تیوال الهه الف | دیوار
S3 : 11:48:30
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در کل فیلم شریفی بود. نشون دادن قسمتی از تاریخ زنده ایران و این که چطور افرار مذهبی هم جذب این گروهک ها می شدن جالبه. اما قصه به جذابیت قسمت اول نبود. شخصیت پردازی بعضی از کاراکترها درست انجام نشده بود و مخاطب نمی تونست باهاشون همراه بشه. شروع فیلم هم خیلی گنگ بود. این که فیلم حول و حوش یک شخصیت (زن) می گشت به نظرم از جذابیت فیلم کم کرده بود. قسمت اول جهان شمول تر بود.
celine، امیرمسعود فدائی و حسین این را خواندند
Samira، سید حامد حسینیان و شهاب این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه الف
درباره سریال مانکن i
من به خاطر دیدن بازی خانم زارعی و اقای فروتن تماشای این سریال را شروع کردم. بازی این عزیزان در حد متوسط است. مقدار معتنابهی امیرحسین آرمان خوش تیپ و عاشق پیشه دارد. یک نازنین بیاتی خشک و خنک و یک فرزاد فرزین نیمه لات. داستانش هم که مشخص است. تا حدودی تین ایجری است و مقدار زیادی فضایی و غیرقابل باور. برای سرگرمی بدک نیست.
celine و سپیده این را خواندند
رویا این را دوست دارد
فقط فرزاد فرزینش خوبه بقیه ول معطل
۲۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم این فیلم رو توی سینما ندیدم! در واقع یک ساعت و خرده ای شوخی جنسی بود میان چند دقیقه ای فیلم!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همون طور که پیش بینی کرده بودم سریال رفته رفته بهتر شد. از قسمت چهار به بعد واقعا جالب شده و متن خوب و قوی ای داره. بازیگران هم همه عالین مخصوصا هادی کاظمی. قسمت پنجم عالی بود به خصوص سکانس نامه عربی نوشتن.
انقدر قسمت اول بد بود که بعید میدونم بخوام ادامشه و ببینم
۰۱ خرداد
اره الهه جان . یه کوچولو مزاح کردم . سر فرصت حتمن قسمت ۵ و میبینم
۰۲ خرداد
:) :-*
۰۲ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه الف
درباره سریال هیولا i
قسمت اولش خیلی خوب بود. بازی های خوب و داستان خوب. شروعش نوید سریال جالبی رو می ده.
یاد برکینگ بد انداختتم البته قاسمخانی استاد کپی از رو کارهای بزرگه و کارشم خوب بلده
۱۱ اردیبهشت
برکینگ بد رو ندیدم. اما با این که قاسمخانی کارش رو بلده موافقم.
۱۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قسمت اولش خیلی لوس و بی نمک بود و کلا تبلیغ مواد مخدر بود به نظرم! قسمت دومش خیلی بهتر بود. به نظرم روند رو به جلویی خواهد داشت.
سپیده این را خواند
آقای سوبژه (محمد لهاک) و بامداد این را دوست دارند
موافقم به شدت خانم قدرت دقت و توانمندی استاد میرباقری کجا و....
نوع شوخی ها بسیار دم دستی بود
با کلمه لوس خیلی موافقم
۱۱ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این که کارگردان دست گذاشته روی موضوع حساس و مهم کودک آزاری فی نفسه بسیار قابل تقدیره. اواسط فیلم هاله به فرهاد می گه که از حامد (بچه برادرش) پاک تر وجود نداره یا در مورد پیمان (که با دختر همسایه هست) می گه که ادم درستیه نمی تونه کار اون باشه اما در انتهای فیلم می بینیم که قضاوت های هاله اشتباه از آب درمیان. این نشون می ده که اصلا نمی شه به ظاهر یا حتی حرف زدن آدم ها نگاه کرد و برمبنای اون قضاوت کرد.
این که در انتهای فیلم مشخص شد واقعا اتفاق خاصی برای بچه نیفتاده به عیار فیلم اضافه کرد به نظرم چون کل فیلم مخاطب مدام با شک و تردید به همه نگاه می کنه و دنبال کشف حقیقت و در واقع کشف مجرمه در حالی که جرمی اتفاق نیفتاده. این وسط به خاطر یک ظن بی جهت روابط آرام یک خانواده با خودشون و اطرافیانشون متشنج می شه و نشون می ده که وقتی مشکلی برای کسی پیش بیاد همه چقدر ... دیدن ادامه » می تونن آسیب ببینن.
همین طور این مسئله مطرح می شه که بچه از محیط متشنج خانه و رفتار غیر اصولی والدین چقدر می تونه ضربه ببینه. دو تا برداشت می شه داشت: اول این که بچه به شب ادراری و درد شکمی عصبی دچار شده به خاطر این که مدام بهش گفته بودن بدنتو فقط باید پدر و مادرت ببینن و اگه کس دیگه ای ببینه عیبه (عین کلمات فیلم) و بعد از این که پگاه مجبور می شه بچه رو بشوره و ناچارا بدنشو ببینه بچه عذاب وجدان می گیره و به هم میریزه. و دوم این که به خاطر داد و بیدادهای مادرش و نوع تنبیهی که اعمال می کرد (انداختن در اتاق تاریک) و از کوره در رفتن های ناگهانی پدری که همیشه مهربان بوده بچه دچار استرس شده.
بازیگر خردسال فیلم خیلی طبیعی و شیرین بازی می کرد و واقعا دست مریزاد داره. زوج بیات و سهیلی زیاد به هم نمیومدن و قابل باور نبودن.
در نهایت هم مشخص شد که پدر چون تجربه بدی در بچگی داشته به این موضوع حساس شده و در واقع یک جور برون ریزی براش اتفاق می افته.
دیالوگ "مردم دیوونه شدن. اینجا دیگه جای موندن نیست" خیلی از کار بیرون زد. بعدتر هم دیگه بهش پرداخته نشد. با توجه به جهان شمول بودن مسئله کودک آزاری گنجاندن این دیالوگ در فیلم بی معنی بود.
چون جرمی اتفاق نمی افته فیلم راهکار هم ارائه نمی ده اما بهتر بود نحوه مواجهه درست با این موضوع هم نشان داده می شد. بالاخره پدر و مادر باید بچه رو آگاه کنن و بهش هشدار بدن که کسی غیر از اونها نباید بدنشو ببینه یا این کار باعث به هم ریختن بچه می شه (وقتی در شرایط کاملا عادی یک نفر مجبور بشه بدنش رو ببینه) چون قدرت تحلیل و جداکردن موضوعات رو از هم نداره و فقط جمله والدینش یادشه؟
و این که چرا کل فیلم بر مبنای تجاوز به کودک بنا شده اما در انتهای فیلم و آن هم تنها با یک دیالوگ مشخص می شه که قربانی واقعی دختر همسایه بوده است؟! آیا نباید یک کلیدی کدی چیزی به مخاطب داده می شد؟ نتیجه گیری فیلم با چیزی که ارائه داد در یک جهت نبود و این نوع رو دست خوردن برای مخاطب اصلا جذاب نیست.
فیلم ملغمه ای از موضوعات مختلفه مثل کودک آزاری و تجاوز- تساوی حقوق زن و مرد- حمایت از حیوانات و به طور مشخص سگ - ازدواج مرد با زنی بزرگتر از خودش و... در نهایت هم چون فرصت نمی شه به همه شون برسه الکن می مونه..
سپهر این را خواند
آذرمهر، امیر مسعود، زهره مقدم، نرگس، جهان و الهه این را دوست دارند
الهه جان فکر کنم گزینه افشا رو بزنید بهتر باشه ممنون
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
اضافه شد عزیز :)
۲۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه الف
درباره فیلم خوک i
از ایده این که یک نفر برای این که ضایع نشه و آبروش نره دوست داشته باشه کشته بشه خیلی خوشم اومد خیلی آوانگارد و آنارشیستی بود. مخصوصا وقتی مادر فرزندش رو دلداری می ده که نگران نباش سراغ تو هم میاد. تو رو هم می کشه! تا اواسط فیلم شک داشتم که قراره از کلیت فیلم خوشم بیاد یا نه اما بعد از دیدن سکانس پایانی که به نظرم خیلی خوب بود و دوستش داشتم تصمیمم رو مبنی بر دوست داشتن کلیت فیلم گرفتم.
نگاه منتقدانه به تاثیر شبکه های اجتماعی و سرعت پخش شدن شایعه و رابطه های خارج از عرف بین هنرمندان جالب بود اما فکر می کنم گاهی نشون دادن بیش از حد این موارد تاثیر منفی داره و باعث عادی سازی اونها می شه. حسن معجونی عاشق بازیگر فیلمشه و خانمش از این قضیه خبر داره و مشکلی باهاش نداره؟!! دلیلش چیه؟ چرا حسن باید با آنی در پارک قرار بذاره و روی دریاچه قایق سواری کنن؟ اون که جای ... دیدن ادامه » دخترشه و خود حسن هم چند بار اشاره کرد که نمی خواد این رابطه شکل بگیره.
گارد شدیدی داشتم برای دیدن فیلم. خواندن خلاصه فیلم این حس رو بهم می داد که قراره با یک فیلم پر از آه و اشک و حسرت رو به رو بشم که یک دختری می شینه تو پارک و تاب بازی بچه های مردمو نگاه می کنه و حسرت می خوره یا مثلا هی می شینه گوشه خونه عروسک ها رو نگاه و لباس بچگانه هایی که خریده رو تا می کنه و اشک می ریزه.
اما... فیلم فوق العاده بود. واقعا تبریک می گم به کارگردانش اقای غفاری که با این که مرد هستن اما با یک نگاه جدید و عمیق و درست به این قضیه نگاه کردن. واقعا لذت بردم. دقیقا مشکلاتی که دختران مجرد دهه 50 و 60 باهاش دست به گریبان هستن رو به محترمانه ترین و درست ترین شکل ممکن ارائه داده. وجه "مشکل ژنتیکی و عدم بارداری احتمالی" اصلا در فیلم به طور مستقیم مطرح نشد و فقط یکجا خیلی گنگ و سربسته اشاره شد و البته به نظر من هیچ ضرورتی نداشت که این موضوع اصلا در فیلم ... دیدن ادامه » باشه یا در خلاصه اش نوشته بشه چون مشکل مجرد ماندن این دسته از دختران به درستی توی فیلم نمایش داده شده و اصلا هم ربطی نداره که دختر مشکل بارداری داشته باشه یا نه. فکر می کنم کارگردان خواسته یک دلیلی آورده باشه که یک وقت به دختران مجردِ دهه 50 و 60 یا حتی بیشتر برنخوره و اعتراض نکنن.
بغض ها و ناراحت شدن ها و از این رو به اون رو شدن های نقش اول فیلم عالی بود. درست و زیرپوستی. چقدر بازیگر خوبی هستن خانم داوود نژاد.
اصلا متوجه گذشت زمان نشدم. فیلم خیلی واقعی بود. انگار داشتم کنار سهیلا راه می رفتم و به صدای درونش گوش می دادم. انگار کنار سهیلا توی اون اتاق موسسه همسریابی بودم. راحت فهمیدم چرا رفته و راحت تر فهمیدم چرا منصرف شده. سکانس آخر فوق العاده بود.
موضوع فیلم عالی بود
۲۷ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شروع فیلم خیلی خوب بود مخصوصا شوخی قطع و وصل شدن بیسیم که باعث شد فقط کلمه "پدرسگ" بلند پخش بشه. بعد دیگه عملا فیلمی ساخته نشده که بخواد دنبال بشه! و بعدش سکانس رقص اقای گرجستانی و اقای جدیدی هست که اصلا خوب نیست اما تنها نکته جالبش پلانی هست که زاویه تفنگ زیر چانه جدیدی رو نشون می ده که به نظرم از این جهت جالب بود که باعث می شد بفهمیم چرا فرخ (جدیدی) به اون حالت ایستاده و می رقصه. باز فیلمی نداریم و می رسیم به قسمتی که فرخ به دلیل خوردن حَشکِیک توهم می زنه که اون قسمتی که در رو باز می کنه می خواد بره ساندویچ بخره خیلی خوبه چون قبلش با تموم شدن عشوه های دختر و آهنگ هندی مخاطب فکر می کنه توهم تموم شده اما با باز کردن درب ماشین در حال حرکت متوجه می شه که تا الان توهم فرخ رو داشته می دیده و یک رو دستِ کوچولو می خوره. باز فیلم نداریم تا اواخر فیلم که رقص دسته جمعی هست که باز حاصل توهم فرخه که این سکانس رو هم دوست داشتم.

و اما قسمت هایی که باعث شد این فیلم "مبتذل" خطاب بشه:
از اونجایی که این دیالوگ ها روی پرده سینما گفته شده و مجوز دار بوده من هم خودسانسوری نمی کنم و کامل می نویسم البته تا اونجایی که یادمه.

- دختر: می شه دست بزنم؟
فرخ: نه.
دختر: پُره؟
فرخ: چی؟
دختر: تفنگت دیگه.
فرخ: آها. آره. ول کن توام هِی دست بزنم...

- امیر جعفری (بهمن): ببین... من درمیارم... بعد مادرتو خواهرتو زن سابقتو شوهر زن سابقتو همشونو چک می کشم براشون بهشون پول می دم..

- یکی از پسرهای چِت کرده (از تیم خنداننده شو): آقا... سیخ شده.
فرخ: ... دیدن ادامه » چی؟
پسر: موهاتون!

- کِش کِش کردن های امیر جعفری که کاملا مشخص بود وقتی با لحن عصبانی به حالت فحش گفته می شه منظورش چیه (که این دیگه به نظرم فاجعه بود).

- و یک سری شوخی های عملی مثل گرفتن سگک کمربند هادی کاظمی و ول نکردنش. حرکت عملی امیر جعفری که به رامبد جوان در اواخر فیلم نشون داد و معنیش تو مایه های نوش جونت بود! (با عرض معذرت اینجا رو مجبور شدم حسابی سانسور کنم تا بتونم بنویسمش) و ..

من رامبد جوان رو همیشه به خاطر فیلم های سینمایی پر از شوخی ناب و پاکیزش تحسین می کردم اما این بار نمی دونم واقعا چرا این حجم از این نوع شوخی (که اتفاقا اصلا هم باعث بامزه تر شدن کار نشده) توی فیلم وجود داره. فکر می کنم هر کدوم از خنداننده شوای ها یک ایده ای دادن و رامبد خواسته از ایده هر کسی یک استفاده ای بکنه و حاصلش شده این ملغمه.
امیدوارم رامبد قدم های بعدیش رو محکم تر و پاکیزه تر برداره.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک سریال موزیکال و فانتزی با گریم ها و لباس های خوب. آدم های شهر طلسم می شوند و یک روز مدام برای آن ها تکرار می شود (که ایده اش تکراریه و از فیلم هایی مثل family man و edge of tomorrow و یک فیلم ایرانی با بازی امیر جعفری و ریما رامین فر که اسمش خاطرم نیست برداشته شده) اما با شیوه روایت فانتزی. حالا عمو نوروز و خاله سوسکه که دچار طلسم نشدند باید مردم شهر رو هوشیار کنند و طلسم رو باطل کنند. برای کودکان سریال خوبیه و برای بزرگسالانی که کودک درون بیداری دارند و فضاهای فانتزی رو می پسندند.
امیر و علی جباری این را خواندند
حمیدرضا مرادی، محمدرضا، جهان و میلاد طیبی این را دوست دارند
اگه بتونیم نظر بدیم و چیزی از خط داستانی نگیم خیلی خوبه، ضمن احترام به نظر شما
۲۷ بهمن ۱۳۹۷
اتفاقا دونستن خط داستانی یا همون خلاصه داستان خیلی خوبه. عمدا نوشتم.
۲۷ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار با نیم ساعت تاخیر شروع شد و هفت و بیست دقیقه هم تموم شد. بازیگران بسیار انرژی گذاشتند و بسیار زحمت کشیدند. سالن اجرا بزرگ با صندلی های شیب دار که دید ردیف آخر رو هم به صحنه راحت می کرد و تهویه عالی. دو ردیف بیرون از ظرفیت جلوی ردیف اول نشسته بودند که با توجه به بزرگی سالن و تهویه خوب مشکلی نبود. ولی..
موقع ورود و تا پایان راهنمایی مخاطبان خارج از ظرفیت و نشستن آنها روی زمین موسیقی با صدایی بسیاااااار بلند در حال پخش بود که واقعا اواسط پخش گوش های من شروع کرد به سوت کشیدن و مجبور شدم با دست گوشهام رو بگیرم و تا مدتی هم به همین صورت باقی موند که همون ابتدا خیلی اذیتم کرد.
کاراکترها بارها سیگار کشیدند... شاید کسی مشکل تنفسی یا حساسیت داشته باشه... فکر نمی کنم اگر با سیگار خاموش هم کاری اجرا بشه چیزی از زیبایی و اهمیت اون اجرا کم کنه. کاراکترها مدام دیالوگ ... دیدن ادامه » ها رو فریاد می زدند و از اونجایی که 90 درصد کار به همین حالت جلو رفت باعث سردرد شد.
اکثر مخاطبان نشسته در یک باکسی مدام به هر دیالوگی می خندیدند و دیگه وسطای کار خیلی ها به اونها نگاه می کردند ببینند به چی می خندن که اونا خندشون نمی گیره!

شخصا از قسمت تعدیل کتاب به شددددت لذت بردم و اون قسمت که رابرت یک قسمتی رو به عنوان جایگاه منتقدان تصور کرده بود و باهاشون حرف می زد و بهشون فحش می داد.
علی رغم تعاریف دوستان خیلی با کار ارتباط برقرار نکردم. که البته شاید آزارهایی که قسمت اول نوشته ام ذکر کردم بی تاثیر نبود.
خسته نباشید به بازیگران پرانرژی و تیم اجرایی... خدا قوت
با نظرتون در مورد سیگار موافقم.
البته با سیگار خاموش نمیشد اجرا کنند چون سیگار خاموش کشیدن حتما در اینکار معنای خاصی پیدا می کرد و ای بسا که مدنظر اجرا نبود.
اما میشد محدودش کنند .

من خودم به دود سیگار حساسیت دارم و اواسط نمایش سرفه‌هام شروع شد که خدا ... دیدن ادامه » رو شکر خفیف بود و تونستم کنترلش کنم.
فکر می‌کنم در اجراها بخصوص در سالن‌هایی از این دست سیگار کشیدن رو بهتره محدود کنند و به فکر تماشاچیانی که مشکل قلبی و تنفسی دارند باشند.

با احترام
۲۴ آذر ۱۳۹۷
جناب بهزادی عزیز
با احترام ، کمی اغراق میفرمایید و هیچ بازیگری این کار را ( فوت تو صورت تماشاگر) انجام نمیدهد. و غیر یک مورد نمایشی که قبلا دیدم ، پیرو فرمایش جنابعالی و درست است، بازیگر سیگار روشن میکند و کامی از ان نمیگیرد ! من واقعا نمیدونم ، و دلیل این هم هیچ ربطی به بنده ندارد. شاید انقدر به فکر فرو رفته که یادش رفته کامی از سیگار روشنش بگیره، و انقدر سخت نمیگیرم.

توی نمایش سیزده ، پرده اول ظرف اب لبو افتاد، پاچید به سمت من ، هم دست و صورت و لباسم کاملا لک شد ، رنگ لبو هم که میدونید پاک شدنش کار حضرت خرسه
خارج از ظرفیت هم نبودم.
اما حس خوبی داشت الان اگر بگردم به عقب میرم جای دیگه میشینم و لطف به همینه ، و خوشحالم کار خودشو کرد و نگران این نبود من چیکار میکنم.
اون باید اون ظرفو میداخت ، حالا من بگم اگر توش اب لبو نبود ال میشد بل میشد ...

کارگردان و بازیگر وفادار به متن نویسنده هستند و اینکه بهتره سیگار روشن نکنن تا اینکه مثل فرشته مهربون چوب دستی سفید در بیاره ادای سیگار کشیدنو در بیاره ...
کشیدن ... دیدن ادامه » سیگار در نمایش زندگی در تئاتر بیان استرس لحظه ای که کارکتر باهاش مواجه است. و بدون اون میشد یک ادای مصنوعی جناب بهزادی !

اینو من نمیگم ، نویسنده میخاد ، حالا بنظرم لازم نیست این قدر سخت بگیریم.
۲۵ آذر ۱۳۹۷
جناب جعفریان عزیز و دوست داشتنی صد در صد با شما موافقم
به این اضافه بفرمایید فضای مستقل رو که اصلا دود و بوی سیگار در اون حجم هوا گم میشه با توجه به ارتفاع سقف و عمق صحنه
۲۵ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه الف
درباره فیلم فراری i
از اونجایی که از اکران این فیلم زمان نسبتا زیادی می گذره ولی من تازه دیدمش به طور خلاصه نظر کلی می دم.

فیلم رو دوست داشتم در حد 3 ستاره. بازی ترلان پروانه شگفت زده ام کرد. داستان کشش مناسبی داشت و بیننده رو همراه می کرد. فقط چیزی که من متوجه نشدم نقش خانم تیرانداز بود و این که چرا لباساشو توی ماشین عوض می کرد و کجا می رفت؟! یا گوشی موبایلو کی برای گلنار خریده بود؟ ابهام با ایهام فرق داره... ما می تونیم یک کدی بگیریم و حدس بزنیم که قصه پشت فلان خرده داستان چی هست اما ایا در این دو مورد اصلا کدی داده می شه؟! یا ایا گلنار واقعا دختر دروغگو و منحرفی بود یا ساده و رویاباف؟

خوشحال می شم دوستان اگر یادشون مونده داستان رو نظرشون رو بگن.
امیر و میلاد طیبی این را خواندند
میترا این را دوست دارد
الهه جان درود
در مورد نقش سیما تیرانداز باید بگم به نظر من می خواست بیننده دچار ابهام باشه. آیا این یک زن منحرفه یا اینکه مساله دیگه ای هستش که ما رو دچار قضاوت یکطرفه می کنه و تا آخر فیلم این ابهام را نگه داشت.
در مورد گوشی تلفن همراه هم باید بگم کدی که ... دیدن ادامه » من گرفتم این بود که گلنار مهمونی مختلف زیاد می رفت و برای رسیدن به رویاهاش اجازه می داد هر کسی بهش نزدیک بشه و احتمالا این گوشی رو هم توی یکی از مهمونی ها از یه نفر گرفته.
در مورد شخصیت گلنار هم نظر من اینه که دختر منحرفی نبود ولی بابت سادگی و خیالباف بودن و رسیدن به رویاهاش و آرزوهاش خیلی کارها می کرد و راحت هم دروغ می گفت.
۲۴ آذر ۱۳۹۷
ممنون سمانه جان. خوب ایجاد این ابهامی که نه به پیشبرد داستان کمک می کنه نه گره گشایی می کنه چه ضرورتی داره؟ به نظر من یکی از ضعف های فیلمنامه همین خرده داستان های بدون کد و پرابهام بود.
۲۴ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه الف
درباره کارگاه بازیگری i
این 3 میلیون برای سه ترم هست یا یک ترم؟
زهره مقدم و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
درود بر شما
شهریه این دوره برای هر سه ترم خواهد بود. برای اطلاعات بیشتر لطفاْ با موسسه کاج با شماره ۸۸۳۱۶۲۷۰ تماس بگیرید.
۱۹ آبان ۱۳۹۷
سپاس
۲۱ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بلیط فروشی از تیواله؟ امیدوارم.
و همین طور امیدوارم تخفیف دانشجویی هم داشته باشه.
و همین طور تخفیف وفاداری خوب برای خریداران اجرای قبلی و نمایش سیزیف
۱۷ آبان ۱۳۹۷
:)) درود بر همتیوالی ها
۱۸ آبان ۱۳۹۷
ماهرو جانم :*
۱۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان کسی اطلاع داره سالن های سینما در باغ کتاب چجوریه؟ یادمه یکی از دوستان می گفت دو تا از سالن هاش خیلی پرده نمایش کوچیکی داره.
کدوم سالن هاش خوبه؟
محمد لهاک این را خواند
من سالن ۱ و اگه اشتباه نکنم ۳ رو رفتم خوب بود
۰۴ مهر ۱۳۹۷
قسمت خرید بلیت میروید تعداد صندلی سالن رو به شما میدهد از 29 نفر شروع میشود به بالا سالنهای 4.5.6 که من رفتم حدود 30 نفر جاداشت
۰۴ مهر ۱۳۹۷
تقریبا کیفیت همه سالن ها خوبه اگر با سالن کوچک مشکل نداشته باشید
۰۴ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه الف
درباره فیلم هزارپا i
اول موضعم رو مشخص کنم و بعد دلایل رو ذکر کنم:
عااااالی بود.
قصه درست و درمون. اکثر کارهای کمدی قصه چفت و بست داری ندارن. چهار تا شوخی جنسی و دو تا طنز کلامی و یه کمدی موقعیت می ذارن تو کار و فیلم رو در ژانر کمدی تعریف می کنن و می فرستن روی پرده! اما این کمدی قصه داشت. قصه درستی هم داشت. بازی ها حساب شده. کارگردانی خوب. همه چیز عالی بود.
خدا اقای عطاران و عزتی رو برای سینمای کمدی ایران حفظ کنه که اگر نباشن یک پای این سینما لنگه.
این که سکانس های حذف شده در تیتراژ گذاشته شده بود جالب بود.

واقعا چون آقای عطاران و جواد عزتی عزیز این نقش رو تقریبا در همه کارهای سه سال قبل بازی کردن همین آدم همین کاراکتر همین گویش
به زعم من بهتره بگیم بجای کمدی خوب
کمدی خوش شانس
تا خوب فرسنگ ها فاصله است
۲۰ شهریور ۱۳۹۷
خودتون اشاره کردین که بار اصلی فیلم روی دوش عطاران و عزتی است. که اگه هیچ زحمتی برای بازی کردن هم نکشند و فقط حرف بزنند خود به خود با نمک هستند. اما ضمن احترام به نظر شما به نظر بنده فیلم داستان و کارگردانی نداشت.
۲۱ شهریور ۱۳۹۷
ممنون از نظر محترمانه شما :)
اما همچنان معتقدم قصه درستی داشت.
۲۲ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من چطور می تونم با خانم اردوئی یا مجد زاده تماس (تلفن/ایمیل) بگیرم؟
عاطفه گندم آبادی و میترا این را خواندند
شیوانا این را دوست دارد
از طریق صفحه مجازی اینستا english.toastt
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
سپاسگزارم :)
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
سلام دوست عزیز به صفحه شخصی من در اینستاگرام پیام بفرستید
@shiva.ordooi
و یا صفحه گروهی ما
@english.toastt
۰۱ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صحنه خوانی با نمایشنامه خوانی فرق داره؟!
فکر نمیکنم . شاید خواستن ترجمه بهتری از stage reading ارائه بدن .
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
بله قطعا . صحنه خوانی درواقع سهیم شدن مراحل نهایی تمرینات یک نمایش با تماشاگر است . با میزانسن و نور و لباس و دگور گاهی . درمواردی ممکن است هنرپیشه ها متن به دست داشته باشند . ولی در روش کاری من و بخصوص در این پروژه اخیر روی کارهای کریستوفر دورنگ تقریبا کارنوعی ... دیدن ادامه » اجرای جنرال پیش از اجرای نهایی به حساب می رفت .
۰۱ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن عالی و بازی های خیلی خوب و کارگردانی درست از این نمایش یک کار دوست داشتنی و به یادماندنی ساخته. من چند سال پیش این نمایش رو دیدم و واقعا لذت بردم. تلفیقی از اشک ها و لبخندها.. یک کمدی محترم و بسیار آبرومند و شریف. پیشنهادش می کنم به شدت.
سپاسگزار محبت شما هستم.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید