تیوال محمد لهاک ( آقای سوبژه ) | دیوار
S3 : 19:21:29
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تولدتون مبارک آقای با اخلاق درجه یک آدم حسابی
بهنام خان شرفی نازنین
براتون بهترینها رو آرزو میکنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تولد داریم چه تولدی
مریم خانم نازنین زاد روزتون مبارک ⁦❤️⁩ براتون بهترین آرزوها رو داریم
از طرف تیوالی ها
ممنونم آقای لهاک
از لطف شما و همه دوستان سپاسگزارم
۳ روز پیش، چهارشنبه
مریم خانم عزیزم تولدت مبارک
۳ روز پیش، چهارشنبه
ممنونم نینا خانم مهربان
❤️
۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شما جزو کدام گروه از انسان ها هستید ؟
آیا فرد عیب جویی هستید که فقط نقاط ضعف و بدی های انسانها را میبیندو در هر اتفاقی شروع به نق زدن بدگویی میکند و یا این که انسان را مجموعه ای از خوبی هایش و بدی هایش می دانید ؟
به قول بزرگی : هرگاه تنها هستیم به دنبال یک دوست میگردیم ، هر زمان پیدایش کردیم به دنبال عیبش میگردیم و
زمانی که از دستش دادیم به دنبال خاطراتش می گردیم و باز تنهاییم
دکتر ویلیام گلاسر، روان‌پزشک مشهور می‌گوید: هفت عادت تخریب‌گر شامل: 1- عیب‌جویی یا انتقام، 2- سرزنش، 3- شکوه و گلایه، 4- غر زدن، 5- تهدید، 6- تنبیه و 7- دادن حق حساب یا باج برای تحت کنترل درآوردن دیگری، وجود دارد
او معتقد است به جای استفاده از هفت الگوی مخرب که سعی در کنترل کردن فرد دارد برای حفظ و تداوم هر ارتباطی، باید از هفت الگوی سازنده: 1- گوش سپردن،2- حمایت، 3- تشویق، 4- احترام، 5- پذیرش، 6- اعتماد، و 7- گفت‌وگو، بهره برد.‏
عیب جویی یکی از بیماری های اخلاقی است که با انگیزه های گوناگون صورت می گیرد در اینجا به چند انگیزه اشاره می کنیم.
احساس حقارت
یکی از عوامل عیب جویی احساس حقارت است. کسانی که عیوب مختلفی دارند و احساس حقارت می کنند. می خواهند با نشر عیوب دیگران و تحقیر نمودن این و آن، عیوب خود را بپوشانند و ضعف باطنی خویش را جبران نمایند
حسد
یکی دیگر از انگیزه های عیب جویی، حسادت است. شخص حسود چون نمی تواند کمالات و امتیازات دیگران را ببیند تلاش می کند تا با عیب جویی، شخصیت آنها را خُرد کند.
سوء ظن
یکی از عوامل عیب جویی، گمان بد است، که خود یکی از بیماری های خطرناک است و بسیاری در آتش آن می سوزند.
بیماری روحی و غفلت
یکی از موارد عیب جویی یک نوعی بیماری روحی است که برخی ازمردم دچار آن می شوند. به طوری که از جستجوی عیوب دیگران و پخش آن در میان مردم لذّت می برند و بدین وسیله ناراحتی خود را تسکین می دهند.چنین کسانی در اثر خودخواهی، هرگز به خود اجازه نمی دهند که به عیوب خود بپردازند و چون از عیوب خود غافلند، عیوب دیگران را می بینند. به یکی از بزرگان گفتند: که چرا از عیوب دیگران سخن نمی گویی؟ او در جواب گفت: چون برای خود کمالی نمی بینم تا از دیگران عیب گویی کنم.
هر ... دیدن ادامه » کسی گر عیب خود دیدی به پیش
کی بُدی فارغ وی از اصلاح خویش
غافلند این خلق از خود بی خبر
لاجرم گویند عیب یکدگر
دشمنی
یکی دیگر از عوامل و ریشه های عیب جویی دشمنی است.بسیاری از افرادی که عیب جویی می کنند در واقع به سبب کینه ای است که در دل دارند. آنها که از دیگران کدورتی در دل دارند (چه در زندگی خانوادگی و چه در زندگی اجتماعی) دائماً در فکر عیب جویی و رسواکردن دیگران هستند.
چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد
خودخواهی
گاهی خودخواهی و حس جاه طلبی انگیزه عیب جویی می شود؛ بسیاری از افرادی که می خواهند به مقام و موقعیتی برسند سعی می کنند با عیب جویی و عیب تراشی رقبای خود را تضعیف و از میدان به در کنند.

البته همه این عوامل را سببی جز جامعه حاکم نیست و صد البته که جامعه از خود ما شروع میشود بیاییم با یکدیگر مهربان‌تر باشیم
بجای اینکه یکدیگر را تحقیر کنیم و متهم سازیم فقط با گمانه زنی های حاصل از .....
به شکوفایی و بالندگی هم مهر بورزیم و جامعه را بسوی زیبایی راهنمایی کنیم
برداشت آزاد از چند مقاله در باب عیب جویی احوالاتی که این روزها سایه بر سر این خاک دارد
همه بدنبال عیوب هم میگردیم میرویم یک اجرا که عیب از اجرا در بیاوریم
حالا شد از بازیها نشد نور نشد صحنه نشد گریم نشد متن نشد تماشاگر نشد صندلی سالن بالاخره یک جای کار می‌لنگد ما هم که خوراکمان شده نق زدن بجای کمک به تعالی و پیشرفت و شکوفایی و حمایت فقط نق میزنیم
منظورم نقد نیست که نقد خودش باعث شکوفایی میشود
خودتان بهتر میدانید نقد کدام است و نق کدام
بعضی مواقع در حدود ادبیاتی منقوش به لغات ناب و گاهی هم در لفافه و گاهی هم .....
خدا را هزار بار شکر که اگر هیچ کجا یار و همراه و هم‌نفس هم نباشیم در نق زدن برادران و خواهران خونی میشویم یک نق برای همه همه برای یک نق
امیدوارم روزی برسد که در مهربانی رشد را تجربه کنیم
و گمان تحقیر به منزله تربیت را فراموش کنیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تولد داریم چه تولدی

فرد مورد نظر ⁦❤️⁩ متولد سال ۱۳۵۴ تهران هستش
ایشون در سمت کارگردان، فیلمنامه‌نویس، بازیگر سینما، تئاتر، تلویزیون فعال و بسیار هم درخشان هست .⭐⭐⭐⭐⭐
در سال ۷۷ مدرک مهندس شیمی از دانشگاه صنعت نفت آبادان و حدود ده سال بعد کارشناسی ارشد کارگردانی از دانشکده سینما تئاتر، دانشگاه هنر رو میگیره.
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
جناب سید افشین خان هاشمی تولدتون مبارک آقا⁦❤️⁩
براتون بهترینها رو آرزو میکنیم.
از طرف همه مخاطبان تئاتر
ما دیوانه ایم یا ....
مانیفستی هنری از جامعه ای دیوانه که نخبه کش است و فراموشکار
مردمانی فیک و دروغین که در پشت نام ها مخفی شده‌اند
اجرای موسیقی مجلسی با تلاش مشهود عوامل و تسلطِ بر پایه تمرین هر چند برای سالن دو مهرگان بسیار نامناسب است اما موج انرژی گروه از مسیر سقوط گذر کرده و با توانمندی به اجرایی قابل قبول می‌رسد
یک تشکر
از آقای علی نژاد که اجازه عکاسی حین اجرا برای هیچ عکاسی صادر نکردند
و یک تذکر
شروع به موقع نمایش احترام به مخاطبی است که سی دقیقه قبل از اجرا منتظر شروع اجراست ۲۰دقیقه تاخیر دیشب بیش از هر چیز ناراحت کننده بود چون بخاطر تاخیر مهمان اجرا جناب میکائیل خان شهرستانی صورت گرفت
و از آن نامیمون تر نوع تقدیر در رورانس از ....

