تیوال فیلم خانم یایا
S3 : 12:44:49
خـریــــد
۳,۵۰۰، ۴,۰۰۰، ۴,۵۰۰ و ۵,۰۰۰ تومان
 بها: ۳,۵۰۰، ۴,۰۰۰، ۴,۵۰۰ و ۵,۰۰۰ تومان
: عبدالرضا کاهانی
: حمید فرخ نژاد، رضا عطاران، نیتایا چرسی و امین حیایی
: حمید پنداشته
: احسان ظلی پور
: تهاناتپون سینپونکوید
: معین مطلبی
: شیما منفرد
: علی علویان
: کیت وات چیناکوته
: ناصر انتظاری
: پاریسا آنودیت
: ساریسا سارنسیرکون
: پیمن لامسارمان
: سوچاوادیسینقاکلاگپول
: پیسیت رومنگسیرریوات
: تهانادت پرادیت
: ناتاساک ورانوراپانیچ
: پاز استودیو
: پلی گروپ
: ستاره سینما
این فیلم داستان دو باجناق است که پس از فوت پدر زنشان راه او را پی گرفته و به بهانه تجارت در چین گریزی هم به پاتایا میزنند اما رویارویی آن ها با دوست قدیمی همه چیز را به هم میزند...

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فیلمی به غایت شجاعانه هم در فرم هم در محتوا!

تا بحال فیلمی با این شدت و حدت حریص و اگرسیو در بیان مفهوم و محتوا، و پیگیر در قالب و ساختار اتخاذ شده ندیده بودم..
بطوری که دیدگاه جز به کل از فوکوس روی شخصیت و محتوا به سرتاسر فیلم و فرم و ساحتارش نفوذ و رسوخ کرده بود..

حتی بازیگران فیلم لحظه ای از فرمول محتوایی کارگردان که با ولع خاصی از تاکید روی زیرلایه مفهومی داستان به شخصیت هاش تسری پیدا کرده، تزلزل یا لغزشی پیدا نمی کنند

به غایت عجیب و درگیر کننده!

اینکه از فیلم لذت بردم یا نه، بجث جداگونه ایه..به جنس لذت مورد نظر مخاطب بسیار بستگی داره این موضوع.
منظورتون از فرم احیانا هیکل برهنه این دو بزرگوار هست که تا حلقمون و پوشش دادند:)))
۱۵ آذر ۱۳۹۷
ممنون از خودت محمد جان که همراهی :)
ایشالا خوشت بیاد صمیمانه
۲۱ آذر ۱۳۹۷
فکر کنم گرفتم که چجوریه حتما خوشم میاد دمت گرم
۲۱ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با این دید که قرار یک انتقام ببینم وارد سینما شدم و یک ساعت ونیم شکنجه شدم اما راضی از سینما اومدم بیرون!
دیدن این فیلم سخته برای همین به هرکسی نمیشه توصیه کرد یک مانیفست شخصی در برابر همه آنچه که بر کارگردان و فیلم هاش گذشته ؛ بهترین سکانس برای من سکانس شنا خانم یایا با گرمکن ورزشی و هم چنین سکانس آخر که شلیک نهایی به تماشاگری که هنوز در خوابه و نفهمیده کجا چه خبره.
ای بابا چقدر گیج شدیم من عاشق کاهانیم اما همه به این فیلمش بدو بیراه میگن بالاخره شکنجه میشیم یا خوشمون میاد؟
۱۲ آذر ۱۳۹۷
آقای کار آمد شکنجه هم نشوید حوصله تون سر میره
۱۲ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«یایای ما رو دزدیدند،دارن باهاش پز میدن.»

نگاه دیگر به فیلم خانم یانا ،

تصور کنیم خانم یایا را دولتی است (احتمالا جناب کاهانی هم چنین هدفی داشته اند) که با تبلیغاتی خاص، مخاطبینش را فریب داده و حالا هم که در جایگاه خود نشسته، در همه کارها دخالت می‌کند و واهمه‌ای بین مردم راه انداخته است.
دولتی که حرف‌هایش انگاری از زبان دیگری ادا می‌شود و نه فارسی و مانند بیگانه با مردمش رفتار می‌کند و همچنین آنها را ممنوع الخروج می‌کند و در صورت اعتراض، کارشان را به زندان هم می‌کشد. خانم یایایی که نفس کشیدن را از مردم گرفته و آنها را حتی مجبور می‌کند که ماهانه پولی دهند تا او بتواند با یک شخص دیگر، یک خانه ماساژ در جای دیگری به جز ایران راه اندازی کند (که می‌تواند تعبیری از انتقاد به ساخت و ساز در کشورهای دوست و همسایه باشد)

حتی در سکانسی از فیلم که ناصر ... دیدن ادامه » و مرتضی در شهر در حال گشت و گذار هستند، با جشن آب بازی مردم روبرو می‌شوند و این سکانس آب پاشی با افکت‌های صوتی و صداهای تیراندازی همراه می‌شود، موضوعی که سالهاست در ایران قدغن شده و آب بازی دختران و پسران را به مثابه عملی قبیح می‌دانند و دو ایرانی داخل فیلم نیز نمی‌توانند در این جشن و شادی شرکت کنند، چرا که عادت کرده‌اند آب بازی را چیز خوبی ندانند. اصولا دو ایرانی داخل فیلم، با اینکه در شهر توریستی پاتایا هستند، یادشان رفته چگونه تفریح کنند و با خوردن مالشعیر و یا سر تکان دادن در دانسینگ‌ها، فکر می‌کنند که در حال تفریح کردن هستند.

خانم یایا از منظر روانشناختی هم می‌تواند همان اعتماد و باور مردم باشد که از دست رفته و وجدانیست که دیگر خوابیده و قصد بیدار شدن هم ندارد.
علی ایهالحال کمتر کسی است که خانم یایا را به مسائل اجتماعی و سیاسی ربط دهد و در صورت ربط دادن هم فیضی از این کار نمی‌برد چرا که همین پیام‌ها و صحبت‌ها می‌توانست خیلی شفاف‌تر و جسورانه‌تر بیان شود، مثل کاری که دیگر کارگردان خوب کشورمان، کمال تبریزی که در مارموز کرده (این فیلم 30 آبان اکران میشه) و اتفاقا بستر درست کمدی را نیز برای کارش انتخاب کرده است.



تمام این صحبت ها درست و میشه این رو برداشت کرد اما سکانس پایانی نشون میده اونها حتی از اطاقشون هم بیرون نیومدن و تمام اتفاقات خیالی و در ذهنشون بوده در واقع تمام ترس ها و خط قرمزهاشون بود . به نظر به غیر از سکانس اب بازی که طعنه زد زیاد هم سیاسی نبود بیشتر ... دیدن ادامه » تو لایه های شخصیتیه چند قشر خاص که بهتر بگم خاص نما بودن در حال نفوذ بود در کل کار بدی نبود اما خب قبول دارم که بعد از اسب حیوان نجیبی است توقع ها بالا رفت . به نظرم کارهای اقای کاهانی رو اینجور بگیم بهتره
قبکاهانی قبل از اسب حیوان نجیبی است و بعد از آن .
۲۷ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
[In reply to Farhad Riazi]
"زیست‌هایِ تیز و سویه‌های خاموش"
یکی از بزرگترین دستاوردهایِ سینما، این رفیقِ از گذشته تا هنوز، برای من در طی چند سال اخیر، شناخت لحن‌ها و تصویرهای متفاوت از مفهومی به نام "انسان" بوده که باعث شده تصور کلیشه‌ای و تک‌بعدی این ساحت در درون من بشکنه و قرائت‌های مختلف این موضوع را با احترام بیشتری دنبال کنم(این رو سینما به من یاد داده ولی اینکه چقدر من تونسته‌ام این آموزه رو به تجربه زیسته تبدیل کنم، نمی‌دونم و طبعا دیگران باید درباره‌اش نظر بدند.)
من در "جدایی نادر از سیمین"(اصغر فرهادی) با زیبایی‌شناختی دروغ و عدم بیان حقیقت برای بقای زندگی در روزهایی روبرو شدم(دروغ نادر پیش روی دخترش)، در"آسمان زرد کم عمق"(بهرام توکلی)، زیبایی شناختی مفهوم دیریاب و پیچیده «انتهای زیبایی کجاست؟» را تجربه کردم(ذهن فاجعه ... دیدن ادامه » ساز غزل)، در "ابد و یک روز" به زیبایی‌شناختی لحن انسان‌ها و تاثیر معنادارش در کیفیت رابطه‌های انسانی برخورد کردم(شیوه رابطه دیگر اعضای خانواده با محسن/ برادر معتاد)، در "شعله ور"(حمید نعمت‌الله) به زیبایی‌شناسی نادیده‌انگاشته‌شدن یک انسان که منجر به رسیدن او به سطح تصور ناپذیری از رذالت می‌شه رسیدم(نگاه فرید به انسان‌های پیرامونش) و...همه این‌ها با آشنایی‌‌زدایی از مفاهیمی پذیرفته شده در ذهنم، اون‌ها رو شکوند و من رو به ساحت دیگری از اون‌ها آشنا کرد که نتیجه بلافصل‌اش، واژه‌های تازه و کشف جنبه‌های دیده‌نشده از درون خودم برای خودم بود. تعبیر برادرم مرتضی از این فیلم‌ها، "آثار گوشه دار"ئه که مثل لبه‌های تیز اجسام در مکانیک که فیلِت زده نشده و به خاطر همین آدم رو دچار تمرکز تنش می‌کنند، تو رو با لبه‌های تیز و صیقل‌داده نشده از خودت، دیگران و جهان هستی روبرو می‌کنند.
"خانم یایا"، فیلم جدید و غیرمنتظره عبدالرضا کاهانی، فیلمساز زیرک و حیله‌گر سینمامون برای من، برگ جدید و تازه و بدیعی از این قصه بود. کاهانی، بعد از فیلم «استراحت مطلق» که یک سکته در شیوه بیانی معمول و منحصر به فردش برای من بود، دوباره به خودش برگشته و نگاه تیز و گوشه‌دارش. اون تو فیلم جدیدش داستان مبهم و کمینه‌گویی از دو باجناق، مرتضی و ناصر رو روایت می‌کنه که به پاتایای تایلند رفتند. کاهانی زیرکانه روایت رو مبهم و کم‌گو باقی می‌ذاره. ما نمی‌فهمیم این دو نفر اینجا چیکار می‌کنند، چرا این‌ها در فیلم فارسی حرف می‌زنند و دیگران تایلندی جواب‌شون رو می‌دند و هر دوشون حرف هم رو می‌فهمند!، خانم یایا اصلا وجود خارجی داره یا نه و شخصیت عظیم دقیقا چی داره می‌گه و اصلا لحن این فیلم بالاخره طنزه یا جدیه(و یا چندلحنیه) ولی یک باره از وسط فیلم، تو با لایه بعدی اون روبرو می‌شی. اینکه آدم‌ها با گذشته‌ها و لایه‌های پنهان خودشون چطور روبرو می‌شند؟ اینکه این خانم یایایِ درونمون کجاست که اجازه خیلی کارها رو به ما نمی‌ده؟(شاید قرائتی از مفهوم نفس لوامه). مثلا یک فرد مذهبی در پاتایای تایلند، مثلا سواحل آنتالیای ترکیه احتمالا چطور برخورد خواهد کرد؟ اون جاهایی که تو مجبوری یک سری تصاویر رو ببینی اونجا اون آدم، چطور رفتار خواهد کرد؟ آیا ما، به واسطه زیست در یک جامعه استبداد زده که تصویر کلیشه‌ای و تک بعدی‌از همه افراد را درخواست می‌کنه و همه رو به مشابه‌سازی در نظام آموزشی و ارزشی دعوت می‌کنه(که نتیجه تلخ‌اش، ریاکاری و پنهان‌سازی درون خودمان در بسیاری از بخشهای ساعت‌های زندگی و جامعه‌مونه) اصلا اون جنبه‌های پنهان از خودمون رو دیدیم؟(مثلا اینکه بخش‌های بازیگوش وجودِ ما مردها که مثلا زیبایی و جذابیت‌های زنانه رو چطور می‌بینه و احیانا قضاوت می‌کنه). و زمانی که اون بعدهای خاموش رو پیدا کنیم، شیوه برخورد خودمون و اطرافیان‌مون با اون چیه؟ آیا اون فردِ جدید رو می‌پذیرند؟ در اینجا و از این دریچه چقدر این فیلم شبیه ایده درخشان فیلم "تاریخچه خشونت"(دیوید کراننبرگ، 2005) می‌شه که یک فرد آرام را نشون می‌ده که با خانواده‌اش ارتباط خوبی داره ولی یک گروه به سراغش می‌یان و هی گذشته‌اش رو به یادش می‌آرند که بعدتر متوجه می‌شیم چه انسان جانی و خطرناکی بوده ولی الان تغییر کرده و این سوال رو مطرح می‌کنه که آیا جامعه، این فردِ آرامِ جدید را می‌پذیره یا هی بهش به خاطر گذشته‌اش بهش سرکوفت می‌زنه؟
[In reply to Farhad Riazi]
فیلم "خانم یایا" این روزها بر پرده سینماهاست و متاسفانه از یک بعد اساسی در ارتباط با تماشاگر به نظرم مورد آسیب جدی قرار گرفته اینکه به دلیل شیوه غلط متولیان تبلیغاتی اون، این فیلم داره با اسم "فیلم کمدی" به مخاطبین معرفی می‌شه و تماشاگران با این ذهنیت آماده دیدنش می‌شند، در حالی که این فیلم اصلا کمدی نیست و این شیوه اشتباه پرزنت و معرفی، مخاطبین رو به سمت مسیری دیگر برده. کلا همیشه به نظرم یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین کارها در برخورد با لحن‌های متفاوت آدم‌ها و گونه‌های غیرمعمول تجربه زیستی، شیوه پرزنت و معرفی کسیه که داره اون فرد/ اثر رو به تو پیشنهاد می‌کنه. اون زاویه دید پیشنهادی، می‌تونه به کل شیوه نگاه به فرد یا اثری رو در زندگی به نظرم عوض کنه. من مشتاقانه منتظر تماشای دوباره فیلم جذاب عبدالرضا کاهانی هستم و اینکه بتونم به لحن غیرمنتظره و جدید و گوشه‌دارش دل بیشتری بدم و با آدم‌هاش همراه بشم و خودِ بیشتری از این فرهاد ریاضی رو پیدا کنم. حتما پیشنهاد داشتم شما هم تجربه جهانِ پیشنهادی "خانم یایا" رو از دست ندید..
خود ترکیب "زیبایی‌شناسی نادیده‌انگاشته‌شدن" زیبایی غریبی داره :))

چقدر خوشحالم که این چند روز اخیر بالاخره نوشته‌ها، تحلیل‌ها، توصیف‌ها و نقدهای روشنگرانه مثبت در مورد تجربه‌اندوزی تازه کاهانی می‌خونم.
به سیاق شهود شما، این فیلم برای من ... دیدن ادامه » حاوی و حاکی "زیبایی‌شناسی اجتناب، خودداری و طفره‌رفتن" بود؛ با اون لبه‌ها و گوشه‌های تیز فراوان. مدام لب‌ تر می‌کرد که چیزی رو که نوک زبونش هست بگه ولی، نمی‌گفت.
۲۶ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از آقای کاهانی عجیبه ! این فیلم رو دیدم و برای کارگردانی با اون رزومه واقعا حیف حیف که اینروزها برای پول چه کارها که نمی کنند
و واقعا یک سوال مردم از دیدن حمید فرخ نژاد رضا عطاران خسته نشدند ؟!
پس شما چطور شد رفتی کار و دیدی؟
۲۰ آبان ۱۳۹۷
اقای فرخ نژاد گفت اصلا کمدی نیست مشکل از تیزر ساخته شده بود که اونم دست تهیه کننده گرامی
۲۱ آبان ۱۳۹۷
روز دوم آقای فرخ نژاد به خاطر اعتراضات شدید مردم به صفحه اینستاگرامشون اینو نوشتن من از فالورها شون هستم من دقیقا روز اول اکران پردیس باغ کتاب رفتم چون فکر میکردم کمدیه بچه مو بردم از روز دوم این عنوان که این فیلم کمدی نیست اضافه شد .
۲۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احسنت به کاهانی...
هر کارگردان دیگری بود با این متریال هایی که در اختیار داشت(عطاران -فرخ نژاد -حیایی- پاتایا) یک کمدی پرفروش می ساخت و هزینه ساخت فیلم های بعدیش رو به راحتی در می آورد اما کاهانی فیلمی ساخته برای تفکر و نقد طبقه اجتماعی ای که شاید کسی جسارتش را نداشت...
به زودی برای این فیلم می نویسم...
دوست گرامی نظر شما محترم ولی برای حرف زدن و اعتراض لقمه را نباید دور سر هفتصد دور چرخاند !
۲۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید