کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال تئاتر
S3 : 19:15:11 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
کاش میتونستم فیلم تیاترو جاگزین که نه ، حتی التیام دهنده برای این روزهایی که نمیتونم تیاتر ببینم، بکنم. حتی با کارهای خوبی مثل اتاق ورونیکا و مرد بالشی شروع کردم که شروع خوبی باشه ، اما متاسفانه نشد.
سپهر این را خواند
میم سردلی، نیلوفر ثانی، ملیکا شاهچراغی و محمد لهاک این را دوست دارند
سلین جان اتاق ورونیکا بشدت از اجراش عقب بود... بسیار فیلم تئاتر دیدم که بعضا فقط برای قرارگرفتن از چند و چون بصری و فنی اجرا میشد روشون حساب کرد
نه بعنوان تماشای یک تئاتر خوب
۱ ساعت پیش
فیلم تاتر
پچپچه های پشت خط نبرد
بالاخره این زندگی مال کیه
سیستم گرون هلم
سنگ ها در جیب هایش رو پیشنهاد می کنم
۳۴ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در ادامه پست قبلی 

 در تجلیل از سانسور چون قانون است و من که همچنان عاشق این مملکتم!...
در ادامه پست قبلی

در تجلیل از سانسور چون قانون است و من که همچنان عاشق این مملکتم!
celine این را خواند
ملیکا شاهچراغی، زهره مقدم و سپهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این متن رو دوست عزیزی فرستاد که با پست های دوستان تناقض عجیب و دردناکی ایجاد میکنه ولی خوندنش گرچه حسرت بار، اما خالی از لطف نیست.


در زبان فارسی جدایی جنسی وجود ندارد.

مثلا "او" شامل
زن و مرد میشود.
بر خلاف زبان‌های لاتین و عربی.


در زبان فارسی،
اگر جایی تاکید بر جنسیت باشد،
اولویت با زنهاست. بر خلاف زبانهای لاتین و اروپایی.

ما میگوییم ... دیدن ادامه ›› :
زن و شوهر ؛ بجای :
husband and wife.

ما میگوییم خواهر و برادر ؛ بجای :
brother and sister.

ما میگوییم
زن و مرد ؛ بجای :
men an women.

حتا ما میگوییم زن و شوهر.
یعنی مرد در ارتباط با همسر
هویت " شوهر " پیدا می‌کند.
ولی هویت " زن " دست نمیخورد.
بجای اینکه بگوییم
man and wife.

ما نمیگوئیم mankind، میگوئیم بشریت.
ما هرگز در تاریخ و ادبیات به جنسیت اهمیت نداده‌ایم.

اگر جایی لازم شده،
زنان را در اولویت قرار داده‌ایم.

حتی در زبان فارسی،
زن ؛ یک واژه و مفهوم مستقل هست.
نه مثل wo/man. زائده‌ای کنار مرد!

ما،
ملتی نبودیم که هستیم.
برابری، هرگز برای ما، مفهوم و
ارزش غربی و وارداتی نبوده و نیست.


زهره گرامی سلام البته درست است که دستور زبان و قواعد فارسی چندان جنسیت زده به نظر نمی رسد اما فارسی به گواه ادبیات البته بسیار غنی کهن اش زبانی به شدت سکسیتی و ضد زن بوده... کتاب مهمی در همین زمینه وجود دارد به نام فرادستی و فرودستی در زبان فارسی که در واقع تز پایان نامه خانم مریم پاک نهاد جبروتی بوده و نشر گام نو در سال ۱۳۸۱ ان را چاپ کرد . در حوزه زبانشناسی فارسی مطالعه و تحقیق بر سر رابطه زبان و جنسیت و در واقع ارتباط قدرت( مردمدارانه) و زبان بسیار اندک بوده است... زبان فراتر از افعال و کلمات و ترکیباتش ،در واقع حامل خلق و خوی و فرهنگ گویندگانش هم هست.
یکی از تعاریف جنسیت‌زدگی در زبان در کتاب مذکور اینطور است: زبانی جنسیت زده است که کاربرد آن تمایزی بی ادبانه،نامربوط، یا ناعادلانه را در میان جنسیت های مختلف به وجود آورده یا ترویج ... دیدن ادامه ›› نماید
حالا توجه کنید به تنها اندکی مثال های از میان بسیار عبارات و اصطلاحات جنسیت زده ( و ضد زن) در ادبیات عامه و فاخر فارسی:
زن خلا باشد به هر کاشانه ای/ بی خلا هرگز نباشد خانه ای(قند و نمک ص۱۹۴ )
زن خوب فرمانبر پارسا/کند مرد درویش را پادشا(سعدی)
زن چو خامی کند بجوشانش/رخ بپوشانش کفن بپوشانش(اوحدی)
زن پاک را بهتر از شوی نیست(فردوسی)
زن ار چه زیرک و هشیار باشد/زبون مرد خوش گفتار باشد(ویس و رامین)
زنان را ستائی سگان را ستای/که یک سگ به از صد زن پارسای( فردوسی)
گریه زن مکر زن است...گله گذاری کار زنان است(امثال و حکم)
مگو از هیچ نوعی پیش زن راز/که زن بگویدت جمله سرباز(عطار)

من فکر نمی کنم نوع نگاه نسبت به گذشته ما تفاوت چندانی کرده باشد چه بسا زن ستیزی و جنسیت زدگی در سطح پیچیده تر و پنهان تر و عمیقی در زبان و البته اکثراذهان به حیاتش ادامه می دهد ...

اما باهاتون موافقم که برابری برای ما هرگز ارزشی غربی و وارداتی نبوده است.
ضمنا این گرامر بی جنسیت زبان فارسی باعث ابهام و البته تعلیق بامزه ای هم‌شده ..... دکتر شمیسا در کتابش اشاره می کند درصد بالایی از معشوق های اشعار شعرای زبان فارسی(خصوصا در قالب غزل) مذکر بوده است و نه لزوما مونث ...
۱ ساعت پیش
ابرشیر
علی آقا صبوری کن و لطفا دوباره مطلبم‌را بخوان. اشعار و اصطلاحات همگی از بخشی از کتاب فرادستی و فرودستی در زبان آمده است و جملگی بر این تکیه دارد که زبان فارسی زبان جنسیت زده ای است ... و ما گذشته ...
ابرشیر جان شما این ابیات را ذکر کرده اید من عادت ندارم به مطلبی رو که خودم نخونده ام استناد کنم من مطمئن بودم شما شاهنامه را نخوتده با استناد به حرف دیگران چنین مطالب را ذکر کردید لطفا اگر میتونید داستانها را بفرمایید تا من به شما نشان بدهم که هیچ گونه تعصبی ندارم و سر فرصت از شاهنامه استناد کنم. اصولادمعتقدم تعصب اونجاست که ندیده و نخونده شاهدی برای اثبات مطلبمون بیاریم .
۲۳ دقیقه پیش
زهره مقدم
ابرشیر عزیز درود و مشتاق دیدار و عرض ارادت فرمایشتون کاملا درست و همسو با نظر بنده هست. باید بگم‌ در ادبیات فارسی بخش های بسیاری به خطا و با ناآگاهی مردمان شکل گرفته و بستر ساخته که حقیقتا ...
زهره ارجمند بنده هم مشتاق دیدار شما و دوستان خوبم هستم و لعنت به این کرونا واقعا ...
خیلی خیلی ممنون که این مطلب را به اشتراک گذاشتید چون به طور پراکنده و در قالب پیام کوتاه خوانده بودمش ... و البته مثال بسیار خوبی بود از سیطره نفوذ مردسالاری ۴۰۰۰ هزار ساله حتی در ساحت زبان و ارکان و بافتارش ...
زهره گرامی واقعا شما زنان آگاه و توانا بایستی صدای مطالبه و حق خواهی خود باشید چرا که تجربه مستقیم زیستی و روزمره شما و البته قدرت شما اجازه نمی دهد صدای مردمحورانه به جایتان تصمیم بگیرد و اعمال زور کند و برایتان نسخه بپیچد و حتی الگوی روانی سالم مورد دلخواهش از شما را بسازد و به شما تحمیل کند!.....نابرابری و ستم اشکال مختلف دارد نابرابری قانونی، حقوقی و... یکی از مهمترین اشکال این نابرابری جنسیتی در زبان بروز پیدا می کند که پست شما محمل خوبی شد برای بحث پیرامون آن...به امید دیدار و البته خواندن مطالب بیشتر بیشتر از شما
۶ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باید باکره باشی،باید پاک باشی!

برای آسایش خاطر مردانی که پیش از تو پرده ها دریده اند

چرایش را نمیدانی فقط میدانی قانون است،دین است.سنت است…

قانون و سنت را میدانی مردان ساخته اند

اما در خلوت می اندیشی به مرد ب...
باید باکره باشی،باید پاک باشی!

برای آسایش خاطر مردانی که پیش از تو پرده ها دریده اند

چرایش را نمیدانی فقط میدانی قانون است،دین است.سنت است…

قانون و سنت را میدانی مردان ساخته اند

اما در خلوت می اندیشی به مرد بودن خدا و گاهی فکر میکنی شاید
خدا را نیز مردان ساخته اند!!

من زنم….

ــ
خشم اجتماعی خشم جنسی
پرخاش تجاوز قتل
فقر
ترس
اضطراب
جهل جهل جهل

ما به سانسور تن میدهیم چون عاشق این سرزمینیم!!
یک به یک / این به آن در/ آنها که خون ِ انگور خورده اند ، قصاص !
(خون که بالا میاوری ، یعنی چوب خط ت پر است و بعد ..خلااااص! )
آخرین جام ، جام ِ اول بود ، که زدی به سلامتِ سلول!
چار انگشت آسمان بر سر، میله های عزیز ِ قدرشناس..
گوشه ی امن ِ خلسه ی خاموش... یادهای گذشته ی کم سو..
کودکی ..شرح ِ اولین وحشت : ( وای ..تو کوچه محشر کبرا س )
:
- اصلن انگار ... دیدن ادامه ›› کوره مرتیکه ! زنشو میزنه جلو مردم !
-تو حموم ِ زنونه مَردی تو ! سگ شرف داره به تو ی نسناس!
-دختره، چارده رو رد کرده ، خواستگارا ش یک از یکی بهتر !
پدر کله شق شم میخاد بدتش به یه پیرمرده ی طاس !
- پیره اما حسااابی پولداره ! چی ازین بهتر آخه خواهرجون؟!
آخرش کهنه شوریه..
– هیهات ! زنه رو کشت !
-چادرش اینجاس...
-نون خوره !
– کم کنیش از سفره ، سهم کاه و جو ت دو تا میشه؟!
-یکی کمتر ! بدش بره..بهتر ! النکاح م که سنت ِ آقاس!!
...
پنج انگشت ، روی گونه سیاه...روسری ، گل گلی ِ حلق آویز..
گیسهای بلندِ تابیده دور ِ مچ ، چشمهای سرخ ِ هراس...
...
-تو رو هم می زنم که آدم شی ! شوهرت اختیارتو داره !
تو سرت هم که زد ، نپرس چرا ! مَرده ، میدونه اشتبات کجاس!
-بابا..من..
- کره خر ! بکش زیپ ُ ! دهنت بوی شیر میده هنوز !
هرچی دستور داد، میگی چشم ! فک نکن اونجا خونه ی باباس!
- بابا..گوش کن..ببین..آخه..من..من...حامله م از یه آدم دیگه !
قول داده بگیرتم بابا... بابا..رحم و مروت تو کجاس؟؟
...
-خون گرفته چشاشو انگاری...
- مَررررده ! ناموسشو گرفتن ازش !
- دختره برده آبروشونو...
- خون این ج... روبریز ! خلااااص!
...
سرشو لب به لب بریده لب ِ باغچه ، یعنی آآآآبرو داریم !
آبرو خون سرخ دخترته ؟؟ ولمون کن به حضرت عباس !
...
- دختره باکره س...
– الاهی شکر ! تف به روتون پدرنیامرزا !
دوس نداشته بشه به زور زن ِ یه نفر که پدربزرگ شماس!
...
خون ِ تر ، لخته بسته رو چاقو...پدره سجده رفته تا قوزک !
- شیر مادر حلالته دختر..زنده و مرده ت افتخار ِ باباس..!!
...
گیسشو می کشه که : میکُشمت! حیف نون..به تو هم میگن مادر؟؟!
تویی که مادری ، نفهمیدی دخترم دس نخورده مثل طلاس؟!
...
عید قربونه توی کوچه ی خون...سهم همسایه رو بذار کنار...
غیرتت ، بوی چرک و خون میده... رگه های توحشت پیداس...
عید قربونه توی کوچه ی خون..بره ی مرده تُ ببر خاک کن ...
بخت برگشته..طفلکی دختر..زنده و مرده باعث بلوا س...
...
زخم می ریزد از تنت.. ای وای...زخم می ریزد از فراموشی...
نه..تحمل نمی کنی دیگر...یادها می وزند بی وسواس...
رژه ی نامنظم اشیاء...خنده ی گریه آور ِ کلمات...
کلماتی شبیه" امنیت" ! کلماتی شبیه "حق الناس" !!
بوی سیگار برگ ِ عزراییل ، دوره کرده چهار گوش ت را
بوی کافور و لذت بوسه... لب سردی که با لب تو مماس...
بادبادک شدی که سر بروی از زمینی که جای ماندن نیست...
بازهم لذت سقوط آزااااااد...اسبی و پرتِ دره های حواس…
آخ..آن قدر زخم دارم که خون گرفته تمام زیر و بم م
نه.. به چشمانت اعتماد نکن ! کرم خورده است سرخ ِ این گیلاس.


طاهره_خنیا
۲۸ دقیقه پیش
مرز یعنی بکارت یک زن
کشوری در حصار تن بودن
دست هایی برهنه ات بکنند
وحشیانه به جرم زن بودن

خسته از دردهای خود بشوی
خسته از دردهای یک خانه
یا که عادت کنی به درد خودت
به همین دردهای ماهانه

غم یک صورت کبود شده
پشت ... دیدن ادامه ›› ارایش غلیظ شوی
هر نگاهی تو را بغل بکند
سهم یک مشت چشم هیز شوی!

سوژه ی فحش های ناموسی!
خون بر دستمال پاشیده!
زن شدی روی تخت خواب لجن
ماهی اب های گندیده!

زن شدی بین شعرهای "فروغ"
"شرمگین از شیار خواهش ها"
دوزخی پشت پیرهن شدی از
شعله ی بوسه ها، نوازش ها

زنِ در طرحِ خانه های عفاف
زنِ جا مانده در "محله ی غم"
سایه ای از "پری بلنده"ی شهر
بین آغوش های نامحرم

زنِ در خانه فکر خودسوزی
زنِ مدفون درون قبر اتاق
زنِ فردای ترس آلوده
پشت تهدید برگه های طلاق

گلِ در آگهی یک ترحیم!
زن با مرد مرده خوابیده
شام یخ کرده در شب حجله
ماهی زیر تور رقصیده

زنِ عریان زیر یک چادر
زخم پوشیده ی نمک خورده
زنده بادا بهار اسم تو؛ زن
بین این بیت های پژمرده



امیررضا_وکیلی
۲۰ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دبیراجرایی هفدهمین جشنواره تئاترمقاومت منصوب شد | عکس
دبیراجرایی هفدهمین جشنواره تئاترمقاومت منصوب شد
با حکم دبیر "هفدهمین جشنواره سراسری تئاترمقاومت" دبیراجرایی این جشنواره منصوب شد.به گزارش تیوال به نقل از ستادبرگزاری جشنواره سراسری تئاترمقاومت، حمید نیلی دبیرهفدهمین جشنواره سراسری تئاترمقاومت ...
دیدن ادامه ››

با حکم دبیر "هفدهمین جشنواره سراسری تئاترمقاومت" دبیراجرایی این جشنواره منصوب شد.
به گزارش تیوال به نقل از ستادبرگزاری جشنواره سراسری تئاترمقاومت، حمید نیلی دبیرهفدهمین جشنواره سراسری تئاترمقاومت طی حکمی توحید معصومی را به عنوان دبیراجرایی این جشنواره منصوب کرد.

در بخشی از این حکم آمده است:
نظر به تعهد و تخصص جنابعالی در عرصه هنرهای نمایشی کشور و همچنین تجارب مفید و ارزنده شما در ساماندهی، انسجام و هم‌افزایی خانواده بزرگ تئاتر کشور، به موجب این حکم، به عنوان "دبیر اجرایی هفدهمین جشنواره سراسری تئاتر مقاومت" منصوب می‌شوید.
امیدوارم با استعانت از درگاه حضرت حق جل جلاله در برگزاری هرچه باشکوه تر هفدهمین دوره جشنواره سراسری تئاتر مقاومت و بهره مندی از ظرفیت بالای هنرمندان متعهد تئاترمقاومت کشور کوشا باشید."

توحید معصومی متولد ۱۳۵۴ دارای مدرک کارشناسی بازیگری و کارشناس ارشد کارگردانی از دانشکده هنر ومعماری است و از سال ۱۳۶۸ فعالیت هنری خود را آغاز کرده است.
کارگردانی بیش از ۳۰ نمایش صحنه ای و تله تئاتر و حضور در چند دوره جشنواره بین المللی تئاتر فجر، سوره، ماه، تئاتر مقاومت و... و کسب جوایز مختلف از جشنواره های گوناگون از جمله سوابق هنری توحید معصومی است. وی همچنین در دوره‌های بیست و دوم تا بیست و ششم  جشنواره سراسری تئاتر سوره به عنوان مشاور اجرایی حضور داشته و پنج دوره دبیری جشنواره استانی تئاتر سوره استان اردبیل را بین سالهای ۸۲ تا ۸۶ بر عهده داشته است. وی در پنج سال اخیر مدیر امور استانهای مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری و مشاور مدیر مرکز محافل و جشنواره‌های حوزه هنری بوده است.

هفدهمین جشنواره سراسری تئاترمقاومت به همت انجمن تئاترانقلاب و دفاع مقدس بنیاد فرهنگی روایت فتح  و با دبیری حمید نیلی آذرماه سال جاری برگزار خواهد شد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فصیح
درباره فیلم‌تئاتر سنگ ها در جیب هایش i
بارون بیاد،
تگرگ،
مرگ،
گاوها رو باید دوشید...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فصیح
درباره فیلم‌تئاتر سنگ ها در جیب هایش i
من به تماشای نمایش اصلی نرسیده بودم و از پیداکردنش در تیوال خیلی خوشحال شدم.
تماشای اجرای ساده و روان آقای پیروزفر از نمایشنامه ی بسیار دلچسب خانم جونز، واقعاً بهم چسبید، به ویژه در این روزها که از هم دوریم و مجبوریم به اجراهای نوپای آنلاین و فیلم-تئاترها قناعت کنیم.
گذشته از بازی روان این دو عزیز دوست داشتنی تئاتر، آقایان بهبودی و پیروزفر، انتخاب به جای موسیقی، نورپردازی خیلی خوب، انتخاب هوشمندانه نمادها و تغییر نقش ها با حرکات هوشمندانه روی صحنه، خیلی بر لذتم از نمایشنامه افزود. صداقت آقای پیروزفر و وفاداریش به متن اصلی رو هم همیشه می پسندم.
خلاصه اگر نمایش رو مثل من از دست داده اید، بهتون توصیه می کنم یک ساعت و نیم لذت رو از منزل به خودتون هدیه کنید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب جدید نویسنده «هنر شفاف اندیشیدن» منتشر شد | عکس
با عنوان «هنر بی‌خبر زیستن»
کتاب جدید نویسنده «هنر شفاف اندیشیدن» منتشر شد
کتاب جدید «رولف دوبلی» با نام «هنر بی‌خبر زیستن» و با عنوان فرعی " خط مشی برای زندگی شاد، آرام و عقلانی"  به فارسی ترجمه و منتشر شد.این کتاب درواقع اثر جدید ...
دیدن ادامه ››

کتاب جدید «رولف دوبلی» با نام «هنر بی‌خبر زیستن» و با عنوان فرعی " خط مشی برای زندگی شاد، آرام و عقلانی"  به فارسی ترجمه و منتشر شد.

این کتاب درواقع اثر جدید نویسنده کتاب‌های پرمخاطب «هنر شفاف اندیشیدن» و «هنر خوب زیستن» است که با ترجمه فاطمه قره‌باقی و حمیدرضا رنجبریان، توسط انتشارات آرادمان به بازار نشر ایران عرضه شده است.

رولف دوبلی، متولد سال ۱۹۶۶، نویسنده و کارآفرین اهل سوییس است. او دانش‌آموخته ام‌بی‌آی و دکتری فلسفهٔ اقتصاد است.

دوبلی از مؤسسان بزرگ‌ترین مؤسسه فراهم آورندهٔ خلاصهٔ کتاب است. او به‌خاطر تألیف کتاب «هنر شفاف اندیشیدن» به شهرت بالایی دست یافت. «هنر چگونه زیستن» دیگر کتاب مشهور اوست.

آثار دوبلی تاکنون به ده‌ها زبان دنیا، ازجمله فارسی، منتشر شده‌اند.

 
این نویسنده سرشناس در کتاب جدید خود به این مهم پرداخته که در تسخیر اخبار روزانه قرار گرفتن، چگونه وجود انسانی را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد و از زایش و خلاقیت باز می‌دارد. او همچنین در این کتاب، نوعی نسخه عملی برای برون‌رفت از وضعیتِ در تسخیر اخبار عمدتا بد روزانه بودن، و درواقع زندگی بهتر داشتن، ارایه کرده است.

دوبلی در این کتاب این‌گونه سخن گفته است:

"سلام، اسم من رولف است و من معتاد به اخبار هستم"

اگر در گروه‌های خوددرمانی اعتیاد به اخبار، مثل گروه‌های مشابه برای ترک الکل می‌خواستم خودم را معرفی کنم، با عبارت بالا شروع می‌کردم. این داستان به 10 سال پیش برمی‌گردد.

من تا زمانی که ده‌ها هزار ساعت از عمرم را صرف خواندن اخبار کردم، به این موضوع پی نبرده بودم. از خودم دو سؤال پرسیدم: "آیا اکنون جهان را بهتر از قبل می‌شناسی؟" و اینکه "آیا الآن می‌توانی تصمیم‌های بهتری بگیری؟" جواب هر دو منفی بود... طی دوره‌های زندگی‌ام کتاب‌های بی‌شماری درباره مدیریت زمان خوانده‌ام و بیش از ده مورد از پیشنهادهای خوبشان را در زندگی‌ام اعمال کرده‌ام و امروز به این نتیجه رسیده‌ام که حذف اخبار از زندگی بهترین روش ذخیره زمان است.

به‌زودی برای تولید اخبار جعلی نیازی به انسانها نخواهیم داشت. برنامه‌های کامپیوتری هوشمند می‌توانند خودشان آن‌ها را بنویسند. در آینده این مقاله‌های تولیدشده متناسب با سلیقه مصرف‌کنندگان خبری ساخته و پرداخته می‌شوند. مقاومت در برابر آن تقریبا غیرممکن است، حتی برای موارد حساس. اینکه این مقاله‌ها با واقعیت تطابق دارند یا نه، موضوعی ثانویه است. آنچه اهمیت دارد، تعداد کلیک‌ها و درآمد تبلیغاتی حاصل از آن است، یا اینکه بتوانند نظرات ما را به این سو و آن سو ببرند یا ما را به خرید چیزی ترغیب کنند.

نصیحتی برایتان دارم؛ سعی نکنید مسائل نامفهوم و بی‌معنای دنیا را پاکسازی کنید، موفق نخواهید شد. جهان می‌تواند بیشتر از آنکه شما بتوانید دیوانه بمانید، غیرمنطقی باقی بماند. قانون استورجن را در ذهن داشته باشید و آن را پرهیزکارانه بپذیرید، آن‌وقت زندگی بهتری خواهید داشت.

 
کتاب «هنر بی‌خبر زیستن» را آرادمان در ۱۲۰ صفحه به‌ بهای ۲۲ هزار تومان منتشر کرده است.



 

 

 

جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نگاهی به پدیده نمایش اینترنتی
«تئاتر آنلاین، تئاتری که نیست»
نیلوفر ثانی
روزنامه اعتماد ؛ چهارشنبه 7 خرداد 99

در وضعیت فعلی موجود در جهان با گسترش بیماری اپیدمی کووید‌19‌ تمام فعالیت‌های هنری و تئاتری دستخوش وقفه...

نگاهی به پدیده نمایش اینترنتی
«تئاتر آنلاین، تئاتری که نیست»
نیلوفر ثانی
روزنامه اعتماد ؛ چهارشنبه 7 خرداد 99

در وضعیت فعلی موجود در جهان با گسترش بیماری اپیدمی کووید‌19‌ تمام فعالیت‌های هنری و تئاتری دستخوش وقفه‌ها و توقفِ اجراها و تولیدات آن شده است؛ وضعیتی که در کشورمان به دلیل شیوعی زودهنگام‌، چاره‌ای جز تعطیلی تمام موسسات و تماشاخانه‌های تئاتری نبوده است. بدون شک، علاقه‌مندان و اهالی تئاتر در این شرایط، بی‌صبرانه منتظر برطرف‌ شدن شرایط نامساعد بیماری، با وجود ریسک بالای تجمع و حضور در سالن‌های تئاتر و تمایل به پیوندی نزدیک به تئاتر، با امکانات موجود دارند.چه آنانی که از طریق پلتفرم‌های ... دیدن ادامه ›› پخش زنده، از سایت‌ها و لایوهای اینستاگرامی، مباحث و گفت‌وگوهایی تئاتری را ترتیب می‌دهند و چه مخاطبانی که به فیلم‌تئاترها و حضور آنلاین در این نشست‌ها علاقه دارند، همگی نوعی مشارکت اجتماعی را در پیوند اهالی تئاتر رقم می‌زنند و خواهان رونق آن در این شرایطند. اما در این میان با نمونه‌های بسیاری نیز مواجهیم که حواشی قابل‌ملاحظه‌ای دارند و مورد نقد بسیاری از صاحب‌نظران در حوزه تئاتر و هنرهای نمایشی نیز هستند. کلاس‌های نمایشنامه‌نویسی، بازیگری و کارگردانی آنلاین، توسط بسیاری از اساتید تبلیغ و ارایه می‌شود و جای پرسش بسیاری را برای آن دسته از تئاتری‌هایی که سالیان سال در این عرصه‌ها مشغول بودند و آموزش داده‌اند، مطرح می‌کند که چطور می‌شود بازیگری و کارگردانی را آنلاین، آموزش داد؟ درحالی که تمام آنچه یک بازیگر باید بیاموزد، فراتر از چند دستورالعمل و تمرین متدهای تیتروار است و اساسا انرژی و حضور در صحنه و تمرینات جمعی است که می‌تواند به جهان بازیگر و هنرمند راه پیدا کند و آن را خلق کرده و بسازد. از طرفی دیگر در این چند روز اخیر با پدیده جدیدی تحت عنوان «تئاتر آنلاین» روبه‌رو شده‌ایم که تبلیغات زیادی را حول این محور که اجرای نمایشی با مدیومی به جز صحنه و حضور زنده و از طریق اینترنت و در غیاب مستقیم تماشاگر، به عنوان تئاتر ارایه می‌کند. آنچه تولید این دست جریان‌هاست، اگرچه از یک متن نمایشی بهره می‌برد اما «تئاتر نیست»، چراکه مهم‌ترین وجه یک اجرای تئاتری را که حضور و زنده ‌بودن در ارتباط بی‌واسطه با تماشاگرست، ندارد. بلکه بیشتر یک برنامه تصویری است که اکت‌های نمایشی را مانند شوهای تلویزیونی به تماشاگران عرضه می‌کند و هر چند به‌صورت زنده و آنلاین اجرا می‌شود اما با میانجی تصویر و دیجیتالی است که اساسا در آن مخاطب هیچ نقشی ندارد و حتی اگر تمام تماشاگران آن حذف شوند هیچ خللی به روند اجرا نه تنها وارد نمی‌شود بلکه اجراگر قادر به درک و ردیابی این حضور و این مشارکت ضلع سوم و بنیادی یک اجرا نیست. او همچنان دارد بدون آنکه اطلاعی از حضور و کنش‌ و واکنش‌های تماشاگر و مخاطبش داشته باشد، روبه‌روی یک لنز دوربین برنامه‌اش را اجرا می‌کند. بنابراین آنچه از این طریق ساخته و پرداخته می‌شود، اساسا حتی «شبه‌تئاتر» هم نیست، مگر تمام معنای تئاتر را که از یونان باستان با معنای لغوی تئاتر یا تئاترون که اشاره به مکان و صحنه و ساحتی از هویت جایی است که در آن اجراگر مستقیما با تماشاگران روبه‌رو و به اجرای نمایش می‌پردازد، دچار تغییرات اساسی دهیم. این دست رویدادها می‌توانند در نوع خود به‌طور مستقل و شاخه‌ای مجزا از تئاتر، یک تولید تصویری باشند که قرار است تماشاگران علاقه‌مند به این ‌دست فیلم‌ها را راضی و خشنود کند اما اینکه مجریانِ آن، با فرصت‌طلبی از یک هنر جاافتاده و معتبر همچون تئاتر و با قصد جایگزینی برای بسته ‌بودن سالن‌های تئاتر، ارایه و عرضه شود، مسیر نادرستی است که نه تنها کمک‌کننده نیست بلکه آسیب‌زننده است و کالایی کردنِ بسته‌های فرهنگی برای مصرف ‌شدن در این روزهای پرمخاطره‌ای است که مخاطب تئاتر را در قالب‌های جعلی تربیت ‌کرده و جاسازی کند. «تئاتر واقعی» چیزی نیست که به‌صورت مکانیکی و بی‌وقفه و بی‌اعتنا به ارتباط با مخاطب تا انتهای خودش پیش برود. تئاتر در ساحتِ خود نیازمند ارتباط مستقیم و بی‌واسطه با تماشاگری است که از این مواجهه به دریافت‌ها و تجربیاتی دست یابد که در هیچ موقعیت دیگری از برخورد با سایر هنرها، حتی حوزه‌های هم‌مرز با تئاتر مانند فلسفه، روانکاوی و امر سیاسی، قابل دریافت نیست. او با حضور در اتمسفر زنده یک اجرا، هم‌نفس با اجراگران و ناظر به کوچک‌ترین رخدادهای روی صحنه است که هر کدام می‌تواند کاملا در بداهه‌ترین صورت خود به اجرا درآید که احتمال هر نوع اتفاق غیرقابل پیش‌بینی و حتی تاثیر بر کل نمایش همواره وجود دارد و وجود صدها چشم و نگاهی که پیوسته و با پیگیری لحظه‌لحظه، بازیگر را مورد تیزبینی و قضاوت خود قرار می‌دهد و آن همذات‌پنداری و تاثیراتی که کاتارسیس ارسطویی را به دنبال دارد، همه و همه از مکمل‌ها و ویژگی‌های اجرای یک تئاتر واقعی است؛ تئاتری که حتی می‌تواند بدون دکور و ملزومات صحنه، بدون کلام، بدون موسیقی و سایر عناصر مداخله‌گر دیگر و تنها با عنصر زنده ‌بودن و مواجهه مستقیم با تماشاگر، خود‌ را خلق و ارایه دهد. اگر مخاطبی نباشد، صحنه و بازیگر، از معنای حقیقی اجراگری خود تهی خواهند شد چه برسد به آنکه اساسا آنچه دارد عرضه می‌شود با حضور دوربین و فیلمبرداری و ارتباط غیرمستقیم، وجوهاتش را از مدیومی دیگر به جز تئاتر به دست می‌آورد.
«تئاتر آنلاین»‌نام غلطی است که آدرس نادرستی به مخاطبانش می‌دهد، آنچنان که بعد از این، پدیده اجرا و تئاترآنلاین در زمره سبک‌های تئاتری جای گرفته و مورد بحث و گفت‌وگو قرار می‌گیرد. درحالی که این پدیده، جریانی تصویری و کاملا نامرتبط با تئاتر است و هر چند می‌تواند به عنوان هنری در این روزهای توقف کار تولید جمعی و اجراهای زنده با حضور تماشاگران، مطرح باشد و برای علاقه‌مندانش سرگرمی و ساعاتی از یک تجربه که چندان هم بکر و نوآور نبوده و بلکه بارها و بارها مشابهاتش چه از برنامه‌های زنده روی آنتن تلویزیون و چه پلتفرم‌های شبکه‌های مجازی، ارایه شده، باشد، اما لازم ا‌ست که موجبات هیجان کاذب و تبلیغاتِ جعلی از بابتِ یک حرکت تئاتری با ایثارگری هنرمندانِ دست‌اندرکارش، برای علاقه‌مندان به این هنر را فراهم نکرده و از آن به عنوان جریانی سازنده در روزهای افول تئاتر و هنرمندان تئاتری، یاد نشود. بالطبع حضور و هرگونه فعالیتی در این وقفه تاریخی، می‌تواند تاثیرات خودش را به همراه داشته باشد اما نه چنان‌که تخریب و آسیب‌زننده به بدنه اصلی هنرهایی همچون تئاتر باشد که برای رسیدن به این جایگاه در طول قدمت نه چندان زیاد خود در ایران، زحمات و خون دل‌های بسیاری به ‌جان خریده‌ است.
خانم ثانی بسیار عزیز،
چقدر حیف که شما هم با این پدیده مخالفید.
۸ ساعت پیش
پوریا صادقی
خانم ثانی بسیار عزیز، چقدر حیف که شما هم با این پدیده مخالفید.
درود آقای صادقی عزیز
نه دوست من ، من با پدیده‌ی پخش آنلاین مخالف نیستم ..(اساسا چنین مخالفتی با حضور و وجود تکنولوژی و دسترسیش احمقانه ست) اتفاقا در این ایام خودم از طرفداران لایوهای اینستاگرامی با موضوعات تئاتر و گفتگوهای تئاتری بودم
اما بحثم و محور نقد بر موضوع دیگری ست که مفصل توضیح داده شده :)
۴ ساعت پیش
اضافه کنم که موافقم و بدون شک موج عظیم‌تری از وضعیت‌های مجازی و سایبری رو در همه عرصه ها حتی هنر خواهیم داشت
اما فرض کنید هنرهای تجمسی تبدیل به پیکسل های رنگ و دیجیتال بشه
امکان داره روزی برسه که تابلوهای نقاشی وجود خارجی نداشته باشند؟؟ و تنها تابلوهای نقاشی‌های دیجیتال که با قلم های نوری ترسیم شدن، در گالری ها نمایش داده بشه؟ بخصوص که پیشرفت تکنولوژی حداقل در نقاشی دیجیتال هم قوی‌تر و غنی‌تر وهم سابقه دارتره از تاتر آنلاین هست.
مجسمه‌سازی کجا خواهد رفت؟ آیا پرینترهای سه بعدی کفایت می کند؟ فرض کنیم دیگر هیچ کتابی چاپ نشود و تنها نسخه‌های دیجیتالی یا پی دی اف ها در دسترس باشند، آیا کتاب دیگر معنایی خواهد داشت؟
شاید بهمین دلیله که مقاومت در برابر چنین هجوم بیگانه‌ای که از قرار شاید شاخصه‌های ... دیدن ادامه ›› همگانی‌تر و در دسترس‌تری رو بعنوان امتیازات داشته باشه اما اساسا جنس و هویت دیگری داره
بحث اینه که سد چنین جریان‌هایی نمیشه شد، اما لااقل با تعاریف درست به مخاطبان تئاتر، شاید بشود این مرزها را مشخص و رعایت کرد
منهم معتقدم قرنهای بعد شاید حتی انسان هاهم ماشین های دیجیتالی بشوند ...
اما کنونیت ما شاید تلاشی باشد برای حفظ این موقعیت زنده‌گی تئاتر در کنار چنین پدیده هایی که می تواند موازی به حیات خود ادامه دهد اما نه با تهی کردن هویت هنر والایی چون تئاتر بلکه با هویت مشخص و روشنی برای خودش ..

۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرضیه
درباره فیلم‌تئاتر اتاق ورونیکا i
وقتی تئاتری تا این حد زیبا را به صورت آنلاین دیدم، بیش از پیش به این حقیقت پی بردم که هنر بی انتها زیبا، پویا و همواره زنده است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فریبا
درباره فیلم‌تئاتر خدای کشتار i
ببخشید فیلم تئاترهایی ک میگذارید یعنی باید دانلود کرد و دید یا باید حضوری رفت ب سالن نمایش؟ من متوجه نحوه عملکردش نیستم.
پویا فلاح این را خواند
به صورت آنلاین از طریق وب می تونید مشاهده کنید
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یگانه
درباره نمایش کالیگولا i
کالیگولا: آدم ها می میرند و خوشبخت نیستند.
هلیکون: آخر، کایوس، این حقیقتی است که آدم ها به آسانی با آن می سازند. به دور و بر خودت نگاه کن؛ این چیزی نیست که مانع ناهار خوردنشان بشود.
کالیگولا: پس دور و بر من هر چه هست دروغ است و من می خواهم که مردم با راستی زندگی کنند!
من سرزمینی دارم. سرزمین من شرایطی دارد. سرزمین من هنرمندانی دارد. سرزمین من مردمانی دارد. سرزمین من، من را دارد.
من هنر سرزمینم را با هنرمندانی شناختم. زمانی که فرق عروسک موش و آدم برایم مشخص نبود. زمانیکه نفتکش هاشان می جنگیدند با هم. جینگل برد می شدند و از نورگیر پایین می افتادند، زمانیکه می گفتند: اونیکه خوردی، ‌شام من بود، بی زحمت و... شاید همه ی شناخت و تجربه ی من از هنر سرزمینم همینها بودند، لااقل بنیان شناختم بودند. هنر را می شناختند وقتی هنر را نمی شناختم. هنرمند بودند وقتی فرق هُنری و هِنری(دستیار دِرِک) برایم معلوم نبود و فکر می کردم ژرمن ها اینجور تلفظ می کنند.
از من بزرگتر بودند و از من جلوتر.
۴۰-۵۰-۶۰ سال کار هنری کردند، در همان شرایط سرزمینم و اگر نبودند، سرزمینم خیلی کم داشت از هنر، از دانش، از تجربه، از فهم، از آگاهی، از زیبایی، از لذت، از خیلی چیزها...
بعضیشان پی زندگیشان، از سرزمینم رفتند. زندگیشان را کردند ولی متضرر هنر سرزمینم بود، من بودم. آنان زندگیشان را کردند.
بعضیشان از این دنیا رفتند و خسرانش تا همیشه با سرزمینم ماند، ... دیدن ادامه ›› با من ماند.
و امروز همان هایی که از من بزرگتر بودند و جلوتر، چیزی نوشتند که باز هم من نمی فهمم، همانطور که سالیان قبل درک نمی کردم. و مرا برآشفتند. برآشفتم از قبول ظلم، پذیرش زور، سانسور. ولی امروز دیگر مثل آنروزها نیست امروز من قلم دارم، امروز بیان دارم. و حتاکی کردم من، خرده گرفتم من، غیض کردم من، برآشفتم من. منی که همه ی عمرم در گوشه ای زندگی کردم. نه اثری ساخته ام. نه تقابلی با سیستم داشتم، نه حتی توانایی لحظه ای کار در این شرایط را داشتم. منی که بی هنر بودم، بی هنرِ تعامل، بی زیرکی زیستن در شرایط ناخوشایند، بی هنر کار کردن در شرایط غیر ایده آلم. منی که در گوشه ای نشستم و شدم “مخاطب”! مخاطب فهمیده تر از هنرمند. کاسه ی داغتر از آشِ دوغ. هر آنچه بلد بودم را نثار همان هنرمندان سرزمینم کردم. لابد حقشان بوده، پدرسوخته ها. از من که بیشتر نمی فهمند، زورپذیرانِ سانسوردوست. یا باید مثل من فکر کنند یا “...” و “...” و “...” هستند، هنرمندها. چه اهمیت دارد کارهایی که کردند، مگر مهم است که چه ها ساخته اند، چه اهمیت دارد که اند...
آنچه من می خواهم نیستند، پس خس و خاشاکند دیگر...
چقدر آشنا می آیم به چشم خودم! انگار در فکر خودم زیسته ام تا امروز... انگاری که من هم می خواهم نظرات مخالفم را نشنوم و سانسور کنم. چه عجیب است این فکر.
من که همان مخاطب تیزبین روشنفکر هنر شناسم پس چه شد عین آنی شدم که مخالفش بودم!؟
شاید باید... نه، نه... من درستم


قولی از صائب تبریز:
زخم از هنر همیشه به صاحب هنر رسد
چون خانه صدف که به آب از گهر رسد

افتادگی گزین که ازین خاکدان پست
شبنم به آفتاب ازین بال وپر رسد

بر دل گذار دست که در گلشن ادب
دستی که کوته است به وصل ثمر رسد

از چشم تنگ مور که خاکش به چشم باد
مشکل به طوطیان سخنگو شکر رسد

از التفات عشق گرانمایه گشت دل
مانند گوهری که به صاحب نظر رسد

در عهد ما که در گره افتاده کارها
مشکل به داد آبله ها نیشتر رسد

شبنم ز چشم شور نمکسود می کند
داغی اگر به لاله خونین جگر رسد

در پیچ وتاب باش که فیض پیچ وتاب
زنار بیشتر به وصال کمر رسد

کوتاه کن فسانه که سودا نه آن شب است
کز حرف و صورت رشته عمرش بسر رسد

صائب کجاست طالع آنم که آن نگار
چون دولت نخوانده ز در بیخبر رسد
سلام و عرض ارادت دوست خوبم
من اصولا نوشتن چنین نامه ای را بی اثر و بی حاصل میدانم و فکر میکنم یا باید مبارزه برای رسیدن به هدف نامه نگاران و امضا کنندگان جدی و پر ریسک با پذیرش همه احتمالات باشد و یا هرگز آغاز نشود که به شویی حاشیه ساز برای مطرح شدن عده ای مانند شود، در ثانی اینکه بعضی از هنرمندان در گذشته کارهایی ماندگار و هنرساز و خاطره انگیز داشته اند ، مگر کسی منکر این واقعیت شده است؟ آیا ایشان انسان و جایز الخطا نیستند و تا ابد پاک و مقدس میمانند؟ کاسه ها هرگز حق ندارند داغی آشی که از درون میسوزاندشان را منعکس کنند؟
مثالی میزنم: فیلم هامون تخم اندیشه فلسفی را در ذهن من کاشت با فیلم پری اندکی عرفان و کمکی بیشتر فلسفه را درک کردم و با فیلم لیلا و سارا بعدی جدید از زنان را شناختم و با مهمان مامان خاکروبه های پنهان زیر فرش شهرمان را دیدم که فقر با انسانها چه میکند و انسانها چگونه میتوانند ... دیدن ادامه ›› همچنان آدم بمانند و با علی سنتوری آه و افسوس استعدادپرپر شده جوانانمان را زیر فشار فساد و ناامیدی زندگی کردم، تا اینجا مهرجویی استادی بود فرای انتظار باسواد و دانا و روشنفکر اما بعدها استاد با سفارشی سازی طهران طهران و نارنجی پوش و بعدها چه خوب که برگشتی و غیره از دیدگاه منه مخاطب معمولی دچار اشتباهاتی شد که باید نقد شود در غیر اینصورت تعصب و انکار حقیقت حاصلی جز تکرار اشتباهات ایشان و عدم رۻایت مخاطب ندارد و مقدس انگاری ایشان در سالهای آخر کاریشان فقط و فقط باعث تخریب چهره اصلی و هنروالایشان میگردد، عرض بنده این است که صد البته نسل ما به این هنرمندها مدیون است اما این دلیلی بر پذیرش و تایید اشتباهاتشان بواسطه هزینه ندادنمان نیست، هرچند که از دیدگاهی دیگر میتوان گفت اکثر این ستاره ها مزد و درآمدی آنچنانی از حاصل هنرشان کسب کرده و میکنند و اکثر ایشان به طبقه کاملا مرفه جامعه تعلق دارند و از این بابت منتی بر سر ما نیست که نتوانیم از ایشان مطالبه گری نماییم، دوست خوبم شاید بعضی از ماها گوشه ای نشسته و در آرامش به این بنده های بیگناه خدا میتازیم اما باور کن بعۻی ها هستند که هزینه های سنگینی برای مطالبه حقوق واقعی مردم داده اند و بواسطه ناشناخته بودن براحتی از هستی ساقط و نیست و نابود شده اند اما به جد عرض میکنم بسیاری از این هنرمندان در جایی از زندگی هنریشان با خواست و اعتقاد و منافع خود با صاحبان قدرت همراه بوده و گاها تریبون این قدرتمندان شده اند که نمونه های آن در اینترنت فراوان قابل جستجو میباشد، پس نه همه ایشان بیگناه و نه همه منتقدان نادان و جو گرفته و بی اطلاع! هر کنشی واکنشی دارد گاه خیر و گاه شر ، بنظر بنده این نامه شوآفی کم هزینه برای همراهی نشان دادن هنرمندان با مردم بود که به هیچ عنوان انتظاری در برآورده شدن موارد مطرحه آن از طرف هیچ امضا کننده ای متصور نبوده و نیست و در کل ای کاش این عزم ملی برای برداشتن قدمی عملی تر مهم تر و سودآورترمثلا، تدوین معیارهای فیلمنامه و نمایشنامه نویسی بر اساس چهارچوبهای منطقی بدور از سانسورهای سلیقه ای متفاوت ( از شخصی به شخص دیگر) برداشته شده بود، نه برای کسب مجوز انتشار فیلم تاترهای قبلا سانسور شده!!! با عجز و التماس






پوریا جان منم به ذهنم متبادر شد که شما میفرمایید چون ما فیلم ساز و هنرپیشه و ... نیستیم حق اظهار نظر نداریم، اگر اینگونه نیست که هیچ ، ببخشید برای سوتفاهم بنده😍

منم نظرم را در یک جمله بگویم و خلاص: نامه نگاری بیحاصل شاید بعد تبلیغاتی داشته باشد اما خار شدن و تحقیر و پذیرش ظام و جوری که در آن موج میزند برای آیندگان هنر و جوانان بسیار ناامید کننده است ویرانگر( طرف میگه کیانیان نتونست کاری کنه و التماس کرد وای به حال من جوان ناشناس)
محمد کارآمد
پوریا جان منم به ذهنم متبادر شد که شما میفرمایید چون ما فیلم ساز و هنرپیشه و ... نیستیم حق اظهار نظر نداریم، اگر اینگونه نیست که هیچ ، ببخشید برای سوتفاهم بنده😍 منم نظرم را در یک جمله بگویم ...
نقص بیان من بوده حتما. تعمدا از زبان خودم نوشتم تا کسی را مخاطب قرار نداده باشم. ❤️

متوجه نقطه نظرت شدم. البته در پست خودت هم کاملا مشخص بود. 👍🏼

اینکه کسی این حرف رو بزنه، باید نگاه کنه که در ۳۵-۳۶ سال گذشته از کجا به کجا رسیده این حصار تنگ. جنس و آزادی هنر در اوایل دهه شصت ... دیدن ادامه ›› با امروز خیلی متفاوته. این رو کسانیکه حضور مستمر و نرم داشتند رقم زند نه کسانیکه تند رفتند. اتفاقا تندروهای این طرف با تندروهای آن طرف مواجه شدند و باعث شدند طناب رو سفت تر بشه. و خودشون هم بدون تاثیر مفیدی، حذف شدند. دم اینها که ماندند و کار کردند گرم. یکی از عللی که به چشم من ارزشمندند و محترم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حتما همگی شنیدید مردها سرو ته یک کرباسن! مطمنا معنی و موارد استفاده اش رو هم میدونید، اما آیا میدونید ریشه این کلام عامیانه علمی و دقیقه؟ روانشناسان محترم کلی کندو کاو کردن و به این نتیجه رسیدن نن جون کروبی درست میگفته و مردها از ریشه روانی و رفتاری یکسانی برخوردارن و در کلیات بین مرحوم کیارستمی و فراستی و حتی ده نمکی فرق معنی داری وجود نداره اما جزییات و خصوصیات رفتاریشون باعث تفاوتهاشونه!! یکی از دلایلی که آقایون راحت باهم کنار میان مثلا چند سال تو یک خوابگاه دانشجویی یا سربازی میتونن همدیگرو تحمل کنند و براشون فرهنگ و رفتار هم اتاق تبریزی یا اهوازی یا زاهدانی فرق چندانی نداره همین بن مایه مشترکه!

اما در مورد خانمها داستان متفاوته چرا که خانمها از نظر تیپ شخصیتی در پنج شاخه اصلی طبقه بندی میشوند ، یعنی هر کدام از افراد این طبقه ها با سایر طبقات فقط شباهت فیزیولوژیکی دارند اما از نظر باطنی ممکنه اصلا هیچ ربطی به هم نداشته باشند و کاملا متفاوت رفتار و ادراک و احساس کنند!
اما این پنج طبقه اصلی :
۱. مدیر: این گروه دایما در حال تدبیر و فکر و سرو سامان دادن به وضع خود یا اطرافیان هستند و جز نگر می باشند
۲. مادر: زیاد نیاز به توضیح نداره چون واضحه مادرها شخصیتی نگهدارانه و محافظت کننده و فداکار دارند البته در مورد همه چیز و همه کس
۳. معشوق: این گروه به ... دیدن ادامه ›› ظرایف زنانه آگاهند و دوست دارند و دوست داشته میشوند و با عواطف و علایق و سلایق سروکار مستقیم دارند
۴. ضعیفه:متاسفانه گروهی با حرمت نفس پایین و عدم خودباوری بالا ، افرادی که مستقلا هیچ تعریفی از خود ندارند و باید قطعا در کنار جنس مخالف تعریف شوند و بخودی خود نمیتوانند تاثیر گذار یا تصمیم گیرنده باشند.
۵. ضخیمه: این گروه بر خلاف باور خود و عوام، حامی حقوق زنان نیستند بلکه دشمن عموم مردان هستند و همه تلاش آنها در نابودی مذکرات خلاصه میشود، زنانی که دشمن همنوعان خود هم هستند و چیزی جز خشم و عصیان و بر هم زدن نمیشناسند و بجای مرهم همیشه بر زخمها نمک میپاشند و آرزوی آنها بچنگ آوردن مردهای دیگر زنان و نابود کردن هستی و روابط آنان است.

چرایی تبدیل شدن به هر کدام از این تیپها بحث بلند بالایی است و نیاز به مطالعه عمیق دارد، روانشناسان معتقدند سالم ترین نوع رفتار از ترکیب رفتار طبقات یک تا سه به نسبت مناسب پدید میآید و متاسفانه ترکیب هر طبقه با تیپهای ردیف چهار و پنج مخرب و آسیب زننده و در نهایت محکوم به ناخشنودی و رنجش است، همانطور که مشخص است با ترکیب این پنج تیپ میتوان تعداد بسیار زیادی زیر شاخه و خصوصیات متفاوت و گاها متضاد ساخت که این دلیل اصلی تفاوتهای زنان باهم و صد البته عدم توان شناخت ایشان توسط مردان است.

خوشحال میشم نظر دوستان رو در مورد مبحث بالا بدونم🙏

"برداشتی از سخنرانی دکتر هلاکویی" با عنوان If i were young
از نتایج نشستن در خانه بخاطر کرونای لعنتی😊

ببخشید بی ارتباط هست ولی

تولدتون مبارک ما باشه آقا کارامد جان
چه حجم انبوهی که در کمترین فرصت ممکن، ازتون یاد نگرفتم...
حتما براتون پیش اومده با همه ی وجود چیزی رو باور داشته باشین ولی یهو یکی ترمزتون رو بکشه و بزنه رو شونه تون بگی هی محمد مجللی(البته ... دیدن ادامه ›› به شما گفته هی محمد کارامد ولی میشه از محمدش فاکتور گرفت بهرحال) داری اشتباه میزنی ، درستش اینه
تبریک میگم، شما میتونین صاحب بهترین برند لنت ترمز دنیا باشین
مرسی برای همه چی
۲ روز پیش، دوشنبه
خیلی دلم می‌خواست دوستانی که اینقدر مجدّانه پیگیر حقوق بانوان هستند یک بار برای خالی نبودن عریضه هم که شده مثلاً سر قضیهٔ جانی دپ و امبر هرد که معلوم شد بانو چه جانوری بوده هم یک واکنشی نشون می‌دادن!!
۳ ساعت پیش
امیرمسعود فدائی
خیلی دلم می‌خواست دوستانی که اینقدر مجدّانه پیگیر حقوق بانوان هستند یک بار برای خالی نبودن عریضه هم که شده مثلاً سر قضیهٔ جانی دپ و امبر هرد که معلوم شد بانو چه جانوری بوده هم یک واکنشی نشون می‌دادن!!
همیشه شعبون خوب یک دفعه هم رمضون فدایی جان 😁
اتفاقا رسانه های نرینه مدار یا با سویه های نزدیک به آن با لحن کنایه آمیز شما بسیار سر این قضیه مانور دادن تا بلکه مبارزه بر علیه خشونت علیه زنان رو با موارد نادر و کم اینچنینی تخطئه کنند کافیه تو گوگل سرچ کنی.
اما دوستانی که عریضه شان را خالی فرض می کنید شبانه روز در حال رصد و انعکاس آمار دائمی و فزاینده بیش از ۸۰ درصدی خشونت و ضرب و شتم و حتی قتل زنان هستند که از طرف مردان اعمال می شود ( درصد بالایی نسبت به مردان) ... خبرهای قتل و کشتن زنان و دختران هم که هر روز در رسانه می شنوی...دیگه عصبانیت ... دیدن ادامه ›› بابت چیه؟
اما اگر صبورانه باز هم سرچ کنی متوجه میشوی خیلی از فعالین برابری خواه هم موجدانه نسبت به خشونت خانم امبر هرد موضع یکسانی گرفتند چون نفس خشونت کثافته.. و موضوع مبارزه با اعمال زور و قلدری و وحشیگری و ستم یک موضوع فمنیستیه
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی عطاپور
درباره فیلم‌تئاتر اتینا i
چرا امکان خرید فراهم نیست برای این نمایش ؟؟؟
درود بر شما
به تازگی از فروش فیلم‌تئاترهایی که مجوز شبکه نمایش خانگی نداشته‌اند جلوگیری شده‌بود، که خوشبختانه مشکل در حال بوده و منتظر گام نهایی هستیم.
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه الف
درباره فیلم‌تئاتر اپرای عروسکی حافظ i
یک مدت بود سر نزده بودم. چقدر عوض شده همه چی! مبارکه.
فیلم-تاترهایی که خریداری می شن برای دیدنشون به کجا باید مراجعه کنیم؟ همینجا در تیوال قابلیت پخش دارن یا در فیلیمو یا ..؟
پویا فلاح و جعفر میراحمدی این را خواندند
درود بر شما کاربر عزیزمان
بله از ۱۰ اردیبهشت نسخه تازه تیوال رونمایی شده‌است.

همچنین فیلم‌تئاترها در خود تیوال بر پایه تکنولوژی‌های تازه به کار گرفته شده آن تماشا می‌شود.
۳ روز پیش، یکشنبه
گروه همیاری  
درود بر شما کاربر عزیزمان بله از ۱۰ اردیبهشت نسخه تازه تیوال رونمایی شده‌است. همچنین فیلم‌تئاترها در خود تیوال بر پایه تکنولوژی‌های تازه به کار گرفته شده آن تماشا می‌شود.
ممنونم از پاسخگوییتون.
۳ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانواده جورکشیان/ نویسنده و کارگردان :آدینه سمنانی / دستیارکارگردان:فرشته سهی/بازیگران:آدینه سمنانی، محمدرضا ایمانیان /ایمان مادانی
درود بر شما

از حضور و مشارکت شما در تیوال خوشحالیم، می‌توانید از امکان تازه ساختن که با کمک آن کاربران هم می‌توانند برگه آثار مورد علاقه خود را بسازند این اثر را بهتر معرفی نمایید و امکان جستجو، امتیازدهی و گفتگو درباره آن را فراهم نمایید.
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اپیزودهای کوتاه نمایش نامه خوانی و یا اجراخوانی به نام خانواده جورکشیان!! در فضای مجازی و اینستاگرام adineh semnani و mohammsdrezaimanian و imanmadani و fereshtehsohi پخش می شود که تا به حال دوقسمت از این اپیزود ها با نام خودت دستاتو بشور و پرهام و آموزش آن لاین پخش شده است. پخش این اپیزودها شنبه ها حدود ساعت شش بعد از ظهر است. این نمایش های کوتاه به نویسندگی و کارگردانی : آدینه سمنانی، دستیار کارگردان :فرشته سهی، با بازی :آدینه سمنانی، محمدرضا ایمانیان، ایمان مادانی در مورد روزهای کرونا و تاثییر آن بر زندگی و شغل آدم هاست لطفا در بازدید از این مجموعه و نشر آن با ما همراه باشید 🙏🙏🙏
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتنی ها رو دوستان گفتند فقط عرض کنم:

ای ۲۵۰نفر هنرمند لطفا نکشیدمون بااین همه تهور و تعمق و دلسوزی برای مخاطبان انلاین دوردستها😜 کاش میتونستم دست تک تکتون رو ببوسم بخاطر اینهمه فداکاری بی منت!

والا بنده فکر میکنم نرمش قهرمانانه و سکوت و تحمل چون همیشه، صدبار شرف داشت به ابراز عجز و زبونی و ناتوانی و مجیز گویی چونان آشکار😥
یک لحظه خودتون رو بذارید جای مخاطبین این نامه، الان چه حالی دارن بنده خداها؟ گناه ندارن؟ هم سانسور میکنن هم مجوز نمیدن هم چیزی از فرهنگ و هنر نمیدونن ، بازم ازشون تشکر میشه و تاکید میشه زحماتشون دیده میشه و جای هیچ گلایه ای هم نیست و دست قانون هم بهمراهتون و لطفا تلوزیون و سینما که مخاطبشون بیشتره و گنده ترن رو بزنید و له کنید و بترکونید مال خودتون، نوش جونتون بالاخره شما مامورید و معذور اما جون مادرتون تاترهای کوچولو موچولوی مارو که بخاطر سانسورهای قبلی انقدر بی بو خاصیت و کوچیک شدن رو ( که خودتون چیدید و زدید و بریدید ) دوباره نزنید و نچینید و نبرید تا مخاطبین فلان جا که شاید تعدادشون به انگشتای یک دست هم نرسه "چون اصولا مخاطب تاتر باید فکر کنه، اونم عمیق" و خداروشکر ثمره آموزشهای شما اصولا چنین امکانی رو به همین موجودات پایتخت نشین هم نداده و نمیده چه برسه به اون فلان آبادی از همه ... دیدن ادامه ›› جا بیخبر! و و و خب اون سانسورچی ننه مرده الان هنک کرده که چی شد؟! این شوخیه یا جدی؟ من که شغلم سانسور و کوتاه کردنه عادت به تشکر و لطف ندارم؟! حالا که میخوام سانسورهای قبلیمو سانسورتر کنم چرا بجای فحش دارن تشکر میکنن؟! لابد اینا متلکه؟ شایدم بالاخره قدرمو فهمیدن ؟ شاید یهویی همه سر عقل اومدن؟ یا شاید زحماتمون به بار نشسته ریشه انحرافات کلا خشکیده؟! خلاصه این نامه بدجوری غریبه و و و
نکنید جون مادراتون نکنید همگی عادت کردیم که زور بگن و زور بشنویم لااقل کوس رسوایی نزنید و این حقارت و اختگی و ناتوانی رو مکتوب نکنید، بشینیم یک گوشه نون و ماستمون رو بخوریم و ادای قهرمانها رو بذاریم برای اهلش، مرسی اه

پ.ن : یکروز یک معتاد داغون بهم گفت سراغ مواد نرو چون به حال و روز من میافتی، بهش گفتم برو هر وقت خوب شدی بیا نصیحت کن چون رطب خورده کی منع رطب کند!!!!!!

یکبارم یک موتوری تکچرخ زد کوبید به من بهش گفتم این چه طرز موتور سواریه؟! پرسید گواهینامه موتور دارم ؟ گفتم نه، در جواب گفت پس زر نزن هر وقت گرفتی بیا نصیحت کن!!

دوستانی که پرچم صلح و مهربانی و توجیه دستشونه و میگن این حوزه تخصصیه و ماها که بیرون گودیم باید همونجا لنگمون رو دراز کنیم و جیک نزنیم و یا چون زندگیمون پر از تن دادنهاست بهتره درک کنیم و خودمون رو جای اونها بذاریم ، خدمتشون عرض میکنم اولا نبینید کی میگه ببینید چی میگه ! و در ثانی منظور اینه اگر با نامه قرار بود چیزی درست بشه سی سال پیش که اوج نامه نگاریها بود اندک تحولی حادث شده بود ، آیا بهتر نبود در این جهد بی حاصل آبروی خود و اطرافیان و جامعه کوچک تاتر با التماس و خواهش بر کار بی حاصل اینگونه حقیر و خار نمیشد؟

آقا فحش هم مثل سایر کلمات ارج و قرب داره..لطفا به املای درستش احترام بذارید..
ضر زدن،نه! " زر زدن" درسته..
خواهش میکنم مراعات کنید...😎
مرسی اه
۳ روز پیش، یکشنبه
قضیه چیه؟
۳ روز پیش، یکشنبه
الهه الف
قضیه چیه؟
جدا نمیدونید؟ قرنطینه کامل؟
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد ونائی
درباره نمایش اولیانا i
واقعا ممنونم از دوستان گروه تئاتر 84 که دارن آثارشون رو به صورت رایگان دراختیار می ذارن و خود این بهانه ای شده برای کامنت گذاشتن :)
من خود این اجرا رو ندیدم و تونستم الان فیلمش رو ببینم. دوستش نداشتم و به نظر من مهم ترین ایراد مربوط به دراماتورژی و کارگردانی است.
ونایی عزیز کجا میشه اجرا رو مجدد دید؟
یادمه وقتی دیدم دوستش داشتم :)
۳ روز پیش، یکشنبه
محمد جان تشکر، منم تونستم ببینم تو آخرین ساعاتش.
۳ روز پیش، یکشنبه
سیدمهدی
محمد جان تشکر، منم تونستم ببینم تو آخرین ساعاتش.
خواهش می کنم سیدجان. چه خوب
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قیاس موقت

نامه 250 هنرمند تئاتر:
«ما در همه‌ کارهای خود، پیش از تولید، به این ممیزی فکر می‌کنیم و رعایتش می‌کنیم و اگر چیزی از دست‌مان در برود ممیزان زحمتش را می‌کشند.»

نامه 250 زن:
«ما در هر محفل اجتماعی، پیش از حضور، به این حفظ حجاب فکر می کنیم و رعایتش می کنیم و اگر چیزی از دستمان در برود گشت ارشاد زحمتش را می کشد. لذا خواهشمندیم دیگر اینستاگرام را از ما نگیرید.»

- ضمنا این قضیه منو یاد "مقدس" سعدی محمدی انداخت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ترانه علیدوستی گفت به x رای بدید؟
صبر کن الان نشونش میدم!
علی کریمی گفت یه ماه خرید نکنید؟ الان ارزون شد؟ صبر کن برم توو صفحه‌اش چهارتا فحش بهش بدم.
کی به شما‌ها گفت در مورد مسائل سیاسی نظر بدید؟ شما ما رو بدبخت کردید! دفعه آخرتون باشه در مورد مسائلی که تخصص ندارید نظر میدید.
.
دلار شده ۱۷ تومن؟ ای بابا...
سکه شد ۷/۵؟ چه میشه کرد...
نرخ بیکاری؟ چاره‌ای نیست...
پراید شده ۱۰۰ میلیون؟ نه بابا...
دانشگاه‌ها مجازی درس میدن ولی حضوری امتحان میگیرن؟ حتما تقدیر مام اینه...
.
۲۵۰ نفر ... دیدن ادامه ›› بیانیه امضا کردن؟ الان پدرشونو در میارم! اینا بودن راجع‌به همه‌چی نظر میدادن؟ در مورد مسائلی که تخصصی درش نداشتن؟ حالا الان انقدر پررو شدن که در مورد صنف خودشون هم میخوان نظر بدن؟ بیخود!
گلاب آدینه هم جزوشونه؟ خب دیگه بهتر، من دیدمش خیلی خانم خاکی‌ایه، بعدا هم هرچی بشه هیچی نمیگه ولی اون پرایدیه اگه بهش گیر بدی بعداً واست گرون تموم میشه.
آخ کاش تیوال دایرکت داشت یه چیزی برات مینوشتم 😂😂
۴ روز پیش، شنبه
نیلوفر
آخ کاش تیوال دایرکت داشت یه چیزی برات مینوشتم 😂😂
اتفاقا من یه وقتایی یه چیزی میخوام بهت بگم بعد میبینم باید حتما خصوصی بگم😂
یه پست مخفی بزار اونجا صحبت کنیم😂😂
۴ روز پیش، شنبه
بهار گراوندی
اتفاقا من یه وقتایی یه چیزی میخوام بهت بگم بعد میبینم باید حتما خصوصی بگم😂 یه پست مخفی بزار اونجا صحبت کنیم😂😂
اره واقعا 😂😂
۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید