آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال مهرداد کیا | دیوار
S3 : 21:49:50 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
از پروفسوری استرالیأیی و خیلی این کاره در اجرا و تحقیق و تدریس تئاتر پرسیدم

اجرای نمایش نامه‌ای مجازی - اینترنتی رو میشه تئاتر خواند ؟

جواب آمد ؛ رسم دیرانه این مکتب در آنست که حد اقل یک نفر تماشاچی در حضور بازیگر داشته باشد

جواب دادم ؛ می‌توان چالشی بر انگیخت که تکنولوژی تک برگ برنده‌ای ایست در این روز‌های شوم ؟

جواب آمد شاید، اما من آن را تئاتر نمیدانم

حالا دیگر خود دانید ...

نظر شما چیست ؟
›› تا ۲ پاسخ


ممنون از تلاش شما و به اشتراک‌گذاشتن این موضوع
۱۴ اردیبهشت
چه گفتگوی خوبی
سپاس از انتقال این تجربه و نظر ...
۱۵ اردیبهشت
با درود نمیدونم تئاتر بودن یا نبودن این شکل کار چه اهمیتی داره و اصولا این پرسش به چه کاری می آید ؟ چیزی که مسلمه اینه که اینروزها شرایط به گونه ایست که کاری غیر از این (فارغ از این که بپسندیم یا نه که البته من نمیپسندم ) نمیشه کرد و شرایط که به حال عادی برگرده مطمئن باشید همه چیز سر جای خودش برمیگرده و اتفاق خاصی نخواهد افتاد اصولا این پرسش جای طرح ندارد و علاقه مندان هم میتوانند از منابع مختلف ومعتبر تعاریف مختلفی که از تئاتر شده از ارسطو تا به امروز را نگاهی کنند. ضمن اینکه خیلی کارهایی که پر تماشاگره و به اسم کارهای اوانگارد کلی هم مورد استقبال قرار میگیره که بعضی از اونها رو بنده هم دوست داشتم قطعا در تعریف تیاتر و نمایش نمیگنجد
۱۵ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آرامش عموم مهم است

امیدوارم از این تریبیون بشه به مجریان این اجرا پیشنهاد فرستاد که ادامه کارشون رو جهت آرامش عموم در محیط شخصی‌ پرده‌های تصویری منازل خودشون انجام بدهند
مهرداد کیا
درباره نمایش شیر خشک i
برای دوستانی که اشتیاق دیدن این کار را داشتند، از خبر‌های بد شرمنده ...

طول برنامه نزدیک به ۲ ساعت، بی‌ کلام از اول تا آخر، موزیک گوشخراش تا مرز جنون، اجرا خسته کننده تا بستر مرگ
- اهل آهنگ‌های اجتماعی و سیاسی سایکدلیک راک و پانکی هستین ؟

- نقش سیاست‌ها و ایادین مختلف بخصوص مسیحیت را در مورد مصائب محلی، قاره یی هر چی‌ سیاه پوست و قهوه‌ای پوست هست شنیدین ؟

- از کار‌های سرگرم کننده پر دردسر ساز صحنه و دکور برای کارگردان و مدیران صحنه و بازیگران و جیب تهیه کننده خوشتون میاد ؟

خب : اگر بین ۲ تا ۳ پاسخ مثبت به بالا جواب دادین بفرمایید ببینید، دکور دار تر و گریم دار تر و موزیک دار تر و سرگرم کننده تر از مورد‌های مشابهی این روز‌ها ... دیدن ادامه ›› در صحنه هست

- اگر دنبال دغدغه هستین و متن محشر و دیالوگ‌های ماندگار و اجرای عالی‌ و بازیگری درجه یک مطرح هست براتون، این برای شما مناسب نیست، تشریف نبرین

و حالا بقیه ش، چند خطی‌ از قسمات‌های ویژه‌اش :

هر آنکه از بدن من بخورد، و هر آنکه از خون من بنوشد، به ابدیت خواهد پیوست ..... آیه بسان از سوره فلان انجیل مقدس

شاهد جیسوس بودیم که هم صلیبش رو چند بار کشید اینور، چند بار کشید اونور، بعد هم بردنش بالا که از دور مناظره داشته باشه به سر بقیه چی‌ دارن میارن

بچه آفریقایی فقط گشنه نبود، به قولی‌ از خود متن اجرا، پشمک رو برای اولین بار از دور دیده بود، میچرخید اینور اونور دنبالش

هر دوتا عمو‌ها بودن، هم عمو ایمپریالیست و هم عمو کمونیست، کشیش مکار هم بود که جادو بخونه برای سیاهی لشگر عموم

یک خانوم مشهور سلبریتی هم آخر کار اومد (فکر کنم آنجلینا جولی بود) جایزه بگیره به خاطر کار‌های بشر دوستانش با نطقی تنظیمی و لب خوانی ایشان و صدای پدر روحانی

حرف اول این برنامه بدون تعارف آلبوم مشهور پرفکت سیرکل هست که توصیه می‌کنم درباره شون در ویکیپدیا بخونین، چندین آهنگ اون سی‌دی معروف اموتیو Emotive اجرا شد، با کاملا اجرا متفاوتی از Imagine جان لنن که به همراهی ویدئو آرتی از ظلم جهانی‌ بالای سر جیسوس ملکوتی پخش میشد

با همه کمبودی ها، اجرای سرگرم کننده‌ای هست از اینکه چی‌ نباید میشد یا نباید میبود. حرف‌های اساسی‌ مشکلات اجتماعی و سیاسی و ادیانی این دنیا را تا حدی سطحی مطرح کرد ... اما برای فهماندنش و به دغدغه انداختن دانشش سطح دیگه‌ای از متن و نویسنده و بودجه و غیره می‌خواست

مهرداد کیا
درباره نمایش شک i
َشک = َکشکی َکشکولی و کِشدار و ُکشین
مهرداد کیا
درباره نمایش آواز قو i
آشنأیی پرسید خوب بود ؟

گفتم به اندازه تلاش خوب Swan Song بازیگری ۷۵ ساله که پایان خودش را هنوز هم می‌خواهد باشکوه بسازد
مهرداد کیا
درباره نمایش دریم لند i
برق شهر رفت، نور دریم لند نرفت

اوه چارلی ...
نویسنده، کارگردان، تهیه کننده، بازیگر نقش اول از حضار خواست در مورد این اجرا بنویسیم ...

۱- جدا از مسئولین سالن، عوامل خود اجرا نقش مستقیمی‌ در اشکال بی‌نظمی دیشب این کار داشتند

۲- کاری اجتماعی نیست. حقیقت کمدی نبودنش را هم نمیشه نادیده گذاشت، مبادا که فرد دیگری زجر دیدن متنی سکسیست جهت خنده‌های بیمورد و سطحی جنسی‌ را تحمل کند. اگر هشت ماه طول کشید به این جا برسد، ۸ ماه هم لازم هست این خراب کاری از ذهن تماشگر صحنه‌های نمایش این جامعه پاک شود
حمیدرضا مرادی و آذرمهر این را خواندند
nahal_ng این را دوست دارد
ازونجا که تعریف جهانی ؛سکسیست؛ با اونچه در شبکه های اجتماعی ایرانی متداول شده تفاوت بسیار زیادی داره...میشه نتیجه گرفت که هدف اصلی و اولیه استندآپ که خنداندن مخاطب هست رو بخوبی برآورده کرده و انرژی مثبت دریافتی وقتی که یرای دیدنش از دست میره رو جبران میکنه(بوی
زه زمان هدر رفته در ترافیک)
۰۴ اسفند ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر‌های خوب هم در جشنواره پیدا میشه

۲ جا بلیت داشتیم، یکی‌ سنگلج ساعت ۵، یکی‌ سرو ۷

تو راه اولی‌ یک پیام آمد؛ اجرا سالن سرو برای ساعت ۷ موکول شده به تاریخی‌ دیگه، دوبار هم از طرف مسئولین زنگ زدند که اطلاع بدهند، یا بلیت‌ها رو انتقال بدن یا پول پرداخت شده برگشت بشه به حسابتون. نسبتا منظم، با مسئولیت مناسب، انجام شد

رفتیم اجرایی از استان ایلام در سنگلج، در ورودی ۲ آقای جوان آمدند جلو، خوشامد گفتند، کد را اسکن کردند، دفترچه کامل جشنواره با اجرا‌ها و نقشه و همه چی‌ دادند. خود اجرا کاری بود معمولی‌ با لباس‌های رنگین محلی

۶:۲۰ سنگلج تموم شد. تو لیست برنامه‌ها چک کردیم دیدیم حافظ یک اجرا داره ساعت ۸:۳۰ ، بغلش هم سالن فردوسی اپرای ... دیدن ادامه ›› عروسکی عشق رو نشون میده ساعت ۷:۳۰ - رفتیم به اون سمت بدون بلیت

حافظ گفتند پر هست ولی‌ چند دقیقه زود تر بیاین اگر جا بود. رفتیم فردوسی بغلش، اون هم پر بود ولی‌ داشتن میرفتند تو. چندین‌ها نفر دم در تو صف بودند، از ۲ جوان دختر و پسر جلویی پرسیدم بلیت دارین، گفتن نه. جواب دادم اگر این نشد میرم حافظ برای نمایش فلان ساعت ۸:۳۰. دو تأیی گفتن‌ای وای، یعنی‌ صادقانه گفتن اون جوری بود، توضیح هم پرسیدم و دادند ، یعنی‌ که ...

موندیم تو صف، مسول میگفت اجازه بدین بلیت دار‌ها با شماره صندلی بروند بنیشینند، بعد بقیه با بلیت ولی‌ بی‌ شماره صندلی. ، بعدش هم صفی ها، چند تا چند رفتیم تو ....جای خالی‌ بود بفرما، یه چند تایی هم نشستند رو پله ها

اپرای عشق ...

و شد این شبی‌ ولنتاینی در شوریده پس کوچه‌های رسوأیی صنعان و دختر رستا از فریدالدین عطار نیشابوری
شاید باید این سوال را در مورد جشنواره پرسید : یک آمار سنجی بلیطی خودمانی

با اینکه تیوال نقشی‌ در عرضه و فروش جشنواره امسال نداره، از کاربران تیوال که این نوشته را میخوانند تقاضا دارم لطفا ذکر کنید چند تا نمایش از این جشنواره را بلیت به هر طریق و صورتی‌ تهیه کرده و قصد دارید که ببینید ؟

جهت اینکه از آغاز جواب شخصی‌ خودم ملاک درست یا نادرست این عمل نباشه، اجازه میخوام پس از چند ساعت جواب خودم را اضافه کنم
›› تا ۴ پاسخ




من نمایش های که دوست داشتم ببینم پر شد :(
او ، ابلوموف ، دستور العمل های پرواز
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
هیچ اجرایی
۲۴ بهمن ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مهرداد کیا
درباره نمایش نامه نویس i
این مونولوگ از بازیگری تواناست که حرف باهات داشت، نگاه در چشمات می‌‌انداخت که از متن نامه هاش از دل و جون بگه، درست مثله اینکه میگفت مهم نیست فقط چند تایی تک و توک هستین تو این سالن، رو صندلی‌هاتون بیدار باشید، من اینجام و حرف نامه هام هنوز تموم نشده باهاتون

کاربر محترم دیگری از دکور این نمایش تحسین کرده بود. حقیقت داره. در عین سادگی‌ یک دکور ناستالژیک رویأیی پرداخته شده از تیکه پاره‌های روزنامه‌های خیلی خیلی سال‌های دور، و لندن آلن بنتی که دیگه نیست، از پاکت‌های خالی‌ شده از نوشته‌هاشون در صندوق زمان ...

گویم ربطی‌ به متن نداشتند اون چهره‌های آشنا و ناآشنا گم شده در سایه‌های سپید و سیاه سپری شده فراموشی تیکه روزنامه ها، اما نمی‌شد نگاهت نره اونجا، تند تند نخونیشون تا وقت هست و بازیگر دوباره با اون عینک هاش برگرده سراغ چشمات، ... دیدن ادامه ›› بگیرتت

گیتار زنی‌ آروم هم در کنار صحنه با ملودی هاش یواش یواش این بازیگر و اون دکور را تا پایان همراهی کرد

از سالن و نور و شاید چیز هائی دیگر همانند نام گروه باشه این اجرا، اما این اجرا آماتور نیست، دیدنی هست ...
به نظر من عقب مانده نبود، خروسی بود که تخم کرد

حیف شد مثبت هاش؛ دکور و گریم و لباس و موزیک و اون دو صحنه ملکه با عاملش و صندلی‌ گهواره ای، حتی عوامل اجرأیی صحنه ها

اما بقیه‌اش از متن و پیام و گیرأیی خیر، حوصله‌ها از نیمه سر خواهند رفت
وقتی جناب پاکدل روی صحنه اومد که حوصله من کامل سر رفته بود و اومدن ایشون هم کمکی به داستان نکرد
۲۵ دی ۱۳۹۷
با بخش پاکدل موافق نبودم. ولی خوبی کار زیاد بود دیگه اونم بهش بخشیدم
۲۵ دی ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نکات شنیدنی فراوان دارد، مملوّ از خشم در دنیای به هم ریخته مردی که در قالب چندین مبادله تعویضی بین مرد، پدرش و چهار زن مطرح زندگی‌ آشفته‌اش، در جوار تابوتی از کتاب به صحنه آورده شده

مرد همان پسریست که فقط می‌خواهد یک نویسنده باشد، گر چه خشمگین و گله مند و بسی‌ تند و بلند، اما عملکرد قدرتمندانه و مسلط بازیگر مرد از نکته‌های دیدنی‌ این کار است

`و به این ترتیب راه عبور بیماریهای روانی‌ باز شد، آن جا مردمانی هستند که نمیخوابند`
رسوایی نوین در تشنه دشت تاتر این سرزمین

درهم، بلند، شلوغ، بی‌ تربیت، هجو، بیهوده، پوچ
بنظر میاد این روز‌ها هر کاری تو اسمش " ژ " داره، در موردش حرفه و از لیست خارج
سپهر، رضا غیوری و جهان این را خواندند
محمد لهاک و بابک این را دوست دارند
حتماً عربها تصمیم گیرنده هستن :)
۰۸ مهر ۱۳۹۷
اقای جعفریان عالی بود :))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
۰۸ مهر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کار نسبتا متفاوتی که هست

جالب این که آنطوری که با دینگ - نوای امضأیی این کرگردان دینگ ۱۹۱۴، دینگ ۱۹۱۸، دینگ ۱۹۳۰، دینگ ۱۹۴۴، دینگ ۱۹۵۳، دینگ ۱۹۶۴، دینگ ۱۹۶۶، دینگ ۱۹۷۱، دینگ ۱۹۷۴، دینگ ۱۹۷۷، دینگ ۱۹۸۴، دینگ ۱۹۸۶، دینگ تأ طرف‌های ۲۰۱۱ .... خوانده میشدند، ذهن من به آن سال‌ها میرفت، در سرزمینی دور، به تاریخ اون زمان ها، به بعضی‌ خاطرات خودم و بدون هیچ ربطی‌ به این اجرا

اینکه از تاریخ میگه، درست نیست. اینکه بگیم از ازدواج سفید دو نژادی طرف‌های ۱۹۰۰ میگه؛ نه، فکر نکنم، دور از باوره. از این که درون فلسفیه، نه برای این تماشاگر

مسیر این نمایش رو راحت میشد دنبال کرد، داستانیه، کم خرده‌ای پیچ دار، ذهن مسافر من بر میگشت و مسیر نسبتا ۱۱۸ ساله این خانواده خارجی‌ متفاوت رو باهاشون ... دیدن ادامه ›› ادامه میداد، می‌خواست بدونه آخر و عاقبت این‌ها به کجاست. میدونستی راه دوری نمیبرتت اما دوست داشتی بری باهاشون، در گیر کننده نبود، سرگرمت میکرد

با این خلاصه دید، و یکی‌ دو تا از نظرات دیگر آشنایان تیوالی و مصاحبه با کارگردان که امروز صبح اضافه شده، بنظرم انتخاب متناسبی برای گذرندان پایان شبی در تئاتر هست
مهرداد جان کیای عزیز ممنون از تشریف فرماییتون و یک دنیا سپاس از اینکه نظرتون رو با ما به اشتراک گذاشتید
شاد و سربلند باشید
۰۴ مهر ۱۳۹۷
باسلام
از اینکه نمایش مارا تماشا کردید بسیار ممنونیم
۰۶ مهر ۱۳۹۷
سرکار خانم مینا
به روی چشم حتما اعمال خواهد شد
۰۶ مهر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مهرداد کیا
درباره کنسرت-نمایش سوگ i
شانسی‌ میری و کار نابی از آب در میاد

نمایش نبود

کنسرتی بیش سنتی کم تلفیقی با همراهی حرکتی یک ناشناس چهره‌ای پنهان در حریر

"پائیز آمده است و من تماشگر برگریزان درخت چنار با قامتی راست ایستاده‌ام و نفس میکشم، من نفس میکشم با عمیق‌ترین دم‌ها و باز دم ها، درونم پر میشود از بادهای خنک پائیزی و لرزه‌ای بر اندامم می‌‌اندازد ... دیدن ادامه ›› و میگذرد

دلم می‌خواهد بروم بر روی پشت بام و زیر پشه بندم بخوابم و از توی پنجره‌های توری ستاره‌ها را بشمارم؛ یک ستاره، دو ستاره، سه ستاره، اوه - یک ستاره دنباله دار ... "
روزگاری یک فرسخ مسیر دوری بود، چند فرسخ خیلی دور تر، چند روزی راه

این من در آوردی " کواد‌انگل" تراژدی عاشقانه چندین‌ها فرسخ دور از هر چه تاتراباد

کار خوبی‌ نیست؛ هماهنگی جالبی‌ در کار دیده نمیشه، بازیگری تقریبا نداره، اشعار بی‌ معنی‌، صداها گوش خراش، دکور هیچ، گریم هیچ، ریتم و انتخاب موزیک‌ها نامیزان، حرکات در صحنه ناهماهنگ ...

طرح ترافیک لعنتی بعضی‌ اوقات مجبور میکنه اجراهأی از ۱۹:۳۰ به بعد انتخاب کنم, شبم رو نمایش شاهکار در مورد جمال زاده نجات داد، وگرنه کابوس این بد‌اجرای نتردام حالا حالاها ...
جدا انقد بد بود؟! تعجب کردم از سه تا یک ستاره!
۳۱ مرداد ۱۳۹۷
ولی خوشبختانه من پس از دیدن این نمایش لذت کافی را بردم
۰۲ شهریور ۱۳۹۷
متاسفانه من با هاتون مخالفم چون بنظرم من همچیز عالی و بینظیر بود ریتم .گروه پرفورمنس و...و ویدئو آرت جایگزین دکور شده تو این کار.
۰۵ شهریور ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مهرداد کیا
درباره نمایش مترسک i
یه خروس باید بخونه

خروسی که درد همه دنیا به دل اوست،

همونی که فریاد میزانه ` من هنوز هستم، هنوز هستم `

چرا همه تون دارین به من نگاه می‌کنین ؟

نمایشی نقدین از خود کامگی و قدرت ، این چهار صندوق مترسک شده کار ارزشمندیست از گروهی یکدست و کارگردانی خوشدست که برای من میپرسه کاوه زمانه کجاست، آن ... دیدن ادامه ›› خروسی که صدایش را خفه‌اش نمیتوان کرد کجاست ؟

دوست داران نقدی کوتاه اما به جا از چهار صندوق بهرام بیضایی و به نوشته پرویز جاهد لطفا در گوگل نگاهی‌ بیندازید

این کار دیدنی‌ هست ...
کیا گرامی با سلام
ممنونم از توجه شما.
من در مورد نقد آقای جاهد اطلاعی نداشتم. حتما خواهم خواند.
مقاله دیگری هم هست تحت عنوان: نقد جامعه شناختی نمایشنامه ی چهار صندوق بهرام بیضایی. شاید برایتان جالب باشد در آدرس زیر:
https://goo.gl/Q1DNhM
۰۵ مرداد ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مهرداد کیا
درباره کنسرت-نمایش لیلا و چند مسافر i
کنسرت - نمایش در تیترش بود، خودش نبود

گروه ارکستر بود، تنها آمده بود

بازیگر داشت، نمایش نبود، تاتر نبود

روح نداشت، گریان، سرد و سنگین، تنها

سالن پر، چهره‌ها تلخ، مسموم