشناخته. معلوم نیست کار بعدی چه باشد. اصلا معلوم نیست در آینده دیگر به این شدت به تئاتر بپردازم. در ١٢ ماه گذشته شب و روز درگیر تئاتر بودم. دلم می‌خواهد چیزهای دیگری را تجربه کنم. اگر بشود البته
مهدی حسین مردی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرده نخست «آناکارنینا» نسخه تراژیک‌تر «نویسنده مرده است». موقعیت همان است. یک مرد جوان دلباخته زنی بزرگتر از خود است، زنی که در حال حاضر بازیگری شناخته شده است؛ اما برخلاف بازی دیالکتیکی اثر سابق که منجر به یک موقعیت شبه‌کمیک میان نویسنده شهرستانی و بازیگر رند می‌شود، در اینجا فروپاشی شخصیت مرد به مخاطب عرضه می‌شود. در «نویسنده مرده است»، پسر نویسنده پازلی را طراحی می‌کند و با بازیگر وارد بازی می‌شود و در نهایت با نشان دادن قدرت خود، با بازیگر سر یک میز می‌نشیند و به خوردن ادامه می‌دهد. آنان دو تن بودند و دو تن هستند.


http://yon.ir/wiC9P
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آبتین گلکار: "آناکارنینا" انتخابی جسورانه برای نمایش است

حسین پاکدل: اوج تاک شوهای ما شده است برنامه‌هایی مثل "دورهمی" و "خندوانه". تاک شوهای ما با تعارف برگزار می‌شود

http://yon.ir/xBeWq
امید و مهدی حسین مردی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آناکارنینا؛چیزی شبیه به رانندگی در مستی

علیرضا نراقی

سرویس تئاتر درامانقد:نمایش “آناکارنینا”، نوشته و کار آرش عباسی که این روزها در تماشاخانه ایرانشهر اجرا می شود اقتباسی مدرن از رمان سترگ تولستوی نیست. این نمایش تنها از ظرفیت آناکارنینا- و خاصه شخصیت او در رمان- به این بهانه استفاده کرده است تا درامی را خلق کند که در آن هویت و نسبت آن با عشق نقش اصلی را بازی می­کند.

در ابتدا ما با یک برنامه تلویزیونی روبرو هستیم که مجری آن از بابت مهمانی که خواهد داشت هیجان زده است، بعدتر می­فهمیم که مهمان او زن بازیگری است که پیشتر با این مرد در رابطه­ ای عاطفی قرار داشته است. حضور کیت (با بازی معصومه رحمانی) در لباس آناکارنینا و رابطه خاصی که با وودی (با بازی بهنام شرفی) مجری برنامه داشته است موجب می شود که اینجا داستان آناکارنینا روی صحنه روایت شود، اما باز هم این بهانه­ ای است برای رسیدن به رابطه کیت و وودی. اینجاست که مصاحبه در یک برنامه تلویزیون عامه پسند تبدیل به یک گفت و گوی دراماتیک و در عین حال برانگیزاننده می ­شود. موقعیت آدمهای نمایش اینچنین متزلزل می ­گردد، یک شوی تلویزیونی به یک گفت و گوی عاشقانه بدل می­ شود و گفت و گوی یک مجری و مهمان به گفت و گوی یک عاشق و معشوق تغییر شکل می ­دهد. اما این واژگونی ­ها اینجا به پایان نمی ­رسد. نکته مهم این است که تقریباً دیگر آن کسی که به واسطه سؤالات و موقعیت ­های پیش بینی شده این برنامه دچار چالش می شود مهمان برنامه، یعنی کیت نیست، بلکه میزبان یعنی وودی است. این تجربه را البته به طریق دیگری و در داستانی متفاوت آرش عباسی قبلاً هم از سر گذرانده بود. به نوعی نمایشنامه “نویسنده مرده است” کار پیشین عباسی هم دارای همین شکل دراماتیک بود؛ تغییر موقعیت و جابجایی شخصیت­ها در آن موقعیت و همچنین تداخل بازی و واقعیت به نوعی که تشخیص آن برای خود شخصیت­ ها هم دشوار می ­گردد. اما آنچه تفاوت عمده “آناکارنینا” با “نویسنده مرده است” محسوب می شود و به نوعی می­ توان تجربه به خصوص عباسی در این متن دانست، در یک سوم ابتدایی نمایش اتفاق می افتد. جایی که سکون، ایستایی و حرکت به درون احساسات جاری در شخصیت­ها، تبدیل به فرم نمایش می ­شود. اگر در “نویسنده مرده است” بازی و دروغ عامل محرک است، اینجا در “آناکارنینا” حقیقت است که درام را پیش می­ برد. اینجا دقیقاً جایی است که شخصیت­ها از پوسته و تظاهر خود بیرون می ­زنند و حقیقت خود را افشا می­ کنند و همین مسئله منجر می ­شود که تمرکز، ایستایی و عمق بیشتری بر “آناکارنینا” حاکم گردد.

لذت­ بخش­ ترین قسمت نمایش همان اوقاتی است که دو شخصیت رویاروی هم می­ نشینند، حرف می­زنند و به دلیل عمق عاطفی و جذابیت دراماتیک دیالوگها بجای نمایش دادن و حمله یک سویه به مخاطب، او را به فضای نمایش دعوت می ­کنند و به درون عواطف خود می­ برند. نمایش با بیرون ریزی و نمایشگری وودی به عنوان مجری یک برنامه پرطرفدار و عامه پسند آغاز می­ شود، اما در حقیقت آنچه تماشاگر را بر روی صندلی میخکوب و در فضای نمایش غرق می­کند نه نمایشگری و ظاهرسازی، بلکه افول این تظاهر و رسیدن به وضعیتی آرام، ساده و در عین حال آشوبگر و بغرنج در بیان عواطفِ پنهان است. تفاوت عمده­ دیگری که بین “نویسنده مرده است” و “آناکارنینا” با وجود تشابهات بیرونی وجود دارد، تفاوت میان حقیقت و دروغ یا بود و نمود است. اگر “بود” در “نویسنده مرده است” میان نمود و اراده آدمها پنهان می­ گردد، این “بود” است که از میان “نمود” “آناکارنینا” را می سازد.

یکی از عوامل مهم ساختاری در نمایشنامه “آناکارنینا” این است که یک موقعیت غیر عادی، یک رخداد نامعمول و یک مسئله بغرنج عاطفی در ابتدا -و پیش از فروپاشی پایانی- به شکلی عادی بیان می­ شود و شکل می ­گیرد. مهمترین مزیت این شکل از بیان با توجه به فردیت حاکم بر درام – از این جهت که به رابطه ای خصوصی و درونی می­ پردازد- این است که تماشاگر را بدون اینکه با تقطیعات و تکانه­ های حسی در آنات نمایش مواجه کند، به مسئله نمایش وارد می­ کند و همچنین باعث می­ شود که مخاطب بیشتر از چون و چرا در آنچه می­بیند و قضاوت درباب آن، یک وضعیت را مشاهده و خود را در آن پی جویی کند. این روند عادی بیان امر غیر عادی و نامرسوم سبب می شود تماشاگر نمایش را باور کند پیش از آنکه بخواهد به دلایل این باور فکر کند. در نمایشنامه­ ای که بنیان آن را یک مسئله عاطفی و فردی تشکیل می­ دهد، عادی نمایی و خونسردی اساساً از سطحی نگری عاطفی و نمایشگری متقلبانه که تماشاگر را از کار بیرون بیندازد یا به نحوی کاذب هم هویت کند جلوگیری می ­کند؛ با این رویکرد “آناکارنینا” می توانست حتی از این هم کمتر احساسات گرا باشد. البته تنها به عنوان یک تذکر باید بگویم این رویکرد ساختاری به همان اندازه که در کاری درونگرا و فردگرا مفید است، در کاری با رویکردهای بیرونی و اجتماعی می تواند غلط باشد.

اما علاوه بر اینکه در ساحت متن و درام پردازی “آناکارنینا” یک نقطه عطف در کارنامه عباسی است در ساحت اجرایی سکون و سکوت و زیباشناسی ایستای حاکم بر صحنه که کلمات را بُعد و جلوه می­ بخشد یکی از بهترین و مهمترین دستاوردها عباسی در کارگردانی است. رسیدن به خلاصگی، نه در صحنه، بلکه در چینش موقعیت و میزانسن یعنی اعتماد به نفس نسبت به آنچه روی صحنه می گذرد و در باطن نمایش وجود دارد و این اعتماد به نفس پرشی مهم در کارگردانی عباسی است. نکته دیگر اجرایی آناکارنینا بازی درخشان معصومه رحمانی است. البته پیشتر هم نگارنده این نقد، بازی­های تحسین برانگیزی از رحمانی دیده بود، اما این نقش و حضور نرم اما مقتدر او روی صحنه آن هم بدون اضافات اخلال­گر ستایش برانگیز است. از دیگر سو با توجه به اینکه کیت در نمایش، هدایتِ وودی و همچنین درام و پیشرفت موقعیت و پیچیده سازی آن را بر عهده دارد این اقتدار رحمانی، در تحقق شخصیت روی صحنه بیشترین کمک را کرده است. شخصیتی آشوبگر و نا متعارف با گذشته ای که او را پاک باخته کرده است و به او اجازه ریسک و هدایت کردن در آن شرایط پر ریسک را داده است. وقتی کیت از عادتش به رانندگی با سرعت زیاد در حال مستی می گوید باید منتظر این سرعت زیاد آشوبگر و برانداز – در کنار هدایتی که احتمالا چیزی شبیه به رانندگی در مستی می طلبد- باشیم و صحنه به نوعی جولانگاه تازه کیت/آناکارنینا است.

اما بستار یا پایان نمایش “آناکارنینا” به قوت آغاز و میانه نمایش نیست. مهمترین دلیل هم این است که این پایان برای آن آشوب ساخته شده، قانع کننده نیست. خاصه جملات پایانی وودی اساساً نمایش را با همان قوت بدنه ­اش پایان نمی­بخشد. نمی­توان از چنین موقعیت دراماتیک و عاشقانه­ ای به گفتاری اخلاقی- احساسی رسید، مگر اینکه در مرزهای خود عواطفی که در کار بیان می­ شود باقی نمانیم. اساساً عواطفی چنین ضربه خورده و پیچیده شده و پنهان، در منطقه­ ای بیرون از اخلاق و بیشتر در ساحت غیر قابل کنترل انسان حضور دارد، لذا به لحاظ منطقی این پایان می­ تواند خاصه در گفتار وودی شکلی دیگر پیدا کند و خاصیت نامنتظر و متفاوت نمایش را گسترش دهد.

“آناکارنینا” نمایشی ... دیدن ادامه » دوست داشتنی است، که از عواطف اصلی و درونی به نحوی جذاب و دراماتیک حرف می ­زند و شخصیت­هایی را روی صحنه نشان می­دهد که ذهن مخاطب را درگیر درونیات خود می­ کنند.
راضیه فیض آبادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

کارگردانی هوشمندانه؛ میزانسنی ساده و آرام با تمپویی پیچیده و پُر شتاب / یادداشت جابر قاسمعلی پس از تماشای نمایش "آنا کارنینا"

"آنا کارنینا"ی آرش عباسی را دوست می‌دارم؛ نه فقط برای ایده غبطه برانگیزش، که برای اجرای گرمِ متنِ نمایش و بازی‌های خوشایندش بر صحنه

سرویس تئاتر هنرآنلاین: جابر قاسمعلی فیلمنامه‌نویس و رئیس اسبق کانون فیلمنامه‌نویسان پس از تماشای نمایش "آنا کارنینا" به نویسندگی و کارگردانی آرش عباسی که این روزها ساعت 19 در پردیس تئاتر شهرزاد با بازی معصومه رحمانی و بهنام شرفی روی صحنه است، یادداشتی نقدگونه نوشت که متن آن به این شرح است:

"آنا کارنینا" نوشته و کار آرش عباسی در همان دقایق اولیه با ایده درخشان خود، تماشاگر را غافلگیر می‌کند؛ رویارویی یک مجری موفق با زنی که سالها پیش عاشق‌اش بوده در یک برنامه ... دیدن ادامه » پُرمخاطب تلویزیونی ....

آنچه که در ادامه شاهدَش هستیم گسترش درست این ایده‌ی هیجان انگیز در دل یک موقعیت جذاب است. عباسی موفق می‌شود دو شخصیت اصلی خود را در تقابلی دردناک، شانه به شانه هم پیش برد و از این مصاف گاه نابرابر، اجرایی مناسب، قابل قبول و در لحظاتی درخشان بسازد. به دیگر سخن او با درک امکاناتی که این موقعیتِ نمایشی فرارویش می‌نهد، همه تکنیک‌ها و تمهیدات پنهان و آشکار را به نفع نمایش و تاثیر گذاری بر مخاطب به کار می‌گیرد. تمهیداتی مانند بازی در بازی‌ها، گفتارنویسی‌های پینگ پونگی، استفاده از دوربین تلویزیونی به مثابه کنشی فاصله‌گذارانه و... موجب شده که نمایش گرم و پرتپش تا فصل فینال پیش برود. اما درست تا فصل فینال!

لحظه2ای که وودی رو به دوربین تلویزیونی به اعتراض کت خود را از تن بیرون می‌کند و هاشف (میکروفن الصاق شده کنار دهانش) را به در می‌آورد، نمایش از ریتم می‌افتد. نمایش که تاکنون همچون توسنی بادپا به تاخت پیش می‌رفت، به یکباره، از نفس می‌افتد؛ هم داستان کم می‌آورد و هم حس و حال. چنین به نظر می‌رسد که همه آن حوادث و خاطرات که به شکل پیش داستان‌هایی جذاب طراحی شده‌اند، به فینالی در خور با زمینه‌ای منطقی و احساسی برای شخصیت‌ها (و البته مای تماشاگر) نمی‌انجامد. نتیجه آن که تماشاگر به پایانی برآمده از متن نمی‌رسد و از همین روی مغبون به جای می‌ماند.

با این اوصاف "آنا کارنینا"ی آرش عباسی را دوست می‌دارم؛ نه فقط برای ایده غبطه برانگیزش، که برای اجرای گرمِ متنِ نمایش و بازی‌های خوشایندش بر صحنه. عباسی با هوشیاری از نقدِ رسانه در افشای زندگی شخصی انسان‌ها به کوتاهی در می‌گذرد و به نقدی تند در روابط انسانی می‌نشیند. از این منظر چه باک اگر متن به فضا و حال و هوای آثار اریک امانوئل اشمیت و به ویژه "نوای اسرار آمیز"ش ماننده باشد. این خود امتیازی‌ست برای این نویسنده و کارگردان جوان که توانسته به زیر متن روابط دردناک انسانیـ که آشکارا خاصیتی جهان شمول داردـ سرک بکشد، هر چند پیش از او امانوئل اشمیت، سویه‌های دیگر این روابط و مناسبات را بازنمایی کرده باشد."

یادآور می‌شود علاقه‌مندانان می‌توانند بلیت این نمایش را که تا 31 مرداد ماه به صحنه است، از سایت تیوال تهیه کنند.
صدف اسمعیل پور این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عصری با آنا کارنینا

آنا کارنینا نوشته‌ی لئو تولستوی از آثار برجسته‌ی ادبیات روسیه و جهان است. در کنار چهره‌های پرشماری که در این رمان پدیدار می‌شوند، آنا کارنینا برجسته‌ترین چهره است. اشراف‌زاده‌ی جوانی که بی‌عشق و علاقه‌ی قلبی همسر یکی از امرای مملکتی شده و حال دل در گرو عشق جوانی خام اما پر زرق و برق به نام ورونسکی داده است.

نمایش «آنا کارنینا» به کارگردانی آرش عباسی، برداشتی آزاد از آنا کارنینای تولستوی است که هم‌اکنون در پردیس تئاتر شهرزاد اجرا می‌شود. داستان این نمایش درباره‌ی مجری معروف تلویزیون است که در پانصدمین برنامه‌اش میهمان ویژه‌ای دارد، همسر سابقش که هنرپیشه‌ی معروفی است، میهمان این قسمت برنامه است و باید روبه‌روی همدیگر بنشینند و در کمال آرامش برنامه را اجرا کنند اما سایه‌ی همسر جدید مجری که او هم هنرپیشه معروفی ... دیدن ادامه » است لحظه‌ای دست از سر آن‌ها برنمی‌دارد...

نشست ویژه‌ی شهر کتاب در روز یک‌شنبه ۲۲ مرداد ساعت ۱۵:۳۰ به نقد و تحلیل رمان «آنا کارنینا» نوشته‌ی تولستوی و نمایش «آنا کارنینا» نوشته و کارگردانی آرش عباسی اختصاص دارد که با حضور حسین پاکدل، آبتین گلکار، آرش عباسی، معصومه رحمانی (بازیگر) و بهنام شرفی (بازیگر) در مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار می‌شود و ورود برای علاقه‌مندان آزاد است.
مهدی حسین مردی و رضا بولو این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

برای اجرای جدید در پردیس شهرزاد
«آناکارنینا» پخته‌تر می‌شود/ بازیگران تغییر نکردند


کارگردان نمایش «آناکارنینا» که پیش از این در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته بود اظهار کرد که برای اجرای مجدد در پردیس تئاتر شهرزاد نمایشنامه بازنویسی و پخته تر شده است.

آرش عباسی نویسنده و کارگردان نمایش «آناکارنینا» که پیش از این در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفته بود و قصد دارد آن را در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه ببرد درباره اجرای جدید «آناکارنینا» به خبرنگار مهر گفت: به دلیل استقبالی که در یک هفته پایانی اجرای عمومی «آناکارنینا» در تماشاخانه ایرانشهر از سوی مخاطبان وجود داشت و درخواست هایی که برای اجرای مجدد کار مطرح شد، به این فکر افتادم که این اثر را در پردیس تئاتر شهرزاد بار دیگر روی صحنه ببرم.

وی درباره تغییرات مدنظر در اجرای جدید «آناکارنینا» اظهار کرد: وقفه بین ۲ اجرا فرصتی برای من بود که دوباره به نمایشنامه رجوع کنم. البته همیشه این کار را می کنم و وقتی که اثری را روی صحنه می برم بعد از پایان اجرای عمومی، آن را بازنویسی می کنم. این بار هم نظرات مختلف مخاطبان و منتقدان را مطالعه و بعضی از آن ها را لحاظ کردم. البته کلیات نمایشنامه تغییری نکرده است اما در شخصیت پردازی هر ۲ کاراکتر «آناکارنینا» تغییراتی ایجاد شده و احساس می کنم که این ۲ شخصیت پخته تر و جاافتاده تر شده اند.

کارگردان «آناکارنینا» افزود: هیچ تغییری در گروه اجرایی نمایش نداشتیم و تغییرات فقط در شخصیت پردازی ۲ کاراکتر نمایشنامه بوده است.

عباسی درباره زمان شروع اجرای مجدد «آناکارنینا» گفت: قرار است این نمایش را از ۱۷ مردادماه در سالن شماره ۳ پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه ببریم. بلیت فروشی این نمایش نیز شروع شده و در ۲ روز اول با تخفیف در اختیار مخاطبان و علاقه مندان قرار می گیرد.

معصومه ... دیدن ادامه » رحمانی و بهنام شرفی بازیگران نمایش «آناکارنینا» هستند که پیش از این در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر اجرا شده بود.
مهدی حسین مردی و محمد رحمانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انتشار "نویسنده مرده است" و دو نمایشنامه دیگر از آرش عباسی

نمایشنامه‌های "نویسنده مرده است"، "سی سال بعد" و "گاهی" نوشته آرش عباسی توسط نشر اختران منتشر شد.

نمایش "نویسنده مرده است" سال 91 در مجموعه تئاترشهر، سال 93 در تالار شمس و سال 96 در تالار حافظ به کارگردانی آرش عباسی اجرا شد. همچنین این اثر در شهرهای بلونیا، ونیز و رم به صحنه رفت که با استقبال مخاطبان همراه شد. این نمایشنامه تاکنون به زبان‌های ایتالیایی و آلمانی ترجمه شده است.

"سی سال بعد" عنوان نمایشنامه دیگر از این نویسنده است که قسمت‌هایی از آن، سال 93 در بخش "میز کار نویسنده" که به روخوانی آثار نمایشنامه‌نویسان حرفه‌ای اختصاص داشت، توسط عباسی روخوانی شد و این اثر تاکنون اجرای صحنه‌ای نداشته است.

"گاهی" نیز اثری دیگر از آرش عباسی است که او ... دیدن ادامه » دو سال پیش فیلمنامه‌ای بر اساس آن نوشت که ساخته و اکران شد.

این مجموعه نمایشنامه در 132 صفحه با قیمت 9900 تومان از سوی انتشارات اختران منتشر شده است
سارا_ز این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فروش بلیت آغاز شد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوشتن روی صحنه
گفت‌وگو با آرش عباسی، از «داستان عامه پسند» تا «ویولن تایتانیک»

من اسمش را گذاشتم: «نوشتن روی صحنه» یعنی نویسنده بیش‌تر از آنکه با کاغذ و قلمش سروکار داشته باشد، با اتفاقات روی صحنه کار دارد. در واقع نوشتن، شفاهی می‌شود که بعد ممکن است مکتوب هم بشود؛ اما در روی صحنه شکل دیگری از نوشتن اتفاق می‌افتد.

اینجا بخوانید:

http://yon.ir/JyvPD

مهدیه این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیانت آناکارنینا؛ امروزی و محصول جامعه است

کارگردان نمایش «آناکارنینا» می‌گوید: سعی کردم در این اثر خیانت امروزی را نشان دهم که کاملا مشخص و محصول جامعه امروزی ماست و به شدت مابه‌ازای بیرونی در جامعه ایرانی و جهانی دارد. کار نقدهایی نیز به کل مقوله تلویزیون دارد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در نمایش «آناکارنینا» سه مدیوم سینما تئاتر و تلویزیون در کنار داستانی عاشقانه بهم پیوند خورده است؛ از "شو"ی تلویزیونی که بستر کار است تا خود آناکارنینا که درباره شخصیت سینمایی‌اش صحبت می‌کنیم. آرش عباسی در این‌باره می‌گوید: پرداختن به چند مدیوم خیلی مساله تازه‌ای برای من نبود چون در کارهای قبلی‌ام اصولا پرداختن به شاخه‌ها و مدیوم‌های دیگر را تجربه کرده بودم؛ مهم‌ترینش «نویسنده مرده است» بود که درباره سینما، یا قبل‌تر از آن «همه چیز درباره آقای ف» که در مورد موسیقی بود. علاقه دارم به شاخه‌های دیگری از هنر بپردازم. و چون ذهنم را برای مدتی مشغول می‌کنند دوست دارم در آن فضاها کار کنم اما نمایش «آناکارنینا» مشخصا مساله‌اش چیز دیگری بود.

عباسی ادامه داد: یکسری از برنامه‌های تلویزیون الان تبدیل به برنامه‌های بسیار جذابی برای مردم شده‌اند. هم در ایران و هم خارج از کشور شوهای تلویزیونی خیلی طرفدار دارد. فکر کردم اگر قصه‌ام را در چنین بستری تعریف کنم خیلی می‌تواند جذاب باشد. چون همیشه نگاهم به شوهای تلویزیونی، شکلی از تئاتر بود. فکر می‌کردم چطور می‌شود اینها را روی صحنه اجرا کرد. اما با ترفندی؛ یعنی آنقدر ساده و عامیانه به مسائل نگاه نکند چون اکثر این برنامه‌ها به مسائل به صورت عامیانه می‌پردازند. ولی خب وقتی پایش به صحنه تئاتر کشیده می‌شود خیلی چیزها متفاوت می‌شود.

این نمایشنامه‌نویس و کارگردان با بیان اینکه تلویزیون و سینما در این نمایش الزاما فرمی برای روایت داستان نیست بلکه خود سینما و برنامه تلویزیونی معضلی هستند که داستان را جلو می‌برند، گفت: کاراکتر «کیت» همان نقش محبوب سینمایی‌اش یعنی آناکارنینا را بعد از گذشت سال‌ها با خودش دارد. یا خود شو تلویزیونی بستر روایت قصه می‌شود و اتفاقاتش روند ماجرا را دگرگون می‌کند.

26

عباسی خاطرنشان کرد: اولا وقتی کار را ببینید متوجه می‌شوید که نقدهایی به کل مقوله تلویزیون دارد. من به چنین چیزی نیاز داشتم چون در غیر از این داستان پیش نمی‌رفت و چیزی بیشتر از این را نمی‌توانستم در قصه کشف کنم. باید نظم یک برنامه تلویزیونی روی صحنه بهم می‌ریخت و من بیشتر دنبال این بودم که شکل معمول برنامه‌ها را بهم بریرم و یک بحران روی برنامه زنده ایجاد کنم تا بعد بتوانم قصه‌ام را روایت کنم. که اصلا ارزش این را داشته باشد که روی صحنه اجرا شود. اگر این اتفاق نمی‌افتاد هیچ کار ویژه‌ای نمی‌توانستم انجام دهم. اما الان می‌توانم بگویم یک نمایش را روی صحنه اجرا می‌کنم نه یک برنامه تلویزیونی صرف را.

او یادآور شد: در نگاه اول و در 15 دقیقه اول شاید مخاطب فکر کند فقط قرار است یک برنامه تلویزیونی را به سبک برنامه‌هایی که پخش می‌شود ببیند اما بعد ناگهان همه چیز تغییر می‌کند و می‌چرخد و کشمکشی را روی صحنه می‌بینیم که از کنترل مجری خارج می‌شود. این نقطه خیلی حساسی برای نمایشنامه بود و اگر به این نمی‌رسیدم نوشتن‌اش از ابتدا کار بیهوده‌ای بود.

عباسی ... دیدن ادامه » در پاسخ به این سوال که «آناکارنینایی که شما روایت می‌کنید متفاوت با آن چیزی است که ما از آناکارنینا سراغ داریم و خود شخصیت زن نمایش هم آن را در فیلمی بازی کرده است؛ می‌توان گفت نگاه فمنیستی‌تری در آن وجود دارد. به طور مثال وقتی برخلاف آناکارنینای تولستوی معتقد است، به خیانت تحت هر شرایطی نباید تن داد.» گفت: چند نکته وجود دارد؛ اولا اینکه نگاه فمنیستی را خیلی قبول ندارم چون در نمایشنامه و اجرا هیچ جایی کلامی ضدمرد نمی‌بینیم. اغلب مفهومی که از فمنیست وجود دارد این است که خیلی‌ها فکر می‌کنند باید اثر در مخالفت با مردها باشد اما واقعا اینطور نیست.

کارگردان نمایش «نویسنده مرده است» ادامه داد: من نمایشنامه‌نویسی هستم که شخصیت اصلی تمام کارهایم زن بوده و درباره زن‌ها می‌نویسم. اگر اینطور نگاه کنیم بله، رگه‌های فمنیستی در کار وجود دارد. چون در دفاع از زن‌ها و ظلمی است که به این زن شده است. این زن در «آناکارنینا» مثل بقیه آدم‌ها علیرغم اینکه هنرپیشه معروف و محبوبی است اما دلش می‌خواسته زندگی عادی خودش را داشته و همه چیزهایی که هر زن عادی دیگری دارد را داشته باشد. اما این حق به هردلیلی از او گرفته شده که داستان خیلی وارد جزئیاتش نمی‌شود و فقط اشاره‌ای می‌شود.

27

عباسی با بیان اینکه «خیلی از نقدهایی که به من می‌شود این است که چرا بار سنگین کار به گردن شخصیت زن است» گفت: یعنی انگار حق به زن داده می‌شود و این زن است که در نمایش «آناکارنینا» در حق او ظلم شده است. اما واقعیت این است که به سادگی می‌توانست ماجرا برای من عوض شود و قصه چیز دیگری شود. اما قصه‌ای که من به آن فکر می‌کردم درباره این زن بود و اصلا دلم نمی‌خواست که قضاوتی کرده باشم. حتی یک جمله نمی‌بینید که بگوید مردها اینطور یا آنطور هستند. شخصیت کیت (آناکارنینا) از زبان خودش می‌گوید که با مردی که یکبار خیانت کرده نمان. یا اگر می‌مانی باید بپذیری که او هرلحظه ممکن است به دنبال عطر دیگری هم برود و تو هیچ کاری از دست‌ات برنمی‌آید.

او ادامه داد: خیلی برایم مهم بود که به طور قطع نگویم که همه مردها اینطورند. این فقط از نگاه این شخصیت است. کمااینکه در جایی می‌گوید من باید خلاف شخصیت قصه حرف بزنم و اینجاست که دیگر آناکارنینا آنی نیست که ما می‌شناسیم. قبلا هم گفته‌ام که اسم نمایش «آناکارنینا» است اما ربطی به آن داستان اصلی ندارد. اصلا نمی‌خواستم آن داستان را روایت کنم چون برایم آناکارنینای تولستوی جذابیتی ندارد. به نظرم کار بیهوده‌ای است اگر بخواهیم یکبار دیگر اجرایش کنیم و اصلا مخاطب امروزی دیگر درگیر آن قصه نمی‌تواند باشد.

عباسی با اشاره به اینکه «حتی اگر خیلی موشکافانه بخواهیم برخورد کنیم می‌بینیم که جنس خیانت آن دوره با جنس خیانت امروزی متفاوت است» گفت: من سعی کردم در این اثر خیانت امروزی را نشان دهم که کاملا مشخص و محصول جامعه امروزی ماست و به شدت مابه‌ازای بیرونی در جامعه ایرانی و جهانی دارد. در همه‌جا چنین مساله‌ای وجود دارد و مختص همین سال‌ها هم هست. همین سال‌هایی که ما در آن زندگی می‌کنیم. ممکن است 10 سال قبل یا بعدش شکل دیگری داشته باشد. بنابراین حتی خیانت نمی‌تواند خیانتی باشد که 140 سال پیش تولستوی درباره‌اش حرف زده است چون با جنس زمانه خودش آن را نوشته است. به همین دلیل فکر کردم داستان باید امروزی باشد و فقط قصه تولستوی بستر اصلی و زیرساخت قصه من باشد؛ اگرنه چیز بیشتری از آن نگرفتم چون فکر کردم خیلی کمکی به من نخواهد کرد.

عباسی با تصدیق این نکته که «در جایی کاراکتر مرد داستان خطاب به زن که بازیگر سینماست می‌گوید تو در نقش آناکارنینا فرو رفته‌ای و همیشه می‌خواستی آناکارنینا بمانی. به نظر می‌رسد امروز هم بازیگرانی داریم که نقش خوب و درخشانی را بازی کرده‌اند و دلشان می‌خواهد آن تصویر درخشان برای همیشه از آنها باقی بماند. نگران‌اند که کارهای بعدی‌شان محبوب نباشد و دیگران با کارهای هم‌رده‌ای سراغشان نیایند» گفت: این مساله را در دنیای امروز سینما هم بسیار می‌بینیم. چندین نمونه بیرونی از این دست موارد داشتم و برای هر دو شخصیت این نمایش در ذهنم بود. کلا این جنس نوشتن نیازمند این است که یک پیش‌زمینه‌هایی برای نوشتن داشته باشید و من هم به شدت داشتم.

نویسنده نمایشنامه «لابی» ادامه داد: ایده‌های اولیه‌ام را از همین چهره‌های معروف جامعه سینمایی خودمان به نوعی برداشت کردم. آدم خاصی مدنظرم نبود اما اگر روی این کاراکترها دقیق شوید نمی‌توانید منکر شباهت‌هایشان با بازیگرهایی شوید که در جامعه سینمایی خودمان هم می‌بینید؛ ازجمله شخصیت «کیت» که با نقش آناکارنینا در یک فیلم دوره اوجی داشته و حالا از آن اوج فاصله گرفته و دلیلش هم خود او بوده است.

عباسی یادآور شد: برای این مساله آدم‌هایی در ذهنم بود که خیلی بدتر از شخصیت آناکارنیا در اوج بودند و الان دیگر در یادها نیستند و زندگی‌های سختی می‌کنند اما آن دوران اوج همیشه در ذهن‌شان هست و دارند با خاطره‌اش زندگی می‌کنند و فکر می‌کنند هنوز در آن دوره به سر می‌برند.
صدف اسمعیل پور این را خواند
این اثر دیگه دفاع از زنها نیست....حمله همه جانبه و ددمنشانه به مردهاست....
۱۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

"آنا کارنینا" در شهرزاد به صحنه می‌رود/ پیش فروش از جمعه آغاز می‌شود

در پی استقبال و درخواست‌های مکرر مخاطبان، نمایش "آناکارنینا" با تعداد محدودی اجرا در پردیس تئاتر شهرزاد به صحنه می‌رود.
نمایش "آناکارنینا" به تهیه کنندگی و کارگردانی آرش عباسی خرداد و تیر ماه در تماشاخانه ایرانشهر اجرا شد و با توجه به استقبال مخاطبان از 17 مرداد ماه ساعت 19 به مدت 15 شب در پردیس تئاتر شهرزاد دوباره به صحنه خواهد رفت.
داستان این نمایش با بازی معصومه رحمانی و بهنام شرفی، درباره مجری معروف تلویزیون است که در پانصدمین برنامه‌اش مهمان ویژه‌ای دارد؛ همسر سابق‌اش که هنرپیشه معروفی است، مهمان این قسمت برنامه است و باید روبروی همدیگر بنشینند و در کمال آرامش برنامه را اجرا کنند اما سایه همسر جدید مجری که او هم هنرپیشه معروفی است لحظه‌ای دست از ... دیدن ادامه » سر آنها برنمی‌دارد...
دیگر عوامل این نمایش عبارتند از: نویسنده، تیه کنند و کارگردان: آرش عباسی مدیرتولید: مهدی اکبری، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: پریسا گودرزی، طراح صحنه و لباس::آرش عباسی، طراح گریم: مونا جعفری، طراح نور: آرش عباسی، گرافیک: محمد شمس، پوستر: مینو میر شاه‌و لد، ساخت تیزر: داریوش شهبازی، انتخاب موسیقی: آرش عباسی، مدیران صحنه: داود ونداده، حمیدرضا بزدوده، منشی صحنه: ساحل مصلحی، ساخت دکور: حسین هاشمی.
پیش فروش بلیت نمایش "آنا کارنینا" از جمعه در سایت تیوال به آدرس www.tiwall.com آغاز خواهدشد.
مهدی حسین مردی ، رضا تهوری و پرند محمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید