تیوال مریم حاج محمدی | دیوار
S3 : 08:24:39
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در عشق و سرمتی نور الهی مست شدم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طراحی صحنه و موسیقی خوب،بازی ها خصوصا دختر موطلایی خوب هر چه به سمت انتهایی نمایش نزدیک میشدیم اپیزودها جذاب ریتم تند میشد اطلاعات عمومی ام هم افزایش یافت تا قبل از این نمایش باعمق ترسناک دارک وب و دیپ وب اشنایی نداشتم
حمیدرضا مرادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار تئاتر بدیع و جالبی بود داستان بسیار جذاب و پر گیرو شوک بود و اصلا نمیتوانستی پایانش را تصور کنی اکسسوار و ایده به عنوان مکان نمایش داخل اتوبوس با چینش بازیگران و چرخش انها تعلیق فراوان در داستان پراختن به موضوعات اجتماعی مثل رحم اجاره ای ترنس سکچوال خیانت زنان خیابانی و ..... پرداختن به مفاهیم فلسفی مثل جنگ برای بقا و مرگ و حیات بسیار کر لذت بخشی بود که بر ایده و اجرای ان متمرکز بود پر ز خلاقیت
خیلی ممنونم از لطف شما
۶ روز پیش، پنجشنبه
خواهش میکنم.. پویا و ماندگار باشید
۵ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صحنه بدیع تولید موسیقی توسط بدن و اواها جذاب و دوست داشتنی بود. چهره ها و اکت ها حالت مالیخولیایی و مشوشی رو تداعی میکردند صحنه کمی شلوغ و در هم بود.
نقش رییس کمیسیون، زانیا و ریچارد سوم در درجه اول و بعد، مادر و مایرهولد در درجه دوم و سوم خوب بود ،
مرد پالتو چرمی که نظامی پور بازی میکرد نیز گیرا و تاثیر گذار بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک مونولوگ بود که گره افکنیهایش را پایان داستان با شوکهایی که اصلا داستان چیست مواجه میکرد گرچه با بحث تناسخ موافق نیستم اما شوک و نقاط اوج و میزانسهای خلاقانه داشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این کار به دلم ننشست تنها وقتی خانم تیموریان بود قدری صحنه به تکپو می افتاد در اخرین صحنه که اقای خطیبی و اهنین جان بودند به قدری خسته کننده بود و ریتم افتاده بود که اکثر تماشاچی ها خوابیده بودند
هومن شهباز، صبا صالحیان، امیر مسعود و پوریا این را خواندند
محسن جوانی، رضا شجاعی، یاسمن و فصیح این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من گریه کردم وقتی همه میخندیدن... به نظرم خیلی تلخ بود و نیهیلیسم اینکه روبه روشدن با حقیقت خیلی جسارت میخواد و همه با یک دروغ بزرگ ادامه میدن...حس دردناکیه اگر عمیق بهش نگاه کنیم
فقط هم بازی افشین هاشمی و لادن مستوفی رو دوست داشتم
اگر چند کلمه حرف حساب تلنگر گونه میخواهید بشنوید شبها به کافه تریای شهرزاد بروید دیشب افتتاحیه بسیار خوبی هم داشت با حضور پوری بنایی
حرفایی که در شتاب مدرنتیته شدن و توسعه ناموزون، ناهمگن و نامتعادل اجتماعی سیاسی فرهنگی به فراموشی سپرده ایم و گرفتار زندگی نیستیم و دروغ می گویییم
بسیار ممنونم خانم محمدی از مهر و توجه شما خوشحالم که دوست داشتین
۱۲ مرداد
تشکر از شما خانم نبوت گرامی بله کاملا حق با شماست. ♤♤
۱۴ مرداد
خانم مینا اجرای ویژه ما روز پنجشنبه ساعت هشت هستش
۱۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط توانمندی فرزین محدث مشهود بود یک بازیگر کاراکتر ساز کاربلد
متن رو دوست نداشتم
حمیدرضا مرادی، رامین غفرانی، سپیده و محمد لهاک این را خواندند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم حاج محمدی
درباره نمایش پا i
هم موضوعش اجتماعی و مبتلا به بود برای اجتماعمون هم نحوه اجراش خیلی حساب شده بود و فعل خیانت و پارانویید داشتن رو به اجرا در میاورد و به فضای ذهنی مخاطب چنگ مینداخت و هم بازی های بازیگرانش روان بود و بسیار دوست داشتنی و رئال با مفهموم پایی که از گلیممون دراز تر میکنیم و پایی که در زندگی دیگران میکنیمپایی که در تصادفی شکسته و ویران شده و حسادت و یکبار تمام سناریو رو مثل ایینه از زاویه دیگه ای روایت کرد
علی جباری و سپیده این را خواندند
فرزاد جعفریان و مریم اسدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در نبرد قدرت و جمود عشق پیروز است. القای فضای ترس و وهم و وحشی گری بسیار خوب انجامشد حرکات فرم راهبه ها مستحکم و جذاب طراحی شده بود. شکنجه ها با انکه تئاتر بود اما به قدری فضا سازی خوبی داشت که من نگاه نمیکردم صحنه هایی از کار مثل گریه حضار بسیار خنده دار بود. مشخص بود کار تمرین زیادی داشته بازی امین طباطبایی و حسام منظور خیلی خوب بود البته بازی بازیگران دیگر هم خوب بود فقط در جاهایی که فریاد میزند صدا نامفهوم میشد طراحی لباسها نیز مناسب بود
سلام وقت بخیر
چرا در شهر اصفهان این نمایش اجرا نمیشه ؟حداقل در مورد اجرا در شهرستان های بزرگ نظرسنجی یا پیش فروش بزارید
مطمئنا نمایش در هر شهری جایگاه و مخاطبان خودشو داره ولی متاسفانه کمتر به این موضوع توجه میشه
متشکرم
۰۴ مرداد
یکی از بهترین تاترهایی بود که تاکنون دیدم نمایشنامه ای قوی و تکنیکی با بهره گیری از بازیگران مستعد و کاربلد در برخی صحنه ها واقعا حس ترس به تماشاگر القا میشد که مطمعنا ناشی از تجربه و نبوغ کارگردان نمایش بود تبریک میگم به جناب منظور بخاطر نگاه جالب ... دیدن ادامه » و تحسین برانگیزشون و خسته نباشید به همه ی بازیگران این نمایش پر هیجان مطمعنا یکبار دیگه این نمایش و خواهم دید
۰۷ مرداد
حسام منظور با آن قلم درست و ارزشمندش،جونی تازه به نمایش الیزابت باتوری بخشیده..خنده‌های توام با ترس حین نمایش،دیالوگ‌های یه نفس و بدون تپق بازیگران..
همه‌و همه نشان دهنده‌ی کاربلدی حسام منظور و تمامی بازیگران نمایش هست.
۱۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طراحی صحنه بسبار خلاقانه و جذاب بود، امادگی بدنی بازیگران حرف نداشت، شخصیت پردازیشونم بسیار خوب بود،و هر کدام انصافا از جان مایه گذاشتند خیلی نمایش مهیج و شادی بود انقدر گریم اقای کوشکی خوب بود نشناختمشون تا اخر که خودشونو معرفی کردند و گفتن نمایش جدیدشون از یکشنبه شروع میشه، و حیرت کردم و سوال ذهنی ام این بود که بازیگران چطور میپرن تو چاله و چه اتفاقی براشون میافته.اون زیر دکور چه خبر است
در اجرای گذشته این نمایش که چند سال پیش بود دقیقاً بخاطر همین در چاله پریدن ها پای خانم صمدی شکست!
۰۵ مرداد
طراحی صحنه شبیه یکی از غرفه های نمایشگاه بین المللی بود.به خود قول دادم دیگه به دیدن کارهای از تولید به مصرف کوشکی نرم
۰۶ مرداد
بله. متاسفانه اجرای قبلی رو بدون خانم صمدی دیدیم و این اجرا رو با حضور ایشون که خیلی بهتر بود به نظرم.
۰۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش عروسکی شاد پر از خلاقیت های هنری
خداقوت بهشون
حمیدرضا مرادی و پارسا یزدی این را خواندند
تئاتر هامون این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش را دوست داشتم روایت خوبی داشت ترکیب هملت و مرغ دریایی بود خصوصا بازی زهرا بهروز منش در نقش نینا و شبنم مقدمی در نقش اناکاردیناش عالی بود..بدن نینا امادگی خوبی داشت انتخاب کاراکترها هوشمندانه بود مثل مدونکو استفاده از شخصیت خیالی ذهنی ترپلف هم جالب بود و ویدئو پروژکشن هایی که روی صحنه به فضا سازی بیشتر کمک میکرد
اخرین شوک عاطفی ترپلف و نمایش ناامیدی توامان در حالی که کنار گلها بود تناقض جالبی رو نمایش میداد با اینکه شب اول اجرا بود تپقهاحداقل بود تنها نگرانی من دلهره ریختن دکور و سکوی نمایش بود
جالبه که من هم همش به این فکر میکردم که اگه این دکور بریزه یا....
۰۲ مرداد
منتظر نظرتونم اقای موسوی
۰۳ مرداد
خانم محمدی نقد نوشتم خوشحال می شوم بخوانید کمی آشفته هست..
۰۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش به معنی واقعی تئاتر یک جهان حیرت انگیز و اعجاب انگیز رو با روشن شدن نور در جلوی دیدگان نشون داد که تو بیرون از این چهار دیواری به سادگی نمیتونی تجربه کنی و همه چیز در درون خودش تعریف میشد و تعاریفی که به مرور خودش را تکمیل می کرد و در راستای روایت دقیق و درست اثر پیش می رفت. بازی ها و صحنه آرایی و به ویژه موسیقی به اتمسفر قوی نمایش می افزود. چرا که هر اثر نمایشی ابتدا و بالاتر از هر عنصر دیگری به اتمسفر نیاز داره
اون پیرمرد هم بابازی درست و به جاش جناب مشکاتی یکی از بازیگران فیلم هامون بودن که بعد سالها بازی میکرد یکی از تاثیر گذار ترین صحنه ها بود و بود مونولوگ پایانی معنای زندگی را به ذهن تبادر می کرد شوک های نماشنامه بسیار به جا بود ا
بازیها خصوصا خانم تیرانداز خیلی خوب بود. کارگردانی و دکوپاژ و تعویض پلان به پلان تعلیق ها خوب بود محتوای شوکه کننده و تلخ اما در انتها القا کننده امید و حرکت، اوازه خان نماد استقامت بود و تئاتری ضد جنگ بود. شکل روایی تعزیه ای و میدانی داشت و دراماتورژی شده از متنی بلند
سلام خدمت حضرتعالی..
البته واژه های پلان و دکوپاژ واژگانی سینمایی هستند..
در مورد پلان قابل اغماض است...// چون مرتبط با جدا کردن، فصل بندی،
تعویض پرده، اپیزود...// بالاخره می شود به شکلی پذیرفت... // البته باز
به واژه سکانس بیشتر نزدیک است تا پلان ولی به هرحال قابل پذیرش است..
اگر منظورتان هم از پلان، جز به جز بودن بازی ها در یک پرده یا سکانس هست
به نظرم قابل قبول تره و بیشتر باهاش ارتباط برقرار می کنم...
اما قطعاً دکوپاژ در نمایش نداریم مثل تدوین.. // چون دوربین نداریم..
البته دوستانی میگن در سینما هم میزانسن داریم و هم دکوپاژ...
من ... دیدن ادامه » شخصاً اعتقاد دارم وقتی میزانسن قرار است از دید دوربین باشد می شود دکوپاژ
البته شاید هم غلط باشد ولی این را به قطع یقین می دانم دکوپاز در تئاتر نداریم.

۰۱ مرداد
ممنونم از توضیح و راهنمایی تان
۰۲ مرداد
خواهش می کنم..
۰۲ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمایش رو دیدم تا هنرنمایی فرزاد برهمن و نقش متفاوت رضا دشتکی رو ببینم و بسیار لذت بردم از هرشان محتوای اثر و نگاه سنتی به زنان مطلقه یا بیوه رو دوست نداشتم بازتولید هژمونی مردسالاری بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با اینکه بین دوستان تئاتری ام گارد نسبت به اینکار وجود داشت و می گفتند مزخرفه یا مثلا چرا سوفوکل و موسیقی کردی یا رقص سماعو ترکیب کرده اند اما من بسیار لذت بردم از این همه مهارت و تکنیک و ابزارهایی که به کمک بازیگر می اومد اینکه به شیوه ای جذاب و موسیقیایی یک اثر کهن رو روایت کنند و تمام متدها و تکنیکهای بازیگری رو به کار ببرند
فضای گروتسک و تلخ و دردآوری داشت. سه زندانی و مبحث دردناک خیانت و قتل ناموسی...ضربه هایی که زندانیان میزدن متناسب با فضای زندان نمایش را به هدفش میرساند و تماشاچی را عصبی میکرد تماشاچینی که فاصله کمی داشتند تا بازیگران و انگار خودشان هم بخشی از آنها بودند. گرم بودن فضای سوله، رورانس نداشتن، تاریکی تقریبی. نگاه های سکسوالیته فضای تک جنستی..سقف دکور لخت فضای زندان را تداعی میکرد. منتهی رنگ صورتی قدری به این فضا لطافت میبخشید شاید میخواست تداع گر نگاه جنسی زندانیان به زن زندانی اصلی باشد. زندان بان شبیهه گارسون ها خیلی خوش لباس بود.
..نمایش خوبی بود در برخی اپیزودهایش یکم صدای میترا حجار رو مخ و جیغ جیغ بود دو تا اپیزود اولشم رتمش کند بود ولی بعدش خیلی خیلی خوب شد. اپیزود سوفوکل و چرم شیر رو خیلی دوست داشتم..تعویض لباس ودکور در خدمت اجرا بود. موزیک هم