تیوال پارسا یزدی | دیوار
S3 : 22:43:44
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
پارسا یزدی
درباره نمایش سیزیف i
امشب در تیاتر مستقل، به تماشای سیزیف نشستم. نمایشی که سال پیش خیلی اتفاقی و بدون شناخت هنرمندان به تماشایش نشستم و هر لحظه از اجرایشان میخکوبم کرده بود. امشب هم درست عین پارسال خیلی اتفاقی بلیط خریدم. یکی دو ساعت مانده به اجرای امشب تمامی صندلیها فروخته شده بود و منی که هیچ وقت بلیط خارج از ظرفیت نمی‌خریدم، با خاطره خوبی که از عزیزان به یاد داشتم بلیط برای نشستن روی تشکچه خریدم.
دوستان من، تجربه نمایش روی زمین حس و حال دیگری به من داد. واقعا حس خوبی بود. ردیف اول با دیگر عزیزان نشسته بودم و همه میخکوب هنر مهدخت مولایی و اسماعیل گرجی بودیم. لذت تماشای سیزیف یک طرف، لذت تماشای اجرا روی زمین یک طرف دیگر.
از هنرمندان این نمایش تشکر می‌کنم. همه چیز عالی بود. و البته فکر می‌کنم باید به نویسنده کار هم همچون کارگردان و بازیگران نمایش تبریک گفت، واقعا ... دیدن ادامه » گلچین عارفی کاری کرده است کارستان.
بنابراین، پیشنهاد می‌کنم این نمایش را نه از روی صندلیها، از روی کف سالن تماشا کنید. لذتش چند برابر می‌شود. بدرخشید عزیزان من.
فکر کنم در صحنه پرتاب کتاب دقت بیشتری شده چون روزی که من اجرا رو دیدم چند نفری که ردیف اول نشسته بودن مورد لطف قرار گرفتن و چند کتاب به سرشون برخورد کرد
۱۴ ساعت پیش
جناب یزدی، این چه پیشنهادی هست که می فرمایید؟ این همه دوستان اومدند و در اینجا در مورد اشتباه بودن فروش خارج از ظرفیت نوشتند و گفتند این کار در شان تماشاگر تئاتر نیست و در صورت بروز اتفاقی ممکنه فاجعه بار باشه؛ حالا شما تبلیغ میکنید که یکبار هم بشینید ... دیدن ادامه » رو زمین و هیجان عبور کتاب از کنار صورتتون رو تجربه کنید...
۶ ساعت پیش
امیر جان، بنده هم مثل شما دغدغه ایمنی در سالن رو دارم و در نوشتارهای پیشینم میتوانید این امر را ببینید (به عنوان مثال انتقادم به سالن هما که اولین دور از کالیگولای غنی‌زاده در آنجا اجرا رفت). ولی دیشب که این فرصت پیش آمد و نمایش را آنطور تماشا کردم حس خوبی ... دیدن ادامه » داشتم. بگذریم از اینکه در آن شرایط اجرا که در راهروها هم تماشاگر نشسته بود، ایمن‌ترین نقطه همان ردیف جلو روی زمین بود.
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی خوب از نسلی جوان و دارای ابتکار. جذابیت کار از آن جهت دو چندان است که کار ریشه در فرهنگ و ادب پارسی دارد و بر خلاف سنت نقالی و پرده‌خوانی که برای داستان‌گویی شاهنامه از قدیم مرسوم است؛ از اجرای نمایشی و هنر تیاتر بهره برده شده است. بازیها بی‌نظیر است و حرکات نمایشی و بدن بازیگران همچون سرمنشا هنرمندانی با کوله‌باری از سالها تجربه نمایشی بر صحنه نمایش سیال‌وار در جریان است. موسیقی حماسی کار جانی و جلایی بر روح تماشاگر می‌نشاند و عجب با واگویه فرهنگی که با آن روبرو هستیم عجین شده است. نمایش بی‌ادعا است و بری از چینشهای پیچیده و گاه زیاده از حدِ طرح صحنه نمایش می‌باشد و به مقدار نیاز و به خوبی هم از سکوهایی برای اجرا بهره برده شده است و هم از تابلوهای سنتی شاهنامه در انتهای نمایش. تنها ایراد کار شاید شفاف نبودن نقشها و عقب ماندن گاه به ... دیدن ادامه » گاه تماشاگر از سرعت سیر داستان و بازیگران باشد و آن هم ریشه در نوع نقلی دارد که خوانش چندباره و بر صبر آن نیز برای خیلی از مخاطبان دشوار است؛ درک شعر غنی پارسی و در جریان داستان نمایش قرار گرفتن برای هر مخاطبی آسان نیست و ایشان گهگاه از روند داستان عقب می‌ماندند و این دشواری می‌توانست به تقلید از نقالان قهوه‌خانه‌ای با ترکیب نثر و نظم در حین اجرا، بهبود یابد. در مجموع من عاشق هنری شدم که تماشا کردم و مبهوت تسلط و اجرای خوب بازیگران که چه خوب ریشه‌های فرهنگیمان را به تصویر درآورده و بر جانمان نشاندند. تماشای این نمایش، قویا پیشنهاد می‌شود، و معتقدم که این قول از هنر جایش خیلی روی صحنه نمایش خالی است.
پارسا یزدی
درباره نمایش نان i
پوستر و لوگو اینقدر جذاب، فقط 35 دقیقه نمایش؟ انصافانه‌اس؟
سپهر این را خواند
زهره مقدم، لیلا مظاهری و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
جناب یزدی این اجرای فرم و بازی با بدن هست و به انرژی زیادی نیاز داره
به همین دلیل تایمش کوتاه هست
۳ روز پیش، یکشنبه
نمایش چطور بود؟
۲ روز پیش، دوشنبه
خانم ندا، نمایش خوب بود. کاراکترهای فانتزی و استفاده خلاقانه از نان به اشکال مختلف و ماسک بازیگران بسیار نو‌آورانه بود. نمایش دیالوگ ندارد ولی بازیها پیام لازم را منتقل می‌کند. گهگاه کش‌دار شدن بعضی صحنه‌ها خسته‌ام می‌کرد و به نظرم می‌توانست کوتاه‌تر ... دیدن ادامه » شود. در کل آنقدر نمایش بدیع بود و آنقدر خوب حرفهای دل قشر متوسط و ضعیف جامعه را بازگو می‌کرد که واقعا حیف است با کم‌اقبالی مخاطب روبرو شود.
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه ساعت نمایش تو تالار شهر، هنرمنداش دوست‌داشتنی و محترم، داستان نمایش که جذاب به نظر می‌رسه، قیمت بلیطش هم که منطقی است... من که مشتاقم به تماشایش.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره نمایش سیزیف i
گوهر نابند این گروه و ستاره‌ای درخشان است این نمایش، در تاریکی کنونی اجراهای کم‌محتوا و معدود خوب. یک نمایش عالی که در اجرای پیشین چنان تاثیری روی من گذاشت که هنوز که هنوزه تکرار تصاویر و یادآوری اجراها در ذهنم، من را مبهوت می‌کند. نمی‌دانم مجددن تماشا کنم یا نه، ولی حیف است اگر پیشتر ندیده‌ایدش از دستش بدهید. از عمق وجودم تماشایش را پیشنهاد می‌کنم که می‌دانم به جانتان می‌نشیند، هم هنر اجراشان و هم محتوایی که منتقل می‌کنند.
"قبل از تکمیل فرآیند خرید، چند ثانیه بیشتر فکر کنیم..."
از دیدن نام ثروتی، پسیانی، پناهی‌ها و دیگر چهره‌های معروف احساستی شده بودم و با اشتیاقی بالا می‌خواستم بلیط این نمایش را تهیه و به تماشا بنشینم. جمله‌ای معروف یادم آمد که در ذهنم تکرار شد: قبل از هر تصمیم احساسی چند ثانیه صبر کن. بعد به نظرم آمد که در نمایشهای مشابه که پر از چهره معروف بود، مخاطب عام چه هنرنماییهایی در بخش تماشاگران که بروز نمی‌داد و در اجراهای مشابه چقدر تجربه نه چندان دلچسب داشته‌ام. بعضی با موبایل فیلم می‌گرفتند. دیگری با دوربین چند ده میلیونی‌اش، شات مدام می‌زد و فخر می‌فروخت، بیخیال آنکه ما که هیچ، دوربینش دردش گرفته! آن دیگری همانند مترجم همزمان خبره، احساساتش و نکات تکمیلی را به دوستانش تذکر می‌داد و بلند بلند قهقهه می‌زدند. ردیف جلویی قدش آنقدر بلند بود ... دیدن ادامه » که به علت هم‌ارتفاع بودن صندلیها بخش بزرگی از صحنه از دست می‌رفت. بعضی نیز چیپس می‌خوردند تا حسابی حقشان را از پول بلیط بگیرند، بدون خوراکی که نمی‌شود...
بعد دیدم با این شرایط اگر صد و چند هزار تومان پول بلیط بدهم و به احتمال ضعیف از محتوای نمایش هم راضی نباشم، انصافا ظلم در حق خودم که هیچ، در حق اینترنت مصرفیم اجحاف کرده‌ام. پس بی‌خیالش شدم و یک لیوان دوغ خنکی را نوشیدم که برندش از تبلیغات در سیمای سراسری انصافا سنگ تمام گذاشته. با کمترین هزینه و بی‌هیچ دردی؛ و بعد دو سه نمایش با قیمت معقول‌تر انتخاب کردم تا از تماشای هنر هنرمندان نام‌نا‌آشنای بی‌ادعا لذتی مضاعف ببرم.
پارسا جان اگه اون لذت مضاعف حاصل شد بی‌زحمت یه ندا بده ما هم تعقیبات مشترکهٔ دوغ‌خوری‌مون رو به‌جا بیاریم...
۲۱ خرداد
درود جناب جوانی نازنین؛ ممنون از مرقومه‌تان بر سیاهه این حقیر. منظور از خاص و عام مخاطبی است که مدام تیاتر تماشا می‌کند و دیگری گه‌گداری بواسطه تبلیغات چهره‌ها جذب نمایش می‌شود. غیر از این هیچ کسی جایگاهی برتر نسبت دیگری ندارد. و درست می‌فرمایید که ... دیدن ادامه » اگر یکی از این عزیزان نیز درگیر هنر شود؛ رسالت هنر به جا آمده است. بدبین نیستیم که نقاط قوت نمایشها را نفهمیم و فکر می‌کنم از این منظر هم‌داستانیم.
اما خیلی بخشی از فرمایش شما در ارتباط با کسی که شرایط عمومی را لحاظ نمی‌کند متوجه نمی‌شوم و خوشحال می‌شوم کمی بیشتر بحثتان را بسط دهید. آیا باید هر مخاطبی، هر گونه که خواست در سالن رفتار کند و دیگران را آزار دهد؛ و کسی که انتقاد می‌کند بی‌فرهنگ محسوب می‌شود چون شرایط عمومی را لحاظ نکرده؟
۲۱ خرداد
ارادت
منظورم همون کسانین که جلو در بیمارستان بوق می‌زنن. وقتی سوار نقلیه عمومی میشن نمیشه تا شعاع 10 متری‌شون جنبنده زنده بمونه. محتویات حلق و گلوشون رو جهت یادگاری رو آسفالت و بقه جاها پرت می‌کنن و...
اینها کلاً چیزی به اسم فرهنگ عمومی براشون معنا نداره. ... دیدن ادامه »
توی تئاتر یا سینما هم همین کارها رو میکنن.اینها اصلاً تماشاگر نیستن به تعبیر اهل حق "تماشاگرنما" هستن:)
نزدیک‌ترین تجربه من با این افراد همین چند روز پیش بود سانس ساعت 11 شب ایران مال فیلم سرخ پوست (دقت کنید سینما بهمن، ظهر، فیلم دختر شیطان نه ها) تمام طول فیلم یک خانمی بغل دست من بود با همراهش که یک‌سره تمام تلاشش رو می‌کرد تا بلندترین صدای ممکن رو از بطری خالی آبش دربیاره این تازه بعد خوردن ساندیچ کالباس و نوشابه و خارج کردن باد گلو بود. سه چاهار بارم که تذکر دادم و حتا داد بیداد کردم فقط لطف کرد و جاش رو با همراهش جابجا کرد یعنی یه صندلی رفت اون ور تر و دوباره شروع کرد. دیدم ادامه بدم جز اینکه فیلم رو از دست بدم فایده‌ دیگه‌ای نداره پس بی‌خیالش شدم و فیلمم رو دیدم.
همین‌ها میرن تئاتر و همون داستان رو تکرار می‌کنن.
مخاطب خاص و عام رو هم به نظرم هر دو همسوییم با دوتا عنوان مختلف.
برقرار باشید.
۲۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره سریال چرنوبیل i
در هنگام ثبت قیمت بلیط، اشتباهی رخ نداده؟ سی و پنج هزار تومان زیاد نیست؛ برای یک فیلم دانلودی که از کیفیت آن چندان مطمئن نمی‌توان بود و برای نمایش فیلم در سالنی که به فرموده خود سالن "یک پاتق" بوده و سینما نیست و بنابراین با سالنی استاندارد مواجه نیستیم و طبیعتا خدمات یک سینما را نخواهیم داشت و طبعا قصد بخش فروش سالن از آن توضیحات مفصل، پایین آوردن سطح انتظار مخاطب است، قبل از هر گونه خرید و مراجعه حضوری؟
جالبه بتونی "بدون اجازه" فیلم مردم رو پخش کنی و پول بگیری!! :)
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره نمایش است i
نمایشی که تهیه کننده‌اش محمدزاده باشد و در تالار مولوی به اجرا برود؛ تماشایش حداقل برای من از بایدها است. متاسفانه افتخار آشنایی با هنرمندان این نمایش را ندارم ولی از قرائن پیدا است که مایوس نخواهیم شد. بدرخشید نازنینان...
چند وقتی است که تعدد کارهای نمایشی، من را به این فکر فرو برده است که؛ تیراژ بالای اجرا، آیا مخاطب را دچار تنزل سلیقه تا سطحی مشابه غذاهای فست‌فودی نکرده است؟ با دقت در برنامه سالنهای نمایشی متوجه می‌شویم که هر سالن به طور متوسط دو تا سه نمایش را در هر روز طبق برنامه تنظیمی نمایش می‌دهد. دوره اجرای هر نمایش نیز بین دو تا چهار هفته است. به این ترتیب، با افزایش نمایشهای مورد اجرا و کاهش دوره زمانی هر اجرا، با نمایشهای فست‌فودی مواجه می‌شویم که خالی از کیفیت بالای مورد انتظار اهالی واقعی هنر هستند و بیشتر در پی افزایش بسامد بازگشت مخاطب با سلیقه متوسط و کم هنری به سالنهای نمایشی هستند. در کنار این موضوع نیز می‌توان افزایش معنی‌دار قیمت بلیط نمایشها را شاهد بود که افزایش نمایشهای فست‌فودی که طبعا طراحی صحنه خاصی ندارند، عوامل اجرایی آماتور شامل ... دیدن ادامه » بازیگر، کارگردان، موسیقی و غیره آنها را به صحنه می‌برند و در نتیجه، افزایش بازدهی اقتصادی برای سالنها را به همراه دارد و متاسفانه باعث کاهش سطح انتظار و سلیقه مخاطب و بدتر از آن، عادت دادن مخاطب به دیدن کارهای چیپ و خالی از هنر می‌شود.
به همین علت است که بنده چند وقتی است نسبت به تماشای نمایشها بی‌میل و به توصیفهای غیرواقعی و دروغینی که پای برگهای نمایش در تعریف و تمجید از نمایشها و بازیگران در جهت جذب مخاطب گذری به نمایش گذاشته می‌شود تا حدودی بی‌اعتماد شده‌ام. به عقیده بنده، روند کنونی سالنها در انتخاب نمایشهای کم‌محتوا وفق آنچه در قبل توصیف شد، ضربه بدی به بدنه هنر نمایشی در بلند مدت خواهد زد. حداقل آنکه بد نیست سبد اجرای سالنها به دو بخش نمایشهای اصلی و فرعی تقسیم شود و هر نمایش با هر سطحی از هنر و اجرا، مجوز قرارگیری در بخش اجرای اصلی سالنها را دریافت نکنند.
به همین دلایل من از ابتدای سال فقط یک نمایش برای دیدن انتخاب کردم متاسفانه
۱۰ خرداد
ارادت دارم جناب نوروزی. البته بنده بیشتر تماشا کرده‌ام در سال جدید، ولی متاسفانه جنبه اقتصادی و سودآوری مخاطب بیشتر از هنر در سالنها ارزش پیدا کرده است. و جالبتر آنکه بیشتر نمایشهای خوبی که تماشا کرده‌ام در سالنهای کوچک و کم مخاطب بوده است تا سالنهای ... دیدن ادامه » پر هیاهو و اسم و رسم‌دار.
۱۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان من بعد از تماشای نمایش به متن نمایشنامه مراجعه کرده و آن را مطالعه کردم. آیا بخشهایی از نمایشنامه حذف و بخشهایی به آن افزوده شده بود؟ همینطور وقتی برای مرتبه دوم نمایش را به تماشا نشستم چنین به نظرم رسید بخشهایی از نمایش نسبت به شبهای اول اجرا تغییر و حتی کاسته شده بود، خصوصا صحنه آخر نمایش که کودک مجددا اجرا می‌رود. آیا شما نیز با چنین تغییراتی مواجه بودید؟ خوشحال می‌شوم نظرات شما و البته توضیح گروه هنری را بخوانم.
من دوبار روزهای پایانی دیدم نمایش رو، متوجه تغییری نشدم
۰۵ خرداد
رضا جان من یک بار روزهای نخست تماشا کردم و دومین بار روزهای پایانی، به نظرم رسید که بعضی مفاد اجرا خصوصا در بخش پایانی حذف شده بود.
۰۵ خرداد
کاربر “ رضا غیوری “
سلام العلیکم ! :)))
آقا چقدر کم پیدا شدین ، چرا دیگه نقدی نمینویسین ؟

۰۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره نمایشنامه‌خوانی مجلس ضربت زدن i
با عرض سلام، بنده متاسفانه دیر متوجه این اجرا شدم؛ تقاضا دارم که در صورت امکان تمدید بشود. متشکرم.
درود بر شما
اجرای این نمایشنامه خوانی تمدید و خرید بلیت سانس تازه آن آغاز شد.
۰۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من هنوز این نمایش را تماشا نکرده‌ام ولی موضوع این ساعت نمایش که اینقدر دقیق انتخاب می‌شود چیست؟ قبلا 18:18 بود و حالا 23:11! نکته‌ای دارد؟ بگین همه با هم بخندیم! :))
احتمالا بیشتر منظورشون این بوده که ما یکم بریم جلوتر :))
۲۷ اردیبهشت
خواهش میکنم. منم امیدوارم واقعاً هدفى پشت این اعداد باشه، اینجورى جالب تره.
۲۸ اردیبهشت
باید دید واقعا سر همین زمانی که اعلام شده هم شروع میشه یا نه
۲۸ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره نمایش شهر ما i
در شبی که اجرا را تماشا کردم، بازیگر نقش بزرگسالی فرزند دکتر که داماد می‌شود متاسفانه حالش بد شده و به بیمارستان منتقل شده بود. اما خوشبختانه خود حسن معجونی به جای وی بازی کرد که واقعا روحی دیگر به نمایش بخشیده بود و این اتفاق ناگوار شانس عجیبی برای ما ایجاد کرده بود.
نمایش در سه پرده به نمایش جریان زندگی در یک شهر آمریکایی می‌پردازد. پرداخت و نیش زدن به اتفاقات و دردهای مشترک کنونی در جامعه خودمان با شهر داستان و نیز اشاراتی به فضای نمایشی کشور، انتقادات مطرح شده و پیامهای نمایش را برایم ملموس و جذاب کرده بود. نمایش طراحی صحنه خاصی ندارد و این موضوع در متن نمایش توسط راوی نمایش در قالب طنز مورد اشاره قرار می‌گیرد که صحنه نمایش الزاما نباید دارای چینش خاصی باشد و اگر نمایشی چنین انتخابی داشت، نقیصه محسوب نمی‌شود. اما این طرح صحنه ساده در پرده ... دیدن ادامه » سوم نمایش به خوبی جبران شده و صحنه روحی دیگر می‌گیرد.
بازیهای عالی بازیگران و موسیقی خیلی خوب آن و البته متن گیرای نمایش که اشتراکات فرهنگی و سیاسی جامعه ما را با داستان نمایش به خوبی به تصویر کشیده بود، از عواملی هستند که فکر می‌کنم این نمایش واقعا ارزش تماشا دارد. من از تماشای این نمایش شدیدا راضی هستم و لذت بردم.
و اما نکته‌ای مهم: من تا به حال چند نمایش از حسن معجونی تماشا کرده‌ام که همگی به موقع اجرا رفتند و هیچ کدام تاخیر نداشتند و این نشان می‌دهد که این هنرمند چقدر حرفه‌ای است و چقدر به مخاطبش احترام می‌گذارد. از این بابت به ایشان تبریک می‌گویم.
یک اتفاق خیلی خوبی که توی فضای نمایشی کشور در چند سال اخیر رخ داده اینه که، اگه مشکلی حین اجرا پیش بیاد، کارگردان یا عوامل نمایش در پایان کار از تماشاگر عذرخواهی می‌کنن. یا اگر این اتفاق در تیوال منعکس بشه، عوامل یا روابط عمومی نمایش در زیر نظر، مراتب ندامت خودش رو به جهت اتفاق ناگوار اعلام می‌کنه. بعضی از این ایرادات خیلی سطحین. مثلا بعضی از نمایشها یک ربع تا نیم ساعت تاخیر می‌کنن که البته برای خیلی از سالنها اونقدر تاخیر امری بدیهی شده که بابت یک ساعت تاخیر هم عذرخواهی نمی‌کنن. یا مثلا اتفاق افتاده چند نمایش در یک سالن تماشا کرده‌ام یا چند روز متفاوت به یک سالن رفته‌ام و هر بار و هر روز دوست عزیز قبل از نمایش از اتفاق ناگوار و غیرمترقبه‌ای که باعث تاخیر شده عذر می‌خواست. عجیب آنکه اتفاقات غیرمترقبه جزئی از عادت آن سالن شده است. بگذریم از ... دیدن ادامه » این که شاید باشند افرادی که دو تا سه نمایش در یک روز تماشا کنن و تاخیر به این شدت، موجب از دست رفتن سانس بعدی خریدشون هم بشه. بعضی ایرادات اما خیلی خیلی موثره. مثلا دیده شده سیستم نور یا صدای یک نمایش به طور موثری خراب بوده حین اجرا. اینجا هم عوامل محترم دیده شده عذرخواهی می‌کنن. تا اینجای کار خیلی خوبه. فرهنگ عذرخواهی تا حدودی به نظر می‌رسه که جا افتاده.
ولی دوستان مجری، یا صاحبان سالن؛ عذرخواهی وقتی معنی پیدا می‌کنه و کامل می‌شه که اقدام به جبران اون ضرر برای مخاطب یا مشتریتون بکنین. کسی که پول بلیطش رو کامل پرداخت کرده، و در سالن با نقص موثر نور و صدا مواجه می‌شه؛ یعنی نه تنها پولش سوخت رفته، که وقتش و نمایشش رو هم از دست داده. حتی مثلا من دیدم که انتقادی در این باب در تیوال مطرح شده که مثلا صدا شدیدا خراب بوده، روابط عمومی اون نمایش اومده خیلی خالصانه گفته ببخشید. خوب ببخشید چی؟ بهتر نیست برای ایرادی که از جانب خودتون پیش اومده، برای اصلاح ذهنیت مخاطب یا مشتریتون، براش بلیط با تخفیف ویژه یا بلیط جایگزین در نظر بگیرید؟ یا اصلا استاندارد اجراتون رو پایین نیارید، عذرخواهی کنید و به خاطر اون اتفاق اون شب اجرا نرید.
پس لطفا اگر عذرخواهی می‌کنید، موثر عذر بخواهید. یعنی هم به خاطر اتفاق پیش آمده عذر خواهی کنید (که تقریبا این بخش به خوبی جا افتاده)؛ هم نسبت به دفع یا جبران ضرر وارده بر مخاطبتون که قصور از جانب شما بوده، با دادن بلیط جایگزین یا با درصد خیلی خیلی کم پرداخت از جانب مخاطب، عذرخواهی رو کامل کنید.
بیایید اگر مثلا از هواپیماها به خاطر تاخیر در پرواز حرص می‌خوریم و انتظار داریم مثل استاندارد جهانی، نسبت به جبران خسارت، دادن فضای استراحت و غیره اقدام کنن؛ چنین استانداردهایی رو که در باب رابطه بین فروشنده و مشتری متداول هست، در فروش بلیط و رابطه بین سالن و گروه هنری و تماشاگر هم پیاده کنیم. استاندارد اجرا و هنر رو بالا نگه داریم. نگذاریم عذرخواهی هر شب و تضییع حقوق مشتری با اجرای ناقص، تاخیرات زمانی همیشگی و غیره؛ در فرهنگ نمایشی کشورمون نهادینه بشه.
پارسا یزدی
درباره نمایش اکلیل i
برعکس نظراتی که در این برگ خواندم و البته دید نه چندان مثبتی که به نمایشهای پر از خون و خشونت مهدی کوشکی دارم؛ این نمایش را دوست داشتم. طراحی صحنه و بیان بازیگران خوب بود و قصه بر بستری سیال اتفاق می‌افتد. نمایش پیامهای ملموس و قابل اعتنایی درباره مشکلات فی‌مابین زوجها در رابطه‌هایشان دارد که در لابلای شوخیهای نمایش و بداهه‌های بازیگران رد و بدل می‌شوند. شوخی خانم عابدی با منتقد عزیزم در تیوال، جناب لهاک نیز بسیار بهم چسبید. علی رغم قیمت بالای بلیط نمایش، تماشای آن خالی از لطف نیست.
جناب یزدی درود فراوان
اتفاقن من با پرداخت خشونت و خون هم روی صحنه مشکلی ندارم اگه مقصود خاصی رو به بیننده منتقل کنه
*اسپویل اکلیل ندیدید نخونید : *

من درکل اکلیل رو بخاطر دلایلی که گفتم دوست داشتم ولی هیچ نکته خاصی ازش نگرفتم، طراحی صحنه مگه بجز موکت ... دیدن ادامه » کردن سطح و اون مبل راحتی چیز دیگه ای داشت؟
در ضمن ما راجع به چند مطلب فقط اطلاعات خطی میگیریم بدون هیچ پرداخت خاصی و در نهایت هیچ نتیجه گیری خاصی هم نمیتونیم از کار بکنیم ، در کل شاید نمایش شیرینی باشه ولی میشه تو 40، 50 دقیقه جمع و جورش کرد و حدود 20 دقیقه از نمایش بازی با جملات تکراری و حالا بریم جلو ببینیم چی میشه هستش
خوشحال میشم اگه نمایش پالس و کلیدی داره که من بهش توجه نداشتم رو بفرمایید
ارادت
۲۱ اردیبهشت
فرزاد جان جعفریان، ممنون از نگاهت و قلم‌فرسایی مبارکت برای نوشتار من بر اکلیل. من به لحاظ ریشه‌ای خیلی نمی‌تونم مرز بین سلیقه و چارچوب صحیح هنر رو تشخیص بدم. حداقل من چون رشته‌ام هنر نبوده، بیشتر سعی می‌کنم از منظر دریافت خودم از اونچه در نمایش می‌بینم ... دیدن ادامه » نظرمو بگم و خیلی نمی‌دونم در چه شاکله‌ای باید یک اثر هنری سنجیده بشه. همین شاخص هم به نظرم در مورد نظرات متفاوت ما در رابطه با پسندیدن انتخاب خشونت و خون برای انتقال پیام و یا طراحی صحنه اکلیل وجود داره. من طراحی مینیمال صحنه رو شدیدا می‌پسندم. برای همینه که طراحی صحنه گودو رو هم دوست داشتم. البته به این معنی نیست که طراحی صحنه برام مهم نباشه و طراحی صحنه مفصل رو هم در جای خودش دوست دارم و برای هر نمایشی طراحی مینیمال اصلا خوب نیست. شاید این موضوع برگرده به سلیقه شخصی من در زندگی مینیمال. ولی در مورد این نمایش شدیدا طراحی صحنه گویا و مناسب بود. رنگ زرد به نوعی تنفر رو نشون می‌داد و مبل بسیار بلند و اغراق‌آمیز نشونه نشستن زوج روی یک صندلی بود ولی فاصله روح و قلب اون‌ها رو به صورت بزرگنمایی شده نشون می‌داد. سیاهی صحنه و تضادش با رنگ زرد نشیمن نیز به نظرم کمک به برجسته شدن این فاصله و این معانی می‌کرد.
در مورد زمان اجرای نمایش باهات موافقم. خصوصا این که در برگ نمایش هم زمان اجرا طولانی‌تر ذکر شده. ولی به نظرم، خوب یا بد، چه بپسندیم و چه نپسندیم؛ این ویژگی نمایشهای کوشکی هستش که بخش عمده‌ای از دیالوگهاش به تکرار و سوزوندن زمان و اجرا با تکرار و بداهه‌گویی و جملاتی می‌گذره که شاید کسل کننده به نظر برسه. شاید فقط فاصله پر کن باشه خیلی از دیالوگهاش. این خمیرمایه نمایشهای اونه. درست همین تکرار رو در نمایش سیزده با تکرار زجرآور دیالوگهای نفرت‌انگیز شاهدیم یا همینطور در نمایش هفتمین جان سگ یا هدیه جشن سالگرد. خیلی جاها بی‌هدف فقط داره حرف می‌زنه، حرفای تکراری و حوصله سر بر. من این شیوه روایت رو دوست ندارم ولی فکر می‌کنم بعضی جاهای خیلی معدود مثل اکلیل این روش بر خلاف نمایشهای قبلیش خیلی خوب جواب داده. جایی که حرفهای بی‌هدف مرد برای جلب توجه همسرش یا سرگرم کردنش یا خریدن وقت، معنی پیدا می‌کنه.
در مورد پیام نمایش هم شاید نمایش پیام زیادی نداشت، پیام تکان‌دهنده‌ای نداشت. ولی نمایش اختلافات ریشه‌ای بین زوجها که منجر به فاجعه می‌شه به نظرم معنی‌دار کرده بود قصه نمایش رو. نمایش اشاره مستقیم به هیچ پیامی نداره. برشی از یک زندگی رو نشون می‌ده. ولی این اوج و افول یک زندگی که با نشونه‌هایی از علاقه بین دو نفر شروع شده، زندگیشون و احساسشون خوب جفت و جور شده بوده و به ساختن رویاهاشون زیر یک سقف می‌رسه و بعد به حدی نزول کرده که فقط هم رو تحمل می‌کردن و حتی توی صفحه اجتماعی هم دختر دوس نداره کنار هم باشن. توی عروسی هم دوست نداره کنار پسر باشه. و این جدایی عاطفی د عین ریشه‌های عاطفی پیشین به انتقام و قتل می‌رسه. این خیلی مفهوم روشنیه که از نمایش دریافت می‌شه. تحملی که از روی علاقه و دوست داشتن و در بخشی اجبار جامعه، منجر به فاجعه شده.
در مجموع اگر نظرات من در مورد نمایشهای قبلی کوشکی خصوصا سیزده رو خوانده باشی می‌دونی که کوشکی نمایشهاش اصلا راضیم نمی‌کنه. حتی همین نمایش رو هم با دل‌چرکین به این علت بلیط خریدم چون زمانش برای نمایشهای بعدی که می‌خواستم برم خیلی خوب جفت و جور شده بود (کوشکی دیگه توی سالن راهم نمی‌ده! :)) ) ولی در مورد فقط و فقط اکلیل، کوشکی و عابدی با همه کاستیهایی که قبولش دارم، نمایش راضی‌کننده‌ای رو اجرا کردن. یعنی نمیشه گفت پولشو آدم دور ریخته.
۲۲ اردیبهشت
درود بر شما
ممنون بابت وقتى که گذاشتید و نظرتون
از همه عزیزانى که وقتشونو براى دیدن نمایش اکلیل گذاشتند و نظراتشونو بیان میکنند کمال تشکر را دارم
۲۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش به دردی از جامعه ما می‌پردازد که ولع دوچندان به ثبت، انتشار و تماشای تصاویر بدون رعایت حقوق صاحبان حقِ اثر و سوژه مورد عکاسی دارد. اجراها و تماس مستقیم و مداوم بازیگران با مخاطب و صدای بلند ایشان حین اجرا؛ تاثیر نمایش و حس معذب بودن و تعدی به حقوق سوژه را به خوبی به تماشاگر منتقل می‌کند اما تکرار و تکرار این تم گاهی موجب یکنواختی کار برایم می‌شد. حتی گاهی موضوعات مورد بیان در پس شمارشهای حین نمایش نیز از دستم در می‌رفت. در مجموع، کاری شاخص و نوآورانه است و تماشای آن تلنگری به جا و مورد نیاز همه ما است که ارزش وقتی که برای تماشایش گذاشته می‌شود را دارد.

پی‌نوشت: کاش یک اجرای ویژه برای صاحبان سالنهای تیاتر، مجریان نمایش، عکاسان و مخاطبان دوربین به دست خودهنرمندپندار (که وسط نمایش دوربین و موبایل را در تاریکی روشن و شروع عکاسی می‌کنند) ... دیدن ادامه » و همه کسانی که هر جا و گاه و بی‌گاه دوربین و موبایل روشن کرده از هر سوژه‌ای بدون توجه به حقوق صاحبان حق آنها عکاسی می‌کنند نیز گذاشته شود که فکر می‌کنم شدیدا نیاز به محتوای این نمایش و تاثیر شگرف آن داشته باشند. شاید مخاطبان کناری و پشت سری شما همانند موضوع این نمایش، سوژه مستقیم عکاسی شما نباشند؛ ولی تعدی به حقوق اولیه که تماشای نمایش در آرامش است، بدترین بلایی است که با عکاسی حین اجرا بر سرشان می‌آورید.

نسل سوخته پرداختی موفق به برشی از تاریخ عزیزان کردمان در ایران و عراق است و فکر می‌کنم متن نمایش و روایت منظم آن و توصیف خوب و تصویرسازی از فرهنگ و محلات و حالات مردمان و محیطهای متعدد داستان؛ محتوا، پیام و احساس مورد انتظار در نمایش را به خوبی به تماشاگر منتقل می‌کند. روایت داستانی نمایش آنقدر تاثیرگذار است که گاهی نفس کشیدن برای مخاطب سخت می‌شود، آنگاه که با تصاویر دردناک از ظلمی که به این عزیزانِ جان رفته است روبرو می‌شود. (البته به نظرم بهتر بود در برگ بلیط‌فروشی این نمایش اشاره‌ای به تصاویر دردناک حین نمایش می‌شد و سن مخاطب نیز به هجده سال به بالا محدود می‌شد چرا که تصاویر نشان داده شده بعضا دردناک بود.)
درباره نحوه اجرا اما چندان با سلیقه هنری گروه هنری موافق نیستم. صحنه تاریک نمایش که پیش روی تماشاگر قرار گرفته است، بیشتر تداعی کننده ... دیدن ادامه » ارائه یک سمینار یا کنفرانس است که سخنران در جلوی یک پروژکتور (نه چندان با کیفیت) قرار گرفته و اسلایدهایی را همراه با نوشته و تصویر برای مخاطب حاضر در نمایش قرائت کرده و روی آنها حرف می‌زند. البته در جاهایی سعی شده است تا با زبان بدن، تغییر در فرم دستها، ابروها و چشم برای انتقال درد و آزردگی استفاده شود و بازیگر با حرکت محدود روی صحنه سعی کرده است تا تحرکی به اجرا ببخشد و کار را از یکنواختی خارج کند، اما واقعا در این نمایش اجرایی دیده نمی‌شود و فقط متن نمایش است که از حفظ برای مخاطب بیان می‌شود. حتی پرداخت چندانی نیز به صحنه نمایش نشده است، چرا که قرار گرفتن میز چوبی در گوشه‌ای از صحنه و نیز سر و صدای منتقل شده و صدای پا از طبقه فوقانی بیشتر تاکید می‌کند که سالن نمایش از اتاقهای یک آموزشگاه هنری است تا یک سالن خوب و مجهز برای نمایش تیاتر.
البته با تغییراتی جزئی می‌شد این اجرای تک‌بعدی را بهبود بخشید. می‌شد از لباس خوب و سنتی کردی برای بازیگر استفاده کرد. می‌شد از موسیقی زنده و دف برای موسیقی متن بهره برد و تاثیری دوچندان روی مخاطب گذاشت. می‌شد صداهای زمینه‌ای از دشتهای سرسبز کردستان و پرندگان آزادشان و صدای جوی‌ها و رودهای زیبا و جان‌افزای آن دیار در ابتدای نمایش که از روزگار خوش دیرین صحبت می‌شد اجرا شود. می‌شد وقتی از جنگ صحبت می‌شد از صدای کمی بلند انفجار و گلوله بهره برد تا مخاطب حس جنگ را با وجودش لمس کند. و از همه مهمتر، می‌شد که از گویش و متن عربی و کردی بیشتر بهره برده شود.
در کنار همه اینها اما، سعی شده است در انتهای کار با سوالی موثر از مخاطب، چنگ در خاطرات و زندگی مخاطب انداخته شود و وی را درگیر با احساس تنهایی، دلتنگی و همزادپنداری ناشی از این سوال به بیرون از سالن بفرستند که آیا شما نیز عزیزی را در زندگی دارید که همچنان امید به بازگشتش داشته باشید اما دیگران بگویند ممکن نیست که برگردد؟
من به دلیل بار عاطفی، بیان خوب یک برش تاریخی، ریشه‌های نازنین فرهنگی عربی، کردی و ایرانی نمایش و نیز بازی متعادل بازیگر و در نهایت درگیری ذهنی که انتهای نمایش برایم ایجاد کرده است، نمایش را از متوسط بالاتر ارزیابی می‌کنم و فکر می‌کنم کار آنقدر قوی بود که پرداخت به جوانب کار می‌توانست آن را به اثری شاخص و متمایز در کارنامه تیم هنری تبدیل کند.
خسته نباشید عرض می‌کنم و پیشنهاد می‌کنم در روزهای آخر اجرا به تماشای این نمایش بنشینید. چقدر حسرت خوردم که در سالن فقط سه نفر به تماشای این نمایش نشسته بودند حال آنکه نمایش شایسته نگاههای جمع بیشتری از مخاطبان است.
مژگان خالقی نمایشی را نگاشته و اجرا کرده که بعید می‌دانم کسی از سالن بیرون بیاید و ناراضی از وقتی که گذاشته است باشد. وقتی نمایش تمام می‌شود روحتان درد می‌کند و این ناشی از بازی تاثیرگذار خالقی است که احساسش بر جانتان می‌نشیند و اشکهایش از پشت آن روبنده به روی گونه‌هایتان می‌نشیند؛ و این ناشی از روایتی است که با اجرای صحیح روح مخاطب را متاثر می‌سازد. و من فکر می‌کنم که وی با این نمایش به هدف خود که انتقال پیام فرهنگی و اجتماعی مورد انتظارش در بیان حقوق از دست رفته و رنج زنان و دریافت موفق آن توسط مخاطبش رسیده است.
به مژگان خالقی و تیم هنری موفقش تبریک می‌گم و فکر می‌کنم با توجه به موضوع نمایش و نیاز جهانی به پرداختی موثر به این موضوع که همانا رنجی است که زنان در موقعیتهای مختلف هر یک به نوعی می‌برند، با توجه به محتوای هنری قوی آن می‌توان ... دیدن ادامه » انتظار داشت که در کشورهای دیگر نیز اجراهای موفقی داشته باشد و با فهم مشترک از رنج زنان، به خوبی بر جان مخاطب بین‌المللی بنشیند؛ البته اگر دید بین‌المللی به اجرای هنری خود داشته باشند.
تماشای این نمایش را قطعا و قویا پیشنهاد می‌کنم.
دوستان به نظر شما کدام نمایش که در فروردین ماه تماشا کردید، از دیگر نمایشها بهتر بود یا بیشتر از آن خوشتان آمد؟ کدام یک از نمایشهای ماه پیش را به دوستانتان تاکید می‌کنید که تماشا کنند؟
بیایید رسمی برقرار کنیم که در هر ماه، بهترین نمایش ماه پیشین را با ذکر علت و به طور خلاصه زیر یک پست معرفی کنیم تا هم بهترین نمایشهای هر ماه را از نگاه مخاطب داشته باشیم و هم اگر اجرا ادامه یافته، به صورت خلاصه دلایل را بررسی کنیم و نمایشهای بهتر را به تماشا بنشینیم.
من بین نمایشهای پروانه و یوغ و غلامرضا لبخندی، مردد هستم که کدام را انتخاب کنم. هر دو عالی هستند ولی به علت بستر اجتماعی نمایش غلامرضا لبخندی، فکر می‌کنم این نمایش را به عنوان نمایش ماه فروردین انتخاب کنم و بیشتر می‌پسندمش.
۱۵ اردیبهشت
جناب جعفریان نازنین. سپاسگزارم. از چهارستاره‌های شما برای خرید و ای راک را ندیدم. شاید وقت شد و تماشا کردم. و البته ستاره‌هایتان پرفروغ باد. ^__^
۱۶ اردیبهشت
آقا عرض درود و ارادت :)
۱۶ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش را جمعه تماشا کردم. روح حسین پناهی شاد. نمایشی پر از المانهای فرهنگی ایرانی و پر از دغدغه‌ها و دردهای ملموس. نمایش طراحی صحنه خاصی ندارد ولی من مات و مبهوت بازیهای نفسگیر همه بازیگران شدم. تک تک سلولهای بدنشان بازی می‌کند. اصلا به نظرم بازیگر فرعی و اصلی خیلی از نظر قدرت اجرا با هم تفاوتی ندارند در این نمایش. آنقدر هر کدام از بازیگران درست و به جا و از وجودشان مایه گذاشته‌اند که خیلی سخت بتوانید بازیهای دیگری که تا حالا دیده‌اید را با ایشان مقایسه کنید. متن خوب، اجرای خوب و موسیقی خوب. اینها آنقدر خوب هستند که این نمایش مثل یک چراغ در خاطره‌ام روشن بماند. بدرخشید عزیزان... گل کاشتید.