آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال فصیح | دیوار
S3 : 00:48:13 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
فصیح
درباره فیلم‌تئاتر شرقی غمگین i
اعتراف می کنم که بازهم در انتخاب تئاتر مناسب سن و سالم اشتباه کردم. اسمش وسوسه ام کرد و البته مایل بودم بدونم آقای افشاریان چه کرده. در نهایت قصد نقد ندارم چون شاید برای افراد 19 ساله و کمتر انتخاب شایسته ای باشه. خسته نباشید می گم و به هیچ عنوان کار رو نپسندیدم. البته زنده ندیدن اجرا هم حتماً بی تاثیر نبوده ولی دقایق فراوانی احساس می کردم دارم به یک پادکست نخ نما گوش می کنم. باز هم عذر می خوام از این صراحت لحن.
کاملا موافقم من البته اجرا رو دیدم
اولا اینکه شما میای افراد کم سن رو بخاطر سنشون زیر سئوال میبری کاملا اشتباه و توهین امیزه چه بسا بسیاری از نوجوانان باشند که از بسیاری از سالخورده های ما بالغ تر و با تجربه تر باشند، دوما شما داری احساساتت رو درگیر انتقاد میکنی که کاملا اشتباهه
۱۰ مرداد
Ehsan Fathollahi
اولا اینکه شما میای افراد کم سن رو بخاطر سنشون زیر سئوال میبری کاملا اشتباه و توهین امیزه چه بسا بسیاری از نوجوانان باشند که از بسیاری از سالخورده های ما بالغ تر و با تجربه تر باشند، دوما ...
⁦☺️⁩⁦☺️⁩⁦☺️⁩
۱۰ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فصیح
درباره فیلم‌تئاتر سنگ ها در جیب هایش i
بارون بیاد،
تگرگ،
مرگ،
گاوها رو باید دوشید...
فصیح
درباره فیلم‌تئاتر سنگ ها در جیب هایش i
من به تماشای نمایش اصلی نرسیده بودم و از پیداکردنش در تیوال خیلی خوشحال شدم.
تماشای اجرای ساده و روان آقای پیروزفر از نمایشنامه ی بسیار دلچسب خانم جونز، واقعاً بهم چسبید، به ویژه در این روزها که از هم دوریم و مجبوریم به اجراهای نوپای آنلاین و فیلم-تئاترها قناعت کنیم.
گذشته از بازی روان این دو عزیز دوست داشتنی تئاتر، آقایان بهبودی و پیروزفر، انتخاب به جای موسیقی، نورپردازی خیلی خوب، انتخاب هوشمندانه نمادها و تغییر نقش ها با حرکات هوشمندانه روی صحنه، خیلی بر لذتم از نمایشنامه افزود. صداقت آقای پیروزفر و وفاداریش به متن اصلی رو هم همیشه می پسندم.
خلاصه اگر نمایش رو مثل من از دست داده اید، بهتون توصیه می کنم یک ساعت و نیم لذت رو از منزل به خودتون هدیه کنید.
فصیح
درباره نمایش خانم آنلاین i
قصد دارم تا داغم بنویسم
بسیار بسیار چسبید
هنوز اضطراب دارم و دلم پیش اون اشک هاست
خسته نباشید خانم ادبی
خسته نباشید آقای رضایی
همین جور ما رو متصل نگه دارید تا برگردیم به دنیای اجراهای واقعی...
فصیح
درباره نمایش خانم آنلاین i
امیدوارم این اجرا به لحاظ فرم و متن هیجان انگیزتر باشه... حالا که دیگه پای ترجمه هم وسط نیست و خود آقای رضایی دست به کار شده :)
فصیح
درباره نمایش آقای شادی i
اول باید بگم که من آقای هاشمی رو دوست دارم و بعد از این همه دلتنگی با دیدن ایده اجرای مجازی بسیار ذوق زده شدم، اما تنها نکته مثبت این اجرا برای من امکان برقراری ارتباط با بقیه تماشاگران بود.
با احترام باید بگم حتی با در نظر گرفتن این موضوع که کار کمدی بود، متن باز هم خیلی دم دستی و فاقد هرگونه عمق و پیچیدگی بود و واقعاً می تونست بهتر باشه. ایده آقای شادی با توجه به عدم نیاز به اکسسوار خاص و حرکت فیزیکی، ایده بسیار خوبیه برای اجرای مجازی، اما این متن و این سبک اجرا از نگاه من خیلی خام بود و هنوز حسابی جای کار داره...
نمی تونم بگم نا امید شدم، چون شروع هر کاری بسیار شهامت می خواد و خیلی سخته... پس بهتره بگم منتظر کارهای قوی تر و جذاب تر هستم.

خیلی از دیدن همه در اتاق تماشاگران خوشحال شدم و امیدوارم این جریان هیجان انگیز ادامه پیدا کنه و روز به روز عمق و غنای بیشتری پیدا کنه.
فصیح
درباره سامانه نسخه ۳ تیوال i
درود و سپاس!
تغییرات در نگاه اول که خیلی دلچسب هستند، تا چه پیش آید...
چه قدر دلم برای خوندن نقدها و غر و لندها و گشتن دنبال سانس های نمایش و نظر نوشتن تنگ شده... خیلی بده که آدم یکی از دلخوشی های جدیش رو از دست بده حتی اگر بدونه که موقتیه!
از صمیم دل آرزو می کنم دوباره به روزهای روشن تئاتر برگردیم و کنار هم از اجراها لذت ببریم...
همگی مواظب سلامتی تون باشید! دوستتون دارم :)
دل من واسه خواندم فدایی کبیر تنگ شده...
پر مطالعه ترین کاربر تیوال بدون رقیب...
۱۶ فروردین
فدایی کبیر
عزیزی برادر❤❤❤
۱۷ فروردین
ولی خدایی با احتساب اینکه علاوه بر بلیط نمایشها بعد از هر نمایش هم آدم سری به کافه و رستوران ها هم میزد و با توجه به اینکه این وضع احتمالا تا دو سه ماه دیگه ادامه خواهد داشت،کم پولی پس انداز نکردیم هااا..
از این بخشش راضی ام :)
۱۷ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فصیح
درباره نمایش است i
اول بازخورد احساسیم:
اجرا رو دیدم و خوشحالم که دیدم. به مدت یک ساعت همان دختر دبیرستانی شدم، دقیقاً با همان لباس ها... و در خاطراتم فرو رفتم. برای دختران و زنان متولد دهه 50 تا 80 این ها مرور خاطراته. راستش باورم نمی شد که روزی کسی برای این دغدغه های کوچکِ بزرگ، نمایشی روی صحنه بیاره. خیال می کردم این موضوعات محکوم به دفن شدن در خاطرات هستند.
و نظراتم،
اول نکات مثبت:
- بازی های هنرجوها رو بسیار پسندیدم.
- نبود معلم و ناظم در اجرا بسیار تاثیرگذار بود.
- دغدغه و مشکلی که درونمایه این نمایش شده بسیار مهم و فراگیر است و نیاز به طرح مکرر و رویکرد تخصصی جامعه شناسانه و تربیتی به موضوع دارد. درود به ... دیدن ادامه ›› این ریزبینی.
و بعد پیشنهاداتم:
- من توی ذهنم در تمام طول اجرا دنبال صدای زنگ تفریح می گشتم، جاش خالی بود. جداسازی پرده ها به روشنی انجام نشده بود و به نظرم وجود صدای زنگ تفریح هم می تونست به خوبی پرده ها رو تفکیک کنه و هم زنگ اخطاری برای تماشاگر باشه.
- ایرادات زیادی موقع تعویض پرده ها در مورد وسایلی که به صحنه وارد و از آن خارج می شدند و لباس های جامانده در صحنه و به ویژه ایراداتی ساختاری در ماجرای ریختن آشغال ها توی کیف بچه ها وجود داشت که یکی از دوستان به تفکیک در نظرات قبلی بیان کرده و من به تکرار نمی پردازم. سعی کنید رفع شوند.
- اگر درست دیده باشم در کیف دخترک یک نوار کاست بود، اما داستان به ظاهر مربوط این سال ها بود و در زمانه ی وجود موبایل رخ می داد. حضور این دو در کنار هم تناقض زمانی دارد. البته اگر عمدی باشد و بخواهد به تماشاگر این پیام را بدهد که این مشکلات زمان و دوره بخصوصی ندارد، با آن مشکلی ندارم.
- من با نورپردازی کمی مشکل داشتم، گاهی در حالی که نور بسیار کم بود دانش آموزی در کلاس حضور داشت و یا بالعکس... خلاصه به گمان من گنگ بود و نتونسته بود به تفکیک پرده ها کمک کنه. من که نتونستم ارتباط خوبی با نورپردازی کار برقرار کنم.
- از واکنش های مکتوب و غیر مکتوب بر می آید که بیان موضوع برای آقایان گنگ بوده و جذابیتی نداشته است. این موضوع دو راه حل دارد... یا باید داستان به گونه ای شفاف تر روایت شود و یا دست کم دو جمله درباره موضوع نمایش توضیح مکتوب در تیوال داده شود، شاید کسی نخواهد اجرایی با این موضوع را برای دیدن انتخاب کند... نوستالژی ماجرا این قدر خاص بود که بعید می دونم آقایون بتونن باهاش ارتباط خاصی برقرار کنند.

در مجموع دیدن اجرا رو به دختران امروز و دختران دیروز توصیه می کنم. هنرجوهای فوق العاده مستعد این نمایش رو دریابید و درخششان را تماشا کنید.
فصیح
درباره نمایش قهوه قجری i
من تصمیم دارم تا زمانی که جیبم اجازه بده این جور اجراها رو برم و نظر بدم، چون احساس می کنم جای نظر بی طرفانه در نمایش های سلبریتی دار و پر سرو صدا کمه.
(اهالی تئاتر و تئاتربین های حرفه ای یا تحریم می کنن و یا برای این که کسر شان نباشه صداشون در نمی آد که اجرا رو دیده اند. اون هایی هم که می رن سالن رو گوش تا گوش پر می کنن، غالباً زیاد اهل تئاتر نیستن و اصلاً سر و کله شون در تیوال پیدا نمی شه مگر با التماس و سفارش تیم های اجرایی)
و نظرم:
1- به نظرم این اجرا یک کار از همه نظر متوسط بود که اصلاً به لحاظ دکور و لباس پر خرج نبود و به لحاظ متن نمایشنامه هم کار پرتمرینی نبود و قطعاً قیمت های اعلام شده برای صندلی ها، با اوصافی که گفتم منصفانه و منطقی نیست.
2- کاری این قدر جمع و جور با دکور ثابت که حتی به فضای زیادی برای تحرک بازیگر نیاز نداره، مطلقاً نیازمند سالن اصلی تئاتر شهر برای اجرا نیست و به راحتی در یک سالن جمع و جور دیگه قابل اجراست. بنابراین قطعاً کارگردان و تیم اجرایی هدفشون از انتخاب این سالن "بیشترین فروش طی کمترین تعداد اجرای ممکن" هست. دو طرف صحنه کاملاً حتی از دکور خالی بود و کل نمایش در نیمه مرکزی سن اجرا شد.
3- من مطلقاً فلسفه نورپردازی همزمان از پایین رو نفهمیدم. پروژکتورهای جلوی صحنه فوق العاده توی ذوق می زدند. در سالنی که سن داره و خیلی از مخاطبین پایین ... دیدن ادامه ›› تر و هم تراز صحنه قرار می گیرند اون پروژکتورها منظره اجرا رو فوق العاده زشت می کنند.
4- بازی ها تا قبل از گرم شدن بازیگران دلچسب و پرانرژی نبودن و البته از نیمه به بعد اوضاع بهتر شد. من نقدی به نمایشنامه و انتخاب بازیگران و حتی فرم اجرا ندارم و به نظرم این بخش ماجرا در مورد این نمایش خاص خیلی سلیقه ای هست، اما لازم می دونم بگم که نوید محمدزاده انرژی خاصی رو صحنه صرف نکرد و می تونست نقشش رو بسیار غلیظ تر بازی کنه. این عدم صرف انرژی بازیگر روی صحنه (مثل خیلی از بازی های کوشکی) من رو آزار می ده... قَدَر بودن و راحت بودن با صحنه یک بحث هست و دل ندادن به نقش یک موضوع کاملاً متفاوت.
5- شوخی ها سخیف نبودند و در قالب رو حوضی قابل پذیرش بودند. کنایه های اجتماعی سیاسی و راه رفتن بر موج حوادث روز همیشه کمی من روز آزار می دن اما در این قالب اذیت کننده نبودند.

در نهایت من اگر این اجرا رو با قیمت بین 40 تا 50 هزار تومن در یک سالن جمع و جور می دیدم می تونستم خیلی ساده ازش لذت ببرم و بدون این که انتظار خاصی داشته باشم، سرگرم و سرحال ازش بیام بیرون. اما با این شمایل و قیمت نمی تونم به کسی توصیه اش کنم، مگر عشاق نوجوان نوید محمدزاده و هوتن شکیبا.
دیشب یک خانم عکاس محترم در سالن بودند که هیچ آزاری به کسی نرسوندند. شاتر کم صدا و شات های به اندازه. خواستم سپاسگزاری کنم.
خوب ها رو هم بگیم که بقیه تشویق بشن!!
پ.ن: مدیونید اگه فکر کنید به عکاسی تئاتر علاقه خاص دارم :))
فصیح
درباره نمایش کریملوژی i
دوباره دیدم و دوباره بسیار لذت بردم.
جاهایی که صحبت مشروطه بود از سرو ته متن زده بودید ها... حواسمون هست! :) من اجرای سالن قشقایی رو بیشتر پسندیدم.
توصیه می شود.
توصیه می شود.
توصیه می شود.
ینی چی از سر و ته متن زده بودن ؟
ینی متن کوتاه تر از اجراهای قبل شده بود ؟!
۲۶ دی ۱۳۹۸
چقدر حیف :((
۲۶ دی ۱۳۹۸
منم اجرای قشقایی و بیشتر میپسندیدم و دیشب اجرارو دیدم.
ولی همچنان کلی لذت بردم.
۲۶ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به دعوت تیوال عزیز اجرا رو تماشا کردم.
در این وانفسای طنز و با این حال بد ملت، می شه گفت یک نقیضه ی جمع و جور و سبک و حال خوب کن بود!
شوخی ها بعضی جاها کمی خنک و تین ایجری بودند ولی خیلی جاها هم از جمع خنده گرفتند. بعد از تماشا با خودم فکر کردم اگر همه به یک اندازه بلدِ کار بودند شاید اجرا بامزه تر هم از آب در می اومد. بازی ها یک دست نبودند. من بیان و بازی فروغ فرزین فر و متین اوجانی رو پسندیدم ولی بقیه خیلی جای کار دارند.
به گمانم میزانسن به قدر کفایت (برای یک کار طنز ساده) خوب بود.
اتنخاب موسیقی خیلی خوب بود و به حفظ ضرباهنگ اجرا به شکل متناسبی کمک کرد، ولی لطفاً فکری به حال قطع و وصل شدن ناگهانی قطعات موزیک بکنید.
در نهایت به گمان من، به مخاطبین عام و دوست داران طنز که زیاد سخت گیر نباشند قابل توصیه است.
خسته هم نباشید :)
به نظرم گریم و طراحی لباس عالی شون هم جای تقدیر داره :)
۲۶ دی ۱۳۹۸
تشکر و سپاس برای اینکه تئاتر رهایی رو تماشا کردید و نظر خودتونو نوشتید.
(متین اوجانی)
۲۶ دی ۱۳۹۸
سپاس از شما آقای اوجانی که حال ما رو دقایقی خوب کردید
۲۶ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ای کاش
ای کاش آدمی وطنش را
مثل بنفشه ها
در جعبه های خاک
یک روز می توانست
همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست
در روشنای باران
در آفتاب پاک
(لازم نیست بگم که: شفیعی کدکنی)
۲۲ دی ۱۳۹۸
بله! و ای کاش "ای کاش" های کمتری داشتیم...
۲۴ دی ۱۳۹۸
فرهاد در سرم دم میگیرد خسته...
۲۵ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من به دعوت تیوال این نمایش رو دیدم. به نظرم هرکس به دعوت تیوال نمایشی رو می بینه خوبه بیان کنه تا خواننده کاملاً شفاف این رو بدونه که اگر سوگیری مثبت در قضاوت نویسنده وجود داره، کاملاً واقف باشه خواننده. (البته در این مورد من اگر بخوام هم نمی تونم سوگیری مثبتی داشته باشم چون اجرا رو نپسندیدم)
متن به شدت شعارزده بود. واقعاً در قسمت هایی احساس می کردم دارم جملات قصار مردم توی اینستاگرام رو ورق می زنم. من نمایشنامه اصلی رو نخونده ام ولی کنجکاو شدم که بخونم چون قطعاً از آرتور میلر بعیده این جملات... و البته شاید هم بیان انشایی بازیگران این جور کار رو خراب کرده بود.
از تلاش بازیگران روی صحنه بسیار لذت بردم... این یعنی شور و انگیزه و کاملاً قابل ستایشه، ولی نتیجه دلچسب نبود.
لحن بازیگران بسیار تصنعی و اغراق شده بود که واقعاً لزومش رو درک نکردم، چون اگر عمدی هم چنین ترتیبی داده شده باشه، موفق نشده بود اجرا رو دراماتیک و تاثیرگذار کنه.
طراحی دکور رو نپسندیدم و حرکات بازگیران توی صحنه هم موفق نشد مفهوم یا پیامی رو بهم انتقال بده.
نورپردازی خیلی حرفه ای نبود، به عنوان مثال نور آبی بسیار شدت آزارنده ای داشت و به کل ارتباط چشم و ذهن من رو با سیر اجرا قطع می کرد.
موزیک کاملاٌ در خدمت صحنه بود و به ریتم اجرا خیلی کمک کرد.
طراحی لباس رو حقیقتاً نپسندیدم که ممکنه امری سلیقه ای باشه.
می دونم که ممکنه نظراتم به عنوان ... دیدن ادامه ›› یک تماشاگر کمکی نکنه ولی دست کم این پیام رو به کارگردان عزیز انتقال می ده که بهتره تجدید نظر اساسی انجام بده تا این نمایش تاثیرگذار بشه.
منکر این نیستم که باید در کل حامی تئاتر بود و این تیم هم جوان های پر انگیزه و پرتلاش و نازنینی هستند که امیدوارم روزهای بسیار حرفه ای تری پیش رو داشته باشند.
من از لحظه ای که داشتم بلیط های سالن مستقل رو می خریدم، در واقع داشتم به کائنات اعلام می کردم که با میل کامل پذیرفته ام که با نشستن روی صندلی های فوق العاده ناراحت و تماشای اجرای مساوات نازنین، وارد یک رابطه 120 دقیقه ای سادومازوخیستی تمام عیار خودخواسته با کارگردان بشم!
لذا معتقدم آدم اگه بدونه داره با خودش چی کار می کنه، دیگه معترض و منتقد نمی شه... کسانی که می نالند، از نظر من افرادی هستند که نمی دونن دارن پاشون رو کجا می گذارن.
بدیهیه که قراره ماجرا کش بیاد، بدیهیه که دیگه در دنیای امروز اصالت هنر به شکل کلاسیکش زیر سواله و هر آدم خلاقی به هر حال از بزرگان و تاثیرگذاران حوزه سینما و تئاتر خط می گیره... بدیهیه که کارگردان بنابر پیامی که می خواد به من و شما بده حق داره اعصابمون رو خورد کنه، و از بدیهی هم بدیهی تره که مساوات قراره مفهومی غامض و به ظاهر ساده رو در قالبی تازه و طاقت فرسا به ما ارائه بده....
لذا درود و سپاس... من متاثر شدم و لذت بردم.
از نقطه ای به بعد در زندگی، به گمانم خوبه که اگر قوه ی خلق نداریم و صرفاً مثل من از ستایندگان هنر هستیم و کار هم به قدر کافی قوی هست، لب فروببندیم و قلبمون رو بزرگ کنیم و بیشتر لذت ببریم :)
از جایی به بعد، بیشتر بحث سلیقه به میون می آد...
دیدن اجرا رو به همه افراد پر حوصله توصیه می کنم!
پ.ن: همکاران در تئاتر مستقل اجرا رو با تاخیر بسیار کمی شروع کردند. آیا به فال نیک بگیرم؟ :)
حالا واقعا اعصابتون خرد شد ؟ با علم بر اینکه قرار بود اعصابتون خرد بشه!
طاقت فرسا رو میتونید جزیی تر توضیح بدید ؟

البته که بسیار زیبا مفهوم نمایش های مدرن و مخصوصا کارهای اخیر اقای مساوات توضیح دادید .
۰۹ دی ۱۳۹۸
سارای عزیز، بله واقعاً اعصابم خورد شد، چون کار کش دار بود و ریتم کندی داشت و آلودگی صوتی غریبی توسط یکی از بازیگران (که برای این که افشا نشه داستان نمی خواهم بهش اشاره کنم) ایجاد می شد و عمداً بین تماشاگر و صحنه فاصله فیزیکی زیاد وجود داشت و لحن بازیگر آقا (به نظرم تعمداً) بسیار تصنعی بود.بخش طاقت فرساش هم بر می گرده به صندلی های سفت سالن مستقل که بعد از گذشت یک ساعت کاملاً دنبالچه رو داغون می کنند :))
۰۹ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هم از فرم و هم از محتوای کار بسیار لذت بردم.
خیلی مهمه که یک کارگردان بتونه هم زمان که از محتوا غافل نمی شه، اجرا رو مفرح نگه داره و سخیف هم نشه. حفظ چنین تعادلی به ظرافت طبع و دقت نظر نیاز داره و کارگردان به خوبی از پسش بر اومده بود.
به جز بازی ها، از همراهی عالی گیتاریست با روند داستان هم بسیار لذت بردم و به نظرم این مهم ترین نقطه قوت اجرا بود.
درود به تیم اجرایی!
پ.ن: من ترجیح می دادم وسایل و نوشته ها پشت صحنه باشند و بازیگرها سریع برن و برگردن که صحنه بتونه بین پرده ها کاملاً تاریک و روشن بشه. احساس من اینه که شوک مواجهه تماشاگر با صحنه بعدی به این صورت بیشتر می شد و خودم احتمالاً لذت بیشتری می بردم، اما با توجه به سرعت عوض شدن پرده ها، شاید این کار امکان پذیر نبوده و یا اصلاً به عمد این طراحی انجام شده. به هر حال این هم فرمی بود برای خودش.
فصیح
درباره نمایش حشره i
باز دوباره خیل دوستان تازه وارد که به خاطر یک نمایش خاص عضو تیوال می شوند و امتیاز بالا می دهند و تعریف و تمجید می کنند سرازیر شدند...
چه باید کرد؟
امیر مسعود و امیرمسعود فدائی این را خواندند
محمد جواد و فَرنیا این را دوست دارند
جناب فصیح
به نظرم وجود این دوستان خیلی هم خوبه
بهترین راهنمایی برای ندیدن نمایش هاست
۰۲ دی ۱۳۹۸
این هم حرفیه
۰۳ دی ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فصیح
درباره اپرای عروسکی مولوی i
اجرا رو بعد از یک نوبت کنسل شدن به علت مشکل اجرایی، در روز جمعه 29 آذر تماشا کردم.
سپاسگزارم از آقای غریب پور عریز که پیش از اجرا توضیحات کافی رو درباره علت کنسل شدن برنامه و علت نبود نسخه پشتیبان ارائه دادند و من متقاعد شدم که باید تحت هر شرایط حمایتمون رو از این عزیزان ادامه بدیم و کدورتم از کنسل شدن اجرا و زمانی که از دست دادم از بین رفت.
اجرا بسیار دلنشین و روح انگیز بود. تماشای اپراهای از این دست رو به همه پیشنهاد می کنم.
کارگردان محترم و بازی گردان های نازنین خسته نباشید!
واقعاً چرا تئاتر مستقل رو انتخاب کردید؟
حیف...