تیوال محمد رضایی مقدم | دیوار
S3 : 12:19:24
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
محمد رضایی مقدم
درباره نمایش هوراشیو i
چه خوب که عموی هملت،قاتل پدر اون نبود.نمیدونم چرا،اما حس خوبی بود‌.
به نظرم چند تا عامل باعث شد که این نمایش،تبدیل به تیاتر آزاد نشه. عواملی نظیر بازی های هماهنگ و خوب،موسیقی باحال و طراحی لباس مناسب.
در طول اجرا داشتم به این فکر میکردم که چرا به شعورم توهین نمیشه... فکر کنم یا من بی شعور شدم یا اینکه نمایش سطحی بالاتر از بی شعور بودن رو داشت...
در کل،به نظرم نمایش باحالی بود.(اما اینکه باحال یعنی چی رو‌دقیقا خودمم نمیدونم)
Marillion، فرزاد جعفریان، امیر مسعود و زهره مقدم این را خواندند
آذرمهر و محسن شریفی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#درد_و_دل_یک_تماشاگر_احمق
از وقتی که شنیدم فرم اجرایی این نمایش،کپی ای از فرم اجرایی نمایش هملتی ه که چند سال پیش در جشنواره ی فجر روی صحنه رفته،حس سرخوردگی بهم دست داده.والبته حس احمق‌بودن...
منظورتون اجرای اوستر مایره آقای رضایی ؟
۲۰ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد رضایی مقدم
درباره نمایش سیندرلا i
نمایشی دیالوگ محور و خسته کننده. و البته بازی خوب خانم آدینه
مهدی (آرش) رزمجو این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.
امشب به تماشای نمایش موی سیاه خرس زخمی نشستم.
چه فرم خوب‌و‌ چه محتوای‌ کلیشه ای داشت...
(گور پدر زمان)
بازی ها عالی بود(تمرین زیاد،آمادگی جسمانی خوب و تمرکز بالا)
کارگردانی خوب بود(تجربه کردن)
طراحی لباس خوب و مناسب بود(طراحی لباس‌ آدم عروسکی عالی بود)
نور خوب بود.
موسیقی خوب بود.
صحنه خوب بود.
و البته انداختن تصاویر پروژکتوری بر پرده ی توری،ایده خوب و جذابی بود.
چه خوبه که سالن مولوی داره به روزای اوج ش برمی گرده(البته من روزهای اوج قبلی ش رو ندیدم،چون سن م اونقدرا زیاد نیست، و صرفا خواستم یه چیزی رو گفته باشم)
بر اساس برداشت شخصی م، این نمایش رو میتونم نمونه ی مدرن(از لحاظر اجرایی) و ضعیفی (از لحاظ محتوایی) از متن مکبث بدونم...
مدت نمایش دو ساعت بود.اما تقریبا برای هر چنددقیقه ش،خوراک تازه ای رو برام آماده کرده بودن که اجازه نمیدادن زیاد حواسم بره به سمت زمان نشان داده شده بر صفحه ی تلفن همراه م(البته دو بار ساعت تلفن م رو نگاه کردم)
اینکه از هر شی ای،تقریبا البته، در نمایش استفاده کرده بودن(نظیر دیدن صورت بازیگر خانم در صفحه ی تلفن همراه ش و...) برام تا حدودی ارزش بصری خوبی داشت...
استفاده ... دیدن ادامه » از موتور‌سیکلت هم جذابیت خاص‌خودش رو داشت.
و چه شروع خوب و تماشاگر بر صندلی میخ کوب کنی داشت...
یه نظر کاملا شخصی هم دارم که نمی دونم حتما باید بگم ش یا نه. اما نگفتن ش برام آزار دهنده ست. چندسالی هست که فرم نمایش ها داره از محتوا پیشی میگیره. شبیه به یه شعبده بازی یا حتی سیرک. گویا همه باور کردیم و قبول که همه ی قصه ها تکراری شدن،و دیگه نباید به قصه هامون بپردازیم و براشون وقت هزینه کنیم. محتوای نمایش هامون تا حدودی داره شبیه به تیاترهای لاله زار(ندیدم.اما شنیدم)‌میشه که هر بازیگری بیشتر صداش رو مینداخت توی گلو و بلندتر دیالوگ می گفت،بازیگر خفن تری جلوه می کرد.در حالی که از درون خالی بود. و این روزها هم هر نمایشی که فرم عجیب تری داشته باشه و بیشتر متفاوت باشه،نمایش خفنی جلوه داده میشه...(نظر شخصیه. و البته اونقدر بابت گفتنش نامطمئن هستم که ممکنه بعد ها در ویرایش،حذف ش کنم).. با این تفاسیر،از دیدن این فرم اجرایی لذت بردم.
که در کل،میتونم بگم دمتون گرم و خسته نباشید.تیم موی سیاه خرس زخمی.
اینکه بگن با کارت دانشجویی،بلیت تخفیف دار رو فقط میتونی به صورت حضوری تهیه‌کنی، یه‌چیزی میشه شبیه به این جمله : که اگه بلیت تخفیف دار میخوای،یا باید بری روی تشک بشینی، یا اینکه بری ردیف آخر اون‌‌گوشه ی گوشه... .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها راه نجات این فیلم از دست « فرهادی به عقب رانده شده»، حذف سکانسی ست که چهره ی آدم رباها را به تصویر می کشد.
به نظر من(به عنوان دنبال کننده ی کارهای فرهادی)، نشان دادن کفش های در گل فرورفته ی دختر خاله ی فرد ربوده شده، خود به تنهایی می توانست سکانسی مناسب برای گره‌گشایی و یا مقدمه ای برای آن باشد...
برچسب افشا بزنید بی‌زحمت
۰۳ دی ۱۳۹۷
"فرهادی به عقب رانده شده"
:)))
منم خیلی حس کردم دارم "درباره الی" رو میبینم البته از نوع اینترنشنالش.
۰۳ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد رضایی مقدم
درباره نمایش تجزیه i
تجزیه.
تجزیه ی آدم ها،تجزیه ای که شاید به علت گمراه شدن شان توسط نیرو‌‌‌‌ ای برتر از نیروی بشر بودن شان رخ داده باشد...
هر دروغی،اگه صادقانه گفته بشه،قابل قبول‌ ه...
این نمایش رو خیلی دوست داشتم. نمایشی که از لحظه ی آغازش، تونست من رو مجاب کنه که تا آخر همراهی ش‌کنم.
متن دارای ایده ای خوب و پرداختی نسبتا خوب بود.
کارگردان تجزیه،[شاید]با هیچ،تونسته بود که من رو[یک‌تماشاگر] درحین تماشای نمایش ش،بارها تجزیه کنه، و قانع ام کنه که صحنه ش پر شده است از دکورهایی عجیب و غریب.
پرداخت متن،شخصیت پردازی کاراکترهای اون و چیدمان افراد حاضر در نمایش، من رو تا حدودی به دنیای کارهای لانتیموس می برد.
در جاهایی از متن،حس‌یکنواخت شدن نمایش برام نمود پیدا می کرد،اما تبدیل به حسی برای خسته شدنم نمی شد..که البته این حس،حسی زودگذر بود.
این که نور صحنه باعث می شد تماشاگرها بتونن همدیگر رو تا حدودی به وضوح ببینن،می تونست تا حدودی من رو آزار بده.البته تا حدودی.
یه کوچولو در آخر نمایش،نیاز به گره گشایی کلامی داشتم...
این که می شد داخل خونه، رودخانه رو تصور کنی و بتونی بیفتی داخل ش،و حتی بتونی اون تو غرق هم بشی،برام هم عجیب بود و هم جذاب...
بازی های بازیگرهای نمایش رو‌دوست داشتم.البته به نظرم در بعضی از صحنه های نمایش، چندتا از بازیگرهای اون، می تونستن‌ بهتر بازی شون رو به نمایش بذارن...
موسیقی کار هم به نامتعارف بودن فضا،کمک خوبی کرده بود.
که در آخر،خسته نباشید میگم به این‌گروه‌خوب و پر انگیزه... .
و در کل میتونم بگم:هیاهوی هیچ برای فراوان.

رضا غیوری این را خواند
امیرعلی یکتا و زهره مقدم این را دوست دارند
صحنه های غرق شدن عالی بود خصوصا اولی.
و در مورد نور تماشاگر موافقم. اگر کمبود امکانات سالن نبوده و عامدانه در نظر گرفته شده باید بگم اصلا جالب نبود.
۳۰ آذر ۱۳۹۷
موافقم باهاتون خانم مقدم. صحنه ی غرق شدن اولی،خیلی چشم جذاب میومد.
اره،بعید میدونم علت نور دهی شون،کمبود امکانات سالن بوده باشه.
۳۰ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد رضایی مقدم
درباره نمایش هار i
امشب هیاهوی هار را به تماشا نشستم.
هیاهوی فراوان برای هیچ؟!
نمیدانم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.
امشب به تماشای نمایش اگر از نو شروع کنیم نشستم.
نمایش دارای قصه ی جذابی بود که مخاطب می تونست تا حدودی درگیر درام قصه ی نمایش بشه. البته‌ در انتها احساس کردم که پایان بندی متن رو دوست ندارم[کاملا سلیقه ایی]
بازی ها متاسفانه یک دست نبودن.
از لحاظ دکوری،صحنه ی نمایش با ساده ترین آکساسوار چیده شده بود،که بی شک می تونست بهتر از اون عمل و دیده بشه..
استفاده از موسیقی زنده،برای من[به عنوان یک تماشاگر] فضای باحالی رو به‌وجود آورده بود. خصوصا برای لحظه هایی‌که دلم‌نمیخواست صحنه رو نگاه کنم.
هیچ‌خلاقیتی در استفاده از نور صحنه دیده نمی شد. یک نور عمومی که در بیشتر زمان نمایش،همه ی صحنه رو روشن‌کرده بود.
در لحظه هایی که‌ دیالوگ ها همزمان از سه بازیگر شنیده می شد، تا حدودی هماهنگی درستی به‌وجود اومده بود.
مدت زمان حدودا هشتاددقیقه بود که در اواخر ... دیدن ادامه » قصه،زیاد نتونستم نمایش رو همراهی کنم.
در کل،نمایشی بود که نقاط قوت هم در اون دیده می شد.
و در آخر،خسته نباشید میگم به این گروه نمایشی... .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.
خداراشاکریم که بعد از حدود یک‌ سال تمرین،بلاخره جسارت روی صحنه آوردن این نمایش را پیدا کردیم.
اما از چند ماه پیش،متاسفانه دغدغه ی تبلیغات و جذب تماشاگر به مهم ترین دغدغه ی گروه تازه به میدان آمده ی ما تبدیل شده بود. که طی مشورت های زیاد با بچه های این نمایش،به نتایج زیادی رسیدیم،البته‌ نتایجی کلیشه وار. از جمله ی آنها: دعوت از هنرمندان سینما، ایجاد حساب های فیک در تیوال، هزینه کردن هنگفت برای آوردن روابط عمومی پررزومه و... اما‌در میان این صحبت ها، تصمیم گرفتیم لحظه ایی خودمان را به جای تماشاگر فرض کنیم تا بدانیم چه چیزی سبب جذب کردن ما می شود،که‌ متوجه شدیم هیچ‌کدام از نتایج ذکر شده نمی تواند ما را به سمت نمایشی گمنام در سالنی خصوصی بکشاند. که البته این نوع تبلیغات هم بیشتر برای کم ارزش دانستن تماشاگر می باشد تا احترام به آن ها...
و اما ... دیدن ادامه » تصمیم نهایی ما: به هیچ‌وجه از هیچ چهره ی محترمی نخواهیم خواست که مهمان ما شود و نمایش ما را در صفحه ی اینستاگرامش تبلیغ کند[بنده به عنوان کارگردان این نمایش،و به عنوان یک تماشاگر مشتاق به دیدن تیاتر،در رابطه با این نمایش می گویم که هر تماشاگر محترمی که تخفیف های اعمال شده‌مان نمی تواند او را به دیدن کارمان ترغیب کند،می تواند به خود بنده یا عوامل نمایش اطلاع دهد تا برای او بلیت مهمان در نظر بگیریم. که بی شک دیده شدن کارمان توسط تماشاگران واقعی تیاتر بهتر و دلنشین تر از دیده شدنمان توسط چهره های محترمی ست که دغدغه شان چیزی به غیر از پیگیری کردن نمایش های روی صحنه است.]، به هیچ وجه در تیوال حساب فیک نخواهیم ساخت[البته امکان آن نیز بود که از چند ماه پیش حساب های به وجود آورده را با نظر دادن در نمایش های ندیده مان،در حالت فعال قرارشان دهیم. که بدون شک، آن عمل مان نیز بی احترامی به شعور تماشاگر تلقی می شد]، و اینکه چه بخواهیم و چه نخواهیم،توان هزینه کردن برای استخدام روابط عمومی ای با رزومه کاری بالا نداریم.
البته قابل‌ذکر می باشد که، چه گروه تازه تاسیس ما و چه‌گروهی با رزومه ی کاری زیاد، برای هر نمایش مان به وجود تماشاگر نیاز داریم.که البته این ما و کار ما ست که می تواند اعتماد تماشاگر را به خود جلب کند.
و امیدوارم این نمایش مان که در آن سعی کرده ایم از فرم و محتوایی تازه تر استفاده کنیم،مورد حمایت و استقبال تماشاگران واقع گردد... .
امیدوارم تا اخر همینطور احترام به مخاطب و تعامل دوطرفه با تماشاگران رو ادامه بدید که در این صورت مطمئن باشید دوستان برای نمایشی که ارزش دیده شدن داشته باشد کم نخواهند گذاشت. با ارزوی موفقیت و پیروزی.
پ ن : دوست داشتم جزو اولین بینندگانتون باشم اما فعلا ... دیدن ادامه » ساعت اجراتون اصلا مناسب شرایط من نیست متاسفانه
۱۲ آذر ۱۳۹۷
ممنونم مجتبی عزیز،دم شما گرم
۱۲ آذر ۱۳۹۷
آقای یزدانی عزیز،ممنونم از نظر و توجه تون.
حق با شماست.
۱۲ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.
امشب به تماشای نمایش همین حوالی‌نشستم.
چه پوستر بدی!!!!!
قصه ای که با آشوب و ناآرامی شروع می شود.قصه ای که به مخاطبانش هشدار می دهد،اگر شخص اول خانواده از دنیا برود‌ نابسامانی به وجود آمده در اوج خود باقی می ماند[که این نوع نگاه را میشود در بسیاری از متن های ایرانی،به وضوح مشاهده کرد...]. و قصه ای که با قربانی کردن شخصیتی نه چندان مثبت را در خود،به کمک وضعیت به وجود آمده می آید...
متنی خوب،کارگردانی خوب،بازی های‌خوب،وهمچنین دکوری خوب[که البته می شود از خوب آن فاکتور گرفت‌و آن را به همه شان نسبت داد]
واقعا از صمیم قلب،بخاطر طراحی و ساخت دکور این نمایش،از کارگردان و طراح اون تشکر می‌کنم‌.که با این عمل شون،علاوه بر احترام به‌ تماشاگر،به خود و نمایش شون هم احترام گذاشتن.
متن، دیالوگ های جذاب و‌گوش نشینی رو دارا بود.که تپق نزدن بازیگرها هم ... دیدن ادامه » به جذابیت اون اضافه کرده بود.
بازیگر ها همگی تونسته بودن بازی رئالی رو از خودشون به نمایش بزارن،که این تلاش شون بیش از اندازه قابل تحسین بود.البته تعداد اوج‌گرفتن های پسر بزرگ خانواده در روبه رو شدن با دیگر اعضای آ،،تا حدودی بیش از اندازه بود...
چیدمان درام نمایش،تا حدودی منو به یاد نمایش قصه ی ظهر جمعه انداخت...
یه سوال یا نقد (از)به دیالوگ های این نمایش، نمایش برای دهه ی کنونی بود.پس شاید نشه اینقدر کوچه بازاری صحبت کرد .یعنی به کاربردن‌ جمله هایی مرسوم در چند دهه ی اخیر، در این دهه،تا حدودی از منطق نمایشی دوری می کرد...البته حس میکنم در متن اصلی،نمایش برای اوایل دهه ی هشتاد باشه که در دراماتورژی کا،با اضافه کردن تلفن همراه،زمان نمایش رو جابجا کردن... .
در کل،واقعا از دیدن این نمایش لذت بردم. و همچنین برای خالی بودن تعداد زیادی از صندلی های سالن ، افسوس زیادی خوردم.‌..
امیدوارم این نمایش،در روزهای آتی، با استقبال زیادتری روبه رو بشه...
و در آخر میگم که:دمتون گرم گروه پر انرژی و مفید همین حوالی...
سلام... .
امشب به تماشای نمایش جان گابریل بورکمان نشستم.
نمایشی فراتر از پایان نامه ی دانشگاهی.
نمایش با هیجان شنیداری و دیداری آغاز شد،که این امر کمک مطلوبی در راستای جذب شدن به کل نمایش کرده بود.
با احترام به ایبسن[احترام کلامی]،می تونم بگم که اگه فرم به وجود اومده رو بر نمایش حاکم نمی کردن،نمایش می تونست خیلی بیشتر از این خسته کننده بشه.
یکی از نقاط قوت این نمایش، بازی های به دور از اغراق بازیگراش بود. و واقعا بازی همگی قابل تحسین بود.
موسیقی نمایش رو خیلی دوست داشتم.موسیقی تونسته بود تراژدی بودن قصه رو برامون قابل لمس کنه. اما کاش در صحنه هایی که تنها دیالوگ گفتن بود که نمایش رو پیش می برد، موسیقی میومد و جای خالی ش رو‌ روی صحنه پر می کرد.
استفاده از متن کلاسیک، در این دوره از تاریخ جذاب کشورمون، میتونه ریسک بزرگی به حساب بیاد.[البته نه هر ... دیدن ادامه » متن و هر نمایشی]. ولی خوشبختانه کارگردان به کمک فرمی که با پیاده کردنش قصد به تصویرکشوندن فضای ذهنی کاراکتر اول قصه رو داشت، تونسته بود میزان ریسک انتخاب متن کلاسیک رو کاهش بده.
نمی دونم دلیل ندادن بروشور در قبل و حتی بعد از اجرا چی بود. ولی کاش بروشور نمایش رو بهمون میدادن تا حداقل می تونستم اسم دوتا از کاراکترهایی که با بازی جذاب و درست بازیگراشون تونسته بودن بیشتر در ذهن م بمونن رو میگفتم.[که مجبورم اینطور ازشون یاد کنم: بازی بازیگری که نقش خواهر زن جان رو بازی میکرد،و بازی بازیگری که نقش نویسنده ایی که بزرگترین متن تراژدی جهان رو نوشته بود رو بازی می کرد[ابولفضل سلحشور]. ]
به زعم بنده[به عنوان یک تماشاگر] در هنگام رو به رو شدن جان با همسر خود، که بعد از هشت سال بود که این دیدار به وجود اومده بود، دو بازیگر مذکور میتونستن درام اون لحظه رو حداقل با چند ثانیه سکوت کردن به وجود بیارن. که متاسفانه تنها شاهد یک دیدار معمولی بودیم.
در آخر بگم که با‌وجود اینکه طراحی حرکات فرم،دارای اصالت و نظم درستی نبود،اما نمیشه زحمات بازیگران فرم[بدن] رو نادیده گرفت. و جا داره ازشون به خوبی یاد کنم.
در کل،نمایش خوب و قابل تحسینی بود.
دمتون گرم گروه نمایش جان گابریل بورکمان... .
شب اجرای ما بروشور موجود بود و فکر میکنم حتما تعدادش کم بوده که متاسفانه شبهای بعد توزیع نشده
۰۵ آذر ۱۳۹۷
کاملا باهاتون موافقم و در تایید فرمایشتون عرض کنم ماه گذشته در سالن انتظار نمایش (ایستگاه ... بعدی) یکی از عوامل بوسیله بلوتوث بروشور نمایش رو برای همه ارسال کردند که کاری بسیار لازم و پسندیده بود.
۰۶ آذر ۱۳۹۷
اقای مقدم اگر خواستید شماره یا ایمیل بدید حداقل عکسشو براتون ارسال کنم
۰۶ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شک زیادی نمیشه داشت که بها ذکر شده برای بلیت نمایش آقای رفیعی میتونه بیشتر از این مبلغ هم باشه.یعنی حدودا بایدم باشه. اما کاش آقای رفیعی و دیگر بزرگان این عرصه، بها بلیت نمایش هاشون رو تا حدی پایین بیارن که علاوه بر دیده شدن نمایش شون توسط قشر دانشجو و...، به دیگر سازنده های جوان هم گوشزدی کرده باشن که نباید در قیمت گذاری بلیت از اعتبار خودشون و چهره های استفاده شده در کارشون سواستفاده کنند...
اصلا انگار دیگه کسی به این مفاهیم توجهی نداره...
۰۲ آذر ۱۳۹۷
دقیقا آقای علیزاده.والبته متاسفانه
۰۳ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد رضایی مقدم
درباره نمایش حریق i
سلام...
همیار عزیز‌ چرا کد تخفیف برای من اعمال نمیشه؟
مافیا و بهمن رو دیدم...
درود بر شما
با پشتیبانی تیوال به شماره ۶۶۱۷۶۶۳۷ تماس بگیرید تا مسئله را پیگیری نمایید.
با سپاس
۳۰ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سی و‌پنج هزار تومان؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی برای گوش دادن به خاطره های سفر یک نفر،باید هزینه ایی پرداخت کرد؟
تهیه یک لوح فشرده که حاوی مستندی باشه از آداب و رسوم و... کشور هند،قطعا ارزون تر در میاد.یعنی خیلی ارزون تر.‌و احتمالا کتاب ش رو هم میشه با هزینه ایی کمتر تهیه کرد.
...
در کل،عجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
درود
دوست عزیز همانطور که در قسمت توضیحات تاکید شده، این کارگاه شنیدن خاطرات یک نفر از یک سفر چند روزه به هند نیست و حتی متذکر شدیم که اگر به دنبال اطلاعات پایه‌ای برای سفر به این کشور می‌باشید، این کارگاه برای شما مناسب نیست. در این کارگاه قراره به ... دیدن ادامه » لایه‌های نهفته زندگی هندی‌ها سفر کنیم و فرهنگ و رسوم این کشور رو عمیق‌تر ببینیم.
۲۳ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد رضایی مقدم
درباره نمایش حریق i
درود.
مافیا و بهمن رو تماشا کرده بودم. و هنوز هم از دیدن اون دو نمایش خرسندم...
امیدوارم حریق هم بتونه همچنین حسی رو در من به وجود بیاره...
و اینکه کاش برای حریق، تخفیف وفاداری رو هم اعمال می کردید.
و بهمن اثر برجسته تری بود به گمان من.
۰۴ آبان ۱۳۹۷
منم با شما موافقم آقای جعفرزاده
۰۵ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد رضایی مقدم
درباره نمایش سیزیف i
سلام.
امشب_با چنددقیقه تاخیر_به دیدن نمایش سیزیف رفتم. ولی_متاسفانه_ روی صندلی انتخابی خودم نتونستم بشینم.اما خب تونستم سیزیف رو تماشا کنم...
واقعا دلم نمیخواست که راجع ب این نمایش چیزی بگم.میخواستم فقط بگم که برید این شاهکار رو ببینید.
_به عنوان یک تماشاگر_دلم به حال اون دوستانی که تاب تا آخر ماندن نیاوردن و سالن رو ترک کردن،حسابی سوخت.نه بخاطر اینکه آخر نمایش رو ندیدن که بفهمن چی به چیه. نه.اصلا آخر نمایش خبر جدیدی نبود.داستان از نیمه به بعد قابل تشخیص و حدس زدن بود.کلا داستان جدیدی نبود این متن.فقط تونسته بود جدیدتر بهمون ارائه بده.همین... البته شایدم باید دلم به حال خودم میسوخت که به جای غرق شدن در نمایش،حواسم به آدمایی بود که سالن رو ترک میکردن...اصلا به قول سید،باید نمایش جذبت کنه که تا آخر بتونی ببینی...واقعا نمیدونم اصلا باید دلسوزی می کردم ... دیدن ادامه » یا نه...بگذریم.
چقدر خوبه دکور نمایش با فضای سورئال و ذهنی کاراکتر هارمونی به وجود بیاره،مثل سیزیف.
چقدر خوبه که پرداخت متن یه کوچولو از کلیشه فاصله بگیره و مزه ی نسبتا جدیدی رو به فکرمون تزریق کنه،مثل سیزیف.
چقدر خوبه که کارگردان،ما رو _تا حدودی.یعنی خیلی تا حدودی.منظورم خیلی خیلی تا حدودی ه_همچون فینچر و نولان بازیچه ی خودش قرار بده.[البته اینو از روی ذوق لحظه ایی گفتم]مثل سیزیف.
و چقدر خوبه که بازی بازیگرا به ما یادآوری کنه که هنوزم هستن بازیگرایی که شب و روزشون رو _با اشتیاق_ به تمرین میگذرونن، مثل سیزیف.
...
در آخر باید بگم که این گروه همون گروهیه که با زندگی در تیاترشون ما رو وارد یه زندگی جذاب کردن. که این بار هم با سیزیفشون دارن همون کار رو با ما می کنن.البته با این تفاوت که دیگه نمیشه لم داد و فقط نگاه کرد و ازشون لقمه ی حاضری تحویل گرفت ...
و در بعد از آخر بگم که پیشاپیش منتظر کار بعدی این گروه میمونم.
و در بعد از بعد از آخر بگم که دیگه نمایش های بالای هشتاد دقیقه،نمیتونن تماشاگر رو میخکوب خودشون کنن... شایدم یه متاسفانه رو باید توی جمله ام میاوردم...نمیدونم.
و در سه تا بعد از آخر بگم که دمتون گرم سیزیفی ها...
محمد رضایی مقدم
درباره نمایش مده آ i
سلام.
خوشبختانه امشب را به تماشای نمایش مده آ نشستم.
واقعا هیجان زده شدم_وهمچنان هستم_از این همه خلاقیت که‌در نمایش مذکور گردهم آمده بود.
ایده‌،پرداخت و حرکت دادن عروسک در این نمایش،به نحو عالی ایی صورت گرفته بود.
و چه جذاب که عروسک را شبیه به بازیگر خانم نمایش طراحی کرده بودند.
و البته باید از بازی دهنده ی عروسک‌ نیز تشکر کرد که به کالبد آن ،روح بخشیده بود.
طراحی لباس،خصوصا برای کاراکتر خانم،خیلی خوب و در راستای فرم و فضاسازی نمایش بود.
بازی بازیگرهای این نمایش_به دور از هر تعارفی_ نشان از توانایی،انگیزه و تمرین بالای آنها دارد.و از صمیم قلب[حدودا]برای‌ آن ها آرزوی موفقیت روزافزون را دارم.چرا که واقعا‌ نشان دادند لایق و یا شاید لایق تریند.
موسیقی با دکور نمایش،هارمونی درستی را برای نشان دادن فضای مخوف و مده آ پسند به‌وجود آورده بود.که ... دیدن ادامه » جای تحسین دارد.
و این ها همگی یعنی یک هدایت درست و با تفکر از سوی کارگردان این نمایش.
این نمایش،یک نمایش تجربی موفق به حساب‌می آید.
به زعم من_به عنوان یک تماشاگر_ شاید بایستی محتوای نمایش را تا حدی که به فرم‌ آن ضربه ایی وارد نیاورد،عامیانه تر کنند.که لااقل شاهد پایان غافلگیرانه ی آن نشویم.البته این نمایش از دسته ی نمایش های بصری به حساب می آید،که به خوبی توانسته است تصویرهای زیبا و جذابی را به ما نشان دهد.
و در آخر:
دم تون گرم،دم تون گرم و دم تون گرم.
گریکاسپاروف استاد بزرگ شطرنج روسیه جمله معروفی داره به این مضمون که همیشه بهترین حرکت در شطرنج حرکتی است که از روی جبر باشد. بنظرم کارگردان در این نمایش این جمله استاد رو از نظر گذرانده بود.
۲۷ مهر ۱۳۹۷
چه جمله جالبی گفته کاسپاروف
۲۷ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد رضایی مقدم
درباره نمایش سیزیف i
برای امروز بلیت رزرو کرده بودم.
اما متاسفانه با حدودا هشت دقیقه تاخیر به سالن رسیدم. که منجر شد اجازه ی داخل رفتن رو بهم ندن...
برای اولین بار،دلم برای نمایش هایی که با تاخیر شروع میشدن،تنگ شد...
چه بد
اتفاقا یه نفر اوایل نمایش پا شد رفت . ای کاش شما جای ایشون می بودید .
۲۵ مهر ۱۳۹۷
ممنونم جناب پوریا عزیز
۲۶ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد رضایی مقدم
درباره نمایش مده آ i
پنجاه هزار تومن؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
گویا 50 درصد تخفیف پلاس داره 30 درصد کلی
۲۵ مهر ۱۳۹۷
جناب غیوری عزیز
درود
چهل درصد تخفیف عموم
پنجاه درصد تخفیف دانشجویی
و پنجاه درصد تخفیف تیوال پلاسی
این پکیج تخفیف برای این اثر است..
به امید ملاقات و حضور گرمتان...
۲۶ مهر ۱۳۹۷
بله. ممنون ازتون. بلیط رو تهیه کردم و امشب افتخار تماشای کار رو خواهم داشت
۲۶ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید