آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال | دیوار
S3 : 21:22:03 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
// پُست ابراهیم//
چقدر نمایش بدی بود...
پسا ابراهیم منظورم هست چیزی شبیه پُست مدرن!!!

ابراهیم هادی شهید شد اما ابراهیم حاتمی کیا زنده ماند
و امثال ابراهیم هادی را شهید کرد!!!
حاتمی کیا که با اسب اومد تو کوروش تا بگه داعش بده
مردم را ترسوند تا بگه داعش همه را می ترسونه...
از کجا معلوم ابراهیم هادی اگر زنده بود بهتر از حاتمی کیا
می شد.. اونم به بهانه شهدای کانال...
همانطور ... دیدن ادامه ›› که حاتمی کیا شخصیت های داستان اش چون
جنگ رفتند محق هستند مردم را به گروگان بگیرند...

اگر موسیقی از کرخه تا راین را حذف کنیم هنوز فیلم
بهتری است...
در کل اینکه ایده تکراری و پرداخت بد لیلی عاج کجایی
ابراهیم را به محاق برد..
می بینم که شاید ابراهیم هادی به جرم اختلاس به کانادا
پناهنده می شد..
علاوه بر زبیر سرنوشت شمر بن ذی الجوشن جالب توجه
است..
شمر در جنگ صفین مجروح شد، ممکنه بود شهید بشه
ولی زنده ماند وقایع عاشورا...
و برعکس زهیر بن قین عثمانی بود و مسیر معکوس شمر
را طی کرد..
خیلی این اسطوره سازی های احمقانه را نمی فهمم..

منظور به اینکه کجایی ابراهیم به روایت عاج، اثری عقیم،
شعارزده، تکراری و نصیحت محور از جنس ده نمکی هست
اگر ده نمکی ساخته بود اسم این نمایش کجایی ابراهیم ها
می شد و اسم ده نمکی مرا متعجب نمی کرد اما اسم لیلی
عاج مرا متعجب کرد، ازش انتظار همچین کار ضعیفی را
نداشتم..
اما انتخاب نقش قدرت خیلی خوب بود..
عین فرمانده اسبق پایگاه بسیج محله اسبق مان بود..
حرف زدنش، نوحه خوندنش... کلی حال کردم، به خصوص
کله کچل اش و نصیحت کردنش...
دقیقا هم همین جوری اند، آدم های ساده و معترض و البته
ضد رفسنجانی، خاتمی و روحانی..
بماند..
حس خوبی بود یک آدمی این قدر واقعی بود...
تنها نکته مثبت و دوست داشتنی و واقعی اثر بود...

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سه روزه میخام یه چیزی بنویسم، می‌ترسم سپهر جان هوایی بشه😉
سه تا از صندلی‌های این اجرا کج و کوله بودن و تماااام مدت نمایش منو یاد شیهیدن انداخت. آه و آه و آه
فاطمه معصومی این را خواند
Ali، سپهر و بهار گراوندی این را دوست دارند
دلم تنگ شده براش 😥
اگر اجرا داشت حتما هفته ای یک بار می رفتم 😁
۱ ساعت پیش
Ali
سپهر جان من که ندیدم انقدر که گفتی دوست داشتم ببینم فرصت نشد.
ناراحت نباش تعداد مخالفان اجرا بیشتر از موافقینش بود
سلیقه من هم به قول بعضی از دوستان یه جوریه 😁🤣
۱۱ دقیقه پیش
میم
بیا امید داشته باشیم یه روزی کرونا تموم میشه، کارهای خفن دوباره اجرا میرن و ماها هم میریم زندگی در هوای باز رو بدون دلهره ی بیمار شدن و بیماری دادن ب بقیه‌ رو دوباره تجربه می‌کنیم. این بار قطعن ...
خیلی بده که بگم همچین امیدی ندارم 🙈
۱۰ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آروین مقدمی
درباره نمایش توبه i
تبریک میگم به سرکار خانم زمانی و گروه بسیار پر استعدادشون، اجرای روان و قابل قبولی رو شاهد بودیم.
جز تعدادی نقص کوچک سایر اتفاقات نمایش دلنشین و دلچسب بود و امیدوارم هرروز بیشتر و بهتر از دیروز بدرخشید.
آذین حجازی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آذین حجازی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مصاحبه هنر آنلاین با امیر عبادی در مورد نمایش《 کمی از من را ببنید》

http://www.honaronline.ir/fa/tiny/news-152934
آذین حجازی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پوریا صادقی
درباره فیلم رضا i
یه فیلم محترم، نو، سنت شکن و ارزشمند
داستان از نگاه یک مرد با نگاه بالغ و روشن بیان میشه. مردی که بیشتر انسانه تا نر. مردی که علاقه رو تو احترام می دونه نه در مالکیت. احترام به خودش و محبوبش. وقتی محبوبش قصد ترک کردنش رو میگیره، به تصمیمش احترام میذاره. می دونه یه رابطه ی یه طرفه، رابطه نیست. احترام به محبوب.
از طرفی وقتی از ارتباطش خارج میشه، مدتی رو برای اون رابطه سوگواری میکنه‌‌، دپرس و بی حوصله میشه اما توش غرق نمیشه. به سیگار، مخدر و الکل پناه نمیبره. زندگی رو رها نمیکنه. زندگی ادامه داره. به دنبال یه رابطه میگرده تا بتونه به زندگی ادامه بده. احترام به خود.
وقتی احتمال میده ممکنه محبوبش برگرده، در رابطه جدیدش مطرح می کنه و تاوانش رو میپذیره. مسئولیت پذیری.
رضا یه فیلم احساسی با دستمایه های نوستالژیک نیست. که برای خوشایند مخاطب، هر احساساتی رو دستمایه کنه. با اینکه به شدت این پتانسیل رو داشت که از ریل خارج بشه و به اعماق یکی از این دامها سقوط کنه. اما شق و رق می ایسته و حرفش رو میزنه.
هرگز این میزان از بلوغ فکری رو در کارگردانی ایرانی ندیده بودم. ... دیدن ادامه ›› دست مریزاد

فیلمبرداری رو بسیار دوست داشتم. قابها، رنگ ها، حرکت دوربین در صحنه های مختلف عالی بود.
اینکه قابها بازیگر محور نبود و لوکیشن محور بود رو خیلی دوست داشتم. تقریبا همه ی قابها بر اساس معماری یا المان معماری انتخاب شده بود. در عین حال که موقعیت بازیگر/بازیگران هم درست انتخاب شده بود. شگفت انگیز بود.
قاب هایی که تقریبا همه عمق داشت.

نورپردازی ها کمی تیاتری بود که خب طبعا پسندیدم.

صدابرداری و صداگذاری رو دوست داشتم. موسیقی ها رو هم.

گریزی که در بیان مفهوم ها و اتفاقات مورد نظر و فرار از تیغ سانسورچی داشت هم هوشمندانه بود.

در مجموع نام علیرضا معتمدی تا مدتها در ذهنم خواهد ماند.
آذین حجازی این را خواند
بهار گراوندی، دیار، محسن جوانی، سپهر و نسیبه این را دوست دارند
من خیلی از این فیلم خوشم اومد. البته با خانواده دیدمش و اونا اصلا خوششون نیومد😅
۵ ساعت پیش
مشکل اساساً تعارض رفتاریشه
آدمی که یک درصد هم احتمال برگشت تو ذهنش باشه اونجوری رفتار نمی‌کنه
می‌ره مسجد چون میجد فقط خوشکله همین : منطق روایی صفر.
رفتار آدمی که لخت می‌شه و حال نداره و بر میگرده دارز میکشه با اون آدم سوپر اکتیو ( در مقایسه با اون آدم ) در تعارض کامله
اگر جعفر مدرس صادقی خونده بودی که اونم اصفهانیه بهتر میتونستم حرفم رو منتقل کنم
۲ ساعت پیش
محسن جوانی
مشکل اساساً تعارض رفتاریشه آدمی که یک درصد هم احتمال برگشت تو ذهنش باشه اونجوری رفتار نمی‌کنه می‌ره مسجد چون میجد فقط خوشکله همین : منطق روایی صفر. رفتار آدمی که لخت می‌شه و حال نداره و بر ...
منتظر برگشت نیست. فاطی رو دوست داره و دوست داره برگرده ولی منتظرش نیست. این جذابه. هیچ جا دیده نمیشه که منتظر باشه.

چه تعارضی؟ روشن فکری و مسجد رفتن؟

رضا یه نمونه خوب از ادمیه که کنترل خودش و زندگیش دستشه. خودش و زندگیش رو بعد از یه بحران جمع و جور میکنه.
دلیل بی حالیش از بین ... دیدن ادامه ›› رفته. تنها شده بود، دیپرس بود. دوباره یه رابطه رو شروع کرده، برگشته به حال خوبش.

به نظرم یه چیزی رو با یه سری مشخصه به عنوان منطق روایی در ذهنت پذیرفتی و خارج از اون رو بی منطق در نظر میگیری.

نمی دونم چرا داری با هم قیاس میکنی.
۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای من سر درآوردن از دنیای خواب همیشه دغدغه ای بود پر از اشتیاق، کنجکاوی و راز.
در ابتدای نمایش بخاطر محیط باز و سر و صدا های موجود تمرکز روی نمایش کمی سخت بود اما در ادامه، همون محیط کمکی شد برای بیشتر غرق شدن من در فضای خواب گونه و رمزآلود نمایش. درخت های بلند ، سایه های کشیده و صداهای در هم پیچیده. متن نمایش از نقاط قوت نمایش بود که دائما در تصویر سازی از من و تخیلاتم سبقت میگرفت. شاید نواقصی در طول کار وجود داشت اما انسجام بازیگران احساس همگنی که در تئاتر دنبال آن هستیم را به من میداد. شاید نیاز بود تا برای شنیدن مونولوگ های کار تمرکز بیشتری بخرج دهم، اما اگر واقعا به بازیگران گوش بسپارید تماما با فضای خواب آلود در محیط توهم زای نیمه جنگلیه پارک، مخلوط خواهید شد.
توصیه من این است که حتما اگر به دنبال تجربه ای کاملا متفاوت هستید، به تماشای این نمایش محیطی بایستید.
پویا و آذین حجازی این را خواندند
برکه بذری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
علی صفری
درباره نمایش هجوم i
در حال حاضر نزدیک به سیصد نوزاد سقط شده وجود دارن که نمی میرن

هجوم
نویسنده و کارگردان: علی صفری

به زودی در تماشاخانه اهورا
ایمان باقری
درباره فیلم رضا i
رضا فیلمی است که کیفیت متناقصی دارد اما در مجموع فیلم قابل تاملی است اگر فیلمساز تکلیفش را به روشنی با خود و مخاطب روشن میکرد که میخواهد فیلم سهل و ممتنع و صمیمی بسازد با فرمی ظاهرا بداهه و یا فیلمی روشن فکرانه با مایه های فلسفی عرفانی میشد با فیلم یکدست تری روبه رو بود و قضاوت روشن تری داشت.
این تناقض در همان نماهای ابتدایی وحود دارد شخصیت اصلی در نمای ثابت جلوی دوربین برای آماده شدن لباس خانه را در میاورد و لباس بیرون می پوشد و بی هیچ دلیلی باز لباس بیرون را در می آورد و دراز میکشد چنین نماهایی در اکثر فیلمها نشان داده نمیشود چون بی اهمیت و بی معنی به نظر می رسند روزمرگی وارد فیلم شده اما زمانی که نریشن وارد میشود نریشنی که روایت یک داستان فلسفی و عرفانی است ناگاهان فضا بوی تفاخر میگیرد.
در ادامه وارد رابطه ها و گفتگوهای رضا با زن های اطرافش میشویم اکثر سکانسهای دو نفره هم در پردازش میزانسن و هم دیالگوها اتمسفر روزمرگی و صمیمت و بداهه دارند رضا هم آدم باحال و ریلکسی به نظر می رسد که وارد است با دخترها گرم بگیرد حتی اگر در حال طلاق باشد طلاقی که باز هم نیازی نیست دلیل آنچنانی داشته باشد.اگر دو نفر میخواهند ناهار بخورند واقعا جلوی دوربین ناهار میخورند دو تا قاشق تو دهنشان نمیگذارند و تمام. اگر قرار باشد به گربه ها قطره ای داده شود واقعا به همه گربه های توی صحنه قطره داده میشه و این کاراها در خلال همان گفتگوها انجام میشود
اما باز در سکانسهای بعدی شاهد صحنه های خاصی هستیم از مسجد و مولودی خوانی و نوازندگی ترومپت در خیابانی خالی و سورئالی و نمای شیک دو نفره وسط بیابان که در پس زمینه شتری وجود دارد و مناسک خال کوبی در حمام باستانی... واقعا این ادا و اطوارها یعنی چه؟ و چه ربطی به بقیه ... دیدن ادامه ›› فیلم دارد؟
فیلمی که باید بی آلایش باشد چون آدمش هم ظاهرا بی شیله و پیله است و به نوعی خودش است و هول و هراسی درونی انچنانی هم ندارد حتی روی تخت بیمارستان هم مخ دختری را کار می گیرد حالا آن داستان سورئال اضمحلال پیرمردی در انتظار مرگ در کجای دغدغه هایش در کل فیلم دیده شده؟
رضا ظاهرا آدم راضی و جاری ای هست به بیان صریح دخترباز بوده و دخترهای دانشگاه را دور خودش جمع میکرده و سر جنگ هم با زندگی ندارد
اما مسئله این است که بسیاری از آدمها نمی خواهند یا نمی توانند چنین افرادی را جدی بگیرند و همین مسئله چالش ارتباطی افراد با امثال رضاست منتها در انواع مختلفی از واکنشها از خشونت عریان ویلت، دو به شکی فاطی از رفتن و ماندن و پس زدن صریح دوست دانشکاهی که رضا هیچ وقت برایش جالب نبوده اصل فیلم این است در همین حد ملموس و زمینی و نبود آن اضافات ملوکانه هم فیلم را ملموس تر و صمیمانه تر میکرد.
یاماها

نمایشنوشتی است که قرار نبود من اجرا کنم ولی قرعه به نام خودم افتاد...

هفته دیگه به صحنه می آییم
و
اصل حرف را در نمایش میزنیم

تئاترشهر سالن قشقایی



گیشه حضوری به علت کرونا تعطیل است


پ ن: در نمایش دو شخصیت ایران به توران تغییر کرده اند و برای زحمت های گروه این تغییر را پذیرفتم و شرمنده دو ایران در متن شدم🎭🙏
بی نهایت زیبا ، عالی و بینظیر.....
نمایشی بسیار جذاب با اجرای زیبا و درخشان بازیگران بخصوص برقراری ارتباط بازیگران با تماشاگران جالب بود و صد البته معلوم بود که انتخاب بجا و درست این بازیگران توسط کارگردانی ماهر انجام شده ، و البته گریم عالی به همراهی موسیقی دلنواز و نورپردازی زیبا ، که در کل نمایشی بود دارای تمامی استانداردها....
تبریک و سپاس از تمامی عوامل این نمایش با ارزش که باعث شدند که این نمایش همیشه برایم خاطره انگیز شود و تا ابد در ذهن و یادم بماند...
پویا، فاطمه معصومی و آذین حجازی این را خواندند
علی روان بد و میثم پاکدامن این را دوست دارند
متشکریم از حضور پر انرژی و خوب شما🙏🏼🤞🏼
۱۸ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از اون بی‌ربط موقت‌ها که نیلوفر میگه!!
خودمون رو کشتیم که این شکلک‌ها بیاد به تیوال ولی از اون روز کسی همون قلب‌های دو رنگ سابق رو هم نمیذاره دیگه 😂😅♥️🌹🥰😘❤️🤦🏻🙈🖤😍🤩🥳😜🧐🤨😟💓💗💖💝💕💞♥️❤️🧡💘❣️💔
صبا صالحیان
درک می‌کنم کاملاً 😂 خودمم همینا رو گذروندم... بعد تازه میگن هنریا تنبلن 😐 فقط من چون بخش تئوری هم برام جذاب نبود دیگه برای ارشد هیچ اقدامی نکردم ⁦✌🏻⁩😁😋 موفق باشی 😊
دقیقا😅
ممنون صبا جان🌸 تو هم موفق باشی همیشه☺️
۲ ساعت پیش
😁😁😁😁😁🥰😍🤩
۲ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به نظر من تمام عناصر نمایش خوب بودن حتی طراحی صحنه. برید ببینید تا تموم نشده :-)
به عنوان یک شهروند کمدی در صحنه‌های مختلف نمایش با دوستان کمدی بسیار هم‌ذات پنداری کردم.
محمد حسن موسوی کیانی این را خواند
میم، پوریا صادقی و پویا این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ولی ما یه روزی بر می گردیم به خودمون
بر می گردیم و توی گودی گردنی که
بوی الکل ازته مونده ی یه عطر فرانسوی میده
به قسمتی از خودمون می رسیم
بر می گردیم و لای قرصای سبز وآبیه توی کابینت، دنبال راه فراریم
فرار از کسی که خودمون ساختیم
بر می گردیم و تیکه های زخمی مونو
توی دیالوگ نوید محمدزاده جمع و جور می کنیم وقتی می گفت:
اگه دوسم نداشت چرا می خندید؟
یه روز تموم خرده ریزه هامونو ازکف آشپزخونه طی میکشیم
و ازپنجره ... دیدن ادامه ›› پرت می کنیم بیرون
اون زمان حتما وقتی زندوکیلی می خونه
گرچه شاید روز دیدارتو درتقویم من نیست
با نگاهت تا شب جان کندنم همراه من باش
قشنگ ترین نوستالژی رو برامون میسازه و اون آدم درون آینه
باهامون خیلی فاصله داره
برمی گردیم و وقتی یراحی با موهای جوگندمیش
به یاد جوونیاش میخونه
پاییز تنها یادگاریه ازتو
یادمون میاد چقدر عاشق پاییز بودیم
عاشق بارون
عاشق بوی سیگارتر
ما یه روزی بر می گردیم به خودمون!
به دوست داشتن هامون
علی، نیلوفر ثانی، امیر مسعود و آذین حجازی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یک سری کامنت ها رو خوندم، گفتم بالاخره بعد مدت ها یه فیلم خوب ببینم! 20 دقیقه اول فیلم رو به زور تحمل کردم.
پوریا صادقی، پویا، سپهر و آذین حجازی این را خواندند
پس چرا نظر منو آقای جوانی و نخوندید؟
۲۳ ساعت پیش
به این بدی هم نیست دیگه خدایی!!
۱۹ ساعت پیش
منم خیلی دوستش داشتم...
۶ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اجرای پایانی روز شنبه در فرهنگسرای نیاوران
مشتاق حضور علاقه مندان هنر،فرهنگ،ادبیات و به ویژه هنرهای معاصر و اجرایی و تجربی هستیم.
رفقا این فیلم کوتاه رو ببینید حتماً
https://youtube.com/watch?v=HYcO8gzq79s
سپهر
خیلی وقت پیش دیدم و نپسندیدمش 🙈
هشتگ سلیقه
هشتگ حضرت‌عباسی
😂😂😂
۱۹ ساعت پیش
دم شما گرم، دنبالش بودم 👍
۱۰ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
fariba akbari
درباره نمایش آلم__آنی i
باز هم صلیب شکسته که نشان از آیین میترایسم دارد چلیپا که نشان از چهار عنصر است در ایران باستان
پویا و فاطمه معصومی این را خواندند
پوریا صادقی این را دوست دارد
فریبای عزیز،
از اونجاییکه می دونم به این مسایل علاقمندی، صلیب شکسته یکی از سمبل های هندویسمه و با میترایسم ارتباطی نداره.
میترایسم در منطقه ی ایران باستان و بعدها یونان رواج داشت. و هندویسم هم در تمدن دره سند. این دو در زمان خودشون دو تفکر متقابل و متضاد بودن.
Ali
خانم اکبری عزیز من اینجا مینویسم بیشتر به خاطر ترغیب کردن دوستان به خواندن شاهنامه است و نه به کرسی نشاندن حرفم . اگر شما شاهنامه رو خوانده اید و اینگونه نتیجه گرفته اید که درود بر شما . ولی ...
درباره کیکاوس که پادشاهی قدرت طلب بود و رستم ترمزی برای قدرت طلبی او بود حالا برخی ها پرواز کیکاوس را بهانه ای دانسته اند استادهایی هم او را مستبد دانستند البته به گفته برخی ها ولی در نهایت رستم جانب شاه را نگهداشت و به جنگ دیو سپید رفت و او را شکست داد و دوباره کیکاوس را به تخت نشاند درباره آزادگی رستم با شما موافقم همینقدر کافی است که حاضر نشد به بند اسفندیار درآید اما در نهایت رستم سردار مهمی بود که در تمام جنگها حضور داشت چطور میتواند رسمی نباشد رستم تا زمان کیخسرو سردار مهم ایران زمین بود بعد که کیخسرو پیشنهاد پادشاهی لهراسب را میدهد و متاسفانه از آن زمان به بعد جنگهای مذهبی پیش می آید رستم به سیستان میرود و آنجا زندگی میکند به نوعی حکمران آنجا میشود طوس همیشه قلب سپاه را نگه میداشته و رستم فرماندهی جنگ را انجام میداده - تو قلب سپه را به آیین بدار البته تمام اینها در شاهنامه هست اگر امکانش بود عکس میگرفتم از شاهنامه ام و برایتان میفرستادم که رستم جانب پادشاهی و ایران را نگهداشت - خدا ، میهن ، شاه از گفته های معروف سرداران جنگ آن دوران بوده و در بالا نوشتم بزرگترین سوگند رستم خورشید و شاه بوده - چنین گفت رستم که گردان سپهر- ببینیم تا بر که گردد بمهر - - - که گردان سپهر جهان ... دیدن ادامه ›› یار ماست
مه و مهر گردون نگهدار ماست اینها گفته های رستم است در جنگ با کاموس کشانی - علی گرامی همینقدر بگم که گاهی اوقات شاهنامه را میخونم صدای چکاچک شمشیر را میشنوم و موهای بدنم سیخ میشود از این همه عظمت و ابهتی و شجاعتی که ایرانی ها در جنگ نشان میدادند و همه امید من این است که اون بزرگی و اون شجاعت دوباره در وجودمون زنده بشه با سپاس از شما که شاهنامه میخونید این برایم ارزشمند است

۶ ساعت پیش
چه بحث شیرینی، درود بر همگی شما
۲ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اجرای پایانی
شنبه ۱۲ مهر ماه
فضای باز فرهنگسرای نیاوران
با کمال احترام و حمایت از گروه های تئاتر خصوصا در این ایام کرونا ...
من اصلا نظر تخصصی نمی تونم بدم چون دانشش رو ندارم . ولی از دیدگاه مخاطب عام، متاسفانه نمایش رو دوست نداشتم. نمایشی روایتی که در نهایت چیزی به شما نمی دهد.
کیفیت صدای سالن بسیار بد. تقریبا از هیچ هنر گریمی استفاده نشده بود و از نظر بنده بعضی از شخصیت های ارائه شده به لباس و چهره نمی خوردند. هرچند حضور چهره ای معروف در بین تماشاچیان باعث دلگرمی برای دوستان بود و بازی تعدادی از خانو ها رو دوست داشتم. طنز ریزی هم چاشنی برخی از دیالوگ ها بود.