کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش کد ۱۳
S3 : 05:32:33 | com/org
امکان خرید پایان یافته
  ۱۹ آبان تا ۰۸ آذر ۱۳۹۸
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

لطفاْ ۳۰ دقیقه زودتر در محل اجرا حاضر باشید.

دخترها به صف می‌شوند. پچ‌پچه می‌کنند، می‌خندند، آنها خبر ندارند آن روز برای آنها مثل همیشه نخواهد بود.
سبک
رئال

گزارش تصویری تیوال از نمایش کد ۱۳ / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› کد ۱۳ نمایشی آینده ساز است

ویدیوها

آواها

مکان

حافظ، نوفل لوشاتو، بعد چهارراه رازی، نرسیده به خیابان ولیعصر، کوچه زیبا، پلاک ۱، عمارت نوفل‌لوشاتو
تلفن:  ۶۶۴۸۳۷۴۲

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
هرکس که یه مدرسه عادی دخترونه رو تجربه کرده از دیدن این نمایش لذت میبره
من که قشنگ همزادپنداری کردم و لذت بردم
خسته نباشید به عوامل این نمایش زیبا
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمام مدت نمایش فکر میکردم مشغول تماشای یکی از فلش بک های ذهنم از خاطرات دبیرستان خودم هستم!
تقریبا همه چیز به اندازه و به جا بود..
دو تا نکته منفی در این کار توجه من رو به خودش جلب کرد:
۱- همانطور که اکثر دوستان اشاره کردن به نظر من هم متن نیاز به بازبینی داره تا بعضی از ابهاماتش برطرف بشه (حالا یا موارد اضافیش که خیلی مهم نیس حذف بشه یا برعکس روشون زوم بشه و بیشتر بهشون پرداخته بشه)
۲-کاش زمان نمایش کمی بیشتر بشه و انقد زود یهو همه چیز رها نشه و لذت بردنمون نصفه نیمه ول نشه!
خیلی دوست داشتنی بودید همگی❤
منتظر اجراهای بعدیتون هستم
ممنونم از شما و مطمئنا در اجرای جدید این اتفاق می افته
۱۴ آذر ۱۳۹۸
چقد عالی
مشتاق دیدارتون هستیم :)
۱۴ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دست کم من دوست دارم که تیاتر سه رکن درست درمان متن بازی و کارگردانی خوب و بجا داشته باشد که در این تیاتر همه دیده شد. جالب اینجاست این تیاتر دارای ایده ی بی نظیر و فوق العاده ای نیست اما دارای قصه و داستان خوبی است و خوب هم روایت میشود. کار گروهی بازیگران در جان بخشی به متن عالیست و کارگردانی در ورز متن و راهنمایی بازیگران چنانست که یک لحظه ذهن مخاطب بیکار نمی ماند و همچنان درگیر تا پایان نمایش می ماند.
من لذت بردم گرچه تیاتر بین جدی دیگری این نمایش را فان دانست اما حتا اگر فان هم دانسته شود یک فان خوبست گرچه نگارنده در فان بودن تیاتر کد ۱۳ تردید دارد.
به گروه بازیگران تیاتر کد ۱۳ تبریک می گویم و برایشان افق روشنی را می بینم.
به نگارنده نمایشنامه و کارگردان محترم آن نیز تیریک میگویم و امیدوارم کارهای عالیتر دیگری از ایشان روی صحنه ی تیاتر ببینم
منتشر شده در روزنامه شرق به تاریخ یازدهم آذر ماه نود و هشت

هراس‌های دوران خوش دبیرستان

نوشته محمدحسن خدایی

آن‌چه که اجرایی چون نمایش کد ۱۳ را واجد اهمیت می‌کند، شیوه بازنمایی است. اینجا چندان از بحرانی‌شدن مکانیسم بازنمایی واقعیت زندگی روزمره خبری نیست و تلاش بازیگران، خلق دقیق یک فضای آموزشی است. بنابراین با روایتی رئالیستی روبرو هستیم که به‌شکل درخشانی از پس آفریدن حال و هوای دبیرستانی دخترانه برآمده است. دانش‌آموزان با روپوش‌هایی متحدالشکل، با خوشی‌ها و دل‌نگرانی‌های دوران نوجوانی، با ترس و گاه تهور قابل انتظار این قبیل محیط‌های آموزشی، نقبی زده‌اند به مناسبات پر فراز و نشیب دوران ... دیدن ادامه ›› تحصیل. مسئله واجد اهمیت نسبتی است که اجرا برقرار می‌کند در رویت‌پذیری نظام آموزش و پرورش در مواجهه با دوران حساس بلوغ دانش‌آموزان. این البته نکته آشکاری است که در تمام ساختارهای سیاسی، نظام آموزشی به مثابه نماینده «دیگری بزرگ» و همچون ساز و برگ ایدئولوژیک دولت، تلاش دارد فرامین ساحت نمادین را اجرا کند. بنابراین بار دیگر شاهد تنش، مابین دانش‌آموزان و نظام بروکراتیک آموزش هستیم. عماد رجبلو در مقام نمایشنامه‌نویس جهانی متکثر از دختران دانش‌آموز خلق کرده و میثاق زارع در کسوت دراماتورژ و سوگل جعفری در جایگاه کارگردان، تلاش دارند با رویکردی واقعیت‌گرا و وفادار به متن، این تکثر شکننده و متضاد را نمایان کنند.
اجرا به نوعی تلاقی نیروهای اجتماعی این روزهای ماست. نیروهایی که به میانجی فیگورهایی چون دانش‌آموز، معلم و سرایدار بازنمایی می‌شوند. بنابراین می‌توان شکل خفیفی از تضادهای طبقاتی را در مناسبات آنان مشاهده کرد. اغلب اوقات و در غیاب معلم و نظم نمادین یعنی همان دقایق به انتظار نشستن برای شروع کلاس درس، دانش‌آموزان امکان می‌یابند بار دیگر به اصطلاح نوجوانی کنند و گرفتار رعایت دیسپلین تحصیلی نباشند. دقایقی از اجرا که از قضا سرخوشانه است و واجد لذت و امکان تخطی. اما بار دیگر و با حضور معلم روال عادی زندگی روزمره از سر گرفته شده و تنها آنگاه واجد گسست می‌شود که ناگهان جنینی مرده در سرویس‌ بهداشتی مدرسه کشف شده و مناسبات دبیرستان را برهم ‌زند. وضعیتی بحرانی که در نهایت می‌بایست با تدبیر، رفع و رجوع شود. بنابراین قبل از آنکه مراجع قانونی در این باب مداخله کنند، گفتگوها آغاز شده و مکانیسم‌های لابی‌گری بکار می‌افتد. حال با انواع تشویق، تهدید، تطمیع و تنبیه روبرو هستیم که در گفتار معلم مدرسه با بازی پژند سلیمانی مشاهده می‌شود. او که مادر یکی از بچه‌هاست به تمامی نمی‌تواند خود را از مهلکه برهاند و در صورت خطاکار بودن فرزندش به نوعی موقعیت حرفه‌ای‌اش به مخاطره خواهد افتد. پس در مقام مسئول، در پی آشکار شدن واقعیت ماجراست. در ادامه تهدید می‌کند که اگر مسئله مابین خودشان حل و فصل نشود، از پزشک قانونی برای معاینه دختران استفاده خواهد کرد. حال دختران که پیش از این رازهای کوچکی دارند و خبط و خطاهای قابل اغماض، ناگهان با وضعیتی دشوار مواجه می‌شوند که پای قانون به میان آمده و حیثیت و آرامش شخصی و خانوادگی در خطر.
طراحی صحنه ساده و واقع‌گراست. نیمکت‌هایی که در کنار هم چیده شده و فضای داخلی یکی از کلاس‌های دبیرستانی را بازنمایی می‌کند. دو پنجره که فضای بیرون از کلاس را برای دانش‌آموزان قابل تماشا می‌کند. یکی از پنجره‌ها مشرف به خیابان کناری است و آن دیگری به حیاط مدرسه گشوده. امکانی برای دیدزدن و تخیل‌ورزی. بی‌جهت نیست که دانش‌آموزان مدام در کنار یکی از پنجره‌ها می‌ایستند و با نوعی لذت، روایت اغراق‌شده‌ای از آمال و آرزوهایشان را‌‌ هنگام فراغت و زنگ تفریح برای بقیه تعریف می‌کنند.
اجرای سوگل جعفری به بحران اخلاق در محیط آموزشی اشاره دارد. اینکه چگونه افراد برای حفظ موقعیت خویش دروغ‌ می‌گویند و چندان گرفتار وجدان معذب نمی‌شوند. فی‌المثل سرایدار دبیرستان را به یاد آوریم که زنی است از طبقه فرودست که به دستور مافوق خویش یا همان خانم معلم، کیف دختر معلم را که یکی از شاگردان مدرسه است دور از چشم دیگران می‌کاود. وقتی با حضور ناگهانی همان دختر با بازی زهرا آقاپور مواجه می‌شود همه چیز را نفی کرده و روایتی جعلی از حضور خویش ارائه می‌دهد. بعدتر وقتی همان سرایدار مورد اتهام‌زنی معلم قرار می‌گیرد برای حفظ آبروی پسر و عروس باردارش که متهم به سقط جنین در مدرسه شده، بار دیگر روایتی غیرواقعی از سقط جنین خویش در مدرسه بر زبان می‌راند. نتیجه اخلاقی اجرایی چون کد 13 مبتنی بر این واقعیت تلخ است که گویی کنش‌ورزی آدم‌ها در این دوره و زمانه چندان در قید امر اخلاقی نیست و این سیاست بقاست که تصمیم‌ساز است. آنان از بیان حقیقت دست شسته و بنابر منطق موقعیت که اغلب هولناک است، آمال و آرزوهایشان را به جای واقعیت بیان می‌کنند. و این البته آغاز دروغ و دور شدن از حقیقت است.
با درود
نقش آن دختری که کیفش مورد تجسس قرار می گیرد را "الهه فرازمند" بازی می کند .. زهرا آقاپور در نقش دختری با جورابهای زردست :)
۱۱ آذر ۱۳۹۸
ارادت و سپاس فراوان
۱۱ آذر ۱۳۹۸
ممنون از نظرتون و ریز بینی و واکاوی درست تون
۱۲ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش تمیز ، روان و بدون شک بی نقص! هیچ نکته منفی ای در این نمایش وجود نداره از نظر من و من به قدری لذت بردم که هنوز بعد از گذشت چند روز فکرم درگیرشه و کاش فرصت دوباره ای برای دیدنش وجود داشت.
از نکات جالب و مثبت این نمایش میتونم بگم این بود که به جزئیات تک تک کاراکترها با دقت فکر شده بود و طرز رفتار ، زبان بدن ، ظاهر ، لباس ، کفش و حتی آرایش هم دقیقا مناسب شخصیتها انتخاب شده بود! مثلا آرایش خانم مدیر و مدل مقنعه اش و حالت راه رفتنش دقیقااااا برای یک مدیر دبیرستان دخترانه بود که سعی داره کمی با دخترا راه بیاد ولی منافع خودشو ترجیح میده! یا مثلا آهو با اون طرز تکان دادن دست و پاش و حرف زدنش و انرژیش ، دقیقا تو دنیای واقعی همین شکلیه!!
شاید اینجا این بار جنسیتم به کمکم اومد و به واسطه زن بودن بهتر میتونستم تک تک صحنه ها رو درک کنم طرز نشستن و حرف زدن تک تک دخترها و خدمتکار مدرسه و مدیرش برام کاملا واقعی و تداعی گر خاطرات دبیرستانم بود
نکته دیگه انتخاب بسیار خوب بازیگرا بود طوریکه انگار نمیشد برای نقش دیگه ای تصورشون کرد! مثلا بازیگر نقش امینه دقیقا مناسب امینه بود و نمیتونم برای نقش ندا تصورش کنم! یا نقش آهو که دقیقا مناسب یه دختر قدبلند و لاغر با طرز بیان بازیگرش بود!
در آخر ، واقعا خسته نباشید و خدا قوت میگم به تمام عوامل این اجرا ، بازیگران فوق العاده اش ، نویسنده و کارگردانش و بازیگردانش آقای زارع عزیز که ثابت کرده ان دغدغه هنر دارن و در این راه تلاش میکنن و شرایط موجود نتونسته از این راه درست منحرفشون کنه.
با آرزوی موفقیت و دیدار دوباره این گروه
بسیار سپاسگزارم بانو و خدارو شکر که دوست داشتید.
۰۹ آذر ۱۳۹۸
کاش تمدید می کردن ، من بلیط خریده بودم نتونستم برم .. دوستانم رفتند خیلی راضی بودن و تعریف می کردن!
۰۹ آذر ۱۳۹۸
خانم ریماز عزیز ممنون از حضور و انرژی خوبتون❤
۰۹ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار متعجب و متاسفم از دوره ی کوتاه اجرای این کار. یکی از روان ترین کارهایی که ممکن است از یک گروه کاملا جوان و نوجوان انتظار داشته باشی. این را تنها برای کسی نوشتم که می رود تا نمایشی ببیند که اوقاتش را در فضایی فرهنگی بگذراند.
اما حکایت کد 13، حکایت ما، حکایتی از آغاز پیری در دوران نوجوانی بود. ریتم زندگی برای نوجوانان به طرز خیره کننده ای توسط نویسنده خوب و درست درآمده و کارگردان و بازیگران، آنچه نیاز بود تا بتوانید برای تحلیل یک موضوع وارد ذهنتان کنید را بدون تکلف به دست شما می دهند. گاهی شاید یک متن روان و شیرین و ساده، شما را به تحلیلی عمیق از جامعه تان ببرد، که این کار می برد.
خیلی خیلی مایلم بار دیگر خبر آمدن این کار را بر روی صحنه بخوانم و اگرچه در تقریبا تمام اجراها سالنش پر شد اما سالنی چند برابر با طیف گسترده تری از مخاطبان را برایش پر شده ببینم.
.
کد۱۳- رئالیسم/ تراژدی مدرن به درست ترین وجه آن- غرق در دنیایی میشوی که تئاتر نیست حقیقت تامّ است و در آن صداقت رویارویی با حقیقت-باز همه به دنبال حقیقتند!!!
“ما در حقیقی ترین شکل ممکن، حقیقت را باز نمی یابیم” .
شروع نمایش ورود نا بهنگام ما به زندگیست ، صادقانه- زندگی که از دنیای روز ما حقیقی تر است گویا تمام اتفاقات زندگی ما تا قبل ورود به سالن ۲ نوفل لوشاتو تئاتر بوده و اکنون زندگی شروع شده است- عریان/ زیبا/ زشت / جذاب/ فریبنده/ شکننده - ۱ ساعت زنده ایم و بدنبال حقایقی که گم شده است- ای کاش آرتورمیلر ، چخوف ، گورکی و ... امشب بودند و خلق تراژدی ترین گره دراماتیک را در ساده ترین وجه رئالیسم میدیدند.
بازیگران- زندگی کردند- عالی
لذت بردم
ایمان اشراقی
ممنونم ازتون خیلی زیاد که این همه انرژی خوب و مثبت بهمون دادین بی شک حمایت شما چراغ ادامه ی راه ماست
۰۹ آذر ۱۳۹۸
ممنونم جناب اشراقی عزیز
۰۹ آذر ۱۳۹۸
❤️
۰۹ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی های روان و خوب.فضای قابل باور و دوست داشتنی.نمایشنامه ی قابل قبول.در کل خسته نباشید میگم به همه ی عوامل.
خیلی ممنونم از آهو قیاسی، ندا، هستی، امینه ،سایه،...که اینقدر جذاب و دلنشین و روان امشب من رو بردن به دوران دبیرستان و بعد از سالها دوباره دلهره ها، ترسها ، خنده ها و شوخیهای اون دوران رو برام زنده کردند.
مدتها بود اینقدر از متن، کارگردانی و بازیهای یکدست و عالی لذت نبرده بودم!
واقعا دست مریزاد به همگیتون!
چقدر خوب بودند. کیف کردم. و حدس می زنم گالنای عزیز شما رو دیدم امشب. شما بودید که بیرون سالن با هم درباره اون تماشاگران بی مبالات صحبت کردیم؟
۰۶ آذر ۱۳۹۸
:))
۰۹ آذر ۱۳۹۸
عالی بود محمد جواد عزیز. حیف به فکرم نرسید :))))
۰۹ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وه که چقدر خوب بودید؛
و چه نمایش قشنگی بود،
مرسی ازتون، و مرسی بابت انرژی خوبی که گذاشتید،
امیدوارم پیروز و شاد باشید همیشه ...
چقدر خوشحالم که این مدت به صورت سریالی و پشت هم دارم نمایش های خوب می بینم،
امیدوارم این پرباری تو سالن های نمایشی امون همیشه ادامه داشته باشه.
بعضی از دوستان اغراق آمیز تعریف کرده بودن که این شاید خوب نباشه واسه نمایش به این جهت که انتظار تماشاچی رو بالا میبره.
نمایشی بود که قطعاً ارزش دیدن و وقت گذاشتن رو داشت. بازی ها عالی بود و انصافاً داستان خوبی داشت. فضا و دکور خوب و میشد باهاش ارتباط برقرار کرد. کارگردانی خوب بود. البته نمایشنامه میتونست جزئیات بیشتری داشته باشه و یه مقدار مفصل تر و مقدار زمان نمایش حتی بیشتر باشه.
ممنون از زحمات همه دست اندرکاران خسته نباشند.
ممنون از لطفتون
۰۶ آذر ۱۳۹۸
بله دقیقن باهاتون موافقم ، و در خصوص اغراق آمیز بودن تعریف ها هم می دونم منظورتون چیه، چون خودم شخصن وقتی از کاری لذت می برم با هیجان وصفش می کنم ولی اگر خودم نقد این شکلی بخونم انتظارم میره بالا و موقع دیدن می خوره او ذوق آدم :)‌
۰۶ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عارضم به خدمتتون که اجرای خوبی بود ولی یه جاهایی از اجرا مبهم بود. مثلا ندا با پاسپورت و مدارکش چه کاری میخواست انجام بده؟ یه دختر زیر ۱۸ سال بدون اجازه والدین با پاسپورتش کاری نمی‌تونه انجام بده. یا مثلا مسئله دزدی دقیقا به کجا رسید؟ یا اصلا چرا کلید مدرسه باید دست یه دانش‌آموز باشه واسه قفل کردن در. مگه مدرسه خودش مسئول نداره؟!
اما همونطور که عرض کردم از اجرا لذت بردم و من رو یاد دوران دانش‌آموزی خودم انداخت. با اینکه متن می‌تونست پخته‌تر باشه اما به نظرم اونقدری که باید به این نمایش اهمیت داده نشد.
ممنونم ازتون
۰۶ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دست هایم با دلم دشمن اند و
سال هاست
در خطوط مقدم از خجالت هم در می آیند
چه جای استعاره است
وقتی دستی به نوشتن نمی رود
وقتی دل آنقدر پر شده که ...
این چند جمله را نادیده بگیر
دیری به پایان آتش بس دل و دستم نمانده
و من در انتظار سوزش گلوله های تازه ام

از میان تیاتر ها و فیلم هایی که در چند وقت‌اخیر دیدم خواستم از شیهیدن، ... دیدن ادامه ›› از مسخره باز از پنجاه پنجاه و در نهایت از joker بنویسم، اما‌نشد نه اینکه نخواسته باشم نه اینکه اراده ای نبوده باشد، بود اما نشد.
اساس دنیا بر شدن نیست،انگار اصل در هستی بر نشدن است و شدن‌ها استثنایی بر اصل هستند.
اینها را گفتم که بگویم همین الان هم که معلوم نیست پوست چند انسان از نخوردگی و فقر به استخوان شان چسبیده، در همین ساعت و ثانیه که معلوم نیست چند کودک و زن و مرد قربانی جهان سرمایه‌داری و سیاست و قدرت است، در شرایطی که هر روز شبیه‌تر می شویم به هم و پر از تکرار و تکرار و تکرار دیگر دل و دماغ چندانی برای نوشتن نیست، آن هم برای من، منی که جیبم از داشته‌ها و دانسته‌های ( شما بخوانید سواد) هنری و تئاتری خالی است.
استثنا بر اصل رواست ، کویر شهداد هم حتی اگر باشی و همانقدر گرم و بایر بالاخره ابرکی خودش را به تو می‌رساند تاکمی خودش را بباراند بر تنت.
کد۱۳ را دیشب دیدم، نمایشی که روان و نرم مخاطب را سُر می‌دهد توی فضای خودش، آنقدر صمیمی و صریح که گمان می‌کنی با یک کلاس درس واقعی در شرایط واقعی با کنش‌های واقعی رودررویی و فراموش‌ت می‌شود که اینجا صحنه‌ی تئاتر است و این خانم‌های محترم بازیگرند و همه چیز کاملا عامدانه مهندسی و نوشته شده است.
برای الهه فرازمند عزیز نوشتم پیش‌تر "بازی‌ها و فضاسازی، نمایش رو سرپا نگهداشت گمانم" و کماکان گمان من همین است و معتقدم این بازی‌ها و فضاسازی نتیجه تمرین بسیار و نگاه درست به جزئیات است.
گرچه اینها که اشاره کردم از مهم‌ترین هاست در تئاتر اما خب همه‌اش اینها نیست...
و شاید متن می‌توانست پخته‌تر و دقیق‌تر پرداخت شود
این گزاره صرفا یه گزاره کلی نیست و حتما دلایل و مصادیق مشخصی وجود دارد اما واقعا ترجیحم این است این متن در همین لایه و سویه‌ی کمی مهربانانه‌ی خود بماند.
قدردان زحمات بازیگران، کارگردان و همه عوامل نمایش هستم، ویژه میثاق زارع که عزیز بوده و هست.
ارادت
خیلیییی ممنونننننننم خیلی زیاد
۰۵ آذر ۱۳۹۸
خانم آقاپور گرامی دس مریزاد
آرزوی بهترین‌ها
۰۶ آذر ۱۳۹۸
جناب زارع عزیز خوب باشی مثل همیشه❤
۰۶ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه خوب بود. رویداد ها به جا. روابط علت و معلولی درست. شخصیت پردازی خوب. ریتم درست.
بازی ها و کارگردانی هم خوب بود.
5/5
درست یا غلط نمایشنامه ایرانی همیشه برای من رنگ و بوی دیگری دارد سلیقه شخصی من هست .از آن دسته نمایش هایی بود که قشنگ به دلم نشست .فضاسازی ملموس و واقعی این نمایش در کنار اجرای جذاب گروه بازیگرانش شب خوبی را برایم رقم زد.یه تشکر ویژه هم از دو تا بازیگری که نقش آهو و هستی را بازی میکردند.عالی بودند.
خیلی ممنونم جناب جباری ، ما از شما ممنونیم که اپمدین و نمایش مارو دیدین و انرژی دادین بهمون
۰۵ آذر ۱۳۹۸
درست می فرمایید اصلاحش میکنم فریبا خانم این روزها ذهنم خیلی مغشوش هست البته شاید از علایم پیری و آلزایمر باشد.
۰۵ آذر ۱۳۹۸
علی جان، کی ذهنش درگیر نیست :(
۰۵ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه تصادف جالبی که دقیقا در روز جهانی منع خشونت علیه زنان این نمایش رو دیدم. به کل گروه تبریک میگم با اجرای عالی شون. تک تک دخترا نقشی واقعی و ملموس اجرا کردند و چه متن فوق العاده ای. نویسنده کاملا در باز نگه داشتن پایان موفق بود چون ما پنج نفر بودیم و هرکدوم حدس متفاوتی زدیم از اینکه بالاخره مال کی بود؟ )

" کد هشدار "

"کد 13" ، نمایشی قابل تامل‌ وحائز اهمیت‌ست؛ نه تنها به دلیل بازی‌های جذاب و جفت‌و جوری که در طی اجرا، حفره‌های خالی اندکی دارد، بلکه بدلیل طرح مضامینی از سوژه‌ی مورد بحث که شاید بسیاری از مخاطبان با فضای آن آشنایی چندانی ندارند.
آنچه امروز در مدارس و نهادهای آموزشی می‌گذرد، برای مخاطبی که سال‌ها از دوران تحصیلش گذشته، آنقدر ناآشنا و غریب‌ست که مواجهه با آن می‌تواند هم جذابیت‌های کافی و هیجان‌انگیز داشته باشد و هم او را به سمتی از آگاهی و ماوقع آنچه امروز در نسل نوجوان وجود دارد، آشناتر کند. بخصوص اگر با چنین گروهی برخورد مستقیم نیز داشته باشد.
"کد 13 "داستان 6 محصل دختر در رده‌ی متوسطه‌ست که نمی‌خواهد داستان گویی کند. اما براحتی در قالب ماجراهایی، مسائل متعدد در این نسل را بازگو می‌کند. و هر کدام را درگیر مسائلی معرفی می‌کند که قابلیت تعمیم پذیری برای بسیاری از نوجوانان ... دیدن ادامه ›› را دارد.
از شکاف‌های فاحش فکری و رفتاری که بین نوجوان و والدین آنان‌ست، وضعیت بغرنجِ فرزندان طلاق، رواج و استعمال مواد روان‌گردان و شادی‌آور، نیازهای ارتباطی و اجتماعی، سرکوب‌های انضباطی و سختگیری‌های افراطی مختص چنین محیطی، مشکلات دختران در جوامع مردسالار، تا مسئله‌ی بسیار مهم سقط جنین، مورد طرحند.
ذره بینی که با انداختن بر دنیای پرهیجان و به‌ نظر شاد این گروه سنی، اندوه، معضلات و دغدغه‌های آنان را بوضوح نشان می‌دهد، که نه تنها آگاهی‌بخش و روشنگرانه‌ست بلکه هشداردهنده و زنگ خطری‌ست که چه وضعیتی در حال گسترش‌ست.
آمارهای زیادی از مصرف موادمخدر و سیگار تا روان‌گردان‌ها، در مدارس دخترانه که هر ساله سن آن، پایین‌تر می‌آید، منتشر می‌شود، رواج روابط جنسی به‌سن 13 سالگی و سقط جنین مکرر، رسیده و با این‌حال روش‌های صحیح پیشگیری و آموزش‌های لازم وجود ندارد، چرا که در پنهانکاری مخربی توسط مسئولین آموزش و پرورش و مدیران مدارس سرپوش گذاشته می‌شوند. دخترانی که در شرایط نابهنجار جامعه، در تناقض‌های بسیار، بین گذشته و امروز سرگردانند و دراین مسیر تاوان‌های سنگینی پرداخت می‌کنند.
"کد 13"، از بابت طرح چنین معضلاتی شریف و قابل ستایش‌ست هرچند متن، درگیر زیاده‌گویی‌های بی موردی می‌شود که خود، کلاف موجود را سردرگم‌تر و موقعیت‌هایِ خوب ایجاد شده را ضایع می‌کند. اطلاعات زائدی درباره‌ی مستخدم مدرسه و خانواده‌اش و سرقت لوازم مدرسه، که نه تنها کمک کننده نیستند بلکه محور اصلی داستان را به انحراف می‌برند؛ و مخاطب را در کانالی از ماجراهایِ معما و پلیسی می‌اندازد که نیازمند کشف و پاسخ نهایی‌ست که پایانِ باز داستان، در معادلاتش ناقص به‌حساب می‌آید. در صورتی‌که با وجود بستر طرح اولیه، نیازی به حل این معادلات در اهمیت قرار ندارد. بلکه مهم برشی از وقایع و شرایط حاکم بر این گروه محصلان دخترست که محتوایِ معینی منتقل شود..
نقطه‌ی قوت و بی‌چون وچرای اجرا، ریتم خوب و منسجم و بازی‌های جا افتاده، حرفه‌ای و کم نقص گروه بازیگران‌ست که بدرستی هدایت و برای نقش‌هایشان انتخاب شده‌اند.
همپوشانی بموقع و مناسب در اجراهایی پر نقش و پر دیالوگ، بدون هیچ نابجایی، از مهمترین مولفه‌های موفقیتی‌ست که در کد13 قابل مشاهده‌ست که تمرین و یکدستی تیم بازیگری را گوشزد می‌کند.کاراکترِ دانش آموزان، متنوع و باورپذیر و عینی‌اند و به ویژه دچار "ساختگی"های تصنعی نمی‌شوند.
در طراحی صحنه و دکور، کمبودهایی حس می‌شود که لاجرم موقعیتی آماتوری و نه حرفه‌ای به اجرا می‌بخشد.
سوگل جعفری در اولین اجرای کارگردانیِ خود، با طرح موضوعیتی زنانه و بازنمایی بخشی از شرایط آنان در فشارهای موجود در جامعه و در نهادهای آموزشی، معضلاتی را پیش می‌کشد که نتیجه‌ی آینده‌اش تاثیر مستقیمی بر بدنه و کلیت نهاد جامعه است. کد13 اگرچه دقایق خوشی برای مخاطب می‌سازد اما پیش از آنکه داستانی پر هیجان و دخترانه باشد، موثر و آگاهی‌بخش برای تمام افراد و قشرهای مختلف‌ست.

نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت
https://www.honarnet.com/?p=6286
ممنون از نظرتون و اینکه انقدر دقیق مارو تماشا کردین
۰۴ آذر ۱۳۹۸
نیلوفر عزیز من از خوندن نقدهات همیشه لذت میبرم.
هربار که اسمت رو در تیوال میبینم برام خوشحال کننده است چون اغلب خوندن نوشته هات باعث میشه درک بهترى از چیزى که دیدم داشته باشم.
۰۹ آذر ۱۳۹۸
رومینای عزیزم چقدر بمن لطف داری و چقدر بودنت و همراهیت انرژی بخشه.. میدونی که بسیار دوستت دارم ونظراتت برام چقدر ارزشمنده
۰۹ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار جذابی بود و بازی بازیگرها بسیار عالی و روان بود. قطعا ارزش وقت گذاشتن رو داشت و لذت بردم
این اجرا رو دیدم و وظیفه ی خودم دونستم که به خاطرش حساب کاربری بسازم و بگم حیف این اجرا اگه تمدید نشه و از دستش بدین!باریکلا بهتون!همه چیز دقیق و حساب شده و مشخص بود که تمرین زیادی داشتین!یه ایراداتی به متن بود که اینقدر کار رو دوست داشتم ازش میگذرم!کاش اسم نقش ها جلوی اسامی بازیگرا بود،همه عالی بودن و بازیگر نقش امینه درخشان بود!کاش اسمش رو میدونستم!خسته نباشین ستاره های آینده ی هنر ایران!
ممنونم واقعا برای انرژی خوبتون
۰۴ آذر ۱۳۹۸
سلام و درود
عزیزان گروه خوب کد ۱۳
امشب اجراتون رو دیدم. همگیتون عالی بودید و یک حس نوستالژی خوب رو القا کردید.
بدرخشید و موفقیت جز لاینفک لحظاتتون باشه
۰۴ آذر ۱۳۹۸
سلام خانم محمدی ممنونم ازتون بابت انرژی خوبتون ❤️
۰۴ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پایان بازدر برابر پایان بسته
پایان بسته یعنی تمام پرسش هایی که در داستان مطرح شده و تمام عواطفی که برانگیخته شده پاسخ داده شده است .ببیننده هنگام ترک سالن تجربه ای تمام و کمال از سر گذرانده و شک و تردیدی باقی نمی ماند .
در پایان باز اغلب پرسش ها پاسخ داده میشود اما یک یا دو پرسش باقی می ماند که بر عهده تماشاگر است .عواطف برانگیخته عمدتا ارضا شده است و شاید تتمه ای از آن به عهده تماشاگر واگذار شود .پایان باز به این معنی نیست که نمایش در میانه راه پا درهوا به پایان برسد و همه چیز پا در هوا بماند !!!!!سوالی که مطرح میشود باید قابل جواب دادن باشد و انچه تا لحظه پایان روی می دهد گزینه ها و انتخابهای محدود است که پایان را تا حدودی می بندد .
خدا پدر اقای فرهادی را بیامرزد که پای پایان باز را به کشور ما باز کرد و در ابتدا خیلی استقبال شد اما بعد از ان متاسفانه لوس شد .
در نمایش کد 13 که شروع طوفانی دارد ناگهان نمایش شما را در برهوت رها میکند و شما می مانید و کلی داستان باز شده اما ناتمام .کلی احساس برانگیخته شده اما اغنا نشده .
اگر فرص را بر این بگیریم که هریک از دانش آموزان گزینه ای برای سوال اصلی بودن سوالی که در ذهن مخاطب ایجاد میشود این است آیا سقط یک پدیده سرپایی است که به راحتی قابل کتمان باشد؟؟آیا باور پذیر است که یک دانش اموز متحمل آن همه درد و خونریزی شده و فردا یا چند روز بعد بدون اینکه کسی بفهمد سر کلاس حاضر می شود؟؟؟
ماهرو جان سلام
من هم امشب این نمایش رو دیدم و البته از اونجایی که با عجله از سالن رفتن و مضاف بر اینکه چهره شما رو هم.نمیشناختم، سعادت دیدار نصیبم نشد...
از اینکه دوستان مجازی تیوالی خوبم رو در دنیای حقیقی ببینم خیلی خوشحال میشم.
۰۳ آذر ۱۳۹۸
امیدوارم الهه جان و سعادت و مایهٔ خوشحالی از آنِ من خواهد بود اگر فرصت و بخت یاری کند و بتوانم در روزهای باقی‌مانده به دیدارتان بیایم.
۰۴ آذر ۱۳۹۸
@آدنا
❤️❤️❤️
۰۴ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید