تیوال نمایش موی سیاه خرس زخمی
S3 : 21:16:53
امکان خرید پایان یافته
  ۰۹ تا ۲۲ دی ۱۳۹۷
  ۱۶:۰۰ و ۲۰:۳۰
  ۲ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: جابر رمضانی، پیام سعیدی
: جابر رمضانی
: حامد رسولی، مریم نورمحمدی، محمد علی‌محمدی، فربد فرهنگ، اصغر پیران، مینا زمان، سجاد حمیدیان، رشاد معینی

: پوریا کاکاوند
: حمیدرضا رفاهی
: جابر رمضانی، فرشید جعفری
: سیاوش امینی
: صبا کسمایی
: مریم نورمحمدی
: رشاد معینی
: امیر راد
: نیما دهقانی
: سید محمد مساوات
: احسان نقابت
: هادی شیخ السلامی
: میلاد محمدی عمادی، کمال کلانتر
: گروه وی‌یو
: مریم دیهول
: امیر قالیچی (تیاتر بازها)
با هم‌راهی تهران تیاتر (tehrantheatre)
: محمد رضا مقیمی
: گروه تئاتر سوراخ تو دیوار
: محترم سیفی

تماشای این نمایش به مبتلایان بیماری‌های تنفسی از جمله آسم و بیماری صرع توصیه نمی‌شود.

گذشته یه اسکلت پوسیده است که یه روز از گور میاد بیرون و یقه تو می‌گیره.

توجه مهم: با توجه به اینکه محیط باز روبروی سالن بخشی از محیط دانشگاه تهران است، کشیدن سیگار در این محیط ممنوع است.

اخبار وابسته

» اجرای محدود نمایش«موی سیاه خرس زخمی»

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فارغ از اینکه کاری اوانگارد باشد یا نباشد، کمدی باشد یا نباشد، سورئال باشد یا نباشد، اقتباس باشد یا نباشد، کپی باشد یا نباشد و .هزاران دسته‌بندی دیگر،
هر مخاطب، اعم از مخاطب باسواد و بی‌سواد، تیاتری و غیرتیاتری، تازه‌وارد و قدیمی، لاکچری و روشن‌فکر و هزاران دسته‌بندی دیگر

(لعنت به همه دسته‌بندی‌ها در معنای عامشان)

حق تمام و کمال ابراز و اظهار نظر دارد..به هر شکلی که خودش دوست دارد..مخاطب است و این حق طبیعی اوست
اما این اظهار نظر، مادامی در قالب حق طبیعی او می‌گنجد که اولا بقیه مخاطبان و داشته‌ها و نداشته‌هایشان را نشانه نرود و دوما این ابراز احساسات و اظهار نظر او شامل تئوری‌سازی در باب‌هایی که بر آنها احاطه ندارد نشود.
منِ مخاطب، نظرم را هر گونه که خواستم در باب اثر بیان می‌کنم، و این موضوع قطعا سلیقه‌ای و دارای برداشت‌های متفاوت است و یک جواب واحد ندارد،
اما زمانی که نظرم را بیان می‌کنم و اول از همه بقیه را مورد سرکوب قرار می‌دهم یا بر چیزی که احاطه ندارم، نظریه‌ای کلی سوار می‌کنم و به خورد بقیه می‌دهم، آنجاست که محل مناقشه و جنجال‌های بی‌سرانجام را فراهم می‌کنم.
--------------------------------------------------------------------
اما موی سیاه خرس زخمی [همگی برداشت شخصی]
با یک بروشور و طراحی تمام مساواتی

اوانگارد را رها کنیم و خود حس کار و داستان را بسنجیم [بنده نه اوانگارد می‌دانم چیست، نه ادعایی دارم :)]
اما همین ابتدای کار، یکی از محل‌های اصلی مناقشه را کمی سبک سنگین کنیم:
بحث ... دیدن ادامه » اقتباس و داستان کپی و کارهای در کل کپی را می‌گذاریم کنار، چون کاملا بیرون از موضوع بحث قرار می‌گیرند. اینکه این کار دارای ایده‌های [به زعم بعضی‌ها دزدی] غیر اوریجینال است را این گونه نگاه کنیم>>>آیا در دنیا ایده‌ای تماما اوریجینال داریم؟؟ بحث فلسفی یا سفسطه نمی‌کنم، اما تقریبا هیچ فردی بدون جهان‌بینی و مرور کارها و تجربیات دیگران و برداشت‌ها و زندگی خود با تجربیات دیگران چیزی برای عرضه ندارد..مهم این است که درک و فهم شخصی خود از کارها و تجربیات دیگران را از فیلتر تفکر و جهان‌بینی و تجربه خود گذرانده، تکرار مکررات محض نکند [اقلا این‌ها نظر بنده است.]..حال، کار هملت آقای اوسترمایر را جابر رمضانی برداشته و عینا روی صحنه آورده، به گمانم کمی بی‌انصافیست..اما سبک اوسترمایر در کارش پیداست؟؟ بله! آیا تماما ایده‌ها و میزانسن و غیره از هملت اوسترمایر آمده؟؟ رجوع کنید به صحنه‌های آن نمایش، و عادلانه قضاوت کنید..بنده گمان نمی‌کنم این‌گونه باشد..و اثرِ جابر رمضانی در موی سیاه خرس زخمی پیداست؟ بی‌انصافیست بگوییم که نیست!

برویم سراغ خود اجرای نمایش
شروعی کاملا مسحور کننده و شاید سینماتیک
به غایت اتمسفریک
اما شاید زیاده از حد، نمایشی
متن، در نگاه کلی بسیار آشفته می‌نماید
اما خرده‌روایت‌های جذاب و دلنشینی دارد
ترکیب تکنیک‌های نسبتا جدید و مناسبی دارد
پرتابه‌های تکنیکی به بیرون از خرده‌روایت‌ها، شاید از نظر روایی مشکل داشته باشد
اما جذابیت دارد و کشش مخاطب را با ایجاد مشکل روایی قمار می‌کند
خرده‌روایت‌ها پیام‌های دربطن مناسبی دارد، سیاسی، اجتماعی، فلسفی، ...
اما از متن بیرون نمی‌زند و گل‌درشت جلوه نمی‌کند
ظرافت‌های نمایشی کار بسیارند، نام‌گذاری‌ها ظرافت دارند، حرکات و صداها و آواها همه ظرافت دارند
اما بعضی دیالوگ‌ها به سر و شکل کار نمی‌آیند و مانند الصاق اجباری "این هم باشد خوب می‌شود" جلوه می‌کنند
لزومی بر بیان وجود همه مشکلات یا مسائل هستی در یک نمایش نیست
بازی‌ها آن‌طور که انتظار و توقع می‌رفت، نبودند..حتی حامد رسولی با بازی خوبش از خود کاملش دور بود
بازی فربد فرهنگ در نقش دکتر، بسیار چشم نواز بود و طراحی بازی دقیقی بر روی صحنه داشت
محمد علی‌محمدیِ خاصی ندیدیم..اصغر پیران، خودش بود و به اندازه..گورکن‌ها خوب
بازی و نقش مینا زمان، کامل درنیامده بود و طراحی نقش‌اش به واسطه متن، جاهایی بیرون می‌زد و جای‌گذاری دقیقی در کار نداشت..همان الصاق اجباری‌ها.
موسیقی و نور کار بسیار خوب بود..شاید موسیقی در جاهایی برای بعضی مخاطبان آزاردهنده بود که تعمد کارگردان در این امر تقریبا قابل درک بود
اوج و فرودهای سینماتیک کار، بسیار جالب و خوب جای‌گذاری شده بود و ریتم خاص و عجیبی به کار داده بود
که مانند شمشیری دولبه بعضی از مخاطبان را محکم‌تر در جای خود به دقت و همراهی بیشتر دعوت می‌کرد یا آنها را خسته و دل‌زده می‌کرد.
کارگردان روی این ریتم خاص، ریسک کرد.
متن به واسطه آشفتگی، همراهی صد در صدی را از مخاطب می‌گرفت
که این بخش کار، کاملا سلیقه‌ای بود..من جاهایی از متن جدا شدم و در خیال بودم و جاهایی خسته و جاهایی همراهِ مطلق

اما موضوعی که در آخر می‌خواهم آن را عنوان کنم، یک برداشت کاملا شخصی از متن کار است که تقریبا مطمینم از دید نویسندگان کار تا حد خوبی دور بوده است :)
ولی به دفعات، المان‌ها و تأییدکننده‌هایِ این برداشت خودم را در کار دیدم و با آنها از ظن خود همراه شدم:
من "بود"م
کاراکترِ گذشته
خرسی زخمی
با درگیری‌های همیشگی
در رفت و برگشت بین هویت‌های عاریه‌ای
گاهی خرس، گاهی سگ
اما همواره در تعارض با لذت آنی
با حال
با "من هستم"
حضور همیشگیِ گورکن‌ها در محیط خانه، همواره مشغول کار، حکایت از کند و کاو همیشگیِ گذشته بود
گاه، فراری به جلو با فراموشیِ دوستان یا هم‌کیشانِ گذشته
خرسِ زخمیِ گذشته
همواره خطرناک
اما موی سیاهِ این خرس زخمی، تنها غنیمت مورد اعتنا از گذشته
همه را به ویرانی می‌کشد
خود نیز در تلاطم گذشت یا ماندن

نمایشی در کل، شایسته تجربه کردن
در آخر، از همه نظرات شخصی بنده با آرامش عبور کنید و خشمی در شما نماند :)
نوشتتون هم مثل اجرا برای من گنگ بود. چندبار خوندم ولی متوجه نشدم. میتونم خواهش کنم این عبارت هارو کمی شفاف تر کنید؟


1-آیا در دنیا ایده‌ای تماما اوریجینال داریم؟؟
2-اما سبک اوسترمایر در کارش پیداست؟؟ بله! آیا تماما ایده‌ها و میزانسن و غیره از هملت اوسترمایر آمده؟؟
3-شروعی کاملا مسحور کننده و شاید سینماتیک به غایت اتمسفریک اما شاید زیاده از حد، نمایشی
4-پرتابه‌های تکنیکی به بیرون از خرده‌روایت‌ها، شاید از نظر روایی مشکل داشته باشد اما جذابیت دارد و کشش مخاطب را با ایجاد مشکل روایی قمار می‌کند



۲۵ دی ۱۳۹۷
حامد رسولی خودش بود یا خودش نبود هر چی که بود عاشق لحن و لهجه ش بودم ....
خیلی بیشتر از پسران تاریخ دوثش داشتم
مخصوصا اولش که میگه
شبیه یک باغ متروک و پر از علف های هرز، ذهن ها همه له


برداشت شخصیت عالی بود درستکار
۲۶ اسفند ۱۳۹۷
ارااادت :))
چه جمله ماهی گفت..
۲۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رفت جزو بهترین کارهایی که دیدم عالی بود
جناب رمضانی گفتن از ۵ بهمن در تالار حافظ هم مجدد به روی صحنه میره
دست مریزاد
اگر قیمت رو همچنان مناسب نگه دارند حتما دوباره میرم ببینمش
۲۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینهمه هیاهو برای هیچ
چرا ؟؟؟؟ واقعا چرا ؟؟؟ خب که چی ؟؟؟
اینها تمام سوال هایی بود که وقتی از سالن اومدم بیرون باهاش درگیر بودم .
هملت ؟؟؟!!! Memento ؟؟؟؟؟!!!!!
خسته نباشید به گروه و تمام تلاش هاتون اما کاش ......
واقعا نمایش مزخرفی بود دو ساعت عذاب آور روی صندلیهای ناراحت سالن مولوی ، جالب اینجاست که بعد از حدود یک ساعت تقریبا یک ردیف از تماشاگران سالن رو ترک کردن و با وجود فروش خارج از ظرفیت و مشکل خروج تماشاگران هرج و مرج زیادی در سالن ایجاد شد بعد از اتمام نمایش ... دیدن ادامه » اکثر تماشاگران به این فکر می کردند که این دو ساعت رو چه کارهای بهتری میتونستند انجام بدهند
۲۲ دی ۱۳۹۷
واقعا جناب مدیری من همش به این فکر میکنم اینهمه هیاهو اینهمه سر و صدا و ..... برای چی بود اخه؟؟؟ یه آشی بود که همه چی توش ریخته بودند اخر سر نه مزه داشت نه بو نه رنگ و از همه بدتر اینکه آش دیگه نبود
۲۲ دی ۱۳۹۷
ضمن احترامی که برای گروه و عوامل اجرایی و زحماتشان قائل هستم ولی بعد از دیدن نمایش عبارت طبل تو خالی برایم تداعی شد. اصرار بر موضوعات نخ نما شده وتکراری که در نمایشهای گذشته مکرر به آن پرداخته شده و تکرار آنها ملال آور بود و این عدم رضایت رو در تشویق پایانی ... دیدن ادامه » تماشاگران می شد دید که به جز یه تعداد معدودی اونهم خیلی کوتاه کسی تشویق نکرد که نشون می داد لذتی از تماشای نمایش نبردند. من تماشاگر های واقعی تئاتر رو اونهایی می دونم که بعد از یک ساعت سالن رو ترک کردند.
۲۲ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صحبت خاصی ندارم ،فقط بسیار خوشحال و پر انرژی یم که حداقل در سبک و سیاق مورد علاقه خودم یه کار کامل دیدم ، یک فانتزی سیاه پر پرو پیمون با کلی شخصیت جالب که بقول دوستم همه نقششون رو فهمیده بودن با بازیهای در خور تحسین بخصوص بود ! دست مریزاد به همه ! آقا ! اکت عالی قدرت بدنی عالی گویش و تلفظ همه عالی مخصوصن داکتر که مکث بین کلمات و جمله بندی هاش دیوانه کننده بود یا حرکات دقیق و بی نقص baby مخصوصن تو صحنه ی پایانیش صدای زیبای برادر ، ساقی ی سالار با موتور بی دودش ! جیران مخصوصن تو اون صحنه ی پایانی خیره کننده ، گورکن ها و صد البته بود که شخصیتی که خلق کرد لایق جایزه بود به نظرم
شاید ایرادی که برخی دوستان از کار بگیرن مبهم و نامفهوم بودن متن در خیلی جاها باشه ، ولی به نظرم لذت ورود به دنیای فانتزی مواجه شدن با همین ابهامات و آدم ها و محیط عجیب و غریبه و اینکه ... دیدن ادامه » هرکی با ذوق خودش به داستان شاخ و برگ بده و استنباط داشته باشه ، کل اینها هم اگه نبود باز کار این حسن رو داشت که یه داستان خطی واضح رو داشت که میشد از صحنه ها و افراد حظ بصری رو برد و اون داستان آشکار رو هم دنبال کرد
یک درود و دست مریزاد جانانه هم دارم خدمت جناب رمضانی و سعیدی ، که بی شک کارهای بعدی شون رو با اشتیاق صد چندانی دنبال خواهم کرد
فقط به نظرم کاش اتاق فرمان تو صحنه مشخص نبود و جاش رو عوض میکردن یا نورش رو کم میکردن تا اون دنیای فانتزی حالت بکر بودنش رو برای مخاطب حفظ بکنه و اون راهرو و پله های پشت صحنه طور هم برای بینندگان قابل دید نبود
10 از 10 و پنج ستاره
قیمت حدود 50 تومن هم حتی برای اینکار میتونه عادلانه باشه ولی 25 پایه عالی و 10 دانشجوئی نامردیه :)))
خرید بلیت اجرای ویژه و پایانی این نمایش، شنبه ۲۲ دی (سانس ۱۶:۰۰)، به کارگردانی جابر رمضانی و با بازی حامد رسولی، مریم نورمحمدی، محمد علی‌محمدی و ... آغاز شد.
مهدی (آرش) رزمجو این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#درد_و_دل_یک_تماشاگر_احمق
از وقتی که شنیدم فرم اجرایی این نمایش،کپی ای از فرم اجرایی نمایش هملتی ه که چند سال پیش در جشنواره ی فجر روی صحنه رفته،حس سرخوردگی بهم دست داده.والبته حس احمق‌بودن...
منظورتون اجرای اوستر مایره آقای رضایی ؟
۲۰ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موی سیاه خرس زخمی

در این بخش مطلبی نوشته نشده است.


#موی-خرس-سیاه-زخمی #جابرـرمضانی #هملت #اقتباس #پسران-تاریخ # #دیوار-چهارم-تئاتر #این-یک-پیپ-نیست #memento
یعنی چی
۱۹ دی ۱۳۹۷
آقا ! هشتک ها که همه لنتی طور بودن :)))
۲۰ دی ۱۳۹۷
خب خدا رو شکر.
پول دیگه واسه این یکی نداشتم. :)
۲۰ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب این اجرا رو دیدم و از لحظه ای که اومدم از سالن بیرون تا به همین لحظه هنگم از اون همه هنر و بازی عالی و کارگردانی فوق العاده،برعکس یک سری از دوستان نازنین که از کار ایراد گرفته بودند من بسیار بسیار این نمایش رو پسندیدم و عاشق آشفتگی های ذهنی و جسمی و عصبی "بود" شدم،حامد رسولی نازنین بعد از نمایش پسران تاریخ این بار بازیگری رو به حد اعلا رسوندند،عاشق ساقی شدم،عاشق جیران شدم و احساس زنانگی تموم نشدنیش،عاشق دکتر و دادا شدم که در تا حد بینظیر بودند،عاااالی بود،هم متن هم بازی ها،هم تک به تک دیالوگ ها و هم طراحی صحنه و لباس،آخ عاشق گورکن های نازنینم شدم که اوووون همه زحمت کشیدند و اون همه باورپذیر بازی کردند،از شروع و پایان نمایش بیشتر از همه لذت بردم و امیدوارم در یک سالن خیلی بهتر بوونم بازهم به تماشای این کار که انقدر براش زحمت کشیده ... دیدن ادامه » شدهو ارزشمنده بنشینم،دست مریزاد جناب رمضانی و تمام عزیزان هنرمند،مانا و درخشان تر باشید،خسته نباشید
منم دیشب احرا رو دیدم و دقیقا همین احساس رو دارم. در یک کلام« نفس گیر» بود
۱۹ دی ۱۳۹۷
سلام نفیسه جان،به موقع شروع شد خدارو شکر
۲۰ دی ۱۳۹۷
کار فوق العاده ای بود منم با نظر صدف خانم موافقم. خسته نباشید به کل گروهشون
۱۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان یکم بیشتر راجع به این اجرا بنویسید. شنیده ها حاکیه بر یک اجرای 50 50 . یا یکی خیلی خوشش میاد یا ...
بابک و محمدرضا اهورایی این را خواندند
راجع به سیسیلی هم لطفا...
۱۷ دی ۱۳۹۷
برای من متوسط بود از دیدنش پشیمان نشدم بازی ها و طراحی صحنه قابل قبول بود اما نمایشنامه انسجام نداشت و همین بزرگترین عیب این کار هست.
۱۷ دی ۱۳۹۷
خب اینکه ایراد نود درصد کارهاست
۱۷ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس های پایانی این نمایش با بازی حامد رسولی، مریم نورمحمدی، محمد علی‌محمدی، فربد فرهنگ، اصغر پیران، مینا زمان، سجاد حمیدیان و رشاد معینی روزهای چهارشنبه ۱۹ تا جمعه ۲۱ دی‌ماه همینک آغاز شد.
مهدی (آرش) رزمجو این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش در این روزهای باقی مونده یک سانس ویژه ای چیزی بذارید...
خب من دو تا چیز بگم

اول
اینکه نظر شخصی من اینه که شما بیاین کار و زندگی و خانواده و بچه و دوست و پارک و سینما و دکتر و دوا و رستوران و ورزش و سیگار و هر کاری که همیشه میشه انجام داد رو ول کنید، و برید کار جابر رمضانی رو ببنید و اگر دیدین دوم رو بخونید، اگر نه بماند.

دوم
چند سال پیش
بالای برج میلاد که داشتم به خونه ها و ماشین ها و آدم ها و پرنده ها نگاه می کردم
یک دفعه یه خاطره ای یادم اومد
یه خاطره خیلی قدیمی
یه خاطره ای که انگار از پدرم یا پدرش بهم رسیده بود
یه خاطره ای در مورد، توابع بازگشتی، الگوریتم ژنتیک و شبکه عصبی توی هوش منصوعی، فنوتیپ های گسترش یافته، منطق فازی، ساختار ساده ای که به راحتی در گذر زمان خیلی طولانی می تونه بی نهایت پیچیده بشه، ایده استفاده از ژن و بیولوژی به عنوان سخت افزار و استفاده از مم ها (Meme) به عنوان نرم افزار قابل پردازش در ساختار ژنتیک، یاد برج های بابل، یاد اینکه ایده گرد بودن زمین و داستان کهکشان ها اولین بار قبل اینکه باشند به ذهن من رسیده بود.

یک دفعه جلوی چشمم یه جمله فارسی و انگلیسی نوشته شد
"من بودم I was"

چطور ... دیدن ادامه » فراموش کردم که "من بودم" ؟
چطور چیزی که خودم خلق کردم رو فراموش کرده بودم؟
خودم اینجا چیکار می کردم؟ بالای برجی وسط دنیایی که خودم خلق کردم.
توی فیلم Inception نولان میگفت هر وقت یه جایی بودی که یادت نمیومد چطور شده که اونجایی یعنی جایی که هستی واقعی نیست.

اما توی همین فکرها
یه صدایی پر شد توی سرم
- فراموش کن
فراموش کن

- چطور فراموش کنم؟
چه چیزی بزرگ تر از این هست؟

با شادی فراموش کن
با رنج فراموش کن
با فلسفه فراموش کن
با سیگار فراموش کن
با بازی فراموش کن
با هنر فراموش کن
با خانواده فراموش کن
با داستان فراموش کن
با وام فراموش کن
با کار فراموش کن

فقط فراموش کن

من اون روز فراموش کردم
برای همیشه

تا دیشب توی تالار مولوی
نابغه ای به نام جابر رمضانی
روی پرده ای بزرگ برام نوشته بود

"من بودم I was"

و حتی برای اینکه مطمئن بشه یادم اومده
بازیگری رو میفرسته، پرده رو دور بزنه، از دیوار چهارم رد بشه
بیاد توی نیم متری من، به من اشاره کنه و بگه یه عکاس؟؟؟؟
واقعا باور کردی؟ واقعا یادت رفت ؟

من یادم رفته بود
که "من بودم"
امروز که اومدم شرکت هم
سرم شلوغ بود و باز یادم رفت
"که من بودم"
و میدونم بازم یادم میره
"که من بودم"
برای همیشه
بسیار زیبا نوشتید، از اون زیباها که آدم ترغیب می‌شه سرییع پاشه بره ببینه :)
۱۵ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد امکان خرید بلیت دانشجویی این نمایش با ۶۰٪ تخفیف به صورت اینترنتی با کد تخفیف tiwallstudents از تیوال نیز فراهم شد. توجه داشته باشید ارائه کارت دانشجویی معتبر هنگام ورود به سالن الزامی است.
محمد رضایی مقدم و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
مریم خیابانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.
امشب به تماشای نمایش موی سیاه خرس زخمی نشستم.
چه فرم خوب‌و‌ چه محتوای‌ کلیشه ای داشت...
(گور پدر زمان)
بازی ها عالی بود(تمرین زیاد،آمادگی جسمانی خوب و تمرکز بالا)
کارگردانی خوب بود(تجربه کردن)
طراحی لباس خوب و مناسب بود(طراحی لباس‌ آدم عروسکی عالی بود)
نور خوب بود.
موسیقی خوب بود.
صحنه خوب بود.
و البته انداختن تصاویر پروژکتوری بر پرده ی توری،ایده خوب و جذابی بود.
چه خوبه که سالن مولوی داره به روزای اوج ش برمی گرده(البته من روزهای اوج قبلی ش رو ندیدم،چون سن م اونقدرا زیاد نیست، و صرفا خواستم یه چیزی رو گفته باشم)
بر اساس برداشت شخصی م، این نمایش رو میتونم نمونه ی مدرن(از لحاظر اجرایی) و ضعیفی (از لحاظ محتوایی) از متن مکبث بدونم...
مدت نمایش دو ساعت بود.اما تقریبا برای هر چنددقیقه ش،خوراک تازه ای رو برام آماده کرده بودن که اجازه نمیدادن زیاد حواسم بره به سمت زمان نشان داده شده بر صفحه ی تلفن همراه م(البته دو بار ساعت تلفن م رو نگاه کردم)
اینکه از هر شی ای،تقریبا البته، در نمایش استفاده کرده بودن(نظیر دیدن صورت بازیگر خانم در صفحه ی تلفن همراه ش و...) برام تا حدودی ارزش بصری خوبی داشت...
استفاده ... دیدن ادامه » از موتور‌سیکلت هم جذابیت خاص‌خودش رو داشت.
و چه شروع خوب و تماشاگر بر صندلی میخ کوب کنی داشت...
یه نظر کاملا شخصی هم دارم که نمی دونم حتما باید بگم ش یا نه. اما نگفتن ش برام آزار دهنده ست. چندسالی هست که فرم نمایش ها داره از محتوا پیشی میگیره. شبیه به یه شعبده بازی یا حتی سیرک. گویا همه باور کردیم و قبول که همه ی قصه ها تکراری شدن،و دیگه نباید به قصه هامون بپردازیم و براشون وقت هزینه کنیم. محتوای نمایش هامون تا حدودی داره شبیه به تیاترهای لاله زار(ندیدم.اما شنیدم)‌میشه که هر بازیگری بیشتر صداش رو مینداخت توی گلو و بلندتر دیالوگ می گفت،بازیگر خفن تری جلوه می کرد.در حالی که از درون خالی بود. و این روزها هم هر نمایشی که فرم عجیب تری داشته باشه و بیشتر متفاوت باشه،نمایش خفنی جلوه داده میشه...(نظر شخصیه. و البته اونقدر بابت گفتنش نامطمئن هستم که ممکنه بعد ها در ویرایش،حذف ش کنم).. با این تفاسیر،از دیدن این فرم اجرایی لذت بردم.
که در کل،میتونم بگم دمتون گرم و خسته نباشید.تیم موی سیاه خرس زخمی.
خرید بلیت دو سانس تازه این نمایش با بازی حامد رسولی، مریم نورمحمدی، محمد علی‌محمدی، فربد فرهنگ، اصغر پیران، مینا زمان، سجاد حمیدیان، رشاد معینی روزهای یکشنبه ۱۶ و دوشنبه ۱۷ دی‌ماه امروز ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به به این گروه جذاب و خوش انرژی حتما کار شاهکاری باید دید :)
بدرخشید به امید این که بتونم اجراتون رو ببینم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیست ثانیه س نمایش تموم شده
ساعت ۲۲:۴۰
قبل از هر چیز بگم که من بدنم برای این میزان نشستن رو صندلی های این سالن آماده نبود و البته این اتفاق برای بعضی دیگه از دوستان هم افتاده ظاهرا و اکثرا مشغول قلنج شکوندنن
ولی خب اگه این هابیل و قابیل نافرجامو نمی دیدم میموند توو دلم
۱۵ نفر این را خواندند
R 0 y a این را دوست دارد
جناب سوری چرا این قدر دیر؟ مگه دو ساعت بیشتره؟
۱۰ دی ۱۳۹۷
خانم مینا&۱۲ حداقل دیشبو میدونم که خبری از عکاس نبود توو سالن. شاید شب‌های بعد این کار انجام بشه
۱۱ دی ۱۳۹۷
تشکر جناب سوری گرامی
۱۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش با بازی حامد رسولی، مریم نورمحمدی، محمد علی‌محمدی، فربد فرهنگ، اصغر پیران، مینا زمان، سجاد حمیدیان، رشاد معینی از چهارشنبه ۱۲ تا جمعه ۱۴ دی‌ماه همینک آغاز شد.
محمد رضایی مقدم این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینکه بگن با کارت دانشجویی،بلیت تخفیف دار رو فقط میتونی به صورت حضوری تهیه‌کنی، یه‌چیزی میشه شبیه به این جمله : که اگه بلیت تخفیف دار میخوای،یا باید بری روی تشک بشینی، یا اینکه بری ردیف آخر اون‌‌گوشه ی گوشه... .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش این داستان «خرید با کارت دانشجویی فقط از گیشه» در سالن مولوی حل میشد!
سالنی که متعلق به دانشگاه و قشر دانشجو هست عملا داره حق انتخاب صندلی و برنامه ریزی درست رو از مخاطبان دانشجوی خودش سلب میکنه فقط به خاطر مبلغی تخفیف!
هر چی بیشتر بهش فکر میکنم متاسف تر میشم!
تقریبا در هر دوره، برای یکی از نمایش ها با این عبارت درخشان روبرو میشیم و شکر خدا هیچکس هم خودش رو موظف به پیگیری یا پاسخگویی نمی دونه!!
چه عجیب
توی مولوی که کارت رو چک میکنن و اگه همراه آدم نباشه اون مقدار باقی مونده رو دریافت میکنن که...
دیگه این کارا لازم نیست که...
۰۴ دی ۱۳۹۷
درسته دو روز مونده .اما من امروز متوجه شدم و گفتم شما رو هم در جریان بذارم.
این قضیه ی دانشجویی فقط از گیشه حل شده و الان از سایت هم میشه دانشجویی خرید.
۱۹ دی ۱۳۹۷
ممنونم نفیسه جانم
بله خداروشکر این مساله حل شده
ضمن تشکر از مدیریت تالار مولوی، امیدوارم دیگه شاهد همچین مساله ای نباشیم
۲۰ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید