تیوال مهدی (آرش) رزمجو | دیوار
S3 : 01:50:55
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به پایان آمد این دفتر،حکایت همچنان باقیست
از تمامی تماشاگران عزیزی که با حضورشون و کامنت های پر مهرشون در صفحات مجازی و تیوال مارو حمایت کردن و به گروه انرژی مضاعفی دادن صمیمانه سپاسگزاریم،به قول فرزین محدث تئاتر بدون تماشاگر معنا ندارد.شما هستین که باعث میشین تئاتر رونق پیدا کنه.
بسیار سپاسگزاریم از جناب عمروابادی نازنین و جناب نامور نازنین مدیریت عمارت نمایشی نوفل لوشاتو که صمیمانه کنارمان بودن.
از آنجا که بنا به تصمیم تهیه کننده گروه،کارهای آتی گروه در صورت مساعدت سالن اجرا در دیگر سایت های محترم بلیط فروشی،قرار خواهد گرفت،در صورت تمایل به دنبال کردن اخبار کارهای آتی،میتوانید ما را در اینستاگرام به آدرس arta_theater دنبال نمایید.
یا علی و خدانگهدار.
شاهین و زهره مقدم این را خواندند
مهدی رزمجو، فرزاد جعفریان، شادی اسدپور و لیلا مظاهری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقدی بر نمایش این یک اعتراف است به نویسندگی و کارگردانی شادی اسدپور
این یک اعتراف است : اکسپرسیونیسم
المیرا نداف-تئاتر فستیوال

سادگیِ پیچیدۀ ” این یک اعتراف است” اصلی ترین ویژگی این نمایش به کارگردانی شادی اسدپور است. اینکه نویسنده ، کارگردان و نهایتا بازیگر این نمایش توانسته اند پیچیده ترین مفاهیم فلسفی، روانشناختی و نهایتا انسانی را در عین سادگی برای هر مخاطبی و از هر قشری بیان کنند و او را درگیر مفاهیم مورد نظرشان کنند ، توانایی بسیار بزرگی است.

“این یک اعتراف است” سر راست ترین راه را برای مواجه کردن مخاطب با سوژه انتخاب می کند، مسیری سرراست که از دلِ پیچیدگی هایِ فرمالیستی می گذرد و نتیجتا جانِ مخاطب را درگیر می کند و اصطلاحا تا ساعت ها و حتی روزها با مخاطب کار می کند و این نتیجۀ تیز هوشی صاحب اثر است در انتخاب سبک و البته فرمِ ارائه ... دیدن ادامه » این سبک و البته توانایی غیرقابل چشم پوشی بازیگر، که نقش ( نقش ها ) را روی صحنه زندگی می کند، لحظه ای از راکورد خارج نمی شود، هوشیار و آگاه روی صحنه حاضر شده است و لحظه به لحظه حضورش روی صحنه ترکیبی است از خودآگاهی و غرق شدن در نقش ! ترکیبی عجیب و خارق العاده، که در آن واحد مخاطب فرزین محدث را روی صحنه می بیند و در همان لحظه او را نمی بیند . این بازیگر بی شک برگ برنده این نمایش است .

در کنار انتخاب فرم و انطباق سبک و فرم اثر بر سوژه، در کنار نمایشنامه ای قصه گو اما سرشار از پیچیدگی و تا حدودی سورئال ، در کنار بازی کم نظیر فرزین محدث، نباید طراحی صحنه و لباس ”این یک اعتراف است” را فراموش کرد :

طراحی صحنه نیز ساده است و گویا. در خلق موقعیت مورد نظر نویسنده روی صحنه و مقابل چشمان مخاطب بسیار کارآمد است. امکان خلق میزانسنی فعال را برای کارگردان فراهم می کند، منطبق بر سبک اجرایی نمایش است ، با خطوطی منقطع و فضاسازی چند منظوره که در خلق معنا در خدمت اثر است ولاغیر، بی هیچ زیاده گویی و بی هیچ شلنگ تخته ای ؛ طراحی لباس نیز دقیقا بیانگر شرح حال و شرایط پرسوناژ نمایش است ، که در همه سنین و حتی در نقش های متفاوتی که روی صحنه حاضر می شود معنا و مفهوم درست را در ذهن مخاطب ایجاد می کند و با رنگ های تند و طراحی غریبش به سبک اجرایی اثر منطبق است .

“این یک اعتراف است” یک نمایش اکسپرسیونیستی دیدنی است آن هم در بازار آشفتۀ روده درازی های فرمالیستی و کم فروشی های سبک زده و ادعاهای پوچ و بی اساس صاحبانِ نام و استاد عینکی ها ! نمایشی دیدنی که حتی من را که از پرداختن به مباحث سبک شناسی و نقد های بی ارزش مثلا علمی که بیشتر از اینکه به کار مردم و مخاطب عام تئاتر بخورد ، به درد نویسنده و دک و پز روشنفکری اش می خورد ، امتناع می کنم ، وادار می کند که اعتراف کنم که در یکی از سالن های این شهر یک اثر اکسپرسیونیستی -تقریبا- بی نقص دیده ام.

المیرا نداف – نویسنده میهمان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عاطفه ملایری - خبرگزاری فارس
به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاری فارس، نمایش «این یک اعتراف است» به نویسندگی و کارگردانی شادی اسدپور مدتی است که در عمارت نوفل لوشاتو به صحنه می‌رود و فرزین محدث در این نمایش خوش می‌درخشد.

عاطفه ملایری، نویسنده و شاعر پس از تماشای این نمایش در گفت‌وگو با خبرنگار تئاتر خبرگزاری فارس عنوان کرد: شادی اسدپور کارگردان این کار آثاری چون «بیدار خوابی»، «خانه نم زده» و «وقتی زنجره‌ها شیهه می‌کشند» را در کارنامه کاری خود دارد.

وی در ادامه افزود:‌ این بار اما کارگردان با نمایش «این یک اعتراف است» تفکری که در پس ذهن خود و مخاطبش را دغدغه می‌داند بر روی صحنه اعتراف می‌کند و این مهم با هنرمندی فرزین محدث بر روی صحنه می‌درخشد.

ملایری یادآور شد: کارگردان با ظرافت به لایه‌های پنهان و پیچیدگی‌های روحی و ذهنی انسانِ تنها می‌پردازد و با زیرکی، آن را با مخاطب امروز که شکل دیگری از تنهایی را در جهان شلوغ و پر همهمه تجربه کرده است در میان می‌گذارد و به حق می‌توان گفت که تا حدی زیادی موفق هم بوده است.

وی با بیان اینکه «این یک اعتراف است» نمایشی تک پرسوناژ است، افزود: فرزین محدث به تنهایی از پس این کار برآمده و با تک گویی‌های درونی که خاصِ این گونه نمایش است، بسیاری از حالات بیمارگونه که شامل روانپریشی‌ها، گره‌های روانی و افسردگی‌هاست را به مخاطب نشان می‌دهد. کار طی یک ساعت اجرا، ریتم را حفظ کرده و مدام با اجرای نقشی جدید از محدث در قالب کودک و بزرگسال تماشاگر را شگفت زده می‌کند.

این نویسنده اظهار داشت: به زعم من موفقیت کار را می‌توان حاصل اندیشه فرافکنِ اسدپور در جایگاه کارگردان و بازی درخشان و سراسر پرانرژی فرزین محدث دانست. در حیطه مونولوگ به طور قطع بار سنگینِ فضای کار به عهده بازیگر است که محدث به خوبی در مونولوگ، حرکت و اجرا از پس آن برآمده و تا انتها از هیجان کار نمی‌کاهد.

وی یادآور شد: در حین اجرا تماشاگر با تنها بازیگر صحنه می‌خندد، گریه می‌کند، اتاق تنهایی‌اش را اندازه می‌گیرد، زمان را می‌شمرد و در نهایت مرگ را به تلخی فریاد می‌زند. اسدپور به خوبی ریشه تنهایی انسان امروز که در گذشته پیچیده و ناخوشش جای دارد را به دستان مخاطب گره می‌زند و در این بین کششی بسیار نزدیک مابین تماشاگر و بازیگر شکل می‌گیرد.

ملایری ... دیدن ادامه » در بخش پایانی اظهار داشت: نگرشی که در نمایش «این یک اعتراف است» چشمگیر است، جهان بینی یک انسان چهل ساله را نشان می‌دهد که گویی چیزی جز درد و ناخوشی های درون‌اش نمی‌بیند و به چیزی جز انتقام از خود به دلیل شکست‌ها و ناکامی‌ها فکر نمی‌کند. ابعادی که می‌توان با شناخت آن از حجم بزرگی از تنهایی بیرون آمد و دیدگاه خوشایندتری نسبت به جهانی که درآن به گذران عمر مشغولیم داشت.

وی همچنین افزود: «این یک اعتراف است»، آیینه‌ای است که انعکاس یک دنیا تنهایی و پریشان حالی را به رخ تماشاگر می‌کشد و او را وادار به اندیشیدن درباره لحظات باقی مانده می‌کند. شاید بشود گفت این نمایش همه ماست که نقاب را کنار زده و یک عمر تنهایی را به یکباره فریاد می‌زند.
نقد نمایش این یک اعتراف است

کیارش وفایی - ایران تئاتر
شکل‌گیری مسائل و اتفاق‌های جهان هستی ارتباط مستقیمی با حضور انسان دارد که بر اساس توانایی‌های خود تلاشی برای بهره‌مندی از آن می‌کند. لذا اهمیت این کارکرد همراه با جزئیاتش سبب خواهد شد که بتوان حیات بشر را از زاوایای مختلفی مورد تحلیل و بررسی قرار داد. بنابراین این موضوع به نوعی شرح عملکرد انسان تا پایان عمرش تلقی می‌شود که گاهی منجر به قضاوت خواهد شد. البته باید اذعان کرد که هر اتفاق و رویارویی هر انسان جهانی برای دیدن است.

لزوم ارتباط و شکل دادن به جریان‌های بی‌شماری که در جهان پیش می‌آید ثمره زمانی است که بشر برای به دست آوردن و یا از دست دادن صرف می‌کند تا از این طریق هویت خود را معرفی نماید. حال این مسئله قابلیت آن را دارد که انسان‌ها را به دسته‌ها، گروه‌ها و یا ملت‌هایی با تیره ... دیدن ادامه » و نژادهای مختلف کند تا در عین یکسان بودن تمایزهایی برای تحلیل عملکرد در اختیار داشته باشند. اصولا ضرورت پیش آمدن اجتماع انسان‌ها به این دلیل است که به نوعی جهان هستی را با مقادیر گوناگون تشریح کند تا نحوه برخوردها و بازخوردها در مقابله با طرح مسئله و یا پرسش پاسخ‌های بسیاری را شامل شود. زیرا این رویکرد جهانشمول با وسعتی که در اختیار دارد قادر خواهد بود که بیش از پیش جهان‌بینی هر یک از اعضای آن جامعه به دیگران انتقال داده شده و حتی مورد استفاده قرار بگیرد. بنابراین جهان هستی و جهان انسان‌ها ارتباطی تنگاتنگ از نظر اعلام وجود و نحوه برخورد با داده‌های یکدیگر را دارد که گاهی تنهایی و زمانی با هم بودن را در مقیاس‌های متفاوت به نمایش می‌گذارد. البته در این میان باید رفتارهای بیرونی و باورهای درونی هر انسان بعنوان جهانی ناشناخته پرداخت که در هر لحظه وجه پنهان خود را معرفی می‌کند. در واقع هم راستا شدن واقعیت و خیال به انسان این مجال را می‌دهد که به سراسر جهان و حتی به جهان‌های دیگر سفر کرده و از ته مایه ذهن خود عنصری نو را در دنیای اکنون پدید آورد که تا اندازه‌ای موجب حیرت و سوال‌های بسیاری شود. لذا تنهایی درونی انسان را باید جزو نقاط ناشناخته‌ای قلمداد کرد و بنابر ژرف بودن دارایی‌هایش همچنان سر به مُهر باقی مانده است.
نمایش «این یک اعتراف است» با ساختاری که برای خود در نظر گرفته می‌کوشد تا مثنوی وجودی یک انسان را با داده‌های خود به تصویر در آورد. شرح حالی که در آن تمام جزئیات به شکل زنجیرواری به یکدیگر برای تشریح اتفاق‌ها متصل است تا درک موضوع برای مخاطب فراهم شود. جهان متن با داشته‌های خود در نظر دارد که شخصیت این نمایش را بنابر خواسته خود در موقعیت‌های مختلف قرار بدهد تا از آن طریق بتواند زاویه‌های پنهان او نشان بدهد. زیرا این تصمیم سبب خواهد شد تا مخاطب شرح واگویه‌های او در فضایی مناسب درک کرده و تا اندازه‌ای با آنها همذات‌پنداری کند. تاکید بر محتوا و تکیه به شخصیت در این اثر مجالی را پیش آورده تا فرم به شکل متناسبی هم‌ راستا با جهان اثر پیش برود و نتایج درستی را حاصل کند. حال این اتفاق در شکل ساختاری خود از مولفه روایت بهره می‌گیرد که بتواند برونریزی‌های شخصیت را به مرور بروز داده و مخاطب را ترغیب به کشف و شهود کند. البته موضوع کشف و شهود با استفاده درست از قالب مونولوگ در جهان متن طراحی شده که مستقیم به شخصیت و واکنش‌های او باز می‌گردد. لذا در این ترکیب دراماتیک نویسنده اثر کوشیده تا موقعیت‌های نمایشی را به گونه‌ای طراحی کند که شخصیت بتواند با ورود به خرده پیرنگ‌های گوناگون مسیری معین را به رسیدن به هدف تعریف بدهد. البته از نگاه موقعیت‌محور بودن در این نمایش می‌توان این گونه قلمداد کرد که برونریزی‌های شخصیت تا پایان رابطه مستقیم خود را با موقعیت حفظ می‌کند، زیرا بسیاری از کنش‌ها با ترتیب موقعیت در رفتار شخصیت و بازخورد مخاطب شکل می‌گیرد.
شخصیت‌پردازی در جهان متن این اثر بیشتر از آنکه جنبه بیرونی و نمایشی داشته باشد بسیار به جهان درون و برون‌گرایی شخصیت اشاره دارد. لذا هر واکنش شخصیت بیانگر باورهای درونی او به شمار می‌آید که بر اساس مشاهدات و جهان‌بینی بازتاب داده می‌شود. رویارویی درون و بیرون شخصیت را شاید باید به عنوان ستون اصلی این درام تلقی کرد که سبب می‌شود مسائل با پیچیدگی‌های موجود قابل درک باشد. زیرا بالاخره مخاطب نیز با یک یا چند اتفاق مشابه در جهان خود که شخصیت‌ آنها را شرح می‌دهد روبرو بوده است. نریشن‌های طراحی شده این مجال را به شخصیت می‌دهد تا او بتواند درون خود را مورد واکاوی قرار داده و از یافته‌های خود حرف بزند. در واقع باتوجه به ساختار مولفه روایت، شخصیت به نوعی راوی اثر خوانده می‌شود که دائم در تقلا برای رسیدن به خود است که این امر با بیماری مالیخولیا ممکن می‌شود. حال در این میان دانای کلی که در نمایش وجود دارد این وضعیت حضور و واکنش را بیشتر برای مخاطب شفاف می‌کند. شخصیت با رجوع به دنیای درون خود چندین شخصیت را به جهان بیرونی آورده و با هر کدام از آنها به نوعی در نبرد است و تلاش دارد با تکرارهای تعمدی به خواسته خود دست پیدا کند. بازیگر این نمایش با درک کامل و درست خود از حواس بازیگری، جهان متن و فضای اثر توانسته شخصیت را به همان‌گونه که نیاز بوده چند وجهی، تنها، عصیان‌گر و تا اندازه‌ای نیازمند نشان بدهد. البته باید در این راستا استفاده مناسب از حرکات بدن را نیز اضافه نمود که داده‌های محتوا را به خوبی برای مخاطب باورپذیر می‌کند. لذا این مزیت سبب شده تا بازیگر بتواند در هر موقعیتی که قرار می‌گیرد بهترین پتانسیل را برای ارائه داشته باشد.
میزانسن‌های کاربردی و تاکیدی که آن نیز از جهان متن نشأت می‌گیرد فضایی را در اختیار شخصیت قرار داده تا بتواند برون‌ریزی‌های پیاپی را با فاصله‌گذاری‌های هوشمندانه ترتیب بدهد و دنیای درون خود را به تصویر بکشد. حال اهمیت دیگر نگاه کارگردانی به باورپذیری روایت، فضاسازی و موقعیت‌های خلق شده مربوط است که توانسته شخصیت را با اوج و فرودهای قابل تامل روبرو کند. طراحی صحنه، نور، لباس از دیگر عنوان‌هایی است که بهره درستی برای جهان اثر فراهم آورده تا رجوع شخصیت به گذشته و شخصیت‌هایی که در درون او زندگی می‌کنند با محتوا و فرم مناسب بیشتر مورد توجه قرار بگیرند. البته در میان تمام این داده‌ها و داشته‌ها باید به مولفه زمان که بی‌شک یکی از دراماتیک‌ترین عناصر از این نمایش است اشاره داشت که شخصیت را تحت تاثیر خود قرار داده بود تا بتواند همه چیز را آن طور که باید در معرض دید مخاطب قرار بدهد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به نمایش «این یک اعتراف است» به کارگردانی شادی اسدپور با استفاده از نظریه‌ی آیینه‌ای و امر خیالی لاکان

پویا نعمت‌اللهی - هنر آنلاین
=======================
نمایش «این یک اعتراف» است را باید در زمره‌ی یکی از جدی‌ترین آثار روانکاوانه در تئاتر کشور در این چندساله‌ی اخیر محسوب کرد. کارگردان این اثر (که نویسندگی متن را هم برعهده داشته) لیسانس روانشناسی دارد و تحصیلات خود را در حوزه‌ی کارگردانی ادامه داده است. او در نمایش قبلی خود با نام «خانه‌ی نم‌زده» نیز نگاه روانکاوانه بر شخصیت‌های نمایش داشت. خودش جایی گفته تم اصلی دو کار اخیرش «تنهایی انسان مدرن و نبود ارتباط با جهانی هراس‌انگیز» است.
روانشناسی علم شناختن روان انسان است، حال آنکه روانکاوی بر روی ضمیر ناخودآگاه تمرکز دارد. روانکاوی پسافرویدی، آنچنان که در آموزه‌های لاکان تبلور یافته، تأثیر مهمی بر نظریه‌های انتقادی معاصر و ازجمله نظریه‌ی فیلم داشته است. این نحله در واقع، گسست پست‌مدرن از آراء فروید است. این نوشتار قصد دارد نمایش مذکور را بر حسب نظریه‌ی آیینه‌ای لاکان واکاوی کرده و رگه‌های تاثیرپذیر نویسنده و کارگردان را از آراء لاکان را بررسی نماید. پرداختن به سایر جنبه‌های روانکاوی نمایش «این یک اعتراف است» از منظر آراء لاکان مستلزم ورود به مباحث گسترده‌ای در حوزه‌های روانشناسی، انسان‌شناسی، زبان‌شناسی و پدیدارسناسی است که پیچیدگی‌های نظری و مفهومی ملال‌آوری دارد. لذا در نوشتار حاضر صرفاً به نظریه‌ی مرحله‌ی آیینه‌ای بسنده شد.
ژان لویی بودری در سال 1970 مقاله‌ای با نام «آثار ایدئولوژیکی ابزار و ادوات اصلی سینما» منتشر کرد و از آن زمان بودکه آراء بحث‌انگیز ژاک لاکان پا را از حوزه‌ی روانکاوی فراتر گذاشته و وارد ساحت‌های مختلف زندگی اجتماعی انسان شد. بودری در این مقاله سینما را همچون ابزار روانی جایگزین می‌داند که با الگوی دلخواه ایدئولوژی غالب، همخوانی دارد. ابزار و ادوات و وسائل و تجهیزات سینما همگی در خدمت کارکرد «بازسازی عینی» هستند تا نوعِ خاص همذات‌پنداری ایجاد شود تا از این طریق بتوان به شناخت و آگاهی و برساخت معنا اقدام نمود.
بودری معتقد بود که سازوکار ایدئولوژیکی فعال در عام سینما از رابطه‌ی میان دوربین و سوژه سرچشمه می‌گیرد. سؤال بودری این است که آیا دوربین به سوژه اجازه و فرصت این را می‌دهد که «خود» را مانند «حالت آیینه‌ای» بسازد و به دست آورد؟اما نظریه‌ی آیینه‌ای که بودری به آن اشاره می‌کند، چیست؟ و چه اهمیتی در عرصه‌ی فیلم و نمایش دارد؟
بودری معتقد بود که اساساً اهمیت معنایی یک فیلم (نمایش) در محتوای داستانی آن نیست؛ بلکه به ساختار تماشاگرایی سینماتیک ارتباط پیدا می‌کند. این به نوعی ورود سوژه‌ی اکانی به عرصه‌ی مطالعات فرهنگی است. پرده‌ی سینما چونان آیینه‌ای اس که «تصاویر» را بازتاب می‌دهد و نه «واقعیت» را و وقتی تماشاچی‌ها به دنبال واقعیت رفته و سرشان را می‌چرخانند، آنگاه در پشت سر خود چیزی جز پرتوهایی متحرک که از یک منبع نور بیرون می‌آید، نخواهند دید. بودری از «آیینه» به عنوان بهانه‌ای برای ورود به نظریه‌ی آیینه‌ای لاکان یاد می‌کند.
مرحله‌‌ی آیینه‌ای در واقع شکل‌گیری «اگو» ego از طریق همانندسازی خویش با تصویری است که از «خود» self دارد. «اگو» بخش سازمان‌یافته‌ی روان است.
لاکان در نظریه‌ی آیینه‌ای توضیح می‌دهد که نوزاد در سنین 6 تا 18 ماهگی تصویر خود را در آیینه تشخیص می‌دهد. نوزاد مجذوب تصویر خود می‌شود و سعی می‌کند آن را کنترل کرده و با آن بازی کند. او در ابتدا تصویر خود را با واقعیت خلط می‌کند اما به زودی درمی‌یابد که تصویر، یک سری ویژگی‌های مختص به خود دارد و سرانجام می‌پذیرد که تصویر مذکور، در واقع تصویر خودش و بازتابی از خودش است. کودک در طول مرحله‌ی آیینه‌ای متوجه می‌شود که بدنش شکلی تامّ و تمام دارد. او حرکت‌های تصویر را از طریق حرکات بدنش کنترل می‌کند و دچار لذت می‌شود. اما این حس تمامیت و سَروری، با تجربه‌ی نوزاد از بدن خودش (که هنوز تسلط کاملی بر آن ندارد) در تضاد است. در حالی که نوزاد بدن خود را به صورت تکه‌تکه حس می‌کند؛ چنانکه گویی بدنی قطعه‌قطعه دارد و هنوز یکپارچه نشده است. اما تصویر آینه احساس تمامیت و یکپارچگی را در نوزاد زنده می‌کند. «نکته‌ی مهم در این جا این است که نوزاد خود را با این تصویر آیینه‌ای یکی می‌انگارد. تصویر خود اوست. این یکی‌انگاری یا همانند‌سازی حیاتی است. بدون آن نوزاد نمی‌تواند به مرحله‌ی ادارک حودش به عنوان موجودی کامل یا تمام برسد. اما تصویر در عین حال «بیگانه‌کننده» نیز هست. زیرا با «خود» خلط می‌شود. در واقع تصویر سرانجام جای «خود» را می‌گیرد. بنابراین احساس «خود»ی یکپارچه به بهای دیگری‌بودنِ این خود، یعنی تصویر آیینه‌ای ما، تمام می‌شود.
لاکان در این نظریه بین سوژه و «اگو» تمایز قائل می‌شود. به تعبیر لاکان اگو تاثیر تصویر است و ماهیتی خیالی دارد و محصول رابطه‌ی خیالی کودک (سوژه) با تصویر خیالی خود در مرحله‌ی آینه‌ای است. به تعبیر دقیق‌تر: «مرکزی‌ترین نکته‌ی مرحله‌ی آینه‌ای این است که کودک در مواجهه اولیه با تصویر خودش، خود را به‌مثابه دیگری –که در خارج از خود او قرار دارد- بازمی‌شناسد؛ یعنی اولین مواجه انسان با «دیگری» موجب شکل‌گیری ساحتی خیالی و نهایتاً شکل‌گیری اگو می‌گردد.
می‌توان نتیجه‌ گرفت دو مکانیسم اصلی شکل‌گیری اگو عبارت‌اند از: مواجه با خود به‌مثابه‌ی «دیگری» و این‌همانی‌ با تصویر خود در آینه (که به‌عنوان «دیگری» تلقی‌ شد). اساس اگو در خیالی بودن آن است. در عین حال به باور فروید نیز، بخش اعظمی از «اگو» خارج از کنترل است و «اید» id نام دارد که بر تصمیم‌ها و اختیارات «اگو» تاثیر دارد و با معادل «نهاد» نامگذاری می‌شود.
اکنون لاکان به توصیف «امر خیالی» می‌پردازد که اولین ساحت از ساحت‌های سه‌گانه‌ی لاکانی است. آنچنانکه شون هومر معتقد است، ناخودآگاه در واقع قلمروی آرزوها و فانتزی‌های واپس‌زده است.
در مطالعات‌فرهنگی عمده تأثیر مرحله‌ی آینه‌ای متوجه شکل‌گیری هویت است، به این مسئله که هویت فرد به‌مثابه سوژه‌ای در فرهنگ چگونه ساخت ‌می‌یابد می‌پردازد. در این فرایند افراد خود را در آینه‌ی فرهنگ بازمی‌شناسند و بازشناسی باعث ساخت یابی سوژه‌ی فرهنگی می‌‌گردد. لاکان نظریه‌ی آیینه‌ای خود را در قلمروی ویژه‌ای به نام «ساحت خیالی» ارائه کرده است. از نظر لاکان، امر خیالی دقیقاً همین قلمرو تصاویر ذهنی ای است که ما در آن اقدام به همانندسازی هویت‌مان می‌کنیم، اما در این همانندسازی به ادراک و تشخیص نادرست از خودمان سوق داده می‌شویم. کودک خود را همچون یک تصویر در آینه می بیند و سعی می کند به این تصویر شباهت پیدا کند؛ سعی می کند به این سوژه ای که خیالی است، تبدیل شود.
آنچه ... دیدن ادامه » تاکنون ذکر شد می‌تواند صورت بسیار بسیار خلاصه‌شده‌ای از نظریه‌ی آیینه‌ای لکان در ساحت امر خیالی باشد که برای ادامه‌ی بحث ضروری بود. به نمایش برگردیم:
فقط یک شخصیت وجود دارد. این شخصیت هیچ اسمی ندارد. صحنه‌ی نمایش نیز حمام و دستشویی یک منزل است. دکور نمایش بسیار ساده است. درواقع هیچ نیازی برای پیچیده‌سازی حس نمی‌شود چرا که کارگردان هرآنچه را که می‌خواهد بیان کند، اموری مرتبط با روان کاراکتر است و ارجاعات صریحی به ابزارها و وسائل نیز صورت نمی‌گیرد. تنها استثناء موجود، یک عدد آب‌نبات چوبی یا شکلات بود که کاراکتر در اوج استیصال مقطعی روانی خود، به یکباره به جست‌و‌جوی آن می‌گشت و هربار آن را پیدا می‌کرد، به دهان می‌گذاشت و پاهایش را از شدت شعف چونان کودک خردسالی بالا و پایین می‌کرد و صدایش به صدای کودک برمی‌گشت. این‌ها ارجاعات آیینه‌ای هستند.
مرد چهل‌ساله‌ی بدون نام این نمایش، در هر بار تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. این‌ها درواقع تصاویر «خود» هستند که امکان یک «اگو»ی ثابت را از «خود» سلب می‌کند. پس کاراکتر نمایش، یک «خود» دارد که شکاف خورده و این شکاف نیز پرناشدنی است. مفهوم سوژه‌ی لاکانی در قامت «سوژه‌ی شکاف‌خورده» نیز از همین‌جا می‌آید.
مرد بی‌نامِ ما احساس «فقدان» و «فقر» و از دست رفتن یکپارچگی دارد. گویی مُهر ناپایداری دائمی بر پیشانی‌اش خورده است. مرد نمایش ما یک «اگو»ی شکافته دارد که هویت خود را در «دیگری» می‌جوید با شادمانی گذرا . چرا که تصویر ایجاد‌شده، بیگانه‌ساز است و مجال یکپارچگی به سوژه نمی‌دهد و اگو برای عبور از این وضعیت بیگانه‌ساز، وارد «نظم نمادین» می‌شود. تصور می‌شود که «خود» می‌تواند با ساحتِ زبان ورود کرده و این بُعد را مغلوبه ساخت.
صحنه‌ی حمام چندین ظرف مایع سفیدکننده و شوینده دارد. وان و توالت نیز در صحنه به چشم می‌خورد. انتخاب مکانی با این مختصات هوشمندانه می‌نماید. حمام محل شستسوی جسم است. توالت نیز بدن را از زائدات و فضولات تهی و پاکسازی می‌کند. شوینده‌ها نیز در حکم تمیزکننده هستند. اما نمی‌توانند مستقیماً بر جسم انسان (گوشت و پوست و اعضاء و جوارح) اِعمال شوند. پس دلیل حضور آنها چیست؟ یک پاسخ می‌تواند به مقوله‌ی «هویت و نفی» ارتباط داشته باشد. آنگونه که مادن ساراپ می‌گوید: به لطف هویت، هر موجودی همیشه یکسان باقی می‌ماندو به طوری که دائماً با خودش این‌همانی دارد و متفاوت از دیگران است. اما یک هستی از طریق نفی این‌همانی می‌تواند هویت خود را نفی کند و یا از آن فراتر رود و به هستی دیگر غیر از آنچه هست تبدیل شود. حتی به ضد خود. هویت و نفی درواقع جنبه‌هایی مکمل از یم هستی و وجودِ واقع هستند. با این اوصاف وجود شوینده‌ها در راستای نفی و زدودن هویت‌های قبلی کاراکتر معنا پیدا می‌کند. اما سوژه‌ی شکافته‌شده عملاً توانایی بازسازی و ترمیم خود را ندارد (مثلاً در این‌جا نمی‌تواند با هیچ شوینده‌ای هویت‌های قبلی را از «خود» پاک کند)
بازی با تمرین زایمان آغاز می‌شود. مرد قصه‌ی ما همچون زنان پای خود را باز می‌کند تا تمثیل زایمان را ارائه کند. تغییر صداها از نازک به کلفت به مثابه‌ی تغییر کاراکتر است. این به معنای آن است که «اگو»ی شکل‌گرفته در مرحله‌ی آینه‌ای، همواره «اگو»ی دیگری است. به همین خاطر است که نمی‌توان شخصیت ویژه‌ای را به عنوان کاراکتر غالب شناسایی کرد و تمهید کارگردان این بوده که چرخش مداومی بین این «اگو»ها شکل گیرد. اما چرا؟ دلیل این است که هرگونه جذبه و شادمانی در واقع مستعجل است چرا که تصویرِ ایجاد‌شده دارای بعد ویژه‌ای به نام «بعد بیگانه‌ساز» است. خصیصه‌ی این بعد آن است که هرگز به سوژه مجوز یکپارچگی نمی‌دهد.
مرد چهل‌ساله‌ی نمایش در ساحت امر خیالی مستقر شده است. حوزه امر خیالی درقلمروی تصاویر است، تصاویری که توجه را جلب کرده و با آنها همانندسازی می شود. این همان کاری است که کاراکتر نمایش انجام می‌دهد. خیال‌پردازی پایه‌ی اصلی درک ما از واقعیت است و آنرا به منزله‌ی روایتی می‌دانیم که میل را وارد می کند. برای لاکان انسان همان خیال های خودش است. در نظم خیالی مهمترین مسئله همانند سازی «من» یا ego بر اساس یک تصویرِ از «دیگری» است. هویتی که معرف رابطه دوتایی و نخستین است. هویتی که نه بر اساس صرف ارتباط «من» با دیگری بلکه بر اساس تصویری از دیگری شکل می گیرد. کاراکتر نمایش نیز دقیقاً به همین علت دچار ازخودبیگانگی است چرا که «من» از طریق «دیگری» است که رنگ می‌گیرد ولی گمان می کند این شماتیک از آن خودش است. کاراکتر چهل‌ساله که گویا تمامی عمرش در حصر بوده، هیچ شناخت دقیقی از «خود» ندارد. او به عدد 3 باور دارد. تعداد کاشی‌هایی که تک‌تک آن‌ها را تمیز کرده و عکس خود را در آن‌ها می‌بیند. اینکه سه بار با مرگ برخورد داشته است.
او از سکوت می‌ترسد با اینکه تلویزیون همواره روشن بوده اما او همچنان از سکوت در رنج و واهمه بوده است. پدر هنوز حضور خیالین دارد و این این خیالین به درجاتی از واقعیت می‌رسد. پدر از کلمه‌ی «بابا» خوشش نمی‌آید و هر بار «بابا» بر زبان کاراکتر آید، سیلی می‌خورد. پسر قرار بوده همواره طری رفتار کند که پدر می‌خواهد. آنگونه لباس بپوشد که پدر دوست داشته است. از دستگاه نظری لکان این را باید به‌مثابه‌ی آشتی‌دادن «دیگری» با «هویت خود» دانست. اما این مقصود هرگز حاصل نمی‌شود اینجاست که سوژه وارد «نظم نمادین» می‌شود.
کارگردان در مصاحبه‌ای گفته دغدغه اصلی او به مسئله انسان، هویت، تنهایی انسان و زندگی او در عصر مدرن و جهان هراس‌انگیز پیرامونش مربوط می‌شود. استفاده از عناصر مورد نیاز به آن دلیل است بتواند جهانی دیگری را به مخاطب نشان بدهد، جهانی که او در عین آنکه می‌تواند آن را درک کند برایش جذابیت‌های بصری و شنیداری و... به همراه داشته باشد. کارگردان گفته در این نمایش یک سری روایت‌های ناموازی وجود دارد که در یک مقطعی به یکدیگر پیوند خواهند خورد و اتفاق‌هایی که به شکل پازل گونه کنار هم چیده می‌شوند تا قصه کلی شکل می‌گیرد. اکنون سؤال این است که چه چیزی قرار است مانند نخ تسبیح این خرده‌روایت‌ها را در کنار هم قرار داده و منسجم کند؟ کارگردان جواب می‌دهد: «مخاطب با یک سری واگویه‌های درونی شخصیت مواجه است. حتی میزانسن‌ها و ترکیب‌بندی‌ها به شکلی صورت گرفت که مخاطب این شخصیت تماشاگر نیست، یعنی شخصیت برای لحظه‌ای با مخاطب صحبت نمی‌کند به این دلیل که اگر طور شود آن فضای محصور و چهار دیواری از بین خواهد رفت. بنابراین مخاطب این بازیگر موقعیت مکانی و سایر داشته‌های صحنه است. زیرا مخاطب اکنون نیازمند آن است که تصویر، واکنش و فضای دراماتیک ببیند» . این تمهید بسیار جالبی است که حکایت از آشنایی دقیق کارگردان به دنیای روان و روانشناسی و روانکاوی است.
من از تنهایی میترسم. اینجا احساس خفگی می کنم. نفسم بند میاد. اینجا هیچ کس نیست، همه رفتن. میترسم ، از تک تک کاشی های اینجا میترسم...

اینجا من با چهل سال عمر، تمام کارهای دیروز و انجام دادم. میدونم فردا هم همین کارای امروز و تکرار می کنم...

من از سکوت می ترسم. با اینکه تلویزیون خونه مون همیشه روشن بود ولی یه سکوت وحشتناک توی خونه بود که من ازش میترسیدم...

خودکشی اصلا کار راحتی نیست. من زیاد به مرگ فکر کردم، مرگ های زیادی رو هم دیدم...

من ، بچه که بودم دوست داشتم با ماهی های کاشی مون حرف بزنم. اونام با من حرف میزدن...

پام رفت رو خط، سوختم، از اول...

من ، بچه که بودم دوست داشتم یه کفشدوزک گنده داشتم ، پشتش میشستمو اون هر جا که میخواست منو می برد...

من خسته ام...چهل ساله که خسته ام...دلم میخواد بخوابم...سلام مادر...
دوستان عزیز سلام
در صفحه نمایش این یک اعتراف است اتفاقاتی در حال وقوع هست که مورد تایید من نبوده و نیست ، کامنت هایی البته مثبت از سوی کاربران تازه وارد در حال دریافت هستیم که از دیدگاه خودم به جای آنکه بار مثبت داشته باشد بار مخرب دارد،حتی امروز ظهر هم با تیوال تماس گرفتم که کامنت اکانت اولی ها پاک شود که امکان پذیر نبود.
این وضعیت برای خودم قابل پذیرش نیست چون احساس میکنم شیطنتی پشت این قضیه نهفته است در جهت تخریب کار،به این دلیل که بنده خودم همیشه مخالف این اکانت ها بوده و هستم و یک از معترضان به این امر،به احترام خودم و به احترام شما به این کامنت ها پاسخی نخواهم داد،البته که شکر خدا ما از تماشاگران و منتقدان همه روزه کامنت های مثبتی دریافت میکنیم که حتی برخی از کامنت ها به قدری زیبا و انرژی بخش است که در صفحات شخصی خود در اینستاگرام استوری ... دیدن ادامه » میشود،کسی از کامنت مثبت بدش نمیاد،الان هم مشکل من کامنت ها نیست اکانت ها هست،امیدوارم کسی که این بازی رو شروع کرده با دیدن این پیام متوجه زشتی این موضوع بشود،بارها اعلام کرده ام تیوال جای تسویه حساب های شخصی نیست،شرم کنید،به قول امام حسین ( ع ) اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.اگر قصدتان تخریب من است ، زحمت بیهوده نکشید،تصمیمی که در پایان نمایش میخواستم اعلام کنم الان اعلام میکنم که خیالتان راحت شود،با پایان یافتن این نمایش،به طور رسمی و برای همیشه از تیوال خداحافظی خواهم کرد،این مدت هم صبر کردم که نمایش تمام شود و الطاف دوستان بی پاسخ نماند،چرا که احترام به مخاطب همواره مهمترین اولویت برای بنده بوده،پس تخریب کنید یا نکنید من دیگر نخواهم بود.پس دوست عزیز خودت را به زحمت ننداز ! اهدنا الصراط المستقیم
آرش جان شما ثابت شده ای رفیق..
سخت نگیر..بی خیال..انقد حرص نخور عزیز..❤❤❤❤
۳۱ تیر
دوستان گلم ممنون از الطافتون .
ازتون اجازه میخوام که فعلا سکوت کنم ، در پایان نمایش مفصل باهم صحبت میکنیم ❤️❤️❤️❤️
۳۱ تیر
جناب رزمجو عرض ادب و احترام
متاسفانه امشب توفیق اینو ندارم که با دوستان خدمت برسم جهت دیدن نمایش و مخصوصا بعدش دیدار شما و دوستان همکارتون و دوستای عزیز تیوالیم.
برای همین اینجا خدمتتون عرض میکنم.
من که شخصا کامنت اولی بودنو ایراد نمیدونم و اون شخص ... دیدن ادامه » رو هم مستحق مذمت و توبیخ نمیدونم، نظرشونو گفتند.
ولی اینجا تحلیل جنابعالی و نتیجه گیریتون که دشمنی باهاتون هست خیلی برام عجیب بود، کلا دو تا نوشته تو صفحه نمایش جنابعالی کمی نا آشنا هستند که اولی جناب میلاد نامی هستند که هم شما و هم جناب محدث تشکر کردین از ایشون، دومی هم دوست عزیزی هستند که کلی مفصل و با استدلال خودشون نوشتند ( که البته با توجه به قلمشون بنده شخصا معتقدم متعلق به یک نفره هر دو اکانت مخصوصا شروع نوشتشون که " برای ..." و پایانش که ساعت و مکان نمایشو گفتند که خیلی مرسوم نیست) علی ایحال هجوم کامنت اولایی تو صفحه نمایش شما رخ نداده و همین دو موردم که عرض کردم اولیو پاسخ دادید و ظاهرا حتی میشناسید ایشونو. پس این نتیجه گیری توطئه کمی عجیبه. به نظرم خودامون لااقل دامن نزنیم به همچین فضاهایی.
در آخر کاش همین دلنوشته تون رو هم در صفحه نمایشتون میزاشتید که یک اپسیلونم حدس شما درست باشه خب خود اون یه نفر بخت برگشته هم متوجه بشه :)))
ارادت فراوان، باز هم حسرت فراوان بخاطر نبودنم امشب :(
۰۱ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه تئاتر آرتا ، هفتمین سال هجرت استاد سمندریان را به جامعه تئاتر تسلیت می گوید.
استاد ترین ، چقدر جایتان در تئاتر امروز ما خالیست ، گویی با رفتنتان برکت و شکوه هم از این تئاتر رفت،در نبودتان ، آدم کوچک ها چه زود قد کشیدند و با رانت بازی تئاتر را به ورطه نابودی و تماشاگر گریزی کشاندند،با رفتنتان آدم های تئاتر چه زود با هم نامهربان شدند و به جان هم افتادند ، استاد ترین چقدر جایتان در حال و هوای امروز تئاتر ما خالیست که آدم های تئاتری را دوباره دور هم جمع کنین و برایشان از انسانیت و مهربانی و معرفت بگویید...استاد ترین ، میراث ارزشمندی که برای ما گذاشتین با دست خودمان داریم نابود میکنیم...ای کاش که بودین...


خبر :
مراسم تجلیل از یک عمر فعالیت هنری استاد جمشید هاشم پور بازیگر توانمند و خاطره ساز سینما به همراه افتتاحیه نمایش این یک اعتراف است به نویسندگی و کارگردانی شادی اسدپور و‌تهیه کنندگی ارش رزمجو و با بازی فرزین محدث روز یکشنبه ۲۳ تیرماه ساعت ۱۸.۳۰ در عمارت نوفل لوشاتو واقع در خیابان نوفل لوشاتو بن بست زیبا برگزار میشود در این مراسم هنرمندان و اصحاب رسانه به پاسداشت یک عمر فعالیت هنری استاد جمشید هاشم پور ، گرد هم خواهند آمد.
این اثر روانشناسانه-اجتماعی ، تهیه و تولید موسسه هنری آرتا می باشد و فروش اینترنتی بلیط این اثر ، از طریق سایت تیوال انجام میپذیرد.

دوستانی که برای روز یکشنبه بلیط گرفته اند،جهت جلوگیری از اشتباه تاکیدا عرض میکنم خدمتتون که ساعت ۱۸:۳۰ مراسم افتتاحیه ساعت ۱۹:۲۰ ورود به سالن و ساعت ۱۹:۳۰ آغاز نمایش خواهد بود.
زنده باد
۲۱ تیر
حیف که نتونستم به افتتاحیه برسم اما سعی میکنم حتما روزهای اینده به دیدن نمایشتون بیام
۲۴ تیر
جناب کارآمد نازنین
قدم به چشم ما میذارین ، ممنونم از لطف و حمایتتون ❤️❤️❤️❤️
۲۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان گلم سلام
من همیشه اونور بودم ، خیلی عادت ندارم اینور باشم :))))))
بچه ها صفحه این نمایش،صفحه هممون هست،در این صفحه نه آیدی فیک خواهیم داشت نه تعریف فیک و نه امتیاز فیک و نه آیدی هایی که بخوان حمله کنن،من خودم هستم در کنارتون،تمامی انتقادها و پیشنهاداتتون رو با جان و دل پذیرا هستم،هیچ سانسوری در این صفحه انجام نخواهد شد و تمام تلاشم بر اینه که در این صفحه اخلاقیات به طور کامل پیاده بشه.
مطمئن باشین آیدی فیکی از جانب گروه به این صفحه وارد نخواهد شد ولی هر آیدی فیکی هم که بخواد به این صفحه وارد بشه ، خودم شخصا جمله خوشامدگویی معروفمون رو بهش خواهم گفت ! :))))))))
بچه ها نظرات شما که دوستان من هستین و صداقت و شرافت قلمتون رو میشناسم برای من بسیار حائز اهمیت هست حتی اگه هم نظر من نباشین،من نمره یک رضا غیوری برام خیلی ارزشمند تر از نمره و نظر ده تا آیدی ... دیدن ادامه » فیکه که بخوان به من ۵ بدن،چون نمیدونم و نمیشناسمشون ولی لااقل رضا رو میشناسم که بخل و کینه ای نداره و صرفا نظرشو میگه،پس لطفا تنهامون نذارین و نظراتتون رو برامون بنویسین.
اگر دوست داشته باشین میتونیم یه روزی رو قرار گروهی هماهنگ کنیم که بعد کار هم بشینیم باهم گپ بزنیم،اگه روزی هماهنگ بشه و تعداد مشخص بشه،من میتونم به تعداد نفراتی که قراره بیان ، بلیط نیم بها رزرو کنم کد رو براتون ارسال میکنم که در گیشه تحویل بگیرین.
البته دوستان تیوالی نازنینم هم که تمایل به قرار گروهی ندارن و دوست دارن مجزا بیان،قبلتر به من بگن من میتونم به همین ترتیب براشون رزرو کنم که بلیطشون رو از گیشه تحویل بگیرن.
در صحنه براتون سعی کردیم که سورپرایزهایی داشته باشیم،همانطور که میدونین در استانداردهای جهانی تئاتر،صدا یکی از اعجازهای صحنه به شمار میاد که در کشورمون به دلیل هزینه های بالای تولید صدا،معمولا از این اعجاز صرفنظر میشه،ما تمام تلاشمون رو کردیم که مخاطب در پایان ، با رضایت از سالن خارج شود.
امیدوارم که پیشتون رو سفید باشیم. :)
آهان راستی یادم رفت اینو بگم الان یادم افتاد اضافه کنم :))))) میگم که من عادت ندارم اینور باشم :)))))))) ایشالله روزی که هماهنگ بشه بیاین،اون روز یه پارتی بازی ویژه میکنم که اصن عکاس نباشه تو سالن ! که همه در آرامش کار رو ببینن :))))))))
ممنون آقای رزمجو شما محبتتون به ما ثابت شده
۱۴ تیر
آقای رزمجو با کار خوب و محبتتون من و شرمنده کردین بخدا
۲۵ تیر
نفرمایین خانم رویای نازنین ❤️❤️❤️
امشب نوفل غرق نور شد با حضورتون ، خیلی خیلی ممنونم از حضورتون و انرژی خوبتون ❤️❤️❤️
۲۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدی (آرش) رزمجو
درباره نمایشنامه‌خوانی صدای خاموشی i
بعد از مدت ها ، بلاخره دیشب نمایشی دیدم که حالم خوب شد ، واقعا ممنون بچه ها ، دمتون گرم . البته این نمایشنامه خوانی نبود ، معمولا تک اجراها ، برای اینکه درگیر ممیزی ها نشن از عنوان نمایشنامه خوانی استفاده میکنن.با وجود اینکه به علت تک اجرا بودن از دکور و نور و موسیقی محروم بودین ولی بازهم چقدر خوب بودین،اینو نمیگم چون خیلی هاتون از هنرجوهای قدیمی بودین،به خاطر اینکه با توجه به اینکه اولین تجربه صحنه ایتون رو تجربه میکردین بی نظیر بودین ، صد البته که متن ، بازی ها جای کار داشت و میتونین خیلی خیلی بهتر هم باشین،ولی دیشب خیلی بهتون افتخار کردم و خیلی امیدوار شدم به آینده تئاتری که شما قراره بازیگرانش باشین،دست مریزاد به تک تکتون،لطفا مغرور نشین و همیشه مثل دیشب بدون هیچ خودنمایی ، تمام خودتون رو در صحنه ارائه کنین و برای موفقیت سه چیز رو فراموش ... دیدن ادامه » نکنین ،تمرین تمرین تمرین،صبر صبر صبر،استقامت استقامت استقامت.کاری که شما در صحنه انجام دادین خیلی از گروه های حرفه ای و نیمه حرفه ای این روزهای تئاتر ما از انجامش ناتوان هستن ، اینکه تماشاگر رو با حال خوب از سالن خارج کنین.
قدر خودتون رو بدونین که میتونین در سالهای آتی جزو بهترین ها باشید.
و نکته پایانی : درود به شرفتون هم به خاطر اجرای دیشبتون و هم اینکه در شروع کار اینقدر حرفه ای هستین که نه اکانتی ساختین که بیاین از خودتون تعریف کنین نه به خودتون امتیاز دادین ! و من امروز با افتخار براتون نوشتم و با افتخار تنها امتیاز پنج صفحه تون رو ثبت کردم ، همیشه موفق باشین و همیشه بدرخشین.
بامداد جان دستگیرت کردم ! :)))))))
کجایی خبری ازت نیست ، اصن شما و علی عبداللهی که نباشین تیوال صفا نداره :)
۱۴ خرداد
باسلام خدمت شما جناب آقای رزمجو
با گذشت ٣٦ روز از اجرای من و دوستانم هم اکنون نظر شما را نسبت به خودمان ملاحظه کردم.
چه دلنشین است که در شروع راهی بی پایان عزیزانی همچون شما و استاد عزیز سرکار خانم اسدپور و فرزین جان محدث در کنار ما حظور داشتید.
نکاتی ... دیدن ادامه » که عرض کردید بسیار بسیار بسیار برای ما حائز اهمیت است.
باشد که روز به روز به درخشندگی شما عزیزان اضافه شود.
ارادت
مهدی ناظمی
۱۵ تیر
عزیزمی مهدی جان ❤️❤️❤️❤️
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدیریت محترم سایت تیول
اخیرا بسیار مشاهده میشود که کاربران قدیمی تیوال ، به سبب نظراتی که ثبت مینمایند و موافق با نظرات عوامل اجرایی نمایش ها نمیباشد به شدت مورد کم لطفی و حتی بعضا هتاکی هم قرار میگیرند و در این بین ، آنچه که بیشتر از این توهین ها و هتاکی ها ، آزار دهنده و مشمئز کننده است سکوت عجیب و تظاهر به ندیدن های همیاری تیوال است !!!! قریب به سه ماه است که وارد دیوار بعضی نمایش ها که میشوی انگار وارد چاله میدون شدی !! تعدادی اکانت فیک و وابسته بسان شعبون بی مخ و نوچه هایش ایستاده اند و آماده حمله به کاربرانی هستن که موافق نباشند !!!! من به شخصه نه اون نقد مخربی که با بدترین ادبیات نوشته میشه رو تایید میکنم و نه سیستم شعبون بی مخی اکانت های فیک که در مقام پاسخگویی بر میان ، رضا بولو چند روز پیش مطلبی نوشت که به شدت موافق آن مطلب بودم "ولی‌نعمتان ... دیدن ادامه » حقیقی تیوال کاربران اون هستند." نه من تهیه کننده و امثال من ، این جمله را قاب کنید و بر سر در تیوال در قسمت بنر اصلی بزنید که هر که وارد تیوال شد این بنر را ببیند ! اتفاقا این عزیزان ولی نعمتان ما هم هستن ، من به شخصه این مورد را معترفم شمارو نمیدانم !؟ به نظرم با فضای کنونی تیوال ، وقت آن رسیده که موضع خودتان را مشخص کنید به قول قدیمی ها " شتر سواری دولا دولا نمیشود " با مسکوت گذاشتن موارد و ورود نکردن به موضوعات هیچ مشکلی حل نمیشود ، یا رسما اعلام کنین که سیاست کاریتون مانند دیگر سایت های محترم است یا اینکه آستینی بالا بزنین و اوضاع را سامان بدهید ، طبق قوانین و سیاست های تیوال نه نقدی میبایست نامحترمانه و توهین آمیز باشد ، نقد بایستی سازنده باشد نه مخرب و نه حتی سفارشی و نه گروهی اجازه استخدام شعبان بی مخ دارد ، اگر همچنان این رویه را ادامه دهید در مدت کوتاهی عملا کاربر ان قدیمی خود را از دست میدهید ، مگر میتوان تیوال را بدون نیلوفر ثانی و رضا غیوری و محمد لهاک و رضا بهکام و میثم هنزکی و فرزاد جعفریان و علی عبداللهی و عباس الهی و خانم مریم و نیلوفر و سایر عزیزان دیگه متصور شد !!؟؟؟ پس قبل آنکه اتفاقی بیفتد و روزی این عزیزان نباشند که با این فضای لمپنیسم که در تیوال در حال حاکم شدن است بعید نیست این اتفاق بیفتد آستین همت بالا بزنین و اوضاع را سر و سامان بدهید . یکبار برای همیشه ریشه نجس و نامبارک اکانت های فیک و بی تربیت را بخشکانید. که حرمت مسجد به متولیش هست ، حرمت ما کاربران که شکسته بشه برای شما هم حرمتی نخواهد موند...
جناب رزمجو به تازگی که سنت جدیدی پایه گذاری شده و اون پاک کردن و هاید کردن نظرات کاربرانیه که مخالف سیاستهای دستور داده شده توسط عوامل اجرائی نمایش‌ها به گروه محترم همیاریه. همین امروز شاید بیش از ده مورد از نظرات دوستان که فقط گلایه کوچیکی بود بابت ... دیدن ادامه » عدم اختصاص یافتن هیچگونه تخفیفی برای نمایش قحطی زادگان، توسط گروه محترم همیاری هاید شد و نمایش داده نشد. در پیش گرفتن همچین رویکردی جداً باعث تاسف فراوانه
۱۱ خرداد
من پایم :))
۱۳ خرداد
خب خدارو شکر که یه اتفاق خوب رقم خورد :)
۱۳ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موسسه هنری آرتا برگزار میکند
کارگاه های تخصصی تئاتر

دوره اول

اساتید :
محمد رحمانیان
مهتاب نصیرپور
ایوب آقاخانی
یاسر خاسب
رضا کشاورز
علی شمس
عاطفه تهرانی
فرزین محدث
شادی اسدپور

*ظرفیت ... دیدن ادامه » کارگاه ها محدود می باشد .
*شروع کارگاه ها از نیمه اول خرداد ماه می باشد.

* تلفن هماهنگی جهت مشاوره و ثبت نام در کارگاه ها
66953955
66498735

* مدیر مسئول : شادی اسدپور
* مدیر آموزش : فرزین محدث

*صفحه اینستاگرام موسسه
arta_theater

آدرس : تقاطع خیابان انقلاب و فلسطین جنوبی - پلاک 1102 - طبقه دوم
آقا تبریک میگم ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۲۵ اردیبهشت
خانم دکتر کم سعادتی از ما بوده،بله در جریان هستم،ایشالله که هرچه زودتر دفع بلا بشه و سلامتی حاصل بشه.
برای اجرا اگر مقدور بود حتما به ما افتخار بدین و قدم به چشم ما بذارین و تشریف بیارین در خدمتتون باشیم.
۱۲ تیر
ممنونم از لطف و محبت شما آقای رزمجو ، حتماً خدمتتون خواهم رسید
۱۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری محترم تیوال
بنده ها بارها و بارها در خصوص وجود اکانت های مشکوک در تیوال و لطماتی که ممکن است به کارها وارد نمایند هشدار دادم و بازهم یکی از هشدارهایی که دادم سوای امتیاز دادن و تعریف کردن های فیک ،که مبادا زمانی برسد که تیوال محفل تسویه حساب های شخصی بشود.
در صفحه نظرات این نمایش ، دو نظر ابتدایی توسط اکانت هایی ثبت شده که در یک روز در تیوال ثبت و با فاصله یک روز از یکدیگر اقدام به انتشار اولین نظر و اینبار در جهت منفی کرده اند.
من اجرای جدید این نمایش را ندیده ام و طبعا نمیتوانم نظری در خصوص اجرای جدید داشته باشم و دوستانی هم که بنده را میشناسند میدانند که بنده تعلقی به اعضای این نمایش ندارم ولی اینکه کارگردان نمایش تصمیم بگیرد که نمایشی را مدرن اجرا نماید اصن مقوله عجیبی نیست همانطور که دیدیم استاد گرانقدر جناب نعیمی هم نمایش ترور را ... دیدن ادامه » به صورت مدرن اجرا کردند و خیلی هم با استقبال و تحسین روبرو شد . امیدوارم که نظر این دو عزیز از روی کین و بغض نبوده باشد و صرفا نظری واقعی باشد. اهدنا الصراط المستقیم...
اتفاقا درست زمانی که همون نظرات مذکور رو میخوندم یاد “ ترور “ افتادم و اینکه دقیقا چه ایرادی به این سبک از طراحی و اجرا وارده که عزیزان فرمودن .
ممنون که یکبار دیگه خاطره ی فراموش نشدنی ترور رو تداعی کردید
۰۵ اسفند ۱۳۹۷
جناب هیربد نازنین
سپاس از مشارکت شما در این بحث و لطف و عنایتی که به بنده دارین ❤️❤️❤️
جناب هیربد نازنین در خصوص مواردی که فرمودید در نمایش ما اتفاقاتی روی داد که ترجیح میدهم که موضوع باز نشود،در همین حد بگویم که خود بنده نسبت به کامنت هایی که از ... دیدن ادامه » سوی کاربران کامنت اولی منتشر شد معترض بودم و گواه این ادعای بنده جناب آقای مجرد ، مدیر مارکتینگ تیوال میباشند که بنده در تماس تلفنی با ایشان و اتفاقاتی که پیرامون یکسری حواشی حول این کار ( که موضوع را باز نمیکنم ) رقم خورده بود ، نسبت به این موارد ابراز نگرانی کردم و حتی خواستار پاک شدن کامنت های نظر اولی بودم چرا که منجر به یکسری ناراحتی و کدورت از سوی دوستان تیوالی شده بود و پس از آن نیز از دوستان تیوالی درخواست نمودم به تماشای کار ما بنشینند که مشاهده میشود که برخی دوستان کار را دوست داشتند و برخی هم دوست نداشتند و این البته در حوزه تئاتر کاملا امری طبیعیست.
در خصوص موردی هم که فرمودید با شما کاملا موافقم، بنده این اواخر دقت فرموده باشید واقعا دیگه عکس العملی نسبت به کامنت ها و تعریف های فیک ندارم و فقط کامنت ها و نظرات دوستان تیوالی خودم را مطالعه میکنم و کاری به دوستان دیگر ندارم.در خصوص این نمایش هم به خاطر اینکه احساس کردم که انتقادات ناواردی به این کار شده است و انگار بیشتر جنبه یک تسویه حساب دارد و ممکن است به کار لطمه وارد کند به موضوع ورود کردم چون به خوبی واقفم که برای اینکه نمایشی به روی صحنه برود ، گروه اجرایی چه سختی هایی را باید متحمل شود و چقدر پله های مرکز را بالا و پایین برود و چقدر هزینه مالی و عاطفی نماید تا در نهایت نمایش به روی صحنه برود و واقعا انصاف نیست که مبادا یک لحظه تحت تاثیر احساسات و یا کین و بغض قرار بگیریم و مطلبی را به نگارش در بیاوریم که ممکن است لطمه جدی به یک نمایش وارد کند،صد البته که بنده با نقد مخالف نیستم اینجا دوستان تیوالی من بسیار نقدهای درست مینویسند و خیلی مواقع هم پیش میاید که با نمایشی موافق نیستند ولی آنقدر قلمشان و قلبشان شریف و صادق است که به دل مینشیند و من خواننده هیچگاه بوی بغض و کین از قلمشان دریافت نمیکنم.علی الوصف الحال هدف حمایت از نمایشی بود که بنده به زعم خودم احساس کردم مورد حمله نامنصفانه ای قرار گرفته است.
۱۱ اسفند ۱۳۹۷
با پوزش از اینکه بدلیل مسافرت کاری کامنتتون رو دیر دیدم
کاملا صحیح می فرمایید که دوست داشتن یا نداشتن هر کاری امری طبیعیست
اما انتقادهای با اکانت ناشناس را در اینگونه موارد به حساب این بگذارید که شاید جرات سخن گفتن بطور واضح وجود نداشته است ، چراکه ... دیدن ادامه » هزینه ی اینگونه اندیشیدن ، امروزه بسیار بالاست.
البته با شناختی که دورادور از شما دارم با دیدن این نمایش سفارشی مطمئنا به این دوستان حق می دادید که چنین انتقادهایی را نگارش کنند و آن را نامنصفانه نمی دید.
در انتها سانسور و بالا و پایین رفتن و تحمل سختی ها و هزینه های مالی و عاطفی را سهم آنها می دانم که دغدغه ی مردم را دارند ، نه سفارشی سازهاییکه ...
۱۹ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدی (آرش) رزمجو
درباره نمایش زهرماری i
زهرماری توام !؟؟ تو که عالی بودی اینهمه هم موفق بوده کارت ، نیاز به اکانت فیک نداری ، واقعا نداری ، تو چرا دیگه آخه !؟؟؟ :((((((((((
محمدرضا و عباس الهی این را خواندند
آذرمهر، امـیـر، سایه * و نینا صادقی این را دوست دارند
آقای رزمجوی گرامی سلام
لزوما هر اکانت تازه ساختی فیک نیست
بالاخره همه ما از جایی شروع کردیم
اتفاقا نمایش هایی که ستاره ای مثل علی شادمان دارند همونظور که خودتون فرمودین نیازی به اکانت ساختن ندارند
این اکانت های تازه که در این نمایش ها می بینید ظرفداران ... دیدن ادامه » این عزیزان هستند که خواستن حال خوبشون رو به اشتراک بگذارند و احتمالا تا نمایش بعدی ستاره محبوبشون هم اینجا پیداشون نمیشه و کاری به کار کسی ندارند.
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
خانم مقدم گرامی کاش نسبت به به کارگیری واژه ی "ستاره" اونهم برای بازیگری تئاتر کمی سخت گیرتر باشیم.
۰۴ اسفند ۱۳۹۷
آرتمیس عزیز با توجه به پر شدن سالن هایی که اجراهای علی شادمان رو دارند به نقل از طرفدارانش فکر میکنم اصطلاح ستاره بهش بیاد.
۰۴ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیم محترم اجرایی لطفا به شعور مخاطب احترام بگذارید !!!! آمدید با اکانت های فیک برای خودتان کامنت گذاشتین نادیده گرفتیم گفتیم جوان هستید و نیازمند حمایت ، به روی خودمان نیاوردیم ! ولی این کار اخیرتان بسیار کار کثیفی هست ، این نوع تبلیغات مشمئز کننده ترین و شرم آورترین نوع تبلیغه واقعا !!! نازگل صبوری ، احسان داروغه ، مهران معلم ، هاله بهبهانی و صحرا صادقی که در قالب 5 کامنت مشاهده میشوند همگی متعلق به یک اکانت هست که با تغییر نام پیاپی اقدام به این عوام فریبی و ثبت نظرات نموده است !!!! واقعا خجالت نکشیدید که ممکنه یک نفر متوجه بشه !!؟؟؟؟؟؟؟ فکر نکردین این کار با کلاهبرداری هیچ تفاوتی ندارد !!؟؟؟؟؟ مثلا کار فرهنگی میکنین !!؟؟؟

همیاری محترم تیوال بارها و بارها تذکر دادیم ! گوشزد کردیم ! اعتراض کردیم ! که تیوال را اکانت های فیک پر کرده است !! تیوال را به ... دیدن ادامه » کثافت کشانده اند !! تیوال جولانگاهی برای تعریف و تمجید های فیک !! امتیازهای فیک !! تسویه حساب های فیک !! شده است ، چاره ای بیندیشیدید !! حتی خودمان بهتان راهکار هم دادیم ولی گوش نکردید که نکردید !!! حالا تحویل بگیرید !!! یه اکانت با 5 تغییر نام 5 کامنت ایجاد میکند !!! اکانت های فیک در صفحات نمایش های مختلف بیداد میکنند !!! هیچ دقت کرده اید که کاربران فعالتان چه قدر این اواخر کم فعالیت شده اند !!؟؟؟ دقیقا به خاطر این فضای مسمومی هست که بارها و بارها بهتان تذکر دادیم و شما هم بارها و بارها گوش نکردید !!! چک کردن این موارد هم وظیفه شماست نه بنده !!!!!
:||||||||||||||||||||||||||||
۰۸ بهمن ۱۳۹۷
من جواب سوالاتمو نگرفتم ولی بهر حال سپاس از شما بابت انتقال این موضوع به صفحه شخصی بنده
۰۹ بهمن ۱۳۹۷
درود به شرف اصغر دشتی و علی شمس که اینهمه کامنت منفی گرفتن ولی یه اکانت فیک نساختن که از خودشون تعریف و تمجید کنن ، به شخصه از این دو عزیز آموختم رسم شرافت و بزرگی رو.
۰۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیوال عزیز سلام
ضمن تشکر از سایت تیوال که همواره حامی گروه های تئاتری میباشد پیشنهادی داشتم که امیدوارم که مورد بررسی و اقدام قرار گیرد.البته تیوال جان ما همچنان چشم امید به ایجاد صفحه هنرمندان که قولش را داده بودید هم داریم :)))
و اما پیشنهادی در خصوص حل معضل کاربران جدید الورود که برای برخی نمایش های خاص ساخته میشوند که در بسیاری موارد منجر به درگیری و بحث بین کاربران قدیمی و کاربران ثانیه ای ایجاد شده در تیوال میگردد و این موضوع در نهایت منجر به عدم بی اعتباری نظرات کاربران و حتی خود سایت تیوال میشود چرا که بارها دیده ایم که کاربری آمده نظر داده که به دلیل کامنت های مثبت فلان نمایش رفتم کار رو دیدم و دوست نداشتم و این اصلا اتفاق خوبی نیست نه برای ما و نه برای تیوال.
در خصوص حل این معضل چند پیشنهاد داشتم ، اینکه کاربران قدیمی و فعال تیوال کاملا ... دیدن ادامه » مشخص هستند کسانی که واقعا نقد مینویسند ( نه کسانی که برای اینکه تعداد کامنت هایشان را بالا ببرند به صورت تک جمله ای مانند ممنونم ! عالی بود ! فاجعه بود ! و امثالهم کامنت میذارن ) این کاربران یا با رنگ دیگری نمایش داده شوند و یا مانند بسیاری از سایت ها همانند ویکیپدیا و ... با یکی از عناوینی مانند " کاربر فعال " " کاربر مرجع " " کاربر منتقد " " کاربر با سابقه " همراه با رتبه بندی یک تا پنج ( مثلا کاربر با سابقه رتبه 3 ) درج شوند و کاربران جدیدالورود با عنوان کاربر تازه وارد ، این باعث میشود که تشخیص نظرات کاربران با سابقه تیوال از دیگر کاربران جدید الورود برای کسانی که خیلی آشنایی با تیوال ندارن هم راحت تر شود و اینکه امتیاز دادن به کارها اینقدر راحت و با ایجاد یک پروفایل مقدور نباشد یعنی تنها کاربران با سابقه امکان دادن امتیاز را داشته باشند اینجوری خیلی واقعی تر همه چیز مشخص میشود اینکه من صدتا آیدی بسازم و خودم به خودم نمره بدهم تنها عوامفریبی است و در نهایت باعث لطمه خوردن به کاربران با سابقه و سایت تیوال میشود ، امیدوارم که هرچه سریعتر در صورت امکان و صلاحدید در این خصوص چاره ای بیندیشید :) سپاس از شما و قدردان زحماتتان هستیم :)
درود بر شما
سپاس از پیشنهادات خوب شما. موضوع در دستور بررسی و رسیدگی قرار می‌گیرد.

امکانات صفحه هنرمندان به گونه‌ای پیشرفته در مراحل پایانی است و رونمایی خواهد شد.
۰۶ آذر ۱۳۹۷
درود بر شما
یکی از امکاناتی که تا حدی همسو با این مشکل هست درج تاریخ ثبت نام افراد است که انجام شده‌است، اما قطعا ایده‌هایی همچون نمایش سطح و امتیاز کاربران خیلی موثرتر هستند که نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت نیستیم.

کارهای وسیعی در تیم فنی تیوال در حال انجام ... دیدن ادامه » است که باعث شده کمی امور نیاز به اولویت‌بندی و زمان‌بندی داشته باشد و از بابت اینکه برخی امور به زمان بیشتری نیاز دارد از شما کاربران عزیزمان پوزش می‌خواهیم.
۲۶ دی ۱۳۹۷
همیاری جان سپاس از حسن توجه شما :)
امیدواریم که هرچه زودتر محقق شود :)
۲۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب در یکی از نمایش های در حال اجرا اتفاق ناخوشایندی افتاد ، مشکل ورود ناتماشاگران ، معضل بزرگی در سالن های تئاتری است.امشب تماشاگری با بطری آب خود بازی میکند بار اول ، بازیگر در قالب بازی خود به او تذکر میدهد ، ناتماشاگر فوق همچنان به کار خود ادامه میدهد و آنقدر تمرکز بازیگر را بهم میزند که بازیگر در مرتبه دوم تا ردیف وسط به سمت او می رود و بطری آب او را از دستش میگیرد و به بیرون از سالن پرتاب میکند ! این ناتماشاگر را من اسمش را میگذارم چهارپا ! حضور یک چهارپا در یک سالن تئاتر ببینید چه ضربه ای به یک نمایش میزند ، حتما میتوانید تصور کنین بعد این اتفاق حال بازیگران و دیگر تماشاگران تا پایان نمایش چگونه است... حضور چهارپایانی که در سالن های تئاتر حضور پیدا میکنند و با اقداماتی نظیر خوردن چیبس و پفک ! بازی کردن با موبایل و نور انداختن در سالن ! حرف زدن ... دیدن ادامه » در حین اجرا ! حرکات نامتعارف ! فیلمبرداری و صدا برداری غیر قانونی ، خوابیدن و خر و پف کردن و ... تجاوز به حقوق دیگر تماشاگران میباشد ( چرا که در نهایت باعث بهم خوردن تمرکز بازیگر میشود ) چهارپای عزیز ! شما فکر میکنید که کسی شما را نمیبیند یا اقدام شما لطمه ای به دیگران نمیزند در صورتیکه کوچکترین نوری یا صدایی باعث بهم خوردن تمرکز بازیگران و تماشاگران میشود.لذا از شما چهارپایان عزیز عاجزانه استدعا دارم که از حضور در سالن های تئاتر جدا خودداری فرمایید چرا که تئاتر ما نیازمند تماشاگر فهیم تئاتری است نه چهار پایان !
حضور چهارپایان در سالن های نمایش در حال تبدیل شدن به معضل بزرگی در تئاتر است،لطفا دوستانی که با این موضوع موافق هستن با نشر دادن این موضوع در صفحات خود به کمک تئاتر آمده و باشد که به حول و قوه الهی ! این مطلب آنقدر دست به دست شود تا به دست چهارپایان مورد بحث برسد.
"بعضن" خدا رو شکر می‌کنم که بازیگر تئاتر نیستم چون الان قطعن به جرم قتل نفس یا اعدام شده بودم یا در نوبت اعدام بودم. هرچند چنین بیمی رو به عنوان تماشاگر هم دارم.
۰۶ آذر ۱۳۹۷
جناب رزمجوی عزیز
ممنون ازپاسخ تون. باعث افتخار بود مطالعه دغدغه های شما که دغدغه ی این روزهای خیلی از اهالی هنر است.
ممنون از شما
۰۶ آذر ۱۳۹۷
امیدوارم دوستان به توصیه شما عمل کنند و بازتابش بدن تا بیشتر و بیشتر دیده و شنیده بشه.... مخصوصن به چشم و گوش اونایی که باید، برسه.
۰۶ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرزین محدث نازنین ، امشب وقتی برای دومین بار به تماشای این نمایش نشستم با تمام وجود به این نتیجه رسیدم (به قول جمله ای که این روزها خیلی باب شده ) که سوپر استار واقعی تو هستی ، بقیه حتی اداتو هم نمیتونن در بیارن ! تئاتر ما باید به تو افتخار کند که هنرمندی همچون تو در خودش دارد ، صدای تشویق و دست زدن های ممتد مرا به یاد سالها قبل و تشویق استاد سیامک صفری در رومولوس کبیر در سالن اصلی انداخت ، تشویق و قدردانی که لایقش هستی ، مارا ببخش که در تمام این سالها در حقت کوتاهی کردیم و تو را سلبریتی ندانستیم که تو خود به تنهایی برای به وجد آوردن یک سالن کافی هستی ، آخر تو چه اعجوبه ای هستی که تنها و تنها در چند ثانیه با تغییر کاملا محسوس بدن و بیان از نقشی به نقشی دیگر میروی و آن را آنقدر باور پذیر ارائه میکنی ، تنها و تنها در چند ثانیه ! سوپر استار واقعی تو هستی...
ایمان ... دیدن ادامه » دارم که جایزه بازیگری فجر امسال از آن توست و امسال سال توست ، سالی که تئاتر ما به احترام تو تمام قد خواهد ایستاد و محو و مسخ هنرنمایی تو خواهد شد.

مهران رنجبر عزیز کارگردانی و بازی درخشانت به وضوح در جای جای صحنه و حتی در بازی فرزین محدث کاملا مشخص است ، برایت موفقیت و درخشندگی بیشتر از این ها آرزومندم.

فجر امسال شما را فریاد خواهد زد... فریاد !
فرزین محدث واقعا یدونس...هنوز بازیش توی شب دشنه های بلند، مغزمو داره از داخل میخوره
۲۳ آبان ۱۳۹۷
آقای رزمجوی عزیزم :)) آخیییی..اشکال نداره، تشریف بیارید با ما بریم، بگید این بچه رو آوردم اولین تیاترشه گفتم کنارش باشم تنها نبینه :))
بهونه از این بهتر؟ :)

به روی چشم، شما عزیزید..حتما دیدم نظرم رو میگم خدمتتون
۲۶ آبان ۱۳۹۷
سرکار خانم قاسم نژاد نازنین :)))))))))))))))
جناب عبداللهی نازنینم :))))))))))))))))))
۲۶ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان گلم سلام
دوستانی که بنده رو میشناسن طبعا میدونن که بنده ارتباطی به این نمایش ندارم،امشب به طور اتفاقی در صفحه اینستاگرام خانم پرور دردنامه ای دیدم که دل خودم هم به درد اومد چون به شخصه تک تک کلمات و درد های تلخ ایشون رو لمس کردم،دردی که تمامی گروه های تئاتری بارها و بارها تجربه اش کردن،تصمیم گرفتم دردنامه ایشون رو عینا در همین جا عنوان کنم.خودم به شخصه در اولین زمان ممکن به تماشای این نمایش خواهم رفت ، خواستم از شما عزیزان هم بخواهم که شما هم در صورت امکان به تماشای این کار برین،چون درد این خانم درد خیلی از گروه های تئاتری هست.ایشون الان هم به جای اینکه مثل چند نمایشی که در دیوار تیوال به شکل به شدت زننده ای داره خودنمایی میکنه که از همون روش قدیمی پروفایل های فیک برای خودشون بازار گرمی میکنن ( که قطعا همه میدونین کدوم نمایش ها هست ولی فعلا ... دیدن ادامه » اسمی ازشون نمیبرم بلکه خودشون خجالت بکشن ) اومده به جای این کار ، خیلی صادقانه در صفحه شخصی خودش درد و دل کرده.

از برج یک یعنی فروردین مشغول نوشتن این نمایش شدم همه اعتبارم رو گذاشتم وسط و خوبای روزگار رو جمع کردم و تمرینم رو شروع کرد زمانی رو که باید برای تبلیغاتم می گذاشتم به لطف بازبینها مشغول بازنویسی کار شدم و وقت از دست رفت حالا رو صحنه ام در حالی که هنوز مجوز اجرا ندارم تمام اینها رو تو لایو به شماها گفتم و ازتون خواستم که هفته اول منو تنها نگذارید تمام تلاشم رو کردم که قیمت بلیطم همون قیمت پارسال باشه که دیگه هیچی مثل پارسال نیست ولی بلیط من همون سی و پنج تومن هست تازه با تخفیف میشه سی تومن . من حرف شما ها رو دارم روی صحنه میزنم کار من حرف داره که هنوز مجوز اجرا بهش ندادن . من سهم خودم رو انجام دادم من چهار شبه نخوابیدم و دلم به درد میاد که سالنم خالی باشه و فکر میکنم این حق من نیست این حق کار من نیست که پا در هوا مونده باشه و هر شب فکر کنم امشب شب آخرمه و هیچکس زحمات چند ماهه این گروه رو ندید . این حرف ها گلایه نیست اینها دردی هست که تو دلمه و اگر به شما نگم به کی بگم . ایمان دارم هر ایرانی که دلش برای ایران می تپه باید این کارو ببینه .( سوسن پرور )