تیوال تئاتر
S3 : 19:40:37
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چرا جرأت میکنی بگویی: از چشمانش معلوم است که آدم خوبی نیست؛
از حرف زدنش پیداست که آدم بی پدر و مادری‌ست؛
از راه رفتنش پیداست که لاتِ بی سر و پایی‌ست؟
چرا کالبد انسانی، جسم، میتواند دستاویزی برای قضاوت باشد؟
و چرا، حتی نام میتواند در تو آن حسی را ایجاد کند که احتمال نادرست بودنش وجود دارد؟
از چه میترسی؟
از اینکه مَردی به دلیل چشمانی با رگ‌های سرخ، دست‌های آلوده‌یی داشته باشد؟
آیا تو باورِ گذشته‌ها نیستی؟
((به کوتاه قدان اعتماد مکن که رذالتی پنهان دارند، و به بلند قدان؛ چرا که احمقند، و به زنانی با چشمان روشن؛ زیرا که بیم منحرف شدنشان وجود دارد، و به آنها که کم حرف می‌زنند؛ زیرا موذی و آب زیرکاهند، و به آنها که پُر می‌گویند؛ چرا که رازداری نمیدانند...))

ویران باید کرد .
چه بسا معیارها را، که فرو باید ریخت .
چه بسا مثَل‌ها را، که فراموش باید کرد .
چه بسا سخنان بزرگان را، که دور باید ریخت .
چه بسا منطق‌ها را، که جواب باید گفت .
و ... دیدن ادامه » چه بسیار بهانه‌ها و قوانین را، که دگرگون باید کرد.

نادر ابراهیمی / انسان، جنایت و احتمال


ما و قضاوت هایمان
"قضاوت در یک نگاه " قدغن
۱ ساعت پیش
مهندس میرقاسمی نازنین⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۵۱ دقیقه پیش
محسن جان جوانی عزیزم ⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
۵۰ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز سلام
در صفحه نمایش این یک اعتراف است اتفاقاتی در حال وقوع هست که مورد تایید من نبوده و نیست ، کامنت هایی البته مثبت از سوی کاربران تازه وارد در حال دریافت هستیم که از دیدگاه خودم به جای آنکه بار مثبت داشته باشد بار مخرب دارد،حتی امروز ظهر هم با تیوال تماس گرفتم که کامنت اکانت اولی ها پاک شود که امکان پذیر نبود.
این وضعیت برای خودم قابل پذیرش نیست چون احساس میکنم شیطنتی پشت این قضیه نهفته است در جهت تخریب کار،به این دلیل که بنده خودم همیشه مخالف این اکانت ها بوده و هستم و یک از معترضان به این امر،به احترام خودم و به احترام شما به این کامنت ها پاسخی نخواهم داد،البته که شکر خدا ما از تماشاگران و منتقدان همه روزه کامنت های مثبتی دریافت میکنیم که حتی برخی از کامنت ها به قدری زیبا و انرژی بخش است که در صفحات شخصی خود در اینستاگرام استوری ... دیدن ادامه » میشود،کسی از کامنت مثبت بدش نمیاد،الان هم مشکل من کامنت ها نیست اکانت ها هست،امیدوارم کسی که این بازی رو شروع کرده با دیدن این پیام متوجه زشتی این موضوع بشود،بارها اعلام کرده ام تیوال جای تسویه حساب های شخصی نیست،شرم کنید،به قول امام حسین ( ع ) اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.اگر قصدتان تخریب من است ، زحمت بیهوده نکشید،تصمیمی که در پایان نمایش میخواستم اعلام کنم الان اعلام میکنم که خیالتان راحت شود،با پایان یافتن این نمایش،به طور رسمی و برای همیشه از تیوال خداحافظی خواهم کرد،این مدت هم صبر کردم که نمایش تمام شود و الطاف دوستان بی پاسخ نماند،چرا که احترام به مخاطب همواره مهمترین اولویت برای بنده بوده،پس تخریب کنید یا نکنید من دیگر نخواهم بود.پس دوست عزیز خودت را به زحمت ننداز ! اهدنا الصراط المستقیم
آرش جان شما ثابت شده ای رفیق..
سخت نگیر..بی خیال..انقد حرص نخور عزیز..❤❤❤❤
۱۷ ساعت پیش
هعععععععععی
و به نشان تأسف سرش را تکان می‌دهد
۸ ساعت پیش
دوستان گلم ممنون از الطافتون .
ازتون اجازه میخوام که فعلا سکوت کنم ، در پایان نمایش مفصل باهم صحبت میکنیم ❤️❤️❤️❤️
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با احترام خدمت همه دوستان عزیز تیوالی...
این متن صرفا یک خواهشه پس نیازی به برداشت بد ، توهین ، بدگویی و بی احترامی نیست...
چند وقتیه که به تیوال سر میزنم حس میکنم بازار خرید و فروش بلیطه...
تیوال محیط دنجیه برای به اشتراک گذاشتن نظراتمون درباره کارهایی که میبینیم و می شنویم...چه خوب و چه بد...
فقط با کمی دقت زمان تهیه بلیط ، برنامه ریزی قبلی ، توجه به ساعت و روز و عوامل نمایش میتونیم جلوی اشتباه در خرید بلیط رو بگیریم که ناگزیر از واگذاری و فروش اون حتی بعضا با قیمتی پایین تر به سایر دوستان نباشیم...
حیفه که محیط تیوال شکل تجارت به خودش بگیره و از ماهیت و فلسفه اصلی خودش دور شه...
# از خودم شروع میکنم#
#حرکت_رو به جلو#
#درد_دل#
زهره مقدم و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
اینکه اخیراً این اتفاق بیشتر شده، به نظرم دلیلش پیش فروش با فاصله زیاد از روز اجراس که باعث میشه افراد برای 3-4 هفته بعد بلیت بخرن و در این فاصله ممکنه اتفاقی بیفته که برنامشون به هم بخوره. (چون خودم در گروه دوستانم اغلب مسئول تهیه بلیت هستم، گاهی این مورد ... دیدن ادامه » پیش اومده برای خودم یا دوستانم که نتونستن بیان و به ناچار بلیت رو در تیوال فروختم)
فقط گاهی تعداد این کامنت های فروش بلیت زیاد میشه که شاید شکل خوشاینده نداشته باشه. قبول دارم.
۳ روز پیش، جمعه
با فرزاد موافقم همینجا بهتر میشه اعتماد کرد ولی شاید اگه یه بخش مجزایی تو سایت بود هم بد نبود. چون به قول خانم ذکیانی پشت سر هم تعداد زیادی شون ردیف میشه..
۳ روز پیش، جمعه
ضمن احترام به تک تک دوستان ، بنده هم منظورم اختصاص یک بخش به این مورد هست که در عین حال که کار انجام میشه بر مبنای اعتماد و مشکل خریدار و فروشنده حل میشه چهره کل دیوار تیوال هم عوض نمیشه ...
بازم ممنونم از همگی...
ما همه یک خونواده ایم
♡♡♡
۳ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این هم دورانی بود
خداحافظ دوست داشتنی ترین دیوار مجازی
حمیدرضا مرادی، علی نوروزی و لیلا مظاهری این را خواندند
رضا غیوری و امیر مسعود این را دوست دارند
:(
۵ روز پیش، چهارشنبه
لطفا بمونید! (ایموجی غمگین)
۴ روز پیش، پنجشنبه
ای بابا.باشید و همچنان منصفانه ترین ها رو اینجا بنویسین
۳ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
* گفتن اگه از نمایش خوشتون نیومد معرفت داشته باشید چیزی نگید...
* در مورد اجرا چیزى نمى نویسم چون تاکید کردند که با محبت بنویسیم

این سبک جدیده؟ آشنا نیستم باهاش خیلی
یعنى بنویسیم؟ بعد میگن باعث کاهش مخاطب شدى، بعدم پست حذف میشه. بنویسیم؟
۵ روز پیش، چهارشنبه
آقای سوری به این پدیده سانسور مسالمت آمیز می گویند که خیلی محترمانه دهان مخاطب را می بندند و نقد را از نطفه خفه می کنند تا مبادا به گوشه فروش گیشه شان بربخورد! عبارت غیرمحترمانه اش اینست که نقد و نظر مخالفین خوب است تا جایی که به فروش ما بر نخورد اگر قرار ... دیدن ادامه » باشد بر فروش ما تاثیری داشته باشد گور بابای نقد و نظر مخاطب!
برای هر کس این جمله توهین آمیز و وقیحانه رو گفته متاسفم!
خانم گراوندی متاسفانه شاهد سانسور چند مرحله ای هستیم که خدای نکرده نقد و نظر مخالفی دیوار زیبای تیوال را لکه دار نکند!
۵ روز پیش، چهارشنبه
آقاى فتحیان ما به سانسور شدن و سانسور کردن عادت کردیم. خودِ من بعضى وقتها با سانسور نظرمو مینویسم؛ مفتخر نیستم بهش ولى وقتى طرف به من میگه عیبمو نگو، نشون میده خودش خیلى قبل تر از من صداى عیب اش رو شنیده و توى گوشش پنبه گذاشته. من بارها شده گروه نمایش بهم ... دیدن ادامه » گفتن اگه از کار ما بدت اومد بنویس حتماً؛ ما خوشحال میشم، این نشون میده چقدر اعتماد به نفس دارن و چقدر به زحمتى که کشیدن مطمئن هستن ولى وقتى طرف میگه عیب منو ننویس یعنى اعتماد به نفس لازم براى شنیدن انتقاد و پذیرششو نداره. شاید کار من که به حرفش گوش میدم خیانت در حق کسى باشه که به هواى نظرى که من دادم رفته دیدن نمایش ولى تنها کارى که میتونم بکنم اینه که حداقل تعریف الکى هم نکنم، حداقل امتیاز واقعى بدم.
۴ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفت وگو با سهراب سلیمی درباره وضعیت تئاتر معاصر ایران
تئاتر پول ساز را جای تئاتر انتقادی آورده اند


مصاحبه: سید حسین رسولی

سهراب سلیمی از جمله کارگردانانی است که از دهه 1340 وارد عرصه کارگردانی و بازیگری شده است. او یکی از بازیگران تئاتر «لبخند باشکوه آقای گیل» به نویسندگی اکبر رادی و کارگردانی رکن الدین خسروی در تالار سنگلج بود که اتفاق مهمی در تاریخ تئاتر ایران است. سلیمی در کنار گروهی دیگر از هنرمندان اولین تئاترهایی با موضوع «جنگ» (دفاع مقدس) را با عنوان «حماسه ننه خضیره» در تالار وحدت روی صحنه بردند. او کارگردان اجراهای فراوانی از جمله «مهمانسرای دو دنیا» در سالن اصلی تئاتر شهر بوده است. این روزها تئاتر ایران تغییرات چشمگیری داشته است. برای تحلیل وضعیت موجود سراغ سهراب سلیمی رفتیم و با او گفت وگویی داشتیم.
بیشتر از پنج دهه در تئاتر ایران فعالیت مستمر دارید. وضعیت تئاتر معاصر ایران را چگونه می بینید؟ یعنی در سال های اخیر چه اتفاقاتی در تئاتر ایران افتاده است؟

هر کسی به واسطه نوع ارتباطات و نوع فهم خود به شرایط موجود نگاه می کند. به هر حال، اگر در دام کمیت بیفتیم و به تئاترهای خصوصی دل ببندیم، با مشکلات عدیده ای روبه رو خواهیم شد. اگر بخواهیم به کنه وضعیت بپردازیم با نکات جالب توجهی مواجه می شویم. به زعم من، تئاتر به شکل «روبنا» درآمده است. این روبنا در واقع از همه چیز خالی شده است. مسائل اجتماعی و موضوعات روزمره و شرافت تئاتر دچار انتخاب های اشتباه شده است. این اتفاق اشتباه، هم در نگاه کمدی به تئاتر رخ داده است و هم در تئاتر جدی. معتقد هستم نه تنها در تهران (به عنوان کانون اصلی تئاتر ایران) شاهد تاثیرات این نگاه اشتباه در تمام ایران هستیم. گفتمان های غریبی وارد فضای مجازی شده است. مثلا برخی از این گفتمان ها می گویند: «دیدید چقدر فروختم؟» یا «دیدید نمایش من چقدر مخاطب داشت؟» در حقیقت، این امر، جزو بحث های اصلی تئاتر نیست! وقتی تئاتر از محتوا خالی می شود، شکل به سوی زرق و برق می رود.

در نسل ما هم، تئاتر فرمالیستی رشد کرد و تئاتری ها با آن مخالفت می کردند. بسیاری از دوستان بودند که به تئاترهای محض فرمالیستی تاختند. البته اگر باورهای این دوستان، تئاتر فرمالیستی باشد، ما هم مخلص شان هستیم. هیچ اشکالی هم ندارد. این هم بخشی از تئاتر است. اما من احساس می کنم اینها خطی است که در حال تقویت شدن است.
یعنی اعتقاد دارید این خط دستوری است؟

شاید تلاش می شود تئاتر از محتوا خالی شود و نظارت هم بیش از حد بشود. حالا برای رنگ و لعاب و تاثیرات بیشتر سراغ فیورتی ها (برگزیده ها) و سلبریتی ها (چهره های پر زرق و برق) رفته اند. به قول معروف می گویند کسی بیاید تا فروش داشته باشد. کسی را بیاورید که دیده بشود. واقعا این اتفاقات در تحلیل و تفسیر من از تئاتر نمی گنجد. این اتفاقات برای سوءاستفاده از جریان تئاتر است.
اجازه ... دیدن ادامه » بدهید، دست بگذارم روی تئاترهای فرمالیستی ای که مطرح کردید. این آثار رشد چشمگیری داشته اند. هر شب در سالن های تئاتر شاهد چنین اجراهایی هستیم. حتی برخی اعتقاد دارند مونولوگ های هپروتی و اجراهای کارگاهی و نمایش های توخالی رشد کرده اند. برخی می گویند اغلب تئاترهای خصوصی سراغ اجراهای پوچ رفته اند. حتی این وضعیت باعث شده است رقابتی ناسالم در تئاتر شکل بگیرد. گروهی می گویند تئاترهای اندیشه مند، دغدغه مند و انتقادی در برابر تئاترهای سرگرمی محور دچار مشکل شده اند.

راه دوری نرویم. این وضعیت مربوط به این مقطع از تاریخ نیست. بی جهت نیست که کشورهای دارای ریشه تئاتر همچون ایتالیا، انگلیس، اسپانیا و... حمایت های گسترده ای از تئاتر می کنند. تئاتر، در فرهنگ جریان ساز است؛ بنابراین احتیاج به حمایت ریشه ای دارد. متاسفانه در مملکت من، بودجه تئاتر و حمایت ها را روز به روز خالی تر می کنند. گویا، ملت را در بیابانی بی آب و علف رها کرده اند. در واقع آنان مانند چوپانی هستند که گله را در بیابان رها کرده اند تا بچرند. جریان خصوصی سازی تعریف ریشه ای دارد. متاسفانه مصداق هیچ یک از آن تعریف ها در کشور ایران نیست. فرض را بر این می گذاریم که در تئاترهای خصوصی دنبال ذائقه مردم هستند. شما هم به خوبی و با ظرافت به این موضوع اشاره کردید. در واقع، تئاتر را از محتوا خالی کرده اند و سلبریتی ها را آورده اند. بهانه هم این است که سالن های خصوصی هزینه دارند و بنابراین باید گیشه داشته باشند. می گویند پول آب و برق داریم. صحبت های شان از این دست است. به زعم من، حمایت تئاتر چیز دیگری است. الان که دارم با شما صحبت می کنم، تازه از کشور کانادا آمده ام. آنجا به معنای واقعی تئاتر دیدم. حس کنجکاوی داشتم. برای خوشگذرانی نرفتم. تئاترها را دیدم. می خواستم تماشا کنم این مسائلی که بر ما می گذرد بر آنان هم می گذرد؟ واقعا چنین چیزی نبود. ما نسلی هستیم که به عنوان جریان تئاتر دولتی رشد کردیم. بهترین هنرپیشه ها و کارگردانان تئاتر ایران از جریان تئاتر دولتی بیرون آمده اند. از عزت الله انتظامی و جمشید مشایخی بگیرید تا جعفر والی و رکن الدین خسروی و حمید سمندریان و حتی بهرام بیضایی و عباس جوانمرد و الی ماشاالله همه از جریان تئاتر دولتی بیرون آمده اند. این گونه نبوده است که این هنرمندان به دولت تن بدهند؛ بلکه تئاتر کار کردند. اگر سیاستی هم بوده است تا این دوستان را به سوی جریانی خاص سوق بدهند؛ این افراد نرفته اند!
یعنی تئاتر به نوعی مقاومت در برابر جریان قدرت است؟

بله، شخص بنده را در نظر بگیرید. کوچک ترین ردپایی در شناسنامه کاری من پیدا نمی کنید. امکان ندارد. نه در گذشته و نه حال. واقعیت قضیه در این است که این اتفاقات عجیب در حال رخ دادن است. رقابت ناسالمی شکل گرفته است. آقایان مرکز هنرهای نمایشی فهرست های فروش تئاتر را به در و دیوار می چسبانند. به نوعی غیرمستقیم می خواهند از «تئاتر پول ساز» حمایت کنند. گاهی اوقت سیاست ها مستقیم است و گاهی هم غیرمستقیم. تئاتر ایران را ریشه یابی کنیم به این مسائل می رسیم.
یعنی مساله فروش را تبدیل به بخش اصلی تئاتر کردند؟

دوست من... من از نسلی هستم که تئاترهای لاله زار را از نزدیک دیدم. این تئاترها خصوصی بودند. پس از دوران کودتا تئاتر را از شکل و شمایل خودش خارج کردند و آن را به سوی میان پرده و ژانگولر بردند. تمام این آثار هم فروختند! آنها همه خصوصی بودند. آیا از این تئاترها نکات مهمی باقی مانده است؟ چیزی برای گفتن دارند؟ بروید دوران برتولت برشت در آلمان را نگاه کنید. گروه های تئاتری کنستانتین استانیسلاوسکی و ولادیمیر نمیروویج دانچنکو هم در دوره های مختلف کار تئاتر کردند. آنان در شوروی هم اجرا رفتند. تئاتر جریان ساز را ایجاد کردند. به نمایشنامه های آنتون چخوف نگاه کنید. امروز هم به نمایشنامه «باغ آلبالو» نگاه می کنیم. چرا؟
البته، این سال ها، شاهد اجرای «باغ آلبالو» با برچسب های تئاتر تجربه گرا و تئاتر فرمالیستی در ایران هستیم.

مساله های عجیبی در تئاتر ایران به عنوان «دراماتورژی» و «بازنویسی» باب شده است. به پیر و به پیغمبر این کار ساده ای نیست. هر اثر هنری احتیاج به آدم های آموزش دیده دارد که فرآیند طولانی را از نظر محتوایی و مطالعاتی پشت سر گذاشته باشد. شما به نمایشنامه هایی که با عنوان «مده آ» اجرا می شوند، نگاه کنید. «مده آ» به نویسندگی افرادی چون ژان آنوی، داریو فو و... وجود دارد. در آثار این کارگردانان و نویسندگان صاحب سبک همچنان زیرساخت های «مده آ»ی اوریپید وجود دارد؛ تا تاریخ هم هست آثار این نویسندگان هم خواهد ماند. «پرومته» و «هملت» هم خواهند ماند. بابا جان! داریو فو دست به دراماتورژی و بازنویسی می زند! به نمایشنامه «ننه دلاور» برتولت برشت نگاه کنید. شاهکار است. با این حال، من اعتقاد دارم همه باید آزاد باشند. همه باید بتوانند با هر نوع شکل و شمایلی کار بکنند. اما سواد و مطالعات تئاتر چه می شود؟! قربان شکلت بروم، به دانشکده های تئاتر مراجعه کن و اساتید را ببین!
فضای تئاتر شهر مورد توجه بیشتر قرار گرفته است. متاسفانه گروهی اعتقاد دارند که از سوی مسوولان، نظرات کلی و تکراری درباره فضاهای تئاتری مطرح می شود و برخی دوستان دیگر هم اعتقاد دارند که اطراف تئاتر شهر و سالن های مطرح تئاتر پر از موادفروش و مسائل دیگر شده است و کسی هم برایش مهم نیست.

به نظرم جغرافیای تئاتر شهر را در تاریخ نگاه کنید. این مجموعه بر اساس یک حصار مشخص تعریف شده بود. کسانی وارد می شدند که برای تئاتر آمده بودند. متاسفانه این سال ها آنجا محل تجمع آبریزگاه و توالت های عمومی و بده بستان فروشندگان مواد مخدر و هزار خلافکار دیگر شده است.



روزنامه اعتماد، شماره 4397 به تاریخ 3/4/98، صفحه 9 (هنر و ادبیات)
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3923487
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری تیوال

رفتارتان تأسف انگیز است،توهین آمیز است

تیوال اگر وجاهت دارد،اگر اعتباری دارد بخاطر کاربرانش است،بخاطر امثال علی عبداللهی ست،مگر ما چند نفر قلم به دست خوش فکر مثل جناب عبداللهی داریم که با بی تدبیری شما باید محروم بشیم از قلم و حضورشون؟قلم طنز را حاشیه ی بی ارزش می‌خوانید،ارزش از نظر شما چیست؟ارزش از نظر شما باج دادن و راضی نگه داشتن گروه‌های نمایشی ست که خدای ناکرده خاطرشان مکدر نشود و نمایششان را برای فروش به سایتهای معتبر دیگر واگذار نکنند؟سانسور و حذف نظرات کاربران خوش فکری مانند علی عبداللهی،یقین بدانید در آینده ای نه چندان دور به حذف و نابودی کل تیوال منجر خواهد شد.

ما همه علی عبداللهی هستیم،پس همه ی ما را حذف کنید و دهان همه ی مارا ببندید
امروز چند نفر از دوستان با همین لینک تشریف آوردن و عضو شدن
متاسفانه لینک دیگه ای نیست
۲۴ تیر
https://t.me/joinchat/BVh3PUcK11EGQsH-61-cwA
خانم مظاهری لینک رو مجددا براتون گذاشتم
۲۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر گذاشتند چیزی بماند و خواندید
***!!!***
یا طنز کارکرد خود را از دست داده یا ما! به گمانم دومی..
یا تیوال خدمت‌دهنده است یا ما! به گمانم دومی..
یا بدون ما، تیوال نیست یا بدون تیوال، ما! به گمانم دومی..
یا قوانینِ خودساخته‌ شوخی است یا ما شوخیِ خودساخته‌ی قوانین! به گمانم دومی..
یا تیوال بر ما عرصه را تنگ کرده است یا ما بر تیوال! به گمانم دومی..
یا نابابِ میل، تلخ است یا تلخی، بابِ میل! به گمانم دومی..
یا ما بی‌ارزشیم که نفهمیدیم یا ما نفهمیدیم که بی‌ارزشیم..ازقضا هر دو!



سعی می‌کنم ارزش خودم را بدانم
پس موفق باشید خودتان، سایت وزینتان و گروه‌های نمایشی والامرتبه‌تان! مبادا که ترک بردارد، چینی نازک ...!


*** ... دیدن ادامه » جهت‌گیری تیوال، گفتگو درباره هنر و خود آثار است و تیوال پرداختن به حاشیه‌های بی‌ارزش را جایز نمی‌داند،‌ برای مثال احتمالا تایید می‌فرمایید تمسخر یا کنجکاوی درباره پرکاری یا کم‌کاری هنرمندان چندان شایسته نیست و شاید یک موضوع شخصی در حیطه کاری آن هنرمند باشد.***
علی جان توضیح بیشتر بدید ...
۲۴ تیر
#علی_برگرد
۶ روز پیش، سه‌شنبه
علی جان نازنین برگرد
استاد مهربان
۶ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره نمایش نفرین قطحی زده گان
نمایش نفرین قطحی زده گان به کارگردانی و مترجمی اشکان خطیبی عزیز دارای متنی خوب و جذاب است که بسیار به شرایط کنونی امروز ما نزدیک است...فروپاشی خانواده که در این متن شپارد بستری جهانی دارد و نه تنها مختص به یک جغرافیاست و از مرزهای آمریکا بیرون می آید با دراماتورژی و بازنویسی امید سهرابی بومی تر شده و در چهارچوب رفتارها و کنش های امروزی جامعه ایران در قالب خانواده بیشتر عجین گشته و البته کارگردانی هوشمندانه ی اشکان خطیبی این امر را ملموس تر می کند...خانواده ای که شپارد آن را معرفی می کند گویی همه بر روی همان نوار که در کار چندین بار به آن اشاره می شود قرارد دارند نواری که قرار است جلوی خون و عفونت را بگیرد و خودش به زباله دان انداخته شود...خانواده ای که شپارد معرفی و خطیبی کاملش می کند همه اشان سرنوشتی یک دست دارند ... دیدن ادامه » تا آنجا که حتی جایشان با یکدیگر عوض می شود اما چرخه همان چرخه است و عاقبت همه مثل یکدیگرند...پدر الکلی.مادر درابطه ی نامشروع و فرزندان سردرگم که در جایی از نمایش جای آنها عوض می شود و دختر به مادر و پسر به پدر تبدیل می شود وحتی زن و مرد(پدر و مادر ) به یکدیگر...در این فصل از نمایش به خوبی خانواده و جامعه ای به تصویر کشیده میشود که دیگر هیچ راه گریزی ندارد...فشار اجتماعی و اقتصادی از داخل و خارج خانه شروع شده و جامعه نیز گرفتار آن است گویی بدوبستانی میان خانه و جامعه است که ویرانی را بیشتر و بیشتر می کند...همه و همه ی اینها دردهای روزمره را برای مخاطب امروزی تداعی می کند و ارتباط خوبی بین مخاطب و کار شکل می گیرد و همزاد پنداری اتفاق می افتد...عبور نرم کارگردان از خط قرمزهای فرهنگی برای مخاطب ایرانی قابل تقدیر است که آن را برای مخاطب قابل هضم می کند...در مجموع نمایش نفرین قطحی زده گان دارای متنی خوب.کارگردانی هوشمندانه همراه با فضاسازی.دکور.نور.موسیقی مناسب و بازی های قابل قبول است ...به امید موفقیت های روز افزون برای اشکان خطیبی و گروهش با ایده ها ی نو و اجراهای بهتر...درخشان باشی
مرضیه ذکیانی این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کدام نمایش را ترجیح میدهید؟ نمایشی را ببینید که شما را آزار دهد و از نظر روانی شما را به چالش بکشد؟ یا نمایشی که شما را به فکر فرو ببرد؟
زهره مقدم و سیدمهدی این را خواندند
اینایی که فرمودین یکی نیستند تا حدی؟
۲۳ تیر
منم با خانم مقدم موافقم، این دوتا متضاد هم نیستند، و حتی در بسیاری موارد ممکنه یه نمایش هر سه این گزینه ها رو شامل بشه
۲۳ تیر
زهره و مهدی سلام
ممنون از نظرتون
نمایشی که ما را آزار میدهد، برخلاف تمامی پیش فرضهای ذهنی ما حرکت میکند و تمامی آموخته ها، توقعات ما را به چالش میکشد. در واقع نمایشی است که ما در هنگام دیدن آن شدیدا احساس میکنیم که "نباید اینطور باشد" یا "نباید ... دیدن ادامه » اینطور شود"
اما نمایشی که ما را به فکر فرو ببرد، نمایشی است که درچارچوب ذهنی، فکری و مورد توقع ما اتفاق می افتد، اما ما را وادار میکند در فضای ذهنیمان، به دنبال جواب سوالهایی که از ما میپرسد بگردیم.
شاید در ظاهر این دو یکی هستند، اما نمایشهایشان به شدت با هم تفاوت دارند. مثلا دو نمایشنامه هدا گابلر و مرغابی وحشی از ایبسن، به ترتیب نمودی از این دو نوع نگاه هستند. اما با مهدی هم موافقم که ممکنه نمایش همه گزینه ها رو ارائه بده!
۲۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفت سال گذشت
هفت سال است که ما تو را نداریم
هفت سال است که تنها به شاگردی تو خیلی ها فخر میفروشند
هفت سال است که خیلی ها از برند تو بهره میبرند اما هیچکس تو نمیشود
هفت سال پیش بود که خبر آسمانی شدنت رسید و همه را مبهوت این تنهایی کرد
پیامبر تئاتر رفت
پدر نمایش
استادی که صحنه وطنش بود
هفت سال تنهایی ما
روزت مبارک بزرگ مرد
سالمرگ استاد سمندریان به کام همه تلخ و نامش تا صحنه هست جاودان

9 اردیبهشت 1310 تهران - 22 تیر ماه 1391 تهران
(((برای بزرگداشت استاد نازنین حمید سمندریان به سه نفر از طرف گروه نمایشی آرتا و سه نفر هم من حقیر که زیباترین جمله رو در وصف استاد سمندریان بنویسند در زیر این کامنت بلیط نمایش های پرفروغی که در حال اجرا هست تقدیم میکنیم )))
با سپاس از گروه آرتا
حمید ... دیدن ادامه » سمندریان در اردیبهشت سال ۱۳۱۰ در تهران زاده شد. فعالیت تئاتریش را حین تحصیل در دورهٔ متوسطه آغاز کرد. او در کلاس‌های تئاتر و هنرپیشگی حسین خیرخواه، شباویز و نصرت کریمی شرکت کرده‌ که زیر نظر عبدالحسین نوشین اداره می‌شد. سمندریان همچنین ویلون می‌نواخت و از شاگردان محمود ذوالفنون، برادر بزرگتر جلال ذوالفنون بود.

وی پس از اتمام دورهٔ دبیرستان به اروپا سفر کرد و در آلمان دورهٔ مهندسی شوفاژ سانترال را در دانشگاه صنعتی برلین گذراند اما بعد از آن به کنسرواتور عالی موسیقی و هنرهای نمایشی هامبورگ وارد شد. برخورد با تئاتر آن‌قدر برایش جذاب بود که مجالی برای موسیقی نمی‌گذاشت و به همین دلیل برای همیشه از موسیقی خداحافظی کرد.

سمندریان طی شش سال به صورت آکادمیک تحت آموزش ادوارد مارکس که یکی از استادان برجستهٔ تئاتر بود اصول و مبانی کارگردانی و بازیگری را آموخت و همزمان در آلمان به صورت حرفه‌ای مشغول به کار شد.

وی پس از پایان این دوره به دعوت ادارهٔ هنرهای نمایشی دراماتیک ادارهٔ کل هنرهای زیبای ایران به کشور برگشت و به‌سرعت نمایشنامهٔ دوزخ یا در بسته اثر ژان پل سارتر را در تالار نوبنیاد همین اداره به روی صحنه برد و فعالیت‌های خود را به شکل پیوسته در عرصهٔ تئاتر ادامه داد؛ همچنین با همکاری مهدی فروغ به تأسیس هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک که وابسته به هنرهای زیبای کل کشور بود دست زد.

پس از آن حمید سمندریان به دعوت مهندس هوشنگ، مهدی برکشلی و با همکاری مهدی نامدار دانشکدهٔ تئاتر دانشگاه تهران را بنیان گذاشتند و کار تدریس را بدون وقفه تا پایان عمر در دانشگاه‌های تهران و کلیهٔ دانشگاه‌های تئاتری ادامه داد.

در سال ۱۳۷۳ به تأسیس کلاس‌های آزاد بازیگری و کارگردانی دست زد که هنرجویان بسیاری از آن‌جا دانش‌آموخته شدند و به عرصهٔ حرفه‌ای هنر وارد شدند.

مرگ

حمید سمندریان که از بیماری سرطان کبد رنج می‌برد، حدود ساعت ۵ صبح روز پنج‌شنبه ۲۲ تیرماه در سن ۸۱ سالگی در منزل خود درگذشت.این اتفاق در حالی افتاد که همراهان و شاگردان همیشگی‌اش تصمیم گرفته بودند برای بهتر شدن حال استادشان، بار دیگر اجرای نمایش «بازی استریندبرگ» را که او سال‌ها پیش به صحنه برده بود با همان بازیگران قبلی یعنی هما روستا، رضا کیانیان و پیام دهکردی پاییز امسال به صحنه ببرند و حتی بخشی از تمرینات اولیهٔ این نمایش نیز در منزل شخصی او آغاز شده بود.

سمندریان که در تمام این سال‌ها حسرت اجرای «زندگی گالیله» را با خود داشت، آخرین‌بار در سال ۱۳۸۹ سرگرم ترجمه و کار بر روی این نمایشنامهٔ معروف برتولت برشت بود و قصد داشت اواسط تیرماه همان سال گروه بازیگران این نمایش را مشخص کند تا براساس توافقات انجام‌شده با شهرداری تهران، «گالیله» را از بهمن سال ۱۳۸۹ تا اردیبهشت ۱۳۹۰ در تماشاخانهٔ ایرانشهر به صحنه ببرد، اما این آرزو هرگز محقق نشد.

فعالیت هنری در تئاتر: ترجمه و اجرا

سمندریان برخی از مهمترین متون نمایشی از نویسندگان شاخص ادبیات نمایشی غرب همانند فردریش دورنمات، برتولت برشت، آنتوان چخوف، اوژن یونسکو، آرتور میلر، ماکس فریش، ژان آنوی، تنسی ویلیامز، ژان پل سارتر و هنریک ایبسن را ترجمه و سپس کارگردانی کرد. از این منظر باید او را یکی از کارگردانان شاخص تئاتر در تاریخ تئاتر ایران به شمار آورد که سهمی جدی در آشنایی مردم و علاقه‌مندان تئاتر و نمایش با متون و آثار کلاسیک و برجستهٔ تاریخ تئاتر جهان داشتند.

یگانه کارگردانی سینما

سمندریان تجربه‌ای هم در حیطهٔ سینما داشت و فیلم «تمام وسوسه‌های زمین» را در سال‌های اولیهٔ دههٔ ۱۳۶۰ کارگردانی کرد؛ اما دیگر به سمت سینما نیامد؛ اگرچه همسرش، هما روستا از جمله بازیگران شاخص تئاتر و سینمای ایران بوده است.

سیاهه معتبر شاگردان و همراهان؛ از هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک و دانشگاه تهران تا آموزشگاه بازیگری سمندریان

بسیاری از هنرمندان مطرح ایران از شاگردان او محسوب می‌شوند؛ از این جمله عزت‌الله انتظامی، گوهر خیراندیش، رضا کیانیان، میکاییل شهرستانی، احمد آقالو، کیومرث مرادی، پرویز پورحسینی، گلاب آدینه، مهدی هاشمی، ناصر هاشمی، آتش تقی‌پور، سعید پورصمیمی، مریم معترف، سوسن تسلیمی،فریبرز عرب‌نیا، امین تارخ، احمد ساعتچیان، محمد رحمانیان، محمدرضا جوزی، محمد یعقوبی، امیر جعفری، فتحعلی اویسی، فردوس کاویانی، مهران مدیری، خسرو سینا، میرطاهر مظلومی، پیام دهکردی، پارسا پیروزفر، نوید فرید، شهاب حسینی، حامد کمیلی، حامد بهداد، نگار فروزنده، یوسف تیموری، رابعه اسکویی، مجید صالحی، فرزاد حسنی، شهرام عبدلی، قطب‌الدین صادقی، علیرضا اشکان، حمید فرخ‌نژاد، الیکا عبدالرزاقی، حمید میهن‌دوست، آشا محرابی، حسام نواب صفوی،ایرج راد،انوشیروان ارجمند و ...

به باور بسیاری با وجودی که تئاتر نوین ایران توسط عبدالحسین نوشین بنا شده بود ولی در زمان سمندریان جدی‌تر شد. به طوری که تمام کسانی که از دههٔ ۱۳۴۰ به بعد در زمینه تئاتر در دانشکده‌های تئاتر تهران تحصیل کرده‌اند از شاگردان سمندریان‌اند و در واقع کسی نیست که در عرصهٔ تئاتر ایران کار کند و به نوعی شاگردی وی را نکرده باشد.

حمید سمندریان در سال ۱۳۴۲ گروه تئاتری منسجمی به‌نام گروه هنری پاسارگاد تشکیل داد که افراد گروه عبارت‌اند از: پرویز پورحسینی، سعید پورصمیمی، پری صابری، اسماعیل محرابی، جمشید مشایخی، پرویز کاردان، محمد حفاظی، منوچهر فرید، ثریا قاسمی، اسماعیل شنگله، مهدی فخیم‌زاده.

منش و رفتار حرفه‌ای و اجتماعی

بسیاری بر این نکته تأکید دارند که سمندریان در تمام محافل و نشست‌ها جز تئاتر از چیزی صحبت نمی‌کرد. حتی چند روز قبل از درگذشتش از گذشتهٔ تئاتر می‌گفت و مسائل امروزش و اظهار امیدواری کرده بود که اگر عمری باقی باشد، باز هم بتواند یک تئاتر به صحنه بیاورد.اسماعیل شنگله هم که خود را از شاگردان حمید سمندریان می‌داند و می‌گوید از سال ۱۳۳۸ که هر دو کارمند ادارهٔ هنرهای دراماتیک بودند با هم دوست شدند و هر روز مسیر خانه تا اداره را پیاده می‌رفتند تا از تئاتر بگویند. شنگله این دیدارها و گفتارها را کلاسی شفاهی برای خود دانست که باعث افزایش اطلاعات او از تئاتر شده و منجر به رفتن شنگله به اتریش و آلمان برای تحصیل در این رشته شد. شنگله یکی از مدرسان آموزشگاه سمندریان نیز بوده‌است.
بسیاری به لبخند سمندریان و احوالپرسی‌های او با دانشجویانش اشاره کرده‌اند و این‌که او همواره با لبخند به دیدار شاگردانش می‌رفته‌است.

یادبودها و تماشاخانه سمندریان

در تاریخ شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ و با همت معاونت اجتماعی شهرداری تهران و با حضور محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، تماشاخانهٔ شمارهٔ دو ایرانشهر در خانهٔ هنرمندان ایران به پاس یک عمر حضور هنری حمید سمندریان به نام این چهرهٔ نامدار عرصهٔ هنر ایران نامگذاری شد.

همزمان با این اتفاق نمایشگاهی از پوستر نمایش‌های سمندریان در طول سال‌ها کارگردانی نیز در خانهٔ هنرمندان برپا شد و آن‌طور که محمدباقر قالیباف گفت، قرار بر این شد که تندیس این هنرمند هم در «تماشاخانهٔ سمندریان» نصب شود.همچنین شهردار تهران از نمایشگاه پوستر و کاریکاتور سمندریان دیدن کرد و برای اجرای نمایش گالیله که سمندریان قرار بود اجرا کند، قول همکاری داد. علاوه بر این‌ها، در این روز از کتاب «این صحنه خانهٔ من است» سمندریان نیز رونمایی شد... این روزها در فقدان حمید سمندریان، تندیس ایستاده‌ی او کنار ورودی تماشاخانه‌‌اش نصب شده، ولی نمایش «گالیله» و خیلی آثار دیگر با اجرای او روی صحنه نرفت و نخواهد رفت.

پ ن
قسمت توضیحات پایینی کپی شده است
می گویند استاد حمید سمندریان، پدر تئاتر ایران، 22 تیر هفت سال پیش از دنیا رفت، زهی رفتن ها...
۲۲ تیر
سایه خانم شماره تلگرام من 09022570777هستش
من نتونستم با گروه آرتا هماهنگ کنم که بلیط شما رو از طریق تیوال تقدیم کنیم
اگر لطف کنید به من در تلگرام پیام بدید
۲۵ تیر
لهاک جان مرسی
❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیدانم چرا آن دیگر سایت محترم که لوگوی قرمز رنگی دارد و بلیط فروشی تئاتر و کنسرت میکند، از 25 بهمن 96 نماد اعتماد الکترونیکی خودش را تمدید نکرده است!!!
محض اطلاع، نماد اعتماد یا e-namad یک نشان از طرف مرکز توسعه تجارت الکترونیکی برای کسب و کارهای اینترنتی است که زیر نظر وزارت ص-م-ت است. هر وبسایتی که در آن پرداخت اینترنتی صورت میگیرد و دارای نماد اعتماد الکترونیکی نباشد یا منقضی شده باشد، اصلا قابل اعتماد نیست!

بنده به شخصه از وبسایتی که تا به حال انقدر بی مسئولیت بوده که نزدیک به دو سال است فراموش کرده آن را تمدید کند جرات خرید ندارم.

بروید خودتان در قسمت فوتر (نوار پایین) آن وبسایت محترم و روی نماد کلیک کنید و ببینید که نوشته:

وضعیت نماد : معتبر (تا تاریخ 1396/11/25 - منقضی شده)

و در نهایت به تیوال ایمان بیاورید. :-)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان،

یه سوال عمیق فلسفی مدتیه که ذهنم رو درگیر کرده (ایموجی تفکر)
چرا سن سالن های تئاتر ما هیچ کدوم پرده نمایش ندارن؟؟ (باز هم ایموجی تفکر)

پ. ن: تیوال جان خواهش می کنم ایموجی ها رو آزاد کن، که من توی پرانتز توضیحشون ندم، ممنون (ایموجی دست تشکری که در اصل hi five هست و ما عمدتا برای تشکر به کار می بریم.)

#سوالات_فلسفی
فرزاد، صبا صالحیان و میثم هنزکی این را خواندند
زهره مقدم و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
اگر اشتباه نکنم سنگلج داره
۲۰ تیر
کارهای مشابه اونور که اینجا اجرا میشه هم تا حالا هر چی من دیدم پرده داشته موزیکال های مختلف وحدت و اسپیناس و.. موضوع اجراهای مدرن تر و ساده است که خود سالن یک و نیم وجبه نه امکانات و نه دغدغه لازم برای داشتن پرده رو ندارن و نیازی هم بهش نمیبینن. با توجه به ... دیدن ادامه » تغییرات انجام شده در اجرای نمایش‌ها می توان گفت که داشتن پرده روی سن تئاتر در بیشتر موارد نا لازم و از #مد امروزی افتاده است.
۲۳ تیر
ممنون دوستان
۲۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد، کسی قاب نمی‌گیرد.
برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت

فریدون فرخزاد
اگزیت تهران | گفتگو

جامعه شناسی هنر

برگزارکننده: سیامک امینی، هنرمند نقاش

دوشنبه، ۲۴ تیر ۱۳۹۸ - تهران
پلاتو چاپلین، ساعت ۱۸:۰۰ تا ۲۱:۰۰
نشانی بلوار کریمخان زند، خیابان عضدی ( آبان جنوبی )، پلاک ۷، طبقه ۴


ورود برای همگان آزاد و رایگان است



منابع ... دیدن ادامه » :
۱- جامعه شناسی هنر، امیرحسین آریان پور
۲- آیین پژوهش، امیرحسین آریان پور
۳- جامعه شناسی، احمد قاسمی تهرانی

هنر کاردستی نیست، بلکه انتقال احساس است که هنرمند تجربه کرده است . هنری خوب است که احساس خوب را ترویج کند . احساس هنگامی خوب است که شعور ممیزه ی نیک و بد ارزش واقعی آن ها را تائید کند و این شعور در تمام انسان های یک عصر مشترک است . هنر جهانی یک محک درونی دارد که پا بر جا و بی خطاست و آن هم وجدان پاک نام دارد . هنر محصول تحرک احساس و هدف آن نیز انتقال احوال نفسانی و عاطفه ی انسانی است . عامل موثر که در عصر حاضر مساله ی تبلیغات را تنوع و قدرت بخشیده آمیختگی و پیوستگی آن با هنر است . به گواهی تاریخ استفاده از ابزار هنر در تبلیغ همواره بسیار موثر واقع شده است، زیرا هنر امری است که با خلق زیبایی و به وجود آوردن آثار دلپذیر انسان و طبیعت را در کنار و گاهی در تضاد با یک دیگر نشان می دهد .


سیامک امینی
iamnegin@، رامین غفرانی و میلاد هیدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میگویند همه با هم متحد شوند تا دنیا عوض شود اما نمی‌فهمند اگر همه با هم متحد می‌شدند دیگر چه‌ نیازی به ‌تغییر دنیا بود

رومن گاری زاده ۸ مه ۱۹۱۴ - درگذشته ۲ دسامبر ۱۹۸۰ نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس، کارگردان، خلبان در جنگ جهانی دوم و دیپلمات فرانسوی


در باب قوانین حاکم بر سالن

https://twitter.com/SalehTasbihi/status/1147818655008215043

‏تئاتر ایران را سه جور شته زده است: سانسور، تاخیر، تهویه
سپهر جان تجارت زدگی و بازاری شدن تئاتر هم احتمالا سرطان دهشتبارش است
۱۶ تیر
ظاهرا خر ما از کره گی دم نداشته !
۱۷ تیر
و همچنین تماشاگرنماها!
۱۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو این دنیا دو نوع آدم وجود داره؛
دوست من،
آدم هایی که اسلحه ی پر دارن
و آدم هایی که زمین رو می کَنن،
تو باید زمین رو بِکَنی....




The Good The Bad The Ugly

خوب بد زشت
فیلمنوشت

برای یک دوست
نیبینم بد خواه داری آقای لهاک عکس بده با اسلحه باقیش واس ما
۱۶ تیر
اسلحه هم بده بهمون
۱۶ تیر
⁦(⌐■-■)⁩

ندارم بین خودمون بمونه
۱۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تعحب و تاسف! بعضی از تاتر دوستان به دلایل مبهمی تصمیم گرفتن که وظایف دلواپسان رو بطور داوطلبانه انجام بدن و به نوبه خودشون در جهت تحدید آزادیها و افزایش سانسور و تحکیم همه موارد اجباری(چه در پوشش و چه در گفتار) تلاش وافر انجام بدن...!این دوستان منتظرن تا از بین دهها نمایش،یکی در ژانر کمدی باشه،بلافاصله قربت الی اله در اولین روزها بلیط رو تهیه میکنن و هربار هم ازینکه در نمایش کمدی-سرگرم کننده بحث‌های اخلاقی-فلسفی صورت نمیگیره دچار شوک میشن و ادعا میکنن که بشدت از شنیدن شوخیها(که اصرار دارن حتما برچسب جنسی بشون یزنن درحالیکه در نود درصد موارد شوخیهای ساده دو‌پهلویی هستن که مشابه اونها در سینما و نمایش خانگی و حتی تلویزیون یافت میشه و حتی برادران عزیز خودسر هم عتراضی نمیکن)شکنحه شدن و...و شگفت اونکه چند روز بعد بجای دیدن بیش از پنجاه نمایش غیر کمدی ... دیدن ادامه » که در سالنهای پر از خالی(صندلیهای خالی!) اجرا میشن،باز هم کار کمدی میبینن و باز هم شوکه میشن و میان در تیوال کامنت اعتراضی مینویسن... و نتیجه اینکه حضرات قیچی لازم نیست وقت بذارن و صدها نمایش رو ببینن بلکه صرفا پستهای دوستانی رو میخونن که احتمالا خودشون رو مدافع آزادی بیان و مخالف اجباریها(و شاید هم طرفدار یواشکی‌ها) میدونن...
حقیقت ساده یا بدیهیات:چه در ایران و چه در دنیا(اگر کسی موافق نیست نام بیست فیلم کمدی خارجی ساخته شده در پنج سال گذشته رو بیاره که شوخیهاش مطابق ارزشها باشن!) نود و ...درصد کمدیها از شوخیهای شبه‌اروتیک(در ایران) و اروتیک(در دنیا) استفاده میکنن لذا اگر کسی به هر دلیل با این مدل شوخیها مشکل داره،راهکارش اینه که از دیدن کمدیها احتراز کنه تا نه خودش اذیت بشه و نه باعث توقیف نمایشی بشه...!
پی‌نوشت:در سال بسش از هزار فیلم و نمایش کمدی در دنیا تولید میشه،لذا یافتن دو یا پنج یا ده تا مورد استثنا این واقعیت رو که بیش از نود درصد(احتمالا بالای نود وپنج) از چنان شوخیهایی بهره میگیرن رو نقض نمیکنه....
پی‌نوشت دوم:در سایر نقاط دنیا هرگز لذت نبردن از کمدی یا شوخیها هیچگونه فضیلتی محسوب نمیشه وطرفداران فیلمهای غیر استودیویی و مستقل و هنری لزوما جدا از طرفداران فیلمهای ابرقهرمانی یا کمدی یا ترسناک نیستن و آدمها معمولا چند بعدی هستن و از علایق و سلایقشون جهت شوآف استفاده نمیکنند....
دوستان توجه داشته باشن که بهیچ‌وجه و تحت هیچ شرایطی امکان شترسواری دولا-دولا وجود نداره...نمیشه از بخشی از محدود کردن آزادیهای فردی و اجتماعی اتقاد کرد و همزمان طرفدار و تسهیل کننده محدود کردن بخش دیگری از آزادیها بود...در واقع این تعریف ایرانیزه ار ... دیدن ادامه » آزادی بیان(آزادی شخص بنده در مواردی که بنظر خودم ارزشمند هستن ...) کاملا غلط و نقض غرض هست
۱۵ تیر
:)))
دانش هم از اون یه دونه های تیواله..
۱۵ تیر
فیلم یا نمایش طنز صرفا برای سرگرمی هست نه برای تفکر و تعمق در فلسفه وجودی کاینات ممکن است کسی خوشش بیاید و یا اینکه دوست نداشته باشد انتخاب کردن را برای این روزها گذاشته اند تقویم روزگار ما پر است از غم و مصیبت و ماتم و شیون من به شخصه شاد شدن و خندیدن ... دیدن ادامه » در این نمایش ها را حتی به زعم شوخی های +18 را مذموم نمیدانم و نه ایرادی در اجرای این نمایشها می بینم و ابایی هم از گفتن آن ندارم هم از دیدن مار بازی لذت بردم و هم از دیدن زندگی در تیاتر
۱۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

::::: کمترین سرود :::::


بیش از نیمی از ششم ژوییه امسال‌مون هم سپری شد... دوباره برای کبوترهای‌مان دانه بریزیم...
دونه
دونه
دونه
دونه
یه ستاره توی آسمونه ....
:))))
۱۵ تیر
دایه جانم.. بغل و آغوش و موچ و پوچ طوری ❤️⁩❤️⁩
۱۵ تیر
یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را
تا آب کند این دلِ یخ بسته‏ ی ما را
آقا رضا جان کوجایی برادر، فقط آدرس بده :)))

۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید