تیوال زهره مقدم | دیوار
S3 : 16:37:54
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
قرار است قصه ای بشنویم که اخرش را میدانیم. مرگ
مردن کسی که دوچرخه سوار است. و قرار است خنده دار بمیرد. از همینجا جرقه جذابیت نمایش زده میشود.
مرگی انقدر بی ارزش و بی اهمیت که خنده دار جلوه خواهد کرد...
پس ساکت و متمرکز میشینیم تا قصه برایمان تعریف شود.

اسم طولانی و با فکری که در کنار طراحی عالی پوستر نمایش نشان از توجه و خوش سلیقگی سازندگان آن دارد، از جذابیت هایی است تنها نگاه کردن بهشان ترغیب کننده و خودبخود تبلیغات محسوب میشود. و خوشبختانه بعد از دیدن نمایش احساس فریب خوردگی نخواهید کرد!

متاسفانه فضای دالان مانند سالن سپند بعضی جاها کار دست اجرا میدهد اینجا هم مقداری توی ذوق میزد که کمبود فضای سبز حیاط خانه را در طراحی صحنه بیشتر نشان میداد.

از نکات جالب ابتدایی پخش تیزر در زمان ورود بود که هم برای زودتر نشستن افراد و دیدنش ترغیب کننده بود ... دیدن ادامه » و هم سرگرمی افرادی که به موقع رفتن و سرجاشون نشستند.
داستان در ابتدا من رو یاد فیلم حوض نقاشی انداخت و فضای صمیمی و خوبی داشت.
طرح و ایده کلی کار مقدار زیادی شعار و سیاست زده و "رو" بود و این ضعف نوشته ست.
تقریبا ۳ تا از ۶ کاراکتر بدون هیچ قصه و پرداخت خاصی و چندین اتفاق بدون نتیجه گیری و سرانجامی از پی هم در امد و شد بودند که در متن جمع نشده بودند.
کلیت نمایش اما خوب بود و بعد از دیدن قصه ظهر جمهه خانم ادبی به دل نشست.
موفق تر باشید عزیزان
چقدر جالب اتفاقا من و دوستم درباره حوض نقاشی کلی حرف زدیم.
دقیقا منم قصه ظهر جمعه را دیدم بعد نشستم به تماشای این کار....
۱۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش پنچری i
این نمایش متن خیلی خوبی داره و زحمت بسیاری براش کشیده شده.
من با بخشی از موارد مشکل داشتم که کاملا سلیقه ایه و نمیتونم ایراد بدونمش و خیلی حیلی خسته نباشید میگم به گروه محترم اجرایی.

حس میکنم این نمایش به فضای گروتسک بیشتری نیاز داشت و یک مقدار باید پیرایه کاراکترها و ماهیتشون پررنگ تر می‌بود.
دوست داشتم بیشتر فضای وحشت حاکم باشه تا کمدی. نوع بیان بازیگران به شدت ژانر کار رو به سمت کمدی سر می‌داد که برای من جذاب نبود و خسته کننده شد.
طراحی لباس و گریم ها خوب بود ولی صحنه باید بهتر میبود.
نوع حرکت کردن و رفتار مریض بعضی بازیگرها با بقیه سنخیتی نداشت و این بخش اجرا همگن نبود.
پایان نمایش خیلی ضعیف پرداخت شد.
رودررویی انسان با وجدان خودش و نشون دادنش روی صحنه تاتر اصلا کار آسونی نیست و شاید آخرین راهش استفاده از کمدی باشه.
با یک دکور قوی تر و ... دیدن ادامه » طراحی صحنه سورئال تر از این خانه عجیب و غریب و پرداخت های قوی تر بنظرم نمایش شاهکاری میتونست باشه و پتانسیلش توسط خود سازنده دست کم گرفته شد.
امیدوارم دوستان کار و ببینند و نظر بدند.
زهره مقدم
درباره نمایش قصه ظهر جمعه i
درام، قصه، نمایشنامه، متن گیرا، قصه بومی، نمایشنامه با لایه هایی مفهومی و در عین حال ساده...
این متن رو داریم و همچنان هر ماه ۴ تا هملت اقتباسی در سالن های مختلف میبینیم..
حسرت دیدن اجرای خود مساوات رو همیشه خواهم داشت اما نسیم ادبی چیزی در این اجرا از قلم نینداخت.
خسته نباشید ممنون.
زهره مقدم
درباره نمایش مده آ i
بزرگ ترین ایراد این نمایش حتی بدتر از بازی کاراکتر کارگردان، بخش حرکات موزون هست که به بدترین شکل ممکن و در نابلدی کامل انجام می‌شه.
بازیگر مده‌ا شاید تنها نقطه قوت این کاره که زحمت زیادی کشید و تماشاگر رو توی سالن نگه داشت.
بازیگر نوعروس نمیدونم از اول نمایش عمدا بد بازی می‌کرد و جزو نقشش بود یا آخر کار کمی غیرتی شد و خودش رو جمع و جور کرد.
ایده بدی پشت کار نبود ولی خیلی سینمایی بود و توی تئاتر (این تئاتر) اصلا در نیومد و از بین رفت.
من دوست داشتم زهره جان . اما بنظرم ریتم یک جاهایی خیلی ثابت و یکنواخت و خسته کننده میشد
دیروز
روی حوب بود میبندیمش تموم شه بره :)))
۲۰ ساعت پیش
گبوله؛)
۱۸ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش کمیته نان i
کار رو خیلی دوست داشتم و دیدنش مخصوصا برای همشهریان کردزبان حتما جالب خواهد بود.
خانم عاج دغدغه های قابل توجهی دارند و هر بار با افراد متخصص و کاربلدتری همکاری و تولید کار میکنند.
خسته نباشید میگم و ممنونم از بازی ها و کارگردانی خوب انجام شده،
البته کمی با متن مشکل داشتم چون انتظارم از کار خیلی بالا بود. داستان عجیب بود و دلیل روایت داستان کول‌برها رو با یک خانواده که دو پسر همسان دارند و یک نامادری و ... نفهمیدم.
مشکلات هموطنان کردزبان و علی الخصوص کوابران مربوط به امسال و پارسال نیست که گوشت یخی و یارانه قرار باشه دغدغه پررنگ این نمایش قرار بگیره. وقتی از کرد حرف میزنیم پای یک دنیای پیچیده شده در مشکلات و غم و رنج های سالیان دراز در میونه که اصلا بن مایه اش در این نمایش نبود.
نمایشی در یک خانه کردی نیاز به پرداخت صحنه مشابه واقعیتش داره و طراحی ... دیدن ادامه » مینیمال اصلا براش قابل قبول نیست. کنار گریم خوب خانم ماریا حاجیها صحنه سازی و بازی رنگ ها میتونست چشم نوازی بیشتری ایجاد و همذات پنداری رو خیلی عمیق تر کنه.
غزاله جزایزی باز هم غافلگیرم کرد و شاید اگر دیالوگ هاش مربوط به کولبری در این نمایش نبود کلا داستان ربط خاصی به این جریان پیدا نمیکرد.
برای گروه محترم آرزوی موفقیت دارم.
چقدر روان و خوب نوشتی زهره جان
دیروز
عرض احترام خانم ثانی عزیز
دیروز
عزیزی زهره جان ... درود وارادت بسیار
۲۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقای کلهر عزیز
فرهنگی که برای ما سوغاتی آوردید چقدر اینجا غریبه ست. عذرخواهی کردن از تماشاگران به خاطر تاخیر، به خاطر طولانی شدن زمان کوک کردن ساز بخاطر گرما، توضیحات پیش از هر قطعه، رورانس با جان ودلتون و ..
اینجا هنرمند از مخاطب طلبکاره. وشما اونقدری در کشورهای دیگه کار کردید که می‌دونید اصلا این‌طور نیست!
روی چشم می‌گذاریم شما رو . و گروه نازنین تون رو.
ممنون از همه تمدیدها و تحمل مشکلات و دل بزرگ و انرژی و خالصی که به ما هدیه کردید.
اجرای رویایی و فوق العاده تون رو هرگز فراموش نمی‌کنم.
زنده باشید و سلامت.
زهره مقدم
درباره نمایش آپرکات i
آقای بهروز بقایی عزیز
خوشوقت شدم از دیدن دوباره تون.
درود و صد درود به شجاعت و روحیه بالاتون
این نمایش هم با حضور شما می تونست خیلی به یاد موندنی تر و قوی تر باشه اگر مسعود شاه‌محمدی نوعی دیگر اون رو نوشته بود.
هیچوقت شما رو فراموش نمیکنیم و مرسی از نوعی دیگر و قطار ابدی های تکرار نشدنی تلوزیون دهه هفتاد.
زنده باشید.
⁦❤️⁩
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش اکیپ i
اوکی بچه ها بشینین کار و جمع کنیم..
خوب..
مثلا ما یه جایی هستیم.، بعد چتیم. بعد یهو...
اوه
۶ روز پیش، پنجشنبه
خوب نبود؟
۶ روز پیش، پنجشنبه
خیلی زحمت کشیدن و دیدنشون قطعا مفیده اما متن خیلی جالب نبود اصن
۵ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش است i
از اون کارهای قشنگ و خوب مولوی که تو ذهن آدم میمونه.
نوستالژیک و دخترونه که برای پسرها هم بامزه ست قطعا.
گره ی متن میتونست عمیق تر باشه شاید.. بازی همگی عالی. مرسی.
دوست داشتم خسته نباشید.
زهره مقدم
درباره نمایش خیانت به پینتر i
کار اجتماعی خوب و جمع و جوری بود. اسماهیل دهقان رو به عنوان کارگردان نمایش پپ پیش از این دیده بودم و جسارت خوبی که روی صحنه داره در بازی اینجا کاملا به کار میاد.
خسته نباشید جالب بود.
زهره مقدم
درباره نمایش سیزیف i
چند توصیه دوستانه برای شمایی که قراره این شاهکار رو ببینید.
موبایلتون رو حتما بذارید رو حالت پرواز. چیزی نیست ۹۰ دقیقه.
قبلش اتوبوسی به نام هوس از الیا کازان دهه ۱۹۵۰ رو ببینید. یه نگاهی هم به متن کلفت‌ها بندازید. فایت کلاب رو هم که دیدید. بر باد رفته رو هم بهتره ببینید (فقط هم نه بخاطر این تئاتر همه باید این فیلم آخری و ببینند!)
بیوگرافی ویوین لی رو بخونید و دعا کنید مهدخت مولایی چیزیش نشه... با دیدن بازیش متوجه منظورم میشید.
اوایل نمایش ممکنه نکاتی به نظرتون خنده دار بیاد که بهتون اطمینان می‌دم مربوط به کمدی کار و خنده گرفتن نیست پس تمرکز کنید و اخر کار به جز خنده می تونید حتی جیغ هم بزنید.
دو تا کاراکتر رو به صورت تکی، با هم ، با دکور و بی دکور و هر حالتی که میتونید مجسم کنید. به دکور اوایل نمایش خوب دقت کنید و اخر کار با دیدن بلایی که سرش میاد ... دیدن ادامه » حسابی جا بخورید. ممکنه از صحنه چیزهایی به سمتتون پرت شه یا خودتون پرت شید وسط صحنه.. نترسید و عکس العمل نشون ندید. فقط دقت کنید.
برای رورانس عجله نکنید. بذارید پایان نمایش در سکوت و تاریکی تو ذهنتون ته نشین بشه.
مرحله آخر خریدن بلیت برای دیدن دوباره نمایشه..
خوش بگذره!

زهره‌جان یه توصیه همیشگی از قلم افتاد:

با مثانه خالی بروید توی سالن. حتی اگه مجبور باشید از سرویس بهداشتی!! سالن مستقل استفاده کنید.



۶ روز پیش، پنجشنبه
آقای زم صرفا توصیه کردم به دیدنشون برای درک بهتر وگرنه نمایش اونقدر عالی هست که کمبودی حس نکنید.
۲ روز پیش، دوشنبه
ممنون خانم مقدم
پس ان شاءالله حتما خواهم دید
متشکر
۲۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایراداتی که به این اجرا گرفته شده بنظرم کاملا وارد هست. نمایش کارگردانی خاصی نداره و صرفا هنرنمایی افشین هاشمی با کمک قدرتش در فضاسازی و صداسازی هست، که اینجا میدان بزرگی برای نشون دادنش نداشت.
کلیت کار جالب بود و بازی افشین خوب، اما به عنوان یک نمایش کافی نبود‌.
متن رو نخوندم و نمیدونم چقدر از این محدودیت که دیدم از نوشته چرمشیر سرچشمه گرفته ،اما بنظرم پرداخت بیشتر داستان با کمک کمی حرکت در صحنه، سایه بازی ، ویدیو ارت، بالاتر رفتن صدا در بعضی جاها و موارد دیگه ای از این قبیل می‌تونست اجرا رو کامل تر کنه.
حتی به عنوان یک مونولوگ گویی صرف باز هم این متن پتانسیل بیشتری برای کار داشت.
در هر صورت افشین هاشمی بسیار ارزشمند و دوست داشتنیه و کارش قابل دیدن و لذت بردن.
زهره مقدم
درباره نمایش آپرکات i
شما که اومدین مرکز شهر، کاش ساعت اجرا رو هم بعد از طرح ترافیک میگذاشتید :(
عه! خوب شد اشاره کردید، توجه نکرده بودم سالنش تغییر کرده، رفت تو لیست
ممنان :)
۱۳ خرداد
دیوار پلاس رو اگه بذاریم باید برای تمام روزهای اجرا باقی بمونه
۱۵ خرداد
تخفیف تیوال پلاس برای چند تا سانس محدود هم میتونه باشه
۱۷ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گرچه کامم تلخه از شما عزیزان به خاطر ورود دادن به بچه ۳ ساله مهمانانتون که تمام مدت اجرا پشت سر من در حال حرف زدن با مادر بی فرهنگش بود که در مقابل تذکر محترمانه ترجیح دادن به ما حمله کنن و با کنایه دایره لغاتشون رو به رخ بکشند، به دلیل احترامی که در همین مدت کوتاه برای کارگردان محترم قائل شدم به دیدن اجرا اومدم و باید تشکر کنم که تاخیر رو به حداقل ممکن رسوندید.

سبک اجرا با اون مونولوگ ها و فریز شدن بازیگرها برای معرفی شون خیلی خوب دراومد و جالب و سینمایی شده بود. به اندازه هم بود. پایان نمایش هم با ارائه مونولوگی که یکدفعه کل جریان رو وارونه کرد خیلی کمدی و متفاوت بود.
متن خوب و جذاب بود و نمایش با مدت زمان معقول و به اندازه.
ضعف نمایش اگزجره شدن بخش فیزیکال نمایش بود که سطح کار رو مقداری در حد کمدی آزاد پایین آورد.
امیدوارم اجرا با کمی هرس شدن ... دیدن ادامه » در یک سالن بهتر دوباره اجرا بره.
دیشب بازیگر عمو مورد اصابت چوب حاجی قرار گرفت و دیدم پوست دستش رفت و قرمز شد. و چه جالب که اصلا به روی خودش نیاورد.
موفق باشید.

همدیگرو به قصد کشت میزدن
یه لحظه ترسیدم عمو داشت از سن میافتاد بیرون )))
خدا رحم کرد
۱۳ خرداد
ممنون از نظرات دوستان. همونطوری که خانم مقدم فرمودند امکانات نورپردازی مارو در نظر بگیرید به جرات میگم تو 90درصد سالنهای ما در ایران 5 عدد پرژکتور موضعی و یا فالور وجود نداره و ما در محراب میتونستیم نهایتا 3 تا داشته باشیم که اتفاقا امکانات نوریش بد نیست ... دیدن ادامه » من ترجیح دادم ناقص استفاده نکنیم و فقط برای عباس استفاده بشه البته در انتها برای خود حاجی. اما اینکه تماشاگر معرفی رو بهتر متوجه بشه اصلا باهاتون موافق نیستم وقتی نریشن گفته میشه این مامانه یا این خواهرمه.، دیگه مشخصه دیگه ما که بیست نفر بازیگر رو صحنه نداریم مخصوصا این که معرفی بعد از آخرین دیالوگ همون کاراکتر هست. در مورد کمدی اساسا یکی از دلایلی که من کمدی کار کردم سوای علاقم به این سبک و قدرت نفوذش این بود که متاسفانه ما کمدی های خوبی تو مملکتمون تولید نمیکنیم. و تقریبا تو اکثریت نمایشها شاهد شوخی های اروتیک و وابستگی شدید به دیالوگ هستیم وتمام بار طنز کار نه کمدی رو دوش دیالوگ هست و نمایشهای کاملا دیالوگ محوری رو شاهد هستیم. البته منظورم قطعا این نیست که نمایشهای دیگه بدن و ما خوبیم نه خیر اما من تلاش کردم از این موارد دور باشم و وقایع و تصاویر و میزان سن های کمدی بسازم و در کنارش از دیالوگ کمک بگیرم. اما کمدی اساسا چی هست و اصلا نمایش مارو میشه کمدی دونست یا نه؟ کمدی موقعیت به زبان بسیار ساده و البته کامل قرار گرفتن کاراکترهای نمایش در شرایط و موقعیتهای کاملا جدی که برای تماشاگر خنده دار هست. به همین سادگی و مشکل دقیقا از همین جاشروع میشه چون واقعا سخت هست ساخت وقایع و اتفاقات کاملا جدی اما خنده آور. عزیزانم دوستان عزیزی که نمایش مارو دیدید برگردیم به نمایش شما در کجاها بیشتر خندیدید؟ من به شما میگم بیشترینش لحظه ای هست که متوجه میشیم حاجی برای یکی از مسولین چیزی فرستاده (سر بسته گفتم داستان لو نره)
خب شما میخندید اما صورت حاجی و خانوادش سراسر درده. جای دیگری که متوجه میشیم برای کارخونه مشکلی به وجود اومده که این مشکل برای حاجی بسیار بد و ناراحت کننده است اما شما باز هم بهش میخندید.... و بسیاری موارد دیگه مثلا رفتار حاجی در برابر خواستگار و شادی دخترش.... اینها کاملا جدی اتفاق می افتن اما تماشاگر به شدت بهش میخنده. و من فکر میکنم این نمایش میشه بهش جدی تر نگاه کرد. البته که ما هم مثل هر نمایشی کامل نیستیم و نقدهایی بهمون وارد هست و بنده گردنم از مو باریکتر اما فکر میکنم جدی تر میشه به این نمایش نگاه کرد. از همه عزیزانی که نظر دادن و بنده و گروهم رو در بهتر شدن یاری میکنن سپاسگزارم.
۱۴ خرداد
سلام و ارادت به دوستان نازنینم
یک توضیح کوچولو بدم
برتری تئاتر حرفه ای به سینما در تکنیک اجرایی است که به مصداق جلوه های ویژه ای که در فیلم میبینیم مخاطب را دچار توهم آسیب میکنه و این مهم حاصل نمیشود مگر با تکنیک .......
متاسفانه اکثر اجراها مصدوم میده ... دیدن ادامه » و این صدمه ها گاهی به یک کبودی ساده و گاهی آسیب هایی رو ایجاد می‌کنه که بازیگر سالها درگیر درمانش هست
افسوس که بازیگر های جوان متزورانه آسیب رو میپذیرند و با مغالطه و سفسطه سعی در نمایش تکنیک نداشته دارند
در هار واقعاً اون دوست عزیز بلحاظ بدنی آماده بود اما از تکنیک استفاده نمیکرد هر بار که یک نفر از روش عبور میکرد از گوشه چشمش یک قطره اشک می‌چکید
خلاصه آقا رضا جان غیوری ⁦خیلی ❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۶ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خیلی خوبی می‌تونست باشه اما نبود. نمیدونم چرا همزمان یک بازیگر خوب مثل آقای طباطبایی با یک نابازیگر فاجعه باید دو نقش اصلی یک نمایش باشند. متن رو دوست داشتم و اجرای مدرنیزه شدنش رو همینطور اما ضعف های بازیگران و پرداخت بی محتوای کاراکترها هیچ جذابیتی از نمایش به جز بازی آقای طبابایی رو بهم منتقل نکرد.
زهره مقدم
درباره نمایش مار بازی i
به جز پایان نمایش که می تونست خیلی بهتر باشه متن و بازی ها خوب بودند. خودزنی های بهاره رهنما تکراری نمیشه و لات بازی های کامبیز دیر باز هم همینظور :)
انتخاب بازیگر این نمایش درست و جذاب بود.
زهره مقدم
درباره نمایش جنین جن زده i
نمایش هر چی پیش رفت بهتر شد. بازیگران کمی بداهه پردازی می‌کردند که هم نشون دهنده تسلطشون بود و هم دست پاچگی. آقای سلمان بازیگر بهتری بودند تا کارگردان. امیدوارم دوباره اجرا بشه با پختگی بیشتری. پیام داستان جالب توجه و خوب بود.
زهره خانم مخلصیم :) چی بود این نمایش آخه :( متن از این داغون تر و باورناپذیر تر میشد نوشت؟ از دید من تنها نکته مثبتش جز همون بازی ها که اشاره کردید موسیقی زنده ش بود
۰۲ خرداد
من تمام مدت گارد داشتم در مورد نحوه رفتاز زن و مرد و میخواستم داد بزنم خشونت علیه مردان را متوقف کنید! امادر عین حال از بازی شون خوشم اومد و کنجکاو بودم در مورد آخر داستان. در پایان نمایش هم که پیامش رو فهمیدم و دلیل اون همه اذیت آزار خانم رو متوجه شدم. کلیت ... دیدن ادامه » کار بامزه و خوب بود. حس خوبی داشتم به کار. ولی حق با شماست متن ساده و تک بعدی ای بود.
۰۲ خرداد
درود و ارادت
۰۲ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش چیزی شبیه زندگی i
اسپیناس پالاس را فراموش کنید. این گروه پتانسیل اجرای شاااهنامه دارند. فردا شب آخرشون رو ببینید و از بازی ها حظ ببرید. زندگی کنید متن حسین پناهی رو. نفسی تازه کنید.
زهره مقدم
درباره نمایش راز نقل آخر i
نمایش هایی که با محتوای سنتی و فرم سیاه بازی و صحنه خوانی و نقالی و.. در سالن سنگلج اجرا میشند نیاز به حمایت شدن دارند. یا بهتر بگم ما نیاز به حمایت ازشون داریم. چون با کم شدن تعداد تماشاگرشون چیزی به محو شدنشون از چارت تئاتر های سالیانه نمونده و ممکنه نسل های بعدی از دیدن تئاتر با این سبک و سیاق محروم بشند و همه چیز به فراموشی سپرده بشه.
اما توقع پایین و سادگی اجرای این دست نمایش ها دلیل برای پایین بودن کیفیت و به قول معروف سمبل کردنشون نیست.
نمایش راز نقل آخر به جز یکی دو تا از بازی ها دارای ضعف های شدید اجرایی بود.
ایده یکی بودن کاراکتر راوی و یکی از نقش ها همزمان در نیومد و به کل تماشاگر رو از دنیای نمایش به بیرون پرت می‌کرد.
قرار دادن میکروفون جلوی سازها بدون در نظر گرفتن میزان صدای بازیگرها بدون میکروفون واقعا عجیب بود.
بازیگران نقش های اول ... دیدن ادامه » اصلا جالب نبودند و متاسفانه توانایی ارائه کار رو نداشتند.
داستان کشش کافی رو برای حفظ تماشاگر داشت اما نوع اجرا متاسفانه در جهت عکس عمل می‌کرد..
امیداورم در همین ژانر کارهای موفق تر و کار شده بیشتری از این گروه محترم ببینم.
زهره مقدم
درباره نمایش چیزهای سرد i
اجرا کمی برام گنگ بود. ایده اصلی (ایجاد ملالت اجباری به جهت انتقال حس یک بیمار خونه نشین در حال تحمل اطرافیان بدون امکان حرکت) با وجود تکراری بودن و اینکه خیلی زود برام لو رفت باز هم جالب بود. تک گویی های کاراکترها مخصوصا خواهری که با اشاره به آوا شریفی تخیل تماشاگر رو به کار می‌گرفت جالب و خوب بود و رها شد. شکسته شدن دیوار چهارم از اوایل نمایش جذاب بود اما اون هم رها شد. ایده های زیادی در کار بود که کار رو چند پاره می کرد و رها می شد و بهتر بود یکیش تا به آخر ادامه پیدا می‌کرد. به مواردی بر می خوردم که نمی دونستم ایراد شب های اوله یا جزوی از نمایش، با توجه به نبود بروشور حدس میزنم اجرا هنوز جا نیفتاده.
بازی ها اما خیلی خوب بود. خیلییی خوب. طراحی ها هم همینطور.
خلاصه نمایش: خانواده‌ای در حال برگزاری مراسم مرگ مادرشان هستند، در صحنه اول که در حال برگزاری ... دیدن ادامه » مراسم مادر هستید جای خرما میون اون سبزیجات خالیه.
نکته:
جایی در نمایش گفته می شه با ورود مهمانان موسیقی ملایمی پخش خواهد شد و .... (جایی برای نوحه خوانان نیست!) کاش این رسم آزار دهنده از بین بره زودتر.

خسته نباشید و با آرزوی موفقیت.