تیوال رضا تهوری | دیوار
S3 : 21:59:47
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
انسان آزاد آفریده شده و همیشه برای آزادی می جنگد ، اسارت سختترین و دردناکترین لحظه زندگی یک فرد می تواند باشد . اما جان براون از خشم و خونریزی و انسان کشی به ستوه آمده پس حقارت اسارت را به جنگیدن ترجیح می دهد
طبعات جنگ های جهانی تا امروز در سراسر دنیا بجا مانده ، ما ایرانیها 8 سال جنگیدیم اما بعد از گذشت 30 سال آثارش در زندگی مان مشهود است. تام استوپارد با ترجیح اسارت بر میدان جنگ با مرور خاطرات جان براون و دیالوگهایش ، یک اثر فاخر و تاثیر گزار ضد جنگ خلق می کند

جان براون از تنهایی خودخواسته ،برای فرار از دوست و دشمن ،برای فرار از جامعه خشن به بیمارستان پناه می برد محلی که درمان تمام دردهای جسمی و روحی آنجاست
صداقت و راستگویی یکی دیگر از ویژگی های جان براون است ، مکرراً اعلام می کند که بیماری جسمی و روحی ندارد . او می توانست با تظاهر به مریضی ، ... دیدن ادامه » گروه پزشکی را مشغول معاینات و آزمایشات بیهوده کرده و به هدف اصلی اش که اقامت در بیمارستان بود برسد ولی تام استوپارد مروج اخلاق و راستگوییست و جان براون قهرمانش
متاسفانه تیم پزشکی ناخواسته و بخاطر کنجکاوی و یا بخاطر انجام وظیفه صحیح تبدیل به گروه تفتیش عقاید قرون وسطی میشود و پرستار مگی مهربان تبدیل به بازجو مگی . و بالاخره جلب اعتماد کرده وارد حریم خصوصی اش می شود و باز هم صداقت و راستگویی در مقابل ریا و تزویر شکست میخورد و خانه اعتماد ویران میشود

جان براون از رنج و ملالی که از پرسنل بظاهر خدوم بیمارستان دید ممکن بود دست به خودکشی بزند و یا بعد از خیانت پرستار مگی به یک ناهنجار اجتماعی تبدیل شده و همچون قاتلی با پزشک و پرستاران تسویه حساب کند ولی خوشبختانه جان براون دارای آگاهی و باور هست
آگاهی و باورش باعث میشود که منطقی عمل کند و آرامش را در جای دیگری جستجو کند

اگر مرهم زخم درمانده ای نیستیم لااقل نمک به روی زخم ها هم نباشیم
بازهم ممنون رضا تهوری عزیز ... چه خوب دیدی و نوشتی ... درود و پاینده باشی ...
۰۶ آذر
جناب کیانی ممنون از نکات خوبی که شما هم اشاره کردید ...
۰۷ آذر
@ کوروش سلیمانی عزیز..
لطف دارید..
۰۷ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا تخفیف وفاداری و گروهی هم برای نمایش اعمال کنید
امیرمسعود فدائی، پرند محمدی و یلدا معصوم این را خواندند
mahaya، فرزاد جعفریان و M... این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به دوستی گفتم نمایش جدید گروه بیستون را ببین
گفت موضوعش چیست
گفتم: کوروش سلیمانی در آثارش شعار نمی دهد ، قهرمان پروری نمی کند،قهرمانش خطابه نمی خواند .تابوشکنی نمی کند،خط قرمزی رد نمی کند،
معظلات اجتماعی را عریان فریاد نمی کند ، نقطه حساس تماشاگر را نشانه نمی گیرد ، احساساتش را جریحه دار نمی کندو اشکش را در نمی آورد
و مهمتر اینکه قضاوت و داوری نکرده ، حکم قطعی هم صادر نمی کند
دوستم گفت خب ! پس گروه بیستون چه می کند

گفتم : فقط تماشاگر را به تفکر و اندیشیدن وا می دارد

برگرفته از سخنان استاد ابراهیمی دینانی: اندیشه و فکر کهنه خیلی داریم اما تفکر و اندیشیدن هر لحظه نو است ، با اندیشیدن می توان اندیشه های کهنه را نو کرد
رضا تهوری عزیز، همراه همیشگی ما ... ممنونم از بادداشت مثل همیشه زیبایت ... و لطف همیشگی تو به نمایش هایی که می سازیم ...بله؛ اندیشه به همین اندازه مهم است که گفتی ... پاینده باشی عزیز ...
۰۵ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از تماشای نمایش (منو نمی بره) اثر فاخر و به یاد ماندنی خانم زهرا صبری که در سال 96 در کانون پرورش فکری اجرا شد، همیشه منتظر و مشتاق بودم برای دیدن کار جدیدشون
من هم... حیف که سانس های این نمایش با خساست باز میشه
۰۵ آذر
بله فقط امروز سه شنبه و فردا چهارشنبه بازه
۰۵ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا باز هم غم؟
چرا باز دلشوره های دمادم؟
پسینگاه جمعه؛
همان لحظه های هبوط!
همان وقت میلاد آدم!*
قیصر امین پور
تا وقتی تقویم ها جمعه دارند ، تا وفتی جمعه ها تعطیلند ، نمایشنامه جمعه کشی بدیع و تازه است
وقتی غروب جمعه دلت میگیره یک نفر میخواهی که باهاش حرف بزنی حرف بزنی حرف بزنی . مهم نیست چی بگی چی بشنوی ، فقط ی هم کلام ی هم زبون ، کسی که بار غمت را سبک کنه
استاد خلج به تعبیر قیصر امین پور (لحظه های غم و دلشوره در پسینگاه جمعه ) را به صحنه آورده، حکات مردمان کوچه و بازار در قهوه خانه ای در تهران سال 52 که غم نان فرصت تفریح و استراحت را از آنان ربوده است
پیرمرد شهرستانی که آواره کوچه و خیابان تهران شده، بالاخره زخم های زندگی اش سر باز می کند و در حالت مستی و گریه ، غم های خود را بازگو می کند . این صحنه بهترین بازی است که تابه حال در فیلم ها و سریالهای قبل و بعد انقلاب دیده ام ، بازی بدون اغراق و حرکت اضافی
( پیشنهاد :فرصت تماشای این صحنه را از دست ندهید)
استفاده از ... دیدن ادامه » آواز اصیل ایرانی و بازیگران خوش صدا لطف تماشای نمایش را دو چندان می کنه
سپاس از همه عوامل نمایش و استاد خلج و تشکر ویژه از جناب گیاهچی
عالی بود جناب تهوری
۲۰ آبان
عباس عزیز سپاس از مهرت
۲۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر کودک بی شک یکی از تاثیرگزارترین مقوله های آموزشی و تربیتی فرزندانمان می باشد ، نمایشی که در دوران کودکی تماشایش کرده ایم هرگز از یاد و خاطرمان پاک نمیشود و تصاویرش در حافظه مان ثبت می گردد .پس باید در انتخاب نمایش برای کودکانمان دقت و وسواس بیشتری بکار بریم . نمایش کچل کفتر باز انتخاب درست و عالیست . به جرات می گویم شاید در سال یک اثر با این کیفیت در تهران به صحنه بیاید
نمایش با تشویق و ترغیب کودک به کتاب و کتابخوانی آغاز میشود ، کودکی که با غصه های کوچک خود در اتاقش تنهاست ، او برای پایان دادن به غم و غصه اش از میان وسایل اتاق ( اسباب بازی و ...) به کتاب پناه می برد تا با غوطه ور شدن در دنیای قصه ها از غصه هایش بکاهد ، قبل از شروع بخش عروسکی نمایش این پیام آموزشی قطعا برای کودک و والدین یک پیام ماندگار خواهد بود.
دو شخصیت جادویی از کتاب بیرون ... دیدن ادامه » می آیند تا با روایت افسانه ای بار غم کودک را سبک کنند ، این شخصیت ها خنده را اولین و مهمترین راه آرامش و آسایش می داند و قصد خنداندن دخترک گریان را دارند تا نشان دهند که " خنده بر هر درد بی درمان دواست"
نویسنده با نگاهی به افسانه کچل کفتر باز صمد بهرنگی ، قصه ای کودکانه می نویسد و کارگردان با عروسکها به شخصیت های داستان جان میدهد . دختر گریان با دیدن عروسک چنان ذوق زده میشود که این ذوق را در چشمان بچه های تماشاگر هم میتوان دید ، شوق بغل کردن عروسکها و لمس و نوازششان به تماشاگر هم منتقل می گردد
صحنه نمایش ،اتاق دختر کوچک و غمگین ماست که یکی از دیوار ها را با نقاشی های خودش تزئین کرده (نمی دانم پدر و مادرش چه عکس العملی به این کار داشتند )ولی دخترم را به یاد در و دیوار اتاقش انداخت که شخصیت های خیالی را بر دیوار یه یادگار گذاشته .
شخصیت های جادویی که از کتاب بیرون آمدند برای روایت افسانه کچل از 3 ماکت استفاده کردند که تماشاگر با دیدن تک تکشون ذوق زده میشود خانه نقلی کچل و مادر پیرش در مقابل کاخ با عظمت پادشاه که با نورهای جادویی برای تماشاگر کودک جذاب هست .شخصیتهای جادویی و دختر کوچک داستان ، عروسک گردانهای افسانه کچل می شوند و با شعرهای شاد و موزیکال ،خنده را بر لب می نشانند و فکر و اندیشه را بر ذهنمان حک می کنند
بازیگران پر انرژی با تغییر لحن و کلام علاوه بر شخصیت داستانی خود به عروسکها هم جان میدهند و تغییر در نوع بازی و تغییر صدا چنان دقیق و بجا انجام میشود که برای این گروه سنی ملموس و قابل درک هست و هرگز ارتباطش با داستان قطع نمیشود
رضا جان چه حس خوبی داشت این نمایش
به کارگیری درست عروسک و اشیا روی صحنه اثرات خیره کننده ای بر جای می گذارد. :))
۳۱ اردیبهشت
دقیقا ابرشیر عزیز
شخصیت اصلی نمایش(دختر کوچک) ، عروسک گردان نمایشی میشود که بخاطر خوب شدن حالش و فراموشی و غم و غصه هایش ترتیب داده شده . این نوع اجرا برای تماشاگر خردسالی که با شخصیت اصلی داستان همزاد پنداری می کند بسیار جذاب میشود. کارگردان با این ... دیدن ادامه » روش پیام و اندیشه نمایش را در جان و دل کودک حک می کند
۳۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیاه آدمی بود نسبت به اربابش از طرفی وفادار و از طرفی عصبانی. عصبانی به خاطر ضعفهای اخلاقی ارباب، یا به دلیل فاصله صوری و هم طبقاتی که بین آن‌ها بود و سیاه با همه گونه فداکاری که می‌کرد کوشش به ترمیم و از میان برداشتن این فاصله داشت ولی ارباب خودبین با خود بینی اش بهر حال این فاصله را حفظ می‌کرد و او را همیشه به چشم غلام می‌دید.( منبع ویکی پدیا)
نمایش کمدی بیله دیگ بیله چغندر نوشته داوود فتحعلی بیگی ،کمدی شاد و مفرحی است که به مناسبت هفته بزرگداشت تئاتر بصورت رایگان به صحنه می رود
حرکت اداره کل هنرهای نمایشی قابل تقدیر است که به مدت یک هفته نمایش آیینی سنتی ایرانی را برای همه مردم تهران بصورت رایگان به اجرا گذاشته اند
استاد فتحعلی بیگی بعد از سالها تحقیق و پژوهش و اجرای نمایش ایرانی در بخشی از این نمایشنامه دو شخصیت سیاه را در کنار هم قرار می ... دیدن ادامه » دهد که گفتگوهای زمرد ( سیاه مرد) و نسرین ( سیاه زن) بسیار دلنشین و جذاب شده است
حضور فرزندان و ( به احتمال و نظر بنده) شاگردان استاد جواد انصافی دومین نقطه قوت این نمایش است . بازیگرانی پر انرژی و توانمند (متاسفانه بخش هایی که تماشاگران با دست زدن همراهیشون میکردند، صداها واضح به گوش نمی رسید)
حضور نوستالژیک امیر پارسی که یادآور برنامه اوستا و عبدلی ست ، بسیار زیباست
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مشکل اقتصادی وقتی نمایان میشود که دستفروشی و مسافرکشی شغل اول و دوم اکثریت قشر متوسط و ضعیف جامعه شود
تهران ،مملو از شغلهای کاذب است .شغلهای موقتی که فقط از گرسنگی نجاتت می دهند .متقاضیانش ،اکثرا جوانانی هستند که از شهر و روستا به تهران مهاجرت می کنند و یا ساکنین تهران که پول و پارتی ندارند
شرکتهای بظاهر خدماتی که با جذب این جوانان با حقوق اندک ، با اغفال مردم ، سودهای کلانی به جیب می زنند و یک شبه محو میشوند . انگار که نبوده اند .عده ای مالباخته می ماند و کارگرانی که ماههاست حقوق اندکشان را هم نگرفته اند
کال سنتر یکی از این مراکز بظاهر خدماتی است که عقیل بهرامی توانسته دغدغه های اجتماعی و فرهنگی اش را به صحنه بیاورد . کال سنتر تصویری از تهران امروز و سرمایه های مهم انسانیست که متاسفانه نادیده گرفته میشوند ، نویسنده سعی کرده بدون شعارزدگی و ... دیدن ادامه » داوری ، فقط راوی زندگی جوانان باشد
ممنونم آقای تهوری عزیز که تشریف آوردین و به تماشا نشستید. خوشحالم که جان مطلب را این چنین روان گرفتید. ممنون که نظرتون رو با ما به اشتراک گذاشتید.
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش عروسکی "هدیه اسرار آمیز" در سالن گلستان کانون پرورش فکری (پارک لاله) ساعت 18 لحظات شادی برامون رقم میزنه
ننه سرما و بچه هاش (دی، بهمن و اسفند) دل بهار خانومو تو چله ی زمستون شاد می‌کنند. گل پامچال براش میارن و...
روزهای یکشنبه و دوشنبه 21 و 22 بهمن با تخفیف 50 درصد در سایت ایران نمایش و تخفیفان ارائه میشه
هنرمندان این نمایش با عروسک های دوست داشتی، موسیقی شاد و طراحی صحنه زیبا ما را به افسانه های کودکی هامون می‌برند تا ساعتی از غم و اندوه دنیا فارغ بشیم
تلفن هماهنگی . 09106296719
امیر، iamnegin@، حمیدرضا مرادی، عالیا و hassan این را خواندند
مهدی (آرش) رزمجو این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر روز فقط یک پرفورمر اجرا داره . جهت اطلاع از روز اجرای هر هنرمند به صفحه اینستاگرام پرفورمرها مراجعه کنید
عباس الهی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه همیاری محترم
نمایش هویت پروانه های مرده ها را دیده ام ولی تخفیف وفاداری اعمال نمیشه
میثم هنزکی این را خواند
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای من هم همینطور...
شما کدوم اجرا رو دیدین؟
مولوی یا باران؟
۱۵ بهمن ۱۳۹۷

خانم نوری اگه مایل هستید بلیط تخفیف دار تقدیم کنم .
۱۶ بهمن ۱۳۹۷
ممنونم از لطفتون. بزرگوارید.
۱۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه همیاری محترم آیا هر شب فقط یک بازیگر به صحنه می آید؟ در اینصورت لطفا روز اجرای هر پرفورمر رو مشخص کنید
بله یک نفر یک جا وایساده مثلا پرفورمانس می‌کنه، همین‌طور سرش رو دوران میده و تکون میده و به این ور و اون ور نگاه می‌کنه. یه سری فیش صوتی هم از بالا آویزونه که به نوبت اینا رو می‌زنه تو سوکت روی کلاهش و آهنگش پخش میشه. در واقع اینجا چیزی رو لو ندادم. چون ... دیدن ادامه » از ثانیه‌ی اول همینه تا آخرش.
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
دقیقا یه دورهمی بود. فقط این وسط سر امثال من کلاه میره. یعنی هر کسی می‌تونست اون وسط بایسته سرشو اونجوری تکون بده.
این نمایش که نه، مسخره بازی، ارزش کامنت گذاشتن نداشت. فقط اومدم نوشتم که کس دیگه‌ای کلاه سرش نره. اعتبار تیوال هم برای من اومد پایین.
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
دورهمی که چه عرض کنم. اون آقا پایین کامنتم نوشته دیگه چه خبره.
نوشته: نیاز به "تمرین" شدیدی احساس میشه.

کاش جلوی ما تمرین می‌کردند. لااقل آدم می‌گفت پول برای دیدن یه چیزی داده.
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حکایت همچنان باقیست ، حکایت اسطوره ها و شخصیت های تاریخیست که از دل افسانه ها و تاریخ پا به دنیای امروز ما گذاشته اند . خسرو با موتور سر قرار شیرین حاضر میشود . خاله سوسکه سلفی میگیرد ، سیمرغ بهمراه کالسکه زال ،در بی بی لند خرید می کند و...
روایتهای هنرمندان مختلف با تنوع سبک و سلیقه که همه آثار قابل تامل و چشم نوازند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قدیما می گفتن همسایه خوب از فامیل هم نزدیکتره .خونه های قدیمی حیاط دار که درش همیشه باز بود و بچه های همسایه تو همه ی خونه های محل امنیت داشتند
سفره های ساده پهن بود و همسایه ها مهمان صفا و محبت همدیگه بودند . شب نشینی های پاییز و گرمای دل وجود انسانها کنار هم آرامش عجیبی داشت
توی عروسی و عزا در همه خونه ها به روی مهمون باز بود .مهربونی بود و مهربونی و مهربونی
زندگی آپارتمانی امروزی که همسایه همسایه اش را نمی شناسد ، اگر حسن هایی هم داشته باشد قطعا پدیده جالبی نیست. زیباست اگر به زندگی دیگران سرک نکشیم ،به رفت و آمدهای همسایه کنجکاو نباشیم اما نمیشود در مقابل مشکلات وگرفتاریهای همسایه سکوت کرد. نمیشود هنگام مواجهه با حادثه ای برای یک هموطن در خیابان روی چرخاند و رد شد . نمیشود صدای گریه همسایه را شنید و در را بست و در خانه مخفی شد
شوپه مصلحت اندیش ... دیدن ادامه » است ،آرامش و امنیت خود و همسرش را به ناملایمات و درگیری با اشرار احتمالی ترجیح می دهد او بر خلاف میل باطنی از خانه بیرون نمی رود، ولی عذاب وجدان می گیرد و بخاطر عدم کمک و مساعدت به همسایه خود را سرزنش می کند
وقتی امنیت کمرنگ میشود وقتی ماشین از پارکینگ هم دزدیده میشود وقتی با دیدن مامور برق از آیفون تصویری باز با ترس و اکراه در را باز می کنیم میتوان به شوپه حق داد
شوپه عزیز غمگین نباش که زندگی در کلان شهر همه مان را نسبت به همسایه بی تفاوت کرده
میذاریم "دوست داشتم" رو برای بعد از دیدن اجرا :)
۲۴ آذر ۱۳۹۷
و این تراژدى بزرگى ست ... بازهم ممنون جناب تهورى عزیز ...
۲۴ آذر ۱۳۹۷
سپاس از توجهتون جناب سلیمانی و سپاس از گروه بیستون که با اشاره غیر مستقیم به معضلات اجتماعی،تماشاگر رو به واکنش های مثبت تشویق می کند
۲۴ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرده نان همچون کار قبلی سلیمانی با محوریت خانه و خانواده است . فالومی روایت زندگی یک زوج جوان بود که با ترسیم نقشه ای زیبا ،راه سعادت و خوشبختی را برایشان هموار می کرد . امروز زن و شوهر نمایش به میانسالی رسیده اند و خرده نان روایت یک شب نشینی ساده با این خانواده است . خانواده ای از قشر متوسط و ساده جامعه
قطعا در جوانی و بخصوص دوران دانشجویی هزاران امید و آرزو در سر داشتیم و سعی و تلاشمان براین بوده که بر قله های رفیع شغلی و مادی برسیم و جایگاه اجتماعی والا داشته باشیم . خب عده معدودی به تمام خواسته های دوران جوانی می رسند و بخش عظیمی از مردم به یک زندگی ساده و آبرومند، یک زندگی بخور و نمیر میرسند
اینجا بحران میانسالی نمایان میشود یک وضعیت قیاسی بین آرزوی جوانی و داشته های امروز بوجود می آید ناگهان پی میبریم که سنی از ما گذشته و هنوز به آرزو ... دیدن ادامه » و خواسته هامان نرسیده ایم قطعا ناراحتی و افسوس و پشیمانی آزارمان می دهد و بیماریهای مختلف ،هزینه های درمان کلافه مان می کند انسان محافظه کار و مصلحت اندیش میشود و در واکنش به اتفاقات، تصمیمات احساسی و لحظه ای نمی گیرد
نمایشنامه روایتی ساده از زندگیست . بدون شعارهای گل درشت و تابو شکن که در لحظه احساسات تماشاگر را برانگیزد بدون بیانه های فلسفی . قصه پیش می رود و زاویه های پنهان و پیدای زندگی نمایان میشود . مهمترین و زیباترین کار نویسنده اینکه کاراکترها و کنش هایش را قضاوت نمی کند اجازه میدهد که تماشاگر بعد از پایان نمایش در مسیر برگشت به خانه فکر و اندیشه کند
آیا زندگی آرزوی به دست نیامده ها و حسرت از دست رفته هاست ؟؟؟
کوروش سلیمانی در این نمایش نشان داد که "سادگی همیشه زیباست" بازی خانم اقبال نژاد را خیلی دوست داشتم نقشی متفاوت از نقش های قبلی که ازشون دیده بودم ( بخصوص تور عروس امیر امجد که فوق العاده بودند و بعد سالها در ذهنم حک شده ) با این لباس ساده خونگی شبیه یک مادر دوس داشتنی هستند . رضا بهبودی که از ستونهای تئاتره ، وقتی دستشو میذاشت سر دلش تمام وجودم درد میگرفت
نیمه دوم نوشته ام که نتیجه گیری و فکر و اندیشه در مقابل یک رخداد اجتماعیست و (قطعا دغدغه و هدف کورش سلیمانی از تدارک این نمایش) را جهت لو نرفتن قصه در روزهای پایانی در تیوال ارائه می کنم ...
ممنونم جناب تهورى .از نظر دقیق شما نسبت به خرده نان ... منتظر نوشته ى تکمیلى تان مى مانم ... پاینده باشید ...
۱۷ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا تهوری
درباره نمایش روزمرگی i
از خوندن صفحه حوادث روزنامه می ترسم ، دیدن و شنیدن دردها و رنجهای هموطن آزارم میده ، آزارم میده بخاطر اینکه نمیتونم کاری براشون بکنم ، نمیتونم بار غمشون رو سبک کنم
نهادهای خیریه و کمک های مردمی بنظرم مسکن های خوبی بودند ولی درد و فقر آنقدر زیاد و گسترده شده که قشر متوسط چون گذشته نمیتواند کار خیرخواهانه انجام دهد ، همین که جوابگوی خانواده اش باشد کار بزرگی کرده .نقش دولت چیست ؟شهرداری چه وظیفه ای دارد؟
لیلی عاج از ایران و ایرانی می گوید از طبقه فقیر، مردمان تیره بخت، بحران های اجتماعی و آثار مخربش . لیلی عاج صدای مظلومان و تهیدستان ایران است
دکتر علیرضا صادقی در کتاب زندگی روزمره تهیدستان شهری جمله دردناکی نوشته : تهی دستان به لحاظ اقتصادی استثمار به لحاظ سیاسی سرکوب به لحاظ اجتماعی بدنام و به لحاظ فرهنگی طرد شده اند ( از صفحه اینستاگرام خانم ... دیدن ادامه » عاج با این کتاب آشنا شدم)
اسم نمایش با ظرافت، دقت و وسواس انتخاب شده که نشان میدهد این زندگی روزمره و تکراری و از نگاه ما ( بی اهمیت ) باعث مرگ هر روزه این اقشار است. مرگ عواطف احساسات و شاید در آخر مرگ جسمانی
واقعا این زندگیست ؟ پاسخگویی به این سوال وظیفه کیست ؟
فقط میتوانم به شعر عماد خراسانی اشاره کنم ( برما گذشت نیک و بد اما تو روزگار ... فکری به حال خویش کن این روزگار نیست)
در مورد نمایش (اجرا و بازیها)
چندان علاقه ای به نمایش و فیلم های اپیزودیک ندارم و بعلت وفور کارهای مونولوگ ،در انتخاب مونولوگ هم وسواس دارم . زیرا علاقمندم هنگام تماشای نمایش اتفاقات و رخدادها را ببینم نه اینکه شنونده باشم حتی اگر بازیگر به زیبایی برایم تصویر سازی کند . این اثر قطعا دلنشین و گیرا و تاثیرگذار هست و از انتخابش خوشحالم و بعد از گذشت چند روز چهره بازیگران جلوی چشمانم هست و گریه ها و هق هقشون شوک بهم وارد میکنه
قطعا این هنرمندان جوان در آینده نامها و چهره های مهمی در تیاتر خواهند بود زیرا نشان دادند که کلاس های بازیگری مهتاب نصیر پور و محمد رحمانیان چقدر کارآمد هست و بازیگردانی و کارگردانی لیلی عاج هم چون قلمش توانا و پرقدرت
این نمایش به همت علیرضا فولادشکن (مدیر و مسئول ثبت نام و برگزاری کلاسهای خانم نصیرپور) تهیه شده و میزبان هنرمندان نام آشنای سینما تئاتر موسیقی و مدیران فرهنگی و فعالان رسانه و... بوده . امید که این بزرگواران با نقد معظلات جامعه بتوانند مسئولین رو هم به فعالیت و کمک بیشتر تشویق کنند و خلاصه اینکه از این محافل و مهمانیهای هنری آبی هم برای تهیدستان گرم بشه
کمپین #دموتئاتریک

من رضا تهوری به عنوان مخاطب تئاتر به روند غیرشفاف و فردمحور ارائه‌ی مجوز برای اجرای تئاتر و سیاست‌های غیرشفاف مدیریتیِ مسئولان تئاتری در کشورم اعتراض دارم و در کمپین #دموتئاتریک شرکت می‌کنم.

من معتقدم اِعمال‌ قدرت‌های مدیران سالن‌های دولتی، عمومی و خصوصی (که خود نیز پیرو نظرات هر مدیر به شکل سلیقه‌ای اجرا می‌شود)، عدم حمایت و تامین امنیت شغلی گروه‌های تئاتری به شکل قانونمند و عادلانه و نبود شورای حل اختلافی عادل که پاسخگوی اختلافات اعضای بازبین و گروه‌های تئاتری باشد، همه به عدم شفافیت و فضای غیرمسئولانه و سلیقه‌ای دامن زده‌اند. اینجاست که هر تعاملی میان مسئولان و هنرمندان فرصتی برای تسویه‌حساب‌های شخصی می‌شود و چشم‌انداز این حرفه را در جامعه تیره و تار می‌کند.
من معتقدم که هنر تئاتر در این فضا دیگر مجال نفس ... دیدن ادامه » کشیدن ندارد و از آنجا که به اعتلای فرهنگ و هنر کشورم اهمیت می‌دهم، از معاونت امور هنری و اداره‌ی کل امور هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان مسئولان مستقیم این حوزه تقاضا دارم در برابر این وضعیت ناامیدکننده و در مقابل مدیران اقتدارگرا و مداخله‌جویی که مسیر را برای گروه‌های نمایشی و مخاطبان این هنر هر روز تنگ‌تر و ناهموارتر می‌کنند، پاسخ‌گو باشند.

تلاش برای شفافیت فضا و تصویب قوانین بازدارنده جهت محدود کردن سلایق شخصی بدون شک در مسیر اعتلای فرهنگی کشور است و تئاتر را از یک تفریح خودخواهانه و محدود به اقشاری خاص، به ذات خودش برمی‌گرداند: یعنی تئاتر به عنوان ضرورتی در تمام #جامعه و برای تمام اقشار و در اختیار تمام #مردم.

دموتئاتریک یک کمپین اعتراضی در برابر وضعیت و سیاست‌های کلان و خرد #تئاتر امروز است که شما هم می‌توانید به آن بپیوندید و متن آن را با نام و نحوه‌ی ارتباطتان با تئاتر منتشر کنید.
قشر متوسط روز به روز فقیرتر میشود ، کارگاهها و بنگاه های کسب و کار کوچیک ،برچیده میشود ، اکثریت جامعه شغل اول یا دومشان دست فروشی و رانندگی شده است
سال حمایت از کالای ایرانیست و تنها یک هنرمند از کالای ایرانی حمایت می کند ولی در این راه هیچ نهاد و ارگان دولتی حمایتش نمی کند .زیرا او مستقل است ،چون هنر و ادبیات این بانوی دلیر ، گزنده و برنده است
سوسن پرور از داشته هایمان در سالهای نه چندان دور میگوید ، در جهان صنعتی روبه رشدی که از قافله جهانی عقب ماندیم و به مصرف کننده کالای چینی تبدیل شدیم
بانو آهو که روزگاری عروس خیابان بود آلزایمر گرفته ، دیگر کیکرز کفش ملی نیست تا در سرمای سوزان زمستان به مدرسه رویم ،محمدرحیم متقی ایروانی در غربت درگذشته روزگاری صادرکننده یجچال ارج بودیم ، پیکان جوانان خاطره شده و...
چی بودیم چی شدیم
نمایشی که در قالب ... دیدن ادامه » یک میزگرد اقتصادی تلوزیونی با خنده شروع میشود لحظات شاد و مفرحی می آفریند ولی شنیدن درد و رنج های کفش ملی و ارج و پیکان خنده از لبانت میگیرد، بغضی گلویت را میفشارد و قطره اشکی گوشه چشمانت مینشیند ، ورود نساجی مازندران اوج تراژیک قصه است که رها میشوی و هق هق گریه سر میدهی
اینها مشتیست از خروارها صنعتگر و کارآفرین ایرانی است که در نمایش جسورانه بی ادعا شریف و دردمند سوسن پرور گنجانده شده
طنز تلخ اجتماعی ،گزنده و نیشدار که بهترین بستر برای برنامه های تلوزیونی است ولی افسوس و صد افسوس که در رسانه ملی جایگاهی ندارد و با همت سوسن پرور در تئاتر باران به صحنه آمده است . کارگردان با ظرافت و کنایه کراوات مهمان را باز میکند و یقه اش را سنجاق میزند ، آرایش مهمان خانم را کمرنگ میکند ، حتی حواسش به شکم مهمان هم هست و بدون بالش برویش زوم نمیکند
کارشناس برنامه چقدر فهیم و جملاتش چقدر پرمغزاست . حرفهای شعاری بی سر و ته که خنده تلخی برای تماشاگر به ارمغان دارد
سوسن پرور در این میان قشر جوان را هم در نظر گرفته و نماینده در صحنه دارد ، جوانی با مطالعه و علم و دانش که متاسفانه هیچ قدر و منزلت و شغلی که لایقش باشد نیافته است ، زرنگ باشد مهاجرت می کند وگرنه ول معطل است
--مخاطبان عزیز تیوال اگر علاقمند بودید در این روزهای پایانی با این نمایش همراه شوید
---خانم سوسن پرور با این نمایش یاد اولین نمایشی که بازی کردم افتاد به نام ( زنگ انشا ) با موضوع شهر خود را چگونه میبینید ، هر دانش آموز با نگاهی تلخ و گزنده مشکلات شهر را بازگو میکرد . تماشاگر را میخنداند ولی مسئولین شهر را ... ( بماند ) . سربلند باشید و پیروز

رضا تهوری
درباره نمایش مترسک i
نمایش مترسک با حضور فعالین حقوق زنان کارگر افتتاح و به همه کارگران تقدیم شد
زنان و دختران زادگاهم ماهها پای دار قالی می نشینند و انگشتان زخمی و خونینشان میان تارهای قالی میرقصد و گلیم هایی با نقش و طرحی از زندگی خلق می شود و در سرتاسر جهان تزئین خانه ها می‌شود اما دست رنجشان در جیب تاجران و دلالان است
امروز گروه تئاتر اگزیت نمایشش را به شما تقدیم کرد. شما که در روستاهای مرزی آذربایجان ایران در سکوت تار و پود زندگی را می بافید، دیگر تنها نیستید صدایتان توسط مهرداد خامنه ای در صحنه های تهران طنین انداز شد
وقتی به صفحه نمایش مترسک اجرای مهر 94 رجوع کردم متوجه شدم تمام نقد ها و نظرات تماشاگران توسط کارگردان مطالعه و بررسی و تغییراتی جهت تکمیل اعمال شده،
مدت زمان نمایش حدود 25 دقیقه اضافه میشود. نمایشنامه‌ای که نیم قرن پیش نوشته شده با صحنه هایی ... دیدن ادامه » از فیلم‌های مطرح جهان (مرتبط با موضوع) با وسواس و سلیقه مهرداد خامنه ای مزین می گردد تا بر تاثیر کلام استاد بیضایی بیافزاید
نور، جایگزین صندوق ها می‌شود. صندوق هایی که شخصیت های نمایش از ترس مترسک خود را در آن محدود و اسیر کرده اند.
آنها صندوق ها را محل امن و آرامش می دانند در صورتیکه صندوق ها همچون پیله هایی هستند که بر خود تنیده اند. این پیله ها هرگز تبدیل به پروانه نخواهند شد زیرا خوراک کارخانه ریسندگی مترسک هستند
مترسک ساخته جهل و خرافه و ترس است و تنها راه حل نابودی اش اتحاد و اعتماد است
لباس بازیگران در پرده اول و دوم تغییر می کند، لباس‌های پرده دوم بارکد دارد که بسیار دردناک است (برای جذاب بودن موضوع برای دوستان در روزهای پایانی در مورد بارکدها بیشتر می نویسم
رضای عزیز مثل همیشه با کلام و ‌‌منش انسانیت تحت تاثیر قرار می‌گیریم و ممنون که مسئولیت من و گروه اگزیت را یادآور می‌شوی و ممنون که در این راه با هم هستیم.
۰۳ مرداد ۱۳۹۷
این هم شعری برای زحمتکشان زادگاهت از محمد زهری
گل قالی
از مجموعه برای هر ستاره
تهران - شهریور ۱۳۳۴


پنجه ای بر تار می بندد تن پودی

درد می ریزد ز سرانگشت خونمرده

... دیدن ادامه » خواب رفته پای بی اندام

در قولنج شانه، هر دم می کشد تیری

ای بسا جنبنده در آنجا

- ولی با شکل شان ترکیب در هم رفته ی انسان -

دست در کارند و اندر کارشان بی تاب

گاهگاهی

چشم ِ از سو رفتهٔ ناسور مردی یا زنی یا دختری یا...

باز می یابد نخ تابیده ی آبی، بنفش و ارغوانی را

گاه هم

در خم یک سر به روی چارچوب کارگاه

و سکوت دیگر یاران

می گریزد مرغک تنگ آشیان ِ روح غمناکی...

تا گل قالی شکوفد چون گل خورشید

زیر پای دیگران،

زیر پای شکل شان انسان و، از ما بهتران
۰۳ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید