تیوال Ali | دیوار
S3 : 09:46:54
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
Ali
درباره نمایش پنجاه پنجاه i
با درود
دیدن این کار محرکی شد تا مطلبی را که چتد وقتیست ذهنم را مشغول کرده اینجا به اشتراک بگذارم ؛ به نظرم در فرایند تولید و یا احیانا خلق یک اثر ، همه چیز باید در خدمت ان اثر باشه و اصولا به نظرم اگر خلقی صورت گرفته باشه این مساله خود به خود اتفاق میافتد . ولی چندیست با ظهور و بروز کلاسهای هتری و جنبه های در آمد زایی مختلفی که اجرای یک کار پیدا کرده یک بیماری گریبان تیاتر را گرفته و روز به روز حال تئاتر را بد تر میکنه و ان اینکه به جای اینکه تمامی اجزای کار در خدمت اثر باشند ان اثر است که در خدمت مسائلی از قبیل اینکه ببینید من چه مربی خوبی هستم ، چه کارگردان خوبی هستم، چه بازیهای خوبی می بینید از بازیگرانم و ...قرار گرفته است و متاسفانه ادامه این روند پیامدهای ناگواری خواهد داشت .
در اخر اینکه منظورم از این نوشته این نبود که بگم از این کار خوشم اومده ... دیدن ادامه » یا نیومده و یا ...فقط و فقط قصدم اشاره به اسیبی بود که ادامه این روند به تئاتر خواهد رساند.
من نفهمیدم اشکالش چیه
۵ روز پیش، سه‌شنبه
لطف دارید جناب کیانی خیلی ممنون که خوندید و نطرتون را دادید باهاتون موافق مخصوصا در مورد تئاتر شهر.دم شما گرم
۵ روز پیش، سه‌شنبه
@ Ali
عزیز هستید..
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Ali
درباره نمایش مشق شب i
ای اهل ایران اگر تو از نشئه آزادیت وحقوق انسانیت خبر دار می بودی به اینگونه عبودیت و به اینگونه رذالت متحمل نمیگشتی طالب علم شده مجمعها بنا مینمودی وسایل اتفاق را دریافت میکردی، تو در عدد و استطاعت به مراتب از دیسپوت زیادتری ، برای تو فقط یکدلی و یک جهتی لازم است ، اگر این حالت یعنی اتفاق به تو میسر می شد برای خود فکری میکردی و خود را از عقاید پوچ و ظلم دیسپوت نجات میدادی .( میرزا فتحعلی اخوند زاده ، مگتوبات ، حدود ۱۸۰ سال پیش )
نمیدونم چرا وقتی اجرا رو دیدم یاد این مطلب افتادم ، دریغا که هنوز بعد از ۱۸۰ سال ...
ای رنج نازنین
زندگی من بی تو
همچون صحنه ی با شکوهیست که هیچ معنایی ندارد!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر سیسصدو شصت پنج روز زمین یک یار به دور خورشید میچرخد که ان را یک سال نامیدند و هر سال اغازی و پایانی دارد که در فرهنگ ها و ملتهای مختلف این اغاز در زمانی مشخص است و چه خوب و زیبا که چنین اغازی با جشنی همراه باشد که علاوه بر شور رو نشاط انسان رو به نو شدن به تفکز و اندیشه رهنمون باشد و چه زیباتر و مایه مباهات که نوروز ما بر اساس یک پدیده نجومی ( اعتدلال بهاری ) است و وابستگی به هیچ پدیده قومی و مذهبی و...ندارد و همراه و همگام با طبیعت سال ما هم نو میشود که تا اونجا که من اطلاع دارم باقی ملتها از این موهبت برخوردار نیستند و سال نو انها اغلب با مذهب و قومیت شان گره خورده است .

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم

شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم

نسیم عطرگردان را شِکَر در مجمر اندازیم

چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش

که ... دیدن ادامه » دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم

صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز

بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم

یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد

بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم

بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه

که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم

سخندانیّ و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیراز

بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم
عیدتون مبارک جناب علی عزیز
چقدر عالی فرمودین .. حقیقتن زیباست
این اتفاق خجسته و شگفت انگیز مبارک هممون باشه :)
۰۲ فروردین
عید شما هم مبارک بامداد گرامی
ممنون از لطفتون .
۰۲ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید