تیوال محمد جواد | دیوار
S3 : 20:55:32
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چطوری میشه پیمان قاسم خانی که کارهایی مثل سن پطرزبورگ ، ورود آقایان ممنوع ، مارمولک ، مسافران ، شب های برره ، هیولا و .... رو توی کارنامش داره یهو همچین فیلنامه ای برای فیلم خودش مینویسه!!!!!!!
خوب بد جلف 1 رو هم توی جشنواره دیدم ، طنزش برای من خوب بود و خندیدم.
ولی این هیچی نبود جز تکرار قسمت اولش.یه کپی بد از کار اول خودش .
نه تنها موضوع خیلی مسخره ای داشت ، حتی شوخی ها و قسمت های خنده دار هم نداشت ( من شاید در طول 2 ساعت فیلم 4 یا نهایتا 5 بار خندیم )
تازه فهمیدم که قرار توی جشنواره سال بعد قسمت سوم این فیلم هم ببینیم. خدایا شکرت .
چقدررررر با مطلبت موافقم! یعنی انگار خودم نوشتمش!
احساس میکنم به ستاره پسیانی گفته بود بشین بازی بهاره رهنما رو توی سن‌پطرزبورگ و مرد دوهزار چهره ببین،عینشو اجرا کن.
گریم ریحانه پارسا شبیه اندیشه فولادوند.
عقاب دو سر!
کلا همه چی همون فیلم‌های قبلی ... دیدن ادامه » که با هم میکس شده.
در نهایت هم که: ادامه دارد :|
یعنی قشنگ اینو که نوشت از “میانه” رفت رو “اصلا نپسندیدم”
۱۹ بهمن
بنظر من ک فوق العاده بانزه بود...خیلی بیشتر از نسخه اولش،البته بیس دقیقه ابتدایی فیلم چندان دلچسب نبود ولی از وقتی فیلم راه افتاد تا اخر اکثریت مخعطبا رو شدیدا خندوند و یه جاهایی هم نفس ادم از شدت خنده بند میومد
۲۰ بهمن
جناب دانش خوش به حالتون که انقدر خوب تونستین باهاش ارتباط بگیرین .
خنده ای چنان از ته دلم آرزوست :))
۲۱ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر این فیلم رو همون شب های اول میدیم شاید خیلی بیشتر لذت میبردم.
ولی وقتی تعریف و تمجید ها از یک فیلمی زیاد میشه قطعا آدم با انتظار بالایی برای دیدنش میره.مگر این که فیلم های قبلی کارگردان رو دیده باشی و با سبکش آشنا باشی که هرچقدر هم تعریف شنیدی پیش خودت بگی : هرچقدر هم این فیلم خوب باشه قطعا مورد پسند من نیست.
در مجموع فیلم خوبی بود . هم از نظر فیلمنامه و هم از نظر بازی ها . امیرآقاییِ خوب داشت ، پانته آ بهرامِ خوب ، علی شادمان خیلی خوب. حتی بابای هاشم که اسمش رو نمیدونم متاسفانه . ولی جواد عزتی به نظرم نشد اون چیزی که باید میشد.(بازیش توی ماجرای نیمروز و جان دار عالی بود . شاید همینجاست که نقش کارگردان معنی پیدا میکنه)
جدای از همه این ها یک اتفاقی که دلم میخواست بیافته تا بیشتر با جریان فیلم همراه بشم اینه که دلم میخواست فیلم کمی قبلتر از اونجایی ... دیدن ادامه » که شروع شد ، شروع میشد.
مثلا من فقط توی دیالوگ ها شنیدم که هاشم عاشق زنشه و میگه همه جلوی من دست به سینه وایمیسن ، من جلوی زنم دست به سینه هستم.
خب این که فقط حرفه.من نمیتونم تصور کنم یه گنده لاتی که به صغیر و کبیر رحم نمیکنه انقدر احساسات داشته باشه برای زنش.یا اگر هم انقدر احساسات داره دلم میخواست ببینم.ببینم یه گنده لات چطوری به زنش محبت میکنه ؟ اصلا خود بازیگر میتونه این کار رو جوری انجام بده که نه تنها زننده نباشه بلکه خیلی باورپذیر و دلچسب باشه ؟؟
به دلیل نشون ندادن اینها و همراه نشدنم با شخصیت ها وقتی اون اتفاق اولش افتاد برای من هیچ اهمیتی نداشت . چون اون شخص برام مهم نبود .
و من هم اون کار رو گذاشتم پای دیوونه بودنش نه پای آبرو و غیرتی که مصیب آخرش بهش اشاره کرد.
شاید بتونم بگم این فیلم خیلی خوش شانس بود که امسال اکران شد . چون فیلم خوب امسال زیاد نبود که بخواد باهاش رقابت کنه.
محمد جواد
درباره نمایش پسر i
چطوری حساب کردین که نمایش توی نوفل لوشاتو 70 تومن درومده ؟؟
توی همین سالن نمایش های خوب با قیمت 30 - 40 تومن دیدیم.
تازه نه تخفیف گروهی دارین نه وفاداری نه تخفیف روزهای اول.
من نمیدونم چون تئاتر توی نوفل لوشاتو میشه 70 تومن پشت بندش توی تئاتر شهر میشه 95 تومن یا چون اونجا شده 95 تومن اینجا میشه 70 تومن ؟!؟!؟!؟!

تخفیف روزهای اول که نذاشتن به جاش دو روز اول ۷۰ تومن و از روز سوم به بعد ۵۰ :)
جالبه، کاش دلیلش رو بگن.
۱۴ بهمن
پویا جان احتمال اولت عالی بوووود :))))

میثم جان امیدوارم به خداحافظی منجر نشه واقعا :((
۱۵ بهمن
پله پله دارن کم میکنن بلیت رو :)
عخییییی :)
۲۳ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع خاصی نداشت ( از این نظر که توی فیلم دنبال گره و داستان خاصی باشیم ) اما نگاه و روایت فیلم از زنان خانه داری که یا دیده نمیشن یا خیلی کم دیده میشن ( چه در خانواده و چه در جامعه و قانون ) به دور از دید فمنیستی برای من جذاب و دوست داشتنی بود.
بازی خانم معتمدآریا و آقای شکیبا هم خوب بود.
فقط ای کاش اگر بازیگری مثل خانم کوثری نمیتونن در کل فیلم لهجشون رو حفظ کنن ، اصلا لهجه نداشته باشن به نظرم بهتره.
کاری با لهجه ندارم ولی اولین بار بود از بازی باران کوثری خوشم اومد.
۱۳ بهمن
پیام فیلم و ناامیدی آخر فیلم رو دوست نداشتم، ولی بازی خانم معتمدآریا مثل همیشه فوق العادس
۱۴ بهمن
خانم یاسمن به نظرم اون ناامیدی هم واقع بینانه بود . چند درصد از آدم ها میتونن با وجود این همه موانع و مشکلات و سرزنش ها و انرژی های منفی موفق بشن ؟؟
۱۴ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم موضوع خوب و جالبی داشت.موضوعش درباره حق هایی بود که به سادگی ناحق میشه و خون هایی که به راحتی ریخته میشه.
اما کمی کشدار و طولانی بود ( فکر کنم 2 ساعت بود ) اگر مدت زمانش رو کم کنن قطعا جذاب تر میشه.
بازی خانم مقدم هم خوب و کامل بود .
ولی در کل فیلم احتمال باران اسیدی رو بیشتر دوست داشتم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرگ هر روز در میزند
و ما چنان زندگی میکنیم که گویا نامیرا هستیم.
باعث شگفتیست....
امیر مسعود جان بدون شما که اصلا صفا نداره :)

شیشلیک چه قابلی داره ماهایا جان :))
۲۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد جواد
درباره نمایش زیراکس i
وقتی کسی اسرارش رو فاش میکنه ، حتما دنبال راه حل جدیدی توی زندگیش میگرده.
با این دیالوگ یاد یه جمله از "اگه بمیری" افتادم که توی ذهنمه همیشه... دقیقش یادم نیست الان. ولی می‌گفت "قدیس، اونیه که نذاره اسرارش تا آخر عمرش فاش بشه." (البته شایدم بی‌ربط بود.)
۳۰ آذر
ارادت
۱۷ دی
سپهر خان عالی بود
۱۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب نیومدم که زندگی در تئاتر ببینم. ( هرچند که برای اجرای دوبارش لحظه شماری میکنم )
من دیشب اومدم که یه نمایشی با بازی ایمان جان صیاد برهانی و محمد جان برهمنی ببینم.
نمیدونم چرا بعضی ها توقع دارن یا داشتن که زندگی در تئاتر ببینن. همین زندگی در تئاتری که ما عاشقش هستیم رو خیلی ها دوست نداشتن .
ممکنه همون خیلی ها به دیدن این نمایش برن و خیلی بیشتر از زندگی در تئاتر لذت ببرن.و این به نظرم زیبایی هنر هستش.
من دیشب فهمیدم که ایمان جان و محمد جان انقدر هنرمند و توانمند هستن که برای نشون دادن هنرشون نیازی به دکور آنچنانی ، گریم و لباس عجیب غریب ندارن.
دیشب از اول اجرا یک لبخندی روی لبم بود که تا آخر نمایش همراهم بود.

محمد جان برهمنی دیشب برای اولین بار روی صحنه میدیدمت . قبل از این از هنر کارگردانیت لذت برده بودم.
اما دیشب یک لحظه دراماتیک داشت که پدر ... دیدن ادامه » میاد خونه و اون وضع رو میبینه ، توی اون لحظه با بدنت و با نگاهت بدون هیچگونه دیالوگ احساسی تونستی کاری کنی که من بغض کنم.دمت گرم واقعا.

و بی انصافیه اگر از محسن جان هم بابت موسیقی خیلی خیلی خوبش تشکر نکنم که نصف بار این نمایش روی دوش ایشون بود.دستت درد نکنه.

همین الان نوشت : نمیدونم اگر این نمایش رو بازیگران دیگه ای اجرا میکردن باز هم انقدر لذت میبردم یا نه!!! از دیشب دارم بهش فکر میکنم.

در پاسخ به سوال پایانیت به نظر من
عمرا !
۰۵ آذر
وقتی اینطوری حرف حساب میزنی ادم لج اش میگیره که نمیتونه هیچ رقمه مخالفت کنه و بحث رو باهات کش بده تا بیشتر کیفور بشه
۰۳ دی
مجللی به اندازه کافی دلتنگت هستم ، بیشتر از این زبون نریز :))
۰۳ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینجا همه چیز وارونه است !
شرافتمندترین آدمها به اردوگاه ها ، زندان ها و سلول های انفرادی منتقل میشوند اما اراذل و اوباش و پست ترین لایه های جامعه بر پیر و جوان و ثرومتند و فقیر حکمرانی میکنند.

آنه فرانک

از کتاب " خاطرات یک دختر جوان "
و ما همیشه در سکوت به همه‌چیز عادت میکنیم...
۲۷ آبان
و برخی هم درهمین حال فیلم و تیاتر تماشا می کنند و لذت می برند و نقد می نویسند و دیگران را هم به آن توصیه می کنند
۲۷ آبان
کاپیتان عزیز
به نظرم بودن و موندن شمار گوناگونی داره و یکی از مهمترین ارکان ش زنده نگه داشتن چراغ تاتر بینی و در کنار هم بودنه، در همه ی شرایط
ارکان هنر در هیچ شرایطی نباید تعطیل و سست بشه
۲۷ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز مادرم مرد... شاید هم دیروز، نمی دانم.
رمان بیگانه آلبر کامو با همین چند کلمه شروع میشه.این بی اهمیتی مرسو نسبت به مرگ مادرش خواننده رو برای رویارویی با یک شخصیت متفاوت نسبت به انسان های اطراف آماده میکنه.دقیقا مثل شخصیت جان براون که چند دقیقه بعد از شروع نمایش تو متوجه میشی این شخصیت متفاوت هستش از بقیه شخصیت هایی که دیدیم و میشناسیم.
کلمه مناسب هم دقیقا " متفاوت " هستش ، نه خاص . جان براون به دید بقیه خاص هستش چون توی دنیایی که آدم ها مدام در حال تکاپو و کارکردن و سَرَک کشیدن توی زندگی هم هستن ، دلش میخواد یه خلوتی برای خودش داشته باشه و فارغ از هیاهوی جهان هستی زندگی کنه.
مرسو هم توی " بیگانه " از نظر بقیه خاص بود چون موقع خاکسپاری مادرش گریه نکرد. چون بعد از مراسم خاکسپاری رفت سینما و فیلم خنده دار نگاه کرد .
در آخر داستان به خاطر قتلی که انجام داده محاکمه میشه . قاضی ازش میپرسه : الان از کاری که انجام دادی پشیمونی ؟؟ مرسو میگه نه ، فقط کمی خستم و دلم میخواد زودتر برم به سلولم و بخوابم . و مرسو از نظر بقیه دیوانه به نظر میرسه چون که متفاوته.مثل جان براون که اول فکر میکردن دیوانست ، بعد فکر کردن که فراریه و مدام فکر میکردن که چیزی رو داره مخفی میکنه.
اما کسی درک نکرد که جان فقط خستست و دلش میخواد فارغ از هرگونه هیاهویی بشینه توی تختش تا براش صبحانه بیارن.

جناب کوروش جان سلیمانی نمیدونم اگر نمایشنامه رو میخووندم باز همینقدر لذت میبردم یا نه.اما دیشب واقعا غرق لذت شدم.ممنون به خاطر شب خاطره انگیزی که برای ما رقم زدین . هم با نمایش خوبتون و هم با رفتار صمیمی و پرمهرتون و هم با آغوش گرمتون :)

سامان جان دارابی در حین نمایش دلم میخواست بیام وسط صحنه و بگم : اذیتش نکنین . چی کارش دارین ؟ بذارین استراحت کنه . یا نه ، بذارین زندگی کنه.
خوشحالم که حداقل بعد از نمایش تونستم بغلت کنم :))

خانم شه پرست ممنون به خاطر بازی خوب و زیباتون و شرکت در گفتگوی دیشب با وجود تمام خستگی که داشتین.

خانم اقبال نژاد دلم میخواد یک بار دیگه خرده نان اجرا بشه و بشینم روبرتون و با تمام وجود غرق در اجرای بی نظیرتون بشم.

#من_یک_تماشاگرم
چه خوبه بعد از مدتی یه نمایش نظر اکثر دوستان را جلب کرد
۲۲ آبان
جریمه تک رو ها با استاد جعفریان جان
۰۶ آذر
:))))))
۰۶ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد جواد
درباره نمایش برگشتن i
مریم : میدونی که چقدر دوست دارم . من که به جز تو کسی رو ندارم.
عماد : ای کاش منو به خاطر خودم دوست داشتی ، نه از روی بی کسی.
________________________________________________________
پیرزن : اگر اون زمانی که پسرم میخواست بره جلوش رو گرفته بودم ، لازم نبود الان برای نیم ساعت بیشتر موندن تو این طوری التماست کنم.
__________________________________________________________________________________________________________________

هرچند که موضوع نمایش و نحوه پرداختش تکراری بود اما کارگردانی خوب ، طراحی صحنه تقریبا متفاوت ، موسیقی زنده و خوب و بازی های قابل قبول باعث میشن که 60 دقیقه همراه بشی و احساس خستگی نکنی.
برای اولین بار بود که بازی خانم بینا رو روی صحنه میدیدم. لذت بردم از بازیشون هرچند که احساس کردم پتانسیل بازی ایشون روی صحنه خیلی بیشتر از این هاست اما ازش استفاده خاصی نشده.
مجید جان رحمتی هم هرچند که باید حالا حالاها تلاش ... دیدن ادامه » کنه تا بتونه بازی درخشانی مثل کریملوژی داشته باشه ، اما خب این جا هم بازی خوبی داشت.
از خانم رادمنش هم یادم نیست بازی قبلا دیدم یا نه ولی اینجا نقش پیرزن ها رو واقعا خوب بازی کردن.
خسته نباشید میگم به گروه اجرایی.
محمد جواد
درباره نمایش فاصله i
میخوام گله و شکایت نکنم ولی نمیشه گویا.
چرا تا 7-8 دقیقه بعد از شروع نمایش باید اجازه ورود داده بشه؟
و قشنگی داستان اونجاییه که خانمی 8 دقیقه بعد از شروع نمایش وارد سالن میشن ، آهسته میان و ردیف 2 میشینن ، بعد از 10 ثانیه پا میشن و از راهی که اومدن برمیگردن و زیر لب میگن که نمایش رو اشتباه اومدم !!!!! ینی مسئولین سالن به خودشون زحمت چک کردن بلیط هم نمیدن؟؟؟ اگر انقدر کار سختیه من حاضرم 3 روز در هفته به صورت رایگان بیام اونجا و بلیط چک کنم. اینطوری حداقل برای امواتم خدابیامرزی میگیرم از مردم.

در مورد خود نمایش هم باید بگم که متن تکراری داشت.پرداختش هم جدید و تازه نبود.میدونم که کار در حد دانشجویی بود ، اما خب متاسفانه نبود دکور ، گریم و طراحی لباس از کیفیت کار کم کرده بود.
بازی خانم ها از آقایان بهتر بود.فضای شاعرانه ای که قرار بود با خوندن اشعار اساتیدی ... دیدن ادامه » چون ابتهاج ساخته بشه ، متاسفانه برای من ساخته نشد.
و در آخر اگر نمایشنامه قوی و پرداختش درست باشه ، به حساب کار دانشجویی میشه از دکور و گریم و مابقی چیزها کمی چشم پوشی کرد.
پس براتون آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم که در کارهای بعدی متن های بهتری رو برای اجرا انتخاب کنید.
درود
مشکل نورپردازی رو حل کرده بودن؟
ولی خدایی صدای خواننده که آخرش خوند گوش رو اذیت نمی‌کرد (تنها نکته مثبت) و اینکه به نظرم جای اجرایی داشجویی توی جشنواره و محیط دانشگاست نه سالنی که بلیط می‌فروشه حرفه‌ایه.
۱۸ آبان
بله محسن جان حل شده بود . نور مشکلی نداشت.
با نظرتون در مورد صدای خواننده هم موافقم :)
۱۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کم کم فکر کنم با این نحوه بلیط فروشی روبرو میشیم :

خرید بلیط از شنبه 4 آبان 98

شروع نمایش از شنبه 6 اردیبهشت 99!!!
تاریخ فروشش جدی نیست..:))
۲۴ مهر
محمد جواد عزیز ؛))
۰۱ آبان
به نکته ی بسیار خوبی اشاره کردین ⁦⁦⁦⁦⁦⁦⁦ ⁦⁦⁦⁦☞ ̄ᴥ ̄☞⁩
۰۷ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه اجرایی با این تخفیفی که گذاشتن من یکی رو که ترغیب به دیدن نمایش کردن ، بقیه رو نمیدونم!!!!
خدا رو شکر توو حافظ اجرا میره..
پس بی اینکه به قیمت فکر کنم و حرص بخورم،کنار میذارمش..
۲۰ مهر
میثم جان من نیز :l
۲۰ مهر
لامصبا انگار دارن صدقه میدن..
"اگه وسط نشستید تخفیف نداره ولی اون گوشه موشه ها ده تومن کمتر بدین" !!!!!!


بهش میگم ..
۲۰ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و باز سیل تعریف و تمجید ها .
این داستان ادامه دارد ....
این داستان خیلی ادامه دارد.
هی به خودم میگم این جریان ها رو ایگنور کن. باز نمیتونم
۱۶ مهر
ای جااان سلام ویژه برسون :))
۱۷ مهر
همه جدیدالورودا :))))
۲۱ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما آدم ها به گذشتمون نگاه میکنیم حسرت میخوریم.
به آینده نگاه میکنیم میترسیم.
توی حال با تردید تصمیم میگیریم .
و خیلی راحت از کنار زندگی رد میشیم .
آقای محمدجواد. خواستم تشکر کنم. عکس دریافت شد. :)))) یادم نیست دیده باشمشون!!! یا اگر هم دیدم یادم نمونده! ؛)
۲۷ شهریور
بله، این احتمال هم هست که اون بخش از حافظه ام پاک شده باشه :))))
۲۸ شهریور
⭐⭐⭐⭐⭐
۲۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با تعریف و تمجید هایی که از این کار کرده بودم موفق شدم 6 تا از دوستانم رو همراه خودم به تماشای این نمایش ببرم.
خودم برای بار دوم دیدم و لذت نبردم . یعنی نذاشتن که لذت ببرم.
از خنده های بد و آزار دهنده 2 خانمی که پشتم بودن که حتی در لحظات دراماتیک هم میخندیدن گرفته تا ......
توی ردیف سوم به فاصله 4 تا صندلی بانو گلاب آدینه دوست داشتنی نشسته بودن.یه پسر جوونی هم کنارشون بودن.در طول نمایش با توجه به رفتارها و حرکات من فکر کردم ایشون برادر زاده یا خواهر زاده ایشون هستن و اگر نمیدونستم که خانم آدینه پسر ندارن میگفتم حتما پسرشون هستن.
این آقای مثلا محترم در طول نمایش کلی حرف زد.خانمی که دقیقا جلوشون بودن برمیگشتن با نگاه بهشون تذکر میدادن ولی فایده ای نداشت. و حتی در لحظاتی که بازیگر دیالوگ رو کمی به صورت ریتمیک اجرا میکرد ایشون بِشکن میزدن.(فقط حال من رو توی ... دیدن ادامه » اون لحظات تصور کنید)
تا این که نمایش تموم شد ، چراغ ها روشن شد و دیدم که این آقای مثلا محترم کسی نیست جز نویسنده نمایش!!!!
جناب آقای مهران رنجبر(رنج بر) من برای جامعه هنر بسیار بسیار متاسف هستم که هنرمندانی چون شما درونش قرار دارین.من با کلی ذوق و شوق به دیدن دوباره این نمایش اومدم ولی شما شب من رو خراب کردین.نمیبخشمتون. ای کاش متوجه بودید که هنر و فرهنگ هنر خیلی گسترده تر از اون چیزی هست که شما فکر میکنید که در بازیگری و نویسندگی و کارگردانی خلاصش کردین.
مجید جان رحمتی من رو ببخش که دیگه به دیدن این نمایشت نمیام و شاید حتی برای دیده شدن کارت تعریف و تمجید قبل رو نمیکنم و کسی رو برای دیدن هنر زیبات تشویق نمیکنم ( شاید الان عصبی و ناراحتم اینطوری میگم )

از همینجا به گروه محترم عزیز #من_یک_تماشاگرم اعلام میکنم که : خانه از پای بست ویران است / خواجه در بند نقش ایوان است .
با خاک یکسان شدم یعنی !!!
۲۶ شهریور
جناب misthyrming اول از همه این که ای کاش اسم راحت تری انتخاب میکردین ، چون مخاطب قرار دادن شما کار سختیه :)
دوم هم این که منزل خودتونه.
سوم هم این که بحث و گفتگو خوبه هاااا ، ولی جدیدا تیوال پر از تنش شده ، با ترس و لرز بازش میکنم :((
چهارم این که مورد سوم رو با ... دیدن ادامه » شما نبودم ، کلی عرض کردم .
۰۸ مهر
شت چه تجربه تلخی!! :D
۰۲ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالن سایه برای من داره تبدیل میشه به یک سالن خاطره انگیز.اجراهای اخیری که اونجا دیدم همشون متوسطِ رو به بالا بودن.
مثل نمایش های خرده نان ، لانچر ، مگس و حالا هم که کریملوژی.
چقدر این نمایش خوب بود.سراسر غرق لذت شدم . طراحی صحنه مختصر و خوب ، طراحی لباس عالی ، نور پردازی عالی ، متن خوب ، بازی هم که....
مجید جان رحمتی خیلی ناراحتم که تازه دیشب برای اولین بار بازیت رو دیدم و حسرت میخورم که چرا زودتر از این ها باهات آشنا نشدم.
اما خوشحالم که بالاخره دیدمت و شناختمت. خیلی خیلی لذت بردم از هنر زیبای بازیگریت.
در طول اجرا همراهت شدم. موقعی که زن ناصرالدین شاه شدی خندیدم و موقعی که تعزیه اجرا کردی اشک ریختم.حتی زمانی که ترکی حرف زدی با این که متوجه نشدم انقدر خوب و شیرین بودی که خندیدم و کِیف کردم.
امیدوارم بیشتر و بیشتر روی صحنه ببینمت و لذت ببرم.

پ.ن : قبلاها ... دیدن ادامه » وقتی میدیدم بازیگری تپق میزنه و سوتی میده ( در حد کم ) میگفتم اشکال نداره.آدمه بنده خدا ربات که نیست.
اما بعد از دیدن بازی مجید رحمتی پذیرفتن این موضوع اصلا برای من قابل قبول نیست.الان میفهمم که تپق زدن فقط و فقط به خاطر نداشتن تمرین کافی و سرهم بندی نمایش و زود اجرا رفتنه.

مجید جان رحمتی در شب های آخر حتما باز به دیدنت میام.

توصیه : دوستانی هم که قصد دیدن دارن لطفا زودتر اقدام کنن.نذارید برای شب های آخر و خارج از ظرفیت و اصرار برای تمدید.(مثل لانچر)
محمدجواد درود
حالا که با "سایه" حال می‌کنی "ستاره‌شناس" رو هم ببین؛ نزدیک به یقین خوشت میاد.
۱۳ شهریور
برم؟خوبه؟
۱۴ شهریور
اقا سپاس از محبت و‌انرژی خوبتان
۱۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد جواد
درباره نمایش گریزلی i
جدایی : از دوست ، محبوب ، خانواده ...
رفتن : از رابطه ، وطن ، دنیا ...
رسیدن : به معشوق ، آرزو ، هدف...

همه ما قطعا این موارد رو تجربه کردیم.برای هرکسی خاطره ای باقی مونده خواه تلخ خواه شیرین.
برای همین وقتی کسی میشینه روبروت و از سرگذشتش برات میگه ، اگر عین همون موضوع رو تجربه نکرده باشی ولی قطعا یک گوشه از ذهنت مورد مشابهش رو داری و همین کافیه تا توی چشم های اون طرف نگاه کنی و بگی : " آره میفهمم ، خیلی سخته "
مهدی جان حسینی نیا دیشب وقتی یک دقیقه وقت خواستی تا یه موضوعی رو برامون تعریف کنی ، فکر نمیکردم یک دقیقه انقدر زود تموم بشه.باهات همراه شدم ، خندیدم ، درد کشیدم ، غصه خوردم.جوری که در انتهای یک دقیقه میخواستم توی چشمهات نگاه کنم و بگم :
آره میفهمم ، خیلی سخته .

خسته نباشید میگم بهت.
حیف که گفت و گوی بعد از نمایش رو از دست دادم.
برای شما و باقی ... دیدن ادامه » عوامل آرزوی موفقیت میکنم.
اصلا فکر نمیکردم انقدر خوب باشه و انقدر درگیرم کنه
ساعت 5:30 صبح بیدار شدم دیدم هنوز دارم بهش فکر میکنم !
۰۶ شهریور
نیلوفر خانوم وای عالی بود :))))))
۰۶ شهریور
ممنون از شما
۰۶ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پال ریچ : با پول خندیدنم رفتم یه چیزی خریدم که اصلا خنده نداره ....
( به خاطر حافظه قوی که دارم فقط همین قسمت یادم مونده :) )

فضاسازی ، طراحی صحنه ، طراحی لباس و گریم خوب و درست بود.بازی کوروش جان شاهونه و حسین جان منفرد هم که از قبل میدونستم حتما درست و خوبه و دلیل انتخاب این نمایش دیدن بازی این دو عزیز بود که انصافا هم دلیل درستی بود.(البته که جناب افسری هم نقش بسیار مهمی داشتن در بازی این دو عزیز )
در خنده حضار ما شاهد داستان کوتاهی هستیم که با وجود کوتاه بودن جامع و کامل هستش.هرچند که جای پرداخت بیشتری هم داشت اما بعید میدونم که در 50 دقیقه (که علت کوتاه بودن نمایش هم جناب افسری توضیح دادن ) میشد از این بهتر بشه.

دیشب بعد از دیدن نمایش گفت و گویی انجام شد با عوامل کار.بخش بیشتر گفت و گو درباره این بود که چطور میشد این نمایش رو بهتر از اینی که الان هست اجرا کرد. چه در نور پردازی چه در بازیگری و چه در پایان بندی.(البته همینی که الان هست برای من خوب و لذت بخش بود )
اما موضوعی که دیشب ذهن من رو درگیر کرد این بود که خود من تا الان خواسته یا ناخواسته با رفتارم یا با کلامم چقدر دلخوشی ها و لذت های کوچک یا بزرگ اطرافیانم رو ازشون گرفتم بدون توجه به این که در حال حاضر اون دلخوشی شاید تنها چیزی هست که اون داره.
گفتن جمله "رنگش بهت نمیاد یا مدلش قشنگ نیست "به کسی که با کلی ذوق لباس جدیدی خریده تا بیشتر دیده بشه و بیشتر بهش توجه کنن.
یا گفتن جمله " آخه پراید هم شد ماشین "به کسی که با کلی تلاش و زحمت یک ماشین قسطی خریده که بتونه روزهای تعطیل با خانوادش بیرون بره.
یا جمله " تو چه فکری پیش خودت کردی که توی این سن تازه داری میری کلاس "
شاید من یا اصلا ما خیلی از این جملات استفاده کرده باشیم بدون این که بدونیم اون چیزی که داریم در موردش نظر میدیم تنها دلخوشیه اون طرفه. و به جای تشویق کردن و دلگرمی دادن اون آدم رو خوردش کردیم.شاید به ظاهر با خنده جواب ما رو بده ، اما ما نمیدونیم که چه چیزی رو درونش از بین بردیم.
پال هم تنها دلخوشیش خندوندنه آدم ها بود . مهم نبود انتهای نمایش چطور تموم میشه ، از نظر من پال وقتی مرد که آدم های اطرافش دیگه بهش نمیخندیدن حتی برای دلخوش کردنش.

جناب افسری عزیز بسیار بسیار از زحمات شما و دوستانتون تشکر میکنم که هنوز دل نگران هنر نمایش هستین و خیلی شرافتمندانه به اصول خودتون پایبند هستین.
و ... دیدن ادامه » این رو بدونید که علاوه بر دنبال کردن کارهای آقایان شاهونه و منفرد از این به بعد با جدیت کارهای شما رو هم پیگیری میکنم.
و تشکر ویژه میکنم از شما بابت صبر و حوصله ای که به خرج دادین و خیلی گرم و صمیمی از ما و نقد ها استقبال کردین.


سلام و عرض ادب .

نظرت هم مثل خودت صادق و دوست داشتنی و‌ عمیق بود برادر ...
ممنون از انرژی خوبت که همراه ما بود و هست .
ممنون از دیدگاهت که باعث شد خودم کار رو از یک منظر متفاوت ببینم ...
به امید دیدار رفیق

ارادت.
۲۸ مرداد
همیشه به بیزی های خوشی و شادی
:))
۳۰ مرداد
موتوشکرم :))❤❤
۳۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید