همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال تئاتر
S3 : 14:12:00
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

#ادبیات-کتاب-داستان
دوستان مزاحم شدم عرض کنم کتاب بخوانید چون خدایش چیز خوبی است،چرا؟ چون :
با شرمندگی فراوان کتاب عقاید یک دلقک تا امروز از دستم در رفته بود که بالاخره به لطف کرونا حداقل گوش داده شد و این خسران بزرگ تا حدی جبران شد،
خواندن این کتاب حدود صد سال دیدگاه و استنباط فرهنگی من نسبت به جامعه آلمان رو تغییر داد ، مثلا من هرگز فکر نمیکردم جامعه آلمان در سالهای جنگ جهانی و بعد از آن به این شدت مذهبی و دچار فرقه بازی بوده باشد و همیشه فکر میکردم نهایتا در سالهای ۱۸۵۰ و کمی و بعدتر مذهب در آلمان پررنگ بوده و اصلا انتظار دوام آن تا اواسط قرن بیستم را نداشتم.
روابط سنتی و خانوادگی که در این کتاب ترسیم شده برای آن سالهای آلمان برایم عجیب و دور از ذهن بود.
دیدگاههای انتقادی مطرح شده از سطحی بودن کاتولیکها و پاک کردن صورت مسله با جمله ای نظیر " ... دیدن ادامه » بگذارید پسرها فوتبال بازی کنند تا به دخترها فکر نکنند!" ، برای جامعه امروز ما، سخت آشنا و دردناک بود.
تبدیل شدن مذهب و اعتقادات عوام به نقطه ضعفشان برای سودجویی عده ای ریاکار نکته دیگری بود که هرگز در روزگار پنجاه شصت سال اخیر آلمان در ذهنم نمیگنجید .
کتاب بخوانیم چون متوجه می‌شویم
مذهب گرایی بی تفکر
وطن پرستی کور افراطی
تعصب بی منطق و
دروغ و ریا
عواملی هستند که میتوانند کشوری چون آلمان را به کام فساد اجتماعی جنگ و نابودی بکشانند و وای برما که امروز دقیقا بر روی همین بشکه باروت نشسته ایم!!!
با درود دیدگاه و استنباط ما به ایشان که جای خود دارد، حتی خود مردم آلمان گویا شناخت و توقع صحیحی نسبت به واقعیت روحیات جامعه خود نداشتند، اشاره می کنم به رمان کوتاه ولی بسیار خواندنی دوست بازیافته از فرد اولمن که در قسمتی از داستان قبل از شروع جنگ، شخصی ... دیدن ادامه » از پدر شخصیت اصلی که پزشک یهودی است در مورد هیتلر می پرسد و اینکه آیا او اعتقادش را نسبت به آلمان سست نمی کند ؟ و جوابی که می شنود: " به هیچ وجه. من کشور خودم آلمان را خوب می شناسم. می دانم که قضیه هیتلر چیزی بیش تر از یک بیماری گذرا نیست. چیزی مثل سرخک است که با بهبود وضع اقتصادی کشور از بین خواهد رفت. واقعاً فکر می کنید که هم میهنان کسانی چون گوته و شیلر , کانت و بتهوون تسلیم این مزخرفات خواهند شد؟ " و متاسفانه ما الان به واسطه تاریخ میدونیم که هم میهنان گوته و بتهوون نه تنها که تسلیم مزخرفات شدند بلکه توانایی رقم زدن فجایع بی بدیل تاریخی را هم داشتند.
عقاید یک دلقک به عقیده بسیاری بهترین اثر هاینریش بل و هانس شنیر از به یاد ماندنی ترین کاراکترهای ادبیات مدرن است. از دیگر آثار هاینریش بل عزیز هم غافل نشوید علی الخصوص رمان سیمای زنی در میان جمع
۲ ساعت پیش
هرچی این کتاب رو میخونم از جذابیتش کم نمیشه.
تا حالا هیچ کتابی نبوده که ۸ بار خونده باشم اش ولی عقاید یک دلقک فرق داره.
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
برای محمدِ مجللیِ عزیز رفیقِ تیوالیِ پرستارمون :
خیلی اتفاقی متوجه شدم این روزای سخت دور از خونه و خونوادشه و اکثرا بیمارستانه و شیفته .....

دمت گرم که هوامونو داری
قدرتو میدونیم
اینجا بهم میگن نباید بشمری، سختتر میگذره، دیرتر میگذره
ولی چیکار کنم، نمیتونم
۴۰ روزه اینجام، دور از خونه و خانواده و همه چی
نمیدونم چند روز دیگه باید بمونم، ۴، ۴۰، ۴۰۰ یا...
ولی میگذره
مگه جز اینه که تاریک ترین لحظه ی شب، درست لحظه ی قبل از طلوع خورشیده؟ ... دیدن ادامه »
من این شانس رو دارم که شب ها بیدار باشم و طلوعش رو ببینم، واقعا زیباست...

ممنونم الهه جان، یه شب دیگه و یه اشک شوق ریختن دیگه :)
۱۱ ساعت پیش
محمد جان تو برای آدم بودن زیادی پاک و شفاف و مهربونی و از اونایی که دانه های دلت پیداست پسر، برای فرشته بودن بال نداشتی که فکر کنم الان دیگه داری (ایموجی قلب و قلب و قلب)
۷ ساعت پیش
باید ایستاد
کلاه برداشت
سر خم کرد

باید به احترام تو ایستاده تشویق کرد
ایستاده بغض کرد
ایستاده گریست...

عمیقا برای تک تکتون احترام و ارادت قایلم
عمیقا ... دیدن ادامه » به خاطر شرایط جهنمی حاضر متاسفم
و عمیقا بارها شکستم و خون از دل جاری شدم
کاش جز دعا کار دیگری می تونستم برایت بکنم
پرستار و دکتر عزیزم..
متشکریم.

۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#مربوط به دیوار ادبیات:
ظرف ها را باید شست
جور دیگر باید دید، اشپزخانه را
روی کابینت، پودر قهوه ریخته
روی میز، خرده ی نان
ته قابلمه، سبزی قورمه ی دیشب خشک شده
ته بشقاب، زرده ی نیمروی صبح
کاش پنجره ای داشت این سینک به دشت
آب میریزد از لبه ی سینک
خیس می شوم‌من، یخ می کنم
چرا قهوه ی مانده به فنجان راحت تر از چای پاک می شود؟
زمان می گذرد
ظرف ها تمیز
روی کابینت هم
من خسته به دنبال تی بگ
تا ... دیدن ادامه » فنجان دیگری چرک‌کنم
کار ما شاید این است که در عطر ریکا شناور باشیم
ظرف ها را باید شست
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دل من چقدر برای سالن تئاتر تنگ شده. چقدر دلم برای دیدن هنرنمایی هنرمندان عزیزمون تنگ شده.
و کافه بعدش :(
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اکران تئاتر آنلاین آغاز می‌شود

به دنبال تجربه موفق کنسرت‌های آنلاین در روزهای شیوع ویروس کرونا سعید نوروزی، مدیر مسئول تلویزیون اینترنتی نمایش نت با اعلام خبر آغاز پخش تئاتر آنلاین در روزهای کرونایی، گفت: پخش تئاترهای آنلاین از یک‌شنبه (17فرودین‌ماه) از ساعت 19 تا 20:30 در پردیس تئاتر تهران با 7سالن اختصاصی از طریق رسانه‌های نمایش نت، آنتن، پیشتاز movi و mp4.ir آغاز خواهد شد.
ولی یه کمی نگران عوامل شدم...
۳ روز پیش، شنبه
درود
نگرانی به جاییه جناب صادقی
امیدوارم نکات بهداشتی و موارد کنترلی رو اجرا کنن تا آسیبی نبینند عوامل
۳ روز پیش، شنبه
رایگان هستش؟ یا باید اشتراک بگیریم؟
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه قدر دلم برای خوندن نقدها و غر و لندها و گشتن دنبال سانس های نمایش و نظر نوشتن تنگ شده... خیلی بده که آدم یکی از دلخوشی های جدیش رو از دست بده حتی اگر بدونه که موقتیه!
از صمیم دل آرزو می کنم دوباره به روزهای روشن تئاتر برگردیم و کنار هم از اجراها لذت ببریم...
همگی مواظب سلامتی تون باشید! دوستتون دارم :)
دل من واسه خواندم فدایی کبیر تنگ شده...
پر مطالعه ترین کاربر تیوال بدون رقیب...
۳ روز پیش، شنبه
فدایی کبیر
عزیزی برادر❤❤❤
۲ روز پیش، یکشنبه
ولی خدایی با احتساب اینکه علاوه بر بلیط نمایشها بعد از هر نمایش هم آدم سری به کافه و رستوران ها هم میزد و با توجه به اینکه این وضع احتمالا تا دو سه ماه دیگه ادامه خواهد داشت،کم پولی پس انداز نکردیم هااا..
از این بخشش راضی ام :)
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به قول بهتاشِ پایتخت اینا، من دیگه رد دادم!
مگه می‌شه آدم توی قرنطینه باشه، یک ماه بیشتر باشه توی خونه باشه؛
بعد دچار جت لگ بشه؟! تا هفت صبح خوابم نبره و روز خوابم بی‌آد؟
احتمالن شاید بدنم در قرنطینه است و روحم در ناخودآگاهم دایم داره در مسیرهای ناکجاآباد پرواز می‌کنه!
در این وانفسا واقعن احوالات عجیبی داره بر روحیات من می‌ره! مواظبت کنین عزیزان. :))
جت لگ :)))))))))))))
آفرین :))))
۳ روز پیش، شنبه
پوریا جان، محمد عزیز و محمدحسن خان نازنین، ارادت و درود.
۲ روز پیش، یکشنبه
@ مهندس جات..
لطف داری عزیز...
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به بهانه روز تئاتر

"شاهد ندیم" ، کسی که تابحال حتی اسمشو نشنیده بودم! برام سوال شد چرا او و تئاتر پاکستان باید به عنوان تاثیرگذارترین مجموعه تئاتری جهان انتخاب بشه؟
وقتی پیامش رو کامل خوندم نه تنها جواب این سوال، که جواب خیلی از سوالات دیگه ای هم که داشتم پیدا کردم. اینکه: چرا تئاتر ما، سینما ی ما ( و کلا هنرهای نمایشیمون و تمام زیرمجموعه اش) در چنین سطحیه که چندان حرفی برای گفتن در عرصه جهانی نداره؟ و چرا اصلا چنین فاصله معناداری بین این هنر و سایر هنرها، توی همین ایران وجود داره؟ چرا "رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس؟...گویی ولی شناسان، رفتند از این ولایت!"
اما "شاهد ندیم" وقتی از خودش، گروهش، کشورش و کارهاش میگه خیلی زیبا و در عین حال ساده نشون میده که مشکل، همیشه از نامساعدی شرایط و وجود موانع نیست. گاهی اینها فقط بهانه اند. گاهی، ... دیدن ادامه » گمشده چیز دیگری است: "هنرمند اصیل".
کاش "هنرورز" های ما هم با چنان دغدغه های عالی و اندیشه های متعالی _ نه صرفا دلواپسیهای شخصی و جوزدگیهای زمانی_ به عرصه هنر، بلاخص نمایش، پا بگذارند تا بتوانند حقیقتا به مقام "هنرمند" _ و نه غصب برچسبگونه ی آن_ نائل شوند.

https://www.world-theatre-day.org/messageauthor.html
-----------------------------------
پ ن: با تشکر از گروه "اگزیت " و ترجمه خوبشون از پیام "شاهد ندیم" به مناسبت روز جهانی تئاتر ۲۰۲۰
متاسفانه منم ایشونو نمیشناسم ممنون از معرفیتون، اما حس و حالتون رو میفهمم چون منم دوسال پیش با سینمای مدرن و سینمای مستقل هند اشنا شدم و وقتی میزان تعهد و شرافت فیلمسازان و بازیگران هندی و اگاهیشون از زیر پوست اجتماعشون و قدمهایی که با شجاعت برای کمک ... دیدن ادامه » یا حل یا کمتر کردن این معضلات بدون عافیت طلبی منفعت شخصی برمیدارند اشنا شدم همین حال بهم دست داد و فقط تونستم بهشون احسنت بگم و برای سینماگران خودمون تاسف بخورم
۰۹ فروردین
@محمد کارامد
ممنون از اشتراک تجربه تون. بله... و بسیار هم جای افسوس داره!
۱۰ فروردین
@ پوریا صادقی
با وجود اینکه چنین اتفاقاتی در موسیقی ما رخ نمیده (یا حداقل من خبر ندارم) ولی وضع و حال "هنر موسیقی" مون به مراتب بهتر از "هنرهای نمایشی" ماست...
۱۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تئاتر تهران...
هر چند سالن‌های نمایش روزهاست بسته شدن تا سلامت جامعه تامین بشه؛ و البته که چی واجب تر از سلامتی؟
تئاتر یکی از قدیمی‌ترین هنرهاست، در ایران هم ما گونه های سنتی داشتیم مثل روحوضی‌ ها ، نقالی، تعزیه و...
اما تئاتر مدرن بعد از سفر ناصرالدین شاه به فرنگ کم کم و به سختی وارد ایران شد، فراز و فرود بسیار داشت، از روزای اوج برو بیای تماشاخونه‌ها تو لاله‌زار،پاگرفتن تماشاخانه سنگلج و اجراهای بزرگ از نمایشنامه‌های بزرگ، رونق تئاتر شهر و نمایش‌های آوانگاردش، برو و بیای هنرمندان و دانشجوها توی حیاط تئاتر شهر زیر شب های تهران، تا افول روزهای تئاتر، تعطیل شدن تئاترهای کوچک و ...
زنده باد یاد و خاطره همه زنان و مردانی که از رشت و تبریز و تهران برای پاگرفتن این هنر مدرن تلاش کردند...
خدا کنه یه روزی بتونیم دوباره برگردیم توی سالن‌های تئاتر، ... دیدن ادامه » بشینیم روی صندلی‌ها و با خاموش شدن چراغ‌های سالن، دریچه‌های ذهن و روحمون باز بشه...
سلامی و یادی بکنیم به خاطره اساتید بزرگی چون عبدالحسین خان نوشین،اکبر رادی ،داود رشیدی،علی نصیریان،حمید سمندریان، عزت الله انتظامی،سعدی افشار ، هما خانم روستا و همه دیگرانی که با تئاتر تا همیشه زنده‌ هستند...
#روز_جهانی_تئاتر ❤
به دوستان و عزیزانم چه بازیگران روی صحنه ،چه زحمت کشان پشت صحنه و همین طور نویسندگان و کارگردانان صبور ،این روز مبارک
و
آنان که صاحب خانه هستند و بی نفسشان صحنه جان نمی گیرد،تماشاگران ارجمند و فهیم ،که افتخار آشنایی با خیلی هایشان نصیبم شده و این قصه را ادامه اند...
واقعا سخت میگذرد به کسی که عاشق تئاتر و سینما و هنر است و نمیتواند هیچ تئاتری ببیند زمانی که تراژدی کورنا به پایان برسد یک تئاتر درمانی میکنم ولی میشد یک نمایش اینترنتی راه انداخت دیالوگ نمایشها و کتابهای معروف را بنویسم و دوستان نظر بدهند این دیالوگ مربوط به کدام کتاب و کدام نمایش است اولین دیالوگ را خودم مینویسم
خوشبختی در خم ابروی ما آرمیده است لحظه ای از عمر ما نباید سپری شود بدون اینکه با عیش و عشرت نیامیخته باشد
تنها تفاوت این است که تو جنگجوترین جنگاور دنیا تبدیل شدی به بزرگترین دروغگوی دنیا
هزاران بار با تیاتر درمانی در پساکرونا موافقم.
۰۹ فروردین
راهنماییتون نمره 20 دارد بودای بزرگ کمکشان کن آلکسی کازانتسف البته استاد آبتین کلگار هم یکی از بهترین مترجمهای زبان روس هستند استاد ادبیات و شاهنامه ما اسم این نویسنده و آثارش را در کلاس گفته بود من فراموش کرده بودم
۲۲ ساعت پیش
درود؛ بسیار عالی، کاملاً درست است.✨
۱۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

روز ملی تئاتر

"چرا باید تئاتر ببینیم؟ "

تئاتر در جامعه‌ی ایران، هنوز آنچنان که باید نه تنها جایگاه ریشه‌دار خودش را، به عنوان هنری تکامل‌یافته باز نکرده، بلکه حتی از ظرفیت‌های مواجهه و کاربردی‌اش در امر اجتماعی غافل است. تئاتر با پیوند در چند حوزه دیگر از اندیشه و زیبایی‌شناسی هنر، و زیست آدمی و نمایی از واقعیت جهان ماست که بیش از هر هنر دیگری، چند وجهی و اصالتی به قدمت بشر دارد. از همان نخستین دیواره نویسی‌ها و ساخت ابزاری برای نمایشی در جلوه‌گاه شکارها و بقا، تا به امروز در مجهزترین سالن‌های تئاتر، در آئینی از مرگ و زندگی و در تباری از حرکت و رقص و ترانه، و در صحنه‌پردازی‌های واقعی و خیال‌انگیز حضور داشته، حتی پیش از شکل‌گیری زبان و نوشتار هم حاضر بوده و همچنان به مسیر خود ادامه می‌دهد.
تئاتر دیگر تنها یک هنر نیست، امروز تئاتر ضرورت زیست اندیشه‌ورز و رخوت‌زدای انسانی‌ست که در انباشت اطلاعات منحرف‌کننده و توخالی که هرکدام بی‌آنکه دست‌شان را رو کنند، به تخطئه تفکر مستقل فرد، همت‌گماشته‌اند ، رهایی‌بخش‌ست
تئاتر یک متن و چند بازیگر بر صحنه که موضوعی را به نمایش می‌گذارد و به چند مخاطب عرضه می‌کند تا آنها را سرگرم کند، نیست. تئاتر امروز کنشی در بطن جامعه در برابر نیروهای بازدارنده‌ی مسلط به سمت و سوی اندیشه‌ورزی، آگاهی و تغییرست .. تئاتر ظرفیتی‌ست که مخاطب چه بخواهد چه نخواهد، با آن تغییر می‌کند. گاه حتی دامنه این تغییر چنان وسیع‌ست که لذت آشکار و اتفاق روشنی را رقم می‌زند
تئاتر برای جوامعی که دچار سانسورها، ممانعت‌های متعدد فکری و بمبارانِ ایدئولوژیکی چند سویه است، امری ضروری و حتی الزامی‌ست. جامعه‌ای که چندان با مطالعه و تفکر انس و الفتی ندارد، تئاتر محرکی ذهنی و اجتماعی‌ست که او را وارد این وادی‌ها می‌کند. ادبیات را رکنی اصلی از زندگی می‌سازد که بی‌وجود آن، زندگی بشر قابل تحمل نیست و فلسفه را از آن شکل سخت و دشوار و بی‌کاربردش، به خودِ زندگی، و نظریه را به عمل بدل می‌کند.
تئاتر همان مکان مقدسی‌ست که در آن رخدادهای متعددی به وقوع می‌رسد. بالندگی، درک، شعر، شعور و شهودی که مسیر زیست انسانی را با اکنونیتی پیوند می‌زند که هر لحظه با عوامل متعدد بیرونی و درونی، در جدال و کشمکش‌ بوده و لازمه‌ی رشدست. و چه چیزی بهتر و موثرتر و جذاب‌تر از تئاتر و هنر می‌تواند مامن امن و پرچالشی برای او باشد.
مامنی که اگرچه پناه می‌دهد اما خشونت دارد، واگر چه مهرورزست اما بی‌رحمانه می‌تازد. و اگرچه نمایش‌ست اما واقعیت، تولید می‌کند.
تئاتر میل جستجوگری و نوگرایی را پاسخ می‌دهد چراکه همواره برای این امیال، ظرفیتی برای پاسخ دارد. تلاقی عشق و تجربه، اتفاقِ تئاترست .. و جریانی‌ست که دیگر نه درجنبی از زندگی انسانی، بلکه در کانون آن، مستقر و موجودیت دارد. تئاتر از محدوده‌ی دیالوگ و دکور و بازی و صحنه، عبور کرده‌است، از سبک‌ها، ژانر، فرم و محتواها...حتی از مرز اندیشه و تفکر و تعامل، فراتر رفته و امروز خود حرکت، جریانی اکتیو و کنشگری‌ست که عنصر ضروریِ انسانِ زنده است.


نیلوفرثانی
7فروردین ... دیدن ادامه » 99

چقدر دلمان برای روزهای خوب تئاتر دیدن تنگ شده است. چه لذت های شیرینی داشتیم و فکر میکردم روال طبیعی زندگی است! شاید حال این روزهای ما تلنگری باشد به اینکه : مرگ در سایه نشسته است و به ما مینگرد! ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است حتی!
روزها و چیزهای خوبی که قدر ... دیدن ادامه » ندانستیم.
به امید روزهایی که می آید! به امید روزهایی که باز بتوانیم بنشینیم روی صندلی های نه چندان راحت خیلی از سالن ها ، تئاتر متوسط و تئاتر خوب ببینیم و بیایم دوباره اینجا گفته گو کنیم. چقدر ساده های زندگی مان زیبا بود و ما نمی دیدیم:(.
۰۷ فروردین
خواهش می کنم بانو جان بزرگواریدو سپاس بسیار دارم از محبت سرشار و لطف بی دریغتان .
خدا می داند که چقدر دلتنگ دیدار شما بانوی نازنین و خردورزم و ابرشیر عزیز و گرانقدر و سایر دوستان خوب تیوالی هستم .
به امید دیدارتان
سلامت باشید و پاینده
۰۸ فروردین
نیلوفر گرامی درودی دگر بار بر تو دوست عزیز و با تبریک مجدد سال نو و آرزوی سال خوب در این هجمه های نا امیدی که کورسوی امیدی هم بر آن رویت نمی گردد.
آیا همه اقشار جامعه توانایی بهره گیری از گفتمان تاتر را دارند؟ به تازگی مصاحبه ای از خانم بهناز جعفری دیدم ... دیدن ادامه » که می گفت حضور بازیگرهای سینما در تاترها باعث رونق و کشاندن مردم به سمت تاتر می شود آیا افراد عامی جامعه که به قصد وقت کشی و یا دریافت پزهای توخالی اجتماعی سالن های تاتر را انتخاب می کنند می توانند مخاطبان خوبی برای تاتر باشند ولو باعث رونق تاتر شوند؟ که تاتر موجبات "بالندگی، درک، شعر، شعور و شهودی" در آن ها را ایجاد نماید. شاملو در مصاحبه ای می فرماید مخاطبین شعر من مردم عوام جامعه نیست اگرچه آن ها را مورد هدف قرار می دهد اما باید خواص و روشنفکر اشعار من را درک کند به زبان ساده به انتقال آن بپردازد به نظر می رسد تاتر نیز از جمله هنرهایی است که "محرکی ذهنی" آنرا نباید در اقشار جامعه یا جامعه‌ای که چندان با مطالعه و تفکر انس و الفتی ندارد، دید بلکه قشر اندیشمند و روشنفکر باید جامعه هدف آن باشد.
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در این روزها که از تماشای تئاتر محروم هستیم، یادی کنیم از این بیت خاقانی :
دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت /
ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت /
"تئاتر جان" شما را می گویم ...
27 مارس، روز جهانی تئاتر مبارک ❤
پیام روز جهانی تئاتر ۲۰۲۰ نوشته شاهد ندیم (پاکستان

)
تئاتر به مثابه یک معبد
۸ فروردین ۱۳۹۹
ترجمه فارسی




برایم افتخار بزرگی است که پیام روز جهانی تئاتر سال ۲۰۲۰ را بنویسم. این که تئاتر پاکستان و خود پاکستان توسط انستیتو بین‌الملی تئاتر، بانفوذترین و نمادین‌ترین مجموعه‌ی تئاتری جهان در دوران ما به رسمیت شناخته شده است، مایه‌ی فروتنی و در عین حال هیجان است. این افتخار پیشکشی هم هست به مدیحه گوهر (۱)، چهره‌ی تئاتری، بنیان‌گذار تئاتر اجوکا (۲) و شریک‌ زندگی‌ام که دو سال پیش درگذشت. تیم اجوکا راهی طولانی و دشوار را به معنای واقعی کلمه از خیابان به تئاتر طی کرده است. اما مطمئنم این داستان بسیاری از گروه‌های تئاتری است. هرگز سفری آسان و هموار نیست. همیشه یک نوع مبارزه است.
من اهل کشوری عمدتاً مسلمان هستم که دیکتاتوری‌های نظامی بسیاری را به خود دیده است، حمله‌ی هولناک افراطیون مذهبی و سه جنگ با هندوستان همسایه، که هزاران سال تاریخ و میراث مشترک با هم داریم. امروز همچنان با ترس از جنگی تمام‌عیار با همسایه‌ی برادر و همزادمان زندگی می‌کنیم؛ حتی جنگ هسته‌ای، چرا که هر دو کشور اکنون دارای سلاح‌های هسته‌ای هستند.
ما گاهی به شوخی می‌گوییم:«دوران بد، دوران خوبی برای تئاتر است.» چالش برای روبرو شدن، تضاد برای فاش شدن و وضعیت ساکن برای واژگون کردن کم نیست. من و گروه تئاترم اجوکا بیش از ۳۶ سال است که داریم بر روی این ریسمان معلق قدم می‌زنیم. به راستی که ریسمانی معلق بوده است: حفظ تعادل میان سرگرمی و آموزش، میان جستجو و آموختن از گذشته و آمادگی برای آینده، میان بیان آزاد خلاقانه و زور‌آزمایی‌های ماجراجویانه با قدرت، میان تئاتر منتقد اجتماعی و تئاتر دوام‌پذیر اقتصادی، میان ارتباط با توده‌ها و آوانگارد بودن. می‌توان گفت که تئاتری باید تردست و شعبده‌باز باشد.
در پاکستان تمایزی روشن میان مقدس و نامقدس وجود داشته است. برای آنچه مقدس نیست، جایی برای پرسش مذهبی وجود ندارد، در حالی که برای امر مقدس مباحثه‌ی آزادانه یا اندیشه‌های نو امکان ندارد. در واقع ساختار محافظه‌کار، هنر و فرهنگ را خارج از محدوده‌ی پذیرش «بازی‌های مقدس» خود می‌شمارد. بنابراین عرصه برای هنرهای نمایشی مانند مسابقه‌ی دوی بامانع بوده است. ابتدا می‌بایست اعتبار خود را به عنوان مسلمان خوب و شهروند مطیع اثبات کنند و نیز تلاش کنند ثابت کنند که رقص، موسیقی و تئاتر در اسلام «مجاز» است. به همین ترتیب تعداد زیادی از مسلمانان مقید نسبت به پذیرش هنرهای نمایشی بی‌میل بوده‌اند، حتی با این که عناصر رقص، موسیقی و تئاتر در زندگی روزمره‌شان جای گرفته است. و بعد به خرده‌فرهنگی برخوردیم که قابلیت آن را داشت تا مقدس و نامقدس را بر روی یک صحنه بیاورد.
در طول حکومت نظامی در پاکستان در دهه‌ی ۱۹۸۰، اجوکا به دست گروهی از هنرمندان جوان بر پا شد که دیکتاتوری را از راه تئاتر بی‌پروای سیاسی اجتماعی مخالف به چالش می‌کشید. آنها دریافتند که احساسات‌شان، خشم‌شان، اندوه‌شان، به طرز شگفت‌آوری توسط شاعری صوفی (۳) که ۳۰۰ سال پیش می‌زیست بیان شده بود. این همان شاعر صوفی بزرگ، بُلهیٰ‌شاه (۴) بود. اجوکا دریافت که می‌تواند بیانیه‌های سیاسی انفجاری را به وسیله‌ی شعر او صادر کند و قدرت سیاسی فاسد و ساختار مذهبی متعصب را به چالش بکشد. مقامات می‌توانستند ما را ممنوع یا تبعید کنند، اما نه شاعر صوفی محبوب و مورد احترامی چون بلهیٰ‌شاه را. ما پی بردیم که زندگی او همچون شعرش رادیکال و دراماتیک بود که در طول زندگی‌اش تبعید و فتواهایی را برایش به بار آورد. آن‌گاه «بلها» را نوشتم، نمایشی درباره‌ی زندگی و مبارزه‌ی بلهیٰ‌شاه. بلها -چنان که توده‌های سرتاسر جنوب آسیا او را با محبت می‌خوانند- برآمده از سنت شاعران صوفی پنجابی بود که با بی‌باکی قدرت امپراتوران و عوام‌فریبان مذهبی را با شعر و کردار خود به چالش می‌کشیدند. آنها به زبان مردم و درباره‌ی آرزوهای توده‌ها می‌نوشتند. آنها در موسیقی و رقص محملی را برای دستیابی به ارتباط مستقیم میان انسان و خدا یافتند و با انزجار، واسطه‌ی مذهبی سوءاستفاده‌گر را دور زدند. آنها مرزهای جنسیت و طبقه را نفی کردند و با شگفتی به سیاره‌ [ی زمین] به عنوان جلوه‌ای از قادر مطلق نگاه کردند. شورای هنر لاهور متن را بر این اساس رد کرد که نمایشنامه نبود، بلکه تنها زندگینامه بود. با این حال، وقتی نمایش در سالنی دیگر، انستیتو گوته، اجرا شد مخاطبان نمادپردازی را در زندگی و شعر شاعر مردم دیدند، فهمیدند و تحسین کردند. آنها به طور کامل با زندگی او و دورانش ارتباط برقرار می‌کردند و موازات آن را با زندگی و دوران خود می‌دیدند.
آن روز در سال ۲۰۰۱ نوع جدیدی از تئاتر متولد شد. موسیقی مذهبی قوالی (۵)، رقص دَمَل (۶) صوفی و شعرخوانی الهام‌بخش، حتی ذکرگوییِ (۷) مراقبه بخشی از نمایش شدند. گروهی از سیک‌ها (۸) که برای شرکت در یک کنفرانس پنجابی در شهر بودند و سری زده بودند تا نمایش را ببینند، در پایان به صحنه هجوم آوردند، بازیگران را در آغوش گرفته می‌بوسیدند و گریه می‌کردند. آنها برای نخستین بار پس از تقسیم هند در سال ۱۹۴۷ (۹) که منجر به تجزیه‌ی پنجاب طبق مرزهای قومی شده بود، صحنه را با مسلمانان پنجابی سهیم شده بودند. بلهیٰ‌شاه همان‌قدر برایشان عزیز بود که برای مسلمانان پنجابی؛ چرا که صوفی‌ها از مذهب و تقسیم‌بندی‌های قومی فراتر می‌روند.
در پی این افتتاحیه‌ی به یاد ماندنی، اودیسه‌ی هندی بلهیٰ‌شاه بود. این اودیسه با توری نوآورانه در بخش هندی پنجاب آغاز شد و بلهیٰ‌شاه در سرتاسر هند اجرا شد، حتی در زمان شدیدترین تنش‌ها میان دو کشور و در جاهایی که مخاطبان یک کلمه پنجابی نمی‌فهمیدند اما هر لحظه‌ی نمایش را دوست داشتند. در حالی که درهای گفتگوی سیاسی و دیپلماسی یکی پس از دیگری بسته می‌شد، درهای سالن‌های تئاتر و قلب‌های مردم هند تماماً باز باقی ماند. در زمان تور پنجاب هند اکوجا در سال ۲۰۰۴، پس از اجرایی برای هزاران مخاطب روستایی که به گرمی از آن استقبال شد، پیرمردی نزد بازیگری رفت که نقش صوفی بزرگ را بازی می‌کرد. پیرمرد را پسرکی جوان همراهی می‌کرد. «نوه‌ام بسیار ناخوش است؛ لطفاً نفس متبرکی بر او می‌دمید؟» بازیگر جا خورد و گفت:«باباجی (۱۰)، من بلهیٰ‌شاه نیستم، من فقط بازیگری هستم که این نقش را بازی می‌کند.» پیرمرد شروع به گریه کرد و گفت:«لطفاً نوه‌ام را تبرک بده، می‌دانم خوب می‌شود اگر این کار را بکنی.» ما به بازیگر پیشنهاد کردیم که خواسته‌ی پیرمرد را برآورده سازد. بازیگر تبرکی بر پسرک جوان دمید. پیرمرد راضی شد. پیش از رفتن این سخنان را گفت:«پسرم، تو بازیگر نیستی، تو تناسخ‌ یافته‌ی بلهیٰ‌شاه هستی، آواتار (۱۱) او.» ناگهان مفهوم کاملاً جدیدی از بازیگری، از تئاتر بر ما روشن شد، که در آن بازیگر تناسخ ‌یافته‌ی شخصیتی می‌شود که آن را به تصویر می‌کشد.
در طول ۱۸ سال برگزاری تور اجرای «بلها» متوجه واکنشی مشابه میان مخاطبانی شدیم که ظاهراً از پیش چیزی نمی‌دانستند و برایشان نمایش تنها تجربه‌ای سرگرم‌کننده و یا تفکربرانگیز نیست، بلکه ملاقاتی معنوی و پراحساس است. در واقع بازیگری که نقش استادِ صوفیِ بلهیٰ‌شاه را بازی می‌کرد چنان عمیقاً تحت تاثیر این تجربه قرار گرفته بود که خودش شاعری صوفی شد و از آن زمان تاکنون دو مجموعه شعر منتشر کرده است. اجراگرانی که در تولید دخیل بودند، همگی این حس مشترک را داشتند که وقتی اجرا شروع می‌شود، روح بلهیٰ‌شاه میان آنهاست و انگار صحنه به سطحی بالاتر رفته است. وقتی یک پژوهشگر هندی درباره‌ی این نمایش می‌نوشت، چنین عنوانی را بر آن گذاشت:«وقتی تئاتر تبدیل به معبد می‌شود».
من مذهبی نیستم و علاقه‌ام به صوفی‌گری عمدتاً فرهنگی است. من بیشتر علاقمند به جنبه‌های نمایشی و هنری شعرای صوفی پنجابی هستم، اما مخاطبانم شاید از افراطیون یا متعصبان نباشند ولی ممکن است باورهای راستین مذهبی داشته باشند. کاوش در داستان‌هایی همچون داستان بلهیٰ‌شاه -که در تمام فرهنگ‌ها بسیار است- می‌تواند پلی باشد میان ما، سازندگان تئاتر و مخاطبان نا‌آشنا اما مشتاق. در کنار هم می‌توانیم ابعاد معنوی تئاتر را کشف کنیم و پل‌هایی را میان گذشته و حال بسازیم که به سوی آینده‌ای منتهی می‌شود که سرنوشت تمام جوامع است؛ معتقدان و غیرمعتقدان، بازیگران و پیرمردان، و نوه‌هایشان.
علت ... دیدن ادامه » این که داستان بلهیٰ‌شاه و کاوش‌مان در نوعی تئاتر صوفیانه را در میان می‌گذارم این است که هنگام اجرا بر روی صحنه، گاهی با فلسفه‌مان درباره‌ی تئاتر، با نقش‌مان به عنوان نویددهندگان تغییر اجتماعی از خود بی خود می‌شویم و با این کار بخش بزرگی از توده‌ها را پشت سر جا می‌گذاریم. در درگیری‌مان با چالش‌های اکنون، خود را از امکان تجربه‌ی معنوی عمیقاً تاثیرگذار که تئاتر می‌تواند در اختیارمان بگذارد محروم می‌کنیم. در دنیای امروز که تعصب، نفرت و خشونت بار دیگر در حال پدیدار شدن است، به نظر می‌رسد که ملت‌ها علیه ملت‌ها شورانده شده‌اند، معتقدان با دیگر معتقدان می‌جنگند و جوامع علیه جوامع دیگر نفرت می‌پراکنند… و در این حین کودکان از سوءتغذیه می‌میرند، مادران از نبود مراقبت پزشکی به‌موقع هنگام زایمان جان می‌دهند و ایدئولوژی‌های نفرت شکوفا می‌شوند. سیاره‌ی ما هر چه عمیق‌تر در فاجعه‌ی اقلیمی و اوج یافته فرو می‌رود و می‌توان صدای سم اسبان «چهار سوار آخرالزمان» را شنید.(۱۲) ما باید قدرت معنوی‌مان را تجدید کنیم؛ باید با بی‌تفاوتی، رخوت، بدبینی، طمع و بی‌توجهی نسبت به جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، و سیاره‌ای که روی آن زندگی می‌کنیم بجنگیم. تئاتر نقشی دارد، نقشی والا، در نیرو بخشیدن و بسیج کردن بشریت برای بالا کشاندن خود از هبوطش در مغاک. می‌تواند صحنه را، فضای اجرا را به امری مقدس ارتقاء ببخشد.
در جنوب آسیا، هنرمندان کف صحنه را پیش از قدم نهادن بر روی آن با احترام لمس می‌کنند، سنتی کهن از زمانی که امر معنوی و فرهنگی با یکدیگر در‌آمیخته بودند. زمان آن شده است که آن رابطه‌ی همزیستی را میان هنرمند و مخاطب، گذشته و آینده دوباره به دست بیاوریم. ساختن تئاتر می‌تواند عملی مقدس باشد و بازیگران یقیناً می‌توانند «آواتار» نقش‌هایی باشند که بازی می‌کنند. تئاتر هنر بازیگری را به سطح معنوی بالاتری تعالی می‌بخشد. تئاتر توان آن را دارد که به معبد تبدیل شود، و معبد هم فضایی برای نمایش.

—————————————————————


۱. مدیحه گوهر (۱۹۶۵-۲۰۱۸) : کارگردان تئاتر، بازیگر، فمینست و پایه‌گذار تئاتر اجوکا، دارنده‌ی مدرک کارشناسی ارشد تئاتز از رویال هالووی کالج لندن، مدال افتخار از دولت پاکستان و جایزه‌ی پرنس کلاوس از هلند.
۲. تئاتر اجوکا: تاسیس شده در سال ۱۹۸۴. کلمه‌ی اجوکا به زبان پنجابی یعنی «معاصر». رپرتوار آن متشکل است از نمایش‌هایی با موضوعاتی چون مدارای مذهبی، صلح، خشونت جنسیتی، حقوق بشر.
۳. صوفی‌گری: سنت عرفان اسلامی که به دنبال یافتن حقیقت عشق آسمانی از راه تجربه‌ی شخصی خدا است و به خاطر تبلیغ برادری جهانی و مخالفت با اِعمال سختگیرانه‌ و جزمی آموزه‌های مذهبی محبوب شد. شعر صوفیانه که غالباً به قالب موسیقی در می‌آمد، وصل عرفانی را از راه استعارات عشق دنیوی بیان می‌کند.
۴. بلهیٰ‌شاه (۱۷۵۷-۱۶۸۰): شاعر برجسته‌ی صوفی پنجابی که درباره‌ی موضوعات پیچیده‌ی فلسفی به زبانی ساده می‌نوشت، او منتقد جدی سنت غالب مذهبی و اشرافیت حاکم بود، از شهر قصور تبعید شد، به ارتداد متهم شد و از تدفین او در گورستان شهر ممانعت شد. در میان خوانندگان مذهبی و فولکلور بسیار محبوب است و مورد تحسین گروه‌های مذهبی گوناگون نیز هست.
۵. قوالی: شعر صوفیانه‌ی مذهبی که توسط گروهای از خوانندگان (قوال‌ها) اجرا می‌شود، در اصل در خانقاه‌ها اجرا می‌شد و شنونده را به حالت خلسه می‌برد.
۶. دمل: رقص وجد‌آمیز در خانقاه، که معمولاً با ضرب طبل انجام می‌شود. [سماع] (مترجم.)
۷. ذکر: تکرار موزون و آهنگین دعاگونه عبارت و خواندن دعا برای رسیدن به تنویر معنوی.
۸. سیک‌ها: پیروان مذهب سیک، که در قرن ۱۵ در پنجاب توسط گرو نانک پایه‌گذاری شد.
۹. ایالت مسلمان هندوستان در سال ۱۹۴۷ در میانه‌ی کشتار بی‌سابقه‌ی قومی و مهاجرت عظیم جمعیت جدا شد.
۱۰. باباجی: اصطلاحی محترمانه برای مرد سالمند.
۱۱. آواتار: تناسخ یافته یا تجسد زمینی آموزگاری آسمانی، بر اساس فرهنگ هندو.
۱۲. چهار سوار آخر‌الزمان در کتاب مکاشفه‌ی یوحنا، آخرین کتاب عهد جدید توسط یوحنای پاتموس توصیف شده است. در اغلب روایات، چهار سوار دیده می‌شوند که به ترتیب نماد کشورگشایی، جنگ، قحطی و مرگ هستند.



ترجمه از متن اصلی انگلیسی به فارسی توسط شیرین میرزانژاد - دبیر تحریریه گروه تئاتر اگزیت ایران


Translate to Persian (Farsi) by Shirin Mirzanejad
Chief editor of Exit Theatre - Iran 

منبع: وبسایت انستیتو بین‌المللی تئاتر(ITI) - سازمان جهانی هنرهای نمایشی
https://www.world-theatre-day.org/messageauthor.html




شاهد ندیم نمایشنامه‌نویس برجسته‌ی پاکستانی و سرپرست تئاتر مشهور اجوکا است.

شاهد ندیم در سال ۱۹۴۷ در سوپور در کشمیر متولد شد. هنگامی که خانواده‌اش مجبور شدند پس از جنگ میان هند و پاکستان بر سر ایالت مورد نزاع کشمیر، به پاکستان تازه‌تاسیس مهاجرت کنند، در سن حساس یک سالگی پناهنده شد. او در لاهور پاکستان زندگی کرد و در آنجا در دانشگاه پنجاب دوره‌ی کارشناسی ارشدش را در رشته‌ی روانشناسی گذراند. او نخستین نمایشنامه‌اش را در دوران دانشجویی نوشت اما زمانی به طور خاص نمایشنامه‌نویس شد که در تبعید سیاسی‌اش در لندن، برای گروه تئاتر دگراندیش پاکستانی، اجوکا - تاسیس شده توسط مدیحه گوهر کنش‌گر مترقی که بعداً با او ازدواج کرد- نمایشنامه‌ می‌نوشت. شاهد ندیم مولف بیش از ۵۰ نمایشنامه به زبان‌های پنجابی و اردو است و چندین اثر اقتباسی از برشت را هم به رشته‌ی تحریر در آورده است.
او با تلویزیون پاکستان به عنوان تهیه‌کننده و عضو ارشد مدیریت در ارتباط بوده است. او سه بار تحت حاکمیت دولت‌های نظامی به خاطر مخالفت با حکومت نظامی زندانی شده و از سوی سازمان عفو بین‌الملل به عنوان زندانی عقیدتی پذیرفته شد. در زندان معروف میانوالی شروع به نوشتن نمایشنامه‌های آخر هفته کرد که به دست و برای زندانیان اجرا می‌شد. او بعدها به عنوان مسئول هماهنگی بین‌المللی کمپین و مسئول ارتباطات آسیا-پاسیفیک سازمان عفو بین‌الملل مشغول به کار شد. او عضو موسسه‌ پژوهش گتی، پن اینترنشنال، و موقوفه ملی برای دمکراسی (آمریکا) است. او عضو شبکه تئاتر بدون مرز نیز هست.
نمایشنامه‌های شاهد ندیم به طور گسترده‌ در پاکستان و هند اجرا و منتشر شده‌اند. نمایشنامه‌های او در سرتاسر جهان نیز اجرا شده‌اند، از جمله بلها در تئاتر همرسمیت (لندن،‌ انگلستان)، ترم‌وِی (گلاسگو، اسکاتلند، انگلستان)، و هلسیگنور (دانمارک)، آمریکا چالو در مرکز هنرهای نمایشی دیویس، دانشگاه جورج‌تاون، واشینگتن (آمریکا)، بالاشاه در تئاتر بلک‌باکس (اسلو، نروژ)، برقع‌واگانزا در آمریکا در تئاتر براوا برای زنان (سان‌فرانسیسکو)، تبرئه در بزرگراه (سانتامانیکا) و تئاتر رو (نیویورک) و دارا در تئاتر لیتلتن لندن (انگستان) و دانشگاه کارولینای شمالی، چپل‌هیل (آمریکا).
نمایشنامه‌های او به انگلیسی ترجمه شده و توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد، نیک‌هرن و در مجموعه‌های متعدد به چاپ رسیده است. او در سال ۲۰۰۹ از رئیس‌جمهور پاکستان مدال افتخار نمایش را دریافت کرد. او نمایش‌هایی را نیز برای صحنه و تلویزیون کارگردانی کرده و فستیوال‌های تئاتر برای صلح را در هند و پاکستان سازماندهی کرده است. او برای روزنامه‌های برجسته‌ی پاکستانی و هندی و سرویس اردوی بی‌بی‌سی می‌نوشته است. او مستندهایی درباره‌ی موضوعات فرهنگی از جمله موزه‌ی لاهور، لباس‌های پنجابی، اقبال شاعر و صادقین نقاش ساخته است.
نمایشنامه‌های شاهد ندیم به خاطر موضوعات مرتبط اجتماعی و گاه تابو همچون افراطی‌گری مذهبی، خشونت علیه زنان، تبعیض علیه اقلیت‌ها، آزادی بیان، اقلیم، صلح و صوفی‌گری مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از نمایشنامه‌های او به موضوعات تجزیه‌ی جنوب آسیا و میراث فرهنگی مشترک منطقه می‌پردازد. او با مهارت موضوعات سیاسی و اجتماعی معاصر را با اشکال سنتی و میراث فولکلور ترکیب می‌کند تا تئاتری سرگرم‌کننده و تفکربرانگیز ارائه کند. موسیقی بخشی جدایی‌ناپذیر از تولیدات تئاتری اوست. او در موسسه‌ی هنرهای نمایشی اجوکا و موسسه‌ی هنر و فرهنگ لاهور، هنر نوشتن را تدریس می‌کند.

https://bit.ly/2y14GQP
حمید و مهرداد کیا این را خواندند
امیرمسعود فدائی، معین، امیر مسعود، غزال م، celine و mahaya این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
...
در یک کشور بدون اسم. شاهی بود که قدش خیلی کوتاه بود. او هم اسمی نداشت. چون قد شاه کوتاه بود نمی‌توانست تحمل کند که افراد تحت فرمانش از او بلند تر باشند. وقتی که شاه در شهر راه می‌رفت مردم مجبور بودند هنگام عبور از کنار او توی جوی های آب راه بروند. تا شاه بلند تر بنظر برسد.
فقط مشکل اینجا بود که شاه هر روز کوچکتر میشد هر روز قدش یک میلی متر آب می‌رفت. هرچند خیلی زیاد نبود ولی بازهم آزار دهنده بود. مردم مجبور بودند جوی های عمیق تری نسبت به قبل حفر کنند. تا با راه رفتن در آنها مانع از آن شوند که گردنشان زده شود.
بزودی شاه خیلی کوتاه شد و راه رفتن در جوی ها واقعا سخت شده بود. وقتی که شاه در شهر گردش میکرد به سختی می‌توانست اطرافیانش را ببیند. چون آنها تقریبا در جوی ها ناپدید میشدند. او خوشحال بود. از آنجایی که نمی‌توانست قد خودش را با اطرافیانش مقایسه ... دیدن ادامه » کند، نمی‌توانست بفهمد که چقدر کوچک شده است. یک روز قطره ای آب روی سرش افتاد و چون خیلی کوچک بود زیر فشار قطره له شد و مرد. دیگر شاهی وجود نداشت ولی ساکنان شهر به زندگی در جوی ها ادامه دادند.
و نکته ی بسیار جالبی که در آن زمان! وجود داشت این بود که مردم در مصاحبه های راه براه ، ببخشید گاه و بیگاه حکومتی ، طرح حفر جویها را بسیار مورد ستایش قرار می دادند و از بصیرت شاه کوتوله چه مدحها که نمی گفتند و تنها درخواستشان افزایش ماموران حفار بود تا بدلیل ... دیدن ادامه » کمبود جوی ها ، صفهای طولانی عبور و مرور تشکیل نشود و مسن ترها با دردهای مزمن کمر و پا و .... معطل نشوند.
۰۶ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیزم، از فیلم تیاترهای موجود در مدیاهای در دسترس (تیوال یا سایر سایتها و نیز سی‌دی‌هایی که به فروش می‌رسند)، کدام یک را پیشنهاد می‌کنید که تماشا کنیم؟ انتخاب کمی سخت است به لحاظ تنوع و دوست دارم از نظر شما چون همیشه در انتخاب یاری بجویم. متشکرم.
پویا فلاح و رضا بهکام این را خواندند
محمد مجللی این را دوست دارد
جناب یزدی نازنین
من اخیرا مرد بالشی، اتاق ورونیکا و خدای کشتار رو از فیلیمو دیدم و بسی لذت بردم، اگر ندیدین، از دست ندین‌:)
۰۴ فروردین
دوست خوبم پارسا جان درست میفرمایید✨
فقط اگر لینک ها را بطور مستقیم نتوانستید وارد شوید باید از vpn بهره ببرید. چون من با این روش می بینم.
۰۵ فروردین
پارسا : ))))
۰۵ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد امانی
متولد : 02/12/1369
تخصص: نویسنده و کارگردان
تحصیلات: کارشناسی ارشد نمایش، کارگردانی
اجراها:
نمایش
نویسنده:
نویسنده نمایشنامه "روز نحس" نهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم (ص) پلاتو استاد رادی 1393
نویسنده نمایشنامه " 14ماه انتظار" حضور در بخش نمایشنامه نویسی جشنواره عاشورایی ، دانشگاه نبی اکرم ، تبریز ، 1394
نویسنده نمایشنامه " تصورات" دهمین جشنواره بدن و بیان و مونولوگ نویسی دانشگاه نبی اکرم (ص)، تبریز، 1394
نویسنده نمایشنامه "یار وفادار" دهمین جشنواره بدن و بیان و مونولوگ نویسی دانشگاه نبی اکرم (ص)، تبریز، 1394
نویسنده نمایشنامه "مردگان متحرک" کسب مقام سوم نویسندگی در هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت، تهران ، 1396
نویسنده فیلمنامه "زنان بی هویت" حضور در نهمین جشنواره بین المللی سیمرغ ، تهران ، 1397



کارگردان:
کارگردان ... دیدن ادامه » نمایش "روز نحس" نهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم (ص)،پلاتو استاد رادی، تبریز، 1393
کارگردان نمایش "بانو آهویی" پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، پلاتو استاد رادی ، تبریز ، 1395

بازی:
بازی در سریال طنز "نارگیله" کارگردان قربان علی طاهرفر ،تبریز، شبکه سهند ،1392
بازی در نمایش "از گور برخاستگان" کارگردان: "کاوه نورمحمدی"، تبریز، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری، 1393
بازی در " پارودی دهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)" ،تئاتر شهر، تبریز، 1394
بازی در نمایش "ابرها" ، کارگردان : "یاشار حسین زاده خسروشاهی" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز 1395

دستیار کارگردان:
دستیار کارگردان نمایش "زائر" ، کارگردان : "مهران سمیعی" ، تبریز، نهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص) 1393
دستیار کارگردان نمایش " میلاد مرگ من" ،کارگردان: "مهران سمیعی" ،تبریز، نهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم (ص) 1393
دستیار کارگردان نمایش "از گور برخاستگان" ، کارگردان:" کاوه نور محمدی" ، تبریز ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری 1393
دستیار مدیر صحنه نمایش " وآلس مرده شوران" ، کارگردان: "محمد نژادی پور" ، تبریز، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری و کارگردانی ، تئاتر شهر 1393
دستیارکارگردان نمایش"ننه دلاور و فرزندانش"، کارگردان:"ستار مهرشاد"،پایان¬نامه کارشناسی بازیگری و کارگردانی،تبریز1393
دستیار کارگردان نمایش " ننه دلاور و فرزندانش" کارگردان:" ستار مهرشاد" ، هجدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران،کیش، 1394
دستیار کارگردان نمایش "خنکای ختم خاطره"،کارگردان :"مهران سمیعی" ، اجرا عموم دانشگاه نبی اکرم (ص) ، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " آیه های های های" ، کارگردان: "یاشار حسین زاده" ، دهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " آفنبرگ 1942" ، کارگردان:"مهران سمیعی"،پایان¬نامه کارشناسی بازیگری،تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " زائر" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش "نادرستان" ، کارگردان :"میرمیلاد مهدی زاده" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری و کارگردانی ، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " یکی شبیه تو" ، کارگردان: "میرمیلاد مهدی زاده" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری ، تبریز 1394
دستیار کارگردان نمایش " پانزده سال بعد" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، دهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم(ص) ، تبریز،1394
دستیار کارگردان نمایش " شب برهنگی" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، دهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم(ص) ، تبریز 1394
دستیار کارگردان نمایش "بوی تند اسید" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، اجرا عموم دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " نقل حرب احزاب" ، کارگردان: "میر میلاد مهدی زاده" ، اجرا عموم دانشکاه نبی اکرم(ص)، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " تصورات ذهن نا آرام شهر من" ، کارگردان:"مهران سمیعی"، اجرا عموم دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز،1395
دستیار کارگردان نمایش" نگین"،کارگردان: "وحید رضا براتی" ،یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص) ،تبریز،1395
دستیار کارگردان نمایش" اسم شب"، کارگردان:"مهران سمیعی"، یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص) ،تبریز،1395
دستیار کارگردان نمایش "هنگامه ای که آسمان شکافت"، کارگردان:"مهران سمیعی"،یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)،تبریز،1395
دستیار کارگردان "تئاتر خیابانی دانشگاهی" ، کارگردان:"مهران سمیعی" پلاتو استاد رادی ، تبریز، 1395
دستیار کارگردان نمایش "پارودی دومین جشنواره استعدادیابی دانشگاه نبی اکرم(ص)"، کارگردان:"مهران سمیعی" ، تالار پتروشیمی ،تبریز، 1395
دستیار کارگردان نمایش "مرد بالشی" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز1395
دستیار کارگردان نمایش "به خنده گندم که رویای آرد" ، کارگردان: "ستار مهرشاد" ، چهاردهمین جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان ، کاشان ، 1397
دستیار کارگردان نمایش "هناس"، کارگردان: "ستار مهرشاد"، پایان¬نامه کارشناسی ارشد کارگردانی، دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز 1398
دستیار کارگردان نمایش "زمین سوخته"، کارگردان:"ستارمهرشاد"، پانزدهمین جشنواره تئاتر مهر کاشان، کاشان، 1398



مدیرصحنه:
مدیر صحنه نمایش"متد" کارگردان: "فرامرز ثقه السلامی"، هجدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران،کیش ، 1394
مدیر صحنه نمایش " جفت شیش" ، کارگردان: "فرامرز ثقه السلامی" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری ، تبریز، 1394
مدیر صحنه نمایش " ستاره ثورا" ، کارگردان: "ائلمان نیکمندان" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز ، 1394
مدیر صحنه نمایش " رگی ز آب" ، کارگردان:" ائلمان نیکمندان" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری ، تبریز 1394
مدیر صحنه نمایش "ابرها" ، کارگردان : "یاشار حسین زاده خسروشاهی" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز 1395


کتاب:
چاپ نمایشنامه "مردگان متحرک" ، نویسنده: محمد امانی ، در کتاب هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت ، تهران ، 1397


جوایز:
نویسنده نمایشنامه "مردگان متحرک" کسب مقام سوم نویسندگی در هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت، تهران ، 1396


سایر فعالیت ها:
دستیار چهارم تصویربردار سریال طنز " نارگیله" کارگردان "قربان علی طاهرفر" ،تبریز، شبکه سهند ، 1392
"مسئول امور فنی و سالن نهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم (ص)" ، تبریز، 1393
"مسئول امور فنی و سالن دومین جشنواره فیلم کوتاه پلان" دانشگاه نبی اکرم (ص) تبریز1393
دستیار تصویربردار تیزر " ایران 1400" کارگردان: " حامد اصغر زاده، مهدی کیانی" ، دومین جشنواره فیلم کوتاه پلان ، تبریز 1394
"مسئول امور فنی و سالن دهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)"، تبریز، 1394
"مسئول امور فنی و سالن دهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم(ص)" ، تبریز، 1394
"مسئول روابط عمومی یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)"، تبریز،1395
"کارشناس دبیرخانه نهمین جشنواره بین المللی سیمرغ" ،معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت ، تهران ، 1396
"عضو ستاد چهارمین جشنواره مشاعره سلامت"، معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، تهران 1397
"کارشناس دبیرخانه دومین جشنواره ملی فرهنگی هنری ایران ساخت" معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری ، تهران ، 1397
"عضو ستاد اجرایی 37 امین جشنواره فیلم فجر" ، تهران ، 1397
"کارشناس دبیرخانه پنجمین جشنواره مشاعره سلامت"، معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، تهران 1398
"کارشناس دبیرخانه دهمین جشنواره بین المللی سیمرغ" ،معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت ، تهران ، 1398
"عضو ستاد اجرایی بیست و چهارمین جشنواره قرآن و عترت"، معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، تهران 1398
"عضو ستاد اجرایی 38 امین جشنواره فیلم فجر" ، تهران ، 1398
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد امانی
متولد : 02/12/1369
تخصص: نویسنده و کارگردان
تحصیلات: کارشناسی ارشد نمایش، کارگردانی
اجراها:
نمایش
نویسنده:
نویسنده نمایشنامه "روز نحس" نهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم (ص) پلاتو استاد رادی 1393
نویسنده نمایشنامه " 14ماه انتظار" حضور در بخش نمایشنامه نویسی جشنواره عاشورایی ، دانشگاه نبی اکرم ، تبریز ، 1394
نویسنده نمایشنامه " تصورات" دهمین جشنواره بدن و بیان و مونولوگ نویسی دانشگاه نبی اکرم (ص)، تبریز، 1394
نویسنده نمایشنامه "یار وفادار" دهمین جشنواره بدن و بیان و مونولوگ نویسی دانشگاه نبی اکرم (ص)، تبریز، 1394
نویسنده نمایشنامه "مردگان متحرک" کسب مقام سوم نویسندگی در هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت، تهران ، 1396
نویسنده فیلمنامه "زنان بی هویت" حضور در نهمین جشنواره بین المللی سیمرغ ، تهران ، 1397



کارگردان:
کارگردان ... دیدن ادامه » نمایش "روز نحس" نهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم (ص)،پلاتو استاد رادی، تبریز، 1393
کارگردان نمایش "بانو آهویی" پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، پلاتو استاد رادی ، تبریز ، 1395

بازی:
بازی در سریال طنز "نارگیله" کارگردان قربان علی طاهرفر ،تبریز، شبکه سهند ،1392
بازی در نمایش "از گور برخاستگان" کارگردان: "کاوه نورمحمدی"، تبریز، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری، 1393
بازی در " پارودی دهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)" ،تئاتر شهر، تبریز، 1394
بازی در نمایش "ابرها" ، کارگردان : "یاشار حسین زاده خسروشاهی" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز 1395

دستیار کارگردان:
دستیار کارگردان نمایش "زائر" ، کارگردان : "مهران سمیعی" ، تبریز، نهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص) 1393
دستیار کارگردان نمایش " میلاد مرگ من" ،کارگردان: "مهران سمیعی" ،تبریز، نهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم (ص) 1393
دستیار کارگردان نمایش "از گور برخاستگان" ، کارگردان:" کاوه نور محمدی" ، تبریز ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری 1393
دستیار مدیر صحنه نمایش " وآلس مرده شوران" ، کارگردان: "محمد نژادی پور" ، تبریز، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری و کارگردانی ، تئاتر شهر 1393
دستیارکارگردان نمایش"ننه دلاور و فرزندانش"، کارگردان:"ستار مهرشاد"،پایان¬نامه کارشناسی بازیگری و کارگردانی،تبریز1393
دستیار کارگردان نمایش " ننه دلاور و فرزندانش" کارگردان:" ستار مهرشاد" ، هجدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران،کیش، 1394
دستیار کارگردان نمایش "خنکای ختم خاطره"،کارگردان :"مهران سمیعی" ، اجرا عموم دانشگاه نبی اکرم (ص) ، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " آیه های های های" ، کارگردان: "یاشار حسین زاده" ، دهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " آفنبرگ 1942" ، کارگردان:"مهران سمیعی"،پایان¬نامه کارشناسی بازیگری،تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " زائر" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش "نادرستان" ، کارگردان :"میرمیلاد مهدی زاده" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری و کارگردانی ، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " یکی شبیه تو" ، کارگردان: "میرمیلاد مهدی زاده" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری ، تبریز 1394
دستیار کارگردان نمایش " پانزده سال بعد" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، دهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم(ص) ، تبریز،1394
دستیار کارگردان نمایش " شب برهنگی" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، دهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم(ص) ، تبریز 1394
دستیار کارگردان نمایش "بوی تند اسید" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، اجرا عموم دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " نقل حرب احزاب" ، کارگردان: "میر میلاد مهدی زاده" ، اجرا عموم دانشکاه نبی اکرم(ص)، تبریز، 1394
دستیار کارگردان نمایش " تصورات ذهن نا آرام شهر من" ، کارگردان:"مهران سمیعی"، اجرا عموم دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز،1395
دستیار کارگردان نمایش" نگین"،کارگردان: "وحید رضا براتی" ،یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص) ،تبریز،1395
دستیار کارگردان نمایش" اسم شب"، کارگردان:"مهران سمیعی"، یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص) ،تبریز،1395
دستیار کارگردان نمایش "هنگامه ای که آسمان شکافت"، کارگردان:"مهران سمیعی"،یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)،تبریز،1395
دستیار کارگردان "تئاتر خیابانی دانشگاهی" ، کارگردان:"مهران سمیعی" پلاتو استاد رادی ، تبریز، 1395
دستیار کارگردان نمایش "پارودی دومین جشنواره استعدادیابی دانشگاه نبی اکرم(ص)"، کارگردان:"مهران سمیعی" ، تالار پتروشیمی ،تبریز، 1395
دستیار کارگردان نمایش "مرد بالشی" ، کارگردان: "مهران سمیعی" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز1395
دستیار کارگردان نمایش "به خنده گندم که رویای آرد" ، کارگردان: "ستار مهرشاد" ، چهاردهمین جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان ، کاشان ، 1397
دستیار کارگردان نمایش "هناس"، کارگردان: "ستار مهرشاد"، پایان¬نامه کارشناسی ارشد کارگردانی، دانشگاه نبی اکرم(ص)، تبریز 1398
دستیار کارگردان نمایش "زمین سوخته"، کارگردان:"ستارمهرشاد"، پانزدهمین جشنواره تئاتر مهر کاشان، کاشان، 1398



مدیرصحنه:
مدیر صحنه نمایش"متد" کارگردان: "فرامرز ثقه السلامی"، هجدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران،کیش ، 1394
مدیر صحنه نمایش " جفت شیش" ، کارگردان: "فرامرز ثقه السلامی" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری ، تبریز، 1394
مدیر صحنه نمایش " ستاره ثورا" ، کارگردان: "ائلمان نیکمندان" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز ، 1394
مدیر صحنه نمایش " رگی ز آب" ، کارگردان:" ائلمان نیکمندان" ، پایان¬نامه کارشناسی بازیگری ، تبریز 1394
مدیر صحنه نمایش "ابرها" ، کارگردان : "یاشار حسین زاده خسروشاهی" ، پایان¬نامه کارشناسی کارگردانی ، تبریز 1395


کتاب:
چاپ نمایشنامه "مردگان متحرک" ، نویسنده: محمد امانی ، در کتاب هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت ، تهران ، 1397


جوایز:
نویسنده نمایشنامه "مردگان متحرک" کسب مقام سوم نویسندگی در هشتمین جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت، تهران ، 1396


سایر فعالیت ها:
دستیار چهارم تصویربردار سریال طنز " نارگیله" کارگردان "قربان علی طاهرفر" ،تبریز، شبکه سهند ، 1392
"مسئول امور فنی و سالن نهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم (ص)" ، تبریز، 1393
"مسئول امور فنی و سالن دومین جشنواره فیلم کوتاه پلان" دانشگاه نبی اکرم (ص) تبریز1393
دستیار تصویربردار تیزر " ایران 1400" کارگردان: " حامد اصغر زاده، مهدی کیانی" ، دومین جشنواره فیلم کوتاه پلان ، تبریز 1394
"مسئول امور فنی و سالن دهمین جشنواره نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)"، تبریز، 1394
"مسئول امور فنی و سالن دهمین جشنواره بدن و بیان دانشگاه نبی اکرم(ص)" ، تبریز، 1394
"مسئول روابط عمومی یازدهمین جشنواره استانی نمایشنامه خوانی دانشگاه نبی اکرم(ص)"، تبریز،1395
"کارشناس دبیرخانه نهمین جشنواره بین المللی سیمرغ" ،معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت ، تهران ، 1396
"عضو ستاد چهارمین جشنواره مشاعره سلامت"، معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، تهران 1397
"کارشناس دبیرخانه دومین جشنواره ملی فرهنگی هنری ایران ساخت" معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری ، تهران ، 1397
"عضو ستاد اجرایی 37 امین جشنواره فیلم فجر" ، تهران ، 1397
"کارشناس دبیرخانه پنجمین جشنواره مشاعره سلامت"، معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، تهران 1398
"کارشناس دبیرخانه دهمین جشنواره بین المللی سیمرغ" ،معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت ، تهران ، 1398
"عضو ستاد اجرایی بیست و چهارمین جشنواره قرآن و عترت"، معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، تهران 1398
"عضو ستاد اجرایی 38 امین جشنواره فیلم فجر" ، تهران ، 1398
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در این زمان و زمانه گفتم دعایی در حق دوستان تیوالی بکنم دیدم چه دعایی بهتر و زیباتر از این که حضرت حافظ فرموده است ...

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

جمال صورت و معنی ز امن صحت توست
که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی
رهش به سرو سهی قامت بلند مباد

در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد
مجال ... دیدن ادامه » طعنه بدبین و بدپسند مباد

هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند
بر آتش تو به جز جان او سپند مباد

شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی
که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد
سال نو مبارک علی جان ❤

پ.ن: اون مجال رو هی مجللی میخوندم و میگفتم ای وای
چرا مجللی طعنه بدبین اخه :)
۰۱ فروردین
سال نوی شما هم مبارک مجللی جان خیلی خیلی مواظب خودت باش رفیق .
شما گل گل گلی .
۰۱ فروردین
چاکرم اقا :)
خیلییی عزیزین
۰۲ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سال نو مبارک .
به امید روزهای درخشان برای این تئاتر مظلوم و تئاتری های مظلوم تر
سال نو رو به تمام هنرمندان و هنردوستان تبریک می‌گم. سال جدید ممکنه مثل سالهای پیشین خوبیها یا بدیهای زیادی داشته باشه اما امیدوارم تحت هر شرایطی در این سال شاد باشیم، به همه آرزوهامون برسیم و هیچ وقت ناامید نباشیم؛ از همه مهمتر این که عاشق باشیم. بخشی از این شعر زیبا از شاملوی بزرگ تقدیم به دوستان نادیده‌ام؛

من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار ــ
نازِ انگشتای بارونِ تو باغم می‌کنه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید