کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال محمد حسن موسوی کیانی | دیوار
S3 : 11:33:18 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
//!We are men, man is we are//
یکبار دیگر فرصتی یافتم و فیلم محبوبم فایت کلاپ را دیدم..
و مجددا لذت بردم... و باز حسرت خوردم که چرا فینچر افت کرد.
۳۰ دقیقه اول فیلم را با زیر نویس دقیق و درست انگلیسی ببینید..
شاید دو یا سه بار ببینید..
بعد کل فیلم را با زیرنویس فارسی ببینید..
و بعد چند روز بعد دوبله اش را ببینید و بعد یکماه با زیرنویس انگلیسی
مجدد ببینید.. می دانم لذت می برید...
محسن جوانی و پویا فلاح این را دوست دارند
درود
برای من که این کارها رو ۲۰ بار انجام دادم توصیه‌ای ندارین؟
به اینها اضافه بفرمایید خوندن چندین باره کتاب به همراه تطابق با فیلم.
خدا رحمت کنه فینچر رو مرد بزرگی بود.
۰۸ اردیبهشت
جوانی جان
ترمیناتور ها را دیدم..
و ترمیناتور۲، یک اثر کاملا حرفه ای هست در ژانر خودش..
اما فقط حرفه ای هست و باب میل من نبود....
۰۹ اردیبهشت
سید مهدی خان..
روز شمار از امروز شروع شد...
۰۹ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// یک سکانس کمدی برتر تاریخ سینما در یک فیلم غیر کمدی//
وقتی از کمدی حرف می زنیم، اول یاد چاپلین می افتم و بعد یاد دیگر
کمدین های بزرگ و فیلم هایشان و در نهایت یاد جیم کری و فیلم ماسک
و فیلم احمق و احمق تر می افتم..
اما یک سکانس از فیلم غیر کمدی دسپرادو به نظرم یک شاهکار کمدی
است و هر هفته می بینم و کلی می خندم و حال می کنم...
بدون اغراق بالای ۱۰۰ بار دیدمش..
البته به خانواده و دوستان نشان دادم و آنها لبخند زدند و با نگاه عاقل
اندر سفیه از قهقه های من متعجب بودند...
دقیقا اولین سکانس قبل از تیتراژ...
و ... دیدن ادامه ›› دیالوگ ماندگار و فوق العاده ای هم در وسطش دارد..
مرد در حال تعریف داستان با آب و تاب در مورد کافه شهر زاراگزا و در
لحظه اوج داستان به لیوان نوشیدنی اش ( چانگو) نگاه می اندازه و
میگه: لیوان تمیزتر از این نداشتی، این خیلی کثیفه...
کافه چی: برو بمیر مسخره، لیوان از این تمیزتر...

خدایی اش سالها کارگردانی می خوندم و دستیار کارگردانی می خوندم
یا نویسنده می شدم.. به همچین سکانسی چه در نوشتار یا کارگردانی
نمی رسیدم...
حیف که دسپرادو باندازه سکانس آغازین اش فیلم فوق العاده ای نشد.
اگر فیلم را ندیدید اشکالی نداره..
اما سکانس آغازین را حتما ببینید و مرا در حالت قهقه تصور کنید و
نگاهی عاقل اندر سفیه در ذهنتان به من بیاندازید، باشد که رستگار
شوید...
پویا فلاح این را خواند
محسن جوانی این را دوست دارد
درود
و حتماً صحنه جوک تعریف کردن مردک بد پوز تارانتولا رو
۰۸ اردیبهشت
دسپرادو دوبله؟!!!
العیاذ بالله
۰۸ اردیبهشت
جوانی جان..
ببین دوبله عزیز..
حال کن از دوبله اش..
۰۸ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// بازیگری قبل و بعد دوتا فیلم//
استیو مک کوین بعد از بازیگری در پاپیون و به خصوص اون سکانس که
سرش را از دریچه در زندان بیرون می آورد و از زندانی بغلی می پرسه
چجوری ام و چند تا جمله میگه...
تو این سکانس منوچهر اسماعیلی از مک کوین عقب تر هست، اسماعیلی
که نامبر وان گوینده های ایران هست..
پاتریک مک گوئن نفر دوم هست.. ادوارد فیلم شجاع دل، کسی که
مرزهای بازیگری را جا به جا کرد... و این بار هم منوچهر اسماعیلی گوینده
بود و این بار در کل فیلم از بازیگر عقب تر بود و هرچا تلاش کرد نتوانست
خود را به بازی مک گوئن برساند...
اگر میشد به یک بازیگر برای ایفای نقشش ۱۰ تا اسکار بدهند لیاقت بازی
نقش ادوارد بود...
پویا فلاح و امیرمسعود فدائی این را خواندند
محمد مجللی و کاوه علیزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// سه تیغ اره درام//
مل گیبسون نشان داده که عقاید مذهبی اش بر همه چیز، از جمله
درام،درستی یا غلطی وقایع تاریخی حتی اگر خیلی هم واضح باشه
می چربه...و همچنان شجاع دل بهترین اثرش هست...

دیگر خاصیت گیبسون گرته برداری، کپی و ارادت از فیلم های دیگر
هسترنگی کردن صورت در شجاع دل و آموزش سربازی همین فیلم
که دقیقاً ازغلاف تمام فلزی گرفته، ارزش های فیلمش را به شدت
پایین می آورد..

می توانیم گیبسون را جزو سینما گران ارزشی خودمان که علاقه دارند
شعاربدهند ... دیدن ادامه ›› و از این کار لذت می برند و عقایدشان را تو چشم بیننده
کنند
قرار دهیم... مثلا مل حاتمی کیا، مل شمقدری، مل سلحشور،
گیبسون ده نمکی و....و در این فیلم هم مسیح بر بودا پیروز
می شود.
و ضد جنگ بودن فقط در حد اسلحه دست نگرفتن پایین می آید..
و از ضد جنگ بودن و مخالف جنگ جهانی بودن، یا حداقل مخالف
حضورجنگ توسط آمریکا حرفی زده نمی شود...
و در جایی نیز قدیس بهیار ما از اینکه در این جنگ نیست و بقیه
هستند، ناراحت هست...
بهرحال صحنه های خوبی از جنگ و قابل تحسین دارد..
درست است که زندگی داس یک زندگی واقعی هست اما اثری از
یک فیلم ماندگار و قابل اعتنا مشاهده نمی شود.

پویا فلاح و امیرمسعود فدائی این را خواندند
کاوه علیزاده، میم سردلی و سروناز یکتا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// تیوال و پاک کردن سبزی//
جدیدا متوجه شدم، فیلم و سریال و تئاتر و کنسرت و... یک بهانه
است برای فعالیت در تیوال...
یعنی اگر فیلم و سریال، کنسرت مجازی و فیلم تئاتر را ازمون بگیرم
باز می آیم از چیزی تعریف می کنیم، از خاطرات کودکی، از اینکه در
دورانجوانی ( ارتباط با محسن خان جوانی ندارد) چقدر مورد توجه
اجناس مخالف بودیم و چه شیطنت هایی می کردیم، آب و هوا،
کرونا، سیاست،اقتصاد و ... اظهار نظر می کردیم..
میشه گفت تیوال نقش سبزی پاک کردن دورهمی زنان دو نسل
پیش را ایفا می کنه.. به بهانه سبزی زنان جمع می شدند و به
حرف زدن من باب موضوعات مورد علاقه مشغول...
تا اطلاع ثانوی به جای تیوال ( دیوار تو) بگیم ((تی وجتبلز ))
امیر مسعود این را خواند
محسن جوانی، پارسا و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
درود
خب شبکه‌های اجتماعی همین کارکرد رو مگه ندارن؟
درضمن میخواسین با سرهم نوشتن دورانجوانی به گریز تمسخر آمیز به قیلمفارسی بزنین؟ (فرمت نوشتاری)
۲۸ فروردین
منظورم هم‌پوشانی تغییر کاربری با عدم دسترس بودن بود: دیگه وقتی تئاتر نیست باید توی سایت هر کالای فرهنگی فروخت و وقتی تئاتر نیست بایداز هر دری نوشت که کاربردی بودن رو نشون داد.
درکل ولی کلیت حرفتون رو هم‌سوم
۲۸ فروردین
جوانی جان
با هم پوشانی ات از این منظر موافقم..
چون خیلی از خریدها صرف نیاز نیست..
و به مشارکت اجتماعی و آیتم های دیگه بر می گرده..
۲۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// روزی روزگاری در هالیوود و هیپی//
یکی از بدترین فیلم های تاراتینو با اختلاف...
با هیپی ها چه دشمنی داره خدا می دونه...
این دوتا رو ندیدم اما هفت هشتا خبیثشم افتضاح بود
۲۶ فروردین
همینطوری داره بدتر می‌شه اوضاع: برتری درونی!
بابت تعریف‌ها هم ممنون
اون نظم لباس پوشیدن هم که گفتی من ۹۰٪ اجراها رو بعد از کار اومدم خب مناسبات شغل کسی که کنترل کیفبته متفاوته دیگه
به هر صورت ارادتمندم
۲۸ فروردین
جوانی جان..
عرض شود حسِ من بود..
شاید واقعیت نباشه..
اما بهرحال حِس می شد..
و البته قطعا باریک بینی ات هم به خاطر
تخصص ات هست...
عزیزی برادر..
۲۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
//داستان ازدواج معمولی//
فیلم خوبه اما طولانیه...
نمی دونم چرا؟
درسته که واقعا نیاز به این موضوع هست...
اما فیلم از ریتم می افته تو ۱۰ دقیقه اول...
و بدترین اتفاق ممکنه...
ای کاش ریتمش آرام تر بود وبی یکدست بود...
کلا فیلم راجع آدمها را دوست دارم...
آدم هایی که قتل نمی کنند، دزدی نمی کنند، تو مخدر و الکل غرق
نیستند..‌، آدمهای معمولی.. آدمهای معمولی از جنس خودمان با
دغدغه های آدمهای معمولی...
به به جناب علیزاده...
نظری مرقوم فرموده مشعوف مان نیز کنید..
۲۷ فروردین
فدای شما
ممنون چشم حتما.
یه یاداشت قدیمی از جوکر هست که فکر کنم هنوز شما فیلمش رو ندیدی:)
حسابی ژیژاکی به قول شما:)
۳۰ فروردین
کاوه جان
امشب قراره جوکر را ببینم..
منتظرم عزیز بی صبرانه...
۳۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// فارگو فیلمی بدون اضافات معمول//
خیلی سال هست یعنی حدود ۱۹ سال که می خواهم فیلم فارگو را
ببینم و لحظاتی پیش محقق شد.. اونم تو ۹۰ دقیقه..
اگر می دادند به سیروس مقدم باندازه ۶ تا پایتخت طولش می داد..
موضوع ساده بود، اتفاقات راحت و..
درسته که از روی یک اتفاق واقعی نوشته شده بود...
ولی جایی هست که می گویی مسائل ساده اتفاق می افته...
همیشه گفتم اگر یک فیلم یا تئاتر می تونه در ۴۵ دقیقه تموم بشه، ۴۶
دقیقه بودنش ظلم به تماشاچی هست...
بازی تاج و تخت با پایان بندی فاجعه اش ظلم بزرگ ... دیدن ادامه ›› و نا بخشودنی در
حق تماشاچی کرد... چون قسمت آخر و نتایجش ربطی به سه فصل
از سریال نداشت...
مثال زدم تا بگم فارگو یک کار خوش ریتم و بدون اضافه است..
یک فیلم روان از قرن گذشته...
به نظر من هم برخلاف فیلمهایی مثل زودیاک و خاطرات قتل که کشدار و بی پایان بودن.فارگو بدون پیچوندن داستان و بزرگ و باهوش جلوه دادن قاتل/گروگان‌گیر ها فقط داستانش رو تعریف کرد.
۱۸ فروردین
در مورد فارگو نمی دونم...
شاید باید چند وقت بگذره ازش...
۲۰ فروردین
فعلا برو سراغ یریال واوینگ دد
۲۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// جوخه های مرگ //
فیلم در مورد ویتنام زیاد ساخته شده، غلاف تمام فلزی و اینک آخرالزمان
جزو بهترین ها هستند... جوخه الیور استون هم کار خوبی بود اگر این
دو فیلم نبود...! توصیه ای برای دیدن ندارم..
اما دیدن اش با دوبله خوب است...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
//جاده، کوری، بلم سنگی، کفتار//
خب شاید نکته مثبت این فیلم این است که مهم نیست چه بلایی سر
زمین اومده.. اما زلزله میاد و عدم پاسخگویی ارتباط زلزله با وضع موجود
افت کیفیت می کنه...
اگر کتاب کوری ساراماگو را خوانده باشید یا فیلم مزخرفش را دیده باشید
و یا کتاب بلم سنگی اش را خوانده باشید ( نمی دونم فیلم داره یا نه)
فروپاشی جامعه مدرنیته را بدون دولت ها می بینید...
و برگشت انسان به دوران قبل از زندگی قبیله ای...
جایی که غارت فروشگاهها اتفاق می افته، مدفوع و ادرار در همه جا هست
و البته گروهی خشن و اجبار روسپی ... دیدن ادامه ›› گری در مقابل غذا..
و این در بلم سنگی در فضای بیرون اتفاق می افته...
درسته که در نهایت اوضاع به روال سابق بر می گردد اما وجود پست تر از
حیوان بودن را به رخ می کشه...
اما این فیلم به درستی پا را فراتر گذاشته و از شکار انسان در زمان قحطی
و آدمخواری حرف می زنه...
دوبار در ۱۱۰ سال گذشته، یکبار ۱۰ سال قبل از جنگ جهانی اول و مجدد
در جنگ جهانی اول اتفاق افتاد... سرچ کرده و تاریخچه فلاکت این کشور
را بخوانید...
جایی از بی اعتمادی به همه آدم ها...
جایی که زنده ماندن ات یک راه دارد دور بودن از آدم های دیگر..
جایی که به کسی حتی نمی توانی غذا بدهی، چرا که خودت ممکنه بر اثر
بی غذایی بمیری..
سکانس درخشان:
مرد و بچه وارد خانه ای می شوند و در کف آشپزخانه درب قفلی می یابند
آن را باز کرده وارد انباری می شوند برای یافتن غذا..
در یکی از اتاق ها آدم های برهنه می یابند که بعضی مثلا پا یا دست
ندارند، فرار می کنند و به حمام می روند...، و خون و تکه های بدن می یابند
و متوجه می شوند که آدمهای سرداب محل نگهداری خوراک های زنده
اشرار هست...
همه شکارچیان اول شکار را می کشند و بعدا می خورند..
اما کفتار شکار را زنده زنده می خورد مثل این چینی ها...
جایی که فهمیدیم انسان بودن یعنی هیچ...
در فیلم امیدی احمقانه موج می زند، جایی که پدری، با پسرش سرگردان
به سمت جنوب برای پیدا کردن آدمهای خوب می روند جایی که شاید
آفتاب اوضاع بهتری از نظر خوراک برای مردم بوجود آورده باشد..
و دین همه گرفتاری و بدی و حتی بیماری خودش او را منصرف نمی کند
و در نهایت پسر خردسالش را به امان خدا ول می کند..
و پسر با یک خانواده آدم خوبها که در تعقیب شان بودند ( نمی فهمیم چرا)
آشنا شده و فیلم تمام می شود...
می تونم بگم نویسنده مضحک وار فیلم نامه اش را نوشته و بی منطق..
دارابونت خالق رهایی از شاوشنگ در فیلم مه، سکانسی درخشان می سازد
وقتی از دور صدای حشرات جهش یافته توسط ۵ نفر در داخل ماشینی
شنیده می شود.. مرد جوانی کودک، زن و دو سالمند را با ۴ گلوله می کشد
تا توسط حشرات قد گودزیلا خورده نشوند... و از شدت عصبانیت با
اسلحه خالی به خودش شلیک می کند، چون می ترسد.. و البته کار درستی
می کند با اینکه دولت و ارتش همچنان هست، چون جلوی خودش خورده
شدن آدم های دیگر را دیده و می داند آنها حیوان هستند و مثل انسان
باهوش هم نیستند...
فیلم از یک کار درجه۳ مهیج به فیلمی تراز اول تبدیل می شود با آن سکانس
درخشان..
به خصوص وقتی از ماشین پیاده می شود و با فریاد و قدبازی سعی در
جلب توجه حشره به سمت خودش دارد و بعد می بیند صدای نفربرهای
ارتش است و بعد با دیدن آدمهای سوار بر کامیون های نفربر ارتش و نجات
یافته ها با بهت به زمین می افتد و از کارش پشیمان است...
...
نمی دونم تو هزاره سوم نویسنده ها و کارگردان ها و خلاق ها کجا رفتند؟

سینمای دهه نود شاید آخرین دهه از فیلم های خوب بود...
هنوز حماقت فیلمنامه نویس فیلم جاده روی اعصاب من هست...
این همه موقعیت خوب و پایان بندی احمقانه... اگر ایرانی بود می گفتم
اینجوری ساخته تا بهش مجوز بدن به خدا..
امیر مسعود، امیرمسعود فدائی و محسن جوانی این را خواندند
محمد مجللی این را دوست دارد
کاملا موافق م جناب کیانی، فیلم کوری، واقعا فاجعه ست....
یعنی هیچ جای رقابتی با کتاب نداره.....
تنها خوبی ش حضور julian moore و بس.
۱۴ فروردین
از این جمله های پشت کامیونی:
شاید برای دنیا یکنفر باشی اما برای من همه دنیایی :)))
۱۶ فروردین
کارآمد خان..
جمله قصار کامیونی..
ایول.. ایول..
۱۶ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// قطار افسار گسیخته، ترن خودمان//
دو فیلم ترن قویدل و قطار افسار گسیخته همواره برایم جذاب بوده و
هست و مجددا امشب قطار افسارگسیخته را دیدم...
و مشخصا فیلم ترن یک ۶۰ درصدی شباهت داشت به قطار...
نکته جالب این فیلم کش ندادن، نداشتن اضافه، شخصیت پردازی خوب،
و قابل فهم بودن و قهرمان بازی های عجیب و غریب را ندارد مثل فیلم
تغییر چهره..
ولی با جمله آخرش و رفتارش در مورد واگن در انتهاش به تناقض خوردم..
افت کرد فیلم... ولی به نظرم هنوز خیلی بهتر از فیلم ها تو این ژانر هست.

...........
/ ... دیدن ادامه ›› بچه رزماری /
سه بار دیدمش...
خیلی کار خوبی هست، ریتم بعد از بچه دارشدن کمی کش دار می شود..
به نظرم اگر ریتم حفظ می شد یکی از بهترین کارهای سینمای دهه ۶۰
دنیا هست....
من اول دوبله دیدم بعد زیرنویس...
ولی پیشنهاد می کنم اور زیرنویس ببینید بعد دوبله..
با دنیای مادر بودن رزماری و زمزمه هایش همراه شوید..
به روابط زن و شوهری شان قبل و بعد دوران بارداری رزماری دقت کنید.
.....
به نظرم در این وضعیت
دوستان کوتاه پیشنهاد فیلم بدهند و بدون لو دادن یک مختصری در
مورد فضاها بنویسند...
محسن جوانی و امیرمسعود فدائی این را خواندند
کاوه علیزاده و محمد مجللی این را دوست دارند
سلام استاد قرنطینتون بخیر

ترن رو تو سینما دیدم و از هیجان داشتم میگرخیدم چون هفت هشت سالم بود و هیجانش برام زیاد بود خدایشش و بعدا فقط چندبار اهنگشو شنیدم که محشر بود و هست اما قطار افسار رو ندیدم متاسفانه


بچه رز ماری عالیه واقعا بی نظیره ولی منم دوبله دیدم
۱۰ فروردین
اون کلبه ی وحشت همون evil dead هست که نوشتم جناب کیانی عزیز
در کل منظور این بود که هر چی جلو رفت از کیفیت اثار کم شد
بچه رزماری واقعا فیلم خوبیه، و میشه تو همون سال کلی فیلم خوب دیگه پیدا کرد. اما بعد از سال ۲۰۰۰ فیلم های خوب مثل همون دیگران که فرمودین انگشت شمار شدن متاسفانه
ترومن شو هم فیلم معرکه ای بود که قبل از سال ۲۰۰۰ کذایی ساخته شد
۱۱ فروردین
مجللی خان...
تا ۲۰۰۵ و اینها هم خوب بود، افت کرد فیلم ها...
قرن ۲۱ و افول سینما...
۱۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// ۱۹۱۷ و مندز و مساوات//
خلاصه فیلمی نه چندان مهم و ملهم از چند فیلم جنگی موفق..
از جمله نجات سرباز رایان و غلاف تمام فلزی در نوع فیلمبرداری..
فیلمی که نه باندازه در جبهه غرب خبری نیست مهم و نه باندازه
اینک آخرالزمان تاثیر گذار...
اما اثری به شدت توانمند و حرفه ای در کارگردانی است... و به شدت و به
جا پرداخت شده.. ریتم درستی دارد و غیر از لحظاتی کوتاه به درستی وارد
سانتی مانتالیسم و اشک و آه نمی شود...
اما همچنان نگاه تحقیر آمیز به آلمان های بدطیینت، مفت خور و پولدار
وجود دارد... اگر ندیده بود اسم مندز را هنگام ... دیدن ادامه ›› دانلود.. یکجورایی شبیه
اسپیلبرگ کارگردانی کرده و درآخر که فهمیدم که کمپانی اسپیلبرگ تهیه
کننده بود.. نگاه ضدآلمانی اش را بنابر خواسته صهیونیست ها فهمیدم.
چیزی که به شدت به فیلم ضربه زده بود..
بعضی صحنه ها برایم آشنا بود ولی یادم نبود کجا دیدم..
شهرسوخته که شبیه آتش سوزی آتن بود..
و چند صحنه دیگر.. که توضیحش طولانی می شود...
اما چیزی که برایم جذاب بود جز نشان دادن مرده ها، سعی در نشان
دادن شکل مردن با طرز فجیع نداشت...
و قاب بندی های به شدت جذابی دارد و با استفاده از تکنیک بادیکم
سعی در مستند جلوه دادن اثر دارد..
و اما لانگ شاتهایش در نماهای مختلف بیانگر قربانی بودن تمامی سربازان
متفقین است و نه برادر نقشه خوان... و لطف بزرگی هم کرده و نشان داده
متفقین هم افسران ارشد جنگ طلب دارد..
بهرحال در کل فیلم ردپای اسپیلبرگ، کوبریک و احتمالا چند کارگردان دیگر
را می بینید.. خلاصه از محمد مساوات و کپی کاری اش دلگیر نشوید وقتی
تو کار مندز ردپاهایی به این بزرگی هست از مساوات نباید توقع داشت..
آقا آقــــــــــــا
ملهم شدن چیزی با کپی‌کردنش دوتا چیز مخلفته‌ها! (بنده اگر کسی کپی رو مال خودش کنه ـ مثل تارانتینو ـ هیچ مشکلی با کپی هم ندارم)
فیلم با تکنیک غنی لحظات متعددی به فرم می‌رسه ولی می‌پذیرم که تداوم فرم نداره.
درکل یکی از بهترین‌های ژانر خودشه
۲۸ اسفند ۱۳۹۸
کاوه جان
چشم.. جوکر را ندیدم.. تو برنامه دیدنم نبود..
چون نوشته داری.. اول می بینم بعد می خونم..
تا به قول فیلم کمال الملک، ببینم چه کرده ای استاد..
یکساعت دیگر تا سال ۹۹..
شاد و سلامت باشی و البته ایران هم نباشی...
۰۱ فروردین
کارآمد خان..
چشم..
رفت تو برنامه..
خرگیوش را هم می بینم..
یکساعت تا سال ۹۹..
شاد و برقرار و پر تئاتر باشی..
۰۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
//تئاتر خوب رو زمین نمی مونه، دختر خوب بی شوهر//
عرض شود البته اینجانب در قسمت دوم، نظرم به نظر جناب بهرامی
نزدیکتره!
اما چیزی که توجه ام را جلب کرد، نگاه بهرامی به صورت ناخودآگاه بود..
بیاید مسئله را باز کنیم و پیش فرض های موجود را بررسی کنیم..
اول: دختر خوب بی شوهر نمی مونه، پس دختری که شوهر نداره خوب
نیست..
دویوم: در مورد دختر بی شوهر درسته، در مورد پسر بی زن صدق نمی کنه
یعنی پسر خوبی داریم که زن نداشته باشه، ولی دختر خوب حتما شوهر
داره..
سییم: اگر دختری ... دیدن ادامه ›› شوهر کرد و جدا شد، تا موقع داشتن شوهر خوب و
بعدش بد میشه..
رابعا: اگر پسری جدا شد، پسره خوب نبوده یا دختره؟
و چند تا پیش فرض دیگه...
به نظر میرسه، علاوه بر پویا سعیدی، رضا بهرامی هم نیاز به مدیر برنامه،
یا مشاور روابط عمومی داره...
به هر صورت از دو حال خارج نیست :
یک: ایده ذهنی بهرامی است، بهرحال نظرش هست ولی بودند تئاترهای
خوبی که دیده نشدند به دلایل مختلف... و روی زمین هم ماندند..
دوم: یک شوخی خودمانی مرسوم بین دوستان هست، که گفتنش در
برنامه جدی با تعداد زیاد مخاطب که خیلی شان بهرامی را نمی شناختند،
و با این بحران بی شوهری و البته بی زنی( خودم هم دچارش هستم)
حساسیت برانگیز می شود و حرفهای بهرامی را به محاق می برد و مجددا
لزوم داشتن مشاور را بیش از پیش نمایان می کند...

ولی به رسمیت شناخته شدن دوستان # من یک تماشاگرم# اتفاقی خوب
بود و کم کم تاثیرگذاری اش را نمایان می کند و البته زنگ خطر یا هشداری
است که اولا رفتارهای دوستان زیر ذره بین می رود، ثانیا خطر مصادره به
مطلوب در کمین است...
اما دوران حیات جدیدی برای # من یک تماشا گرم# بوجود آمده...
الان که در تعطیلات هستیم، ولی باید مراقب بود..
مراقب منفعت طلبان، خودنماها، مدیران تبلیغاتی نمایش ها و...... و البته
خودمان، که ناخواسته به این پویش آسیبی نزنیم و در راس همه اول
حضرت خودمان...
از سِیّم به بعد زدی تو جاده خاکی برادر
توی اون فرهنگ دختر که ازدواج کرد (به هر نحوی) دیگه دختر نیست و زنه
فلذا می‌فرماید:
نون تو سفره، گل تو گلدون، زن بیوه هم خونه باباش
و اینکه انقدر خطکش دست نگیریم و دیگران رو باهاش سانت بزنیم. چرا همه‌اش می‌خوایم یه الگوی از پیش آماده داشته باشیم و آدم‌ها رو به ... دیدن ادامه ›› زور توش جا کنیم؟ هر کسی هر نظری می‌تونه داشته باشه و در نهایت متر و معیار نه موضوعات اخلاقی که مواجه با اثره اون آدمه؛ و این مورد لزوماً شامل هنر و هنرمند نمیشه: مرحوم جابز انسان بسیار مزخرفی بود از نظر اخلاقی، این دلیل میشه که من از اپل استفاده نکنم؟
و یا تیمور لنگ انسان بسیار سفاکی بود آیا دلیل میشه قبول نکنم که فاتح قدرتمندی و باهوشی بوده؟
و من الله توفیق
۲۲ اسفند ۱۳۹۸
مخلصم
من اگر به مساوات ایراد گرفتم علتش این نبود بخوام بهش یاد بدم چیکار کنه یا نکنه میخواستم اثرش رو ببینم و نمیذاشت، همین.
همین که کلیت رو پذیرفتین و زمانش رو زود میدونید برام کافیه که تونستم منظورم رو منتقل کنم
۲۳ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیت الله کرونا
از دیدن تئاتر محروم مان کرد اما
موجبات دیدن فیلم را برایم مجدد فراهم کرد..
ترک فیلم کرده بودم...
لالالند که خیلی بد بود...
آخر الزمان مل گیبسون متوسط بود..
مکس دیوانه مزخرف بود..
رگرسیون آبامنار معمولی بود..
دیشب آخرین کار تریر دیدم خوب بود ( اسمش یادم نیامد)
دوبار درمیان ستارگان را دیدم.. خوب بود.
مخمصه مایکل مان را دیدم و ... دیدن ادامه ›› خیلی حال داد..
سگ های انباری و دسپرادو را دیدم...
تصادف دیوید کراننبرگ را دیدم...
چه سینمایی بود دهه ۹۰
از ۲۰۰۷ به بعد فیلم های جهان افت کرد...
اگر به سینماگر های خاص انگلیسی علاقه مندید پیتر گرینوی
و سینماگر کانادایی دیوید کراننبرگ پیشنهادم هست..

امشب یکسری به دنی بویل می زنم با رگ یابی ( قطار بازی)
و درخشش آفتاب...
خلاصه گر کرونا ز حکمت ببند دری ز رحمت بکشد چند نفر دیگری!
......
پیشنهاد فیلم بدهید دوستان...

برای من همیشه دیوانه ای از قفس پرید، پاپیلون، رستگاری در شائوشنگ همیشه در صدر فیلم های مورد علاقه مه...
اما خوب از جدیدتر ها؛

Animalisa 2015
Incendies 2010
Intouchables 2011(موسیقی این فیلم معرکه ست )
Return 2003
On body and soul 2016
Revanche 2017
Portrait of a ... دیدن ادامه ›› lady on fire 2019
البته مطمئنم خیلی های دیگه هستند اما الان همینا تو ذهنم اومد...

اینکه لالالند هم خوب نبود کاملا موافقم...... کلا فیلم موزیکال.
۱۴ اسفند ۱۳۹۸
مالنا رو دیدم و البته دوست نداشتم....البته صرف نظر از شاهکار موسیقی ش که موریکونه مثل همیشه معرکه است و بی نظیر....یعنی به زعم من موسیقی کاملا روی فیلم سواره.....
ولی زندگی زیباست رو حتما میبینم.
۲۳ اسفند ۱۳۹۸
مالنا خیلی خوف بود....
خیلی حال داد..
به خصوص کشیده خوانده شود مالنا...
زندگی زیباست هم خوبه...
ولی مالنا بهتر بود...
من یک 20 تای تحلیل خواندم و چندبار
حضوری با دوستان منتقد...
خیلی محبوب بود برام..
والبته اولین تجربه ام از تورناتوره..
۲۳ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من اول خوندم الویری..
فکر کردم مرتضی الویری را میگه...
باید بازیگر باشی تا بفهمی بازیگر بودن چه معنی می دهد
یا حداقل کارگردان بشی...
منم ۲تا نقش را عالی بازی می کنم..
یکی شخصیت خودمو..
یکی یک نقش دیگه ای..
حالا ۱۰ تا نقش یکسان بدن و من همگی را عالی بازی کنم
پس من بازیگر خوبی هستم..
من به خمسه ایراد دارم که نسبت ... دیدن ادامه ›› به دانشش نقش های
متفاوتی بازی نکرده...
حالا خودت دستت بیاد جریان چیه در مورد نوید...
خسرو شکیبایی را بازیگر خوبی نمی دونم...
....
شبنم فرشادجو حس خاصی ندارم..
پناهی آ هم نقش تکراری بازی کرده...
.....
شما مجازی هر نظری خواستی بگویی..
و حتی مجاز هستی سئوال هم بپرسی..
و وقتی از من می پرسی من هم نظرم را می گویم..
مجاز هم هستی نظر مرا نپذیری...
۰۷ اسفند ۱۳۹۸
آقای کیانی
ممنونم از اشتراک گذاری نظرها

متوجهم چی میفرمائید، نقش متفاوت عالیه و قابلیت بازیگر رو نشون میده.
حس میکنم باید حتما راه خوبی و پیش برم و خودم یاد بگیرم حس کنم حرف بزنم و.... پس مقداری به آینده خودم موکول میشه.

اما در دید ... دیدن ادامه ›› کلی من با نقشهای بازیگران ، زندگی میکنم . مثلا آقای خمسه در " من زمین را دوست دارم" از دوران نوجوانی در ذهنم مونده و حالا بعد از سالها حس ایشون رو دارم و با خودم میگم " من زمین را دوست دارم"، و یا خاطره بازی سریال خانه سبز با خسرو شکیبایی و رامبد جوان. خونه باید سبز باشه ،سبزززز،سبزززز،سسسبز.

و همونطور که گفتید هر کس نظری داره،
شما میتونید نظر منو پذیرا باشید یا خیر.
۰۸ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مترانپاژ را از معجونی دیدم...
خوب بود به خصوص بهبودی...
اما کلا بامزه بود...
فوتبالش هم با مزه بود...
کلا نوشته اش کمدی بود..
اگر به کارهای کمدی روسیه علاقه مند هستید، متن خوب و
پویایی داره... شیوه اجرایی اش به کمدی های عوام پسند
خودمان نزدیکه... خیلی داستان سر راست و بامزه ای داره
ولی نوشته نسبتا عمیق و با درونمایه خوبی داره...
و اگر مثل معجونی متلک های بی مزه سیاسی امروزی نیاندازه
کار خوبی هست و ارزش دیدن داره...

خیلی هم کار سختی نیست اجرای همچین نمایشی...
جز رضا بهبودی همه شون هنرجو بودند...
جناب موسوی، مگه رضا بهبودی در این نمایش بازی میکنه؟
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
سلام و درود سپاس گذارم از این که برایمان نوشتید .
اجرای ما نگاه کاملا متفاوتی به نمایش متران پاژ هست و در واقع یه فرمت کاملا متفاوت از نمایش آقای معجونی داره
اما به گفته مخاطبان عزیز درون مایه های طنز نمایش هم باعث ایجاد لحظات جذابی در این نمایش شده .
در واقع باید عرض کنم ما نمایش متران پاژ رو به سبک اکسپرسیونیست و البته در فضایی گروتسک به صحنه بردیم.
دعوت میکنم به تماشا بنشینید.
کاراکتر کالوشین که نقش اصلی هست رو آقای مجید تیزرو بازی میکنند در نمایش ما . نه آقای بهبودی
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
امید به دیدار اگر مجالی بود...
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// خوب شد معلم نشدم ! //
کمترین نمرات جشنواره برای من بود..
اما گردن بالاترین نمره را از من گرفت..
والبته نمایش (( دوستان کمدی )) را ندیدم...

شیوه نمره دهی از 10 نمره

نمایشنامه با وزن 0.3
کارگردانی با وزن 0.3
بازیگری با وزن 0.15
ایده های خلاقانه با وزن 0.1
و بقیه موارد مثل گریم، موسیقی و طراحی لباس، طراحی نور ... دیدن ادامه ›› و... همه شان باهم 0.15 برایم وزن داشتند...، باز به نظرم در این جشنواره مشکل اصلی نمایشنامه بود، طراحی و اجراها را نسبتاً دوست داشتم ولی نمایشنامه ها را نه... ، چندتا از اجراها را خیلی دوست داشتم و به خاطر نمایشنامه اش و به محاق بردن ایده اصلی نمرات خوبی ازم نگرفت...
اما کارگردانی هم به سه بخش تقسیم می شد، بخش اول با وزن 0.1 طراحی و مفاهیم و نشانه ها بود، بخش دوم هدایت بازیگر و میزانسن ها بود با وزن 0.1 و بخش سوم هم فرم کلی انطباق طراحی و کارگردانی با اثر و ریتم مورد نیاز با وزن 0.1 ... و البته برای کارهایی که نیازی به گریم نداشت، عددی بین 4 تا 6 از 10 می دادم و درنهایت با بقیه نمرات جمع می کردم اگر به فرض می شد 6.4 یا کمتر ، عدد را رند به سمت پایین می کردم و عدد 6 می دادم و اگر 6.5 به بالا می شد، ععد 7 نمره اش می شد.
اعداد در ذهن من :
شاهکار: 10
عالی: 9
خیلی خوب: 8
خوب: 7
نسبتاً خوب: 6
متوسط: 5
نسبتاً ضعیف: 4
ضعیف: 3
خیلی ضعیف: 2
فاجعه : 1
نمرات مهم اجراها:
گردن: 9
امان، روال عادی، فعل: 7
سگ سورتمه، کروکدیل، بیست و هشتمین زن و....: 6
مثال نقض، شوخی ، چهرازی: 5
این نمرات براساس وزن دهی و داوری بود اما اگر بخواهم به ترتیب علاقه و خوش آمدن و سلیقه و لذت بردن و تحت تاثیر قرار گرفتن نام ببرم، موضوع کاملاً متفاوت خواهد بود.
روال عادی بهترین اثر، البته بدون دیدن دوستان کمدی.
امان انتخاب دوم.
گردن انتخاب سوم.
بیست و هشتمین زن و... انتخاب چهارم.
سگ سورتمه انتخاب پنجم.
کروکدیل انتخاب ششم.
مثال نقض: انتخاب هفتم.
فعل کار خوبی بود اما نمایشنامه عالی محمد رضایی راد را الکن کرده بود و از طرف دیگر به خاطر اجراهای فوق العاده دیگری از این اثر، برایم خسته کننده بود و جزو علایقم محسوب نمی شود.
چهرازی کار جسور و خلاق است ولی فقط فضاسازی دارد و استفاده ای ای هم نمی کند. شوخی در کل کار متوسطی بود ولی می خواست روی موج لانچر5 سوار شود، برای همین جذابیتی نداشت..
اجراهای دیگری هم بودند که یا من ندیدم یا کارهای مهمی نبودند مثل رویش ناگزیر دخی...، طعم سیب ...، دسترس، مضرات کلفت بودن و....
خلاصه نمرات من پایین بود و تقریباً نمراتی که مجموع نمایشنامه، بازیگری، کارگردانی و ایده های خلاقانه می گرفت، نمره نهایی را مشخص می کرد.، خلاصه اگر معلم می شدم از این معلم بد نمره ها می شدم.


این هم یک نوشته بدون اسپیس...
بخوانید و لذت ببرید و دعا به جان ما...
تو پی سی نوشتم...
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
درود محمد حسن جان
واقعیت این پست را ندیده بودم تا اینکه در واتس اپ آلارم گرفتم:)
نظراتت محترم و اینکه بر اساس همان ٩ رکن جدولی بخواهیم بحث کنیم من برای کروکودیل علی خسروجردی به عنوان بهترین اثر ارزش زیادی قائلم، برای بازیگر زن خانم صبا پویشمن از دوستان کُمُدی و برای بهترین اجرا در حوزه تجربی امتیاز بیشتری را برای روال عادی شهریار صولتی در نظر می گیرم؛ همانطور که اشاره کردی نمایشنامه اورجینال بکری نداشتیم و صرفاً متن خارجی نمایش دوستان کمدی به قلم گابور راسوو قابل تأمل بود که خب متنی از نویسنده ایرانی نبود؛ برای طراحی صحنه پنهان خانه پنج در آرش فلاحت پیشه و چاقوی دم کرده شب سمانه شعبانی بهتر بودند، برای بازیگر مرد همان آروین شاه حسینی برای نمایش اختلال مد نظرم بود.
بهترین کارگردانی برای نمایش گردن آرمین حمدی پور ملاکم بود و امان برای متن خاص ضد دینش...
بحث ها ... دیدن ادامه ›› طولانی شد...
سایر موارد چون چهره پردازی و صدا و موسیقی و نور هم جای بحث دارد که در حوصله این پست نیست؛
ضمن آنکه این جشنواره به عنوان اولین دوره اش خلل و فرج هایی داشت اما جنبه حمایتی از آثار جوان ها و مجال عرصه به آنها برایم لذت بخش بود و اینکه ارزشی هم برای مخاطبین تئاتربین قائل بودند را دوست داشتم؛
خیلی مخلصیم
۰۸ اسفند ۱۳۹۸
بهکام جان..
عزیری برادر..
وزن دهی ها را چطور دیدی؟
۰۸ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
// به جای اینکه چند اجرا در سال ببریم، یک اجرا را در سال چندبار ببریم! //

واقعاً به جمله بالا معتقدم...، وقتی بیش از یکسال روی یک پروژه با تعداد زیاد بازیگر روبرو هستیم، مدیریت پروژه قوی می طلبد، از طرفی تمرینات اجرا را پخته و آماده نمایش کرده است...، پس حداقل از این منظر با یک اجرای خوب و قوی و یا اصطلاحاً تر و تمیز شسته و رفته روبروییم... البته که من در مورد ایرادات نمایشنامه روی موضع خودم ایستادم.. اما ایده اینکه یکسال تمرین مداوم باشد و یکسال در چند مرحله و حتی اجرا در شهرستان های دیگر داشته باشد، به شدت قابل دفاع است... دیگرانی هستند که در طی یکسال، شش یا هفت نمایش می سازند، خودشان هم بازی می کنند و همه اش هم شبیه همدیگر هست.. ، خب قطعاً اجراهای خوبی از کار در نمی آید... ، بهرحال نمایش پنجاه پنجاه از نظر فرم کار خوب و دیدنی بود، اما اجرا از نمایشنامه ضربه خورد، اما دیدن یکبارش در برهوت فعلی تئاتر خوب ،حال تان را بهتر می کند.
// استندآپ کمدی - تراژدی //
به مونولوگ نرسیده بود، استندآپ بود...
یا شاید هم (( ادای دین)) به بابک قربانی...
شاید هم بخشی از مرامنامه هفت سامورایی بود...
بهرحال اثری ناموفق بود..
به نظرم با نویسنده ای حرفه ای مذاکره شود و متن بازنویسی
شود.. اتفاق بهتری می افتد..
// ناموفق //
اگر فقط با تئاتر سنتی ، نقالی، روحوضی و.. با ساز ایرانی روبرو بودیم
به نظرم از این اجرا موفق تر می شد.. سردرد ناشی از کوبیدن قاشق
بر قابلمه را هم اضافه کنید...
اما اتفاق جالبی افتاد..
طعم سیب، عطر خون کار ناموفقی بود و بعد کار دوستان کمدی
دخی کار ناموفقی بود و بعد گردن..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید