تیوال امیرمسعود فدائی | دیوار
S3 : 21:59:41
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
پرفورمنس خیلی جذابی بود برای من، فقط بدونید که نهایت زمانی که صرف مشاهدهٔ اجرا و نمایشگاه میشه ۲۰ دقیقه است. روی زمان زیاد برنامه‌ریزی نکنید.
امیر مسعود، بهار گراوندی و حسین تاجیک این را خواندند
فرزاد جعفریان و نفیسه نوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من کار رو خیلی دوست داشتم فارغ از فرم اجرا و بازی‌ها و موسیقی و بقیهٔ چیزها که همه از نظر من در سطح استاندارد متعارف یا بالاتر از استاندارد بودن... من کار رو دوست داشتم چون از وقتی چشم باز کردم دو تا مادر در فواصل زمانی متفاوت در همسایگیمون بودن که جوون‌های مثل دسته‌گلشون تو همین جنگ لعنتی شهید شدن... من معنی برنگشتن جوون رعنا رو می‌فهمم... من معنی شهید شدن رو می‌فهمم... من معنی وطن رو می‌فهمم... معنی اینکه جوونای مثل دسته گل مردم پرپر شدن که امروز یک مشت زالو روی خون اونها موج‌سواری و دزدی کنن رو می‌فهمم... من نمی‌فهمم یه مادر سی سال منتظر یه پلاک از بچه‌اش باشه یعنی چی؟! جنگ مزخرف‌ترین اتفاق دنیاست... نفرین به جنگ... نفرین به هرچه جنگ در هر کجا که هست...
نمایش سردار (نادر برهانی مرند) هم چنین مضمونی داشت
به امید صلح و آرامش و امنیت
۵ روز پیش، شنبه
"برنگشتن جوون رعنا" تو دهه شصت یه معنی داشت، تو دهه هفتاد یه معنی و تو دهه هشتاد یه معنی. بنازم به صبر خدا که تو دهه نود هم براش معنا تراشید.
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعاً حیف بود اگر نمایش به این معرکه‌ای رو به واسطهٔ تعریف و تمجید پروفایل‌های یک‌روزه در اوایل کار از دست می‌دادم⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩
همه چیز درست و به قاعده و به اندازه!! و اینکه با هیچ‌کدوم از اننقادات رفقای نازنینم در انجمن حمایت از تماشاگران تئاتر که در شب جلسه با عوامل اجرایی گفته شد موافق نیستم؛)) البته مخلص و عاشق همهٔ انتقادکنندگان هم هستم.
#من_یک_تماشاگرم
ببینید.. لذت ببرید.. ولی در دادن ستاره اسراف نکنید..

#پنج_اخه؟
۰۸ آذر
من هم با نیلوفر موافقم :)
۵ روز پیش، شنبه
ممنونم جناب فدائی عزیز از انرژی خوبتون
۵ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک آدم فرهیخته اینجا پیدا نشد بگه ممکنه بفهمم چرا این آنارشی اتفاق میفته ولی دیگه از دیدنش کیف نمی‌کنم و مشمئز میشم؟! یکی می‌گفت باید تو آب شرب فلوکستین بریزن!! من فکر کردم شوخی می‌کنه، بعد از دیدن این فیلم فهمیدم نه بابا، جدی میگه!! خیلی جاهای دنیا فشار اقتصادی و مشکل هست، هر جایی به یه نوعی... راه حلش این کارهای روان‌پریشانه و احمقانه است؟!؟ من حرفم نکوهش آنارشی است نه تأیید ظلم و ستم و غارتگری...
کیف نداره ترس داره.آرتور از آرتور بودنش لذت واقعی نمیبره.آرتور فقط میخواست بخندونه آدمها رو
۰۶ آذر
سپاس از پاسخ شما. از دید من، ضعف شخصیتی جوکر در منطق فیلم، نقطه قوت بحساب میاد چون در فضای گاتهام، نیاز به لیدر واقعی نیست و صرفا یک جرقه و یک سمبل کفایت میکنه. فیلم زمان رو برای واکاوی نارضایتی جامعه صرف نکرده و اون رو بعنوان یک ورودی داستان در نظر گرفته. ... دیدن ادامه » در مقابل به تغییرات درونی جوکر پرداخته و انقدر مخاطب رو با دردهای اون آشنا کرده که صحنه قتل در قطار برامون باورپذیر بشه.
باز هم تاکید میکنم فضای فیلم سمبلیک هست و نباید دنبال اتفاقات منطقی گشت. در چنین فضایی بزرگنمایی در روایت، جزو ضروریاته.
۵ روز پیش، شنبه
ممنون جناب وکیلی.باید دوکار انجام بدم اول اینکه روی حرف شما فکر کنم دوم اینکه دوباره(بهتره بگم سه باره البته بعد دیدن فیلمهای اخیر تارانتینو و استاد اسکورسیزی) فیلم جوکر رو ببینم شاید به حرف شما که قابل تامل هم هست برسم شاید هم جرقه ی دیگری در ذهنم ایجاد ... دیدن ادامه » شد ممنون از توجه و باز-نظرِ شما دوست خوب
۵ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخه ما رو چه به فیلم خارجی دیدن؟!؟
پسرم شما همون دوغتو بنوش!!!
والا به خدا!!!
هی گفتن جوکر چنین است و چنان است!!!
ما گفتیم اول اصلش ببینیم!!!
چی بود خدایی؟!
این همه کشت و کشتار رو چه جوری تحمل می‌کنین؟!؟
فقط اون شعارای آخرش!!
سردرد گرفتم واقعاً!!
اسم کریستوفر نولان واسه من یه چیز خفنی بود!!
نابود شد بچه :))
همون من فیلم خارجی نبینم بهتره!!!
رعنا*، نیما نیک، پرند محمدی و سپیده این را خواندند
نیلوفر، بهزاد هندی، بامداد و پریما این را دوست دارند
:))))))))))))))

ببین من کلا از تتو و اینا خوشم نمیاد،ولی به حدی این شخصیت توو عمق ذهنم نفوذ کرده که یکی از فانتزی هام اینه که تصویرش رو رو بدنم تتو کنم..
شما تاثیر رو ببین :)))))
۰۶ آذر
شما بسیار بزرگواری بخدا.
نظرتون به دیده منت قابل احترامه برام :-)
۰۸ آذر
خودتون می‌دونید چقدر برام عزیز و محترمید⁦♥️⁩⁦♥️⁩
ارادت بسیار
۰۸ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیرمسعود فدائی
درباره نمایشنامه‌خوانی کافه مک‌آدم i
فقط خلاصه‌اش لعنتی⁦♥️⁩⁦♥️⁩
بند دلم پاره شد...گشتم دیدم نویسندهٔ فقید سال ۸۹ این کار رو به صحنه بردن، روحشون شاد... کاش اون اجرا رو دیده بودم... کاش این برگهٔ یک نمایش‌نامه‌خوانی نبود... کاش این متن رو یه گروه کار درست اجرا ببره...
آقای نفر روی صحبتم با شماست:
نمایشتون نمایش بدی نیست هرچند جای کار داره، مشخصاً تمرینات بیشتری باید انجام می‌شده ولی در مجموع قابل قبوله.
اما اصل عرضم چیز دیگه است: دوشنبه شب آمدم که نمایشتون رو ببینم اما متوجه شدم اجرای ویژهٔ عکاسان هست و به هر حال اون‌شب نشد نمایش رو ببینم. این خیلی خوبه که اجرای ویژهٔ عکاسان می‌گذارید ولی لطفاً قبلش اعلام کنید که ما اون شب به خصوص از این سر شهر نکوبیم بیایم و نشه اجرا رو ببینیم. همون شب البته از من عذرخواهی کردن و من امشب کار رو دیدم به هر حال. اما چیز تعجب برانگیز این بود که امشب هم سه تا عکاس تو سالن بود!! چرا خب؟! وقتی اجرای ویژهٔ عکاسان دارید دیگه باز انقدر عکاس برای چی؟! البته انصاف قصه رو بخوام بگم خیلی آزاردهنده نبودن ولی به هر حال عکاسی در تئاتر الزاماتی داره که امشب صد درصد رعایت نشد. اینا به کنار!! وحید ... دیدن ادامه » جان گوش کن ببین امشب با چه اتفاق شگفت‌انگیز و صدالبته تأسف‌باری روبرو شدم!! چند دقیقه از آغاز اجرایی که با یک ربع تأخیر شروع شده بود نگذشته بود که یهو در باز شد و دو تا خانوم و یک آقا که هیچ درکی از جایی که پا توش گذاشتن نداشتن با سر و صدا و خنده و شوخی وارد سالن شدند و تلق و تولوق کنان رفتن اون بالا سر جاشون نشستن!! این کارها در حالی انجام شد که سهیل ساعی نازنینم داشت دیالوگ می‌گفت!! این هیچ!! وسطای اجرا اون دو تا خانوم تلق تولوق کنان اومدن پائین و رفتن بیرون!!!! پنج دقیقه بعد اومدن تو و رفتن سر جاشون!!! با همون سر و صدای معهود!! ده دقیقه بعدش پسرک اومد پائین و رفت بیرون!!! چند دقیقه بعد اومد تو!!! با سر و صدا رفت سر جاش نشست!!! و من داشت دود از کله‌ام بلند میشد!!! البته مشخصاً دفعهٔ اولشون بود که تئاتر می‌دیدن ولی چرا آخه؟!؟!!!!!
شوخی میکنید.
کل پست یک شوخی کثیف بود...
۲۲ آبان
همین لامصب که گفتی فرستاده شد :)))
۳۰ آبان
آقای فدائی قطعا داشتین تو خواب کابوس میدیدین!! مگه داااااارررریم؟؟؟؟؟؟؟
۰۴ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب رفتم یه تئاتر ببینم
اجرای ویژهٔ عکاسان بود
بدون اینکه اعلام کنن
حالا خوبیش این بود فقط من بلیت خریده بودم
عذرخواهی کردن گفتن یه روز دیگه بیا ببین کار رو
ولی من یک ساعت تو ترافیک بودم برای رسیدن به تماشاخانه :(((