تیوال گلبرگ کامروز(گافکا) | دیوار
S3 : 10:48:49
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دو هفته پیش که فیلمو دیدم هم ازش لذت بردم هم از دست سوتی هاش حرص خوردم!
به نظر من مشکل اصلی فیلمنامه "نپرداختن" کامل به یه موضوعه!
یه توک به یه چیز میزد و سریع میرفت موضوع بعدی!
مثلا عشق آتشین بین نوید محمدزاده و پریناز ایزدیار رو فقط تو همون قسمت بولد میکنه و تمام!تو قسمت های بعدی هیچ اثری از این عشق تو نگاه ها، لحن و اعمالشون دیده نمیشه!
یا مثلا زندان رو پر دود میکنن و بعدش نه در مورد نتیجش صحبت میشه نه چیزی نشون داده میشه!
و مثال های دیگه که اگه بخوام همشونو بگم خیلی متنم طولانی می شه!
کلا انگار نویسنده خیلی هیجان داره تمام ایده هایی که ازینور اونور جمع کرده رو توی کار بچپونه!
من هر صحنه از فیلم رو که می دیدم برام آشنا بود و انگار قبلا تو یه فیلم دیگه دیده بودم!
یاد لباس سیندرلا افتادم که موش ها رفتن هر تکه ش رو از یه جا آوردن ولی خبر خوب این ... دیدن ادامه » بود که در نهایت لباس زیبایی شد!

یکی از نکات مثبت کار از نظر من بیرون آوردن نوید محمدزاده از اون کاراکتر بدبخت بیچاره همیشگیش بود ..دیگه کم کم داشت دچار تکرار می شد .. به نظرم توی تیپ جدیدش خوب جا افتاده بود و قشنگ بازی کرد.
نکته بعدی طراحی صحنه و لوکیشن خوب فیلم بود.
در نهایت اینکه من حیث المجموع کار رو دوس داشتم شاید بخاطر اینکه هر تکه از کار یه کار دوست داشتنی و قوی رو برام تداعی میکرد!!
شایدم چون یه کار هپی اندینگ بود به مذاقم خوش اومده!
"کی از نکات مثبت کار از نظر من بیرون آوردن نوید محمدزاده از اون کاراکتر بدبخت بیچاره همیشگیش بود"

با این بخش از نقدتون خیلی زیاااااد موافقم
۲ روز پیش، سه‌شنبه
نرگس جان نگاه کردم کنارت یکی نشسته ازونطرف دیگه میخوره به آخر سالن:))
۱۸ ساعت پیش
:)
۱۸ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیراندازی در محوطه تیاتر شهر تهران!!!/ایسنا
اون منطقه فقط درگیری مسلحانه کم داشت!
باجلیقه ضدگلوله ازاین پس باید برای دیدن نمایشها به تاترشهر بریم ..
۲۰ خرداد
متشکرم. دقیقا با شما موافقم و معتقدم منظر شهری پیش آمده روبروی تیاتر شهر نیز خیلی زشت شده است. جسارتا تصور بفرمایید فردی فرهیخته از نمایشی فاخر در تالار شهر بیرون می‌آید، لباس زیر و دمپاییش را از دست‌فروش می‌خرد، جلوتر بال کبابی و چایش را می‌زند و مابقی ... دیدن ادامه » خریدش را در راه منزل در مترو انجام می‌دهد. ظاهرا اسباب راحتیش از هر گونه محیا شده است!
۲۱ خرداد
:)))
درست می فرمایید اسباب راحتی فراهم شده ولی تهش یکی یه تیر هوایی میزنه تمام این آسایش دود میشه میره هوا D:
۲۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و عرض احترام
از این کار خوشم اومد چون از اون کارهاییه که هنوز درگیرشم و هنوز پازلش تو مغزم تکه های گمشده داره!
به نظرم باید یه بار دیگه به دیدنش برم بلکه بشه فکرش دست از سرم برداره! :)

پ ن:سالن هامون تمیز و خوشگل شده ممنون ولی متاسفانه مشکل اصلی سالن باران رو حل نکردن!صندلی ها!!
جزو بدترین صندلی هاییه که دیدم!حیف نبود همه چیز سالن رو بهتر کردند ولی کیفیت صندلی ها رو بالا نیاوردند؟؟!
گلبرگ عزیز
سپاس از حضورتون
و خوشحالیم که نمایش و دوست داشتین
۱۸ خرداد

مریم جان به خاطر عملکرد حرفه ای شما و گروه محترم در تمام زمینه ها سپاسگزارم
آرزوی موفقیت
۱۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پریشب این نمایش رو دیدم
قبل از اینکه نظرم رو در مورد کار بگم دو تا سوال برام پیش اومده که ممنون میشم اگه کسی میدونه جواب بده :)
1-یه جا بابک( افشین زمانی) توی اتاق بود و نازنین (که میگفتن دوس دختر سابقشه) بهش زنگ زد ولی یه جور با نازنین حرف زد که انگار نازنین دوست دختر قبلی آرش (مجتبی پیرزاده) بوده و دوستاش الکی به دوس دختر آرش (نینا یا همون گلنوش قهرمانی خودمون!) گفتن نازنین دوس دختر قبلی بابک بوده!
..کسی متوجه شد اینجای داستان رو؟
2- یه جا نینا(گلنوش قهرمانی) با بابک( افشین زمانی) تو اتاق بود و بهش گفت : "صدامو شنیدی موقع حرف زدن ؟" و بابک گفت:" نه! وقتی داشتی با تلفنت حرف میزدی من خواب بودم!" .درصورتیکه اون صحنه هیچوقت اتفاق نیفتاده بود چون بابک تو خواب فوت کرده بود و نمیتونسته بعدش دیالوگی داشته باشه!این قسمت مفهومش چی بود؟آینده بوده؟اتفاقات ... دیدن ادامه » محتمل موازی بوده؟!چی بود جریان؟
تازه تو همون قسمت بابک به نینا جریان بارداری فیک رو هم میگه!اگه اون سکانس قبلی (اتاق )وجود نداشته پس صحنه بعدیش هم که نینا رفت به آرش (مجتبی پیرزاده) و فواد (امیراحمد قزوینی) در مورد خبر داشتنش از فیک بودن بارداری گفت هم وجود نداشته!!
گیج شدم :|
گلبرگ عزیز، نکته اول رو متوجه نشدم. فکر نمیکنم این منظور تو نمایش بود. ولی نکته دوم همون جهان موازیه. و احتمالا در مورد اثر پروانه ایه. که ممکنه یه واقعه به وجود بیاد یا نه.
۱۴ خرداد
مفهومش این بود که زندگی مثل تئاتر نیست... تئاتر رو میشه تکرار کرد، زندگی رو نه
۱۹ خرداد
درسته ممنون مفهوم کلیش دقیقا همینه که می فرمایید
من حس کردم دی کد کردن هر صحنه هم میتونه یه سری حرف داشته باشه..
۱۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عرض سلام و احترام
همیاری عزیز این نمایش تخفیف نداره؟
من گفتم بگم، میگن باز دوباره این شروع کرد.. :(
۱۴ خرداد
دیگه سه روز چیه که انقد خسیس بازی در میارن؟! :|
۱۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو شب پیش این نمایش رو دیدم ولی متاسفانه قسمت نظرات مدام در حال لود شدن بود و نشد زودتر نظرم رو بنویسم.
اول از همه خسته نباشید میگم به جناب رفیعی ارجمند و گروه خوبشون.
به نظرم دوستی که واژه "شریف" رو برای این کار انتخاب کردند، حق مطلب رو به درستی ادا کردند.
سادگی کار خیلی بهم چسبید..از اینکه برای خندادن تماشاگران به هر خفتی تن ندادند و در اوج، از مخاطبین خنده میگرفتند هم بسی لذت بردم.
به وضوح همه بازیگرها داشتند از جون و دل مایه میذاشتند دم همتون گرم ..دست مریزاد..

یه انتقاد هم به قسمت غمناک کار دارم.. یه جورایی ضدحال بود و دوسش نداشتم.
نکته آخر اینکه سر صحنه های درگیری به شدت نگران بودم خدای نکرده سر یا چشم یکی به گوشه میز یا سرامیک کف بخوره..خیلی خطرناک بود کاش این قسمت ها یه مقدار محافظه کارانه تر و با تدابیر بیشتری انجام میشدن..
در انتها ... دیدن ادامه » تشکر میکنم از همه عوامل این کار "شریف" ،
آرزومند موفقیت های روزافزونتان هستم :)

سلام و عرض ادب خانم کامروز عزیز. خیلی لطف کردین. خوشحالم از اینکه کار رو دوست داشتید حقیقتا فکر میکردم از کار خوشتون نیومده و به خاطر رودربایستی با بنده نظری ننوشتید و یه جورایی ملاحضه مارو کردید چون انتهای نمایش هم افتخار آشناییتون رو نداشتم. اما وقتی ... دیدن ادامه » نظرتون رو دیدم جدا خوشحال شدم.
در مورد صحنه های اکشن ما من قبلا هم توضیح دادم که ما بارها این صحنه ها رو تمرین کردیم تقریبا تمام تماشاگران ما در مواجهه با این صحنه ها حس شمارو دارن (نگرانی) اما بازیگران ما بارها تمرین کردن تا ریسک آسیب پذیری رو به حداقل برسونیم. ما حتی تماشاگرانی داشتیم که برای بار دوم اومدن کار رو ببینن که چک کنن اون میزان سن ها اتفاقی اون شکلی اجرا شدن یا نه قرار بوده همینجوری باشن ((:
خیالتون راحت باشه شکر خدا تا الان تو هیچکدوم از اجراها مشکلی از ابن بابت نداشتیم البه تو تمرین ها تا دلتون بخواد که اونم طبیعی هست.
یه دنبا سپاس بابت مهربونیتون و ثبت نظرتون.
۱۲ خرداد
بله درست میفرمایید و من هم نگرانی رو توی تماشاگران کنار دستی خودم میدیم و حس میکردم، ولی اعتقاد دارم جذابیت اون لحظه ها در همین طبیعی بودنشون بود.

ممنون از شما
۱۴ خرداد
بزرگوارید
درسته ما هم لذت بردیم هم نگران شدیم:)
۱۴ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عرض ادب و احترام
همیاری عزیز چرا برای یک سانس، تخفیف رو از خرید اولین بلیط نمیذارید؟!
الان من بلیط دو تا نمایش "خانواده دوست داشتنی" و "پروانه الجزایری" رو گرفتم بعد دیدم بعد از خرید من، برای هردو نمایش و دقیقا همون سانسهایی که من خریدم تخفیف گذاشته شده!
خب اگه قراره تخفیفی برای یک روز و سانس مشخص گذاشته بشه وسط خریدش که نباید اعلام کرد!!
وقتی نصف سالن یک سانس بی تخفیف خریداری کردن و نصف سالن با تخفیف یه جورایی اجحافه!
درود بر شما
در مورد نمایش پروانه الجزایری تخفیف از سمت سالن محترم دیشب اعمال شد؛ شنبه با خریدارن قبلی تماس گرفته می شود و مبلغ اضافی برگشت داده خواهد شد.
در مورد نمایش خانواده دوست داشتنی من از سمت پشتیبانی بررسی خواهد شد.
با سپاس
۱۰ خرداد
گلبرگ عزیز
بابت این مشکل عذرخوهی ما را بپذیرید
ممنون ازینکه نمایش پروانه های الجزایری را برای تماشا انتخاب کردید
۱۱ خرداد
ممنون خانم رودبارانی عزیز :)
۱۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صادقانه بگم با توجه به کامنت هایی که خونده بودم، قبل از نمایش خودمو برا دیدن یه کار لوس آماده کرده بودم ولی وقتی کار شروع شد و جلو رفت دیدم داره خوشم میاد!
حتی با اینکه تماشاگرا پشت هم میخندیدن و در تئاترهایی که دیدم عموما این مسیله رو اذیت کننده میدونستم ولی این بار اصلا اذیت نشدم و فقط سعی کردم از کار لذت ببرم..
طراحی صحنه به دلم نشست، اکثر لحظات بازی آقای دیرباز و خانم رهنما رو دوست داشتم.
دو برداشت متفاوت از یک ماجرا برام خیلی جذاب بود..فهمیدم برای اینکه یه زندگی مشترک خوب جلو نره لزوما نیازی به مقصر نیست!
میشه دو طرف بهترین خودشون رو برای همدیگه بذارن ولی باز نشه..حتی میشه عاشقانه همو دوس داشته باشن ولی باز نشه!!
فهمیدم ازدواج موفق ممکنه کلی شرط "لازم" داشته باشه ولی متاسفانه هیییچ شرط "کافی" ای رو نمیشه براش متصور شد!

به قول شاعر ... دیدن ادامه » :
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود

پ.ن: خوشبختانه این سری کسی با ورود بازیگرا دست نزد و خبری از چیپس و پفک هم نبود!حتی موبایلی هم زنگ نخورد!!
فکر می کردم دارم خواب میبینم:))
این که پروژه ی دست بازی نداشتید که عالی بوده گلبرگ خانم ولی کدوم طراحی صحنه رو دوست داشتید؟ درکل دوتا صندلی این ور و اون ور صحنه بود که عزیزان روش نشست و برخواست میکردن دیگه با یه بچه میز کنار صندلی آقا دیرباز ، چی داشت دیگه ؟
۳۰ اردیبهشت
:)))
سشوار صحنه؟!:)))
دقیقا!!! فک کنم چون منتظر یه سری اتفاق وحشتناک بودم و رخ نداد انقد شنگول شدم:))
۳۰ اردیبهشت
:)))
۳۰ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب اجرا رو دیدم.بازی بازیگرها خوب بود طراحی صحنه زیبا بود.به نظرم از اون نمایشنامه ها بود که باید از قبل یه بار میخوندیش یا بعد از نمایش باید حتما یه بار بخونیش تا مفهومشو کامل متوجه بشی..
خانم سپاه منصور رو خیلی دوست دارم و خیلی دلم میخواست از نزدیک کارشون رو ببینم.
متاسفانه اجرا ده دقیقه دیر شروع شد و قبلش هم ازدحام جمعیت بیرون سالن خیلی آزاردهنده بود..اصلا هوا نبود..
یه چیزی که بسیار رو اعصاب بود صدای شاتر دوربین های دو خانم عکاس محترم در ردیف اول بود که هر دو ثانیه یه بار عکس میگرفتن!!رسما تجاوز به حقوق تماشاگرها بود..
آخ آخ بعضی عکاسا که رسماً نامردند، قشنگ تمرکز آدمو بهم میریزند و ولم نمیکنن، هزارتا فریم میگیرند، خیلی بده
۲۵ اردیبهشت
صد درصد D:
۲۵ اردیبهشت
:))))
۲۵ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام همیاری عزیز
اجرای فردا سر جاشه؟
زهره مقدم این را خواند
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
خیر
اجرای یکشنبه کنسل شده
از دوشنبه اجراشون شروع میشه
۲۱ اردیبهشت
ممنونم ..الان اطلاعیه تیوال رو دیدم
۲۲ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سعید دشتی یکی از دو کارگردان نمایش «مار بازی»، از توقیف این نمایش؛ دو روز مانده به آغاز اجرای عمومی؛ خبر داد.

دشتی با اعلام این خبر افزود: چند روز پیش «مار بازی» توسط شورای ارزشیابی و نظارت اداره‌کل هنرهای نمایشی بازبینی شده و بدون حتی یک مورد اصلاحیه، مجوز اجرا گرفته بود اما دو روز مانده به آغاز اجرای عمومی نمایش؛ از سوی اداره‌کل هنرهای نمایشی به ما اعلام کردند نمی‌توانید اجرا بروید.

این کارگردان تئاتر با بیان اینکه گروه نمایش «مار بازی» یک ماه و نیم برای اجرای این اثر تمرین کرده است، گفت: از سوی اداره‌کل هنرهای نمایشی علت این توقیف را به ما «دلایل غیر هنری» اعلام کردند و توضیح بیشتری ندادند.

کامبیز دیرباز و بهاره رهنما دو بازیگر نمایش «مار بازی» به نویسندگی صحرا فتحی و کارگردانی مشترک او و سعید دشتی هستند که قرار بود از ۲۰ اردیبهشت ... دیدن ادامه » اجرای خود را در سالن استاد سمندریان مجموعه ایرانشهر آغاز کند.
دستشون درد نکنه ! آقایون جنتلمنن جنتلمنن ، همه شون عشق منن عشق منن ، کارا رو توقیف کنین جون بابا صحنه رو بلرزونین بابا ... :(
۲۰ اردیبهشت
سلام و عرض ادب
گویا خانم بهاره رهنما همان جریان سلبریتی بانفوذ رو استوری کردن که از قضا همون شاکی خصوصیه.
اینم متن خبر :
نمایش ماربازی با بازی بهاره رهنما و کامبیز دیرباز که قرار بود از ۲۰ اردیبهشت ماه در سالن سمندریان اجرا شود بنا دلایلی که گفته میشود اختلافات بهنوش بختیاری و صحرا فتحی کارگردان نمایش از اجراهای گذشته است باعث ممنوع الکاری این کارگردان تئاتر شد و نمایش اخیر وی توقیف شد.

این نمایش با بازی بهاره رهنما و کامبیز دیرباز آماده اجرا شده و ابتدا در کنار سعید دشتی، نام صحرا فتحی هم به عنوان کارگردان روی پوستر نمایش نقش بسته بود. از دو روز پیش، نام صحرا فتحی از پوستر این نمایش درآمد و از فهرست عوامل کار هم حذف شد؛ اقدامی که نشان می‌داد همکاری او با «مار بازی» دچار مشکل شده است. با این‌حال، بلیت فروشی نمایش «مار بازی» از دیروز متوقف و نخستین زمزمه‌ها درباره مشکلات پیش روی اجرای آن شنیده شد.

امروز در حالی که مسوولان اداره‌کل هنرهای نمایشی بدون نام بردن از صحرا فتحی، دلیل عدم صدور مجوز اجرا برای «مار بازی» را ممنوع‌الفعالیتی یکی از عوامل آن ذکر کرده‌اند، معلوم نیست چرا با حذف نام این هنرمند از تبلیغات، «مار بازی» بازهم دچار مشکل شده است. در این راستا، صحرا فتحی در گفت‌وگو با خبرآنلاین، تنها به توضیحی کوتاه اکتفا کرد و گفت: «به من گفته‌اند کار نکن و من هم تبعیت می‌کنم.»

با ... دیدن ادامه » توجه به کناره‌گیری صحرا فتحی از این پروژه، تنها دلیلی که برای عدم صدور مجوز اجرا برای «مار بازی» باقی می‌ماند، وجود یک شاکی خصوصی است؛ کسی که حقوق مادی این اثر را از خود می‌داند. رد پای این شاکی را می‌توان در استوری اینستاگرام بهاره رهنما پیدا کرد. رهنما که بازیگر «مار بازی» است، دیروز نوشت: «مار بازی با نشر اکاذیب توسط یکی از سلبریتی‌های به خیال خودش با نفوذ، توقیف شد. به زودی در جریان جزییات قرارتان خواهم داد. برای من و آقای دیرباز کار بسیار است. اما «کارمای» بیکار کردن ۲۵ نفر به خاطر دشمنی شخصی، بی‌شک پاگیرش خواهد شد. مدارکی هست و قانون و همکاران خوب وزارت ارشاد به زودی رسیدگی خواهند کرد.»

برای پیدا کردن نام این سلبریتی، نیاز نیست زحمت زیادی کشید، کافی است یک جستجوی ساده انجام داد و نام و عکس صحرا فتحی را در کنار او پیدا کرد که سال گذشته (تابستان و زمستان ۹۷) یک نمایش را دو بار در ایران و کانادا روی صحنه برده بودند.

منبع: خبر آنلاین
۲۱ اردیبهشت
درود جناب دانش
به کی و کجا اعتراض کنیم؟
اگه مسیله مالکیت معنوی کار باشه داره از طریق دادگاه دنبال میشه و اعتراض ما تاثیری در روند پیگیریش فک نکنم داشته باشه.
۲۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هنوز شروع نشده جلوی اجرا گرفته شده؟!
ما برای یکشنبه بلیط گرفته بودیم. تیوال جان کی قراره خبر کنسلیش رو بدی؟!
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
درود بر شما
در صورت لغو این نمایش بلیت های خریداری شده بدون کسر هیچ مبلغی به خریداران محترم بازگشت داده خواهد شد.
لطفاْ‌ منتظر اعلام های پیش رو در این مورد از سوی تیوال باشید.
۱۹ اردیبهشت
سلام
ممنون از لحاظ مادی که تیوال همیشه خوش حساب بوده :) ولی مشکل الان حس بلاتکلیفیه.. معلوم نیست اجرا میشه؟؟ نمیشه؟؟ .. چه روزی؟؟ چه ساعتی؟؟تاریخ و ساعت اعلامی میتونیم؟؟ نمیتونیم؟؟ این اتفاقا برنامه ریزیها رو به هم میریزه.
۱۹ اردیبهشت
دقیقا
۲۰ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند شب پیش نمایش رو دیدم و خیلی خوشم اومد.
بازی غلامرضا و توران خیلی خوب بود بازی بقیه دوستان هم دوست داشتم.
موسیقی کار خیلی خوب و هماهنگ با نمایش بود.
طراحی صحنه به شدت مبتکرانه و جذاب بود.
قسمتی از نمایش که دوست آرایشگر مرحوم پرند در موردشون تو دادگاه حرف میزنن، یه جاهایی حرفای جالبی زده نمیشه..
دید انسانی کارگردان به یک قاتل رو دوست داشتم.
هیچکس قاتل به دنیا نمیاد..همین آدم در محیط خوب پرورش پیدا میکرد چه بسا الان یه آدم موفق بود.
به خاطر عقده هایی که خانواده و اجتماع برای این آدم به ارمغان آورده بودن روز به روز شخصیت آنتی سوشالش پررنگ تر میشد و از جامعه بیشتر طرد میشد ولی وقتی در دادگاه وکیل تسخیری غلامرضا گفت:" وکالتشو رد میکنم و خودم هم میشم شاکی و مدعی العموم محسوب میشم." ،انگار همونجا آخرین بند اتصالش به جامعه هم پاره شد..

فکر میکنم ... دیدن ادامه » اعدام این افراد قبل از شناسایی و ازبین بردن الگوریتم "تولید یک قاتل ، دزد یا ..از یک بچه بی گناه و معصوم"، کار عبث و بیهوده ایه..کما اینکه دیدیم بعد این فرد افراد دیگه ای ظهور کردند(مثل بیجه و خیلیا که به دلیل عدم تشویش اذهان عمومی رسانه ای نشدن و نمیشن..) و یقینا باز هم ظهور خواهند کرد.
این فرد چند بار در گذشته دستگیر شده و زندان رفته بود شاید اگه در زندان یه روانکاوی تخصصی روش انجام میشد در آینده این اتفاق نمیفتاد..
در نهایت قسمت ترسناک ماجرا اینجاست که شاید اگه هرکدوم از ماها هم جای این آدم بودیم سرنوشت مشابهی برامون رقم میخورد..

چند سالی هست که به صورت تفریحی و آماتورگونه تئاتر می بینم ولی تا الان به دلیل ضیق وقت (بخوانید تنبلی!) نظری در مورد کارهایی که می دیدم نمیذاشتم.
تقریبا همیشه قبل از دیدن هر نمایشی نظرات رو در تیوال میخوندم و برمبنای اونا تصمیم میگرفتم که به دیدن اثر بروم یا نه!. بنابراین تصمیم گرفتم من هم نظراتم رو بنویسم تا هم به افراد دیگه در انتخاب اثر و هم به بازیگران و صاحبان اثر در شناخت نقاط قوت و ضعفشون کمک(هرچند کوچک) بشه.

در یکی از شب های اول این نمایش به دیدنش رفتم و چون از قبل میدونستم کار اول یه گروه از هنرجوهاست؛ سعی کردم انتظار زیادی از اجرا نداشته باشم. ولی وقتی کار رو دیدم بعضی از بازی ها نظرم رو جلب کرد و لذت بردم.
به نظرم بازی در کارهای چخوف جسارت خاصی میخواد، چون کارهاش به شکلیه که یا مخاطب را به شدت جذب می کنه و یا اینکه به شدت دفع میکنه و انگار ... دیدن ادامه » حد وسطی نداره! بنابراین لازم میدونم به همه دوستان بازیگر تبریک بگم که به حد کافی این شجاعت رو داشتن که با این ریسک کنار بیان.
چون کار اول دوستان بود بی انصافیه با همون عینکی که بقیه کارها رو نقد میکنیم این کار رو هم نقد کنیم.
پس تنها به همگی بازیگران و عوامل کار خسته نباشید میگم و آرزو میکنم روز به روز ثابت قدم تر در راستای بالا بردن سواد و توانایی هاشون قدم بردارن تا در آینده نه چندان دور شاهد کارهای بسیار قوی ازشون باشیم :)
دو بار به دیدن این نمایش رفتم. دفعه اول ردیف دوم نشسته بودم ولی دفعه دوم ردیف اول دم در (محل ورود و خروج بازیگرا حین نمایش) بودم که باعث شد کار برام به مراتب جذاب تر بشه :)
اولا از بازیگران توانمند و کارگردان کار جناب آقای ارجمند و همچنین استاد شهرستانی عزیز تشکر می کنم که کار جالب و درخور تأملی به نمایش گذاشتن .
هم داستان خیلی خوب و البته متأسفانه!! ملموس بود و هم بازی ها دلنشین بود (مخصوصا بازی آقای کشوری و خانم رضایی با اون دیالوگهای طولانی و تند)
چند تا مورد به چشمم اومد که با اجازتون میخواستم عنوان کنم:
1- کاراکترهایی که آقای ارجمند عزیز بازی میکردن با اینکه بانمک بودن ولی به نظرم زیادی بهشون شاخ و برگ داده شده بود( اصطلاح هنریشو نمیدونم ولی خیلی ادا اطواراشون!! زیاد بود) شایدم به دلایل خاصی خودشون تعمدا" شخصیت های مختلف رو اینجوری درآورده ... دیدن ادامه » بودن ..ولی از دید من بعضی از تیپ سازی های شخصیت هایی که بازی کردن هم زائد بود و هم یه جورایی باعث شده بود جنس طنزهاشون( پلیس و گورکن و.).با جنس طنز بقیه بازیگرا متفاوت بشه.
2- در انتهای نمایش که خانم رضایی پرچم به دست وارد سالن میشن خطاب به حضار(یا مخاطب حرفاشون که درست متوجه نشدم چه کسانی هستن! ) میگن :" آقایان!..."
متوجه نشدم چرا گفتن آقایان؟!اگر با حضار بودن که ما خانم ها هم جزوشون بودیم پس چرا "آقایان"؟؟!! :)
3-در مورد مارگریتا هم به نظرم گریم(موهای چتری) باعث شده بود چهرشون کمی سوسول!! بشه وهمین مسئله اجازه نمیداد بازیشون به عنوان یک خانم فقیر و گرسنه به اندازه کافی باورپذیر بشه..
در مجموع کار رو پسندیدم و به شخصه فکر میکنم هر نظری که اینجا گذاشته میشه ورای اینکه مثبت یا منفی باشه، نشون دهنده اهمیت اون کار برای مخاطبه.
در نهایت برای این گروه جوان و قوی آرزوی موفقیت میکنم.

پ ن :ای کاش این نمایش فقط شرح حال مردم "ایتالیا" بود تا از دیالوگ هایی که گفته میشد اول به شدت تعجب میکردم و پیش خودم میگفتم :"مگه میشه؟!!!" و بعدش یه دل سیر به همه حرفا و کاراشون میخندیدم و آخر نمایش هم یه سری به نشانه تأسف برای همچین جامعه ای تکون میدادم و وقتی از سالن میومدم بیرون همه چیز رو فراموش می کردم و پا به دنیای شاد و مرفه مردم خودم میذاشتم ...ولی افسوس و صد افسوس که با تک تک دیالوگ ها همزادپنداری کردم و تمام خنده هام از جنس دغدغه و درد بود..
امشب موهاشان چتری نبود... خیلی جداب و دلنشین بودند
۱۴ اردیبهشت
چقد خوب مطمئنا خیلی دلنشین شده
ممنون
۱۴ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید