تیوال یلدا معصوم | دیوار
S3 : 08:25:49
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یلدا معصوم
درباره نمایش اکلیل i
من در ردیف ۲ صندلی ۴ نشسته بودم.
در ردیف ۱، صندلی ۵، یک نفر با موبایل تمام مدت فیلم گرفت.
در ردیف ۱ صندلی ۲، یک نفر با صدای بلند می خندید.
در ردیف ۱، صندلی ۱، عکاسی هزاران عکس در دقیقه گرفت.
من تئاتر دیدم؟!؟!؟!
تئاترو نمیدونم دیدین یا نه، ولی مطمئنم سه تا آدم بی فرهنگ بی ملاحظه بی اخلاقو دیدین
۰۲ خرداد
درود بر شما
بابت وقتی که گذاشتید و این اتفاقها افتاد ازتون عذرخواهی میکنم
۰۵ خرداد
خیلی ممنونم خانم شکریان عزیز :)
۱۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یلدا معصوم
درباره نمایش پروانه و یوغ i
سیر و گشنه، همه مون روی این آتیش داریم جزغاله میشیم...
شوپنهاور رو یاد من میندازه و فکر زیباش
۰۷ اردیبهشت
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۵ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یلدا معصوم
درباره نمایش کالاندولا i
میام، به خاطر روز آخر کالاندولا میام...
نمیام
۲۸ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بدون تاخیر و دوست داشتنی‌
:)
خوش خبر باشید:)
۰۶ اسفند ۱۳۹۷
ممنونم خانم نوری :)
البته به نظر من اجرا متوسط بود، اما دوست داشتنی.
دیدنش خالی از لطف نیست.
بروشور هم خیلی جذاب بود.
۰۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یلدا معصوم
درباره پرفورمنس خون بخور جان i
انگار هرچی بیشتر تلاش کنی، کمتر فراموش میشه.
هرچقدر هم زمان بگذره، درد همیشه دردِ...
نام اثر را بسیار پسندیدم :)
۰۶ اسفند ۱۳۹۷
درد را از هر طرف بنویسی درد است...
۰۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یلدا معصوم
درباره نمایش زندگی در تیاتر i
خواب میبینم تو یه مکعب شیشه ای معلق تو هوا زندانیم.آدمای زیادی دور این مکعب جمع شدن برای دیدن من.مادرا من و با انگشت به بچه هاشون نشون میدن و در گوش بچه هاشون یه چیز میگن که من نمیفهمم.
خواب میبینم.
خواب میبینم از یه کوه خیلی بلند دارم سقوط میکنم.یه پرنده افسانه ای من و رو هوا میقاپه و برای خوراک بچه هاش میبره.از چشمام شروع میکنن،حتما چشمای خوشمزه ای دارم.
خواب میبینم.
خواب میبینم توی مدرسه ام،یه پسر خیلی کوچیک.با بچه های بزرگتر از خودم دعوام میشه،اونا همه دندونام و خرد میکنن.
خواب میبینم.
خواب میبینم تو یه بیمارستان روانی بستری ام.تو یه اتاقی که دیوارای ابری داره.به صورتم دست میکشم ولی صورت ندارم،انگار یه خمیر سفید همه صورتم و پوشونده.
خواب میبینم.
خواب میبینم کف یه اقیانوس خیلی عمیق و تاریک دارم شنا میکنم،انگار آبشش دارم.یه نهنگ خیلی بزرگ ... دیدن ادامه » به سمتم میاد،من و پشتش سوار میکنه...


دلم براشون تنگ شده...
یلدا معصوم
درباره نمایش نامه نویس i
تو قصه ها یه چیزی هست که لنگ میزنه.منظورم اینه وقتی تو یه رمان کسی میگه:《من هرگز در یک سانحه هوایی نبوده ام》یا یه چیزی شبیه این،شَستت خبردار میشه طرف تا پنج دیقه دیگه تو یه سانحه هوایی زِرتش قمصور میشه،یا میگن قطارها هرگز تصادف نمیکنن و بعد دو تا قطار دَرقی میخورن به هم.تو قصه ها گفتن هر چیزی پیش درآمدیه واسه اتفاق افتادنش.یعنی اگه قهرمان قصه بگه:《فکر میکنم هرگز شاهد خوشبختی رو در آغوش نگیرم》،تو میتونی رو این قضیه حساب وا کنی که خوشبختی یه جایی همون گوشه کنارا منتظرشه.این قانونِ رُمانه.در حالی که تو زندگی معمولی میتونی بگی《هیچوقت خوشبخت نبوده ی》و بعدشم هیچوقت خوشبخت نمیشی و تا آخرَم رنگ خوشبختی رو نمیبینی و گفتنش سرِ سوزنی اوضاع رو عوض نمیکنه.قانون حقیقی اینه.بعضی وقتا سر خودم و به این موضوع گرم میکنم که راند بعدی اوضاع بهتر میشه،اما همینه ... دیدن ادامه » که هست.
جالب بود.
البته اگه به قانون جذب اعتقاد داشته باشیم میشه امیدوار بود که به هر چیزی فکر کنیم بالاخره اتفاق میفته. فقط ایرادش اینه که به شخصه خودم انقد به بدبختی و اتفاقات بد فکر میکنم که همش همونا برام پیش میاد :)
راستی عکس پروفایل شما خیلی دوست داشتنی ... دیدن ادامه » و خاطره انگیزه
۲۴ بهمن ۱۳۹۷
خیلی ممنون خانم مقدم عزیز :)
۲۴ بهمن ۱۳۹۷
یکی از بهترین دیالوگ های ماندگار چند وقت اخیر..
۲۴ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این روزها طاعون سلبریتی همه جا رو گرفته.
این روزها تئاتر شغل نیست، یه نفرینه...
تیاتر یک دور همی لوکس، یک پارتی فرهنگیست
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خواب دیوار نبین...
خواب پنجره های بسته نبین...
آنجا مردمانی هستند، فکرش را بکنید!
مردمانی که نمیخوابند!
و چرا نمیخوابند؟
چون خسته نمیشوند!
و چرا خسته نمیشوند؟
چون دیوانه اند!
مگر دیوانه ها خسته نمیشوند؟
دیوانه ها چطور میتوانند خسته شوند!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید