کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال محمد لهاک | دیوار
S3 : 09:58:16 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
جناب آقای رجایی عزیز
در گذشت مادر بزرگوارتان را تسلیت عرض نموده برای ایشان غفران و رحمت الهی و برای شما و بازماندگان محترم صبر مسئلت میکنیم
ما را در غم خود شریک بدانید
محمد لهاک
درباره اشتراک تیوال+ i
همیاری عزیز از اضافه شدن پنج ماهه به اکانت ممنونیم اما با پلاس چه میتوان کرد وقتی هیچ چیز برای عرضه وجود ندارد
البته در پیامک ۵ ماه ذکر شده ولی در سایت، ۷۳ روز اضافه شده
گروه همیاری  
جناب صادقی عزیز، پنج ماه اعلام شده به تاریخ پایان اشتراک هر فرد اضافه شده است. تاریخ پایان اشتراک پلاس شما ۲ فروردین بود که با اضافه شدن پنج ماه، به ۲ شهریور منتقل شد. سپاس از شما
چه پیچیده.
سپاسگزارم.
۲۲ خرداد
گروه همیاری  
سرکار خانم سردلی گرامی، بدلیل اینکه خرید پلاس شما در ساعت ۲۲:۵۲ انجام شده است، محاسبات تعداد روز باقی مانده اشتراک پلاس شما بر اساس این ساعت انجام می شود نه ساعت ۱۲ شب. با سپاس از شما
همیاری جان
خیلی ممنونم از توضیحاتتون🌸🌸
با آقای صادقی موافقم که محاسباتتون پیچیده ست ☺️
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آقا محمد حسن موسوی کیانی
دوست عزیز
درگذشت پدر بزرگوارتان را تسلیت عرض نموده و از خداوند منان برای آن مرحوم طلب مغفرت و رحمت و برای بازماندگان صبر جمیل مسئلت میکنم
ما را در غم خود شریک بدانید
بنده هم تسلیت می‌گم... بی‌گمان صبوری جناب کیانی و خانواده محترمشون مایه آرامش روح ایشون هست.
جناب کیانی بزرگوار
شریک احوالتون هستم... برای خودتون و همه عزیزانتون عمر با عزت آرزو می کنم....
مینا
جناب کیانی بزرگوار شریک احوالتون هستم... برای خودتون و همه عزیزانتون عمر با عزت آرزو می کنم....
مینای عزیز
از لطفت سپاسگزارم..
برای خودت و عزیزانت در تک تک لحظاتت شادی و
سلامتی آرزومندم...
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
 هفتم خرداد سالمرگ عباس نعلبندیان است؛ نمایشنامه‌نویس خلاقی که سال ۱۳۶۸ در چنین روزی در ۴۰ سالگی دست به خودکشی زد و روی سنگ قبرش نوشته شد: «در این غربت غریب عطر تو را از کدام توفان باید خاست؟»

نعلبندیان در سال‌های کوت...
هفتم خرداد سالمرگ عباس نعلبندیان است؛ نمایشنامه‌نویس خلاقی که سال ۱۳۶۸ در چنین روزی در ۴۰ سالگی دست به خودکشی زد و روی سنگ قبرش نوشته شد: «در این غربت غریب عطر تو را از کدام توفان باید خاست؟»

نعلبندیان در سال‌های کوتاه عمر هنری‌اش قصه‌ها و نمایشنامه‌های متعددی با همان ادبیات و خط‌الرسم مخصوص خودش نوشت و متن‌هایی را هم به فارسی ترجمه کرد؛ آثاری همچون قصه‌های «از هفت تا هفت و نیم»، «ص.ص.م»، و نمایشنامه‌های «اگر فاوست یه کم معرفت به خرج می‌داد»، «داستان‌هایی از بارش مهر و مرگ»، «ناگهان هذا حبیب‌الله». او با اولین کارش در دومین جشن هنر شیراز دومین جایزه نمایشنامه‌نویسی را دریافت کرد و یک‌سال بعد به‌عنوان نمایشنامه‌نویس و مدیر بخش داخلی به کارگاه نمایش پیوست و تا آخرین روزهای فعالیت کارگاه با آن همکاری کرد.

در سال‌های اخیر بارها کارگردان‌هایی تلاش کردند نمایشنامه‌های عباس نعلبندیان را در ایران اجرا کنند اما هر بار به در بسته ممیزی خوردند؛ هرچند نمایشنامه‌هایی از او به صورت زیرمینی و در محافل خصوصی‌تر توسط کارگردان‌های شناخته‌شده‌ای اجرا شد اما همچنان نمایشنامه‌های نعلبندیان جزو آثار ... دیدن ادامه ›› ممنوعه است.

روح‌الله جعفری (نمایشنامه‌نویس، کارگردان و مدرس) در سالروز مرگ این هنرمند پیش‌روی ایرانی به سه نمایشنامه‌ای اشاره می‌کند که در ۱۰ سال اخیر قصد اجرا و نمایشنامه‌خوانی آنها را داشت، اما مجوز نگرفت.

جعفری تشریح کرد: گروه تئاتر گیتی در یک دهه اخیر، سه نمایشنامه «پژوهشی ژرف و سترگ و نو، در سنگواره‌های دوره بیست و پنجم زمین‌شناسی، و یا چهاردم، بیستم و غیره، فرقی نمی‌کند»، «سندلی کنار پنجره بگذاریم و بنشینیم و به شب دراز تاریک خاموش سرد بیابان نگاه کنیم» و «ناگهان؛ هذا حبیب‌الله، مات فی حب‌الله، هذا قتیل‌الله، مات بسیف‌الله» را برای اجرا آن هم هربار به مدت سه تا شش ماه تمرین کرد اما هیچ‌یک از این آثار به دلیل آنکه اداره‌کل هنرهای نمایشی و زیرمجموعه آن یعنی شورای ارزشیابی و نظارت مجوز برای اجرای عمومی‌شان صادر نکرد، رنگ صحنه به خود ندید.

سرپرست گروه تئاتر گیتی ادامه داد: اداره‌کل و شورای نظارت حتی به گروه برای خوانش نمایشنامه و «ناگهان؛ هذا حبیب‌الله...» در «رپرتوار نمایشنامه‌خوانی گروه تئاتر گیتی در حمایت از مردم سیل‌زده شهر معمولان، استان لرستان» که مرداد و شهریور سال گذشته به مدت ۱۰ شب در تماشاخانه سنگلج برگزار شد مجوز اجرا نداد. البته نه‌تنها به اجبار این نمایشنامه نعلبندیان از رپرتوار کنار گذاشته شد، بلکه نمایشنامه‌های «گلدان» نوشته بهمن فرسی و «چوب به دست‌های ورزیل» نوشته غلامحسین ساعدی را هم حذف کردند و نگذاشتند این سه نمایشنامه پیش‌روی مخاطب خوانش شود.

او با بیان اینکه «برای احقاق حق در هر باری که گروه تئاتر گیتی با حذف، سانسور و فشار حداکثری برای مجوز اجرای عمومی ندادن به این سه اثر از عباس نعلبندیان روبه‌رو شد به معاونت هنری، اداره‌کل هنرهای نمایشی و رئیس وقت شورای ارزشیابی و نظارت رفتم» گفت: و از آنها خواستم دلایل این‌همه فشار برای ندادن مجوز به این نمایشنامه‌ها را به صورت مکتوب به من اعلام کنند که هرگز این کار را نکردند؛ بلکه تنها به‌صورت شفاهی متذکر شدند حق اجرای این آثار را از عباس نعلبندیان ندارم. آنها بدون ذکر دلیلی در همه این سال‌ها (البته به‌زعم خودشان) نام عباس نعلبندیان، آثار او و اندیشه‌اش را حذف کردند و اجازه به صحنه رفتن و کار روی نمایشنامه‌های او را ندادند.

جعفری با تاکید بر اینکه «جلوی انتشار اندیشه را نمی‌توان گرفت.» گفت: این تفکر و ذهنیت غلطی است که با سانسور می‌توان نام عباس نعلبندیان را که یکی از نمایشنامه‌نویسان تاثیرگذار نیمه دوم دهه چهل و پنجاه شمسی است، ‌حذف کرد.

او خاطرنشان کرد: در عالم هنر، نگاه افراطی داشتن معنایی ندارد. همچنان که در مدیریت و برنامه‌ریزی امور فرهنگی این نگاه و در پیش گرفتن این رویه معنایی نمی‌تواند داشته باشد. در حق عباس نعلبندیان چه قبل و چه بعد از انقلاب، جفا شد. نعلبندیان قبل از انقلاب با این برچسب جعلی که نویسنده‌ای دست‌راستی است، مورد بی‌مهری قرار گرفت و بعد از انقلاب هم با مجوز ندادن برای چاپ آثار و به صحنه رفتن متون او، این بی‌مهری ادامه دارد.

https://www.ilna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/918950-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%86%D8%B9%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%82-%D8%A7%D8%B4-%D8%AC%D9%81%D8%A7-%D8%B4%D8%AF
جناب لهاک گرامی با عرض سلام و ارادات
واقعا سرنوشت نعلبندیان از تراژیکترین ها است. اتفاقا چند هفته پیش شکوه نجم آبادی بازیگر خوب تئاتر و از اولین بازیگران حرفه ای کارگاه نمایش هم‌ بعد از اینکه چهل سال نتواست‌بر روی صحنه تیاتر ایران‌برود، در فرانسه درگذشت..
نجم آبادی و نعلبندیان به مدت سه سال با هم‌ازدواج‌کرده بودند و جدا شدند.
شکوه‌ نجم‌آبادی از نخستین بازیگرانی بود که قبل از آنکه وارد کارگاه نمایش شود به‌صورت حرفه‌ای تئاتر بازی می‌کرد؛ بازیگر تئاتر فعال در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی که در سال‌های بعد از انقلاب به فرانسه مهاجرت کرد. او در این سال‌ها چند باری به ایران آمد و قصد داشت بار دیگر روی صحنه ... دیدن ادامه ›› برود که یکی از آنها حضورش در جشنواره تئاتر بانوان و بازی در نمایش "شب تدفین اکستریس جی" نوشته جمال ابوحمدان به کارگردانی مریم معترف بود. اما این عملی نشد و او هیچ‌گاه نتوانست بار دیگر بر صحنه‌های تئاتر ایران حضور یابد تا نسل جدید او را بشناسند.
حیف و دریغ از هنرمندان اصیل و یگانه که اینگونه سانسور شدند و البته فکر می کنم حاضر هم نشدند به هر قیمتی تن به کثافت وضع موجود دهند....
سپاس از یادآوری تان دوست ارجمندم
ابرشیر
جناب لهاک گرامی با عرض سلام و ارادات واقعا سرنوشت نعلبندیان از تراژیکترین ها است. اتفاقا چند هفته پیش شکوه نجم آبادی بازیگر خوب تئاتر و از اولین بازیگران حرفه ای کارگاه نمایش هم‌ بعد از اینکه ...
آقا سلام و احترام و ارادت
متاسفانه تیغ سانسور سلیقه ای ناجوانمردانه هنر ایران را به یغما برد کوچ های اجباری و خانه نشینی ها ، بعضی شد تا نفس خیلی ها در گلو بماند و ....
سال گذشته در مراسم بزرگداشت شانزدهمین هفته تئاتر
از بیژن مفید یاد شد بهمن مفید در سالن بود بروی استیج آمد اما نامش بر زبان هیچ کدام از آقایان نیامد
یا متن غلامحسین ساعدی همین آقایان سال گذشته مجوز اجرا ندادند
خلاصه اینکه ....
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
«همانا ما از آن خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم.»
جناب آقای دکتر اشراقی
درگذشت مادر بزرگوارتان را تسلیت عرض نموده ، از خداوند تبارک و تعالی برای آن مرحومه علو درجات و رحمت واسعه و برای شما و سایر بازماندگان صبر و بردباری مسئلت میکنم
آن بزرگوار در حیات پر برکتشان با خدمات عام المنفعه بسیار هماره سعی در سریان انسانیت و کمال داشتند به یقین این مصیبت تالم بار دل هر انسان آگاه و آزاده ای را به درد می آورد
و خالی حضورشان در خط مقدم مهربانی ملموس و جبران ناپذیر است
من را در غم خود شریک بدانید
روحشان شاد . چنین شخصی همیشه ماندگار و جاودان یاد است

امیدوارم راهشان سبز و پر رهرو باشد 🌹 🌺
۲۳ اردیبهشت
خیلی ناراحت شدم
خدا به آقای اشراقی و سایر بازماندگان صبر بده
۲۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
همه کسانی که سنگلج اداره تئاتر یا تئاتر شهر رو تجربه کردند حتماً چهره خندان مرد خوش اخلاق و آذری مهربان و .... یادشونه عمو جمشید
جمشید خان مددی
باورم نمیشه....
باورم نمیشه که.......
یادش گرامی
مرد مهربان دوست داشتنی هرگز فراموشت نمیکنیم
مرد دوست داشتی...
یادش گرامی
۲۳ اسفند ۱۳۹۸
آقای لهاک سلام و درود

گاهی پیش میاد حال درستی نداشتن ، زندگی همینه!

الان حالتون چطوره؟ سلامتید، بهترید

بعد مدتی دوباره به تیوال برگشتم، اینم رسم زمونه من شده، میرم و برمیگردم.

نمیدونم چه خبراس؟؟!!

فقط آرزوی خوبیها رو براتون دارم
۲۲ اردیبهشت
خانم احمدیان نازنین سپاس از مهرتون
حقیقت من خودم هم امروز بعد از تقریبا سه ماه اولین پست رو گذاشتم
این روزها هم فکر آن روزها هست و هم داغ امروزها
دوری و بغض و فاصله هایی که اجتماعی شده
امیدوارم که سرتون سلامت باشه و زیر سایه مهر خانواده با عشق و امید و لبخند روزگار رو بگذرونید
۲۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
روز مرد و روز پدر بر همه مبارک
همیاری جان گزینه چک ایز و کنترل اثر انگشت نمی‌خوای اضافه کنی
من از زمانی که رمز پویا فعال شده همه کارتهام بلا استفاده است
اینهمه مراحل برای وارد شدن به حساب کاربری ساده یکم از قرنطینه ای که درش هستیم میاد
حوصله ات سر رفته بود گفتی چی به تیوال اضافه کنم آهان برای هر بار ورود رمز و رمز یکبار مصرف و .....
خلاصه ، خلاص
جای این حرکت انقلابی یه فکری برای نرم افزار میکردی
ایموجی ها
فالو کاستم
هشتک
فالو نِیم
سرچ نِیم
و هزاران باگ موجود
الان فضا رو امنیتی کردی که مثلاً اکانت های فیک از بین برن
اکانت های اصلی هم حداقل خود من دارم از بین میرم
با ورود هزار باره رمز و نام کاربری و عکس 6*4 سه رخ چشم چپ و ...
دلم برات یه ذرّه شده محمد، هم برای شما، هم برای همه رفقا...
۱۴ اسفند ۱۳۹۸
آقای لهاک عزیز ❤️

محسن جان، اسم چپ و راست که میاد تنم میلرزه
:))))
۱۶ اسفند ۱۳۹۸
⁦⁦◉‿◉⁩
۱۶ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
میدونید رفقا گاهی آدم فکر می‌کنه هنوز فرصت داره
فرصت داره که بگه معذرت می‌خوام
فرصت داره که بگه دوستت دارم
فرصت داره که بگه اشتباه کردم
که بگه ممنونم که کنارمی بگه خوشحالم که همراهمی بگه عاشقتم
بخاطر این فرصت که نمیدونیم چقدر هست ، خیلی از حرفهامون نیمه گفته و نگفته میمونه
مثلاً میگیم سالگرد ازدواجمون...روز تولدش.... روز پدر ..... روز مادر...... شب که از سر کار برگشتم
فردا صبح که بیدار شدیم
بهش میگم
بهش میگم
بهش میگم
اما یه اتفاق .... یه تصادف ..... یه سکته .....یه حادثه
فرصت حتی یک کلمه رو هم نمیده
و نگفته ... دیدن ادامه ›› هامون میمونه تا ابد.
پس تا فرصت هست بهشون بگیم که چقدر از بودنشون خوشحالیم چقدر دوستشون داریم چقدر عاشقشون هستیم چقدر به داشتنشون افتخار میکنیم بگیم قبل از اینکه دیر بشه
شاید یک دقیقه بعد نباشیم یا نباشن
شاید یک دقیقه بعد خیلی دیر شده باشه
شاید یک دقیقه بعد یه حسرت بشه تا ابد
مثل خیلی از بغض هایی که موندگار شدن
دوستان تیوالی

حال شما چطوره سلامتید؟

من تئاتر نمیرفتم ، ولی دلتنگ ثبت لحظه هایی ام که داشتید در تیوال❤
۳۱ فروردین
⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩
۳۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
من دیر رسیدم و از آنجا که همیشه ورود مخاطب حین اجرا آزارم میدهد (که گمان میکنم دوستان نازنین مطلع هستند هرگز بعد از شروع اجرا وارد سالن نمی‌شوم ) فقط در جهت تمدید بلیط سوال کردم اما فکر میکنم مثل همه جای ایران آدمهای اشتباهی جای اشتباهی هستند دوستان این بخش هم تماشاخانه را با کلانتری اشتباه گرفتند
با افاده ای که سرشار بود از اَه مرتیکه مزاحم ، سرشار غرور و قدرت با پشت چشم نازک کرده امر کردند:
وایسا بپرسم.....
بعد هم مشغول کار دیگری شدند ده دقیقه ای ایستادم و بعد فهمیدم که سالن اشتباهی را انتخاب کردم
نه برای پاسخ مثبت یا منفی چون اصلا جوابی به من ندادند
پ ن
یک کارمند ناراضی کار یک رقیب سرسخت را میکند
البته با این تفاوت که کاملا اینبار کارفرما مغلوب میشود و جایی برای رقابت نمیماند
واقعا متاسفم جناب لهاک از این اتفاق ، نمونه این برخوردها تو هر جای شهر زشته ولی تو محیطهای فرهنگی خیلی زشت تره
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
متاسفم اقای لهاک. امیدوارم این تجربه هرگز تکرار نشه
بنظرم بدترین مسیول گیشه خانمی هست که تو سالن شهرزاد کار میکنه
اما وقتی یه بار دیر رسیده بودم و ازشون راهنمایی خواستم خیلی مهربانانه توصیح دادن و راهنماییم کردن و در نهایت تقریبا ۱۰ شبِ بعد بدون مشکل اجرا رو وقت کردم ببینم و فهمیدم در مورد اون خانم بد قضاوت کرده بودم.
کاش ادم ها مهربون تر باشن و کار همدیگرو راه بندازن ...
۰۲ اسفند ۱۳۹۸
آقای مجللی عزیز ⁦❤️⁩⁦❤️⁩
طبیعتاً رفتار ما بر اساس وقایع و اتفاقات پیرامونی ما هستش ممکنه یک روز حال خوب یا حال بدی رو تجربه کنیم قاعدتاً رفتار بیرونی ما هم از همان طعم مزه میگیره
راستش به اون خانم حق هم میدم بهر حال دیر وقت بود و با توجه به همه اتفاقات روزمره یک شهروند تهرانی بازخورد رفتار ممکنه از همه چیز منشاء داشته باشه
اما مطمئن هستم کاملا تکبر در بیان و تحکم در انتخاب کلماتشون بود حتی اگر بگم اینها شاید از خشم نهفته یک شهروند تهرانی میاد
بی محلی ... دیدن ادامه ›› و بی توجهی بعدش رو ......
با این همه امیدوارم من قضاوت اشتباهی کرده باشم
اما واقعا از صمیم قلب آرزو میکنم حال همه مردم بهتر باشه تا بتونیم نسبت به همدیگه مهربونم تر باشیم
۰۳ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
محمد لهاک
درباره نمایش خیاط i
از همت بلند به دولت توان رسید
تبریک میگم به همه گروه که شجاعانه تلاش کردند تا یک اتفاق خوب رو رقم بزنند شاید نتیجه اینکه چقدر به هدفتون رسیدید آنقدر مهم نباشه که تلاشتون ارزشمنده
تبریک میگم به خانم ملک خانم جوانی که در حمایت از هم نسل‌های خودش قدم به راه حمایت از فرهنگ و تئاتر گذاشته
دوستان نازنینم هیچ چیزی جذاب تر از شجاعت شما وتلاش شما برای یک رویداد فرهنگی نیست
اینکه همه شما جوان هستید و ساعی بسیار دلنشین و دوست داشتنیِ
اما یادتون نره
دانش ، پژوهش و پشتکار سه ظلع مثلث طلایی شکوفایی هستند برای شکوفایی باید خوب یاد بگیرید حسابی مطالعه کنید و خستگی ناپذیر تلاش
امیدوارم شاهد درخشش نفر به نفر گروهتون باشم
به گروه موسیقی هم دست مریزاد میگم


جناب لهاک عزیز
ممنون از تشریف فرماییتون. سپاس فراوان از نظرات انرژی بخش و جملات زیباتون. امیدوارم از اجرا لذت برده باشید و بتوانیم در اجراهای بعدی هم در خدمت شما باشیم.
۰۱ اسفند ۱۳۹۸
بیش از دو ماه بدون تئاتر سر کردن ، خیلی خیلی یه جوریه
۳۱ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بخشی از صحبت های آقای هادی حوری کارگردان نمایش تا اون

من همیشه پیش از آنکه به شروع چیزی فکر کنم ، به پایانش فکر کرده ام . به اینکه اگر نمایشی نوشته شود .نمایشی ساخته و اجرا شود ، با زمانی که آن نمایش وجود نداشته ، در جهان نبوده و خلق نشده ، چه تفاوتی دارد. آیا اگر حرفی زده نشود ، آیا اگر این اتفاق نیفتد ، چه خواهد شد .

هر "اتفاق" تلاشی ست برای نزدیک تر شدن به حقیقت ، و تئاتر اتفاقی ست که هرگز از حرکت باز نمی ایستد . به عقب بر نمی گردد . و علیرغم آنکه قادر به تکرار شدن است ، هرگز تکراری نخواهد شد.

وقتی به نمایشنامه هایی که نوشته ام از این منظر نگاه میکنم ( به جز آنها که غم نان آنها را نوشته است ) جز چند تایی ، بقیه شان را دوست میدارم و ... دیدن ادامه ›› فکر میکنم نبودن شان در جهانی که پیرامون من است ، قابل تصور نیست. این از خودخواهی من نیست که چنین حرفی را میزنم ، بلکه از نیاز وافری ست که جهان من به تکرار بعضی حرفها دارد و سکوتی که گاه بسیار تلخ و گزنده ست.

از سال شصت و هفت که "بی خانمان" و بعد از آن "سرود رود" نوشته شد, تا به امروز...و از میان بسیاری نمایشنامه هایی که به صحنه رفت یا آنها که تبدیل به کتاب شد ، یا حتی آنهایی که در میان دستنوشته های بسیارِ من جا خوش کرده اند ... گور، باران ، دایره ، دزد دریایی،سوزنبان ، برزخ ، رتیل، ملکه جنیان ، ماشینری، سیاهه ای برای سیاه ، هابیل ، سیاه مثل خون ، نوح ، پراگما، سیه نامه باستان ،هیچ آزمونی هیچ ، آواز تاریک ماهی در آبگیر همیشه ، ایلکوچ ستاره ، ترسا ،ترانه و تندر، چولی قزک ، کیارش، مرد نیک ، نقد حال ، فانوسهای تاریک ، بهشت خونین ، زیر گنبد کبود ، برف می بارد، بالهایش، نقل پرومته ، خاک کبود ، به یک جلاد ساده نیازمندیم و .... حالا : تااون... بنظرم میرسد همه اینها باید نوشته می شد . باید اینها را می نوشتم. باید تلاش میکردم تا آنها را به صحنه ببرم . باید در آنها زندگی میکردم. همانطور که این روزها من و گروهم در هوای تااون زندگی میکنیم و نفس می کشیم. زیرا تمام این ها اتفاق هایی ست که باید می افتادند.

تئاتر پدیده ای خارق العاده است اما همیشه با تردیدی نگران کننده همراه است. تردید از اینکه آیا توانسته ایم به حقیقتی که دریافته ایم ، قدمی نزدیکتر شویم ؟ آیا توانسته ایم در دیواره باورهایی که هر لحظه زندگی را برای مان کوچک و کوچک تر میکند ، رخنه ای ایجاد کنیم؟ آیا مخاطبی که به تماشایمان نشسته است ، تلاش ما را برای دوست داشتن و درکش، پذیرفته است ؟ آیا او هم همانند ما خواستار تغییر در احوالاتش هست ؟ آیا او هم مثل ما نیازمند اثری ست که رد پایی از او را در زندگی روزمره اش به جا بگذارد؟

و حالا من تمام این نگرانی ها ، تردید ها و زیباییِ بزرگ زندگی در تئاتر را، در نمایشنامه ای به نام " تا اون " با گروهی از جوانان خوشفکر و بازیگرانی خوش قریحه و پرتوان ، شریک شده ام . دوستانی که اگرچه هرکدام درک متفاوتی از زندگی و تئاتر دارند اما ، همه شان درعشق به تئاتر و مردم، به یک اندازه عاشق اند.

و حالا در آستان بلندِ مخاطبینی که با افتخار انتظارِ حضورشان را داریم ، تمامی این دوستان را می توانم نام ببرم و با اعتماد بگویم که هر کدامشان برای رسیدن به نقشی که در صحنه می آفرینند ، یا انجام امورِ دیگری که برای به صحنه رفتن این نمایش به عهده دارند، با تمام توان و عشق شان تلاش کرده اند و و قطعا لیاقت ایستادن در نوروروشنایی صحنه و منظر پر افتخارِ مردم را دارند.
بعداز مدتهای طولانی به اصلِ واقعی تئاتر برگشتم با نمایش تااون.و بسیار خوشحالم از این تجربه ی ناب.
۲۸ بهمن ۱۳۹۸
شما معزید و بزرگوارید و هر کجا که روید بزرگی ببرید و عزت ببخشید.
درود بر شما گروه خوب نمایش تااون که هستید و ماندگارید
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
ارادت و مانا باشید جناب حوری...
۰۳ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
کاش دنیا دست زن‌ها بود، زن‌ها که زاییده‌اند یعنی خلق کرده‌اند و قدر مخلوق خودشان را می‌دانند. قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را. شاید مردها چون هیچ‌وقت خالق نبوده‌اند، آنقدر خود را به آب و آتش می‌زنند تا چیزی بیافرینند. اگر دنیا دست زن‌ها بود، جنگ کجا بود‌؟

سووشون⭐ سیمین دانشور
روز زن و مادر رو به همه شیر زنان ایران زمین تبریک میگم و از صمیم قلب آرزو میکنم که روزی برسه که بدون تبعیض در برابری و احترام روزگار رو سپری کنیم روزی بدون اجبار
و بهترینها رو برای همگی از خداوند می‌خوام
آقای لهاک ممنونم ازتون بابت تبریک و آرزوهای خوب. به امید آنروز البته با تلاش خود زنها.
۲۶ بهمن ۱۳۹۸
خانم گراوندی ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
جناب کوهی عزیز بی صبرانه لحظه شماری میکنم⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با سلام و احترام
به تماشا نشستن این اثر مثل رفتن در زیر زمین ناشناخته ای بود که کورمال کورمال به لمس ناشناخته اشیاء می پرداختی و تا میخواستی بفهمی دستت چیست یا جلوی پایت یک چیزی می‌آمد و سکندری میخوردی و یا آنچه دستت بود هم بر زمین می افتاد ....
اجرا اگر چه برآمده از ناخودآگاهی دانا بود اما با ریتم پایین و نوری کوبه ای به میگرنی ها کمک میکرد تا تجربه سردرد لایتناهی را داشته باشند
به نظرم با کم کردن زمان و بردن بالای ریتم و کمی رتوش در متن و کمی تمرین قابلیت اجرایی دیدنی را دارد
امروز زاد روز یک انسان شریف ، نجیب ، مهربان و آدم حسابیه
کسی که از من مستاجر تازه تا رفقایی که هفت سال ساکن خونه اش هستند دوستش دارند
آقای عمروآبادی نازنین زاد روزتون مبارک
براتون بهترین ها رو آرزو میکنم
سرتون سلامت و سایتون مستدام⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
به به...
یادمه تئاترشهر یه خط تلفن داشت که هیچ وقت هیچکس جواب نمی داد. باید میومدیم دم ساختمونش تا بفهمیم تئاتری روی صحنه هست با نه.
امروز از هر جا میشه تیوال کرد، کلی کار.
به خاطر تیواله که دوباره پام به سالن باز شد و دارم از تئاتر لذت می برم.
دم شما گرم آقای عمروآبادی خوش فکر
تولدتون مبارک
شاد و سلامت و پر از آرامش باشید
۲۳ بهمن ۱۳۹۸
سلام جناب عمروآبادی گرانقدر
تولدتون مبارک
خیلی ممنونم بخاطر تیوال
با تیوال تونستم آدمهای بسیاری رو بشنوم و اهل تئاتر بشم
بسیار خوشحالم که هدف دارم که بتونم نمایشنامه نویس بشم، داستان بنویسم که البته مرتبط با رشته تخصصی ام زبان انگلیسی هست . شیفته تئاتر و بازیگری خوب شدم و....
همه اینها با درصد بالایی بخاطر تیوال هست
متشکرم از زحمات و لطف شما
۲۳ بهمن ۱۳۹۸
مرسی عزیزانم
مهربانی شماست... امیدوارم تیوال هر روز شایسته‌تر باشه برای چنین کاربران و همراهانی...
۲۳ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با سلام و احترام
جنس برخی آثار اتصال جدانشدنی است برای من
اجرای مثال نقض برای من از همان جنس است
اجرایی که همه چیزش برایم انگار تورقی در خاطرات است
آدمهایی که دیده ام و طعم شیرین و تلخ رابطه هایشان را چشیده ام
برای من اجرا بسیار جذاب و خلاقانه و دوست داشتنی بود
از اکساسوار پرتیبل و وریبل وچنجیبل گرفته تا تعویض لباس در صحنه
از شیوه اجرا گرفته تا اندازه بازیها
همه چیز اجرا برایم جذاب بود
که صد البته بی نقص نبود و مواردی بود که بلزوم اصلاح و یا تغییر داشت
امیدوارم در اجرای عموم با تغییرات جزئی لذتی دو صد هزار ببرم ⁦❤️⁩
دیدید «دوست دارم» آقای لهاک؟ :)))))))
۰۱ اسفند ۱۳۹۸
خدااا رو شکر ( با لحن مهران مدیری) ❤️
۰۲ اسفند ۱۳۹۸
⁦◉‿◉⁩
۰۲ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آنارشیسم یا سانتیمانتالیسم
آشوبی که در شکلی منظم به تصویر کشیده میشد
اجرایی خلاقانه که به نظرم کارگردان(( بامعرفتی)) دارد
چرا که هر چه میکند دلش نمی آید به کسی نه بگوید
فکر میکنم شش نفر در صحنه هم ریتم را بهم می‌زدند هم اضافه بودند وبه دلیل تعداد زیاد حتی قاب های دوست داشتنی شکل نمی‌گیرد
حِبیب یا هبیب
در مجموع من اجرا رو دوست داشتم و نظرم با روتوش جزئی بر تعداد وکم کردن دیالوگ مجسمه و برخی نقطه های کوچک ضعف که طبیعتاً مربوط به تک اجرا بودن و جشنواره است به اجرایی جذاب خواهیم رسید
پ ن
هبیب : باد گردانگیز. بادی که گرد و غبار پراکند
حبیب : دوست ، یار. - معشوق ، محبوب .
خلاقیتی که به شکوفایی نمی‌انجامد
اجرای لیر شاه اجرایی بود که خلاقانه شروع شد و با ضعف در بیان و بازی برخی از کاراکتر ها به رورانس رسید
از ریتم پایین و آشفته کار که بگذریم
طراحی دوست داشتنی لباس و طراحی زیبای گریم نمره مطلوبی میگیرد
هم خوانی ها موسیقی کار عالیست
ادگارد بسیار درخشان و خوش بیان است و بار اجرا بر دوشش می افتد
در مجموع گمان میکنم اگر لختی بر متن و قدری بر بیان و زمانی بر اکت بیشتر زمان گذاشته شود به یقین اجرا پنج ستاره خواهد شد
سلام خوشحال میشم شما هم بفرمایید کدام کاراکترها ضعیف بودن؟!
ممنون
۲۳ بهمن ۱۳۹۸
سلام و احترام
بجز ادگار همه
۲۴ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
شوخی ، روایتی از توهمات پسا مصرف دراگ است که به نوعی در ذهن یک بیمار اسکیزوفرن میگذرد روایتی با ریتمی ناموزون ولی جذاب ، اجرایی که تا پایان ۶۵دقیقه نگهت میدارد تا هم سر از ماجرا دربیاوریم و هم از لحظه های شوخی ها لذت ببریم
اثر اگر چه در افکت ها ناموفق است اما با موسیقی جذاب پایانی نمره مطلوبی از موسیقی و ساند افکت میگیرد
در مجموع خروجی کار حال خوبی است که مخاطب با خود از سالن بیرون می‌آورد

یک اجرای کامل با هر آنچه که تئاتر می‌نامند
و طعمی در کمال از کارگردانی دانا
امیدوارم که تمام مشکلات کوچک اجرا در اجرای عموم بر طرف شود