یک نکته
مهمترین ، عزیزترین و بزرگترین مهمان که هر گروهی باید شایسته قدر دانیش باشد مخاطبی است که در ... دیدن ادامه » این شرایط رنج آور اقتصادی بلیط میخرد و تاخیر را به جان میپذیرد و بر صندلی های غیر استاندارد مینشیند و در پایان هم به احترام اجراگرش به پا می ایستد، نه آقای.... و خانم .... که رایگان می آیند و مینشینند و ...
جناب لهاک عزیز و گرامی ممنونم از نظراتتون
۱۷ مهر
Sepasgozaram az hozure sabzetun
۱۸ مهر
⁦❤️⁩⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⁦❤️⁩
۱۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
حضرت مولانا در مثنوی معنوی دفتر پنجم می‌فرمایند
گفت فرعونی انا الحق گشت پست
گفت منصوری اناالحق و برست
آن انا را لعنة الله در عقب
وین انا را رحمةالله ای محب
زانک او سنگ سیه بُد این عقیق
آن عدوی نور بود و این عشیق
این انا هو بود در سر ای فضول
ز اتحاد نور نه از رای حلول
جهد کن تا سنگیت کمتر شود
تا به لعلی سنگ تو انور شود
صبر کن اندر جهاد و در عنا
دم به دم می‌بین بقا اندر فنا
وصف سنگی هر زمان کم می‌شود
وصف ... دیدن ادامه » لعلی در تو محکم می‌شود
وصف هستی می‌رود از پیکرت
وصف مستی می‌فزاید در سرت
سمع شو یکبارگی تو گوش‌وار
تا ز حلقهٔ لعل یابی گوشوار
هم‌چو چَه کن خاک می‌کن گر کسی
زین تن خاکی که در آبی رسی
گر رسد جذبهٔ خدا آب معین
چاه ناکنده بجوشد از زمین
کار می‌کن تو بگوش آن مباش
اندک اندک خاک چَه را می‌تراش
هر که رنجی دید گنجی شد پدید
هر که جدی کرد بر جودی رسید
چون گرانی ها اساس راحت است
تلخ ها هم پیشوای نعمت است
هر که در قصری قرین دولتی است
آن، جزای کارزار و محنتی است

رشد از نقطه صفر شروع میشه و بودن از عدم اما هرگز برای خواننده شدن وقتی در نقطه آغاز هستید کنسرت برگزار نمی‌کنیم
صدای فالش یک ویولون نه تنها گوش خراشه بلکه آرشه سیم رو هم پاره می‌کنه.

اینکه یک گروه جوان جرأت تجربه کردن رو به خودشون دادند عالیه و قابل تقدیراما نه به صورت حرفه‌ای
به نظرم چیزی که بیش از هر چیز لازمه که دوستان نازنین این گروه بدونند اینه که با گرفتن کامنت مثبت شما تبدیل به یک بازیگر نمیشید عزیزای دل برای عالی شدن باید نقد منفی رو بشنوید و تلاش کنید
دوستانتون با تقدیر و حمایت ناآگاهانه به جای کمک به شما براتون امکان سقوط رو محیا میکنند
به نظرم این اجرا به شدت ضعیف بود و نیاز به تمرین و پختگی داشت
اجرا از ریتم ناموزون ، شتاب زدگی در اجرا ، میزانسن ضعیف متن ضعیف و پرداخت بدوی ، طراحی لباس ابتدایی رنج میبرد
به زعم من تا اجرای صحنه ای گروه ده تا پانزده ماه تمرین مجدانه زیر نظر یک استاد را لازم داشت ، تمرین حس و بیان تمرین بداهه ، تمرین شناخت کاراکتر و....۵دوره سه ماهه

از همت است هرکه به جایی رسیده است
بی بال و پر به عالم بالا پرنده کیست
شیخ بهایی
چقدر عالی گفتین. آفرین.
۱۴ مهر
کاری به اون کاربری هایی که داغ داغ تازه ثبت شده میان و تمجید میکنن و مقابل نقد ها هم گارد میگیرن و میرن ندارم، الان سوالم اینه شمایی که دسته جمعی به نمایشتون امتیاز ۵ میدین، یعنی واقعا تو همون دنیای فانتزی و دوستانه خودتون این نمایش رو تا این حد شاهکار ... دیدن ادامه » میبینین؟ که نه تنها جای هیچ پیشرفتی براش در نظر نمیگیرین که اصولا معتقدین این اثر تا حد اعلا جاودانه شده و تاتر اصلا با شما بوجود اومده و تموم شده!
این چه جور دوستی یا تبلیغات یا حمایت یا هر چیز دیگه ایه که فکر میکنین؟
پس این ثابت میکنه که هم امتیاز ها و هم کامنت ها صرفا در جهت گول زدن خواننده و مخاطب هست و اصولا ارزش بررسی در نمایشی با یک گروه به قول خودتون کار اولی و تازه کار رو نداره،
خوب حالا باز ادامه بدین به این روندتون!
۱۷ مهر
اساسا با تندروی مخالفم
اما در پاسخ به سوالات و دو صفحه نوشتنم باید بگم اگر نقاشی ب.ت ۵ساله از تهران رو بهم نشون بدید نمیتونم برای بهتر کشیدنش یا سبک و مکتب و ..... ایده ای بدم
مگر فیک مثل شما
حمایتی که در روایت دوستی خاله .... می‌نامندش
هر که قلم داشت هنرمند نیست ناسره را با سره پیوند نیست
شما هم به جای اینکه هر کی سرفه می‌کنه دو ده خط براش بنویسی اگر تمایل به پیشرفت دوستت داری برو تئاتر ببین و برای دوستت چند کتاب مربوط تهیه کن ، و در خلوت بدون سوگیری نسبت به کسی ، کمک و راهنمایی کن دوستت رو
بازیگر تازه وارد که هیچ من بازیگری رو میشناسم با بیش از پنجاه دیپلم افتخار و جایزه بازیگری استانی و کشوری هر روز ۵ صبح بلند میشه چند سرویس مدرسه و غیره می‌بره می ره دانشگاه بعدش در اسنپ کار می‌کنه و گاهی تا ۲بامداد تمرین می‌کنه بیش از بیست سال هم تئاتر کار کرده اما وقتی می‌ره اجرا آماده هر نقطه نظری هست
بعد دور همی ماژور بهش بر خورده....

تئاتر ... دیدن ادامه » یعنی همین تئاتر تزکیه و تهذیب و تربیت روحه
یک تعالی با روشهای ریاضتی

‎هر چه بیشتر دوست بداری، کمتر می‌اندیشی.

‎از کتاب مطرود ، ‎لوئیجی پیراندلو
۱۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

با چشم‌ها
ز حیرتِ این صبحِ نابجای
خشکیده بر دریچه‌ی خورشیدِ چارتاق
بر تارکِ سپیده‌ی این روزِ پابه‌زای،
دستانِ بسته‌ام را
آزاد کردم از
زنجیرهای خواب.

فریاد برکشیدم:
اینک چراغ معجزه
مَردُم!
تشخیصِ نیم‌شب را از فجر
در چشم‌های کوردلی‌تان
سویی به جای اگر
مانده‌ست ... دیدن ادامه » آن‌قدر،
تا از کیسه‌تان نرفته تماشا کنید خوب
در آسمانِ شب
پروازِ آفتاب را !

با گوش‌های ناشنوایی‌تان
این طُرفه بشنوید:
در نیم‌پرده‌ی شب
آوازِ آفتاب را!
دیدیم
(گفتند خلق، نیمی)
پروازِ روشنش را. آری!

نیمی به شادی از دل
فریاد برکشیدند:

«ــ با گوشِ جان شنیدیم
آوازِ روشنش را!»
باری
من با دهانِ حیرت گفتم:
«ــ ای یاوه
یاوه
یاوه،
خلایق!
مستید و منگ؟
یا به تظاهر
تزویر می‌کنید؟
از شب هنوز مانده دو دانگی.
ور تایبید و پاک و مسلمان
نماز را
از چاوشان نیامده بانگی!»
هر گاوگَندچاله دهانی
آتشفشانِ روشنِ خشمی شد:
«ــ این گول بین که روشنیِ آفتاب را
از ما دلیل می‌طلبد.»

توفانِ خنده‌ها...

« خورشید را گذاشته،
می‌خواهد
با اتکا به ساعتِ شماطه‌دارِ خویش
بیچاره خلق را متقاعد کند
که شب
از نیمه نیز برنگذشته‌ست.»

توفانِ خنده‌ها...
من
درد در رگانم
حسرت در استخوانم
چیزی نظیرِ آتش در جانم
پیچید.
سرتاسرِ وجودِ مرا
گویی
چیزی به هم فشرد
تا قطره‌یی به تفتگیِ خورشید
جوشید از دو چشمم.
از تلخیِ تمامیِ دریاها
در اشکِ ناتوانیِ خود ساغری زدم.
آنان به آفتاب شیفته بودند
زیرا که آفتاب
تنهاترین حقیقتِشان بود
احساسِ واقعیتِشان بود.
با نور و گرمی‌اش
مفهومِ بی‌ریای رفاقت بود
با تابناکی‌اش
مفهومِ بی‌فریبِ صداقت بود.
(ای کاش می‌توانستند
از آفتاب یاد بگیرند
که بی‌دریغ باشند
در دردها و شادی‌هاشان
حتا
با نانِ خشکِشان.
و کاردهایشان را
جز از برایِ قسمت کردن
بیرون نیاورند.)
افسوس!
آفتاب
مفهومِ بی‌دریغِ عدالت بود و
آنان به عدل شیفته بودند و
اکنون
با آفتاب‌گونه‌یی
آنان را
اینگونه
دل
فریفته بودند!
ای کاش می‌توانستم
خونِ رگانِ خود را
من
قطره
قطره
قطره
بگریم
تا باورم کنند.
ای کاش می‌توانستم
یک لحظه می‌توانستم ای کاش
بر شانه‌های خود بنشانم
این خلقِ بی‌شمار را،
گردِ حبابِ خاک بگردانم
تا با دو چشمِ خویش ببینند که خورشیدِشان کجاست
و باورم کنند.
ای کاش
می‌توانستم!
یا رب ، نگیر ساغر مستی ز ساحتِ شماطه دارِ عدل شیفتهِ نامسلمانی
بنگر که خون رگانت به کارد قسمت ، تالاسمی شرافت در نان خشک می زند
شش دانگ حواس ما ز کیسه رفت در حسرت به استخوان رسیده تفنگ کاغذی
این روز ِ پا به زا ، برای خلق ناشنوا ، آخرش چه داشت
۰۸ مهر
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

امروز تولد اوست
اونقاش، نویسنده و کارگردان تئاتر ایرانی و سرپرست «گروه تئاتر رادیکال 14 » است. او فعالیت‌های هنری خود را ابتدا از نقاشی آغاز نموده و تا قبل از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، در نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی فراوانی شرکت کرد. پس از فارغ‌التحصیلی از دانشکده هنر و معماری در رشته نقاشی، به کارگردانی تئاتر در همان دانشگاه تغییر رشته داد و نمایش‌های متعددی را روی صحنه برد. او در سال‌های فعالیت تئاتری خود موفق به دریافت جوایز متعددی در حوزه‌های نویسندگی و کارگردانی تئاتر شده‌است.
محمد آقای مساوات تولدتون مبارک بهترینها رو براتون آرزو میکنیم.
از طرف همه مخاطبان تئاتر
سید محمدمساوات / تنها حجت من بر هنر
۱۶ مهر
⁦❤️⁩جناب آقای دکتر اشراقی نازنین⁦❤️⁩
۱۶ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به قول آقا کیمیایی ⁦❤️⁩
سید: «زندگی من شده التماس، گور پدر نشئگی بعد التماس.»



سهم من از نبودنشان قاب عکسهاست.....
کاربر رضا غیوری ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
رفیق عزیز ،دوست مهربان ، زاد روزت مبارک بهترینها رو برات آرزو میکنیم
یک دنیا عشق
از طرف همه دوستانت در تیوال
ازت بسیار آموختم و به داشتن نازنین دوستی چون تو افتخار میکنم⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۰۴ مهر
@ گلبرگ عزیز
@ رضا جان
ممنونم
۰۶ مهر
مرسی آقای غیوری من هم همین آرزو رو براتون دارم :)
مریم جانم :*
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

قاب‌هایی که ماند و تن هایی که کبود شد
و اجرایی که هرگز تمام نمیشود
خاطره ای شیرین از تلخ ترین حکایت موجود
درخششی از بازی و رنگ و نور و صحنه و میزانسن
اجرایی خلاقانه از دردی ماندگار

⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐
ده ستاره در یک اجرا
شش بازیگر
نویسنده: مهدی اسدزاده
کارگردان: شکوفه طاهری
روابط عمومی : نوید آغاز
و تماشاگری که نه موبایلش زنگ خورد نه حرف زد و نه .....
ممنون از لطفتون
مرسی از حضورتون و تشکر بابت ثبت نظر
۰۲ مهر
سپاس بی کران از مهر و ذوقتون جناب لهاک نازنین❤️
۰۲ مهر
برقرار باشید آقا ⭐⁦❤️⁩
۰۲ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پست موقت

ترویج فرهنگ باج گیری به نام معضل تماشاگر
در وانفسای افول حضور مخاطب ، هنر آلودهِ ، ناچار ، هنر فقیر (هم مالی هم فرهنگی)، به بهانه تبلیغات به هر روشی و منشی دست میبرد از بلیط در مقابل ستاره و کامنت گرفته تا عروسک های بزرگی که تا دیروز دم پیتزا فروشی ها تبلیغ میکردند
از...... تا .......
اساسا با ترویج فرهنگ تئاتر دیدن نه من مخالفم و نه هیچ کدام از کاربران تیوالی چه دوست و چه ...
هرچند تمایل به قیمت مناسب دغدغه اصلی همه مخاطبان تئاتر بوده و هست ، چراکه ما هم بنا به شرایط روز و با توجه به مشکلات معیشتی که به صورت سراسری دامن گیر همه افراد جامعه هست تمایل به خرید شرافتمندانه اما مناسب تری را داریم
هیچکس به هیچ عنوانی مخالف تلاش در جهت جلب مخاطب نیست
اما نه به صورت یک معامله.....
همیشه سعی کردم که بلیط بخرم و کمتر تن به بلیط رایگان دادم شاید کمتر از یک در صد
گواه کلامم حساب کاربری و لیست خرید بلیط از تیوال و تیکیت . ایران کنسرت
اما شاهد ساختاری با عنوان بلیط مجانی = نقد مثبت هستم و انگار پایه های این بنا از ابتدا به زعم من البته کج است
خانم هدایتی عزیز خاطرتان هست که در اینستاگرام به من پیام دادید و فرمودید اگر گروه نمایشی را میشناسید که تمایل دارند!
ما تعدادی علاقمند هستیم به تئاتر به ما تخفیف بدهند یا بلیط رایگان تا ما در مقابلش نقد مثبت بنویسیم و کامنت بگذاریم و ستاره بدهیم.
در جواب شما عرض کردم که اینکار نه تنها غیر اخلاقی و بسیار شنیع است بلکه کاملا حرکتی ضد فرهنگیست
خیانت ... دیدن ادامه » به کاربران بی اطلاع از ماهیت ستاره ها و کامنت هاست
این مسئله و پیام بدون درج نام شما خدمت جناب عمروآبادی نازنین نشان دادم و عرض کردم زیر پوست مهربان تیوال اتفاقات نامیمونی در حال وقوع است
اما گمان کردم به رفتن دو تا کار و همان شش نفر کارگری که نوشته بودید تمام میشود
امروز به بهانه غم نان به دغدغه فروش و خروش شاهد فوران آتشفشان نقد و ستاره در مقابل بلیط هستم
که البته به قول دوستی هر چیزی قیمتی دارد
در هر حال هنوز هم مشتاقم که در گفتگو بتوانیم نسبت به هم محترمانه به حل معضل برسیم

در ضمن
سید مهدی نازنین شجاعانه به مسئله پرداخته که برای اطلاع بیشتر توجه کاربران گرانقدر به پست زیر معطوف میکنم
https://www.tiwall.com/wall/post/216587
کاش این پست موقت نباشه
۳۱ شهریور
بله میدونم محمد عزیز
۴ روز پیش، سه‌شنبه
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای بی اخلاقی هایی که برایش کف زدیم ،
برای خشمهایی که نابجا بالا آوردیم
برای تهمت هایی که مغرضانه زدیم
برای دلهایی که لگدمالشان کردیم در پرانتز نقد
برای بغضهامان که ماند و چرک کرد و عقد شدو ترکید
برای هر آنچه که بودیم و هستیم و خواهیم بود



حرمت نگه دار دلم
گلم
کاین اشک خونبهای عمر رفته من است
میراث من ، نه بقید قرعه نه به حکم عرف
یکجا سند زده ام همه را به حرمت چشمانت
به نام تو.....
مهر ... دیدن ادامه » و موم شده به اتش سیگار متبرک ملعون.
کتیبه های خطوط قبائل دور ،
این سرگذشت کودکی است که به سر انگشت پا هرگز
دستش به شاخه ی هیچ آرزویی نرسیده است
هر شب گرسنه میخوابید
چند و چرا نمی شناخت دلش
گرسنگی شرط بقا بود به آیین قبیله ی مهربانش
پس گریه کن مرا به طراوت
به دلی که میگریسیت بر اسب واژگون کتاب دروغ تاریخش
و آواز میخواند ریاضیات را در سمفونی با شکوه جدول ضرب با همکلاسیهایش
دو دو تا .... چهار تا .... چار چار تا .... شونزده تا..... پنج چنج تا ....
در یازده سالگی پا به دنیای عجیب کفش نهاد
با سر تراشیده و کت بلندی که از زانوانش میگذشت
بابوی کنده ی بد سوز و نفت و عرقهای کهنه ....
آری دلم ، گلم
این اشکها خونبهای عمر رفته من است.
میراث من .

حکایت آدمی که جادوی کتاب مسخ و مسحورش کرده بود
تا بدانم ، بدانم ، بدانم
به وام وانهادم مهر مادریم را
گهواره ام را به تمامی
و سیاه شد در فراموشی سگ سفید امنیتم
و کبوترانم را از یاد بردم
و میرفتم .. و میرفتم ... و میرفتم
تا بدانم و بدانم و بدانم
از صفحه ای به صفحه ای
از چهره ای به چهره ای
از روزی به روزی
از شهری به شهری
زیر آسمان وطنی که در آن فقط مرگ را به مساوات تقسیم میکردند

سند زده ام یکجا همه را به حرمت چشمان تو
متبرک شده به آتش سیگار متبرک معلون
که میترکاند یکی یکی حفره های ریه هایم را
تا شمارش معکوس آغاز شده باشد بر این مقصود بی مقصد
از کلامی به کلامی
.... و یکی یکی مردم ... بر این مقصود بی مقصد
کفایت میکرد مرا حرمت آویشن
مرا مهتاب
مرا لبخند
و آویشن حرمت چشمان تو بود . .... نبود ؟
پس دل گره زدم به هر اندیشه ای که آویشن را می سرود

مسیح به جلجتا به صلیب نمی شد
و تیر باران نمی شد لورکا در گرانادا در شبهای سبز کاجها و مهتاب
آری یکی یکی میمردم به بیداری از صفحه ای به صفحه ای
تا دل گره بزنم به هر اندیشه ای که آویشن را میسرود .
پس رسوب کردم با جیبهای پر از سنگ به ته رودخانه اولز همراه با ویرجینیا وولف
تا بار دیگر مرده باشم بر این مقصود بی مقصد
حرمت نگه دار ، دلم ! ، گلم !
اشکهایی را که خون بهای عمر رفته ام بود

داد خود را به بیدادگاه خود آورده ام
همین
نه
به کفر من نترس
کافر نمی شوم هرگز
زیرا به نمی دانم های خود ایمان دارم
- انسان و بی تضاد ؟ -
خمره های منقوش در حجره های میراث
عرفان لایت با طعم نعنا
شک دارم به ترانه ای که زندانی و زندان بان با هم زمزمه میکنند

پس ادامه میدهم سرگذشت مردی را که هیچ کس نبود
با این همه تو گویی اگر نمی بود
جهان قادر به حفظ تعادل خود نبود
چون آن درخت که زیر باران ایستاده است
نگاهش کن
چون آن کلاغ
چون آن خانه .
ما گلچین تقدیر و تصادفیم
استوای بود و نبود
به روزگار طوفان موج و نور و رنگ در اشکال گرفتار آمده
مستطیل های جادو
مربعهای جادو
...
من در همین پنجره معصومیت ادم را گریه کردم
دیوانگی های دیگران را دیوانه شدم
در همین پنجره گله به چراغ برده ام
پادشاهی کرده ام با سر تراشیده و قدرت اداره دو زن
سر شانه نکردم که عیال وار بودم و فقیر
زلف به چپ و راست خواباندم تا دل ببرم از دختر عمویم
از دیوار راست بالا رفتم
به معجزه ی کودکی با قورباغه ای در جیبم
حراج کردم یکجا همه ی رازهایم را
دلقک شدم با دماغ پینوکیو و بته ی گونی به جای موهایم
آری ... دلم ! ، گلم ! حرمت نگه دار
کاین اشکها خون بهای عمر رفته من است
سرگذشت کسی که هیچ کس نبود
و همیشه گریه میکرد
بی مجال اندیشه به بغضهایش
تا کی مرا گریه کند ؟
تا کی ؟
و به کدام مرام بمیرد .
آری ... دلم ! ، گلم !
ورق بزن مرا
و به افتاب فردا بیاندیش که برای تو طلوع میکند
با سلام و عطر آویشن




مرحوم حسین پناهی
زان مشق شب که برایم نوشته بود
من مشق عشق کردم و مست از همان شدم

اجرایی که باید ، بود⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️،⁦❤️⁩

تولد داریم چه تولدی
یک عکاس با اخلاق مهربان درجه یک ، یک انسان فوق‌العاده،
آقا رضا جاویدی تولدتون مبارک بهترینها رو براتون آرزو میکنیم⁦❤️

از طرف تیوالی ها
⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩
تولد یک رفیق درجه یک تیوالیست سید مهدی نازنین تولدتون مبارک بهترین ها رو براتون آرزو میکنیم
از طرف تیوالی ها

⁦❤️⁩✨⭐⁦❤️⁩✨⭐⁦❤️⁩✨⭐⁦❤️⁩✨⭐⁦❤️⁩✨⭐⁦❤️⁩✨⭐⁦❤️⁩✨⭐⁦❤️⁩✨⭐
آقاااااا
چه سورپرایزی
دم شما گرممم
خیلی چسبید
ماچ و بغلللل ❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩❤️⁩
۲۳ شهریور
ایشالا میبینمتون حتمن جناب

زهره جان خیلی ممنون، واقعا ایشالا برای هممون

میثم جان مخلصیم برادر، درجه یکی از خودتونه، بغل محکم :)
۲۴ شهریور
تولدتون مبارک لهاک جان تولد خودت کی هست جشن بگیریم
۲۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐
تولد داریم چه تولدی
علی جان ژیان ⁦❤️⁩
تولدت مبارک ، بهترینها رو براتون آرزو میکنیم
از طرف تیوالی ها
ممنون از لطفتون جناب لهاک بزرگوار
خیلی خیلی لطف کردید
۲۳ شهریور
❤ وای وای وای
چه سورپرایزی شدم اونم تو بهترین جای دنیا در کنار بهترین هااا

خیلی ممنونم ازت محمد جاااانِ لهاک عزیز، رفیق بامعرفت و حرفه ای خودم
بهترین هارو برای شما و خانواده بزرگ تیوال آرزو میکنم، چون بهترین هستید
۲۳ شهریور
ای جان ، ارادت آقا ⁦❤️⁩
سرت سلامت لطفت مدام سایه ات مستدام
مبارکمون باشی
به دوستی با شما خواهر و برادر افتخار میکنم
⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩⁦✨⁦❤️⁩✨⁦❤️⁩✨
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
إن لَم یَکُن لَکُم دینٌ وَ کُنتُم لا تَخافونَ المَعادَ فَکونوا أَحرارا فى دُنیاکُم؛

اگر دین ندارید و از قیامت نمى‏ ترسید، لااقل در دنیاى خود آزاد مرد باشید.




بنده همه سعیم را کرده ام که به این دستورالعمل فوق العاده عمل کنم و چون اولی را ندارم پس ازاده باشم
۱۸ شهریور
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۱۸ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما غریبه بودیم
در انزوای خانه ای متروک
در تبدیل ثانیه ها به سالها
در تفسیر خاطراتی دروغ
تنها ، اما با هم
و چقدر حمله ها را دوست داشتیم
که سکون و سکوت پاداش بیهوشیمان بود
ما چقدر غریبه بودیم


امروز تولد یک خانم بازیگره
کسی که چند دوره برای بازیگری جایزه گرفته
بهترین بازیگر جشنواره تئاتر فجر ۱۳۸۸
بهترین بازیگر جشنواره تئاتر فجر ۱۳۹۰
بهترین بازیگر جشنواره تئاتر فجر ۱۳۹۴
بهترین بازیگر جشنواره تئاتر فجر ۱۳۹۵
دریافت جایزهٔ بهترین بازیگر زن برای بازی در نمایش «عروسکی به نام مترسک» از جشنوارهٔ دانشجویی؛ ۱۳۸۱
دریافت جایزهٔ بهترین بازیگر برای بازی در نمایش «عروسکی به نام مترسک» از جشنوارهٔ کانون‌ها؛ ۱۳۸۱
دریافت جایزهٔ بهترین بازیگر زن برای بازی در نمایش «اهل اقاقیا» از جشنوارهٔ اردبیل؛ ۱۳۷
و البته کلی جوایز دیگر ......
یک بازیگر خانم درجه یک متولد شهریور ۱۳۵۵
حمیرای شهرزاد و مرضیه گلشیفته
خانم نسیم ادبی نازنین زاد روزتون مبارک⁦❤️⁩ بهترینها رو براتون آرزو میکنیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید