تیوال نرگس | دیوار
S3 : 08:29:34
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نرگس
درباره نمایش دریم لند i
دریملند کابوس انسان قرن جدید است،میان سلطه ی قدرت چه دینی چه از دل مردم،کابوسی که ای کاش هربار از خواب بیدار شیم و حس کنیم میان رویا هستیم و میتونیم لحظه ها رو از آن خود کنیم.
من کابوس زیاد میبینم و یکبار وسط کابوس حس کردم فقط یه خوابه،تصمیم گرفتم کاری غیر عادی کنم و سوار جارویی شدم و کل آسمان خوابم رو پرواز کردم.وقتی این اجرا رو میدیدم به کابوسهایی فکر کردم که تو خواب باهاش مواجه شدم و کابوسهایی که هرروز در بیداری حسش میکنم.و ای کاش مثل شخصیت اصلی داستان کابوس رو به فضایی که دلم میخواد تغییر بدم.
این نمایش از نظر من عالی بود،صامت بودنش جرات و توانایی میخواست،هنجارشکنی ها و شوخی هایی که با مذهب میشد کاملا فکر شده بود،بازی چاپلین کمی دیرتر از بقیه جا افتاد اما رقص های هماهنگ و شبیه سازی با فیلمهای چارلی چاپلین نازنین واقعا بی نظیر بود.
ای کاش و ... دیدن ادامه » ای کاش دیوار سکوت لحظات پایانی نمایش شکسته نمیشد که از نظر من دنیایی که سکوت شما ایجاد کرده بود با کلام انسانی نیاز نبود همراه بشه.

این اجرای بی نظیر رو از دست ندید...و مسوولین محترم سالن مولوی یکم به فکر تهویه و سیستم سرمایشی باشید راه دوری نمیره به خدا؛)
ممنون از لطف شما ✨
۲۱ مرداد
با سلام و با عرض پوزش
متاسفانه مشکلی در سیستم تهویه سالن بوجود آمده بود و سعی شده است که این مشکل هرچه سریعتر برطرف شود..
با تشکر از شما
۶ روز پیش، پنجشنبه
ممنون از توجه شما
۳ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نرگس
درباره فیلم قسم i
این فیلم رو تو جشنواره دیدم.پیشنهاد میدم ببینید.

فیلمنامه پرکشش نوشته شده بود.سعید آقاخانی واقعا عالی بازی کرد و مهناز افشار به نسبت خودش بهتر از قبل حاضر شده بود.قصه ی قضاوت ما آدمها همیشه در حال تکرار شدنه و یه قسمتهایی از فیلم کاملا همراه میشدیم با بازیگران.موضوعش رو دوست داشتم در کل.
این یک اعتراف است،داستان غریب فردی تنها بود که کمال گرایی اطرافیان در کودکی و انزوا بدلیل مشکلات خانوادگی تبدیل به شخصیتی مضطربش کرد و اضطراب ریشه ی وسواس شد،چه وسواس فکری چه عملی.
فرزین محدث به زیبایی تمام،من تماشاگر را با جزئیات و کلیات دنیای یک فرد وسواسی مواجه کرد.انتخاب صحنه ی حمام که محل امن اشخاص وسواسی هست عالی بود.و نشخوار فکری و عذاب وجدانهای پی در پی درباره ی وان حمام و مادربزرگ خیلی به جا بود.و آخ ازون لحظه ی اشتیاق به خواب و خاطرات آرامبخش که همه به لالایی ختم میشد.

فقط ای کاش کار مونولوگ نبود تا میشد به قصه عمق بیشتری داد و بیشتر به لایه های زیرین پرداخت...

خسته نباشید به عوامل و فرزین جان محدث
حیف که هنوز نتونستم برنامه م رو تنظیم کنم و ببینم کار رو
۰۸ مرداد
صبا جان خوشحالم توام خوشت اومد.
۱۱ مرداد
سرکار خانم نرگس
سپاس از مهر و عنایت شما
۱۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نرگس
درباره فیلم سرخپوست i
چقدر سینمای ما نیاز به چنین فیلمهای نابی داره،کنار نقاط ضعفش که مهمترینش بازی نه چندان قوی پریناز ایزدیار بود،داستان فیلم میخکوبم کرد،موسیقی و فیلمبرداری عالی که تو کمتر فیلم ایرانی دیده میشه.واقعا دست مریزاد داشت کارگردان.
و چه خوب که نوید محمدزاده بعد از مدتها نقش جدید بازی کرد.در مورد پایان خب برای فیلمی که از ابتدا بر پایه ی اخلاق ساخته شده،زندانبانی که زندانی ساختمانی هست که سالها توش کار کرده،کسی که با چشم میبینه حق مظلوم رو دارن میخورن و چاره ای جز رعایت عدالتی از پیش نوشته شده نداره،نمی تونست پایان دیگری داشته باشه.کاش فقط در پایان انقدر مستقیم اشاره نمیشد به مخفیگاه
فیلمی که حال آدم رو خوش میکنه و امیدوار به اینکه سینمای ایران میتونه جایگاه بهتری داشته باشه اگر بخواد.نقصهاش قابل چشم پوشی بود.
ای کاش این سه شنبه اجرای این یک اعتراف است و بودی میدیدمت❤
۲۵ تیر
می تونستند فیلم رو جوری شروع کنند که هنوز دادگاه تجدید نظر برگزار نشده و در نهایت رئیس زندان در دادگاه از زندانی دفاع می کنه. با این کار یه مقدار فیلم رو طولانی تر ولی سروشکل دارتر می ساختند.
۳۱ تیر
در کل فیلم خوبی بود و جرات ساختن میخواد اینجور قصه ها،اما قبول دارم یکم دستکاری تو ابتدا یا انتهای داستان خیلی جذابترش میکرد
۳۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نرگس
درباره مستند در جستجوی فریده i
فکر نمیکردم یه مستند انقدر بتونه اشک من رو در بیاره...
هیچوقت نفهمیدم کی و کجا عاشق این خاک شدم و مهاجرت کردن شد کابوس زندگیم.این فیلم حس تعلق رو به خوبی بیان کرد.حسی که برای توضیح دادنش کلمات نمیتونن کمکی کنن.واقعا زیبا ساخته شده بود و تاثیرگذار
نرگس
درباره نمایش کرونوس i

زمان شاید یک بازی باشد و بس.آینده ی نافرجام دنیا شاید همین خانواده ای باشد که حتی به گوشت تن هم برای بقا رحم نمیکنند،خانواده ای که برادر و خواهر معنایی ندارد و هیچ کس نسبت خونی ندارد و تنها راه نجات را برگشت به گذشته میبینند،تا شاید دوباره از نو شروع کنند اما زمان فریب میدهد هر بار و هر بار...و انسان همان راه کثیف را تکرار میکند دوباره و دوباره...

بازی،دکور،نورپردازی،موسیقی زنده،گریم به حدی خوب بود که حس میکردم همه ی این اتفاقها در حال افتادن است،حتی صحنه هایی بوی خون به مشامم می رسید و از تاریکی صحنه میترسیدم.
و چه جسارتی داشتید که چنین کار سختی را به اجرا درآوردید.و نقصهای این کار کمتر از چیزی هست که بخوام بنویسم.

خسته نباشید میگم به آقای صفری و تیم خوب ایشون
چند اجرای پایانی این اثر آخرالزمانی رو از دست ندید.
ممنونم از شما و انرژی خوبی که به گروه می بخشید
۱۹ تیر
:)) خدا ازت راضی باشه محمدجان به قول بچه‌ها گفتنی :)

نرگس خانم کم‌سعادتی ماس، ولی شبی که نفرین رو رفته بودین دیر اومدم ولی اومدمااا :) متوجه نشدین احتمالا از بس شلوغ بود
ای بابااا نرگس خانم، یک اینکه من یه بار که سهله دوبار رفتم، دو بارم براشون نوشتم کلییی ... دیدن ادامه » هم با آقای صفری و آقای ناییج قربون صدقه بازی کردیم :)))
بعدم اون موقعی که شما گفتین کاش می‌رفتی شب آخرشم رد شده بود :)
۲۲ تیر
ااااا.من دقت نکردم پس:)
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من خیلی احساساتی هستم و عاشق مردم بلوچ...برای همین این فیلم رو دوست داشتم و حتی مثبت راجع بهش نوشتم اما پشیمونم...

کاری ندارم نقد فراستی همیشه تند هست و همین تند بودن گاهی باعث میشه نقد درست حسابیش شنیده نشه اما این جوی که تیم خانم آبیار درست کردن و پشت مظلومیت قوم بلوچ واستادن رو اصلا دوست ندارم.یعنی تو کل نقد انقدر گشتن تا جمله ای پیدا کنن تا با احساسات مردمی بازی کنن و جواب دیگه ای برای نقدها نداشتن؟
خانم آبیار کارگردان عزیز فیلم خوب شیار مبادا حاتمی کیای دیگری در راهه تا بعد از سالها بازی با احساسات مردم یهو دستش رو بشه که هدف دیگه ای در پوسته ی مردمی بودن داره؟
امیدوارم این نباشه اما لطفا هرگز برای دفاع از خودتون پشت مظلومیت یه قوم وانستید.این قوم راههای کمک رسانی دیگه ای نیاز داره.از جمله کمک به مدرسه سازی و سرای محله و سینما...میدونید تو ... دیدن ادامه » ایرانشهر حتی یه اتاق برای نمایش فیلم وجود نداره؟میدونید امسال تازه بچه های روستاهاش تونستن بفهمن شبکه ی پویا یعنی چی؟اگر دلسوز قوم بلوچ هستید تو رو خدا از مظلومیتش برای کوباندن دشمن و بعد تبلیغ بیشتر فیلمتون استفاده نکنید.به فکر مردم بلوچ هستید یه یا علی بگید آدرس مراکز خیریه و تیمهای خیریه رو میدم از طریق اونا یه سینما بسازید چون مردم بلوچ حتی سینما ندارن فیلم شما رو ببینن نرگس خانم!!!!!
با حرفهاتون کاملن موافقم.
ضمن اینکه درصد زیادی از نقد فراستی هم بنظرم کاملن درست بود و مدام هم تاکید میکرد که: «من نمیدونم کارگردان چقدر میدونسته و آگاهانه این کار رو کرده؛ ولی دوربین و فیلم داره به من اینو میگه و نشون میده.»
۱۷ تیر
درسته. ولی نقد هم باید مؤدبانه باشه.مثل نقد آقای معززی نیا که عرض کردم آبیار ازش تشکر هم کرد. نقد نباید به جای هدف قراردادن فیلم به سازندگان فیلم توهین کنه و بگه آی کیو سازندگان فیلم پایینه. نمیشه فراستی فقط توهین کنه و فیلمسازها هم همیشه ساکت بمونند. کمال ... دیدن ادامه » تبریزی هم بابت نقد فیلم ما همه با هم هستیم بدجوری به فراستی پرید و بهش گفت ام الفساد منتقدین. کار کمال تبریزی هم درست نبود. ولی کسی نگفت که کمال تبریزی یک حاتمی کیای دیگه اس.آبیار رو محکوم می کنیم ولی کمال تبریزی رو نه. چرا؟
۲۵ تیر
خب من ندیدم اون کار رو.ولی بله باید همه رو نقد کرد.البته در مورد فراستی به نظرم خیلی جاها نقدش به جا هست،و کاش لحنش ملایمتر بود تا نقدهای خوبی که خیلی وقتها انجام میده به گوش مردم خوشایند تر جلوه میکرد.
۲۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر دست من بود به بازیگران و کارگردان نمایش کودک اجازه نمیدادم پایان کار صحبتی کنن.اصلا کار کودک باید دقیقا بعد از آخرین صحنه تمام بشه بی تشویق و معرفی.
تمام اجراهایی که خواهرزاده ی نازنینم رو میبرم دقیقا تو اوج لذت بچه که با شخصیت های قصه داره زندگی میکنه بازیگران یهو عوض میشن و به زبان عادی حرف میزنن و از اون شخصیت داستانی فاصله میگیرن.
شاید خنده دار به نظر بیاد اما بچه که بودم حس اینکه کلاه قرمزی بدون عروسک گردان هیچ هویتی نداره خیلی ناراحتم میکرد و کاش اتفاقی نمیفهمیدم.من میگم به اندازه ی کافی دنیای واقعی جدی هست.بگذاریم کودکان باور کنن شخصیتها رو و این لحظه های ناب رو ازشون نگیریم.
خیلی به این موضوع فکر میکنم هربار که بچه رو میبرم دیدن یه نمایش.نمیدونم میشه یا نه اما کاش عملی بشه...

من رهایی بعد از بعضی اجراها رو دوست دارم.اولین روز که کالاندولا ... دیدن ادامه » رفتم گفتم کاش بعدش کارگردان دوباره تماشاگران رو دور هم جمع میکرد اما الان که مدتها ازش گذشته میگم چه خوب که رها کردن منو و هنوز گاهی یاد اون دو شخصیت قصه میفتم و حتی شاید تو خیابون میبینمشون.
شاید زیاد با تخیل زندگی کردن خوب نباشه اما همیشه همین خیال راه حل نجات من از ناامیدی مطلق بوده...
باهاتون موافقم. خوشبختانه ایرج طهماسب هیچ وقت پشت صحنه ای از کلاه قرمزی رو نشون نداد و عروسک گردان و صدا پیشه ها را هنگام کار ندیدیم. و یا با گذر زمان تغییری در سن و یا ظاهر عروسک ها ایجاد نشد.
۱۲ تیر
خانم‌ نرگس اتفاقا الان ما با عکس قضیه مواجه هستیم پدیده توجه زیاد به فرزند
۱۶ تیر
محمد عزیز دقیقا همینه.حساسترین حوزه

سحر جان بحث خانواده نیست.اجتماع هست.اتفاقا توجه زیاد در حد افراطی به بچه اشتباهه و این فرهنگسازی تو جامعه ی ما نیست.مثلا الان همه دنبال یاد دادن حروف الفبا قبل از مدرسه هستن و تلویزیون ما ازین خانواده ها تجلیل هم ... دیدن ادامه » میکنه در صورتیکه اصل روانشناسی میگه تنها وظیفه ی کودک قبل از سنین مدرسه بازی کردن و خیالپردازیه نه آموزشهای سخت.
۱۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی با الهام از مجموعه قصه های شل سیلور استاین که به خوبی به اجرا درآمد. قسمت داستانها واقعا برای بچه ها هم سرگرم کننده بود هم آموزنده.

بخصوص اگر کودکی درگیر با مشکلات زندگی دارید به نظرم حتما به این اجرا ببرید تا یاد بگیرن باید راجع به مشکلاتشون و حتی غمهاشون صحبت کنن.و چقدر زیبا بود آشنایی بچه ها با قصه و کتاب.
فقط یک نکته نمیدونم شاید من زیادی حساس باشم اما کمی قسمتهای داستانی بلندتر بشه و قسمت واقعی زندگی کمتر شاید برای بچه ها بهتر باشه،هرچند از نظر همراهان من مشکل از روحیه ی حساس من هست.

این نمایش به شدت توصیه میشه برای دیدن و وقت گذاشتن.و چقدر خوبه که انقدر برای دکور و بازی و گریم و لباس وقت می گذارید و نمیگید کودک هست و نیاز به رضایتش نیست.خیلی مهمه.چون تئاترهای کودک زیادی خواهرزاده م رو بردم و بعضی نه همه، اصلا براشون مهم نبوده این ... دیدن ادامه » بچه با دکور ارتباط برقرار میکنه یا نه.پس قدردان شما هستیم.


خسته نباشید و ممنون که هوای کودکان رو دارید...این خیلی مهمه
سلام خیلى خوشحالم که نمایش اسباب رضایت شما رافراهم کرده است.به امید روزهاى بهتر
۰۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نرگس
درباره نمایش فرشته تاریخ i
چه تلخ بود غم نامه ی تاریخ...
دچار این نمایشنامه شدم و اون شب غمگین

«از چیزهای خوب پیشین آغاز نکن، از چیزهای بد جدید شروع کن!»
نرگس
درباره نمایش فرشته تاریخ i

والتر بنیامین پیش از دیدن این تئاتر برای من تنها یک نام بود و بس،محمد رضایی راد او را مثل عروسک گردانی بلند کرد،در روحش دمید و میان کوچه پس کوچه های ذهنم رها کرد و من برای سالها با بنیامین زندگی خواهم کرد و تاریخ را از دید او خواهم دید.تاریخی که چون طنابی دور تا دور ما را گرفته و راه فراری از آن نیست که تاریخ تکرار ظلم است و بس.
و چه بسیار آسیه ها آمدند و رفتند و باز میایند،چه بسیار ملاحان خواهند زیست و در جبر تاریخ دست و پا خواهند زد،چه بسیار بنیامین ها و سقراطها قربانی سنگدلی دنیا خواهند شد.
آری ما پرسه گردان تاریخ هستیم و امیدی به رهایی نیست در کشاکش ظلم.آری تاریخ تکرار ظلم است و فرشته ی تاریخ رو به آینده بال میزند و هر بار بالش میسوزد.
و تاریخ بسان دیواری بلند تا عمق آسمان قد کشیده است،بدقواره است اما آجر به آجرش را باید جستجو کرد،آجرهای امید ... دیدن ادامه » که بنیامین ها روی هم گذاشتند.
و بیا توقف دهیم صحنه های عاشقانه را و ژست زیبای دوست داشتن بگیریم.بیا به آیندگان بنگریم و از لحظه ی رهایی سخن به میان آوریم که انسان میان تار و پود تلخ دنیا حتی میان انتخاب مرگ و مرگ به رهایی دیگری فکر میکند و بس.به رهایی آیندگان شاید...

میلاد رحیمی چنان بنیامین بودی که بعید میدونم تا پایان اجراها خودت رو پیدا کنی و من از تو تشکر میکنم و از محمد رضایی راد که من رو با بنیامین آشنا کردید.

و من مقابل تئاتر شما برای تاریخ گریه کردم،برای تاریخهای غمگین تکراری...

خسته نباشید.
بعدا میخونم با اجازتون :)
۱۰ تیر
جناب هنزکی در مورد میلاد شجره خیلی با نظرتان موافقم .
بازی اش درخشان بود .
۲۰ تیر
سرکار خانوم ، سپاس
۲۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من آدم فراری از جمعهای بزرگ هستم و از دیشب داشتم فکر میکردم چطور شیفته ی جمع ساده و سرشار از انرژی مثبت دوستان تیوال شدم.
شاید یکی از مهمترین دلایلش نقطه ی اشتراک همه ی ما یعنی علاقمندی به هنر تئاتر باشد.تجربه نشان داده کسانی که به دنیای کتاب و قصه و نمایش پناه میبرند وسط اینهمه ناملایمات،آرامش بیشتری دارند.تئاتر به انسان جرات زندگی کردن میدهد،جرات بودن و ادامه دادن.بدون هنر انسان قرنها پیش نابود میشد.و من در کنار شما تماشاگران هنر تئاتر یکی از آرامبخش ترین روزهای اخیرم را سپری کردم.و از شما تشکر میکنم که هستید.و خوشحال ازینکه جمعی پیدا کردم تا برای فرار از روزهای دلگیر هر از گاهی به آغوش گرمشان پناه ببرم.

همین:)
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۵ تیر
:)
۰۶ تیر
درک بدون شوخی و مطایبه چندان به درد نمی‌خوره

یاد قاسم افتادم تو فیلم افخمی..
۰۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقدی بر تئاتر نفرین قحطی زدگان به کارگردانی اشکان خطیبی


در ابتدا تشکر میکنم از گروه دلسوز و مهربان این اجرا،دکور صحنه و نورپردازی عالی بود و بازی جناب مولویان و خانم درگاهی واقعا زیبا بود.
متن نمایشنامه متن خوبی بود.ابتدای نمایش به سختی شروع شد ولی از لحظه ی ورود میر سعید مولویان نازنین روی غلتک افتاد.فقط ای کاش اغراق نقش مست و هوشیار کمی کمتر شود تا تفاوت این دو حالت انقدر زیاد به چشم نیاد.و ای کاش بازیگر نقش دختر خانواده هم باورپذیرتر ارتباط با اعضای خانواده بر قرار کند.اما در کل کار قابل ستایشی هست با وجود تمام نقصها بخاطر دغدغه ی خوبش.

نفرین قحطی زدگان نفرینی هست که دامن قشر فقیر جامعه ی امروزی ما را نیز گرفته،نفرینی تلخ اما واقعی.از ابتدای شروع نمایش مواجه میشویم با خانه ای بی در.
در، نماد حریم خصوصی انسان است و وقتی زیر بار فشار اقتصادی ... دیدن ادامه » له شدی هرکس اجازه میدهد وارد حریم تو شود چه حکومت چه همسایه و چه دوست و آشنا،عزت یک مرد وقتی نابود میشود که با لباس خلبانی قدیمی مست و خراب روی میز وسط ناهار خوری بخوابد و ما شاهد نابودی لحظه به لحظه ی خانواده اش باشیم.

دیدن این اجرا در کنار دوستان تیوال لذت بخش شد.و این تئاتر بهانه ای شد تا با شخصیت ناب،خاکی و دلسوز آقای خطیبی آشنا بشم و این افتخار همزمان با دیدن دوستان تیوال نصیبم شد.

روزی آرام و زیبا داشتم،همین بس
اگر بخوام اسمی دیگر برای این تئاتر انتخاب کنم مینویسم:در ستایش اوتیسم

تماشاگر در این نمایش مهمان ذهن آشفته و درگیر یک نوجوان اوتیسم میشود.ذهن کودک اوتیسم پر از مشغله هست،پر از فکر.دنیای درون در این افراد مهمتر از دنیای بیرون است.و چنان غرق در دنیای درون خود میشوند که تمام جزئیات یک اتفاق را از بر میشوند و پردازش میکنند و پردازش میکنند و تکرار میکنند و تکرار میکنند...

بازی خوب اکثر بازیگران،انعطاف بدنی آنها،نورپردازی و موسیقی به جا کار را جذاب تر کرده بود اما مهمتر از همه ی اینها اثری بود که روی من تماشاگر می‌گذاشت.من،شما هر کدام از ما کدام قسمت از صحنه ی نمایش را دیدیم؟به چند شخصیت ذهنی شخص اوتیسم تمرکز کردیم؟ذهن ما چقدر توان دارد در مقابل اینهمه صدا و تصویر و حرف و موضوع؟اما یک فرد اوتیسم توانایی دارد همزمان به تمام این موضوع ها فکر کند و ... دیدن ادامه » پردازش کند.و به خود افتخار کند.کودکان اوتیسم نیازمند ترحم نیستند چون ذهنی دارند که هرگز و هرگز حتی ثانیه ای نمی توانیم درکش کنیم.

کودکان اوتیسم فقط توجه نیاز دارند و امنیت،همین
خسته نباشید برای این دغدغه ی زیبا که همین به نظرم کافی بود.
بمدت یک سال تو حدود سال ۹۵ یا ۹۶ یه بیمار اوتیسم داشتم تو درمانگاه که برای بیماریهای مختلف مراجعه میکرد،عجیب امشب به یادش هستم.به یاد عشقی که بین اون و پدرش بود و لبخندی عجیب که همیشه گوشه ی لبش بود
۰۱ تیر
عجب ، خیلی مورد جالبیه
ممنونم ازتون
۰۱ تیر
به نظرم دیدنش میارزه.چقدر خوب میشد کسانی که کودک اوتیسم دارن بیان و ببینن همه تا با دنیای درون بچه ی طفلکشون آشنا شن
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نرگس
درباره نمایش سیزیف i

چشم و دلم موند پیش اون صندلی،صندلی چوبی زخمی که باندپیچی شده بود و پر از زخم بود.و یه پایه ی صندلی روی این یکی پایه گذاشته شده بود،انگار نشسته روبروی ما و داره حرف میزنه.دلم میخواد قصه ی اون صندلی ادامه دار باشه...
نرگس
درباره نمایش سیزیف i
تئاتر خوب ببینیم

سیزیف رو بالاخره دیدم؛)
اول از همه باید از محمد برهمنی تشکر کرد برای کارگردانی سخت این کار و بازی بی نظیر بدن و کلام بازیگران.این تئاتر تو ذهنم باقی خواهد ماند و کاش فرصت میشد دوباره ببینم.
درباره ی تئاتر دو نکته خیلی مهم بود:

نکته ی اول
واقعیاتِ روان‌شناختی نشان می‌دهد انسان موجودی دو جنسیتی است. ویژگی‌های زنانه در مردان را آنیما و ویژگی‌های مردانه در زنان را آنیموس می‌گویند. آنیما و آنیموس در بخش ناهشیار شخصیت جای دارند و به خودِ واقعی نزدیک‌اند و به همین دلیل نقش بسیاری در بروز رفتارهای حقیقی دارند و آنگاه که با نقاب پوشیده می‌شوند تعارض‌های روانی را در فرد به وجود می‌آورند. آنیما و آنیموس، الگوهای رفتاری ناخودآگاه و غریزی و غیراکتسابی مشترک در تمام انسان‌ها را شکل می‌دهند و خود را به شیوه‌های خاص در خودآگاه انسان ... دیدن ادامه » متجلی می سازند.محوریت داستان تقابل آنیما و آنیموس بود.لحظاتی که مرد وجودی قدرت میگرفت و یا بر عکس.

و نکته ی دوم
سقوط های مکرر و تکرار مکررات چه خندیدن چه عشق ورزی چه خشم چه افتادن و نابودی.چرخه ی غریب زندگی.سیزیف وار...


این اثر قطعا ارزش دیده شدن دارد و خوشحالم تماشاگر این کار بودم.
چه خوب که موفق به دیدن این شاهکار شدید
۲۱ خرداد
عالی بود
۲۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب به سلامتی در محدوده ی تئاتر شهر تیراندازی شده،توسط دو تا آدم دیوانه ی لات .هیچکس خدا رو شکر نمرده اما نکته ای که میمونه اینه:
کی میخوان مسوولین محترم بفهمن پارک دانشجو تنها چیزی که بهش نمیاد اسمش هست،جایی که پر از مواد فروش و لات هست چرا نباید فکری به حالش کنن؟حتما باید اتفاق جدی بیفته برای یه کودک یا یه آدم بزرگسال تا بفهمن این پارک با سالنهای تئاتر هیچ سنخیتی نداره؟
وای منم خیلی از تئاترشهر بدم میاد،هر وقت قرار باشه برم اونجا،عزا میگیرم.. از بس حرفای بد میشنوم و چیزای بد میبینم.. نمیدونم چرا انقد محیط اونجا خرابه؟!
۲۰ خرداد
والا بنظر من اگه قراره انتحاری بزنیم که بهتره کلا سایت ایران نمایش رو منفجر کنیم
۲۱ خرداد
انفجار سایت خیلی سخته،به قول خواهرزاده م بلد ندارم:))))
۲۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

فکر نمی کردم فیلم نرگس آبیار انقدر درست حسابی ساخته شده باشه،روند داستان به خوبی پرداخته شده و بازی های خوبی گرفته شده.تغییر رفتار یک فرد عاشق و رویایی با مسموم کردن ذهن به نام ایدئولوژی از مهمترین محوریت های فیلم بود که انصافا نرگس آبیار از پس اون براومده بود.
و من گریه کردم برای فائزه ها و تمام کسانی که در خاورمیانه عشقشان بوی سیاست میگیرد و ایدئولوژی و ترور و...

یه جمله ی قشنگ داشت که حدودی تو ذهنم مونده:
بلوچ ریگی نیست،بلوچ همون آدمهایی هستن که تو چادر برای مهمان تنها دارایی گوسفند متعلق به خانواده رو تقدیم میکنن.
لعنت به زندگی
که علاوه بر عشق،
حتی تو را از تو می گیرد.
متاسفم و دلخون از سرگذشت تمام فائزه ها و شهاب ها.
۱۸ خرداد
فیلم خوش ساختی بود قبول اما واقعا این همه جایزه حقش نبود !
۱۹ خرداد
این رو همون موقع هم نوشتم،یه کار هر چقدر خوب لزومی نداره انقدر جایزه بگیره.این باعث میشه باقی کارها دیده نشه. قبول دارم حرف شما رو
۱۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش از برترین تئاترهایی هست که تا الان دیدم،همون سال هم نوشتم.دوباره به تمام کسانی که ندیدن توصیه میکنم...
نمایش درباره ی ترانسهاست و اتفاقا برخلاف تئاتر و فیلمهای زیادی که راجع به یک معضل، بن بست مضاعف رو نشون میده،این نمایشنامه یاد میده که اگر ترانس موفق داریم بدلیل حمایت هست و اگر نه بدلیل تنهایی و غربت.ببینید و لذت ببرید.
اتفاقا تو برنامه ست
۱۱ خرداد
میثم جان ما که مشتاقیم به دیدار برادر.
از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن :)
۱۲ خرداد
مخلصیم محمد جواد جانم :)

واقعا همینطوره خانوم نرگس ، یه تئاتر تاثیر گذار در فرهنگ و بینش عمومی جامعه نسبت به یک موضوع یا معضل دقیقا همین شکلیه
۱۲ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نرگس
درباره فیلم نبات i
یه فیلم ساده بدون عمق،در حد داستان کوتاه...خیلی رو بود قصه اما لطیف بود.
یه چیز جالب که داشت بازی خیلی خوب نازنین فراهانی و تعجب من برای ضعیف بودن بازی شهاب حسینی مقابل این بازیگر بود.
کاملا مخالفم بازی شهاب حسینی خوب بود فیلمنامه اجازه پررنگتر شدن نمیزاشت
۳۱ اردیبهشت
بازیگرها سفارشی بودن و ماست مالی کردن کارگردان از همه صحنه ها کاملا مشخص بود.
۰۷ خرداد
چه بد که تو پرونده شون حاضرن نوشته شه یه کار سفارشی
۱۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید