تیوال سارا میراخورلی | دیوار
S3 : 08:09:39
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
صدای تنهایی
خواب های طلایی
همش بیداری
کلاغ های رسوایی
زندگی اجباری
کابوسای تکراری
جمله های تکراری
خدافظی اختیاری......

الکی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه پوچ خیالیست فکر آرامش....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر کلامی عواقبی داره
همونطور که هر سکوتی


سارتر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بزرگتر از احساساتت باش
این رو من از تو نمیخوام
زندگی میخواد
وگرنه احساسات مثل سیل تورو از جا میکنه و میبره.

فیلیپ راث
به بهانه ی درگذشتش
هرچه بزرگتر از احساساتت میشوی، دلت هم بزرگتر و دریایی تر میشود لعنتی
و دل بزرگ احساساتی عمیقتر و رقیقتر از خود به جای میگذارد
دور باطل است این...
۲۱ خرداد ۱۳۹۷
همینطوره نادیای عزیز...
۲۰ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از من
هزار خاطره می گذرد
هر خاطره
هزار بار تو

مادام ماری
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد

سعدی
عباس الهی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

سعدی
میلاد مجرد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند
دلتان به چرخ پرد چو بدن گران نماند

دل و جان به آب حکمت ز غبارها بشویید
هله تا دو چشم حسرت سوی خاکدان نماند

نه که هر چه در جهانست نه که عشق جان آنست
جز عشق هر چه بینی همه جاودان نماند

ره آسمان درونست پر عشق را بجنبان
پر عشق چون قوی شد غم نردبان نماند

تو مبین جهان ز بیرون که جهان درون دیده‌ست
چو دو دیده را ببستی ز جهان جهان نماند

تو ... دیدن ادامه » ز لوح دل فروخوان به تمامی این غزل را
منگر تو در زبانم که لب و زبان نماند

تن آدمی کمان و نفس و سخن چو تیرش
چو برفت تیر و ترکش عمل کمان نماند

دیوان شمس
عباس الهی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
‌ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺟﻠﻮﯼ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ، ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﻫﻤﻪ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﻨﺪ؟
ﺑﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﺮﺩﻡ، ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ و با همسرم ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻡ؟
ﺍﮔﺮ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺘﯽ. ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺍﺯ ﺗﻘﻮﺍﺳﺖ،
یعنی ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻤﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺕ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﻭ ﺑروﯼ ﺑﺎﺯﺍﺭ، ﺩﻭﺭﯼ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻧﺸﻮﯼ...

دکتر اﻟﻬﯽ قمشه ای
عباس الهی، محمد ونائی و نادیا اسکویی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو چنان زی که بمیری برهی
نه چنان چون تو بمیری برهند

سنایی
عباس الهی، محمد ونائی و نادیا اسکویی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنده ی چیزی نباش تو زندگیت
بنده بودن هیچ وقت خوب نیست....
میلاد مجرد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاری جاوید در کم آزاریست
میلاد مجرد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی قراریت واسه خاطر اینه که قرارتو بستی به دُمِ یه قرارِ دیگه....
مریم زارعی، محمد ونائی و نادیا اسکویی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه این کار رو نبینین قطعا یه نمایش فوق العاده رو از دست دادید
از ما گفتن =)))
از شما گفتن بود و از ما شنیدن :)
ممنون بابت پیشنهادت.
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
ممنون که رفتی و دیدی و حالت خوب شد محمد ونایی
۰۳ خرداد ۱۳۹۷
چقدر خوبی تو. تو چرا تشکر می کنی آخه :)
دمت گرم.
۰۳ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دل تو دل چشما و وجودمون نیست که بیاد رو صحنه به نظاره بشیینیم....
گروه جارچی این را خواند
محمدرضا دانش، محمد رحمانی و سپیده seyedan این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تن نمیدم به حوض و آکواریوم
تا که می خشکه آخرش برکه
ماهی قصه های نیمه شبم....
سرم از درد داره میترکه

سید مهدی موسوی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از بیت های بعد که این قصه زشت شد
هر لحظه ام جهنم اردیبهشت شد....

سید مهدی موسوی
چشمامو که میبندم تازه همه چی شروع میشه....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد یهویی به خودت میای و میبینی هزار جا رفتی و هنوز رو همون تخت لعنتی دراز کشیدی و همه ی اینا فقط توی ذهنت بوده.... مث یه نمایش عجیب
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد یهویی به خودت میای و میبینی هزار جا رفتی و هنوز رو همون تخت لعنتی دراز کشیدی و همه ی اینا فقط توی ذهنت بوده.... مث یه نمایش عجیب
و بعد واقعا به خودت میای و میبینی یه ساعته داری کاریو میبینی که تورو سر جات میخ کوبت کرده و نفهمیدی چطور شد که یهو تموم شد و بعد مدام به تک تک دیالوگ ها فکر میکنی...فکر میکنی و باز فکر میکنی...
واقعا کار خوبی بود خسته نباشید میگم به تک تک بازیگرای عالیش و کارگردان و نویسنده ی چیره دستش که هر دو کار رو فوق العاده انجام داد
خوشحالم که سال جدید رو با دیدن این کار فوق العاده شروع کردم
تماشای این تئاتر رو واقعا از دست ندید