تیوال محمد عسگری | دیوار
T1 : 19:36:23
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
برای بودنت
این حس دوست داشتن
کم است

از: خود
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
جناب آقای عسگری
اگه براتون مقدور هست با گروه هیچ "نمایشنامه هنر" هم گفتگو نمائید.
ممنونم

(ببخشید در این قسمت پیام گذاشتم ،امکان دیگه ایی فراهم نیست)


شاد و خندان باشید
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۴
درود بر شما
حتما انجام میشه
۰۴ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هوای این شهر
برای نفس های من
عطر تورا به خود زده

از: خود
به جای باران در این شهر قدم زدی
یک شهر دیوانه شد
رژه ماشین ها
حرف همه با تو صدای بوق شد
همت با هفت تیر
فرشته شد
تو را که دیدند
بین چمران و نواب دعوا شد
صدایت که آمد
میان حافظ و سعدی هم
جنگ لفظی شد
مقصر تو نبودی
قدم که می زدی
پشت سرت میدان جنگ می شد
۲۵ آبان ۱۳۹۳
البته عذر مرا بپذیرید برای نظری که می گذارم. به نظرم سوژه شعر خوب و بلکه عالی هست. قسمتی‌هایی از آن به تفکیک زیبا و دلنشین است اما تم موسیقیایی کافی در آن به چشم نمی خورد. شعر باید جان داشته باشد و روان باشد. نه دچار سکته و توقف باشد.
۲۶ آبان ۱۳۹۳
سپاس از نگاهتون و ممنونم از پیشنهادتون
۲۶ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این روزها
لباس هایم را
برای دستهایت
بدون جیب دارم
پاییز مهرش تمام نشده
برای دستهایت
سرمای زمستان را دارم
۲۳ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوای تیوال از امروز با یکم تغییرات کوچیک
امیدواریم که خوب باشه
آهنگ بازی تاج و تخت رو حذف نکنینا!
۰۷ مهر ۱۳۹۳
ممنون آقای باقری،پیشنهاد خوبی بود:)
ممنون آقای عسگری :)
۰۵ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای عصرهای جمعه
Max Richter - The Swimmer

http://s5.picofile.com/file/8137773150/Max_Richter_The_Swimmer.mp3

جناب ثقةالاسلامی این موسیقی متن فیلم The Fountain
(کارگردان:دارن آرنوفسکی) هستش شاهکاری از Clint Mansell

:)


http://s3.picofile.com/file/7604226020/Xibalba.mp3.html
۲۱ شهریور ۱۳۹۳

ببخشید من اینقدر دیر کامنت شما رو دیدم!
۲۱ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همین عصرهای جمعه
این پنجره ها
به اندازه یک شهر
مشتری دارند
مردمش روی صندلی
با آهنگی آرام
فقط سفارش
صاحب عکس جا مانده
در دستشان را دارند
چند روزیست
که دلتنگ بارانم
به وقت قدم زدن
با سایه ات
۲۲ مرداد ۱۳۹۳
باران اگر می بارید
اگر خیس می شد خیابان
اگر پنجره ها را بخار می گرفت و شکل قلبی از انگشتان دخترکی بر شیشه می نشست
اگر..
اما چه سود!!
تو که نباشی هیچکدام نفس نمی کشند!!
و من..
۲۲ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با خاطراتت
درون این شهر
باد کرده ام
به اندازه شش،هفت
یا نه ماه
قدم که میزنم
ویار میگیرم
دو تا دست
چند قطره ای باران

۱۷ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و تنت همان
جغرافیای
وطنم
۳۱ تیر ۱۳۹۳
خطِ استواست
خطوط بدنت ات
رو به
نگاه من

***
۳۱ تیر ۱۳۹۳
سپاس فراوان جناب ابرشیر نازنین
۱۳ مرداد ۱۳۹۳
سلام محمدجان میخواستم بدونم شمابرادر حمیدعسگری هستیداگه جوابمو بدیدممنون میشم
۱۸ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از او برای من
ای خواب
هر شب
از روی تکرار
کمی شرم کن

از: خود
فوق العاده فوق العاده فوق العاده
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
ممنونم ممنونم ممنونم :)
۰۳ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حالا که نیستی
در این شهر
رل مجنون گرفته ام
با سایه ات
با لیلی ام خو گرفته ام
حالا که نیستی
با او حرف میزنم
انگشت اشاره
یک شهر را به خود گرفته ام
حالا که نیستی
خیالت راحت
برای این نقشم
با تجویز دکتر
قرص آرام بخش گرفته ام
۲۴ تیر ۱۳۹۳
حالا که نیستی
خیالت راحت
برای این نقشم
با تجویز دکتر
قرص آرام بخش گرفته ام


سپاس زیبا بود :)
۲۴ تیر ۱۳۹۳
انگشت اشاره
یک شهر را به خود گرفته ام...
عالی عالی :)
۲۵ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همان روز را میگویم
همان لحظه
کاش جور دیگری بود
کاش آنجا پاریس بود
همان روز دیدارمان
همان رفتنت
کاش آغوشی داشت
کاش بوسیدن هم بود
بدون ترس
بدون خجالت
با مردمی سربه زیر
با سکوتی تلخ
همان روز رفتنت
کاش آنجا پاریس بود
با برجی معروف
با ... دیدن ادامه » جوانی ناکام
برای دیدنت
برای من راهی
جز خواب نبود
قصه رویایی
که تو بیداری
کنار من نبود
داستان من و تو
همون داستانی
که اولش نوشتن
یکی بود یکی نبود
۱۲ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لبخندم را درون چشم های تو
روی آینه مردمکت
جا گذاشتم
بیا کمی نگاهم کن
که به اندازه یک عمر
از تو لبخند طلبکارم
۰۱ تیر ۱۳۹۳
بیا کمی نگاهم کن
که به اندازه یک عمر
از تو لبخند طلبکارم...
۱۳ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر روز
این شهر
جای خالی تورا
برای من
تکثیر می‌کند
۲۸ خرداد ۱۳۹۳
در تمام شهر
جایی
برای فراموش کردنت
نیست ..

نیلوفر ثانی
_______

بیشتراز شعرهاتون برامون بذارید جناب عسگری :)
۲۸ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خواب میتواند
همان یک لحظه
پلک بستن باشد
به شرط دیدن تو
همین دیدنی
که خوابی است
با چشم های باز
با بدنی ایستاده
روبروی رویا
روبروی تو

از: خود
عال است محمد جان موفق باشی داداش گلم
۲۸ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باد داره با موهای تو
آبرو داری میکنه
جلوی چشم من
با موهات بازی میکنه
این روزها
خشم خداست
داره بخاطر غیرت من
باد و بدنام میکنه
۱۴ خرداد ۱۳۹۳
خیلی هم عالی!
در وصف باد های خشمگین تهران،توصیف زیباییست!
۱۴ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در این شهر
مثل کودکیم تنها شدم
دنبال تو میگردم
جیغ میزنم
چهار دست و پا میدوم
گریه کنان
اسمت را صدا میزنم
کجایی
برگرد
من که در آغوش این و آن
آرام نمیشوم
۰۹ خرداد ۱۳۹۳
درود بر شما.
بسیار زیبا بود.
۰۹ خرداد ۱۳۹۳
ممنونم از همه ی دوستان
سپاس بسیار
۰۹ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلتنگی همان

موهای پریشان

آرایش پاک شده

و مانتو خیس توست

دلتنگی همین

نشستن و باران دیدن

پشت پنجره ست

از: خود
بغض کرده است و نمی بارد
ابر دل تنگ
پشت این پلک ها

...

!
۱۲ خرداد ۱۳۹۳
مثل همیشه خوب
ممنونم بهار جان
۱۲ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید