تیوال مریم حاج محمدی | دیوار
S3 : 09:15:15
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بازیگران نقشها متناسب با کاراکترها ی نمایشنامه انتخاب شده بودند
تئاتر یبا متن خوب بازی های خوب دکور خوب کارگردانی و میزانسن خوب
تماشاگران هم خوب ... شما عزیزان که همیشه با لطف همراه ما هستید ...
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیالکتیک اشک و لبخند بود نمایشی با دغدغه های حال و هوای دبیرستانهای دخترانه و خط قرمزهایش. قدری هم شبیه نمایش است بود
ممنونم که مارو تماشا کردین
۲ روز پیش، دوشنبه
ممنون
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اونقدر خوب بود که خوشحال باشم دخترم و خدمت سربازی نمیرم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به معضلات و حواشی تئتر میپردات چیزی که برای همه تئاترها این روزها اشناست به گونه ای رسالت تئاتر به دست فراموشی سپرده شده و تنها یک نفر که در میان جمعیت مبارز واقعی است بازیگر صحنه خیابان است این قبیل کارها بیشتر دغدغه مند است تا اینکه بخواهد فرم و متن خاصی داشته باشد گروه موسیقی کارشون خیلی خوب بود « ما اعتراف می کنیم که از ما
بازیگران بهتری هستند
بازیگرانی که صحنه شان خیابان است
و مخاطبشان جمع اجتماع.
بازیگرانی که می گویند و می گویند و می گویند
از باطل و حق، و از واقع و مجاز
و این میانه اگر خوب بنگری
فقط اجساد واقعی است
ما چطور بازی کنیم
با دست اینهمه خالی
با دهان اینهمه در بند
سرابی این چنین فریب
راست هایی اینهمه دروغ؟
ما چطور روی این صحنه ی عاریه ی کوچک
با تفنگ های چوبی اندک
کشتاری ... دیدن ادامه » بزرگ راه بیندازیم
که در آن خون از آب جاری روانتر است
و از خاکی که بر آن ریخته بی ارج تر؟
ما کارگران نمایشیم
نشسته در ردیف اول تهمت
از تیره ی آن مرع دانه بر
که در عروسی و عزاش هر دو سر می برند
ما تصویر کوچک این دنیائیم
اگر حقیر، اگر شکسته
ما تصویر زمانه ی خود هستیم.
ما اعتراف می کنیم که از ما
بازیگران بهتری هستند
با چشم بندی و شعبده
با اشک و آه و سوز
با مژده و فریب
با تفنگهای واقعی بسیار!
آنان به نام شما
- به نام نامی مردم-
آراء شما را غربال می کنند
شما تحسینشان می کنید
و مرعوبشان هستید.
سنگ آسیای آنان
از خون شما می گردد
و نمایشنامه شان را بارها خوانده اید
با نام جعلی تاریخ!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شریف و دغدغه مند با اپیزود شیرازی خنده ام گرفت رها و آن بازیگری داشت
با صحنه اعترافات تجاوز گریستم و بسیار تاثیر گذار بود چون در اقواممان این بیماری هست به درک اجتماعی و ارتقای فرهنگیم کمک کرد
رضا کریمی، امیر مسعود و علیرضا اسفندیاری این را خواندند
احمد بیگی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی مدرن بود و به جزییات دقت شده بود یک ساعت مبهوت بودم و دوبار شوک شدم
بازی مینا زرنان رو دوست داشتم و اون برادر کوچک نیز خوب توانسته بود نقش ادم عقده ای کوچک دنیای بدبخت و حقیر که خبر چین است را نشان دهد خیل کاراکترش درست درامده بود
متن نمایش رو دوست نداشتم و به نظرم خب که چه بود و چه نتیجه گیری میشد داشت صرفانمایش یکسری اختلاف حقه و مشکلات و اختلالات و عقده های یکسری خوار و برادر انگلیسی بود که سر ارثی با هم مشکل داشتند و گویی ایرلندی بودن برایشان کسر شان بود و به خواهربرادر بودن هم تشکیک وارد میکردن
ریش های اقایون گاهی پرز و پر ازش بالا میزد و بازد دقت بیشتری در گریم شود پایین دامن ربکا اتوشود دوخت چین خورده است اقای شرفی به نظر یه مقدار در نقش ابی مایل به صورتی مانده کمی از ادا و یا اطوارش گاهی ان نقش را تداعی میکرد
اقلیت یا اکثریت،صداقت یا مصلحت،شجاعت یا منفعت
اینها گزینه هایی هستند که در طول روز مجبوریم یکی از انها را انتخاب کنیم گزینه های دوم همیشه راحتتر هستند اما ایا درست تر هم هستند؟ اکثریت حق دارند برای جامعه تصمیم بگیرند امااین اکثریت چه کسانی هستند مصلحت چیست ایا صداقت با ان برابری میکند؟ منفعتمان در انتخاب چیز دیگری است و ایا شجاعت انتخاب درست رادارم ما خیلی خوب انتقاد میکنیم اما زمانی که پای خودمان وسط باشد فقط میتوانیم توجیه کنیم انتقاد را از خودمان شروع کنیم
آرش رضایی این را خواند
امیر مسعود، فرزاد جعفریان، مریم اسدی و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک اثر دغدغه مند شریف که به حال و هوای اجتماع ما مرتبط بود
مردی با نقابهایی که ر کس و ناکسی بر صورت دارد بر میله ای از ابتدا تا انتهای نمایش قدم میزند که نمایش این است که این فریب و تزویر و دورویی در کل اعصار جاری است و گذشت زمان را نشان میدهد مرد سیاه پوشی نماد خوی وحشی ادمیان است اخ چقدر دوست داشتم شهردار را خفه کنم همذات پنداری کار بالا بود
Negin Fooladi این را خواند
NetHunter، امیر مسعود و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط بازی هلن نقی لو رو دوست داشتم هم خیلی با حس بازی میکرد و کارو باور کرده بود هم خیلی چهره جذابی داشت البته نقش پسر بچه نیز خوب نقش پسر روستایی رو القا میکرد کار خیلی افسرده و مرده بود پویایی نداشت صدای دریا و بلوک سیمانی هم برای تبادر حس و حال دریا خوب بود کاش بخش بیرونی بلوک رو با سنگهای بیشتری پر میکردند
در کل ریتم و تمپوش برام کسالت اور بود
اقای هاشمی هم خوب بودند
۰۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میزانسها، پرداخت نور و موسیقی متناسب با روح اثر، هماهنگی های بدنی و پرفرمنسای تاثیرگذار و ترس و وحشت اسایشگاه شوایتش و سواد و دانش کارگردان رخ میگرفت همش به صحنه هایی از نمایشها و پرفرم های خارجی باز یگردی به شدت تاثیر گذار بود حتی در لحظه پایانی و مرگ در اتاق گاز مخاطب را رها نمیکند و برای تاثیر گذاری بیشر بدون رورانس به پایان میرسد موها
گریم هم به شدت درست انجام شده بود
از قدرت یک تئاتر واقعی در سالن تازه تاسس هیلاج لذت بردم گویی بر صحنه برادوی هستم
پیمان اسلو با نام رسمی بیانیه اعلام اصول اولویت‌های موقت دولت خودگردان (به عربی: إعلان المبادئ حول ترتیبات الحکم الذاتی الإنتقالی) نخستین موافقتنامه رودروی حکومت اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) بود که در سال ۱۹۹۳ به امضای دو طرف رسید. پیمان اسلو تلاشی برای تعیین یک چارچوب مشخص بود که به حل‌وفصل کامل منازعه اسرائیل و فلسطین بینجامد.

مذاکراتی که منجر به امضای این پیمان شد به طور مخفیانه در اسلو پایتخت نروژ انجام شده و در ۲۰ اوت ۱۹۹۳ به پایان رسید و این پیمان به طور رسمی در ۱۳ سپتامبر ۹۳ در واشینگتن دی‌سی با حضور یاسر عرفات، اسحاق رابین و بیل کلینتون به امضا رسید.

این پیمان تشکیل حکومت خودگردان فلسطین را به عنوان یک نهاد اداری موقت مقرر کرد. قرار بر این بود که پیمان اسلو فقط برای یک دوره پنج ساله اعتبار داشته باشد و سپس جای خود را به یک ... دیدن ادامه » توافق دائمی بدهد. مسائلی چون وضعیت اورشلیم (بیت‌المقدس)، آوارگان فلسطینی، شهرک‌های اسرائیلی، مسائل امنیتی و تعیین مرزها بایستی در توافق دائمی حل‌وفصل می‌شدند.

ساف در پیمان اسلو دولت اسرائیل را به رسمیت شناخته و کاربرد خشونت را محکوم کرد. اسرائیل نیز ساف را به عنوان نماینده قانونی مردم فلسطینی به رسمیت شناخت و یاسر عرفات اجازه یافت تا به فلسطین بازگردد.

امضای این پیمان موجب شد تا جایزه صلح نوبل ۱۹۹۴ به طور مشترک به یاسر عرفات، اسحاق رابین و شیمون پرز تعلق گیرد.

در سال ۱۹۹۵ پیمان دیگری با نام «موافقتنامه موقت در مورد کرانه باختری و نواز غزه» معروف به پیمان اسلو ۲ به امضای دو طرف رسید. این دو پیمان با نام پیمان‌های اسلو شناخته می‌شوند.
واقعا رشک برانگیز بود و مرتبط خود را به عنوان بازیگر بر این صحنه تصور میکردم به تئاتر معنای تازه ای بخشیدند
پرداخت به موضوع، تخیل، تمرکز، تمرین و رهایی ناشی از آن، موسیقیایی بودن درست اجرا،صحنه آرایی خیلی خوب بود
نقش به دیوار به عنوان مستندی روایتی دیوار نوشته ها
تئاتر مستنداست سند و استناد کردن به تصاویرضبط شده و اخبار
متن نهفته نمایشنامه که اتفاقا رویکرد ماتریالیستی به تاریخ دارد به گونه ای نزاع فلسطینیها و اسرایلی ها بر سر سرزمین این حقیقت را به ذهن متبادر میکند که هیچکدام قهرمان نیستند و قهرمان تاریخ است و ادمهای ان برهه تاریخ میتوانستند از فاجعه جلوگیری کنند و نکرده اند
جریان تاریخی جنبش ازادی بخش فلسطین و بازساخته میشود و پیمان چالش برانگیز صلح میان اسرائیل و فلسطین در سال ۹۳ میلادی با روایت تازه تئاتر تازه به نمایش در میاید
هدف ... دیدن ادامه » این اثر نشان دادن این است که تلاش در مذاکره‌ای برای همزیستی صلح‌آمیز بین دو دشمن خونی هنوز عملی شریف، نفس‌گیر و نیازمند دقت و وسواس بسیار است. علی‌رغم این واقعیت که وضعیت در خاورمیانه هم‌چون همیشه فرار و بی‌ثبات است نشستن دو دستیار صحنه بر صندلی های قدرت نمعی پیام برای اینده است در پایان نمایش
در طراحی لباس نیز ظرافتی به چشم میخورد رنگ طیف سبز نماد اسرائیلی ها و طیف قهموه ای نمایند اعراب فلسطینی و رنگابی نروژی ها و مجامع بین المللی هستند
انعطاف بدنی و بازیهای فرمی بازیگران نمود تمرین سنگین و فشرده انهاست به گونه ای که هماهنگی زیبایی و انسجام در ان هویداست
آواز های عبری و عربی و کردی معروف با لحن زیبایی از دهان بازیگران شنیده میشود و مشخص است تمرین زیادی در اواز و سولفژ داشته اند
نمایشی با مفهوم زیبا و زیبایی های بصری خیره کننده
میزانسنهای درست
در جای جای نمایش دیالوگ ها از زبان بازیگران با صدای یک نفر شنیده میشود و مشخص است این بخش نیز تمرین شده است زیاد به گونه ای که گم میکنی کدامشان دارد دیالوگ میگوید و بقیه دهان میزنند
یکدستی بازیها نیز موضوع دیگری است که همه برای هم بازی میکنند و بازیها یکدست و خوب است حتی با وجود حضور هوتن شکیبا با بازی درخشانش اما بازگران جوان دیگر نیست بازی رها و درستی ارائه داده اند
طراحی دکور ساده و درست نیز چشم نواز است دیوارها به زبان خود سخن میگویند و تاریخ را بازسازی میکنند
بیانشان بد بود به خصوص خانم ها..
و به خصوص دو خانم آبی پوش..
شخصیت پردازی ندارد متن..
فاقد کشش است..
گروه همسرا نداریم..
و بازیگران نقش گروه همسرا را دارند
حرکات در حالت خمیدگی ناشی از پر بودن
مثانه را نتونستم تحلیل محتوایی کنم..
شاید مفهومی از عجله داشتن بود..
که ... دیدن ادامه » اگر اینطور باشد خیلی احمقانه بود..
حرکت هماهنگی هم نمی خواست خیلی..
با توجه به سابقه بازیگری که دارم در گذشته می گویم
تنها نکته اش بر خلاف تبلیغ رسمی در ایران
که قرارداد ننگین اسلو می نامند..
و حق فلسطینی ها نابود شده است.
از امتیازات طرفین می گویند وخستگی
طرفین از جنگ...
البته نقش نروژ به نفع فلسطینی ها چیزی نمی بینیم
اسراییل به این راحتی ها به مصر و حق کشتیرانی
راضی نمی شد.
و البته بعدش حدود ۲۲ درصد سهم فلسطین به کمتر
از ۷ درصد الان می رسد..
چیزی شبیه دریای خزر خودمان..
یا تجاوز اسراییل ۱۱ سال پیش..
ان موقع ارزش اسلو درک شد.
۲۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سبک خاصی کار شده بود به شیوه ساختی که در اتلیه تازه اموززش میدهتد و از مجموعه یک نمایشنامه و فیلم و موسیقی و... یک اجرا ساخته میشود بنابراین فقط مخاطب خاص تئاتری که به مطالعات اجرا واقف است و نظریات روانشناسی اگزیستانسیالیم و معنا گرا را میداند میتواند از رهایی و اجرای بازیگران لذت ببرد اندیشه های یالوم نیز در کار مشهود بود پیدا کردن معنایی برای زندکی
با احترام عارضم محضرتون کار به شدت ماقبل هر چیزی است با عنوان نمایش، همهٔ این‌ها رو هم بدونید چیزی دستگیرتون نمیشه. یک کار خیلی خیلی بد که فرسنگ‌ها با اجرای صحنه‌ای فاصله داره...
۰۷ مهر
منم میگم بهتر بود کارگردان یکی دو سال دیگه پا به جوانی میگذاشت که بشه نقدش کرد کلی هم تمرین میکرد بعد اجرا میرفت
۱۳ مهر
متاسفانه جلوی تولد ورشد کسی رو نمیشه گرفت
۱۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار خوبی بود بازی نوروزی و کوشکی رو دوست داشتم چون اضافه عادت های رفتاری نوع ایستادن و حرف زدن هاشون که برای کاراکتر خلق کرده بودند جالب بود و دوست داشتم ریزه کاری هایی که به نقش افزوده بودند باور پذیر بود یه جاایی از قالب در میامدند اما دوست داشتنی بود با اینکه کار طولانی بود خسته کننده نبود نوشته ها متن و فیلمهایی که بین کار پخش میشد جالب بود و دغدغه مند بود و مشخص بود برای کار فکر شده بود به طور کل کار خوبی بود و دوست داشتم
میترا و مسیح راستی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیشترین چیزی که فرای بازی خوب بازیگراش منو جذب کرد غافلگیری و کوک های عاطفی نمایش بود. موزیک درخور فرزاد عزیزو کارگردانی دلچسب هم مزید بر علت بود. بسیار منو به فکر فرو برد و تلنگر امیز بود
محبت شماست خانم حاج محمدی.ممنونم برای لطفتون
۰۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اثری تاثیر گذار که به نوعی داستان در داستانی واحد است و بازی درخشان و مثال زدنی بازیگران مردو زنش میخکوبت میکند حس مالیخولیایی بازیگر زن و بدن منعطف بازیگر مرد که بهت تماشاچی را با بالانس طولانی مدتش در می اورد و اشکهای دردناک بازیگر زن کاملا به هنرمندی بازیگرانش مطمئنت میکند. از جهتی میتوان گفت اثری متفاوت از مسعود طیبی است که البته این کارگردان نشان داده ژانرهای مختلف را امتحانمیکند. متن کار نیزداستان جالبی دارد که به اشکال مختلف میتوان ان را به اجرا دراورد
احساس همزاد پنداری با شخصیت زن قصه و اتفاق غیر منتظره در اخر نمایش عالی بود
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار اثر پراندیشه دغدغه مند و خوبی بود مشخص بود برای کار زحمت فراوان کشیده شده طراحی لباس عالی بازی که اصلا حرف نداشت نور پردازی و طاحی صحنه علی کارگردانی عالی متن عالی مطمئنا در جشنواره فجر جایزه خواهد برد همه چیز در خدمت معنای اثر بود لذت بردم و توصیه میکنم
جز بازی سیامک صفری و نقش سگ
خیلی سروصدای اضافه و سرساماور داشت
کلا دوست نداشتم این کار
یاد کار شهرت شهروز دل افکار افتادم
از شما بعید بود خانوم..
از شما بعید بود..
من روی شما جور دیگری فکر می کردم..
نقد مرا بخوانید و توبه کنید از اشتباهاتتان...
۰۸ شهریور
نقد شما را میخوانم اما گزینه بعید بود یا روی شما جور دیگری فکر میکرد کلماتی اند با بار منفی به شدت بالا که نشان از جامعه توتالیتر و تک صدایی میدن
۱۰ شهریور
مبنا را الان می گذارم که نقدم را خواندید..
الان به شوخی بودنش پی بردید..
اگر ناراحت شدسد عذر..
همین...
۱۰ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید