کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش اولیانا
S3 : 10:05:14 | com/org
امکان خرید پایان یافته
  ۳۱ خرداد تا ۰۸ مرداد ۱۳۹۴
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نمایش اولئانا / عکاس: علیرضا قدیری

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از آیین افتتاح نمایش اولئانا / عکاس: علیرضا قدیری

... دیدن همه عکس‌ها ››

آواها

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
واقعا ممنونم از دوستان گروه تئاتر 84 که دارن آثارشون رو به صورت رایگان دراختیار می ذارن و خود این بهانه ای شده برای کامنت گذاشتن :)
من خود این اجرا رو ندیدم و تونستم الان فیلمش رو ببینم. دوستش نداشتم و به نظر من مهم ترین ایراد مربوط به دراماتورژی و کارگردانی است.
ونایی عزیز کجا میشه اجرا رو مجدد دید؟
یادمه وقتی دیدم دوستش داشتم :)
محمد جان تشکر، منم تونستم ببینم تو آخرین ساعاتش.
سیدمهدی
محمد جان تشکر، منم تونستم ببینم تو آخرین ساعاتش.
خواهش می کنم سیدجان. چه خوب
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
باورم نمیشه که ستایش‌هایی که اینجا از این کار شده، مربوط به همین اجراییه که نتونستم تا آخر تحملش کنم.
اینقدر بازی‌ها افتضاح بود که اعصاب آدم را به هم می‌ریخت. گفتن این‌همه جمله نصفه نیمه و بی‌سروته با هیجان مصنوعی واقعا جایی برای فهم نمایش نمی‌گذاشت.
۰۷ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
درود،

با توجه به اینکه نمایش قبلی این سالن (عشق سالهای وبا) در ساعت ۱۷:۳۰ اجرا داره، فکر میکنم ساعت این نمایش بتونه برای یک یا دو روز به ۱۹:۳۰ تغییر کنه... اگر این امکان فراهم بشه خیلی عالی میشه.

پیشاپیش از گروه محترم متشکرم.

یک یادداشت در مورد نقد تاتر

علی اکبر علیزاد

مدت ها پیش جمله ای را در دفترم یادداشت کرده بودم که در مورد منتقدین تاتر بود و قرار بود در مجموعه یادداشتهای تاتری ام چاپ شود:

منتقدین: کسانی که معلوم نیست به چه علت فکر می کنند از شما بیشتر می دانند!

سوزان کول در کتابش با عنوان: Directors in Rehearsal: A Hidden World از سوتفاهماتی ... دیدن ادامه ›› می نویسد که تقریبا در همه منتقدین به دلیل عدم ارتباطشان با نحوه تمرین و کار کارگردان ها وجود دارد! منتقدین فقط نشسته اند و از بالآی مسندی که معلوم نیست چه کسی یا چه چیزی به آن ها اعطا کرده در مورد اجرا بد یا خوب می نویسند! نمونه جالبتر و بسیار امروزی تر این توحش نقادانه دقیقا همان چیزی است که در صحنه معروف فیلم بردمن می بینیم: قهرمان فیلم، یک کارگردان تاتر، توسط یک منتقد معروف تهدید می شود که زندگی کاری اش را ویران خواهد کرد! فیلم این نکته را نشان می دهد که منتقد چگونه می تواند سلایق بد شخصی، دشمنی ها، حسادت ها، و حتی توهمات ذهنی اش را در نوشته ای که حتی یک ساعت برایش وقت نگذاشته، به اثر تحمیل کند! گویی کار باید همان چیزی می بود که آنها فکر می کردند باید باشد!
من به ندرت بیاد دارم در طول این چندین سال کار بجز ناله ها و درخواست های متوهمانه چیزی از منتقدین تاتری خوانده باشم! فورمول آن ها مشخص است: اگر درس خوانده تاتر باشند تمام توهمات و خوانده هایشان در مورد فوکو، نشانه شناسی، لاکان، روانشناسی و یک دوجین خزعبلات دیگر را در قالب نقد کار به شما نشان می دهند، آن هم برای اینکه إثبات کنند خودشان چقدر آگاه و عالم هستند! چیزهایی که عملا هیچ ارتباطی با کار پیدا نمی کند! اگر أهل تاتر نباشند و مثلا مترجم زبان، مهندس فیزیک یا معمار و یا چیزهایی از این قبیل باشند نوشته هاشان از حد کامنت های فیسبوکی فراتر نمیرود: کار را دوس داشتم، کار را دوس نداشتم، بازیها عالی بود، بازیها افتضاح بود، کارگردان دراماتورژی مناسبی نداشت، کار کسل کننده بود، یا میزانس ها عالی بود و غیره و غیره و یک عالمه کلی بافی هایی که هیچ سر وتهی ندارند! سپس در نهایت شما متوجه خواهید شد که خلاق بوده اید چون کارتان خیلی دراماتورژی مناسبی ( واژه ای بدرد نخور که این روزها هر کسی بفراخور حال و سوادش هر طور بخواهد آن را معنی می کند) داشته، یا خلاق نبوده اید چون مثلا متن اتان هیچ تغییری نکرده! (آدم فکر می کند در اینصورت بخشی مهمی از بدنه تاریخ تاتر معاصر در برادوی، نشنال تیتر و تاترهای دیگر در آلمان و اروپا و نویسندگانی نظیر پینتر، مروژک، شپارد، برشت، و .... که در کل با کوچکترین تغییر متن شان مخالف بوده اند، در نهایت آشغالی بیش نیستند!) و در این میان اگر کار نویسنده را هم خوانده باشند دیگر کارتان تمام است: دقیقا در همینجاست که بادی گاردهای بکت و ممت و شکسپیر و لورکا سرو کله اشان پیدا میشود تا با کلی نقل قول از فلان کارگردان و اجرایی که در یوتیوب دیده اند به همه ثابت کنند چقد کار شما بعنوان کارگردان اشتباه بوده و چقدر آن ها کار بلد هستند! و واقعیت این است که برای من تعریف آن ها از کار همانقدر مشمئز کننده است که نقد منفی اشان!
ما در عصر آزادی إظهار نظر و عقیده به سر می بریم، عصر من آزادم هر چیزی که از فکرم می گذارد را بگویم! و از قضا کارکرد فضاهای مجازی ای که در آن ها نقش کامنت از همه چیز بیشتر است، دقیقا حذف هرگونه آزادی بیان به بهای اظهارنظرهای فاشیستی برای نابود کردن یک شخص، کارگردان یا کار اوست! نگاهی به فضای امروز ما بیاندازید، نگاهی به کامنت ها و نقدهایی که می شود! آیا این آزادی بیان است یا توحش؟
شکی نیست که هرکس می تواند در مورد هر کاری بگویید دوست داشتم یا دوست نداشتم! بعنوان یک هنرمند وظیفه اول شما این است که بپذیرید به هیچ وجه کار شما راضی نگه داشتن همه نیست! و اینکه راضی نگه داشتن تماشاگر به هر قیمت از نظر من حرفی کاملا بی معنی است! این روسپی گری است. این کار تاجران است نه هنرمندان! ما در مقابل کسانی که از کارمان راضی نبوده اند چکار می توانیم بکنیم! الا اینکه امیدوار باشیم آن ها باردیگر در تاتری دیگر راضی و خوشحال به خانه شان برگردند!
در زمانه ما و در صفحات مجازی بخصوص، کار نقد تبدیل به نوعی ابزار توحش و بیان خشم نیز شده است! ( برای نمونه به بعضی سایت های نقد تاتر رجوع کنید که در آنها کامنت های سلیقه ای بعنوان نقد تاتر بخواد خوانندگان داده می شود) این فضای نفرت، خودشیفتگی، نظرات خشمگینانه به قدری در بعضی صفحات تاتری ما بیداد می کند که آدم با خواندنشان حالش بد می شود! و سپس در مقابل این پاسخ را می شنوید: من نظر شخصی ام را گفتم؛ هر کسی آزاد است نظرش را بگوید؛ و چه و چه و چه! و واقعیت این است که چنین پاسخ هایی از همه چیز مشمئز کننده تر است! چون دقیقا معنی اش دیکتاتوری آزادی إظهار نظرهای تو خالی است! و جالب اینجاست که این ژست " من نظرم را گفتم تو هم نظرت را بگو" فقط برای پنهان کردن اصل ماجرا و این قضیه دردناک است که ما عملا حرفی برای گفتن نداریم و فقط از سر ناچاری و اجبار (اجبار به کامنت گذاشتن) حرف می زنیم!
کار منتقد و هر هر کامنت نویسی فوران خشم اش ، یا سواد، یا توهمات ذهنی اش در قالب نقد نیست! منتقد در وهله اول إنسان است و با یک إنسان سرو کار دارد، کار او این است که در وهله اول، و پیش از آنکه دست به قلم ببرد، در مورد توهمات، و سلایق شخصی اش، عمیقا فکر کند! و اول برای دیدن و لذت بردن از یک کار در تاتر بنشید! بعنوان یک آدم و نه یک منتقد! این همان تعلیق ارادی ناباوری است که منتقدین ما بیش از هرچیزی بدان احتیاج دارند!
نکته آخر اینکه، من شک ندارم که سلایق اکثر تماشاگران تاتر به دلیل عدم هویت سالن های ما بالکل تغییر کرده است! بنابراین منتقدین و کامنت نویس ها هم تحت تاثیر همین ذایقه بد می نویسند!
من شک ندارم که تعداد منتقدینی که می توانند در اینجا در مورد تحلیل کنش، بازیگری، میزانسن، لباس و غیره حرف تخصصی بزنند از تعداد انگشتان یک دست هم تجاوز نمی کند! پس بهتر است آن ها سلایق بدشان در مورد این چیزها را به کسی تحمیل نکنند! بازیگری مقوله خوش آمدن یا بد آمدن نیست! صحبت در مورد بازیگری فقط از عهده کسی بر میاید که لااقل بتواند در مقام نظریه و عمل حرفی برای گفتن داشته باشد! بازیگری ربطی به حس ما در مورد درست یا غلط بودن عمل بازیگر ندارد (این روزها به قدری حرکات و رفتار بازیگران دروغین و اغراق آمیزاست که اگر در کاری این اغراق وجود نداشته باشد منتقد کفرش در میاید! )

و سرانجام آدم می تواند رؤیای روزگاری را داشته باشد که حق إظهار نظر در مورد تاتر برای اکثر آدمها ممنوع باشد. آنچنانکه صد سال پیش آرزوی نویسنده مشهور آلمانی ، هوگو هوفمانشتال بود: چه می شد اگر مردم لااقل از حرف زدن مفت در مورد درام دست بر می داشتند!
بجای نوشتن ونمایش سلایق سطح پایین در صفحات مجازی بهتر است در ابتدا کمی بعنوان یک إنسان با إنسان دیگر همدلی نشان دهیم! نقد دقیقا از جایی شروع می شود که نفرت، توحش، و حسادت و خشم تمام می شود!
شما رو هم باید دوست داشت.
۲۸ تیر ۱۳۹۴
چوبکاری میکنی ذوق زده ی عزیز ..محبت دارید دوست من ...ازشما یادگرفتم همیشه که پیشرو در خیلی از موراد هستی
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
نیلوفر جان حقیقت اینه که من تنها به عشق دوستانی چون شما در تیوال فعالیت میکنم.
۰۷ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با سلام
امشب برای دومین بار به اتفاق یکی از دوستان عزیزم این نمایش زیبارو دیدم ، واقعاً لذت بردم از این نمایش و بازی بسیار خوب جناب علیرضا کی منش
یه خسته نباشید جانانه به بازیگران و عوامل این نمایش زیبا میگم
ممنون
سلام
تخفیف دانشجویی هم داره این نمایش؟
پیمان لسان و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
بله در تمام روزهای نمایش
۲۳ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
" اولئانا "
نمایشی که در ابتدا غرق شگرفی اش شدم . که اغراق نکنم 70 دقیقه دیالوگ گویی آن هم " از تو یه یک اشاره / از من به سر دویدن . و سپس ترجمه و کارگردانی عالی انسانی به معنای واقعی و شریف واژه ، استاد ، بزرگوار ، بسیار متعهد به استعداد شاگردانش و محترم شمردن شعور مخاطبانش " جناب علی اکبر علیزاد " . استاد و کارگردان ِ نازنین و فروتن و به غایت شریف به جان سپاس . اولئانا برایم نمایشی عالی و ماندگار است . هرآنچه بخواهم در باره اش بنویسم فرزندان فرزانه ام حق مطلب را ادا کرده اند . و برایم یک نظر را باقی گذارده اند که : عزیزانی که تا به حال وقت نکرده اید و یا نتوانسته اید این اجرای ناب را ببینید از دانشجویان گرفته تا همه سخت بکوشید هر طور شده از دستش ندهید . که واقعن عالی ست و تأمل برانگیز . مطمئن باشید تا مدت ها ...اولئانا ... اندیشه تان را به چالش خواهد کشید .
علیرضا کی‌منش و کتایون سالکی ،عزیزان بسیار خوب و دوست داشتنی ام ، عالی بودید . و بنازید به داشتن چنین استادی . و درود ها و آفرینا های معلمی عاشق تئاتر بر همه ی شمایانی که اجرایی ناب را در تمام وجودم جاری ساختید
امشب با دیدن این اجرا و بازی های خوب حالم خوب شد . تماشای این اجرای تامل برانگیز رو بخه شما پیشنهاد میدم . فقط یک نگته اینکه ممت در جایی میگوید این متن ضد فمنیستی نیست , اما من با دیدن این اجرا خلاف این گفته رو برداشت کردم, آیا خوانش آقای علیزاد چنین بوده //؟
مجتبی سلیمان زاده و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
حمید خورشیدی این را دوست دارد
به طور خلاصه میشه گفت خیر خوانش آقای علیزاد اینطور نبوده دوست عزیز و واقعیتش بحث مفصلیه، من پیشنهاد می کنم نقد بهرنگ و خانوم ثانی و کامنت هاشون رو بررسی کنی بحث خوبی شکل گرفته بود و توضیحات مفصلی دادن دوستان.
البته آوای تیوال و این لینک هم مربوط به توضیحات آقای علیزاد و عوامل نمایشه:
http://www.theater.ir/fa/conversation.php?id=47446
۲۲ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
گفت‌و‌گو با کارگردان و بازیگران نمایش «اولئانا»
گناه‌کار بودن یا بی‌گناهی؛ مسأله این نیست!

متن کامل گفتگو رو می تونین از این لینک بخونین دوستان:
http://www.theater.ir/fa/conversation.php?id=47446

مجموعه ایرانشهر با اجرای کارهایی که با وجود چهره‌ها به خوبی می‌فروشند شناخته شده است. شما در این سالن با بازیگرانی کار می‌کنید که این‌گونه نیستند و کارتان زرق و برق‌های نمایش‌های این سالن را ندارد. فکر نمی کنید در زمین اشتباه ... دیدن ادامه ›› بازی کرده‌اید؟

علیزاد: بازیگران من چهره نیستند اما در کار خودشان عالی و به شدت حرفه‌ای‌اند و قطعا بسیار بهتر از بازیگرانی که در حال حاضر چهره محسوب می‌شوند! من در هر سالن دیگری هم که بودم، کار خودم را انجام می‌دادم. اگر تغییر ماهیت یا سبک می‌دادم این حرف درست بود، اما من نمی‌توانم خودم را تغییر بدهم. تطبیق با شرایط تحمیلی از نظر من ریاکاری محض است. کار در ایرانشهر شاید به دلیل توقعات تماشاگر یک مقدار ترسناک باشد، اما فکر کردم باید با آن مواجه شد. با این معیار چنین کاری را انجام دادم. مهم این است که شما به عنوان هنرمند انتخاب کنید و پای انتخابتان بایستید ولو اینکه شکست بخورید. سیاست فعلی تجار هنرمند سیاست پیروزی و موفقیت است. این ترس از شکست است که ما را به خفت کشانده است. همه می‌خواهند موفق باشند و برای این به هر کاری متوسل می‌شوند.
...
از فلان کارگردان کلی خطابه زیبا در مورد تئاتر می‌شنوید. اما او همان فردی است که با انواع حیله‌ها بلیت می‌فروشد و به هر روش ناپسندی متوسل می‌شود. او حتما تاجر است. بهتر است بگوید من تاجرم و اسم خودش را هنرمند نگذارد. آن‌وقت با خیال راحت تجارتش را بکند. اگر این‌طور باشد من شخصا می‌گویم او صادق است و می‌خواهد درآمد داشته باشد، اما وقتی در لباس هنرمند این‌ها را می‌گوید، از همه چیز بدتر است.
" اولئانا ، بحث انگیزترین و چه بسا مهمترین نمایشنامه دیوید ممت تا اواخر دهه 90 است. نمایشنامه بیش از هر چیز به دلیل مایه های سیاسی و پرداختن به مسائلی نظیر قدرت ، فمینیسم ، حقانیت سیاسی و آموزش آکادمیک مشهور است ، و تقریبا" اجرای آن در همه جای دنیا ، همیشه با مناقشات فراوانی همراه بوده است .
قطعا" این نمایشنامه به لحاظ ساختار زبانی و نیز عدم قطعیت معنایی اش ، در بین شاخص ترین آثار نمایشی قرن بیستم قرار می گیرد . "
علی اکبر علیزاد
-------------------------

دیدن این نمایش فوق العاده تامل برانگیز و پر چالش را به همه ی دوستان توصیه می کنم .
بدون شک از تماشایش لذت خواهید برد .
بازی هر دوبازیگر عالیست .بخصوص بازی خانم سالکی عزیز .

و با تبریک ویژه به جناب علی اکبر علیزاد گرامی
سپاس
احتمال تغییر ساعت اجرا بعد از ماه رمضان وجود داره آیا؟
من از استاد علیزاد پرسیدم گفتن چون قبل از این اجرا عشق سالهای وبا اجرا میره امکانش وجود نداره مگر اینکه یه شنبه ای نمایش اول اجرا نره اونم امکانش ضعیف ..منم به دلیل ساعت اجرا عزا گرفتم وسیله نقلیه ندارم نمیتونم برم
۱۶ تیر ۱۳۹۴
جناب حریفی..اتفاقا نوشته شما و گفتگوی جانانه بعدش با جناب ابرشیر(که به شدت جالب بود) منو واسه دیدن نمایش بسیااار مشتاق تر کرد و دست به دامان گروه اجرا واسه دوساعت زوتر اجرا رفتن:)
۱۷ تیر ۱۳۹۴
:) لطف دارید خانم میری. البته من در مقابل دانش ابرشیر جان ادعایی ندارم:) این به خصوص متن نمایش است که دو سویه است و چالش زیادی ایجاد می کند... ایشالا فرصت بشه ببینید
۱۷ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
«ثلاثۀ قدرت»

رفقای عزیز
اهالی تیوال

بستۀ پیشنهادی « اولئانا - اسم - ستوان اینیشمور » شامل سه نمایش با رویکرد و نگاه از سه زاویۀ مختلف و ناهمگون به افراد، احزاب و موازنۀ قوا در میان سلطه جویانی ست که در عین تضاد شعارها اما متحدالشکل در عمل هستند.
از مناقشاتِ تراژیکِ یمین و یسار در 'اولئانا' و لحظات کمیک جنگ زرگری 'اسم' آدولف با F یا PH'، تا گروتسک ارعاب در آزادی بخشی یا آزادی طلبی که نوجوانی را تبدیل به'ستوان اینیشمور' می سازد، جملگی حاصل نمایشنامه های قوی ، هدایت سنجیدۀ کارگردانی و بازیهای شسته رفته و خوبیست، که از تماشای ... دیدن ادامه ›› آن بر صحنه لذت خواهید برد.

بنظر من بازماندن از هر یک از نمایشهای این سه گانه، از دست دادن بخش مهمی از حظ و ادراک ثلاثۀ نزاع قدرت در خوان رنگین خرداد و تیر 94 است.
به تماشایشان بنشینید.
کیان جان اعلانیه جالبی تدارک دیدید......مرسی
ضمن اینکه نمایش اولئانا  به نظرم واجد خصوصیات افشاگرانه و روشنگرانه ای است که مخاطبان را به دو طیف متقابل تقسیم می کند و به مراتب از دو نمایش دیگری چالشی تر است..
۱۱ تیر ۱۳۹۴
ابرشیر عزیز درود
سلیقۀ من نیز به ترتیب چیدمان اسامی است.
۱۲ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با سلام و تشکر. لطفا در صورت امکان، ساعت اجرا رو کمی جلوتر بیارید تا دوستان بیشتری بتونند این کار ارزشمند رو تماشا کنند.
بسیار ممنونم.
موفق باشید
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دوستان عزیز،اولئانا شنبه هم اجرا میشود.
نمایش اولئانا، در تاریخ شنبه 13 تیر ماه ساعت 21 در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه میرود.

›› تا ۲ پاسخ


برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
http://www.tasnimnews.com/Home/Single/782642

علی‌اکبر علیزاد در نشست تئاتر جوان:
«۹۰ درصد» سالن‌های نمایشی ایران در جهت تئاتر تجاری است
خبرگزاری تسنیم: علیزاد از ۹۰ درصدی بودن سالن‌های در جهت تئاتر تجاری در ایران خبر داد و گفت: در غرب تنها بخشی از تئاتر تجاری است و در انگلستان نهادهایی وجود دارند که از تئاتر مستقل جوانان بدون چشم‌داشت با بازگشت مالی حمایت ... دیدن ادامه ›› می‌کنند.


به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست تخصصی «تئاتر و جوانان: بایدها و نبایدها» با سخنرانی علی‌اکبر علیزاد در پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات برگزار شد.
در ابتدای این نشست دکتر شکیبا با معرفی علیزاد به عنوان نویسنده، کارگردان تئاتر و عضو هیئت علمی دانشگاه هنر این نشست را سرآغازی بر دوره جدید نشست‌های آسیب‌شناسی تئاتر معرفی کرد.
علیزاد در ابتدای کلام با بیان آینکه در کشور درمورد تئاتر جوانان بحث نمی‌شودف دلیل آن را در موضوعیت نداشتن جوانان در سیاست‌های مسئولان کشور برشمرد و گفت: در ارتباطم با جوانان متوجه می‌شوم که دغدغه‌ای نسبت به تغییرات در این نسل از جانب مسئولان وجود ندارد و فکری در این باره نشده است.
وی با اشاره به گزارشی گفت: طبق این گزارش 90% بودجه آموزش و پرورش هزینه حقوق معلمان می‌شود و به احتمال زیاد بیشتر بودجه وزارت علوم نیز صرف حقوق اساتید می‌شود.. هیچ فکر بنیادی در مورد بلوغ جوانان و رویارویی آنان با واقعیات و معضلات جامعه وجود ندارد و قرار نیست جوانانمان را برای حضور در جامعه آماده کنیم.
کارگردان نمایش «اولئانا» با اشاره بر اینکه در حوزه تئاتر جوانان به هیچ عنوان کاری نشده است، بخشی از آن را مرتبط به نگرش دولت به تئاتر به عنوان یک شی تزینی دانست. وی با تصریح ارائه سوبسید در ده شصت به هنرمند، گفت: اکنون از هنرمند می‌خواهند از طریق تئاتر پول درآورد و هنرمند هم راهش را بلد شده است.
وی سپس با بررسی وضعیت خانواده در برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت جوانانشان، تئاتر را جزیی از آن انتخاب‌ها خواند که تصور از این انتخاب صرفاً در بازیگر شدن و ستاره شدن است. این مترجم تئاتر افزود: با این تصور فرزند درخواست می‌کند و خانواده می‌پذیرد و بعد از مدتی اگر مدرس خوبی در میان باشد، علاقه به تئاتر در جوان ادامه پیدا خواهد کرد. ممکن است در این مسیر با آرا جدید برخورد داشته باشد؛ ولی در نهایت با سوالی تکراری از جانب خانواده مواجه می‌شود؛ تئاتر به چه دردت می‌خورد و او نمی‌تواند پاسخی دهد.
علیزاد با تصریح این مساله که سالیان سال است متفکران تئاتر سعی بر پاسخ به این سوال دارند، گفت: جوان نمی‌تواند پاسخی دهد ولی چیزی در دورنش است که ناشی از تغییر ذهن است. تئاتر می‌تواند دهن آدم‌ها را تغییر دهد.
وی سپس بخشی از سخنانش را به معرفی نوئل گریگ و جشنواره Contact در منچستر اختصاص داد. علیزاد با توضیح شرایط جشنواره Contact همچون اختصاص به هنرمندان آماتور و در طیف سنی 15 تا 25 سال و بیان خاطره‌اش از حضور در این جشنواره، این حرکت را جنبشی صحیح در حوزه تئاتر جوانان خواند. وی تمرکز کارش بر جوانان را نتیجه شرکت در این جشنواره دانست و گفت: در ارسباران کارم را شروع کردم. با آنکه جوانان برای بازیگر شدن می‌آمدند؛ اما سعی کردم ذهنشان را درگیر مسائل مختلفی کنم با این رویکرد که چطور با هم رودررو شویم.
وی با مطرح کردن این سوال که جوانان چطور به بلوغ می‌رسند، از بلوغ مجازی سخن گفت و تصریح کرد خانواده‌های به جوانان اجازه بلوغ نمی‌دهند و سن بلوغشان تا سی سالگی به تاخیر می‌افتد و فرزند به جای آنکه قبل از دانشگاه به بلوغ برسد، در دوران دانشجویی تازه در حال تجربه کردن بلوغ است. وی افزود: خانواده فکر می‌کند جوان نباید به معضلات اجتماعی درگیر شود و از سوی او را ول می‌کنند. رفتار خانواده با افراط و تفریط همراه است. یا جوان را زندانی می‌کنند یا ولش می‌کنند. اگر به فرزندش در کلاس تئاتر آموزش داده شود و بطور جدی با مسائل روبرو شود، درمورد معضلاتی همچون غذا، محیط‌زیست، تابوها و ... آشنا می‌شود. لذا خانواده فرصت گفتن و آموزش دادن ندارد و همه چیز را مصروف به قبول شدن در کنکور می‌دانند و تمام هزینه زندگیشان را صرف این مهم می‌کنند. دولت هم هیچ کاری نمی‌کنند. نه سرمایه‌گذاری دارد و نه برنامه‌ای دارد. حتی مکانی با عنوان مرکز هنری جوانان یا مرکزی تحت نام جوان وجود ندارد. دولت همه چیز را به خانواده سپرده و خانواده هم تواناییش را ندارد؛ لذا فرزند رها شده و رشد نمی‌کند.
علیزاد با مطرح کردن این سوال که تئاتر چه می‌تواند بکند، پاسخ داد: تئاتر می‌تواند به جوان کمک کند که تغییر کند.
وی با اشاره به آرای هاوارد گاردنر و کتاب تغییر ذهن، ذهن فرد 15 تا 25 ساله را ذهنی پلاستیکی خواند و تصریح کرد حکومت‌ها از این خاصیت سوءاستفاده می‌کنند و برای مثال نازی‌ها از این ذهنیت در آموزش کشتن به جوانان بهره بردند و یک ایدوئولوژی خاص در ذهن جوان نهادینه شد. وی افزود: اگر کسی بخواد در جامعه تغییری ایجاد کند باید روی این مساله سرمایه‌گذاری کند و تئاتر فضایی است برای این کارد. ما می‌توانیم با تئاتر روی این بازه سنی تمرکز کنیم و آموزش دهیم. اگر قرار باشد ذهن جوانان را تغییر دهیم و با مشکلات عینی مواجهش کنیم باید روی این مساله تمرکز کنیم. شخصاً این فکر را دارم که چطور می‌شود مرکزی را تاسیس کرد که جوانان بدون دغدغه در آنجا آموزش ببینند، افکارشان را بنویسند و کارگردانی کنند.
این استاد دانشگاه با اشاره به فرهنگسراها، ساختار آنها را نادرست معرفی کرد و از برگزاری سخنرانی‌های بیهوده و کلاس‌های تفننی گلایه کرد. سپس نسبت به رویه غیراستاندارد دانشگاه هنر در جذب 180 دانشجوی تئاتر اعتراض کرد و گفت: عملاً دانشگاه هنر تبدیل به یک دبیرستان شده است و تفکر پشت آن صرفاً مشغول نگه داشتن جوانان است وی سپس افزود: باو جود سالن‌های اندک و صفی از افراد در انتظار که به جوان اجازه کار نمی‌دهند، جوان سرخورده می‌شود و باز از خودش می‌پرسد که تئاتر به چه دردم می‌خورد. ما می‌دانیم که برای مثال دانشجوی اقتصاد کجا می‌رود؛ ولی نمی‌دانیم دانشجوی تئاتر کجا می‌رود. بخش اعظمی به خارج از کشور می‌روند که آینده بهتری نسبت به حضور در ایران ندارند. دولت هیچ برنامه‌ای برای حضور جوانان در آموزش برای مثال در مدارس ندارد.
مترجم نمایشنامه «در انتظار گودو» با تاکید بر اینکه جوان جایی ندارد بخندد یا از سر خشم فریاد بزند، تئاتر را فضای مناسبی برای این مهم دانست و گفت: کاش جایی بود که به عنوان مرکز تئاتر جوانان وجود می‌داشت که جوانان فقط برای خودشان کار کنند. در این چند سال متوجه شدم که تئاتر چقدر می‌تواند جوان را تغییر کند و تابوهای ذهنی او را بشکند. در کلاس تئاتر جوان می‌تواند طرح سوال کند و از هم نوع خود کمک بگیرد.
علیزاد با اذعان بر اینکه جامعه از هنر و هنرمند می‌هراسد، از شیوه سخن گفتن سیاستمداران و معرفی هنرمند با الفاظی چون چه دنیای کودکانه‌ای یا چه تکفر شیرینی و یا عجب فانتزی، انتقاد کرد و آن را نمایانگر جدی نگرفتن هنرمند خواند. وی در ادامه افزود: در موضوعی مانند ایدز میزان مشارکت هنرمندان در برخورد با آن فراتر از دانشمندان بوده است. در غرب به این نتیحه رسیده‌اند که در یک نشست محیط‌زیستی از چند هنرمند دعوت شود چرا که برنامه دارد، می‌تواند فیلم بساز و با کار فرهنگی آگاهی ایجاد کند. ترس از هنرمند نشانگر آن است که نمی‌خواهند هنرمند وارد مسائل جدی اجتماع شود. چرا از هنرمند درمورد مشکلات کمک گرفته نمی‌شود؟ چرا هنرمند را به مدارس نمی‌فرستند؟
وی با اشاره به اینکه جامعه ایران به شکل وسیعی درگیر تغییرات است و جوان در آن نمی‌تواند پاسخ سوالاتی چون بلوغ چیست را بیابد، در کنار بی‌برنامگی دولت در پاسخ دادن به این سوالات، تئاتر را فضایی مناسب برای یافتن پاسخ ورای رادیکالیسم خواند. وی افزود: اگر در خوزه تئاتر جوان سرمایه‌گذاری شود، نه به امید تبدیل شدن به هنرمندی بزرگ؛ بلکه برای بزرگ شدن می‌توان به این تغییرات امید داشت.
کارگردان «خانه برناردا آلبا» مدارس و دانشگاه‌ها را فاقد برنامه‌ای در جهت رشد جوانان دانست و از دولت خواست به جای ترس از تئاتر، تاسیس مراکزی برای جوانان در جهت تنویر سوالات آن تشویق کرد.
وی در انتها گفت: در ایران 90 درصد سالن‌های در جهت تئاتر تجاری است؛ در حالی که در غرب تنها بخشی از تئاتر تجاری است. در انگلستان نهادهایی وجود دارند که از تئاتر مستقل جوانان حمایت می‌کند و بدون چشمداشت با بازگشت مالی. آموزشگاه‌ها تصور بدی از تئاتر را برای جوانان خق می‌کنند که در راستای همان تئاتر تجاری است تنهای جای باقیمانده فرهنگسراها می‌باشند که خودشان هم سیاستگذاری فرهنگی ندارند و برنامه‌هایشان مقطعی است. در جهانی که در حال تنها شدنیم تنها هنری که می‌تواند گروه بودن را به واقعیت تبدیل کند تئاتر است.
چقدر خوندن این مطلب چسبید بهم (اگرچه تلخیِ واقعیت همراهش بود) و ممنونم ازت احسان خان بابت به اشتراک گذاشتنش.
چقدر خوبه که فردی مثل علیزاد داریم تو تئاترمون و بی شک از بهترین اساتید و مربی های تئاترمونه این آدم.
۰۶ تیر ۱۳۹۴
چه قدر نازنینه این علیزاد، بسیار مشتاق دیدارشون شدم، خدا امثال ایشون رو زیاد کنه.
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دوستان عزیز از ابتدای اجراهای نمایش اولئانا، گروه نمایش تخفیفی رو برای دانشجویان در نظر گرفته و در خبرهای مربوط به این نمایش ذکر شده که خواستم به اطلاعتون برسونم:

"کلیه دانشجویان عزیز در تمام طول مدت اجراها (حتی ایام آخر هفته) می‌توانند با مراجعه حضوری به گیشه مجموعه ایرانشهر و ارائه کارت دانشجویی از تخفیف 40 درصدی این نمایش استفاده کنند."

این اثر یکی از مطرح‌ترین نمایشنامه‌‌های دیوید ممت است که بیش از هر چیز به دلیل مایه‌های سیاسی و پرداختن به مسایلی نظیر قدرت، فمنیسم، حقانیت سیاسی و آموزش آکادمیک مشهور است.
ساعتش دیره حمید :-(
۰۶ تیر ۱۳۹۴
خواهش می کنم، لطف داری
حتماً بیشتر میام
۰۶ تیر ۱۳۹۴
واقعن؟؟؟؟ تخفیف دانشجویی داره هرروز؟؟ مرسی ازین اطلاع رسانی مفید
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
مرد در برزخی
میان اندیشه ها و شعارهایش، تمایلات و هوسهایش و مسئولیت ها و نگرانی هایش
و
زن با معجونی
از منفعت طلبی شخصی و گروهی و حسی بین انتقام و حق خواهی
مختصر و مفید :)
جناب الهی ایجاز را به کمال رساندید
من هرچه کردم نتوانستم همین دوخط شمارا درکمتر از 60خط بنویسم :)
۰۷ تیر ۱۳۹۴
سر کار خانم ثانی
سپاسگزار مهر شما
۰۷ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
"اولئانا" تابلوئی ست که شما ممکن است پس از تماشای آن به نوعی احساس "تنفر" برسید. گفتم تابلو، شاید هم آیینه...
بعضی نمایشها بطور عمدی نمایش "حال خوب کن" نیستند، اصولا خلق شده اند تا حال مخاطب را بد کنند، خلق شده اند تا تکان بدهند و فکر را دچار کشمکش کنند. اولئانا پاسخ همه پرسشها را روی صورت شما پرتاب نمیکند و اجازه میدهد در راه برگشت به خانه و سر میز شام و موقع خواب و صبح فردا و بعدها مدام به چرائی و چگونگی این ماجرا فکر کنید.
میخواهم بگویم که اولئانا را دوست داشتم. به قول آرش دادگر اینکه تماشاچی از سالن بیرون بیاد و فقط بگه واووو دیدی فلانی عجب بازی ای کرد؟ این به چه دردی میخوره؟؟؟

به دوستانی که به رو به رو شدن با حقایق تلخ و سیاه علاقمندند و از ندیدن "هپی اندینگ" دلخور نمیشوند، تماشای این نمایش رو پیشنهاد میکنم.
چقدر عالی بود این نمایش :) و چقدر متفاوت و جنجالیه متن دیوید ممت.. و اینکه این شهامت رو داره که بر خلاف جریان روز یعنی فمنیسم نوشته.. کار گروه اجرایی هم فوق العاده بود.. من که دوس داشتم ولی خب.. به قول یکی از دوستان، اگه کسی صرفا واسه لذت بردن میاد تئاتر این نمایش رو پیشنهاد نمی کنم بهش :)))
البته خود ممت ضد فمنیستی بودن متنش رو رد کرده و گفته داستان فراتر از این حرفاست و معتقده یه تراژدی در مورد روابط انسانی نوشته.
۰۵ تیر ۱۳۹۴
ابرشیر عزیز.. ممنونم که دغدغه مند پیگیر هستید

شاید ما حرف همدیگر را خوب درک نمی کنیم و خب این به دلیل دیدگاه های متفاوت ما می باشد و به نظر من کاملاً طبیعی است:)
دیشب که من این نمایش را دیدم برای خودم هم جالب بود که ممت سالها پیش این متن را نوشته، اما در شرایط فعلی قوانین حقوقی جامعه ی آمریکا مصداق پیدا کرده است. برای روشن شدن مقصودم دو لینک برایتان گذاشته ام. مطالعه ی متن زمانبر است اما مشاهده ی ویدیو بحث من را آسانتر روشن ... دیدن ادامه ›› می کند:
http://www.wsj.com/articles/SB10001424053111903596904576516232905230642

https://www.youtube.com/watch?v=gfc3XIZ4Fo8
و کلاً مربوط به قانون دولت اوباما می باشد که به در آن ادعای تجاوز جنسی دانشجوی دختر بدون ارائه ی مدرک و شاهد پذیرفته شود. البته مطمئن هستم که شما اعتراض خواهید کرد که ممت در سال 90 این متن را نوشته و این قانون مربوط به 2011 می باشد. بله، اما همانطور که در مورد خیلی از نویسنده ها پیش می آید، این متن در زمانی که من زندگی می کنم مصداق پیدا کرده و بعضی نوشته ها را نمی شود به یک مورد خاص قضایی محدود کرد و گاهی قدرت پیش بینی مسائل فراتر از زمان خود را دارند...ضمن اینکه همانطور که خودتان گفتید موضوع شکایت های ساختگی از آن زمان نیز مطرح بوده است..
این را هم باید بگویم که موضوع امنیت دختران در دانشگاه ها، همانقدر که دغدغه ی شماست، برای من نیز مهم است و خانواده ی من هم در همین دانشگاه ها درس خوانده اند و می خوانند.. اما موضوع نحوه ی برقراری این عدالت است که چالش برانگیز شده است. همانطور که در کامنت قبلی گفتم، ممت نظام برقراری قدرت حقوقی بیشتر برای زن در مقابل قدرت فیزیکی بیشتر مرد در غرب را ناکارآمد نشان می دهد.. یعنی نظامی که در زمانی که من زندگی می کنم در بسیاری از دانشگاه ها در آمریکا برقرار شده است. در طول نمایش، در پرده ی اول استاد با اتکا به قدرت بیشتر خود رفتاری غیر اخلاقی با دانشجو می کند، در پرده ی دوم به بعد دانشجو با حقوق برتر خود زندگی استاد را تباه می کند، استاد را متهم به تجاوز جنسی می کند، و آن را اهرمی برای اعمال قدرت در انتخاب فهرست کتب درسی دانشگاه قرار می دهد و نهایتاً میخواهد در زندگی شخصی استاد نیز اعمال قدرت نماید و در انتها استاد مجدداً به قدرت فیزیکی برتر خود متوسل شده و دانشجو را مورد ضرب و شتم قرار می دهد.. این یک جدال غیر انسانی است که هرگز عدالت در آن هرگز اجرا نشده و نمی شود...
همچنان بر سر حرف خود هستم، و دوست ندارم و نمی توانم متن دیود ممت را صرفا یک بیانیه و جهت گیری سیاسی بدانم و همچنان فکر می کنم نوشته ای انسانی با محویت خشونت انسانها و کینه توزی علیه یکدیگر است...
بهرحال هر کسی دیدگاهی دارد و من نیز دیدگاه خودم را ابراز نمودم :)
پیروز باشید
۰۵ تیر ۱۳۹۴
جناب حریفی گرانقدر از صبوری و زمانی که برای پاسخ دادن گذاشتین ممنونم....درست می فرمایید تفاوت دیدگاه باعث تفاوت در برداشت ما از نمایش ممت هم هست به طوریکه لزوما هدف و منظور خود ممت را دلالت نکنیم ....خوبی این تیپ نمایشنامه ها تفسیرپذیری بالا و فراهم اوردن چالش های عمیق در جوامع است......بحث کلی من مربوط به دوره خاص زمانی نیست..من تحول شخصیتی دختر دانشجو را نه در کسب جایگاه قدرت که در آگاه شدن او می دانم مبارزه با اعمال قدرت مردانه که مشخص ترین مظهر آن تمطع جنسی و آزار است.. حمایت قانونی تنها یک بخش کوچک از کلیت مساله است....اگرچه با شما موافقم که در برخی از موارد قانونی امکان سواستفاده ای هایی را برای هر جنسیتی فراهم می کند ..اما این نافی وضعیت آسیب پذیر زنان از اعمال قدرت به شیوه های مختلف از جمله آزار جنسی نیست.....در آخر نمایش با درخواست حذف کتاب استاد به نظرم کمک به حذف تزویر می کند استادی که چیزی نوشته است که مطلقا بهش اعتقادی ندارد.....
باز هم ممنون از شما که فرصت تامل بیشتر را فراهم کردید. سلامت باشید.
۰۵ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
«اولئانا» چالش قدرت بین زن و مرد است/ متنی فریبنده


علی اکبر علیزاد مترجم و کارگردان تئاتر عنوان کرد نمایش «اولئانا» جنگ قدرت بین زن و مرد را به چالش می کشد و هر مخاطب ممکن است تفسیر متفاوتی از اثر داشته باشد.
علی اکبر علیزاد مترجم و کارگردان تئاتر درباره اجرای نمایش «اولئانا» به خبرنگار مهر گفت: نمایش «اولئانا» نوشته دیوید ممت است که اجرای رسمی خود را از اول تیرماه در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر آغاز می کند. این اثر نمایشی نزدیک به ۹ سال قبل در سالن کوچک مجموعه تئاتر شهر به صحنه رفت اما اجرای مجدد نمایش تغییراتی نسبت به سال ۸۵ داشته است.

وی ادامه داد: دو بازیگر نمایش نسبت به اجرای قبل تغییر کرده اند. در این اجرا علیرضا کی منش و کتایون سالکی به ایفای نقش می پردازند. در نمایش «اولئانا» صحنه ... دیدن ادامه ›› دو سویه است و تماشاگران در دو طرف سالن مستقر هستند. طول صحنه نیز با توجه به اقتضای قصه به صورت غیرعادی زیاد شده است. همچنین نسبت به اجرای قبلی دیدگاه و تحلیل من نیز نسبت به اثر تغییر کرده و در کل شاهد اجرای متفاوتی از گذشته خواهیم بود.

این کارگردان تئاتر درباره اهمیت نمایشنامه «اولئانا» در دنیای درام عنوان کرد: این نمایشنامه از جمله متون مهم دنیای نمایش است که تفاسیر و معناهای متفاوتی را در پی داشته است. حتی هر تماشاگر این نمایش می تواند تفسیری متفاوت نسبت به یک مخاطب دیگر در ذهن داشته باشد. این نمایش مخاطب را درگیر این مساله می کند که چطور درباره کاراکترها قضاوت کند چون متن درباره آنها قضاوت نمی کند.

این مترجم تئاتر یادآور شد: در نمایش مدام کفه ترازو به نفع یکی از شخصیت‌ها بالا و پایین می شود و هر تماشاگر نیز بستگی به سن و سال و موقعیت اجتماعی که دارد درباره شخصیت ها قضاوت می کند. این نمایش در ظاهر درباره چالش بین یک استاد و شاگرد است اما در بطن داستان مباحث مهم اجتماعی و روابط داستانی را به چالش می کشد. «اولئانا» در حقیقت نبرد قدرت بین زن و مرد است.

علیزاد درباره دیگر ویزگی های این نمایشنامه بیان کرد: مارک فورتیه یکی از نویسندگان تئاتری معتقد است نمایشنامه «اولئانا» یکی از معدود متن هایی است که تماشاگر نمی تواند به راحتی درباره کاراکترهای آن قضاوت کند و همین امر باعث گیج شدن آنها می شود. هارولد پینتر نیز این متن را یکی از فریبنده ترین متون نمایشی می داند چون این اثر درباره زن و مردی است که حاضر نیستند یکدیگر را بفهمند و هرکدام به نوعی می خواهند روی یکدیگر اعمال قدرت کنند.

وی در پایان صحبت هایش ابراز کرد: این نمایشنامه شباهت هایی به دو نمایشنامه «تعلیم ریتا» ویلی راسل و «درس» اوژن یونسکو نیز دارد. نهایتا امیدوارم این اثر نمایشی بتواند با مخاطبان ارتباط خوبی برقرار کند.
مرسی از مطلب خوب و اطلاع رسانتون جناب خورشیدی عزیز از دیدار مجددتان بسیار خوشحال شدم .
۰۵ تیر ۱۳۹۴
هارولد پینتر نیز این متن را یکی از فریبنده ترین متون نمایشی می داند چون این اثر درباره زن و مردی است که حاضر نیستند یکدیگر را بفهمند و هرکدام به نوعی می خواهند روی یکدیگر اعمال قدرت کنند.

این خیلی جمله ی مهمیه در مورد این نمایش.
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
دقیقاً همینطوره دوست عزیز
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید