تیوال تئاتر
S3 : 11:38:53
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ویدیو
درباره نمایش ملاقات i
«ملاقات» به کارگردانی پارسا پیروزفر تا ۱۳ اردیبهشت در تئاترشهر
» ویدئویی از نمایش «ملاقات»
۸ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد کارآمد
درباره نمایش سیزده i
ماها فقط شعار میدیم ماها فقط حرف میزنیم ماها لوسیم چون از خون میترسیم! چون از خشونت بدمون میاد! نمیتونیم درد و رنج دیگران رو روی صحنه تحمل کنیم؟! اما میتونیم سالهای سال بدون هیچ واکنشی لا به لای چرک و خون و کثافت جامعه خودمون رو به خواب بزنیم چون بهش عادت کردیم!؟ ماها نمیریم سیزده ببینیم و سالن خالی میمونه تا اونیم که داره دردمون رو فریاد میزنه تنها بمونه و گوش و چشمی برای دیده و شنیده شدن پیدا نکنه؟ چون ما خیلی ناناز و تمیزیم مثلا؟!
(دیشب من بخاطر سالن تقریبا خالی و اونهمه تلاش و زحمت و تعهد بچه های سیزده واقعا خجالت کشیدم.)

به نظر من اثر هنری بدون تاثیر روحی و عاطفی بر مخاطب بی ارزش است و هر چقدر این تاثیر عمیق تر باشد اثر هنری رسالت خود را بهتر به انجام رسانده است خواه تاثیر مثبت برای تلطیف روح مخاطب خواه تاثیر منفی در جهت تلنگر زدن و بیدار کردن بخش خفته روان او.

گناه یا عادت بد ریشه در فرهنگ و ارزشها و باورهای هر جامعه ای دارد و گاهی نکوهیده ترین رفتارها به مرور زمان به عادت جمعی تبدیل شده و نه تنها قبح خود را از دست میدهند بلکه بخاطر تکرار تبدیل به روزمره گی می شوند و اینجاست که کوشکی و کوشکی ها ظهور میکنند تا مسیح وار از بالای صلیب دست ساز خود زنگار کدر آیینه جامعه را حتی با خون خود بزدایند , که شاید وجدان به خواب رفته ما که با تلنگر و نوازش بیدار شدنی نیست به زور دگنک یا ضربه گرزی سهمگین بر خود بجنبدو اندک چشمی بگشاید.

نمایش سیزده از دو بخش کاملا مجزا شکل گرفته که بخش اول بشدت و تعمدا ساده و سبک و حتی جلف کارگردانی شده و در چرخشی 180 درجه با پارت دومی مواجه هستیم که خشن و سیاه و زشت و تاریک حتی بدون نور پردازی تخت (در حد دیده شدن صحنه ) روایت میشود, حال نکته اینجاست
تقریبا همه تماشاگران ایرانی مخاطب این نمایش بخاطر عادت و تکرار روزمره و اشنایی و همزاد پنداری با رفتارها و اشتباهات و روابط غلط همه افراد حاضر در مهمانی پارت اول نمایش در جامعه و زندگیه هر روزه شان به جای تقبیح و ازرده شدن با وجهه طنز ماجرا همراه میشود و هر لحظه با لبخند یا قهقهه ای از زندگی کاراکتری به دنیای بعدی وارد میشود و درد و رنج انسان قبلی را که از ظلم یا تبعیض یا قضاوت یا شکی حاصل شده است را به راحتی فراموش میکنند و سرخوشانه بدنبال سوژه بعدی میگردند و اینجاست که جناب کارگردان با دردناکترین ابزار موجودش دوباره چشمان همان مخاطبان را از زاویه دید دیگری به روی همان درد اما اینبار بدون پوسته و حجاب , لخته لخت و تجزیه شده باز میکند و از این مرحله است که همه انچه تا کنون رفتاری معقول جلوه میکرد ناگهان با یک دیوانگی محض چشمان بیننده را از فرط گشایش تا انتهای روحش میدرد و این زخم عمیق همان گوهری است که باید بعد از یک جراحی خونین از بین چرک کثافت خارج شود.

زنی که هر لحظه برای همسرش ارزوی مرگ میکند! مادری که در کنار همسر جوانش بجای تیمار فرزندانش در جهت حفظ بقای یوز پلنگان میکوشد ! مرد معتادی که دائم زنش را کتک میزند ! ترنس جنسی که دچار همه گونه ترس و وحشت و ازار اجتماعی است! زنی که کاسب و فروشنده کودکان است! جمعی از دختران و پسران خیانت کار! دختر پولدار کاسب پیشه که دلار بر سر معشوقه رقاصش میریزد اما در تماس با کارمندش رذالتی کامل را به تصویر میکشد! ووووووووووووو.....

ایا عذاب ودرد و رنج و مرگ هر روزه دردمندان این جامعه تمثیلی کمتر از مرگ یکباره به دست جوداست؟ ایا جودا از این جامعه جداست؟ چه کسی قاتل است؟


پ ... دیدن ادامه » ن: کارگردانی و کنترل این تعداد بازیگر خارق العاده بود و میزانسن عالی و بازی بی نقص بازیگران و فضای کلی نمایش در بهترین حالت ممکن دیشب برای من خاطره ای درداور اما با بالاترین استاندارد نمایشی ساخت که تا ابد در ذهنم ماندگار خواهد ماند.
برای جناب کوشکی ارزوی موفقیت و اینده ای درخشانتر دارم و به تک تک افراد گروهشون خسته نباشید میگم.
علی ژیان و بهناز این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهار جهرمی
درباره نمایش ملاقات i
سلام دوستان من 2 بلیط برای فرداشب(سه شنبه) برای این تئاتر دارم.ردیف 9.لطفا اگر کسی خواست با این شماره تماس بگیره:09177919180
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای متوسطی بود و طبعن بعد از اجرا متوجه شدم دلیل امتیازهای بالا برای این اجرا رو.امان از سانتیمانتالیسم.
زهره الف این را دوست دارد
سلام میشه بیشتر توضیح بدین؟
۲۴ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع جالب و جذاب که جای تفکر داره این داستان چقدر در زندگی کنونی ما داره زیاد میشه - گروه بازیگیری بسیار خوب و حرفه ای تشکر از اجرا هنرمندانشون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دغدغه مند بود. جوری که برای کارگردان جوان دهه هفتادی داشتن این ارزشها و اشراف به مطالب سنگین و ایما و اشارات عرفانی و آرمانی بریم جلب نظر کرد. این نمایش سرایش محور بود یعنی استفاده از آواز و موسیقی توسط خود بازیگران در انتقال مطلب و حس فضا کمک کرده بود. مطالب به شکل مرور خاطرات منتقل میشد بعضی بازیگراش مثل دختر عرب و مرد رزمنده خوب بودن و بعضیشون نه. یکی از بازیگران که راوی بود اضافه بازی میکرد. در مجموع تاثیر گذار بود اما واوووو نبود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش نه نه نه i
نمایش نه نه نه با حضور تماشاگران و هنرمندان اجرای عموم خود را آغاز کرد. | عکس
کلیه عواید از فروش این نمایش به کودکان سیل زده کشورمان اهداء می گردد.
» نمایش نه نه نه با حضور تماشاگران و هنرمندان اجرای عموم خود را آغاز کرد.
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی نمایش نه نه نه عصر روز گذشته مراسم افتتاح این نمایش، در سالن مهرگان با حضور هنرمندان پیشکسوت عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون چون رضا فیاضی، بهزاد خداویسی، ناصر سهرابی و امیر حسین غفاری و... برگزار شد.
امیر عباس رنجبر، نویسنده و کارگردان نمایش نه نه نه، با اشاره به اینکه هنرمندان در همه ی جای دنیا دغدغه اصلاح امور را دارند، بیان کرد: بحث کودک همسری یک موضوع در ابعاد جهانی است و مختص به یک نقطه جغرافیایی خاص نیست.
وی در پایان اظهار داشت: در اتفاقات مهم جهان، کودکان، رسانه ای برای رساندن فریاد مظلومیت شان ندارند. تاتر این پتانسیل را دارد که ضمن فرهنگ‌سازی، اطلاع رسانی شفاف هم ارائه دهد و بقیه ی کار با مدیران کاربلد و دلسوز و متخصص است.
رنجبر در پایان با اشاره به سیل های اخیر در کشور و ابراز همدردی با هم وطنان عزیزمان گفت: بازیگران و عوامل نمایش نه نه نه تصمیم گرفتند که کلیه عواید حاصل از فروش این نمایش را به کودکان سیل زده سرزمین مان تقدیم کنند.
گفتنی است نمایش نه نه نه هر روز، ساعت ۱۸ در تماشاخانه مهرگان به روی صحنه می رود.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از چهارشنبه ۴ تا جمعه ۶ اردیبهشت، به نویسندگی فلوریان زلر، کارگردانی سید جواد روشن و با بازی امیر مهدی ژوله، معصومه کریمی و ... امروز (دوشنبه) ساعت ۱۲، آغاز خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سوای قصه های تئاتر و کتابها از دیشب که تو نمایش موزیکال ، فردوسی رو کنار مخلوقاتش دیدم به آفریدگار خودمون فکر میکنم.که موقع نوشتن داستان مبینا دختر بلوچ که بخاطر درگیری ناموسی و عشقی نامشروع یتیم بزرگ شد دست و دلش نمیلرزید؟موقع نوشتن داستان حسین کودکی که معلول بدنیا اومد و علاقه ش به درس خیلی زیاده اما جسمش دیگه بهش اجازه نمیده مثل قبل ادامه بده قلمش بی جوهر نشد؟یا اون لحظه که نازپزی رو به زور میدادن به مردی افغان نمیشد قصه رو عوض کنه و فراری ش بده؟
یا وقتی برای خاک عزیز من ایران اینهمه تلخی مینوشت دلش نگرفت؟ کاش میشد دعوتش کنم به دو فنجان چای بعد از دیدن نمایشی راجع به خودش.قول میدم من سکوت کنم و فقط حرفهاش رو بشنوم بی قضاوت.بی نکیر و منکر!
میثم هنزکی این را خواند
مریم اسدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم تاواتاو
درباره نمایش شهرت i
وقتی بازیگران یک نمایش، روی صحنه از خود حرکتی نشان دهند که به منزلۀ آگاهی آنها از حضور تماشاگر باشد، اصطلاحا دیوار چهارم در تیاتر، شکسته شده است؛ در این حالت ،حتی مشارکت تماشاگران در بازی نیز می تواند اتفاق بیفتد . در یک نگاه کلی، شکستن این دیوار و وارد کردن تماشاگر به صورت مستقیم به نمایش، کار آسانی نیست و نیازمند تسلط و مدیریت صحنه می باشد . نمایش شهرت از این جهت در یک اقدام جسورانه از همان ابتدای نمایش با درگیر کردن تماشاگر نشان داد از ورود به فرم های دشوارترِ اجرایِ تیاتر ،ترسی ندارد. وظیفه اصلی رهبریِ این بخش از نمایش به عهده بازیگر نقش نویسنده با بازی احسان رضوانی می باشد که نقطه قوت کار است و بار بسیاری از صحنه ها را به دوش می کشد . بیان قوی و تسلطی که در زمان اجرا از خود نشان می دهد ، تماشاگر را به یاد بازی های درخشان شهروز دل افکار در تیاتر ... دیدن ادامه » های مختلف می اندازد . احسان رضوانی تپق نمی زند ، در زمان های لازم در میزانسن مناسب قرار گرفت و سوار بر نقش ، داستان را به جلو پیش می برد .

کلیت داستان ، نوعی تغییر شکل دادن در داستانهای چخوف و نیل سایمون است که با اجرای مجدد داستانها و اضافه کردن جنبه هایی امروزی تر و البته در ژانر کمدی اتفاق می افتد . کارگردان به نسبت، تعداد بالاتری از بازیگران را در این نمایش قرار داده است و البته برخی از آنها نتوانسته اند توقع تماشگر را در نوع بیان و بازی برآورده کنند اما حتی همان ها نیز در طول اجرا بازی داشته اند و بی هدف وارد یا خارج نشدند و از طرفی درخشش تعدادی از ایشان در نمایش به نحو غیرقابل انکاری مشهود است .

اپیزود انتهایی کار نوعی فضای درام به داستان اضافه کرد . انتخاب این صحنه به عنوان نقطه پایانی نمایش ،چیدمانِ هوشمندانه ای است که با صدای سحرعبدالملکی و موفقیت او در خلقِ یک صحنه احساسی که همراه با لحن خاصش توانسته مخاطب را با خود همراه کرده است .

طراحی صحنه ، ساده اما با به کارگیری درست در راستای نمایش اتفاق می افتاد ؛ هرچند می شد از طراحی صحنه قوی تری استفاده کرد اما بازی نور و تغییر در شدت آن ، با افزایش تاثیر صحنه ها . در خدمت کل کار است .

همان طور که در معرفی نمایش آمده ، شهرت ،یک گروه تازه کار است . در کنار این موضوع ، انتخاب ژانر کمدی و حرکت در مرز باریکی که هرآن باید مراقب بود که از فضای کمدی خارج نشده و به لودگی و سخیف بودن دچار نشد ، مسیر دشواری را پیش روی این تیم گذاشته است. علاوه بر این وقتی پایه نمایش بر مبنای یک متن کلاسیک باشد ، احتمال تاب نیاوردن تماشاگر به سبب قرار گرفتن در فضای داستانهای تکراری، بالا می رود .اما با وجود این مسایل ، به سبب نگاه دقیق ، تلاش گروهی و وجود حداقل یک شخصیت که در مسیر درست قرار گرفته است ، دیدن این نمایش توصیه می شود .در این نمایش با بازیگرانی مواجه می شویم که به شدت روی بیان و حرکت خود کار کرده اند ، خط سیر نمایش را با مکث، قطع نکرده اند و قرارداد بازی را به هم نزده اند .

حمیدرضا مرادی این را خواند
رضا تهوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیاوش کاووسی
درباره نمایش دد i
نمایش خوبی بود خسته نباشید. ولی من نفهمیدم چه دلیلی داره کارگردان بیاد بین تماشاگر ها بنشینه . من اول فکر کردم حتما بازی ایشون ایجاب میکنه بعد دیدم که خودشون میخوان کار رو ببینن. بازی های متفاوت و زیبایی بود ولی اپیزود دوم کار خیلی مضحک بود . مخصوصا اون جایی که دست عروسک رو توی دهان گذاشته بود . به نظرم با حذف اپیزود ۲ و یا حداقل نزدیک کردن سن بازیگران اپیزود تو کار بهتر می شد . با این حال بازی خانم اپیزود ۲ عالی بود و به نظرم ضعف کار بازی ضعیف مرد شماره ۲ بود.
خسته نباشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فضای کار به شدت منو یاد اجرای پنج ثانیه برف می انداخت
بازی بازیگر نقش غلامرضا خوشرو عالی بود...عالی... به حدی که قشنگ به حالت هاش و نگاهش حس انزجار داشتم
کاش نقش آقای صالحی پخته تر بود
موسیقی کار و دکور هم خیلی خوب بود

حمیدرضا مرادی این را خواند
رضا تهوری، کاوه علیزاده و میثم هنزکی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سایه بازی عاشقانه کودکانه کاغذی ماست که از آتش نمرودی حسرت و زیر موشک باران مصائب صدام روزگار به الطاف تار لطفی و تنبک مانا و نوای دلکش فهیمه و صادق از گلستان ابراهیم به مجلس عروسی سیمین و فرزان می رسد

از این مرهم ها برای کودکانه های سوخته بیشتر بسازید
حمیدرضا مرادی، Ali و میثم هنزکی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
amirhossein nazeri
درباره نمایش قاسم آباد i
امشب اجرای اول این نمایش رو دیدم، اجرای جذاب و خوبی بود.
شبیه این کار رو این روزها کمتر تو کار می بینیم، به نظر من با توجه به اینکه کار دانشجویی و نیمه حرفه ای بود محترم و با ارزش بود.
دیدن این نمایش رو توصیه میکنم
حمیدرضا مرادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
amirhossein nazeri
درباره نمایش زن هستم i
بیشتر از فرم کار محتوای کار جذابیت داشت، به عنوان کارگردان کار اولی و بازیگران نسبتا کم تجربه به جز یکی کار شریف و قابل احترامی بود
حمیدرضا مرادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
م ح خ
درباره نمایش سقراط i
نمایش دنیاهای شگفت انگیزی را بر روی صحنه مجسم می کند. دنیای نمایش آتنی با سقراطی که در میان تماشاگران به تماشای نمایش «مدئا» نشسته است، سقراط در گفت و گوی خیالی اش با سافو، سقراط در آشپزخانۀ خانه اش، در کار مکالمه و آمد و رفت با دوستانش... و البته در کنار این ها جهل و جباریتی که با این جهان شگفت از در خصومت در می آید. نمایش شکل غریبی دارد، از آن شکل هایی که در ذهن تماشاگران تئاتر حک می شود. البته در نمایش به ما زمان دقیقی از گذر رویدادهای نمایش داده نمی شود اما نمایش چنان است که انگار در یک بی زمانی و ابدیت خاص خودش بر روی صحنه است. شاید در این مورد بتوانیم از بی زمانی زندگی و داستانی سخن بگوییم که سرایندگان و متفکران بزرگی از آن گفته و نوشته اند، از افلاطون تا همین امروزِ ما.
مختار بایزیدی و رضا بهکام این را خواندند
محمد کارآمد و Marillion این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر زیبا و پدرانه استاد شهرستانی از هنر جویان خودشان در آخر اجرای امشب تقدیر کردند.
حمیدرضا مرادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فریده
درباره نمایش ملاقات i
تعجب میکنم از هجم نظرات مثبتی که من رو ترغیب به خرید بلیط کرد...
امشب بیننده این تئاتر بودم ...
به شدت معمولی بود ...
اولین تئاتری بود که دیدم بعد از چند دقیقه پایانش قابل پیش بینی است...
توقعم خیلی خیلی بیشتر بود ...
اصلا پیشنهاد نمیکنم متاسفانه.
فرزاد و فهیمه تردست این را خواندند
aida22، کاوه علیزاده، Sa ba، یاسمن، حمیدرضا مرادی و زهره الف این را دوست دارند
منم با نظرتون موافقم با وجود این همه بازیگر خوب که منو تشویق به خرید بلیط کرد ،اجرا خسته کننده و معمولی بود (مثل یک خط صاف و یکنواخت بدون هیچگونه هیجان و بازی با فراز و نشیب )انگیزه دیدن تا اخر تاترو نداشتم
۱۰ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی نمایش و دیدم بیشتر یاد مدل نمایشها و گروه سرود دوران دبیرستان افتادم. در مورد بازیها زیاد نمی تونم نظر بدم چون بیشتر تازه کار بودند و راه زیادی دارند وهمین باعث شد که وسط نمایش سالن و ترک نکنم. فقط ساعت و نگاه می کردم که زودتر تموم بشه.به نظرم‌ کار خیلی سطح پایینی بود
حمیدرضا مرادی و زهره مقدم این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد و بررسی نمایش «هفت دقیقه» به کارگردانی آرش عباسی
بردگی در هفت دقیقه…

مجید اصغری، منتقد گروه تئاتر اگزیت
ارزش گذاری منتقد: دو ستاره - متوسط۱

گذار از فرم و به محتوا رسیدن همیشه لذت‌بخش بوده و هست. این که ابتدا باید درامی قرص و محکم داشت، شخصیت‌پردازی‌هایی درست و باورپذیر داشت، انسجامی منظم میان عناصر مختلف بصری پدید آورد تا از این میان، محتوای مورد نظر شکل گیرد و بدون هیچ واسطه، شعار و کلیشه‌ای در دل مخاطب نشیند. محتوا در دل مدیوم شکل گرفته و هر هنری قواعد مدیوم خاص خودش را می‌طلبد که اگر کارگردان به آن اشراف کامل نداشته باشد، از پس کار برنیامده و در نتیجه در انتقال محتوای مورد نظر خود به مخاطب به مشکل برمی‌خورد. این‌جا تئاتر است، هنری سخت ظالم که هر خطایش می‌تواند منجر به شکست گروه اجرایی شده و مخاطب می‌تواند از ادامه تماشای اثر صرف‌نظر کند. کوچک‌ترین لغزش‌ها از نگاه مخاطب دور نمی‌ماند و در رضایت یا عدم رضایتش از نمایش نقش به‌سزایی دارد. آرش عباسی که کار خود را با نمایش‌نامه‌نویسی در تئاتر آغاز کرده به خوبی به مطالب عرض شده واقف است. به‌طبع او می‌داند که تئاتر بدون نمایشنامه خوب فقط به درد لای جرز می خورد و بس. او به اصول این حرفه آشناست و می‌داند ایجاد تعلیق در روند قصه چطور جان تازه به اثر می‌دهد یا کجا می‌تواند با کشمکش، تقابلی میان قطب خیر و شر نمایش به وجود آورد. مخاطب ابتدا با فرم طرف است و سپس با محتوا مواجه می‌شود اما این روند برای خالق اثر برعکس رقم می‌خورد. یعنی کارگردان بر اساس دغدغه و محتوای خود دست به ترکیب‌بندی و فضاسازی در کار خود می‌زند و از درون تکنیک‌ها، صداها و اشکال ما را به عمق ناخودآگاه خود دعوت می‌کند. اگر مجموع این رویدادها به فرم منجر شود، یعنی رابطه‌ای حسی میان ناخودآگاه مخاطب و هنرمند به وجود بیاید، آن چه نامش را هنر می‌نامیم پدیدار می‌شود. مسیر این ارتباط الزاما از خود صحنه ایجاد نشده بلکه به بیرون از آن نیز کشیده شده است. مواجهه با پوستر اثر، کلیدی است برای باز کردن درهای ورودی اثر تا ما را با شالوده کار بیشتر نزدیک کرده و ما را به دیدن اثر ترغیب کند. راغب شدن وابسته به ایجاد ارتباط است. در قدم اول این ارتباط در پوستر ساده اما فکر شده نمایش «هفت دقیقه» کار خودش را با مخاطب انجام می‌دهد. عدد هفت دقیقه به صورت دیجیتالی در بستری با خطوط سیاه و سفید که نگاه کردن به آن باعث نوعی خطای دید و گنگی در مخاطب می‌شود بسیار هوشمندانه است. چرا که این هفت دقیقه برای برخی ناچیز و برای برخی دیگر زمان زیادی تلقی می‌شود. خطوط سیاه و سفید به کم‌مایگی عدد بیشتر کمک می‌کند و نوعی بی‌رنگی، بی‌مقداری و فقدان اثر‌گذاری را درشت‌نمایی می‌کند. ابتکار محمد شمس به عنوان طراح پوستر اثر این نوید را می‌دهد که می‌توان هفتاد دقیقه به تماشای تئاتر به معنای واقعی کلمه نشست و از آن لذت برد. در این روزهای وانفسا و کم‌رمق تئاتر ما که بی‌توجهی در همه عناصر نمایشی موج می‌زند، دقت نظر در طراحی پوستر خوب و متناسب با اثر به دور از تجاری‌سازی‌ها و شهرت‌طلبی‌های رایج دکان‌داران فرهنگی و دلالان زبان‌نفهم خصوصی پرور، قابل توجه و تامل است. ورود به صحنه صرفا ورود به بلک‌باکس حافظ نیست، بلکه ورود به کارخانه‌‌ی ریسندگی‌ای است که کارگران در آن به شدت مشغول به کار هستند و هیچ توجهی به ورود مخاطبان ندارند. آن‌ها کار می‌کنند تا بدین سان مفید بودنشان در محیط کار را به رخ اربابان و صاحب‌کاران‌شان بکشند. آن‌ها قربانی‌اند بدون این که بدانند یا حتی بخواهند تا درباره‌اش فکر کنند. اما نقش قربانی را بازی کردن تا پایان کار عمری ندارد و رنگ می‌بازد و نقش قهرمانانه نیز به خود می‌گیرد. کارگران که همگی زن هستند با یک تصمیم مواجه می‌شوند. این که درخواست مالکین جدید کارخانه مبنی بر حذف هفت دقیقه از وقت استراحت و اختصاص یافتن آن به اضافه‌کاری را بپذیرند یا نه. در این میان اختلافی بین کارگران شکل می‌گیرد که رای به پذیرش این درخواست دهند یا عزت‌نفس خود را خریده و از کارخانه اخراج شوند. هر چند نمی‌توان این تقابل را به نام رودررویی خیر و شر ثبت کرد اما اگر موضع کارگردان با یکی از کارگران موافق باشد، گروه مقابل به مثابه شر خطاب می‌شوند. در این‌جا موضع کارگردان با کارگری به نام بلانژ هم‌خوانی دارد که مخالف پذیرفتن درخواست اربابان است. او پذیرفتن این درخواست را مغایر با عزت‌نفس می‌داند و بر این عقیده است که این تازه شروعی است بر درخواست‌های وقیحانه‌تر اربابان و کراواتی‌ها. در این میان هر یک از کارگران در مونولوگ‌هایی کوتاه به شرح وضعیت خود می‌پردازند و از دلایل مثبت و منفی بودن رای‌شان می‌گویند. اما آن چه در این اثر مهم است، مقابله برابر ناحقی و ظلم است که با ظاهری آراسته بر کارگران تحمیل می‌شود. این مقابله اگر در میزانسن‌ها، طراحی‌ها و بازی‌ها دربیاید به استحکام در کلام و زبان اجرایی کار بدل شده و اگر لنگ بزند، به شعار و کلیشه منتج می‌شود. خوشبختانه عباسی تا حد‌ قابل قبولی از این امتحان سربلند بیرون آمده و اثرش پر است از لحظاتی که مخاطب را سخت با خود درگیر می‌کند. دور بودن از ادا و اطوارهای رایج این روزهای تئاتر ما جزو محسنات یک کارگردان محسوب می‌شود که قصد ندارد با شامورتی بازی و جنگولک‌سازی ذهن مخاطب را به خود مشغول کند. فاصله گرفتن بازیگران از خودنمایی جزو اصلی‌ترین وظایف عباسی در این اثر بوده است. اثری بازیگرمحور با کنش‌گرانی خودنما به جهنمی برای مخاطب بدل می‌شود که رهایی از آن به این آسانی‌ها حاصل نمی‌شود. خوشبختانه کنترل حساب‌شده بازیگران (با تمام کم‌تجربگی‌ها) اثر را کاملا نظم‌یافته و حرفه‌ای کرده است. انطباق اثر با مسائل و دغدغه‌های این روزهای مردم و به ویژه قشر کارگر از جمله ویژگی‌های بارز «هفت دقیقه» است که می‌تواند به یک معیار و الگو برای جوانان و دانشجویان بدل شود. دانشجویانی که متاسفانه چنین می‌اندیشند که تئاتر برای قشر محدودی از جامعه کاربرد دارد و اساسا هر کسی نمی‌تواند مخاطب این هنر شود. عباسی با «هفت دقیقه» توانست به تمامی این مزخرفات پایان دهد و هم‌مسیر با تردیدها و دغدغه‌های توده مردم قدم بردارد. امید که حضور در این مسیر برای خودش و گروه جوانش مستدام باشد.

 
۲۸ فروردین ۱۳۹۸




هفت دقیقه

 
تالار حافظ
۲۲ ... دیدن ادامه » فروردین تا ۱۰ اردیبهشت
زمان:  ۱۹:۰۰
 مدت: ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان
نویسنده: استفانو ماسینی
مترجم: نیایش بهمنیه
طراح و کارگردان: آرش عباسی
بازیگران: (به ترتیب حروف الفبا) الهام احمدی، زهرا اکبری، نرگس پویا، حمیده جعفری، نرگس هزاره، هانیه هاشمی، سمیه علیزاده، نسرین حیدری، حوا خلیلی
تهیه کننده: آرش عباسی

دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: مسعود روستا
طراح گریم: مونا جعفری
دستیار کارگردان: منالیزا شهرام نیا
مدیر صحنه: مجتبی شجاعی، امیر حسین اصفهانی
منشی صحنه: مونا افکار
گرافیک: محمد شمس
مدیر تبلیغات: مریم شریعتی
تبلیغات مجازی: گروه هنری پژواک
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید