تیوال تئاتر
T1 : 07:21:28
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
ببخشید چرا صفحه نمایش "اگه بمیری" وجود نداره؟
یعنی میگه مطلبی نوشته نشده و خالی هست کلا!!!
بیتا قمبری و عباس الهی این را خواندند
شادی بهرامی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت همگی دوستان

از دوستان عزیزی که نمایش مطرب و در پردیس تاتر به تماشا نشسته اند خواهشمندم یک راهنمایی بفرمایند که کدام باکس برای تماشای نمایش مناسب تر است

پیشاپیش از لطف دوستان سپاسگزار هستم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
٢ عدد بلیط کنسرت پایکوبان خانم فرزانه کابلى دارم ، روز جمعه ٣٠ تیر ماه ساعت ١٤ ردیف ٤، درصورت تمایل با شماره ى ٠٩٣٨٣٣٦٨٢٧١ تماس بگیرید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
من برای امروز پنجشنبه یک عدد بلیت خارج از ظرفیت برای نمایش بهمن کوچیک دارم به قیمت تیوال (۲۰۰۰۰ تومن). ۰۹۱۲۶۴۳۹۱۷۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جونم واستون بگه تعداد شنیدن این جمله که ما با گروهمون از تئاتر شما حمایت میکنیم به شرطه ها و شروطه ها که وقتی زمان اجرای ما رسید شما هم بدو ،بدو بیایین تئاتر ما رو ببینین!لطف محکمی هم که به همدیگه میکنن بلیط نیم بها و برای باقی مردم اگه باشن !اگه بیان تمام بها! خب با وجود تعداد سالن های خصوصی که مثل قارچ سبز میشه یک هو!و سالن های دولتی که از قبل بوده و افزایش پلاتو و پلاتو و پلاتو !یا هممون داریم اجرا می ریم یا داریم تمرین میکنیم کی به غیر از خودمون ،خانوادمون و حمایت گروه به گروهمون اگه حالش رو داشته باشیم قراره کار رو ببینه !هنوز معلوم نیست !گشتم نبود ،نگرد نیست !خنده دار قضیه این گرو کشی های مد شده است که منکه اومدم تاترت !تو چرا نیومدی ؟تازه من بلیط هم خریدم واسه حمایت !اصولا سر کلمه حمایت صدا رو کمی کلفت و حماسی میکنیم!قسمت ناجورتر قضیه اینه که بازیگر ... دیدن ادامه » بدبخت باید بازم خودش از خودش حمایت کنه بگه مامان جونم بیا کارمون رو ببین ،منتهی یه بلیط هم بخر واسه خودت و خاله جون اینا !خب سوال اینه تا کی ؟تاکجا ؟خودمون از خودمون حمایت کنیم ؟مردم کی میان تئاتر ببینن؟البته به استثناء تئاتر های طنز آ زاد!ما که باز داریم تو هزارون پلاتو ساعتی فلان قدر تمرین میکنیم یا تو فلان سالن ده متری خصوصی داریم قبلش تعهد میدیم که اینقده پول میدیم و اجرا می ریم !یا به مامان ،بابامون می فروشیم هنرمون رو یا خودمون اگه اجرا نداشته باشیم و تو فلان پلاتو تمرین نداشته باشیم میاییم کار خودمون رو میبینیم!باقیشم که برای رضای خداست!اصل تماشاچی هم که کلا به فناست!حالا بدو تئاتر نمیره !من بمیرم ،تو بمیری بدو فقط!
نوبادی ، نیلوفر ثانی و Ashvini این را خواندند
فکر می کردم استقبال از تئاتر خیلی خوب باشه که. جو زیادی برای دیدن تئاتر می دیدم.. جالب بود ....
۲۰ تیر
نظر بنده به نظر جناب فتحیان نزدیکه
۲۰ تیر
ممنون از همه نظرهای دوستان ،البته که با یک سری نظرها هم صددرصد موافقم ،مثلا ساخت تیزر ها که متاسفانه اکثرا به جای اینکه مخاطب رو آ گاه کنه ،گمراه میکنه و سر و ته نداره و سازنده ی تیزر فکر میکنه داره بدعت و خلاقیت به خرج میده مثلا !و اما راجع به قیمت ها همیشه ... دیدن ادامه » اینطور نیست و تعداد تئاتر های واقعا خوبی که با مبلغ پانزده و بیست هزار به فروش می رسه که رقم بالایی نیست در این دوره!و اتفاقا بازیگر باتجربه تئاتری هم داره اما فقط چون چهره نیستن و به قول معروف بیشتر زندگیشون به تئاتر گذشته نه تی وی و سینما سلبریتی حساب نمیشن و مخاطبی که باید ندارن !تماشاچی که پول داره میره سراغ نمایشی که بازیگر معروف داشته باشه و به نوعی بگه من فلانی رو از نزدیک دیدم و احیانا سلفی هم باهاش گرفتم !بازیگر تئاتر هم طبیعتا هزینه هایی داره تو زندگیش مثل همه ،وخیلی هاشون تنها راه امرار معاششون از همین تآتره ،پس همینطور که قیمت بلیط سینما و کنسرت افزایش پیدا میکنه ،افزایش قیمت در تئاتر هم باید باشه ،با این وجود تئاتر های خیلی خوبی هم بودن که چون گروهشون معروف نبوده با نیم بها حتی یک سوم بها بلیط فروشی تبلیغ کردن و متاسفانه بازم سالن خالی بوده مگه اقوام و آ شنا و فامیل خودشون ،یعنی مخاطب به معنای واقعی کلمه نداشتن !
۲۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رضا تهوری این را دوست دارد
پس تکلیف نمایش نامه این روزها چی میشه؟
۱۹ تیر
تکلیفش مؤکول میشه به وقتی که بودجه و پول مورد نیاز برای تولید آ ماده باشه ،تا شرمنده ی اعضاء گروه نشون:)
۱۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در گذشته ى خیلى نزدیک به حال یه سالن بود به نام "کنش معاصر" واقع در خیابان طالقانى، بین فریمان و سرپرست.... که مدتیه خبرى ازش نیست.... و البته سالنى به نام "پایتخت" با همین ادرس توى سایت معرفى میشه که من تابحال نرفتم... ولى آدرس دقیقا مشابه ادرس سالن "کنش معاصر" ه.... دوستان کسى اطلاع داره که این سالن همون سالن ه و صرفا اسمش عوض شده!؟ یا این دو سالن کاملا متفاوت هستند!؟
الهه الف این را خواند
با سلام
این سالن نمایش همان سالن نمایش کنش معاصر هست فقط تغییر نام داده
۱۷ تیر
مرسى از جناب حسین مردى و الهه الف گرامى....
به نظر من"کنش معاصر" اسم خیلى جالب و گیرایى و البته درخورى بود که نظرم رو همون موقع هم خیلى جلب کرد..
۱۸ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش #اگر_یک_روز_دیگر _زنده_بودم
بسیار عالی. گریم بسیار خوب نور و صدا خوب و درسی که میگیریم قدر دان بودن از تک تک نفسهامون هست که دیگه برنمیگردند.
زندگز کوتاهه و احساسات رو باید گفت نه اینکه گوشه دل بپوسونیمشون...

موفق باشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام ٦تا بلیط تاتر اعتراف برای ٤مرداد دارم برای تهیه ی بلیط به این شماره پی ام یا اس ام اس دهید ٠٩١٢٠٣٢٠٥١١ رحمتی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام ٦تا بلیط تاتر اعتراف برای ٤ مرداد دارم برای تهیه ی بلیط به این شماره اس ام اس یا پی ام دهید ٠٩١٢٠٣٢٠٥١١ رحمتی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام ، میخاستم بدونم اول اینکه کسی نمایش تئاتر ال رو دیده ؟
دوم اینکه کسی میدونه چرا سایت برای خرید بلیط نمایش اعتراف باز نمیشه؟
سایتهای زیر بلیط نمایش اعتراف را می فروشند:
www.iranconcert.com
www.irannamayesh.com
۰۴ تیر
سلام، من دومین شب اجرای بنگاه تئاترال را دیدم . دریک جمله : اگر به نمایشهای روحوضی و سیاه بازی علاقه دارید این نمایش میتونه راضیتون کنه . همون مدل شوخی های سردستی و سطحی و مقدار زیادی موسیقی و حرکات موزون. اگر مثل من با انتظار بالاتری برید حتما راضی بیرون ... دیدن ادامه » نمیایید .
۱۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری عزیز سلام و تبریک بابت عید سعید فطر و قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه مبارک

بابت رسیدگی به مشکل پیش آمده برای بنده در خصوص نمایش در لجباز از شما کمال تشکر را دارم

در پناه حق باشید

انشاالله
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

باز هم متن و بستر آن
اجرای نمایش «مهاجران» اسلاومیر مروژک در استودیو - تئاتر «چلاوک» مسکو

به قلم: سوزان کوستانزو
ترجمه: شیرین میرزانژاد
تیرماه ۱۳۹۶

ساشا کریچوسکی با لیستی در دستش در آستانه‌ی در ایستاده بود. زوجی که از مترو می‌آمدند به او نزدیک شدند و در حالی که با احتیاط پشت سرشان را می‌پاییدند، نام‌شان را به او گفتند. کریچوسکی لیست را چک کرد و به تماشاگران اشاره کرد که به سوی زیرزمین نمور پایین بروند. هنگامی که چشمان‌شان به تاریکی عادت کرد، متوجه تعدادی مهمان دیگر شدند. آنها نشستند و شاهد مجادله‌ی طولانی و پرحرارت میان ساکنان زیرزمین یعنی نویسنده و کارگر بودند. وسط دعوا، صدای آژیری همه را از جا پراند، خصوصاً تماشاگران که با دستپاچگی سر جایشان جابجا شدند، گویی می‌ترسیدند که پیدایشان کنند.
این روایتی است از اجرای غیرقانونی مهاجران ... دیدن ادامه » اسلاومیر مروژک در سال ۱۹۸۴ در مسکو. وزارت فرهنگ شوروی نه تنها این نمایش را ممنوع کرد، بلکه استودیو تئاتر آماتور چِلاوِک را که از اجرای گروه‌های کوچک حرفه‌ای حمایت می‌کرد نیز تعطیل کرد. موفقیت نمایش مروژک متکی به بستر خصمانه‌ی سانسور و مهاجرت داخلی روشنفکران ناراضی در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی بود. وجهه‌ی غیرقانونی آن، طبیعت بعضاً متناقض خلاقیت هنری را در سال‌های آخر پیش از ورود گلاسنوست آشکار می‌کند. شکل نمایشی خود اثر و حوادثی که در حواشی آن اتفاق می‌افتاد نشان می‌دهد که دنیای فرهنگی شوروی تا چه میزان نقد دولت و اجتماع را می‌پذیرفت، اما خود این نقدها حاکی از وضعیتی خصمانه و ناپذیرا بود. تلاش‌های حزب کمونیست برای کنترل این نمایش همانند بسیاری از فعالیت‌های هنری چالش‌برانگیز آن دوران، افزایش یافته بود، نه ممنوعیت اجراها. اما هنگامی که دولت کنترلش را بر روی هنر منتفی کرد، معنای نمایش با فضای باز جدید انطباق یافت در حالی که خاطره‌ی دخالت پیشین دولت را نیز حفظ می‌کرد.... ادامه
در وبسایت گروه تئاتر اگزیت (نشریات) :
www,exittheatre.ir
کانال تلگرام اگزیت:
https://t.me/exittheatrechannel
و یا در کتابخانه رایگان گروه تئاتر اگزیت:
https://www.yumpu.com/user/exittheatre
پرند محمدی و ابرشیر این را خواندند
محمد رحمانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
سه تا بلیت براى تئاتر سماعى زاده ردیف اول صندلى هاى ١٤ و ١٥ و خارج از ظرفیت دارم براى امروز ساعت ٧ خودم نمیتونم برم اگر کسى میخواد به این شماره ٠٩١٢٥٨٧٣٣٧٦ تلگرام یا پیام بدید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جوابیه تئاتر باران به یادداشت محمد یعقوبی

مدیرمسئول محترم روزنامه «شرق» در پاسخ به مطلب سراسر توهین و افترای جناب آقای محمد یعقوبی تحت عنوان «بزرگ‌ترین اشتباهم در سال ٩٥» مندرج در صفحه ١٤ روزنامه شماره ٢٨٨٥ مورخ ٢٢/٠٣/١٣٩٦ مقتضی است، طبق ماده ٢٣ قانون مطبوعات، جوابیه زیر جهت تنویر افکار عمومی در همان صفحه و ستون شماره آینده روزنامه درج گردد. بدیهی است درج این جوابیه نافی حقوق این تماشاخانه در شکایت علیه نامبرده و روزنامه «شرق» نخواهد بود.
پیرو یادداشت سراسر توهین و افترای «بزرگ‌ترین اشتباهم در سال ٩٥» جناب آقای محمد یعقوبی، تئاتر باران به‌منظور روشن‌شدن اذهان عمومی و صیانت از بخش خصوصی تئاتر کشور و همه هنرمندان عزیزی که شأن تئاتر و به‌ویژه تئاتر خصوصی برایشان مهم بوده و هست چند سطری در پاسخ به این یادداشت تقدیم می‌شود.
جناب آقای یعقوبی‌ ای کاش این‌گونه نمی‌شد.‌ ای کاش اجازه می‌دادید اختلاف بین ما، بین ما بماند. همه انسان‌ها ممکن است در برخی امور با کارفرمایشان به اختلاف برخورد کنند. ولی راه‌های مدنی و به دور از طرح اتهامات بی‌اساس، وجود دارد برای حل این اختلافات. برای چند‌ هزار دلار عایدی لازم نبود این مسیر را تا به اینجا پیش بیایید.
تئاتر باران خوشبختانه در بازی شما نیفتاد و علی‌رغم همه اقداماتی که کرده‌اید تاکنون خویشتن‌داری از خود نشان داده است. ما به هیچ عنوان فکر نمی‌کردیم شما و دیگر عوامل نمایش آیس‌لند در تصمیم‌تان برای اجرای اثری که تئاتر باران تهیه‌کننده و تولید‌کننده آن بوده است در کشور کانادا ثابت‌قدم باشید.
آری! درست است مردم شریف و دوستدار تئاتر؛ جناب آقای یعقوبی، همه این اتهامات و توهین‌ها را منتشر کردند چون ماه‌هاست بین ما اختلاف است در اینکه آیا ایشان اجازه دارند اثری که متعلق به تئاتر باران است را بدون کسب رضایت ما در کشور کانادا اجرا کنند یا خیر؟ ما رضایتی نداشتیم، اما سکوت کردیم و سعی کردیم با مذاکره و اعلام عدم رضایت‌مان به شما جلوی این اقدام شما را بگیریم؛ ولی با پیش‌دستی شما درگیر این بازی رسانه‌ای سخیف و به دور از انصاف شدیم. در روزهای گذشته خبرنگاران بسیاری تماس می‌گرفتند و می‌پرسیدند چه شده است ولی تئاتر باران باز هم با خویشتن‌داری و سکوت کرد. سکوت کردیم تا ببینیم آیا عوامل نمایش آیس‌لند به‌راستی در کشور کانادا به روی صحنه می‌روند یا خیر؟
بگذریم... . اجازه دهید پاسخ شخصی را بدهیم که قطعا از وی شکایت خواهیم کرد و تا دریافت کامل خسارت‌های مادی و معنوی که به تئاتر خصوصی باران زده است، عقب نخواهیم نشست.
جناب آقای یعقوبی اجازه دهید با تک‌تک جملات و واژگان خودتان پاسخ‌تان را بدهیم «تئاتر باران یک دام است» دام چند ده‌ میلیونی، دام بدی نیست. اگر دام بود، چرا چهار اجرای مختلف و دو ورک‌شاپ در این دام به صحنه بردید و برگزار کردید؟ چرا بعد از اجرای اول و دوم و به قول خودتان با آن همه ظلمی که رفت و با آن همه درایت و ذکاوت و هوشیاری که مدعی‌اش هستید، پایتان را از این دام بر نکشیدید؟ چرا از بدو ورودتان به ایران تا لحظه خروج‌تان لحظه‌ای آن را رها نکردید. چرا وقتی حدود چهار ماه در دام بودید آه از نهادتان برنخاست؟ چرا وقتی قراردادهای آن‌چنانی و چندین برابر حقوق و دستمزد واقعی خودتان و همسرتان را امضا می‌کردید آه از نهادتان برنخاست؟
ما هم اعتراف می‌کنیم که بزرگ‌ترین اشتباه‌مان در سال گذشته تهیه و تولید دو نمایش ماه در آب و آیس‌لند و حمایت و بهادادن به این دو اثر بوده است. به این حرفتان هم صحه می‌گذاریم که ما نالایقیم که اگر نبودیم چنان قراردادهایی (که بعید می‌دانم در تمام طول این سال‌هایی که خودتان و همسرتان تئاتر کار می‌کنید حتی رنگ چنین ارقامی را دیده باشید)، با شما نمی‌بستیم.
شنیده‌اید که قرار است فیلم ماه در آب و آیس‌لند منتشر شود. اول) از کجا شنیده‌اید؟ دوم) درست شنیده‌اید اما کجای این کار ناشایست است؟ سوم) از نمایش «ماه در آب» فیلمی که قابل انتشار باشد وجود ندارد و خودتان خوب می‌دانید که موضوع اختلاف ما نمایش آیس‌لند است. پس فرافکنی نکنید. چهارم) چه کسی حق را مشخص می‌کند؟؟
شما در استخدام تئاتر باران بوده‌اید برای کارگردانی و نویسندگی در نمایش «ماه در آب» و در سمت دراماتورژ در نمایش «آیس‌لند» چه خوب و چه بد کارتان را انجام داده‌اید و پول‌تان را گرفته‌اید و بعید می‌دانم حقی مبنی بر مداخله در امور تهیه‌کننده و صاحب مادی اثر داشته باشید.
اتفاقا ما در روزهای فیلم‌برداری و تا همین چند وقت پیش هیچ قصدی مبنی بر انتشار فیلم نداشتیم. هنوز هم اقدامی نکرده‌ایم اما این به معنی آن نیست که افرادی که در استخدام تئاتر باران برای تولید یک تئاتر بوده‌اند و دستمزد خود را هم گرفته‌اند اجازه تعیین‌تکلیف برای حقوق مادی و معنوی ما داشته باشند. به فرض که ادعای شما درست و مقرون به صحت باشد، از شما به‌عنوان یک حقوق‌دان بعید است قبل از آنکه به‌زعم خودتان جرمی اتفاق بیفتد افترا بزنید و بخواهید به‌عنوان کسی که فقط استخدام بوده برای انجام کاری، اجازه بدهید یا ندهید.
نکته بعدی درمورد نامه به نویسنده آیس‌لند: اگر خاطرتان باشد قراردادی که جناب‌عالی با تئاتر باران درخصوص نمایش‌نامه منعقد نموده‌اید تحت عنوان «نماینده نویسنده و مترجم» است و تئاتر باران دراین‌خصوص شما را تنها به‌عنوان یک نماینده می‌شناسد ولاغیر و هر زمان که بخواهد و صلاح بداند با اصیل (نویسنده و مترجم) هرگونه مکاتبه‌ای یا مذاکره‌ای که در جهت احقاق حق خود و آنها لازم بداند، انجام دهد. جناب‌عالی موظف بوده‌اید در قبال پولی که به‌عنوان نماینده نویسنده و مترجم دریافت نموده‌اید سند معتبر ارائه کنید که این مهم تاکنون صورت نگرفته است.
از هرچه بگذریم از اتهام سرقت ادبی به تئاتر باران نمی‌گذریم، گفته‌اید «کسی که یک در میان نمایش بدون اجازه نویسنده و مترجم در سالنش اجرا می‌رود». نمی‌دانم چقدر این چند سال نبودن‌تان، باعث عدم آگاهی‌تان از شرایط اجرای نمایش در ایران است. مدت‌هاست یعنی بیش از عمر تئاتر باران که هیچ نمایشی بدون اجازه کتبی نویسنده و مترجم و رضایت برای اجرای متنش پروانه نمایش نمی‌گیرد!! بر فرض محال که تئاتر باران بخواهد نمایش‌نامه‌ای را بدون اجازه نویسنده و مترجمش به روی صحنه ببرد. سازوکار مرکز هنرهای نمایشی چنین اجازه‌ای نمی‌دهد. متأسفانه آن‌قدر از تئاتر ایران دور افتاده‌اید که حتی از این اتفاقات ارزنده هم بی‌اطلاعید و بی‌اطلاعی‌تان باعث ایراد تهمت به ما شد.
فکر ... دیدن ادامه » نمی‌کنم زبان انگلیسی‌ندانستن زشت‌تر و مشمئزکننده‌تر از استفاده از اثری باشد که تئاتر باران بالغ بر صد‌ میلیون تومان برایش هزینه کرده و شما و همسرتان که در استخدام تئاتر باران بوده‌اید به‌راحتی و بدون آنکه حقوق مادی و معنوی صاحب اثر را در نظر بگیرید، اقدام به اجرای آن در کانادا کرده‌اید.
بارها از کلمه بی‌کفایت استفاده کرده‌اید. سؤال اینجاست که آیا شما میزان و مقیاس سنجش کفایت و لیاقت هستید؟
از کفایت مدیران این تئاتر همان بس که با شجاعت و تهور قدم در راهی گذاشته‌اند که شما سال‌ها جرئت نزدیک‌شدن به آن را هم نداشتید و آرزوی دست‌نیافتنی‌تان بوده است.
تئاتر باران مالک ابدی نمایش آیس‌لند نیست. اما مالک دست‌مزد بالایی است که باز هم از روی حسن‌نیت به کارگردانش پرداخت کرده است. مالک تیزرهایی است که مبلغ زیادی برایشان هزینه کرده و شما بدون اجازه از آنها استفاده کرده‌اید. مالک تمام هزینه‌های انجام‌شده برای تمرین و آماده‌سازی نمایشی است که شما حاضر و آماده و با نگاهی حق‌به‌جانب در کانادا به صحنه برده‌اید. مالک لوگو تایپی است که گرافیست محترم برای نمایش اجراشده در تئاتر باران طراحی کرده و دستمزد دریافت کرده است که همه اینها منحصرا متعلق به تئاتر باران است.
مدام از گروه‌تان صحبت می‌کنید. تئاتر باران با هیچ گروهی برای نمایش‌هایی که شما هم در آن نقشی داشته‌اید قراردادی ندارد. تئاتر باران افرادی را برای نقش‌های هنری مختلفی استخدام کرده و دستمزدشان را تمام‌وکمال پرداخت کرده است. البته این افراد هم به‌زودی باید پاسخ‌گوی اقدامات خود که موجب لطمه به حقوق مادی و معنوی تئاتر باران شده‌اند، باشند.
جناب آقای یعقوبی
شما واقعا هوادار تئاتر خصوصی هستید؟؟ چرا؟ چون به دنبال انتفاع از آن هستید. و خودتان بهتر می‌دانید که پس از توافق برای اجرا در تئاتر باران با شما همین مدیران بی‌کفایت و نالایق ساعت‌ها وقت گذاشتند، جلسه گذاشتند که مجوز اجراهایتان را بگیرند. اما شما متوجه هیچ‌کدام از اقدامات ما نشدید و انصافا این حجم ناسپاسی گمانمان نبود.
در بخش دیگری گفته‌اید «ماه در آب» پرفروش را در بوق و کرنا کرده‌اند. «ماه در آب» یکی از ده‌ها نمایش پرفروش تئاتر باران بوده که آن هم با زحمت‌های فراوان تئاتر باران توانسته پرفروش شود و به رسم پایان هر سال گزارشی خبری و آماری از طریق روابط‌عمومی مجموعه منتشر شده است. جناب آقای یعقوبی‌، ای ‌‌کاش به‌جای این همه نیش‌وکنایه و توهین، از بخش خصوصی و مدیران آن تشکر می‌کردید که چگونه متن شما را انتخاب کرد، نمایش را تهیه و‌ میلیون‌ها تومان هزینه کرد و کمپین تبلیغاتی خوبی را سازمان داد تا تئاتر شما بتواند پرفروش شود. هنر تهیه‌کننده تئاتر همین است که بتواند تئاتر پرفروش تولید کند.
جناب آقای یعقوبی، فرموده‌اید ناگزیر شدید از ٢٠ درصد قراردادتان بگذرید!!! ما مظلوم‌نمایی کرده‌ایم!!! منتی نیست. خودتان قبول کردید دستمزد کمتری بگیرید و پیشنهاد کردید به خاطر زیان‌ده‌بودن پروژه ماه در آب، که قبل از آمدنتان آن‌قدر به خودتان و آن متن مطمئن بودید که ادعا می‌کردید ١٥هزار تماشاگر خواهید داشت و منتظر آمدنتان هستند و برای دیدن نمایشتان صف کشیده‌اند، دستمزد کمتری بگیرید. گرچه وقتی بارها به دلیل عدم استقبال مخاطب از نمایشتان سانس‌های ویژه آن را کنسل می‌کردیم اصرار داشتید حتی با وجود تعداد بسیار اندک تماشاگر هم کار اجرا شود!!!!
در پایان ما هم به هم‌صنفان خودمان، کسانی که با عشق و علاقه به تئاتر، سرمایه، وقت و امکاناتشان را وقف کرده‌اند، توصیه می‌کنیم مواظب باشید با سرمایه شما اثری تولید نشود که تمام زحمتش را شما بکشید و وقتی اثر به نتیجه و پختگی رسید با این بهانه که مدت قرارداد با شما تمام شده است، جای دیگری و به‌خصوص در خارج از کشور و فروش بلیت به دلار اجرا شود. تازه بدون احتساب مبالغ دریافتی از اسپانسرها... .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سایت خبری تئاتر - محمد یعقوبی: سالن تئاتر باران یک دام است

نمایش «آیسلند» به کارگردانی آیدا کیخایی و با نمایشنامه‌ای از نیکلاس بیلون، که در تئاتر باران به روی صحنه رفته بود درگیر حاشیه شد.
پایگاه خبری تئاتر- دوات: این نمایش در اوایل زمستان سال گذشته در تئاتر باران به روی صحنه رفت و بیش از یک ماه به اجرای خود ادامه داد. حال بعد از گذشت چند ماه آه از نهاد عوامل این اثر هنری درآمده و لب به شکوه گشوده‌اند.
در همین راستا، محمد یعقوبی، کارگردان نام آشنای تئاتر و دراماتورژ که عضو پیوسته کانون نمایش‌نامه‌نویسان و کانون کارگردانان خانه تئاتر ایران هم هست در نامه‌ای به اقدامات اخیر مدیریت تئاتر باران واکنش نشان داده تا از خسارت مادی و معنوی که ممکن است به این اثر وارد شود جلوگیری کند.
جدا از اختلافاتی که در طول اجرایی نمایش وجود داشته است، حال احتمال آن می رود که ویدیوهای ضبط شده از اجرای آیسلند بدون رضایت عوامل آن به فروش برسد.
از طرفی به گفته یعقوبی شیطنت‌هایی هم برای ایجاد کدورت میان نویسنده اثر و گروه انجام شده، نامه‌ای به زبان انگلیسی البته از نوع دست و پا شکسته که از طرف مدیر خانه باران برای نیکلاس بیلون ارسال شده است تا احتمالا عمر همکاری این نویسنده با گروه مذکور را کوتاه کند.
یعقوبی در یادداشت خود آورده است:

من محمد یعقوبی اعتراف می‌کنم بزرگ‌ترین اشتباه سال گذشته‌ام این بود که در سالن تئاتر باران نمایش‌‌ ماه در آب را به روی صحنه بردم. و بعد اجرای آیس‌لند به کارگردانی آیدا کیخایی اشتباه دیگر گروه ما بود. حقیقت این است که گمان نمی‌کردیم با مدیرانی تا این اندازه نالایق، بی‌کفایت و بدحساب در این سالن روبه‌رو خواهیم بود. چرا حالا پس از گذشت چند ماه صدایم درآمده؟ چون گمان می‌کردم درک‌شان باید کرد. تئاتر خصوصی نیازمند حمایت است و چه. ولی دیگر رفتارهای ناشایست مدیران این سالن از حد و اندازه گذشته است. باخبرشده‌ام که درصددند فیلم اجرای ماه در آب و آیس‌لند را به فروش برسانند که البته طبق قراداد چنین حقی ندارند. در هیچ جای قراداد ما با آنان اشاره‌ای به حق فیلم‌برداری و فروش این نمایش‌ها نشده و این‌که در زمان اجرا پذیرفتیم از هر دو کار فیلم‌برداری شود دلیل‌ش این بود که به ما گفتند برای آرشیو سالن همه‌ی نمایش‌ها را فیلم‌برداری می‌کنند. حالا می‌دانم که دیگر حتا نباید اجازه بدهم برای آرشیو هم از کارهایمان فیلم‌برداری کنند. این یاداشت هشداری است مانند دوربینی که به اصطلاح نصب می‌کنند تا یادآور شوند که این مکان مجهز به دوربین است . پس امیدوارم این یادداشت باعث پیش‌گیری از جرم توسط مدیران سالن تئاتر باران شود وگرنه ‌چنان‌چه باخبر شویم دو تئاتر نام‌برده به صورت فیلم یا هر شکل دیگر پخش و به فروش می‌رسد از مدیران سالن تئاتر باران و پخش‌کنندگان فیلم‌ها شکایت خواهیم کرد.
خبر دیگر این‌که یکی از مدیران سالن تئاتر باران هفته‌ی گذشته در نامه‌ای به نیکولاس بیلون نویسنده‌ی آیس‌لند مدعی شده که بابت اجرای این نمایش سه هزار و نه‌صد دلار امریکا به عنوان دست‌مزد نویسنده پرداخته است و با این اظهار کذب ناشیانه به خیالش خواسته رابطه‌ نویسنده و گروه ما را پرتنش کند و مانع اجرای آیس‌لند در تورنتو شود. و من روزهایی را به یاد می‌آورم که هر بار پی‌گیرانه از این مدیر می‌پرسیدم چرا قرارداد برای حق و حقوق نویسنده و مترجم را آماده نمی‌کند تا امضا کنم و او هر بار بهانه‌ای می‌آورد و به روزی دیگر موکول می‌کرد. فهماندمش که اجرای هر تئاتر بیش از هر چه مدیون نویسنده‌ای است که متن آن نمایش را نوشته است و ما باید به نویسنده‌ اثر و البته مترجم نمایش آیس‌لند حق‌شان را بپردازیم. گروه تئاتر این‌روزها در این سال‌ها کوشیده برخلاف رسم رایج در ایران مطابق قانون جهانی کپی‌رایت حقوق مادی نویسنده را بپردازد. قرار بر پرداخت پانزده میلیون تومان بود ولی سرانجام به پرداخت سیزده میلیون تومان رضایت داد و توانستم قرارداد را به هر زبانی بود امضا‌شده از او بگیرم که طرف دیگر آن من به عنوان مدیر گروه تئاتر این روزها بودم به نمایندگی از نویسنده و مترجم. حالا کسی که در سالن تئاترش یک در میان نمایش‌هایی بدون اجازه نویسنده یا مترجم بدون رعایت حقوق مادی و معنوی نویسنده و مترجم به روی صحنه می‌رود دایه‌ مهربان‌تر از مادر شده و به نویسنده‌ آیس‌لند نامه‌ای نادرست نوشته است سراپا غلط و من در عجبم از این همه اهمال و کوته‌فکری کسی که حتی به فکرش نمی‌رسد یک فرهنگ لغت انگلیسی را بازکند و بفهمد واژه‌ نمایش‌نامه‌نویس به زبان انگلیسی چه می‌‌شود و به دانش اندک خود اکتفا نکند. نامه‌ این مدیر که مثال بارز تراژدی‌کمدی است از این قرار است:
Hello
Dear Mr.Nicolas Bilon
Im Khayyam
Director of Baran Theater
Regarding ... دیدن ادامه » the Iceland Play
Narrated by you
Directed by Aida Keykhaee
Took to the stage in December/ 2016
Location :Baran Theater
Question
Did you receive 3900 Us$
as for your Narration ?

Your prompt reply will be appreciated
Best Regards
ایشان گرچه دانش اندکی در نگارش به زبان انگلیسی دارد که هیچ عیب نیست ولی استعداد فراوانش در دروغ‌گفتن با کم‌ترین کلمات عیبی نابخشودنی است. در همین نامه‌ کوتاه دو حرف کذب گفته است. یک این‌که به خلاف ادعا کرده سه هزار و نهصد دلار امریکا بابت حق نویسنده به ما پرداخته است ولی مبلغی که ما از او دریافت کردیم سیزده میلیون تومان بوده و سه هزارو نهصد دلار امریکا ادعاشده در هیچ زمانی در یک سال گذشته برابر با سیزده میلیون تومان نبوده و همواره نزدیک به پانزده میلیون تومان بوده است. صحبت کذب دیگرش این است که القا کرده مبلغ کذب مذکور فقط متعلق به نویسنده بوده. مدیر سالن تئاتر باران به خوبی می‌‌دانست که قرارداد ما با او بابت نویسنده و مترجم بوده است پس چرا ادعا می‌کند فلان مبلغ را بابت نویسندگی پرداخته است؟ ایشان با این امید که شاید ما به رسم خودش حق نویسنده را نپرداخته باشیم به نویسنده نامه نوشته ولی با این فرض که شاید هم به او پرداخته باشیم عددی دروغین به عنوان رقم پرداختی اعلام می‌کند که احتمال برهم‌زدن رابطه‌ کاری گروه ما با نویسنده را بیش‌تر کند.
ما البته مطابق قرادادمان مبلغ مندرج در قراداد را به نویسنده و مترجم پرداخته بودیم ولی این رفتار غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی وادارمان کرد در نامه‌ای دقیق به نویسنده‌ نمایش‌نامه‌ آیس‌لند توضیح بدهیم که ما هرگز پولی به دلار دریافت نکرده‌ایم و مقداری هم که بنا به قراداد دریافت کرده‌ایم با سه هزار و نهصد دلار امریکا برابری نمی‌کرده است. ناگزیر شدیم این مطلب بدیهی را به نویسنده‌ نمایش‌نامه‌ یادآور شویم که واحد پول ایران ریال است و در ایران مرسوم نیست مردم به هم دلار ردوبدل کنند. تلاش مدیر بی‌کفایت سالن تئاتر باران برای به‌هم‌زدن رابطه‌ ما با نویسنده البته به جایی نرسید. دلیل این بدرفتاری‌های مدیران سالن باران این است که مدعی هستند مالک ابدی نمایش آیس‌لند هستند و اجرای آن در هر جای جهان بدون اجازه‌ آنان ناممکن است. ولی البته قراداد گروه ما با آنان برای همان تعداد اجرا با مبلغ مشخص بوده که متاسفانه همان مبلغ مندرج در قراداد آیس‌لند را هم تمام و کمال به هیچ‌یک از دست‌اندرکاران نمایش آیس‌لند نپرداختند.
من همواره گفته‌ام که هوادار وجود و روند رو به ‌رشد سالن‌های خصوصی تئاتر ایران هستم و هنوز هم ترجیحم این است که در سالن‌های خصوصی تئاتر کار کنم ولی این نهال نازک تئاتر خصوصی با وجود چنین افراد نالایق و بی‌اخلاقی بدون شک نخواهد بالید. پس این یادداشت فرصتی است تا همکارانم در تئاتر را باخبرکنم که سالن تئاتر باران یک دام است و هشدارشان بدهم که بدون شک با اجرا در این سالن به مشکل برخواهند خورد. با مدیران بدحساب و حتی بی‌مسئولیتی سروکار خواهند داشت. فقط برای روشن‌شدن بیش‌تر ناگزیرم مطرح کنم که پس از اجرای نمایش ماه در آب که همین سالن به عنوان پرفروش‌ترین نمایش سال گذشته در این سالن نامش را در بوق و کرنا کرده است من ناگزیر شدم از بیست ‌درصد دست‌مزدم چشم بپوشم. از آن‌جا که مبلغ مندرج در قراداد من با آنان فیکس بود و هیچ تبصر‌ه‌ای در آن نبود که به تهیه‌کننده اختیار کاستن از مبلغ به بهانه‌ فروش کم بدهد از یاد نمی‌برم چه مظلوم‌‌نمایانه از من خواهش کرد رعایت حال‌شان را بکنم و من دل‌سوزانه پذیرفتم. از دل‌سوزی و بخشش به او پشیمان نیستم ولی با مقایسه‌ مظلوم‌نمایی آن روزش و رفتار این روزهایش نتیجه می‌گیرم ذره‌ای خلوص در آن خواهش نبود فقط فریب بود و دروغ. برای آنان که همین روزها نمایش‌‌شان در سالن تئاتر باران به روی صحنه است احساس هم‌دردی می‌کنم و بردباری برای‌شان آرزومندم. و به آنان که هنوز با این سالن وارد مرحله‌ قرارداد نشده‌اند هشدار می‌دهم از این دام بپرهیزند و بدانند که مسئولان تئاتر باران به قرارداد خود هم پای‌بند نیستند.

این روزها ،اسم نمایش نامه ی جدیدم که البته هنوز تمام نشده ،و راجع به دقیقا همین روزها و حس و حال عجیب آ دم هاست انشالله که مهر ماه بشه که شروع کنم به کارکردنش برای اجرای صحنه ای ،تقریبا از شهریور پارسال دیگه به دلیل مشغله ی زیاد تئاتر کار نکردم و هرچی هم که گاه و بیگاه پیشنهاد شد رد کردم ،اما الان احساس میکنم وقتشه ،ما تئاتری ها نمی تونیم زیاد و واسه همیشه دور بمونیم دلتنگی بعدش بیچارمون میکنه !
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همگی

طاعات و عبادات مقبول درگاه ایزد منان

یک عدد بلیط برای نمایش امشب مطرب موجود است باکس c در صورت تمایل تماس بگیرید

09127767302

با سپاس
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«ترانه‌ای برای تو» قطعاً نمایش زیبایی است اما این سیل کامنت های پروفایل‌های یک روزه و بی نام و نشان کاربران تیوال را حساس کرده و آزار می‌دهد،قبلاً هم چنین کامنت‌هایی با نظر منفی دوستان تیوالی روبه‌رو شده.
واقعا کارشون توهین امیز هست ملت رو دقیقا گوسفند فرض کردن با یه مشت اکانت جعلی
۱۶ خرداد
اکثر مخاطبین تیوال قدیمی هستند و همدیگرو میشناسن . این کار لطمه بزرگی به خود اثر میزنه و ماه پشت ابر نمیمونه . مطمئنا فردی که هویت نداره مطلبش ارزش خوندن هم نداره. فقط خدا کنه با این کارها ،این چند تا مخاطب تئاتر رو هم ناامید نکنند
۱۶ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر در ساختار نظام سرمایه دارى
هفت گفتار به قلم شیرین میرزانژاد
- تاملى در پدیده سانسور، حفظ ارزش ها یا معامله دو سر باخت
- چه کسى از فمینیسم مى ترسد، سکسیزم در هنر تئاتر
- تئاتر در غیاب طبقه کارگر
- نقد، هنر، اجتماع
- سانسور اقتصادى و سیطره پول بر تئاتر امروز
- چوب حراج بر بدن نحیف تئاتر، نگاهى به تبلیغات تئاتر امروز ایران
- هنر زنده، هنر زندگى، جایگاه تئاتر در اجتماع انسانى

در وبسایت گروه تئاتر اگزیت (نشریات) :
www.exittheatre.ir
کانال تلگرام اگزیت:
https://t.me/exittheatrechannel
و یا در کتابخانه رایگان گروه تئاتر اگزیت:
https://www.yumpu.com/user/exittheatre
نیلوفر ثانی و محمد رحمانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید