آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال میترا | دیوار
S3 : 18:13:21 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
میترا
درباره فیلم نبات i
فیلم رو خیلی دوست داشتم
فکری که در روابط عاشقانه ایجاد میکرد که همیشه اونی که میره مقصر نیست شاید اونی که اجازه رفتن بهش میده هم مقصره
و تاثیر کارمای عشق و تاوان خیانت به عشق و پشیمونی از اشتباه روی زندگی ها خیلی خوب نشون داده شده بود.
شهاب حسینی عالی بود .ساده ،روان، جذاب، درست و دقیق بازی کرد که بازی نه واقعا شکست عشقی رو زندگی کرد.
و بازیگر دختر کوچولو خیلی خوب بخصوص تو صحنه فروش محصولاتش به باباش یاد خودم افتادم :)
نازنین فراهانی در صحنه کتک زدن خودش خیلی عالی بازی کرد...

۱۰/۷
میترا
درباره نمایش کریملوژی i
ما واقعا بازیگر خووووب و درجه یک در تئاتر کم نداریم
آقای رحمتی خیلی خوب بود.
نمیدونم چرا جذب این نمایش نمیشدم اما حالا که دیدم اول از هرچیز بازی خیلی خیلی خوبه اقای رحمتی برام جذاب بود.
خسته نباشید خسته نباشید خسته نباشید

فک کنم یکباره دیگ باید ببینم :)
بازیگرهای خوبی داریم که بازی نمی کنند
یا بازیگرهای خوبی داریم که بدیگر خوب بازی نمی کنند..
امیر شمس، امیر نوروزی، محمدرضا علی اکبری،
مازیار سیدی، اسماعیل گرجی، ایمان صیاد برهانی..، اوا شریفی
مهدخت مولایی، آوا تدین و چند نفر دیگر که حضور ذهن ندارم..
ستاره پسیانی هم خوبه ولی دبگر برایمان تکراری شده..
و البته مجید رحمتی ... دیدن ادامه ›› بازیگران خوبی هستند...
رحمتی واجد چیز دیگری هم هست.. خلاقیت و تمرکز‌..
و خوش شانس بوده رضا بهرامی فرصت بروز را بهش داده..

معجونی که تباه شده است فعلا..
کاظم سیاحی فرصت بروز نداشته..
مانده رضا بهبودی که همچنان می درخشد..
پیام دهکردی که بازی نمی کند...

۱۱ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میترا
درباره فیلم مطرب i
واقعا حیف......
میترا
درباره نمایش کمیته مشترک i
بگیم یک ابتکار جدید یا یک اثر ضعیف؟
کلا و تحت هیچ شرایطی سفارشی سازی رو نمیپسندم
میخواد شبی که ماه کامل شد باشه یا میخواد این کار.
پس نقش دغدغه کارگردان و نویسنده چی میشه؟
تفکر حاکم بر نمایش رو قبول دارم و به شدت توضیح بعضی از قسمت های این نمایش برای نسل ما لازم هستش اما اینکه چطوری توضیح داده بشه خیلی مهمه. دغدغه پشتش چیه؟ به چی میخوایم برسیم؟ هدف چیه؟ وای اگر اون هدف مادی باشه..... گند زده میشه به همه چی. از فرهنگ و هنر بگیییر تا همه چی :)
تفاوت از کالاندولاس تا ... دیدن ادامه ›› کمیته مشترک

اما از حق نگذریم گروهی کار کردن و انجام یک کار و هدف مشخص بصورت گروهی در این نمایش قابل تحسینه و گفتم که خیلی خوبه هنرمند بگرده ببینه تو جامعه چه نکات ارزشمندی در حاله کمرنگ شدنه اونا رو برای اون نسل حاضر پررنگ کنه. در این دو مورد آفرین
خسته نباشید

۱۰/۲
خانم ممنونم از لطف حضورتون و ممنونم از اینکه نظرتون رو به اشتراک گذاشتید
اما واقعا این کار نه سفارشی هستش و نه تحریف شده
صد درصد منابع مالی تولید اثر شخصی است و دغدغه صاحب اثر ((انسان با عقیده ))
ماهیتی که به لطف ...... به دست فراموشی سپرده شده
آدمها امروز هیچ آرمان و عقیده ای ندارند و از همه بدتر توهم توطئه دارند ، هدیه ای بر آمده از ....
اسناد موجود در ساواک صحت این ... دیدن ادامه ›› اثر را اثبات می‌کند
برای ساخت اثر بیش یکسال تحقیق و پژوهش از زندانیان با تفکرات مختلف از چپ و اسلامگرا کمونیست گرفته تا ....
صورت پذیرفته است
ریز ترین نکات از جنس و رنگ پتو ها گرفته تا لباس و..... به عینی ترین شکل بر اساس اسناد ساخته شده
تمام بازیگران طی جلسات مختلف با زندانیان سابق کمیته مشترک به مصاحبت نشستند تا در درک نقش هیچ اغماض و اهمال و تغافلی صورت نگیرد
در هیچ کجا اثر نه نسبت به رژیم گذشته و نه دولت فعلی سمت و سویی پیدا نمیکند
جاوید یا مرگ بر کسی جز ظالم گفته نمیشود



زندان هیچ زمان جای متفکران و اندیشمندان نبوده و نیست این شعار نمایش ماست
۰۶ بهمن ۱۳۹۸
سلام جناب لهاک...
ضمن احترام
اولا شعارتون اشکال داره.
از خودم میگم ...به عنوان یک فعال مدنی در سال ۸۸ با فریب خوردگی و یک تفکر پوشالی و (( بدون هیچ معیاری )) و به دلیل شرایط سیاسی و حزبی و تشکلی قاعدتا یک اندیشمند در عرصه سیاسی بودم. زندان باعث تنبیه ،تنبه و تربیتی شد که من به درک بیشتر حقیقت برسم ؛ پس شما با کسی حرف میزنید که شعار نمایشتون دقیقا به درست ترین قسمت زندگیش طعنه میزنه.
ثانیا: بنظرم اساسا تا زمانیکه جهل در این دنیا هست، متفکر جماعت باید قسمتی از ... دیدن ادامه ›› عمرش توی زندان باشه.
آزمایش خوبیه برای اینکه به خودش ثابت بشه چقدر روی اصولش پایبنده و چقدر حاضره اون معیاری که در ذهنش منجربه ساخت افکاری شده که به زندان بیوفته ، رو در ذهنش نگه داره و اصطلاحا کم نیاره؟

همین حالا ما نظاره گر جماعت ترسویی هستیم که نیش میزنن و فرار میکنن که اگر نمیترسیدن و یا اگر فرار نمیکردن (شاید) ممکن بود یک نبرد سخت و سهمگین شکل بگیره، چون در این صورت دو جبهه رو به روی هم قرار میگیرند که هر دو فکر میکنند حق اند و هر دو به معیار الهی (( شهادت )) اعتقاد و دسترسی پیدا کردن و واقعا در این شرایط پیدا کردن حق و باطل خیلی سخت میشه.

ثالثا: اجازه بدید در مورد سفارشی بودن یا نبودن این اثر به منابعی که شناخت بیشتری ازشون دارم اعتماد کنم :) البته که من خیلی خوشحالم که بیشتر از یکساله از نوشته های شما در تیوال بهره مند میشم اما در مورد اطلاعاتی که در مورد هرچیزی بدست میارم منابع و مستندات محکمتری نیاز دارم. مثلا نمایش ده اردیبهشت یا زندان متحرک از همین کارگردان متصل بودن ایشون به ارگان های حکومتی رو میرسونه که این اتصال اشکالی نداره اما اگر همراه با عدالت باشه و در خدمت محتوا و بالا رفتن سطح فکری مردم یه جامعه قرار بگیره. حالا شاید بگید که اینکار با اون کارها فرق داره یا اون کارها هم سفارشی نبوده که این یه بحث بی نتیجه ست چون باید به شکل دیگه ای به من ثابت بشه. بلا تشبیه یاد خواننده عزیز تتلو افتادم که رفته بود رو ناو ارتش بعد میگفت ما همینجوری رفتیم اونجا فیلمبرداری :)
رابعا: اگر این نمایش از من به عنوان تماشاچی نمره حداقلیه پنج از ده رو میگرفت به مواردی در مورد بازی بازیگران و پتو و اینکه واقعا نمایش به رژیم قبلی کنایه نمیزنه یا طرفداری از دولت فعلی نمیکنه بیشتر اشاره میکردم.
اما دلیل این همه نوشته و بیان برخی از مسائل بدلیل جمله آخر اون پاراگراف در این خصوص بود.
جاوید یا مرگ بر کسی جز ظالم گفته نمیشود.
حرف بیخود...
هرکسی ممکنه به رهبرش عرض ارادت و آرزوی پایندگی داشته باشه و به رهبر طرف مقابل آرزوی مرگ ارسال کنه.
مهم اینه که اون فرد با چه معیاری داره این کار رو انجام میده؟
اگر یک معیار حقیقی و معنوی پشتوانه این اقدامشه پس حق طلبه.
اگر نه پس جاهل و خرابکاره.
ممکنه هر دو جبهه حق طلبی رو به نفع خودشون معنی کنن اینجا جاییه که عقل باید فعال بشه. مثلا وقتی در جنگ مخالفت رو اسیر میکنی ،درسته که سرش رو ببری ،تیکه تیکش کنی و قلبش رو از سینش در بیاری و شروع کنی به گاز زدن و خوردن؟ یا به توصیف شهریار : بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من، چو اسیر توست امروز به اسیر کن مدارا ؟
۰۷ بهمن ۱۳۹۸
خانم باز هم از لطفتون ممنونم
امیدوارم شک ، گمانه زنی ، قضاوت ، توهم توطئه ، ظلم ، اندیشه های تعصبی و دروغ از میان بره و آنچه باقی بماند دوستی باشد و زلالی مردمی که که دیگر نه سیاه می‌بینند و نه سفید
نه مرگ را با پاداش شهادت میطلبند و نه زندان را بهانه ای برای پرورش اندیشه
آرزو میکنم که فرهنگ ، ثروت ، صداقت ، عشق ، آزادی بیان ، امنیت ، آزادی اندیشه
قسمت مردم سرزمینم باشه
۰۷ بهمن ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میترا
درباره نمایش سلول شماره چند i
دوتا موضوع نمیذاره به این نمایش نمره صفر داد و اصلا راجع بهش نظر نداد.
یکیش بازی درخشان مهدی ملک بود این سومین بازی ای بود که ازش میدیدم و تو هر نمایش داره بهتر از نمایش قبلی عمل میکنه و واقعا هم فوق العادس امیدوارم هم ایشون هم همه کسایی که دارن تو این حرفه قوی کار میکنن موفق باشن و بیشتر بدرخشن.بودنش نمایشو قشنگ کرد چون نقش جوری بود که همش از صحنه خارج میشد ما منتظر بودیم صحنه بعدی دوباره بیاد رو صحنه
و دومی نور خیلی خوب در دو سه جای نمایش. من فکر میکنم هماهنگ کردن نور تو صحنه های مختلف خیلی کار سختیه و نورپرداز تو لحظه درستی تغییراتو انجام میداد. یه صحنه نور ابی شد که خیلی به صحنه میومد بعد یهو قرمز شد که تغییر فضا رو خیلی خوب نشون داد.
و اما ضعف های کار کم نبود
_کارگردانی شلخته چون میزانسنای منطقی ای داده نشده بود
_بازی های خیلی بد که یه جاهاییش ضعف فردی هر بازیگر بود و یه جاهاییش ناهماهنگی جمعی. چرا بازیگر صداسازی میکنه وقتی نمیتونه اون صدا رو روی صحنه حفظ کنه؟چرا بازیگر به دیالوگی که میگه تسلط نداره و چند بار یه دیالوگو میگ؟ یا چرا باید به تماشاگر این حس داده بشه که بازیگرا با هم هماهنگ نیستن
_موسیقی زیاد از حد بود
_صدای ... دیدن ادامه ›› بلند تلفن که واقعا گوشم کر شد
_طراحی صحنه نسبتا بد مثلا تلفن نباید رو صحنه باشه بنظر من.اگ ما داریم زندانیایی که تو یه سلول سرد و تاریک هستن رو نگاه میکنیم چرا باید تلفن هم رو میز سلولشون باشه صحنه ای که به تلفن نیاز بود میتونست بجاش از موبایل استفاده کرد.بودن تلفن رو صحنه واقعا ثابت میکنه طراح صحنه خیلی به طراحیش فکر نکرده حالا اگرر اون زندونیا هم از تلفن استفاده میکردن اشکالی نداشت ولییی......‌‌یا مثلا صحنه اول بازیگری که پشت به صحنه نشسته بود رو یه صندلی ای بود که صحنه بعدی اون صندلیه رو صحنه نبود!!چرا تو صحنه اول اون صندلی بود بعدش برش داشتن و من نفهمیدم اصلا

تماشاخونه شانو رو بخاطر دیدن چندتا کار بد خیلی انتخاب درستی نمیدونستم اما بنظرم خوبه برای کسایی که میخوان کارشونو بسنجن و فعالیتشونو شروع کنن یه سالنی مثل شانو هست
ارزو میکنم بدرخشید

۱۰/۳
میترا
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
جناب اسماعیل کاشی تخصص خارق العاده ای در ترسوندن تماشاگر بطوریکه اون سه متر و ده سانت از صندلی بپره بالا دارن :)
نمیدونم چرا نمایشی که فرم داخلش استفاده میشه برام جذابیت نداره :)
بخصوص فرمی که خیلی شبیه محتوا نیست.
مثلا اون دو تا بازیگر دختر سفید پوش که میمیک صورتشون رو به اگزجره ترین شکل ممکن تغییر میدادن چرا اینکارو میکردن؟
یا اغراق های کاذب در بازیِ بازیگرانی که داخل شیشه قرار میگرفتن چرا انقدر زیاد بود؟ گریم ها هم همینطور.
این اتفاقات ذهن من رو از قصه کاملا جدا میکرد و تا میومدم با قصه و دیالوگ ها ارتباط برقرار کنم دوباره یه اتفاق این شکلی که وابسته به فرم بود مشهود میشد که تمرکزمو کلا بهم میزد و نتونستم خیلی با نمایش ارتباط برقرار کنم.
صد در صد از این کار خیلی بهتر بود و امیدوارم عروس مرده بیشتر شبیه صد در صد باشه ... دیدن ادامه ›› تا این نمایش.
بچه های بازیگر این نمایش واقعا عالی بودن و معلوم بود وظایفی که بهشون سپرده شده رو با پوست و جونشون دارن مو به مو انجام میدن.خسته نباشید و دم همتون گرم.

۴ / ۱۰
خانم میترا درود
در دوتا پست اخیرتون تأکید مؤکدی کردین بر "محتوا" و "فرم". حقیقتاً نتونستم منظورتون رو متوجه بشم: مگه فرم خارج از محتوا و محتوای خارج از فرم معنی داره اصلاً؟ قضیه مثل زمان‌ـ مکانه قابل تفکیک از هم به معنای من منفرد کلمه نیستن.
۱۸ مهر ۱۳۹۸
استعاره ایک شاید باشد منظورت..
پا کوبیدن نشانه نظامی گری و توصف ایستادن
چیزی که با زور اعمال می شود..
بقیه اش را باید یادم بیاد
۲۲ مهر ۱۳۹۸
سلام خانم میترا و اقای جوانی
متنی در مئرد 50 50 نوشتم..
خوشحال می شوم بخوانید و نظرتان را بنویسید
۲۹ مهر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میترا
درباره نمایش فورس ماژور i
یادمه اولین بار سر کلاس اقتصاد تو دانشگاه میخواستم کنفرانس بدم وقتی شروع کردم گفتم : خب بنظر من ....
استاد پرید وسط حرفم گفت چی؟ بنظر تو؟
تو کی ای مگه؟
کل کلاس زدن زیر خنده.یعنی جوری ضایع شدم که تو عمرم ضایع نشده بودم.
ولی درس خوبی یاد گرفتم.منی که اولین جلسه حضورم سر کلاس اقتصاد بود و هیچ چیزی از نهادگرایی و این چرت و پرتا نمیدونستم واقعا شایسته نظردهی در یک محیط تخصصی نبودم‌.
حالا تئاتر که یک حوزه تخصصی در امور هنریه افرادی رو داره در خودش میبینه که به راحتی دارن میگن "بنظر من" درصورتیکه کاملا معلومه هیچ تخصصی ندارن.
در سبک به‌قول خودشون روانشناسانه کار میکنن و میگن "بنظر من" که اصلا هیچی از روانشناسی نمیدونن.هیچییییییی نمیدونن.
بعد از تموم شدن این نمایش واقعا به عقل خودم شک کردم که چرا هیچی نفهمیدم. اومدم و مصاحبه کارگردانش رو با تیوال شنیدم دیدم نه عقل من مثل قبل کار میکنه ... دیدن ادامه ›› این تئاتره که داره به مرگ خودش نزدیک میشه.
چرا داستان داره در تئاتر میمیره؟
چرا دارید محتوا رو در تئاتر میکشید؟
با تئاترای این شکلی چی میخواید بگید؟
هروقت یه کار بد میبینم به خودم میگم مگه از این بدترم میشد؟ که یه نمایش دیگه میبینم و میفهمم که بله! میشد.
ولی مطمئنم دیگه بدتر از این نمیشد.
هیچ وقت به یه نمایش صفر از ده ندادم چون زحمت میکشن انرژی میذارن بالاخره ولی این نمایش با اقتدار صفر از ده رو میگیره متاسفانه.
سخنی با کارگردان این نمایش:
نمیدونم شما چند سالتونه ولی خیلی سنتون کم بنظر میاد و خیلی جوونید.
لطفا بیشتر مطالعه کنید.بیشتر شاگردی کنید.
بیشتر بیاموزید.بیشتر تلاش کنید.
بیشتر به محتوا به بازیگری به هنر فکر کنید.
تئاتر و هنر برای من زندگیه لطفا زندگیه منو خراب نکنید.
امیدوارم نمایش های بعدی ای که از شما میبینم پر محتواتر و زیباتر از هر نمایشی باشه.
نمیدونم مسئولان نظارتی این نوشته رو میخونن یا نه (حتی تصادفی) میخوام بهشون بگم دارید عالی عمل میکنین :) ولی تلاشتون بی فایدست.
من دست از سر تئاتر برنمیدارم.

۰ / ۱۰
متاسفانه اخیرا تیاتر خوب یه پیشامد شده که اگرم پیش بیاد بیننده و مخاطب آنچنانی نداره !!! چون اکثریت توجه به نام میکنن ... چند سال پیش در سالن باران تیاتر قند خون کار لیلی عاج دیدیم که به زحمت دو ردیف پر شده چقدر افسوس خوردم وقتی به دوستم که در تیوال کار میکرد گفتم چرا در ویترین این کارهای ارزشمند معرفی نمیکنید با لحنی غم انگیز گفت ما هم مخارج و هزینه داریم و دیدم یه جورایی راست میگه ....
در طبیعت وقتی پوشش اصلی در اثر تخریب از بین میرن گونه های مهاجم پر تیغ جایگزین میشن اتفاقی که ظاهر داره همه جا میافته متاسفانه ...
۱۸ مهر ۱۳۹۸
دقیقا زهره جان متاسفانه همینطوره.
این موضوع تکلیف هنرمندان و هنرجویانو سنگین میکنه ولی متاسفانه اونا هم به وظایفشون درست عمل نمیکنن و نتیجه ش میشه یه نمایش خیلی‌بد :(
برای همین نمایش کارگردانش در مصاحبه با تیوال اسم کسایی رو به عنوان استاد میگه و میگه ما شاگردان گروه اوناییم که دیگه آدم هیچی نمیتونه بگه
ما هیچ :)
ما نگاه :(
۱۸ مهر ۱۳۹۸
نظر دادن زمین تا آسمان با نظریه دادن و صاحب نظر بودن فرق دارد. هر آدمی این حق را دارد در مورد محصولی که خریداری میکند و هر چیزی که بر روی زندگی او تأثیر دازد نظر بدهد... این شامل تئاتر و سایر محصولات فرهنگی میشود.
ولی نظریه دادن و پیچیدن نسخه برای دیگران هم شرایطی مثل متخصص بودن و مستقل بودن و ... را طلب میکند که هر کسی این شرط را ندارد
۲۹ مهر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
"و آیا این نقشی بود که سرنوشت برایش برگزیده بود
تنها لحظه‌ای در زندگی او
تا به قلب تو نزدیک باشد؟
یا این که طالعش از نخست این بود
تا بزید تنها دمی گذرا را
در همسایگی دل تو"

نمایشِ نسبتا خوبی بود.
تسلط جناب برق نورد در بازی و نحوه دیالوگ گفتن خیلی خوب بود.
متن نمایشنامه هم خوب بود. بنظرم کلا آثار اقتباسی بیشتر شایسته توجه ... دیدن ادامه ›› هستن بخاطر اینکه بستری رو برای مانور هنری میسازن که هنرمندان با خلاقیت خودشون بتونن یه سازه نمایشی در اون محیط بسازن. این خیلی اتفاق خوبیه که آثار اقتباسی بیشتری ساخته بشه.
موسیقی زنده رو روی صحنه نمیپسندم و ضعف نوری هم چندجا تمرکزم رو از اصل ماجرا دور کرد که مجموع اینها تا حدی به ضعف در مدیریت و کارگردانی نمایش برمیگرده.
درکل نمایش خوبی بود.خسته نباشید :)

۱۰ / ۷
میترا
درباره نمایش مشق شب i
مراد تسود ور امش همه نم.
شاید جمله بالا جمله تعجب آمیزی بنظر بیاد.
جمله ((من همه شما رو دوست دارم)) رو برعکس کردم :) خلاقیت به خرج دادم.
مسخرست مگه نه؟
خب وقتی من میتونم این جمله رو درست بنویسم چه لزومی داره برعکسش کنم؟
باید بگم که اینجوری در ناخودآگاه شما تاثیر بیشتری میذاره :) (الان گولتون زدم که از این حرکتم لذت ببرید)

نمایش زندگی یه خونواده شش نفره رو نشون میده که پشت میز شام نشستن و نمیتونن بلند شن. همین! همین و تمام.
چرا نمیتونن بلند شن؟ خب باید دقت کنی.
یعنی چی؟
هر ... دیدن ادامه ›› کاراکتر نماد بخشی از جامعه ست؟
طریقه ایستادن در برابر یه دیکتاتور رو میشه دید؟ کی میگه پدر خونواده دیکتاتوره؟ چون نقاشیای بچشو خراب میکرده؟ یا چون وقتی کار اشتباهی میکردن تنبیه شون میکرده؟
ببین موضوع اصلا پدر خانواده نیست،موضوع مجموعه خانواده هستن که نمیتونن از اینکه در کنار هم هستن لذت ببرن.
پس چرا دسته جمعی نشستن سر میز شام؟ چرا هماهنگ و یکدست دعا میکردن و از لحظاتشون لذت میبردن؟چرا برای سفر دسته جمعیشون لحظه شماری میکردن؟ اینها چرا چسبیده بودن به صندلی.اگه پاهاشون لمس شده بود چرا بازیگرا پاهاشونو تکون میدادن؟ وقتی دستشون لمس شد دستشونو تکون ندادن.
چه مدله عجیب غریبیه که در تئاترا یافت میشه که همه چیز رو چپرچلاغ به خورد مخاطب میدن؟ واقعا الان من باید تمرکز کنم که قاتل بروسلی کیه؟
نه من نمیتونم :) حوصله شو ندارم . نه بخاطر اینکه دلم میخواد همه چیز راحت در اختیارم قرار بگیره چون نشونه ها انقدر گنگ و پنهانی بود که نمیتونم به همدیگه ربطشون بدم.راستش اصلا خیلی ام برام مهم نیست.
شاید باید قربونی بدم :l
بخورش :l بمالیدش :/ اینا یعنی چی؟!!
مادر یه دیالوگ قشنگ داشت که وصف حاله:
وقتی داری از لحظات تاریک زندگیت حرف میزنی با لبخند اینکارو کن :)

پنج دقیقه اول و آخر نمایش خیلی خوب بود.
بازی دختر کوچولوی خانواده و مادر نسبتا خوب بود‌.
نور و موسیقی آخر نمایش هم همینطور.

خسته نباشید :)
۱۰ / ۵
عوضش با «متنی قوی و پر تفسیر» مواجه بودیم :)
۲۹ شهریور ۱۳۹۸
فکر کنم باسنشون لمس شده بودهاااا
۰۲ مهر ۱۳۹۸
پس چرا پاهاشونو میمالیدن :)
فک کنم مغزشون لمس شده بود :)
۰۲ مهر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میترا
درباره نمایش اتینا i
لعیا زنگنه
دختر چادری سریال درپناه تو که بخشی از خاطرات بچگیمه.
نشد ببینمش تو این نقش.
بازی خانم زنگنه چطور بود؟
زهره مقدم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میترا
درباره فیلم سرخپوست i
یه بار جمله خوندم که متد اکتینگ یه شیوه بازیگریه برای ماندگار شدن
و چقدر خوب نوید محمدزاده رو این متد بازی کرد و نقشش رو باور پذیر نشون داد.
فیلم هم فیلم خوبی بود.
الان که عکساشو دیدم دلم خواست دوباره ببینم فیلمو.
شخصا پایانشو دوست نداشتم و عصبیم کرد ولی بعدا که راجع به فیلم بیشتر فکر کردم دیدم بخاطر پایانی عجیبی که داشت فیلم رو دوست داشتم بدون اینکه خودم اینو بدونم :)
کاش از این فیلمای خوشگل بیشتر ساخته بشه.
و کاش پریناز ایزدیار یادش بره دختر بزرگ آقا بوده.

۱۰/۸
آخ جمله ت راجع به پریناز ایزدیار عالی بود:) دقیقا تنها نقطه ی ضعیف و مهم فیلم قسمتهایی از بازی این بازیگر بود از نظر من
۰۵ شهریور ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ضد ملی و ضد مردمی
یه فیلم به شدت بد با محتوایی سرشار از غم که اصلا دوست نداشتم
و همون حرفایی که جناب فراستی زده راجع به فیلم :)
هوتن شکیبا بنظرم اصلا جذاب نیست.دوستش نداشتم
تنها چیزی که باعث نمره قبولی میشه تصویربرداری خیلی خوب و بازی درجه یکه الناز جانه شاکر دوسته

۱۰/۵
محسن جوانی، سپیده و ووشن این را خواندند
محمد لهاک ( آقای سوبژه )، امیر عسگرزاده و حسین این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میترا
درباره نمایش الیزابت باتوری i
خُب خُب
من متن نمایشنامه رو نقطه قوت این نمایش میدونم
بعد از مدتها که فرصت تئاتر دیدن نداشتم این تئاتر و نکات جالبی که مطرح میکرد برام دلنشین بود.
ولی ولی ولی
بیشتر از هرچیزی حضور گلاب جان آدینه به عنوان مهمان نمایش و عکس یادگاری باهاشون انداختن خیلی لذتبخش بود :)

۱۰ / ۷
محسن جوانی این را خواند
ز-نوروزی، فرزانه و محمد لهاک ( آقای سوبژه ) این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سپاس از بانو معتمد آریا ی عزیز
و جناب آذرنگ گرامی...
حقا و انصافا درخشیدید.
نمایشی به معنای حقیقی کلمه زیبا.خیلی وقت بود نمایشی به این خوبی ندیده بودم.

چند سال پبش در قطعه شهدای بهشت زهرا
یکبار پیرمردی رو دیدم که یه عکس بزرگ روی چیزی شبیه به پایه نقاشی گذاشته بود کنار یه درخت و خودش هم نشسته بود رو به روش و از فلاکس چای میرخت و داغ داغ میخورد و به عکس با تمام وجودش نگاه میکرد ... دیدن ادامه ›› و خیره بود.

من خیلی خیلی فوضولم ،
نتونستم از کنارش راحت بگذرم و رفتم ببینم به چه عکسی داره نگاه میکنه .. عکس جوان باصلابتی بود که زیر عکسش نوشته بود شهید گمنام.

گفتم حاج آقا عکس پسرتونه؟
گفت بله...

داشتم به عکس نگاه میکردم.

پرسیدم چه سالی رفتند جبهه؟
گفت شصت و شش...

جواب سوالمو میدونستم اما میخواستم بیشتر باهاش حرف بزنم،
پرسیدم هنوز پیکرش برنگشته؟
گفت نه..ول کن ماجرا نیست،هنوز داره تو کانال خط نگه میداره (قدری خندید)

گفتم کدوم کانال؟
گفت تو کانال .....

یه لحظه از تعجب یخ زدم پرسیدم یعنی میدونید پیکرش کجاست؟
گفت آره ،دو سه شب یبار میاد به خوابم از خودش بهم خبر میده.

من دیگه تو وادی حیرت سیر میکردم.

گفتم از شهید برام حرف میزنید و از منظور حرفتون؟
گفت :
همه وجودم بود.
بدجور گیر داده بود بره جبهه.
منم مخالفش بودم.یه روز دعوامون شد و بهش گفتم اگه رفتی دیگه برنگرد، میگفت همه وجود من ماله خداست.
دو روز بعد رفت و تا الان دیگه برنگشت.
چند سال هرشب موقع خوابیدن گریه میکردم تا اینکه چهار_پنج سال بعد از رفتنش اومد به خوابم،گفت اگر میخوای منو ببینی باید خدا رو بیشتر از من دوست داشته باشی.

گفتم پس خیلی دوست دارید ببینیدش...
دستشو گذاشت زیر چونشو با حسرتی عجیب به عکس نگاه کرد و گفت راه اینکه بخوام ببینمش اینه که خدا رو ازش بیشتر دوست داشته باشم.
گفتم خب چرا به حرفش گوش نمیدید؟ گفت سخته ، نمیتونم.

برای منی که عاشق عرفانم درس جالبی بود.
فهمیدم حب هیچ چیز نباید تو دل آدم بیشتر از حب الهی باشه ، حب هیچ چیز.

بعد از اون فیلمی مثل شیار۱۴۳
و حالا نمایش خنکای ختم خاطره عجیب من رو یاد اون پیرمرد انداخت. پیرمردی که شبیه ابراهیم(ع) باید اسماعیلش رو به قربانگاه ببره، اما نمیتونه و این نتونستن عمومیت داره ، دل کندن از چیزی بخاطر معبود برای همه ما سخته ولی اگر بتونیم...
وارد وادی بعدی میشیم که میتونیم هفت شهر عشق رو بگردیمو حظ کنیم از این جهان سراسر پوچی و خیال تا درنهایت به حقیقت مطلق برسیم.

دست مریزاد و خدا قوت به عوامل این نمایش...گل کاشتید.
۹ / ۱۰
ایپزود به ایپزود بودن نمایش رو نپسندیدم.
بیشتر دلم میخواد متن آثار نمایشی از همون فرمول سیدفیلد که در نویسندگی رایجه بهره ببره.
چقدر زیبا نوشتید، خیلى از خوندنش لذت بردم
۲۸ آذر ۱۳۹۷
در خوب بودن بازی خانم معتمد آریا که شکی نیست اما برید و علاوه بر بازی ایشون از بازی خوب آقای آذرنگ، بهنام شرفی،امر میری و پریا وزیری لذت ببرید.
۰۲ دی ۱۳۹۷
سپاس از حضورتون،
چقدر خاطره جالبی تعریف کردید، مربوط‌به چه زمانی می‌شه؟؟
۰۶ دی ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تبریک عرض میکنم به جناب اکبری مبارکه...
مرزهای بد بازی کردن رو در ذهن من جابجا کردند.
فهمیدم میشه روی صحنه نمایش بازی کرد و به ریتم اصلا توجهی نکرد.
جناب میامی هم اثبات کردند که میشه
هیچ کاری انجام نداد و نامشون به عنوان کارگردان روی پروژه باشه.
حداقل یه چیزی به ما نشون میدادید که میگفتیم کارگردانی ای صورت گرفته .
سه بار خمیازه کشیدم و ده بار به ساعتم نگاه کردم که زودتر تموم بشه.

۱ / ۱۰
عجیبه ! نمیدونم چرا از هنرمندای مطرح فیلم میگیرن که دارن از نمایش تعریف میکنن !!! به حرف هنرمندا هم نمیشه اطمینان کرد !
۲۶ آذر ۱۳۹۷
متاسفانه یکی از ضعیف ترین نمایش های در حال اجرا این نمایش هست
۲۶ آذر ۱۳۹۷
بله حرمت نگه داشتن کارگردان در جای خود ولی خب حرمت تماشاچی هم نگه دارن ! من که خوشبختانه ندیدم این کار رو ولی صفحه اینستاگرام کارگردان این نمایش خیل عظیمی از مصاحبه با هنرمندان مطرح و تعریف و تمجیداشونه که دوست ندارم واقعا اسم ببرم ! تبلیغ و تعریف به چه قیمتی آخه ؟!
۲۶ آذر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میترا
درباره نمایش زندگی در تیاتر i
یاد صحنه های پایانی این نمایش افتادم که چقدر برای من یادآور فیلم استاد کیارستمی بود.
رابرت میگه:
(( همه دوست دارن مثل هنرپیشه ها بشن اما هیچکدومشون نمیدونن که حال من چقدر بد ، حتی نمیتونم روی صحنه بایستم. ))

فیلم کلوزآپ مرحوم کیارستمی قصه ی فردیه که دلش میخواد جای محسن مخملباف رو بگیره و همه جا خودش رو به اسم اون جا میزنه ،
سکانس پایانی فیلم، محسن مخملباف واقعی رو در روی بدلش قرار میگیره و بهش میگه:

(( من خودم از مخملباف بیزارم اونوقت تو میخوای جای مخملباف باشی؟ ))

واقعا اینکه آدم خودش باشه خیلی سخته :-( خیلی سخت...

۸ / ۱۰
اون ۲ نمره که کم کردید رو میشه بگید برای کدوم قسمت ها بود؟ چون چنتا از دوستانم اینجا دنبال نقد میگشتن حداقل ۲ نمره از شما نقد در بیاد باز خودش ی کمکی به نقد باقی دوستان میکنه
۲۶ آذر ۱۳۹۷
در مورد الفاظ که ی واقعیته در واقع اتفاقا چون مثل زندگی بود خیلی واقعی بود و موقعی که جانی شروع کرد به گفتن رابرت زد رو دوشش و گفت به دنیای نمایش خوش اومدی یا اخرش که گفت من ی پیر مرد غر غرو بد دهنم خب واقعیت اینه که اتفاقا جزوی از نمایش بود و ی جورایی شوخیه زننده نداشت اصلا البته اگه به این دید نگاه کنید که اینها جزوش بود . صدای موسیقی بلند بود قبول دارم اما خب باعث میشد خنده های ایمان اصلا معلوم نشه اول نمایش وقتی قهقه بلند میزد . بازم پارتی از نمایش بود . بازم نمره خوبی بوده از کسی که نصف نمایش رو نپسندیده چون تقریبا هر ۱۰ دقیقه رابرت جملشو تکرار میکرد .
۲۶ آذر ۱۳۹۷
نمیفهمم واقعیته یعنی چی...
من جهان ذهنی نویسنده رو اصلا درک نکردم که بفهمم واقعیت چیه؟
از محتوای نمایش فقط از آخرین جملات رابرت به جان روی صحنه تیاتر لذت برم ، خیلی لذت بردم. اما چیز دیگه ای متوجه نشدم که مفید باشه.
مثل مثلا اون هرزه ای که منتقد شده و تو مجله نوشته که خودشو تکرار کرده، یا زنیکه هرزه ی تماشاگری که با بوی عطرش رابرت رو خفه کرده بود که آیا ما به اندازه ظاهرمون روی اندیشه مون هم کار میکنیم؟ و اینکه بو از درون ما بوجود میاد :-ا

ریتم و ضرباهنگ نمایش خیلی خوب بود.
کارگردانی و میزان سن ها واقعا عالی بود.
بازی ها خوب بود و نور هم خیلی خوب بود.
۲۶ آذر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میترا
درباره نمایش بی خانمان i
چرا یه نمایش با محتوای خیلی خوبی که داره انقدر خام باید روی صحنه بره؟
اگر بازیگر بین کلمات مکث زیاد نمیگذاشت.
اگر قدری در بیانش بیشتر کار میکرد.
و اگر آخر نمایش رو تخیلی به پایان نمیرسوند و ایده ای برای حل این معضلات اجتماعی مطرح میکرد ...
این نمایش میتونست یه شاهکار باشه.

۴ / ۱۰
میترا
درباره نمایش قحط الرجال i
قحط الرجال یک نمایش تخت روحوضی بود که
اولا بی ادبانه و مبتذل بود
و دوما از چهارچوب انتقادی خودش گاهی خارج میشد و کنایه های ریز و درشت زیادی به مساءل سیاسی میزد.

قطعا تفاوت هست بین کمدی آزاد با کمدی روحوضی که یکجور کمدی اجتماعی _ انتقادیه.
این تفاوت نه توسط بازیگران درک شده بود و نه توسط کارگردان در شیوه اجرایی نمایش.

موسیقی هم خیلی در نمایش پخش میشد که سردرد آور بود همم گاهی صداش از صدای بازیگران بلندتر بود.

قدری از بازی جناب رفیعی و بکشه بانو خندیدیم اما این نمایش خیلی جای کار داشت واقعا.

اینکه مجری ها بازیگر شدن و بازیگرها دارن مجری میشن چیز خوبیه یا بد ؟!؟!


۳ / ۱۰
کنایه زدن به سیاست به ذات ایرادی نداره و با رویکرد انتقادی منافاتی که نداره بلکه گاها لازم هست اما مهم اینه که این کنایه‌زدن‌ها در دل نمایش حل شده باشه و حالت گل درشت و تصنعی و نچسب نداشته باشه....بی‌ادبانه و بقول شما مبتذل اگر با خلاقیت لازم همراه باشه به کمدی خوبی میتونه منجر شه البته متاسفانه تیغ سانسور در کشور ما این کارو شدیدا مشکل کرده
۲۱ آذر ۱۳۹۷
کمی که در مورد نمایش قحط الرجال فکر میکنم به این نتیجه میوفتم که تنها جامعه ای که می تونه گذشته خودشو به سخره بگیره ایرانه
تو کشورهای درجه سه هم نمی تونی یه نمایش پیدا کنی که انقدر گذشته خودشو حقیر، ضعیف نشون بده

سرخ پوست ها ضرب المثل جالبی دارن که میگن: مردمی که گذشته خودشونو یادشون نیاد هیچ آینده ای ندارن
بیشتر که فکر میکنم پشیمون تر میشم که چرا این اجرا رو دیدم
۲۵ آذر ۱۳۹۷
دقیقا باهاتون موافقم...
درسی که میشه از تاریخ و گذشته بدست اورد بهترین راهنما برای ساخت آیندست.
بخصوص تاریخی مثل تاریخ کشور ما...
زمانی که حاکم بی عرضه کشور رو می فروخته.
زمانی که مستعمره ی کشورهای دیگ بودیم.
زمانی که میجنگیدیم تا استقلال داشته باشیم.
زمانی که شکست میخوردیم و
زمانی که موفق میشدیم.

واقعا ... دیدن ادامه ›› ثانیه به ثانیه این تاریخ غنی درس آموزه که ما امروز داریم تحقیرش میکنیم و به اجبار موقع تماشا میخندیم :-(

آدم عصبانی میشه به این چیزا فکر میکنه :-)
۲۵ آذر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میترا
درباره نمایش محبوبه ها i
من اگر مرد بودم؛ دست زنی را می گرفتم، پا به پایش فصل‌ها را قدم می‌زدم و برایش از دلدادگی می‌گفتم تا لااقل یک دختر در دنیا از هیچ چیز نترسد.
شما زنها را نمیشناسید، زنها ترسواند. زنها از همه چیز میترسند...
از تنهایی، از دلتنگی، از دیروز، از فردا، از زشت شدن، از دیده نشدن، از جایگزین شدن، از تکراری شدن، از پیر شدن، از دوست داشته نشدن... کافیست دوست داشتن و ماندن را بلد باشید.
عشق ورزیدن و عاشق کردن، هنر مردانه است. وقتی زنها شروع کنند به ناز خریدن و ناز کشیدن، تعادل دنیا بهم می خورد.

سیمین بهبهانی
میترا
درباره نمایش بینوایان i
تجارب آثار نمایشی در دنیا اینطور نشون داده که مهمترین و برجسته ترین آثاری که در سینما یا تءاتر بوجود اومده از روی نوشته های بزرگی( رمان ها یا نمایشنامه ها )ساخته شده.
این اقتباس باعث میشه که بین گذشته و آینده یک پل ارتباطی ای صورت بگیره که این اقدام برای تعالی فرهنگی هر جامعه ای یک اقدام بینظیره.
از همه مهمتر اینکه، جان مایه یک اثر خوب ،نمایشنامه یا متن خوبه که خوشبختانه یک رمان یا یک نمایشنامه قبلا اینرو به اثبات رسونده ؛ بنابراین هنرمندان یک زمین مستحکمی دارند برای اینکه یک سازه نمایشی قابل توجهی رو درش بسازند.

با این توضیحات میشه معتقد بود که نمایش بینوایان به هیچ وجه از نظر محتوا موفق نبوده.
چون برای ایجاد جذابیت متوسل به گروه موسیقی صد و چند نفره و تغییرات محتوایی ای شده که اجبارا باید بهش عنوان (( نمایش موزیکال )) داد.
اگر اسم بزرگ (( ویکتور هوگو )) رو برداریم و اگر اصراری به اقتباس به متن بینوایان او نداشته باشیم ، این نمایش موزیکال ، اثر بدی از آب درنیومده. چون حتی ... دیدن ادامه ›› اگر اقتباسی هم صورت گرفته باشه ،بسیار اقتباس بد و فاجعه باریست.

اما جدای از محتوا، برای ظاهر این نمایش بینهایت زحمت کشیده شده.
لباس و گریم و دکور و موسیقی و از همه مهمتر هماهنگی بازی جناب پیروز فر با نوید محمد زاده ، زیبایی و جذابیت ظاهری خیلی بالایی رو به این نمایش میبخشید.
بازی نوید محمد زاده بجز آواز خوانی با جناب پیروزفر، خیلی توجه من رو جلب نکرد اما پارسا پیروز فر مثل همیشه عالی بود.
بنظرم پرنیاز ایزدیار ،بدترین بازیگر این نمایش بود.نچسب،ضعیف،بد. درست مثل پولاد کیمیایی در قاتل اهلی :-))
و سحر دولتشاهی خیلی خوب بود.

در مجموع خسته نباشید میگم به گروه نمایش (( موزیکال )) بینوایان و خیلی ممنونم بخاطر شب لذت بخش و باشکوهی که برای مخاطبان تدارک دیده بودید.
(اولیورتوءیست از این نمایش بهتر بود.)

۸/۵ /۱۰
فکر میکنم با توجه به توضیحاتتون 8.5 خیلی نمره ی زیادی باشه
۱۷ آذر ۱۳۹۷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید