تیوال الهه هدایتی | دیوار
S3 : 01:56:46
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ساعت کار تغییر کرده؟؟
میترا و ارسطو خوش رزم این را خواندند
سلام . نمایش در ۵ اجرای پایانی از یکم تا پنجم شهریور ماه ساعت ۱۹:۴۵ روی صحنه می رود
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش لانچر ۵ i
ت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش لانچر ۵ i
وای خدای من....
اقای پویا سعیدی سلام الان دیدم ۱۲ نفر به دلیل نگرفتن بلیت ( که از عهده شما هم خارجه ) ستاره یک و ۲ داده اند
آدم شرمنده می شه بخدا
این اخلاق حرفه ای است اخه ؟
باید قبل از هر کاری کمی فکر کنیم.
گروهی که این قدر درخشانند رو ببرم ایا زیر سوال برای بلیت!
یا نه؟
امید وارم اون ۱۲ نفری که ۱ ستاره دادند ببینند پیامم رو ستاره شان رو درست کنند.
کسی که کار را ندیده اصلا حق دادن ستاره چرا داره نمی فهمم؟!
امید وارم به زودی زود یک سالن بزرگ که شایستگی شما رو حفظ کنه بگیرید برای ما هنر افرینی کنید

سر نمایش ۱۰۰درصد هوتن شکیبا هم همین اتفاق افتاد اما دوستان این مدلی حمله نکردند.
پویا سعیدی و گروهش را می شناسم همگی سن کم کار می کنند و این شروع درخشان سالهای اولیه کارشان را با بی منطقی ( بی وجدانی ) نبریم زیر سوال.

من و دوستانم که کارتان را دیدیم و قدر دان هنر بی بدیلتان هستیم.
برای ... دیدن ادامه » ما صد ستاره تا ابد هستید....
خانم هدایتی درود
یعنی واقعاً حتا ١ درصد هم احتمال نمی‌دین که ١٢ نفر از یه کاری خوششون نیاد ؟
چرا انقدر مطلق؟
به غیر از آقای جعفریان که شخصا اعلام کردن این موضوع رو الباقی ١١ نفر حرفی نزدن که شما اینطوری یه طرفه به قاضی رفتین.
اما اگر این اتفاق افتاده ... دیدن ادامه » به نظر منم کسی که کار رو ندیده ، علی القاعده نباید امتیاز بده
هرچند که بنده هم جز معترضین بلیط فروشی بودم و می‌تونستم تو ردیف ۴ به بعد بلیط بگیرم ولی بابت این رفتارشون قید دیدن نمایش رو زدم
۲۷ مرداد
من هفته‌ی پیش موفق شدم بلیط رو بگیرم.
اما برام جالب بود که به محض باز شدن سایت راس ساعت ۱۱ صبح وقتی برای خرید بلیط کلیک کردم تا ردیف سوم کامل فروش رفته بود. و البته در عرض یک ربع تمام روزهای یکم تا چهارم فروش رفتند. اما بلا استثنا تمام روزها سه ردیف اول ... دیدن ادامه » صندلی‌ها رنگ سیاه بود که به معنای فروخته شدن بود.
دقیقا شبیه سایت‌های پیش‌فروشی ایران‌خودرو و سایپا که ظاهرا به محض باز شدن در عرض چند دقیقه پر میشوند.
۲۷ مرداد
به نظرم هر دو کار یعنی محکوم کردن دیگران برای دادن امتیاز پایین و امتیاز یک دادن به علت موفق نشدن در تهیه بلیط و ناهماهنگی های موجود در فروش بلیط به نوعی کم لطفی هست، البته که هر فرد در دادن امتیاز دلخواه مختاره و نمیشه بهش خرده گرفت ولی محکوم کردن همه ... دیدن ادامه » افرادی که امتیاز پایین دادند رو درک نمیکنم، من خودم خوشبختانه در نهایت و به زحمت تونستم دو بلیط در ردیف های آخر تهیه کنم، ای کاش این تئاتر در سالنی بزرگتر اجرا میرفت تا این مشکلات اصلا پیش نمیومد
۲۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو تا حالا حامله بودی؟

نه
.
.
.
تو تا حالا کسی رو انقدر دوستش داشتی که برا از دست ندادنش هررر کاری بکنی؟
زن سکوت می کند )
اول تشکر کنم از سجاد تابش عزیز که تخفیف گذاشتند و ما تونستیم ۱۵ تایی کار رو ببینیم امشب و لذت ببریم. دوم این که سر ساعت شروع شد و بروشور خوبی داشت، احترام به مخاطب جذابیت کار رو می بره بالا.

متنی جالب که موضوعی شاید دستمالی شده را بسیار خوب پرداخته. خوابگاه و مسول و دانشجو وجنین...

پایان ، یکی از بهترین های چند وقت اخیر بود برام. چیزی که اصلا فکرش را هم نمی کنیم....

در بستر ریالیستی کار پیش می ره جاهایی فضا به سورآل پهلو می زنه اما نیست به نظرم. مخاطب کاملا درگیر پرسوناژ ها می شه و جابجایی دیالوگها و نقش ها و مورد قصاوت قرارگرفتن جفت کارکترها جالب بود خیلی. ترانه و جهانگیری که نیستند اما ....
در میزانسن جابجایی ها جالبه
موقعیت که عوص می شه خیلی خوب می ره جلو...
ریتم و تمپوی جالبی داره. ریتم کند و تمپو های درونی که بازیگر خیلی خوب از عهده اش برمیاد . ... دیدن ادامه » سارا محمدی درخشان بود و خانم صدر عرفایی هم عالی بود. دو کاراکتر برخورد کلامی جالبی دارند.
کشش بسیار بالایی داره و موزیک خیلی خوبی برای کار ساخته اند. نور و موسیقی کلا در خدمت کاره و با مضمون درونی اش می خوند. این قطره چکونی اطلاعات دادنه خیلی حس تعلیق می ده به کار و درست در نقاط دقیقی درام شکل می گیره به نظرم می دونسته که کجاها تغییر بده ریتم رو و درست در نقطه خوبی شروع می شه و در نقطه درست تری هم پایان داره.
در فرم، نور ابی و قرمز و طیف گسترده اش به فضاسازی کمک می کنه . وارد سالن که می شی و می شینی حس می کنی اوه! با کار خاصی روبروشدم.
اسم نمایش هم اصطلاحی است بین پزشکان زنان که برام جالب شد برم بشنوم و بخونم درباره اش.
بعد نمایش کلی سوال برام پیش اومد و با دوستان که گپ می زدیم دیدم هر کدوم از دوستانم دید جالبی به کار داشته اند. ارزش یک بار دیدن رو حتما حتما حتما داره. خوشحالم که ایجاد پرسش کردید برای من و دعوت به تفکر...

یک کمدی جالب و خنده دار که آدم جرات می کنه با خانواده، با نوجوان یا حتی کودک ۹ ساله بره و لذت ببره...


دم ارسطو خوش رزم گرم چقدر این نقشش با اون نقش نمایش دروغ و نمایش یک ساعت ارامش تفاوت داره...


مرسی از تخفیفی که گذاشتید ما گروهی اومدیم و کلی خندیدیم. چقدر لازمه این اِندورفین برای ما
ممنونم از محبتتون
۲۶ مرداد
واقعا من میتونم با پسر 11 ساله ام اجرا رو ببینم؟ بارها در تیوال این سوال رو پرسیدم و با پاسخ مثبت پسرم رو بردم ولی با کاری مملو از فحش و شوخی جنسی و نامناسب برای یک پسر 11 ساله مواجه شدم.. آیا در این نمایش از این الفاظ خبری نیست؟
۲۷ مرداد
اره حتما
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش گریزلی i
من مهدی حسینی نیا، یه دیقه بیشتر وقت شما رو نمی گیرم.
I am Mehdi hoseini nia
I want to make a new life
I have many times in my own country but every time i failed
I ask u

I have nothing to loose
I have destroyed every single bridge behindme to make sure there are no ways back...
I
It might be my last attend
Honestly i dont have enough money to return my country

I want to recognize to who i am?

I need no pity




I ... دیدن ادامه » am an actor,,....




الهه هدایتی
درباره نمایش گریزلی i
شروووع می کنم به دویدن
هر قدمی که بر می دارن یه سال از زندگی م میاد جلو چشمم
قدم اول ۲۰سالگی کلاسهای بازیگری
قدم دوم ۲۲ سالگیطلاق
قدم سوم ورش ستگی
قدم چهارم زندان
قدم پنجم دریا
قدم شیشم دریا
قدم هفتم دریا
فدم هشتم دریا
هیچ چی نمی بینم
اشک چشمهام رو گرفته
الهه هدایتی
درباره نمایش گریزلی i
پیشنهاد می دم آوای تیوالش رو بشنوید ....
celine این را خواند
رضا بهکام و نمایش گریزلی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش گریزلی i
بی اغراق بهترین مونولوگی که سال ۹۸ دیده ام بود. عاشقانه ای آرام و درست درمون.
خیلی وقت بود بلندبلند سر نمایش گریه نکرده بودم. . .
مرسی بابت همه چیز
از شر ع سر ساعت کار
تا تهویه خوب سالن
تا تماشاچی های حرفه ای که نه بی جا می خندند نه حرف می زنند باهم
انقدر همه چیز کار به جا و درسته که وقتی برای بار دوم اقا حسینی نیا می گه من فقط یک دیقه وقتت رو می گیرم و می فهمی ته نمایشه دلت می گیره که ای وای تموم شد.
قصه کاملا درست و خوب می ره جلو و دقیقا می دونه کجای کار پای دریار و بکشه وسط که سوزنش بره تو قلبت
وقتی از سردی رابطه شون دوباره می گه و از این که واکنش بابای دریا چیه، زدم زیر گریه. دم کارگردان نویسنده ما گرم که می دونه کجا زیاده گویی نکنه...
انقدر خوب فضای قصه رو تو ذهن تجسم می کنی انگار گوش داره مونولوگ رو می شنوه و چشمت داره اون فرودگاه لعنتی فرانکفورت می بینه
احترام.....
احترامی که یه بازیگر تو وطن ندیده و چیزایی
همه چیز کار به جا بود و باید انگار دوباره برم کار رو ببینم و اون جایی که حسن دستش رو می گیره فشار می ده رو بشنوم باز.

به قول خودتون
درخشانی
تیر ... دیدن ادامه » هوایی داری
می ترکونی پمن می دونم

انقدر بعد کار با اون فال حافظ حالت خوب می شه که بعد ساعتها هنوز توی فکرشم...
ممنون از حسن نظر شما....
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه هدایتی
درباره نمایش کات داگ i
نمایش را دوست داشتم. اولا چون ایده های بکر و ناب زیاد داشت ، ثانیا به خاطر این نظم در شروع، بروشورهای خوبی که دادند، تهویه سالن، صدای خوب و تماشاچی های خوبی که نه بیجا می خندیدند و نه کسی حرف می زد و نه آزار می دادند ما را. و تحفیف پلاس تیوال و دانشجویی که ما گروهی رفتیم
خب انگار رسم شده بابت این چیزها هم تشکر کنیم تا باشد که فرهنگ شود...
در مصاحبه ای از مصطفی فراهانی خواندم که ایده شکل کیری این نمایش، سر یه فیلم کوتاه تو ذهنش اومده از یه سگ و صاحبش، ایده ای بسیار ناب بود و وقتی پوینت آو ویو سگ را به صورت فیلم روی دیوار نشان داد یک دست مریزاد اساسی به خلاقیت کارگردان گفتم.
بازی ها از استاندارد خوبی برخوردارند.مخصوصا صاحب سگ که از اول اون حالت مسخ شدگی سگ باز رو داشت و لذت بردم ..
اما انگار در نیمه پایانی کمی اون جهانی که ساخته بود دچار آشوب شد.
در مصاحبه ... دیدن ادامه » ای که گفتم ازشان خواندم گفتند که این نمایش در جشنواره تئاتر دانشجویی مرحله اول را قبول شده و به نظرم در حد کار دانشجویی نبود و بالاتر و تمیز تر بود...
شتری که توی بازی ذبح می شه برام خیلی پرسش ایجاد کرد و جالب بود...
برای شادی روح دلارام عزیز هم دعا می کنم... خدا رحمتش کند
ممنون از نظرتون
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ادم وقتی یکیو بخواد همه چیزشو میخواد
یعنی چی اینو میخوام اونو نمیخوام
شادی:
مامانتو فقط به خاطر این دختره خودشو کشت؟
کمه این؟
بهرام
نه کم نیست خودکشی زیاده


#فالش_خوانی_در_چهارراه_فخرآباد
دوستش داشتم جااب بود ....
محمدرضا برقعی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فالش خوانی در چهارراه فخرآباد
اول مرسی بابت شروع در ساعت مقرر
دوم بابت بروشورها
سوم بخاطر اجرای درخشانتان...
نمایشی که با قسم تنابنده در یک روز اجرا و اکران شد!
نمایشی بسیار تروتمیز و بدون اضافه کاری است. از طراحی لباس که هر سه کاراکتر تکه ای اُکر به تن دارند تا موزیکهای بسیار عاای تا ایده بطری ها که پارسال هم من دیدم کِیف کردم امسال هم ۱۷ تا از دوستانم را بردم ... شخصیت پردازی بهرام و مهدی و شادی بسیار ریز و دقیق بود. از تتوی روی دست شادی تا دیالوگهای بین شادی و بهرام.
طراحی صحنه با دو تا چستر ساده و یک ویولون که قرار است یک شب برفی فالش بنوازد.
به نظرم دیدنش به همه توصیه می شه اولا بخاطر این اطلاعات که درباره بحث اسید و مجازاتش و قسامه می دهد...
هادی احمدی بسیار درخشان است و میلاد بانگی هم. قبلا از هادی احمدی ، برخورد جسم سخت به سر رو دیده بودم و چقدر ... دیدن ادامه » متفاوت بود اینجا....
ایده ی نوشتن بخشی از قصه روی دیوار و مخصوصا جایی که مهدی و شتدی آن صحنه اروتیک را ایجاد می کنند یکی از درخشان ترین صحنه ها بود....
جالب است بعضی از مکانهایی که نوشته را اصلا نمی شه پیدا کرد اون قهوه خونه مثلا...
اگر بلیت باکس بغل بهتون رسید هم بخرید... بعد بنشینید روی سکوهای روبرو ( اگر سالن بگذارد )
الهه هدایتی
درباره نمایش دریم لند i
اعتراف می کنم نمایش دریم لند برایم چیز تازه ای بود البته این کار صامت به معنای بی کلام یا بی موزیک نیست. اما خب به سبک فیلم هایی که از چاپلین عزیزمان دیده ایم انگار ساخته شده.
طراحی لباس ها چقدر خوب بود حتی حالت سیاه و سفید فیلم چاپلین را در ذهن تداعی می کرد.
بازی نقش چاپلین اول کار کمی به قول مشهدی ها خُنُک بود ولی کم کم انگار دوستش داشتنی شد.
ایده ی تغییر زبان تایتل را خیلی خوشم اومد از این نظر که اون حرف رو تعمیم می داد به همه نژاد ها.پانتومیم هم جالب بود...
انتخاب بازیگرها به لحاظ ظاهر و یک دستی بازی ها بالاتر از تد تئاتر دانشجویی بود.
شروع نمایش تا یک سوم اولش برای من خیلی خیلی جذاب بود، اما یک جاهایی از ریتم می افتاد و شاید اگر کمی کوتاه شود بهتر باشد.
برای این گروه درخشان آرزوی پیشرفت و درخشیدن بیشتر دارم.
البته بارها دیدم که وقتی در تیوال ... دیدن ادامه » برچسب کمدی می زند افرادی به تناشا می آیند که بندگان خدا به تصور تئاتر های خیابا دماوند به سالن قدم رنجه کرده اند و با خنده های بیجا و مورد داشتیم یارو حتی کف زده و حرکات دیگر... البته اسم نوید محمد زاده هم برای هجوم اوردن تماشاگرنماها به سالن بی تاثیر نیست...
اما خب تقصیر هیچ کس نیست... باید تحمل کنیم لابد...
مرغ دریایی من؟
مرغ دریایی رو چخوف نگاشته و این که دیدم بر مبنای اون بوده.
این کار رو کارگردان عزیز مجدد نوشته

مرغ دریایی رو چخوف جان که نوشته، به نظر خودش جز نمایشنامه های درخشانش نبوده.
با تاخیر شروع کردند و بعد نمایش هم ۱۵ دیقه صحبت کرد کارگردان و این باعث شد که به مترو نرسم من و این اون ساعت شب کنی آزاردهنده است ...


تیپ هایی که ساخته بودند تیپ بودند و اجرای ۸ ۹تا مثلث عشقی کمی کسل کرد ما رو. مخصوصا اول کار که خیلی هم ریتم کندی بود و اواخر کار ، یکهو گره ها بسته و باز می شه،
بیشتر نمایشنامه های بلند چخوف هم کمدی و تلخ است هم تراژیک.
بازی خانم مقدمی و اقای فتحی رو واقعا دوست داشتمشون و بقیه بازی ها تروتمیز اما چون پر از شخصیهایی تیپیکه که نمی تونه پرداخت کنه.
درباره صحنه. چرا اخه اون دو تا چراغ الک رو می زارید که اصلا نورش هم دید نداره و ماسکه کرده بود کامل؟
ذهن کنستانتین چقد باحال بود، دختر ! دوستش داشتم خصوصا جایی که کشتش...
چند نفر عکاس هر شب مجوز دارند.؟؟ انقدر فلاش زدند توی چشم ما و چلق چلق که دیگه جاهایی من از دستم در می رفت
چمدونهایی که از لحظه شروع اون زیر بود چی بود؟

بعد ... دیدن ادامه » قبل شروع کار یک نفر ر محض امتحان بنشونید ردیف یک جلو
ببینید جایی که کنستانتین می خوابه رو زمین با اون نیمکت عرض ۲ متری دید داره خدایی؟ دوست دارم آقای کارگردان خوش صحبتمون که یک ربع قبل شروع و یک ربع بعد پایان سخنرانی کردند نگذاشتند زن و بچه مردم ( ما ۱۱ نفر بودیم ) بتونند با مترو و سالم برسند توضیح بدند. طرفی که ۵۰ هزار تومن داده برا دیدن کار این حقه شه اینی همه آزار؟
واقعا در آخر می گم مرغ دریایی من، مرغ دریایی خودشون بود!


الهه جان جمعه شب کارو دیدین(دیشب)؟؟
چون منهم دیشب بودم و آقای مرادی قبل و بعداز اجرا بیشتر از دو سه دقیقه صحبت نکردند نه ۱۵دقیقه :)
۱۹ مرداد
من هم با شما موافقم در این خصوص نیلوفر جان ، چون من هم جمعه شب به تماشای کار رفتم
۱۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد هزار سال تمدن، هنوز هم زندان هست
امیر مسعود و گروه جارچی این را خواندند
نیلوفر پیری، هومن شهباز و Leon S. Kennedy این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای وای سه ساعت تایپ کردم، پرید، چرا تیوال اینجوری می کنه؟


امشب کار رو که دیدم حس کردم از این مدلهاست که یا عاشقش می شی یا اصلا...
ستاره هایی که دوستان دادند گواه این مطلبه.
اقا من فقط رئالیسم جادویی و اعجازی که کارگردان در آوای تیوال می گه رو نگرفتم
راستی این که کاراکترها می خوان جای هم حرف بزنن جالبه ها
بعد کاراکتر پیر، جوانه، جوان پیر، دختر پسر و زن مرد... جنسیتها رو جابجا می کنند جالبه برام تجربه ی جالبیه برام
آشنایی زدایی که خود آقای پروشانی می گه همونه ها...
تز همون اولی که ابراهیم عزیز عزیزم می گه تهران، تایلند، چین یا هرجا باید مخاطب بگیره مطلب رو که کار خاصیه.
کار سختی بود هم برای کارگردانی و عوامل و هم مای مخاطب.
در ظاهر ساده اما هر دیالوگ در داستانهای فرعی انگار مهندسی شده اومده بود.

مهاجرت و فحشا و مسایل احجتماعی انسانها رو در رستوران چینی تایلندی ویتنامی ای می بینیم که اتفاقا ۵ تا کارگرش از هر جایی تو شرق اومدند...
قضیه از دندون دردناک یک کارگر شروع می شه و داستانهای موازی بسط پیدا می کنه...
نور ... دیدن ادامه » و صحنه و موزیک و بازی ها عالی بود. کمی در نیمه دوم ذهن آدم خسته می شه کمی شاید نیاز بود که ریتم کند تر باشه.
مرسی از بروشور
مرسی از سرساعت شروع کردن.
مرسی که تهویه سالن سالمه
یه سری بدیهیات رو به جایی رسیدیم باید بگیم مرسی که استانداردید...
دستتون درد نکنه. اگر فرصت بشه باز ب دیدن کار میام ، برام پر از مفاهیم ریز ریز و بزرگ بزرگ بود.
خیلی خوش اومدید
خوشحالم علاقه داشتید و متشکرم از نوشتن نظر و محبتتون.
۲۰ مرداد
ممنون. منتظر دیدارتون هستیم.
۲۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه حس خوبی می گیره آدم از دیدن تیزری که با حوصله و خلاقانه ساختید
مرسی که سر ساعت شروع کردید
مرسی که بروشور دادید و یک بار دیگه مرسی از تخفیف گروهی و پلاس...

این که کارگردان رفتن و روزنامه سیاه و سفید انگلیسی پیدا کردند برام جالب بود. از هیچی سرسری نگذشتند....