کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال مجتبی مهدی زاده | دیوار
S3 : 18:56:54 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
...
‏نه گلویش ساقه‌ی گندم بود؛
نه فصل فصلِ درو
داسِ لعنتی
زهره مقدم، نازنین ص، نیلوفر ثانی و سپهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موسی نداریم با عصایش چاره گردد
تا کی خنده هامان باید،ناله گردد

دریادلان در دام دریا گیر کرند
با مرگ شان یک ملتی را پیر کردند

دریا چرا تو،کاری نکردی؟
دریانوردان را یاری نکردی؟

دو چشم من بر غم ببارت نازنینم
از...
موسی نداریم با عصایش چاره گردد
تا کی خنده هامان باید،ناله گردد

دریادلان در دام دریا گیر کرند
با مرگ شان یک ملتی را پیر کردند

دریا چرا تو،کاری نکردی؟
دریانوردان را یاری نکردی؟

دو چشم من بر غم ببارت نازنینم
از داغ تو غمگین ترین روی زمینم.
من همش به این فکر میکنم که با این خطاها چجور هنوز شبا خوابشون میبره...
۲۳ اردیبهشت
#bahar

کاش
تمام رسوایی های شان
جعبه سیاه داشت،
به خاطر می آوردند
شاهنامه
داستان ضحاک ماردوش را،
می خواندند
‏راز سرنگونی اش
چه بود.

دریایی عظیم
از خون ... دیدن ادامه ›› های بیگناه ریخته شده
به راه افتاده
قرار است
به استعمار چهل و یک ساله شان
خاتمه دهد،
دیگر نام زیبای ایران
جمهوری دروغین را
به دنبال خود یدک نخواهد کشید.

تاریخ
هیچ وقت نسل کشی شان را
فراموش نخواهد کرد
چراکه سرزمین من
سرزمین صلح و زیبایی
سرزمین مقدس آریایی ست
جای مغزهای پوشالی
دژخیمن اشغالی
نبوده و نیست.

#مجتبی
۲۳ اردیبهشت
بسیار عالی
۲۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اونی که دست گذاشته بود
روی دگمه پرتاب موشک
اونم این روزها
همچنان دست هاش رو می شوره!؟
ماسک فیلتر داره چی،میزنه!!؟؟
جنایت و آدم کشی
با چی پاک میشه؟؟
قرنطینه،کرونا،عید نوروز،
دنیای مجازی و سال جدید
باعث نشه که مثل همیشه
خیلی زود فراموش کنیم نسل کشی حکومت رو
و از یاد ببریم کسانی رو که
باید می بودند و اشتباهی نیستند.

#مجتبی
#چهار_ماه_گذشت
نسترن صداقت این را خواند
سپهر، ابرشیر، رویا کاظمی، زهره مقدم و امیر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اون موقع ها که خیلی جوون بودم و همه دور سفره جمع می شدیم
وقتی که غذا تموم می شد یه آه بلند می کشیدم و می گفتم:
کاش غذا تموم نمیشد!
کاش اولش بود!
نه به خاطر غذاها
اون که همیشه بود
فقط به خاطر این جمعی که میدونستم همیشه باقی نمیمونه
ولی خب الان که همه هستیم
پس قدرشو بدونیم دیگه.


ماهی ها عاشق می شوند
شاید این نوشته آخر باشد
بیدار که شدی
کنار زیرسیگاریِ گوشه میز
پیدایش میکنی
این بار با دست چپ نوشتم
چون با دست راست
زیادی نوشته ام ولی
این نوشته فرق دارد
حرف زیادی برای گفتن ندارم
حس نمی کنم حتما باید چیزی را بدانی
که تا همین لحظه نمی دانستی،
اکثر اوقات بدون استفاده از واژه ها
توجه ... دیدن ادامه ›› نشان نمیدادی
و گاها که شروع به صحبت می کردم
انگار که اتفاقی که در جریان بود
و احساسی که داشتم با واژه ها
خطشه دار می شد و اوضاع را بدتر می کرد
ناگفته نماند
که با دست چپ نوشتن برایم
سخت تر از چیزیست که فکرش را بکنی
و از طرفی،فکر نمی کنم
که حتی این نوشته رابا این خط نافرم بخوانی
فکر نمی کنم حتی اگر بخوانی
چیزی ازش بفهمی
و فکر نمی کنم اگر چیزی ازش بفهمی
تاثیری روی تو داشته باشد
و فکر نمی کنم این نوع نوشته ها
اصولا پیش تو حرمتی داشته باشند.
تو دنیای خودت را داری
و من دنیای منزوی و کوچک خودم را
گاهی از بالکن دنیای خودت
در حالی که سیگار می کشی
برای من دست تکان می دهی
یادم نمی آید که لحظه ایی بود که دوستت نداشتم
اما در این لحظه،که نیمه برهنه در اتاق نشسته ام
و از بالکن برایم دست تکان می دهی
فقط لبخند می زنم
و خودم را سرگرم خاموش کردن سیگار
در زیر سیگاری نشان می دهم
باقی این نوشته را
با دست راست بعدا
برایت می نویسم
فعلا خسته شده ام.
مادرم ظهر گفت
عین سگ باید دنبالت بدوام
اینکه هفته ی اول فقط مرا خوشحال دیده
اینکه من از آن نوع آدمها هستم
که با من وقت می گذرانند و بعد
مرا دور می اندازند
اینکه هیچ کس مرا نمی خواهد
من در جواب چیزی نگفتم
که صد البته موقعیت بسیار نادری بود.
یادم افتاد این اواخر دیگر دستم را
زمانیکه در صدای شلیک خنده و گپ و گفت رفقایت غرق می شدی
فشار نمی دادی و بعد به من لبخند بزنی
قبل از نوشتن این خط
به دستم چند ثانیه خیره شدم
بغضم را که قورت دادم بقیه کلمات را نوشتم
یک حس درونی به من می گوید
که همیشه برای آدمهایی مثل من و تو
ماندن از رفتن سخت تر است
و اینکه تا به حال کسی به ما
دوست داشتن یاد نداده
ساعت های جفت قابل احترام اند
امّا چه کسی به من فکر میکند؟
حالا که مجبورم بپذیرم که تو نیستی
راستی،
سوالم را هنوز نپرسیدم
سوالی که جوابش را احتمالا هرگز
به دستم نمی رسانی
چون اهل نوشتن که نیستی
تماس هم بگیری پاسخی نخواهد داشت
چطور به این سادگی عوض شدی
نوشته ام را تمام نمی کنم
عجله ایی هم ندارم
هنوز هشت نخ سیگار در پاکتم مانده.


#مجتبی
"یادم نمی آید که لحظه ایی بود که دوستت نداشتم"
واااااااااای مجتبی...

اگه بگم بی نهایت دوست داشتم،فکر نمیکنی دارم اغراق میکنم؟! اگه بگم دوست نداشتم تموم شه باور میکنی! اگه بگم حسودیم شد و همزمان متعجب شدم از قلمت،مسخرم ... دیدن ادامه ›› نمیکنی؟!
واقعا خوب بود..
اخه من زیاد اهل شعر نیستم..اصلش شعر نمیفهمم.. واسه همین اینو که به نثر نوشتی خیلی توجه م رو جلب کرد..
خییییلی خوب بود..خییییلی..
۱۱ اسفند ۱۳۹۸
باید بشینم سر فرصت، سری به بقیه نثر هات بزنم..
۱۱ اسفند ۱۳۹۸
منت میگذاری و لطفت هستش
که وقت میگذاری و میخونی
برقرار باشی رفیق❤️
۱۱ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حداقل ازت میخوام هیچوقت فراموشم نکنى
یه گوشه از ذهن و قلبتو حتى کوچیک برام نگهدار
براىِ سال ها، براىِ همیشه
اینجورى خیالم راحت تره
میدونم دوستم ندارى ولى من که دارم
انقدر دوست دارم که شاید هیچکس هیچوقت اندازه من نه
انقدر دوست دارم که دلم میخواست
مادرت باشم،پدرت باشم،خواهر یا برادرت باشم
نمیدونم دقیقا ولى یه نسبت خونى باهات داشته باشم
حالا که نشد،حالا که نمیشه
حالا که همینجورى بى توقع
باید ... دیدن ادامه ›› دوست داشته باشم میخوام فراموشم نکنى
میخوام فراموش نکنى که هر وقت،هرجا
خسته شدى یا کم آوردى
بدونى یکى هست که بى توقع واسه آروم کردنت میمیره
میخوام فراموش نکنى و بدونى یکى هست
که میتونى رو کمکش حساب کنى
خیالم راحت تره اینجورى بهترى
دارم میرم که بهتر باشى
آرامش داشته باشى و در عوض میخوام
فراموشم نکنى،حداقل با خیال راحت برم،
قول میدى؟
دوست داشتم با این متنت انقد همذات پنداری نمیکردم.. کاش نمیکردم..
۱۱ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه چیزهایی
فقط یک بار
توی زندگی همه آدمها پیش میاد

اینکه چه شکلی و کجا رخ بده
چه زمانی
توی چه مکانی باشه
در چه حالتی به وقوع بپیونده
دست خود آدم نیست

مثلا یه دفعه به دنیا میاییم
یک بار هم
به همون دنیایی که اومدیم
دیر یا زود بر می گردیم

یا شانس ... دیدن ادامه ›› فقط یکبار پیش میاد
که در خونه آدم رو بزنه،
اینکه خوشانس یا بدشانس باشی
قسمت خوب یا گریبان گیر بد بشه،دست تو نیست

ولی
امان از
یک باری که
دلت می لرزه و عاشق میشی

که اگه
سرانجامش خوب نباشه
یا یه پایان تلخ داری
یا یه تلخی بی پایان

خوبش میشه:
خودش حافظ،
بدش میشه:
خدا حافظ.


#مجتبی
هنوز
در سکوت
در جواب یک چرای بی جواب
در به در
به رقصِ بی امانِ عابران
در خودم معلقم
زمین
برای هم قدم شدن
و آسمان
برای در بغل کشیدنم
رنگ باخته است...
۰۳ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیگم اگه بگى دوستم ندارى و منو نمیخواى
میرم سر به بیایون میزارم و میمیرم،نه
‎واقعیت اینه هیچ آدمى
از لحاظ جسمى از نبودِ کسى نمیمیره
اما خب بحث روح جداست
فقط میگم ببین اگه باشى
اگه دوستم داشته باشى
صبح ها قشنگ تر شروع میشن
شب ها راحت خوابم میبره
کابوس نمیبینم،همه چیز رویا میشه
دیگه هشت صبح ها
قیل و قالِ گنجیشک هاىِ روىِ درخت حیاط اعصاب خورد ... دیدن ادامه ›› کن نیست
اخماىِ آقاىِ مدیر قشنگ میشه برام

‎تو زمستون ها بارون مثلِ خورشید گرمم میکنه
تو تابستونا گرماىِ خورشید باد خنک میشه رو تنم
روزنامه ها و اخبار اقتصادى جهان هم اندازه
شعراىِ مولانا و شاملو عاشقانه میشن
حتى میتونم خوردن خورشت کرفس رو هم تحمل کنم
هیچ خیابون و مسافتى براىِ قدم زدن طولانى نیست
هیچ کارى خسته کننده نیست
هیچ موسیقى اى هجو نیست
هیچ رنگى زشت نیست
هیچ غذایى بدمزه نیست

ببین
نمیگم نباشى میمیرم
ولى اگه باشى من میتونم واقعا زندگى کنم
میدونی
حس بودنت شبیه یه ملودیه درست وسط ثانیه های سکوت من
همونقد ناب و دلچسب....
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واسه دو زاری حکومت
عروسک بی لیاقت
خراب حسینی
شه آب حسینی:

دست هایت
همچون دستگیره های هرز است
که با انگشت های هر کسی
زود به زود
قابل لمس است

چرا که برای عبور تو
ما هیچ وقت زانو نزدیم،
آخر،نماز میٓت
که سجده ندارد

پس به زیر چهارپایه سست ... دیدن ادامه ›› تو
ضربه ایی محکم تر می زنیم
تا از طناب پر درد زندگی ات
آویخته شوی

صداقت
جرم سنگین ما بود
تا در دادگاه قضاوت سیاه تو
محکوم شویم.

#مجتبی
#کیمیایی_شناسنامه_سینما
#کیمیایی_مردی_برای_تمام_فصل_ها
امیرمسعود فدائی، نورا احمدی و امیر مسعود این را خواندند
میلاد ک، شاهین ه و محمد جواد این را دوست دارند
واکنش منیژه حکمت به حرف‌های شهاب حسینی در مورد مسعود کیمیایی: هنوز حرف زدن نیاموختى و از همه مهمتر ادب نیاموختى! حمله به آقاى کیمیائى براى مردم هزینه اى ندارد که هیج، پاداش هم دارد و شما این را بهتر میدانید.
فیلم پرخاش هاى خود را با کلام غم آلود ولى آرام و متواضعانه استاد مقایسه کن تا بفهمى که تکفیر نمیکند براى دیگران تکلیف معین نمیکند،ادعاى هنر ندارد و احساس نمیکند قیم همه مردم است ، فقط غمگین است و نمیخواهد در جشنواره شرکت کند!
۲۱ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#پُستِ_آخر
#خداحافظی_از_تیوال_برای_همیشه

" ابتدا،ابقاء،انقضاء "


بعضی وقت ها
لازم هستش
که بعضی ها زیاد نباشند
تا کیفیتت شون بالا بره
تا اعتبار شون حفظ بشه
تا حرمت شون نگه داشته بشه
تا ارزون خرید و فروش نشند
و مثل دستمال ... دیدن ادامه ›› کاغذی،مچاله نشند

بعضی وقت ها
آدمها هم
مثل کالاهای مصرفی
تاریخ مصرف دارند
نباید کاری کرد
که بعضی ها
با بودن زیا شون
خودشون رو زودتر
به تاریخ انقضا نزدیک تر بکنند

بعضی وقت ها
لازم هستش که نباشی
دور باشی،دور دور
تا به چشم بیایی
تا پشت چشم ها اضافه نباشی
تا غرورت بازیچه نشه
و زیر پا له نشی

بعضی وقت ها
ایستادن دست ماست
پس چقدر خوبه که
زیاد جایی نباشیم،
چون آب روان هم
که یه جایی میمونه
میگنده
و دیگه هیچ مصرفی نداره،

بعضی وقت ها
نبودن بهتر از بودنه
کیفیت مهم هستش نه کمیت
پس ماراتن دیدن نیستش،
خوب دیدن
به جا بودن
درست بودن
مهم بوده و هستش


#مجتبی
محمد شمالی این را خواند
:((
۱۵ مهر ۱۳۹۸
بی وقت می روی ...
۱۵ مهر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
“نمایش بازرس”
یک بازرس کاملا ایرانی،از جنس سنگلج

شب،
با تمام ترک های روی دیوار
آهسته و آرام
می خوابد

در نبرد گلادیاتورهای خشمگینِ وهم
که در سرمان شمشیر میزنند
ما را با اسب هایش
لگدمال می کند

نیزه،
در پهلوی آسودگیِ خاطرمان
فرو می کند،
آخر نمی ... دیدن ادامه ›› شود که
به افکار شوم شهر دل بست

شب
از نیمه میگذرد،
نشسته ام
لبه ی تخت را چنگ می زنم
تا به سیاه چاله بیخوابی پرت نشوم

خسته ام
به پاهای کبودم
دیگر امیدی نیست
اما
برای یک بار هم که شده
بیا زنده بمانیم.

#مجتبی
حمیدرضا مرادی و نیلوفر ثانی این را خواندند
محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" ابتدا،ابقاء،انقضاء "


بعضی وقت ها
لازم هستش
که بعضی ها زیاد نباشند
تا کیفیتت شون بالا بره
تا اعتبار شون حفظ بشه
تا حرمت شون نگه داشته بشه
تا ارزون خرید و فروش نشند
و مثل دستمال کاغذی،مچاله نشند

بعضی وقت ها
آدمها هم
مثل کالاهای مصرفی
تاریخ ... دیدن ادامه ›› مصرف دارند
نباید کاری کرد
که بعضی ها
با بودن زیا شون
خودشون رو زودتر
به تاریخ انقضا نزدیک تر بکنند

بعضی وقت ها
لازم هستش که نباشی
دور باشی،دور دور
تا به چشم بیایی
تا پشت چشم ها اضافه نباشی
تا غرورت بازیچه نشه
و زیر پا له نشی

بعضی وقت ها
ایستادن دست ماست
پس چقدر خوبه که
زیاد جایی نباشیم،
چون آب روان هم
که یه جایی میمونه
میگنده
و دیگه هیچ مصرفی نداره،

بعضی وقت ها
نبودن بهتر از بودنه
کیفیت مهم هستش نه کمیت
پس ماراتن دیدن نیستش،
خوب دیدن
به جا بودن
درست بودن
مهم بوده و هستش


#مجتبی
چقدر خوب بود و چقدر خوبه وقتی بعد از مدتها به سایت محبوب قدیمی سر میزنی قبل از هر چیز چنین تلنگر زیبا و به جایی بخونی
مرسی
۰۲ آبان ۱۳۹۷
ممنون از لطف شما
۰۵ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عاشق ترین
نگاه شاعری شدم
که بدون لمس
دست هایش

در غبار
خاطرات تلخ،
آرام آرام
محو شدم

در روحِ کلماتِ من
دمیده شده بود
کسی که

کاتبِ
عطرِ نفس هایش
من بودم.

#مجتبی
دعوت به جلسه نمایش و نقد فیلم


اکران فیلمهای منتخب از معتبر ترین فهرست برترین های سینما(سایت اند ساوند)


فیلم کلوز آپ ساخته عباس کیارستمی


تاریخ اکران: پنجشنبه 21 خرداد


نمایش فیلم: ساعت 14 الى 16


جلسه نقد و بررسى: ساعت 16 الى 18


منتقدین : آرش سنجابی و علی عبدالرحیم


آرش ... دیدن ادامه ›› سنجابی فیلمساز و منتقدی که در سال 92 کتاب منقار باز پرنده رو


در نقد سینمای کیارستمی با نشر کتاب آمه منتشر کرد


و فیلم مستند از کوچه تا کن را


درباره کیارستمی ساخته است


حضور تک تک دوستان باعث مسرت و افتخاره


در باشگاه فیلم پارسان


مکان: خ ملاصدرا، خ شیخ بهایى شمالى، خ صایب تبریزى غربى، پلاک 34 موسسه پارسان


ورودیه: 5000 تومان


جهت اطلاع از برنامه های اکران باشگاه به لینک زیر مراجعه کنید


http://iran-critique.blogsky.com/summer94prog


با ما همراه باشید
فیلم بسیار جالب و تاثیرگذاریه
یکی از بهترین مستندهای سینمای ایرانه که دیدم
پیشنهاد میکنم دوستانی که ندیدن حتمن برن ببینن
۱۱ خرداد ۱۳۹۴
یک عذر خواهی به مجتبی و یک عذر خواهی به
خودم بدهکارم..
شرمنده که نتونستم بیام و در کنار عزیزان باشم
و اون هم در جلسه ی فیلمی از عباس کیارستمی..
چرا از خودم عذر میخوام؟
می دونین چیه؟این سوالهای همیشگی و آزار دهنده و عین واقعیت از خودم..
که چرا سر خودتو شلوغ کردی؟کار و درس ... دیدن ادامه ›› سر جای خودش؟
مگه بقیه کار و درس ندارن؟از تو بیشتر هم دارن..
چرا بعضی وقتا ناچار میشی از علاقت بزنی..
علاقه ی زیاد و عجیبی که به هنر (سینما-تئاترو..) داری و خواهی داشت..
چرا باعث میشی گاهی کمتر فیلم ببینی..
در صورتی که میشه به همه چیز رسید سر جا و منظم..
صبر کن..صبر کن..
بذار یه ذره داری به خودت میای..
پاشو..
پاشو وقت کار و درسه!!
(اعترافات یک ذهن پریشان)
۲۵ خرداد ۱۳۹۴
مهدی جان عذر خواهی لازم نیستش

کم سعادتی از من بودش

ایشالا در برنامه بعدی ما

که چهارم تیر هستش

و جلسه اکران و نقد فیلم آپارتمان هستش

خوشحال میشم در خدمتت باشم
۲۵ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید