تیوال محمد کارآمد | دیوار
S3 : 22:41:29
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
http://cafe-dastan.ir/83-%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D8%AE%D9%85%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%81/
امروز داستان کوتاهی از محسن مخملباف خوندم که چیزی تو مایه های 1984 جرج اورول بود و بد ندیدم نظر دوستان رو هم در این مورد جویا بشم.

لطفا اگر روح لطیفی دارید به هیچ عنوان سراغ این داستان نرید
این چی بود.
تا نیمه خوندم قلب و روحم مصرف شد، تامام
خواب شب هم که هچ

محمد جان انشا جمله آخرت را تغییر بده.
دیروز
اره شبیه فیلم پازولینی بود اما نتیجه عمل به حال روز رخوت زده و فلج امروز خودمون خیلی شبیه تره
۱۰ ساعت پیش
حالم بد شد حسابی
۱۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از دیدن قیمت بلیت نمایش مولن رژ فقط جهت یاداوری و تاکید عرض میکنم :
بنده همچنان پای تحریم تئاترهای گرانقیمت نامتعارف ایستاده ام و با افتخار باز هم از تماشای این گونه نمایشها چشم پوشی خواهم کرد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز روی صفحه تلگرام و تیوال و اینستاگرام همه جا بحث گرانی بلیت برخی نمایشهای خاص مطرح بود و اکثر دوستان تئاتری بشدت گلایه مند بودند از این ماجرا , من فکر میکنم اصولا ما بیشتر از هر اقدام عملی ترجیح میدیم غر بزنیم و گله کنیم وگرنه حداقل در این مورد میشه با تحریم هماهنگ این نمایشها حرفمون رو به گوش دست اندرکارانشون برسونیم ,
من پیشنهاد میکنم همه بچه هایی که خودشون رو تئاتری یا تئاتربین میدونن برای یکماه برای هر ساعت و روزی که میخوان یک نمایش گرانقیمت ببینن دقیقا زیر برگه و صفحه اون نمایش روی تیوال بنویسند که من قصد دیدن این نمایش را داشتم اما بخاطر قیمت خارج از عرف اون از دیدنش چشم پوشی کردم و بجاش دقیقا در همون ساعت و روز فلان نمایش رو انتخاب کردم تا هم پیام نارضایتیمو به این نمایشها برسانم و هم از نمایشهای مردمی و دانشجویی و ارزان قیمت و کم ... دیدن ادامه » تماشاگر حمایت نمایم.

بخدا با ندیدن چندتا نمایش( بخوانید ستاره) هیچ اتفاقی برامون نمی افته ولی شاید بتونیم محیط تئاتر رو از بعضی عناصر غیر تئاتری پاک کنیم
خیلی موافق برای این کارم ولی متاسفانه ما با هم یکدست نیستیم و این عمل به شکست منجر خواهد شد:(
۰۸ خرداد
ارادت :)
۰۹ خرداد
مشکل اینجاست که این هماهنگی وجود ندارد.
۱۲ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پنجشنبه به دیدن این نمایش رفتم و تا الان چندبار خواستم مطلب کوتاهی در مورد این خانواده کوچک بنویسم اما عقل و احساسم دائما دست و پامو می بستن و از هر طرف که به قضیه نگاه میکردم میدیدم نمیتونم چیزی بنویسم که اون یکی ناراحت نشه! اما بالاخره تصمیم گرفتم دو سه خط کوتاه بنویسم و نظر شخصی غیر کارشناسانمو ابراز کنم:

این نمایش بدجوری لب مرز کمدی و لودگی حرکت میکنه و با کوچکترین لغزشی می تونست به دره ابتذال و تئاتر ازاد سقوط کنه اما کاملا مشخصه نویسنده و کارگردان بسیار به این موضوع متعهد بوده و تلاش کرده به هر قیمتی از مخاطب خنده نگیره و با صداقتی عجیب تلاش داشته تا خط داستانش واقعا برشی از یک خانواده کوچک واقعی ایرانی باشه من مطمئنم بیشتر از نود درصد ماها تجربه هایی مثل اتفاقات این نمایش رو توی خانه هامون تجربه کردیم و اینجاست که مخاطب مشکل پسندتر و جدی ... دیدن ادامه » تر نمایش هم میتونه با کار همراه بشه و بدون توجه به مفاهیم عمیق ذهنی و بصری ساعتی رو بین این خانواده اشنا و صمیمی به شادی بگذرونه البته بشرطی که بدونه چرا به دیدن این کار آمده و قراره با چی مواجه بشه. برای من احترام به مخاطب که بشدت در تک تک دیالوگها مشخص بود ارزشمند و دوست داشتنی بود و بازی بازیگرها شاید بتونم بگم چیزی به اندازه فایت روی رینگ یا جنگ تن به تن انرژی صرف میکرد و واقعا این حد تلاش و زحمت در جای خود کم نظیر ولی کمی دردناک بود.
بازهم تکرار میکنم حقیقی بودن و صمیمیت و قابل باور بودن و دوری از هرگونه ادعا و گنده گویی و شعار دادن اضافی واستفاده از لهجه ترکی به اندازه و زیبا و شیرینی بازی جناب رفیعی در نقش پدر از نقاط قوت این نمایش دوستداشتنی بود اما چند نکته کوچک هم بنظرم رسید که دوست دارم با این گروه خوب و توانا برای کارهای بعدیشون در میون بزارم:

جناب رفیعی نمایش شما در شهرستان کوچکی مثل سرعین اتفاق می افته و من با محیط امروز اونجا اشنا نیستم اما قطعا میدونم دیگه اینگونه روابط در خانواده های تهرانی امروز مطرح نیست و این صمیمیت و شرم و حیا و مهربانی مربوط به دهه پنجاه و شصت بوده و از اونجا که شما از نریشن و فلاش بک برای شرح خاطرات پسر خانواده استفاده میکنید پس بهتر بود برای همزاد پنداری بیشتر , تاریخ وقوع ماجرا رو کمی به عقبتر میبردیدچون وقتی پسر داستان تازه پذیرش دانشگاه گرفته , هنوز ظریف وزیر خارجه است و روحانی ریس جمهور پس چطور (پسر) در نریشن میگه من همه شهرهای بزرگ دنیا رو دیدم و سالهاست خارج از کشورم؟!

جناب رفیعی کمدی بزن و بکوب به جای خودش خوبه و بامزه است اما این سبک هم مثل همه چیز نیاز به روزرسانی و نوسازی داره و اگر دقت کرده باشید صحنه هایی مثل توهم ورود دزد به خانه و ضرب و شتم اشتباهی عمو در تاریکی یا برخورد چوب به سرو شکم و کمر بازیگر مقابل مثلا در اثر مکالمه تلفنی پدر و یا زمین خوردن عمو و رد شدن چندباره اعضای خانواده از روی ایشون در کارهای کلاسیک سینما مثل لورل هاردی بارها تکرار شده و امروز دیگه اون تازگی و جذابیت قدیم رو برای مخاطب بزرگسال نداره و این صحنه ها کمترین خنده رو از تماشاچی میگرفت اما برعکس شوخی های موقعیت و مخصوصا شوخی های زبانی کاملا سالن رو منفجر میکرد و بنظرم کلاس کار رو هم بالاتر میبرد.
بنظر من صداقت و صمیمت و شرافت کارگردان این نمایش به اندازه ای زیبا و دوست داشتنی و جذاب بود که میشه کاستیهای کوچک نمایش رو ندیده گرفت و ساعتی فارغ از غوغای جهان بر لب سن نمایش سالن محراب نشست و شاد و خرسند شد.

پ ن1: من به هیچ وجه تماشاچی این سبک نمایش نیستم اما خوشحالم که بدون قضاوت قبلی این تجربه رو به خودم هدیه دادم و تونستم ازش لذت ببرم.(یکربع اول نمایش گارد داشتم و نمیتونستم با کار ارتباط برقرار کنم اما یواش یواش یخم اب شد و در اخر نمایش که با جناب رفیعی دست دادم و بهشون خسته نباشید گفتم از ته دل خوشحال بودم که با چنین انسان مهربان و شریف و صادقی اشنا شدم. )
پ ن2: دوستانی که مثل من با سالن محراب اشنا نیستن سعی کنن بلیت ردیف وسط رو تهیه کنن چون ردیفهای گوشه چپ و راست اصلا دید خوبی به سن ندارند

با ارزوی موفقیت روزافزون برای این گروه دوست داشتنی

سلام و عرض ادب جناب کارآمد عزیز. اول انکه ممنون که نمایش مارو تماشا کردید و بعد بسیار خوشحالم از اینکه مورد پسندتون واقع شده سوم اینکه تونستم با یکی از خوبهای تیوال آشنا بشم و امیدوارم به زودی خیلی از دوستان رو ببینم.و در مورد مواردی هم که نقد داشتید ... دیدن ادامه » چند مورد رو عرض میکنم. اول اینکه عباسی که داستان رو تعریف میکنه عباس 20 ساله نیست عباس 50 ساله است که میگه من تمام دنیارو گشتم و در واقع اینجا اشاره به این داره که عباسی که ما در نمایش میبینیم به چیزی که میخواسته رسیده البته در نسخه قبلی اشاره مستقیم میشد با نریشن از زبان عباس که میگفت دوره بعد ترامپ انتخاب نشد و روابط ایران و امریکا بهتر شد و من تونستم برای تحصیل به امریکا برم که خب این مطلب در نسخه جدیدمون حذف شد. در مورد سرعین و اینکه شرایط این خانواده بیشتر به دهه 50 میخوره باید عرض کنم که جناب کارامد عزیز اساسا بنده به همین دلیل این خانواده رو آذری دیدم چون همچنان احترام و فضایی که میخواستم درونشون هست و باور بفرمایید بسیار هم قوی هست چیزی که ما در جایی مثل تهران عملا نمبینیم. یا بسیار بسیار کم هست. بنده ترک نیستم اما بسیار با این عزیزان نشست و برخاست داشتم و حتی به سرعین علاقه خاصی دارم حتما به اونجا سفر کنید و ببینید که پسرهای نوجوان 15 16 ساله هنوز هم تو مغازه پدر کار میکنن به شدت به بزرگتر احترام میزارن و اصلا شبیه بچه هایی که با اولین ناراحتی بدترین حرفها و حتی فحشها رو به پدر و مادر میدن نیستن چیزی که متاسفانه تو ایران امروز کم نداریم. اما در مورد صحنه های یه ربع اول..... محمد جان شاید باورتون نشه اما من دیشب به بچه ها گفتم حذفش میکنیم و قرار شد از اجراهای بعدی حذف بشن. حق با شماست خوب نشدن و من به همین دلیل نظرات تماشاچی برام مهم هست و قطعا ازشون استفاده میکنم وقتی میبینم یه مورد رو چندین نفر هم نظر هستن قطعا به اون نظرات اهمیت میدم. سپاس فراوان بابت ثبت نظرتون و خسته نباشید انتهای اجرا که به دل بنده هم خیلی نشست.
۰۴ خرداد
جناب کارامد عزیز
خوشحالم که خوشتون اومد، فرموده بودید خیلی سختگیر هستید تو کارای کمدی ، واسه همین نگران بودم یه وقت خوشتون نیاد بعد من به عنوان یه پیشنهاد دهنده شرمنده بشم:)هرچند واقعا هنر سلیقه ایه. به موارد جالبی اشاره کردید که می تونست کار رو قوی تر ... دیدن ادامه » کنه . انشالله کارای بعدی اقای رفیعی . قطعا دیدن نظر بینندگان اثر و استفاده از فیدبک های مخاطبان ، رشد و بهتر شدن رو برای اهل فن به همراه داره و خوشبختانه اقای رفیعی عزیز نشان داده که این بخش براشون مهمه و با دقت نظرات مخاطباش رو پیگیری میکنن.
سپاس و موفق باشید
۱۰ خرداد
مرسی کاوه جان که پیشنهاد کردی و منو برای اولین بار به دیدن تاتر طنز فرستادی و امیدوارم این گروه روزهای خوبی رو با اجراهای عالی پیش رو داشته باشن
۱۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد کارآمد
درباره نمایش سیزده i
ماها فقط شعار میدیم ماها فقط حرف میزنیم ماها لوسیم چون از خون میترسیم! چون از خشونت بدمون میاد! نمیتونیم درد و رنج دیگران رو روی صحنه تحمل کنیم؟! اما میتونیم سالهای سال بدون هیچ واکنشی لا به لای چرک و خون و کثافت جامعه خودمون رو به خواب بزنیم چون بهش عادت کردیم!؟ ماها نمیریم سیزده ببینیم و سالن خالی میمونه تا اونیم که داره دردمون رو فریاد میزنه تنها بمونه و گوش و چشمی برای دیده و شنیده شدن پیدا نکنه؟ چون ما خیلی ناناز و تمیزیم مثلا؟!
(دیشب من بخاطر سالن تقریبا خالی و اونهمه تلاش و زحمت و تعهد بچه های سیزده واقعا خجالت کشیدم.)

به نظر من اثر هنری بدون تاثیر روحی و عاطفی بر مخاطب بی ارزش است و هر چقدر این تاثیر عمیق تر باشد اثر هنری رسالت خود را بهتر به انجام رسانده است خواه تاثیر مثبت برای تلطیف روح مخاطب خواه تاثیر منفی در جهت تلنگر زدن و بیدار کردن بخش خفته روان او.

گناه یا اعمال بد ریشه در فرهنگ و ارزشها و باورهای هر جامعه ای دارد و گاهی نکوهیده ترین رفتارها به مرور زمان به عادت جمعی تبدیل شده و نه تنها قبح خود را از دست میدهند بلکه بخاطر تکرار تبدیل به روزمره گی می شوند و اینجاست که کوشکی و کوشکی ها ظهور میکنند تا مسیح وار از بالای صلیب دست ساز خود زنگار کدر آیینه جامعه را حتی با خون خود بزدایند , که شاید وجدان به خواب رفته ما که با تلنگر و نوازش بیدار شدنی نیست به زور دگنک یا ضربه گرزی سهمگین بر خود بجنبدو اندک چشمی بگشاید.

نمایش سیزده از دو بخش کاملا مجزا شکل گرفته که بخش اول بشدت و تعمدا ساده و سبک و حتی جلف کارگردانی شده و در چرخشی 180 درجه با پارت دومی مواجه هستیم که خشن و سیاه و زشت و تاریک حتی بدون نور پردازی تخت (در حد دیده شدن صحنه ) روایت میشود, حال نکته اینجاست:
تقریبا اکثر تماشاگران ایرانی مخاطب این نمایش بخاطر عادت و تکرار روزمره و اشنایی و همزاد پنداری با رفتارها و اشتباهات و روابط غلط کاراکترهای حاضر در مهمانی پارت اول نمایش در جامعه و زندگی هر روزه شان به جای تقبیح و ازرده شدن با وجهه طنز ماجرا همراه میشود و هر لحظه با لبخند یا قهقهه ای از زندگی کاراکتری به دنیای بعدی وارد میشود و درد و رنج انسان قبلی را که از ظلم یا تبعیض یا قضاوت یا شکی حاصل شده است را به راحتی فراموش میکنند و سرخوشانه بدنبال سوژه بعدی میگردند و اینجاست که جناب کارگردان با دردناکترین ابزار موجودش دوباره چشمان همان مخاطبان را از زاویه دید دیگری به روی همان درد اما اینبار بدون پوسته و حجاب , لخته لخت و تجزیه شده باز میکند و از این مرحله است که همه انچه تا کنون رفتاری معقول جلوه میکرد ناگهان با یک دیوانگی محض چشمان بیننده را از فرط گشایش تا انتهای روحش میدرد و این زخم عمیق همان گوهری است که باید بعد از یک جراحی خونین از بین چرک کثافت خارج شود.

ما بیزار نیستیم از : زنی که هر لحظه برای همسرش ارزوی مرگ میکند! مادری که در کنار همسر جوانش بجای تیمار فرزندانش در جهت حفظ بقای یوز پلنگان میکوشد ! مرد معتادی که دائم زنش را کتک میزند ! متنفر نیستیم از متجاوزان به جسم و روح فرد ترنس که خود دچار همه گونه ترس و وحشت و ازار اجتماعی است! زنی که دلال محبت و فروشنده کودکان است! جمعی از دختران و پسران خیانت کار! دختر پولدار کاسب پیشه که دلار بر سر معشوقه رقاصش میریزد اما در تماس با کارمندش رذالتی کامل را به تصویر میکشد! ووووووووووووو..... اما ما از کسی که حاصل این ناهنجاریهاست متنفریم!!

ایا عذاب ودرد و رنج و مرگ هر روزه دردمندان این جامعه تمثیلی کمتر از مرگ یکباره به دست جوداست؟ ایا جودا از این جامعه جداست؟ چه کسی قاتل است؟


پ ... دیدن ادامه » ن: کارگردانی و کنترل این تعداد بازیگر خارق العاده بود و میزانسن عالی و بازی بی نقص بازیگران و فضای کلی نمایش در بهترین حالت ممکن دیشب برای من خاطره ای درداور اما با بالاترین استاندارد نمایشی ساخت که تا ابد در ذهنم ماندگار خواهد ماند.
برای جناب کوشکی ارزوی موفقیت و اینده ای درخشانتر دارم و به تک تک افراد گروهشون خسته نباشید میگم.
عالی گفتین
۰۲ اردیبهشت
مرسی استاد جعفریان دلگرم شدم به نوشتن بیشتر
۰۹ اردیبهشت
❤️❤️❤️
۰۹ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد کارآمد
درباره نمایش ملاقات i
“همه ما گنهکاریم و گناه نکردن در نتیجه در دسترس نبودن گناه است ؟؟؟”
به باور کارل گوستاو یانگ، در ناخودآگاه فردی، بخشی است به نام «سایه» یاshadow و سایه همان قسمتی است که شخص عواطفی را که خود او یا دیگران نمی‌پسندند، سرکوب می‌کند. مثلن از کودکی به فرد گفته می‌شود که حسادت بد است. پول دوستی بد است. او نیز در تلاش می‌شود تا این احساسات یا تمایلات را سرکوب کند تا هم اضطراب خودش کم شود و هم مقبول جامعه باشد. بعدها شاید این حسادت یا پول دوستی از بین نرود، امّا شخص آن‌ها را به شکل ناخودآگاه در دیگران جست‌وجو کند و هی نشان بدهد که دیگران حسود و پول دوست اند؛ یا دیگران متعصب و کوته‌‌اندیش‌اند.
در نمایش ملاقات چالشی اخلاقی مطرح میشودکه در ظاهر قرار است بی عدالتی مشهود اما مغفول مانده به کوشش خود قربانی و از پس انتقامی شگرف به عدالت بی انجامد و حال مسئله ... دیدن ادامه » حق و ناحق مطرح میشود که ایا حق انتقام برای قربانی همیشه محفوظ است؟ ایا چون شخصی به فحشا کشیده شده است این حق را دارد که جامعه ظالم را به فاحشه خانه تبدیل کند؟ و قدرت و ثروت تا چه حد میتواند توجیه گر زیر پا گذاشتن اخلاقیات باشد چه از طرف صاحب مال و قدرت و چه از طرف نیازمندان این ثروت؟
ما در بستر این نمایش با جامعه و مردمی مواجهیم که در رکودو فقر کامل به سر میبرند و تا قبل از تحریک با انگیزه ثروت و رونق تنها با قدمت و تاریخ و شرافتشان روزگار میگذرانند اما در عرض چند روز همه انچه اخلاقیات میپندارند با انگیزه ای قویتر و جذابتر اما با توجیه و پوشش اخلاقی (یعنی گرفتن حق مظلوم از ظالم) بر باد فنا میرود و حال نکته اینجاست زنی در حال سنگسار بود عیسی ناصری بر او میگذشت و گفت کسی که بیگناه است میتواند اولین سنگ را پرتاب کند و گرنه چه معلوم که گناهان او از این زن بیشتر نباشد؟؟
روزگاری بود که ایل ثروتی داشت (یک لیتر عرق) و شاهدانی پیدا کرد برای اغفال دادگاه و حال کلارا برگشته با ثروتی مشابه و مردمانی نیازمند در نقش شاهد, تو گویی دایره وار تکرار میشود و تکرار میشود انچه بر مذمت ان میگرییم.
دختر شیک پوش گولن همچنان بعد از هر عبور مورد قضاوتی بی رحمانه قرار میگیرد و دور نیست که ایل و کلارایی دیگر و دادگاه و شاهدانی دیگر از دل گولن پدیدار شوند و شهردار و پلیس و کشیش و حتی معلم هم مثل بقیه حال شاید با ظرفیتی ( قیمتی) بالاتر نه بعنوان هدایتگران و کنترل کنندگان این جامعه بلکه در اینجا بعنوان بخشی از عوام فقط و فقط منفعت خود را میجویند!
حق چیست و کجاست؟ ایا راهی برای نجات گولن هست؟ عاقبت حقیران دولتمند شده از این پس چیست؟
خوش بود تا محک تجربه آید به میان / تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
در سایه ناخوداگاه ما چه میگذرد؟ ایا توان گذشتن از چنین چالشهایی در ما هست؟

پ . ن : از علاقمندان این نمایش دعوت میکنم که حتما کتاب شیطان و دوشیزه پریم اثر پائلو کویلو رو بخونن تا همین داستان رو از منظر و نتیجه گیری دیگه ای هم ببینن
عاااالی بود ، ممنون
۲۴ فروردین
قشنگ بیان شده بود.
توصیه میشود مردم بیشتر کتابهای فلسفی مطالعه کنن . برای ارتقا و کمک به وضعیت کنونی جامعه ما و توجه بیش از حد به ثروت اندوزی مفید هست.
۲۵ فروردین
جناب خانی فکر کنم کتابی مثل دنیای سوفی باید مثل کتاب درسی در مدارس تدریس بشه تا تخم اشنایی با فلسفه کاشته بشه که هر چه میکشیم از بی ریشگی و سطحی نگریمون و نداشتن و ندونستن فلسفه است
۲۶ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد کارآمد
درباره نمایش سقراط i
نمایش سقراط جدا از متن زیبا و مفهومی و در عین حال ساده و روانی که داشت برای من از جنبه بصری هم بسیار چشم نواز و جذاب بود, اگر من عکاس بودم و بصورت رندوم هر پنج دقیقه یک عکس از صحنه میگرفتم مطمنم که تقریبا همه تصاویر گرفته شده زیبا و در عین حال متفاوت با هم میشدند. طراحی لباس بی نقص و دکور عالی و کاربردی که با صرف کمترین انرژِی و زمان جا به جا میشد و صد البته استفاده بسیار به جا و عالی از امکانات صحنه تالار وحدت در صحنه دادگاه و ریتم خوب و کارگردانی دقیق که در تمام لحظات نمایش حس میشد و نورپردازی فنی و حرفه ای و همیچنین بازی های خوب و یکدست که نشان از تمرین زیاد و شناخت کافی بازیگران از نقش ها داشت به اضافه بازیگران بدن توانا مخصوصا خانمهای بخش مده آ و اوازهای اپرایی مناسب حال و هوای نمایش برای من تجربه ای بینظیر و دوست داشتنی رقم زدند که باعث شد در اولین ... دیدن ادامه » فرصت حتما برای دیدن دوباره نمایش اقدام کنم.
پ ن: خواندن مختصری در مورد زندگی سقراط مثلا در حدی که در کتاب دنیای سوفی به سقراط اشاره شده میتونه نمایش رو برای عزیزان دلچسب تر هم بکنه

درود و سپاس به همه دست اندرکاران این نمایش
آقا خدا رو شکر که عکاس نیستید و مردم در آرامش هستند
نوش جانتون راستش یواشکی من دوباره به دیدنش رفتم خیلی برام دلچسب بود
متن به غایت جذاب با نگاهی درست چهار چوب دار
و بازی ها هم که مسخ میکنه آدم رو بازی خانم نازی بازی اقای آئیش فوقالعادست
آقا به وعده ... دیدن ادامه » عمل کردید قرار بود پیام من رو برسونید از یاد نبردید که ...
۱۸ اسفند ۱۳۹۷
اقای لهاک خوشبختانه عکاس نیستم و متمرکز محو نمایش شدم.:)
بازی خانم نازی بی نهایت خوب و به اندازه بود بعلاوه سایرین که از نظارت دقیق و وسواس گونه اقای نعیمی و تمرینات زیاد نشات میگرفت (به گفته رفیقم)
در اخر هم عرض کنم بعد از نمایش با همراهی جمعی از دوستان ... دیدن ادامه » دست اندرکار کافه نشینی کردیم و پیغام شما رو با رسم نمودار وادرس دقیق به جمع سازنده ابلاغ نمودیم وصادقانه میگم اقای لهاک شما و پیغامتون بشدت مایه خوشحالیشون شدید قربان
۱۹ اسفند ۱۳۹۷
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۴ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد کارآمد
درباره نمایش زهرماری i
بی پولی همگی تونو بی غیرت کرده!

مراسم ختمی برپاست که گویی تو خود میزبانی بر فقدان انچه دیگر نیست.
مادر چهل روز (شما بخوان چهل سال) است که مرده است پدر یا نخواسته یا نتوانسته یا نگذاشته اند که باشد و از او کتاب مانده است و فقر.

یونس زندانی بوده اما نه در شکم ماهی بلکه در زندان رجایی شهر!
ابراهیم قربانی میکند اما اینبار برادران را...
حلیمه تا -ماری- شود درد میکشد و تحمل میکند و مورد اجحاف نزدیکان قرار میگیرد تا -زهر- ظلم در کالبدش اشباع شود. او باردار است
میلاد میلاد میلاد, نه , تولدی در کار نیست . می بیند و می داند و می فهمد اما خود خواسته مخمور و ناهشیار است . میلاد بر می خیزد اما...

ان که بر در میکوبد شباهنگام به کشتن چراغ امده است (دروغ میگه تنها هم نیامده!) نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.
تباهی چیست؟ سیاهی کجاست؟ این زیر زمین آشنا نیست؟


((بی پولی همگی مونو بی غیرت کرده!))



از ... دیدن ادامه » نظر من ایرادات کار ارزش ذکر ندارند و نقاط قوت انقدر زیادبود که این تئاتر و گروه نمایشی لایق نمره عالی باشند. یکدنیا تشکر و سپاس
جناب کارآمد عزیز چه خوب و زیبا زهرماری را مورد نقد قرار دادی . با این اندیشه و قلم می توان بیشتر نوشت و کار را حلاجی کرد .ممنون هر چند کوتاه بود ولی لذت بردم
۱۲ اسفند ۱۳۹۷
جناب کار آمد گرانقدر و عزیز خوشحالم که دوست داشتین چون وقتی در گروه سوال کردین راجع به زهرماری من یکی از افرادی بودم که گفتم ارزش دیدن داره و خوشحالم رو سیاه نشدم
۱۷ اسفند ۱۳۹۷
مرسی ماهرو جان از این به بعد بازم منو از لطفت بی بهره نذار و از این پیشنهادات خوب بهم بده. سپاس
۱۸ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد کارآمد
درباره فیلم فراری i
بعداز اینکه اقای کوشکی خانم ترلان رو برای اخرین نمایششون انتخاب کردند و چون من هیچ بازی خوبی از ایشون در خاطرم نبود فیلم فراری رو انتخاب کردم تا ببینم دلیل استفاده ایشون در نمایش هفتمین جان سگ چی بوده و همین کنجکاوی باعث شد تا یک تجربه عالی از دیدن یک فیلم روان و خوش ساخت و کم ادعا داشته باشم .
بنظرم انتخاب خانم ترلان برای این نقش بسیار هوشمندانه بود چون فیزیک و سیمای ایشون بخودی خود نقش رو باور پذیر میکرد و استفاده بجا از لهجه به اندازه و همچنین طراحی لباس مناسب و بازی شیرین ایشون واقعا منو تحت تاثیر قرار داد.
کشش داستان برای من عالی بود و بررسی هوشمندانه مشکلات اجتماعی بدون گلدرشتی و غلو و فقط و فقط از دید ناظر بدور از شعار دادن برام جذاب و دلنشین بود
المانهایی که منو درگیر کرد :
1.از اسم فیلم شروع میشه که فراری رو هم میشه به نشانه ثروت و رفاه ... دیدن ادامه » و موفقیت دید و هم فراری به معنی کسی که نیاز به گریز از بدبختی دارد و کاربرد دوگانه نام فیلم رو دوست داشتم.
2.استفاده از پیکان مدل پایین نخودی رنگ که یاداور دوران تعلق خاطر و تفکرات کاراکتر محسن تنابنده در تقابل با تجمل امروز جامعه است رو هم از نکات خوب فیلم دیدم.
3.بنظرم برای دوری از خطر ممیزی انتخاب این سبک خونه ویلایی شیک و خاص و تاکید بر قیمت نجومی ماشین و لهجه خانم صاحبخانه و سایرماشینهای مدل بالا و موتورهای بادیگارد مانند و اسم (سجاد) و تیپهای تشکیل دهنده تیم بازجویی کننده از مرتبطین با ترلان و نوع رفتارشون بخوبی خواستگاه ثروت صاحب فراری رو با هوشمندی به بیننده القاء میکرد.
4. بازی کوتاه خانم تیرانداز و گریم ایشون و نکات ظریفی که نشون میداد در عین نگرانی برای فرزندش مجبور به انجام این کار وهمچنین اعتماد به راننده اژانسی شده که ایشون رو قضاوت نمیکنه و با درک کردنش نمک به زخمش نمی پاشه و مثلا تغییر پوشش در ماشین و رفتن به شمال شهر به در خونه ناشناس در ساعت بین روز و ... همه و همه دلسوزی و همراهی بیننده و نه حس انزجار از یک رفتار ضد اجتماعی که از استیصال ناشی شده رو موجب میشد.
5. صحنه بنگاه ماشین و دیالوگهای کوتاه و عکس العمل شاگرد نمایشگاه که شاهد حقارت و هر روزه بخشی از اجتماع و سو استفاده صاحب پول و ثروت از اونهاست جالب بود و دردناک و تاثربرانگیز.
6. حسرتها و رویاها و خیالبافی های ترلان و تغییر نقش در مواقعی که به خیال خودش زرنگ میشد و میخواست مثلا عکسی با ماشین در بنگاه بگیره یا بدست اوردن یک گوشی ایفون در الاچیق باغ به قیمت از دست رفتن همه چیزش و تباهی کامل بخاطر اجتماع و خانواده بیمار و ندارش (که منو بشدت یاد کاراکتر عطی دیونه در فیلم بوتیک انداخت ) گویایه همه چیز بود.
فراری یکی از بهترین فیلم های سینمای ایران هست
۰۶ اسفند ۱۳۹۷
فیلم های (مسافران-مرگ یزدگرد-سگ کشی-چریکه تارا-هامون-درباره الی-اجاره نشینها-چند کیلو خرما برای مراسم تدفین-طلای سرخ-اژدها وارد می شود) جزو بهترین های بنده هستند
بله موافقم که فراری فیلم خوبیه ولی در مقابل این شاهکار ها و حداقل 100 فیلم دیگه بلکه هم بیشتر ... دیدن ادامه » حرفی نداره
۰۷ اسفند ۱۳۹۷
از لیستتون طلای سرخ رو هنوز ندیدم متاسفانه و چریکه تارا و چند کیلو خرما هم برای من خارج از لیست صدتایی قرار میگیرن اما بقیه رو باهاتون همنظرم .
اما پرسشتون باعث شد به لیست خودم فکر کنم اما دیدم واقعا درست کردن همچین لیستی چقدر سخته و اگر محدود به رنکینگ ... دیدن ادامه » و نمره از یک تا ده باشه واقعا نمیدونم چطوری باید لیستمو مرتب کنم.
مثلا خانه ای روی, اب نفس عمیق,کنعان, شبهای روشن, خوک,دیوانه ای از قفس پرید, کاغذ بی خط , بادکنک سفید, روز فرشته, فریاد مورچگان و دیکتاتور(مخملباف) و بایسیکل ران و .... روهم اگر بخوام به لیست شما اضافه کنم ,واقعا نمیتونم بهشون نمره و رنک بدم و همینطور سی چهل فیلم دیگه
۰۷ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میخوام از دوستان علاقمند و شیفته این فیلم خواهش کنم که چند نمونه از دیالوگهای فیلم که بغض هاشونو فریاد زده رو ذکر کنن؟ شاید من متوجه نشدم یا توقعم در حد دیالوگهای فیلمهای سیاسی تندتری مثل نسل سوخته یا دیوانه ای از قفس پرید بوده و سطح انتقادات این فیلم برام سطحی و ابکی و خسته کننده بنظر رسیده؟ لطفا همراهی کنید تا شاید منم متوجه بشم.
با تشکر
سلام
احتمالا توقعتون بالا بوده
موفق باشید
۲۹ بهمن ۱۳۹۷
جناب کار آمد عزیز از وقتی که برای این گفتگو گذاشتین صمیمانه سپاس گزارم به خصوص که علی رغم میل باطنیتون بوده و بنده معتفدم اگر این گفت و گو ها حتی با تمام دلخوری ها باعث رشد و یادگیری بشه رسالتش رو انجام داده .
در مورد سوال اولتون باید بگم که من عقیده دارم ... دیدن ادامه » که هیچ ایدعولوژی جواب گو نیست و باید مملکتی ازاد باشه که هر کس با هر طرز تفکر و ایدعولوژی درش زندگی کنه .
در مورد سوال دومتون کلمه ای که به کار بردم اشتباه بود نباید می گفتم هم رتبه چون حق با شماست و در مورد فیلم هایی که ژانر سورعال داشتن و شما هم زحمت کشیدین و نام بردین خیلی قوی عمل نکرد منظورم در واقع فیلم هایی بود که این روزها اکران میشه و شاید بهتر بود واژه هم عصر رو نام می بردم .در مورد مورد اخرتون موافقم فیلمی که این حجم سانسور بهش وارد شده چیزی برای افتخار نداره اما باز هم به عقیده من پخش شدنش خیلی بهتر از چخش نشدنش بود .
۱۲ اسفند ۱۳۹۷
مرسی ماهرو جان ادب و متانت کلامت یکدنیا ارزش داره و بازم ممنون که زحمت خوندن متن نسبتا بلند منو بخودت دادی و سپاس از پاسخگوییت .
تقریبا هم نظریم بجز جواب اولت که گفتی از ایدولوژِی دفاع نمیکنی اما اون دیالوگ شدیدا ایدولوژیک رو پسندیدی و بلت کردی
۱۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد کارآمد
درباره نمایش شوبیل i
بسیاری از عزیزان این نمایش از ستاره های رادیو نمایش هستند که من کلی خاطره خوب دارم از زحماتشون, اما وجوه مشترک این کار و شیروانی داغ ادمو دودل میکنه برای دیدین
محمد جان کم‌پیدا شدید :) کاری رم که نمی‌رید ببینید نظرم که نمی‌نویسید کلا دیگه اینطوریا :)
۲۶ دی ۱۳۹۷
به نظرم اگر یک نمایش متفاوت می خواهید ببینید، حتما وقت بزارید و ببینید. کلا سبک جدیدی از نمایش را شاهد خواهید بود....
۱۱ بهمن ۱۳۹۷
بازی اقای اقاخانی با کارگردانیشون زمین تا اسمون تفاوته
۱۱ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد کارآمد
درباره نمایش تن شوری i
دوستان برای پنجشنبه (13 دی) اگر کسی دوتا بلیت اضافه داره ممنون میشم اطلاع بده
علی عبداللهی این را خواند
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد کارآمد
درباره نمایش هار i
کاملا غافلگیر شدم
خیلی سخت با کار همراه شدم اما وقتی به خودم امدم دیدم غرق اجرام.
اصولا من ادم دیالوگی و گفتمانی هستم و با پرفورمنس و اگزجوره و حرکات ناب و خاص نمایشی ارتباط خوبی ندارم ولی این باراتفاقی پریدم وسط یک تجربه عجیب و جدید و چه خوب که از قبل اطلاع نداشتم که سبک اجرا چیه وگرنه شاید حتی وارد سالن هم نمی شدم اما خوشحالم که "هار" منو طلبیده بود.
طراحی مبتکرانه لباس و صدا و نور عالی و کارگردانی دقیق و بازیهای بی نهایت خوب و ساختار منسجم و ملموس نمایش جای بحثی برام باقی نگذاشت و فقط یک انتقاد کوچلو دارم که ای کاش از یک نمایشگر بزرگتر در این نمایش استفاده میشد چون شاید مهمترین المان ساختاری این نمایش دوربین و مونیتور و ارتباط مدیا با مدرنیته بود اما اندازه کوچک نمایشگر و صد البته جایگاه بد قرار گیریش در فاصله بسیار نزدیک به ردیف اخر صندلی ... دیدن ادامه » های تماشاگران کمی دید و ارتباط رو مشکل میکرد. بغیر از این از نظر من "هار"شاهکار این روزهای تئاتر ماست .
جااااانم آقای کارامد
۰۱ دی ۱۳۹۷
علی جان اون تحلیل کورتانیدزه ات موتور محرک دیدن این نمایش برای من بود سپاس و درود
۰۱ دی ۱۳۹۷
:)) مفتخریم سنگین
خیلییی خوشحال شدم دوس داشتین
ارادت
۰۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من پریشب فیلم اپارتمان رو دیدم و انقدر کیف کردم که پریدم و فیلم طناب رو مجددا دیدم و باز به این نتیجه رسیدم که سینمای مدرن بدرد لای جرز میخوره چون چیزی نداره که توی سینمای کلاسیک بهتر و کاملترشو نگفته باشن . من عاشق اون صداقت قدیمیام که انگار مخاطب زردالوی نارسه و باید همه چیز رو در کمال صحت و سلامت و کیفیت بهش نشون داد که هرمخاطبی با هرضریب هوشی با همه چیز فیلم حال کنه, بفهمه و لذت ببره. اخ که چقدر یک زمانی دنیا جای بهتری بوده! اصلا من اعتقاد دارم یک روز خوب نمیاد چون قبلا روزهای خوب همشون اومدن و رفتن.
محمد چه دوتایی ام دیدی
عشششششق خالصن
۲۴ آذر ۱۳۹۷
خیالت راحت اقدمات لازم رو انجام دادم الان دیگه خطری نداره :)
اما این نوع نگاه رو میفهمم چی میگی, مثلا وقتی ملت داشتن با گیم او ترون به اسمونها پر میکشیدند من بخاطر نگاه منطقی خودم و عدم انطباقش با سیر داستانی این سریال اصلا نتونستم باهاش ارتباط برقرار ... دیدن ادامه » کنم.(مثلا چجوری با استفاده از کلاغ اخبار این سر هفت اقلیم با اونهمه فاصله زرتی چند دقیقه بعد اونسر دنیا مخابره میشد! و از اینجور اتفاقات غیر منطقی که الان یادم نیست.)
۲۴ آذر ۱۳۹۷
مرسی که منتقل کردی :)
همینه دقیقا..یهو آدم یه قفلیایی میزنه
۲۴ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان من الان تازه متوجه نمایش تحت تاثیر شدم . نظرتون چیه؟ ژانرشو زده اجتماعی که خیلی کلیه؟ کسی یکم جزییات داره به ما بده؟
اگه بگیم که نمکش کم میشه :)
۱۱ آذر ۱۳۹۷
احتمالن میریم یهو تحت تاثیر قرار میگیریم
۱۲ آذر ۱۳۹۷
ژانرش اجتماعی و داستان یک خانواده ایرانی پر جمعیت هست و سبکش مثل بقیه کارهای آقای کاهانی متفاوت و حتی کمی عجیب هست که به نظر من جالبه
۱۲ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بالاخره موفق به دیدن این اجرای هنرمندانه شدم . اونقدر از تئاتر حرفه ای سر رشته ندارم که بخوام نقدی بر این نمایش بنویسم فقط میخوام به تیوالی های عزیز یکم پز بدم و اونم اینکه من برعکس اکثر دوستان اول سیزیف رو دیدم و خوب گرم و اماده شدم و بعد زندگی در تئاتر رو بلعیدم :) و نمیدونید چقدر لذت داره که خوب تمرین کنید و بعد با آمادگی لازم برید سر مسابقه. بنظر من هرچقدر بن مایه و جان سیزیف در نیامده بود اینجا تو این نمایش همه چیز در امده و شکوفه داده و ما میوه هاش رو هم چیدیم و خوردیم . اخ که چقدر روال منطقی تغییرات و کنشها و واکنشهای بازیگران خوب بود و چقدر این نمایش خوده تئاتر (هنر نمایش) بود نه هیچ چیز دیگه ای وووو چقدر صحنه پردازی و میزانسن ها دقیق بود وووو اقایون خانمها , چه بازیگرانی داریم مااااا به به و چه چه. و بازهم مطمئن تر شدم که تئاتر سخترین نوع هنر و ... دیدن ادامه » بازیگر تئاتر مهجور ترین نوع هنرمند در این دنیاست.

پ ن : مسئولان محترم سالن تئاتر مستقل بخدا انسانها برای بقا نیاز به هوا دارند و فقط از هنر تغذیه نمیکنند و اگر شما ها سالنی دارید برای اجرا پس به انسان زنده هم نیاز دارید برای فروش بلیتهاتون پس خواهش میکنم کمی احترام به مخاطبتون بزارید و برای تهویه سالن کاری انجام بدید چون واقعا از وسطهای نمایش من کمبود اکسیژن داشتم گرمای هوا بدرک!! اقا هوا نبود اون عقبا لطفا رسیدگی کنید.
آقای کارآمد بن مایه سیزیف در نیومده بود؟؟
چه عجیب..
راستی من در مستقل هر جا که سکوت وسط اجرا حاکم میشه با شیندن صدای تهویه قوی این سالن یک نفس راحت میکشم. شاید تنها سالن خصوصی که امکانات حرفه ای داره همین مستقل باشه
برا همین تعجب کردم از فرمایشتون. شما ... دیدن ادامه » کدوم ردیف تشریف داشتید جسارتا؟
۱۰ آذر ۱۳۹۷
لینک به خود بعضی هام بدین ! :)
۱۰ آذر ۱۳۹۷
زهره مقدم :))))))))
۱۰ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر کسی این فیلم رو ندیده دچار خسران بزرگی شده و تا دیر نشده به جبران مافات بپردازه . فقط همینو میتونم بگم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز بهتون پیشنهاد میکنم دیدن فیلم Sorry to Bother You رو به هیچ وجه از دست ندید . فکر میکنم یکی از اون فیلمهاست که هم میشه از دیدنش لذت بردو هم شدیدا سلولهای خاکستری مغز رو ورزش داد . چیز بیشتری نمینویسم که موضوع لوس نشه اما شدیدا پیشنهاد میکنم از دستش ندید.
پ ن : فلسفی سیاسی اجتماعی
بیربط: مجمد جان، اگر یموقع یجایی (حتی زیر سنگ) نسخه بی سانسور خانه پدری رو یافتی، خیلی خیلی خوشحالم میکنی
هرجاااا گشتم نبوده و موقع اکران محدودش هم نتونسم ببینمش و این حسرت بر دلم مونده
۰۶ آذر ۱۳۹۷
علی جان این فیلمو هنوز با سانسورشم خودم ندیدم اما اگر پیدا کردم حتما اطلاع میدم
۰۷ آذر ۱۳۹۷
مثه من
مرسی مرسی
۰۷ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از جاماندگان اجرای پارسالم و یکماهی میشه که از اشتیاق دیدن این نمایش خواب به چشم ندارم اما گاهی ذوق و شوق زیاد اتفاقات خنده داری رو پیش میاره مثلا بنده در کمال خنگی و خوشحالی صفحه فروش بلیت برای پنجشنبه رو باز کردم و از اینکه صندلیهای خالی زیادی مونده هول شدم و بدون توجه به جهت صحنه اجرا برای خودم و بانو دو بلیت درجه یک در ردیف اول تهیه کردم و خرسند و راضی وقتی به پرینت بلیت نگاه کردم متوجه شدم کاملا برعکس دقیقا جای اون حرومزاده ای که اقای اسماعیل گرجی در نمایش سیزیف قاطعانه بهش اشاره داشتن رو اشغال کردم و الان نگران و ناراحتم که چرا بعد از این همه انتظار باید این بلا سر من بیاد :(((((
از بس جمعیت مشتاق زیاده که آدم بعضى وقتا فقط مجبور میشه با سرعت کلیک کنه رو صندلى ها! من خودمم بارها بعد از خرید تازه متوجه میشم که ردیف چندم :))
۰۶ آذر ۱۳۹۷
:))))
خدایی انگار متواری شدن...
با اونهمه ذوق و شوق که داشتن ،نظری هم ننوشتن برای نمایش
۰۹ آذر ۱۳۹۷
خانم حدیث عزیز تمام سعیم رو کردم که شناخته نشم و موفق شدم اخه اصلا نمیتونستم با وجدانم کنار بیام که شما رو تبعید کنم به اون دور دورا و میدونستم شما هم کوتاه نمی یاید پس متواری شدم . اما سطح لذت و انرژی نمایش انقدر بالا بود که جای بد من خیلی هم بد نبود. اما ... دیدن ادامه » دفعه بعد حتما اون جلو جلوها خواهم بود.
۱۰ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

https://www.aparat.com/v/RApBM/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4_%D8%AA%D9%86_%D8%AA%D9%86_%D9%88_%D8%B1%D8%A7%D8%B2_%D9%82%D8%B5%D8%B1_%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B3

در زمان اجرای این تئاتر بخاطر اینکه فکر میکردم امکان اجراش با امکانات و خلاقیت کارگردانهای ایرانی غیر ممکنه و چون میترسیدم خاطرات کودکیم با یک اجرای بد لکه دار بشه (چون من تقریبا قبل از مدرسه رفتن شروع به لذت بردن از تن تن کردم و تا سالها بهترین لحظات کودکیم در دنیای تن تن میگذشت) با یک لجبازی کودکانه قید دیدن این نمایش رو زدم ولی انگار خیلی به خودم بد کردم خیلی زیاد چون دیروز توی سایت تماشا این شاهکار خلاقیت رو دیدم و سخت از اینکه نتونستم توی سالن نمایشش و بصورت زنده ببینمش پشیمان شدم . درسته داستان خیلی چنگی به دل نمیزنه اما اجرا بینظیره و من هنوز باورم نمیشه که چطور چنین چیزی ممکن شده. به دوستانی که این اجرا رو ندیدن پیشنهاد میکنم از لینک بالا استفاده ... دیدن ادامه » کنن و حداقل در حسرت من شریک بشن
*مریم* و لیلا مظاهری این را خواندند
فرزاد جعفریان، Marillion و محمد لهاک این را دوست دارند
ما را در حسرت خود ، شریک بدانید
۰۵ آذر ۱۳۹۷
کاملا باهاتون موافقم کلا بازار کتاب ایران هیچ وقت روی خوشی به کمیک نشون نداده و بعد از انقلاب هم یا همه جمع اوری شدند و یا در باز نشر بشدت سانسور و بی ارزش اما به نظرم یک انتشاراتی باهوش میتونه از این خلا استفاده کنه و با فروش کمیک های خوب و مطرح دنیا قدم ... دیدن ادامه » فرهنگی بزرگی برداره و سود خوبی هم ببره
۰۵ آذر ۱۳۹۷
اطلاع زیادی از بازار کتاب ایران ندارم .. اما فکر میکنم در کشور علاقمندان کمیک کم نباشند و درست میفرمایید اگر مجوز برای اینکار صادر و انجام بپذیره خیلی حرکت مثبتیه ..
۰۵ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید