تیوال maria | دیوار
S3 : 08:15:05
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

نه نگران بهشتم
نه جهنم ،
هم خنده ی مادرم را
دیده ام ،
هم گریه اش را ...!


از: اوزدمیر آصاف
عالی بود....
۰۵ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


آدم‌ها
عطرشان را با خودشان می آورند،
جا می گذارند
و می روند‌‌!

آدم‌ها
یک روز می آیند و روز دیگر می روند
ولی ...
در خواب‌هایمان می مانند‌!

آدم‌ها
یک روز می آیند و روز دیگر می روند
ولی ...
دیروز ... دیدن ادامه » را با خود نمی برند‌‌!

آدم‌ها
می آیند
خاطره‌هایشان را جا می گذارند
و می روند‌‌! 

آدم‌ها
روزی می آیند، 
تمام برگ‌های تقویم، بهار می شود ...
روزی می روند
و چهار فصل پاییز را
با خود نمی برند‌‌! 

آدم‌ها
وقتی می آیند
موسیقی شان را هم با خودشان می آورند ...
ولی وقتی می روند
با خود نمی برند‌‌! 

آدم‌ها
می آیند
و می روند،
ولی
در دلتنگی هایمان‌‌ ...
شعرهایمان‌‌ ...
رویاهای خیس شبانه‌‌مان ... می مانند‌‌‌!

جا نگذارید! 
هر چه را که روزی می آورید را با خودتان ببرید‌!
وقتی که می روید
دیگر
به خواب و خاطره‌‌‌ی آدم برنگردید ... 

هرتا_مولر
هر چه زمان می‌گذرد
شعر را بیشتر دوست دارم.
زیرا شعر
چونان زیبا روی مـرددی است
که روز با او وعده‌ی‌ دیدار می‌گذارم
اما به ندرت می‌آید
یا هرگز نمی‌آید!

از: .
عالی...

۱۶ آبان ۱۳۹۴
بله عالیست
۰۲ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
maria
درباره کنسرت رها در باد i
شب خوبی بود
و همچنین،
حضور استاد علی نصیریان
برای من جذاب بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلتنگی های آدمی را، باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من

از مارگوت بیگل
ترجمه ی احمد شاملو
.
دانلود دکلمه با صدای احمد شاملو
....http://s2.picofile.com/file/7256279137/Sokut.mp3.html

از: .

این آلبوم و چیدنِ سپیده دم سالهاست همدمِ سرمای زمستونیمه ...
قدم زدن تو برفِ بکرِ آخرِ شب و هوای سرد و آسمون سرخ ِ گرفته ی آروم .
پیشنهادش میکنم منم ... یا زیر بارون یا توی برف ... تنها ؛ سرشار و آهسته :)
۰۳ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حالا که رفته ای
کنارش می نشینم
گریه نمی کند
دستش را می گیرم
گریه نمی کند
به پایش می افتم
گریه نمی کند
نکند اتفاقی افتاده است
که شعر گریه نمی کند
سلام
" به پایش می افتم
گریه نمی کند "

عالی بود ، چقدر زیبا احساسات و بیان کردی

۲۹ مهر ۱۳۹۴
جناب حقی
شعر از محمد رضا عبدلملکیان هست،
۳۰ مهر ۱۳۹۴
سلام
شعر بسیار زیبایی بود
۳۰ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

ما همدیگر را می بینیم،
تلاش مان را هم می کنیم،
اما چیزی رخ نمی دهد.
بعد از آن،
هر وقت همدیگر را می بینیم.
شرمنده ایم
و روی مان را از هم بر می گردانیم.
....
ترجمه یگانه وصالی، کتاب دری لولاشده به فراموشی

از: ریچارد براتیگان
و ای وای که اگر روزی دلهایمان پیش هم گیر بوده...
۰۸ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه زیباست اندیشیدن به تو
در میان اخبار مرگ و پیروزی
در زندان
زمانی که از مرز چهل سالگی می‌گذرم
چه زیباست اندیشیدن به تو
به دستانت روی پارچه آبی
به موهایت نرم و ابریشم گون
چون خاک دلداده‌ام استانبول…
شوق دوست داشتنت
چون من دیگری در درونم…
عطر برگهای شمعدانی بر سرانگشتانم
آرامشی آفتابی
و نیاز تن
چون تاریکی ژرف و گرم
شکافته با خطوط سرخ و روشن…
... دیدن ادامه »
چه زیباست اندیشیدن به تو
نوشتن درباره تو
به پشت خوابیدن در زندان و به خاطر آوردن تو؛
آنچه را که آن روز در آنجا گفتی
نه خود واژه هایت
بلکه عطر دنیای آن روزهایت …

چه زیباست اندیشیدن به تو
باید از چوب
– جعبه ای
– حلقه ای
چیزی برایت بسازم
و سه متر ابریشم نرم برایت ببافم
آنگاه بالا پرم
از میله های پنجره آویزان شوم
و آنچه را که برایت می‌نویسم
به آبی زلال آزادی فریاد زنم…
چه زیباست اندیشیدن به تو
در میان اخبار مرگ و پیروزی
زمانی که از مرز چهل سالگی می گذرم …

از ناظم حکمت
از کتاب تو را دوست دارم چون نان و نمک، ترجمه احمد پوری
بسیار انتخاب خوبی ست . اشعار ناظم حکمت به انسان آرامش عجیبی می دهد . درود و سپاس برای این انتخاب زیبا و دل نشین .
۰۸ مهر ۱۳۹۴
مرسی از توجه شما جناب کلانی
۰۲ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همانطور که هر روز

از سر کار می آیی

لم می دهی روی مبل

چشمهایت را آهسته می بندی و

آهسته

بطور خیلی آهسته می میری

همزمان داری فکر می کنی شعری می خوانی

که فکر می کند

آسان ... دیدن ادامه » ترین راه مقابله با مرگ

مردن است

به شیوه ای کاملا طبیعی





از: وریا مظهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد

و اتفاق نخواهد افتاد. به همین دلیل

ناشی به دنیا آمده ایم

و خام خواهیم رفت.



حتا اگر کودن ترین شاگردِ مدرسه ی دنیا می بودیم

هیچ زمستانی یا تابستانی را تکرار نمی کردیم



هیچ ... دیدن ادامه » روزی تکرار نمی شود

دوشب شبیه ِ هم نیست

دوبوسه یکی نیستند

نگاه قبلی مثل نگاه بعدی نیست



دیروز ، وقتی کسی در حضور من

اسم تو را بلند گفت

طوری شدم، که انگار گل رزی از پنجره ی باز

به اتاق افتاده باشد.



امروز که با همیم

رو به دیوار کردم

رز! رز چه شکلی است؟

آیا رز، گل است؟ شاید سنگ باشد



ای ساعت بد هنگام

چرا با ترس بی دلیل می آمیزی؟

هستی - پس باید سپری شوی

سپری می شوی- زیبایی در همین است



هر دو خندان ونیمه در آغوش هم

می کوشیم بتوانیم آشتی کنیم

هر چند باهم متفاوتیم

مثل دو قطره ی آب زلال.

++++++++++++++++++

اثر ویسلاوا شیمبورسکا

از: آدم ها روی پل

ترجمه مارک اسموژنسکی، شهرام شیدایی، چوکا چکاد
برای منکه همه چیز در روز سالگردشم مجددن اتاق میوفت
۲۲ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آن‌هایی که عاشق‌شان نیستم
خیلی مدیونم.

احساس آسودگی خاطر می‌کنم
وقتی می‌بینم کسِ دیگری به آن‌ها بیشتر نیاز دارد.

شادم از این که
خواب‌شان را پریشان نمی‌کنم.

آرامشی که با آن‌ها احساس می‌کنم،
آزادی که با آن‌ها دارم،
عشق، نه می‌تواند بدهد،
نه بگیرد.

برای آمدن‌شان به انتظار نمی‌نشینم،
پای ... دیدن ادامه » پنجره، جلوی در.

مثل یک ساعت آفتابی صبورم.
می‌فهمم
آن چه را عشق نمی‌تواند درک کند،
و می‌بخشایم
به طوری که عشق ، هرگز نمی‌تواند.

از دیدار، تا نامه
فقط چند روز یا هفته است،
نه یک ابدیت.

مسافرت با آن‌ها همیشه راحت است،
کنسرت‌ها شنیده می‌شوند،
کلیساها دیده می‌شوند،
مناظر به چشم می‌آیند.

و وقتی هفت کوه و دریا
بین‌مان قرار می‌گیرند،
کوه‌ها و دریاهایی هستند
که در هر نقشه‌ای پیدا می‌شوند.

از آن‌ها متشکرم
که در سه بعد زندگی می‌کنم،
در فضایی غیرشاعرانه و غیراحساسی،
با افقی که تغییر می‌کند و واقعی است.

آن‌ها خودشان هم نمی‌دانند
که چه کارهایی می‌توانند انجام دهند.

عشق درباره‌ی این موضوع خواهد گفت:
«من مدیون‌شان نیستم».

از ویسواوا شیمبورسکا
ترجمه‌ی ملیحه بهارلو
مرسی برای این انتخاب خوب..بسیار عالی..
۰۸ شهریور ۱۳۹۴
مرسی از شما
که خوندید
۰۹ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وای اگر یک شب در آغوشم بگیری محشر است
تنگ بین ِ بازوان ِ تو اسیری محشر است

تا تویی ماه ِ تمام ِ هر شب ِ این آسمان
حال و روز ِ کهکشان ِ راه ِ شیری محشر است

شاهبانو! میشود باشم وزیر ِ عاشقت؟
شاهنامه گاه در قطع ِ وزیری محشر است

طرح ِ اسلیمی ِ گُل از خوشخرامی های ِ توست
نقش ِ جای ِ پات بر فرش ِ کویری محشر است

تا بیایی می پرد از سر خماری ِ بهار
دستمالی پشت ِ "شیشه" "گرد"گیری محشر است

کاش ... دیدن ادامه » میشد پابه پایت از جوانی بگذرم
دست ِ تو باشد عصای ِ دست ِ پیری محشر است

"بی تو مهتابم گذشتم باز از آن کوچه شبی" *
آه.. این شعر ِ "فریدون ِ مشیری" محشر است

گریه ام پرسید از دلتنگی ام تکلیف چیست؟
گفت خوب است انتظار اما بمیری محشر است

آنقدر حالم نپرسیدی که پوسیدم به خاک
تا بیایی و سراغم را بگیری "محشر" است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دﻟﺒﺮا ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ دادی
اﯾﻨﻘﺪر ﻧﺎزت ز ﭼﯿﺴﺖ؟

گر ﭘﺸﯿﻤﺎن ﮔﺸﺘﻪ اى
ﺑﮕﺬار در ﺟﺎﯾﺶ ﻧﻬﻢ!

ﺻﺎﺋﺐ
اﯾﻨﻘﺪر ﻧﺎزت ز ﭼﯿﺴﺖ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۲۶ تیر ۱۳۹۴
ز چیست...؟
...
۳۰ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک داستان شش کلمه ای از آلیستر دانیل به نام "اندوه" که بهترین داستان خیلی کوتاه جهان شده است:

هیچ حواسم نبود
دو فنجان ریختم...

از: .
جدا کلی حرف داره...
۲۶ تیر ۱۳۹۴
این فوق العادس
۰۸ شهریور ۱۳۹۴
موافقم
۱۲ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فصل عوض می‌ شود

جای آلو را

خرمالو می‌ گیرد

جای دلتنگی را

دلتنگی



از: علیرضا روشن
جای دلتنگی را هیچ
۲۴ تیر ۱۳۹۴
چقدر زیباست
ممنون بابت این انتخاب خوب
۰۱ مرداد ۱۳۹۴
بانو مرجانه
سپاس از لطفتان
۰۱ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من پافشاری های شبحی دیوانه ام
که به خانه برگشته است
مرگی در کار نبوده است
و ما ناگزیریم
که ناخودآگاه پروانگان را
به تخت های روانکاوی بکشیم

حلقه های روی میز
شمعدان ها
شانه های سفری
آینه ی روشویی

پس هیچ تصادفی در کار نبوده است
ما در رویاهایمان زیسته ایم
و آزادی عقوبت آدمی ست
سهمگین
همچون ... دیدن ادامه » هجوم سطلی آب
بر پلک ها و شقیقه ها
و پرسشی که تمام نمی شود

دوباره می پرسیم :
این عکس چه
روی دیوار اتاقت چه می کند؟

از: ..رویا زرین
معرکه بود
سپاس
۱۴ تیر ۱۳۹۴
فوق العاده بود .
۱۵ تیر ۱۳۹۴
جناب بامداد گرامی
جناب مهدی..
بهار عزیز

سپاسگزارم
۱۵ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
...
.
خوب است که شاعرم
بعد از رفتنم
شعر هایم
مواظب تو خواهند بود...
...
...
.
.

از: ...
ممنون
بسیار عالی
۲۹ خرداد ۱۳۹۴
چه قشنگ...
۲۴ تیر ۱۳۹۴
مرسی
نارمیلای عزیز
۲۴ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
◾️
◾️
آموزش آشپزی
,,,
شعله را زیاد کردید
خوب داغ شدیم
همه مان را هم می زنید
آنقدر محکم
که مغز پخت می شویم
فریاد نمی زنیم
/ نسل سوخته را انحصاری نکنید /
ما فقط ته گرفته ایم .
.
.
.
.


از: ... دیدن ادامه » ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باز دیروز
شهرِ
دوازده ملیون و هفتصد و نود شش هزار و پانصد و چهل و سه نفری تهران
خالی بود؛

بس که در سفری....
...
.
.
..
.
.
.
عشق پیدا شد و دلم را برد
شعر
دنیای بهتری آورد ....
....
.
.

از: ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید