کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال تئاتر
S3 : 05:12:30 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نهنگ تنها، نخستین نمایش‌نامه‌ی دارای نشان اکبر رادی منتشر شد | عکس
نمایش‌نامه‌ی نهنگ تنها نوشته‌ی مهدی میرباقری:
نهنگ تنها، نخستین نمایش‌نامه‌ی دارای نشان اکبر رادی منتشر شد
نمایش‌نامه‌ی نهنگ تنها نوشته‌ی مهدی میرباقری نخستین نمایش‌نامه‌ی دارای نشان اکبر رادی توسط انتشارات مروارید منتشر شد. به گزارش روابط عمومی بنیاد اکبر رادی، نمایش‌نامه‌ی ...
دیدن ادامه ››

نمایش‌نامه‌ی نهنگ تنها نوشته‌ی مهدی میرباقری نخستین نمایش‌نامه‌ی دارای نشان اکبر رادی توسط انتشارات مروارید منتشر شد.


به گزارش روابط عمومی بنیاد اکبر رادی، نمایش‌نامه‌ی نهنگ تنها نوشته‌ی مهدی میرباقری که در بخش مسابقه‌ی نمایش‌نامه‌نویسی دومین دوره‌ی جشنواره‌ی تئاتر اکبر رادی به عنوان نمایش‌نامه‌ی برتر انتخاب شده و از سوی هیئت داوران این بخش از جشنواره شایسته‌ی دریافت نشان اکبر رادی شده بود، به تازگی توسط انتشارات مروارید به بازار کتاب و نشر راه یافت.


نمایش‌نامه‌ی نهنگ تنها توسط محمد چرم‌شیر، علی عابدی و مهدی کوشکی به عنوان هیئت داوران بخش مسابقه‌ی نمایش‌نامه‌نویسی دومین دوره‌ی جشنواره‌ی تئاتر اکبر رادی مورد ارزیابی و داوری قرار گرفته بود که در آیین پایانی این جشنواره در سوم اسفندماه ۱۳۹۸ به عنوان اثر برتر این بخش انتخاب و معرفی شد.


براساس این گزارش، این نمایش‌نامه با شش شخصیت و به صورت بی‌زمان و بی‌مکان نوشته شده و‌ در ۷۴ صفحه‌ی قطع جیبی به قیمت ۱۳۰۰۰ تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته‌ است.
مهدی میرباقری، نویسنده‌ی نمایش‌نامه‌ی نهنگ تنها پیش از این نیز از چهارمین و پنجمین دوره‌ی همایش ملی رادی‌شناسی، بیست‌وششمین و سی‌اُمین جشنواره‌ی بین‌المللی تئاتر فجر، دومین و ششمین دوره‌ی جشنواره‌ی تئاتر شهر،  نخستین جشنواره‌ی نمایش‌نامه‌نویسی انتشارات افراز ، ششمین جشن انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران، هجدهمین جشنواره‌ی تئاتر دانشگاهی ایران و نخستین جشنواره‌ی ملی نمایش‌نامه‌نویسی بنیاد ادبیات نمایشی ایران به عنوان نمایش‌نامه‌نویس برگزیده انتخاب شده بود و تا کنون هجده نمایش‌نامه نوشته و منتشر کرده است که همه‌ی این آثار توسط ناشرانی هم‌چون انتشارات افراز، ورا، بوتیمار، نمایش، چلچله، کیان‌افراز، کانون نمایش‌نامه‌نویسان خانه‌ی تئاتر و مروارید به زیور طبع آراسته شده است. از مهدی میرباقری هم‌چنین یک رمان با نام ایستادن روبه‌روی عقربه‌های کج توسط انتشارات مروارید و یک مجموعه داستان با عنوان خیانت و داستان‌های دیگر توسط انتشارات افراز منتشر شده است.


روابط عمومی بنیاد اکبر رادی

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همکاری خانه نمایش دا با گروه تئاتر سه گانه | عکس
تولید آثار نمایشی در برنامه برترین تماشاخانه جشنواره تئاتر فجر
همکاری خانه نمایش دا با گروه تئاتر سه گانه
به گزارش روابط عمومی خانه نمایش دا، این مرکز هنری پس گذار از دوران قرنطینه کرونایی و تعطیلی طولانی مدت تماشاخانه‌های تئاتر، با رویکردی تازه در عرصه تولید آثار نمایشی سال جدید تئاتر را همزمان ...
دیدن ادامه ››

به گزارش روابط عمومی خانه نمایش دا، این مرکز هنری پس گذار از دوران قرنطینه کرونایی و تعطیلی طولانی مدت تماشاخانه‌های تئاتر، با رویکردی تازه در عرصه تولید آثار نمایشی سال جدید تئاتر را همزمان با بازگشایی سالن‌های نمایش آغاز می نماید.

خانه نمایش دا پس از موفقیت دو سالانه خود در جشنواره بین المللی تئاتر فجر و دریافت نشان بهترین تماشاخانه خصوصی به واسطه تولید آثار هنری و پژوهش محور، رسالت سنگین‌تری بر دوش خود احساس کرده و حال با تغییراتی عمده در بخش مدیریت و اجرا در جهت حمایت از گروه‌های جوان و مستعد تئاتر و تمرکز بر تولید و تهیه تئاتر گام بر‌می‌دارد.

کسری شاهینی ریاست خانه نمایش دا با اشاره به رویکرد تولیدمحور این نهاد هنری از شروع فصلی تازه در روند فعالیت‌های خانه نمایش دا خبر داده است، وی با اشاره به دورنمای ایجاد یک کمپانی بین المللی تئاتر ازگروه های جوان و مستعد عرصه هنر نمایش دعوت به همکاری نموده است.

خانه نمایش دا سال جدید کاری خود را با همکاری با گروه تئاتر سه گانه به سرپرستی رها حاجی زینل و علی صفری آغاز کرده و قصد دارد پس از بازگشایی تماشاخانه های تئاتر با تایید ستاد ملی مبارزه با کرونا در جهت تولید آثار نمایشی در سبک‌های متفاوت قدم برداشته و از اجرامحور صرف این مرکز فاصله بگیرد.

خانه نمایش دا با رویکرد تولید محور و در جهت ایجاد آثاری فرامتنی و فرامرزی با ایده های خلاقانه و بدعت گذاری در سبک‌های نمایشی پا در عرصه تهیه آثار نمایشی گذاشته و از گروه های جوان و مستعد تئاتر دعوت می کند تا در این مسیر به اعتلای هرچه بیشتر این هدف یاری کنند.

این مرکز نمایشی سال جدید تئاتر پس از بازگشایی را با تغییراتی عمده در ساختار فیزیکی خود آغاز خواهد کرد، شاید دوران قرنطینه کرونا به تعطیلی اکثریت مراکز هنری ختم شده اما خانه نمایش دا فرصت را مغتنم شمرده تا با ایجاد فضایی متفاوت نسبت به گذشته از لحاظ مدیریت و امکانات اجرایی میزبان هنردوستان باشد.

علاقمندان به همکاری با این مجموعه هنری می توانند علاوه بر حضور در مجموعه از طریق سایت خانه نمایش نیز برای همکاری در سال جدید تئاتر اعلام آمادگی نمایند

پویا فلاح این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه «مربع» توسط انتشارات آماره راهی بازار نشر می‌شود. | عکس
نمایشنامه «مربع» توسط انتشارات آماره راهی بازار نشر می‌شود.
نمایشنامه «مربع» به نویسندگی «علی صفری» توسط انتشارات آماره تابستان امسال در دو قالب فیزیکی و دیجیتال راهی بازار نشر خواهد شد.«مربع» با مقدمه‌ای از دکتر ...
دیدن ادامه ››


نمایشنامه «مربع» به نویسندگی «علی صفری» توسط انتشارات آماره تابستان امسال در دو قالب فیزیکی و دیجیتال راهی بازار نشر خواهد شد.

«مربع» با مقدمه‌ای از دکتر حامد سلیمان‌زاده، برداشتی آزاد از رمان میرا نوشته «کریستوفر فرانک» است که برای اولین بار به صورت نمایشنامه در کشور در دسترس اهالی تئاتر قرار می‌گیرد. آشویتس زنان، کرونوس، آخرین نبرد، برلین ساعت ده و ده دقیقه، جایزه، فرمالیته از دیگر آثار نمایشی هستند که تاکنون صفری به نگارش در آورده است.

نمایشنامه مربع در دومین جشنواره فرهاد ناظرزاده کرمانی نشان برترین اثر را از آن خود کرده است. طراحی جلد کتاب این نمایشنامه توسط امین قنبری طراح و گرافیست برتر جشنواره تئاتر فجر انجام شده است. نمایشنامه مربع تابستان امسال به صورت کاغذی و همچنین به صورت دیجیتال راهی بازار نشر می‌شود.

نمایشنامه آشویتس زنان به نویسندگی علی صفری سال گذشته توسط انتشارات آماره به چاپ رسید و توانست با رونمایی در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران مورد استقبال علاقمندان ادبیات قرار گیرد.

علی صفری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدیران نخستین جشنواره بین المللی مجازی تئاتر عروسکی دانشجویان معرفی شدند  | عکس
مدیران نخستین جشنواره بین المللی مجازی تئاتر عروسکی دانشجویان معرفی شدند
مدیران نخستین جشنواره جشنواره بین المللی مجازی تئاتر عروسکی دانشجویان که با رویکرد تئاتر عروسکی ایده محور و با همکاری و حمایت انجمن نمایشگران عروسکی خانه تئاتر، خانه عروسک، دانشکده هنرهای نمایشی ...
دیدن ادامه ››

مدیران نخستین جشنواره جشنواره بین المللی مجازی تئاتر عروسکی دانشجویان که با رویکرد تئاتر عروسکی ایده محور و با همکاری و حمایت انجمن نمایشگران عروسکی خانه تئاتر، خانه عروسک، دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران و موسسه فرهنگی هنری تماشاگان برگزار میشود ، معرفی شدند.

 پوپک عظیم پور پژوهشگر و استاد دانشگاه به عنوان مسئول شورای سیاست گزاری، بهرام بهبهانی کارگردان و استاد دانشگاه به عنوان استاد مشاور جشنواره و پیشنهاد دهنده جشنواره، سلما محسنی اردهالی پژوهشگر وکارگردان تئاتر و استاد دانشگاه و مرجان پورغلامحسین کارگردان تئاتر به عنوان مسئولان امور بین الملل و امور کارگاه ها، زینب لک کارگردان و پژوهشگر تئاتر و رسانه به عنوان مدیر رسانه و مهشید موسوی دانشجوی تئاتر عروسکی به عنوان دبیر جشنواره معرفی شدند.

از اعضا همراه کننده این جشنواره می توان به فریما رضاییان مدیر اجرایی، درنا رشیدزاده مدیر مالی، ملیحه جعفری مسئول روابط عمومی ،کیانا شهروزی و حدیث تشنیزی به عنوان همکاران روابط عمومی و الیکا شفیعی به عنوان دستیار اجرایی می توان اشاره کرد.

گفتنی است، با توجه به استقبال از این جشنواره شورای سیاست گذاری تصمیم گرفت بخش غیر دانشجویی (اساتید ،پیشکسوتان و غیردانشجویان ) را به این جشنواره اضافه کند و دراین بخش از ۳ کارگردان بدون اولویت تقدیر خواهند شد .



برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعلام اسامی چکیده‌های منتخب سمینار «مطالعات تاریخی تئاتر و درام ایران» | عکس
کانون تئاتر دانشگاهی اداره‌کل هنرهای نمایشی منتشر کرد
اعلام اسامی چکیده‌های منتخب سمینار «مطالعات تاریخی تئاتر و درام ایران»
اسامی چکیده‌های منتخب در بخش مقالات ارائه‌شده به «سمینار مطالعات تاریخی تئاتر و درام ایران» اعلام شد.به گزارش روابط‌عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، طبق اعلام کانون ...
دیدن ادامه ››

اسامی چکیده‌های منتخب در بخش مقالات ارائه‌شده به «سمینار مطالعات تاریخی تئاتر و درام ایران» اعلام شد.

به گزارش روابط‌عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، طبق اعلام کانون تئاتر دانشگاهی این اداره‌کل، «سمینار مطالعات تاریخی تئاتر و درام ایران» بعد از برقراری شرایط عادی و بازگشایی تالارهای تئاتری برگزار خواهد شد. برگزارکنندگان این سمینار که به دلیل شرایط متاثر از شیوع بیماری کرونا در اسفند سال ۹۸ برگزاری آن را معلق کردند در انتظار رفع محدودیت‌ها در برگزاری اجتماعات‌اند.
از این رو هیات‌علمی سمینار، مهدی نصرالله‌زاده و علی تدیّن در بخش مقالات ارائه‌شده، چکیده‌های منتخب را بدون اولویت به شرح زیر اعلام کردند:

- آمفی‌تئاترهای سلوکی و فرضیه‌ میراث هلنی نمایش در ایران/ آرمان قنبری
-بررسی هویت‌یابی تاریخی تئاتر در ایران با ظهور تاریخ‌نگاری کتب تاریخ نمایش/ هدی کرمی
-پیوند تئاتر و شعر نوی فارسی در زبان دراماتیک یا مسیر شعر در تئاتر ایران: دراماتیک‌کردن زبان فارسی/ فرحان سنبل‌دل
-تکوین زیرمیدان مستقل تئاتر در ایران در دوره‌ ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷/ پویا جدیدی
-جایگاه و نقش تغییرات اجتماعی و اقتصادی (خصوصی‌سازی) در شکل‌گیری میدان پویای تئاتر در ایران/ فرشته رازقی
-زنان اندرونی قاجار و نمایش‌های انتقادی شادی‌آور/ سپیده شمس
-ساخت پست‌دراماتیک متن نمایشی و ارتباط آن با فرایند تکرار تاریخی: مطالعه‌ نمایشنامه‌های بهمن فرسی به‌مثابه‌ مطالعه‌ یک تاریخ‌نگاری گسست‌محور/ مهسا شیدانی
-شیوه‌های تنبیه وشخصیت‌های مطرود در ادبیات نمایشی دهه‌ پنجاه ایران/ احسان شادمانی
-مطالعه‌ تطبیقی بدن سیاسی در نمایش‌نامه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده و میرزاآقا تبریزی با تکیه بر مفهوم زیست‌ـ سیاست/ مهین بهزادی‌مهرداد
-نقاشان، رهبران جریان پرفورمنس در ایران پیش از انقلاب/ غزاله بداقی


مولفان چکیده‌های منتخب می‌بایست تا تاریخ جمعه ۶ تیرماه ۱۳۹۹ فایل word متن سخنرانی خود را به ایمیل کانون تئاتر دانشگاهی به نشانی Universitycenter@theater.ir  ارسال کنند.

به محض تغییر در شرایط محدودیت‌های مذکور، چگونگی برگزاری سمینار اعلام خواهد شد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بودن یا نبودن مسئله این نیست!
از امروز صبح تئاتر درد فیزیکی دیدم....
کبد و نارسایی کبد...
خونریزی داخلی و کلافگی یک مرد..
آنژیوکد و یک واحد خون را پاره کرد..
اختلال حواس و ..... هذیان و....
و غیره و غیره..
و درد و ناله..
با باند دستش را به لبه تخت بستند که سرم
داروها را پاره نکنه و دست من تو دستهاش
گه اجازه ندهم باندهایی که ۳ بار درآورده دوباره
در ... دیدن ادامه ›› بیاره....
محمد مجللی به یاد توام...
متاسفانه پدرم زنده می مونه و کابوس های یکسال
اخیر بطرز بدتری داره محقق میشه...
بودن یا نبودن مسئله این نیست...
سالم زیستن مساله این است...
تنها یک امید دارم برای خودم اُتانازی ...
چقد ناراحت شدم...نه از سر تعارف...

یاد دو سه سال آخر مادربزرگم افتادم...که چقد همه اذیت شدیم و خودش...

امیدوارم آرامشت رو زود به دست بیاری کیانی جان...
کیانی جان 😔😔😔
روحشون در آرامش...

امیدوارم دیگه هیچ وقت توو این حال بد نبینمت...
۵ ساعت پیش
محمد حسن موسوی کیانی
دوستان عزیز.. پدرم فوت کرد... درد دیگر نیست... و دردی نمی بینم... آرامم الان.. آرام... امیدوارم تجربه های مشترک کمتری در این زمینه با من داشته باشید... ولی امیدوارم دوره حاد شدن بیماری ...
🖤
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(احیانا برای دوستانی که مطلع نشدن) این اجرا رو میشه از لینک زیر (برای چند روز) رایگان دید:
https://www.youtube.com/watch?v=RpWCGkOe1ig
دم گروه تئاتر 84 گرم :)
ممنون محمد جان
سپهر
ممنون محمد جان
قربانت سپهر جان.
البت ببخشید پا تو کفشت کردم :)))))
محمد ونائی
قربانت سپهر جان. البت ببخشید پا تو کفشت کردم :)))))
نفرمایید قربان
قبلی رو که نشد ببینم اینو ایشالا فردا می بینم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مضرات دخانیات
نویسنده: آنتون چخوف
بازیگر: رحمان عزیزی
گروه تئاتر کوچک  بوکان
به زبان کوردی 

بزودی 
...
مضرات دخانیات
نویسنده: آنتون چخوف
بازیگر: رحمان عزیزی
گروه تئاتر کوچک بوکان
به زبان کوردی

بزودی
پوریا صادقی این را دوست دارد
درود بر شما
شما می توانید برای بهره برداری از امکانات در نظر گرفته شده تیوال برگه نمایش خود را به سادگی در تیوال ساخته و به شکل کامل تر و با امکانات بیشتر در اختیار علاقمندان قرار دهید. لطفا از گزینه ساختن در بالای همین صفحه بر روی نوار آبی رنگ استفاده نمایید.
۱۸ ساعت پیش
جناب عزیزی،
این بصورت فیلم تیاتره یا نمایش روی صحنه اجرا میره؟
اگر فیلم تیاتره، لطفا براش زیرنویس بذارید که ما هم استفاده ی کامل ببریم.

سپاس
۱۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فاطمه تیرگر
درباره فیلم‌تئاتر رینارد روباهه i
کیفیت فیلمبرداری خیلی ضعیف بود دخترم حوصلش سر رفت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرثیه‌ای برای مهدی کوشکی و رویای کودکی که به باد رفت!
۱۲-۱۳ ساله بودم که تو را، ساکت و مغموم در گوشه‌ی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهر خرم‌آباد پیدا کردم. آن زمان جوانی بودی -لابد شبیه امروز من- پر از آرزو و فکر و -لابد شبیه امروز من- غمگین از اینکه برای شندرغاز پول معلمی باید وقتت را به گل‌بازی و نقاشی با ما بگذرانی.
آخ! مهدی! با آقای کوشکی آن زمان من چه کردی که حالا در پی این همه سال شرم دارم بگویم که چه کسی بود که من، گمگشته بی‌پناه را، راه زندگی کردن آموخت و من، و هر آنچه امروز من است مدیون اوست؟!
غم آنچه که تو امروز شده‌ای -که به خودت مربوط است- بر دل من مضاعف شده. غم تغییر تو از "کاسیت در زنجیر" و "ولپن" به این "لاله‌زاری" های "مستقل" و "شهرزاد" ی ات! مهدی! این ۱۶ سال با تو چه کرده است؟
بر تو چه رفته که هشتگ نامت با این همه ابتذال عجین شده؟
دیگران ترسواند! محافظه کارانی چون من که به رویت می‌خندد و در پشت سر ریشخندات می‌کنند. اما من با دل آن پسرک ۱۲ ساله که قلبش از شور عشق به هنر تو به تپیدن افتاد چه کنم؟
مهدی کوشکی! خدا را شکر می‌کنم که همان روزهای اول که تو را در قالب جدیدت باز شناختم، تمام رشته‌های میان خودم و خودت را گسستم. نه! تو دیگر اولین معلم من نیستی!
و این نه مرثیه‌سرایی برای من، که تبری جستن من از تو و آنچه تو هستی است. و اگر مرثیه‌ای برای سرودن باشد برای توست و آنچه که تو با خود کردی.
۹۹٫۲٫۲۹
 هفتم خرداد سالمرگ عباس نعلبندیان است؛ نمایشنامه‌نویس خلاقی که سال ۱۳۶۸ در چنین روزی در ۴۰ سالگی دست به خودکشی زد و روی سنگ قبرش نوشته شد: «در این غربت غریب عطر تو را از کدام توفان باید خاست؟»

نعلبندیان در سال‌های کوت...
هفتم خرداد سالمرگ عباس نعلبندیان است؛ نمایشنامه‌نویس خلاقی که سال ۱۳۶۸ در چنین روزی در ۴۰ سالگی دست به خودکشی زد و روی سنگ قبرش نوشته شد: «در این غربت غریب عطر تو را از کدام توفان باید خاست؟»

نعلبندیان در سال‌های کوتاه عمر هنری‌اش قصه‌ها و نمایشنامه‌های متعددی با همان ادبیات و خط‌الرسم مخصوص خودش نوشت و متن‌هایی را هم به فارسی ترجمه کرد؛ آثاری همچون قصه‌های «از هفت تا هفت و نیم»، «ص.ص.م»، و نمایشنامه‌های «اگر فاوست یه کم معرفت به خرج می‌داد»، «داستان‌هایی از بارش مهر و مرگ»، «ناگهان هذا حبیب‌الله». او با اولین کارش در دومین جشن هنر شیراز دومین جایزه نمایشنامه‌نویسی را دریافت کرد و یک‌سال بعد به‌عنوان نمایشنامه‌نویس و مدیر بخش داخلی به کارگاه نمایش پیوست و تا آخرین روزهای فعالیت کارگاه با آن همکاری کرد.

در سال‌های اخیر بارها کارگردان‌هایی تلاش کردند نمایشنامه‌های عباس نعلبندیان را در ایران اجرا کنند اما هر بار به در بسته ممیزی خوردند؛ هرچند نمایشنامه‌هایی از او به صورت زیرمینی و در محافل خصوصی‌تر توسط کارگردان‌های شناخته‌شده‌ای اجرا شد اما همچنان نمایشنامه‌های نعلبندیان جزو آثار ... دیدن ادامه ›› ممنوعه است.

روح‌الله جعفری (نمایشنامه‌نویس، کارگردان و مدرس) در سالروز مرگ این هنرمند پیش‌روی ایرانی به سه نمایشنامه‌ای اشاره می‌کند که در ۱۰ سال اخیر قصد اجرا و نمایشنامه‌خوانی آنها را داشت، اما مجوز نگرفت.

جعفری تشریح کرد: گروه تئاتر گیتی در یک دهه اخیر، سه نمایشنامه «پژوهشی ژرف و سترگ و نو، در سنگواره‌های دوره بیست و پنجم زمین‌شناسی، و یا چهاردم، بیستم و غیره، فرقی نمی‌کند»، «سندلی کنار پنجره بگذاریم و بنشینیم و به شب دراز تاریک خاموش سرد بیابان نگاه کنیم» و «ناگهان؛ هذا حبیب‌الله، مات فی حب‌الله، هذا قتیل‌الله، مات بسیف‌الله» را برای اجرا آن هم هربار به مدت سه تا شش ماه تمرین کرد اما هیچ‌یک از این آثار به دلیل آنکه اداره‌کل هنرهای نمایشی و زیرمجموعه آن یعنی شورای ارزشیابی و نظارت مجوز برای اجرای عمومی‌شان صادر نکرد، رنگ صحنه به خود ندید.

سرپرست گروه تئاتر گیتی ادامه داد: اداره‌کل و شورای نظارت حتی به گروه برای خوانش نمایشنامه و «ناگهان؛ هذا حبیب‌الله...» در «رپرتوار نمایشنامه‌خوانی گروه تئاتر گیتی در حمایت از مردم سیل‌زده شهر معمولان، استان لرستان» که مرداد و شهریور سال گذشته به مدت ۱۰ شب در تماشاخانه سنگلج برگزار شد مجوز اجرا نداد. البته نه‌تنها به اجبار این نمایشنامه نعلبندیان از رپرتوار کنار گذاشته شد، بلکه نمایشنامه‌های «گلدان» نوشته بهمن فرسی و «چوب به دست‌های ورزیل» نوشته غلامحسین ساعدی را هم حذف کردند و نگذاشتند این سه نمایشنامه پیش‌روی مخاطب خوانش شود.

او با بیان اینکه «برای احقاق حق در هر باری که گروه تئاتر گیتی با حذف، سانسور و فشار حداکثری برای مجوز اجرای عمومی ندادن به این سه اثر از عباس نعلبندیان روبه‌رو شد به معاونت هنری، اداره‌کل هنرهای نمایشی و رئیس وقت شورای ارزشیابی و نظارت رفتم» گفت: و از آنها خواستم دلایل این‌همه فشار برای ندادن مجوز به این نمایشنامه‌ها را به صورت مکتوب به من اعلام کنند که هرگز این کار را نکردند؛ بلکه تنها به‌صورت شفاهی متذکر شدند حق اجرای این آثار را از عباس نعلبندیان ندارم. آنها بدون ذکر دلیلی در همه این سال‌ها (البته به‌زعم خودشان) نام عباس نعلبندیان، آثار او و اندیشه‌اش را حذف کردند و اجازه به صحنه رفتن و کار روی نمایشنامه‌های او را ندادند.

جعفری با تاکید بر اینکه «جلوی انتشار اندیشه را نمی‌توان گرفت.» گفت: این تفکر و ذهنیت غلطی است که با سانسور می‌توان نام عباس نعلبندیان را که یکی از نمایشنامه‌نویسان تاثیرگذار نیمه دوم دهه چهل و پنجاه شمسی است، ‌حذف کرد.

او خاطرنشان کرد: در عالم هنر، نگاه افراطی داشتن معنایی ندارد. همچنان که در مدیریت و برنامه‌ریزی امور فرهنگی این نگاه و در پیش گرفتن این رویه معنایی نمی‌تواند داشته باشد. در حق عباس نعلبندیان چه قبل و چه بعد از انقلاب، جفا شد. نعلبندیان قبل از انقلاب با این برچسب جعلی که نویسنده‌ای دست‌راستی است، مورد بی‌مهری قرار گرفت و بعد از انقلاب هم با مجوز ندادن برای چاپ آثار و به صحنه رفتن متون او، این بی‌مهری ادامه دارد.

https://www.ilna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/918950-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%86%D8%B9%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%82-%D8%A7%D8%B4-%D8%AC%D9%81%D8%A7-%D8%B4%D8%AF
جناب لهاک گرامی با عرض سلام و ارادات
واقعا سرنوشت نعلبندیان از تراژیکترین ها است. اتفاقا چند هفته پیش شکوه نجم آبادی بازیگر خوب تئاتر و از اولین بازیگران حرفه ای کارگاه نمایش هم‌ بعد از اینکه چهل سال نتواست‌بر روی صحنه تیاتر ایران‌برود، در فرانسه درگذشت..
نجم آبادی و نعلبندیان به مدت سه سال با هم‌ازدواج‌کرده بودند و جدا شدند.
شکوه‌ نجم‌آبادی از نخستین بازیگرانی بود که قبل از آنکه وارد کارگاه نمایش شود به‌صورت حرفه‌ای تئاتر بازی می‌کرد؛ بازیگر تئاتر فعال در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی که در سال‌های بعد از انقلاب به فرانسه مهاجرت کرد. او در این سال‌ها چند باری به ایران آمد و قصد داشت بار دیگر روی صحنه ... دیدن ادامه ›› برود که یکی از آنها حضورش در جشنواره تئاتر بانوان و بازی در نمایش "شب تدفین اکستریس جی" نوشته جمال ابوحمدان به کارگردانی مریم معترف بود. اما این عملی نشد و او هیچ‌گاه نتوانست بار دیگر بر صحنه‌های تئاتر ایران حضور یابد تا نسل جدید او را بشناسند.
حیف و دریغ از هنرمندان اصیل و یگانه که اینگونه سانسور شدند و البته فکر می کنم حاضر هم نشدند به هر قیمتی تن به کثافت وضع موجود دهند....
سپاس از یادآوری تان دوست ارجمندم
۳ روز پیش، پنجشنبه
ابرشیر
جناب لهاک گرامی با عرض سلام و ارادات واقعا سرنوشت نعلبندیان از تراژیکترین ها است. اتفاقا چند هفته پیش شکوه نجم آبادی بازیگر خوب تئاتر و از اولین بازیگران حرفه ای کارگاه نمایش هم‌ بعد از اینکه ...
آقا سلام و احترام و ارادت
متاسفانه تیغ سانسور سلیقه ای ناجوانمردانه هنر ایران را به یغما برد کوچ های اجباری و خانه نشینی ها ، بعضی شد تا نفس خیلی ها در گلو بماند و ....
سال گذشته در مراسم بزرگداشت شانزدهمین هفته تئاتر
از بیژن مفید یاد شد بهمن مفید در سالن بود بروی استیج آمد اما نامش بر زبان هیچ کدام از آقایان نیامد
یا متن غلامحسین ساعدی همین آقایان سال گذشته مجوز اجرا ندادند
خلاصه اینکه ....
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش میتونستم فیلم تیاترو جاگزین که نه ، حتی التیام دهنده برای این روزهایی که نمیتونم تیاتر ببینم، بکنم. حتی با کارهای خوبی مثل اتاق ورونیکا و مرد بالشی شروع کردم که شروع خوبی باشه ، اما متاسفانه نشد.
سلین جان اتاق ورونیکا بشدت از اجراش عقب بود... بسیار فیلم تئاتر دیدم که بعضا فقط برای قرارگرفتن از چند و چون بصری و فنی اجرا میشد روشون حساب کرد
نه بعنوان تماشای یک تئاتر خوب
۴ روز پیش، چهارشنبه
سپهر
فیلم تاتر پچپچه های پشت خط نبرد بالاخره این زندگی مال کیه سیستم گرون هلم سنگ ها در جیب هایش رو پیشنهاد می کنم
پچپچه های پشت خط نبرد که دیدم تو سالن شهرزاد فکر کنم سال ٩٦ و کلاً کارو دوست نداشتم(خیلی کارهای جنگی بهتر دیدم و در نتیجه اینکار چشممو نگرفت)، اون دوتای دیگه رو نمیدونم، و سنگ ها در جیب هایش را هم دیدم ولی نشد که بشه😞، ولی یک بار دیگه حالا که تاکید شد، امتحان میکنم😉
اما تا اطلاع ثانوی همون عدم ارتباط بنده با فیلم تئاترو بپذیرید😬
۴ روز پیش، چهارشنبه
پوریا صادقی
برای من تماشا در اتاق کاملا تاریک، نشسته و با هدفون یا اسپیکر نزدیک صورت تاثیر بهتری داره. شاید برای شما تاثیری داشته باشه. تجربه ای هر چه نزدیکتر به سالن.
👌🏼
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در ادامه پست قبلی 

 در تجلیل از سانسور چون قانون است و من که همچنان عاشق این مملکتم!...
در ادامه پست قبلی

در تجلیل از سانسور چون قانون است و من که همچنان عاشق این مملکتم!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این متن رو دوست عزیزی فرستاد که با پست های دوستان تناقض عجیب و دردناکی ایجاد میکنه ولی خوندنش گرچه حسرت بار، اما خالی از لطف نیست.


در زبان فارسی جدایی جنسی وجود ندارد.

مثلا "او" شامل
زن و مرد میشود.
بر خلاف زبان‌های لاتین و عربی.


در زبان فارسی،
اگر جایی تاکید بر جنسیت باشد،
اولویت با زنهاست. بر خلاف زبانهای لاتین و اروپایی.

ما میگوییم ... دیدن ادامه ›› :
زن و شوهر ؛ بجای :
husband and wife.

ما میگوییم خواهر و برادر ؛ بجای :
brother and sister.

ما میگوییم
زن و مرد ؛ بجای :
men an women.

حتا ما میگوییم زن و شوهر.
یعنی مرد در ارتباط با همسر
هویت " شوهر " پیدا می‌کند.
ولی هویت " زن " دست نمیخورد.
بجای اینکه بگوییم
man and wife.

ما نمیگوئیم mankind، میگوئیم بشریت.
ما هرگز در تاریخ و ادبیات به جنسیت اهمیت نداده‌ایم.

اگر جایی لازم شده،
زنان را در اولویت قرار داده‌ایم.

حتی در زبان فارسی،
زن ؛ یک واژه و مفهوم مستقل هست.
نه مثل wo/man. زائده‌ای کنار مرد!

ما،
ملتی نبودیم که هستیم.
برابری، هرگز برای ما، مفهوم و
ارزش غربی و وارداتی نبوده و نیست.


زهره گرامی سلام البته درست است که دستور زبان و قواعد فارسی چندان جنسیت زده به نظر نمی رسد اما فارسی به گواه ادبیات البته بسیار غنی کهن اش زبانی به شدت سکسیتی و ضد زن بوده... کتاب مهمی در همین زمینه وجود دارد به نام فرادستی و فرودستی در زبان فارسی که در واقع تز پایان نامه خانم مریم پاک نهاد جبروتی بوده و نشر گام نو در سال ۱۳۸۱ ان را چاپ کرد . در حوزه زبانشناسی فارسی مطالعه و تحقیق بر سر رابطه زبان و جنسیت و در واقع ارتباط قدرت( مردمدارانه) و زبان بسیار اندک بوده است... زبان فراتر از افعال و کلمات و ترکیباتش ،در واقع حامل خلق و خوی و فرهنگ گویندگانش هم هست.
یکی از تعاریف جنسیت‌زدگی در زبان در کتاب مذکور اینطور است: زبانی جنسیت زده است که کاربرد آن تمایزی بی ادبانه،نامربوط، یا ناعادلانه را در میان جنسیت های مختلف به وجود آورده یا ترویج ... دیدن ادامه ›› نماید
حالا توجه کنید به تنها اندکی مثال های از میان بسیار عبارات و اصطلاحات جنسیت زده ( و ضد زن) در ادبیات عامه و فاخر فارسی:
زن خلا باشد به هر کاشانه ای/ بی خلا هرگز نباشد خانه ای(قند و نمک ص۱۹۴ )
زن خوب فرمانبر پارسا/کند مرد درویش را پادشا(سعدی)
زن چو خامی کند بجوشانش/رخ بپوشانش کفن بپوشانش(اوحدی)
زن پاک را بهتر از شوی نیست(فردوسی)
زن ار چه زیرک و هشیار باشد/زبون مرد خوش گفتار باشد(ویس و رامین)
زنان را ستائی سگان را ستای/که یک سگ به از صد زن پارسای( فردوسی)
گریه زن مکر زن است...گله گذاری کار زنان است(امثال و حکم)
مگو از هیچ نوعی پیش زن راز/که زن بگویدت جمله سرباز(عطار)

من فکر نمی کنم نوع نگاه نسبت به گذشته ما تفاوت چندانی کرده باشد چه بسا زن ستیزی و جنسیت زدگی در سطح پیچیده تر و پنهان تر و عمیقی در زبان و البته اکثراذهان به حیاتش ادامه می دهد ...

اما باهاتون موافقم که برابری برای ما هرگز ارزشی غربی و وارداتی نبوده است.
ضمنا این گرامر بی جنسیت زبان فارسی باعث ابهام و البته تعلیق بامزه ای هم‌شده ..... دکتر شمیسا در کتابش اشاره می کند درصد بالایی از معشوق های اشعار شعرای زبان فارسی(خصوصا در قالب غزل) مذکر بوده است و نه لزوما مونث ...
۴ روز پیش، چهارشنبه
خواهش می کنم راستش برای منهم ازاین منظر بسیار قابل توجه آمد بخصوص با توضیحات خانم بهفر که چقدر کاربردی و مفید بود. و به ویژه ایشان هم برای نقش زن در شاهنامه این مثال رو آوردند.
۳ روز پیش، پنجشنبه
جناب علی امیدوارم مطلب شما را به طور مستقل بخوانیم و استفاده کنیم . سپاس از خانم ثانی ارجمند بابت اشاره به کار خانم بهفر بر شاهنامه ‌... همانطور که در کامنت ها نوشته بودم درسگفتارهای بهرام بیضایی در دانشگاه استنفورد در مورد شاهنامه و زنان در شاهنامه هم در این زمینه بسیار مفید و احتمال دسترسی بیشتری هم از طریق یوتیوب وجود دارد
کار خوانش فمینیستی از متونی مانند شاهنامه نیز همین است کشف دوباره ارزش های زنانه مبتنی بر برابری و رویکرد انسانی
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باید باکره باشی،باید پاک باشی!

برای آسایش خاطر مردانی که پیش از تو پرده ها دریده اند

چرایش را نمیدانی فقط میدانی قانون است،دین است.سنت است…

قانون و سنت را میدانی مردان ساخته اند

اما در خلوت می اندیشی به مرد ب...
باید باکره باشی،باید پاک باشی!

برای آسایش خاطر مردانی که پیش از تو پرده ها دریده اند

چرایش را نمیدانی فقط میدانی قانون است،دین است.سنت است…

قانون و سنت را میدانی مردان ساخته اند

اما در خلوت می اندیشی به مرد بودن خدا و گاهی فکر میکنی شاید
خدا را نیز مردان ساخته اند!!

من زنم….

ــ
خشم اجتماعی خشم جنسی
پرخاش تجاوز قتل
فقر
ترس
اضطراب
جهل جهل جهل

ما به سانسور تن میدهیم چون عاشق این سرزمینیم!!
یک به یک / این به آن در/ آنها که خون ِ انگور خورده اند ، قصاص !
(خون که بالا میاوری ، یعنی چوب خط ت پر است و بعد ..خلااااص! )
آخرین جام ، جام ِ اول بود ، که زدی به سلامتِ سلول!
چار انگشت آسمان بر سر، میله های عزیز ِ قدرشناس..
گوشه ی امن ِ خلسه ی خاموش... یادهای گذشته ی کم سو..
کودکی ..شرح ِ اولین وحشت : ( وای ..تو کوچه محشر کبرا س )
:
- اصلن انگار ... دیدن ادامه ›› کوره مرتیکه ! زنشو میزنه جلو مردم !
-تو حموم ِ زنونه مَردی تو ! سگ شرف داره به تو ی نسناس!
-دختره، چارده رو رد کرده ، خواستگارا ش یک از یکی بهتر !
پدر کله شق شم میخاد بدتش به یه پیرمرده ی طاس !
- پیره اما حسااابی پولداره ! چی ازین بهتر آخه خواهرجون؟!
آخرش کهنه شوریه..
– هیهات ! زنه رو کشت !
-چادرش اینجاس...
-نون خوره !
– کم کنیش از سفره ، سهم کاه و جو ت دو تا میشه؟!
-یکی کمتر ! بدش بره..بهتر ! النکاح م که سنت ِ آقاس!!
...
پنج انگشت ، روی گونه سیاه...روسری ، گل گلی ِ حلق آویز..
گیسهای بلندِ تابیده دور ِ مچ ، چشمهای سرخ ِ هراس...
...
-تو رو هم می زنم که آدم شی ! شوهرت اختیارتو داره !
تو سرت هم که زد ، نپرس چرا ! مَرده ، میدونه اشتبات کجاس!
-بابا..من..
- کره خر ! بکش زیپ ُ ! دهنت بوی شیر میده هنوز !
هرچی دستور داد، میگی چشم ! فک نکن اونجا خونه ی باباس!
- بابا..گوش کن..ببین..آخه..من..من...حامله م از یه آدم دیگه !
قول داده بگیرتم بابا... بابا..رحم و مروت تو کجاس؟؟
...
-خون گرفته چشاشو انگاری...
- مَررررده ! ناموسشو گرفتن ازش !
- دختره برده آبروشونو...
- خون این ج... روبریز ! خلااااص!
...
سرشو لب به لب بریده لب ِ باغچه ، یعنی آآآآبرو داریم !
آبرو خون سرخ دخترته ؟؟ ولمون کن به حضرت عباس !
...
- دختره باکره س...
– الاهی شکر ! تف به روتون پدرنیامرزا !
دوس نداشته بشه به زور زن ِ یه نفر که پدربزرگ شماس!
...
خون ِ تر ، لخته بسته رو چاقو...پدره سجده رفته تا قوزک !
- شیر مادر حلالته دختر..زنده و مرده ت افتخار ِ باباس..!!
...
گیسشو می کشه که : میکُشمت! حیف نون..به تو هم میگن مادر؟؟!
تویی که مادری ، نفهمیدی دخترم دس نخورده مثل طلاس؟!
...
عید قربونه توی کوچه ی خون...سهم همسایه رو بذار کنار...
غیرتت ، بوی چرک و خون میده... رگه های توحشت پیداس...
عید قربونه توی کوچه ی خون..بره ی مرده تُ ببر خاک کن ...
بخت برگشته..طفلکی دختر..زنده و مرده باعث بلوا س...
...
زخم می ریزد از تنت.. ای وای...زخم می ریزد از فراموشی...
نه..تحمل نمی کنی دیگر...یادها می وزند بی وسواس...
رژه ی نامنظم اشیاء...خنده ی گریه آور ِ کلمات...
کلماتی شبیه" امنیت" ! کلماتی شبیه "حق الناس" !!
بوی سیگار برگ ِ عزراییل ، دوره کرده چهار گوش ت را
بوی کافور و لذت بوسه... لب سردی که با لب تو مماس...
بادبادک شدی که سر بروی از زمینی که جای ماندن نیست...
بازهم لذت سقوط آزااااااد...اسبی و پرتِ دره های حواس…
آخ..آن قدر زخم دارم که خون گرفته تمام زیر و بم م
نه.. به چشمانت اعتماد نکن ! کرم خورده است سرخ ِ این گیلاس.


طاهره_خنیا
۴ روز پیش، چهارشنبه
مرز یعنی بکارت یک زن
کشوری در حصار تن بودن
دست هایی برهنه ات بکنند
وحشیانه به جرم زن بودن

خسته از دردهای خود بشوی
خسته از دردهای یک خانه
یا که عادت کنی به درد خودت
به همین دردهای ماهانه

غم یک صورت کبود شده
پشت ... دیدن ادامه ›› ارایش غلیظ شوی
هر نگاهی تو را بغل بکند
سهم یک مشت چشم هیز شوی!

سوژه ی فحش های ناموسی!
خون بر دستمال پاشیده!
زن شدی روی تخت خواب لجن
ماهی اب های گندیده!

زن شدی بین شعرهای "فروغ"
"شرمگین از شیار خواهش ها"
دوزخی پشت پیرهن شدی از
شعله ی بوسه ها، نوازش ها

زنِ در طرحِ خانه های عفاف
زنِ جا مانده در "محله ی غم"
سایه ای از "پری بلنده"ی شهر
بین آغوش های نامحرم

زنِ در خانه فکر خودسوزی
زنِ مدفون درون قبر اتاق
زنِ فردای ترس آلوده
پشت تهدید برگه های طلاق

گلِ در آگهی یک ترحیم!
زن با مرد مرده خوابیده
شام یخ کرده در شب حجله
ماهی زیر تور رقصیده

زنِ عریان زیر یک چادر
زخم پوشیده ی نمک خورده
زنده بادا بهار اسم تو؛ زن
بین این بیت های پژمرده



امیررضا_وکیلی
۴ روز پیش، چهارشنبه
من اندوهگین نیستم
خودِ اندوهِ عالمم
و سرزمینی در سینه ام
گریه می‌کند

غادة السمان
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دبیراجرایی هفدهمین جشنواره تئاترمقاومت منصوب شد | عکس
دبیراجرایی هفدهمین جشنواره تئاترمقاومت منصوب شد
با حکم دبیر "هفدهمین جشنواره سراسری تئاترمقاومت" دبیراجرایی این جشنواره منصوب شد.به گزارش تیوال به نقل از ستادبرگزاری جشنواره سراسری تئاترمقاومت، حمید نیلی دبیرهفدهمین جشنواره سراسری تئاترمقاومت ...
دیدن ادامه ››

با حکم دبیر "هفدهمین جشنواره سراسری تئاترمقاومت" دبیراجرایی این جشنواره منصوب شد.
به گزارش تیوال به نقل از ستادبرگزاری جشنواره سراسری تئاترمقاومت، حمید نیلی دبیرهفدهمین جشنواره سراسری تئاترمقاومت طی حکمی توحید معصومی را به عنوان دبیراجرایی این جشنواره منصوب کرد.

در بخشی از این حکم آمده است:
نظر به تعهد و تخصص جنابعالی در عرصه هنرهای نمایشی کشور و همچنین تجارب مفید و ارزنده شما در ساماندهی، انسجام و هم‌افزایی خانواده بزرگ تئاتر کشور، به موجب این حکم، به عنوان "دبیر اجرایی هفدهمین جشنواره سراسری تئاتر مقاومت" منصوب می‌شوید.
امیدوارم با استعانت از درگاه حضرت حق جل جلاله در برگزاری هرچه باشکوه تر هفدهمین دوره جشنواره سراسری تئاتر مقاومت و بهره مندی از ظرفیت بالای هنرمندان متعهد تئاترمقاومت کشور کوشا باشید."

توحید معصومی متولد ۱۳۵۴ دارای مدرک کارشناسی بازیگری و کارشناس ارشد کارگردانی از دانشکده هنر ومعماری است و از سال ۱۳۶۸ فعالیت هنری خود را آغاز کرده است.
کارگردانی بیش از ۳۰ نمایش صحنه ای و تله تئاتر و حضور در چند دوره جشنواره بین المللی تئاتر فجر، سوره، ماه، تئاتر مقاومت و... و کسب جوایز مختلف از جشنواره های گوناگون از جمله سوابق هنری توحید معصومی است. وی همچنین در دوره‌های بیست و دوم تا بیست و ششم  جشنواره سراسری تئاتر سوره به عنوان مشاور اجرایی حضور داشته و پنج دوره دبیری جشنواره استانی تئاتر سوره استان اردبیل را بین سالهای ۸۲ تا ۸۶ بر عهده داشته است. وی در پنج سال اخیر مدیر امور استانهای مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری و مشاور مدیر مرکز محافل و جشنواره‌های حوزه هنری بوده است.

هفدهمین جشنواره سراسری تئاترمقاومت به همت انجمن تئاترانقلاب و دفاع مقدس بنیاد فرهنگی روایت فتح  و با دبیری حمید نیلی آذرماه سال جاری برگزار خواهد شد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فصیح
درباره فیلم‌تئاتر سنگ ها در جیب هایش i
بارون بیاد،
تگرگ،
مرگ،
گاوها رو باید دوشید...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فصیح
درباره فیلم‌تئاتر سنگ ها در جیب هایش i
من به تماشای نمایش اصلی نرسیده بودم و از پیداکردنش در تیوال خیلی خوشحال شدم.
تماشای اجرای ساده و روان آقای پیروزفر از نمایشنامه ی بسیار دلچسب خانم جونز، واقعاً بهم چسبید، به ویژه در این روزها که از هم دوریم و مجبوریم به اجراهای نوپای آنلاین و فیلم-تئاترها قناعت کنیم.
گذشته از بازی روان این دو عزیز دوست داشتنی تئاتر، آقایان بهبودی و پیروزفر، انتخاب به جای موسیقی، نورپردازی خیلی خوب، انتخاب هوشمندانه نمادها و تغییر نقش ها با حرکات هوشمندانه روی صحنه، خیلی بر لذتم از نمایشنامه افزود. صداقت آقای پیروزفر و وفاداریش به متن اصلی رو هم همیشه می پسندم.
خلاصه اگر نمایش رو مثل من از دست داده اید، بهتون توصیه می کنم یک ساعت و نیم لذت رو از منزل به خودتون هدیه کنید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب جدید نویسنده «هنر شفاف اندیشیدن» منتشر شد | عکس
با عنوان «هنر بی‌خبر زیستن»
کتاب جدید نویسنده «هنر شفاف اندیشیدن» منتشر شد
کتاب جدید «رولف دوبلی» با نام «هنر بی‌خبر زیستن» و با عنوان فرعی " خط مشی برای زندگی شاد، آرام و عقلانی"  به فارسی ترجمه و منتشر شد.این کتاب درواقع اثر جدید ...
دیدن ادامه ››

کتاب جدید «رولف دوبلی» با نام «هنر بی‌خبر زیستن» و با عنوان فرعی " خط مشی برای زندگی شاد، آرام و عقلانی"  به فارسی ترجمه و منتشر شد.

این کتاب درواقع اثر جدید نویسنده کتاب‌های پرمخاطب «هنر شفاف اندیشیدن» و «هنر خوب زیستن» است که با ترجمه فاطمه قره‌باقی و حمیدرضا رنجبریان، توسط انتشارات آرادمان به بازار نشر ایران عرضه شده است.

رولف دوبلی، متولد سال ۱۹۶۶، نویسنده و کارآفرین اهل سوییس است. او دانش‌آموخته ام‌بی‌آی و دکتری فلسفهٔ اقتصاد است.

دوبلی از مؤسسان بزرگ‌ترین مؤسسه فراهم آورندهٔ خلاصهٔ کتاب است. او به‌خاطر تألیف کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» به شهرت بالایی دست یافت. «هنر چگونه زیستن» دیگر کتاب مشهور اوست.

آثار دوبلی تاکنون به ده‌ها زبان دنیا، ازجمله فارسی، منتشر شده‌اند.

 
این نویسنده سرشناس در کتاب جدید خود به این مهم پرداخته که در تسخیر اخبار روزانه قرار گرفتن، چگونه وجود انسانی را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد و از زایش و خلاقیت باز می‌دارد. او همچنین در این کتاب، نوعی نسخه عملی برای برون‌رفت از وضعیتِ در تسخیر اخبار عمدتا بد روزانه بودن، و درواقع زندگی بهتر داشتن، ارایه کرده است.

دوبلی در این کتاب این‌گونه سخن گفته است:

"سلام، اسم من رولف است و من معتاد به اخبار هستم"

اگر در گروه‌های خوددرمانی اعتیاد به اخبار، مثل گروه‌های مشابه برای ترک الکل می‌خواستم خودم را معرفی کنم، با عبارت بالا شروع می‌کردم. این داستان به 10 سال پیش برمی‌گردد.

من تا زمانی که ده‌ها هزار ساعت از عمرم را صرف خواندن اخبار کردم، به این موضوع پی نبرده بودم. از خودم دو سؤال پرسیدم: "آیا اکنون جهان را بهتر از قبل می‌شناسی؟" و اینکه "آیا الآن می‌توانی تصمیم‌های بهتری بگیری؟" جواب هر دو منفی بود... طی دوره‌های زندگی‌ام کتاب‌های بی‌شماری درباره مدیریت زمان خوانده‌ام و بیش از ده مورد از پیشنهادهای خوبشان را در زندگی‌ام اعمال کرده‌ام و امروز به این نتیجه رسیده‌ام که حذف اخبار از زندگی بهترین روش ذخیره زمان است.

به‌زودی برای تولید اخبار جعلی نیازی به انسانها نخواهیم داشت. برنامه‌های کامپیوتری هوشمند می‌توانند خودشان آن‌ها را بنویسند. در آینده این مقاله‌های تولیدشده متناسب با سلیقه مصرف‌کنندگان خبری ساخته و پرداخته می‌شوند. مقاومت در برابر آن تقریبا غیرممکن است، حتی برای موارد حساس. اینکه این مقاله‌ها با واقعیت تطابق دارند یا نه، موضوعی ثانویه است. آنچه اهمیت دارد، تعداد کلیک‌ها و درآمد تبلیغاتی حاصل از آن است، یا اینکه بتوانند نظرات ما را به این سو و آن سو ببرند یا ما را به خرید چیزی ترغیب کنند.

نصیحتی برایتان دارم؛ سعی نکنید مسائل نامفهوم و بی‌معنای دنیا را پاکسازی کنید، موفق نخواهید شد. جهان می‌تواند بیشتر از آنکه شما بتوانید دیوانه بمانید، غیرمنطقی باقی بماند. قانون استورجن را در ذهن داشته باشید و آن را پرهیزکارانه بپذیرید، آن‌وقت زندگی بهتری خواهید داشت.

 
کتاب «هنر بی‌خبر زیستن» را آرادمان در ۱۲۰ صفحه به‌ بهای ۲۲ هزار تومان منتشر کرده است.



 

 

 

امیر مسعود این را خواند
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نگاهی به پدیده نمایش اینترنتی
«تئاتر آنلاین، تئاتری که نیست»
نیلوفر ثانی
روزنامه اعتماد ؛ چهارشنبه 7 خرداد 99

در وضعیت فعلی موجود در جهان با گسترش بیماری اپیدمی کووید‌19‌ تمام فعالیت‌های هنری و تئاتری دستخوش وقفه...

نگاهی به پدیده نمایش اینترنتی
«تئاتر آنلاین، تئاتری که نیست»
نیلوفر ثانی
روزنامه اعتماد ؛ چهارشنبه 7 خرداد 99

در وضعیت فعلی موجود در جهان با گسترش بیماری اپیدمی کووید‌19‌ تمام فعالیت‌های هنری و تئاتری دستخوش وقفه‌ها و توقفِ اجراها و تولیدات آن شده است؛ وضعیتی که در کشورمان به دلیل شیوعی زودهنگام‌، چاره‌ای جز تعطیلی تمام موسسات و تماشاخانه‌های تئاتری نبوده است. بدون شک، علاقه‌مندان و اهالی تئاتر در این شرایط، بی‌صبرانه منتظر برطرف‌ شدن شرایط نامساعد بیماری، با وجود ریسک بالای تجمع و حضور در سالن‌های تئاتر و تمایل به پیوندی نزدیک به تئاتر، با امکانات موجود دارند.چه آنانی که از طریق پلتفرم‌های ... دیدن ادامه ›› پخش زنده، از سایت‌ها و لایوهای اینستاگرامی، مباحث و گفت‌وگوهایی تئاتری را ترتیب می‌دهند و چه مخاطبانی که به فیلم‌تئاترها و حضور آنلاین در این نشست‌ها علاقه دارند، همگی نوعی مشارکت اجتماعی را در پیوند اهالی تئاتر رقم می‌زنند و خواهان رونق آن در این شرایطند. اما در این میان با نمونه‌های بسیاری نیز مواجهیم که حواشی قابل‌ملاحظه‌ای دارند و مورد نقد بسیاری از صاحب‌نظران در حوزه تئاتر و هنرهای نمایشی نیز هستند. کلاس‌های نمایشنامه‌نویسی، بازیگری و کارگردانی آنلاین، توسط بسیاری از اساتید تبلیغ و ارایه می‌شود و جای پرسش بسیاری را برای آن دسته از تئاتری‌هایی که سالیان سال در این عرصه‌ها مشغول بودند و آموزش داده‌اند، مطرح می‌کند که چطور می‌شود بازیگری و کارگردانی را آنلاین، آموزش داد؟ درحالی که تمام آنچه یک بازیگر باید بیاموزد، فراتر از چند دستورالعمل و تمرین متدهای تیتروار است و اساسا انرژی و حضور در صحنه و تمرینات جمعی است که می‌تواند به جهان بازیگر و هنرمند راه پیدا کند و آن را خلق کرده و بسازد. از طرفی دیگر در این چند روز اخیر با پدیده جدیدی تحت عنوان «تئاتر آنلاین» روبه‌رو شده‌ایم که تبلیغات زیادی را حول این محور که اجرای نمایشی با مدیومی به جز صحنه و حضور زنده و از طریق اینترنت و در غیاب مستقیم تماشاگر، به عنوان تئاتر ارایه می‌کند. آنچه تولید این دست جریان‌هاست، اگرچه از یک متن نمایشی بهره می‌برد اما «تئاتر نیست»، چراکه مهم‌ترین وجه یک اجرای تئاتری را که حضور و زنده ‌بودن در ارتباط بی‌واسطه با تماشاگرست، ندارد. بلکه بیشتر یک برنامه تصویری است که اکت‌های نمایشی را مانند شوهای تلویزیونی به تماشاگران عرضه می‌کند و هر چند به‌صورت زنده و آنلاین اجرا می‌شود اما با میانجی تصویر و دیجیتالی است که اساسا در آن مخاطب هیچ نقشی ندارد و حتی اگر تمام تماشاگران آن حذف شوند هیچ خللی به روند اجرا نه تنها وارد نمی‌شود بلکه اجراگر قادر به درک و ردیابی این حضور و این مشارکت ضلع سوم و بنیادی یک اجرا نیست. او همچنان دارد بدون آنکه اطلاعی از حضور و کنش‌ و واکنش‌های تماشاگر و مخاطبش داشته باشد، روبه‌روی یک لنز دوربین برنامه‌اش را اجرا می‌کند. بنابراین آنچه از این طریق ساخته و پرداخته می‌شود، اساسا حتی «شبه‌تئاتر» هم نیست، مگر تمام معنای تئاتر را که از یونان باستان با معنای لغوی تئاتر یا تئاترون که اشاره به مکان و صحنه و ساحتی از هویت جایی است که در آن اجراگر مستقیما با تماشاگران روبه‌رو و به اجرای نمایش می‌پردازد، دچار تغییرات اساسی دهیم. این دست رویدادها می‌توانند در نوع خود به‌طور مستقل و شاخه‌ای مجزا از تئاتر، یک تولید تصویری باشند که قرار است تماشاگران علاقه‌مند به این ‌دست فیلم‌ها را راضی و خشنود کند اما اینکه مجریانِ آن، با فرصت‌طلبی از یک هنر جاافتاده و معتبر همچون تئاتر و با قصد جایگزینی برای بسته ‌بودن سالن‌های تئاتر، ارایه و عرضه شود، مسیر نادرستی است که نه تنها کمک‌کننده نیست بلکه آسیب‌زننده است و کالایی کردنِ بسته‌های فرهنگی برای مصرف ‌شدن در این روزهای پرمخاطره‌ای است که مخاطب تئاتر را در قالب‌های جعلی تربیت ‌کرده و جاسازی کند. «تئاتر واقعی» چیزی نیست که به‌صورت مکانیکی و بی‌وقفه و بی‌اعتنا به ارتباط با مخاطب تا انتهای خودش پیش برود. تئاتر در ساحتِ خود نیازمند ارتباط مستقیم و بی‌واسطه با تماشاگری است که از این مواجهه به دریافت‌ها و تجربیاتی دست یابد که در هیچ موقعیت دیگری از برخورد با سایر هنرها، حتی حوزه‌های هم‌مرز با تئاتر مانند فلسفه، روانکاوی و امر سیاسی، قابل دریافت نیست. او با حضور در اتمسفر زنده یک اجرا، هم‌نفس با اجراگران و ناظر به کوچک‌ترین رخدادهای روی صحنه است که هر کدام می‌تواند کاملا در بداهه‌ترین صورت خود به اجرا درآید که احتمال هر نوع اتفاق غیرقابل پیش‌بینی و حتی تاثیر بر کل نمایش همواره وجود دارد و وجود صدها چشم و نگاهی که پیوسته و با پیگیری لحظه‌لحظه، بازیگر را مورد تیزبینی و قضاوت خود قرار می‌دهد و آن همذات‌پنداری و تاثیراتی که کاتارسیس ارسطویی را به دنبال دارد، همه و همه از مکمل‌ها و ویژگی‌های اجرای یک تئاتر واقعی است؛ تئاتری که حتی می‌تواند بدون دکور و ملزومات صحنه، بدون کلام، بدون موسیقی و سایر عناصر مداخله‌گر دیگر و تنها با عنصر زنده ‌بودن و مواجهه مستقیم با تماشاگر، خود‌ را خلق و ارایه دهد. اگر مخاطبی نباشد، صحنه و بازیگر، از معنای حقیقی اجراگری خود تهی خواهند شد چه برسد به آنکه اساسا آنچه دارد عرضه می‌شود با حضور دوربین و فیلمبرداری و ارتباط غیرمستقیم، وجوهاتش را از مدیومی دیگر به جز تئاتر به دست می‌آورد.
«تئاتر آنلاین»‌نام غلطی است که آدرس نادرستی به مخاطبانش می‌دهد، آنچنان که بعد از این، پدیده اجرا و تئاترآنلاین در زمره سبک‌های تئاتری جای گرفته و مورد بحث و گفت‌وگو قرار می‌گیرد. درحالی که این پدیده، جریانی تصویری و کاملا نامرتبط با تئاتر است و هر چند می‌تواند به عنوان هنری در این روزهای توقف کار تولید جمعی و اجراهای زنده با حضور تماشاگران، مطرح باشد و برای علاقه‌مندانش سرگرمی و ساعاتی از یک تجربه که چندان هم بکر و نوآور نبوده و بلکه بارها و بارها مشابهاتش چه از برنامه‌های زنده روی آنتن تلویزیون و چه پلتفرم‌های شبکه‌های مجازی، ارایه شده، باشد، اما لازم ا‌ست که موجبات هیجان کاذب و تبلیغاتِ جعلی از بابتِ یک حرکت تئاتری با ایثارگری هنرمندانِ دست‌اندرکارش، برای علاقه‌مندان به این هنر را فراهم نکرده و از آن به عنوان جریانی سازنده در روزهای افول تئاتر و هنرمندان تئاتری، یاد نشود. بالطبع حضور و هرگونه فعالیتی در این وقفه تاریخی، می‌تواند تاثیرات خودش را به همراه داشته باشد اما نه چنان‌که تخریب و آسیب‌زننده به بدنه اصلی هنرهایی همچون تئاتر باشد که برای رسیدن به این جایگاه در طول قدمت نه چندان زیاد خود در ایران، زحمات و خون دل‌های بسیاری به ‌جان خریده‌ است.
خانم ثانی بسیار عزیز،
چقدر حیف که شما هم با این پدیده مخالفید.
۴ روز پیش، چهارشنبه
پوریا صادقی
شما به مزاح فیلم هندی رو مثال زدید ولی من پا رو فراتر میذارم. برای من شاطر و خمیرگیری که دارن در نونوایی نون میپزن، یه تیاتره. می ایستم و تماشا می کنم و حظ می برم و ذهنم رو روشن می کنم. چغاله ...
دقیقن جناب صادقی عزیز فرمایشتون در تایید زنده بود نمایش و تئاتر هست و اتفاقا من هم آنها را تئاتر می دانم
مثال فیلم هندی اصلا مزاح نبود .. چون تعریفی که ارائه کردید می توانست تعمیم پذیری داشته باشد که حتی برای شما مزاح و مضحک جلوه کرد :)
جالب اینکه تمام مثال های شما از یک واقعه زنده با حضور مستقیم یک تماشاگرست دوست عزیز و اصلا هیچ ربط و هیچ اشتراکی با اجراهای آنلاین ندارد :)
بله این صحنه ها می توانند تئاتر باشند چون بنیاد تعریفی تئاتر را همراه دارد که پیشتر درباره اش ... دیدن ادامه ›› صحبت کردم
اما یک برنامه تصویری با مدیوم منقطع از حضور تماشاگر تئاتر نیست

و البته من اصلا چه مخالفتی داشتم که بخوام حمایت کنم یا نکنم؟ نقد من اصلا بر محور دیگری بود :) شاید شما منظور نوشته و نقد من را طور دیگری متوجه شدید .. که واقع تاکید من براین بود که این دست جریانها را تئاتر قلمداد نکنیم و آدرس نادرست به مخاطبان ندهیم.

اختیار دارید من ازشما ممنونم
به امید دیدار

۲ روز پیش، جمعه
نیلوفر ثانی
دقیقن جناب صادقی عزیز فرمایشتون در تایید زنده بود نمایش و تئاتر هست و اتفاقا من هم آنها را تئاتر می دانم مثال فیلم هندی اصلا مزاح نبود .. چون تعریفی که ارائه کردید می توانست تعمیم پذیری داشته ...
به امید دیدار
😊🍀
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرضیه
درباره فیلم‌تئاتر اتاق ورونیکا i
وقتی تئاتری تا این حد زیبا را به صورت آنلاین دیدم، بیش از پیش به این حقیقت پی بردم که هنر بی انتها زیبا، پویا و همواره زنده است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فریبا
درباره فیلم‌تئاتر خدای کشتار i
ببخشید فیلم تئاترهایی ک میگذارید یعنی باید دانلود کرد و دید یا باید حضوری رفت ب سالن نمایش؟ من متوجه نحوه عملکردش نیستم.
پویا فلاح این را خواند
به صورت آنلاین از طریق وب می تونید مشاهده کنید
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یگانه
درباره نمایش کالیگولا i
کالیگولا: آدم ها می میرند و خوشبخت نیستند.
هلیکون: آخر، کایوس، این حقیقتی است که آدم ها به آسانی با آن می سازند. به دور و بر خودت نگاه کن؛ این چیزی نیست که مانع ناهار خوردنشان بشود.
کالیگولا: پس دور و بر من هر چه هست دروغ است و من می خواهم که مردم با راستی زندگی کنند!
یادش بخیر...
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من سرزمینی دارم. سرزمین من شرایطی دارد. سرزمین من هنرمندانی دارد. سرزمین من مردمانی دارد. سرزمین من، من را دارد.
من هنر سرزمینم را با هنرمندانی شناختم. زمانی که فرق عروسک موش و آدم برایم مشخص نبود. زمانیکه نفتکش هاشان می جنگیدند با هم. جینگل برد می شدند و از نورگیر پایین می افتادند، زمانیکه می گفتند: اونیکه خوردی، ‌شام من بود، بی زحمت و... شاید همه ی شناخت و تجربه ی من از هنر سرزمینم همینها بودند، لااقل بنیان شناختم بودند. هنر را می شناختند وقتی هنر را نمی شناختم. هنرمند بودند وقتی فرق هُنری و هِنری(دستیار دِرِک) برایم معلوم نبود و فکر می کردم ژرمن ها اینجور تلفظ می کنند.
از من بزرگتر بودند و از من جلوتر.
۴۰-۵۰-۶۰ سال کار هنری کردند، در همان شرایط سرزمینم و اگر نبودند، سرزمینم خیلی کم داشت از هنر، از دانش، از تجربه، از فهم، از آگاهی، از زیبایی، از لذت، از خیلی چیزها...
بعضیشان پی زندگیشان، از سرزمینم رفتند. زندگیشان را کردند ولی متضرر هنر سرزمینم بود، من بودم. آنان زندگیشان را کردند.
بعضیشان از این دنیا رفتند و خسرانش تا همیشه با سرزمینم ماند، ... دیدن ادامه ›› با من ماند.
و امروز همان هایی که از من بزرگتر بودند و جلوتر، چیزی نوشتند که باز هم من نمی فهمم، همانطور که سالیان قبل درک نمی کردم. و مرا برآشفتند. برآشفتم از قبول ظلم، پذیرش زور، سانسور. ولی امروز دیگر مثل آنروزها نیست امروز من قلم دارم، امروز بیان دارم. و حتاکی کردم من، خرده گرفتم من، غیض کردم من، برآشفتم من. منی که همه ی عمرم در گوشه ای زندگی کردم. نه اثری ساخته ام. نه تقابلی با سیستم داشتم، نه حتی توانایی لحظه ای کار در این شرایط را داشتم. منی که بی هنر بودم، بی هنرِ تعامل، بی زیرکی زیستن در شرایط ناخوشایند، بی هنر کار کردن در شرایط غیر ایده آلم. منی که در گوشه ای نشستم و شدم “مخاطب”! مخاطب فهمیده تر از هنرمند. کاسه ی داغتر از آشِ دوغ. هر آنچه بلد بودم را نثار همان هنرمندان سرزمینم کردم. لابد حقشان بوده، پدرسوخته ها. از من که بیشتر نمی فهمند، زورپذیرانِ سانسوردوست. یا باید مثل من فکر کنند یا “...” و “...” و “...” هستند، هنرمندها. چه اهمیت دارد کارهایی که کردند، مگر مهم است که چه ها ساخته اند، چه اهمیت دارد که اند...
آنچه من می خواهم نیستند، پس خس و خاشاکند دیگر...
چقدر آشنا می آیم به چشم خودم! انگار در فکر خودم زیسته ام تا امروز... انگاری که من هم می خواهم نظرات مخالفم را نشنوم و سانسور کنم. چه عجیب است این فکر.
من که همان مخاطب تیزبین روشنفکر هنر شناسم پس چه شد عین آنی شدم که مخالفش بودم!؟
شاید باید... نه، نه... من درستم


قولی از صائب تبریز:
زخم از هنر همیشه به صاحب هنر رسد
چون خانه صدف که به آب از گهر رسد

افتادگی گزین که ازین خاکدان پست
شبنم به آفتاب ازین بال وپر رسد

بر دل گذار دست که در گلشن ادب
دستی که کوته است به وصل ثمر رسد

از چشم تنگ مور که خاکش به چشم باد
مشکل به طوطیان سخنگو شکر رسد

از التفات عشق گرانمایه گشت دل
مانند گوهری که به صاحب نظر رسد

در عهد ما که در گره افتاده کارها
مشکل به داد آبله ها نیشتر رسد

شبنم ز چشم شور نمکسود می کند
داغی اگر به لاله خونین جگر رسد

در پیچ وتاب باش که فیض پیچ وتاب
زنار بیشتر به وصال کمر رسد

کوتاه کن فسانه که سودا نه آن شب است
کز حرف و صورت رشته عمرش بسر رسد

صائب کجاست طالع آنم که آن نگار
چون دولت نخوانده ز در بیخبر رسد
سلام و عرض ارادت دوست خوبم
من اصولا نوشتن چنین نامه ای را بی اثر و بی حاصل میدانم و فکر میکنم یا باید مبارزه برای رسیدن به هدف نامه نگاران و امضا کنندگان جدی و پر ریسک با پذیرش همه احتمالات باشد و یا هرگز آغاز نشود که به شویی حاشیه ساز برای مطرح شدن عده ای مانند شود، در ثانی اینکه بعضی از هنرمندان در گذشته کارهایی ماندگار و هنرساز و خاطره انگیز داشته اند ، مگر کسی منکر این واقعیت شده است؟ آیا ایشان انسان و جایز الخطا نیستند و تا ابد پاک و مقدس میمانند؟ کاسه ها هرگز حق ندارند داغی آشی که از درون میسوزاندشان را منعکس کنند؟
مثالی میزنم: فیلم هامون تخم اندیشه فلسفی را در ذهن من کاشت با فیلم پری اندکی عرفان و کمکی بیشتر فلسفه را درک کردم و با فیلم لیلا و سارا بعدی جدید از زنان را شناختم و با مهمان مامان خاکروبه های پنهان زیر فرش شهرمان را دیدم که فقر با انسانها چه میکند و انسانها چگونه میتوانند ... دیدن ادامه ›› همچنان آدم بمانند و با علی سنتوری آه و افسوس استعدادپرپر شده جوانانمان را زیر فشار فساد و ناامیدی زندگی کردم، تا اینجا مهرجویی استادی بود فرای انتظار باسواد و دانا و روشنفکر اما بعدها استاد با سفارشی سازی طهران طهران و نارنجی پوش و بعدها چه خوب که برگشتی و غیره از دیدگاه منه مخاطب معمولی دچار اشتباهاتی شد که باید نقد شود در غیر اینصورت تعصب و انکار حقیقت حاصلی جز تکرار اشتباهات ایشان و عدم رۻایت مخاطب ندارد و مقدس انگاری ایشان در سالهای آخر کاریشان فقط و فقط باعث تخریب چهره اصلی و هنروالایشان میگردد، عرض بنده این است که صد البته نسل ما به این هنرمندها مدیون است اما این دلیلی بر پذیرش و تایید اشتباهاتشان بواسطه هزینه ندادنمان نیست، هرچند که از دیدگاهی دیگر میتوان گفت اکثر این ستاره ها مزد و درآمدی آنچنانی از حاصل هنرشان کسب کرده و میکنند و اکثر ایشان به طبقه کاملا مرفه جامعه تعلق دارند و از این بابت منتی بر سر ما نیست که نتوانیم از ایشان مطالبه گری نماییم، دوست خوبم شاید بعضی از ماها گوشه ای نشسته و در آرامش به این بنده های بیگناه خدا میتازیم اما باور کن بعۻی ها هستند که هزینه های سنگینی برای مطالبه حقوق واقعی مردم داده اند و بواسطه ناشناخته بودن براحتی از هستی ساقط و نیست و نابود شده اند اما به جد عرض میکنم بسیاری از این هنرمندان در جایی از زندگی هنریشان با خواست و اعتقاد و منافع خود با صاحبان قدرت همراه بوده و گاها تریبون این قدرتمندان شده اند که نمونه های آن در اینترنت فراوان قابل جستجو میباشد، پس نه همه ایشان بیگناه و نه همه منتقدان نادان و جو گرفته و بی اطلاع! هر کنشی واکنشی دارد گاه خیر و گاه شر ، بنظر بنده این نامه شوآفی کم هزینه برای همراهی نشان دادن هنرمندان با مردم بود که به هیچ عنوان انتظاری در برآورده شدن موارد مطرحه آن از طرف هیچ امضا کننده ای متصور نبوده و نیست و در کل ای کاش این عزم ملی برای برداشتن قدمی عملی تر مهم تر و سودآورترمثلا، تدوین معیارهای فیلمنامه و نمایشنامه نویسی بر اساس چهارچوبهای منطقی بدور از سانسورهای سلیقه ای متفاوت ( از شخصی به شخص دیگر) برداشته شده بود، نه برای کسب مجوز انتشار فیلم تاترهای قبلا سانسور شده!!! با عجز و التماس






۵ روز پیش، سه‌شنبه
پوریا جان منم به ذهنم متبادر شد که شما میفرمایید چون ما فیلم ساز و هنرپیشه و ... نیستیم حق اظهار نظر نداریم، اگر اینگونه نیست که هیچ ، ببخشید برای سوتفاهم بنده😍

منم نظرم را در یک جمله بگویم و خلاص: نامه نگاری بیحاصل شاید بعد تبلیغاتی داشته باشد اما خار شدن و تحقیر و پذیرش ظام و جوری که در آن موج میزند برای آیندگان هنر و جوانان بسیار ناامید کننده است ویرانگر( طرف میگه کیانیان نتونست کاری کنه و التماس کرد وای به حال من جوان ناشناس)
۵ روز پیش، سه‌شنبه
محمد کارآمد
پوریا جان منم به ذهنم متبادر شد که شما میفرمایید چون ما فیلم ساز و هنرپیشه و ... نیستیم حق اظهار نظر نداریم، اگر اینگونه نیست که هیچ ، ببخشید برای سوتفاهم بنده😍 منم نظرم را در یک جمله بگویم ...
نقص بیان من بوده حتما. تعمدا از زبان خودم نوشتم تا کسی را مخاطب قرار نداده باشم. ❤️

متوجه نقطه نظرت شدم. البته در پست خودت هم کاملا مشخص بود. 👍🏼

اینکه کسی این حرف رو بزنه، باید نگاه کنه که در ۳۵-۳۶ سال گذشته از کجا به کجا رسیده این حصار تنگ. جنس و آزادی هنر در اوایل دهه شصت ... دیدن ادامه ›› با امروز خیلی متفاوته. این رو کسانیکه حضور مستمر و نرم داشتند رقم زند نه کسانیکه تند رفتند. اتفاقا تندروهای این طرف با تندروهای آن طرف مواجه شدند و باعث شدند طناب رو سفت تر بشه. و خودشون هم بدون تاثیر مفیدی، حذف شدند. دم اینها که ماندند و کار کردند گرم. یکی از عللی که به چشم من ارزشمندند و محترم.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حتما همگی شنیدید مردها سرو ته یک کرباسن! مطمنا معنی و موارد استفاده اش رو هم میدونید، اما آیا میدونید ریشه این کلام عامیانه علمی و دقیقه؟ روانشناسان محترم کلی کندو کاو کردن و به این نتیجه رسیدن نن جون کروبی درست میگفته و مردها از ریشه روانی و رفتاری یکسانی برخوردارن و در کلیات بین مرحوم کیارستمی و فراستی و حتی ده نمکی فرق معنی داری وجود نداره اما جزییات و خصوصیات رفتاریشون باعث تفاوتهاشونه!! یکی از دلایلی که آقایون راحت باهم کنار میان مثلا چند سال تو یک خوابگاه دانشجویی یا سربازی میتونن همدیگرو تحمل کنند و براشون فرهنگ و رفتار هم اتاق تبریزی یا اهوازی یا زاهدانی فرق چندانی نداره همین بن مایه مشترکه!

اما در مورد خانمها داستان متفاوته چرا که خانمها از نظر تیپ شخصیتی در پنج شاخه اصلی طبقه بندی میشوند ، یعنی هر کدام از افراد این طبقه ها با سایر طبقات فقط شباهت فیزیولوژیکی دارند اما از نظر باطنی ممکنه اصلا هیچ ربطی به هم نداشته باشند و کاملا متفاوت رفتار و ادراک و احساس کنند!
اما این پنج طبقه اصلی :
۱. مدیر: این گروه دایما در حال تدبیر و فکر و سرو سامان دادن به وضع خود یا اطرافیان هستند و جز نگر می باشند
۲. مادر: زیاد نیاز به توضیح نداره چون واضحه مادرها شخصیتی نگهدارانه و محافظت کننده و فداکار دارند البته در مورد همه چیز و همه کس
۳. معشوق: این گروه به ... دیدن ادامه ›› ظرایف زنانه آگاهند و دوست دارند و دوست داشته میشوند و با عواطف و علایق و سلایق سروکار مستقیم دارند
۴. ضعیفه:متاسفانه گروهی با حرمت نفس پایین و عدم خودباوری بالا ، افرادی که مستقلا هیچ تعریفی از خود ندارند و باید قطعا در کنار جنس مخالف تعریف شوند و بخودی خود نمیتوانند تاثیر گذار یا تصمیم گیرنده باشند.
۵. ضخیمه: این گروه بر خلاف باور خود و عوام، حامی حقوق زنان نیستند بلکه دشمن عموم مردان هستند و همه تلاش آنها در نابودی مذکرات خلاصه میشود، زنانی که دشمن همنوعان خود هم هستند و چیزی جز خشم و عصیان و بر هم زدن نمیشناسند و بجای مرهم همیشه بر زخمها نمک میپاشند و آرزوی آنها بچنگ آوردن مردهای دیگر زنان و نابود کردن هستی و روابط آنان است.

چرایی تبدیل شدن به هر کدام از این تیپها بحث بلند بالایی است و نیاز به مطالعه عمیق دارد، روانشناسان معتقدند سالم ترین نوع رفتار از ترکیب رفتار طبقات یک تا سه به نسبت مناسب پدید میآید و متاسفانه ترکیب هر طبقه با تیپهای ردیف چهار و پنج مخرب و آسیب زننده و در نهایت محکوم به ناخشنودی و رنجش است، همانطور که مشخص است با ترکیب این پنج تیپ میتوان تعداد بسیار زیادی زیر شاخه و خصوصیات متفاوت و گاها متضاد ساخت که این دلیل اصلی تفاوتهای زنان باهم و صد البته عدم توان شناخت ایشان توسط مردان است.

خوشحال میشم نظر دوستان رو در مورد مبحث بالا بدونم🙏

"برداشتی از سخنرانی دکتر هلاکویی" با عنوان If i were young
از نتایج نشستن در خانه بخاطر کرونای لعنتی😊

ببخشید بی ارتباط هست ولی

تولدتون مبارک ما باشه آقا کارامد جان
چه حجم انبوهی که در کمترین فرصت ممکن، ازتون یاد نگرفتم...
حتما براتون پیش اومده با همه ی وجود چیزی رو باور داشته باشین ولی یهو یکی ترمزتون رو بکشه و بزنه رو شونه تون بگی هی محمد مجللی(البته ... دیدن ادامه ›› به شما گفته هی محمد کارامد ولی میشه از محمدش فاکتور گرفت بهرحال) داری اشتباه میزنی ، درستش اینه
تبریک میگم، شما میتونین صاحب بهترین برند لنت ترمز دنیا باشین
مرسی برای همه چی
۶ روز پیش، دوشنبه
خیلی دلم می‌خواست دوستانی که اینقدر مجدّانه پیگیر حقوق بانوان هستند یک بار برای خالی نبودن عریضه هم که شده مثلاً سر قضیهٔ جانی دپ و امبر هرد که معلوم شد بانو چه جانوری بوده هم یک واکنشی نشون می‌دادن!!
۴ روز پیش، چهارشنبه
امیرمسعود فدائی
خیلی دلم می‌خواست دوستانی که اینقدر مجدّانه پیگیر حقوق بانوان هستند یک بار برای خالی نبودن عریضه هم که شده مثلاً سر قضیهٔ جانی دپ و امبر هرد که معلوم شد بانو چه جانوری بوده هم یک واکنشی نشون می‌دادن!!
همیشه شعبون خوب یک دفعه هم رمضون فدایی جان 😁
اتفاقا رسانه های نرینه مدار یا با سویه های نزدیک به آن با لحن کنایه آمیز شما بسیار سر این قضیه مانور دادن تا بلکه مبارزه بر علیه خشونت علیه زنان رو با موارد نادر و کم اینچنینی تخطئه کنند کافیه تو گوگل سرچ کنی.
اما دوستانی که عریضه شان را خالی فرض می کنید شبانه روز در حال رصد و انعکاس آمار دائمی و فزاینده بیش از ۸۰ درصدی خشونت و ضرب و شتم و حتی قتل زنان هستند که از طرف مردان اعمال می شود ( درصد بالایی نسبت به مردان) ... خبرهای قتل و کشتن زنان و دختران هم که هر روز در رسانه می شنوی...دیگه عصبانیت ... دیدن ادامه ›› بابت چیه؟
اما اگر صبورانه باز هم سرچ کنی متوجه میشوی خیلی از فعالین برابری خواه هم موجدانه نسبت به خشونت خانم امبر هرد موضع یکسانی گرفتند چون نفس خشونت کثافته.. و موضوع مبارزه با اعمال زور و قلدری و وحشیگری و ستم یک موضوع فمنیستیه
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی عطاپور
درباره فیلم‌تئاتر اتینا i
چرا امکان خرید فراهم نیست برای این نمایش ؟؟؟
درود بر شما
به تازگی از فروش فیلم‌تئاترهایی که مجوز شبکه نمایش خانگی نداشته‌اند جلوگیری شده‌بود، که خوشبختانه مشکل در حال بوده و منتظر گام نهایی هستیم.
۶ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه الف
درباره فیلم‌تئاتر اپرای عروسکی حافظ i
یک مدت بود سر نزده بودم. چقدر عوض شده همه چی! مبارکه.
فیلم-تاترهایی که خریداری می شن برای دیدنشون به کجا باید مراجعه کنیم؟ همینجا در تیوال قابلیت پخش دارن یا در فیلیمو یا ..؟
پویا فلاح و جعفر میراحمدی این را خواندند
درود بر شما کاربر عزیزمان
بله از ۱۰ اردیبهشت نسخه تازه تیوال رونمایی شده‌است.

همچنین فیلم‌تئاترها در خود تیوال بر پایه تکنولوژی‌های تازه به کار گرفته شده آن تماشا می‌شود.
گروه همیاری  
درود بر شما کاربر عزیزمان بله از ۱۰ اردیبهشت نسخه تازه تیوال رونمایی شده‌است. همچنین فیلم‌تئاترها در خود تیوال بر پایه تکنولوژی‌های تازه به کار گرفته شده آن تماشا می‌شود.
همیاری جان
وقتی فیلم-تاترها رو می گیریم فقط یک بار می تونیم ببینیم یا در این یک هفته ای که فرصت داریم بارها می تونیم ببینیمش؟
۱۷ ساعت پیش
الهه الف
همیاری جان وقتی فیلم-تاترها رو می گیریم فقط یک بار می تونیم ببینیم یا در این یک هفته ای که فرصت داریم بارها می تونیم ببینیمش؟
درود بر شما
خیر هر چند بار که مایل باشید در طول مدت اعتبار تماشا می‌توانید به تماشا بپردازید.
۱۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید