آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال پویا | دیوار
S3 : 09:37:52 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
پست موقت

سخنان تو همچون تیوال دل انگیز بود و من به دنبال گفتن دوست دارم، اما حتی قادر به خواندن هم نبودم.
کاش گزارشی بود تا مرا به تو برساند.😍😍
😂😂😂
۱۷ شهریور
سپهر
فکر کنم تقصیر من بود زیر پست آخر آقای عمروآبادی که یادگاری بود پرسیدم چرا گزینه خواندم نداره بعد متوجه شدم کلا پست های یادگاری گزینه خواندم نداره همیاری اومد یه گزینه خواندم اونجا اضافه کرد ...
اون که بله ولی من فکر کنم تقصیر پوریا جان هم بود، زیر همون پست همیاری رو چشم زد 😜😂😂
۱۷ شهریور
میم
اون که بله ولی من فکر کنم تقصیر پوریا جان هم بود، زیر همون پست همیاری رو چشم زد 😜😂😂
تعریف نکردم که. ابراز نگرانی! بود.
اخرین بازی که کسی برامون نرمش قهرمانانه کرد، “آنچنان رونق اقتصادی ایجاد کنیم” شد که با پول یه گوشی موبایل میریم سوپری تا پنیر و ماست بخریم. اینم شبیه همون بود برام. که مشخص شد نگرانی بی دلیلی هم نبود.
۱۷ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سال قبل نمایشی دیدم به اسم نقل مکان که امیر شمس تک بازیگر کار بود و جالب این بود که قسمت هایی از نمایش عملا داشت ورزش می کرد بی اینکه بیانش کوچکترین تغییری کنه یا نفس نفس بزنه.
همین اتفاق به شکل دیگه ای تو نمایش اسمش این نیست افتاد. تقریبا انتهای نمایش یکی از خانم های بازیگر هم زمان که اکت زیادی داشت جملاتی رو پشت هم تکرار می کرد و شاید چیزی نزدیک پنج دقیقه بی وقفه این کار رو انجام داد.
جدا از اینکه به نظرم این اتفاق نتیجه تلاش و تمرین زیاده، می خوام بدونم کتاب خاصی در این زمینه وجود داره که الان که کمی کارم کمتر شده بتونم به کمک اون کتاب و البته با تمرین های مداوم، کاری شبیه به کار این عزیزانی که گفتم رو انجام بدم.
پ.ن: تو اینترنت گشتم اما هر سایتی روش های مختلفی رو میگه که واقعا نمیدونم کدومش درسته.
گل سر سبدِ اکت و گفتار، بانو مدوناس😅
۱۲ شهریور
کتابی با این موضوعات ندیدم . اما برای اینکه در حد همفکری چیزی گفته باشم عرض میکنم که : من ( توی کارم ) وقتی میبینم کسی یه کارِ چشمگیر کرده و از طرفی متوجه نمیشم چطور انجامش داده ، سعی میکنم بازسازیش کنم . یه چیزی شبیه همون مهندسیِ معکوسِ رایج . که در نهایت به " شیوه " مد نظر میرسم .
توی این مورد هم به نظرم بشه همون کار اونها رو تکرار کرد . یعنی در حال دویدن دیالوگ گفت یا حرف زد . اینطوری خود به خود ضعفها بولد میشن و پیش نیازها ؛ آشکار . مثلن اگر نیاز به ریه های قوی تر باشه ، یا صدا سازی برای ذخیره ی هوا و ... مشخص میشه و در هر مورد میشه روی اون پیش نیاز کار کرد و رفعش کرد و ادامه داد تا رسید به نتیجه ی مطلوب و الگوی اصلی .
به نظرم رسیدن به اون نقطه ی مطلوب مهمه ، اینکه از چه راهی ؛ اونقدرا اهمیت نداره .
۱۵ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فرزین صابونی نازنین
نمی دونم کجایی الان، فقط امیدوارم بی خیال تئاتر و سینما نشده باشی. تو اجرای مردی برای تمام فصول عالی بودی
همین طور تو سریال دندون طلا مخصوصا وقتی پیر شده بودی. اجراهای دیگه ای هم بود که اسمشونو یادم نیست مثلا اونی که با هدایت هاشمی و سینا رازانی بازی می کردی در مورد جنگ ایران و عراق.
امیدوارم بی رحمی های تئاتر و سینما دلگیرت نکرده باشه و بازم تو نمایش ها و سریال ها و فیلم ها ببینیمت.
ارادت فراوون.💙💙
آخرین باری که از تئاتری ها ، سراغی از فرزین صابونی گرفتم گفتند ایران نیست ...
چقدر حیف که دیگه نمی بینیمش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پویا فلاح
درباره فیلم‌تئاتر زندگی در تیاتر i
چقدر جذاااااااااااااااااااااااااااااااااااااب.
سرتون سلامت که حالمو خوب کردید.
بعد از دیدن سیزیف یه مدت ذهنم درگیر بود. احساس کردم قبلا اسماعیل گرجی رو جایی دیدم تا اینکه فهمیدم اسماعیل گرجی نازنین نقش یاسر رو تو فیلم ابد و یک روز بازی کرده. یه نقش کوتاه که به نظرم خیلی خوب بازیش کرد.
پ.ن: نتونستم از اینترنت عکس مناسب پیدا کنم. خودم از رو فیلم عکس گرفتم.
بعد از این کار تو نمایش " در نیومده " سالن مولوی هم عالی بود
اونو ندیدم متاسفانه
ولی حس می‌کنم آینده درخشانی داره.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حدودا دو شب پیش بود که فیلم تئاتر سیزیف رو دیدم و یاد و خاطره ویوین لی نازنین رو زنده کرد. الانم که خبر اومده الیویا دی هاویلند همون ملانی دوست داشتنی بر باد رفته از دنیا رفت.
گاهی وقتا که عکس هایی از ملانی می بینم هنوزم انگار یه معصومیتی تو چهرشه که آدم فقط میخواد نگاش کنه.
پویا فلاح
درباره فیلم‌تئاتر سیزیف i
کیفیت صدا و تصویر کار به نسبت فیلم تئاتر هایی که دیدم خیلی خوب بود.
از بازی لذت بخش اسماعیل گرجی و مهدخت مولایی حظ فراوون بردم.
و البته بار دوم که اجرا رو دیدم بیشتر چسبید هر چند که پیش نیاز ها رو پاس نکرده بودم البته فیلم اتوبوسی به نام هوس رو چند سال قبل دیدم و با شنیدن اسم بلانش در اجرا به یاد فیلم افتادم اما نمایش نامه کلفت ها رو نخوندم.
بعد از دیدن مجدد کمی در مورد ویوین لی خوندم که کمکم کرد بهتر نمایشو بفهمم. نمی دونم ولی شاید درک نمایش بدون دونستن این نکات برای من نوعی به عنوان مخاطب عام کمی سخت باشه، بگذریم.
یکی از نقل قول های ویوین لی که به نظرم خیلی به این اجرا مربوطه اینه که گفته من شبیه عقربم. عقرب ها خودشونو نیش می زنند و می سوزونند درست عین من.
دوباره و دوباره میگم که بازی ها عاااااااااالی بود. واقعا ترکوندید صحنه رو.
قسمتی از یک تئاتر جالب از احتمالا خاور دور
امیدوارم خوشتون بیاد.
چقدر صندلی خالی تو سالن بود! چرا همه داشتن فیلم میگرفتن؟
۱۹ اردیبهشت
عجب نمایش عجیبی...
سه بار ویدیو رو دیدم، فقط وقتی کامنتا رو خوندم متوجه موبایلا شدم 😄

حیف گزینه ی “خیلی دوست دارم” نداره تیوال ۳
خودمم بار اول محو اجرا شدم. در مورد موبایل هم ظاهرا مشکل فرا منطقه ایه😊
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
واقعا تلاشی که گروه‌های دانشجویی برای بهتر و دیدنی‌تر شدن اجرا می کنند ستودنیه.
غیر از دو مورد که صداها به ردیف‌های میانی به سختی رسید به نظرم کار شسته رفته و جذابی بود و تغییرات ایجاد شده به بهتر شدن کار کمک کرده بود.
تو جلسه‌ای هم که به همراه گروه دوست‌داشتنی من یک تماشاگرم با گروه مرد بالشی برگزار شد گروه از سختی‌ها و تلاش‌هاشون برای اجرا گفتند و اتفاقاتی که متاسفانه باعث به تعویق افتادن اجراها شد.
امیدوارم با بهتر شدن اوضاع کشور، این گروه پرتلاش قادر به ادامه اجراهاشون باشند.❤️❤️❤️
پویا جان مرسی از حضور و نظرت.
در مورد سالن هم واقعیتش بزرگی سالن یذره اذیت کننده بود. بابت نقایص کار عذرخواهی می کنیم.
۰۵ اسفند ۱۳۹۸
ممنونم از شما دو عزیز حرفه‌ای
امیدوارم تو ادامه مسیرتون موفق باشید
۰۶ اسفند ۱۳۹۸
مخلصیم و ارادت مند
۰۷ اسفند ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
صرف نظر از تاخیر نیم ساعته در شروع، اجرا که با ترکیبی از هنرآموزان قدیم و جدید آقای شهرستانی به روی صحنه رفته، جالب و شسته رفته است. هرچند چون انتهای سالن نشسته بودم ابتدای نمایش صداها به زحمت شنیده می شد همچنین صدای هواساز انتهای سالن هم تو این نشنیدن موثر بود.
اما خود اجرا در ابتدا کمی کند جلو رفت و معرفی و نسبت شخصیت ها با هم، کمی طولانی بود اما رفته رفته اجرا جون گرفت. نمایشنامه ای با این تعداد کاراکتر که نه همه اما بیشترشون به درستی شخصیت پردازی شدند، داستانی که نقطه عطف های درستی داره، بازی هایی که برخی از اون ها با وجود تجربه کم خوب و تاثیرگذارند اما قطعا به مرور زمان و با کسب تجربه بهتر و پخته تر خواهند شد. همچنین نوری صحنه بیش از اندازه خاموش و روشن میشد و کمی اذیت کننده بود.
در کل اجرا به دلم نشست و امیدوارم به این گروه و تلاشششون. ❤️❤️❤️
سپاس از حضور گرمتان و پوزش بابت تاخیر
۲۶ بهمن ۱۳۹۸
❤️❤️❤️
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای من که دیوانه وار طرفدار لیورپولم اجرا جذاب شروع شد. نمایش اشاره ای داشت به بازی جذاب لیورپول دورتموند در سال 2016 که لیورپول در حالی که در بازی رفت 1-1 مساوی کرده بود باید این بازی را می برد تا به نیمه نهایی صعود کند. در حالی که در جایی لیورپول 1-3 عقب بود حتما باید 3 گل می زد تا صعود کند و این اتفاق هم افتاد. فوتبالی ها به این کار کامبک می گویند. همان بازگشت.
در این نمایش چند بار شاهد کامبک یا همان بازگشت بودیم. اول جایی که مادر که فوت شده در قالبی دیگر و این بار به شکل عروسک دخترش (دونا) به زندگی برمی گردد.بعدی جایی است که دختر حرف می زند و در واقع کلام به وجود او بر می گردد. او در انتهای نمایش به پدرش خبر از بازگشت مادرش به زندگی می دهد اما پدر که خود را مقصر مرگ مادر می داند با ناراحتی عروسک را زیر پایش له می کند اما هنگامی که تجسم روح مادر را به شکل انسانی زنده می بیند آخرین بازگشت رخ می دهد؛ بازگشت به روال عادی زندگی و پدر این بازگشت را با بخشیدن آدامسش به او کامل می کند. او از این کار دو هدف دارد. هم به جبران گرفتن آدامس از همسرش، آدامس خود را به کالبد جدید او می دهد و هم نشان می دهد که حاضر است آدامسش را که گویی تمام زندگی اوست برای دوباره داشتن همسرش بدهد.

نمی دونم این برداشت چقدر به هدف نویسنده و کارگردان نزدیک بوده اما به قطع اجرایی بی کلام که دیالوگ های آن بر پرده نشون داده میشه ارتباط با مخاطب عام مثل خودم را سخت می کنه. امیدوارم در صورت رسیدن به اجرای عمومی، گروه اجرایی نه به هر قیمتی اما راهی برای نزدیک تر شدن مخاطب پیدا کنه.
لیورپول ❤❤❤❤❤
۲۳ بهمن ۱۳۹۸
جناب کیانی ❤️❤️❤️
۲۴ بهمن ۱۳۹۸
پویای عزیز..
ارادت...
۲۴ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پویا فلاح
درباره نمایش شوخی i
بعد از اینکه اولین بار مهناز در زیر تخت پنهان شد با توجه به اینکه میله یک طرف تخت کاملا کج شده بود و امکان شکستن وجود داشت تمام مدتی که حبیب و فرخ جر و بحث می کردند غرق استرس بودم و حواسم کامل به بازیگری بود که ممکن بود آسیب ببیند که خدا رو شکر به خیر گذشت.
خود اجرا اما به چند دلیل برایم راضی کننده نبود.
اول بازی بازیگرها که به نظرم به جز بازیگر نقش مهناز، بازی بقیه بازیگرها نیاز به تمرین بیشتری داشت
دوم کمی ناهماهنگی در اجرا مثل دیرتر شنیده شدن صدای شلیک یا دیده شدن بطری خون مصنوعی که البته قطعا اگر این نمایش به اجرای عموم برسد به راحتی قابل اصلاحه
مورد سوم شاید به دلیل عدم تمرکز کافی خودم باشد که رابطه بین هادی و حبیب و مهناز و فرخ را دیر فهمیدم و از طرفی بعد از گذشت نیمی از نمایش فکر می کردم مهناز همسر حبیب است نه فرخ و به همین دلیل بسیاری از جمله ها برایم معنی دیگری داشت
این گروه با کمی بازنگری در متن و تمرین بیشتر در بازیگری اجرای عمومی موفقی خواهد داشت ❤️
واقعاً ضربان قلب همه رو بالا برده بود و در آستانه بود که دوستان وارد صحنه بشن برای اصلاح و خدایی نکرده جلوگیری از آسیب بازیگر.
۲۲ بهمن ۱۳۹۸
دقیقا جناب جوانی
یه جاهایی دلم می خواست داد بزنم بهشون بگم که خب خدا رو شکر به خیر گذشت
۲۲ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از مثال نقض نکات خوب زیادی تو ذهن و قلبم مونده.
نوازنده ای که به زیبایی می نوازه و متن ترانه هاش حس و حال صحنه اجرا شده رو عمیق تر می کنه.
متن نمایش که با قطعه قطعه کردن خاطرات شهاب و انتخاب روایت غیر خطی جذابیت نمایش رو بیشتر کرد.
از انتخاب لباس زرد رنگ برای بیتا که نماد عقل و خرد و دانایی است و رنگ سفید برای شهاب که نماد آرامش و سادگی و اعتماد به نفسه و تو بازی هر دو بازیگر هم این ویژگی ها ملموسه.
از انتخاب بازیگر ها که به نظرم هم صالح علوی زاده عزیز و هم بنفشه ریاضی نازنین به زیبایی شهاب و بیتا رو برامون به تصویر کشیدند.
از تصاویر و کار گرافیکی جذاب روی پرده که نمک کار رو اضافه کرد.
از طراحی صحنه ساده که کاملا در ... دیدن ادامه ›› خدمت کار بود.
از داستانی که فراز و فرود به جایی داشت، به موقع از تماشاچی خنده می گرفت و به موقع ناراحتش می کرد.
و اما خود مثال نقض رابطه شهاب و بیتا بود
جایی که بیتا گفته بود زمان وجود نداره در ادامش گفت دیدی کسی رو میبینی که حس خوبی بهش نداری، به خاطر اینه که در آینده باهاش به مشکل خوردی
در حالی که شهاب و بیتا در انتها کارشون به جدایی رسید اما زمانی که همدیگرو دیدند حس خوبی به هم داشتند.
از صالح علوی زاده و بنفشه ریاضی اجرای هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد رو دیده بودم که نقششون تقریبا کوتاه بود اما به نظرم تو اجرای مثال نقض به خوبی توانایی شونو تو بازیگری نشون دادند. امیدوارم به این گروه، به تلاششون و ممنونم از احترامی که به مخاطب میذارن.❤️❤️❤️
و ممنون از عوامل تئاتر هامون که با لبخند دائمی رو لباشون، تماشاگرا رو هدایت می کنند.❤️❤️❤️
ممنون از انرژی مثبت‌تون.
مگه می‌شه لبمون خندون نباشه بعد دیدن این همه کار خوب و همراه‌های خوب؟
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۲۱ بهمن ۱۳۹۸
ممنون خانم معتمدی
۰۱ اسفند ۱۳۹۸
خواهش می‌کنم ^_^
۰۲ اسفند ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تقریبا اکثر رفتارهای جک (ژک) شبیه به رفتار 4 سیاستمداری است که در فیلم سالو 120 روز در سودوم بروز می دهند. در فیلم، 4 سیاستمدار با استفاده از پول و قدرت، دختران و پسرانی رو به مکانی دوردست برده و به روش های مختلف آنها را می آزارند و انسانیت شان را به سخره می گیرند.
در این نمایش، جک در ابتدا اندکی متمدن تر به نظر می رسد اما روند تحقیر گی و ژولیت (آندره آ و ایزابل) سیر صعودی در پیش می گیرد. ابتدا با سرپا نگه داشتن گی، او را اذیت می کند بعد تر در جریان مدعی بودن در زمینه تاریخ، او را با پفک لال می کند، در مرحله بعد از آنها صداقت طلب می کند و به نشانه تایید صداقت، جان ژولیت را طلب می کند اما وقتی با جمله صادقانه گی مواجه می شود، عصبی شده و با کفش به جان او می افتد که گی مقابله به مثل می کند اما از آن جایی که مقاومت گی، آن چنان قدرتمندانه نیست و بیشتر به واکنشی لحظه ای در برابر کنش جک شبیه است جک پا را از این هم فراتر گذاشته و در مرحله بعد، جان گی را دستمایه شوخی و تحقیر قرار می دهد و با همکاری اودیل، ژولیت را به مرز جنون می کشاند اما به همین هم قانع نمی شود و در خواست جابه جایی اودیل و ژولیت را می دهد تا ته مانده انسانیت گی و ژولیت را به نابودی می کشاند.
ژولیت تا جایی که می تواند تلاش می کند تنش ها را کم کند و همین زندگی مزخرف و توام با توهین و تحقیر را حفظ کند. گاهی هم قصد زرنگی دارد و از شلوغی و هیاهو سوءاستفاده می کند اما هر بار لو می رود و تقاص پس می دهد.
گی تا جایی تحقیرها را می پذیرد اما گاهی واکنشی هم نشان می دهد اما چون همراهی ندارد تلاش هایش به نتیجه ای نمی رسد و به مرور آرام می گیرد.
به شخصه اودیل برایم عجیب ترین شخصیت نمایش است. میل او به تحقیر انگار بیشتر از سر میل به همراهی است اما از جایی به بعد به قدری میل به تحقیر در او قوی می ... دیدن ادامه ›› شود که در انتهای نمایش با خشمی عجیب نفرت خود از بچه ها رو بروز می دهد و حتی لاغر نبودن ژولیت را به بارداری او ربط می دهد و اینکه دلش می خواهد تا کودکی که هنوز به دنیا نیامده را تکه تکه کند و حتی وقتی که می خواهد ژولیت را به درون سبد بیندازد با او همچون جسمی نجس برخورد می کند.
از نوع بازی بازیگران و بدن آماده و بیان با کمترین میزان تپقشان می توان فهمید که این نمایش حاصل چنین ماه تمرین منظم و سخت کوشانه است. اما متن همچنان به نظرم جای کار دارد و می تواند با تغییراتی بهتر شود مثلا جایی که جک می گویددلم می خواد شیشه ها رو بشکونم، آدما رو بزنم و ... به نظرم کاملا قابل حذف بود چون وقتی شخصی چنین کارهایی را آن هم با کسی به اسم دوست انجام می دهد دیگر نیازی به بازگو کردن همان ها به شکلی دیگر نیست.
در انتها ممنون از عوامل اجرایی تئاتر هامون و جناب حجازی فر نازنین بابت اینکه همه چیز به بهترین شکل خودش پیش رفت.
ممنون از شما و محبت‌تون.
امیدواریم تا پایان جشنواره رضایت‌تون رو داشته باشیم.
۲۰ بهمن ۱۳۹۸
درود
اینکه تو فیلم پازولینی هم پول داشتن عامل قدرتهای اون اشخاصه به نظرم نکته درستیه و به بعد دیگه رو برای من روشن کرد
سپاس
۲۱ بهمن ۱۳۹۸
خواهش می کنم، ارادتمند
۲۱ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
وقتی زندگی واقعی رو واست جهنم می کنن، وقتی از هر طرف میری بن بسته، وقتی هی به خودت میگی یه روز خوب میاد اما میدونی که حالا حالا ها باید منتظر بمونی اون وقته که تو رویات دنیایی رو میسازی که آرزوته، تو رویات میری پیش کسی که دوستش داری، تو رویات همه آزادن و خوشحال ولی امون از خوره ای که رویاتو می خوره، امون از کابوسی که چاقو فرو میکنه تو رویای قشنگت و اون جاست که می فهمی رویای خوب داشتن هم رویاست.
ممنون از این گروه پرانرژی و دوست داشتنی که اجرای جذابی رو بهمون هدیه دادند
موفق باشید، روزگارتون خوش ❤️❤️❤️
ممنون از شما ❤️
۱۸ بهمن ۱۳۹۸
مرسی که دیدین ✨
۱۸ بهمن ۱۳۹۸
❤️❤️
۱۸ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خوشحالم که جدا از جشنواره دولتی، جشنواره دیگه ای هم شکل گرفته و آثار فارغ از سمت و سوی سیاسی و جناحی که دارند بررسی میشن اونم با نظر داورایی که عاشقانه تئاتر رو دنبال می کنند. نکته مثبت دیگه، بلیط فروشی برای اجراهای جشنواره هامونه که برای خرید بیشتر از یک بلیط تخفیف در نظر گرفته، نمیدونم این اتفاق از طرف تیواله یا خود جشنواره هامون ، اما کار درستیه
و اما یه سوال؟ اجراهایی که مورد تایید هیئت داوری قرار بگیرند علاوه بر جوایز جشنواره، کمک هایی هم بهشون میشه برای اینکه اجرای عمومی هم داشته باشن؟
و نکته آخر هم دم آقای حجازی فر و مجموعه هامون گرم که به فکر رشد و پیشرفت تئاتر هستند.
منهم امیدوارم با مساعدت سالن هامون و درنظرگرفتن تسهیلاتی ، اجراهای منتخب اجرای عموم درهمان سالن داشته باشند
۱۶ بهمن ۱۳۹۸
پویا جان..
کارها را بیا..
سطح کارها تا حالا نسبتا خوب بوده...
۱۷ بهمن ۱۳۹۸
حتما با کمال میل
۱۷ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دست مریزاد خانم تبریزی. دیدن اجرای جذاب شما و گروهتون برای من بسیار لذت بخش بود و خوشحالم که می بینم نه تنها در زمینه بازیگری، بلکه در نویسندگی و کارگردانی هم عالی هستید. از بازی تک تک بازیگران لذت بردم و امیدوارم باز هم به زودی کاری ازتون ببینیم.
موفق باشید. روزگارتون خوش ❤️❤️❤️
همیاری عزیز
کیف پول رو شارژ کردم که بلیط دریم لند رو بخرم اما ظاهرا برداشته شده
اگه قرار به تاخیر در شروع بلیط فروشی یا خدایی نکرده لغو اجرا هست ممنون میشم زودتر اعلام کنید
از اونجا که بیگانه در خانه هم اجراش رو در مستقل کنسل کرده احتمالا این کنسلی هم در ارتباط با همون موضوع باشه
۰۷ بهمن ۱۳۹۸
عه! پس من اشتباه ندیدم ! آخه بنظرم یجا یه نوتیفیکیشن دیدم که بلیت فروشی داره بعد توو سایت رو که چک کردم نبود فک کردم توهم زدم !!!!! :(
۰۷ بهمن ۱۳۹۸
مینای عزیز درست دیدی و ظاهرا قراره تاریخ جدید بلیط فروشی از طریق همیاری اعلام میشه
۰۷ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میون این همه خبر بد، این همه عکس و فیلم تلخ که حال خراب هممونو خرابتر کرده، گاهی ذهنم میره پیش اندی و جمله ای که به رد گفت ((یادت باشه رد، امید چیز خوبیه، شاید بشه گفت بهترین چیزهاست و چیزهای خوب هیچ وقت نمی‌میرن))
میدونم کمی دور از ذهن به نظر میرسه اما روزی نیست که بی امید از خواب بیدار بشم. همیشه و هرروز امیدوار بودم و هستم. شاید بعضی روزها دقیقا مثل همچین روزایی، امیدم به حداقل برسه اما هیچ وقت تموم نمیشه شاید به قول رد (( امید چیز خطرناکیه و میتونه آدمو دیوونه کنه)) اما باز هم چشمم به همین باریکه نوریه که گهگاهی سوسو میزنه و امیدوارم روزی این باریکه نور تبدیل به اقیانوسی بزرگ بشه. امیدوارم تو اون روز هممون کنار هم باشیم و باهم این شادی رو جشن بگیریم.
به امید اون روز ❤️❤️❤️❤️❤️
من هم مثل شما همیشه پر از امید هستم و به آمدن آنروز ایمان واقعی دارم. روزهای خوب خواهد آمد.
۲۳ دی ۱۳۹۸
درود بر شما خانم مظاهری، حتما اون روز خواهد اومد
۲۳ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جالبه که این فیلم زمانی اکران شده که تو بازه زمانی کوتاهی متاسفانه کلی اتفاق بد افتاده و بسیاری از هموطنامون رو از دست دادیم. جالبتر شاید این باشه که بعضی ها فکر می کنند که مرگ برای همسایه است و به سراغشون نمیاد که اینجوری خلق خدا از هر صنف و سنی که باشند اذیت می کنند و روز به روز زندگی رو برای بقیه سخت تر می کنند. بگذریم.
فیلم برای من مثل هوای بارون زده، تازه و دلچسب بود. جز یکی دو مورد، تمام فیلم از متن و تصویر و بازی بازیگرا، همه چی رو دوست داشتم.

امیدوارم این ابرهای ناامیدی کنار برن و نور امید به دل هممون بتابه.
چه نوشته خوبی !
من هم مثل شما فکر میکنم که باید امیدوار باشیم و اینکه زندگی ادامه داره...

جالب شاید باشه که بگم ، استوری همه دوستانم در اینستاگرام وقتی پیام تسلیت بود و رنگ سیاه غم و از دست دادنها ، با وجود ناراحتی زیادم برای عزیزان از دست رفته ، دیدم خسته ام از غمها و رنجها .... گفتم امیدواری هم جایی در زندگی ما داره، استوری ای مثل بارش بارون در یک نگاه آروم آدمها کنار گل و یه فنجان قهوه گذاشتم . میدونم که دوستانم همه فهمیدند حرف ، حرف زندگیه و امید!
۲۱ دی ۱۳۹۸
ممنون از نظر لطفتون خانم احمدیان
امیدوارم روزای خوبی پیش روی هممون باشه.
۲۱ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید