تیوال تئاتر
S3 : 10:48:27
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

این روزها، نانوا هم جوش‌شیرین مى‌زند، بیچاره فرهاد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی شهاب مهربان، کارگردانی شقایق پارسایی و با بازی داود ونداده، ایلیار مومن، امیر کامران آغاز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن
درباره نمایش سیزیف i
تاحالا شده از یه کابوس لذت ببرید؟؟؟؟

سیزیف نمایشی بی نظیر از کابوس بودن زندگی و آرزوهاییست که به کابوس زندگی تبدیل می شن و هیچ وقت رهایت نمی کنند.....

همه چی عالی بود... بازی ها بی نظیر... دکور عالی.... واقعا خانم مولایی و آقای گرجی یه سر و گردن از بازیگر های امروزی که تو تئاترهای این روزها دیدم بالاتر بودن... داستان نمایش کاملا برای تماشاگر باهوش و حرفه ای تئاتر طراحی شده. این خیلی ارزش داره...

اگر اهل لذت بردن از دردهاتونید حتما ببینید این نمایش رو....



میثم هنزکی و نیلوفر پیری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حالا که قراره تماشاگر رو زمین بشینه، دوستان میشه یه کم مهربونتر بشینن چند تا دیگه‌ام جا شیم برای شبهایی که "سولد آوت" شده قطار مترو؟ البته تابلوهایی هم تو مترو نصبه که تو واگنهای مترو رو زمین نشینیم، یک وقت مزاحم دست‌فروشا نشیم حین فروش.
محمد جواد و میثم هنزکی این را خواندند
فرزاد جعفریان و علی جباری این را دوست دارند
منتظر نقد دوستان هستیم در مورد این نمایش
۱ ساعت پیش
ارادت دارم جناب جباری، فرصت تماشا پیش آید خواهم نوشت.
۴۴ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیلوفر ثانی
درباره نمایش کرونوس i

" رجعت به رستگاری "

ماهیت زمان و آخرالزمانی، همواره بعنوان موضوعاتی جذاب و معماگون، بر اندیشه آدمی بوده‌است . پس از تفاسیر و نظریه‌های تکمیلی درباره‌ی بُعد زمان، جهان‌های موازی و شکست قواعد، ابهام و درک چگونگی آن، با داستان‌ها و تصویرسازی‌های متعددی مورد توجه قرارگرفت که هرکدام دست‌مایه آثاری در هنر و ادبیات شده‌اند.
برگسون درباره ماهیت زمان، دریچه های جدیدی را گشود؛ او باور داشت که زمان را، با انطباقِ موضعی معادلات ذهنی و تبدیل آنها به حالت‌های جدید و با عنصر "یادآوری" می‌توان فهمید. دونوعِ یادآوری، یکی خاطره که کیفی‌ و نتیجه کارکرد ذهن و ادراک شهودی‌ست و وابسته به مکان نمی‌باشد؛ و دیگری حافظه، که یادآوری کمّی‌ست و از فعالیت سلول‌های مغزی با مکان‌مند کردن پدیده‌ها،حادث می‌شود.
آنچه پل ارتباطی ذهن با گذشته و بقای آن‌ست،"به‌خاطرآوردن" است .خاطره از جایی در اعماق آگاهی به سطح می‌رسد و هر آنچه که در ارتباط با گذشته است، حتی با علم به این که زمان از لحظه‌ی وقوع آنها گذرکرده، با "به‌خاطر آوردن" زنده می‌شود و به زمان حال می‌پیوندد.
تمام آنچه در کرونوس نیز رخ می‌دهد در چهارچوب همین نظریه برگسون‌ست ..کلید واژه‌ها بخوبی درمتن آمده و از حافظه و خاطره درهمین راستا بهره گرفته است ،بازگشت به گذشته‌ای که از دست‌رفته و انسانی که در معرض نابودی‌ست. و اگر نتواند زمان را دستکاری کند، محکوم به فناست..
کرونوس، نمایشی با ایده‌ی شکست زمانی‌ و فرجام بشر در سده‌های آتی‌ست. و از عامل "به‌خاطر آوردن" که مبتنی بر ادراک وشهود ذهنی و یادآوری خاطرات‌ست، وجهی از زمان را به نمایش می‌گذارد.که اگرقادر باشد از تله‌ی زمانی عبورکند، نجات یافته‌است.
داستان در لامکانی و در زمانی بسیار بعدتر درحال گذرست .. هم‌زمانی که گویا در دایره‌ای به گذشته بسیاردور و زمانِ آغازین پیدایش بشر درحیات، رجعت کرده، جهانی که آدمی در مخاطره‌ی انقراض‌، اموراتش با شکار می‌گذرد و هر آن احتمال مدفون شدن‌ش در تغییرات محیطی و زیستی وجوددارد، اگر نتواند خود را نجات دهد.
دوره‌های این انقراض درمتن با عنوان موج اول و دوم و سوم، جهانی را تغییر داده‌اند که در آن انسان‌های بسیاری یا مرده‌اند یا در دشت گمشده‌اند. آنانی باقی مانده‌اند که توانسته اند برای "بقا"راهی پیداکنند. این میان تعداد زنان بسیارکم‌ست اما یکی از آنهاست که قادرست جهش زمانی را دستکاری کند و آن را به گذشته و قبل ازظهور موج‌ها برگرداند. مردان باقی مانده و او که حافظه‌ی قویتری دارد و سنش بیشترست بدنبال آن زن و امکان بازگشت به گذشته‎ی بشری‌ست .
کرونوس "زن" را امکانی برای بقا و ادامه‌ی زیست بشر معرفی می‌کند، و یادآور می‌شود اوست که قادرست انسان را به امنیت و سامان پیشین خود بازگرداند. اما از آنجایی که بشر در چرخه‌ی زمان و سیالیت ذهن، گیر افتاده و قادرنیست از خاطره ابزاری برای تبدیل شهود به ماده بهره ببرد، باز به همان نقطه ی پیشین باز می‌گردد. صحنه‌ی پایانی به نخستین صحنه در دایره‌ای بسته زمانی، گویی که هیچ لحظه ای نگذشته‌است، منتهی می‌شود.این سیر باطل، تا ظهور "زن" و "رجعت به رستگاری" ادامه دارد.

کرونوس، با پیچ وتاب‌هایی در متن، قصد ایجاد جذابیت‌های بیشتر، توام با پیچیدگی‌هایی دارد که بیش از آنکه کمک‌کننده در رسایی داستان و وقایع باشد، آنرا کلاف سردرگمی می‌کند که اتصال مخاطب با پیوند وانسجام خط روایی، گسسته و گم می‌شود.درعینی که ظرفیت تبدیل شدن به متنی قوی و پیوسته را دارد و تابخش‌هایی با قدرت پیش می‌رود اما در هجمه‌ی چندخرده واقعه، متوقف می‌ماند.
بازی‌های قوی و بیش ازهمه ابراهیم‌ناییج، مسلط وخیره کننده است.موسیقی زنده وهمگام با رخدادهای صحنه، تاثیرگذاری مطبوعی ایجاد می‌کند که منتقل کننده‌ی فضای موردنظرست. گریم و طراحی لباس ونور فکرشده و متوازن‌ست. دکور با امکان تغییر چون عقربه‌های ساعت/زمان ،متحرک در صحنه می‌چرخد. دیوارهای فلزی و دریچه‌هایی کوچک به جهان بیرون، آشکارا در بیانی دیگر از رویدادهای آخرالزمانی آینده‌ی بشری‌، طراحی هوشمندی‌ست. کمبود موادغذایی، ودست آخر نابودی نسل بشر بدست خوداو،پیش بینی های کرونوس،خدای زمان اساطیری برصحنه است.
کرونوس، نمایشی‌ست که بیش از نقدهای وارده، بعنوان متنی که توانایی انعکاس "ایده تئاتری" یعنی امکانی از نظارت چشم‌سوم به صحنه‌ای را دارد که توانسته وجهی از امکان‌های متعدد واقعیت زیست انسانی را، مطرح و به معرض نمایش بگذارد. در غوغایی که اغلب متن واجراهای رئالیستی قادر به بازنمایی دقیق و بدون افتادن در ورطه‌ی ابتذال،تکرار، اغراق و روزمرگی نیستند، توانسته قدرت انتزاع و خلاقیت نویسنده‎ای وطنی را به رخ بکشد که نوید، "ایده تئاتری" های موفق تری را درآینده می‌دهد.
تئاتری ... دیدن ادامه » که بتواند، مرزهای تجربه‌ی مادی را با بهره از مفاهیم تجریدی، به فهمی نو، نزدیک کند، اتفاق قابل ستایش و شریفی‌ست.

نیلوفرثانی

منتشر در سایت هنرنت
https://www.honarnet.com/?p=4455
و روزنامه آرمان 98/3/29
http://www.armandaily.ir/fa/pdf/main/2046/16


بسیار زیبا و دلنشین بود خانم ثانی
اما بحث جهان موازی در این نمایش را مخالف هستم.
چیزی بعنوان جهان موازی قابل طرح در این نمایش نیست
با توجه به ماهیت اقتباسی کرونوس در این نمایش تنها یک خط سیری مشخص در یک فضای معلوم اتفاق افتاده است.
۵ ساعت پیش
ممنون خانم ثانی عزیز
من همچنان با بحث جهان موازی مخالفم
عرایض بنده صرفا به جهت عنوان نمایش است
اگر اسم این نمایش، دکتر استریج هم باشد بحثی نیست اما کمترین انطباق داره
بنظر من عنوان نمایش کمی اغراق امیزه، بحثی توی خط داستان و نمایشنامه ندارم .
۴ ساعت پیش
با سلام
البته بر اساس نظریه زمان هایدگر ، اگر ساحت زمان را در معنای کلمه حذف کنیم و آن را طبق یکی از دیالوگهای نویسنده یک بازی فرض کنیم(دیالوگی که زن در اثر خطاب به یاف تکرار می کرد) و بر این اساس از محتوا رها شویم و به کارکرد فرم برسیم تنیدگی روابط پدر ... دیدن ادامه » و فرزندان در واقعه داستان در عطف با مفهوم باستانی کرونوس یک خلق موازی است.
با احترام
۵۷ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
اول از همه خسته نباشید باید بگم خدمت کارگردان ، نویسنده و بازیگرانی که حسابی انرژی گذاشتند و سایر عوامل ...
از نظر من این نمایش، نمایشی بود که معلوم بود حسابی پشتش فکر و ایده نهفته و مدت زمان زیادی هستش که تمرین میشه تمام میزانسن ها به درستی رعایت شده بود و هنگام دیدن نمایش اصلا احساس خستگی نمیکردیم ، ریتم بالا ، انرژی خوب ، هماهنگی ، انتخاب درست بازیگران بسیار مشهود بود ..
در کل میشه گفت با یک نمایش خوب روبرو هستیم که قطعا ارزش دیدن داره
به امید موفقیت های بیشتر
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک ژانر خطرناک
داستان: یک داستان سر راست در مورد یک ورزشکار زن ایرانی که ورزشی مردانه دارد و بوکسور است، استاد دانشگاه است و البته همسر...
من نمی دانم این داستان واقعی است یا خیر؟ ضعف نویسنده است یا در واقعیت اتفاق افتاده است...
ایرادات مهم و تاثیرگذار داستانی شخصیت پردازی بوکسور و شوهرش است!!
الف) چه ویژگی شخصیتی باعث شده یک زن توانمند و قدرتمند از یک مرد نسبتاً لاابالی، ضعیف نفس، دروغگو، خاله زنک، سو استفاده گر و لاشخور خوشش بیاید؟ آیا در سن کم ازدواج کرده؟ آیا گول زبان بازی های این مرد را خورده؟ ویژگی بارزی که بپذیریم دختر بوکسوری که پدرش هم قهرمان بوکس هست از این مرد خوشش بیاید...
ب) چرا به خاطر این همه ویژگی های بد هنوز با این مرد زندگی می کند؟
ج) حداقل از رابطه زن و شوهری این دو یک چیزی ببینیم که قانع شویم این مرد قابل تحمل است...///
د) شاید تنها نکته مثبت این مرد این است که سنگ اندازی در کار بوکسور بودن زنش انجام نمی دهد.../// که در این نمایشنامه اشاره ای به آن نمی شود ولی برای یتعداد زیادی از زنان ورزشکار و قهرمان در ایران اتفاق افتاده است..
ایرادات دیگر هم به همین موضوع شخصیت پردازی به صورت جزیی تری مربوط می شود که از ذکر انها خودداری می کنم ...// چرا که دوستان طولانی بودن را، ایراد بزرگ نقدهایم می دانند.
سیر داستان
با آدمهای معمولی جامعه روبرو هستیم و دغدغه هایشان ... // همین که نویسنده نخواسته با یک داستان عجیب و غریب و قتل و مشکلات قدیمی، اثرش را مثل سریالهای تلویزیونی جذاب کند به نویسنده اش تبریک می گویم. با داستانی سر راست روبرو هستیم که اتفاقاتش به پیشبرد داستان کمک می کند و یک کلاس درسی برای نویسندگان تازه کار است...// هر شخصیتی که وارد داستان می شود کارکرد مثبتی در پیشبرد داستان انجام می دهد...// نویسنده با هوشمندی از شخصیت فرزاد استفاده کرده و گره های کوچک داستان را باز می کند..// و حتی در جایی از داستان زندگی فرزاد ( مرد خل)به عنوان یک پیرنگ فرعی استفاده می شود...
نویسنده سعی کرده با بیان مشکلات زندگی دختر عراقی دلایل محکم و منطقی برای عقد موقتش با شوهر بوکسور ارائه دهد ولی دچار شعارزدگی می شود، قسمت فیلمسازی مرد خل ( فرزاد ) و رفتن به یک فستیوال ( اگر براساس یک اتفاق واقعی نباشد) یک پایان بندی فاجعه است... و نویسنده را به مثابه ((گاو نه من شیرده)) معرفی می کند چرا که نتوانسته نمایشنامه نسبتاً خوبش را درست به پایان ببرد.
فصل درخشان
از هر مسئله ای که در زندگی این زن و شوهر، فرزاد و دختر عراقی رونمایی می شود در همان پرده یا پرده های دیگر با خلاقیت و هوشمندی استفاده می شود. به عبارت دیگر داستان اضافه ندارد و همانطور که اشاره کردم حتی داستان های زندگی شان هم بروی قصه اصلی تاثیر گذارند...// به جرات می گویم طی این دو سال اخیر کمتر کاری دیدم که نو یسنده اش ایرانی باشد و این نکته رعایت کرده باشد، حتی اسم ((آپرکات)) که معنی ضربه نهایی انتخاب شده دلچسپ و در خدمت داستان است. واقعاً لذت بردم.
طراح صحنه
... دیدن ادامه » طراحی صحنه بسیارخوب و درخدمت داستان است و این یکی از نقاط قوت داستان است.
کارگردانی (بخش اول)
میزانسن ها خوب است و به نظرم بهترین قسمت کارگردانی اش حفظ ریتم نمایش از طریق تعویض پرده هاست.. هم ریتم را حفظ می کند و هم در هر پرده با موضوع جدیدی روبرو می شویم که روزمرگی زندگی شان برایمان خسته کننده نمی شود...
بازی ها
غیر از بهروز بقایی از بقیه بازیگرها بازی های خوبی نمی بینیم می توانم با ارفاق نمره متوسط روبه پایینی بدهم. و این در مورد بوکسور (نقش اول) بیشتر تو ذوق می زند، نقش شوهر هم مخلوطی از دلقک بازی و شخصیت پردازی است که بازیگرش از تلفیق این دو برای کمیک کردن نمایش ناموفق بوده است...، بازی دختر عراقی چیزی به ما نشان نمی دهد و باز هم نمره خوبی نمی گیرد.
کارگردانی ( بخش دوم)
می توانم بگویم کارگردان این اثر هرچقدر در چیدن میزانس هایش موفق و کاربلد است در هدایت بازیگرانش ناموفق و ناشی است و این بزرگترین ضعف این اثر است...
حرف آخر
با تمام لذتی که از این اثر هنری بردم و با توجه به مطالب بالایم باید بگویم استفاده از بازیگرهای توانمندتر ( سلبیریتی نگفتم) می تواند این نمایش را در گیشه هم موفق کند...// ولی هرچه تلاش کردم این اثر را در ژانر کمدی ببینم، نشد که نشد...// صرف اینکه حرفهای خنده داری از دهان یک شخصیت خل بیرون می آید ویا اینکه شوهر داستان به خاطر کل کل زن و شوهری دامن می پوشد و رفتاری دلقک وار ( در بالا راجع به بازی ضعیفش گفتم) انجام می دهد، نمی توان یک اثر را کمدی نامید، چرا که زندگی های روزمره خودمان هم از این اتفاقات زیاد دارد و البته کشورمان.../// در قرار دادن اثرهای نمایشی در ژانر کمدی بیشتر دقت کنیم، کمدی یک ژانر خطرناک است.
رضا غیوری، محمدرضا قلی پور و فرزاد جعفریان این را خواندند
مریم اسدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#مریم_کاظمی
از #آپرکات می گوید:
تجربه خوبی است از متنی متفاوت با موضوع اجتماعی بر آمده از نسل جدید تئاتر. بازی بهروز بقایی و حضور درست و بجای او در این اثر بسیار دیدنی و تاثیر گذار است.
رضا غیوری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#حسین_مسافر_آستانه
از #آپرکات می گوید:
نمایش خوبی است که به مسائل اجتماعی روز می پردازد. بازی های خوب و روان و به خصوص حضور بهروز بقایی از ویژگی های مثبت این کار است. توصیه می کنم علاقمندان به تئاتر این اثر را از دست ندهند.
رضا غیوری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#فرهاد_بشارتی
از #آپرکات می گوید:
ریتم، طراحی صحنه، بازی ها و قصه خوب نمایش از نقاط قوت این تئاتر است. متن پر است از مسائل و معضلات اجتماعی که امروز با آن ها در گیر هستیم و از این رو با اثر همذات پنداری می کنیم و تحت تأثیر نمایش گویی ما هم با ضربه آپرکات ناک اوت می شویم. امیدوارم علاوه بر مردم مسئولین نیز به تماشای این گونه آثار بیایند. همچنین توصیه می کنم دیدن شکل دیگری از بازی بهروز بقایی بر روی صحنه را مخاطبان نمایش از دست ندهند.
رضا غیوری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگوی #روزنامه #صبح نو با #بهروز_بقایی برای حضور در #تئاتر #آپرکات
*بازگشت گمشده ای به خانه تئاتر
*برگشتن به صحنه تئاتر مثل برگشتنِ پسر گم‌شده‌ای به خانه‌اش است. تئاتر، خانه من است؛ برایم فرقی نمی‌کند کجا باشم، تلویزیون یا جای دیگر؛ اما خانه‌ام را تئاتر می‌دانم.

لینک کامل گفتگو
http://sobhe-no.ir/newspaper/725/15/29005
رضا غیوری این را خواند
تبریک برای اجرای این تاتر و آرزوی موفقیت بیشتر برای آقای بقایی
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
◽نمایشنامه آپرکات به انگلیسی ترجمه شد.
همزمان با روزهای پایانی اجرای آپرکات ترجمه انگلیسی این نمایشنامه توسط #سارا_شجاعی جهت چاپ بین المللی انجام پذیرفت.

رضا غیوری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمدرضا
درباره نمایش سیزیف i
#یادآودی_لحظات_ناب

اون لحظه ای که اسماعیل گرجی بالش خونی رو سر و صورتش قرار گرفته و انگار مرده ولی یهو یه انگشت از دست چپش میاد بالا و خودنمایی میکنه ^_^

اون لحظه ای که...


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Yasamin Gharib
درباره نمایش کرونوس i
سلام
من برای جمعه ۴ بلیط اضافی دارم. البته بجای ۴۰ تومن، ۲۶ تومن خریدم. اگر کسی میخواست تماس بگیره
09203623287
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
×
محض احتیاط اینجا علامت گذاشتم
که یادم بمونه امشبو
آقای سوری، اکانت من برای شما باز شده بود؟
۱۰ ساعت پیش
ممنونم آقای بولو
۱ ساعت پیش
بله :) اینم تفسیریه برای خودش :) ؛)
۴۴ دقیقه پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از این به بعد تو این جزیره همه باید دست‌ رشته رو بدون توپ بازی کنن
فهمیدید باباجان..؟؟
نه
۱۱ ساعت پیش
:)) بله ، عین دو ساعت مجذوب قواعد بازی طوری بودم که وهم و نفرت و عشق و افسوس کینه و انتقام رو با خودش همراه داشتت

۸ ساعت پیش
بله
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
mehdi Ghasemian
درباره نمایش غول بابا i
سلام / من امشب نمایش رو دیدم . من کار کودک و نوجوان زیاد می بینم و بچه هام رو می برم . بدون اغراق می تونم بگم از لحاظ عروسک گردانی و ترکیب ش با قصه نمایش و ضرافت هایی که لازمه ی یه کار عروسکی و رئال هست، بی نظیر بود . واقعاً دست مریزاد میگم به این گروه شهرستانی ( مشهدی ) که با همه مشقات اجرای طولانی در تهران، این کار رو کردند و البته فصل خرداد و زمان امتحانات بچه ها باعث شده تا از استقبال عمومی کار کودک و نوجوان کم بشه / اگه تا حالا نرفتید این دو روز آخر رو از دست ندید
رضا غیوری و فرزاد جعفریان این را خواندند
حدیثم، سارا ثقفی و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرسی از فرشاد هاشمی عزیز و جون و دلی که برای این نمایش گذاشته
شاید به واسطه ی جنسی که این کار نسبت به کارهای دیگه داره جذابیت کمتری رو شاهد باشیم اما این نمایش به شدت ارزشمند و تحسین برانگیزه به خصوص موضوع قابل تامل و مهجوری که بهش اشاره داره و همینطور هنرنمایی یک تنه آقای هاشمی که دست مریزاد داشت واقعا
سپیده و رضا غیوری این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه کار تلخ اما به شدت تکان دهنده و تاثیرگذار و البته بسیااار لازم و دیدنی

با بازی های هنرمندانه و قابل تحسین (به ویژه خانم رضوی عزیز و بازیگر نوجوان دوست داشتنی و تک تک دوستان هر یک به نوعی فوق العاده بودن)

اینکه برای آفرینش این اثر خیلی کار شده بود و زحمت کشیده شده بود کاملا مشخص هست .... خسته نباشید میگم و ممنونم از همه ی عوامل آبی مایل به صورتی و مرسی از حسن انتخاب این اسم با مسما
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
iamnegin@
درباره نمایش سیزیف i

برای توصیف اون دقایقی که اسماعیل گرجی ،مادر بودن رو معنا کرد ، کلمه ای پیدا نمی کنم...