کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش دریم لند
S3 : 15:44:51 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۱۵ بهمن تا ۱۶ اسفند ۱۳۹۸
۲۱:۰۰
۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
بها: ۴۵,۰۰۰ تومان

تندیس بهترین اجرا
تندیس بهترین کارگردانی
تندیس بهترین بازیگر مرد
تندیس بهترین تیزر
تقدیر متن
تقدیر طراحی لباس
کاندید بازیگری زن
بهترین نمایش برگزیده برای اجرای عمومی
از بیست و دومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی

 

 

ولگرد (چاپلین) از خواب بیدار می شود و خودش را در محیطی محصور به همراه تعدادی از افراد دیگر می یابد. همه بسیار خوشحال هستند. اما این خوشحالی برای ولگرد به زودی پایان می یابد. معشوقه چاپلین اعدام می شود...

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش دریم لند / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس‌ها ››

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
Www.meidaan.com
سبا معمار - نوید قویدل :
مدارسی که در آن تحصیل می‌کردم، تا چهارده سالگی، با تمام عیب و نقص‌هایی که داشتند، جایی برای تخیل و بلندپروازی‌هایم باز می‌گذاشتد. در دوره‌ی راهنمایی، مسئولان مدرسه اعتماد قابل توجهی به دانش‌آموزان داشتند و به من اجازه می‌دادند برای مراسم صبحگاهی، برنامه‌ریزی کنم. این اعتماد، باعث شادمانی و خوشی همه‌ی ما دانش‌آموزان، و حتی معلم‌ها و مسئولان مدرسه شده بود چرا که مراسم را صبح هر روز به شیوه‌ای متفاوت برگزار می‌کردیم. آن زمان تخیلم دیوانه‌وار کار می‌کرد و تا می‌توانستم می‌نوشتم و مطالعه می‌کردم. هر کتاب و داستانی، پیش چشمم زنده می‌شد و خودم را کنار شخصیت‌هایش قرار می‌دادم و داستانی موازی با آن می‌ساختم. با پایان دوره‌ی راهنمایی وارد دبیرستان سخت‌گیری شدم که می‌خواست ما- نوجوان‌ها- را سربه‌راه بار بیاورد. در محیطی قرار گرفتم که همه‌چیز، از رنگ کفش تا آن‌چه که در کیفمان همراه داشتیم یا نحوه‌ی وقت‌گذرانیمان در زنگ تفریح، و یا اینکه با چه کسانی معاشرت می‌کردیم و موهایمان را چقدر کوتاه یا بلند نگه می‌داشتیم، کنترل و شیوه‌ی درست هرکدام از این‌ها مو به مو به ما دیکته می‌شد. این بود که دیگر احساس امنیت نمی‌کردم و نمی‌توانستم بنویسم، همواره نگران قضاوت شدن بودم و تخیلم دیگر دوست و همراه من نبود و هیچ لحظه‌ی خوشی برای خودم یا دیگران فراهم نمی‌کرد.
برایم عجیب بود که این دو، یعنی شرایط مدرسه‌ی جدید و نوشتن‌هایم چه ربطی به هم دارند. تا اینکه با نظریه‌ی یک روان‌پزشک آمریکایی، به نام پال تورنس آشنا شدم که می‌گوید: «تخیل دانش‌آموزان با سخت‌گیری زیاد از بین می‌رود و آن‌ها مجبور می‌شوند خیلی زود فانتزی را حذف کنند، [چون] آن‌ها از فکر کردن می‌ترسند.» حالا می‌بینم، اینطور که پیداست من، تنها دانش‌آموزی نبوده‌ام که طی دوران تحصیلش اسیر ترس و نگرانی شده و تخیل رهایی بخش‌اش را حداقل برای دوره‌ای از زندگی از دست داده است.
تلخی ماجرا اینجاست، ... دیدن ادامه ›› که ما در مدرسه تمام نمی‌شویم. بلکه ما همان تن‌-هوش‌هایی هستیم که در خانه و جامعه نیز زندگی می‌کنیم. بر همین مبنا، تحت فشار نهادهای یک جامعه‌ی بسته می‌آموزیم که رویاپردازی و تخیل اشتباه است. تشویق می‌شویم به آنچه واقعی است استناد کنیم و دست از فکر کردن به شیوه‌های دیگر زندگی که فعلاً وجود ندارد برداریم. و در نهایت، با همان تصوری زندگی کنیم که سنت و قوانین از ما انتظار دارند، سنت و قوانینی که آن‌ها نیز جایی برای تخیل نمی‌گذارند. ما به تدریج می‌آموزیم که حتی در خواستن، حتی آنجا که باید سبک‌بال و آزادانه آرزو کنیم زیر سقف‌های شیشه‌ای و کوتاه پرواز کنیم.
ما یاد می‌گیریم که «مطالبات حداقلی» داشته باشیم و خدا را شکر کنیم که شرایط وخیم‌تر از این نیست. به ما می‌آموزند که با ترس تخیل کنیم، و شرایط بدتر از این را در نظر بگیریم و به نوعی تخیل منفی، و ویرانگر عادت کنیم.
احتمالا برای همین هست که وقتی از زبان‌آموزانم می‌پرسم رویای‌شان چیست، پاسخشان چیزهایی فردی و جزئی است. آن‌ها می‌خواهند مهاجرت کنند –رهایی، حتی در رویا با فرار است که محقق می‌شود. و این یعنی تخیل ناامید و محدود شده.
اگر خواب ببینید که به یک باره در برابر سرکوب توانمند شده‌اید و هیچ‌چیز نمی‌تواند آزادی‌تان را از شما بگیرد، خوب است یواشکی احساس خوش‌بختی کنید و آن را جایی در دفتر یادداشت‌تان بنویسید. زیرا چنین چیزی را جز در خواب تنها ممکن است در تئاتر ببینید. اما چه اتفاقی می‌افتد وقتی حتی تئاتر را طوری تربیت کنند که نتوانیم در آن رویایی داشته باشیم؟ احتمالا اتفاقی مشابه آن‌چه این سال‌ها افتاده است. تئاترهای پیچیده و پر اختشاش که با تلاششان برای درخشان بودن چشم‌هایمان را می‌آزارند. تئاترهایی که سعی می‌کنند واقعیت باشند نه تصور و تخیل. تئاترهایی که به قول رژی دبره مرده هستند زیرا برای نشان دادن مردگان از تن‌هایی مرده استفاده می‌کنند و با نمایش آن‌چه که هست، تئاتر را نیز به کشتن می‌دهند. این روزها اما گروه نمایش تریویا با الهام (یا دقیقتر مایمسیس) از سینمای صامت چاپلین، به جای حرف زدن عمل می‌کند و به جای واقع‌نمایی رویا می‌بافد. نمایش اخیر این گروه، دریم‌لند چیزی جز سلسله‌ای از رؤیاها نیست. رویاهای شخصیت اصلی آن یعنی چاپلین.
رویاهای چاپلین نیز در ابتدا متاثر از واقعیت و همراه با ترس و سرکوب است. او معشوقی دارد که پلیس و کشیش او را می‌کشند و این تکرار می‌شود. تا اینکه چاپلین کلافه و مستأصل شروع به شک کردن درباره‌ واقعی بودن کابوس‌هایش می‌کند. ما نیز با او پی می‌بریم که آنچه واقعی می‌پنداشتیم خواب و خیال بوده است. او از تماشاگران کمک می‌گیرد و بعد از کشف این موضوع، که همه چیز رویای اوست، ترس را کنار می‌گذارد، علیه نهادهای سرکوب‌گر شورش و آزادی خودش/خیال را اعلام می‌کند. در پایان او نه تنها خود را آزاد که با رویایش دیگران را نیز آزاد می‌کند.
این کشف او، یعنی محو بودن مرز میان خیال و واقعیت، کشفی بنیان‌ستیز است. دریم‌لند تلویحا به ما می‌آموزد که ما نه در واقعیت و نه در خیال بلکه در موقعیت به سر می‌بریم. و موقعیت اگرچه واقعی است اما قابل طرح‌اندازی و تغییر است. کافی است آن را جور دیگری تصور کنیم تا جور دیگری تجربه‌اش کنیم، کافی است بخواهیم که جور دیگری باشد. به زبان ساده اگر واقعیت فعلی با تخیل منفی ساخته و کنترل شده است، پس چرا نتوان با تخیل رهایی‌بخش واقعیت جدیدی ایجاد کنیم؟ همین کشف مهم است که مخاطبش را به وجد می‌آورد. کشف این‌که پس زدن دست سرکوب از رویاهایمان چقدر ضروری و شادی‌آور است. دریم‌لند هشدار می‌دهد که تخیل نیز ممکن است دچار ترس و عادت شود و بدین‌ترتیب خاصیت رهایی‌بخشش را از دست بدهد. بنابراین دعوت می‌کند که علیه ترس‌هایمان شورش کنیم، شاید آنچه تجربه می‌کنیم صرفاً یک کابوس باشد.
سلام
وقت بخیر
با توجه به شرایط جدید پیش آمده (بیماری کورنا و تعطیلی تئاترها و ..) و با توجه به اینکه ما (دانشجوها) مجبور شدیم بریم شهرستان، اگر امکانش هست برگزاری نمایش فوق العاده خوب «دریم لند» را به بعد از عید موکول کنید. یا حتی اگر قبل از عید این نمایش نشان داده می شود، بعد از عید هم دوباره اجرا شود. چون با دوستانمان خیلی وقت بود که برنامه ریزی کرده بودیم این تئاتر خفن را ببینیم.
اگر این اتفاق بیافته خیلی خیلی ممنون میشم ازتون
صبا نجاتی، امیرمسعود فدائی و آوا تدین این را دوست دارند
دوست عزیز سلام. ممنون ازتون بابت انرژی خوبتون. قطعا تا بهتر شدن شرایط و از بین رفتن ریسک بیماری، دریم لند و احتمالا هیچ تئاتر دیگه ای اجرا نخواهد شد. امیدوارم هر چه زودتر این اتفاق بیفته. سلامت باشین ❤️
۱۴ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یک کار خوب و متفاوت
امیرمسعود فدائی این را خواند
صبا نجاتی و آوا تدین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سرکوب شدید و القای حس تنهایی، میتونه باعث قطع ارتباط با واقعیت و پناه بردن به رویا بشه. رویای شیرین و خماری بعدش رو دوست ندارم.

و یه نکته هم در مورد اون تعامل بازیگر با تماشاگران و شکستن چارچوب و قانون صامت بودن این بود که بعد این اتفاق انگار تماشاگران هم فهمیدن میشه به چارچوب ها پایبند نبود، بخش بزرگی از تماشاچیان تقریبا هر کاری دلشون میخواست داشتند میکردند :)
ممنون که نظرتون رو برامون نوشتین ❤️
۰۲ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
من در رویای خودم آزادم!
شما در رویای من آزادید!

نمایشی خلاقانه و دل نشین با بازی های به اندازه و متناسب با فرم که حرف های زیادی را در سکوت می زند. غرق می کند در این کابوس های تلخ و رویاهای شیرین. جایی که کابوس ها به بیداری رخنه کرده و رویا ها هنوز رنگ آرزو دارد.

آزادی، رویایی که چشیدنش هم شیرین است
ممنون که دیدین :) ✨
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
ممنون که ما رو دیدین ❤️
۰۲ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

خواب رویای فراموشی هاست!

خواب را دریابیم،

که در آن دولت خاموشی هاست...

من شکوفایی گل های امیدم را در رویاها می بینم،

و ندایی که به من می گوید:

گرچه شب تاریک است

"دل قوی دار"

سحر نزدیک است...

(حمید مصدق)
به آگاهی می رسد خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش به کارگردانی مرتضا جلیلی دوست و بازی المیرا آشفته، مصطفا امیری، آوا تدین، متین حبیبیان، اسماعیل خزائی، آرش رفیعی، سپهر طهرانچی، رضا مداح، صبا نجاتی روزهای یکشنبه ۴ تا سه‌شنبه ۶ اسفندماه فردا چهارشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
محمد عطایی این را خواند
م. ع این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نمایش بعد از دوم هم تمدید میشه ایشالا؟
آوا تدین و صبا نجاتی این را خواندند
م. ع این را دوست دارد
بله بله
۲۹ بهمن ۱۳۹۸
چه عالی
۳۰ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
امکانش هست یک سانس ویژه برای ساعت زودتر قرار بدین؟
سلام دوست عزیز. به دلیل این که در حال حاضر سه نمایش در سالن مستقل اجرا میرن هماهنگ کردن سانس زودتر کمی سخت هست. البته که تلاش خواهیم کرد تا راهی برای امکانش پیدا کنیم ❤️
۲۹ بهمن ۱۳۹۸
ممنونم برای تلاشتون❤️
۲۹ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
برای چاپلین :
سرت سلامت بازیگر ..............
.
واقعا فک میکنم ظرفیت اینو دارم که 3-4 ساعت همینطور صامت برام اجرا کنه و حظ کنم
از هفته ی پیش که نمایش رو دیدم جدا هر روز دلم برای چاپلین تنگ میشد و بالاخره امشب تونستم دوباره برم و باید بگم که واقعا تماشاییه



هر چه کردم بفهمند فقط خندیدند
ممنون که باز هم ما رو دیدین و خیلی خیلی ممنون از انرژی خوبتون ❤️
۲۹ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
تئاتر به معنای واقعی. به شدت لذت بردم از دیدن این اثر. بازی ها،میزانسن،نور،صدا،صحنه،.. عالی عالی عالی. وقتی بتونی به صورت صامت اینقدر خوب مفهوم رو بیان کنی و بدون ذره ای لوده گری مخاطب رو بخندونی ینی کار به شدت درست بوده و هست
منتهی چند تا نقد به این اثر داشتم
یک اینکه اول تئاتر خیلی سردرگم بودم و نگاهم نمیتونست متمرکز باشه
دوم اینکه بنظرم شکستن دیوار چهارم در این کار برای من اصلا دلنشین نبود
سوم نقش کشیش بود که بلاتکلیف بود
چهارم اینکه تئاتر در ایران داره اجرا میشه و بیننده ها ایرانی هستند، دلیل استفاده از زبان انگلیسی رو متوجه نشدم!
ممنون بابت این اجرای خوب و خسته نباشید به تمام عوامل عزیز
ممنون که دیدین و نظرتون رو به اشتراک گذاشتین :) ✨
۲۸ بهمن ۱۳۹۸
خیلی ممنون که ما رو دیدین و ممنون که نقدتون رو نوشتین ❤️
۲۸ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بهترین نمایش سال 98 بود که دیدم واقعا خسته نباشید... لذت بردم
از همخوانی فرم و محتوی
از بازی ها
از ایده های پشت سر هم که مدام سورپرایزم می‌کرد
از ایده ی اینتراکتیو شدن کار در چند جا
وای عالی عالی عالی
ممنونیم از شما و خوشحالیم که لذت بردین ❤️
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
خانم نجاتی عزیز چقدر خوشحالم که این کار رو از دست ندادم واقعا بهتون خسته نباشید میگم، این اواخر دیگه داشتم نا امید می شدم از دیدن تئاتر های افتضاح روی صحنه ، تئاتر شما واقعا حالمو خوب کرد
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
ممنون ازتون :) ✨
۲۸ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بسیار بسیار این نمایش دوست داشتنی رو دوست داشتم...یه مقدار اوایل کار به خاطر سرعت بازی و شلوغی صحنه تمرکز برای درک همه صحنه های نداشتم که بعد به این نتیجه رسیدم که خوب رویا همینه...همش و یادت نمی مونه.
خیلی ممنونم ازتون. خوشحالیم که لذت بردین ❤️
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
خیلی هم عالی :) ✨
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دقیقاً دربارهٔ همین نمایش انقدر تعریف می‌کردین؟!

پی‌نوشت: منکر تلاش‌های بسیار زیاد بازیگران و سایر عوامل کار نیستم ولی نمایش برای من خسته‌کننده و سردرگم و خب که چی؟! بود!!
آنچه تو هستی با آنچه من هستم متفاوت است. پس آنچه من دیدم با آنچه تو دیدی نیز متفاوت :)
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
فدایی خان..
باید می آمدی جشنواره هامون..
مفهوم خب که چی را بیشتر درک کنی...
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
آقای فدائی خیلی ممنونم ازتون.نه این چه حرفیه قطعا ایراد از شما نیست و نظرتون محترمه ❤️
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
V
سلام
دوست داشتم کارشون رو، واقعا زحمت کشیده بودن. میزان سن ها، موضوع تئاتر، بدن بازیگرا (که البته با کار بیشتر بی نقص تر هم میشه) و ... خیلی خوب بودن. ⁦❤️⁩
ممنوووون :) ✨
۲۴ بهمن ۱۳۹۸
خیلی ممنونم ازتون ❤️
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خیلی وقت بود بیناییم همچین تصاویر زیبایی به خودش ندیده بود
چقدرررر قشنگ بودید..... چقدرررررررر
خوشحالیم که دوست داشتین :) ✨
۲۴ بهمن ۱۳۹۸
ممنون از شما. خوشحالیم که لذت بردین ❤️
۲۴ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش به کارگردانی مرتضا جلیلی و بازی المیرا آشفته، مصطفا امیری، آوا تدین، متین حبیبیان، اسماعیل خزائی، آرش رفیعی، سپهر طهرانچی، رضا مداح و صبا نجاتی، روزهای یکشنبه ۲۷ تا سه‌شنبه ۲۹ بهمن‌ماه امروز چهارشنبه ساعت ۱۶ آغاز خواهد شد.
م. ع این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
کاش زمان شروعش زودتر بود...
پویا فلاح و آوا تدین این را خواندند
bahar، بهناز، غزال م، رویا، م. ع و صبا نجاتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
کاش واس چند روز پایانی سانسش با "است" جابه جا بشه.
پویا فلاح و آوا تدین این را خواندند
بهناز، زهره مقدم، رویا، م. ع، صبا نجاتی و رضا مظفری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با این پیش فرض که اطلاعات کافی و دقیق در مورد تئاتر نداشتم بلیط این نمایشو گرفتم و واقعا خوشحال شدم که اولین تئاتری که دیدم انقدر زیاد به دلم نشست و به خاطر این اجرای زیبا یک نفر مسحور تئاتر شد هنری که مثل خیلی از هنرهای دیگه پتانسیل بالفعل زیادی داره و امیدوارم با تبلیغات صحیح بیشتر به مردم معرفی بشه،خیلی برام جالب بود که پیوند قدرت و اعتقادات غلط چقدر میتونه دنیارو به جایی زشت تبدیل کنه
مرسی که اجرای ما رو دیدین و خوشحالیم که اینطور بوده :) ✨
۲۳ بهمن ۱۳۹۸
خیلی ممنون که ما رو دیدین و چه خوب که لذت بردین ❤️
۲۳ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید