تیوال تئاتر
S3 : 12:40:47
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

ابرشیر
درباره نمایش برداشتن i
مراسم تدفین رویاها

احساس می کنم عوض شدم...تبدیل شدم ... تبدیل شدم به تصاویر دوستم .... من شدم آدمی که رویایی نداره....
*
من آرزومه برم هند رنگ تو صورتم بپاشن.... من آرزومه بگم ،نه....من آرزومه که یک پنگوئن رو بغل کنم...
*
پیش به سوی استیفای حق نفسم....پیش به روی رهایی از قیود اجتماعی...پیش به سوی خودم... پیش به سوی تسلی یافتن... به سوی دوست داشته شدن... بخشیده شدن...
*
من آدم کارهای نیمه تمامم....مشکلم اینکه ترک کردن حالمو خوب می کنه... من خودمو ترک می کنم...تو رو ترک می کنم ...جهان رو ترک می کنم....
*
من از خواب پریدم با یک حفره بزرگ تو دلم....
*
دلم می خواد زندگیم شبیه یک عکس خانوادگی تو کلمبیا باشه
*
من ۲۸گاومیش ام که خودشونو از صخره ها پایین انداختند...
*مریم* این را دوست دارد
اردشیر جان
دیالوگی که انتخاب کردی امیدوار کننده ست!
۱ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهرا ح.ک
درباره نمایش لانچر ۵ i
سلام و عرض خسته نباشید من منتظر پنجشنبه و جمعه بودم چرا باز نشد؟
فرزاد این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینا لگزی
درباره نمایش برداشتن i
همه‌چیزش واسم جدید بود الا مونولوگا و دیالوگاش... علی‌رغم ریتم کند و حرکات کم که گاهی واقعا نمایشو کسل‌کننده میکرد، جذابیت بخصوصی داشت که مجبورت میکرد منتظر پایان نمایش نباشی تا بیشتر درکش کنی!
متاسفانه تو طول اجرا صدای یکی از بازیگرا به‌سختی شنیده میشد و غالب بودن صدای بازیگر دیگه وقتی همزمان حرف میزدند، مشهود بود...
حمیدرضا مرادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام ۲ عدد بلیط برای روز جمعه ۸ شهریور دارم که نمیرسم برم از دوستان کسی خواست پیغام بزاره
سلام بلیط خریداری شد؟
۱۸ دقیقه پیش
سلام ۰۹۱۹۴۹۶۰۱۵۹ تماس بگیرید
۲ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اطلاعیه نخست شورای برگزاری مراسم تشییع استاد داریوش اسدزاده | عکس
» اطلاعیه نخست شورای برگزاری مراسم تشییع استاد داریوش اسدزاده
... دیدن متن »

 

 ضمن عرض تسلیت برای فقدان هنرمند گرامی استاد داریوش اسدزاده به هنرمندان و هنردوستان کشور، به اطلاع می‌رساند:


مراسم تشییع پیکر استاد اسدزاده، ساعت ۹:۳۰ روز سه‌شنبه ۵ شهریور ماه از خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد.

این شورا از کلیه هنرمندان، هنردوستان و علاقمندان به آن مرحوم دعوت می‌نماید تا با حضور در این مراسم، در تشییع هرچه باشکوه‌تر پیکر این هنرمند عزیز برای انتقال به منزل ابدی‌اش مشایعت فرمایند.

قابل ذکر است وسایل ایاب و ذهاب برای حضور در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) از درب خانه هنرمندان ایران مهیا شده است.

شورای تشییع پیکر استاد داریوش اسدزاده (خانواده مرحوم اسدزاده، خانه تئاتر، خانه سینما، خانه هنرمندان ایران، شهرداری منطقه ۶ تهران، معاونت هنری وزارت ارشاد، اداره‌کل هنرهای نمایشی، سازمان سینمایی وزارت ارشاد و بنیاد سینمایی فارابی)

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرایی پر زحمت که به مخاطب احترام می ذاره. در این شکی نیست. اما اگر بخوام نظر شخصیم رو در رابطه با خود اثر و شیوه اجرا بدم باید بگم ریتم کندی داشت و بازیها در بسیاری موارد بسیار غلو شده و اصطلاحا تئاتری اغراق شده بود. این موارد باعث می شه با وجود اینکه بی شک زحمت زیادی کشیده شده اما بعد از گذشت چند دقیقه خسته کننده به نظر می رسید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان از دقایقی دیگه بلیت فروشی سه روز اول اجرای ما در مستقل آغاز خواهد شد
ممنون
فروش سه روز بعدی کی شروع میشه؟
۲۰ دقیقه پیش
با تششکر از پیگیریتون، واسه مابقی روزها تا 15 ام کی باز میشه؟
۱۹ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گوهر
درباره نمایش لانچر ۵ i
اول از همه باید از کارگردان تشکر کنم بخاطر بازی گرفتن فوق العاده از بازیگرا. متن نمایش خیلی خوب بود و حداقل من یادم نمیاد که بهش پرداخته شده باشه. با نظراتی که میگن دیالوگ ها مناسب نبود و باخونواده نمیشد دید، اصلن موافق نیستم. از نظر من خوبه که چنین واقعیت هایی نمایش داده بشه. در ضمن شما تو خیابون هم نمیتونی با خونواده راه بری چون حرف های خیلی رکیک زده میشه! خیلی روی موسیقی کار نشده بود و یه موسیقی خیلی معمولی داشت. بازی بازیگرا عالی بود خصوصن بازیگر نقش شایگان. شدت جذابیت متن و بازی عالی بازیگرا به قدری بود که گذر دو ساعت و ربع زمان احساس نمیشد. تنها ایراد این نمایش سالن اجرا بود که صندلی هاش خشک و نامناسب و تهویه اش وحشتناک بود. خسته نباشید به تمامی عوامل که یه اجرای عالی به نمایش گذاشتن.
محسن جوانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از مونولوگ محاکات i
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از نمایش خسوف i
۱ ساعت پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آموزنده، تاریخی، سرحال، تمیز و مدرن. نمایشنامه انتخاب شده گرچه کمتر به نرودا و بیشتر به رومنس قصه می‌پردازه اما در همین حد هم چند خطی به دانسته های بیننده اضافه میکنه که این رسالت هنر هست.
این نمایش خیلی خوب ساخته شده و کار زیادی برده و این از همه وجناتش پیداست. دکور با اسکرین به زیبایی اجین شده و جهان کوچک صحنه رو در یک قاب به تصویر می‌کشه.
شوخی های متن با کمک آمادگی فیزیکی بازیگران به خوبی شکل می‌گیره و همه بازی‌ها یکدست و تمرین شده، تا جاییکه روی کلمات ترجمه شده از متن خارجی شوخی های کلامی نوشته شده و این .. واقعا جالب بود.
و اشکان خطیبی... رقابتی که باخودش داره متحیر کننده ست. هر بار بهتر از دفعه قبل. حتی وقتی کار مال خودش نیست. همیشه در «بهترین» حالت ممکن و پر از انرژی.
سرت سلامت اشکان عزیز
دیدن روی ماه خانم تیموریان هم عجب لطفی داشت.
خسته ... دیدن ادامه » نباشید جانانه میگم به همگی.
محسن جوانی این را خواند
سپیده، علی جباری و مسعود جعفریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از سرگرمی‌های من دیدن فیلم‌ها و نمایش‌های اقتباسی‌اه. قبل از هر دیدن هر نمایش و فیلمی سعی می‌کنم کتابش رو بخونم تا بفهمم نویسنده‌ی فیلم‌نامه و نمایش‌نامه به کدوم وجوه داستان توجه بیشتری کرده و کارگردان‌ها از چه رسانه‌های دیگه‌ای استفاده کردن برای رسوندن پیام و تعریف روایت. به نظرم تئاتر قلعه‌ی حیوانات یکی از بهترین اقتباس‌هایی بود که دیدم. با توجه به داستان که بارها و بارها همه خوندن‌ش، کارگردان‌ها روش‎های مختلفی رو انتخاب کرده بودند تا آشنایی‌زدایی بشه از داستان. در عین حال جذاب باشه. حیف که ده روز بیشتر فرصت اجرا ندارن. امیدوارم این فرصت تمدید بشه و این تئاتر خوب توی تهران هم اجرا داشته باشه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیدوارم گروه اجرایی ما جاماندگان رو دریابن و یکی دو اجرای فوق العاده آخر هفته بذارن.
همیاری جان مددی :)
حمیدرضا مرادی این را خواند
نیلوفر اخوان و زهره مقدم این را دوست دارند
درود بر شما
درخواست شما به سالن محترم مولوی منعکس شد.
با سپاس
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان سلام، نمایش پستچی بابلونرودا...
اگه بخوام تعریف و تمجید کنم باید بگم خوب تک تک دوستان اعضای تیم عالی بودن. راستش اسم هرکدوم از بازیگرا به تنهایی کافیه که آدمو بکشونه پای اجرا.
پس چه ترکیب جذاب و دوست داشتنی ای این نمایشو اجرا کردن نیاز به گفتن نداره
بحثای دیگه ای که میمونه ... یکیش داستانه که واسه یک ساعت و نیم یه کم کشدار بود. برای کسی مثل من که با لحظه ها عشقبازی می کنه و لذت میبره لحظه لحظه اش تاثیرگذار بود اما برای کسی که بیشتر دنبال مفهومه خوب آخرش که چی بود... البته دوستایی که با من همراه بودن نظرشون این بود که یه نمایش خیلی معمولی بود و داستان نداشت.
من دوست داشتم و به راحتی لذت بردم. ممنونم و خدا قوت.
داشتم بقیه نظرا رو میخوندم دیدم مخاطبی نوشته با نمایش در روزهای آخر اسفند با تئاتر آشنا شدن. یادم اومد که من با اون نمایش زندگی کردم. قبلش ... دیدن ادامه » تئاتر می رفتم اما بعد از اون همه نمایش های آقای خطیبی رو رفتم و حتی کنسرت تئاترهای راک رو که زیادم دوستشون نداشتم دیدم. تو این چند ساله یکی دو تا نمایشی که خیلی خیلی دوستشون داشتم و تاثیر گرفتم ازشون یکیش موسیو ابراهیم بوده که اصلن نمیتونم باهیچ نمایش دیگه ای مقایسه اش کنم.
به امید روزی که از این دست نمایش های فاخر زیاد رو صحنه باشن و اکثر مردم برای دیدن نمایش ها بیان. الان خیلیا نمی تونن...
ارادت دارم
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگزیت تهران | گفتگو

روزنامه‌نگاری انتقادی و مطالعات اجرا

برگزار کننده : سید حسین رسولی، منتقد و روزنامه‌نگار


دوشنبه، ۴ شهریور ۱۳۹۸ - تهران
پلاتو چاپلین، ساعت ۱۸:۰۰ تا ۲۱:۰۰
نشانی بلوار کریمخان زند، خیابان عضدی ( آبان جنوبی )، پلاک ۷، طبقه ۴


ورود برای همگان آزاد و رایگان است


ما ... دیدن ادامه » در جستجوی نظریه و فرم روزنامه‌نگاری انتقادی در مواجهه با اجراهای روی صحنه هستیم. با این هدف کلیدی به دنبال چهار فاکتور اصلی در هنگام تماشای اجرا هستیم که به ترتیب پیش‌رو است:
۱_دغدغه اجرا؛
۲_انضمامی بودن و امر روزمره؛
۳_فرم اجرا (رئالیسم و ناتورالیسم در برابر فرمالیسم به مثابه ماشین تو خالی)؛
۴_امر سیاسی (اختگی سیاسی یا بازگشت امر سیاسی). از سوی دیگر، باید بین انواع نقد و همچنین درام، تئاتر و اجرا تفاوت قائل شد و با چارچوب نظری مشخص، مداخله‌ای جدی در اجراها کرد زیرا که فضای رسانه و نقد به شدت خنثی و اخته شده و در بیشتر مواقع در خدمت طبقه تن‌آسا و فلسفه پول درآمده است.

سید حسین رسولی


منابع اصلی در بخش نظریه اجتماعی و سیاسی:
آدورنو، تئودور و هورکهایمر، ماکس (۱۳۸۹), دیالکتیک روشنگری، ترجمه: مراد فرهادپور و امید مهرگان، تهران: گام نو.
اشمیت، کارل (۱۳۹۳), مفهوم امر سیاسی، ترجمه: یاشار جیرانی و رسول نمازی، تهران: انتشارات ققنوس.
پاترسون، مارک (۱۳۹۸)، مصرف و زندگی روزمره، ترجمه: جمال محمدی و نرگس ایمان، تهران: نشر نی.
دُبور، گی (۱۳۹۲), جامعه نمایش، ترجمه: بهروز صفدری، چاپ دوم، تهران: نشر آگه.
زیمل، گئورگ (۱۳۹۵), «متافیزیک مرگ» در کتاب گئورگ زیمل؛ گزیده مقالات، ترجمه: شاپور بهیان، تهران: انتشارات دنیای اقتصاد.
_(۱۳۹۶)، فلسفه پول، ترجمه: شهناز مسمی‌‌‌‌‌‌پرست، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه.
سایتو، یوریکو (۱۳۹۶), زیبایی‌شناسی امر روزمره، ترجمه: کاوه بهبهانی، تهران: انتشارات ققنوس.
کاظمی، عباس (۱۳۹۶), امر روزمره در جامعه پسا انقلابی، چاپ سوم، تهران: فرهنگ جاوید.
کودی،سی.آ.ج (۱۳۹۵)، دست‌های آلوده، ترجمه: مریم خدادادی، تهران: انتشارات ققنوس.
گدار، فیلیپ و دیگرا (۱۳۹۶), در ستایش تن‌آسایی، ترجمه: بهروز صفدری و سوسن نیازی، تهران: انتشارات کلاغ.
مارکس، کارل (۱۳۸۷)، گزیده نوشته‌های کارل مارکس، گرینش ت.ب. باتومور، ترجمه: پرویز بابایی، تهران: انتشارات نگاه.
مارکوزه، هربرت (۱۳۶۲), انسان تک‌ساحتی، ترجمه: محسن مویدی، تهران: امیرکبیر.
وبلن، تورستین، (۱۳۹۶), طبقه تن‌آسا، ترجمه‌: فرهنگ ارشاد، چاپ ششم، تهران: نشر نی.

منابع مطالعات اجرا:
پینکوس، تئو (۱۳۹۳), گفتگوهایی با لوکاچ، ترجمه: امید مهرگان، تهران: نشر ثالث.
تروتسکی، لئون (۱۳۹۵)، «ادبیات و انقلاب» در مقاله «اهمیت خودآیین‌بودن؛ به سوی دفاع مارکسیستی از هنر برای هنر، نوشته: جکسون پچ، ترجمه: فریبرز همایی، سایت پروبلماتیکا.
لوکاچ، جرج (۱۳۹۴), نامه‌ای درباره شکسپیر (به یان کات) در کتاب نویسنده، نقد و فرهنگ، ترجمه: علی‌اکبر معصوم ‌‌‌‌‌‌‌بیگی، تهران: انتشارات نگاه.
فورتیه، مارک (۱۳۸۸)، نظریه در تئاتر، ترجمه: فرزان سجودی و نریمان افشاری، تهران: انتشارات سوره مهر.
آرتو، آنتون (۱۳۸۸)، تئاتر و همزادش، ترجمه: نسرین خطاط، تهران: نشر قطره.
آرتو، آنتون و دیگران (۱۳۹۲)، تئاتر و هنر اجرا، ترجمه: علیرضا امیرحاجبی، تهران: نشر قطره.
آلتوسر، لویی و دیگران (۱۳۹۸)، دفتر مطالعات تئاتر۱،
کالوینو، ایتالو (۱۳۸۹)، چرا باید کلاسیک‌ها را خواند، ترجمه‌: آزیتا همپارتیان، تهران: نشر قطره.
بنیامین، والتر (۱۳۹۴)، فهم برشت، ترجمه: نیما عیسی‌پور، تهران: نشر بیدگل.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد و بررسی نمایش «مرگ دیوانه» به کارگردانی کمال عبدی

روایتی از زبان آدم‌های خاص یک نمایش

به قلم مجید اصغری، منتقد گروه تئاتراگزیت
ارزش‌گذاری منتقد: یک‌ ستاره- قابل تحمل

این اولین باری بود که در سالن دو مجموعه مهرگان به تماشای یک اثر نمایشی می‌نشستم. در نگاه اول کمی برایم عجیب آمد و این سوال در ذهنم نقش بست که مگر می‌شود در این فسقل‌مکان که جا برای بادمعده در کردن هم ندارد، به نمایشی کردن یکی از آثار کلیتگارد فکر و آن را اجرایی کرد. البته این بحث برمی‌گردد به همان جدل‌های همیشگی ما با دوستانی که تا یک اتاق سه در چهار پیدا می‌کنند، سریع و بدون فوت وقت چهار پنج‌ تا اسپات و صندلی در آن نصب کرده و به نام تئاترخصوصی، گامی موثر در اعتلای فرهنگ و هنر این دیار برمی‌دارند. واقعا خدا قوت! کارگردانانی هم که دیگر نای ایستادن در صف سالن‌های دولتی برای یافتن چند شب اجرا را از دست داده‌اند، به اجرا رفتن در این سالن‌ها رضایت داده و گاه کلاه‌شان را نیز بالا می‌اندازند. فی‌المجموع هم سالن‌دار راضی است و هم کارگردان (که معمولا تهیه‌کننده کار هم هستند و همیشه خدا غرغرکنان به وضعیت فعلی اعتراض می‌کنند). البته چشم‌تان به دهان حقیر نباشد، هستند منتقدانی که از این وضعیت راضی و خشنودند و گاه نزدیکی آمار تعداد سالن‌های ما را (اگر بشود اسم این تله‌موش‌ها را سالن گذاشت) با پاریس مقایسه کرده و به آن نیز افتخار می‌کنند. سرآخر این وضعیت جملاتی باقی می‌ماند که این روزها در جیب همه ما پیدا می‌شود و در صورت نیاز به یکدیگر تعارف می‌کنیم. گزاره‌های استیصالی «چه می‌شود کرد؟!» یا بدتر از آن «همینی هست که هست!» یا «تا بوده همین بوده» و قص‌علی‌هذا. اما این پدیده‌های نوظهور نه تنها کمکی به این وضعیت اسف‌بار نمی‌کند بلکه به شدت هنر تئاتر را تقلیل داده و باعث تنزلش می‌شود. ما هر چه تلاش کنیم تا در رابطه با نمایش «مرگ دیوانه» صحبت کنیم، گویی در یک دور باطل گیرافتاده‌ایم، چرا که هر چه گوییم پایانش به این موضوع ختم می‌شود که از سالن مناسبی جهت اجرا برخوردار نبوده‌ایم. آخر چگونه می‌توانیم در یک چنین فضای کوچکی که نه عرض دارد که روابط در آن شکل گیرد و نه عمق مناسب دارد که مواجهه مخاطب با کاراکترها را به چالش بکشد، فضای یک دیوانه‌خانه را به نمایش بگذاریم و بعد بنشینیم و ابعاد کیفی آن را بررسی و نقد کنیم. البته که این نقد مستقیما به کارگردان محترم اثر وارد است چرا که هر دانشجوی دو ترم کارگردانی‌خوانده‌ای با اولین نگاه به سالن، متوجه می‌شود که آیا این فضا به درد اثرش می‌خورد یا خیر مگر این که تئاتر و اساسا هنر دغدغه و مساله‌اش نباشد و به دنبال چیز دیگری در این کائنات می‌گردد که خداوند رحیم حامی و پشتیبانش در این سیر جست‌وجوگری باشد ان‌شاءالله.
این جمله نسبتا معروف که می‌گوید:«محدودیت، خلاقیت را در پی دارد» که مدت‌هاست دیگر خنده‌ام هم نمی‌اندازد به کنار، اما برایم دشوار است که گروهی یا جمعی از جوانان پرشور، پرتوان و بااشتیاق تئاتری بگویند که بضاعت ما همین است که می‌بینید. این یعنی تقلیل در تقلیل. یعنی هنر تنزل یافتن و اجرای سفسطه کردن. یعنی پا پس کشیدن از نقد و مانع دیالوگ برقرار کردن. وقتی دور تا دور سالن را با کارتن پر می‌کنی و خودت هم به نقش آن در اجرایت واقف نیستی و هیچ استفاده کاربردی‌ای از آن نمی‌کنی، دیگر ارتباطی به مشکلات بیرون از اجرا پیدا نمی‌کند. وقتی در بازی گرفتن از بازیگران حوصله به خرج نداده و یک میزانسن ساده و خشک‌وخالی هم تحویل‌مان نمی‌دهی، باید عیب آن را در جایی جز سالن و محیط کاری‌ات جویا شوی. وقتی آدم‌های نمایشنامه‌ای که دست گرفته‌ای را نمی‌شناسی، با جهان‌شان بیگانه‌ای و مساله‌شان خارج از چهارچوب مساله‌ی توست، همین درهم‌ریختگی‌ای که شاهدش هستیم می‌شود نتیجه کار. اما انرژی حاصل از جوانی بازیگران، برای لحظاتی صحنه را نگه داشته و اثر را تحمل‌پذیر می‌کند. اساسا تنزل دادن مقام فرشته مرگ از آن حالت قدسی به حالت زمینی و انسانی با همه احساسات و گاه اشتباهاتش، به خودی‌خود موقعیتی کمیک را فراهم می‌سازد که نمونه آن را در نمایشنامه «مرگ در می‌زند» نوشته وودی آلن نیز داریم. اما آن چه نمایشنامه‌نویس در تلاش است تا در «مرگ دیوانه» بیان کند، گذار از وجهه‌ی کلیشه‌ای دیوانگانی است که مناسبات اشتباه اجتماعی آن‌ها را در یک مکان دور یکدیگر جمع کرده است. افرادی که در صورت خطر با یکدیگر متحد بوده و حتی برای هم جان‌فشانی می‌کنند. این خصلت انسانی را اینک نه در بطن جامعه، بلکه باید در دارالمجانینی جُست که افراد حاضر در آن نه به فکر منافع شخصی خود هستند و نه برای اجتماع ضرر و زیان به بار می‌آورند. افرادی که خود را خاص می‌دانند و طعنه‌ای به خواص اجتماع می‌زنند. متاسفانه این مهم در اجرا به فرم نرسیده و به شکل دست‌وپا شکسته مطرح می‌شود چرا که رسیدن از آن صورت کلیشه‌ای دیوانه که در نزد عموم مطرح است به عمق روابط انسانی و بشردوستانه، کاری است که در تعامل بازیگر و گروه طراحی و کارگردانی شکل می‌گیرد. نقص در این رابطه به درست شکل نگرفتن اجرا دامن زده و به بار نمی‌نشیند. سرآخر این نقص منتج به عدم تعمق مخاطب نسبت به اجرا شده و آن را صرفا به یک موقعیت ساده کمدی تنزل می‌دهد. با این اوصاف تردیدی در اهمیت فرم اجرایی در شکل‌گیری یک تئاتر با بنیه درست و حسابی نیست. اجرا رفتن در چنین سالن‌هایی به هموار شدن مسیر و رفع موانع کمک نمی‌کند. ما تئاتر کار نمی‌کنیم که صرفا تئاتر کار کرده باشیم چرا که نتیجه این تفکر یعنی به هر قیمتی و در هر مکانی اجرا رفتن. باید نشست در تنهایی و تکلیف خود را روشن کرد. آیا همیشه تئاتر کار کردن یعنی در چهارچوب‌های ساخته شده قرار گرفتن و روز به روز کوچک و کوچک شدن؟! بعید می‌دانم.

۳۱ شهریور ۱۳۹۸



مرگ دیوانه
خانه ... دیدن ادامه » نمایش مهرگان (سالن شماره ۲)
۲۰ مرداد تا ۰۵ شهریور
ساعت: ۱۹:۰۰
زمان:   ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

نویسنده: کمرون کلیتگارد
مترجم و کارگردان: کمال عبدی
بازیگران: (به ترتیب ورود) رزا یزدی، فاطمه عبدی، صادق طالع، ویولت غفاری، سما باصری، فائزه معادی، دلنیا اسدی، علی هادوی

گروه کارگردانی
طراح صحنه و لباس: رز انصاری
گریم: سارا نجفی، نازنین بهرام‌نژاد
طراح حرکت: کمال عبدی
مدیر صحنه: پرنیان گرجی
دستیار نور: الهه ملک
ساخت تیزر: موسی عبدی

عکاس: بردیا هاشمی راد
گرافیست: دانیال شاه جانی
روابط عمومی: حمید خورشیدی
 هماهنگی، رزرو، پیشنهاد، سوال: ۰۹۱۲۷۱۵۲۴۱۴
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش کُوکُوی گردن دراز i
اجرای
» اجرای "کوکوی گردن دراز" در تالار هنر
... دیدن متن »

 

به گزارش روابط عمومی تالار هنر نمایش "کوکوی گردن دراز "به نویسندگی و کارگردانی مهدی مقیمی اسفندآبادی از روز یک شنبه ۳  شهریورماه ۹۸  ساعت ۱۸۳۰ اجراهای خود را در تالار هنر آغاز کرد.

در خلاصه داستان نمایش آمده است:

"پسری بنام پیام دچار اختلال طیف اوتیسم است. خانواده اش از حضور او در جمع اکراه دارند زیرا احساس می کنند با بقیه بچه ها متفاوت است. روزی بصورت اتفاقی پیام به همراه مادر و خواهرش وارد تمرین گروه نمایش می شوند. مربی نمایش متوجه استعداد پیام شده و از مادر خواهش می کند که اجازه بدهد تا پیام نیز در گروه عضو شود. اما این کار مربی نیز با مخالفت بازیگران تئاتر روبرو شده و تعدادی از بچه ها تصمیم می گیرند کاری کنند تا پیام در  تمرینات شرکت نکند. در ادامه قصه متوجه می شویم که پیام می تواند به بقیه کمک کند تا داستان نمایش به سرانجام برسد."

ملیحه مقیمی اسفندآبادی، محسن صفری، سمیه سلمانی، رسول استواری، حسین ابراهیم زاده، صوفیا عرفانی، پوریا تجلی طهرانی، مهلا لونی، مبین حدادی، مایا رحمانیان، شارمین شاهمرادی، آوا سادات طباطبایی، فاطمه نوشاد، محمدرضا مقیمی اسفندآبادی در این نمایش به ایفای نقش می پردازند. سایر عوامل نمایش "کوکوی گردن دراز" عبارتند از:

آهنگساز: رامین عبدالهی.

شاعر: محسن صفری.

طراح حرکت و فرم: مهبد فیضی.

طراح صحنه: امید انصاری.

طراح لباس: مریم رادپور.

طراح ماسک: هدی رودبار.

طراح پوستر و بروشور: منصوره کریمی.

طراح نور: کیوان ضیاپور.

مدیر روابط عمومی: ریحانه مطهری.

 

 نمایش "کوکوی گردن دراز" در شهریورماه ۹۸  هر روز بجز شنبه‌ها و ایام سوگواری ساعت ۱۸:۳۰ برای مخاطب کودک و نوجوان در تالار هنر واقع در میدان هفت تیر، خیابان مفتح جنوبی، خیابان ورزنده به روی صحنه می رود.

     

 

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدا
درباره نمایش لاموزیکا سوم i
در ماه گذشته بیش از پانزده اجرا دیدم این بهترین و شاید یکی از دلنشین ترین اجراهایی بود که دیدم.. دیالوگ ها با وسواس زیبایی انتخاب شده بودن و بازیگرها بسیار ملموس و زنده اجرا میکردند. ضمن اینکه محل اجرا بسیار دوست داشتنی بود.
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت سه سانس ویژه در روزهای پایانی این نمایش کاری از کوروش نریمانی و با حضور سیامک صفری از چهارشنبه ۶ تا جمعه ۸ شهریورماه ساعت ۱۹:۳۰ همینک آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش به شدت دوست داشتنی پر از صدای عشق و دلدادگی *_*
و چقدر دیر وقت کردم به دیدن این نمایش برم -____-
اینکه یه نمایش توانایی این و داشته باشه که تو رو از دنیای خودت بیرون بکشه و ببرتت به دنیای خودش هنر میخواد *_*
و من دیشب در سرزمین پابلو بودم ^_^
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پابلو نرودا: احتیاج زیادی به صدای خونم دارم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار عالی و دلنشین ، پیشنهادم اینه که حتما تجربه کنید ، در این یک ساعت نمایش کاملا تلاش و انرژی بچه ها برای خروجی یه کار اصیل و غنی مشهوده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدی نوری
درباره نمایش لانچر ۵ i
نمایشی که حتما باید دید. داستانی بسیار روان و فارق از دیالوگهای شعر گونه مبهم که در آخر نه مخاطب و نه خود کارگردان هم متوجه آن نشوند. در مجموع عالی
حمیدرضا مرادی این را خواند
فرزاد و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نه مامان ... ریکی مو نمیزنه با من ...به دنیا که نگاه می کنیم هردومون یه چیزو میبینیم میبینیم که عادلانه نیست . تنها فرق ما اینکه که ریکی رفته حساب خودش رو با دنیا صاف کنه ...
رضا تهوری و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید