تیوال نیلوفر | دیوار
S3 : 06:59:28
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نیلوفر
درباره نمایش آشپزخانه i
از حرکتش خوشم اومد..
به نظرم قابل احترامه که توو دو شهر دیگه،که تیاتر مهجور دارن، با کلی هنرجو کار کنی،و از اعتبارت واسه اجرای اونها و دیده شدنشون هزینه کنی..و چه جایی بهتر از مولوی برای این هنرجو ها..
آفرین حسن جان..❤❤
این همون نمایشه که تو سالن دوی پالیز سابق اجرا رفت؟!
۴ روز پیش، سه‌شنبه
بازیگران گروه تهرانش همونا هستن که قبلا در مرحوم پالیز اجرا رفتن؟
۲ روز پیش، پنجشنبه
الان چک کردم، گویا جز بعضی از بازیگران، بقیه همونا هستن..
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره نمایش اُسلو i
چه هماهنگ..

همین..
واقعا همین..
خلاقیت و ایده هایی که به کار برده شده بود رو تحسین میکنم اما..

گویا نمایشها جدیدا،یا از کمبود تمرین رنج میبرن یا انقد تمرین میکنن و هماهنگ هستن که دیگه فرم بر محتوا غلبه میکنه..
این جوری بود که من توو این یک ساعت و نیم، یک ساعت داشتم با خودم میگفتم: "اینا با کی کار دارن؟!"

واسه یکی مث من که دکمه فهمِ سیاسی رو خاموش کرده،حتی یه کلمه ش هم قابل فهم نبود..


نیلوفر جان چون در کمال تعجب راجع به پنجاه پنجاه هم تقریبا همین نظر رو داشتی فکر میکنم برای شما ژانر کمدی اجتماعی یا درام اجتماعی جذابتره و خط داستانی دغدغه اصلیته , من با اینکه بخاطر موضوع "اسلو" نمیخوام ببینمش اما با توجه به اینکه شاید به خوبی پنجاه پنجاه باشه برام دارم وسوسه میشم.

در مورد خاموش کردن دکمه فهم سیاسی هم فقط به شعر مارتین نیموار ارجاعت میدم:
اول سراغ کمونیست‌ها آمدند،
سکوت کردم چون کمونیست نبودم.
بعد سراغ سوسیالیست‌ها آمدند،
سکوت کردم زیرا سوسیالیست نبودم.
بعد سراغ یهودی‌ها آمدند،
سکوت کردم چون یهودی نبودم.
سراغ ... دیدن ادامه » خودم که آمدند،
دیگر کسی نبود تا به اعتراض برآید.
۵ روز پیش، دوشنبه
شما بیاین ، من قول میدم که دیگه نگم :)
خدمت هم از ماست .
۲ روز پیش، پنجشنبه
خواهش می‌کنم. :) ممنون. اگه فرصتی بشه ، حتماً. :)
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اوووووووف ببین کیا برگشتن!!!!!!!!
ریگولیتو جوووووووونم خوش برگشتی
بی شک اولین نفر بلیطتون رو میخرم ❤❤❤❤❤❤❤
منم نفر دومم
۱۶ مهر
درود بر شما خانم مظاهری
تاریخ درج شده پیرو اعلام گروه محترم اجرایی نوشته شده بود که همینک اصلاح شد.
با سپاس از شما
۱۸ مهر
ممنونم از شما همیاری جان.
۱۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه بازی خوبی داشت بازیگر دختر فیلم..
چقدد سکانس خواب/کابوس دیدن رو دوست داشتم..

اصن باورم.نمیشد برم این فیلم رو ببینم و.خوشم بیاد..اونم فیلمی از صدرعاملی..
Samira، سپهر، نرگس و سپیده این را خواندند
امیرمسعود فدائی، فرزاد جعفریان و حسین این را دوست دارند
من تو جشنواره دیدم.دوسش نداشتم خیلی.یه کار معمولی بود اما بازی خوب بود.قبول دارم
۴ روز پیش، سه‌شنبه
مسخره باز معبود سینمایی منه :))
یه فانتزی خوش رنگ و لعاب
شاااااااااپوووووووررر :)))
۳ روز پیش، چهارشنبه
امیر مسعود جان زمان جشنواره خیلی ازش حرف زدیم،من که پاکشون کردم:) ولی یه پست بود فکر کنم مال سعید زادمهر بود اگه خواستی از برگش پیدا کن،بخون..من اون پست رو خیلی دوست داشتم و باهاش موافق بودم..

امشب نظرتو بگو پس نرگس جونم ❤


ای جوووووووونم با اون معبودت ... دیدن ادامه » :)))) اصن هرچی فرزاد بگه :)))
۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
در حد یه کار کارگاهی کار خوبی بود..خیلی خوب و حرفه ای بود..

اما یه چیزیش کم بود که باعث شد لذت نبرم..یه چیزی مث ادویه.. هنوز پیداش نکردم چی بوده..
دارم فکر میکنم شاید اجرا،صحنه بزرگتری می‌طلبید.. یا شاید متنش راضی کننده نبود..یعنی حرفش رو سخت میزد.. قابل فهم نبود..به شخصه اگه خلاصه نمایش رو نمیخوندم شاید متوجه نمیشدم از چه قراره.. شایدم اداش زیاد بود،یعنی یه جورایی زیادی میخواست خفن بازی دربیاره/ به رخ بکشه،که اگه نگم توو ذوق میزد، حداقل باعث دور شدن حواس، از متن نمایش میشد..
خلاصه نفهمیدم چرا دوسش نداشتم..ولی خسته نباشید..
نیلوفر، پنجاه پنجاه رو اگر بخوام تو یه جمله توصیف کنم،باید بگم: هیاهو برای هیچ
۱۴ مهر
چش چش ، یادم بیاد حدمن
۴ روز پیش، سه‌شنبه
چقد قسمت سومش بدددد بود..:(((
لعنتی همه رو شست برد..اه..
۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره فیلم پیلوت i

دیروز رفتم فیلم سورنجان رو دیدم، به قدری از بازی بهدخت ولیان خوشم اومد که گفتم هر جور شده باید ببینم توو پیلوت چه کرده..خلاصه که به تماشای این فیلم هم نشستم..
بازیها همه خوب بود واقعا.. فیلم توو ذوق نمیزد انصافاً..و دنبال کردن حوادث فیلم تا انتها کار سخت یا خسته کننده ای نبود..اما خب..بازم باید گفت فیلمنامه چیزی نداشت و یه خط بیشتر نبود..فقط ادمو دور خودش میچرخوند..

دیدن بهدخت ولیان و حضور با اعتماد به نفسش جلوی دوربین، نویدِ اضافه شدن یه بازیگر خوب به سینما رو میده..امیدوارم بیشتر بازی کنه..
زهره مقدم، امیر مسعود، نرگس، سپهر، سیدمهدی و مهدی این را خواندند
بامداد، شاهین و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
تنها نکتهٔ مثبت سورنجان بهدخت ولیان بود...
۰۸ مهر
ناگهان درخت خیلی فیلم شخصی بود برای دل خودش ساخته بود

با این جمله " دیدی بعضی کارگردان ها... " هم موافق نیستم :|
۱۰ مهر
اذر پرویز فیلم نبود بنظرم ضایع کردن نگاتیو بود و اگر میتونستم نمره منفی بهش میدادم و فکر کنم جز محدود فیلمهایی بود که تا آخر نتونستم ببینم در حد گینس که اونم نتونستم تموم کنم

در دنیای تو ایده بدی نداشت اما اصلا در نیومده بود و تبدیل شده بود که چرت و پرتی ... دیدن ادامه » که میتونست نشه
۱۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من هومن برق نورد رو خیلی دوست دارم..و البته که تنها نکته مثبت نمایش هم ایشون بودن متاسفانه ..

همون "شبهای روشن" بود که بهش کل کل و دیالوگ های زرد اضافه شده بود..
موسیقی هم دیگه انقد نواخته شد که نه تنها حس خوبی نمیداد بلکه رو مخ هم بود..
بهاره افشاری رو دوست دارم اما شاید برای این نقش انتخاب خوبی نبود..واقعا یه جاهایی با دیالوگ گفتنش گوشت تنم میریخت :(



پ.ن. بله..در اغلب موارد جاهای خالی پر میشه..نمیدونم این خوبه یا بد اما؟!...

آخ اینم اضافه کنم این مدیر جدید شهرزاد (آقای صبوحی اگه اشتباه نکنم) خیلی کارش درسته..خیلی باحال و پیگیره.. نمایش سر وقت ورود داد، اسپلیت ها هم روشن بود..مرسی..
ممنونم نیلوفر عزیز که رهانیدی مرا
خیلی تو فکرش بودم برم، گیرم راضی کردن خودم برا پول بلیتش بود که الان دیگه خیالم راحت شد، خیالت راحت بشه همیشه :)
۰۷ مهر
ترجیح میدم که نبینم تا حس خوب شبهای روشن برام از بین نره .
۰۸ مهر
رویا جونم:))))

لیلا جان و جواد جانم، بعید میدونم از ندیدنش پشیمون بشید.. :)
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه چیزی جدیدا مد شده که هر جا میخوان بی سلیقگی و کم کاری خودشون رو پنهان کنن،اسم "مینیمال" روش میذارن
الان چند تا نمایش هست که فقط دکورشون یه تخت هست .. بسیار بی روح و بی سلیقه و خسته کننده. طرف میره زیر تخت،اسمش میشه پناهگاه،روی تخت میخوابه اسمش میشه تخت،روی تخت میشینه اسمش میشه صندلی،تخت رو عمود میکنه اسمش میشه در.. چه وضعشه اخه؟!(مارلون براندو و وقتی کبوتر ها....)
دکور مختصر مفید در عین حال زیبا به دکور "اگه بمیری" میگفتن.. دکوری که روش فکر شده..
حالا نمیخواید هزینه کنید اون یه حرف دیگست، اما اسم خودتون رو الکی جلوی "طراح صحنه" ننویسید..یه جوری نشه همه فکر کنیم طراحی صحنه کار مسخره ای هست..
عاشقتم که اگه بمیری رو اینقدر دوست داری ❤️
۰۵ مهر
محبت دارید جناب علی بزرگوار ممنونم :)

جناب کارآمد بنده نوازی میکنین .. والا من که بشخصه همیشه دست به سینه و دو زانو در محضرتون در حال تلمذم قربان
۰۷ مهر
عزیزمی بامداد جان مرسی که هستی کلا
۰۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره نمایش بهار شکنی i
"بهار در تلاش است که خاطره‌ی خود را درون ذهن مردی که در حال سقوط در لایه‌های تاریک و عمیق فراموشی‌ست، نگه دارد"

#درخشش_ابدی_یک_ذهن_پاک
!!!!!!
سپهر، لیلا مظاهری، امیر مسعود، دایِه* و نرگس این را خواندند
میترا و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
منظورت اون گروه آپریل هست؟ یا اسم آهنگ اینه؟:|



راستی "زندگی جای دیگریست" رو خوندم..
فیلم لاک رو هم دیدم:)
۲۵ شهریور
حله داداش
فازشم پرید :)))))
من که خیلی لحظه ایم
۲۸ شهریور
قسمت اینه که در تیوال متوقفشون کنی..
.
.
چه دلم پاکه.. :))
۲۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره نمایش آواز قو i
دوستان همه از بازی جناب پورصمیمی تعریف کردن.. که الحق هم به جا بوده..
ولی خب..راستش نمایشنامه.. یه جورایی جونم رو گرفت..دوست نداشتم:(
.
.
ناظرزاده عزیزم،من تو رو عاشقانه دوست میدارم.. صندلیهای راحت قرمزت رو..پرسنل مودبت رو..صحنه زیبات رو..تماشاگرانی که انگار به احترام تو همگی آداب نمایش رو رعایت میکنن..پیشی های پارکت رو..خلاصه کلی میبوسمت :)❤
خود استادم خیلی شخصیت دوست داشتنی داره
یه افتادگی و فروتنی خیلی ویژه ای دارن که من خیلی دوسش دارم
۲۵ شهریور

سید مهدی عزیز گروه نمایش آواز قو تولد شما رو تیریک می گوید و برای شما سلامتی و موفقیت آرزو دارد.
۲۵ شهریور
عوامل اجرایی عزیز و فرهیخته نمایش آواز قو، سپاس و درود فراوان.
به امید شادکامی و موفقیتهای روز افزون برای تک تک عوامل محترم گروه اجرایی نمایش آواز قو.
۲۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره نمایش امشب اینجا i
کلا داستان هایی با تمِ :بخش نهان زندگی،خیانت، رازهای مگو و...خیلی.مورد علاقه من هست..
بازیها از نظرم خوب بودن و با توجه به اینکه شب اول اجرا بود،بازیها بی تپق بود..
داستان رو تا نیمه خیلی دوست داشتم اما دوست نداشتم این جوری تموم شه..نمیدونم دوست داشتم چه.جوری تموم شه!! ولی کاش خاص تر جمع میشد..یه چیزی مثل "اگه بمیری" (آخ که چقدر دوست دارم دوباره ببینمش)،یا نمایش های چهار دقیقه و همان چهار دقیقه مثلا..
ولی در کل خسته نباشید..
عه ، شما هم بودی؟ :)))
همه چی خیلی معمولی تر از اون چیزی بود که حداقل من انتظار داشتم، کلن این تیپ متن ها هم اصلا در سلیقه م نیست ، همون اگه بمیری هم برام واااااو نبود :)) نکته خوب از دید من بازی و صدای رسای خانم پروانه حداقل به نسبت کارهای قبلی شون بودن
۲۴ شهریور
خانم پروانه عالی بودند
۲۷ شهریور
خیلی خیلی ضعیف بود خیلی کوتاه و ... اصلا بجور بی احترامی بود فک میکنم از خانم میترا حجار انتظار نمیرفت
۲۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

#خیلی_بی ربط
#اراجیف های _ذهن_معیوب _من


ما لذت گریزان عالم

وقتی تصمیم گرفتم برم پیش تراپیست، میدونستم کلی مشکلات کهنه دارم که ممکنه خودم ازشون خبر نداشته باشم،ممکنه خیلی چیزا بشنوم که متعجب بشم،ممکنه...خلاصه خودم رو آماده شنیدن خیلی حرفا کرده بودم..
اما یکی از چیزهایی که شنیدنش خیلی واسم تعجب آور بود،این بود که من "لذت گریزی"دارم...عجب ترکیب عجیبی..!!!
چه طور ممکنه یه نفر از لذت فراری باشه؟! بیشتر که روش دقیق شدم،دیدم بعله! واقعا از لذت فراری ام.. همش دارم ناخواسته خودم رو آزار میدم و تنبیه میکنم.. از بچگی همین طور بودم..شادی رو به خودم نمیدیدم.. هروقت میخواستم لذت ببرم،یادم داده بودن به فرجامش فکر کنم.. این جوری یادم داده بودن..
-مامان میشه یه حیوون خونگی برام بگیری؟!
+حیوون خونگی کلی مسیولیت داره،رسیدگی میخواد، مریض میشه،ممکنه بمیره اون وقت کلی اذیت میشی.. ولش کن!!

کسی نگفت داشتنش لذت داره،محبت بی بهونه رو یادت میده، کلی شادِت میکنه،سرت رو گرم میکنه،مسیولیت پذیری یادت میده،اخرش هم خب با واقعیت زندگی ممکنه مواجه بشی که اجتناب ناپذیره...
عوضش چی یاد گرفتم؟؟واسه اینکه وابسته نشی و عادت نکنی، پس واردش نشو،بهش نزدیک نشو،حتی اگر لذت بخش باشه! (درسی که من گرفتم :لذت بردن ارزشی نداره)

بزرگتر ... دیدن ادامه » شدم..
-مامان برم بازی کنم؟!
+نه بشین درس بخون.
-خوندم..
+بیشتر بخون تا 20 بگیری..

کلی درس خوندم..کل دوازده سال رو درس خوندم، کلی 20 گرفتم، اکثرا شاگرد اول بودم.. اما...کم بازی کردم.. کم از کودکیم لذت بردم. به جاش 20 های زیادی گرفتم با اینکه هیچ کدوم توو یادم نموند..

بزرگتر شدم..
سال پیش دانشگاهی..
-عاشق بشم؟!
+ندای درون :ابدا..امسال باید فقط روی درس هات متمرکز بشی.باید فقط درس بخونی.. آینده تمام زندگیت به امسال وابسته هست.. انقد وقت داری واسه عشق و عاشقی!!!

نمیخوام بگم عشق و عاشقی دیگه واسه آدم پیش نمیاد، نمیخوام بگم عشق و عاشقی مهمترین اتفاق زندگی یه آدمه!میخوام از "لذت بردن" حرف بزنم..کسی نگفت حال خوب عاشقی در 18 سالگی با عاشقی در 30 یا 40 سالگی چقدر متفاوته..مهمتر از همه اینکه کسی "مدیریت کردن" یادم نداد..کاش میگفتن این جوری درس بخون، این جوری عاشقی کن..کاش میگفتن عاشق نشدن ارزش نیست،بلکه " مدیریت کردن" این حس ها در کنار هم،ارزشمنده..


بزرگتر شدم.
کار میکنم...

-لباس بخرم؟
+نه..لباس به چه دردت میخوره؟! به فکر آیندت باش..
-سفر برم؟!
+الان وقته سفر کردنه؟! الان وقت پول جمع کردنه..
-پیانو بخرم؟!
+پیانو؟؟؟نمیفهمم بالاخره میخوای پیانیست بشی یا مهندس مکانیک؟؟؟؟

هیچکس نگفت برو پیانو یاد بگیر و از انرژی و آرامشی که بهت میده در مسیر زندگیت استفاده کن و لذت ببر..اینجا میگن تصمیم بگیر! اگه قرار حرفه ای بشی و تا انتها ادامه بدی،برو سراغش!! وگرنه از این شاخه به اون شاخه نپر!!

در واقع لذت بردن ارزش نیست،حرفه ای شدن ارزشه!!
.
.
.
ادمای دیگه رو هم همزمان میدیدم و میشنیدم.. لذت گریزی هاشون رو..
مثلا یادمه تارانتینو گفته بود من با خودم این مسئله رو حل کردم که دورِ لذت پدری رو خط بکشم چون میخوام تا 60 سالگی فقط رو نوشتن تمرکز کنم.
انگار که نمیشه هم پدر بود هم همسر بود هم فیلمنامه نویس موفقی بود..

یا مثلا دیشب مهراب قاسم خانی یه پست از مرحوم مهدی شادمانی گذاشت که توش نوشته بود :کل زندگیم کار کردم و با دخترم بازی نکردم،چون فکر میکردم این به نفع هممون هست،
الان که مریضی وادارم کرده کنار پسرم بمونم و باهاش بازی کنم،از خودم میپرسم خودم رو از چه لذتی محروم کردم تا به چی برسم؟!
:((


کاش این اول،دوم ها رو نمیکردن توو مغز ما..
اول درس بخون،بعد بازی کن..
اول برو دانشگاه، بعد عشق و حال کن..
اول کار پیدا کن،بعد خرج علایقت کن..
اول واسه روز مبادا پول کنار بذار،بعد برو سفر..
اول خونه بخر،بعد مبل مورد علاقت رو..
اول توو کارت جا بیفت، بعد ازدواج کن..

همیشه علایقت رو بذار در درجه آخر اولویت..

از هرچی "باید"،"چهارچوب"،"نصیحت"،"توصیه"و.. متنفرم..


این بار که برم پیش تراپیستم،ازش میپرسم :
تو که روانشناسی، تو که مراجع کننده زیاد داری،تو که افراد مختلفی دیدی،تو که مشکلات ادمای زیادی رو شنیدی،بهم بگو چند درصد از ما لذت گریزی نداریم؟! چند نفرمون داریم حال میکنیم؟؟


کاش انقد سخت نگیریم.. به قول سید مهدی،پُرِش رفته،کَمِش مونده.. بقیه زندگی رو لااقل ببلعیم..

#نبینم_لذت_ببری هااا

من دیونه اینجور اراجیفم
من میام تیوال دربه در دنبال دوکلام حرف اضافه بدرد بخور میگردم
اقایون خانمها ما چرا تاتر میبینیم؟ غیر از اینکه معزلات و مشکلات دیگران رو تو قالب داستان ببینیم؟ اصلا تاتر مگه انتقال مفاهیم مهم فلسفی اجتماعی سیاسی روانشناسی و ... دیدن ادامه » غیره بر صحنه نمایش نیست؟ پس چی مهمتر از خوندن چکیده تجربیات یکی از خودمون؟ اونم با این صداقت و شیوایی؟

ما ایرانیها لذت گریز و مبدا سنجیم وسلام

الان سالهاست که حیون خونگی دارم( هاپو) الان سالهاست که میدونم از چه لذتهایی محروم بودیم، خیلی وقته دارم برای دلم زندگی میکنم و جبران مافات اما خب اینجا ایرانه و همیشه حالگیریهایی پیش میاد که بخودت میگی ای کاش جای این سفر فلان چیزو خریده بودم! یا ای کاش فلان کارو کرده بودم ، اما گور بابای همشون پرش رفته دیگه چیزی نمونده ، نیلوفر جان جلوی ضرر رو از هر جا بگیری منفعته دختر خوب، تو بیست و هشت سالگی اینارو فهمیدی هنوز کلی وقت داری نگران نباش فقط از امروز لذت جو باش. تمام.
این پست رو بخاطر من از حالت موقت خارج کن چون بازم میخوام بخونمش
۱۱ شهریور
مث دایه که میخواد تیوال شخصی خودشو راه بندازه اسمشو بذاره دایال :))
واسه منم تلگرام خودمو راه بنداز، اسمشو بذار نیلگرام..
۱۰ مهر
اینکه اسم من کنار اسم دایه بیاد کمی آزار دهنده ست
هم برای من
هم دایه
:)
۱۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره نمایش چهار دقیقه i
ستاره تو خییلی خوبی..خییلی زیبایی..

چقدددد چسبید..

پ.ن یا ایها التماشاگرونی که "چهار دقیقه" و "همان چهار دقیقه" رو ندیدید، پس چی دیدید؟؟!!
دایِه*، سپیده و میثم هنزکی این را خواندند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) و سیدمهدی این را دوست دارند
نیلو جان در مورد ستاره پسیانی دارید صحبت می‌کنید ؟؟؟!!!!!!
به گمانم تعاریفمون از واژه های «خوب» و «زیبایی»،فرسنگها با هم فاصله داره
۰۷ شهریور
و او می‌دود و میرود دایرکت،در همان حال که می‌دود و نفس نفس می‌زند بخاطر می‌آورد که اینستا ندارد....
وی به 13 زبان زنده ی دنیا،ناسزا نثار روح فرزاد جعفریان می‌کند!!!!
۴ روز پیش، سه‌شنبه
دیوانه :))))))
۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره فیلم روسی i
آخ آخ آخ
وای وای وای
عوه عوه عوه
.
.
.
عجب فیلم.... بود!!!
چی ببینم بشوره ببره؟؟؟؟!!

پ.ن نکنه موهای تنم که سیخ شده، دیگه هیچ وقت صاف نشه؟! نکنه همیشه همین جوری بمونه؟؟
همیشه کارهای آقای ثقفی برام کسل کننده بوده .یعنی اینکارش هیجان انگیزه؟؟
۰۱ شهریور
فرزاد پارازیت رو ندیدم
ولی الان یه فیلم دیگه از کارگردانش دیدم به اسم میزبان..host..
معرکه بود..خییییلی عالی.. خیلی حال کردم..
۲۹ شهریور
ایبل :)
پ منم برم ببینمش :))
۲۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره نمایش اگه بمیری i
"این جا دفتر کار یه نویسنده نیست، این جا زندان قلب تپنده ی منه..."

"این شکنجست که نتونی صورت نشسته زنی رو که دوست داری یه روز صبح ببینی"

اخ که دلم داره غش میره واسه دوباره شنیدن این دیالوگ ها از زبون بهبودی..

چقد هوس دیدنِ دوباره و چندباره این نمایش رو کردم.. چی میشه خبرش برسه که میخوان دوباره اجراش کنن؟!:((


برم بشینم نمایشنامه شو دوباره بخونم :(
نیلوفر جان سلام
این خلوت ترین پستت بود
بماند که دایه اینجام هست :(((
من دیگه از امروز از تیوال میرم.
من نمتونم بیتفاوت باشم و چیزی نگم، از طرفیم واقعا روحیه و اخلاقم نیست مدام جرو بحث و جنگ و دعوا، تا ساعتها حالم بد میمونه.
با بقیه دوستای عزیز که تو گروه و حضوری و دورهمیا هر روز حرف میزنیم و میبینیم همو.
فقط تو توهیشکدوم نیستی متاسفانه و خب مسلما دلم تنگ میشه برات. :(
هم خواستم بی خدافظی نرم :(
هم بگم اگه دلت خواست و تجدید نظر کردی، این لینک گروهمونه. من که خیییلی خوشحال میشم توام باشی
بخدااا
https://t.me/joinchat/BPr610cK11G3UaHvUSaHwg
۱۶ مهر
اهاااان.. فهمیدم!!! :)))))
من لا یَخ خوندم:))))))



لعنت به نوشتار ؛))))
۱۶ مهر
:))))
پیش آمده پیش میاد دیگه رو پشت بوم پشتک بزن پشت پا به پشت مشت ها بزن :))))
۱۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره نمایش لانچر ۵ i
بلیط فروشی این نمایش منو بعد سالها برد به ایام انتخاب رشته دانشگاه..
بچه هااااا باز نشد؟؟؟؟
بچه هااااااا باز شد!!!!
بچه هااااااا پر شد!!!:((((
استاد ظرفیتشو زیاد نمیکنید؟؟؟؟؟خییییلی ها میخوان بردارن..

پ.ن تصحیح میشود:انتخاب واحد..
آخر با کدوم استاد برداشتیش؟ :))))
۲۱ مرداد
نیلو جان باز هم پر شد در عرض ۶۰ ثانیه!!!! البته پر بود از اول هم متاسفانه!!!!
۲۳ مرداد
ازشون متنفرم بابا.. اه..
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره نمایش اژدهای طلایی i
بازیهای خیلی خوب،متنی جدید و پر از تازگی مخصوصا در شیوه روایت و جسارت گروه برای اجرا کردنش، جمیعاً باعث شد بسیار لذت ببرم..
خسته نباشید..
پس خیالم راحت باشه از خریدم
۱۳ مرداد
رویا جان پیامت رو با تأخیر دیدم،عذر تقصیر و پوزش
آواز قو بجز بازی پورصمیمی،چیز دیگه ای نداره
راستش رو بخوای اسم پریزاد سیف هیچ وقت منو برای دیدن کاری ترغیب نمی‌کنه
۲۵ شهریور
دایه جان متن کار هم خوبه . البته باز هرطور دوست دارید
۲۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید