تیوال آدنا | دیوار
S3 : 10:16:46
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مرگ از پنجره بسته به من می نگرد
زندگی از دم در
قصد رفتن دارد
روحم از سقف گذر خواهد کرد
در شبی تیره و سرد
تخت حس خواهد کرد
که سبک تر شده است
در تنم خرچنگی است
که مرا می کاود
خوب می دانم من
که تهی خواهم شد
و فرو خواهم ریخت
توده زشت کریهی شده ام
بچه هایم از من می ترسند
آشنایانم نیز ،
به ... دیدن ادامه » ملاقات پرستار جوان می آیند.

#عمران_صلاحی
مکن ای صبح طلوع! اینجا خاورمیانه است!
Samira، مریم اسدی، سپهر و صبا صالحیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش سبکی i
بعدش؟ ... بعدش؟ .... بعدش؟
عزیزان گروه سبکی، ممنون از تک تک تون. لذت بردم. اینکه از دل یک نگاه طنز به مقوله زندگی چنان منقلب بشم که سر آخر جلوی هق هق هام رو بگیرم و با چشمان خیس از اشک بیام بیرون... هنوز متعجبم. و چه چسبید این سبکی.
چند روز پیش همینجا ننوشتم که هیچی نفهمیدم از این زندگی... قبول نیست؟!!
سلام اگر سبکی رو دوست داشتید لرز رو هم پیشنهاد میکنم ببینید،شب پایانی امروز جمعه ساعت ۷ اثری دیگر از کارگردان سبکی
۱۳ دی
ممنون جناب دشتی از پیشنهادتون.
۱۳ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش بیگانه در خانه i
دیدن یا ندیدن؛ مسئله این است!
پویا فلاح، مینا سروش و شاهین این را خواندند
محمد حسن موسوی کیانی و سپهر امیدوار این را دوست دارند
چرا ندیدن ؟ :)
۱۲ دی
دلایل و صحبت‌های جانبی البته بی اثر نبودند در تردید برای دیدن، ولی دلیل اصلی نیستند. راستش یه مقدار هم به خاطر اینکه کمی ترس از فضای بسته دارم و گاه حملات پنیک و اضطرابی رو تجربه می‌کنم، طولانی بودن کار و اون سکوت چهار دقیقه ای و خارج از ظرفیت و سالن ... دیدن ادامه » مستقل و ... راستش می ترسم تجربه خوشایندی نباشه دیدنش برام. حالا امیدوارم درنهایت بتونم برم ببینم. ممنون از توجهتون.
۱۲ دی
بله بله انبوه جمعیت و فروش خارج از ظرفیت و معضل نبود راه خروج و صندلی های نه چندان خوب میتونن عوامل بازدارنده و منطقی ای باشن
۱۲ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ظاهراً باید با نمایش جالبی روبه رو باشیم. خیلی هم عالی. فقط یک نکته فرعی! من که اصلاً جسارت و اعتماد به نفس تماشاگرـ بازیگر بودن رو ندارم ولی نگاهی به توضیحات نقش‌ها انداختم و مع‌الاسف از جهت تناسب سنی، نقش‌های مادرها فقط به من می‌خوره. بابا من هنوز در درونم یک دختربچه خجالتی داره زندگی می‌کنه که گاهی شیطنتش گل می‌کنه و از قالب خجالتی بودن خارج میشه. چیه این سن لعنتی! آقا قبول نیست. من هیچی نفهمیدم از این زندگی!!
اصلن کار سختی نیست. دوتا نقش مادر ما تصمیم‌گیری‌های مهمی در روند داستان انجام میدن. البته سن خیلی مطرح نیست. جنسیت اهمیت بیش‌تری داره. خوشحال می‌شیم به تماشای تآتر بیاید.
۱۸ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش سبکی i
گروه اجرایی، ممکنه این نمایش برای هفته آینده تمدید بشه یا قطعاً این هفته، هفتهٔ پایانی است؟
بهار گراوندی و Morteza Moradi این را خواندند
لیلا مظاهری این را دوست دارد
سلام و ارادت در حال حاضر این هفته هفته ی پایانی اجرای این نمایش هستش
۰۷ دی
سلام جناب مرادی. ممنون از پاسخگوییتون.
۰۷ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی عالی عالی. لذت نابی بود دیدن این نمایش. خوش نشست به جانم❤
بی نظیرترین صحنه به نظرم گلاویز شدن استیون با گتاه بود که به مدد موسیقی شاهکار درآمده بود. دمتون گرم.
تنها انتقادم عدم توجه به دید تماشاگران ردیف های آخر است. ای کاش عمق صحنه بیشتر بود و بازی ها عقبتر اتفاق می افتاد. من ردیف 7 بودم و تقریبا بخشی از بازی ها در جلوی صحنه رو از دست دادم. و فکر می کنم این مشکل رو اکثر افراد در 4 ردیف اخر داشتند.
ایشالا تو یه سالن دیگه تمدید شه
۰۵ دی
من دوباره اجرا رو دیدم
به نسبت اجراهای اول، واقعا میزانسن رو تا جایی که میشد عقب تر بردند، حتی خود آقای هرآیینی هم برای نشان دادن نوشته ها، عقب تر می ایستند.
ولی خب همانطور که توضیح دادند ظاهرا بخاطر اون داستان آتش درست کردن و اینها، امکان جابجایی پرده ... دیدن ادامه » وجود نداره
ولی بازم دید تماشاگران به نسبت قبل خیلی بهتر شده
۰۵ دی
ممنون مریم جان از توضیحاتتون. امیدوارم توی یک سالن بهتر اجرا برن دوباره. کار بسیار ارزشمندیه و واقعا سالن بهتری رو برای اجرا می طلبه. چه خوب که دوبار دیدید.
۰۵ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانی که کار رو دیدید ممنون میشم راهنماییم کنید که دید صندلی های کناری، مثل صندلی اول یا آخر هر ردیف چطوره؟
من امروز متمایل به گوشه ام
شب نظرمو میگم D:
۰۲ دی
باز هم ممنون بهار جان.
۰۲ دی
خواهش میکنم آدنا جان.
۰۲ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش مشروع i
مدت زمان نمایش مشخصه یا با توجه به تعاملی و مشارکتی بودنش، زمانش هم متغیره؟
بهار گراوندی، صبا صالحیان، امیر مسعود و مجید این را خواندند
Samira و مرتضی سوری این را دوست دارند
زمان اجرا بین ۷۰ تا ۱۰۰ دقیقه متغییر هست
۲۷ آذر
ممنون جناب رضائی.
۲۷ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش سکوت سفید i
دیشب به تماشای نمایش دوست‌داشتنی «سکوت سفید» نشستم و خیلی دوستش داشتم. چه انتخاب اسم هوشمندانه‌ای برای نمایش استوپارد. چون دقیقاً هم از جنس سکوت بود و هم به رنگ سفید. جان براون رو به شدت می‌فهمیدم. وقتی می‌گفت جایی زندگی نکردم فقط اقامت کردم. یا بهترین ۴ سال زندگیش رو در سالهایی می‌دونست که در اسارت بود و انتظاری نبود که در این دنیای دیوانهٔ شلوغ - که انگار همه پشت خط مسابقه منتظر شنیدن صدای شلیک استارت هستند تا با هم مسابقه بدهند - کاری بکند. یا اون تختی که با دو دستش چسبیده بود و می‌گفت من هم به این تخت احتیاج دارم. این هنجارشکنی آقای براون - که برخلاف باور رایج، هیچ کاری نکردن برایش معنای زندگی کردن داشت - رو خیلی دوست داشتم و دلم می‌خواست سر اون دکتر و سرپرستار داد بزنم چیزی از کار دنیا غلط می‌شود اگر یه گوشهٔ کوچک این دنیا مال آقای براون باشد ... دیدن ادامه » و «زندگی‌اش» را بکند. پولش رو هم که دارد مرتب پرداخت می‌کند!
انقدر آقای براون رو دوست داشتم (و با تشکر ویژه از سامان دارابی عزیز برای ایفای نقش عالی‌اشون) که دلم می‌خواست وقتی نگران نقاشی‌های روی دیوارش بود- نقاشی‌هایی که با معصومیتی کودکانه‌ و زلال، مثل درون خودش اونها رو کشیده بود- بهش بگم میشه بدیشون به من! واقعا دلم می‌خواست اون نقاشی‌ها رو داشته باشم :)))
وقتی نمایش تمام شد و در سالن باز شد، باران می‌بارید. بعد از اون همه روزهای متوالی آلوده و خاکستری. و من در تمام مسیر برگشت با خودم فکر می‌کردم کاش آقای براون چتر داشته باشد. مبادا خیس شود!
جناب سلیمانی عزیز یک دنیا ممنون از شما برای نمایش دیشب. برای ادب مثال‌زدنیتون مثل همیشه. برای صحبت‌های بعد از نمایش که حرف دل همه ما بود. و یک خسته نباشید از بن جان به گروهتان. امیدوارم همیشه بدرخشید.

چه توصیف قشنگی کردین آدنا جان :)
۱۲ آذر
بزرگوارید جناب سلیمانی. ارادت فراوان.
۱۲ آذر
آقای براون دوست داشتنی :((
۱۲ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانی که کار رو به تماشا نشستید یک سوال. آیا در تمام مدت اجرا موسیقی نواخته میشه؟ یا لحظاتی همراه کاره؟
مرسی بهار جان. به به. چه عالی.
۱۲ آذر
خواهش میکنم آدنا جان :)
۱۲ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش کد ۱۳ i
۲۴ ساعت از دیدن نمایش گذشته و هنوز با قطعیت می‌تونم بگم که چقدر این نمایش رو دوست داشتم و به‌واقع هنوز بخشی از من توی سالن نمایش دیشب جا مونده. توی اون کلاس درس و بین ندا و هستی و آهو و سایه و دریا و امینه. علاوه بر اونچه که دوستان ریزبین با نگاه حرفه‌ای و موشکافانه به آنها اشاره کرده‌اند، مثل بازی ها و شخصیت‌پردازی‌های درست و .... اونچه در روایت برای من بسیار جالب بود، همونطور که با تشابهاتی در لانچر۵ هم شاهدش بودیم، راویِ دروغگو است. شخصیت ها به نوعی و با درجاتی بخشی از حقیقت رو بنا به دلایل مختلف پنهان می‌کنند و درست زمانی که فکر می کنی همه چیز حل شده، معمای ماجرا به نوعی شاید حتی بغرنج‌تر و پیچیده‌تر، قد علم می‌کنه و به نوعی حل‌نشده می‌مونه که البته من این باز بودن پایان رو هم دوست داشتم. جنین بی‌مادری که در عین اینکه می تونست جنین هرکسی ... دیدن ادامه » باشه، جنین هیچ کس نبود!
اشاره دوستان به برخی از حفره‌های خیلی کوچک متن درسته. قضیه سرقت از مدرسه و پاسپورت پیدا شده از کیف ندا و ... از نظر من هم درست پرداخته نشده بود. ولی انقدر کار خوب بود و بازی ها قوی که من بشخصه می‌تونم از این حفره‌ها بگذرم و بگم یکی از بهترین کارهایی بود که دیدم. آن هم در یکی از آلوده‌ترین روزهای این شهر خاکستری و غم‌زده که مدام فریادی در سرم تکرار می‌شود سحر ندارد این شب تار!
ممنون از تک تک عوامل نمایش. از خانم جعفری و جناب زارع تا گروه بازیگران نازنین.
پی‌نوشت: چقدر اون ایدهٔ بازی به عنوان پیش‌درآمد نمایش، وقتی ما داشتیم وارد سالن می‌شدیم و روی صندلی‌هامون جاگیر می‌شدیم، خوب بود.
من دوس داشتم آهو همکلاسیم بود :) انقدر که دوسش داشتم
۰۷ آذر
محمد جواد گل گاو زبون درجه یک دارما میخوای بیارم برات ؟ :)))
۱۱ آذر
آدنا جان عطاری دم خونه ما که نداره . اگر دم خونه شما داره آدرس بده لطفا :)

میثم جان اگر به همون کیفیت هستش که ندا میزد ، به بالاترین قیمت ازت میخرم :))
۱۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش نینوچکا i
از جایی به صفحهٔ این نمایش ـ که دورهٔ اجرایش هم گذشته ـ هدایت شدم. متاسفانه فرصت نشد این نمایش را ببینم اما چیزی که خیلی خیلی بهم چسبید و کیف کردم حامی مالی این نمایش بود. چقدر عالی که یک کلینیک زیبایی حامی مالی یک نمایش باشه. دمشون گرم و چقدر کیف کردم. بیش باد.
ایمان اشراقی، فرزاد جعفریان و امیرمسعود فدائی این را خواندند
محمدرضا دانش این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش سکوت سفید i
به به. بدون شک کار دیدنی‌ای بر صحنه آمده است. جناب سلیمانی وقتی کاری را به اجرا می‌گذارند خیال آدم تا حد زیادی راحت است. از آن گذشته، چنان اصل احترام به مخاطبشان دربرابر هر نقدی در اینجا و قاعدتاُ در هر فضایی خارج از اینجا ـ همان‌طور که در گذشته شاهدش بوده‌ایم ـ برایم ارزشمند است که در اولین فرصتی که این زندگی شلوغ و دیوانه مجالم دهد به دیدن این کار خواهم آمد.
شما بزرگوارید ... به امید دیدار شما و سایر همراهان این سالها ...
۲۰ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایشگاه کنرو ایزو i
نمایشگاهی بسیار دیدنی که برای علاقه‌مندان و اهل فن نیازی به توصیه ندارد و قطعاً به تماشای کارهای دیدنی آن خواهند رفت. برخی از کارها، به خصوص از مجموعه «مکان‌های مقدس» شاهکار بودند. با تورقی که کتاب این نمایشگاه را کردم به ذهنم رسید (صرفاً براساس یک سلیقه شخصی) که ای کاش فضای بیشتری از گالری نبشی که معمولاً در طبقه بالای آن است به بخش «مکان‌های مقدس» اختصاص می‌یافت و کارهای بیشتری از این بخش به نمایش درمی‌آمد و دو بخش «طبیعت بی‌جان» و «آبی» در طبقه پایین. مجموعه اول پر بود از آثاری بی‌نهایت شگفت‌انگیز.
امیر مسعود این را خواند
رویا و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
موافقم کارهای خوبی بودند
۱۲ مهر
بله رویا جان. البته انتظار من قبل از دیدن کمی بالاتر بود ولی واقعا از کارهای مجموعه اول لذت بردم.
۱۳ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش مشق شب i
مشق شب رو امشب دیدم و الحق که این همه تعریفی که از آن شده بود به‌جا بود. چقدر خوبه دیدن این دست کارهای شسته‌رفته و قوی اما بی‌ادعا و به‌اصطلاح دانشجویی که انگار روح اصلی تئاتر رو بیشتر میشه در اون حس کرد. بی‌هیاهو و بی‌تکلف اما تکان‌دهنده و میخکوب‌کننده و البته تفکربرانگیز. متن عالی (به خصوص پایان‌بندی شاهکار)، بازی‌ها تقریبا بی‌نقص (پدر و دختر و پسر کوچک عالی‌اند) ، دکوری که کمابیش بسنده است با نورپردازی خوب و در نهایت کارگردان و نویسنده‌ای باهوش و بااستعداد و قطعاً خوش‌آتیه که امید است در آینده باز هم کارهایی به همین خوبی از ایشان ببینیم.
* یک تشکر ویژه از تمام دوستانی که به تفصیل و با نگاهی موشکافانه و دقیق در اینجا نوشته‌اند. خواندنشان را واگذار کرده بودم به بعد از دیدن نمایش. بسیار بسیار سپاسگزارم. لذت و درک این نمایش را برای منی ... دیدن ادامه » که صرفاً یک تماشاگر علاقه‌مندم دوچندان کردید و از تک تک نوشته‌هایتان آموختم.
خب، دوستان منتظر نظرات مثبت مسلسل‌وار اعضای یک گروه که خودتان می‌دانید، ذیل نمایش سه کیلو ۲۵۰ گرم باشید. در ضمن چطوریه که یک نفر از سال ۹۲ عضو تیواله ولی تنها نمایشی که دیده و ۵ داده همین نمایشه! این دیگه خیلی عجیب شد!
منم با دیدن اوشون و همراهانش در حال گرفتن عکس یادگاری، همین فکر شما رو کردم! همونجا گفتم این نمایش میره تو لیست نمایشهای ندیدنی!
۰۸ مهر
بله، من با خانم آدنا موافقم
درمورد خانم طاهری و جناب آغاز که همین مطلبو رو در رو برای ما هم تعریف کردند.
درباره اعضا گروهشون هم، اتفاقا من و آقای جعفریان دیشب تو حیاط نوفل بودیم و از نزدیک زیارتشون کردیم، انسانهای فهمیده و موجهی بودن.
به هرحال ما کارمونو ... دیدن ادامه » انجام دادیم، بیش ازین کاری از ما برنمیاد و شاید در صلاحیت ماهم نباشه، ما روشنگریهامونو انجام دادیم
دیگه اینکه چه گروهی اینکارو میکنه یا نه، و یا چه دوستانی دنباله رو همچین جریانی هستند دیگه به خودشون مربوطه
۰۸ مهر
آدنا و سید مهدی بزرگوار کاملا متوجه هستم که این تیم چطور برخی گروه های اجرایی را قربانی کردند البته که من هم از اول (برای گروه اجرایی) شمشیر را از روو نبستم و تر و خشک را باهم نسوزاندم و دقیقا فکر شما رو کردم که در جریان اصل قضیه نبودند اما بنظرم الان دیگه ... دیدن ادامه » خیلی ها در جریان قرار گرفتند و من شک ندارم گروه هایی که دست کم در تیوال برگه مرتبط با نمایش خود را دارند با عضویت یا بدون عضویت به ماجرا پی بردند علاوه بر این ما هرجا که تونستیم حضوری و مجازی عوامل را در جریان گذاشتیم پس از این بعد اگر گروه های نمایشی باز هم همین روال را داشته باشند برام سخت باور کنم کارشون از روی ندونستن بوده و وقتی بدونی یک کار غیر اخلاقی است و باز آنرا انجام دهی اینجا دیگر هیچ توجیهی قابل پذیرش نیست...
۰۸ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش مشق شب i
گروه محترم همیاری ممنون می‌شم اگر بگید که روزهای جدید رو برای هفتهٔ آینده کی باز می‌کنید.
میترا، شاهین و سپهر این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش ساعت i
جل‌الخالق! تمام اطلاعات ریز نمایش معلومه، به جز دو مورد که از قضا از مهمترین‌هاست! یکی نام بازیگران، و دیگری توضیحی در مورد نمایش. تیوال جان، جدیداً عجیب و غریب شدی! یک اصولی داشته باش جانم. از نظر من تا زمانی که نام بازیگران مشخص نشده باشد نباید صفحهٔ این نمایش رونمایی شود. حتی گیریم فروش بلیط هنوز راه نیفتاده باشد. والله بالله همه چی پول نیست! (که البته انگار هست!)
mahaya و لیلا مظاهری این را دوست دارند
درود بر شما
لیست بازیگران هنوز از سوی گروه محترم اعلام نشده‌است و البته که تا این بخش مشخص نشود فروش نیز آغاز نمی‌شود... البته عبارت بازیگران به زودی اعلام میشود را در چنین شرایطی استفاده میکنیم که درباره این پروژه نیز انجام می‌شود.
۲۶ شهریور
ممنون ماهایا جان. خیلی خیلی خوب بود و کلی استفاده کردم. با این توصیف، باید کار خوبی باشه. هم به اعتبار نویسنده که شما معرفیش کردید و هم مترجم که جناب نوری هستند و ترجمه هاشون از ترجمه‌های به‌اصطلاح منقّح و پاکیزه است. خانم میرعلمی و خانم پرور هم که نیاز ... دیدن ادامه » به تعریف ندارند. البته متاسفانه جناب هدایتی رو نمی‌شناسم و کاری ازشون ندیدم (که البته من ملاک نیستم چون یک تماشاگر عادی هستم که گاهی فرصت می کنم و نمایش می‌بینم) ولی امیدوارم یکی از کارهای خوب و دیدنی روی صحنه رقم بخوره. پیشاپیش همه گروه خسته نباشند و بدرخشند روی صحنه.
۲۷ شهریور
آدنای نازنین ، منم هم نظرم با شما ، به نظر کار دیدنی میاد.
۲۷ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدنا
درباره نمایش لانچر ۵ i
و نکاتی در مورد مدیریت سالن و دوستان تماشاگر (که یک گلایه کلی است و فقط نمایش خوب لانچر۵ رو نشانه نمی‌رود)
امان از این خنده‌های مستانه و آزاردهنده دوستان. چنان مصنوعی و بلند می‌خندیدند که من بخشی از دیالوگها رو نمی‌شنیدم. و سوالم اینجاست که بازیگران با این خنده‌های عجیب (خنده عادی منظورم نیست) مشکلی ندارند! درهرصورت کمی تمرکز رو به هم میزنه. از بس عجیب غیرعادیه!!!
و انقدر از این ماجرای خارج از ظرفیت نالیده‌ایم که والله خود من روم نمیشه دیگر غر بزنم. ولی واقعا آزاردهنده است. و نکته جالب اینکه صندلی های خالی هم تعدادی بودند که نصیب برخی دوستان خارج از ظرفیتی شدند!!!! حالا نمی‌دانم صاحبان صندلی از دیدن نمایش پشیمان شده بودند و نیامده بودند یا تحریم کرده بودند یا ... . دوستان هم که همه می‌خوان همون ردیف‌های جلو بشینند در حالیکه عقبتر سالن روی پله ... دیدن ادامه » ها جا بود (که در این سالن کوچک چندان دور از صحنه هم نیست) ولی همه همان جلو روی سروکله هم نشسته بودند. واقعا جای تاسف داره که حتی یکی از کامنت‌گذاران هم که ظاهرا دانشجوی تئاتره با افتخار گفتند که من برام خارج از ظرفیت نشستن جذابه چون به صحنه نزدیکم! والله اگر فردا بگن وسط صحنه بشینید لابد عده ای می گن وای من خارج از ظرفیت نشستن برام جذابه چون خیلی دوست دارم جزو آکسسوار صحنه باشم!!!!! من در میانه دهه پنجم زندگیم هستم. سالهای اوج دیدن نمایش برای من سالهای پایانی دهه ۶۰ و کل دهه ۷۰ بود که نوجوان و بعدتر جوان و دانشجو بودم و بی‌دغدغه. درست است جمعیت کم بود ولی مگر چند سالن در تهران بود؟ اینترنت و سایت فروش بلیط نبود که کمابیش راحت پشت میز بشه بلیط تهیه کرد. من و چند نفر از دوستانم که همه عاشق نمایش بودیم ساعت ها در صف فروش بلیط نمایش‌های اساتیدی مثل قطب‌الدین صادقی، بهرام بیضایی، علی رفیعی، حمید سمندریان و ... در سرما و گرما ایستاده‌ایم و آخر هم بلیط گیرمان نیامده! اون هم در زمانه ای که نه مترویی در کار بود و نه تاکسی اینترنتی و غیره. من نمی‌فهمم این داستان خارج از ظرفیت رو. نگویید کسانی هستند که از دیدن نمایش جامانده اند و مشتاقند. ظاهراً به هر دلیلی مثل ارزانتر بودن یا نزدیک بودن به صحنه عده ای فقط طالب این نوع بلیط ها هستند! این کار غیر استاندارده و متاسفانه انگار یکی دو حادثه باید رخ بدهد تا شاید! شاید! جمعش کنند.
چقدر زیاد موافق بودم با این متن
حرف دل همه مون بود
۰۲ شهریور
دقیقا سپهر جان. همه چیز در صرفهٔ اقتصادی خلاصه شده. کلاً همه چیز فقط به پول داره ختم میشه و هنری که هدفش فقط درامدزایی باشه سرنوشت خوبی نداره متاسفانه.
۰۲ شهریور
امان از این خنده هاى هیستریک اعصاب خرد کن که در همه نمایشها و سالنها هم هستند
امان از این خارج از ظرفیتها که حتى نفس کشیدن هم دشوار میشود، در نمایشى کسى که ردیفهاى اخر نشسته بود و به دلیلى میخواست اواسط نمایش سالن را ترک کند ، مجبور بود از سر و کله ملت ... دیدن ادامه » بالا برود و پاها و دستهایشان را له کند، تا راهى پیدا کند.
۰۴ شهریور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید