تیوال نمایش بادی که تورا خشک کرد، مرا برد
S3 : 08:11:29
امکان خرید پایان یافته
  ۱۷ آذر تا ۱۵ دی ۱۳۹۲
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: علی نرگس نژاد
: بهاره رهنما، پژمان جمشیدی

: پریا قاسم خانی  طراح صحنه و لباس:: مریم جلالیان  مدیر صحنه:: ‌ مانی لطفی زاده  روابط عمومی و تبلیغات:: اشکان چگینی 
شماره هماهنگی و رزرو:‌ ۰۹۳۹۸۲۲۱۹۳۴

گزارش تصویری تیوال از نمایش بادی که تورا خشک کرد، مرا برد / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش بادی که تورا خشک کرد، مرا برد / عکاس: علیرضا قدیری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری عوامل نمایش بادی که تو را خشک کرد مرا برد/ عکاس: محمدرضا بهشتیان‎

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش بادی که تورا خشک کرد، مرا برد | عکس نمایش بادی که تورا خشک کرد، مرا برد | عکس

آواهای وابسته

مکان

خیابان پاسداران، بعد از سه راه اقدسیه، روبروی پارک نیاوران، خیابان فرهنگسرا
تلفن:  ۲۲۲۸۷۰۸۱-۲، ۲۲۲۹۹۷۳۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
برگزاری جشنواره تئاتر فجردر شیراز/ اجرای هشت نمایش

شیراز – خبرگزاری مهر: مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس از برگزاری جشنواره تئاتر فجر در شیراز خبر داد و افزود: در این جشنواره دو نمایش صحنه ای در تالار حافظ و شش نمایش دیگر در تالار استاد هودی و خورشید به صحنه می روند.
به گزارش خبرنگار مهر، احمد همتی ظهر سه شنبه در نشستی با خبرنگاران، گفت: علیرغم شرایط اقتصادی حاکم بر کشور که دولت را در موقعیتی ویژه قرار داده، برنامه های فرهنگی و هنری یکی پس از دیگری با قدرت و عزت انجام می گیرد.

وی با اعلام اینکه جشنواره تئاتر فجر نیز در راستای اقتدار فرهنگی و هنری برگزار می شود، خاطرنشان کرد: تئاتر می تواند محمل خوبی برای ارتقا سطح زندگی و حقوق شهروندی مورد بهره قرار گیرد، از این رو افزون بر به صحنه رفتن 6 تئاتر توسط گروه های استانی، دو نمایش صحنه ای سی و دومین ... دیدن ادامه » جشنواره بین المللی تئاتر فجر در شیراز به صحنه می رود.

وی در تشریح برنامه های جشنواره تئاتر فجر در شیراز، گفت: ششم تا هشتم بهمن ماه نمایش " بیوه های غمگین سالار جنگ " به کارگردانی شهاب الدین حسین پور با بازی گلاب آدینه، شیرین بینا، حمید رحیمی و نورا هاشمی در تالار حافظ به اجرا در می آید.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس ادامه داد: "بادی که تورا برد مرا خشک کرد" به کارگردانی علی نرگس نژاد با هنرنمایی بهاره رهنما و پژمان جمشیدی نیز از 9 تا 10 بهمن میهمان تالار حافظ خواهد بود.

در حالیکه تئاتر "بیوه های غمگین سالار جنگ" سال گذشته در جشنواره تئاتر فجر به صحنه رفته، دیگر نمایشی که در شیراز با عنوان "بادی که تورا برد مرا خشک کرد" به صحنه می رود از جمله آثاری است که در بخش غیررقابتی سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر قرار دارد و در بخش مروری بر آثار به این جشنواره گام نهاده است.
raha azimi این را خواند
رضا قاسم پور و سارا س این را دوست دارند
یعنی بگم بینهایت خوشحااالم اغراق نکردم.....
۰۲ بهمن ۱۳۹۲
توسط ؟
۰۳ بهمن ۱۳۹۲
ای بابا خدانکنه من ببینم سارا خانم،برای شما میخواستم بلیط بگیرم!!
کاوه جانم :))
۰۳ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بچه هااااااااا تموم شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خوشحال باشیم یا ناراحت؟
ناراحت از تموم شدن خنده ها...خوشحال از (به یاری خدا)دیگر ندیدن جمشیدی جان در تئاتر!
^_^
شقایق قربانی الیزه این را خواند
sara safari این را دوست دارد
:))
ناراحت نباش برادران قاسم خانی فرمودند فیلم سینمایی پژمان در راه است(مشغول فیلمنامه نویسی هستند)!!!
۲۴ دی ۱۳۹۲
ممنون جناب کوهی شما هم سلامت باشین...
۲۶ دی ۱۳۹۲
دوستان این نمایش تموم شده؟؟؟؟
دیگه جای اجرا نمیشه؟؟؟؟
۲۷ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یعنی تموم شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
haaaaaaaalleluuuuuuujahhhhhhh
manimoon و سارا این را خواندند
کیارش و تایماز موسی زاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این نمایش رو دیدم و دوست داشتم از نقدهای فنی بگذریم چون کار من نیست اما این ارزو رو میکنم که روزی همه ی ادما تو دنیا اون جایگاهی که دوست دارن رو به دست بیارن و هیچکس هم تصور نکنه که جای کس دیگه ای گرفته شده.دلم گرفته دلم گرفته که این روزا سادگی نمی بینم همون سادگی ای که سهراب میگفت :"ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت.." دلگیرم که نمی بینم همه ادما بی نهایت واسه هم خوبی بخوان....
من منتظرم که این روز برسه و هیچ کدوم از انسایها از هم کینه به دل نداشته باشن و توهینی به هم نکنن.برای اقای جمشیدی درود میفرستم که گفت از هیچکس دلخور نیست و هم برای ایشون و هم برای همه کسانیکه که دوست دارن وارد عرصه تئاتر یا هر عرصه دیگه ای که علاقه دارن وارد بشن.ارزوی موفقیت میکنم...
اسمتون برازندتونه :)
۰۹ دی ۱۳۹۲
هستی خانم نیستید خیلی وقته؟
سارا هم نیست
همینطور آسمان آرام
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
منم نبودم خیلی وقته الان اومدم بعد از مدت ها...
۱۴ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برنامه اجرا :
سه شنبه 10 دی ساعت 18
پنج شنبه 12 دی ساعت 18
جمعه 13 دی ساعت 18
شنبه 14 دی ساعت 18
یکشنبه 15 دی ساعت 18
مکان : فرهنگسرای نیاوران
manimoon و بهرنگ این را خواندند
زهرا ش، parastoo OO، سارا و jeiran1378 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برنامه اجرا :
سه شنبه 10 دی ساعت 18
پنج شنبه 12 دی ساعت 18
جمعه 13 دی ساعت 18
شنبه 14 دی ساعت 18
یکشنبه 15 دی ساعت 18
مکان : فرهنگسرای نیاوران
peivandraad، سارا، زهرا ش، ویدا، parastoo OO و jeiran1378 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش زیبایی بود پیشنهاد می کنم حتما ببینید بازی خانم رهنما فوق العاده بود
دوست دارم به عنوان شاید اخرین متنم در مورد این نمایش و بازخوردهاش بنویسم :
من همیشه تئاترو دوست داشتم و می دیدم ولی توی این سایت عضو نبودم،اولین باری که اومدم تو این سایت به خاطر نمایش " بادی که تو را خشک کرد مرا برد" بود چون قبل از شروع نمایش حرفهایی علیه بازیگر این تئاتر شنیدم، باورم نشد که اهالی تئاتری که فکر می کردم موقع بی حوصله گیام به من انرژی میدن و شادم میکنن می تونن انقدر راحت دل کسایی رو بشکنن و خودشونو صاحب امکاناتی که خدا به همه داده بدونن و بخوان دنیای به این بزرگی رو تقسیم کنن و همدیگه رو از بعضی نعمتها محروم کنند،حتی اگه بخوان سهم کمی برای خودشون بردارن.
هیچوقت دوست ندارم در مورد کسی که گناهی مرتکب نشده این حرفا رو بشنوم یادمه یه بار توی یه کتابی خوندم که امام صادق(ع) فرمودند:" ذلیل ترین مردم کسی است که به مردم اهانت کند." این حدیث ... دیدن ادامه » به اندازه کافی گویا هست که نخوام ادامه بدم من تمام انتقادمو در سطرهای بالای این متن حک کردم حالا می خوام یه چیزی رو برای دل خودم تعریف کنم که ربطی به انتقادهام نداره:
حدود دو سال قبل خیلی خوش رو و خوش خنده بودم به قول دوستام خیلی باحال، ولی به خاطر چند اتفاق تو زندگیم دو سالی بود که فکر می کردم دارم مثل مرده متحرک زندگی می کنم فقط کارم شده بود مثل خوشگذرونی هایی که اصلا واسم خوشی نداشت و فقط وقتی خیلی دلم می گرفت می گفتم خدایا کمکم کن ولی منتظر نمی موندم که کمکهای خدارو بگیرم .گاهی یه مکان، گاهی یه حرکت، گاهی هم حتی یه جمله خیلی ساده می تونه تو رو به هوش بیاره حتی خیلی مهم نیست اون جمله رو از زبون یه آدم خیلی خوب بشنوی یا نه. خدا حرفاشو یه جوری یه جایی به ما می رسونه و اون می شه همون کمکی که از خدا خواستیم، حرفی که باعث شد فکر کنم هنوزم می تونم به همه اون چیزایی که می خوام برسم ولی باید تغییر کنم تا خدا به من بیشتر از قبل لطف کنه، حرفی که شاید خود داداش پژمان یادش نیاد کجا و کی اونو گفته.
عااالی بود آقای یوسفی بی نهایت دوست داشتم...
۰۴ دی ۱۳۹۲
موفق باشید ;)
۰۴ دی ۱۳۹۲
ممنون اقای یوسفی حرفهای دلنشینی بود...
۰۹ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من الان نگران صفحه های تقلبیی که به لطف این نمایش ساخته شد هستم!!
یعنی ماموریتشون فقط کلیک رو گزینه دوست داشتم و توهین به بچه های تئاتر بوده؟
بعد این نمایش چی میشن؟
نمیدونم حرفتون چقدر راسته!!!!
فقط تو این فکرم کی باید نگران اون 27 نفری باشه که قبل از شروع این نمایش رو گزینه دیدم و دوست نداشتم کلیک کرده بودند ...

۰۵ دی ۱۳۹۲
بله تقصیر تیواله. این مساله برای من هم پیش اومد
۰۵ دی ۱۳۹۲
اونا که قبل از اجرا کارو دیده بودن و قضاوتش کرده بودن..،لابد دارای کراماتن...
۰۶ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درصدد تدارک یه قرار دسته جمعی هستم تا یک سری از این دوستانی رو که فقط همین یه تئاتر رو در عمرشون دیدن، ببرم سقراط رو ببینند . همه هم مهمون خودم.
بعد هم که فهمیدند تا حالا چه اشتباهی می کردن که فکر می کردند تئاتر خلاصه می شه در " بادی که تورا خشک کرد، مرا برد" اون وقت باهم می ریم آق بابا شیرینی می خوریم و آشتی می کنیم. باز هم مهمون من.
بعد هم بهشون پیشنهاد می کنم صفحات تیوال مربوط به نمایش های دیگرو هم یک مقدار مطالعه بفرمایند تا قشنگ براشون جا بیفته که بچه های تیوال در برابر هیچ تئاتری تا به حال گارداشون بالا نبوده . موافق و مخالف بودن همیشه ، اما اینقدر تدافعی نه.
فکر نمیکنم بشه ، دوستانمان ذوب در پژمانند! با تئاتر کار ندارن!
۰۴ دی ۱۳۹۲
فکر میکنم بهتر باشه اونایی که ارث ابوی گرامی رو از جمشیدی طلب میکردن با مفاهیمی مث منطق اشنا کنی.... ضمنا من این تاترو ندیدم برخلاف سقراط و دویس سیصد کار دیگه... مشکل من با انحصار طلبی تو هر زمینه ای هست،خوب و بد هم نداره
۰۶ دی ۱۳۹۲
آرش ساد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من برای خودمم روی بالکن‌ با بهای ۲۵.۰۰۰ تومان (فروش به زودی) حساب کردم :)))
۰۷ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این حرفا به جایی نمیرسه.........اینجا هم دادگاه نیست که کسی رو بخواهیم مجازات کنیم یا براش حکم صادر کنیم.ولی دانشجوها تئاتری ها و هنرمندان عزیز بدونید که آبروی تئاتر و تئاتری این هنر قدیمی و بسیار محترم بردید فقطم با نشون دادن شخصیتتون به اشکال مختلف.اگر هنرمندان ما میخوان با ناسزاگفتن و تمسخر وطلبکاری به جایی برسن همون بهتر که نرسن و تئاتر درش تخته بشه بره....
دقیقا هم دلیل عدم موفقیت خیلی ها هم همین.
حداقل آقای جمشیدی تو سر کسی نکوبید کسی رو مسخره نکرد و به کسی فحش نداد و ازش طلبکار نبود.حتی آقای الماسی و خیلی های دیگه.
نمیخواد هنر و ...رو این بازیگر نوپا یاد بگیرید اخلاق یاد بگیرید اگرم که میگید بی ادب گفتن ادب از که آموختی گفت از بی ادبان
والسلام
والا ما سه بار لینک این ناسزاها رو درخواست کردیم!!
۰۴ دی ۱۳۹۲
خانوم ها و آقایان محترم!!!
فکر کنم یه مقدار زیادی موضوع رو جدی گرفینا!!( البته میدونم که جدی هست) با این همه بحث و همهمه منم که اشکالی در بازیگر شدن آقای "جمشیدی ها" نمی دیدم دارم کم کم شک میکنم!! اجازه بدین زمان و تئاتر خودش تصمیم بگیره (البته به نظر من!!!)
۰۵ دی ۱۳۹۲
من کاری به بازی آقای جمشیدی ندارم، اما برام جالبه بدونم طبق چه اصولی متنی رو برای نمایشنامه شدن مناسب تشخیص می دن؟؟
نمایشنامه باید امکان به کار گیری نور، اکسسوار، آهنگ و حرکات بدنی رو به بازیگر بده
تعریف کردن داستان از دهان یک بازیگر و مونولوگ های طولانی ... دیدن ادامه » که اسمش تئاتر نیست. تو همین نمایشنامه حداقل می شد با اضافه کردن یکی دو شخصیت دیگر کار رو بهتر کرد. مثلا اون زنی که صورتش خالکوبی داره یا پزشک...
دلیل اینکه با 2 نفر کار می شه صرفه اقتصادیشه؟
اول و آخر درد سینما و تئاتر ما نداشتن سناریو و نمایشنامه خوبه.. کارگردان ها هم که اصولا حوصله ندارند به همون متن آبکی هم که در اختیار دارند یک دستی بکشند و داستان رو جذاب تر کنند... دست آخر این که من نمی دونم قیمت این بلیت ها رو چه حسابی تعیین می شه!!!
۰۷ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
این کتابو تقدیم میکنم به همه دوستداران این تئاتر که هنوز هم اعتقاد دارند که تئاتر ارث پدری کسی نیست...

http://www.uploadax.com/images/90721386600221748365.jpg

خداحافظ همگی...
لینک باز نمیشود...
۰۴ دی ۱۳۹۲
وارث جان مدرکت یه کم بی ربط نبود یا من متوجه نشدم؟
۰۴ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نام زیبا و فکر برانگیزی داره. تصاویر و داستانهای زیادی تنها با خواندن اسمش به ذهن میرسه.
دوستان آیا این نمایشنامه ی آقای نرگس نژاد چاپ شده؟
شهرزاد آل، هدیه کاظمی و سارا این را دوست دارند
انصافن اسم جالبیه.. بادی که تو را خشک کرد، مرا برد.
۰۳ دی ۱۳۹۲
سپاسگزارم خانم بیاضی.
۰۴ دی ۱۳۹۲
خواهش میکنم...
۰۶ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این صحبت های پژمان جمشیدی بدجوری بی ادبانه و توهین آمیزه...
فکر کرده به کجا رسیده که از این ادبیات استفاده می کنه...
چقدر طلبکاره.............ای خداااااااا....
رها، افرا. و حسین کوهی این را خواندند
موافقم!لحنش خیلی تند بود!
۰۳ دی ۱۳۹۲
:)
۰۴ دی ۱۳۹۲
اینکه شما برای ما متاسفید باعث افتخار ماست...
سایرین را احمق و سخنانشان را احمقانه نخوانید، مسخره هم نشوید!
۰۴ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من ی سوال دارم...سیستم قیمت گذاری بلیط آثار نمایشی بر چه اساسیه؟؟
چی جوریه که سقراط 20 تومن ...اینم 20 تومن؟
رسول حسینی این را خواند
بهار این را دوست دارد
منم درباره قیمت های تئاتر همیشه سوال برام وجود داشته!!ولی فکر کنم بیشتر به سالن مربوط میشه!
۰۳ دی ۱۳۹۲
جناب موسی زاده عزیز سلام، (من به صورت کاملاً قاچاقی توی شرکت بهره برداری کار می کنم D: )
متاسفانه در حال حاضر تیاتر ارث پدری...... ولش کن خودت چطوری؟
۰۷ دی ۱۳۹۲
آها...خدا روشکر...من تو توسعه مترو هستم...
شما چطوری؟
۰۷ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از حدود دو سه ماه پیش تا حدود بهار سال آینده برنامه اجرای سالن خلیج فارس پر شده(شنیده شده از یک منبع موثق) داستان چیه که همچین نمایشی از تالار حافظ میره به این سالن. گروه همیاری بیاد جواب بنده رو بده..
manimoon این را خواند
به گروه همیاری مربوط نیست
۰۳ دی ۱۳۹۲
یه موقع منتظر جواب نموندید که آقای بهتاش ؟
چون مطمئنن کسی پاسخگوی این سوال شما نخواد بود.
۰۳ دی ۱۳۹۲
سر همین سالن خلیج فارس(و سالن های مشابه) اتفاقاتی پیش اومد که ناراحت و مایوس و عصبانیم کرد. همون دو سه ماه پیش.. جواب رو خودم میدونم خانوم کاظمی
۰۳ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کامنت های قبلی رو که خوندم، یه لحظه فکر کردم اشتباه اومدم!
باورم نمی شه اینجا تیواله!! :O
manimoon و سیما این را خواندند
سارا، یگانه کربلایی، سارا س، تینا ن، هورام و عباس تقی خانی این را دوست دارند
زری جون میدونم ربطی نداره ولی مطالبی که یادگاری میذاری خوندم.خیلی زیبا هستن
۰۲ دی ۱۳۹۲
ممنون سارای عزیز
خوشحالم که دوست داری :)
۰۲ دی ۱۳۹۲
درست اومدید . اینجا تیواله و برای اولین بار در این صفحه بیشتر بچه های تیوال با هم متحد شدن تا اعتراضشون رو نشون بدن.
گرچه همیشه هستند افرادی که اشک آور سمتشون پرت کنند.
۰۳ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نه عاشق سینه چاکم و نه هزار تهمت دیگه ای که اینجا خوندم و نمیخوام بگم ولی اینو میدونم که اگه تنها بخش کوچکی از این انرژی رو که صرف حسادت میکنید ، صرف رسیدن به اهداف و موفقیتهاتون میکردین شاید الان مجبور نبودین این حس وحشتناک حسادت رو که قبل از هر چیز خودتون رو میسوزونه تحمل کنین.

کاش امکان این بود که آقای مسی بیان و لطف بی اندازه ی شما رو نسبت به یک انسان موفق ببینن شاید دیگه کمتر ناراحت میشدن وقتی میدیدن که متاسفانه بعضی از ما حتی به هموطن خودمون هم رحم نمیکنیم...
این نوع رفتار و مزه پرانی ها و زیر آب زنی ها برای ما غریبه نیست ، این نوع رفتار زشت هر جایی دیده شده ومیشه و واقعا جای تعجب و البته تاسف که عده ای از دوستداران هنر هم دچارش هستن .
کاش پژمان جمشیدی چیزی داشت که بهش حسادت میکردم. والا من ترجیح میدم اگر قرار باشه به کسی حسادت کنم اون فردی مثل عزت الله انتظامی باشه نه پژمان جمشیدی!
۰۲ دی ۱۳۹۲
مممممحححححمممممدددددد بببببهههههتتتتتاااااشششششش
۰۴ دی ۱۳۹۲
چیه؟؟؟خب خواست دوستدار پیدا کنه اسمت!!
۰۴ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
به بنده اطلاع دادند که گویا اینجا عده ای دنبال من میگردند.
مرحوم ابوی بنده سال 1298 خان محله سنگلج تا پیچ شمرون بودند. زمینهای این محدوده هم همش متعلق به ماست که سندش هم کتبا موجوده.
اون زمان تئاترها همه تو همین محله ها و خصوصا محله لاله زار بود و ابوی بنده به عنوان مالک حقیقی تئاتر،اون زمان حی و حاضر قدم میزد تو این محله ها و به امور تئاتر شخصا رسیدگی میکرد.
شبی از شبهای سال 1352 بود که مرحوم ابوی بنده هم شبهای آخر عمر شریفشونو طی میکردند. همه خانواده دورشون جمع بودیم و غصه دار از حال ناخوش آن مرحوم.
مرحوم ابوی اون شب بنده رو صدا کردند و گفتند :وارث
و اشاره کردند که بیام نزدیکتر. منم اومدم جلو و گفتم: آقاجون کاری با من داشتید؟ قربونتون برم. اجازه بدید دستتونو ببوسم.
حالا یادم نمیاد بوسیدم یا نه! اما مرحوم ابوی با صدای آهسته ای تو گوش من گفتند: وارث، نذار هرکسی وارد زمینهای ما بشه.
گفتم: آقاجون اصلاحات ارضی شده مردم زمینهای ما رو تیکه تیکه کردند که الهی خدا ازشون نگذره!
بعد چشمهاشونو بستند و ما فکر کردیم اون مرحوم به دیار باقی شتافته. همینجوری صدای گریه و شیون و فغان بود که سقف خونه رو میلرزوند. تو همون وضعیت مرحوم چشمهای نازنینشو باز کرد.
گفت: تو نذار وارث. خصوصا تئاتر. خیلی مراقب باش که هرکسی نره تئاتر.
گفتم: چشم آقا جون. قلم پاشو خرد میکنم هرکی بخواد بیاد تئاتر
گفت: فوتبالیستها وارث. خیلی مواظب فوتبالیستها باش.
بعد دوباره چشمهاشونو بستند و ما دیگه یقین پیدا کردیم که اون مرحوم از میان ما رفت. صدای جیغ ننمون و فغان خواهرمون بلند شد که یهو مرحوم بلند شد گفت: ای مرض! اگه گذاشتید یه چرت بخوابیم!
بعد با لگد هممونو پرت کرد بیرون
فردا ... دیدن ادامه » صبح طبق عادت هرروز که جمع میشدیم دور بستر اون مرحوم و انتظار مرگش رو میکشیدیم، گرد هم اومدیم و من توجه کردم اون بزرگوار بدجوری به من نگاه میکنه!
هول ورم داشت! رفتم جلو گفتم: آقاجون چیزی شده؟ اجازه بدید دستتونو ببوسم.
باز یادم نمیاد بوسیدم یا نه! اما مرحوم به بنده فرمودند: دیشب خواب خیلی بدی دیدم وارث. دیدم رو پشت بوم ولو شدیم و داریم ستاره ها رو نگاه میکنیم. یهو یه ستاره سرخ از خوشه پروین جدا شد. انقدر سرخ بود که خون ازش میچکید. اومد اومد اومد اومد و صاف خورد وسط زمینهای ما!
گفتم: آقاجون حالا تعبیرش چیه؟
گفت: از نسل همین علی پروین سرخپوش فرزندی میاد که وسط زمینهای ما شروع میکنه دلقک بازی و تئاتر بازی! وارث، نیاد اون روزی که فوتبالیست اومده باشه رو صحنه تئاتر!
مرحوم اینو گفتو چشمهاشو بست. ما هم که فکر میکردیم قضیه مثل شب پیش سرکاریه شروع کردیم انگولک کردن اون مرحوم! هی بهش میگفتم: پاشو تئاتر بازی نکن! خودتو نزن بخواب بلا! مادر و خواهرمون هم که ریسه میرفتن از خنده. حالا نگو اون مرحوم واقعا مرحوم شده دیگه!
مراسم کفن و دفن مرحوم ابوی هم چون در زمینهای خودش بود با خرج کم و آبرومندانه انجام شد. طبق وصیت خود بزرگوار ایشونو زیر صحنه سالن اصلی تئاتر شهر دفن کردیم که ناظر باقی تئاتر باشند.
خلاصه من فقط اومدم که بگم تئاتر ارث پدری بنده است و اگر دنبال وارث میگردید بنده در خدمتم.
ازین ملعون فوتبالیست هم شکایت کردم در مرحله رسیدگیه.
خواستید منو ببینید تو محوطه تئاتر شهر هستم. اگر از بین این همه ساخت و ساز غیرقانونی در زمینهای ما تونستید خود تئاترشهرو ببینید منم میتونید ببینید.

خداحافظ همگی...

:))))))))))))))))))

کیارش کار توئه؟؟! :)))
۰۲ دی ۱۳۹۲
خدا نکنه!!شوخی بود من واقعا با این چیزا بهم برنمیخوره:-)
خدا آقای وارثو از بزرگی کم نکنه !!!!!
۰۳ دی ۱۳۹۲
از لحن جناب وارث کاملا میشه فهمید کیه!هه!خیلی بیمزه و مسخرس...
۰۳ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"این یه نمایشه ، به همین سادگی ، این پایان جهان نیست"
جمله ای گویا برای تمام این غوغا ، از علی نرگس نژاد

خانم رهنما ، آقای نرگس نژاد و آقای جمشیدی ، خدا قوت و موفق باشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید