تیوال *مریم* | دیوار
S3 : 15:09:48
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تاریخ فروش بلیط احتمالا ۲۲ مهر هست که به اشتباه ۲۲ آبان درج شده
درود بر شما
تاریخ درج شده پیرو اعلام گروه محترم اجرایی نوشته شده بود که اصلاح شد.
با سپاس از شما
۱۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش جمعه‌کُشی i
بنظرم ما خوش شانس هستیم که امکان تماشای آثاری از گروه های پیشکسوت برامون فراهم شده. نسلی که تاتر رو نه بعنوان یک شغل یا منبع درآمد بلکه در اصل بعنوان مسیری برای تعالی و کمال خودشان و تماشاگران، نگاه می کردند.
اجراهایی ساده، ملموس و بی ریا که میشه با تک تک کاراکترها ارتباط برقرار کرد و اونها رو بین خانواده و دوست و همسایه، یافت!
دیدن این اجراها میتونه کمی حال و هوای گروه های اولیه تاتر رو برامون بازسازی کنه.
گروههایی که اعضای اون با هم زندگی میکردند، می خواندند و می نوشتند و تمرین می کردند. از جوانی با علاقه شروع به کار کردند و تا چند دهه با عشق به کارشون ادامه دادند.
و جالب اینکه در عین سادگی متن و اجرا، هر تماشاگری میتونه این عشق رو از روی صحنه احساس کنه.
جناب خلج بزرگوار، از شما ممنونم که با مهربانی پدرانه، ما رو پذیرفتین و اجازه دادین این حس ... دیدن ادامه » عمیق عشق به تاتر رو بعد از اجرا هم درک کنیم.
ای کاش که فرصت بیشتر بود و میشد ساعتها این جلسه دلنشین رو ادامه داد.
از تک تک اعضای محترم گروه هم سپاسگزارم که در جلسه صمیمانه با تماشاگران شرکت کردند.
همه شما الگوی ارزشمندی برای گروه های جوانتر هستین و امیدوارم همه قدردان وجود و حضور شما روی صحنه باشند.
# من یک تماشاگرام
*مریم*
درباره نمایش بهار شکنی i
خب خودمم نمیدونم نظرم در مورد این اجرا چیه!
شاید اگر ده سال پیش همچین اجرایی می دیدم، شگفت زده می شدم! ولی الان می تونم بگم کمی سر در گم شدم.
متوجه بودم که متن چه هدفی داره ولی خب در حال حاضر نمیشه گفت که چنین متن هایی برای مخاطبان جذاب هستند چون نمونه های خوبی ازشون دیدیم و شاید کمی توقع مون بالا رفته باشه.
از بازی خانم ها راضی بودم.
موسیقی کلافه ام کرد ولی در عوض طراحی نور برام خیلی جذاب بود.
بنظرم برای این متن کمی زود بود که اجرا بره. نیاز بود که گروه بیشتر با متن کلنجار برن و در مورد اتمسفر کار به وحدت نظر برسند.
در مجموع کار شریفی هست و براتون آرزوی موفقیت می کنم.
# من یک تماشاگرم
مریم جان مثل همیشه با درایت و مهربانی نوشتی ..
من هم با بیشتر فرمایشاتت موافقم ..بهارشکنی اثری معطل ، نارس و سردرگم است
بعد از تماشای نمایش داشتم فکر می کردم با نمایشی پرنخوت و ادا و مدعا هم مواجهیم .. واژه ادا را از این جهت به کار می برم که پشت این فرم ... دیدن ادامه » و بازی ها و جابه جا شوندگی در متن ، تازگی و بدعتی وجود نداشته ، به قول شما نمونه های اصیل تری از آن دیده ایم .. این نمایش هیچ اثر و تاثر عمیقی بر من نگذاشت
خیلی ارادتمندم دوست فرهیخته و متینم
۰۷ مهر
ممنونم اردشیر جان از مشارکتت
دقیقا موافقم
بیشتر انرژی این گروه، صرف فرم اجرایی شده بود بدون اینکه ارتباط مشخصی با متن پیدا کنه
بهرحال چون اجراهای راضی کننده ای از این گروه دیده ایم، مشتاق اجرای منسجم تری بودیم. امیدوارم بزودی شاهد این اتفاق باشیم
۰۷ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش خاندان چن چی i
سپاس از گروه محترم این نمایش که روزی رو برای اجرای خبرنگاران و عکاسان مشخص کردند.
امیدوارم این الگو توسط سایر گروههای گرانقدر هم مورد استفاده قرار بگیره. پیروز باشید
# من یک تماشاگرام
من یک تماشاگرم
۰۶ مهر
اصلاح شد زهره جانم
۰۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این سوژه بکر نیست و انتخابش ریسک بزرگی بوده!
خطر پس زدن این متن توسط مخاطب وجود داشت ولی ظاهرا نویسنده و کارگردان بقدری با متن کلنجار رفته و از زوایای مختلف بهش نگاه کرده که هم هیجان کار حفظ شده، هم هیچگونه ملال و خستگی توسط تماشاگر حس نمیشه.
اندازه بازیها کاملا مناسب هست و هیچ اغراقی مشاهده نمیشه. دکور هم با سالن منطبق بود و هم با اجرا. و نکته مهم فضای نوستالژیک این اجراست که با توجه به جوانی تمامی اعضای گروه، بسیار خیره کننده بود و واقعا باعث شد که اجرا رو بسیار دوست داشته باشم!
در خصوص ماجرای عکاس ما خیلی با هم گپ زدیم.
در اجرای دیشب خانم جوانی حضور داشتند که از ابتدای نمایش (زمانیکه هنوز فضا تاریک بود و هیچ تحرکی در صحنه وجود نداشت) شروع به عکاسی کردند! چندین عکس از تاریکی گرفتند و تمام عکسها رو چک کردند! در دقایق اولیه اطرافیان این خانم کلافه شدند و پچپچه ی اعتراض از اون سمت به گوش میرسید! یک نفر جاشو تغییر داد و سایرین شروع به تذکر کردند ولی این ایشون به روالشون ادامه دادند. بیشتر تماشاگران در اون سمت سالن، نریشن ابتدایی رو از دست دادند! بعضی ها چشمانشون رو بستند یا با دستهاشون دو طرف صورتشون رو پوشاندند!
بعد از نریشن و پیش از آغاز اجرا، یکی از دوستان تذکر دادند به اون خانم.
با صدای بلند گفتند چون نمیشد از جاشون بلند بشن و بهشون نزدیک بشن.
تذکر دادند چون اگر این روال ادامه پیدا میکرد، وقت، انرژی، اعصاب و پول خیلی از تماشاگران هدر میرفت و با اون وضعیت چیزی از اجرا متوجه نمیشدند!
تکرار کردند چون عکاس جوان به تذکرات نجواگونه سایرین توجهی نکرده بودند!
شاید این برخورد بنظر سختگیرانه بیاد ولی در اون چند ثانیه سکوت پیش از اجرا، گزینه های دیگری برای نجات تعداد زیادی تماشاگر از اون وضعیت ناراحت کننده وجود نداشت.
البته اون خانم عکاس تا پایان اجرا به عکاسی ادامه دادند.
ولی نکته مهم حضور عکاسی در ردیف جلوی من بود! آقای رضا جاویدی. ایشون در نهایت دقت، بدون سر و صدا، بدون هیچگونه تحرک و مزاحمت و در نهایت مهارت حرفه ای، تعداد محدودی عکس گرفتند بطوریکه هیچکس متوجه حضور ایشون نشد.
پس میشه بدون آزار سایر تماشاگران، از اجرا عکاسی کرد. عکاسی از تاتر مهارتی ست که باید به عکاسان جوان آموزش داده بشه. صرف اینکه کسی عکاسی بلد باشه، نمیتونه عکاس تاتر باشه. بنظرم نهادهای مرتبط و مسئول باید برای جوانان علاقمند به این کار، دوره های آموزشی برگزار کنند تا این عزیزان به راه و روش عکاسی «در سالن تاتر» اشراف پیدا کنند و نه خودشون اذیت بشن و نه باعث رنجش سایر تماشاگران باشند.
از گروه محترم این نمایش ممنونم که باعث شدند گفتگوی مفید و صمیمانه پس از اجرا داشته باشیم،
مطمئنم با این عشق و‌ تعهدی که به تاتر دارین، در آینده شاهد اجراهای بسیار خوبی از شما خواهیم بود.
# ... دیدن ادامه » من یک تماشاگرم

مریم جان رویکرد مشفقانه ، همراه و بزرگوارانه تو نسبت به مسایل و مصائب ستودنی است.. درود بر شما
فکر می کنم‌ پدیده حضور عکاسان مزاحم تقریبا در هر مقطعی از یک دوره اجرایی با راهکارهای بسیار خوبی که بهشون اشاره کردی (آموزش عکاس آماتور و حضورعکاس حرفه ای) ... دیدن ادامه » خاتمه پیدا نمی کنه..(شاید سوال مهم اینجا این باشه که چرا این همه عکاس بعضا مزاحم در طول یک اجرا بدون اجازه و آگاهی مخاطبان در سالن حضور داره؟؟).. اما شاید نهایتا کنترل این جریان ضد حقوق تماشاگران تاتر به خواست گروه های اجرایی و کنترل کارگردان و گروه میسر و عملی خواهد بود ... در برخی از موارد به درخواست بازیگر یا بازیگرانی که مثلا عکس هایش در نمایش از زاویه مناسبی که آنها دلشان می خواسته، برداشته نشده، از عکاس مجددا درخواست حضور در سالن می کنند.!!
پدیده های اینچنینی که مدتها است ما تماشاگران تاتر با آن مواجه هستیم همراه با پدیده های دیگری مثل باجگیری تبلیغاتی که دوستان عزیزمان به تازگی در تیوال افشا کردند ،همگی مولود نگاه تجارت زده و کالایی به تاتر است و گروه های اجرایی در به وجود آمدن چنین وضعیتی نقش پر رنگی دارند...
واقعا ایکاش تصمیم سازی های فرهنگی به سویی برود که به بلیط نمایش هایی که داعیه فرهنگی دارند سوبسید پرداخت شود که نه تماشاگران اهل فرهنگ و نه گروه های اصیل تاتری که به کارشان اعتقاد راسخ دارند،کمتر دچار مشکلات تهیه و تماشای تاتر باشند... تکلیف نمایش های سرگرمی ساز و اصحابش هم با آخرین متدهای جذب مشتری که روشن است.. از استخدام سلبریتی و شعبده بازی و لنترانی و... در نمایش ها گرفته تا پرداخت مواجب به برخی از تماشاگران و افراد مشهور برای تبلیغ به شرط بلیط مجانی!
ببخش پرحرفی کردم
۰۴ مهر
ممنونم اردشیر جان از توجهت
بله متاسفانه هم ما بعنوان تماشاگر و هم گروههای اجرایی با معضلات عجیبی مواجه شدیم که به نظرم تنها راه حل این مسائل این هست که در فضایی محترمانه در موردشون گفتگو کنیم و نظرات هم رو بشنویم.
آنچه که ما در این مدت متوجه شدیم اینه ... دیدن ادامه » که مساله حضور عکاس به اون شدتی که برای تماشاگران آزار دهنده ست، برای بازیگران نیست! البته شاهد برخوردهای تندی از سوی سرشناسانی مثل رضا بهبودی، مهدی کوشکی یا مهدی پاکدل بودیم ولی خب این دوستان بیشتر به نور موبایل معترض بودند تا دوربین عکاسی.
وقتی با گروهها صحبت میکنیم، و توضیح میدیم که چه آزار عمیقی هنگام حضور عکاس غیر حرفه ای در سالن به ما تحمیل میشه، تازه متوجه عمق فاجعه میشن!
یا اون مساله بلیط رایگان که متاسفانه بعضی گروه ها بصورت ناخواسته و از سر دلسوزی (با این تصور که بعضیها توان مالی خرید بلیط ندارند) وارد ماجراهای پیچیده و عجیبی شدند که حقیقتا ناراحت کننده بود!
من هنوز هم معتقدم که هر مشکلی در سالن تاتر وجود داره باید در موردش گفتگو بشه. در این گفتگوها نکات بسیار امیدوار کننده ای دیدم. جوانانی که نسبت به تاتر بسیار متعهدند. اهل مطالعه و آگاه نسبت به کاری که دارن انجام میدن. و از همه مهمتر بسیار مشتاق شنیدن و اهل تعامل. من خیلی خیلی به این نسل امید دارم و بنظرم اگر روحیه شجاعانه و جستجوگر این عزیزان، با تجربیات سالها تاتر دیدن ما تلفیق بشه، اتفاقات بسیار خوبی رقم خواهد خورد
۰۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش عمل i
در بعضی اجراها به نظر میاد قراره بیشتر تبحر بازیگرها محک زده بشه! چنین چالشهایی هم برای بازیگران جذاب هست و هم برای تماشاگران!
تعویض پی در پی صحنه و دیالوگهای مسلسل وار (که شاید مجال شنیدن همه ش رو نداشته باشیم) و بازی متضاد با فضایی که شاهدش هستیم، همگی چالش برانگیز هستند و بقول گروه اجرایی، قصد دارند مخاطب رو گوشه ی رینگ گیر بندازن تا حتی لحظه ای فرصت جدا شدن از فضای نمایش رو پیدا نکنه!
من حقیقتا با موضوع کار ارتباط برقرار نکردم، شاید به این دلیل که بطور کلی همیشه از دور شاهد این مسائل بودم و همیشه به قدری برام رنج آور بوده که نه راجع بهش چیزی می خوانم و نه می بینم! ولی کاملا مشخص هست که متن نمایش نامه بر اساس تحقیقات مفصل نگارش شده، کارگردانی با انگیزه و تکنیک مشخص انجام شده. طراحی نور و صحنه کاملا در خدمت اجراست و از همه مهمتر بازیگران که با ... دیدن ادامه » صد در صد انرژی روی صحنه ظاهر میشن و هیچ کاستی در کارشون مشاهده نمیشه.
برای این گروه «پرتلاش» و صمیمی آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم همیشه اجراهای درخشان داشته باشید
# من یک تماشاگرم
خیلی ممنون از آرزوی زیبا و اشتراک احساستون مریم عزیز❤️
۰۲ مهر
@ جناب آغاز گرامی
@ خانم طاهری عزیز
سپاس از توجه و مهربانی شما
۰۲ مهر
ایرادات نمایشنامه ای دارد..
نقدی نوشتم بخوانید..
۱۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
امشب شاهد هنرنمایی ۳۵ جوان بودم که برای این اجرا با همه وجود به روی صحنه آمدند!
بازم سوالم رو تکرار میکنم: «چطور اینقدر شجاعانه بازی کردین؟»
این بچه ها از وقت و زندگی شون گذشتن، از سلامتی شون گذشتن، حتی از موهای سرشون گذشتن که یک عالمه کشف و شهود و عشق تجربه کنند!
خیلی وقت بود بعد از اجرا قلبم اینقدر دیوانه وار خودشو به قفسه سینه ام نکوبیده بود! خیلی وقت بود با پاهای لرزان و گلویی ملتهب از سالن خارج نشده بودم!
من هزاران کلمه از شرایط دردناک زندگی آدمها خواندم ولی این روایت، تاثیر عمیقی روی روحم گذاشت!
از فضای سالن به بهترین شکل استفاده شده و دکور به نحوی ست که تماشاگر میتونه خودش رو جزئی از اجرا بدونه!
گریم و طراحی لباس هم کاملا در خدمت اجراست
برای تک تک این هنرمندان تازه کار بهترین آرزوها رو دارم و امیدوارم تمام اجراهاشون در آینده، مثل اولین ... دیدن ادامه » کارشون، عالی باشه
هماهنگی متن و اجرا باعث شد دوباره یادم بیاد اجرای کارگاهی خوب، یعنی چه؟!
از گروه محترم ممنونم که با رویی گشاده پذیرای گفتگوی پس از اجرا بودند
#من یک تماشاگرم
چه عالی..
۳۰ شهریور
مریم جان پیش نیازی چیزی میخواد بدونم واسه دیدنش؟خوندن نمایشنامه ای چیزی ...؟
۱۱ مهر
نه عزیزم
هیچ پیش نیازی لازم نیست
برو اجرا رو ببین و کیف کن :)
۱۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش مشق شب i
چقدر اتمسفر بکر اجراهای خوب دانشجویی رو دوست دارم.
مغزهای جوان، روحهای جستجوگر، بدنهای آماده و اجراهای عصیانگر!!
ایده ای جذاب و شجاعانه و اجرایی یکدست و خوش ریتم و هماهنگ باعث شد دوباره سرشار بشم از پویایی و هیجان کارهای گروهی جوان و یکدل!
وجود اینهمه سکون و انتظار نه تنها باعث ملال و خستگی تماشاگر نمیشه، بلکه تمام لحظات نمایش، جذاب و پرکشش هست و این یعنی از شروع شکل گیری متن تا تمرین و اجرا، همه چیز درست برنامه ریزی شده و به تمام جزئیات از قبل اندیشیدن!
همچنین سپاسگزارم از این گروه نازنین که در گفتگوی صمیمانه ی بعد از اجرا شرکت کردند و برای اینکه اینقدر مشتاق و تشنه شنیدن نظرات منصفانه مخاطبان بودند، قطعا این خوی و منش شایسته ی شما پیشرفت بیشتری رو براتون به دنبال داره
براتون آرزوی موفقیت میکنم
# من یک تماشاگرم
مریم جانم مرسی از متن خوبی که درباره گروه تیاتر گردی و گروه های حامی نوشته بودید. من به داشتن دوستان بافرهنگی مثل شما افتخار می کنم. دوست دارم از نزدیک ببینمتان، دوستتان دارم.
۳۱ شهریور
ممنونم، من هم امیدوارم الهه جان
۳۱ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش تصعید i
عاشق بچه های نمایش عروسکی ام
افرادی خلاق، تلاشگر، صبور، متمرکز، متواضع و عاشق تاتر :)
دمتون گرم
حیف که اجرای آخر بود، خیلی دلم میخواست همه رو به دیدن این کار دعوت کنم
لذت بردم از اینهمه تمرکز و توجه به جزییات
لذت بردم از اینهمه هماهنگی
لذت بردم از اینهمه دغدغه مندی و آگاهی
و مهمتر از همه، لذت می برم از اینهمه عشق به هنر تاتر عروسکی توسط جوانان این سرزمین
میخواستم حسابی تشویق تون کنم، حیف که رورانس نداشتین
# من یک تماشاگرم
عههههه.... تموم شد ؟؟ :((
۱۶ شهریور
روی دشمنت شطرنجی :))
۱۶ شهریور
:))
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش آواز قو i
شما یک بازیگر راست راستی هستین!
توی این دوره برهوت شما واقعا یک بازیگر راست راستی هستین آقای پورصمیمی!
بنظرم تمام دانشجویان بازیگری باید روی دو زانو بنشینن و این بازی رو نگاه کنند تا بیاموزند که چطور همزمان چند نقش رو میشه تلفیق کرد، چطور همزمان میشه نگاه، میمیک صورت، حرکت بدن، تن صدا و ریتم و حس رو مدیریت کرد.
چطور میشه طوری روی صحنه تاثیرگذار بود که حتی سکوت و خاموشی هم باعث نشه که تماشاگر ازت چشم برداره!
کاش روی انسجام متن و کارگردانی وقت بیشتری گذاشته میشد و ای کاش برای این اعجوبه بازیگری، رورانس باشکوهتری پیش بینی بشه.
عمرتون دراز و تنتون سالم و نفس تون گرم عالیجناب سعید پورصمیمی
# من یک تماشاگرم
سپاس از نظر شما.و قدم دانشجویان عزیز هم به روی چشم
۱۵ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چندتا درد دل:
دیروز دو اجرا در تاترشهر دیدم
تاتر شهر! نه گلریز یا لاله زار!
اولی اجرای آرش که کاری رزمی و حماسی بود. هنگام ورود یک آقایی اصرار میکردند که پسر حدودا 5 ساله شونو بیارن داخل سالن. از ایشون اصرار و از مسئولین سالن انکار. بالاخره علیرغم مخالفت مسئولین سالن، بچه رو وارد سالن کردند و خب طبیعی هست که از بدو ورود بچه شروع به حرف زدن کرد و پدر بزرگوار ناچار شدند دستشون رو بگذار روی دهان بچه (!) باورتون میشه؟!
میخواستم برگردم بهش بگم بذار بچه حرف بزنه ولی تورو خدا مراقب باشین خفه نشه!!
بعدش هم واسه اینکه سر این کودک بینوا رو گرم کنند، گوشی رو درآوردن و براش فیلم گذاشتن که صحبت نکنه!
میدونم چشماتون گرد شده از تعجب ولی همه اش عین واقعیته!
اجرای دوم نمایش کریملوژی که یک مونولوگ ریتمیک و ضربی هست که با توجه به حجم زیاد دیالوگ ها، بازیگر این کار نیازمند ... دیدن ادامه » به تمرکز خیلی زیادیه. بعد یه خانمی پشت سر من نشسته بودند (ردیف دوم) که تا بازیگر شروع به خواندن اشعار میکرد ایشون بشکن می زدند :) زیباست نه؟!
:(((
۱۱ شهریور
کریمولوژی و رگ دو نمایشی بود که من این ماه دیدم و از دست تماشاچی هاش کلافه شدم
۳۱ شهریور
اتفاقا ما هم از مافیای جدیدی که تماشاگران محترم (!) با گروه های نمایشی محترم تر (!) سر بلیت های رایگان و ....درست کرده اند، بسیــــــــــــار کلافه ایم :|
۰۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش کریملوژی i
مجید رحمتی بازیگریه که وقتی یک کار ازش ببینی دیگه فراموشش نمیکنی!
اولین مونولوگی که ازش یادمه مجلس نقالی رومئو و ژولیت بود که فکر کنم سال ۸۷ اجرا شد و سال بعدش هم کارگردانی مونولوگ منتشا که مهران رنجبر بازی کرد و هر دو از اجراهای خوب جوانان تازه کار اون سالها بود!
الانم داره استادی خودش رو در این اجرا به رخ میکشه!
گریم متفاوت (که اگر بیرون می دیدمش محال بود بشناسمش)، طراحی لباس خیلی خوب و طراحی صحنه خوب در کنار بازی مسلط مجید رحمتی، باعث میشه پراکنده گویی در متن و هیجان و بی نظمی بعضی تماشاگران رو نادیده بگیرم و از این اجرا لذت ببرم!
کاش تعداد نقش هایی که بازی کرد رو می شمردم ...
ممنونم از گوش شنوای جناب رضا بهرامی :)
# من یک تماشاگرم
توصیه اش میکنین پس؟
۱۱ شهریور
عالیه
البته کلا فکر کنم ده اجرا باقی مانده
۱۴ شهریور
فعلا فقط برای هفته آینده و 24 تا 26 شهریور بلیط فروشی انجام می شود. دوشنبه آینده چطوره؟
۱۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان
یک درخواست دارم
لطفا اگر ممکنه شرایط هماهنگی قرار رو در برگه نمایش فراهم کنید.
در حال حاضر آیکون قرار در برگه ها وجود نداره و فقط روی دیوار میشه قرار هماهنگ کرد که قطعا با وجود کامنتهای بسیار زیاد، بعد از یکی دو روز، پیدا کردن اون قرار غیر ممکن میشه!
ممنون از توجه تون
درود بر شما
نکته به جای شما در دستور کار تیم فنی است.
۰۹ شهریور
ممنونم از توجه تون
۰۹ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش برداشتن i
بنظرم تجربیات شخصی هر فردی، در برداشتش از این اجرا به شدت تاثیرگذار هست!
سکون در این اجرا، فرصتی هست که قبل از هر تصمیمی، هر کلامی، هر نگاهی و ایجاد هر افسوسی، اندکی فکر کنیم!
فکر کنیم اگر این فرد رو لحظه ای دیگه از دست بدیم، الان با او چه رفتاری خواهیم کرد؟
به او لبخند میزنیم؟ نگاهش میکنیم؟ دستش رو میگیریم؟
یا مثل همیشه بی توجه و با عجله از کنارش عبور میکنیم چون فکر میکنیم تا ابد وقت داریم؟
بنظرم مهمترین آورده این اجرا، تلنگری به مخاطب هست که به یاد داشته باشیم هرچند بنظر میاد خیلی زمان داریم ولی بالاخره لحظه پایانی وجود داره و شاید اون لحظه همین الان باشه!
سپاس بیکران از گروه محترم که هم روی صحنه و هم پس از اجرا صادقانه و صمیمانه پذیرای ما بودند، پیروز باشید
# من یک تماشاگرم
*مریم*
درباره نمایش گریزلی i
گریزلی نمایش «یکدستی» هست!
هیچکس در هیچ مقامی قصد نداره خودش رو به رخ بکشه، همه فقط تلاش کردند که این اجرا رو به «صادقانه ترین» شکل ممکن به روی صحنه ببرند.
متن به شکلی نوشته شده، انگار که نوشته نشده!
کارگردانی به شکلی هست که انگار کارگردانی وجود نداره!
بازی به شکلی که انگار بازیگری وجود نداره!
در طول اجرا بنظر میاد یه غریبه یه جایی بهت برخورد کرده و داره واسه ت خاطره تعریف میکنه یا از امیدها و خیالپردازی هاش میگه!
تو حرفهاشو می شنوی، باهاش همراه میشی، بغض میکنی، میخندی، بهش امید میدی و در نهایت ازش جدا میشی و به این فکر میکنی که چقدر زندگی آدمها شبیه همدیگه ست...
ممنون از این گروه مهربان و با معرفت که در گفتگوی بعد از اجرا صمیمانه حضور پیدا کردند
# من یک تماشاگرم
چقدر با حرفهاتون موافقم :))
۰۶ شهریور
عزیزمی نرگس جان
تو که خودت مصداق بارز آرامش و مهربانی هستی
۰۶ شهریور
سپاس از شما..
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش همان چهار دقیقه i
من یک شانس بزرگ آوردم که اول همان چهار دقیقه رو دیدم و بعد چهار دقیقه! بنظرم اگر گروه اجرایی هم همین روال رو در پیش بگیرند و اجرای "همان" رو اول قرار بدهند، تعلیق و جذابیت هر دو اجرا بیشتر میشه!
بهرحال فضای خیال انگیز همان چهار دقیقه رو خیلی دوست داشتم و بنظرم در هر دو اجرا، بازیگران به خوبی از عهده ی اجرا برآمدند.

# من یک تماشاگرم
عه :)) من که میگم چار دقیقه رو باید اول دید :)
اصن میشه چار دقیقه رو دید و همان شون رو ندید
هر چند به شخصه همان رو خیلی بیشتر دوست :)
یه پالس هایی از همان رو بدونید که دیدنش و کشف کردنش براتون جذاب تر میشه
۰۲ شهریور
دقیقا مریم عزیز درست می گی .. صدایش به مادربزرگ کشیده لابد...
سه سال پیش در نمایش دیابولیک: رومئو و ژولیت آتیلا پسیانی هم در قسمتهای کوتاهی می خواند و همانجا قابلیت صدایی اش را ارایه می داد.
۰۲ شهریور
نه نیلوفر جان
هک نشدم
بزودی یه سری کد ارسال خواهم کرد :))
۰۲ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش لاموزیکا سوم i
بعضی حس ها در وجود آدم اونقدر ته نشین میشه که فراموششون میکنیم ولی میدونیم که هنوز در وجودمون هستند و ممکنه چند روز دیگه یا چند سال دیگه یه جایی دوباره در وجودمون شعله ور بشن!
ما میلیاردها انسانیم با میلیاردها عشق و نفرت ته نشین شده در وجودمون!
اینقدر دور شدیم از حس درونمون که انگار هزار سال پیش بود که عاشق یا متنفر بودیم و همزمان اینقدر این حسها درونمون قوی هستن که شک داریم حتی بعد از مرگ هم از دستشون بدیم!
تمام جملاتی که در این متن وجود داشت میتونه توسط هر کسی در زندگی گفته بشه! بالاخره سهم هممون محفوظه!! :)
هر دو بازیگر بخوبی از عهده نقششون برآمدند و جناب تهرانی هم قصد داشتند مخاطب رو به تفکری عمیق و طولانی وادار کنند که بنظرم کاملا موفق شدند
ممنونم از هر دو بازیگر گرانقدر که با روی گشاده و اخلاق نیکو، پذیرای گفتگو و شنیدن نظر مخاطبان بودند ... دیدن ادامه »
شش هفت بار پشت سر هم خوندم..چقد خوب نوشتی..چقد خوبی..❤❤❤
۳۰ مرداد
ممنون از شما که به تماشا نشستید.
۳۰ مرداد
@ لطف داری محمدجواد عزیز
@ خانم یونس تبار گرامی، ممنونم
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش برداشتن i
گروه محترم اجرایی، با توجه به اینکه برنامه شروع اجراها چند بار تغییر کرده و هماهنگی برای دیدن این نمایش، مقداری به سختی انجام شد، میخوام خواهش کنم در صورت امکان تخفیف پلاس رو برای روزهای آینده هم لحاظ کنید. ممنونم
دانشجویی هم فراموش نشه :(
۰۴ شهریور
بله بله
قطعا استفاده از تمام تخفیفها بخصوص در روزهای اول اجرا، فرصت تماشای نمایش برای تعداد بیشتری از افراد رو فراهم میکنه
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره نمایش دریم لند i
اجرای لذتبخشی بود!
ایده ای جذاب با شروعی هیجان انگیز که در میانه کار با تغییر فرمان، از مسیر خارج میشه ولی دوباره راه خودش رو پیدا میکنه!
شاید بنظر بیاد متن از انسجام کافی برخوردار نیست ولی در عوض، توجه به اجرای جزئیات و همچنین هماهنگی در اجرای حرکات، در لحظاتی مخاطب رو به وجد میاره.
مسئولین محترم سالن مولوی، ای کاش توجه بیشتری به شرایط تماشاگران داشته باشید، دیدن نمایش در میان تعداد قابل توجهی تماشاگر خارج از ظرفیت که در میان اونها عکاس بلند قدی (!) هم حضور دارند، در فضایی فاقد تهویه، بشدت آزار دهنده است و فکر میکنم این آزار بیشتر متوجه بازیگران مظلوم این کار بود که در فضایی فاقد اکسیژن، حرکات بدنی سنگینی انجام دادند!
دم این گروه جوان و خوش فکر گرم و تشکر بابت اخلاق نیکوی این عزیزان در جلسه گفت و شنود با تماشاگران
سپاس از لطف و توجه شما ✨
۲۱ مرداد
با سلام و عرض پوزش بابت مشکل تهویه .که در حین اجرا بوجود آمد.
تیم اجرایی مولوی تمام تلاش خود را می کند که مشکلاتی از این قبیل دیگر رخ ندهد.
با تشکر از شما
۲۳ مرداد
سپاس از توجه شما
سالن مولوی همیشه یادآور اجراهای خوب دانشجویی برای ماست و امیدوارم با رفع مشکلات، امکان بهرمندی از نمایشهای خوب در این سالن، بیش از پیش فراهم بشه
۲۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این اجرا رو تماشا نکردم ولی می بینم که کامنتهای مثبت و منفی در خصوص این اجرا منتشر میشه!
امیدوارم سایر گروه های اجرایی هم چنین ظرفیتی داشته باشند و ما در برگه ی همه ی نمایشها، شاهد انتشار نظرات مختلف باشیم!
با توجه به اینکه خیلی اوقات نسبت به حذف کامنتهای منفی معترض بودیم، میخوام به سهم خودم از این گروه تشکر کنم که نظرات منفی رو فیلتر نکردند
جامعه چند صدایی، نقطه ی اوج هر جامعه ای هست که امیدوارم ما هم روزی به این درجه برسیم