تیوال نیلوفر | دیوار
S3 : 22:01:55
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
#موقت

به معنی واقعی کلمه بلیط فروشی مسخره ای داره..
روی هر صندلی که دست میذاری یه قیمت متفاوت داره!!!
یعنی چی آخه؟؟؟؟
جالبه نمایش معجونی صندلی هاش انقد تنوع قیمت نداره که این نمایش بی سلبریتی داره..

این میزان مزخرف بودن در باورم نمیگنجه..
من به خاطر داستانش مشتاق شدم ببینم اما قیمتش واقعا منطقی نیست!!!!!
دیروز
سلام،دلیل تنوع قیمت برای اینه که هر کسی با هر بودجه ایی بتونه نمایش رو ببینه،البته داریم تجدید نظر میکنیم در قیمت بلیت.
البته برای من ارزش یک اثر به سلبریتی نیست.
مخلص
۱۲ ساعت پیش
سلام جناب میری..
البته که مختارین که هر قیمتی صلاح میدونید تعیین کنید اما لطفا نفرمایید: "دلیل تنوع قیمت برای اینه که (هر کسی) با (هر بودجه ایی) بتونه نمایش رو ببینه"

ردیف آخر شهرزاد رو که نه صدا میرسه نه دید درست حسابی داره 40 تومن انتخاب کردید!!!!! ... دیدن ادامه » که قطعا برای رفاه حال افرادی با بودجه کم نمیتونه باشه خداییش!!!
۸ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اَه اَه...

انقدددد بدم میاد از این آدما/گروههایی که انقد موفق اند..

#لعنتیبیییی_ها
#براوو
مگه داریم انقدر خوب آخه ؟؟
۳ روز پیش، دوشنبه
نگو که زندگی در تئاتر و سیزیف رو یک بار دیدی :I
۳ روز پیش، دوشنبه
درست حدس زدی:)))

(البته به دلیل فوبیا از گیر افتادن در جاهای تنگ و شلوغ،عطای دیدنِ دوباره زندگی در تیاتر رو به لقاش بخشیدم و حسرتش موند به دلم)


#لعنت_به_خارج_از_ظرفیتِ_خارج_از_ظرفیت
۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#موقت

اینکه تک تک شخصیت های این فیلم رو شدیدا دوست داشتم ، بماند..
اینکه بعد از این فیلم،شیفته اسپانیا شدم،بماند..
فیلمنامه و موسیقی و بازی ها و همه چی بماند..

یه جمله داشت فیلم خیلی کوتاه ولی خیلی عمیق..
اونجایی که کریستینا زندگی سه نفره ش رو رها میکنه، چون به قول راوی :
" دنبالِ چیزای مشخصی بود که دلش نمیخواست "..

این تناقض های زندگی دیوونه کننده ست برای من یه نفر..

لازمه اون دیالوگ معروف سه‌کلمه‌ای رو تکرار کنم؟ :))
۴ روز پیش، یکشنبه
جواد لامصصصصب تو از دکتر اشراقی هم بلیط میکَنی لعنتی؟؟؟
:)))))
۳ روز پیش، دوشنبه
نیلوفر :))))
لعنت بهت با این دقتت :))
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمام تعریف من از زیبایی،موفقیت، کاریزما، جذابیت و... در این آدم خلاصه میشه..که دیدن خودش و شنیدن حرفاش، انگار خودِ سینماست.. یعنی میشه بی اینکه حوصلت سر بره،بشینی نان استاپ بهش گوش بدی..
کسی که یکی از ارزوهام،از نزدیک دیدنشه..

https://www.aparat.com/v/apSPB
من دیشب روزی روزگاری در هالیوود رو دیدم
عالی
۰۸ آذر
اومدم یه جمله هم از صادق هدایت بنویسم یاد ادمایی افتادم که تا میشینن هی از اینو اون فکت میارن..یهو حالت تهوع بهم دست داد..بی خیال شدم..:)))
مخلص کلام این که "گور بابای دنیا و متعلقاتش" :)))
۳ روز پیش، دوشنبه
:))
احسنت...
۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره فیلم سمفونی نهم i
وات اِ کول مووی..

بعد از مدتهااااا یه فیلم متفاوت و باحال دیدم..

#آخیش
منم هزارپارو دیدم
۰۱ آذر
مرسی دوستم.
آخه میگم چون توی روز فروشش نزده بود اجرای آخر.و این که نمیدونم ساعت 19 هم اجرا دارن جمعه یا نه.

چون خودم دلم میخواد باز ببینم.
۲ روز پیش، سه‌شنبه
اصن نمیدونم ایران نمایش مینویسه اجرای آخر یا نه؟! آخه شعور نداره کلا :))
جمعه مث اینکه شهادته واسه همون ساعت 4 اجرا میرن و بعدش اجرا ندارن..
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستش من خیلی زیاد کار رو دوست داشتم..البته با توقع بالایی هم نرفتم.. بازیها خوب بود متن رو هم دوست داشتم..اگه به چشم یه کار فان بهش نگاه کنید، لذت میبرید. به من به عنوان یه کارِ آخرِ شبی، خیلی چسبید..قشنگ ریلکس کردم و خندیدم..
این مدت با چیزهایی که دیدم و شنیدم و کابوسهایی که میبینم در توانم نیست نه برم سینما نه تئاتر نه حتی دیدار دوست،زدم تو کار خوردن قرص آرامبخش تا دوباره عادی شم
۲۹ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب برای بار دوم به تماشای این نمایش نشستم..

شب اولی که نمایش رو دیدم،نمایش "هیچی" نبود..نه بازیها رو دوست داشتم نه چیزی از متن فهمیدم..
به خودم قول دادم به خاطر اعتماد و علاقه ای که به این گروه دارم،به شانس دیگه به خودم بدم..

آقا امان از امشب..به شکل باور نکردنی ای همه چیز عاااالی شده بود،بازیها همه خوب بود،مهمتر از همه..نمایشنامه چقددددددددد درست و حسابی شده بود..
تازه امشب فهمیدم چی به چیه..اما..اصلا این طور نبود که مضحکانه نمایشنامه رو قابل فهم کنن..


کارگردان جان! خب از اول اینطور اجرا میکردین دیگه :)))

من امتیاز یک رو به پنج تغییر میدم،مهمتر از همه به خاطر تلاشتون، ناامید نشدنتون، انرژی زیادی که برای این اجرای (متاسفانه) کم تماشاگر گذاشتید، و نمایشنامه قابل دفاعِ تولیدِ داخلتون، و برگردوندن امید من :)))

دمتون گرم..گرچه حسابی به خاطر ... دیدن ادامه » تاخیر یه ربع تون استرس بهم وارد کردین و مجبور شدم پنج دقیقه ای به ایرانشهر برسم..

جدی داری میگی؟؟؟؟
ینی من هم اگر دوباره ببینم بیشتر لذت میبرم ؟
۲۰ آبان
نفیسه جان من پنجم رو دادم به این نمایش.. دیگه خود دانی. :))
۲۳ آبان
خب...
[تفکر عمیق و سپس مشورت با شپش های داخل جیب]
۲۳ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میدونی بدبختی یعنی چی؟؟؟

یعنی "عطر خوش زن" رو ببینی،غرق لذت شی،همون لحظه دلت بخواد آل پاچینو رو سفت بغل کنی، ولی نتونی...
یعنی "شاتر آیلند" رو ببینی،کیف کنی،بخوای دیکاپریو رو محکم فشار بدی،اما نتونی...
یعنی "هشت نفرت انگیز" رو ببینی،دیوونه بشی،دلت بخواد فقط با تارانتینو چشم توو چشم بشی و یه فحش از سر علاقه بهش بدی،اما نتونی...


تعریف من از خوشبختی گاهی به سففففت بغل کردنِ کسی که دوسش دارم خلاصه میشه..
همین قدر کم توقعم من..
دیگه یه بغلِ ساده چیه که این زندگی از من دریغ کرده آخه؟؟؟!!!:(



حالا هی شما بیا بگو "هیچکس رو محکم بغل نکن"..


پ.ن ... دیدن ادامه » مرتضی سوری ممنونم :))
والا ما هم خیلیا رو دلمون می‌خواست بغل کنیم و نشد!! ولی دیگه نمیایم تو یه جای عمومی مطرحش کنیم که!! :)))
۱۵ آبان
چه شبی رو هم انتخاب کردی واسه بغل شدن سحر جان!!
امیدوارم همیشه حالت همین‌قدر خوب باشه...
۲۶ آبان
حال همه ما خوب است
اما تو باور مکن
۲۶ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جابر جان! منی یه پنجِ بی چون و چرا بهت دادم،که از کارای قبلیت متنفففر بودم..!!!
حالا نه که آدم مهمی باشم ولی کار تو خییییلی شاخ بود..
دمت گرررررم..
چرا با آدم این کارو میکنید آخه؟!
محمدجواد میگه نرفتی هم چیزی رو از دست ندادی
بعد یهو یه پنج بی و چرا
۱۳ آبان
@نیلوفر
شیهیدن رو پیشنهاد بده
۱۴ آبان
نرگس جان فعلا دست نگه دار
صدای آهسته رو نبین..
بذار ببینیم امیر نجفی چی شبیهش درمیاره،اونو برو ببین..!!
۱۵ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره نمایش آن دیگری i
سمانه زندی نژاد عزیزم

میشه با همین فرمون ادامه بدی؟؟؟
مگه چند تا خانم کارگردانِ کاردرست داریم؟!
.
.
چقد دوست داشتم کارگردانِ این نمایش من می بودم..:(
حیف که شهرزاده
۱۲ آبان
ای باباااا...
من تا جمعه هیچ روزی رو نمیتونم برم... امیدوارم یکی دو روز دیگه هم ادامه داشته باشن...

ممنانم ⁦❤️⁩
دیروز
احتمالا یکشنبه هم باشه.. ایشالا که هست :))❤❤
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره فیلم هزارتو i
انقد بدم میاد از این فیلمای لوس و فیلمنامه های یخ ..!!!

کجایی؟؟؟؟
چند روز که پیدات نیست .... :((
۰۸ آبان
ممنون از توضیحات نیلوفر
در کل من فیلم جاده ای دوست هم دارم، از سمفونی هم بدم نیومد ولی انتظار داشتم وقتی دست روی مسئله جذابی مثل مرگ میذاره از ورود به تاریخ و مرگ و عرفان حرف و قصدی هم داشته باشه نه اینکه فقط در وادی فانتزی باقی بمونه اگه قرار بر این بود ... دیدن ادامه » ترجیح میدادم یکبار دیگه مومیایی رو ببینم که دست کم خوب بخندم نه اینکه با عبور اشاره ای به فلسفه و عرفان سرکار برم که پالسش یعنی چی تو بازی به تاریخش هیتلر فکاهی شده رو ببینم و طنزش برام فقط در حد لبخند باشه
موخلصیم :)
۰۱ آذر

تئاتر مقدس با نویسندگی و کارگردانی سعدی محمدی از تاریخ ۳ آذر ماه ۹۸لغایت ۲۵ آذر ماه ۹۸ در تالار مولوی واقع در خیابان انقلاب خیابان ۱۶آذر در ساعت ۸.۳۰ روی صحنه خواهد رفت 
https://www.tiwall.com/p/moghadas3

یهو دلم خواست با این تئاتر برگردم به زندگی
۰۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره فیلم خانه پدری i
کلا داستان این جوری بود که چند سال پشت سر هم،وقتی.توو صف جشنواره حرف از فیلمای مختلف میشد،یکی اون وسط میپرسید "خانه پدری" رو دیدی؟ منم غصه همه عالم میریخت روم..دیدنش کم کم واسم عقده شده بود..
واسه همین،امروز اولین سانس اومدم دیدنش، مبادا دوباره برش دارن..


چه شروع معرکه ای..چقدددد عاااالی..
چه فیلم درستی..چه فیلمنامه خوبی..حتی بعد از این همه سانسور هنوز سر و ته داره..چه بازی خوبی داشت دخترِ فیلم..
دیدنش حس عجیبی داشت..سنسورِ لذت بردن و غصه خوردن توامان درگیر بودن..

قسمت خوب و تسکین دهنده تماشای فیلم، حضور آقای کنار دستی بود..که با هر قسمت تکان دهنده و رو مخی،یه عکس العمل نشون میداد و سری به نشونه تاسف ..و من همش فکر میکردم کی میشه انقدددد این تفکرات ناموسی برچیده بشه (نه که از شکلی به شکل دیگر تغییر پیدا کنه) که همه اقایون همچین ری اکشنی داشته ... دیدن ادامه » باشن..انگار که دارن یه فیلم تخیلی میبینن.. کاش اون روز بیاد..



عیاری لعنتیبیییی.. خدا حفظت کنه..بعد مدتها سینما بهم کیف داد❤❤❤
چقدر غیرِ هم نظر :)
۰۱ آبان
:))
چطور بود؟؟دوست داشتی عشقم ؟؟
۲۳ آبان
:)))))
والا من خوشم اومد، البته اشکمم در آوردن نامردا :)) ولی قشنگ بود
۲۳ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
والا..چه عرض کنم؟!
...
نیلوفرِ حیوونی.. دلشو این همه وقت چه صابونی زده بود..:(

ریگولیتو جونم چرا آخه؟؟
.
.
متاسفانه هیچ ارتباطی برقرار نکردم..توو بازیها هم هیچ نکته مثبت یا حرکت رو به جلویی نسبت به اجراهای قبلی این گروه ندیدم..
اما از همه بیشتر از نمایشنامه شاکی ام..چی بود اخه؟؟ من واقعا اصن نفهمیدم چی شد،چی میخواست بگه؟
انگار میخواست شبیه بازگشت به خانه باشه،با تقلیدی از نمایشنامه پینتر با یه رگه هایی از داستان های جنایی که تا حالا دیدیم (مثل پوآرو از نظر من) اما ابدا درنیومده بود..:((
ای وای پس خدا فردا شب منو بخیر کنه :(((((((
۲۸ مهر
پلاسیده طوری شو میگیرم 40 درصدی میشه قبولز کنید دیگه :))
۰۱ آبان
حله :))
۰۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره نمایش اُسلو i
چه هماهنگ..

همین..
واقعا همین..
خلاقیت و ایده هایی که به کار برده شده بود رو تحسین میکنم اما..

گویا نمایشها جدیدا،یا از کمبود تمرین رنج میبرن یا انقد تمرین میکنن و هماهنگ هستن که دیگه فرم بر محتوا غلبه میکنه..
این جوری بود که من توو این یک ساعت و نیم، یک ساعت داشتم با خودم میگفتم: "اینا با کی کار دارن؟!"

واسه یکی مث من که دکمه فهمِ سیاسی رو خاموش کرده،حتی یه کلمه ش هم قابل فهم نبود..


نیلوفر جان چون در کمال تعجب راجع به پنجاه پنجاه هم تقریبا همین نظر رو داشتی فکر میکنم برای شما ژانر کمدی اجتماعی یا درام اجتماعی جذابتره و خط داستانی دغدغه اصلیته , من با اینکه بخاطر موضوع "اسلو" نمیخوام ببینمش اما با توجه به اینکه شاید به خوبی پنجاه پنجاه باشه برام دارم وسوسه میشم.

در مورد خاموش کردن دکمه فهم سیاسی هم فقط به شعر مارتین نیموار ارجاعت میدم:
اول سراغ کمونیست‌ها آمدند،
سکوت کردم چون کمونیست نبودم.
بعد سراغ سوسیالیست‌ها آمدند،
سکوت کردم زیرا سوسیالیست نبودم.
بعد سراغ یهودی‌ها آمدند،
سکوت کردم چون یهودی نبودم.
سراغ ... دیدن ادامه » خودم که آمدند،
دیگر کسی نبود تا به اعتراض برآید.
۲۲ مهر
شما بیاین ، من قول میدم که دیگه نگم :)
خدمت هم از ماست .
۲۵ مهر
خواهش می‌کنم. :) ممنون. اگه فرصتی بشه ، حتماً. :)
۲۵ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
در حد یه کار کارگاهی کار خوبی بود..خیلی خوب و حرفه ای بود..

اما یه چیزیش کم بود که باعث شد لذت نبرم..یه چیزی مث ادویه.. هنوز پیداش نکردم چی بوده..
دارم فکر میکنم شاید اجرا،صحنه بزرگتری می‌طلبید.. یا شاید متنش راضی کننده نبود..یعنی حرفش رو سخت میزد.. قابل فهم نبود..به شخصه اگه خلاصه نمایش رو نمیخوندم شاید متوجه نمیشدم از چه قراره.. شایدم اداش زیاد بود،یعنی یه جورایی زیادی میخواست خفن بازی دربیاره/ به رخ بکشه،که اگه نگم توو ذوق میزد، حداقل باعث دور شدن حواس، از متن نمایش میشد..
خلاصه نفهمیدم چرا دوسش نداشتم..ولی خسته نباشید..
نیلوفر، پنجاه پنجاه رو اگر بخوام تو یه جمله توصیف کنم،باید بگم: هیاهو برای هیچ
۱۴ مهر
چقد قسمت سومش بدددد بود..:(((
لعنتی همه رو شست برد..اه..
۲۴ مهر
با سلام خدمت دوستان
متنی در مئرد 50 50 نوشتم..
خوشحال می شوم بخوانید و نظرتان را بنویسید
۲۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره فیلم پیلوت i

دیروز رفتم فیلم سورنجان رو دیدم، به قدری از بازی بهدخت ولیان خوشم اومد که گفتم هر جور شده باید ببینم توو پیلوت چه کرده..خلاصه که به تماشای این فیلم هم نشستم..
بازیها همه خوب بود واقعا.. فیلم توو ذوق نمیزد انصافاً..و دنبال کردن حوادث فیلم تا انتها کار سخت یا خسته کننده ای نبود..اما خب..بازم باید گفت فیلمنامه چیزی نداشت و یه خط بیشتر نبود..فقط ادمو دور خودش میچرخوند..

دیدن بهدخت ولیان و حضور با اعتماد به نفسش جلوی دوربین، نویدِ اضافه شدن یه بازیگر خوب به سینما رو میده..امیدوارم بیشتر بازی کنه..
تنها نکتهٔ مثبت سورنجان بهدخت ولیان بود...
۰۸ مهر
سپهر اگر تمدید شد بگو بهم،تنها چیزی که الان دلم میخواد برم شیهیدنه
۰۱ آذر
@نرگس
حتما
۰۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من هومن برق نورد رو خیلی دوست دارم..و البته که تنها نکته مثبت نمایش هم ایشون بودن متاسفانه ..

همون "شبهای روشن" بود که بهش کل کل و دیالوگ های زرد اضافه شده بود..
موسیقی هم دیگه انقد نواخته شد که نه تنها حس خوبی نمیداد بلکه رو مخ هم بود..
بهاره افشاری رو دوست دارم اما شاید برای این نقش انتخاب خوبی نبود..واقعا یه جاهایی با دیالوگ گفتنش گوشت تنم میریخت :(



پ.ن. بله..در اغلب موارد جاهای خالی پر میشه..نمیدونم این خوبه یا بد اما؟!...

آخ اینم اضافه کنم این مدیر جدید شهرزاد (آقای صبوحی اگه اشتباه نکنم) خیلی کارش درسته..خیلی باحال و پیگیره.. نمایش سر وقت ورود داد، اسپلیت ها هم روشن بود..مرسی..
ممنونم نیلوفر عزیز که رهانیدی مرا
خیلی تو فکرش بودم برم، گیرم راضی کردن خودم برا پول بلیتش بود که الان دیگه خیالم راحت شد، خیالت راحت بشه همیشه :)
۰۷ مهر
ترجیح میدم که نبینم تا حس خوب شبهای روشن برام از بین نره .
۰۸ مهر
رویا جونم:))))

لیلا جان و جواد جانم، بعید میدونم از ندیدنش پشیمون بشید.. :)
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه چیزی جدیدا مد شده که هر جا میخوان بی سلیقگی و کم کاری خودشون رو پنهان کنن،اسم "مینیمال" روش میذارن
الان چند تا نمایش هست که فقط دکورشون یه تخت هست .. بسیار بی روح و بی سلیقه و خسته کننده. طرف میره زیر تخت،اسمش میشه پناهگاه،روی تخت میخوابه اسمش میشه تخت،روی تخت میشینه اسمش میشه صندلی،تخت رو عمود میکنه اسمش میشه در.. چه وضعشه اخه؟!(مارلون براندو و وقتی کبوتر ها....)
دکور مختصر مفید در عین حال زیبا به دکور "اگه بمیری" میگفتن.. دکوری که روش فکر شده..
حالا نمیخواید هزینه کنید اون یه حرف دیگست، اما اسم خودتون رو الکی جلوی "طراح صحنه" ننویسید..یه جوری نشه همه فکر کنیم طراحی صحنه کار مسخره ای هست..
عاشقتم که اگه بمیری رو اینقدر دوست داری ❤️
۰۵ مهر
محبت دارید جناب علی بزرگوار ممنونم :)

جناب کارآمد بنده نوازی میکنین .. والا من که بشخصه همیشه دست به سینه و دو زانو در محضرتون در حال تلمذم قربان
۰۷ مهر
عزیزمی بامداد جان مرسی که هستی کلا
۰۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر
درباره نمایش آواز قو i
دوستان همه از بازی جناب پورصمیمی تعریف کردن.. که الحق هم به جا بوده..
ولی خب..راستش نمایشنامه.. یه جورایی جونم رو گرفت..دوست نداشتم:(
.
.
ناظرزاده عزیزم،من تو رو عاشقانه دوست میدارم.. صندلیهای راحت قرمزت رو..پرسنل مودبت رو..صحنه زیبات رو..تماشاگرانی که انگار به احترام تو همگی آداب نمایش رو رعایت میکنن..پیشی های پارکت رو..خلاصه کلی میبوسمت :)❤
خود استادم خیلی شخصیت دوست داشتنی داره
یه افتادگی و فروتنی خیلی ویژه ای دارن که من خیلی دوسش دارم
۲۵ شهریور

سید مهدی عزیز گروه نمایش آواز قو تولد شما رو تیریک می گوید و برای شما سلامتی و موفقیت آرزو دارد.
۲۵ شهریور
عوامل اجرایی عزیز و فرهیخته نمایش آواز قو، سپاس و درود فراوان.
به امید شادکامی و موفقیتهای روز افزون برای تک تک عوامل محترم گروه اجرایی نمایش آواز قو.
۲۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

#خیلی_بی ربط
#اراجیف های _ذهن_معیوب _من


ما لذت گریزان عالم

وقتی تصمیم گرفتم برم پیش تراپیست، میدونستم کلی مشکلات کهنه دارم که ممکنه خودم ازشون خبر نداشته باشم،ممکنه خیلی چیزا بشنوم که متعجب بشم،ممکنه...خلاصه خودم رو آماده شنیدن خیلی حرفا کرده بودم..
اما یکی از چیزهایی که شنیدنش خیلی واسم تعجب آور بود،این بود که من "لذت گریزی"دارم...عجب ترکیب عجیبی..!!!
چه طور ممکنه یه نفر از لذت فراری باشه؟! بیشتر که روش دقیق شدم،دیدم بعله! واقعا از لذت فراری ام.. همش دارم ناخواسته خودم رو آزار میدم و تنبیه میکنم.. از بچگی همین طور بودم..شادی رو به خودم نمیدیدم.. هروقت میخواستم لذت ببرم،یادم داده بودن به فرجامش فکر کنم.. این جوری یادم داده بودن..
-مامان میشه یه حیوون خونگی برام بگیری؟!
+حیوون خونگی کلی مسیولیت داره،رسیدگی میخواد، مریض میشه،ممکنه بمیره اون وقت کلی اذیت میشی.. ولش کن!!

کسی نگفت داشتنش لذت داره،محبت بی بهونه رو یادت میده، کلی شادِت میکنه،سرت رو گرم میکنه،مسیولیت پذیری یادت میده،اخرش هم خب با واقعیت زندگی ممکنه مواجه بشی که اجتناب ناپذیره...
عوضش چی یاد گرفتم؟؟واسه اینکه وابسته نشی و عادت نکنی، پس واردش نشو،بهش نزدیک نشو،حتی اگر لذت بخش باشه! (درسی که من گرفتم :لذت بردن ارزشی نداره)

بزرگتر ... دیدن ادامه » شدم..
-مامان برم بازی کنم؟!
+نه بشین درس بخون.
-خوندم..
+بیشتر بخون تا 20 بگیری..

کلی درس خوندم..کل دوازده سال رو درس خوندم، کلی 20 گرفتم، اکثرا شاگرد اول بودم.. اما...کم بازی کردم.. کم از کودکیم لذت بردم. به جاش 20 های زیادی گرفتم با اینکه هیچ کدوم توو یادم نموند..

بزرگتر شدم..
سال پیش دانشگاهی..
-عاشق بشم؟!
+ندای درون :ابدا..امسال باید فقط روی درس هات متمرکز بشی.باید فقط درس بخونی.. آینده تمام زندگیت به امسال وابسته هست.. انقد وقت داری واسه عشق و عاشقی!!!

نمیخوام بگم عشق و عاشقی دیگه واسه آدم پیش نمیاد، نمیخوام بگم عشق و عاشقی مهمترین اتفاق زندگی یه آدمه!میخوام از "لذت بردن" حرف بزنم..کسی نگفت حال خوب عاشقی در 18 سالگی با عاشقی در 30 یا 40 سالگی چقدر متفاوته..مهمتر از همه اینکه کسی "مدیریت کردن" یادم نداد..کاش میگفتن این جوری درس بخون، این جوری عاشقی کن..کاش میگفتن عاشق نشدن ارزش نیست،بلکه " مدیریت کردن" این حس ها در کنار هم،ارزشمنده..


بزرگتر شدم.
کار میکنم...

-لباس بخرم؟
+نه..لباس به چه دردت میخوره؟! به فکر آیندت باش..
-سفر برم؟!
+الان وقته سفر کردنه؟! الان وقت پول جمع کردنه..
-پیانو بخرم؟!
+پیانو؟؟؟نمیفهمم بالاخره میخوای پیانیست بشی یا مهندس مکانیک؟؟؟؟

هیچکس نگفت برو پیانو یاد بگیر و از انرژی و آرامشی که بهت میده در مسیر زندگیت استفاده کن و لذت ببر..اینجا میگن تصمیم بگیر! اگه قرار حرفه ای بشی و تا انتها ادامه بدی،برو سراغش!! وگرنه از این شاخه به اون شاخه نپر!!

در واقع لذت بردن ارزش نیست،حرفه ای شدن ارزشه!!
.
.
.
ادمای دیگه رو هم همزمان میدیدم و میشنیدم.. لذت گریزی هاشون رو..
مثلا یادمه تارانتینو گفته بود من با خودم این مسئله رو حل کردم که دورِ لذت پدری رو خط بکشم چون میخوام تا 60 سالگی فقط رو نوشتن تمرکز کنم.
انگار که نمیشه هم پدر بود هم همسر بود هم فیلمنامه نویس موفقی بود..

یا مثلا دیشب مهراب قاسم خانی یه پست از مرحوم مهدی شادمانی گذاشت که توش نوشته بود :کل زندگیم کار کردم و با دخترم بازی نکردم،چون فکر میکردم این به نفع هممون هست،
الان که مریضی وادارم کرده کنار پسرم بمونم و باهاش بازی کنم،از خودم میپرسم خودم رو از چه لذتی محروم کردم تا به چی برسم؟!
:((


کاش این اول،دوم ها رو نمیکردن توو مغز ما..
اول درس بخون،بعد بازی کن..
اول برو دانشگاه، بعد عشق و حال کن..
اول کار پیدا کن،بعد خرج علایقت کن..
اول واسه روز مبادا پول کنار بذار،بعد برو سفر..
اول خونه بخر،بعد مبل مورد علاقت رو..
اول توو کارت جا بیفت، بعد ازدواج کن..

همیشه علایقت رو بذار در درجه آخر اولویت..

از هرچی "باید"،"چهارچوب"،"نصیحت"،"توصیه"و.. متنفرم..


این بار که برم پیش تراپیستم،ازش میپرسم :
تو که روانشناسی، تو که مراجع کننده زیاد داری،تو که افراد مختلفی دیدی،تو که مشکلات ادمای زیادی رو شنیدی،بهم بگو چند درصد از ما لذت گریزی نداریم؟! چند نفرمون داریم حال میکنیم؟؟


کاش انقد سخت نگیریم.. به قول سید مهدی،پُرِش رفته،کَمِش مونده.. بقیه زندگی رو لااقل ببلعیم..

#نبینم_لذت_ببری هااا

من دیونه اینجور اراجیفم
من میام تیوال دربه در دنبال دوکلام حرف اضافه بدرد بخور میگردم
اقایون خانمها ما چرا تاتر میبینیم؟ غیر از اینکه معزلات و مشکلات دیگران رو تو قالب داستان ببینیم؟ اصلا تاتر مگه انتقال مفاهیم مهم فلسفی اجتماعی سیاسی روانشناسی و ... دیدن ادامه » غیره بر صحنه نمایش نیست؟ پس چی مهمتر از خوندن چکیده تجربیات یکی از خودمون؟ اونم با این صداقت و شیوایی؟

ما ایرانیها لذت گریز و مبدا سنجیم وسلام

الان سالهاست که حیون خونگی دارم( هاپو) الان سالهاست که میدونم از چه لذتهایی محروم بودیم، خیلی وقته دارم برای دلم زندگی میکنم و جبران مافات اما خب اینجا ایرانه و همیشه حالگیریهایی پیش میاد که بخودت میگی ای کاش جای این سفر فلان چیزو خریده بودم! یا ای کاش فلان کارو کرده بودم ، اما گور بابای همشون پرش رفته دیگه چیزی نمونده ، نیلوفر جان جلوی ضرر رو از هر جا بگیری منفعته دختر خوب، تو بیست و هشت سالگی اینارو فهمیدی هنوز کلی وقت داری نگران نباش فقط از امروز لذت جو باش. تمام.
این پست رو بخاطر من از حالت موقت خارج کن چون بازم میخوام بخونمش
۱۱ شهریور
مث دایه که میخواد تیوال شخصی خودشو راه بندازه اسمشو بذاره دایال :))
واسه منم تلگرام خودمو راه بنداز، اسمشو بذار نیلگرام..
۱۰ مهر
اینکه اسم من کنار اسم دایه بیاد کمی آزار دهنده ست
هم برای من
هم دایه
:)
۱۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید