تیوال تئاتر
S3 : 21:57:59
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خرید بلیت نمایش های پانزدهمین جشنواره تئاتر مهر کاشان آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به گزارش خبرگزاری مهر، نمایش «آبگوشت زهرماری» به نویسندگی آرش آبسالان، کارگردانی حسین اسدی و تهیه کنندگی امیرحسین شفیعی از ۲۰ آذر تا ۶ دی در تالار سنگلج روی صحنه می رود.

هم زمان با انتشار پوستر «آبگوشت زهرماری» عوامل نمایش هم معرفی شدند.

عوامل این اثر نمایشی عبارتند از دراماتورژ: عقیل جماعتی، بازیگران: عبد بناری، الهام چنانی، علی نبی پور، میلاد سعیدی، عقیل جماعتی، زینب فخار، امیرمحمد شماسی، موسیقی زنده: عماد عرب زاده، علی قائدزاده، مسعود نسیمی، طراح نور: اسماعیل رضایی، طراح لباس و صحنه: حسین اسدی، طراح گرافیک، عکس: محمدصادق زرجویان، ساخت تیزر: محمدصادق زرجویان، علی غیاثوند، پویا هاشمی، برنامه ریز: الهام چنانی، مدیرتولید: الهام زارعی، سرپرست گروه هنری کاغذ سفید: حسین اسدی.

در خلاصه نمایشنامه آمده است: ما آشپزان عمارت بوشهر عاشق بازی، ... دیدن ادامه » از هیچ فرصتی برای بازی دریغ نمی کنیم. این بار تاس ریخته شد به دست کسی که نمی دانیم کیست. بازی شروع شده و ما غافل از اصل بازی مشغول پخت و پز در مطبخ خانه عمارتیم که ناگه ما را محکوم به مرگ می کنند. ما عاشقان بازی راه نجات را در بازی می بینیم، پس بازیگوشانه میشه بازی در بازی و نتیجه اون میشه «آبگوشت زهرماری» ...
امیرمسعود فدائی و فرزاد این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم خیلی سوال ها دارد که مدام از خودش میپرسد. هرکس بنا به زندگی و شرایطی که در آن به سر میکند، همیشه چند علامت سوال بالای سرش دارد. و اگر بتواند به تمامی آنها پاسخ قانع کننده ‌ای بدهد رسالتش را بر زندگی تمام کرده است. اما سوال ها تمامی ندارند،‌ اگر به خیل عظیمی از آنها پاسخ ندهی یا صورت مسئله را بدون جواب نهایی تشریح نکنی روی هم انبار می‌شوند و قدرت تجزیه و تحلیل را از تو می‌ستانند. دیگر به هیچ چیز فکر نمیکنی چون اگر بخواهی لحظه‌ای درگیر شوی مثل یک بمب آماده به انفجار خواهی شد. یک معلم ریاضی در دوران راهنمایی داشتم که می‌گفت، حتی اگر بدانید فلان مسئله چطور حل میشود و آنرا جزءبه‌جزء بنویسید، بدون اینکه به پاسخ نهایی دست یابید نمره کامل را خواهید گرفت. از همان دوران بود که یاد گرفتم نباید لزوما به جوابی قانع کننده در قالب عدد و حرف و تصویر و جمله ... دیدن ادامه » رسید. همینکه بفهمی منظور از فلان کتاب چیست، فلان فیلم چه هدفی برای بیان دارد، فلان اتفاق درون زندگیت، چرایی دیدن یک غریبه و ناغافل جدا ماندن از او، و چه و چه، همگی یک معادله با راه‌حل مشخص دارند، کافی‌ست. آدمیزاد هدف نیست، و زندگی اش هم همینطور.

در تاثیر از وجود ع.م
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
Negin Fooladi، سپهر، فاطمه و گلبرگ کامروز(گافکا) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام مشتی ها
خوشحال میشم پادکست رادیو هیچ
از یکی از این راه ها بشنوید.
در تلگرام telegram.me/radio_hich
وبلاگ www.hichradio.blog.ir
در کست باکس، آیتونز و اپلیکیشن های پادگیر

این تئاتر هایی که دوست داشتم بسازمش و ماجراها و پروسه های نمایشی خسته ام کرده و به رادیو رسیده
پیشاپیش از اینکه مشتی هستین و وقت با ارزشتون رو میذارین سپاسگزارم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان یک عدد بلیط چهره مرد هنرمند برای امروز ساعت ۱۸ هست
کسی نزدیکه تقدیم کنم؟
بامداد، شاهین ه و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
:(
۳ روز پیش، دوشنبه
:,(
۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگزیت تهران | گفتگو

نگاهی به تئاتر کشورها: فلسطین
معرفی نمایشنامه: بار سفر
نوشته: فاتح سمیح عزٌام
ترجمه: ناصر رحمانی نژاد
نشر تاش، ۱۳۹۴

برگزارکننده: تحریریه گروه تئاتر اگزیت
عمید ابطحی

دوشنبه، ۱۸ آذر ۱۳۹۸ - تهران
پلاتو کلبه چوبی (چاپلین سابق)، ساعت ۱۸:۰۰ تا ۲۱:۰۰
نشانی بلوار کریمخان زند، خیابان عضدی ( آبان جنوبی )، پلاک ۷، طبقه ۴


ورود ... دیدن ادامه » با رزرو قبلی آزاد و‌ رایگان است
تلفن هماهنگی: ۰۹۲۱۰۴۳۰۵۷۱ - میلاد هیدی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می گویم:
چشمان تو چه زیباست
چشمان تو چشم مرا می نوازد
زیبایی تو مرا می نوازد
زیبایی تو این چنگ خاک گرفته را می نوازد
که زیر غبار سالیان، چه فرتوت می نمود
گردی که با هر نوازش تو، فرو می ریزد
و از زیر آن، چهره ی طلایی اش می نماید
و چه خوش صداییست صدای این چنگ با پنجه ی زیبایی تو
چه زیبایی برای من
هر خط چهره ات، هر تار سپید مویت
نشان از رنجیست که روزگاری برده ای
رنجی که تو را به امروزت رسانده
و امروز من آنچه هستی را دوست دارم
هرگز خودت را برای من تغییر نده
هر ... دیدن ادامه » روز برای من، خودت باش
که من خودت را دوست دارم
و تو چه زیبایی برای من
و امروز من آنچه هستی را دوست دارم

برای کی هستش این شعر ؟
۳ روز پیش، دوشنبه
“هرگز خودت را برای من تغییر نده
هر روز برای من، خودت باش”

این بخشش عالی بود
۳ روز پیش، دوشنبه
بهار عزیز، خوشحالم خوشتون اومده
۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبحا قبل از اینکه هوا روشن بشه میایم سرکار.
عصرای خسته هم ، دلمون به این خوشه که می تونیم دیگه نقابو ورداریم و لم بدیم روو یه صندلی نه چندان راحت توو تاریکی و یه زندگیای دیگه ای رو تجربه کنیم.
خودمونو بذاریم جای شخصیتا یا باهاشون بخندیم و بغض کنیم.
گاهی انقدر محو می شیم تو ماجراها که یادمون میره چه روز بدی داشتیم، گاهی بغض ِ خودمون یادمون میره.
وسط این اوضاع ناجور که شبا خواب جیغ و جنازه می بینیم و تو گلوی هممونم یه گلوله‌س، هی می‌گم به خودم که چه خوبه هنر هست، تیاتر هست، موسیقی هس، شعر هست... که انگار فقط توو همین سالنای تاریک و توو این نُتای کشیده‌س که میشه نفس کشید.
فکر می کنم همه امون در نقطه پیوند با تئاتر اعتقاد واحدی داریم؛
سال ها به دنبال مأمنی برای رهایی از چیرگی روزمرگی، سرخوردگی و خستگی بر روح و روانمون می گشتیم و تو سالن های شهر پیداش کردیم.
وقتی تو سالن تو صندلی فرو می ریم، چراغ ها خاموش میشن و همه بارهای ... دیدن ادامه » مثبت و منفی ذهن مشوشمون یکی یکی برداشته میشه و فقط صحنه می مونه..
این جادوی تئاتره.
۴ روز پیش، یکشنبه
آره کلمه‌ی "جادو" کاملا درخوره.
اوج لذت اونجاییه که این جادو در تو ادامه داره.
توو تاریکی هوا از سالن میای بیرون و قدم می زنی و تمام فکرت پیش شخصیتاست.
یا تا مدت‌ها یادت که میاد چه نمایش خوبی دیدی حالت خوش می‌شه.
یه تجربه‌ی گروهی که در لحظه اتفاق ... دیدن ادامه » می‌افته، متولد می‌شه و می‌میره.
خوب یا بد بهرحال دمی تو رو جدا می‌کنه از هر چیزی که پشت در سالن در انتظارته :-)
۴ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دشمنِ تو,این سپاه نیست پادشاه!
دشمن را تو خود پرورده ای,
دشمنِ تو پریشانی مردمان است,
ورنه از یک مشت ایشان,چه می آمد...



"مرگ یزدگرد"
"عالیجناب بیضایی"
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
* پست موقت*
سلام بر همه
حتمن خیلیاتون میدونید یه مدتیه چندتا دوست که از همین تیوال و سالنای تئاتر همدیگرو دیدیم و باهم آشنا شدیم باهمدیگه میریم نمایش میبینیم و گاهی هم بعد از نمایشها با گروههای اجرایی اون نمایش جلسه گپ و گفت داریم و خیلی وقتا لذت دیدن نمایش برامون بیشترم میشه ( تو پرانتز بگم والا بخدا ما نه گنگیم، نه آنارشیست و جنجال طلبیم، نه تک تیرانداز تیوالیم... ما فقط یه تماشاگریم، فقط...)
این مقدمه رو گفتم چون یه مدتیه یه سؤالی ذهنمو مشغول کرده، نظر اکثر این دوستایی که گفتم بالا اینه که صدای شاتر عکاسای محترم تو سالنها آزار دهنده ست و تمرکزمونو بهم میزنه، ما خیلی وقتا آروم از عکاسا خواهش میکنیم رعایت کنند، شاید تو هفتاد هشتاد مورد دو یا سه مورد هم شده که متاسفانه این تذکرات آروم منجر شده به بالا رفتن صدا و با تاسف بیشتر بهم خوردن تمرکز سالن.
سوالی که برام پیش اومده اینه که نکنه اصلا این حساسیت دوستایی که باهم تئاتر میبینیم اشتباهه ؟
واقعا تماشاگرای دیگه هم صدای شاتر عکاس اذیتشون میکنه ؟
این سوال ازونجا برام پیش اومده که یکی از دوستانی که من سر ادب و فهم و کمالاتش قسم میخوردم و اهل تئاترم هست برگشت گفت تو سالن تئاتر نباید فریاد زد و با ادامه حرفاش خیلی واضح گفت کار شما بی فرهنگی تو سالنای تئاتره.
راستش این جمله ش بیشتر ازینکه منو نا امید کرد ( چون خیلی قبولش داشتم و هنوزم دارم تو ادب و شعور) منو بیشتر برد تو فکر که همین سه مورد تذکر با صدای بلندتر هم از نظر این دوستمون بی فرهنگی بوده ( که البته اون سه مورد هم بعد از تمام تذکرای آروم و خواهش و تمنا و التماس و در نهایت لجبازی بیشتر عکاس اتفاق افتاده)
در هر صورت خیلی دارم به این موضوع فکر میکنم که تماشاگرای دیگه، این دوستمون یا شمایی که دارین این متنو میخونید وقتی مواجه میشید با صدای پی در پی شاتر عکاسا تو سالن چیکار میکنین ؟
اصلا مهم هست براتون؟ اصلا موافقید که جای عکاس تو اجرای عمومی نیست ؟
اصلا اذیت میشین؟
میتونین با تمرکز و بی توجه به اون صدای مداوم، نمایشو ببینین و ازش لذت ببرین؟
اگه جواب بله ست، که خب شاید من و دوستام باید یه فکری برا خودمون بکنیم و جداً میگم شاید مشکل از ماست.
ولی اگر جوابتون منفیه و شما هم اذیت میشید و تمرکزتونو از دست میدید، راه حلتون چیه؟
اینکه آروم بشینید و فقط حرص بخورید و مدام منتظر این باشید که نمایش تموم شه تا بتونین پاشید بیاید بیرون؟
... دیدن ادامه » یا بیاید اینجا بگید فقط؟ خب اون نمایشی که از دست داید چی؟ اون عکاسی که فک کرده خیلیم کارش درسته و صدبار دیگه هم اون کارشو تکرار خواهد کرد چی؟ اون گروه نمایشی که هیچوقت متوجه نمیشه که صدای عکاس چقد مزاحمه چی؟
جداً چه پیشنهادی به ذهنتون میرسه که بتونین از نمایش لذت ببرید ؟
عب نداره کار ما هم فریادزدن و بی فرهنگیه، اینارم بگید به ما طوری نیست، ولی لااقل فکر کنید ببینید خودتونم اگه اذیت میشید و از نمایش لذت نمیبرید و در عین حال آدمی مثل من با اون مشخصاتی که تو خط بالا گفتم هم نیستین، چه راه حلی به ذهنتون میرسه ؟
بنده شدیدن با حضور عکاس در اجرای عمومی مخالفم و عکاسی آنها، چه با صدا و چه با کاهش صدای شاتر (در مورد دوم به جهت حرکات ناچار عکاس، نور صفحه نمایش و سایر مشکلاتی که برای اطرافیان پدید می‌آورد و غیره) موجب آزار مخاطب و تضییع حقوق تماشاگر می‌شود. در این مورد ... دیدن ادامه » اما تذکر دادن شاید تنها کاری باشد که از تماشاگر بر می‌آید (وقتی قانون برسالن حکم‌فرما نیست و مدیریت سالن فکری به حال آسایش تماشاگر نمی‌کند، طبیعتن تماشاگر فکری به حال خود می‌کند و تذکر می‌دهد! این قانون نظم است.)، اما من به شخصه تجربه خوبی از این تذکر ندارم و آن چند عکاس بی‌هنر، در نهایت قباحت با لحن طلبکارانه، نه تنها پاسخ بنده را دادند و زیر نگاه بی‌رمق سایر تماشاگران بنده را تحقیر کرد؛ بلکه با قوت، تسلسل و فشار بیشتری به عکاسی ادامه دادند. به همین دلیل من در این موارد به هیچ وجه دیگر تذکر نمی‌دهم تا حداقل با آن گروه سخیف هم‌کلام نشوم.
در مورد اینکه چه کاری برمی‌آید (که شاید بیشتر سوال شما در مورد جنبه تذکر باشد نه اینکه چه کار باید کرد یا ریشه این امر چیست ولی ترجیح می‌دهم در این مورد نیز به جهت تکمیل عرایضم چند خطی بنویسم)، خوب این از ضعف مدیریت سالنها ناشی شده است. ایشان باید برای عکاسی کارهای خود، سانسی ویژه اختصاص و حضور عکاسان را با آزادی در حرکت برای ایشان مجاز کنند، و در سایر سانسها که اجرا عمومی است؛ حتی با کسب مجوز یا معرفی‌نامه از سازمان رسانه‌ای مطبوع خود؛ اجازه عکاسی نداشته باشند. چطور مثلن در آوردن خوراکی و چیپس و نوشیدنی سختگیری می‌شود، آوردن کیف و دوربین عکاسی هم به همین ترتیب فیلتر بشود و مراقبی از جانب سالن برای متوقف کردن عکاس بی‌توجه منظور شود. درست همانند کاری که در بسیاری از کنسرتها برای جلوگیری از فلش زدن اتفاق می‌افتد. هر چند که متاسفانه سالنها اهمیت چندانی به این امر نمی‌دهند و فکر می‌کنم به جهت بعد تبلیغاتی که با انتشار عکس از سالنهایشان متصور هستند، حتی از عکاسی در هر سانس و به هر ترتیبی استقبال هم می‌کنند! جای تاسف مضاعف آنکه بعضی سالنها به عموم تذکر می‌دهند که عکاسی مجاز نیست و باز عکاسانی را به سالن می‌فرستند و می‌گویند که ایشان با مجوز عکاسی می‌کنند. یعنی باز به محدود کردن عکاس نه از نظر آسایش تماشاگران، که از نظر بوروکراسی اداری نگاه می‌کنند و فکر می‌کنند این حق سالن است که مجوزی بدهد برای عکاسی.

* سیدمهدی عزیزم از طرح این موضوع بسیار سپاسگزارم و به نظرم این پست مهمتر از آن است که موقت باشد. پیشنهادم این است که از ابزار نظرسنجی تیوال نیز برای راحتی بیشتر در نتیجه‌گیری از این سنجش خود استفاده کنید. مثلن یک نظرسنجی با این سوال: آیا با حضور عکاسی در سالن نمایش موافق هستید؟ دو گزینه: بله/ خیر.
۴ روز پیش، یکشنبه
امیرجان ما بیشتر :)
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️
۴ روز پیش، یکشنبه
مریم جان ممنونم

آقا مهدی چشم حتما به زودی میام
۴ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفتادو دومین سالروزت بر اهل قلم، نمایش و سینما مبارک!

#دیوید_ممت
بهبه :))
نمایش بازگشت مردگان
نویسنده، طراح و کارگردان: شادی اسدپور
هدایت بازیگر: فرزین محدث
مدیر تولید: آرش رزمجو ❤️
از 21 آذرماه، تیوال
پیام دهکردی در گفت‌وگو با «ایران» از وضعیت تئاتر در سال‌های اخیر می‌گوید
به توانایی‌ دهه هشتادی‌ها امیدوارم
سید حسین رسولی

یک‌شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸، شماره ۷۲۰۵
روزنامه ایران، صفحه ۱۰ (تئاتر)

پیام دهکردی از جمله هنرمندانی است که احتیاج چندانی به معرفی ندارد و یکی از شناخته‌ شده‌ترین چهره‌های تئاتر ایران است. چه زمانی که در اجراهای زنده‌ یاد حمید سمندریان بازی می‌کرد و چه حالا که در سریال‌های پر طرفدار تلویزیون ظاهر می‌شود. دهکردی چهره‌ای اهل شعر و ادبیات هم است که از فضای مجازی فراری است. دهکردی مدت‌هاست که به شهر لاهیجان نقل مکان کرده و در آنجا به آموزش جوانان می‌پردازد. دهکردی در این سال‌ها با اجراهای متفاوتی چون «مرگ و پنگوئن» در تئاتر شهر میزبان علاقه‌مندان تئاتر بوده و در بیست‌ودومین جشنواره تئاتر فتح خرمشهر هم مدیریت کارگاه‌های آموزشی را بر عهده داشت. دهکردی نگاهی گیرا و حضوری گرم دارد و می‌توانید ساعت‌ها از گفت‌وگو با او لذت ببرید. به همین دلیل گفت‌وگویمان با او تا ساعت ۲ بامداد طول کشید تا بتوانیم سر فرصت به جنبه‌های مختلف تئاتر این روزهای ایران بپردازیم.‌

*این سال‌ها شاهد سکون و رخوت و ایستایی عجیبی در جشنواره‌های تئاتری هستیم. خصوصاً از سوی نسل کهنه‌کار تئاتر؛ البته که جوانان شور و شوق فراوانی دارند ولی گویا اجراهای آنان معطوف به سیاستگذاران و داوران شده است نه تئاتر به مثابه تئاتر. حتی شاهد آشفتگی در نظریه‌ها و اجراها هستیم. گاهی اشاراتی می‌شنویم مبنی بر تلفیق نظریه‌های گوناگون کارگردانی مانند ترکیب نظرات تئاتر سیاسی اروین پیسکاتور با شکل و شمایل گروتسک که از اساس غلط است. به طور مشخص آیا جشنواره‌ها به تئاتر ایران ضربه نمی‌زنند؟

به اعتقاد من جشنواره‌ها باعث زنده نگه داشتن تئاتر می‌شوند. و البته نباید از وجود افرادی هم غافل شد که خواهان تعطیلی تئاتر در این کشور هستند. این موضوع را باید با نگاه به سال‌های دور بررسی کنید نه امروز. من حتی در سال گذشته هم اشاره کردم دیگر وقت آن رسیده جشنواره تئاتر فجر دو سال استراحت کند. گفته‌هایم باعث واکنش افراد زیادی شد و اعتراض کردند و گفتند حالا که به چهل سالگی انقلاب رسیده‌ایم چرا باید این کار را بکنیم؟ به نظرم با این کار می‌توانستیم یک رنسانس جدید پدید بیاوریم. منتها کسی جرأت نکرد جشنواره تئاتر فجر را متوقف کند تا به بررسی و آسیب‌شناسی حرفه‌ای بپردازیم.
امروز حجم عظیمی از دیدگاه‌های پوپولیستی بر سر مردم آوار شده است که باعث سطحی‌نگری شده است. هنرمندان هم از دل مردم می‌آیند و از آنان جدا نیستند بنابراین شاهد افزایش کارهای مبتذل و سطحی در دل تئاتر هستیم. در صورتی که یک هنرمند تئاتری باید بتواند ۱۰ سال آینده را پیش‌بینی کند و دست به تحلیل آن بزند نه اینکه از جامعه خود جا بماند. ما جریان روشنفکری پویا و کنشگری نداریم و این مسأله باعث ضربه مهلکی به جامعه شده است؛ البته به تعداد فراوانی شبه روشنفکر داریم که ضد روشنفکر حقیقی هستند.

*جالب است که هنرمندان مطرح و تأثیرگذار تئاتر ایران از پیام دهکردی تا حسن معجونی و امیررضا کوهستانی میل و رغبتی به حضور در جشنواره‌ها ندارند. چرا این وضعیت شکل گرفته است؟

چه ... دیدن ادامه » باید گفت؟... روزی یک بنایی وارد خانه‌ای شد و به او گفتند بخشی از دیوار فرو ریخته و درها و پنجره‌ها خرد شده و تأسیسات هم خراب است. بنا هم نگاهی کرد و گفت کجای این خانه را درست کنم؟ وضعیت تئاتر ایران همین‌قدر آشفته است و مسأله اصلی ما فقط معطوف به دولت و جشنواره‌ها نیست. هنرمندان تئاتر صنف و اتحادیه قدرتمندی ندارند. قطعاً مجموعه بلاهای ریز و درشتی باعث این آشفتگی شده‌اند و از سوی دیگر، من اولین کسی بودم که در زندان قصر هنگامی که قرار شد باغ موزه بشود، اجرای تئاتر داشتم. برای اولین بار تئاتر نامرئی را در متروی تهران اجرا کردم و حتی تلاش کردم جشنواره تئاتر امید را بدون ممیزی و سانسور راه بیندازم که از اولین جشنواره‌های تئاتر خصوصی بود. ما سانسور را حذف کردیم چون تئاتر خصوصی باید بدون ممیزی مراکز دولتی باشد وگرنه معنایی ندارد. من این همه تلاش و تکاپو انجام دادم ولی در نهایت به این نتیجه رسیدم. تنها باید در حیطه شخصی و فردی خودم درست عمل کنم. اگر من به‌صورت فردی توانستم کار درستی انجام بدهم باعث تراوش امید خواهم شد و شاید آن تراوش از یک شهر کوچک به کل کشور سرایت کند. من زمانی تصمیم گرفتم به شهر لاهیجان بروم و مطمئن بودم که تأثیرگذاری را باید از شهر کوچکی آغاز کنم. جالب است که شهر کوچک لاهیجان دچار همان مشکلات شهر تهران بود ولی تصمیم گرفتم مقاومت کنم. امروز به نسل دهه ۸۰ خیلی امیدوار هستم.

*چرا به نسل دهه ۸۰ امیدوار هستید؟
من بارها درباره نسل دهه ۶۰ از واژه‌های دلسوزانه‌ استفاده کرده‌ام و بارها گفته‌ام آنها نسل سوخته هستند. این نسل بسیار تلخ است و زندگی سختی داشته است و حتی نمایشی با عنوان «متولد ۱۳۶۱» را با احترام و توجه به این نسل اجرا کردم. به نغمه ثمینی پیشنهاد نوشتن این نمایشنامه را دادم و سپس آن را روی صحنه بردم. احساس کردیم نسل دهه 60 به قدری ظرفیت و بزرگی دارد که باید در موردش کار شود و ما باید جلوی این نسل بایستیم و احترام بگذاریم. سارا بهرامی و مینا ساداتی و خاطره حاتمی از جمله شاگردان من بودند و از این تئاتر وارد جریان حرفه‌ای شدند. این نسل از داخل شکم مادرش دچار مشکل بود. این نسل توان فاعلیت ندارد ولی نسل دهه ۱۳۸۰ بسیار شجاع است با اینکه بسیار سطحی هم است. من سر کلاس‌هایم می‌گویم با من مخالفت کنید و بجنگید و در تأیید من عمل نکنید ولی تنها دهه هشتادی‌ها این کار را می‌کنند. حتی یک دختر دانشجوی دهه هشتادی در لاهیجان دارم که اول خیلی معترض بود ولی به مرور راه افتاد و اعتراض خودش را همراه با کتاب و علم کرده است. درست است که شیطنت دارند ولی خیلی فعال هستند و شور و هیجان عجیبی هم درون شان موج می‌زند. بعدها همین دختر خلاصه پرده اول نمایشنامه «باغ آلبالو» را نوشت و من را دچار شگفتی کرد. او یک روایت نو و خلاقه‌ از باغ آلبالو داشت. اولش باورم نمی‌شد ولی بعد آن را در کلاس‌های دیگر خواندم و همه مات شان برد. من به این نسل امید دارم.

*چرا در فضای مجازی حضور ندارید؟ با این فضا مشکل دارید؟ در حال حاضر که ما شاهد رقابت عجیبی بین هنرمندان برای حضور در این فضا هسیتم ولی شما از آن دوری می‌کنید.

این گوشی‌ها ذهن آدم را به هم می‌ریزند. یک هنرمند یا یک روشنفکر نباید مثل دیگران زندگی کند و باید هزینه زندگی متفاوت خود را بدهد. پروانه محسنی‌آزاد (همسر بیژن نجدی) تعریف می‌کرد گاهی به بیژن نجدی عزیز می‌گفت: «بیژن جان چرا کتاب‌های دیگران را نمی‌خوانید؟» و او هم می‌گفت: «هویت قلم من با این خواندن‌ها از بین خواهد رفت.» کتاب «یوزپلنگانی که با من دویده‌اند» را حتماً بخوانید و دریابید بیژن نجدی چه کرده است. من به همه می‌گویم کتاب‌های دیگر را کنار بگذارید و اول اثر نجدی را بخوانید. البته این افکار به معنای دوری از تکنولوژی و عقب ماندگی نیست. من اخبار را دنبال می‌کنم و برخی روزنامه‌ها را هم می‌خوانم. البته بیشتر عاشق کتاب و شعر هستم و هیچ روزی را بدون مطالعه شعر سپری نمی‌کنم. همین امروز تلاش کردم پیامکی به یکی از دوستان بفرستم ولی وقتی دیدم امکان دارد به او زنگ بزنم پشیمان شدم و تماس گرفتم. سهولت زیاد به نظرم خوب نیست. آسیب فضای مجازی و بحث «پرسه‌زنی ذهن» هم خیلی جدی است و چندین دانشمند در حال مطالعه روی آن هستند؛ مثلاً ما در این مکان نشسته‌ایم ولی ذهن‌مان در ۱۰۰ مکان دیگر پرسه می‌زند. ما در فضای مجازی شاهد صدها عصاره زندگی هستیم و این امر باعث مشکل‌هایی می‌شود. یک بحران دیگر هم داریم که به بحران «چند شخصیتی شدن» مشهور است یعنی اینکه افراد دارای چند شخصیت در فضای مجازی هستند و هر کدام از این شخصیت‌‌ها کاری متضاد انجام می‌دهند. من همیشه دوست دارم بهترین امکانات را داشته باشم و بهترین غذاها و لباس‌ها را بخرم ولی از فضای مجازی دوری می‌کنم و به نظرم مضرات آن بیشتر از سودهایش است. شما زمانی به دانایی می‌رسید که عمیق باشید و فضای مجازی انسان را سطحی می‌کند.‌‌‌

http://www.iran-newspaper.com/newspaper/item/526965/-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C--%D8%AF%D9%87%D9%87-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%85

https://www.magiran.com/article/3977970


نوشته‌های دیگری از «سیدحسین رسولی»
ضد رئالیسم با نیم نگاهی به کارلوس فوئنتس / گفت و گو با سمانه زندی نژاد، کارگردان نمایش «آن دیگری»
روزنامه اعتماد، دو‌شنبه ۴ آذر ۱۳۹۸

باورم نمی شود تئاتر خصوصی به اینجا رسیده باشد / گفت و گو با حسن معجونی کارگردان نمایش آشپزخانه
روزنامه ایران، دو‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸

اسطوره کارگردانی در میان ما / درباره نمایش «آشپزخانه» به کارگردانی حسن معجونی
روزنامه اعتماد، دو‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸

حذف می کنم، پس هستم / ظهور و سقوط قوانین قدیمی در اداره کل هنرهای نمایشی
روزنامه اعتماد، سه‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸

آن لکه گوشه صحنه که همه چیز را بحرانی می کند / درباره اجرای «شیهیدن» به کارگردانی عباس جمالی
روزنامه اعتماد، یک‌شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۸
عناوین بیشتر...
امیر مسعود، *مریم* و امیرمسعود فدائی این را خواندند
لیلا مظاهری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در سالن تو،تئاتر چند است؟!!
اندر مصائب یک پرسش جهان شمول؛ تئاتر شهر یا تئاتر بالاشهر؟!!
آنگاه که تئاتر شهر،برای عقب نماندن از قافله ی تئاتر تجاری،بالاشهر می‌شود...!!!!
خبر کوتاه بود و دردناک!:(
ولی متأسفانه واقعی!!

من هم باورم نمیشد این اتفاق داره میفته دایه عزیز!
۵ روز پیش، شنبه
گالنای عزیز
متأسفانه تا زمانی که تقاضا باشه،عرضه هم هست و این غم‌انگیزه
با این بدعت غلطی که تاترشهر شروع کرده،بعید می‌دونم تالار وحدت از این به بعد نمایشی زیر صدتومن داشته باشه
مدیریت تاتر شهر با دست خودش داره مرگ این مجموعه رو رقم میزنه
۵ روز پیش، شنبه
همینطوره واقعا!
۵ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی از تخفیف های گروهی هم به این شکل هست که اگه سه نفر هم باشید ولی چهار تا بلیت بخرید و یکی اش رو ببخشید بره یا اصلن بذارید خالی بمونه ، اون نمایش برای سه نفرتون ارزون تر در میاد تا این که سه تا بلیت بخرید :))
چه خوب

#سوالات-فلسفی
من هم چند بار این کار رو کردم
۰۸ آذر
:)) محمدجواد جان، متاسفانه تخفیف ها هنوز به اون درجه از معرفت نرسیدن
۵ روز پیش، شنبه
شانس مایِه :))
۵ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. دوستان توی بهمن ماه در اداره ارشاد کرج قراره کار شازده کوچولو در قالب سورئال روی صحنه بره.
رمان شازده کوچولو به صورت سورئال و مرتبط با دنیای امروز .
حتما منتظر حضورتون هستیم.
رضا تهوری و یلدا معصوم این را خواندند
بهار گراوندی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. دوستان توی بهمن ماه در اداره ارشاد کرج قراره کار شازده کوچولو در قالب سورئال روی صحنه بره.
رمان شازده کوچولو به صورت سورئال و مرتبط با دنیای امروز .
حتما منتظر حضورتون هستیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
که اعتراض بر اسرار علم غیب کند
کمال سر محبت ببین نه نقص گناه
که هر که بی‌هنر افتد نظر به عیب کند
.
ما اینجاییم/ برای آسوده تر کردن مجاهدت پر فراز و نشیبمان
نه برای عیب جویی و واگرایی.
اگزیت تهران | گفتگو

هنرِ علیه فرهنگ

برگزار کننده : عباس جمالی / بازیگر، نویسنده و کارگردان تئاتر


دوشنبه، ۱۱ آذر ۱۳۹۸ - تهران
پلاتو کلبه چوبی (چاپلین سابق)، ساعت ۱۸:۰۰ تا ۲۱:۰۰
نشانی بلوار کریمخان زند، خیابان عضدی ( آبان جنوبی )، پلاک ۷، طبقه ۴


ورود با رزرو قبلی آزاد و رایگان است
تلفن هماهنگی : ۰۹۲۱۰۴۳۰۵۷۱


دستگاه ... دیدن ادامه » نقطه گذاری که سامانه ی فهم ما را از هر پدیده ای شکل می دهد چه نامی می تواند داشته جز فرهنگ؟
این سامانه چگونه به شکلی ایدئولوژیک تمام نظام های معنایی و اقتصادی مسلط را شکل می دهد؟
هنر چگونه گفتمانی ضد فرهنگی است؟
تعالی فرهنگی چگونه ساز و کار ابرازی اش را به هنر حاکم می کند؟
این پرسش ها و بسا پرسش های بیشتری، جستار هنرِ علیه فرهنگ را شکل می دهد.

عباس جمالی
مریم اسدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برنامه‌ مایلو رائو برای تئاتر اروپا
موضوع فقط به تصویر کشیدن جهان نیست؛ بلکه تغییر آن است.


نوشته: مت ترومن

ترجمه گروه تئاتر اگزیت (شیرین میرزانژاد)

منبع: فایننشال تایمز
۳۱ اوت ۲۰۱۸

مایلو رائو مدیر هنری جدید تئاتر ان‌تی‌گنت (NTGent) در بلژیک، در افتتاح برنامه‌ی خود برای این تئاتر در ماه مه [۲۰۱۸] از «مانیفست برای گنت» خود رونمایی کرد -ده فرمانی که تعیین می‌کند نمایش‌ها چگونه ساخته خواهند شد. یک‌چهارم زمان تمرین‌ها باید به دور از محل تئاتر بگذرد. گروه بازیگران دست‌کم دو بازیگر غیرحرفه‌ای را در بر خواهد گرفت. («حیوانات به حساب نمی‌آیند، ولی از آنها استقبال می‌شود.») هر صحنه‌ای باید در پشت یک ون جا بگیرد. هر نمایشی حداقل در سه کشور تور اجرا خواهد داشت؛ در هر سال یکی از آنها به مناطق جنگی یا مورد منازعه بدون زیرساخت فرهنگی می‌رود.
آثار کلاسیک ممنوع هستند، مگر اینکه ۸۰ درصد متن حذف شده باشد، تا اطمینان حاصل شود که تئاتر به حال حاضر می‌پردازد. این مانیفست اعلام می‌کند که «موضوع فقط به تصویر کشیدن جهان نیست؛ بلکه تغییر آن است.»

رائو، هنرمند سوئیسی ۴۱ ساله می‌خواهد به کلی شیوه‌ی کاری تئاترش را تغییر دهد -اگر نخواهد شیوه‌ی کاری تئاتر اروپایی را به طور کلی تغییر دهد. از دید او، مدل استاتس‌تئاتر (Stadtstheater) اروپا، یعنی سازمان‌هایی با کمپانی‌های بازیگری خانگی که تولیدات تئاتری را در رپرتوار اجرا می‌کنند، دیگر کارایی سابق را ندارند. او می‌گوید «همه‌ی آنها همان مشکلات ساختاری را دارند. آنها فقط آثار کلاسیک را دوباره و دوباره اقتباس می‌کنند، با آنسامبل‌هایی که متشکل از مردان سفیدپوست مسن و زنان سفیدپوست جوان هستند.»
به طور خلاصه، رائو معتقد است که تئاترهای شهرهای اروپا انحصاری و نخبه‌گرا هستند -ناهماهنگ با شهرهای چندفرهنگی و طبقاتی که نماینده‌اش هستند. او می‌خواهد «چیزی بازتر» ایجاد کند.
از بین بردن سیستمی که به مدتی چنین طولانی جا افتاده است کار ساده‌ای نیست. در برلین، کریس درکان (Chris Dercon) در طول یک سال به خاطر برنامه‌ی چالش‌برانگیز مدرنیزه کردن که رپرتوار «فولکس‌‌بونه» (Volksbühne) را اصلاح می‌کرد به اجبار از آنجا خارج شد. «ماتیاس لیلینتال» (Matthias Lilienthal) در «مونیخ کامرشپیله» (Munich Kammerspiele) پس از تغییر خروجی‌اش از آثار کلاسیک به آثار اجرایی صراحتاً سیاسی با اعتراض روبرو شد.
رائو متوجه ریسک‌ها هست، اما مصمم است و به تناقضات تئاترهایی که نماینده‌ی تغییر اجتماعی هستند اما در عین حال به «ساختاری که این امر را غیرممکن می‌سازد» چنگ زده‌اند، اشاره می‌کند. اصلاح همیشه با مقاومت روبرو می‌شود. رائو خاطرنشان می‌کند که «به همین علت است که جهان آلمانی‌زبان اکنون نگاهش را به گنت دوخته است. آیا کارگر خواهد بود؟ آیا نخواهد بود؟»
اگر ... دیدن ادامه » رائو در جایی که دیگران به تقلا افتاده‌اند موفق شود،‌ موفقیتش نتیجه‌ی رادیکالیسم بیشتر خواهد بود، نه کمتر. رائو در کنار تولیدات خانگی، در حال برنامه‌ریزی برای هنرمندان مستقل است و می‌خواهد ان‌تی‌گنت بیشتر در هماهنگی با کار عملی آنان باشد. رائو با پوشش هر دو بخش از طریق کار با «موسسه‌ی بین‌المللی قتل سیاسی» خودش و چندین تئاتر شهر مهم، مزایای هر دو سیستم را می‌بیند. او می‌گوید:«زمان تلفیق فرا رسیده است.»
رائو همیشه تئاتر را با یک وجه کمپینی تولید کرده است. برای مثال، تریبیونال کنگو در ژوئن سال ۲۰۱۵ در بوکاوو در جمهوری دموکراتیک کنگو دادگاهی شبیه‌سازی شده را بر روی صحنه برگزار کرد تا درباره‌ی تاثیر صنعت معادن بر مردم کنگو حکم صادر کند. این دادگاه روند مقتضی را طی کرد: وکلای واقعی، هیئت‌منصفه‌ی متخصص و قاضی. دادگاه کیفرخواستی را علیه دولت مطرح کرد که به طور غیرمستقیم منجر به استعفای دو وزیر شد. دو سال پیش از آن در مسکو محاکمه‌ی دیگری به سابقه‌ی روسیه در رابطه‌ی آزادی بیان پرداخته بود. رائو می‌گوید:«این محاکمات عمل واقعی عدالت را اجرا یا مجسم می‌کنند.»
رائو معتقد است که مسئولیتی دوگانه دارد: توصیف جهان و بهبود آن. مانیفست گنت تلاش می‌کند که این دو را به هم پیوند دهد. در ماه مه [۲۰۱۸] کمپانی رائو نمایش «تکرار» (La Reprise) را افتتاح کرد، نخستین اثری که اصول مانیفست را محقق می‌کرد. این نمایش که آغازی بود بر پروژه‌ای با عنوان تاریخ تئاتر (Histoire(s) du Théâtre) و اصول اساسی تئاتر را چنان زیر سوال می‌برد که ژان لوک گدار با سینما کرد، قتلی در شهر لیژ را بازسازی می‌کند. احسان جرفی (Ihsane Jarfi)، مرد همجنسگرای مغربی‌تبار هنگام خروج از یک کلاب در سال ۲۰۱۲ ربوده شده و به قتل رسیده بود. رسانه‌های بلژیک آن را جرمی نفرت‌محور تلقی کردند.
رائو بر عقیده‌ی دیگری است:«وقتی با دقت بیشتری نگاه می‌کنیم، این‌طور نیست. این‌طور به نظر می‌رسید، اما چیزی پشت آن نبود.» سه قاتل (مرد سفیدپوست) به دنبال یافتن مشتری در خیابان بودند که جرفی یکی را تور می‌کند. «اوضاع از درماندگی‌شان به خشونت کشیده شد. تصادفی است و از این جهت، برای من بسیار غم‌انگیز.»
خشونتی که بر اساس شواهد صحنه‌ی جرم بر روی صحنه بازسازی می‌شود تکان دهنده است- به یک اندازه بی‌منطق و بی‌رحمانه است. «تکرار» می‌پرسد که بازنمایی این‌ها چه معنایی دارد: یک دی‌جی بیکار اهل لیژ که نقش یکی از قاتلان را بازی کند، یک بازیگر سیاه‌پوست که بدن خود را تسلیم خشونت صحنه کند تا مخاطب تماشا کند. رائو توضیح می‌دهد که «تکرار» «نمایشی است درباره‌ی تئاتر و تغییر هویت‌ها، اما نه فقط بر روی صحنه، بلکه در وجود انسان -این که چطور قربانی می‌شوید، چطور مرتکب می‌شوید، چطور از نقشی که دارید فرار می‌کنید.»
در کار رائو چنان که مانیفست طرح می‌کند، عمل بازنمایی، واقعیت خودش را در پیش می‌گیرد. همانند محاکمه‌ی نمایشی‌اش که بازنمایی در عین حال تا حدی واقعی است، «تکرار» هم گروهی از بازیگران حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای را در «اجتماعی نمادین از مردم که در غیر این صورت هرگز وجود نداشتند» جمع می‌کند. نمایش آغازین او در ان‌تی‌گنت به عنوان مدیر هنری به نظر می‌رسد که به دنبال انجام همین کار باشد. «بره‌های خداوند» مشهورترین اثر هنری شهر را بازآفرینی می‌کند، تزئین هنری محراب کلیسا مربوط به قرن پانزدهم اثر هوبرت و یان ون آیک بر صحنه‌ی اصلی به همراه سکنه‌ی محلی به نمایندگی از شخصیت‌های انجیلی، سربازان جنگ صلیبی و شهدا.
موضوع به این پرسش باز می‌گردد که تئاتر برای چیست. رائو می‌گوید شکسپیر تمام جهان را به روی صحنه آورد: فقیر و غنی، اشراف و دلقک‌ها، تمام هفت گروه سنی انسان. «ما دوباره به تئاتر جهانی نیاز داریم، نه؟» ان‌تی‌گنتِ رائو با گشودن درها و دعوت شهر به داخل، می‌خواهد این گفته را شعار خود قرار دهد.
مریم اسدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید