تیوال نرگس جورابچیان | دیوار
S3 : 22:02:14
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سفید مثل سکوت
چرا برای دیدن سکوت سفید مشتاق بودم؟
۱- تئاتر همیشه برای من پناه است. اما تازگیها مثل همه جامعه گاهی تنش میشود به جای پناه. تجربه من میگفت گروهی که هدایت آن با آقای کوروش سلیمانی باشد، از ابتدای نمایش تا زمان ترک سالن حس خوبی خواهم داشت. نام آقای سلیمانی و رعایت نظم و مقررات در معرفی تئاترشان برایم محرک قوی ای بود.
۲- و خلاصه داستان: بهار ۹۸ بود که رفتم پیش دکتر. گفتم لطفا مرا بستری کنید. پرسید چرا؟ گفتم از آدمها خسته ام. کمی آرامش و سکون بیمارستان میخواهم. کمی بخوابم و کسی نخواهد کاری کنم. بیمارستان دوری را برایم تجویز کنید که ملاقات کننده‌ای سراغم نیاید. گویا قرار بود داستانی مردی را ببینم که نیازی شبیه من دارد.
درباره نمایش:
نمایش را در یک روز آلوده دیدم. روزی که جز برای دیدن این تئاتر امکان نداشت بتوانم از خانه خارج شوم. تئاتر بدون ... دیدن ادامه » تأخیر شروع شد.
بروشور کار چقدر به دلم نشست. طراحی صحنه سفید و با خطوط ساده محیط بیمارستان را تداعی میکرد.
قصه همانی بود که زندگی کرده بودم. همان آدم هایی که انگار هیچوقت دست از سر ما برنمی دارند. حتی در بیمارستان.
متن نمایشنامه را نخوانده ام اما دلم میخواست بیش از یک ساعت درباره قهرمان داستان بدانم. از صلحی که در میان جنگ هم آن را پیدا میکرد، از دلایلش برای پیدا کردن این صلح که شبیه بی تفاوتی و بی عملی نبود. از بیماری کودکی اش، از فکرها و‌ تصوراتی که او را از دنیای بیرون متفاوت میکرد. یا صحنه ای از گپ زدنش با دکتر روانشناس را ببینم و از پرستار مگی که در حین انجام وظیفه آگاه تر از دیگر پرسنل بیمارستان بود، بیشتر بدانم.
شاید تنها به این دلیل که دلم میخواستم ساعتی بیشتر خودم را ببینم؛ در میانسالی؛ در تنهایی و یأسی که همراه من به میانسالی رسیده است و پخته شده.
و در نهایت:
لطفا این نمایش را ببینید. اول به دلیل رفتار محترمانه گروه اجرایی که در جمعی با حال خوش، لاجرم حالتان به میشود.
دوم به دلیل سکوت سفیدی که در داستان درگیرش میشوید.
سوم به دلیل روحمان که نیازمند کمی التیام است.
چهارم به دلیل داستان و بازی های بی اغراق و ساده ای که حرف های مهم را بدون تأکید میگویند.
پنجم: به دلیل وجود آقای سلیمانی که حواسش حتی به صدای شاترهای دوربین هم هست و به عکاس میتوپد که تجربه تماشگر را خراب کردی. و این نشان از پایبندی به سکوتی سفید است.
بعد از دیدن نمایش مشتاق شدم به خواندن نمایشنامه و خوندمش
به هر میزان ادب و اخلاق که در کورش سلیمانی سراغ دارید به همان اندازه امانت داری در اجرای این نمایشنامه هم برایش لحاظ کنید
۴ روز پیش، یکشنبه
امیر مسعود جانم ❤️
رضا جان ارادت و سپاس ❤️
جناب سلیمانی عزیز لطف شما بما ثابت شده هست و بخاطر همین علاقه ای که بهتون داریم و بنوعی شما رو از خودمون میدونیم درد دل مون رو بهتون میگیم و ازتون انتظار بیشتری هم داریم
امیدوارم بزودی تغییرات بنیادینی صورت ... دیدن ادامه » بگیره که در این زمینه شاهد نظم و قانونمندی و آرامش بیشتری باشیم
بازم ازتون نهایت تشکر رو دارم ❤️
۳ روز پیش، دوشنبه
تنها آن‌که بزرگ‌ترین جا را
به خود اختصاص نمی‌دهد
از شادی لبخند بهره می‌تواند داشت.

آن‌که جای کافی برای دیگران دارد؛
صمیمانه‌تر می‌تواند
با دیگران بخندد؛
با دیگران بگرید.

مارگوت ... دیدن ادامه » بیکل
چیدن سپیده دم
ترجمه ی احمد شاملو
۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه خلاصه ای از داستان که توی ایران نمایش نیومده. به ژانر هم که اعتقاد ندارن!!
میشه دوستانی که رفتن کمی راهنمایی کنن؟
سخته اخه خدایی:(
من بلد نیستم..
مث اینکه بگی خلاصه سیزیف چیه؟! از اون نمایش هاست که خلاصه بردار نیست:)
۱۴ آبان
من بی نهایت نمایش رو دوست داشتم..و اگه این بودجه لعنتی اجازه بده،خیلی دوست دارم یه بار دیگه ببینمش..
۱۴ آبان
ممنونم از لینک. بله منم به رمان آئورا نگاهی انداختم. مرسی نیلوفر خانوم.
۱۴ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نرگس جورابچیان
درباره نمایش بداهه i
نمیتونم بگم دوستش نداشتم. یه ورکشاپ، یه کلاس آموزشی، یه پروسه روبرو شدن با خودت...
امشبی که من کار رو دیدم کمی حس میکردم به سبکی گرفتن اجرا رو بازیگرا.
بیش از بقیه آقای سیاحی و خانم نقوی و آقای کیانیان جدی بودن توی انتقال حس‌هایی که قرار بود به مخاطب منتقل کنند.
پشیمون نیستم از دیدنش. حتی جاهاییش تلنگر بود برام. اما این قیمت بلیط به نظرم منصفانه نبود.
دلم تنگ شد برای عمارت مسعودیه. برای این نمایش که هیچ لحظه ش از خاطرم نرفته.
این نمایش و عمارت مسعودیه برای من شب به یادمونی ساخت، من رو بردین به اون روز...
۲۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کلا خلاصه نمایش از مد افتاده گمونم.
شیر یا خط میندازم میرم یا نظر دوستان تیوالی.
چند تا نمایشو از دست دادم.
غلامرضا لبخندی رو نرفتم. چون ترسیدم مثل کتاب بادباک باز بشم. چطور شدم؟ یک هفته بلند بلند گریه میکردم. یک ماه کابوس میدیدم.
بعضی نمایشا رو نمیرم چون نمیدونم صدا و نورش چه جوریه. چون میگرن دارم و ممکنه سرم از درد بترکه.
بعضی نمایشا رو با توجه به عکساش نمیرم. چون توش سیگار میکشن و دوستم ریه ش حساسه. نفسش دیگه بالا نمیاد با بوی سیگار.
نمیدونم واقعا نمیشه توضیح داد؟ نمیشه یه حداقل هایی رو رعایت کنیم؟ گروه های اجرایی ببینن چه کسایی میتونن بیان چه کسایی نه! مثلا بنویسن اونایی که صرع دارن، چی رو روشن میکنه؟ اگر بنویسن این نمایش با نور و‌ صداهای بلند اجرا میشه سخته؟
این مثل این میمونه که صندلی بغلیمون روش آدامس چسبیده، اگه کسی اومد بشینه بگیم ... دیدن ادامه » آدمس چسبیده ها!
نمیدونم من غرغرو شدم یا واقعا دقتمون کم شده.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر مقدور بود یه سانس ویژه برای زمان زودتر هم بذارید. مشتاق این نمایش شدم. ممنون.
درود بر شما متاسفانه امکان این کار وجود ندارد ، چون قبل از این کار نمایش داستان های پزشک محبوب من به روی صحنه خواهد رفت
۲۵ فروردین
سلام جناب ارجمند
یعنی شنبه ها هم مقدور نیست؟
۲۵ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توی عالی بودن نمایش نامه و متن و بازی ها حرفی نیست.
فقط به نظرم میشد یک ساعت و نیمه باشه و کمی خلوت تر!
فرزاد، پارسا یزدی، محمد جواد و حمیدرضا مرادی این را خواندند
آذرمهر، R 0 y a، ف کیوان و مهرناز این را دوست دارند
خانم جورابچیان در مورد نمایش موی سیاه خرس زخمی هم همین نظر و میدادند من کوتاه شده نمایش و دیدم اصلن جذابیت کار بلند رو نداشت.
۲۰ فروردین
راستش چون داستان نمایش برام خیلی تأمل برانگیز بود از پریشب چندین بار ساختمش و بهش فکر کردم. بازم دیدم میشد کوتاه تر باشه. گاهی باید اجازه بدیم تماشاچی خودش هم فکر کنه. نه اینکه همش تصویر بشه.
۲۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازم عکاس. بازم صدای شاتر. بازم چک کردن بلافاصله ی هرعکس.
و ایندفعه یه نکته جالب داشت اجرامون. یک نفر پشت من به فاصله پنج دقیقه یکبار بینی ش رو خیلی پر و پیمون بالا میکشید.
من خودم آلرژی دارم نه فقط به بهار، به خیلی چیزا. خب یه چندتا دستمال بذارید توی جیبتون. زمانش که رسید از دستمال استفاده کنید.
امروزم تو وحدت بغل دست من قرچ قوروچ پف فیل میخوردن:))
۲۲ اسفند ۱۳۹۷

خدا نیاره برام اون روز رو. چون فکر نکنم انقدر صبور باشم :)))))
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز بیست و یک اسفند نود و هفت هست و‌ مقدار زیادی از بلیطای چهارده فرودین نود و هشت هم پر شده.
من هنوز نفهمیدم دلیل پیش فروشای به این زودی چیه.
قبلا سوال من هم در خصوص فروش روزهای ابتدایی این نمایش همین بود ! اما متاسفانه این روند ادامه داره و همونطوری هم که پیش بینی کردم ، کنسلی بلیت و بروز مشکل گریبانگیر یه سری از افرادی که خیلی زود بلیت خریدن شده ! از طرفی تو این شرایط اقتصادی ، پرداخت پول برای ... دیدن ادامه » چیزی که سه هفته بعد دریافت میکنید سخته و نتیجش آمار امروز عصر ایران میشه که ۸۸ درصد از ایرانی ها تابحال تئاتر نرفتن ! ای کاش لااقل خودمون برای خودمون ارزش قائل بودیم و حمایت نمیکردیم از این روند نادرست!
۲۵ اسفند ۱۳۹۷
چقدر خوب ! فکر میکردم من و یا نهایتا عده معدود دیگه ای این استرس و مشکل رو داریم و موندیم چیکار کنیم در خصوص این وضعیت ! بلیت بخریم یا نخریم ! ای کاش تیوال یک حداقل یا حداکثری برای پیش فروش وضع میکرد ! نمیدونم شاید یک مسابقه ، رکورد یا ارجحیت نانوشته خاصی ... دیدن ادامه » بین گروه های تئاتر وجود داشته باشه بر سر پیش فروش سریع بلیت ها ! ولی هیچوقت یادم نمیره پیش فروش نمایش خدایگان رو . در روزهای آخر با وجود استقبال فراوان ۲۴ ساعت قبل از هر سانس فروش رو باز می کردند و تا فردایش کامل میفروختند . واقعا لذت بردم . امیدوارم شیوه فروش نمایش خدایگان الگویی باشد برای سایرین !
۲۶ اسفند ۱۳۹۷
آخه مساله اینه که هربار حرفی زدم گفتن خب برنامه هاتو براساس این بلیطی که خریدی بذار. و به نظرم غیرمنطقیه که همه برنامه های زندگیمو برای دوساعت نمایش (که میشه با پیش فروش نزدیک روزهای اجرا مشکلش حل بشه) بهم بزنم.
بازم میگم. تئاتر پناهه برای من. براش هزینه ... دیدن ادامه » میکنم از وقت و درآمدم.
اما متاسفانه هرروز داره شرایط سخت تر میشه. انگار وسط منگنه باشیم. پیش فروشای یک ماه زودتر، تماشاگرای پر از سر و صدا، عکاسی با شاتر...
و بعد افسوس بخوریم که ۸۸ درصد مردم تابحال تئاتر ندیدن.
۲۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یاد فیلمای مسعود کیمیایی افتادم. اون قبل ترا که دیالوگا سرجاش بود.
دلم میخواست کلا موسیقی نداشته باشه جز همون داریوش که به وقتش پخش میشد. دوست داشتم وقتی میگفت قسم به احمد شاملو، بعدش سکوت باشه.
...
ماها خیلی وقتا، واسه خیلی چیزا تلاش کردیم. اما نرسیدیم و مردیم.
جوادیه قصه همه مونه.
خانم جورابچیان عزیز ممنون که تشریف آوردین و به تماشا نستید مرسی که نظر خودتون رو به اشراک گذاشتید
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مگه قرار نبود تا بیستم باشه. چرا پس؟!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همین اجرا رو پارسال توی دانشگاه امیرکبیر رفتم. بی نظیره. از دستش ندین.
نفیسه نوری، آذرمهر و فرهاد ریاضی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و خرده نان...
من هنوز درگیر خرده نان هام. هنوز درگیر حصارهای امنی که از خلاقیت و‌سرزندگی خالی هستن. درگیر میانسالی آرامی که هزار آرزوی نرسیده در خودش دفن کرده است.
درگیر دوگانگی زندگی آرام بادوام یا پرچالش و درگیری.
تئاتر محترم که میگن، منظورشون چنین گروه نمایشی ایه.
اتفاقا من هم 2 شب پیش داشتم بهش فکر میکردم. :))
۰۴ بهمن ۱۳۹۷
کوتاه بود و موجز. اما بسیار عمیق و تاثیرگذار.
۰۵ بهمن ۱۳۹۷
سلام بر شما؛ ممنون از نظرتان ...
ضمنا این باعث خوشحالی ماست که تماشاگران عزیزی چون شما همچنان به "خرده نان" می اندیشند ... این نشانه ی موفقیت یک اثر هنری ست که مرور زمان باعث فراموشی آن نشود. پاینده باشید.
۰۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من خرده نان رو همون روزی دیدم که ردیف جلوی من سه تا آقای از فضای سالن به دور جلومون بودن. که یکیشون گوشیش زنگ خورد و یک ربع بعدشم رفت.
اما خب باقی تماشاگرا وقتی توجهشون جلب شد که صدای زنگ موبایل رو شنیدن؛ اما من و دوستم از لحظه اول حضور پررنگشونو!!! حس کرده بودیم. متاسفانه بوی قائل نبودن به تمیزی و‌ دوش نگرفتن چنان شدید بود که تمام مدت نمایش ما جلوی بینی مون رو گرفته بودیم. این اتفاق در هرجایی از جامعه میتونه بیافته. اما وقتی فقط یک ساعت وقت دارم برای درک نمایشی که به دلم اشتیاقشو دارم، خیلی آزاردهنده ست.
بیایین همه باهم شعاع بودنمونو بزرگتر از خودمون کنیم. حتی شده چند متر!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب دیگه تیوال پلاس هم که مدتیه اعلام زمان بلیط فروشی نمیکنه. باید هی سربزنیم ببینیم کی باز میشه.
من از روی اعلان تیوال پلاس متوجه شدم.
۰۲ بهمن ۱۳۹۷
برای من که هیچی نیومد واسه خرید روزای جدیدش.
۰۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اصل موضوع برام جذاب نبود. بی تعارف نپسندیدم.
نکردند یه دوتا پر خروس بندازن زمین خیالمون راحت بشه اومدیم خروس لاری مثلن:))
۱۷ آذر ۱۳۹۷
:))
و یه صدای کوچیک از ساز سلیم حداقل
۱۹ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نرگس جورابچیان
درباره نمایش طناب i
ای کاش سانس ویژه هم در نظر بگیرن. واقعا ساعت یازده شب که زمان پایان نمایشه برای نیمه اول سال هم دیره، چه برسه برای نیمه دوم که نیمه شب محسوب میشه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از دوربینای حرفه ای سردرنمیارم. واقعا نمیشه صدای شاتر رو‌ غیرفعال کرد؟
یکی دو مدل از دوربین‌های کانن این قابلیت رو دارند متأسفانه چون دوستان عکاس حرفه‌ای تئاتر نیستن از این مدلاش رو ندارن!
۱۵ آذر ۱۳۹۷
نه آقای جعفریان. نگران نباشین. ما واسه هر کسی که نمک نمی زنیم. اینم چون شمایین دیگه توی معذورات قرار گرفتیم. خیالتون تخت
رویا جونم از بغل دیوار برو :-*
۲۱ آذر ۱۳۹۷
مسی ممنوووون :))))))
۲۱ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انصافا جالب نیست از روی حدس و‌گمان بلیط خریدن و تیاتر رفتن. شاید موضوعاتی باشه که خط قرمز هرکسی باشه.
بعد بشینیم منتظر که کدوم یک از عزیزان ریسک کردن و رفتن و‌دیدن و نقد نوشتن. و از روی نظر دوستان تصمیم بگیریم.
چند هفته ست که خبر پیوستن تک تک بازیگرا تبلیغ شده؟ آیا مهم فقط حضور بازیگرانه؟ یعنی میشه بازیگران مشخص شده باشه، اما خلاصه داستان مشخص نباشه؟
چرا سختمون شده دقیق و‌کامل کارمونو انجام بدیم؟
چرا خلاصه داستان نوشتن کار سختی شده؟
....
نرگس جورابچیان
درباره اشتراک تیوال+ i
تیوال پلاس عزیز
امروز هم اس ام اس شروع فروش محبوبه ها برام نیومد. قبلی هم که سیزیف بود و قرار به بررسی، خبری نشد. اتفاقی افتاده برای تیوال پلاس؟
محمد لهاک و محمدرضا مدیری این را خواندند
امیر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید