تیوال بهار گراوندی | دیوار
S3 : 21:58:18
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام.
روز جمعه ۱۵ آذر برای دیدن این نمایش دوستانی که قبلا اعلام آمادگی کرده بودن، اگه هنوز هم تشریف میارن لطفا اعلام کنن تا هماهنگ کنیم.
دوستانی که قبلا اعلام نکرده بودن تشریف میارن و الان میبینن فرصت دارن هم قدمشون رو چشم بنده.
ممنون.
پ.ن ۱: نمایش ساعت ۱۶ هست.
پ.ن ۲: کسی برای خرید بلیت و اینکه کجای سالن بشینیم و کلا هر نکته‌ای، نظری اگه هست لطفا بنویسه، خیلی ممنونم.
چه خوب که سانس ساعت چهار گذاشتن.
در مورد جا، من برای کارای کودک اغلب یه جایی می‌گیرم که خیلی جلوی دید بچه‌ها رو نگیرم، به هر حال اونا اولویت دارن ؛) اما اگه اکثریت مایل هستن که جلوتر بشینیم و حسابی بچگی کنیم، اعلام کنین که توی یه محدوده بلیت بخریم.
۲ روز پیش، سه‌شنبه
:))
آمین حسابی بهتون خوش بگذره خانم نوری نازنین

آخ بهار نگرانم بچه ها نیان و بری و بشینی و ببینی تنها بزرگسال اونجایی :))
۲۱ ساعت پیش
بامداد :)))
۱۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش من رو یاد زندگینامه شخصیِ سورن‌کی‌یرکگور و البته مراحل سه‌گانه‌ی زندگی که مطرح میکنه انداخت: مرحله لذت، مرحله اخلاق، مرحله دین. برای وارد شدن به هر مرحله باید از مرحله‌ی قبل به طور کامل عبور کرد و نمیتوان پس از عبور، دوباره به مرحله قبل برگشت.
اجرا رو خیلی دوست داشتم و به نظرم همه‌چی به اندازه بود.
هماهنگی گروه عالی بود.
موسیقی حرف نداشت.
نور خیلی خوب و به جا تغییر میکرد.
کم پیش میاد یه اجرا منو توی خودش حل کنه ولی میتونم بگم در طول دیدن این نمایش، یکساعت به طور کامل از زندگیِ بیرون از سالن رها شدم.
.
نام من استیون ددالوس است و چشم های من خورشید را می‌سوزاند.
پ.ن: امیدوارم فامیلی استیون رو غلط ننوشته باشم، اگه غلطه بگید اصلاح کنم.
منو یاد پرتقال کوکی انداخت..
۳ روز پیش، دوشنبه
خواهش میکنم :) خوش بگذره بهتون
۲ روز پیش، سه‌شنبه
امیدوارم خیلی لذت ببرید :)
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه رسم جدید و البته جالبی که توی جامعه‌ی ما مُد شده اینه که کسانی که توی یه رشته‌ای دارای تخصص هستن از کسانی که توی اون رشته دارای تخصص نیستند کمتر دریافتی دارند.
مثلا طرف فوتبالیسته میاد تئاتر کار میکنه، بعد از اونی که شغل اصلیش تئاتر هست بیشتر درآمد داره. یا مثلاً طرف بازیگره، میره نمایشگاه نقاشی یا عکاسی میزنه بعد تابلوهاشو از اونی که تخصصش اینه بالاتر قیمت گذاری میکنه. یا طرف بازیگر سینماست و کلاً هیچ پیش زمینه‌ای از تئاتر نداره، حتی یکبار نرفته به عنوان مهمان کار یه گروه رو تماشا کنه بعد میاد تئاتر کار میکنه و به کمتر از شبی چند میلیون قرارداد هم راضی نیست!
البته همه‌ی اینا صد در صد به منِ مخاطب برمیگرده. تا تقاضا نباشه عرضه هم وجود نداره و فکر میکنم از دلِ همین بشه یه تحقیق جامعه‌شناسی انجام داد.
بهار جان این مختص جامعه ما نیست سلبریتی در تمام جوامع مورد توجه و اقبال عموم است نمونه مشخص آن رونالد ریگان بازیگر که رئیس جمهور شد.
۰۵ آذر
خانم گراوندی، دقیقن درست می‌فرمایید. در این باب که آسیبهای ورود افراد بی‌هنر و نالایق در هر رشته‌ای بسیار اساسی است هم‌نظریم و صد حیف آنکه این گروهِ نابلد و بی‌هنر، تعداد زیادی از مخاطب مشتاق را که می‌توانند در شرایط بهتری با سطحی بالاتر از هنر آشنا ... دیدن ادامه » شوند (و اغلب سنین بسیار پایینی دارند) به دنبال خود به سالنها و گالریها می‌آورند و سطحی نازل از هنر را با پوسته سلبریتی پر رنگ و لعاب خود به آنها می‌شناسانند. با شما موافقم. بعد مخرب این مسئله بسیار مهمتر از بعد کمی و نظری تعداد مخاطب است. کاش می‌شد راه حلی برای این مسئله یافت، هر چند که من هر چه فکر می‌کنم راه حلی برای این موضوع نمیابم.
۰۵ آذر
ممنون از شما جناب یزدی. پایدار باشید و به امید سربلندی هنرِ واقعی و اصیل.
۰۵ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دخترا خسته نباشید همگی. نمایش قابل احترامی بود.
.
اتفاقاتی که شاید برای نسل‌های قبل‌تر کمی غیرقابل باور باشه. البته میتونم بگم اکثر اتفاقات نمایش رو در زمان تحصیل کم و بیش دیدم و به نظرم دور از واقعیت نبودند.
حیفه که به خاطر شرایط فعلی با سالن نیمه‌پر اجرا میره و به نظرم ارزش حمایت و دیده شدن داره.
(آهو رو خیلی خیلی دوست داشتم)
با آرزوی موفقیت برای همگی.
پ.ن: کاش نوفل‌لوشاتو یه کم گرمتر بود.
ممنون که مارو تماشا کردین
۰۴ آذر
خانم گراوندی جان ممنونم از لطف و محبتتون به ما .. و ممنون از انرژی خوبی که دادین ❤
۰۵ آذر
قربون شما خانم آقاپور. موفق باشید❤️
۰۵ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه خلاصه‌ی بامزه ای :)
بهار خانم کلن زدی تو کار کودک دیگه؟ :)))
دبل جمعه داره رقم میخوره انگاری :))))
۰۴ آذر
خوش بگذره بهتون فریبا خانم جون :)
خوش به حال اون دختر کوچولو :*
۰۴ آذر
ممنون بهار جانم :)
۰۴ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از فانتزیام اینه که یه بار برم تئاتر کودک :)
ولی روم نمیشه :))
چرا؟؟
دست در دست کودک درون دوتایی برید و کیف کنید :)
۰۱ آذر
بهار جان من اون ساعت رو قطعن نمیتونم بیام ولی آرزو میکنم خوش بگذره بهتون و کودک درون خودتم بعد از این انتظار طولانی شاد و سرمست سالن رو ترک کنه.
مدیر تولید کار، آقای میرزاباقری هم اتفاقن از بچه های قدیمی تیوال هستن!
۲ روز پیش، سه‌شنبه
ممنون حمید خورشیدی جان. منم امیدوارم که به خوبی انجام بشه بالاخره :)
چه خوب که مدیر تولید از بچه‌های تیواله :-)
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مونولوگ/ از خود.
ساعت ۴ صبح میرسم دم بی‌آر‌تی. یه نفر پشت سرم داد میزنه اتوبوس نیست. به حرفش گوش نمیدم، میرم سمت ایستگاه.
داره درست میگه، هیچکس نیست.
برمیگردم سمت اش. میگه کجا میری؟ میگم راه‌آهن. میگه: ۴۰ تومن میگیرم میبرمت. چاره‌ای ندارم، قبول میکنم. میرم سمت ماشین میبینم دو نفر داخل ماشین نشستن! عصبانی میشم. میگه اونا میرن ترمینال جنوب بعدش میریم راه‌آهن! بهش میگم با اونا ۴۰ تومن؟ انصافتو شکر! میگه ناراحتی نیا خب!
میرم سمت خیابون به تاکسی کنار خیابون میگم چقدر میگیری تا راه‌آهن؟ میگه ۳۵. سوار میشم.
عصر موقع برگشت از قم به تهران بابت مسیری که هر روز با ۴ تومن میرفتم ۲۰ تومن پول میدم...
میرسم چهارراه‌ولیعصر. میرم سمت بی‌آر‌تی و کارت میزنم، بعد از ۳۰ دقیقه انتظار از نفر اول صف میپرسم چند دقیقه اس اینجایی؟ میگه ۱ساعت! یه نفر به مسئول گیت میگه ... دیدن ادامه » چرا به مردم نمیگی الکی نیان اینجا؟
از صف میزنم بیرون و میرم سمت مترو. سوار مترو میشم. تا جا خالی میشه یه نفر بهم تنه میزنه و میشنه. برام مهم نیست. از مترو پیاده میشم یه نفر پشت سرم داد میزنه: ما همه با هم هستیم! نمیدونم باید از جمله اش خوشحال بشم یا غمگین.
بعد از ۱۸ ساعت میرسم خونه، در خونه باز میشه و میوفتم وسط پذیرایی...
۲۸ آبان
برای امشب نیومدن ازتون دلخور بودم
ولی این مونولوگ عین پوتک کوبیده شد تو سرم که آی پسر ساده لوح، چرا اینقدر راحت قضاوت میکنی ادم ها رو بدون اینکه شرایط شون رو بدونی
۲۸ آبان
راستش آقای مجللی واقعا انقدر اعصابم این دو روز شنبه و یکشنبه خورد شده که فقط دوشنبه صبح تونستنم بیام بگم نمیتونم بیام باهاتون. یکی از دلایلی که این مطلب رو نوشتم هم توضیح همین موضوع بود که چرا حوصله‌ی هیچ‌کاری رو ندارم. ممنون از درکتون.
۲۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میگفت آدمایی که زیاد تئاتر می‌بینن حتماً یه گمشده دارن. می‌گردن توو نقش‌ها و قصه ها بلکه یه ردی ازش پیدا کنن. بعضی وقتا اون گمشده در واقع خودشونن، بعضی وقتام کسی که دوسش دارن، یا یه آرزوی محقق نشده!
بعد یهو در یه لحظه روی صحنه گمشدشونو پیدا می‌کنن... زمان متوقف میشه، پلک نمیزنن، گمشده حالا دیگه جلوشون ایستاده و داره باهاشون حرف میزنه. اون موقع اس که دوباره و دوباره یه نمایشو می‌بینن. اولش خیلی جالبه؛ هرشب میری همون جای همیشگی میشینی و گمشده تو میبینی و میای...
بعد به مرور گمشده هه دور و دورتر میشه، انقدر دور که یادت میره یه شب روی همین صندلی ها پیداش کرده بودی...
آخ آخ
این همون چیزیه که من بهش میگم تجربه ی زیسته...
یه وقتی هست یه کاری که شاید هیچکس دوست نداشته رو دلت میخواد صدبار ببینی، به یک دلیل غیرقابل توضیح و توجیه...

یه قلاب از سمت روشن صحنه افتاده تو تاریکیای اینور...
عین لباس که گیر می‌کنه به تیزی و یه تیکه ش پاره میشه می‌مونه اونجا... یه تیکه‌ی آدم گیر می‌کنه جا می‌مونه اونجا...
حالا هفته ای سه بار بلیت می‌گیری میری میگی ببخشید آقا گوشه‌ی پانکراس ما دست شما جا مونده، میشه بدیدش ما بریم دنبال زندگیمون؟
اولش میگن بله بله اتفاقا براتون گذاشتیمش تو یخچال، بفرمایید بنشینید میاریمش خدمتتون، میری میشینی، بعد چراغا خاموش میشه، ارتش مورچه های گوشت‌خوارشونو میفرستن سراغت، از گوش و چشم و دماغت میفرستنشون سراغ کبد و صفرا و بقیه...
چراغا که روشن شد همینجوری که داری سعی میکنی چشمات به نور عادت کنه و برگردی به زندگی عادی، میبینی با جمعیت رسیدی بیرون سالن، برمیگردی بگی آقا پانکراسم، دست میزنی میبینی کبدت نصف شده...
حالا ... دیدن ادامه » بیا و درستش کن.
تا خاکستر نشین نشی، تا جفت کلیه هاتو نفروشی ندی پای بلیت همین آش و همین کاسه ست...



+اون سطل پرخون و پر جوارحی که می‌بینید گوشه ی سمت چپ سالن کوچیکه ی شهرزاد، اون منه...
#برهمنی_مولویان_صیادبرهانی
۱۹ آبان
امیدوارم هرجا هستید موفق باشید :)


[صدای سنتور]
۲۷ آبان
سلامت باشی.ممنونم و همچنین
(صدای درب خونه و رفتن مادر)
۲۷ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و خسته نباشید.
طراحی نور: ۲ از ۵
طراحی صحنه و دکور: ۱ از ۵
طراحی لباس: ۲ از ۵
بازی خانم ها: ۳ از ۵، بازی آقایان: ۲ از ۵
موسیقی: ۲/۵ از ۵
نمایشنامه:۲/۵ از ۵
گریم: صفر از ۵
کارگردانی:۳ از ۵
تپق نزدن: ۵ از ۵
تایم نمایش: طبق نظر مسئول گیشه ۷۰ دقیقه، طبق مشاهدات بنده ۵۰ دقیقه.
سرعت عمل در تعویضِ مختصر دکور،خوب بود.
ممنون از شما گراوندی برای نمره دهی و نظراتتون و اینکه اومدید و نمایش ما رو دیدید ، امیدوارم کارهای بعدی نمره ی بالاتری بگیریم ازتون:)
۱۶ آبان
سلام آقای قاسمی و ممنون از تلاش شما و گروهتون. خسته نباشید و ممنون از روحیه ی انتقاد پذیر شما، واقعا همچین روحیه ای کم هست.
من کوچیک تر از اونی هستم که نمره ام به کاری ارزش بده یا از ارزشش کم کنه، صرفا نظر شخصیم رو از دید یه بیننده ی عادی تئاتر میگم همیشه.
امیدوارم ... دیدن ادامه » یه عالمه کارهای عالی از شما روی صحنه بره و من تشویقتون کنم.
۱۶ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
“معمولاً برای سرپوش گذاشتن رو یه جنایت باید جنایت های بیشتری انجام داد.”
.
همیشه سعی می‌کنم به هر نمایشی بر اساس کیفیت اجراییِ اون نمایش امتیاز بدم نه میزان علاقه شخصیم؛ بنابراین به این نمایش امتیاز ۴ میدم.
از نظر من این نمایش به لحاظ جنس اجرا میتونه در دسته ی پرفورمنس قرار بگیره.
اجرای یکدست و خوبی بود. موسیقی و افکت های صوتی رو دوست داشتم.
سورئال بودن فضا رو دوست داشتم.
فاصله گذاری‌های برشتی رو زیاد نپسندیدم.
*توصیه اکید می‌کنم که ردیف‌های عقب رو انتخاب کنید.
.
پ ن: از تماشاخانه هیلاج و پرسنل مودبشون خیلی خوشم اومد.
چی میخوری؟
.
به نظرم می‌شد تایم نمایش رو کوتاه تر کرد. شاید اگه نقش هوتن شکیبا رو شخص دیگه ای بازی می‌کرد هم آسیب خاصی به نمایش وارد نمی‌شد، هرچند که من شخصاً طرفدار هوتن شکیبام و صادقانه بخوام بگم اولین عامل خریدن بلیت نمایش برام حضور هوتن شکیبا بود.
با همه ی این صحبت ها و فارغ از جهت گیری های سیاسی نمیدونم چرا برعکس اکثریت، من انقدر از این نمایش خوشم اومد؟ شاید چون کلاً به سیاست علاقه دارم و جزو جدانشدنی کتابخونه‌ام دانشنامه‌سیاسی‌آشوری هست. [امیدوارم مثل ابراز علاقه ام به “جیمی”، دادگاهی نشم] :)
از هماهنگی بین این گروه واقعاً لذت بردم. خسته نباشید. ۱۰۰ دقیقه مداوم اونهمه انرژی گذاشتن کم چیزی نیست و برای من یکی خیلی با ارزشه.
پ.ن: اگه ردیف های عقب تر رو انتخاب کنید بهتر هست چون بعضی مواقع باید دو طرف صحنه رو همزمان ببینید.
.
enjoy your lie
چقدر خوشحالم که این برگه ساخته شد :)
تیوال جان سلام.
من هربار از صفحه ام log out می‌کنم، بعدش که دوباره میخوام وارد بشم رمز رو که میزنم با اینکه درسته بهم اجازه ورود نمیده! بعد مجبور میشم برم زیربنا رمزم رو عوض کنم تا بتونم وارد بشم.یعنی چندین بار تا حالا این اتفاق افتاده. چرا؟
دوستان یه نفر بی زحمت “گزارش” رو بزنه. بلکه همیاری منو ببینه :))
۱۹ مهر
خیلی ممنون
۲۱ مهر
تیوال جان در راستای همین پست، بی‌زحمت برای دکمه خروج یه دونه گزینه‌ی “آیا مطمئن هستید؟” هم بذار!
والا من اومدم بزنم روی پروفایلم اشتباهی دستم خورد روی خروج و زرتی منو انداخت بیرون :))
دوباره با مصیبت اومدم توو.
اونم با این وضعیت افتضاحِ نت.
۲۸ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی یه نفر میگه “باید” احساس می‌کنم داره بهم بی‌احترامی می‌کنه.
شاید دوباره ببینمت؛
بایــد دوباره ببینمت
اینجا آخر دنیاست...
خدا همه ى سربازها رو حفظ کنه و مواظبشون باشه.
ممنون از کسانى که توصیه به دیدن این نمایش کردن.
نیمه ى اول کار زیاد باهاش ارتباط برقرار نکردم، حتى داشتم فکر میکردم چقدر سلیقه ام با باقى متفاوته ولى از نیمه ى دوم اجرا (نیمه ى مربى) برام جذاب شد.
شاید اگه مدت نمایش نیم ساعت کوتاه تر بود بهتر میشد.
خسته نباشید و امیدوارم کاراى بیشترى ازتون در آینده ببینم ان شاءالله.
هرچه تلاش کردم نتونستم بلیت تهیه کنم. خوشا به سعادت شما
۱۷ شهریور
آقاى آلما امیدوارم اجرا تمدید بشه تا شما و همه ى دوستانى که نتونستن بلیت تهیه کنند، بتونید از دیدنش لذت ببرید.
۱۷ شهریور
خیلی امیدوار بودم ولی نشد دیگه
۲۳ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احترااااااااااام!
.
در اینکه من مونولوگ خیلى دوست دارم و کلاً نظر مثبتى نسبت بهش دارم شکى ندارم ولى نمیتونم منکرِ این بشم که واقعاً نمایشو دوست داشتم.
روزى روزگارى شاعرى بود به نام دانته آلیگیرى، دانته عاشق بئاتریس بود...
.
آقاى خطیبى شما براى من چه در مقام بازیگر، چه کارگردان، چه خواننده و همین طور در مقام [انسانیت] بسیار عزیز و ارزشمند هستید.
و من لذت میبرم میبینم شما انقدر توانا و با انرژى هستید.
خانم تیموریان که بازیشون نیازى به تعریف من نداره. خانم مدنى، آقاى آهنین جان خسته نباشید.
ممنون از تخفیفى که اعمال شده بود، معمولاً کسانى که مجبور هستند سانس هاى ویژه رو به خاطر ساعت زودترشون انتخاب کنند به ناچار تخفیف ٣روز نخست کارها رو از دست میدن.
(در مجموع خیلى این اجرا رو دوست داشتم و دیدنش رو پیشنهاد میکنم، مخصوصاً که موسیقى از امیر عظیمى باشه)
نگوییم على سینا رضانیا، بگوییم یک ارکسترِ کامل!
دومین تئاترى هست که هنر آقاى رضانیا رو میبینم و هر دو بار عمیقاً لذت بردم.
از گروه نمایش خیلى ممنونم براى این اجراى خوب و ممنون از دعوتتون. دقایق عالى رو در کنارتون داشتم، خسته نباشید همگى.
نگوییم على سینا رضانیا، بگوییم یک ارکسترِ کامل!
کاملن موافقم :)
۲۴ مرداد
خانم ارادتمند ⭐⭐⭐
۲۶ مرداد
بزرگوارید⭐️
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هادى احمدى، اسمى که بعد از حدود یکماه منو به سالن تئاتر کشوند.
نمیدونم درباره نمایش چى بنویسم، فقط میدونم ارزش دیدن داره، ارزش فکر کردن در موردش رو داره، ارزش تشویق شدن داره. ارزش بلیط خریدن و کادو دادن به بعضى آدم ها رو داره.
اولِ نمایش به مایى که باکس کنارى بودیم پیشنهاد دادن که بریم و روى صندلى هاى تک و توک خالىِ باکس وسط بشینیم.
کلِ ردیف ما جا به جا شدن به جز من!
تک و تنها صندلى ٩ ردیف اف نشسته بودم و میلرزدیم... دلم میخواست یه نفر صندلى کنارم بود و بغلش میکردم ولى کسى نبود.
[شاید بهتر باشه تنهایى به دیدن این تئاتر نرید.]
ممنون از نظرتون و احساسی که در میون گذاشتید.
۱۷ مرداد
زنده باشید خانم خالقى.
۱۸ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شما ٣٠ تومن به من بلیت میدى، من ١٠٠ تومن واسه شما گل میخرم و قربونتون میرم و به شوخى هاى لوستون میخندم. منصفانه نیست؟
*
من اگه جزو گروه هاى نمایشى بودم به کسى بلیت نمیدادم و ترجیح میدادم مخاطب واقعى داشته باشم و تندترین انتقادات رو بشنوم از واقعى ترین مخاطب ها. نه کسایى که از روى تعارف یا ترسِ از دست دادن بلیت هاى آینده مجیزمو میگن. میدونى چرا؟ چون مخاطب واقعى که انتقاد میکنه، باعث میشه عیب کارمو بفهمم و اصلاح اش کنم تا اینکه توى جمع کوچیکِ خودم باشم و تعریف غیر واقعى بشنوم و خوشحال باشم که خوبم، بى عیبم، که اون دوستها با تعریف هاشون باعث میشن بلیتهام فروش بره، مهم نیست مخاطب راضى میاد یا نه، فقط کسب درآمد مهمه، بیزینس مهمه!
من هنرمندم؟