تیوال تئاتر
S1 : 05:38:44
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

تیولا و ارتباطش به زمانه

مسئله‌‌ی من در انتخاب اثر برای تماشا ارتباط کار هنری با زمان و بستر ارائه‌ی آن است، چیزی که از علی عابدی سراغ داشتم رعایت همین مسئله است.
تیولا در زمانی روی صحنه‌ی تئاتر رفته که سایه‌ی هولناک جنگ بر سر ماست (هر نوعی از آن!)، یعنی کارگردان (و نویسنده) زمان مناسبی برای ارائه کار یافته پس باید بخاطر درک بهتر شرایط این نمایش را پیگیری کرد، زیرا نمایش امروز است.
اینکه نویسنده و کارگردان سیر کاری مشخصی در پرداختن به مسئله‌ی جنگ دارد باعث شده تا گام به گام به ایده‌آل‌های خودش (که الزاما با مخاطب یکی نیست) نزدیک شود، بازیگران باتجربه‌ی کار با این کارگران درک کاملی از خواسته‌ی او داشته و بدون اضافه کاری انجام وظیفه می‌کنند و البته بقیه‌ی عناصر که مکمل هم بوده در راه رسیدن(رساندن) به ایده‌ی نویسنده.
این اجرا صرفا از نظر ... دیدن ادامه » بازیگری یا کارگردانی توصیه نمی‌شود بلکه از منظر نظم و هارمونی کل صحنه است که می‌تواند حرف تازه‌ای داشته باشد.
چیزی که تئاتر ما در این زمانه محتاج ان است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. خنده. اینکه یه کار ببینی که هر نوع خنده ای بهت بده میشه رئال. میشه زندگی. میشه تئاتر. هم از صمیم قلب خندیدم، هم از طنز تلخ خندیدم، هم بخاطر مضحک بودن وشوخی های کلامی، هم از رضایت شریک شدن تو مشاهده اون تجربه. در آخر نظرم کامل نمیشود اگر نگویم و این رضا بهبودیه لعنتی!!
سحرناز قاسم نژاد و فرزاد این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من به همراه همسرم رفتم و به تماشا نشستیم و خیلی لذت بردیم . کار پر مغز و خاصی بود .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتم بعد از تماشای اجرای جدید بیام اینجا و از لذتی که بردم بنویسم و گره بزنم به لذت اجرای سالن چارسو یا حتی اجرای سنگلج. خب نشد!
کم از اجراهای آقای مرزبان و خانم کابلی لذت نبرده‌ام؛ سعی می‌کنم از اون‌ها وام بگیرم و با لذتی که همچنان از بازی آقای راد گرفتم خلاء امشب رو قدری پر کنم. البته می‌دونم که امروز هیچ‌کدوم از هنرمندان بابت فقدان آقای انتظامی دل و دماغ کافی نداشتنن.
امیدوارم در نمایش‌های آتی، آقای مرزبان این سهل‌گیریِ مفرط که به همه عناصر اجراشون از انتخاب بازیگرها و شیمی بین‌شون گرفته تا دکور، لباس، حرکت‌ها، افکت، موسیقی و ریتم و...) سرایت کرده و بیشتر یادآور مزارع سن‌زده هست کنار بذارن و همون ذوق و شوق، دقت، ظرافت و حوصله سابق رو پیدا کنن و به‌کار ببندن.
از اینکه می‌بینم نمایش به نمایش روح و طراوت اجراهاشون تحلیل می‌ره عمیقا ... دیدن ادامه » غصه‌دار می‌شم. نمی‌دونم مثلا اگه امروز هادی مرزبان ۲۰-۱۵ سال پیش هم تو اتاق فرمان بود و اوضاع اجرا رو می‌دید به هادی مرزبان بی‌حوصله و کم طاقت امروز چی می‌گفت.
همه اهل فن از تسلط و دلبندی ایشون به نمایشنامه‌های آقای رادی آگاهند و همین غصه آدم رو بیشتر می‌کنه. اگه یه جوون جویای نام یا حتی یک کارگردان بی‌ربط با دنیای رادی اجرایی با این حس‌وحال و رنگ و لعاب و خالی از روح و طراوت رو صحنه ببره شاید چندان جای گله نداشته باشه.

پ.ن:
ای کاش قبل از شروع نمایش اعلام می‌شد که امروز صدای خانم کابلی عزیز چندان مناسب نیست ولی ایشون در اجرا حاضر می‌شن و هر کس خواست می‌تونه بلیت رو پس بده و یا یه روز دیگه بیاد. قطعا من به احترام ایشون و گروه باز هم تو سالن می‌موندم و برای خودشون و حس تعهدشون کف می‌زدم کما اینکه همه این‌ کار رو کردیم ولی امروز حداقل ۷ نفر تئاتر اولی تو اجرا بودن و کمی تا قسمتی اذیت شدن و چندتایی هم وسط اجرا سالن رو ترک کردن احتمالا اونا از هنر و صدای ایشون چیزی ندیده و نشنیده بودن؛ خب این ظلم به هر دو طرف هست.
از ادای احترام آقای مرزبان به آقای انتظامی و اون نقل قول معرو‌ف‌شون ممنونم.
مهدی حسین مردی و نیلوفر ثانی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رییس کمیسیون : سکوت های درون نمایش شما به معنی انکار رهبری پرولتاریاست !
*
میرهولد : زناییدا از این به بعد باید سکوت های نمایش رو سولفوری کنی .

سحرناز قاسم نژاد این را خواند
مهدی حسین مردی و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیز قلمدون نامش ما رو به سالن میکشاند. خیلی وقت دلم برای اسم امیز و میرزا تنگ شده بود. ایران داره یه شکل دیگه میشه و اصلا شده یه روح بی قرار که خاطرات و ریشه ها فراموش میکنه. امیز قلمدون پر از عشق و مهر هست. اما دلال نیست. در شهر ما همه چی دلالی شده حتی عاشقای شهر کارشون شده. رفتیم و روایت این داستان هم شنیدیم که اگه دلال نباشی چی میشه. خسته نباشی به همه ی اعضای گروه به ویژه مدیر صحنه حسن عسگری.
رضا بولو و مهدی حسین مردی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید میگم به گروه نمایشی .یه نمایش کاملاً جالب و جذاب دیدم .نمایشی که هم تورو درگیرِ اینکه این آدما کجان و چه ارتباطی ممکنه باهم داشته باشن تو بعضی جاها فکر آدم فکر میکنه کارکترها جایی خارج از دنیای اونها هستند .اما بلافاصله با موزیک های کاملاً متفاوت جور دیگه ای درگیرت میکنه .جزء اون دسته از نمایشهایی هست که تو خاطرت میمونه.تک تک بازیگر _نوازنده ها با سازهاشون زندگی میکردند اما نوازنده گیتار و سه تار جوری با سازشون بودند انگار عضوی از بدنشون بود .در کل عالی بودین
» تا ۲ پاسخ


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار زیبایی بود و بعد سالها دوری برایم جذاب بود خصوصاً اجرای خوب آقای صباغی و آقای سروش.
تمایل داشتم شخصاً به عزیزان بازیگر برای اجرای خوبشان تبریک بگویم که فرصت نشد و بدین وسیله برایشان آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.
25 مرداد به دعوت رفیق خوبم دیدم.
زهرا مهاجری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک کلمه مجلل
سحرناز قاسم نژاد این را خواند
celine این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم اگر قرار باشه که چند تا نقد منفی باعث بشه که هر گروه اجرایی به جنب و جوش عجیب و غریب بیوفته و بیانیه بده به دیگران انگ بی سوادی بزنه و در چند ساعت ده ها کاربر جدید که تا بحال در سایت تیوال حضور نداشتند ظاهر بشند و همگی در مدح کار قصیده سرایی کنند دوستان تیوالی ترغیب به دیدن این نمایش می شوند آیا ؟ ! ؟ !

به این کار فقط میشه گفت خودزنی دوست خوبم. .. موفق باشی
موافقم. مگه میشه تحمل دو نا نقد و نداشت. چطور ما تعریف و تمجید این همه اکانت فیک و تحمل میکنیم
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صبح جمعه شده و با اینستاگرام خبر دار شدیم آقای عزت الله انتظامی بازیگر پیشکسوت درگذشته اند. چند روز پیش بیلیت نماش خریدیم. عصر راه میفتیم که ببینیم روزهای بی باران را هم در خیابان های تهران هم در سالن تئاترشهرزاد. قصه شروع می شود. از همون قصه هایی که روایت می کنند و مثل کتاب گویا می شود گوش داد و ندید. اما بازی و دیالوگ وحید اقا پور ، خنده را به بالاخره به روی لبتان می اورد.
پدیده ی مرگ را بازگو میکند، که برای همه موجودات دنیا اتفاق می افتد. پدیده ی دیر اشنایی نیست و پایان هر کسی می شود. و از هر سه نفری که مهرداد شایان از تماشاچیان پرسید ایا حاضری زنده باشی و عمل کنی و بخشی از سلامت ذهنی به خاطر زنده ماندن از دست دهی. هر سه نفر پاسخ دادند بله.‌ که بخش جذاب این نمایش، فقط همین بود. هر چند بله بگوییم بخواهیم این ایستگاه دنیا رو ابدی کنیم نمی شود باید رفت. ... دیدن ادامه » مثل همین امروزی که پیشکسوت بازیگر سینما عزت الله انتظامی رفتند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش عالی. بازی بی نظیر رضا بهبودی که به حق بهترین بازی رو انجام داده بود. طراحی صحنه بد نبود عوضش دیالوگ ها بسیار عمیق و جذاب بودن.
+ به مغزم تیر بزنم یا قلبم؟
به مغزت. آخه ریشه همه بد بختیا مغزه قلب که گناهی نداره.
عمو فرهاد قصه ها، فرزاد و نیما صادقی نیا این را خواندند
سحرناز قاسم نژاد این را دوست دارد
آقای بهبودی بی نظیر بودن،مثل نقششون در اجرای در انتظار گودو
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام گروه محترم
خسته نباشید و امیدوارم راضی از کار باشید
نمایش رو دیدم
دوست نداشتم
نقاط قوت و نقاط ضعف داشت
نقاط قوت: بازی های خوب آقای ایرج راد و خانم ها اکرم حاج حسینی و شراره رنجبر بود.آقای راد علاوه بر محبویتش بیرون از سالن تئاتر برای تماشاگر مخصوصا تماشاگرهای هم سن من ،خوب بازی می کنه.البته بازی می کنه و شما متوجه می شین که ایشون داره نقش ایفا می کنه اما همین کار رو خوب انجام می ده. هر دو خانم جوان هم همین روند رو در پیش گرفتند که با تجربه بیشتر می تونن به سطح آقای راد برسن. صحنه ای که این سه نفر با هم هستند تنها صحنه پویا و خوب این کار بود.
نقاط ضعف:
کاش آقای مرزبان سراغ متون آقای رادی که می رن کمی هم نو آوری به اجرا اضافه کنن و متن رو به سبک چهل سال پیش روی صحنه نبرن. نسل من از ایشون خاطرات خوبی داره و همچنین از همسرشون خانم کابلی ولی تئاترهایی که این دو بزرگوار توی چند سال اخیر اجرا کردند چیزی جز اجرای خام متن نیست.
به عنوان مثال همین نمایش آمیزقلمدون
در یک خط این داستان نمایش هست:
پیرمرد بازنشسته ای بخاطر بداخلاقی همسرش دچار سکته می شود.
البته چیز جذابی در این یک خط نیست اما جناب رادی با شخصیت پردازی پیرمرد بعنوان پدری مهربان و محبوب برای دو دختر شاد و زیبایش و همان پیرمرد بعنوان شوهری که از نظر همسرش بی کفایت است و پرداختن به موضوع جذاب حفظ شرافت در برابر راحتی خانواده مخصوصا همسر، دست روی مضامینی جهانی گذاشته که هر چند در زمان نوشته شدن این نمایشنامه در ایران پررنگتر بود اما هنوز هم میشه انسان هایی رو دید که بخاطر حفظ شرافت از رفاه خانواده می گذرند و همین مضمون می تونه محل جدال و بحث اخلاقی در این نمایشنامه بشه.
و آقای مرزبان با کارگردانی کلاسیک و بدون ورود به عمق داستان و با تکیه بر سه بازیگر حرفه ای و به احتمال قوی بدون تمرین طولانی مدت (این حدس از روی نتیجه کار است) نمایش رو صرفا اجرا کردند
با دکوری بی روح و نور پردازی سنتی و گریم های وحشتناک و لباس های اشتباه! شما فکر کنید دو دختر نمایشنامه جناب رادی لباس های امروزی تنشان است اما سه شخصیت دیگر لباس های زمان آقای رادی را پوشیده اند.
بازی خانم مقتدی و خانم کابلی توی چشم می زد و نه تنها نشون می داد که روی شخصیت کار نکردند (چه خودشون چه کارگردان) بلکه خبر می داد دو شخصیت زن نمایشنامه رو نابود کردند
پی ... دیدن ادامه » نوشت:
بلای جان تئاتر تعداد زیاد سالن ها است و این سالن ها به هر کسی که بهشان پول بدهد بدون نظارت کیفی و توجه به نوع تئاتر متناسب با این سالها، سالن می دهند.
پی نوشت دو: سالن شماره دو شهرزاد دچار مشکل انعکاس صدا است و صداها زمانی که بازیگران پشت به تماشاگر یا نیمرخ به تماشاگر هستند بسیار ضعیف شنیده می شود.
عمو فرهاد قصه ها، سحرناز قاسم نژاد و رضا بولو این را خواندند
مرجان هوشیاری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
معمولن در نمایش هایی که طراحی صحنه شان به گونه ای است که بینِ پرده های نمایش باید تغییر و جابجایی در فرم دکور انجام شود صحنه تا جای ممکن تاریک می شود و کسانی که این وظیفه را دارند به روی سن آمده و تغییرات لازم را در اکسسوار اعمال می کنند. در این فاصله زمانی، تماشاچی باید بردباری به خرج دهد تا دوباره نورِ سن برگردد و نمایش، ادامه پیدا کند.
در ((یک روز تابستانی)) هنگام تغییر دکور، موزیک هایی با حال و هوای رمانتیک پخش می شد و همزمان دو خانم و دو آقایی که یونیفرمِ رسمی و یکسان به تن داشتند به گونه ای تغییرات مربوط به دکور را انجام می دادند که از دیدِ منِ تماشاچی، هیچ وقفه ای بینِ سه پرده اصلی نمایش احساس نشد؛ گویی نمایش، چهار بازیگرِ دیگر هم داشت.
عمو فرهاد قصه ها، *مریم* و فرزاد این را خواندند
سحرناز قاسم نژاد و نیما صادقی نیا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی نظیر و فریبنده،آقای فلاح از اون دسته بازیگرهایی که باید قدرشون رو دونست ایشون فوق العاده هستن. قبل از دیدن نمایش فکر میکردم درگیری من با داستان فقط همون یک ساعت و چندی هست چون از طنز همیشه انتظار همین هست ولی مخاطب مجبور به فکر کردن بعد از دیدن این تیاتر میشه و شاید کمک بشه که اندیشه ای جدید در مخاطب ساخته بشه.دمتون گرم آقای احمدی و آقای بهاروند شما ارزشمند هستین مقبول برای ستایش.
شاهین و سحرناز قاسم نژاد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر بد که تمدیدی در کار نیست! :|
سحرناز قاسم نژاد این را خواند
محمد ونائی و *مریم* این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار زیبایی بود و بعد سالها دوری برایم جذاب بود خصوصاً اجرای خوب آقای صباغی و آقای سروش.
تمایل داشتم شخصاً به عزیزان بازیگر برای اجرای خوبشان تبریک بگویم که فرصت نشد و بدین وسیله برایشان آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.
25 مرداد به دعوت رفیق خوبم دیدم
سحرناز قاسم نژاد این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر لذت بردم از این نمایش... با اینکه زمان اجرا طولانیه ولی اصلا خسته نمیشی.
یکی از بهترین نمایش هایی بود که دیدم و جناب آقای نعیمی و گروهشون مثل همیشه روی صحنه درخشیدند.
حیف که چنین اجرایی به جای سه ماه، اجراش به یک ماه تقلیل پیدا کرد. امیدوارم استقبال درخور بشه و همچنان تمدید بشه.
اونقدر با خوندن نقدها و نظرها تصورسازی کرده بودم که
کاملا منتظر بودم که با همچین داستان و دیالوگ هایی روبه رو شم
کمدی سینما و تیاتر ما روزای بدی رو داره میگذرونه، فقط دیدن اینجور
طنزهای فاخری باعث میشه یکم فراموش کنیم مطلوب مخاطب عام رو
امیدوارم شاهد دیدن فیلم های سینمایی این کارگردان باشیم!
(راستی جایی نخوندم اما خودم با تفکر بسیار ایهام اسم تیاتر رو پیداااا کردم=)))) فک کنم
زهرماری شاید همون زهرِ ماریا باشه که البته زهر نیست درده...) و جسارتا اون چیزایی که شده بودن =))) چی بود که انقدر راحت میخوردن بازیگرا؟
عمو فرهاد قصه ها و سحرناز قاسم نژاد این را خواندند
نازنین غفاری و شاهین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کنسرت نمایشی متفاوت . جذاب . لذت بخش . با گروهی حرفه ای
امیدوارم اجرای مجدد داشته باشید تا کسانی که موفق نشدن ببینن حتما بتونن این کار خوب رو تجربه کنن .واقعا ارزش چند بار دیدن رو هم داره .
سحرناز قاسم نژاد این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید