تیوال تئاتر
T1 : 01:22:00
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
خبر
درباره نمایش مهاجران
این درد مشترک
» یادداشتی برای اجرای نمایش مهاجران
... دیدن متن »

مروژک مهاجران را در سال ١٩٧٤ در حالى نوشت که در تبعیدى خودخواسته در فرانسه زندگى مى‌کرد. نمایشى که پس از چهار دهه، همچنان به روز است و در طول این سال‌ها بارها بر صحنه‌های مختلف جهان اجرا شده است. مهاجران در نگاه اول نمایشى سیاسى است. شخصیت‌هاى این نمایش یکى کارگرى است که به امید یافتن کار مهاجرت کرده است تا پولى پس‌انداز کند، به کشورش بازگردد و خانه‌اى بسازد؛ و دیگرى روشنفکرى که به دلایل سیاسى مجبور به مهاجرت شده است. این دو از یکى از کشورهاى اروپاى شرقى در دوران جنگ سرد مهاجرت کرده و در یکى از شهرهاى بزرگ اروپاى غربى ساکن شده‌اند. شخصیت‌هاى نمایش نام ندارند و گویى هر یک نمادى از افرادى هستند که در آن دوران براى مروژک بسیار آشنا بوده‌اند: مردمى که در شرایط بد اقتصادى به اشکال مختلف از جمله مهاجرت چاره‌جویى مى‌کنند و روشنفکرانى که سرکوب مى‌شوند و یکى پس از دیگرى فضاى بسته و خفقان آور کشور خود را ترک مى‌کنند. این آشنایى تا حدى است که مى‌توان گفت مروژک خود را در روشنفکر نمایشنامه‌اش به تصویر کشیده است. نمایش برشى است از زندگى طاقت فرساى این دو شخصیت به ظاهر متضاد در زیرزمینى نمور و به قول روشنفکر «لونه موش کثافتى که بدتر از اون نمى‌شه تو این شهر پیدا کرد». روشنفکر کلافه است، آرام و قرار ندارد. از سویى رفتارهاى کارگر آزارش مى‌دهد و موجب مى‌شود تا مدام به تحقیر و تمسخر او بپردازد و از سوى دیگر سرخوردگى فروخورده‌ى خود را که ناشى از گذشته‌ى تلخ و شرایط ناگوار فعلى‌اش است و ارتباط چندانى به کارگر ندارد بر سر او خالى مى‌کند. اما کارگر منطق ساده اى براى زندگى دارد. سخت کار مى کند تا هر چه بیشتر پس انداز کند و بتواند هر چه زودتر به کشورش بازگشته و خانه‌ی رویاهایش را بنا کند. از زندگی خود در این زیرزمین جهنمی راضی است و شکایتی ندارد و نسبت به رنج و بی‌قراری روشنفکر بی‌تفاوت است. تنها یک چیز است که کارگر را پیش می‌برد و آن رویای بازگشت است. گویی این رویا پرده‌ای در پیش چشمانش گذاشته که از پس آن واقعیت زندگی را نمی‌بیند، یا ترجیح می‌دهد که واقعیت را نادیده بگیرد و با رویاهایش خوش باشد. رویاهایی که نه تنها چشم‌انداز او از آینده را می‌سازد، بلکه تصویر زندگی روزمره‌ی ناگوار او را نیز تغییر داده و آن را برایش خوشایند می‌کند؛ همانطور که روشنفکر هم اشاره می‌کند:«ما ملت همیشه همین‌طوریم، روی واقعیت سرپوش می‌گذاریم و رویاهامون رو به جاش قالب می‌کنیم…» چنین رویکردى روشنفکر را مى آزارد و گویى وظیفه ى خود مى داند که کارگر را «ارشاد» و «اصلاح» کند. با تمام اینها روشنفکر همچنان به زندگى با کارگر ادامه مى‌دهد و کارگر نیز از سوى دیگر تلخی و تندى روشنفکر را تاب مى‌آورد، چرا که ظاهراً هر دو به هم نیاز دارند: روشنفکر براى پروژه‌اى که مشغول به کار بر روى آن است، بر روى کارگر مطالعه مى‌کند‌ و کارگر نیز از رفاه نسبى روشنفکر بهره مى‌جوید. روشنفکر طبق گفته هاى خودش از اقشار بالادست بوده و در کشورش از رفاهى نسبى برخوردار بوده است. او به دنبال آزادى‌اى که در کشورش از آن محروم بود، جلاى وطن کرده و تن به زندگى در این زیرزمین خفت‌بار داده است. بارها قصد ترک این زیرزمین را کرده اما هیچ گاه قصدش را عملى نکرده است. گویى رنجى خودخواسته را بر خود هموار مى کند تا بهایى براى این  آزادى بپردازد، آزادىِ محصور در چهاردیوارى زیرزمین. براى کارگر که تمام هدفش دستیابى به زندگى بهتر است قابل درک نیست که چرا آن زندگى را رها کرده و به اینجا آمده است.    نوع نگاه کارگر به زندگى، لایه‌اى زیرین در نمایش را آشکار مى‌کند. کارگر بر خلاف روشنفکر، برآمده از اقشار فرودست اجتماع است و آرزوهایش یادآور الگوی زندگی در کشورهای سرمایه‌داری و رویایی است که این نظام در سر مردم می‌پروراند. الگویى که مسئولیت رفاه اجتماعى را به گردن افراد مى‌اندازد و به جای برقراری و ترویج عدالت اجتماعی از سوی حکومت‌ها خودِ افراد را مسئول سعادت یا شقاوت‌شان مى‌داند؛ به عبارت دیگر همان بخش از «رویاى آمریکایى» که موفقیت را مدیون کار و تلاش سخت مى‌داند و نتیجه مى‌گیرد که اگر موفق نشده‌اى حتماً به قدر کافى تلاش نکرده‌اى. در بخشى از نمایش کارگر در گفتگویى اعتراف‌گونه مى‌گوید:«…وقتى من سخت کار کنم، خوب پول در مى‌آرم، وقتى هم که خوب پول دربیارم، مى‌تونم خودمو بکشم بالا، مگه نه؟ …ولى بعضى وقتا به خودم مى‌گم آخرش که چى؟» کارگر در این اعتراف هولناک به پوچی این رویاى شیرین، در واقع ناخواسته همان حرفى را مى‌زند که روشنفکر در تلاش بوده تا آن را به کارگر بفهماند. او تسلیم صحبت‌هاى روشنفکر مى‌شود:«…تو راست مى گفتى! من مثل یه سگ زندگى مى‌کنم، اما سگا بهتر از من زندگى مى‌کنن، دست‌کم لازم نیست اینطور جون بکنن… نه این زندگى نیست…» در نهایت کارگر در پى حملات تند و رگبارگونه‌ى روشنفکر که مى‌خواهد او را متوجه اسارتش در بند رویایى دست‌نیافتنى کند، تحت تأثیر این صحبت‌ها دست به عملى فراى انتظار روشنفکر مى‌زند: پلى که به سوى رویاهایش ساخته بود را خراب مى‌کند، پول‌هایش را پاره مى‌کند تا به روشنفکر ثابت کند که برده نیست و هیچ چیز نمى‌تواند جلودار بازگشت او به کشورش باشد و تمام معادلات روشنفکر را درباره‌ى او بر هم مى‌زند.     پس از این عمل انقلابی‌گونه‌ى کارگر، شاهد واکنش نسبتاً غیرمنتظره‌ى روشنفکر هستیم. او که خود را مسئول رهایى کارگر از بند اسارتش مى‌دانست و مدام او را موعظه مى‌کرد، بالاخره او را وادار به واکنش کرده بود، اما نه واکنشى که انتظار داشت. شاید بتوان گفت که روشنفکر انتظار هیچ تغییرى در رفتار او نداشته و یا متوجه تبعات صحبت‌هاى خود نبوده و نتیجه‌ى خاصى را پیش‌بینى نمى‌کرده است و ناگهان با نتیجه‌ى عملش روبرو مى‌شود. کارگر در تمام طول نمایش جسته و گریخته نشان داده که علیرغم اختلاف ظاهرى، در باطن حرف‌هاى روشنفکر را باور دارد و تأیید او به نوعى برایش مهم است. در صحنه‌ى ابتدایى نمایش وقتى روشنفکر داستان‌سرایى‌اش را درباره‌ى ایستگاه قطار و ملاقات نه چندان عاشقانه‌اش را بر هم مى زند، در پى توجیه بر مى‌آید:«من فقط مى خواستم یه کم بهم خوش بگذره!» در صحنه‌اى که مى‌خواهد کنسرو غذاى سگ را بخورد، دست به توجیه و دلیل تراشى مى‌زند تا تأیید روشنفکر را بگیرد. وقتى از گذشته اش حرف مى‌زند و فلسفه‌ى زندگى‌اش را برایمان روشن مى‌کند، مدام از روشنفکر تأیید مى‌خواهد. اما به نظر مى‌رسد روشنفکر تا پایان نمایش متوجه میزان تأثیر خود بر کارگر نمى‌شود و در واقع به مسئولیت خود و عواقب اعمالش آگاه نیست. در نهایت این کارگر است که از روشنفکر جواب مى‌خواهد و او را متوجه این مسئولیتش مى‌کند. با آلت قتاله او را تهدید مى‌کند:«…تقصیر تو بود… من فقط مى‌خواستم برگردم خونه…» و سپس قصد خودکشی می‌کند. به این ترتیب است که کارگر با تجربه‌ی عملی زندگی نادانسته پرسش‌هایی اساسی را برای روشنفکر مطرح می‌کند و بر خلاف انتظار، در واقع این کارگر است که روشنفکر را آگاه می‌سازد. خواست‌های این دو شخصیت در واقع هر یک تبدیل به نمادی از تلاش برای دستیابی به هدفی می‌شوند: کارگر برای عدالت اجتماعی و روشنفکر برای آزادی. داستان نمایش نیز تجلی پیوند ناگسستنی میان این دو می‌‌شود؛ کارگر پس از پاره کردن پول‌هایش به خود می‌آید و مانند همیشه که برای یافتن پاسخ و گرفتن تایید چشم به روشنفکر دوخته است، از او می‌پرسد:«حالا من چی‌کار کنم؟» «هر کاری دلت می‌خواد. تو حالا یه آدم آزادی!» «ولی حالا دیگه نمی‌تونم برگردم خونه.» در نهایت این صحبت‌ها و وقایع پس از آن منجر به دست یافتن روشنفکر به شهودی می‌شود که موجب می‌شود تا با کارگر همصدا شود:«تو خودت میبینی که خانوادت چقدر خوشحال می‌شن. اونا منتظرت هستن. چشم به راهتن. فکر کن. چه جشنی به پا میشه… فکر کن به اون همه سوغاتی‌های قشنگ… تو هر چی دلت بخواد میتونی بخری. چندتا چمدون پُرِپر. فکرشو بکن… بعدش یه خونه می‌سازی. یه خونه‌ی قشنگ. با نمای سنگی. با یه عالمه مگس که توش برات وزوز کنن…کار، نون می‌آره. و قانون، آزادی. چون آزادی یعنی قانون، و قانون، آزادی.»  و سپس اعترافی تکان دهنده:«مگه ما همه‌مون همینو نمی‌خوایم؟ مگه هدف هممون همین نیست؟ پس اگه همه‌ی ما یه هدف واحد داریم، همه‌مونم یه چیزو می‌خوایم، چی می‌تونه مانع ما بشه که یه جامعه‌ی خوب و سالم بسازیم؟» و در نهایت دست به ساختن رویایی دوباره برای کارگر می‌زند:«تو برمی‌گردی به مملکتت، و دیگه هیچ وقت هم برده نمی‌شی. نه تو، و نه بچه‌هات.» در واقع روشنفکر اعتراف می‌کند که آزادی بدون عدالت اجتماعی معنایی ندارد؛ که این‌ها مانند دو بال پرنده هستند که هیچ یک بدون دیگری کارکرد ندارد. نهایتاً این عدالت اجتماعی است که نقطه‌ی مشترک این دو قرار می‌گیرد.    علاوه بر این دو لایه، بعدى انسانى نیز در این نمایش نهفته است که در ارتباط میان این دو آشکار مى‌شود. این بعد انسانی در متن نمایش مروژک در پس وجهه‌ی سیاسی آن پنهان شده و مجال کمتری برای عرضه پیدا می‌کند. اما واقعیت این است که این بعد اساس رابطه‌ى این دو را شکل مى‌دهد و پیوند اولیه‌ى این دو از آن نشأت مى‌گیرد. آنچه این دو شخصیت را علیرغم اختلافات‌شان در کنار هم نگاه مى‌دارد، نه نیاز مادى، بلکه نیاز به ارتباط ساده‌ى انسانى است. این دو تنها همدم یکدیگرند، چرا که کارگر زبان کشورى که در آن زندگى مى‌کنند را نمى‌داند و روشنفکر هم که زبان مى داند، به ندرت از خانه خارج مى‌شود کارگر به اقتضاى شرایط زندگى گذشته و محرومیتى که تجربه کرده است، ناخواسته نسبت به روشنفکر آگاهى کمتر و بى‌تفاوتى بیشترى به این نیاز از خود نشان مى‌دهد. چرا که محرومیت نوعى سنگدلى با خود به همراه می‌آورد که در رفتارهاى کارگر به خوبى مشهود است: با بى تفاوتى خاصى از پدرش مى‌گوید که شبى در خیابان مست افتاده و تا صبح از سرما تلف شده است. اما این نیاز هر جا که مجالى بیاید، به خوبى خود را نشان می‌دهد. برجسته‌ترین این لحظات را در صحنه‌اى مى‌توان یافت که با هم مشغول خوردن و نوشیدن هستند. در این لحظات، گویى ناگهان ارتباط انسانى میان این دو برقرار مى‌شود، کارگر شروع به پرسش از گذشته‌ى روشنفکر مى‌کند و سپس از خانواده، گذشته و آرزوهاى خود مى گوید. اینجاست که با شنیدن سختى‌هاى گذشته و سقف کوتاه آرزوهاى آینده‌اش، متوجه عمق رنج زندگى او مى‌شویم.    روشنفکر اما علیرغم خودبرتربینى نسبت به کارگر که به کرات نیز آن را نشان مى‌دهد، از سوى دیگر همدلى بیشترى نیز به او از خود بروز مى‌دهد. پس از کشمکش و بحث بر سر کنسرو غذاى سگ، در نهایت اجازه نمى‌دهد که کارگر آن را بخورد و غذاى خود را در اختیارش مى‌گذارد و در جایى دیگر براى سر حال آوردن کارگر ضیافت کوچکى ترتیب مى‌دهد. اما تا پایان نمایش، همواره خودبرتربینى و نگاه از بالاى او و نیز بى‌تفاوتى ظاهرى کارگر، موجب مى‌شود که این ارتباط پرفراز و نشیب باشد. همین روند در پایان منجر به شکستن تصویر برتر روشنفکر از خود مى‌شود و به نوعى شاهد یکى شدن این دو هستیم.نمایش مهاجران از سال ٢٠٠٨ به صورت اقتباسى از این اثر در رپرتوار گروه تئاتر اگزیت قرار گرفته و در کشورهاى آلمان، نروژ و ایران به روى صحنه رفته است و به نوعى چه از نظر دیدگاه اجتماعى و چه از نگاه هنرى تبدیل به یکى از شاخص‌هاى اجرایى گروه تئاتر اگزیت شده است.اولین تفاوتى که در این برداشت جلب توجه مى‌کند، تبدیل شخصیت‌هاى مرد به دو شخصیت زن است: یکى روشنفکر و دیگرى کارگر، هر دو کمابیش با همان خصوصیات. چهارچوب کلى نمایش نیز دست نخورده باقى مانده است اما بسیارى از جزئیات تغییر کرده‌اند. روشنفکر یک عکاس و روزنامه نگار است که در طول نمایش او را مشغول کار بر روى عکس‌هایش و یادداشت‌بردارى از روى آنها مى‌بینیم، عکس‌هایى که پیش از مهاجرت، از یورش نظامى به کشورش و مقاومت مردم گرفته است. اما کارگر در این برداشت، تفاوتى غیرمنتظره دارد. او یک کارگر جنسى است که هر روز خود را مى‌آراید و براى یافتن مشترى به اماکن عمومى مى‌رود و به تن فروشى مى‌پردازد.     کارگر در ابتداى نمایش با لباس هایى براق و آرایشى غلیظ وارد صحنه مى‌شود و به مرور که لباس‌هایش را عوض مى‌کند، آرایشش را پاک مى‌کند و هم‌زمان براى روشنفکر پرچانگى مى‌کند، شاهد این هستیم که لایه لایه نقاب‌هایش را از روى خود مى‌زداید و به همراه آن قبح و انزجارى که از نگاه عموم نسبت به این زنان وجود دارد و مانع از برخوردى انسانى با آنها مى‌شود نیز کنار رفته و فراموش مى‌شود. او در نهایت ما را با تصویرى کمیاب از خود و امثالش روبرو مى کند: یک زن ساده‌ى روستایى، فردى عادى مانند بقیه، با تمام خوب و بدهایش. مانند کودکى مشتاق، پشت میز مى‌نشیند و با قیچى، آرزوهایش را از میان صفحات مجلات رنگارنگ مى‌برد تا به دیوار بالاى سرش بچسباند. گویى با این تصاویر سایبانى براى خود مى‌سازد که او را از گزند وضعیت ناگوار فعلى‌اش حفظ مى‌کند. روشنفکر نیز دیگر تنها یک موعظه‌گر عبوس و متکبر نیست. در این برداشت شاهد جزئیات بیشترى از زندگى حال و گذشته‌ى او هستیم. عکس‌ها خود به تنهایى روایتگر حوادثى هستند که روشنفکر را به اینجا کشانده‌اند. او را در برزخى خودخواسته مى‌بینیم که نه امکان ترک آن را دارد و نه یاراى تحملش را.  نکته‌ى دیگرى که در این برداشت خودنمایى مى‌کند، کنار رفتن شعارهاى سیاسى است که در متن اصلى در میان صحبت‌ها و موعظه‌گرى‌هاى روشنفکر براى کارگر به وفور یافت مى‌شد. در عوض بعد انسانى و اجتماعى در این برداشت بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. جرقه‌هایى که در متن اصلى دیده مى‌شد، پررنگ و برجسته شده است و دیگر مهاجران یک مانیفست سیاسى نیست. دو شخصیت نمایش پیش از آنکه نمادى سیاسى باشند، نمادهایى انسانى و اجتماعى هستند. دو انسان تنها، درمانده و رنج کشیده، در کشمکش و تلاطمى دائمى با یکدیگر.درونمایه‌ی اصلى متن مروژک همچنان موضوعى به روز است اما تغییرات ایجاد شده در این برداشت، آن را از فضاى جنگ سرد خارج کرده و تبدیل به نمایشى کرده است که فارغ از زمان و مکان، براى مخاطب ملموس است. کارگر و روشنفکر مدام با هم جدل مى‌کنند، بحث مى‌کنند، کار بالا مى‌گیرد و درست در زمانى که همه چیز مى‌خواهد از هم بپاشد، باز به حال معمول باز مى‌گردد. جدل‌ها در این برداشت کمابیش مانند متن اصلى است، اما در این برداشت در لحظاتى از نمایش هر کدام توجه یا محبتى به دیگرى نشان مى‌دهند که در متن اصلى اثر چندانى از آن دیده نمى‌شود. همین صحنه ها رنگ دیگرى به ارتباط این دو داده و عمق بیشترى به داستان بخشیده است. کارگر که زندگى اش با محرومیت عجین بوده است، در لحظاتى محبت روشنفکر برایش قابل هضم نیست و این تنها چیزی است که او را به اندوه افسردگى مى‌کشاند، نه زندگی سخت و ناگوارش. تاکید این برداشت بر اینگونه لحظات موجب شده تا فرازونشیب داستان نمایش شدت بیشترى به خود بگیرد.    علاوه بر تمام اینها، شیوه‌ى اجرایى آخرین تغییرات را در نمایش به وجود آورده است. بر روى صحنه هیچ المان واقعى از زیرزمین وجود ندارد، اما بر روى پرده‌ى انتهاى صحنه تصویر لوله اى متصل به یک شیر فلکه با اندازه‌اى اغراق شده به چشم مى‌خورد. صحنه‌ها با صداى سیفون طبقات بالایى از هم جدا مى‌شوند و صداى چکه آب و لوله‌ها در جاى جاى نمایش به گوش مى‌رسد. نمایش با پخش صحنه‌هایى بر روى پرده از بهار پراگ و اشغال این کشور در سال ۱۹۶۸ توسط نیروهاى پیمان ورشو آغاز مى‌شود. در قسمت‌هاى مختلف نمایش نیز بر روى پرده فلش‌بک‌هایى از زندگى روشنفکر و کارگر را مى‌بینیم که تصویرسازى متفاوتى را ارائه مى‌کند و در کنار بازى با نور موضعى، شبیه کات هاى سینمایى است.   مهاجران گروه تئاتر اگزیت در مجموع نگاهى متفاوت است به موضوعى همیشگى. این برداشت علیرغم نامش درباره ى مهاجرت نیست، بلکه در تلاش است محرومیتى را به تصویر بکشد که در غیاب آزادى و عدالت اجتماعى گریبانگیر افراد مى شود. محرومیتى که فارغ از زمان و مکان، همواره درد مشترک انسان‌هاست.

 به نقل از تأتر

پرند محمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» گفتگوی تیوال با داریوش مودبیان

گفتگوی تیوال با داریوش مودبیان / کارگردان.

گفتگو کننده: پرند محمدی

مهدی حسین مردی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از نمایش روز عقیم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری و مهدی حسین مردی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش اگه بمیری
» نمایش «اگه بمیری...» با استقبال تماشاگران ایرانشهر کار خود را آغاز کرد
... دیدن متن »

نمایش «اگه بمیری...» نوشته فلوریان زلر و به کارگردانی سمانه زندی نژاد از یک مرداد ماه در سالن ناظرزاده تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفت. نمایش «اگه بمیری...» نوشته فلوریان زلر، ترجمه ساناز فلاح فرد و به کارگردانی سمانه زندی نژاد و به تهیه کنندگی مهرداد بهاءالدینی اجرای خود را از شب گذشته ساعت ۲۱ در تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرد.در این نمایش رضا بهبودی، ستاره پسیانی، کاظم سیاحی و الهام کردا به ایفای نقش می پردازند. از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به روح اله زندی فرد مجری طرح، شیما میرحمیدی طراح صحنه و لباس، آنکیدو دارش طراح صدا، رضا خضرایی طراح نور، صادق زرجویان گرافیک، مهرداد متجلی ساخت تیزر و مهدی آشنا عکاس اشاره کرد. همچنین نوشین طهماسبی دستیار کارگردان و برنامه ریز، داود ونداده مدیر صحنه، راحیل مرشدی منشی صحنه، مهرشاد دهنو و علی نواییان دستیاران صحنه، گروه کارگردانی نمایش «اگه بمیری...» را تشکیل می دهند. لازم به ذکر است پیش فروش بلیت روزهای جدید این نمایش در سایت تیوال آغاز شده است.

امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش مستعد حادثه
براى زخم‌ هایی که هیچ‌کس نمی‌بیند
» یادداشت دانیال خجسته کارگردان نمایش« مستعد حادثه » منتشر شد
... دیدن متن »

درحالی‌که «مستعد حادثه» هفته دوم اجراى خود را در خانه هنرمندان آغاز می‌کند؛ دانیال خجسته، کارگردان این اثر یادداشتى را در اختیار ایران تئاتر قرارداد.  در متن این یادداشت چنین آمده است:  زخم‌هایی که نمی‌بینیم این نمایش را ساختم براى زخم‌هایی که هیچ‌کس نمی‌بیند. ما همه مستعد حادثه‌ایم، اگر زنده‌ایم. در جهانى که درد آمیخته با زندگی است اگر جمجمه مان ترک بردارد، چه باک! اگر معده مان را بیرون بیاوریم درحالی‌که کار با چاقویمان خوب نیست چه واهمه؛ همچنان خون بازى می‌کنیم، عاشق می‌شویم، ترکمان می‌کنند و هزار حکایت چشمان پراشک. زخم تن دیده می‌شود و آه سوزناک می‌طلبد؛ زخم روح چه؟ چه کسى مرهمى بر آن می‌گذارد؟ ارواح شرحه شرحه می‌بینم این روزها در خیابان‌های شهرم، ارواحى که یکدست ندارند، چشمشان سوخته، پاى رفتنشان بریده و داغ بر قفسه سینه‌ی پوکشان به شکل دسته‌گلی است . دسته‌گلی که هیچ‌گاه تقدیمشان نشد. کمدى سیاه ساختم - مانند همیشه - تا بخندند این ارواح مصدوم و بازیابند خودشان را در این آینه‌ی صحنه. آینه‌ای که همانندش بر صحنه حضور دارد و درخت زندگى که بر انتهاى صحنه دیوارکوب کردم و ریشه در آسمان دارد و عشق... عشق همیشه در مراجعه است. باشد که عشق خوبمان کند. من، دانیال خجسته، شمارا به عاشقانه خون پالایم دعوت می‌کنم.  نمایش «مستعد حادثه» بر اساس نمایشنامه «زخم‌های عمیق زمین‌بازی» نوشته راجیو جوزف به کارگردانی دانیال خجسته در تماشاخانه استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران، هر شب ساعت ٢١، به روى صحنه خواهد رفت. عوامل این نمایش عبارت‌اند از: ‏‎ ‎مترجم، طراح و کارگردان: دانیال خجسته، گروه کارگردانى: افسانه رضایى، پریسا صادقى، موسیقى: معین رضایى راد، طراح لباس: آیدا صادقى، طراح نور: مهدى پارسىی، طراح گریم: حدیثه جعفرى،‌ گرافیک: حامد حکیمى (استودیو مشق)، مدیر روابط عمومى: مریم شریعتى،‌ تبلیغات مجازى: گروه هنرى پژواک، عکاس: محیا على یارى، همکاران روابط عمومى: رومینا داورى. تهیه‌کننده: گروه هنرى پژواک منبع خبر: ایران تأتر

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از نمایش ناتمام
۲ روز پیش، یکشنبه
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» آغاز بلیت فروشى نمایش " تقدیم به ایتالو کالوینو "
... دیدن متن »

" تقدیم به ایتالو کالوینو " به نویسندگى و کارگردانى منصور صلواتى از ٨ مرداد در تماشاخانه مستقل تهران به روى صحنه مى رود . بازیگران این کمدى تراژدى عبارتند از فریبا خادمی، حمید رضا معدن کن ، مژگان حسین زاده ،فرزاد برهمن ، افشین غیاثی ، صاءم متانی ، پرستو قاءدرحمت ، هانیه مفلح ، کامیار خزایی  از دیگر عوامل مى توان به آمنه شیخ الاسلام دستیار کارگردان و برنامه ریز ؛ على شاه صفى طراح صحنه ؛ کمال کچوییان طراح پوستر ؛ ایلیا شمس تبلیغات مجازى ( تئاتر بازها ) ؛ سارا حدادی ( مشاور رسانه اى - مکث ) ؛ آناهیتا معصومى عکاس ؛ مانی پناه پور مدیر صحنه و رئوف جابرى ساخت تیزراشاره کرد.  نمایش " تقدیم به ایتالو کالوینو " به نویسندگى و کارگردانى منصور صلواتى به زودی در تئاتر مستقل تهران به روى صحنه مى رود.

۲ روز پیش، یکشنبه
azin.h این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش هدیه مرموز
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از نقاشی تئاتر تیستوی سبزانگشتی
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» نمایش آیینی «شور سما» از مازندران منتخب بخش خیابانی بیست وپنجمین جشنواره «سوره» درتهران
... دیدن متن »

نمایش آیینی «شور سما»  ازگروه تئاترآیینی فرهنگی «سیوتیکا» به کارگردانی امیرارسلان مهدوی وابسته به اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان مازندران منتخب بخش خیابانی  بیست وپنجمین جشنواره «سوره» درتهران شد.  در بخش تئاتر خیابانی بیست و پنجمین جشنواره تئاتر «سوره» بعد بازبینی بیش از ۴۰ نمایش خیابانی از تهران و شهرستان‌ها، از سوی هیات بازبینی تعداد ۱۳ اثر  برای حضور در این بخش معرفی شدند که نمایش آیینی «شور سما» ازگروه تئاترآیینی فرهنگی «سیوتیکا» به کارگردانی امیرارسلان مهدوی وابسته به اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان مازندران از جمله نمایش هایی بود که به این جشنواره راه پیدا کرد.  نمایش آیینی «شور سما»  به آیین ها ومراسم مازندرانی که در حال کم رنگ شدن هست می پردازد. این نمایش که برگزیده چهاردهمین جشنواره تیرنگ مازندران  در سال ۹۶ بود به بخش خیابانی جشنواره «سوره» راه یافت و پس از بازبینی توسط هیات بازبینی جز منتخبین این جشنواره در بخش خیابانی شد. در این نمایش امین رکنی، ابوالفضل هدایتی، امیر محمد ابراهیمی تلو باغی،امیرضا منتظر، هدیه اسدی نوری، ساناز محمودی،کوثر یوسفی  و مریم اسدی نوری به بازی می پردازند. دستیاری  کارگردانی این نمایش را حدیث غلامی به عهده دارد و حسین جهانی نسب و ارسلان مهدوی از نوازندگان بخش موسیقی هستند.  گفتنی است که بیست وپنجمین جشنواره «سوره» از ۱۵ تا۲۰ مردادماه ۹۶ درتهران برگزار خواهد شد.

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» آغاز اجرای «آبی ترین آسمان زمین» در پردیس تئاتر تهران
... دیدن متن »

نمایش «آبی ترین آسمان زمین» به نویسندگی و کارگردانی «محمد قاسمی» از روز یکشنبه اول مرداد در پردیس تئاتر تهران به روی صحنه می رود. به گزارش روابط عمومی پردیس تئاتر تهران، نمایش «آبی ترین آسمان زمین» به نویسندگی و کارگردانی «محمد قاسمی» از روز یکشنبه اول مرداد در ساعت ۱۹:۳۰  و در تماشاخانه استادمحمد پردیس تئاتر تهران اجرای خود را آغاز خواهد کرد. در این نمایش سه شخصیت جداگانه نمایش هر یک با سه قصه مجزا اتفاقاتی که پس ازجنگ برایشان رخ داده است را روایت می کنند. نمایش «آبی ترین آسمان زمین» در چهار هزار لیتر آب اجرا میشود که این یکی از ویژگی های این اثر است. پری بارانی، محمد قاسمی و محیا جباری در این نمایش ایفای نقش می کنند. و برخی از عوامل این نمایش عبارتند از دستیار کارگردان: رسول رنجبر، طراح صحنه: محمد قاسمی، طراح‌نور: رضا باغبان، منشی صحنه: مرجان اقا نوری، صدا بردار: حدیث گودرزی. نمایش «آبی ترین آسمان زمین» به نویسندگی و کارگردانی «محمد قاسمی» از فردا هر روز به جز شنبه ها در ساعت ۱۹:۳۰ و در تماشاخانه استادمحمدِ پردیس تئاتر تهران به صحنه می رود.

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره سامانه کیف پول
کیف پول الکترونیک تیوال
» برندگان قرعه‌کشی هفته نهم کیف پول تیوال، معرفی شدند
... دیدن متن »

سلام
همچنان قرعه کشی و جوایز پرداخت با کیف پول تیوال ادامه داره. طبق روال قبل این هفته هم به سه نفر هر یک ۲ بلیت یک نمایش تقدیم میشه.  برنده‌های این هفته آقایان فرزین باباعلی، بهداد چوپان، سپهر رهنما هستن که هر کدوم برنده دو بلیت «مستعد حادثه» در زمان دلخواه شدن که امیدواریم از دیدن این نمایش لذت ببرن.

حامی جوایز این هفته گروه محترم  نمایش «مستعد حادثه» و مجموعه محترم «خانه هنرمندان - تماشاخانه انتظامی» هستن که از همین تریبون ازشون سپاسگزاری می‌کنیم :)

با کیف پول تیوال هم راحت تر و هم سریعتر میتونید بلیت بخرید، حالا بماند که از تخفیف‌های خوبی هم بهره‌مند میشی. امیدواریم برنده بعدی شما باشید.

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش مهاجران
۲ روز پیش، یکشنبه
ناهید حدادی ، ابرشیر و محمد رحمانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش مهاجران
۲ روز پیش، یکشنبه
ناهید حدادی ، ابرشیر و محمد رحمانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» داوران شانزدهمین مسابقه مطبوعاتی سالیانه انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر معرفی شدند.
... دیدن متن »

همزمان با پایان مهلت تمدید شده فراخوان شانزدهمین مسابقه مطبوعاتی سالیانه انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر، هیأت داوران این دوره معرفی شد. بر همین اساس، "سیدفرید قاسمی" نویسنده و پژوهشگر مطبوعات، "فریدون عموزاده خلیلی" نویسنده و روزنامه‌نگار، دکتر "روح‌الله جعفری" استادیار دانشگاه، منتقد و پژوهشگر تئاتر، با همراهی "بابک برزویه" عکاس و مدرس عکاسی به عنوان مشاور هیأت داوران در بخش عکس، داوری شانزدهمین مسابقه مطبوعاتی سالیانه این انجمن را به عهده دارند.  برگزیدگان این مسابقه طبق روال سنوات گذشته در نیمه دوم تابستان سال جاری و در جریان برگزاری جشن سالیانه انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر معرفی و تقدیر می‌شوند.


خبرگزاری مهر شناسه خبر 4018059 

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش مفیستو
«مفیستو» به کارگردانی مسعود دلخواه که بیشترین آمار رضایت هنرمندان و منتقدان را به خود اختصاص داده به نیمه راه رسید.
» نیمی از اجراهای «مفیستو» سپری شد.
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی گروه، نمایش «مفیستو» نوشته آرین منوشکین با کارگردانی مسعود دلخواه، که از پنجشنبه ۸ تیر تا کنون، ساعت ۱۹ در سالن اصلی تالار مولوی با استقبال خوب بسیاری از هنرمندان و منتقدان عرصه تئاتر و موسیقی و سینما همراه بوده، وارد نیمه دوم اجراهای خود گردید و اغلب این هنرمندان در مصاحبه های کوتاه خود اجرای "مفیستو" را تحسین برانگیز و با شکوه خوانده و به ابراز نظر در مورد این اتفاق نادر هنری پرداختند.  گفتنی است این نمایش ۲۰۰ دقیقه ای تا کنون میزبان هنرمندانی همچون؛ اکبر عالمی، اصغر همت، قطب الدین صادقی، ایرج راد، هادی مرزبان، فرهاد توحیدی، محمد رضا خاکی، سیروس الوند، محمد ابراهیمیان، حمید رضا نعیمی، رضا ثروتی، خسرو احمدی، سیاوش طهمورث، لوریس چکناواریان، رضا سرور، بهزاد عبدی، سهیلا نجم، تاجبخش فنائیان، محمد ساربان، حسین مسافرآستانه، عبدالرضا اکبری، ناصر آقایی، صمد چینی فروشان، هما جدیکار، صادق صفایی، سعید ساحلی، مهرداد ابروان، امیرکاووس بالازاده، شیرین یزدانبخش، مهدی ارجمند، ابراهیم شیبانی، سید محمدعلی ابطحی، یارتا یاران، ایمان افشاریان، امیر حسین حریری، رحیم نوروزی، سیمین لشگری، مسعود مهرابی، محمد آقا زاده، منوچهر اکبرلو، محمد علی سجادی، شهرام کرمی، علیرضا شفقی نژاد، حسن ملکی، علی بی غم، کورش سلیمانی، فرزانه نشاط خواه، محسن خیمه دوز، بهزاد صدیقی، علی احمدی، مریم مقیمی، آرزو اسحاقیان، میثم تحریری، سوگل قلاتیان، علی صادقی خواه، حبیب مجیدی، حمیدرضا قربانی، سپیده خداوردی، مجید اکبری و ...  بوده است.در نمایش "مفیستو" که از آن می توان به عنوان عظیم ترین پروژه تئاتری سال ۹۶ نام برد، بازیگرانی همچون: مرتضی اسماعیل‌کاشی، محمدرضا علی‌اکبری، پریسا رضایی، ژیلا آل‌رشاد، امیرحسین سرداریان، هادی آقابزرگی، پوریا سلطان‌زاده، اشکان هورسان، عبدالرضا نصاری، راحیل روحانی‌زاده، افسون دلخواه، فرزانه زینتی، محمدمهدی شاهی، فطیما یثربی، معصومه بیگی، محبوبه تفضلی، محمد صادقی، مصطفی مقیمی، ایران مسعودی، رضا موسوی، مرتضی کوهی، سمانه آقازمانی، فرزین حاجیلو، محمدعلی شهیدی، منا رستگار، امیرحسین قنبری، مهرنوش حاجی‌خانی، احسان کاکاوند، فرهاد حاجیلو، حسین یوسفی و میلاد افواج ایفای نقش می کنند.  در گروه موسیقی نمایش نیز می توان به؛ آهنگسازان و طراحان صدا و افکت: آرمان پارسیان و محمد اسلامی،  دستیار آهنگساز: ‌حسام‌الدین‌ امامی،  شاعر ترانه‌ها: مسعود دلخواه،  تنظیم‌ قطعات: ‌آرمان ‌پارسیان،  تکخوان‌ها: آزاده اسدی، آرش حق‌گو، رضا کریمی، محمدرضا قهاری و آناهیتا خسروی،  همخوان‌ها (برای تکخوان‌های زن): فرناز سمیعی، نوشین آجوند و سپهر جاویدیان،  همسرایان: فرناز سمیعی، والا وطن‌خواه، نوشین آجوند، سپهر جاویدیان، نارگل محمدنیا، سوده فارانی، ایران مسعودی، حمیدرضا جهانگیری، بیتا نجاتی، بنفشه انصاری، هانیه نصیری و لیلا حسنی،  نوازندگان: پیانو: نیما رئیسی / امید‌ کاظمی‌ ؛ ویولن، پرکاشن‌ و ‌اجرای‌ افکت : محمد‌ اسلامی ؛ ویولن : حسام‌الدین ‌امامی ؛ فلوت: هادی سید‌هاشم ؛ گیتار‌ کلاسیک: آرمان‌ پارسیان ؛ گیتار‌ باس: هوتن‌ میثاقی و درامز: کوروش‌ متقی‌پور،  مشاور گروه موسیقی: احسان آنالویی اشاره کرد.از دیگر عواملی که کارگردان را در این نمایش یاری می کنند می توان از:  دستیاران هنری کارگردان: محمدمهدی شاهی و مصطفی مقیمی،  دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: عرفان شیرنگی،  دستیار دوم کارگردان: مجید گنجی،  مدیر صحنه: وحیده نویدی،  منشیان صحنه: زهره رمضانی و الهام احمدپور،  طراح صحنه: شیما میرحمیدی،  طراح گریم: ماریا حاجیها،  طراحان حرکت: سوزان صفانیا و مسعود دلخواه،  طراحان نور: پدرام رضوانی و محمدمهدی شاهی،  طراح لباس و آکساسوار: استودیو زیرزمین (مهرو صیاد، غزل عباسی، متین کی‌منش و آلاله امیری)،  سرپرست و مشاور گروه لباس و آکساسوار: شیما میرحمیدی،  مجریان گریم: سپهر گودرزى ، مریم سالاروند و امیرعباس حاتمی،  دستیاران طراح صحنه: آلاله امیرى، غزل عباسى، مهرو صیاد و متین کی‌منش،  دستیاران مدیر صحنه: هستی مدیریان، غزاله رفیعی، محمدرضا میرضاخانی، محسن هاشمی، فرشاد سرلک، محمدرضا حسینی‌کرم و رضا مرادی،  پشتیبانی گریم: علی اعرابی،  ساخت ماسک: بهمن صنیعیف  مدیر تولید: حسن قدیمی،  دستیاران تولید: بلال مهرابی و سیدابراهیم موسویف  عکاسان پروژه: میلاد عسگری و دانیال اسماعیلیانف  تصویربردار پشت‌صحنه و سازنده تیزرهای تبلیغاتی: دانیال اسماعیلیان،  طراحان گرافیک: جواد علی‌خوئیان، فطیما یثربی و رباب معزز،  مشاور پروژه در امور فضای مجازی: دانیال اسماعیلیان،  تبلیغات مجازی: گروه جارچی و گروه تئاتر مارکت،  همکاران روابط عمومی: ندا ایزدی، شکوه مقیمی و سارا بابایی،  مدیر روابط عمومی و مشاور امور رسانه ای: امیر پارسائیان مهر نام برد

۲ روز پیش، یکشنبه
بیتا نجاتی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش مستعد حادثه
نمایش مستعد حادثه
» تیزر نمایش مستعد حادثه
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش ادوارد و ننه
نمایش کمدی ادوارد و ننه
» اجرای عکاسان و خبرنگاران نمایش ادوارد و ننه در تئاتر شهر
... دیدن متن »

نمایش کمدی «ادوارد و ننه» به نویسندگی سیدحسن حسینی و کارگردانی پیمان یاحقی یکشنبه یک  مردادماه در پلاتو اجرا  تئاتر شهر پذیرای عکاسان و خبرنگاران می باشد.
به گزارش روابط عمومی نمایش «ادوارد و ننه»، بازیگران این اثر نمایشی سیدحسن حسینی و کاظم برزگر هستند.
از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به سیدحسن حسینی مشاور کارگردان، میلاد نظری_ علیرضا یزدانی_ مجید مهرآبادی دستیاران کارگردان، علی کجباف طراح صحنه، پیمان یاحقی طراح نور، محمد علیپور_ فرهاد جاوید عکاسان، سام ایزدی طراح پوستر و بروشو، محمد علیپور ساخت تیزر، سمیرا افتخاری مشاوره رسانه، عارفه سرلک مسئول هماهنگی، علی صادقیان موسیقی، امیررضا هرمزی و علی‌اکبر مجدراد روابط عمومی، سهیلا انصاری مدیر تبلیغات اشاره کرد.
در خلاصه نمایش چنین آمده است ؛
ادوارد بر اثر یک خواب تصمیم می گیرد سیبیل هیتلر را بکند تا جنگ جهانی دوم تمام شود. و اتفاقاتی که در جنگ برایش می افتد.
شایان ذکر است، تنها عکاسان و خبرنگاران خبرگزارها، روزنامه ها و سایت های معتبر می توانند حضور داشته باشند.

امیررضا هرمزی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید