تیوال پارسا یزدی | دیوار
S3 : 01:58:22
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایشی با چالشی درگیرکننده و اخلاقی... یا من؛ فنِ تابش و محمدی هستم!
در متن نمایش با پیچیدگی خاصی روبرو نیستیم و داستان گره خاصی ندارد. حتی شاید تماشای نمایش بدون در نظر گرفتن تمامی جوانب، آن را به یک اجرای کند، بدون روایت داستانی و با مشکلات اجرایی تبدیل کند.
برای من تماشای این نمایش اما جذاب بود. چون دغدغه اخلاقی مطرح شده در نمایش شدیدن مبتلا به نه فقط بحث نقش اخلاق در سقط جنین، که مسئله اصلی بسیاری از برخوردهای روزمره ما می‌تواند باشد. ما با سرپرست شیفت خوابگاهی روبرو هستیم که ابتدا دانشجو را با لحنی تند ملامت می‌کند؛ اما در جاهایی از دیالوگ انگار به نظر می‌رسد که خود در معرض اتهام قرار گرفته، چون وقتی خودش در معرض سنگ اخلاق قرار می‌گیرد، تصمیم و عملکرد اخلاقی داشتن برای خود او مشکل می‌شود، متزلزل پاسخ دختر را می‌دهد و در نهایت از عملکرد ... دیدن ادامه » اخلاقی وا می‌ماند.
برای من تماشای این نمایش جذاب بود. چون طراحی صحنه و صدای زمینه کار شدیدن خوب کار کرد. جاری شدن خون در انتهای نمایش (هر چند انتظار داشتم بیشتر باشد) واقعا عالی بود. خونی که صدر عرفایی در انتهای نمایش پاک کرد و پاک نشد. خونی که دامان کسی را گرفت که داعیه اخلاق را داشت اما خود در مواجهه با محک دوراهی اخلاقی سربلند نشد. این، نقطه طلایی نمایش بود.
فارغ از موضوع نمایش که اخلاق بود و مورد علاقه من؛ و جدای از کارگردانی تحسین برانگیز و پرداخت خوب داستان؛ اما به نظرم نقطه ضعف این نمایش اجرای بازیگران بود. صدای بازیگران قوت و رسایی لازم را نداشت؛ روح نداشت، گریه‌های محمدی تصنعی بود و صدر عرفایی در قامت یک سرپرست حس لازم را منتقل نمی‌کرد. بازیها شدیدن بی‌روح بود و می‌توانست خیلی بهتر باشد.
جدای از همه این مسائل اجرایی و نمایشی که دیدم؛ قرار دادن نمایش قبلی محمدی و تابش در کنار این اجرای آنها، به من نشان می‌دهد که این زوج هنری چقدر خوب راه خود را یافته و در مسیر درست پیشرفت قرار گرفته‌اند. این نمایش تمام آنها نبود، مشخص است که راه زیادی دارند برای شگفت‌زده کردن مخاطبانشان؛ مشخص است که هنوز با اجراهایی بی‌نقص که در چند روز "سولد آوت" می‌شوند فاصله دارند؛ ولی فکر می‌کنم که گامهای هنریشان در مسیر درستی به همان سو قدم برمی‌دارد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من در مجموع به این نمایش نمره متوسطی می‌دهم ولی حتی اگر کسی بیاید و اینجا چند برگ تحلیل بنویسد و استدلال کند که تیاتر فیلان ضعف را داشت و بیسار ایراد را؛ من به شخصه فضای خوب نمایش و بازیهای بالاتر از حد انتظار را با وجود روبرو شدن با چهار جوان پیژامه‌پوش و صحنه بدون طراحی خاصش؛ می‌پسندم. خسته نباشید دوستان.
علی جباری، iamnegin@ و لیلا مظاهری این را خواندند
محمد نورالدینی، مریم اسدی و سارا_ز این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره نمایش سیزیف i
سولانژ: خانم مرا می‌بخشند. جوشانده خانم را حاضر می‌کردم.
کلر: لوازم آرایشم را بیاورید. پیراهن سفید پولک‌دوزی. بادبزن. زمردها!
سولانژ: چشم خانم. همه جواهرات را؟
کلر: همه را بیرون بیاورید. می‌خواهم انتخاب کنم. کفش هم... طبیعی است که برقی... همان که سالها است که چشمتان را گرفته است! [...]
سولانژ: دلم می‌خواهد خانم زیبا باشند...
پارسا یزدی
درباره نمایش سیزیف i
به شخصه فکر می‌کنم اصولن اون صندلی سمت راست ردیف آخر باید به دو برابر قیمت بلیط‌فروشی بشه؛ چون جایگاه ویژه‌اس...
ایموجی مردی که دستش رو روی صورتش گذاشته {و با افسوس سرش را تکان می‌دهد}.
۲۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اوتو: بذارید یه سوالی از شما بپرسم آقای بنیامین. اگر روزی من رو به عنوان یک نازی سابق دستگیر کنن و از تو بخوان که با شهادتت حکم اعدام من رو تایید کنی، این کار رو نمی‌کنی؟
بنیامین: این یه سفسطه آشکاره. چون تو این کار رو کرده‌ی و من هنوز چنین کاری نکرده‌م.
اوتو: آیا ممکن نیست بکنی؟ نه فقط به خاطر ایدئولوژی قهرآمیزت، بلکه به خاطر حفظ جیره غذاییت، خونه‌ای که درش با آسیه زندگی می‌کنی و یا پست دانشگاهیت این کار رو نمی‌کنی؟... فکر کن الآن بعد از جنگ هست و تو در دفتر دانشگاه برلین نشستی، ماموری می‌آد تو و می‌گه یک نازی سابق به نام فرانتس فن اوتو رو دستگیر کردن و برای حکم اعدامش به شهادت تو احتیاج دارن. تو چه می‌کنی دکتر بنیامین؟
[درنگ...]
از جواب طفره نروید آقای بنیامین ...
۲۱ تیر
۲۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عجب استیتمنت جذابی نگاشته کارگردان. بدرخشید.
شبنم یگانه، سیدمهدی، پوریا و رضا غیوری این را خواندند
مینا، پوریا صادقی و Roxana Motamedi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگرچه این نمایش آنقدر در دل ما جا باز کرده که به نظر نمی‌رسد که تغییرات تاثیر خاصی در کیفیت خوب کار بگذارد؛ اما به جهت حفظ حقوق تماشاگر، لازم است تا اولن جایگزینی فرزین محدث با فاطمه عباسی به نحو مناسبی اطلاع‌رسانی می‌شد و تغییر لیست بازیگران در این باب کافی به نظر نمی‌رسد؛ در ثانی عکسهای سری جدید اجرا با بازی عباسی در برگ نمایش گذاشته می‌شد تا خریداران با دید بهتری از شرایط جدید اجرا تصمیم به خریداری بلیط نمایند.
سلام و وقت بخیر
در تمامی اقلام اطلاع رسانی از جمله پوستر ، بنر ، صفحه ی اصلی نمایش که برای خرید بلیت وارد آن می شوید ، از هفته ی گذشته اصلاحات انجام شده بود . و عکس ها نیز از پنج شنبه روی سایت قرار داده شد. ضمن اینکه گاهی اطلاع رسانی دقیق به نحو مناسب که تمام ... دیدن ادامه » ابعاد عدم تعهد و ... را روشن سازد ممکن است باعث دلگیری و دلسردی افراد بیشتری از جمله خود شما شود.
سپاس از حسن توجه و لطف شما
۱۸ تیر
از توضیح شما متشکرم. اما با این بخش از فرمایش شما که به نظر می‌رسد اطلاع‌رسانی کافی و به موقع بوده موافق نیستم؛ چون اینطور نیست. هنوز هم اطلاع‌رسانی شما کافی نیست در این باب. به علاوه، خوشحال می‌شوم توضیح بیشتری درباره این گزاره‌تان بخوانم که فرمودید ... دیدن ادامه » "ضمن اینکه گاهی اطلاع رسانی دقیق به نحو مناسب که تمام ابعاد عدم تعهد و ... را روشن سازد ممکن است باعث دلگیری و دلسردی افراد بیشتری از جمله خود شما شود." چون فکر نمی‌کنم در هیچ جا و در هیچ صورتی، شفافیت موجب عدم رضایت شود.
۲۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش این نمایش چند روزی تمدید بشود. سه روز اجرا اندک است چون با توجه به اینکه چندی از نمایشها با اقبال عمومی روبرو است، بسیار قبلتر اقدام به خرید بلیط می‌شود و این اجراهای کوتاه و کم تبلیغ انتهای هفته با توجه به هم‌زمانی با سایر نمایشها و فاصله بین سالنها از دست می‌رود.
البته فیلم تئاترش موجوده!
۱۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"با ۵۰٪ تخفیف برای دانشجویان، معلمان، کارگران، سربازان و اتباع و مهاجرین کشور هم‌فرهنگ و هم‌زبان: افغانستان"
درود بر شما! من این نمایش را تماشا نکرده‌ام هنوز اما خواندن این جمله بسیار حالم را خوب کرد و نشان می‌دهد چه قدر متمایز و والا می‌اندیشند عزیزان ما در سنگلج، در این آشفته بازار تیاتر که در بعضی از نمایشها فقط برای اسم بازیگر و اسم سالن؛ این حق به خود داده می‌شود تا قیمت بلیط به طرز سرسام آوری بالا برده شود به گونه‌ای که بسیاری از هنردوستان واقعی تیاتر قید تماشای نمایش را بزنند.
دقیقا درست میفرمایید ، شخصا سال قبل حداقل هفته ای یکبار به تماشای یک نمایش میرفتم ولی با این قیمت بلیطها چند ماهیست که تونستم فقط تونستم چند نمایش ببینم و از این بابت خیلی ناراحتم
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش، نمایش اسمها است به جای بازیها و تیاتر و هنر. یزدانی، تیرانداز، پاوه نژاد، صامتی... گیل‌آبادی و از همه مهمتر چرمشیر! نمایش در کجا اجرا می‌رود؟ ایرانشهر!
من به هوای همه اینها به سالن رفتم. پیش از نمایش شک نداشتم که نمایش خوبی خواهم دید. اما اینها که در ادامه می‌خوانید همه تجربه بنده از تماشای این نمایش است و صادقانه عرض می‌کنم، در حال حاضر بنده برای خودم بسیار متاسفم که برای چنین نمایشی وقت گذاشته و پولی چنین صرف کرده‌ام.
بی‌نظمی در ورود به سالن ناشی از ازدهام ورودی و تاریکی سالن و عدم مشخص بودن محل نشستن، تجربه بسیار بد بنده در نشستن در کف زمین که بنده هیچ مفهوم و معنایی برای آن متصور نیستم و فقط چنین به نظر می‌رسد که هدف این کار افزایش امکان ورود مخاطب و بلیط‌فروشی بیشتر از طریق حذف صندلی و کاهش فضای خالی بین مخاطبان و بازیگران است؛
نمایش ... دیدن ادامه » بدون طراحی صحنه و استفاده بی‌مورد از آینه که این کار نه تنها کمی به مخاطب برای دیدن چهره بازیگر وقتی پشتش به اوست نکرد، بلکه مزاحم تماشای هنر گروه موسیقی در انتهای نمایش نیز شد؛ کور شدن صحنه نمایش که بیشتر از نیمی از سالن را در بر می‌گیرد به هنگامی که پشت بازیگر به نیمی از سالن است؛
بازیهای بسیار سطحی و دور از انتظار از هنرمندانی که خود در تیاتر شناخته شده هستند؛ تعامل بسیار سطحی و ناقص با مخاطب و شوخیهای سطحی‌تر و البته حضور اندک و بازی چندپاره و نه چندان دلچسب رضا یزدانی روی صحنه... نقش و جایگاهی که برای یزدانی در نظر گرفته شده حتی او را از هنر اصلی خودش که خوانندگی است نیز دور کرده است. او حتی به نظرم در اجرای موسیقی اصیل خودش هم موفق نبود. یزدانی موزیسین است، گیتار می‌زند و می‌خواند. نقشش هنرمند دوره‌گردی است که با گیتارش موسیقی می‌نوازد! کل نقشی که دارد پنج دقیقه در ابتدا و انتهای نمایش است و هیچ اثری از گیتار و ولوله‌ای که همیشه در سالنهایش برپاست و هنری که مخاطبش را تکان می‌دهد در کنسرتهایش نمی‌بینیم. یزدانی آن هنرمندی که سراغ داشتم نبود.
داستان نمایش هم انسجام خوب خود را ندارد. مشکلات و بیچارگی‌هایی سعی شده است در قالب روایت دستفروش و عشق ناکامش روایت شود. اما این روایت ناقص نه به هدف عاشقانه خود رسیده است و نه توانست معضلات اجتماعی مورد اشاره‌اش را به خوبی واکاوی کند و البته راهکارها یا تلنگرهایی در این باب به مخاطب بزند.
در کنار همه اینها اما دیدن اینکه سالن نمایش پر از مخاطب است خود امیدوارکننده بود. و البته فکر می‌کنم بالاترین امتیاز باید به هنرمندان حاشیه‌ای این نمایش که در این برگ با عنوان بازیگران مواجهه از آنها نام برده شده و بند موسیقی که صد حیف که فقط دقایق پایانی نمایش فرصت هنرنمایی یافته بودند؛ داده شود.
پارسا یزدی
درباره نمایش کنترباس i
به معنای سنتی، نمایشی با چند پرده و بازی و فرم و طرح صحنه و لباس و اینها نیست. در واقع یک اجرا یا پرفورمنس خاص با مخاطب خیلی محدود است. محمدی با ساز کنترباسش و چهره‌ای بسیار شیرین در خانه زیبای هنر پیچازی روبرویتان می‌ایستد، در حین ورود با موزیک کلاسیک خوش‌آمد می‌گوید و تمام مدت برایتان درد و دل می‌کند. با توجه به اینکه می‌دانستم وی اهل هنر و نوازنده آن ساز است و در ارکستر می‌نوازند؛ بدون شنیدن چند نام خارجی و خواندن برگ تیوال هیچگاه متوجه نمی‌شدم که نویسنده کار پاتریک زوسکیند آلمانی است؛ چون واقعا چنین به نظر می‌رسد که این نمایش بخشی از وجود و زندگی محمدی است که به خوبی دارد بیان می‌شود. یعنی انگار واقعیاتی از زندگی خودش را بیان می‌کند و داستان نمایش برای او نوشته شده است.
نمایش کاملا یکنواخت است و فراز و نشیبی ندارد. بیشتر شبیه استندآپ ... دیدن ادامه » کمدیهایی است که معمولا در تلویزیون برقرار است اما خوب محتوایش کمدی نیست و هنرمند با شما فقط حرف می‌زند. اما نکته طلایی این نمایش حضور کنترباس، نواختن محمدی حین اجرا (هر چند که خیلی کم بود و می‌توانست موسیقی حین اجرا یا صدای محیط خیلی بهتر طراحی شود) و محتوای داستانی است که وی ارائه می‌کند. داستانگویی او چنان قوی است و متن آنچنان ظرافت دارد که من در انتهای نمایش با توجه به جان‌بخشی که به ساز کرده است؛ دیگر محمدی در نظرم بازیگر فرعی و کنترباس بازیگر اصلی به نظرم می‌رسید! باور کنید با دیدن این نمایش فکر می‌کنید نمایش دو بازیگر دارد نه یکی! این نمایش چنان قوه تخیل شما را روشن می‌کند که فکر می‌کنید آن کنترباسی که انتهای سالن نشسته زنده است و افکاری دارد و دارد شما را نگاه می‌کند... مطمئنم تا آخر عمرم فکر می‌کنم تمامی کنترباسها؛ شخصیتی خسته دارند؛ خسته‌تر از آنکه بخواهند لب به سخن بگشایند و حرفی بزنند یا حتی تکان بخورند؛ و البته همیشه دلم برایشان خواهد سوخت!
در مجموع کار به من چسبید و نمره کامل را دادم. خسته نباشید به همه دوستان هنرمند، مودب و باشخصیت در این گروه.
ممنون از لطف و توجه شما
۰۶ تیر
تعریف و نگاه شما دلگرمی بود
سپاسگزارم
۰۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به اقبال بیشتر کاربران این سایت به تماشای گروهی نمایشها پیشنهاد می‌کنم که تیوال قابلیت برقراری ایونت (با اسمی مثل "قرار مدار" یا چیزی جذابتر) در زیر هر برگه ایجاد کند. به این ترتیب که تمامی تاریخهایی که اجرا برقرار است مثل یک تقویم روی برگه باز باشد (اما لزوما امکان فروش یکجا باز نشود)؛ کاربرانی که علاقه دارند در هر شب اجرایی را تماشا کنند، یک ایونت زیر آن برگه ایجاد کنند و هر کاربر با زدن یک تیک (مثل همان کلید می‌خواهم تماشا کنم)، آمادگی خود را در تاریخ مورد نظرشان که نمایش اجرا دارد اعلام کند. با اطلاع یافتن تیوال و گروه نمایشی از این آمار، می‌توانند تخفیفهای جذابی را تدارک ببینند، قابلیت خرید را برای افرادی که دوست دارند زودتر از دیگران باز کند، برنامه پیشواز برای تماشاگرانی که به صورت گروهی به اجرا می‌روند پیش‌بینی کنند و دوستان ... دیدن ادامه » هم راحتتر بتوانند برای تماشای گروهیشان برنامه‌ریزی کنند.
محسن جوانی و سپهر این را خواندند
حمیدرضا مرادی، میثم هنزکی، مهدی (آرش) رزمجو و azi rezaei این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی خوب در یک سونای خشک!
از فرشاد هاشمی متشکرم برای این نمایش خوب. البته اگر از نمایشهایی که صحنه تقریبا خالی است و بازیگران به جز شلوار جینشان طراحی لباس خاصی ندارند خوشتان نمی‌آید؛ احتمالا این نمایش جذابیتی برایتان نداشته باشد. اما برای من داستان و متن نمایش بیشتر از هر چیزی جذابیت داشت. موضوعاتی تاثیرگذار، پر از بیان واقعیاتی از امید و ناامیدی، پر از تحریک احساس و قلقلک دادن وجدان و اراده، و البته بیانی با فاصله بسیار بهتر از زبان بدن بازیگر. با همه این نقاط قوت اما برایم آخرین پرده از اجرا ضعیف‌ترین بخش کار بود چرا که نه ارتباط خوبی با تماشاگر برقرار می‌شد و نه شوخیها با اینکه محتوای مفهومی قوی داشت، تاثیری موثر بر مخاطب می‌گذاشت.
در مجموع؛ تماشای این نمایش خوب را در سونای نوفل لوشاتو؛ قویا پیشنهاد می‌کنم. می‌ارزد که گرمای سالن را ... دیدن ادامه » یک ساعت تحمل کنید و هنر فرشاد را ببینید.
چقدر خوشحالم که پس از سالها فعالیت تیوال، روز به روز بر تعداد نمایشها و سالنهای تیاتر در شهرهای دیگر علاوه بر تهران، در ویترین تیوال افزوده می‌شود. این یعنی موفقیت تیوال و رشد سلامت تیاتر.
توجه فرمایید که در حال حاضر نمایشهای خوبی در سالنهای تیاتر دیگر شهرها همچون گرگان و اصفهان و غیره برقرار است (که بلیط‌فروشی آن نمایشها در تیوال انجام می‌شود) و امیدوارم دوستان ما در آن شهرها به تماشای هنرشان بنشینند که ما به ضعف فاصله از شهرشان، مصداق مَثَل "دست ما کوتاه و خرما بر نخیل" هستیم.
بکت ❤
اشتیاق فراوانی به تماشایش دارم.
بدرخشید عزیزانم.
امروز نمایش را تماشا کردم و متاسفانه سلیقه بنده نبود و ناراضی از سالن بیرون آمدم.
۰۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چگونه کاربرانی که چهار ساعت پیش ایجاد شده‌اند، بلیط نمایش را در یک یا دو روز پیش تهیه و به تماشا نشسته‌اند؟ و بعد اینچنین به نمایش امتیاز کامل داده، از نمایش تعریف می‌کنند و البته نقدهای به جای کاربران پیشین را زیر سوال می‌برند؟ این روش اخلاقی و صحیح نیست و از تیوال انتظار می‌رود این روشهای اسپمینگ را ریشه‌یابی و از آنها جلوگیری کند.
با نظرتون که موافقم و بحثی نیست و امیدوارم تیوال هم چاره ای پیدا کنه.
فقط در مورد اینکه چطور کاربر چهارساعته میتونه 1-2 روز پیش بلیت خریده باشه... مشکلی نیست، برای خرید بلیت لازم نیست عضو باشید.
۰۱ تیر
با موافقم خانم مقدم وامیدوارم برای کاربران فیک هستند فکراساسی شود اگرچه واقعا در شان تات. نیست وبخصوص ازسوی گروه اجرایی. این رفتار
۰۲ تیر
راهش ساده است! کافیه برای نظر و امتیاز دادن اکانت های زیر سه ماه، کد بلیت رو هم لازم باشه وارد کنن. برنامه نویسیشم خیلی ساده است اگر به فکر باشند
۰۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پارسا یزدی
درباره نمایش کرونوس i
نمایش از نظر بنده اصلا دلچسب نبود و به هیچ وجه با این امتیازی که در برگ نمایش می‌بینیم تناسبی ندارد. با نگاهی به فیلمها و کتابهایی که به موضوع آینده پرداخته و در واقع در ژانر علمی تخیلی جای می‌گیرند؛ متوجه می‌شویم که داستان این قبیل محتواهای هنری، بر یک بنیان فلسفی و علمی محکم استوار هستند نه خیالپردازی محض نویسنده. چیزی که به هیچ وجه در این نمایش شاهد آن نیستیم. نمایش تلاش بر نشان دادن آینده‌ای بدوی دارد که انسانها در پی رفع نیازهای اولیه خود به روشهای سنتی همچون شکار با اسلحه می‌باشند و مواردی همچون امواج کیهانی و بازگشت به گذشته تنها نشانه‌هایی از این آینده در نمایش هستند. داستان نمایش دارای انسجام راضی‌کننده برای ذهن منطقی مخاطب نیست و تنها ماجرای رمزآلود ارتباط سلسله پدران و پسران با زنان و ابهام در رابطه بین آنها و اینکه مادرشان چه ... دیدن ادامه » کسی است؛ ذهن پرسشگر مخاطب را تا انتهای نمایش به دنبال خود می‌کشد و در این باب نیز در نهایت پاسخی درخور به سوالات ایجاد شده داده نمی‌شود. در مجموع به نظرم طراحی صحنه، گریم و موسیقی کار می‌تواند امتیازی بالاتر از متوسط دریافت کند ولی مابقی المانهای یک نمایش خوب، در این اجرا دیده نمی‌شود.
پارسا جان بذار اقلا با یه بخش نظرت عمیقا مخالف باشم

اونم تفاوت کارکردی هست که در نگاهت برای یه متن نمایشنامه هست
ادبیات یعنی همین اصن! منطق چی؟ هر درامی باید با قواعد خودش که قواعد ذهنی نویسنده‌اس بخونه و لاغیر
تا زمانی که درگیر اون داستان هستیم، اصن ... دیدن ادامه » فلسفه، علم اینا چی هستن؟؟ هیچ چیزی بیرون از اون متن دیگه وجود نداره..دنیا فقط شامل کاراکترهای متن، و قواعد فقط قواعد اون متن هست
درام هیچوقت نباید با دنیای واقع ربط یا مطابقت داشته باشه..به قول یه بزرگی، درام هیچ به دنیای واقع بدهکار نیست
و نویسنده‌ای که بتونه رهایی پیدا کنه از مقدرات درام، نویسنده‌ایه که به خوبی متنش و دنیاش رو فهمیده و کاملا ما رو راهی اون فضا می‌کنه :)

در آخر ناراحتم که نپسندیدی کار رو..دقیقا برعکس بنده
۰۱ تیر
علی جان عبداللهی ❤
با فرمایشت، اگر در مورد ادبیات داستانی و درام صحبت کنیم موافقم. اما با کاری که در ژانر علمی تخیلی قالب‌بندی شده نه. نوشته‌های آسیموف و کلارک رو هم برای حرفم مصداق می‌گیرم. نمایشنامه با چارچوبی که میبینیم، در قالب علمی خودشو معرفی ... دیدن ادامه » کرده؛ من خیلی سخت می‌تونم اونو فقط به عنوان یک داستان صرف یا درام محض بفهممش. یعنی این تیپ نمایش اگر محتوای علمی‌اش در نظر گرفته نشه خیلی خیلی کارکردش تنزل داده شده در نظر مخاطب. استخوان‌بندی یا روحش از دست می‌ره با اینکار. از طرف دیگه اگر در این کارکردش موفق باشه، با اختلاف محتوایی بسیار جذاب رو به مخاطبش عرضه می‌کنه.
۰۱ تیر
مرسی از نظرت پارسا جان :)
متوجه منظورت هستم
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از میان 48 امتیازی که برای این نمایش ثبت شده است؛ در حدود 38 نفر امتیازی بیش از متوسط و در حدود عالی به نمایش داده‌اند. اما بنده متاسفانه دلیل این امتیاز بالا را چندان درک نمی‌کنم. یعنی میزان تماشاگران حاضر در سالن و حس رضایت در آنها اصلا تناسبی با این امتیاز نداشت. یک نمایش که با هدف موضوع قرار دادن اوتیسم ساخته شده، اما متاسفانه داستان، اجراها و ترکیب نمایش به حدی نازل بود که از خرید خود متاسف شدم. سطح نمایش از نمایشهای کودکی که طی یک ماه اخیر تماشا کرده‌ام خیلی خیلی نازل‌تر بود. هر چند که اجراهای خوبی از آن بازیگر خانم که بنفش پوشیده بودند دیده می‌شد. متاسفم که اینطور عرض می‌کنم ولی نوفل لوشاتو برای بنده و با چند اجرای اخیری که در آن دیدم، در درجه دوم یا سوم انتخابهایم برای سالنهایی که می‌توان به آنها برای کیفیت نمایشهایش اعتماد کرد قرار گرفت.
جدا از سلیقه در انتخاب متن و نمایشنامه و اجرای فرمالیستی که اختیاریست، برای بازی های درخشان گروه بی انصافیست این نظریه اندکی...
با احترام
۰۱ تیر
گفتمان همیشه سازنده است اما نوع ادبیات نوشتاری شما چیز دیگری رو منتقل کرد میشه سوالی پرسید تا جواب گرفت اما اینکه‌بگیم خوب من دوست داشتم پس ناهماهنگ با امتیازه این میشه پس نگاه و نظر من نقطه مرکزی قضیه است.
۰۱ تیر
حرف شما متین خانم، اما اسپم امتیاز و نظر در مورد بعضی از نمایشها و برگها مشخصا قابل تشخیص و مورد شبهه و اعتراض تنی چند از کاربران است. بنابراین فکر نمی‌کنم برداشتی طبیعی از نوشتار من (خواه این برداشت درست بوده است یا نادرست، و من بسیار ممنونم از اشتراک ... دیدن ادامه » فرمایشتون) از زشتی این پدیده بکاهد یا باعث شود فکر کنیم این تعداد امتیاز مثبت صادقانه ذکر شده است.
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنده خیلی متوجه وجه تسمیه این نمایش نشدم. یکی از خواهرها به دنبال عشقش رفته و دیگری عاشقی ناکام است که قربانی رفتار زن‌ستیز و نامهربان جامعه‌اش شده. درست است که به رفتارهای هوس‌آلودی اشاره می‌شود ولی آن هفت دقیقه و آن هوس دیگر چه مناسبتی با این مضامین داشت؟ متاسفانه نه محتوای کار و نه اجراها را خیلی نپسندیدم. استفاده از موسیقی آن‌ور آبی مشخصا با هدف جذب مخاطب آنطور که در نمایشهای کمدی معمول سراغ داریم، اصلا جایی در سطح نمایشهایی که حداقل از خانم مه‌لقا باقری انتظارش می‌رود؛ ندارد و بنده با کمال احترام از انتخاب این نمایش توسط ایشان متعجبم.
جناب یزدی آقا کم سعادت بودم که شما رو زیارت نکردم
نام نمایش از جایی گرفته میشه که خانم بلوکات می‌پرسه کی میان ببرنش
و فرزاد حسنی میگه هفت دقیقه دیگه بلوکات می‌ره و فرزاد حسنی به شهلا تجاوز می‌کنه
هوس در هفت دقیقه بود واقع
خیلی کار ضعیفی بود چه متن ... دیدن ادامه » و چه اجرا
پرداخت هایی که همگی مشکل داشت
تلاش برای لایه مند بودن متن متأسفانه کاملا در روند اجرا کلاژ ضعیفی بود که در پراکنده گویی نویسنده ذهن مخاطب رو مشوش میکرد
۰۱ تیر
جناب لهاک نازنین ❤ کم سعادتی بنده بود که شرف زیارت شما بزرگوار را نیافتم. بنده دیروز سه نمایش در نوفل تماشا کردم که متاسفانه اصلا راضی نبودم. و ممنون از توضیح شما. من دچار ابهام شدم چون جای دیگری نیز به هفت سال اشاره می‌شد که از خانواده دور بوده آن خواهر ... دیدن ادامه » دیگر.
۰۱ تیر
جان دلید آقا ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حالا که قراره تماشاگر رو زمین بشینه، دوستان میشه یه کم مهربونتر بشینن چند تا دیگه‌ام جا شیم برای شبهایی که "سولد آوت" شده قطار مترو؟ البته تابلوهایی هم تو مترو نصبه که تو واگنهای مترو رو زمین نشینیم، یک وقت مزاحم دست‌فروشا نشیم حین فروش.
منتظر نقد دوستان هستیم در مورد این نمایش
۳۰ خرداد
سپاسگزارم پاینده باشید
۳۰ خرداد
خب گروه نباید این همه بلیت بفروشند ،..
۰۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید