کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش نمایش نامه خوانی چرمِ شیر ,پرِ کاه
S3 : 13:23:53 | com/org
امکان خرید پایان یافته
  
  جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۳
  ۱۹:۰۰
  ۴۰ دقیقه
 بها: ۸,۰۰۰ تومان

خلاصه داستان : آیا نقطه ی زیر علامت سوال ,همان نقطه ی زیر علامت تعجب است ؟!...

تلفن:22227091-26409415

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
قلم یعنی تورا به حرکت درآورد
یعنی جوهره ی وجود تورا آرام آرام به واژه بدل کند ...
واژه هایی که سراسر احساس ، اندیشه ، تفکر و مهارت ست ...
آقای سلمانی عزیز
شما حرکت کرده اید ....
کسی که مدعی ست هنر دوست ست وهوادارش، تمام تلاشش را میکند که نقشی سازنده دراین مسیر داشته باشد
مگر میشود هنر شما و گروه تان را نادیده گرفت؟ مگر میشود طرفدار هنر بود و زیبایی ها و جسارت شما و گروهتان را دراین راه ندید ، مشوق نبود و دستتان را به گرمی نفشرد؟
مگر میشود بدور از حب و بغض ، برحقیقتی که دارد از حرف و ایده و آرزو به فعلیت میرسد ، صحه نگذاشت؟
بشخصه باعث افتخارم ست از دوستان ِخوب و جوانم چنین حرکت ... دیدن ادامه ›› های رو به رشدی میبینم و بی هیچ اغراق و تعارفی ، تا آنجا که در توانم باشد حامی آنها خواهم بود
نقد و ستایش هر اثر ، تابع شرایط ، المانها و ساختاری ست که باید درنظر گرفته شود
پیش از هر قدمی ، من و تمام دوستانی که آرزومند موفقیت و پیشرفت هنری شما و گروهتان هستیم
لازم ست کنارتان باشیم
پس دوستان خوب ِهنرمندم
اقای سلمانی و ضیایی پور
مارال عظیمی، آریو راقب کیانی، شاهین نصیری و آذرنوش شهابی عزیز
پرتوان مسیرتان را ادامه بدهید که تنها نیستید ....

نیلوفر ثانی
اسفند93
یه کَف مرتب برای بان ثانی و دوستان نمایش
۱۸ اسفند ۱۳۹۳
بانو ثانی عزیز
ممنون از متن کامل و جامعتون

منم هرچی که خانم ثانی گقتند...:D

"....مارال عظیمی، آریو راقب کیانی، شاهین نصیری و آذرنوش شهابی عزیز
پرتوان مسیرتان را ادامه بدهید که تنها نیستید ....

شاد و خندان باشید
۲۰ اسفند ۱۳۹۳
درود هانیه جان..این حس مشترکی ست که دوستان خوب در آن باهم سهیمند..ممنون از تو ونگاه همیشه دقیقت
۲۰ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
**یادداشت نویسنده و کارگردان رضا سلمانی **


خدایا ممنون که به بهانه ای دیگر لذت دیوارنویسی را به من عطا کردی. یاریم کن تا خوش خط و بدون غلط بنویسم.
اوایل از روی نادانی و بی خبری فقط به دیوارنویسی دوستانم نگاه می کردم. سعی می کردم سرمشق بگیرم،تمرین کنم تا کم کم من هم روی تکه ای از این دیوار بنویسم. مدتی روی این دیوار شعر نوشتم حتی المقدور به دور از شعار. تمام تلاشم را کردم تا شعوری برای خود دست و پا کنم. نمی دانم بدخط بودم یا خطم برای عده ای خوانا نبود که دیوارنوشته هایم را پاک کردند. حتما من بدخط بودم. دیگر ننوشتم اما از پای دیوار نرفتم. نشستم و باز هم نگاه کردم مانند روزهای اول. دست و پا زدن برای دست و پا کردن دست و پای شعورم.
اما چند نکته :
1) سپاس از همه شما . کارمان را دیده یا ندیده فرقی نمی کند . مخلصیم
2) سپاس از همه کسانی که کارمان را دوست داشتند.
3) بسیار سپاس از همه کسانی که کارمان ... دیدن ادامه ›› را دوست نداشتند.
4) و بسیار بسیار سپاس از همه کسانی که نقدمان کردند. دیوارنویس ها، مگر غیر است که ارائه یک اثر هنری با نقد تکمیل می شود؟ مگر غیر این است که یک گروه هنری تلاش می کند تا با ارائه هنر خود نقد شود و نقاط ضعفش را شناخته و درصدد رفع آن ها برآید؟ مگر غیر این است که نقد کوبنده یا سازنده، درست یا نادرست ، محلی برای یادگیری ماست؟ مگر غیر این است که لذت یادگیری بی نظیر است و بی همتا؟
5) مسعود آبایی عزیزم، سپاس از نکات خوبی که به آن ها اشاره کردی . مفتخرم به دوست خطاب شدن توسط تو و به درستی که دوستی را در حق من تمام کردی زیرا به من آموختی زیرا نقدم کردی. دوست خوبم ، محمد چرمشیر مسئول آسانسور ساختمانی بود که معمار آن حمید پرکاه است نه من. محمد چرمشیر برای من شخصیتی محترم و عزیز بوده ، هست و خواهد بود. ایضا پژمان جمشیدی و محمد رحمانیان. فکر میکنم حمید در شرایط مناسبی برای قضاوت و صدور حکم درباره این عزیزان نیست. آیا در عالم واقع یک انسان غیبت همکارش را نمی کند؟ پیش دیگران برای همکارش نمی زند؟ در انتها امیدوارم ایران به سطحی از یکپارچگی و وحدت در عقیده و بینش نایل شود تا من هم بتوانم بگویم که اینجا ایران است. یک قاضی دادگاه خانواده و یک وکیل پایه یک دادگستری از پرونده هایی برای من گفتند که... بگذریم
6) سپاس از مارال عظیمی برای آن همه عشق ، محبت و انرژی مثبت
7) سپاس از آریو راقب کیانی برای آن همه عشق ، تلاش و همت
8) سپاس از شاهین نصیری برای آن همه عشق ، تیزهوشی و دقت
9) سپاس از آذرنوش شهابی برای آن همه عشق ، بزرگواری و متانت
10) سپاس از جهانیار بهشتی برای آن همه عشق ، آرامش و نجابت
11) سپاس از حسام رستمعلی برای آن همه عشق ، همراهی و ظرافت
12) سپاس از امیرحسین ضیایی پور برای آن همه عشق ، دوازده عامل ذکر شده بالا و صد عامل دیگر
13) و در انتها سپاس از محمد عمروآبادی برای ساختن این دیوار که اگر این دیوار نبود این گروه دور هم جمع نمی شد.
همچنان بیننده دیوارنویسی شما
رضا سلمانی
اسفندماه یک هزار و سیصد و نود و سه


پ.ن:
(چون خود رضا اکانت تیوال نداره از من خواست این متن رو روی سایت قرار بدم )
همشو هستم!سپاس از همتون

بی نظیرین دوستان
همیشه موفق باشین
یه ویژگیه دیگه هم همتون دارین!
باعث افتخار مایینن
دوستتتووننن دارممم
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
خیلی خوبی ارش :)
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
خب خدا رو شکر عشق رو همه مون داشتیم :D مرسی رضا جان تو بهترین کارگردانی هستی که تا امروز افتخار همکاری باهاش رو داشتم :) :D (این جمله اخیر مصداق جو گیری من بود :D ) دوستت داریم پسر :)
۱۸ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دارم دیووووونه میشم که واقعا چرا نمایش 2 اجرایی بود و من نبودم :)
میدوننننم برای همین به شما گفتم که به گوش نویسنده و کارگردان برسونید ^_^
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
اون هم به روی چشم خبر میدم :)
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید

درخت معجزه نیستم
تنها یکی درختم و جز اینم هنری نیست
که آشیان تو باشم


دوستی و لحظه‌های خوبی که از شروع کار در کنار پنج یار دوست‌داشتنی گروهمان تجربه‌ کردم،
حضور و مهربانی همه‌ی دوستهای عزیزی که دلگرمی ما بودند،
من را بس!

کاستیهایمان را ببخشید و خوبیهایش را نگه دارید :)


ارادتمند

و مارال عظیمی خوب است

و خودش بهتر می داند که از ته دل به خوب بودن و مهربانی اش ایمان دارم

و کنارش تمرین کردن و یاد گرفتن لحظه های لذت بخشی است

مرسی مارال. واسه تک تک این لحظات.
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
هواکشتونم* بچه ها

(fan*)
۱۹ اسفند ۱۳۹۳
محمدرضا :))
عزیزی آقا..متچکریم
۱۹ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
در نظر بازی ما بی نظران حیرانند
من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند

انتظار دیگه ای نداشتم از رضا سلمانی جز اینکه تو این رکود تئاتر و سینما و... برای اولین کارش این تعداد ادم رو بکشونه فقط با یه سر زدن به سالن های مطرح شهر و کارگردانای کارکشته و متنهایی که بیشترشون از اشمیت و پینتر و چخوف هست و دیدن اینکه این نمایش ها بازدید انچنانی نداره میشه فهمید یه جوونی که کاره اولشه بازیگرای عزیزشم کار اولشونه مشاور دوست داشتنیش هم کار اولش بیخود نبوده که این تعداد ادم رو جمع کرده واسه دیدنش
فکر میکنم حدود یکسال پیش بود که نمایشنامه رو خوندم اون شب که به ... دیدن ادامه ›› دستم رسید 10بار خوندم و یک شب تا صبح خوندم و خوندم و خوندم...
رضا سلمانی استاد واژه بازی و حرف زدن لا به لای واژه هاست شاید نمایشنامه خوانی به تنهایی نتونه رسالت این اثر رو برسونه اما در همین حد هم حرف های زیادی برای بیان داشت
از طعنه عمیق و قابل تفکر به روشنفکری از دسته بندی کردن هنر و هنرمند از مرز ناامنی که باید امن ترین حریم هر کسی باشی و تقابل دو نوع فلسفه و جهانبینی یکی فلسفه شاعر پیشگی حمید پرکاه و دیگری فلسفه آرش و جهانبینی اسبیش
بی تردید از زحمات و بازی خوب آریو که استیصال حمید و به رخ کشید یا شاهین نصیری عزیز که آرش رو به معنای واقعی پدیدار کرد و خانم عظیمی نیلوفر رو در ذهن تک تک بیننده ها آفرید مسلما از نقش و یاری خانم شهابی هم نمیشه گذشت
در آخر باید بگم بی نظران غرق جسات نظر بازی رضا و گروهش شدند تبریک میگم به همتون و خودم که عزیزانی همچون شما دوستانم هستید
شاید نمی رسد فریاد ما به هیچ کجا
اهسته گویم این حرف دل با شما

به سهم اندک خودم در این اجرا از لطف و بزرگواری یکایک همراهان عزیر سپاسگزارم.
باز هم به سهم کوچک خودم امیدوارم لحظاتی که همراه اجرا بودید خاطر عزیزتان را مکدر نکرده باشد.
و سپاس از رضا سلمانی عزیز که اجازه داد در این کار کنارش باشم و از همه ی اعضای خوب و بی نظیر گروه که بسیار اموختم در کنارشان که بی شک بزرگترین درس برای من درس دوستی و بزرگواریشان بود.

سپاس...
بدون کوچکترین تعارف و اغراقی باید گفت سطح اجرا واقعا فراتر از حد انتظار بود. خوانشگران به خوبی در نقش خود جا افتاده بودند و درک نسبت کاملی از متن داشتند. واین نشانگر این مطلبه که دوستان تمرینات موثری پشت سر گذاشتند و برای کارشون ارزش قائل بودند.
هر چند خود متن در مقاطعی نارسایی هایی داشت اما همین آمدن از کنار گود به داخل معرکه جسارتی میطلبه که دوست خوبمون جناب سلمانی از عهده به خرج دادنش بر اومده بودند.
خسته نباشید جانانه به همه دوستان عزیزم و آرزوی دیدن مجددشون اینبار در صحنه های بزرگتر و معتبر تر!
پ.ن1 : واقعا دیدن دوستانی که همیشه باهاشون در یک سوی صحنه بودیم و کارهای دیگران رو مورد نقد و بررسی قرار میدادیم؛ اینبار در آن سوی صحنه حس و حالی خوب و در عین حال غریب داشت که اگه خودت به جای اونها بودی نتیجه چی میشد.
پ .ن2: به شدت خواهان گزارش تصویری هستیم!:)
و در پایان بازم دم همتون گرم!
بدون هر گونه تعارف و اغراق دارم میگم محبت داری استاد :) جواب متن هم باشه با کارگردان :) بازم ممنون که بودی و هستی و خواهی بود
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
اولا که استاد خودتی ! این وصله ها به نمیچسبه!:))
ثانیا در مورد بخش "خواهی بود" از صمیم دل امیدوارم! کجا بهتر از کنار یاران موافق و رفیقان گرمابه و گلستان؟:)
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
گلستان رو پایه ام اما در مورد گرمابه با توجه به انقراض خزینه فکر نمی کنم گرمابه های امروزی جایی برای من و تو به صورت هم زمان داشته باشه :D از نظر مسائل اخلاقی هم خیلی صحیح نیست البته :D
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بر من ببخشایید، اگر چه خیلی دیر، خیلی دور
ولی احساس می کنم رسیده ام، شاید!
به شما، به ما … به او …
(متن سنگ قبر خسرو شکیبایی )

خدا را شاکرم که این توان را به من داده است که بتوانم خودم را برسانم، به که و به چه اش را خودش مقدر میکند ... 15 اسفند روز درختکاری تقارن عجیبی داشت برایم با کاشتن و شاید برداشتن آن چیزی که قرار است کاشته شود و انتظار برای هرس شدن دارد از چشمان نظاره گر طبیعت دوست شما. هر آنچه که بود گذشت، خیر و شر را سپردیم به دل و سلیقه شما. امیدوارم که اگر رو سفید نشدم، رو سیاهی هم نمانده باشد برایم و اگر شرمنده حضورتان و آن حمایت پر مهرتان به خاطر کاستی و ضعف هایم شده ام، بر من ببخشایید. خوانش نمایشنامه خوانی چرم شیر، پر کاه انجام شد، قطعا یک جاهایی ناخوانا بودیم، یک جاهایی فریاد نارسا بودیم، یک جاهایی کودکانه بودیم، یک جاهایی خواستیم آدم بزرگ باشیم و ... و آخرش آن چیزی که مهم بود، بودن در کنار شما بود.. نمایش است دیگر و آن دنیای ساختگی غیر واقعی اش و تجسم و ترسیم. حالا که نمایشنامه خوانی است دست و پای بیشتری میزند ... دیدن ادامه ›› برای رسیدن به سر مقصد منزول. قصه دیروز ما به سر رسید و رسالت ما که خواندن روایت شوریده حالی یک آدم بخت برگشته بود با تپق زدنهای من سعی میکرد که پر پر زنان به خانه اش برسد. همچنان همه چیز کما فی السابق برایمان از حفظ ارزش تا رعایت اخلاق محفوظ و محترم است. از کرامت انسانی تا جایگاه انسانی. از شاگردی تا استادی. از آموختن تا یادگیری. اگر عمری باقی ماند همچنان قصه میگوییم. شاید حرفی تازه. خدا حفظتان کند.

عزت زیاد


نمایش است دیگر و آن دنیای ساختگی غیر واقعی اش و تجسم و ترسیم. حالا که نمایشنامه خوانی است دست و پای بیشتری میزند برای رسیدن به سر مقصد منزول.
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
آریوی عزیز هرچند متاسفانه نشد تجربه ی دیدن و شنیدن حضور سبز شما دوستان در آن سوی صحنه رو داشته باشم، هر چه نوشته شد خوندم و امیدوارم، امیدوارم باز هم جسارت و همت تکرار اینچنین رویدادها رو داشته باشین که قطعا کار آسونی نیست و سراسر چالشه، براتون آرزوی سربلندی در این چالش رو دارم و امیدوارم دفعات بعد هم در راه باشه و از دیدنتون مسرور بشیم ؛)
۱۸ اسفند ۱۳۹۳
@حسام الدین حیدری : ... دیگر چه بگویم رفیق
@محمود زهره وند : سلام بر جناب زهره وند عزیز، بسیار حیف شد که فرصت دیدار با جنابعالی را از دست دادم، دوستان لطف دارند و البته در اینکه جای شما سبز و خالی بود شکی نیست. به امید دیدار با شما به بهانه ای در هر فرصتی ... مانا باشی محمود عزیز
@ماهور ابراهیمی : ماهور عزیز، خواهر بزرگوارم سپاسگزارم از حمایت و حضور گرم شما و رضای جان
@ابرشیر : چقدر دوست داشتم که ملاقاتت کنم ابرشیر ... کاش این پیش بینی را نمیکردی که دیگر دچار اعتماد به نفس کاذب نشم در این عرصه :) ... دلخوشیم به دوستی سبزی که با شما داریم ، خدا شما را برای تیوال محفوظ بدارد
@شاهین نصیری : همیشه فکر میکردم که اگر یک روز من و تو در یک ... دیدن ادامه ›› اتاق در بسته باشیم چه اتفاقاتی میفتد؟! از مباحثه به مجادله و سپس مقاتله و همه این ها زیر تفکرات مغالطه گر هر دومان :))) ... رفیق شدیم و هر دومان زنده ماندیم و لذت بردیم... روز های خوبی بود و خاطره ساز ... منتظرم که اون منظومه مدنظرت رو ببریم اجرا :)) ... به زودی
@پرند محمدی : مرسی و واقعا مرسی از آرزو های خوبت ... باغ زندگانی شما هم پر بار و بر
@مریم خیابانی : مریم گرامی نقد شما و همه دوستان منقد فرهیخته عزیز را همیشه روی چشم میگذارم، سکوت میکنم و می آموزم هر آنچه و هر کجا که درجا زدم و میزنم. راست میگویی جسارت کردم و خود را به چالش کشاندم و حاصلش تجربه دوست داشتنی بود. ممنونم از نگاه پر مهرت و آرزو های والایت ... شاید دفعه ای دیگر این افتخار نصیبم شد که تماشاگر بی هنری ام باشی ... سپاس
۱۹ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سلام،

در وهله اول خوشحالم که تونستم این کار رو که حاصل تلاش دوستان عزیزم بود ؛ ببینم.

و سپس تبریک میگم ( یک تبریک صمیمانه و پر از آرزوی خوب و سبز) به دوستان خوبم؛

آذرنوش دوست داشتنی، مارال نازنین، آریو و شاهین عزیز بابت اجرای خوبشون.

امیدوارم در سایه لطف و نگاه سبز خدا، موفقیتهای بیشتری رو در این زمینه تجربه کنید و ما هم از حضور

در کنار شما عزیزان، مسرور و مستفیض باشیم.

در کمال احترام - پــرنـــد
پرند و مهسای عزیزم چقدر از دیدنتون خوشحال شدیم....ممنون که وقت گذاشتین و اومدین
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
آذرنوش جانم، وطیفمون بود .. موفق باشی و مانا، نازنینم
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
"خلاقیت یعنی چیزایی که نمی دیدی رو ببینی و چیزایی که می دیدی رو یه جور دیگه ببینی" دیالوگ ماندگار

کار دوست داشتنی رو میشه دوست نداشت؟!!!

آذرنوش، مارال، شاهین، آریو همگی مسلط بودید. واقعا خسته نباشید.

(قسمتی که آریو پیر شده بود خیــــــــــــــــــلی خوب بود.)

به امید تماشای کارهای بعدی شما!


دقیقا باهاتون موافقم نازی عزیز کاری که در اون کلی انرژیهای خوب رد و بدل میشه و کلی دوست داشتنیه رو نمیشه دوست نداشت ... به امید کارهای بعدی بچه ها .
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
نازی جانم وقتی با لبخند گفتی که از کار خوشت اومد یکی از شیرین ترین لحظات زندگیم بود...مرسی مرسی مرسی
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دیروز رفتم
کارو دیدم
و عجبا که نقش خوانان بینهایت از لحاظ صدا و چهره شبیه دوستان عزیز و هنرمند و هنردوست خودمون بودن که همیشه از تفکراتشون لذت میبردم و میبرم.

دوستان گرامی تبریک و تبریک و تبریک. هیچ چیز زیباتر و خاطره انگیز تر این نبود که نمایشنامه ای با ذوق و اندیشه هنری شما عزیزان در گوش جان و دل ثبت بشه.

آقای سلمانی گرامی بهتون تبریک میگم بابت قلم خوب ، روان و انتخابهای خوب و شایسته تون، توی هر زمینه برای تا به اینجا رسیدن این کار دوست داشتنی.
همه گروه : دست مریزاد و به امید موفقیت های روز افزون.
ماهور عزیزم مرسی از تو و رضای عزیز که با حضورتون مارو شرمنده کردین.... و اینکه ما بی صبرانه منتظریم که شمارو روی صحنه ببینیم.
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
سلام بر ماهور خانوم عزیز
سال نو بر شما و خانواده عزیزتون مبارک
شاد باشید...
۱۵ فروردین ۱۳۹۴
آقا میثم سلام و عرض ادب و تبریک فراوان
ممنون که مثل همیشه محبت خودتونو به من یاد آور شدید .
امیدوارم سالی سرشار از خوبیهارو شروع کرده باشید و به همراه همسر مهربان و دیگر اعضای خانواده به سلامتی و سرزندگی در گذر از مسیر سر سبز زندگی باشید.
پایدار باشید.
۱۶ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
مارال . آذرنوش . آریو و شاهین عزیزم همگی عالی بودین و راستش مطمئن بودم که همینطور می درخشین به همین خوبی و به همین دلنشینی ...
امیرحسین عزیز و جناب سلمانی گرامی خسته نباشید میگم به شما و البته کل گروه .
15 اسفند 93 خاطره زیبایی برامون ثبت شد ممنون از همه شما دوستانِ جانی .
ممنون از خودت آیدای عزیزم که اومدی و اینهمه انرژی دادی به گروه :*
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
امیرحسین جان وقتی داشتم برمیگشتم تو فکر تک تکتون و موفقیتهاتون بودم به تو که رسیدم دلم زودتر کتاب شعرتو خواست ... اون روز و جشن میگیریم .
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
حتماااااا
ممنون آیدا جان واقعا خوشحالم از این که دوست خوب و پر از انرژی چون تو دارم :)
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
مارال،شاهین، آریو و آذرنوش عزیزم
دمتون گرم که یک خاطره خوش با این خوانش در ذهن من ثبت کردید.
بواقع فراتر از انتظار من ظاهر شدید.همیشه خوش بدرخشید.
رضا سلمانی عزیز
تبریک بابت نگارش این متن و آرزوی توفیق روزافزون در این مسیر
امیرحسین عزیز،خداقوت و دمت گرم.
بیتای نازنینم :*
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
بیتا جان ممنون :)
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
امیرحسین عزیزم، پیروز باشی.
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
با شناختی که از دوستان دست‌اندرکار این اثر دارم بی‌شک نقاط ضعف و قوت کار تا حد زیادی برای ایشان روشن است و بارها به تحلیل آن پرداخته‌‌اند و نقد و بررسی این اجرا - حداقل در این مجال - چندان ضروری نمی‌نماید. فقط در این حد بگویم که خوانش‌ها قوی‌تر از آنچه بود که می‌پنداشتم و موفقیت عزیزان در ادامۀ راه و با کار روی متون قوی‌تر بلاتردید است .

دست مریزاد و به امید پیروزی بیش از پیش!
امیدوارم که عکس گروهی نگرفته باشید، اگر گرفتید هم کوفتتون بشه چون من خودم پیشنهاد عکس رو دادم ولی باید زود میرفتم و نتونستم بمونم! :(

خیلی خوشحالم که تونستم دوستان تیوالی رو به سهم خودم و با خرید یک بلیت حمایت کنم. فردا شاید یادداشتی درباره این کار بنویسم. فعلا فقط میگم خسته نباشید و براتون آرزوی موفقیتهای بیشتر دارم. :)
دوستان البته شوخی کردم! نوش جونتون باشه :))
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
حالا اشکال نداره عکس رو برام بفرستید من خودم رو فتوشاپ میکنم ؛-)
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
:)))
نمی دونم با موبایل کی بود هر کی بود خودش عکس بفرسته :)
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
ضمن خسته نباشید به عوامل محترم و بزرگوار:)



من امشب حدودا 4 ساعت رانندگی کردم و وسطاش یک ربع نمایشنامه خوانی هم دیدم:)))))))



و صد البته از تمام بزرگراه های شهر بازدید کردم و با رودبار غربی شمالی به طور کامل آشنا شدم:دی
الان مسیر میدان محسنی رو از مسیر خونمون بهتر بلدم ...چشم بسته
منظورم این بود که سالن رو پیدا نکردیم و دیر رسیدیم به اجرا:)
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
دچار خود زرنگ پنداری شده بودم:))

ما بیش از نیم ساعت تو میدون محسنی میچرخیدیم، تابلوی رودبار غربی رو نمیدیدیم ...شرقی رو میدیدیم،غربی رو که کنارش بود نمیدیدیم:)))



بی شوخی خیلی حیف شد...خیلی ذوق داشتم براش:)
برگشتنی هم یک مقدار دوستم اعصاب نداشتن:))))نشد که بمونم عرض ارادت کنم...
ممنون از شما
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
:)))

اختیار دارید ارادت از ماست :)
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سلیقه خوب گروه نمایش نامه خوانی در انتخاب هر دو آهنگ , از گروه ملودیک راک ShamRain از کشور زمستان های طولانی و سرد , فنلاند .. و سهیم شدن در احساس شنیدن برخورد قطرات باران در سوی دیگر یک پنجره ..

https://d3rt1990lpmkn.cloudfront.net/640/fd0768573160c8dc300be35ff520ebbc42182789

http://101.ru/vardata/modules/phorum/images/1321804591/146207/orig.jpg

آهنگ Raindrops از ShamRain

http://s4.picofile.com/file/8175349134/ShamRain_Raindrops.mp3.html

و To Leave

http://s6.picofile.com/file/8175350584/ShamRain_To_Leave.mp3.html

انتخاب موزیکها عالی بود.
۱۵ اسفند ۱۳۹۳
ممنون از شما ابر شیر عزیز .. بهر حال اون عکس حسابی با Cloud مرتبط هست :))
۱۶ اسفند ۱۳۹۳
shamrain
از گروههای بسیار مورد علاقه ام هستن و بیشتر از همه آهنگ Pieces
۱۱ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بذارید اولین نقد رو من بنویسم...
نه...
دلم نمیاد نقد بنویسم، چون اینجا جای نقد نوشتن نیست، جای آرزو کردن برای موفقیتهای آتیه که بارقه‌هاش رو به چشم دیدم و به گوش شنیدم.
پس فقط: یه «خداقوتِ» خیلی بزرگ به همتون...
اولین دوست داشتم هم مال من :)

و آرزوی موفقیت برای تمام گروه..

۱۵ اسفند ۱۳۹۳
جناب سلیمان زاده امیدوارم که بهبودی کامل حاصل بشه
۲۷ اسفند ۱۳۹۳
خانم عظیمی گرامی، Marillion ِ مهربان، ابرشیرِ فرزانه، شکیبای جان... فراتر از شمارش محبتتان را سپاسگزارم؛ چه خوب که تیوالی هست که در اون می‌شه محضر اینهمه انسانهای بزرگمنش رو درک کرد.


اینم فضولی من: راستی حالا که بزودی قراره ورژن جدید تیوال رونمایی بشه، چطوره پیشنهاد بدیم یه گجتِ آمبولانس هم برای مواقع اضطراری توش تعبیه کنند :))
۲۷ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
به به دوستان عزیز تیوالی
ایشالا همیشه موفق باشید.
دست ما که کوتاه و خرما بر نخیل اما به فکر تهیه نسخه صوتی-تصویری از اجراتون باشید تا ما هم از شما یه یادگاری داشته باشیم

موفق باشید و عذر تقصیر بابت تاخیر که چند روزی نبودم و تازه فهمیدم
دوستان

یک عدد بلیت ساعت ۱۷ موجود است که با یک بلیت ساعت ۱۹ تعویض می شود، در صورت تمایل بنده را مطلع بفرپایید

با سپاس
وحید هوبخت این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید